سلام مجدد به جناب استاد طاهرزاده: عذرخواهم باز مصدع میشوم چون نکات مهمی در خصوص موقع و مقام بحث وجود دارد که نیاز هست مورد التفات استاد مکرم قرار گیرد. اگر دغدغه حضرت عالی استفاده نکردن از لفظ «خائن» برای جریان وفاق است از حیث عدم ایجاد تشنج در فضای سیاسی، چند نکته گفتنی است: ۱. شأن بحث ما به نظر حقیر بسیار فراتر از این بود که صرفاً با بیان تذکرات مربوط به زبان و ادب بخواهد رفع رجوع شود. اما چون چنین چیزی تلقی شد نیاز هست توضیحاتی عرض کنم. اولا بنده در مرسوله، آقایان پزشکیان و قالیبالف را «خائن» خطاب نکردم و اصولا محور بحثام الصاق یک سری القاب و عنوانها به افراد نبود. ما به روابط سازمانی قابل اثبات و مستند آقایان ظریف و سریع القلم با شبکه نهادهای راکفلرها اشاره کردیم که معمار کلان برجام از آمریکا بودند و مذاکرات اخیر هم در همان راستاست چنان که عرض خواهد شد. ۲. در خصوص آقایان پزشکیان و قالیباف، قطعا میتوان بین خطاهایی که با حسن نیت اما از سر تأثر از گفتمان استعماری اصلاحات نشأت میگیرد و خطاهایی که سر از خبث طینت است تفکیک کرد، فلذا از استفاده از القابی چون «خائن» برای ایشان اجتناب کرد. ۳. این جدای از این بحث است که اصولاً لوازم و شرایط احراز «خیانت» برای مسئولین چیست. اجمالا آنچه روشن است اینکه نفس وجود «حسن نیت» در مسئولینی که کشور را دچار ضربات مهلک کردند، نافی مسئولیت دنیایی و عقوبت الهی برای آنها نیست. اگر فرموده امیر حکمت علیه السلام را ملاک قرار دهیم نفس پذیرش مسئولیت برای افراد که صلاحیت اندیشهای و علمی لازم برای آن را ندارند در احراز خیانت کفایت میکند. و ضمناً خوب میدانید که برخی شخصیتهای منفی صدر اسلام مثل سعد ابن ابی وقاص با «حسن نیت» با اوامر ولایی مخالفت میکردند! ۴. اینکه رهبری جدید، اختلاف خود با تیم آقایان قالیباف و پزشکیان را علنی کردند و تمام مسئولیت را متوجه آقای پزشکیان کردند، به معنی جدی بودن اختلافات است. بدیهی است اگر «مصلحت» ایجاب کند که با دولت و رئیس مجلس مستقر برخورد انتقادی هم شود، تلاش برای حفظ آرامش کشور و جلوگیری از تنش ضروری است؛ چون دشمن ممکن است از تنشهای احتمالی ناشی از تذکر خطاهای بزرگ مسئولین نیز به نفع خود استفاده کند اما... ۴.۱ با توجه به سابقه برجام، ضربات مهلک و کشنده به کشور در عملکرد دوساله جریان وفاق، از جمله اقدام دشمن به ترور رهبر شهید با علم به اینکه ایشان مانع پیشرفت مذاکرات با وفاقیون هستند!، نظر کارشناسیِ کارشناسان نخبه و «فهیم» مبنی بر اینکه پذیرش آتشبس فرصت بازسازی اقتصاد و نظامی و سیاسی را برای ترامپ لعین و حمله مجدد به کشور از موضع قویتر را فراهم کرد، قلع و قمع بیسابقه شیعیان به دست اسرائيل در همان ساعات اولیه آتشبس از جمله نابودی ۶۰ روستا، رسیدن نبطیه پایگاه تاریخی مقاومت به مرز سقوط و دسترسی دشمن به شهرکهای زیرزمینی حزبالله، دروغها و خلافگوییهای مکرر جریان وفاق درباره مذاکرات، افشاگریها از پشت پرده مذاکرات با رهبری که دال بر تهدید آقای پزشکیان به استعفاء در صورت عدم پذیرش خواستههای آنان و تذکرات شدید رهبر فعلی به تیم مذاکره کننده به دلیل تخطیهای جدی در مذاکرات پاکستان بود؛ و عقبتر، نقش جریان اصلاحات در سقوط سوریه باتوجه به افشاگریهای اخیر آقای وحید جلیلی مبنی بر مخالفت آقای ظریف با گسترش روابط اقتصادی استراتژیک با سوریه و دهها نکته گفته و نگفته دیگر در خصوص مجموعه جریان اصلاحات/وفاق، ما نمیتوانیم هیچ نتیجهای جز «وجوب برخورد انتقادی جدی» با این جریان بگیریم در عین اینکه میدانیم تنشهای سیاسی نیز به ضرر کشور است با این حال... ۴.۲ چنانکه تجربه برجام و وفاق اثبات کرد، مدارا و مماشات با این جریان میتواند نتایجی چون قتل رهبری و سقوط حماس و شهادت مقامات نظامی و قلع و قمع حزب الله و کن فیکون شدن فرهنگ و اقتصاد کشور را داشته باشد. لذا با توجه به این ملاحظات این سؤال پیش میآید که آیا واقعا از نظر آن استاد محترم، مشکلات ناشی از برخورد انتقادی با جریان وفاق، از این فجایعی که در همین ۲ سال سر کشور آمد، بیشتر و خطرناکتر و فاجعهبار تراست؟!!! کدام دعوای سیاسی از نظر شما میتوانست چنین بلاهایی بر سر کشور بیاورد و تاکجا میتوان با این روند مهلک و مخرب وفاقیون که با خیرهسری عجیبی جلو میرود مماشات کرد؟!! ۳. در خصوص نکته شما درباره «فهم» فکری جریانها بنده با توجه به مطالعات وسیعام در فلسفه، عرفان نظری، تاریخ روابط بین الملل، اقتصاد سیاسی و تاریخ نبردهای اطلاعاتی و حتی جنبههای باطنی منازعات ما با دشمن، نسبت به عقبه فکری و سازمانی جریانهای سیاسی کشور بحمدالله بصیرتهای نظری و تاریخی قابل توجهی به دست آورده ام. مثلاً مدتها است دریافتیم که چارچوب فکری آقای ظریف و سریعالقلم که در دانش روابط بینالملل از آن تعبیر به «بینالمللگرایی» میشود عیناً رویکردی است که خاندان شیطانی راکفلر یک قرن است در دنیا برای بسط سلطه جهانی زرسالارانی چون خودشان ترویج کردند. روابط سازمانی ظریف و سریعالقلم نیز با شبکه راکفلرها را مستنداً «فهمیدیم». خوب حالا که اشتراک فکری و راهبردی و سازمانی بین جریان لیبرال در سیاست خارجی با منحوسترین زرسالاران غرب را «فهمیدیم» و رد پای همانها را در برجام و مذاکرات اخیر و مقاله اخیر ظریف در فارن افرز (نشریه پایگاه راکفلرها) دیدیم تکلیف چیست؟ به اسم وفاق و حفظ آرامش کشور، در برابر این جریان متحد با دشمن سکوت کنیم؟! ۴. سیاههای که برای استاد عزیز ارسال کردیم، اتفاقاً بر اساس «فهم تخصصی» و ۲۰ سال سابقه مطالعات بینرشتهای حقیر بوده است، نه شور احساسات انقلابی! بر این اساس، به عنوان یک متخصص و از منظر کارشناسی، میتوانیم حتی به رویکرد رهبر شهید در مماشات با این جریان نیز انتقاد وارد کرد. مماشات و مدارایی که موجب قربانی شدن خود رهبر شهید، و ایجاد فرصت برای شبکه نفوذ دشمن برای جرح و تعدیل خونین در ساختار سیاسی کشور با هدف برکشیدن جریان غربگرا و سوق نظام سیاسی به سمت استحاله، تسلیم نهایی یا فروپاشی شود، آیا واقعا به اسلام و مسلمین است؟ آیا مماشات و مدارای امیرالمؤمنین علیه السلام با جریان حکمیت در نهایت نتیجه خوبی داشت و آیا اگر ما بعد از جریان حکمیت بودیم باید از نتیجه حکمیت دفاع میکردیم یا متذکر اراده اولیه و اصلی امیرالمؤمنین علیه السلام که جنگ جنگ تا رفع فتنه بود میشدیم و جریانی که حکمیت را با نتایج خسارتبارش تحمیل کرده نقد و نصیحت میکردیم؟! ما عرائضی که خدمت حضرت عالی داشتیم را با دو حدیث از ائمه بصیرت علیهم السلام پایان میدهیم که التفات کلی به آن در اندیشه حضرت عالی دیده میشود اما چه کنیم که در بزنگاههای تاریخی اختلاف بین مؤمنین در صغرویات است نه کبرویات، و تذکر کبرویات هنگام اختلاف در صغرویات مغالطه است. العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس لایحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر با ادله تفصیلی که در بالا ذکر شد اجازه دهید آقایان حداد عادل یا قالیباف را مصداق اهل بصر و صبر ندانیم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه میفرمایید که در این موارد مانند شما فکر نمیکنم. عرایضی در کتاب «سوره جاثیه و راز زمینگیری امّتها» در رابطه با آیۀ «قُلْ لِلَّذينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْماً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ (۱۴)» شده است. با فرض اینکه حتی افرادی که میفرمایید امید به ایّام الله نداشته باشند؛ ما نمیتوانیم آنها را متهم به مقابله با حقیقت بکنیم. خوب است به آن بحث رجوع شود. صفای دلهایی که دل در گرو موفقیت جبهۀ حق در مقابل باطل دارند با هر جریانی که میخواهند باشند. بحمدالله ما در شرایطی هستیم که با قدرت در میدان مقابله با استکبار در صحنه هستیم و از این جهت هر دو جریان که صادقانه موافق یا مخالف مذاکره با آمریکا هستند را، میفهمیم، بدون آنکه یکی را حقّ و دیگری را باطل بدانیم. https://eitaa.com/mohammadi61/1025 موفق باشید
سلام استاد: استاد به خدا دلم میسوزه برای جایگاه شما که داره به آقای مهدی محمدی گره میخوره استاد جان، تو را به خدا بفرمایید فایلهای ایشون را در کانالتون نگذارن. آخه کدوم یک از بزرگان فکری جبهه انقلاب اینگونه عمل میکنن؟ استاد، آقای محمدی در این مدت هم تحلیلهای اشتباه داشته (که البته از هر تحلیلگری تا حدی طبیعیه ولی نه در قضایای ساده اون هم از ایشون که بیش از بقیه به اخبار دسترسی داره) و بدتر از اون اخبار اشتباه به مردم گفته مثل قضیه لبنان، هماهنگی همه چیز با رهبری و.... و بدتر تر از اون اینکه گوشه کنایه به مخالفینش میزنه و بدتر تر تر اینکه حرفهای قبل خودش رو نقض میکنه https://eitaa.com/hamidkasiri_ir/13110 و بدتر تر تر تر اینکه برداشتهای اشتباه داره مثل اینکه به نامه رهبری تمسک میکنه و میگه رهبری صریحا! اجازه مذاکرات زوریخ را دادند. استاد الان یه فاصله ای بین ایشون و تحلیلگران انقلابی افتاده و با دفاع شما از ایشون، شما هم در فضای ایشون تعریف میشید نه اینکه ایشون از شما آبرو بیابد اصلا استاد، آقای محمدی خوب، عالی، هلو، ماه، گل، تحلیلگر، همه چی تمام ولی شان شما کجا و اینکه فقط و فقط از ایشون دفاع کنید و به مخالفین دلسوز اعتنا نکنید کجا. به بقیه بگید «دیگری» را نیز بشنوید و خودتون به هیچ «دیگری» ای اعتنا نکنید. استاد نمیگم حرفهاش رو قبول نکنید ها (اون رو هر کسی خودش جمع بندی میکنه) بلکه فقط میگم خواهشا بفرمایید توی کانال نگذارن و خودتون رو در سمت ایشون تعریف نکنید. استاد به خدا دلمون میسوزه هر چند دیر شده و نه شما این نصح مشفقانه را میپذیرید و نه اتفاق خاصی میفته بیشتر درد دل بود ببخشید وقتتون رو گرفتم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر از این نوع دلسوزیها. همان طور که متوجه شدهاید ما بحمدالله به عنوان یک تمدن، در حال طلوع در این تاریخ هستیم و همچنانکه در مباحث https://eitaa.com/bartarin_hozoor عرض میشود شرط تحقق تمدن، فهمِ «دیگری» میباشد و اینجا است که به نظر بنده آقای مهدی محمدی به عنوان کسی که به جهت موقعیت و شخصیتش توان تذکر دارد، نکاتی را مطرح میکنند تا میدان تفکر باشد و این غیر از مرید و مرادبازی است. موفق باشید
سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه و استاد طاهرزاده: استاد حضرت آقای شهیدمان فرمودند که این ملت مبعوث شده اند، ولی در حال حاضر ما چیز دیگه ای داریم میبینیم، اینکه من سؤالات افراد از شما رو میخونم خیلی افراد دچار ازهمگسیختگی فکری شدند، حتی این اختلاف نظر رو در بین اساتید بزرگ هم میبینیم. انگار حتی افرادی که حول محور ولایت فقیه هم قرار دارند یک نظر نیستند و البته این بیشتر بخاطر شرایط غیبت امام جامعه هست. چنانچه حضرت امام سید مجتبی خامنه ای فرمودند منتظر دستور امام نباید باشید، باید هرکسی بتونه تشخیص بده که چه تصمیمی الان تصمیم ولی فقیه جامعه هست. الان واقعا ما در غربال سخت و پیچیده ای هستیم. خدا کمکمون کنه. من واقعا هر شب دلم میخواد رو به قبله بشینم و گریه کنم و التماس خدا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کنم که بهمون رحم کنند. «اللهم إنا نشکوا الیک فاقد نبینا و غیبة ولینا و شدة الفتنا بنا و تظاهر الزمان علینا و کثرة عدونا و قلة عددنا.» یکی میگه مذاکره خوبه، یکی میگه بده، ترس ترور امام جدیدمون، ترس از کودتا گران و خائنین. استاد من که مطمئنم این مذاکرات هم نتیجه ای نخواهد داشت، یعنی آمریکا رو از منطقه بیرون نمیکنه و انتقام خون آقا رو نمیگیره. استاد از نظر شما انتقام خون آقا و بچه های میناب و سرداران و مردم شهید مون چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید در این مورد زیاد و زیادتر فکر کرد به اعتبار آنکه حکایت زمانهای که در آن قرار داریم زمانه ای بسیار حساس است که باید ماوراء ردّ و قبول افراد به جهانی که افراد در آن حاضر هستند و نسبتی که میتوان با آنها برای حضور بیشتر در جهان همدیگر برقرار کرد بیندیشیم. بیش از همه عزیزان به این فکر کنند که ما در چه تاریخی هستیم و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به چه نوع حضوری اشاره دارد و این با نظر به تمدنی فکرکردن پیش میآید امری که رهبر شهیدمان و حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای رهبر حی و حاضر بدان تأکید خاص دارند و در همین رابطه عرایضی در سلسله مباحث « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor شده است. آری آنگاه که به آیندهای درخشان که مسلماً در این دفاع مقدس در مقابل ملت مبعوث شده ایران قرار گرفته نظر کنیم میتوانیم همدیگر را بفهمیم و این یعنی اتحادی که مد نظر رهبرانمان میباشد وگرنه ما نیز در حضور تمدنی خود که در آینده پیش میآید گرفتار همان جنگ جهانی اول و دومی میشویم که در اروپا پیش آمد و بیش از ۶۰ میلیون خودشان را به قتل رساندند. موفق باشید
سلام و نور خدمت استاد گرامی: تفکر آماده گر چه رابطه ای با عمل فعلی و اکنونی ما دارد؟ در «تفکر آماده گر» وقتی انسان به حال خود و تلاش های بی ثمر خویش برای تغییر مینگرد، به «بیوجودی» خود آگاه شده و به دنبال «طلب وجود» میرود و در «انتظار» است تا وجود پیش بیاید. در این حال حالت آدمی باید برای برنامه ریزی و انجام فعالیت های روزانه (که به اراده نیاز دارند) چگونه حضوری داشته باشد و چگونه در انتظار باشد؟ آیا اینکه در انتظار باشیم تا تحول وجودی پیش بیاید ما را نسبت به انجام تکالیف اکنون منفعل نمیکند؟ چرا که حال فعلی ما حال بیوجودی است و در این بیوجودی توقعی برای انجام تکلیف نیست و عزم و اراده برای تغییر وضعیت از بین رفته است. شاید داستان بدتر از این بشود و فرد برای اینکه طلب وجودش بیشتر شود بی وجودی خود را با انجام معصیت و ترک تکلیف و بدتر کردن وضع فعلی ثابت کند. برای حقیر در این موضوع مشکلِ عملی پیش آمده و در انجام تکالیف سست شده ام. لطفاً اگر مقدور است در این باره شرحی داشته باشید و اگر صلاح میدانید بنده را راهنمایی کنید. آشنایی حقیر با تفکر آمادهگر با این صوت دکتر نجاتبخش بود و گویا هرچه میگفتند برایم اتفاق افتاده بود و می دانستم. https://varastegi.ir/?p=2979 با تشکر و عذرخواهی
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت تفکر آمادهگر، حکایت حضور در بودنی میباشد که بودنِ اکنونِ بیکرانۀ ما به حساب میآید با نظر به «وجود»، چه از نظر هایدگر و چه از نظر صدرا در بستر «معرفت نفس». مهم آن است که در بستر «اصالت وجود» موضوعِ معرفت نفس را مدّ نظر آوریم. در این حالت است که بودنی در اکنون در عین بیکرانگی در ما پیش میآید و اینجا است که در هر جایی و در هر کاری که باشیم گویا در مرکز هستی و جهان هستیم و این نیاز امروزین همۀ بشریت است. وقتی با چنین حضوری شخصیتی همچون حضرت آیت الله امام خامنهای شهید در افقی که مولایمان علی «علیهالسلام» در پیش است، را مدّ نظر میآورند به همان صورتی که ملاحظه میکنید کسانی در میدانهای شهر کنار همدیگر هستند که اگر با نظر به بودنِ خود در نسبت با آن مرد الهی در میدان نباشند، سالها از همدیگر فاصله دارند و اینجا است که حتی عرض شد ایرانِ آینده و مردمی که باید در آن ایران حاضر باشند؛ پدیدۀ خاصی میباشد و اینجا دیگر بحث تکلیف و عدم تکلیف در میان نیست، بحثِ بهسربردن با خود در میان است. و مائیم و این حضور و امروز و فردایی دیگر. خدا نکند که آن رهبر شهید در افقی که برای ما گشوده است، فراموش شود که در آن صورت، حقیقتاً خود را فراموش خواهیم کرد و همچون زندگی در جهان مدرن، با توهّمات خود بهسر خواهیم برد. موفق باشید
سلام علیکم: خدا قوت. پیرو پرسش ۴۱۷۶۰ چه منابعی برلی آشنایی بیشتر پیشنهاد میدهید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حال حاضر منبع خاصی در نظر ندارم. ولی مباحث مربوط به دوران گذشتۀ چین، هر کدام میتواند نکاتی را داشته باشد. کتاب «آسیا در برابر غرب» از مرحوم شایگان کتاب بسیار خوبی میباشد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز و گرانقدر: بنده یادداشتی درباره اینکه آیا در برجام و مذاکرات اخیر به رهبری تحمیل صورت گرفته! دارم که میخواستم اگر صلاح بدانید نظر ارزشمندتان را بفرمایید: یک سوال از منتقدان آتشبس و مذاکره 👈 چرا رهبر شهید بطور کاملاً صریح و شفاف در نامه برجام (هنگام تایید اولیه نه بعد از اجرای ناموفق آن) از نقاط منفی آن صحبت کردهاند اما رهبر حاضر انقلاب، هیچ نقطه منفی از آتش بس و مذاکرات نفرمودند؟ ایشان دو بار از مذاکرات نام بردند یک بار خطاب به مردم: مســّلماً فریادهای شما در میادین، در نتیجه مذاکرات مؤثر است. و بار دیگر خطاب به امام زمان (عج): به دعای خــاص حضرتتان برای غلبه قاطع بر دشــمن چه در صحنــه مذاکرات و چه در میــدان نبرد دل بستهایم. آیا رهبر حاضر در این موضوع به این مهمی تعارف کرده اند که نقطه ضعفی را ذکر نکرده اند؟ چرا رهبر حاضر از خطرات و عواقب انحراف به این بزرگی سخن نگفتند چنانکه رهبر شهید صریح و شفاف درباره برجام عواقب و نقاط ضعف را ذکر کردند؟ نتیجه گیری: مصوبه آتشبس، انحراف و نقطه ضعفی نداشته است و یک تصمیم بسیار صحیح، بدون تحمیل و خردمندانه بوده است. پ.ن: عین متن رهبر شهید در نامه تایید برجام: «محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است، دچار نقاط ابهام و ضعفهای ساختاری و موارد متعدّدی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظهبهلحظه، میتواند به خسارتهای بزرگی برای حال و آیندهی کشور منتهی شود.» متن کامل نامه: https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=31168 ✍️ ناصر بهارلو، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی https://eitaa.com/N_Baharloo با تشکر از لطف شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای حجت الاسلام مهندس وطن فداء در کانال «راجعون (بازگشت به خویشتن) https://eitaa.com/bazgasht_be_khishtan نکات خوبی را فرمودهاند که عیناً آن نکات خدمتتان ارسال میشود.
درباره این موضوع باید یادداشت مفصلی نوشت، اما پیش از آن به این بیندیشیم؛ مذاکرات ایران با اروپا، امریکا و سازمان ملل تاریخچه ای به درازای عمر انقلاب دارد اما آیا این مذاکرات در برههها و دولتهای گوناگون معناهای یکسانی داشته است یا اینکه سیری طی شده و این معنا دوره به دوره تغییر کرده است؟
در نگاهی ساده مذاکره، مذاکره است چه فرقی دارد؟ اما در نگاهی عمیق تر و تاریخی تر به نظر میرسد ذات قویم و اصیل انقلاب توانسته است مذاکره با غرب، که در دهه هفتاد و در دوران جناب خاتمی به سان یک #ایدئولوژی دنبال میشد را به مرور به تراز یک #استراتژی در دوران جناب روحانی فروکاسته و اکنون نیز در دوران اخیر آن را در حد یک #تاکتیک میان تاکتیک های گوناگون عرصه نبرد تنزل دهد. یا اینکه مذاکره با امریکا در دولت موقت یا دولت اصلاحات که ذیل پارادایم #تسلیم به غرب تعریف میشد را به مذاکره ذیل چارچوب #منفعت و #چارهجویی در دولت تدبیر و امید بدل ساخته و اکنون مذاکره را ذیل گفتمان عمومی #مقاومت جایابی کند.
اینکه اکنون اصل مذاکره مصلحت است یا مفسده، خدمت است یا خیانت، وجیه است یا بی وجه موضوعی قابل بررسی است و شاید با مطلوبیت های نگاه خالص انقلابی فاصله داشته باشد اما اینکه در سیر مذاکرات در دولتهای پس از انقلاب، امروز، اولا ذیل گفتمان مقاومت و ثانیا صرفا در تراز یک تاکتیک نبرد در کنار سایر تاکتیکها دارد دنبال میشود، نه به عنوان یک ایده آل یا حتی یک استراتژی، پیروزی بزرگی است در مسیر دولت سازی انقلاب و زمینهی مهمی است برای رفتار انقلابیتر دولتهای بعد و البته محصول زحمات ۴۷ ساله رهبران و نخبگان انقلابی و همراهی تودهی مردم که باید مورد توجه قرار گیرد. من حس میکنم ما از مسیری که امده ایم غافلیم لذا نقد ما نسبت به مذاکرات یک عقب ماندگی تاریخی دارد و در فضای دوره ی تاریخی اصلاحات یا روحانی دارد مشابه سازی میشود ، لذا حامل نحوی تحجر میشود.
بنده در مواجهه با متن جناب آقای حاج آقا وطن پناه اینطور نوشتنم: با سلام. بنده خدا را شکر میکنم که این چنین دقیق یادداشت خود را تحت عنوان «مذاکره با امریکا؛ از ایدئولوژی تا استراتژی از استراتژی تا تاکتیک» با مخاطبان در میان گذاشتهاید. بسیار نکات دقیقی را به میان آوردهاید . توجه به تاریخی که نه تاریخ آمریکا میباشد بلکه تاریخی است که با ایران آغاز شده، بسیار مهم است و اینجاست که ما به هر دلیلی وارد تاریخی شدهایم که حتی با این معنا از مذاکره حرف دیگری داریم غیر از حرفهایی که تاکنون تحت عنوان مذاکره در بین ما و آمریکا یا در بین ملل دیگر با همدیگر پیش میآمده . ای کاش رفقای عزیز ما در این مورد بسیار بیندیشند.
تصور اینکه هنوز از نظر دیپلماسی در تاریخِ جنگ قبل از رمضان قرار داریم، نوعی غفلت از تاریخی میباشد که با نفی ابرقدرتی آمریکا آغاز شده و لذا نباید تصور شود این نوع مذاکرات که بعد از جنگ رمضان در میان است از جنس مذاکرات قبلی میباشد، در حالیکه «دولت و ملتِ» ایران در تاریخ دیگری قرار گرفته است و اگر گمان میکنیم از موضع ضعف وارد مذاکره شدهایم به جهت آن است که هنوز خود را در تاریخ گذشته احساس میکنیم، غافل از اینکه حضوری بسیار بزرگ در نسبت ایران با آمریکا در دل «ملت و دولتِ» ایران پیش آمده و «ملت و دولت» در این حضورِ بزرگ حاضرند و پیامهای رهبر عزیز انقلاب حکایت از این حضور دارد که به آیندۀ درخشانی که پیش روی ما میباشد تذکر میدهند
موفق باشید
بسمه تعالی. بنا به گفته رهبر شهیدمان «....... امروز شما در دنیا این را میبینید، قبل از دوران امام حسین (علیه السّلام) هم این دوجبههای وجود داشت، در زمان بعد از ایشان هم وجود داشته، امروز هم وجود دارد، تا آخر هم وجود خواهد داشت. در همهی اینها «اِنّی سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم»؛ با هر کسی که در جبههی شما است، من خوبم؛ «حَربٌ لِمَن حارَبَکُم»، با هر کسی که با جبههی شما میجنگد، میجنگم. این جنگ اَشکال مختلفی دارد: در دوران شمشیر و نیزه یک جور است، در دوران اتم و هوش مصنوعی و امثال اینها یک جور دیگر است، ولی هست؛ در دوران تبلیغات به وسیلهِی شعر و قصیده و حدیث و بیان کلمات یک جور است، در دوران اینترنت و کوانتوم و امثال اینها هم یک جور دیگر است، ولی هست؛ در دوران دانشجو بودنِ انسان یک جور است، در دوران مدیر شدن و مسئول شدن یک جور دیگر است؛ در همهِی احوال هست. «حَربٌ لِمَن حارَبَکُم» نباید فراموش بشود. «حَربٌ لِمَن حارَبَکُم» همیشه به معنای تفنگ به دست گرفتن نیست؛ به معنای درست اندیشیدن، درست سخن گفتن، درست شناسایی کردن، دقیق به هدف زدن است؛ «حَربٌ لِمَن حارَبَکُم» اینجوری است. بدانید وظیفه چیست، بشناسید راهی را که باید بپیمایید. اگر اینجور فکر کردیم، اینجور شناسایی کردیم، اینجور همّت کردیم، زندگی معنا پیدا میکند، زندگی هدف پیدا میکند. پول لایق این نیست که هدف زندگی باشد؛ مقام و قدرت و موقعیّتهای اجتماعی حقیرتر از آن هستند که هدف زندگی انسان قرار بگیرند. هدف زندگی بندگی است، رسیدن به خدا است. راهش هم فقط همین است: سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم وَ حَربٌ لِمَن حارَبَکُم. جوانیتان را قدر بدانید؛ میدان وسیعی در مقابل شما است. انشاءالله شصت سال دیگر، هفتاد سال دیگر شما در این دنیا حضور خواهید داشت و کار خواهید داشت؛ از این فرصت استفاده کنید؛ برای این فرصت طولانی برنامهریزی کنید؛ برای اینکه برنامهریزیتان درست از آب دربیاید فکر کنید؛ برای اینکه درست بتوانید فکر کنید با قرآن آشنا بشوید، قرآن را بخوانید، تأمّل کنید، از کسانی که پیش از شما و بیش از شما تأمّل کردند یاد بگیرید. یاد گرفتن ننگ نیست، افتخار است؛ همیشه باید یاد بگیریم، تا آخر عمر باید یاد بگیریم. فکر کنید، مطالعه کنید، شناسایی کنید، آنجایی که اقدام لازم است اقدام کنید. اقدام یک وقت در آزمایشگاه است، یک وقت در کلاس درس است، یک وقت داخل محیط دانشگاه است، یک وقت در محیط اجتماعی است، یک وقت در محیط سیاسی است، یک وقت در راه کربلا است، یک وقت در راه فلسطین است، یک وقت شعار برای اهداف عالیهی اسلامی است. انقلاب اسلامی این راه را روی ما باز کرد. عزیزان من، جوانهای من! شماها آن روزگار را ندیدید؛ خوشحال باشید که ندیدید. ما دیدیم آن روزگار را؛ روزگار بدی بود، روزگار سختی بود، روزگار سیاهی بود، روزگار یأس بود. انقلاب ورق را برگرداند، انقلاب راه را باز کرد، انقلاب به ما فرصت داد. میتوانیم از این فرصت استفاده کنیم؛ شما میتوانید از این فرصت استفاده کنید. میشود هم استفاده نکرد؛ اگر استفاده نکردیم، خسران است؛ اگر استفاده کردیم، فلاح است: قَد اَفلَحَ المُؤمِنون.(۴) انشاءالله که موفّق و مؤیّد باشید.(https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=57406). قسمتی از بیانات آقای شهیدمان است در مراسم اربعین سال ۱۴۰۳. عجب بودنی است این بودن. بیشتر مقصدم این قسمت از متن است که میگویند «جوانیتان را قدر بدانید و برنامه ریزی کنید» و بعد ارجاع میدهند به قرآن" الی آخر. کمی صحبت کردن و نوشتن برایم سخت است، میترسم از حرفهایم مقصد دیگری فهمیده شود، اما شما به حکمِ «فَبَشّرالعِباد، ٱلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ ٱلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُۥٓۚ» ناگفتهها را بخوانید. این متن را و فیلمش را بارها دیدهایم و چه جانی یافتهام. ای مرد در چه استحکامی سخن میگویی و چقدر از آنچه میگویی مطمئن هستی و خودت رازش را نیز گفتهای و آری چقدر ما خود را در آن زندان در کنار تو در حال قرآن خواندن طلب کردیم و حیرت کردیم و هنوز حیرانیم. اما چرا قلب من اینقدر سخت است. چگونه در آن شرایط قرآن میخوانی؟ والله چنین راهی و آنچنان شرایطی است که قرآن را برای جانمان به سخن درمیآورد. به قول حاج قاسم خطاب به بچههای مدافعان حرم که اینجا جای مستحبات است، این جا جای نماز شب خواندن است. آری! این نحوه زندگی، این امیال و این آرزوها و این نسبتها که به خدا نمیدانم چطور و از کجا اینها برایم پیش آمده و این بنبستها... اینها که بعید میدانم قرآن خواندنی و نماز شبی را پیش بیاورد. آری! من دوباره با تو میخواهم قرآن بخوانم. با تو میخواهم باز نماز بخوانم. با تو میخواهم باز ایمان بیاورم. اما چطور در کوره راه دوام بیاورم؟ چطور در این بیتابیها از دست نروم؟ این همه بیانسی از کجا؟ این همه سختی در انس چگونه؟ بماند. زبانم توان بیان بطن سختیای که جانم با آن دست و پنجه نرم میکند را، ندارد. بد نیست به رسم جلسات خودتان تفعلی به جناب لسانالغیب بزنم: گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس / زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس. من و همصحبتی اهل ریا دورم باد / از گرانان جهان رطل گران ما را بس. قصر فردوس به پاداش عمل میبخشند/ ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس. بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین / کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس. نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان / گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس. یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم / دولت صحبت آن مونس جان ما را بس. از در خویش خدا را به بهشتم مفرست / که سر کوی تو از کون و مکان ما را بس. حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست / طبع چون آب و غزلهای روان ما را بس.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف همان است که گفتید و حقیقتاً آن مرد الهی و آن رهبر ربانی در میدان زندگیِ همراه با معنا، با آن سخنان که همچنان باید خواند و گوش داد؛ ما را حاضر کرد. زیرا جهان امروزین بشر بسیار گستردهتر از آن است که با آنچه تا دیروز از انسان و از قرآن و از خدا و از نماز میفهمیدیم، ما را کفایت کند و از این جهت اجازه دهید که به همان غزل لسان الغیب که آوردید بنگریم و ما باشیم و گلستان جهان و گلعذاری که ما او را حضرت آیت الله سید علی خامنهای مینامیم و حقیقتاً «زین چمن سایۀ آن سرو روان ما را بس». اینجاست که چه اندازه انسان با هر آنکس که به هر نام و عنوانی در اینجا نیست، فاصله پیدا میکند و راهی را مییابد که قصرِ فردوس جهان یعنی آیندۀ درخشان این انقلاب اسلامی جلویش گشوده میشود و این همان «دیر مغان» ماست با رندیِ شبهای خیابانها و دلبستگی به رهنمودهای حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالی» که این یعنی توجه به اشاراتی، آری! توجه به اشاراتی که ما را متذکر فردایی دیگر در اکنونمان مینماید. و اینجا است که خدا میداند با تمام وجود احساس میکنیم: «یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم». آیا همین حضور، همان دولت صحبت آن مونسِ جان نیست؟ که تنها این بشر با این نوع حضور میتواند خود را ادامه دهد و نه آنکه ما را به بهشت حواله دهد. حکایت حضور در بهشت، حکایت قرون وسطایی ما بود و امروز، در جمال امام شهیدمان همۀ آنچه قسمت آخرالزمانیِ ما بود، به میان آمد و ما را هیچ گِلهای نیست زیرا او را شهید نکردند، بلکه یک ملت را اعم از زن و مرد به شهدای زندهای تبدیل کردند که هرگز از آن فردای بزرگ انسانیت منصرف نمیشوند هرچند هزار بار کشته شوند. موفق باشید
سلام علیکم: راستش برای ما الان موقع انتخاب رشته در خارج از کشور است. البته سوالمون یک نوع انتخاب رشته ی کلاسیک متمایز از مشاوره های تحصیلی این موضوع است چون در نظر گرفتن جوانب خاص برای انتخاب یک مسئله از دیدگاه های گروه های فکری البته در یک راستا اون انتخاب رو قوی میکنه. داشتم پیام رهبرمان رو میخوندم که در قسمتی از پیامشون : «امروز برانگیختگی معجزهگون ملت ایران، منحصر در دهها میلیون جانفدای مبارزه با صهیونیسم و امریکای خونریز نمانده و پیشاپیش صفوف به هم پیوسته امّت مبعوث شدهی اسلامی؛ نود میلیون هموطن غیور و شریف ایرانی داخل و خارج از کشور، تمامی ظرفیتهای هویتی، معنوی، انسانی، علمی، صنعتی و فناوریهای پایهای و نوین ـ از نانو و بیو تا هستهای و موشکی ـ را سرمایهی ملی خود فرض کرده و همچون مرزهای آبی، خاکی و هوایی پاسدار آن خواهند بود.» راستش قصد داشتم از طریق رشته ی دندان پزشکی که به شدت در ایران و البته در خارج پول سازه از طریق پول این رشته قدم های محکمی در ظهور امام زمان (عج) برداریم، ولی در فرمایش آقا فناوری هایی که نام بردند برام جلب توجه کرد مخصوصا اینکه به طوری کلیدی فناوری هایی رو نام بردند و به شاخصه اشاره کردند البته هر رشته ایی به نوبه ی خودش کمک کننده است منتها آن کمکی که ستون یک اراده ی الهی باشد تا دیوارهای استوار بر آن ستون ها، قطعا مهم تر و البته ارزشمند تر خواهد بود، و رشته ایی که بشود در همه ی نکاتی که فرمودند (بیو و نانو و دو مورد دیگر که فرمودند) قدم محکم گذاشت و کسب علم کرد رشته «مهندسی مواد» هست بسیار جامع است و تمام ۴ مورد فناوری و میان آن که ذکر کردند رو دارا است به این معنا که هر ۴ فناوری زیر شاخه های این رشته میشوند حتی رشته های بیوشیمی و هسته ای مختص کمی از فناوری هایی هست که ذکر کردند، بازار مالی خوبی در ایران نسبت به دندانپزشکی نداره ولی در خارج که البته در حد و اندازه ی رشته ی دندان پزشکی و حتی فراترش میتونه از نظر مالی واقع بشه و البته از نظر بار علمی هم که خیلی قوی تر و کلیدی تر هست باتوجه به اینکه در دانشگاه های برتر جهان ان شاءالله اگر خدا بخواد بشه تحصیل کرد نظرتون این هست در میان این دو رشته، مهندسی مواد رو برای تحصیل انتخاب کنم؟ برداشت درستی داشتم از صحبت های آقا یا خیر؟ آیا میتونم از فرمایش های ایشون این موضوع رو کدی خاص در نظر بگیرم چون فرمایشات آقا درواقع برای هر جوامع فکری دیدگاه هدفمندی رو باز میکنه البته در یک راستا احساس کردم منظورشون میتونه این باشه که این فناوری ها برای ما کلیدی تر هستند و مانور آقا روی این چهار فناوری چون به اسم نام بردند ولی بقیه ی موارد رو نه میتونه یک کد خاص باشه که البته واضح هم هست و همچنین از آنها با نام سرمایه ی ملی استفاده کردند به طور مثال فردی بگوید من از گروه یک و دو و گروه سه که البته دارای افراد به نام ایکس و وای و زِد هستند حمایت میکنم اینکه از بردن نام افراد در گروه سه کلی گویی نشده و نام برده شده نشان دهنده اهمیت برای شخص گوینده است. در نهایت از خدا که به دست شما و تمام افرادی که نور روشن گری های معنوی رو بر روی علمی اجتماعی و فرهنگی و سیاسی میتابند متشکرم. دست تک تک شما رو میبوسم و ان شاءالله بشود با یاری خدا و لطف امام زمان (عج) و دعاهای شما اهداف خاص تعریف شده برایمان را تا حد «بذلوا مهجهم» با ثبات پیشرفت گونه روبه بالا در ایمان و نه ثبات خط صاف و حتی فراترش پیش بیریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: از اینکه نسبت به رهنمودهای نایب امام که مسلّم منوّر به اشارات حضرت صاحب الأمر «عجلاللهتعالیفرجه» میباشد؛ حساسیت و توجه دارید، باید خدا را شکر کرد. و در اینکه در این شرایط تاریخی که خداوند زندگی به معنای واقعی آن را از طریق حضور هرچه فعّال در تاریخی که با انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده شده است، باید حساس بود؛ امر بسیار مهمی میباشد در مقابل آن نوع زندگی که جهان مدرن در مقابل بشریت گشود و زندگی را به روزمرّگی و پوچی بدل کرد. حال، با نظر به این مبنا به نظر میآید سلسله بحثهایی که استاد حجت الاسلام جناب آقای نجاتبخش تحت عنوان «اقتصاد مقاومتی» در بیانات رهبر شهید، مطرح فرمودهاند، بسیار در معناکردن حضوری آنچنانی که جنابعالی نسبت به آن میاندیشید و دغدغهمند هستید؛ راهگشاست به همان معنایی که ما را دعوت به اندیشیدنی میکنند که در انتخاب راههای بزرگ که بحمدالله جنابعالی نسبت به آن دغدغهمند هستید، سرگردان نباشیدhttps://eitaa.com/soha_sima/5789 موفق باشید
سلام استاد عزیز وقتتان به خیر: عذرخواهی از مزاحمت دو سؤال حدمتتان داشتم: سوال ۱. نظرتون را در مورد این جمله که این روزها در تجمّعات به صورت دست نوشته هایی در منظر عموم قرا گرفته برایم بیان فرمایید: « اگر آن هایی که با اجازهٔ امامشان، کربلا را ترک کردند، عاقبت به خیر شدند، ما هم با اجازهٔ اماممان به مذاکره عاقبت به خیر می شویم.» سؤال ۲: آیا این جمله درست است که: «ممکن است امام معصوم اجازه به انجام کاری بدهند امّا از آن کار راضی نباشند.» و با توجًه به این مطلب، آیا امام حسین «علیه السّلام» که بنا بر نقل، شب عاشورا فرمودند بیعتم را برداشتم از تاریکی شب کمک بگیرید و بروید، امام «علیه السّلام» که جازهٔ رفتن دادند، آیا از رفتنشان هم راضی بودند یا نه؟ ممنونم استاد. خداوند از باب اسم «عظیم الرّجا یش» شما استاد عزیز را به بهترین و بالاترین آرزوهایتان در دنیا و آخرت برساند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با آرزوی توفیق برای جنابعالی. اساساً طرح این نوع مسائل، درست نیست و شاید موجب فتنه شود همه حرف در همین نکته است که رهبر عزیز انقلاب میفرمایند: « «تضعیف» یا «توهین» به دولت یا سایر مسئولانی که هریک عهدهدار مأموریتهای حساسی هستند، بهویژه در زمان جنگ، خط قرمز امام شهید و امام حاضر محسوب میشود و البته این امر منطقی و عقلانی، هیچ منافاتی با نقد دلسوزانه ندارد.» موفق باشید.
سلام استاد: ان شاءالله برای عید غدیر چند شبی دوستان تصمیم به برپایی جشن دارند این عزیزان میخواهند امسال با رویکردی جدید جشن را برپا کنند شما چه پیشنهادی دارید؟ جسارتا پیشنهاد مسابقه کتابخوانی از آثار حضرتعالی داده شده اگر مورد تائید هست بفرمایید کدام جزوه یا کتاب؟ پیشنهاد بعدی برای غرفه ی کودک و نوجوان هست آیا آثار خاصی رو برای این دو گروه سنی معرفی میفرمایید؟ نظرتون چیه پلاکاردهای غدیر امسال بحث بعثت مردم درش قید بشه؟ پیشاپیش ممنون و سپاسگزارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتابهای «دعای ندبه، زندگی در فردایی نورانی» https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%86%D8%AF%D8%A8%D9%87&tab=posts&inner_tab=book و «فلسفه حضور تاریخی حضرت حجت (عج)» https://lobolmizan.ir/book/256 در رابطه با «غدیر» و ظرائف آن با ما سخنها دارد. در مورد جزوات، در قسمت جزوات و یادداشتها https://eitaa.com/jozavatlobolmizan، مطالب زیادی هست که رفقا میتوانند بر اساس سلیقهها و مخاطبان خود نکاتی را انتخاب نمایند. ۲. به نظر میآید برای نوجوانان کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» خوب باشد بخصوص با شرح آقای وحدتی میتواند کمک بیشتری بکند. https://eitaa.com/tafakorism/1763 3- آری و صد آری! مگر میشود از غدیر سخن بگوییم و از بعثتی که پیش آمده است و مردم را از سقیفۀ لیبرالها آزاد میکند؛ سخن نگوییم؟ اتفاقاً بسیار لازم است تا مردم عزیز ما متوجه شوند ما اگر از جهتی غدیر را ادامه دادیم، ولی از جهتی با جریان اصلاحطلبی گرفتار سقیفه شدهایم و ان شاءالله از آن عبور خواهیم کرد. نکاتی در سؤال و جواب شمارۀ 41677 در این رابطه مطرح شده که خوب است به آن نیز رجوع شود. https://lobolmizan.ir/quest/41677 موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز، این روزها همه چیز ما را به اندیشیدن میخواند و همه چیز تأمل برانگیز است... داشتم به بعثت مردم میاندیشیدم. اول اینکه آیا این بعثت برای همهی مردم است یا برای آنان که در انتظار راهی بودند و در کوران حوادث این تاریخ چشم به راه حضوری و حیاتی و خدمتی بودند؟ گویا حتی این بعثت مراتبی دارد، مثلا حس میکنم تا وقتی در نسبت با هم و با ایمان و امید و وحدتی که امام شهیدمان ما را رهنمون داد و برای تعالی ایران امام رضایی قوی و آزاد از خویشتن خویش چون قطرهای افتاده در بیکرانه دریای انقلاب اسلامی هستیم در این بعثتیم و دیگر بحث فرد و جمع نیست، ما امت شدهایم و وجودمان برانگیخته شده و در عزم و ارادهای خدایی خویش را سپردهایم و ارادهمان جز اراده او نیست... نشانهاش احوال تجمعات و احوال تشیع شهدا و مراسمات پی در پی و نحوه حضور مردم است... و البته زبانهایی که گاهی در قالب شعار و شعر و گاهی در قالب متن و گاهی حرفهایی بسیار ساده با زبان عامیانه مردم بیان میشود... حتی گاه به اینکه بعثت امری است امیوار نه امری علمی میاندیشم ... یعنی هرکس در فقر و طلب بیشتری است و دلسوزی جدیتری دارد، بیشتر بهرهمند است... خلاصه جای صحبت بسیار است... امیدوارم فرصت گفتگویی فراهم شود... پیرو یک گفتگوی کوتاه با دوست اهل تفکری اینگونه به زبانم جاری شد: آری، هر بعثتی با إقرأیی همراه است، و حال در چه صورتی این گفتی که به صحنه آمده است دچار گشتل نمیشود یا در قاب بُرده نمیشود!؟ مثالی میزنم تا بتوانم سؤالم را مطرح کنم طلبی غرب را فرا گرفته بود که میخواست با آن حق را در طبیعت رؤیت کند، گویا این طلب برایش بعثتی بود، حالا این بعثت به جایی رسید که نفس اماره به صحنه آمد و به جای اینکه با طبیعت مواجه شود خواست طبیعت را در تسخیر خود در آورد و شد آنچه که دیگر آب را آب نمیبینیم و آن را نیروگاه میبینیم و درخت را درخت نمیبینیم و الوار و چوب میبینیم و دیگر حقیقت را با طبیعت نمیبینیم. حال عرض بنده اینجاست، اتفاق عظیم بعثت مردم پیش آمده است و یک عده میخواهند آنرا به چنگ بکشند و به دست آورند، در حالی که پدیده بعثت مردم در دست نمیآید، و به خاطر همین خیلی سعی میکنند بقیه را با خود همراه کنند. میخواهند آنرا مصادره به مطلوب خودشان کنند و جالب آن است که مردم دلزده میشوند، یعنی به قول دوستی نفسانیت افراد تو ذوق میزند، احوال نفسانیشان پیداست و آزار دهنده است و حتی مردم میخواهند که با اینها یک جوری برخورد بشود متوجه شوند و دست بردارند. آری امت مبعوث شده خواهان حفظ و تعالی بخشیدن بعثت خویش است. آیا شعارها و حرفهایی که زده میشود همه از جنس بعثت است؟ یا بر اساس زاییدههای ذهن قبلی ماست؟ کدام زبان، زبان بعثت است و صاحب اثر و کدام نه!؟ کدام إقرا از بالاست و از بُعد حقی ماست و کدام از پایین و بُعد نفسانی ماست؟ دوم اینکه گویا تاریخ انقلاب اسلامی، تاریخ و وقت بعثتهاست، بعثتهای فردی بسیار دیدهایم، حتی اربعین هم گویا بعثت است، آن هم بعثت مردم اما این بعثت، بعثت عجیبی است، عجیب و پرسوز و بشارت آور، صراط همین جاست، کجایند منتظران تاریخ؟ کجایند شهدای عزیز تاریخ از صدر تا اکنون؟ البته همه حاضرند در تمام این لحظات باشکوه و چرخانندگان همه این میدانها آنانند. ان شاء الله بیناتر و شنواتر و بصیرتر و عاقلتر شویم تا بیشترین بهره را از این ایام ببریم. انشاءالله زبان آوینیها گشوده شود و جانهای آزادگان جهان بهرهمند. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد بعثت مردم حتی شهید مطهری عزیز میفرمایند: «وقتی کسی مبعوث میشه، از درون خودش اون ماموریت رو پیدا میکنه و انگیخته میشه. یک انقلاب روحی و درونی در خودش ایجاد میشه که حرکت ایجاد میکنه.» و البته این نوع بعثت، نسبتی است که انسان با حضور تاریخیاش در انقلاب اسلامی برایش به ظهور میآید و لذا اگر انسان توانست خود را در فرهنگ «مقاومت» معنا کند و زندگی را ماورای زندهبودن و یا شهیدشدن احساس نماید، در بودنِ خود منوّر به إشراقی میشود که یا شهید آوینی است و یا شهید عماد مغنیه و یا شهید حاج قاسم سلیمانی، و از همه مهمتر رهبر شهیدمان. زیرا در معرض نفحات ایّام دهرِ خود قرار گرفتهاند که رسول خدا«صلّیاللهعلیهوآله» از آن خبر دادند و فرمودند: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ ألا فَتَعَرَّضُوا لَهَا». این است معنای حضور هنرمندانه در این تاریخ. زیرا همانطور که فرمودهاید چشم به راه حضور و حیاتی بودند و البته این «بعثت»، حضور در یک تاریخ است در دل مردمی که امّت شدهاند با هویتی که «آزمودم عقلِ دور اندیش را / بعد از آن دیوانه سازم خویش را». این نوع جنون، یعنی آزاد از حسابگریهای عقل فضولی. در عرایضی که با «رادیو وارستگی» شد متذکر آن شدیم https://eitaa.com/varastegi_ir/2219 .
اینجا است که در همان فضای «امّیبودن» ندایی به گوش میرسد و گفتنی آغاز میشود که با آن گفتن، تولدی در میدان تاریخی که در آن حاضر شدهایم به ظهور میآید و هر «گفتنی»، تولدی را. یعنی «امرِ قُل زان آمدت کی راستین / کم نخواهد شد، بگو دریاست این». و این است معجزۀ «إقرأ» که با آخرین پیامبر که صلوات خدا بر او باد، آغاز و گشوده شد و چه اندازه جای تأسف است که با سقیفه، آری! با سقیفه ادعای «حسبنا کتاب الله» مطرح شد و این یعنی سقیفه و این یعنی بنبست، و این یعنی مولایمان علی«علیهالسلام» که حکایت عدم جدایی از کتاب الله بود، به حاشیه رفت، و این یعنی لیبرالیسم و روشنفکری غربزده که همۀ تلاشش آن بود تا ندای عزیز دلمان را نشنوند. به امید آنکه سید علیِ شهید را به حاشیه برد، آن مردی که به گفتۀ فرزند حکیماش او را «نیز قدرت خلق معانی از طریق ساختِ به هنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد» داشت. و این یعنی گفتنهایی که گفتنی نبود، هرچند که تحجّر و تعصب، بخواهند امام شهیدمان را به گفتۀ جنابعالی، مصادرۀ به مطلوب بکنند. چه اندازه رهبر شهید ما از اینان نیز دور و دورتر بودند و به آن بانویی که نمیدانست کشف حجاب او به جهت حیلۀ دشمن است، نزدیک و نزدیک تر بود.
آری! بعثتی ظهور کرده ولی «هنوز نه!» از آن جهت که «صراط» است و همواره باید از حضرت پروردگار بخواهیم «اهدنا الصراط المستقیم» تا زبانی گشوده شود و آن زبان، متذکر «تبعیت از رهبری» و «تأکید بر انسجام داخلی» و «حضور مردم در میدانها» باشد با ادبیاتی آوینیگونه. موفق باشید
با عرض سلام از نظر استاد تکلیف کسانی که درحج امسال ثبت نام کرده اند با شرایطی که به وجود آمده چیست آیا باید انصراف بدهند در صورتی که توانایی برای رفتن حج را دارند
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته در این موارد با رجوع به دفتر مرجع تقلید خودشان باید مطلب را دنبال کنند. بعضی از مراجع اعلام نظر فرمودند از جمله آیت الله مکارم شیرازی به استفتائی درباره تشرف به بیتالله الحرام و سفر حج با توجه به شرایط کنونی پاسخ دادند: «کسانی که امسال تمکن از حج پیدا کرده، ولی به خاطر شرایط موجود نسبت به این سفر دچار خوف و ترس شده اند (ترس از خطر جانی، ناامنی جدی و مانند آن)، استطاعت شرعی آنان برای انجام حجة الاسلام حاصل نیست. کسانی که استطاعت آنها مربوط به سالهای قبل بوده، اگر اکنون نسبت به رفتن به حج، خوف و نگرانی عقلایی دارند میتوانند سفر را به سال بعد موکول کنند.» موفق باشید
سلام و وقت به خیر من مدتها پیش میتوانستم خودم را مسلمان بدانم. اما الان دیگر نمیتوانم. شاید اصلی ترین دلیلش این بود فهمیدم هیچ کس خاصی نیستم. من نه شاعرم و زبان و قریحه هنری دارم. نه توانستم علی رغم تلاشهایم در عرفان به جایی برسم نه هرچقدر کتاب خواندم توانستم از فلسفه و جایگاه تاریخی و این قبیل موضوعات سردربیاورم. من حتی عقل معاش هم ندارم تا لااقل بتوانم پول خوبی دربیاورم و از این راه به بقیه کمک کنم. اقای طاهرزاده من خدا را قبول دارم. اما از او بدم می اید. چون در تقدیر من حقارت را نهادینه کرد. از اینکه من را میان مایه افرید خوشم نمی اید. از اینکه در این دنیا هیچ کس به من توجه نمیکند بیزارم. هر وقت میشنوم فلان فرد در پنج سالگی کل قرآن را حفظ کرده و به قول شما ایتی از ایات الهی است حالم به هم میخورد که چرا من با این همه تلاش وعلاقه هیچ گاه به جایی نمیرم و کسی باید از بچگی انقدر استعداد داشته باشد که آیتی از ایات الهی باشد. بگذریم. این نوشته را برای شما میفرستم تا بگویم من همیشه زندگی ام را در تاریکی بودم. زیرسایه امام و عراف و فیلسوف و هنرمند و بقیه این القاب مسخره و هیچ گاه نوری در زندگی ام نتابید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که خارج از این حرفها و مقایسهها متوجۀ کوره راهی باشیم که میتوانیم با قدمگذاشتن در آن راه، نسبتی با خداوند برقرار کنیم. نسبتی مانند انسانهای گمنامی که حضرت امام محمد باقر«علیهالسلام» در وصف آنها با جناب یزید جعفی سخنها داشتند https://lobolmizan.ir/sound/1376?mark=%D8%AC%D8%B9%D9%81%DB%8C . موفق باشید
سلام استاد نظر شما در مورد این نوشته چیست؟ به نام خدا سلام علیکم اگر جنگ ما تمدنی و خروج حضور تایین کننده دشمن در زندگی ما هست پس چند بند و نکته در مورد کلیت زندگی باید تحقق یابد تا از نظم زندگی مدرن به زندگی عادلانه اسلامی ایرانی نایل شویم. ۱_ تمام درآمد حاصله از فروش منابع طبیعی ائم از نفت و معادن و غیره باید به حساب مستقیم مردم ایران واریز شود. ۲_قیمت زمین در ایران از بالا شهر ها و پایین شهر ها تا اطراف شهر ها باید قیمت یکسان و حد اقلی ثابت باشد تا برای هرکس فقط بیرزد که یک ملک برای زندگی خود داشته باشد. ۳_هر مالک شرکت و مالکان کسب و کارها موظفند به کارمندان و کارگران خود سود حاصل از کار را تا اندازه ای تقسیم کنند تا همه با هم رشد کنند و کسی از زحمات دیگری پولدار و غالب بر دیگری نشود. ۴_ حقوق تایین شده از کارگر تا مدیر باید در ازای ساعت و زحمت کاری اختلاف زیادی نداشته باشد تا هرکس ارزشمندی خود را در اجتماع از دست ندهد بلکه هرکس بر اساس استعداد و علاقه خویش مشغول به کار متناسب خود شود و در این جاست که انسانهای طمع کار کنار رفته و جای آنها افراد مخلص خواهند آمد که زحماتشان را در آخرت از خدا میخواهند. ۵_ سیستم تحصیلی و علمی از بستگی و دستوری که وارداتی بود به سیستم آزاد، اجتماعی و یک نوع زندگی علمی تبدیل شود تا هرکس بجای فرار از مدرسه و زحمت روانی در دانشگاه به بخشی از زندگی در آنجا تبدیل شود. همه این موارد کمک میکند جامعه از تکبر و دنیا خواهی خارج و به زندگی و عدالت اسلامی انسانی وارد شود و موارد دیگر که بسیار هست هرچند همین چند نکته میتواند روی کلی نظام را به عدالت بکشاند تا دیگر موارد کم کم گشوده شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت حال که مردم در صحنه آمده اند و رهبر معظم انقلاب نیز ادامۀ راه را با نظر به مردم مدّ نظر دارند، راهی که می فرمایید با تجربه های گذشته و عقل تاریخی باید راهی باشد که ما را از گرفتاری های پیش آمده توسط دولت های لیبرال نجات بدهد ان شاءالله. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده استاد بزرگوار نظرتان در رابطه با شهدا چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی تحت عنوان «قرآن و جایگاه شهادت و سید حسن نصرالله» شده است خوب است به آن مطالب رجوع شود. https://lobolmizan.ir/leaflet/1600?mark=%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86%20%D9%88%20%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87 موفق باشید
عرض سلام و خداقوت استاد بزرگوار، امید دارم در صحت و عافیت باشید،حال که امام شهیدمان، آخرین راه برای بیدار کردن دلهای ما را شهادت خود دانست و انتخاب کرد تا با خونش مارا به مسیر هدایت و تعالی برساند، از طرفی این مبعوث شدن را در میان مردم می بینیم ملتی که دارند به امت تبدیل می شوند منطقه ای که بیدار شده، جبهه مقاومتی که می توان گفت در طول تاریخ چنین با عزم و اراده در میدان ظهور نکرده بود. از طرف دیگر امثال بنده به چند دلیل دچار غمی جانکاه هستیم. به خودم نگاه می کنم، و فاصله ای که با امام شهید مان پیدا کردم، گویی از خوابی شیرین بیدار شدم و حال می فهمم چقدرر میان ما و او فاصله است، سید الشهدای انقلاب مان دارد کاروانی از یارانش را با خود می برد و ما جا ماندیم، دلیلش را هم می دانیم، ضعف ها، بی دقتی ها، وارسی دقیق نداشتن ها، افراط یا تفریط ها ، امثال من را از این قافله جدا کرد، ماییم و حسرت هجران و سختی راهی که باید رفت... همچنین دل نگرانی از دست رفتن دستاوردهای خون امام شهید، دل مان را می لرزاند، هر روز اخباری از موضع ضعیف دولت و امور خارجه می شنویم، نگرانیم خون شهید عزیزمان پایمال شود. دو سوال دارم اولا برای این حال بی قرارمان چه کنیم، به شخصه به خودم و انتخابهایم بدبین شده ام، با خودم می گویم برای رشد اخلاقی، برای عبادت برای سیر فردی ام کم گذاشتم ، همه ی دغدغه ام صرف جامعه و به ظاهر آرمان انقلاب شد، حالا می بینم آنهایی که به ظاهر مثل ما بودند به امام شهیدمان پیوستند و ما تازه فهمیدیم چقدر فرق داشته ایم ، انکار خودمان را در وظایف اجتماعی مان غرق کردیم و یادمان رفت مراقبت کنیم از خیلی چیزها که باید مثل مکارم اخلاق، انس با قرآن و تدبر در آن و... ، روز و شب مان را دویدیم و دویدیم ، زندگی آرام نداشتیم اما انگار یک جای کار می لنگد ..برداشتم از زندگی خودم و امثال خودم (برخی فعالین فرهنگی و..) اینست دست خالی ماندیم.. شهدای جوان و میانسال و سالمند در خیل یاران امام سهید هستند، ما نسیمی هم از آن بهشت به مشام مان نرسید.. دوما اینکه دولت ما بتواند خلاف اراده مردم به دنبال مذاکره باشد چطور با سنت الهی هماهنگ است؟ مردم عزم بر مقاومت دارند، اما انگار کار دست ما نیست، آنها می توانند صحنه را تغییر دهند همانطور که شاید در گذشته با مواضع نامناسب موجب شدند ایران مقتدر و عزیز به حقیقت جایگاهش نرسد.یک حسی ایجاد می شود که انگار از ما کاری ساخته نیست، آنها می توانند پشت پرده، در بی خبری ما همه چیز را تغییر دهند، چنین گمانی مارا در یاس و سردی غوطه ور می کند، همان یاسی که از جنود شیطان است. عذر تقصیر از طولانی شدن عرایض و سخت محتاج دعایتان هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این شهادتِ آن مرد بزرگ است که ما را به خود میآورد تا خود را با نظر به شخصیت ایشان باز، بازخوانی کنیم. بعد از شهادت ایشان بود که به خود آمدیم و عرض شد قرآن، آن است که تو خواندی و نماز آن است که تو اقامه کردی، وگرنه چگونه با یک انسان و با شهادت او اینهمه انسانها در انسانیت خود به خود آمدند. در این رابطه عرایضی به بهانۀ جواب سؤالات داده شدhttps://lobolmizan.ir/quest/41253 و https://lobolmizan.ir/quest/41255 . در مورد جایگاه این حضورِ است که رئیس جمهور در سخنان اخیر خود فرمودند: «ایران امروز الهامبخش آزادیخواهان جهان است» و این حکایت از آن دارد که ما با مقاومت و صبر خود در مقابل آنچه جبهۀ استکبار در سالهای گذشته و بهخصوص در جنگ رمضان پیش آورده، معنای دیگری از زندگی را به مردم جهان متذکر شدهایم و اینجا است که به گفتۀ ایشان: «ایران امروز الهامبخش آزادیخواهان جهان است». و در همین رابطه جناب آقای استاد مهدی محمدی به عنوان مشاور جناب آقای دکتر قالیباف که اشراف کامل نسبت به جریانها دارند؛ معتقدند عزم دولت و دیگر مراکز تصمیمگیری اصلی همه در عدم مذاکره است https://eitaa.com/matalebevijeh/22178 و جایگاه مردم را مدّ نظر دارند و از این جهت میتوان گفت ما در تاریخ دیگری قرار داریم و نقش معجزهآسای این حضور را دائماً در نظر آورید ، تا جایگاه آیهای که رهبر معظم انقلاب در نسبت با مردم در پرسش و پاسخ شمارۀ 41416 https://eitaa.com/matalebevijeh/22139 مطرح کرده اند بیشتر و بیشتر روشن شود. موفق باشید
سلام و عرض ادب! جناب استاد مگر نه اینکه مهم است انسان در دنیا چه طلبها و نیاتی داشته باشد؟! چون خدا پاسخ میدهد! من تا یاد دارم در طلب این بودم که آدم مفید و به درد بخوری باشم اما نمیدانم خدا نخواست یا کوتاهی خودم بود که در هیچ زمینه و عرصه و تخصصی به کار نیامدم. من یک انسان فوق العاده معمولی هستم که هیچ کاری از من برای بقیه برنمیآید. این ناکارآمدی را در این روزهای جنگ و بحران وقتی مثلا نیروهای هلال احمر را میبینم، بیشتر حس میکنم؛ من حتی به مصلحت خداوند از نعمت فرزند هم محروم شدهام که مثلا بگویم مأموریت و مسئولیت من پرورش و تجلی صفات خدا در این کودک است! پس اینهمه طلب چه میشود!!!!؟؟؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر کسی را استعداد و شرایط خاصی دادهاند. مهم آن است که متوجۀ همان کوره راهی که به ظاهر به چشم نمیآید و در مقابل ما گشوده شده است، باشیم و از همان جا شروع کنیم. موفق باشید
سلام نظرتون ر در باره استغاثه برای پیروزی در باره جبهه آمریکایی صهیونیستی بفرمایید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوب و ارزشمندی میباشد بخصوص با مدد به آیت الکرسی و قرائت آن آیۀ عظیم و عزیز که موجب حضور «حیّ قیّومیِ» حضرت ربّ العالمین میشود و یا قرائت حدیث کسا که نسبتی بین ما و آل عبا«علیهمالسلام»، که همان اولیای معصوم هستند، برقرار میکنیم. موفق باشید
با سلام رهبری معظم در مورد ظهور عام صحبت کردند لطفا بفرمایید ظهور عام یعنی چه؟ و در مقابل ظهور خاص چیست آیا به معنی فرج است با ظهور تدریجی یا ظهور صغری یا ..؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: گویا آنچه مدّ نظر ایشان است به میانآمدن همین معنویتی است که بحمدالله جان مردم ما را و حتی مردم دیگر کشورها را فرا گرفته، تا آنجایی که نوعروسان کشمیری زیورآلات خود را به ایران هدیه میکنند ایرانی که به خوبی، آنها میدانند سرنوشت آیندۀ جهان را تغییر خواهد داد. موفق باشید
سلام به استاد عزیز. از شما زیاد میشنویم که علت علاقهمندی جوانان به رهبری حتی آنانی که چندان مقیّد به ظاهر عبادی خود نیستند؛ علت ساده و سیاسی و یا احساسی نمیباشد. برای بنده بسیار مهم است که حقیقتاً باز نگاه و نظر شما را در این رابطه بیشتر بدانم که به گفتۀ شما نگاه و دیداری که باید در این صحنهها داشته باشیم، چه نگاه و دیداری باید باشد؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که متوجه شدهاید، حقیقتاً باید نسبت به نظر جوانان به رهبر شهید مطلب را سطحی و ساده ندانست زیرا باید متوجه بود در جهانی که بشر جدید به انسان میاندیشد، چه اندازه متفاوت خواهد بود که قهرمان انسانها شخصیتی همچون رهبر شهید انقلاب یعنی آیت الله خامنه ای باشد یا فردی مانند دونالد ترامپ. این است آن مرز جدّی که در تاریخ آخرالزمانی پیش آمده. و ایران متذکر نظر به قهرمانی است که بشر جدید با روحیۀ ربّانی خود به دنبال آن است. و راز تزلزل نظم غربی نسبت به معنایی که به عنوان زندگی برای انسان تعریف کرده؛ در این نکته است. و انسان جدید بهخصوص جوانان متوجه شدهاند نظم غربی و آن زندگی، توهّمی بیش نیست و از این جهت به دنبال زندگیِ دیگری میباشند و در این رابطه رهبر شهید انقلاب را افقی برای زندگی خود در این تاریخ یافتهاند.موفق باشید.
حقیر مدتی است به مطالعهی آثار استاد شهید مرتضی مطهری اشتغال داشته و به کاوش در نظرات و نوشتهجات و بیانات معظمله میپردازم، اکنون سوال حقیر آنست که این آثار را چگونه مطالعه کنم تا برایم ماندگار و متفاوت شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید خدا را شکر کنید که چنین علاقه و توفیقی در دنبالکردن اندیشۀ استاد شهید مرتضی مطهری را خداوند به شما داده است. با انُس طولانی و یادداشتکردن نکات مهم همانطور که آن مرحوم در کتاب «امامت و رهبری» پیشنهاد فرمودهاند. موفق باشید
سلام و عرض احترام خدمت استاد گرانقدر: دانشجوی دانشگاه شریف هستم و چندین سال است که با منظومه فکری استاد گرانقدر آشنا شده ام و پیگیر مباحث گوناگون معرفتی از انتشارات استاد هستم. با توجه به ارتباط گیری و انسی که با قلم استاد بزرگوار داریم و نظر به شرایط فعلی کشور بی صبرانه منتظر نوشتارهای حکیمانه ایشان پیرامون زندگی انسانی در جنگ و افق دیدگاه در این شرایط و هر گفتاری که شنیدنش برای نسل جوان در این جنگ لازم می باشد هستیم. مرتب صفحه انتشارات را بازدید میکنیم تا بلکه محتوای جدید از استاد تشنگی معرفتی مان را فرونشاند. ضمن تشکر از فعالیت های انتشارات لب المیزان، توقع حضوری پررنگ تر و تولید آثار سریع تر در این شرایط داریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در درک تاریخی که پیش آمده، بسیار مهم است حداقلِ سخن، نکاتی بود که طی دو جلسۀ اخیر تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 پیش آمد. پیشنهاد میشود نکاتی که در متن https://ble.ir/join/9njuFovDHp مطرح شده است مدّ نظر قرار دهید به امید آنکه متوجه شویم در چه تاریخی هستیم هرچند بنده معتقدم واژهها برای گزارش آنچه پیش آمده؛ ناتوانند. موفق باشید
سلام استاد: برای جلوگیری از آتش بس بی وقت، بدون به انجام رساندن انتقام و بدون رسیدن به نتیجه لازم چه باید کرد، حرفهایی با زمینه ی میل به آتش بس بی مورد، از بعضی گلوها مثل آقای عراقچی در دولت به گوش میرسد. نکند باز کاری کنند که انقلاب را تضعیف کنند، خوبه شما که صدای بلندتری بین بدنه انقلابی دارید به نمایندگی از ما جهتگیری لازم را به فضای انقلابی تبیین کنید، ما نمیخواهیم میراث پدر عزیزمان آیت الله خامنه ای را تضعیف کنیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در این مورد باید به آقایان اعتماد داشت از این جهت که در این موارد، بدنۀ نظام تصمیم میگیرند و نه صرفاً دولت. موفق باشید
سلام و درود محضر استاد عزیز..بنده خانم ۴۸ساله ای هستم که سه تا دختر دارم و دختر سومم ۱۳سال و ۴ماه دارند و بنده مدتیست به لطف ویژه خداوندمشعول خودسازی شدم این دختر ۱۳ساله من متاسفانه با پسران زیادی چت عیراخلاقی میکنه و بنده هم هیچکاری از دستم بر نمیاد ومشاوره های زیادی میبرمش و ورزش و....اما دست بردار نیست و همین موصوع مرا دچار استرس و ناراحتی زیادی کرده که از یک طرف نگران عاقبت او هستم و از طرفی از خودم ناراحتم که بعنوان یه مادر بد پیش رفتم که این نتیجه اش است و با خودم میگویم که تو اگر میخواهی سلوک کنی باید طرفیت داشته باشی و با وجود خدا نگرانی بی دلیل است و از طرفی احساس میکنم توان این را ندارم ببینم دخترم داره به بیراه میره و من کاری برایش کنم و به بن بست رسیدم لطفا کمکم کنید چه اقدامی مفیداست چکار کنم؟ ارامش ندارم نگرانی همه زندگیم رو گرفته با خودم میگم تو اگر ایمانت قوی بود اینجوری نمیشدی و در همین چرخه گیرم .
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار کارِ سلوکی خود که پیش آمده، خوب است به طور ظریف مباحث معرفت نفس از جنس مباحث «جوان و انتخاب بزرگ»را با او در میان بگذارید. https://eitaa.com/tafakorism/3776 و با دقت کامل باید متذکر سنتهای جاری در هستی شد. امری که فرزندان ما متوجه شوند قاعدۀ این عالَم را فضای مجازی تعیین نمیکند بلکه سنتهای توحیدی در میان است که خداوند از آن طریق، ربوبیت خود را انجام میدهد. https://eitaa.com/matalebevijeh/21846 و https://eitaa.com/matalebevijeh/21547 . در مورد سنتها زیاد و زیادتر باید با جوانانمان سخن بگوییم. به گفتۀ مرحوم شهید مطهری؛ سنتها مانند قانون علیّت است و همانطور که نمیتوان به میل خود از قوانین علیّت جدا شد و گمان کنیم هرچیزی را با هر علتی که بخواهیم میخواهیم ایجاد کنیم؛ در مورد دیگر عوامل هستی نیز با میل صاحبان رسانه و تبلیغات آنان، آنچه را بخواهند محقق نمیشود و در این مورد خداوند در قرآن کریم با ما سخنها گفته است. موفق باشید
سلام علیکم حضرت استاد: اگر نگاهی از نو به مسئلهی انقلاب اسلامی در دنیای جدید داشته باشیم، گویا انقلاب اسلامی، پیشآوردنِ همان «صحنهی کربلایی» بود تا جهان دوباره به اشک بر حسین (ع) نائل شود. تمامی شهدای ما در این سالها، هر یک به نحوی، تذکری به کربلا بودند و به یک معنا، کربلا را از گذشتهای که با فاصلهای بعید با آن روبهروییم، برای ما زنده کردند. آن اشکی که در نسبت با شهدا جاری شد، در حقیقت همان «اشک عرشی» است که ما در نسبت با حضرت اباعبدالله (ع) دنبال میکنیم. لذا، میتوان مسئلهی انقلاب اسلامی و طریقی را که حضرت امام (ره) و حضرت آقا فراروی ما نهادند، از این منظر مورد توجه قرار داد. 🔹 بشری که این اشک را گم کرده و در دل روزمرگیها مستحیل گشته بود، به واسطهی انقلاب اسلامی و شهادتهایی که در بطن آن به وقوع پیوست، دوباره وارد این ساحت قدسی شد و انسان بار دیگر در افق کربلا اشک ریخت و توانست کربلا را در خویشتنِ خویش بازیابد. 🔸 اگر به دغدغههای بزرگان در باب تبیین عاشورا دقت کنیم، درمییابیم که زنده نگه داشتن عاشورا، حماسهی آن و برپایی مجلس روضه و اشک بر حضرت اباعبدالله (ع)، همواره امری بوده که از دل فهمهایی که میخواستند آن را منجمد و متصلب کنند، سر برآورده است. در دورهی اخیر و پیش از انقلاب، میتوان جریانات مختلفی را در نسبت با عاشورا ردیابی کرد، اما نکتهی عمده این است که انقلاب اسلامی، برای آن اشک، یک «صحنه» پیش آورد؛ صحنهای که توانست اشک را دوباره به تاریخ بازگرداند. به «تعزیه» به مثابه یک پدیدار بیندیشید. تعزیهی اصیل و آن فضای وجودیای که پدید میآورد، چه نقشی در برقراری نسبت ما با کربلا دارد؟ آیا نمیتوانیم انقلاب اسلامی را نیز از جنس همین گشودگی هنرمندانه و وجودی در تاریخ ببینیم؟ شهدای بزرگ ما هر یک در جایگاهی و در ایفای نقشی نسبت به کربلا قرار گرفتند تا آن «صحنه» پدیدار شود و انسانها بتوانند خود را در کربلا بیابند؛ نه آنکه صرفاً امری از گذشته را مرور کنند. انقلاب اسلامی و طریقی که در برابر ما گشود، به یک معنا «احیای کربلا» است. 🔹 این مسئله نیازمند تأملی بیشتر است. ما اغلب چنین میاندیشیم که کربلا صرفاً یک «استراتژی» یا «روش» برای مقابله با ظلم است و شاید آن را صرفاً به مثابه یک «ابزار» میبینیم، نه یک «غایت». اما اگر به نحو دیگری به مسئله نظر کنیم، درمییابیم که کربلا خودْ «غایت» است. تشیع مسیری را دنبال میکرد تا «کربلایی» پیش آید و صحنهای کربلایی محقق شود؛ صحنهای که در آن، کربلای امام حسین (ع) بار دیگر در منظرها آشکار گردد. در این پیشآمدن کربلاست که نسبت حضوری انسان با حقیقت مکشوف میشود. گویا در این صحنه، انسان به «دیدار» و «ملاقات» میرسد و غایت خلقت انسان محقق میشود. این همان ظهور مقام «خلیفةاللهی» انسان است. 🔸 ممکن است در تصور عادی، این پرسش پیش آید که اگر راهی که در برابر ما گشوده میشود به کشته شدن میانجامد، پس هدف چیست؟ علت این پرسش آن است که نگاهها همواره به «هدفی بیرونی» معطوف است و کربلا راهی برای نیل به آن هدف تصور میشود، اما کمتر بدین معنا میاندیشیم که «پدیدار شدن کربلا» و «تحقق صحنهی کربلایی»، خودْ غایت خلقت انسان بر روی زمین است. اینکه این عالم، «کربلا» شود، اصلیترین مسئله است. نکته اینجاست که مسیر کفر نیز به یک معنا در جهت ممانعت از تحقق کربلاست؛ میخواهد راهی در برابر انسان بگشاید که او به کربلا نرسد. 🔹 نمونهی تاریخی آن، قصهی معاویه است. معاویه تمام تلاش خود را به کار میبست تا کار به «کربلا» کشیده نشود. مسیری را دنبال میکرد و راههایی پیش میآورد که امام حسن (ع) نتوانند کربلا را به آن معنا محقق سازند، هرچند که ایشان طریق را به نحو کامل طی کردند. در تاریخ معاصر خود ما نیز، طریقی که حضرت آقا در این سالها پیمودند، قابل تأمل است. دائماً مسئله، «مذاکره» و «صلح» بود. استراتژیستهای بزرگ دنیا به ذهنشان میرسید که با انقلاب اسلامی وارد یک تقابل سخت شوند که مثلاً به شهادت آقا بینجامد. توانایی انجام آن نیز برایشان چندان دور از دسترس نبود، اما آنها خود واقف بودند که این نقطه، همان نقطهای است که اگر به آن نزدیک شوند، گویا هدف و غایت انقلاب اسلامی محقق شده و دیگر از دستشان کاری برنمیآید. از همین روست که در چالشهای سیاسی اخیر، برخی در غرب، اقدام به چنین تقابلی را «اشتباهی فاحش» میدانستند، زیرا «پیدا شدن کربلا» را در آن میدیدند. شاید این واژگان را به کار نبرند، اما واقعیت آن است که برنامهریزیهایشان معطوف به ممانعت از تحقق این کربلا بود. اما حضرت آقا به نحوی طریق را پیمودند که این کربلا محقق شد. 🔸 همهی ما به نوعی دچار غمهایی نسبت به دنیا و مصائب آن میشویم، اما شاید از درک راز این غم عاجز باشیم و ندانیم این غمی که در این جهان به سراغمان میآید چیست و چه امری در برابرمان قرار گرفته است. شاید اگر به مسئلهی کربلا و شهادت بیندیشیم، تازه درک کنیم که «غم واقعی» و «غم مقدس» چیست؛ آن غمی که گویا خداوند انسان را برای قرار گرفتن در آن به جهان آورد. این غم، همانا پیدا شدن مقام «خلیفةاللهی» انسان است؛ یعنی همان وسعتی که میتوانست برایش پیش آید. 🔹 ما به نحوی رازگونه با کربلا مواجه میشویم؛ گویا این غم اصیل در وجود ما زنده میشود و ما میتوانیم غمی را که بر آن سرشته شدهایم و بر اساس آن در جهان مقام گرفتهایم، بیابیم. با این منظر، به روایات توجه کنید: روایاتی که میگویند توبهی آدم (ع) در روضهی امام حسین (ع) شکل گرفت، یا رازی که خضر به موسی (ع) گفت قصهی کربلا بود، یا همهی انبیا و اولیا پیش از واقعه، به کربلا آمدند. معنای اینها چیست؟ معنایش آن است که مسئلهی کربلا را نباید در یک فهم زمانمند و مکانمند محدود متوقف کرد. 🔸 اگر انسان متوجه این غمی بشود که در کربلا هست و آن «شعف حضوری» که در آن پیدا میشود، آنگاه است که بودن او بر روی زمین معنادار میشود و انسان خود را از فریب شیطان رها میکند و در عالم خلیفةاللهیاش حاضر میشود. 🔹 با این دید، به مسئلهی انقلاب اسلامی بازگردیم؛ انقلاب اسلامی راهی است برای این که ما در کربلا قرار بگیریم و اشک بر حسین (ع) بریزیم. با این نگاه درمییابیم که ما وظیفهای فراتر از «برپا کردن کربلا در روزگار خویش» نداریم و این نباید با یک نحو کشته شدن صرف اشتباه گرفته شود. فرعون به یک معنا بنیاسرائیل را نمیکشت، بلکه آنان را در ساحتی نگاه میداشت که «استخفاف» شوند، خفیف و بیمقدار گردند و راه کربلا برایشان بسته شود. تا آنجا که وقتی فشار به اوج رسید و کشتارها آغاز شد، بنیاسرائیل طریق خود را با موسی (ع) یافتند. تلاش کفر، بستن راه کربلاست؛ میکوشد شما را به سوی این شهادت روانه نکند. این معنا هم در تاریخ جدید کاملاً قابل درک است و هم در متن تاریخ کربلا. امروز نیز نقد و خطاب استراتژیستهای دنیا به امثال ترامپ همین است که «تو آن کاری را که نباید میکردی، کردی و آنچه نباید میشد، شد.» 🔸 اگر نتوانیم در این فرهنگ بیندیشیم، شاید معادله را به گونهای دیگر تصور کنیم و متوجه نباشیم که آنچه ما به دنبالش بودیم، با شهادت محقق شد. این همان نقطهای است که میتوان گفت: «ما رأیتُ الا جمیلاً». «جمیل» یعنی پیدا شدن آن غمی که سراسر شعف برای حضور تاریخی انسان پیش میآورد و همان غم اصیل است. از همین روست که در روایات اهلبیت (ع)، حضرت رضا (ع) میفرمایند: «اگر میخواهی بر چیزی گریه کنی، بر سیدالشهدا گریه کن.» یعنی مسئلهی تاریخی انسان و بودنش در این جهان، در نسبت با امور مختلف، در گرو پیدا شدن آن اشکی است که بر حضرت اباعبدالله (ع) ریخته میشود. 🔹 عالم اشک، عالمی است که در نظر شما، افق بلندی ظاهر شده و شما را از روزمرگیها، چالشها، دعواها و فراز و فرودهایی که میخواهند در آن گرفتارتان سازند، بیرون میبرد. شاید دیگر فقط یک غم دارید و آن غم، غم جدایی از این نسبت است؛ غم دوری از آن افقی که در برابرتان گشوده شده، اما هنوز در طلب آن هستید. اشک، اینجا اشکِ پیدا شدن این افق در ماست و ما را از همهی آن غمهایی که به یک فروبستگی میکشاند و زمینگیرمان میکند، رها میسازد. نظام کفر جهانی ما را درگیر چالشها میکند تا زمینگیر این غمها شویم و سپس با خوشخیالی و دلخوشکنکهای واهی، ما را به عقب براند. اما ما با قصهی کربلا، افقهای بلندتری را در نظر میآوریم و از این اسارت آزاد میشویم. 🔸 اگر امروز نگران آیندهی خود و مسیری هستیم که ملت ایران در نسبت با حقیقت میخواهد طی کند، باید به نسبت خود با شهادت حضرت آقا بیندیشیم و اینکه به چه نحو میتوانیم در این مسیر حاضر شویم. شاید بتوان گفت سیاسیترین و تاریخیترین امری که امروز با آن مواجهیم و میتوانیم به واسطهی آن به سوی آیندهای حقیقی گام برداریم و بر همهی فریبها و چالشهای پیش رو فائق آییم، راهی است که به سوی این روضه برای خود میگشاییم. 🔹 اما این نه به معنای یک سنت مناسکیِ صرف، بلکه گشودن طریق و پیمودن مسیری است تا اشکی جاری شود و نسبت خود را در آن اشک بازیابیم. در تاریخ تشیع میبینیم که اهلبیت (ع) با اشارات خود، آن ذوقها و اندیشههای عمیق را وظیفهمند میدانستند تا در زبان، راهی به سوی این اشک برای انسانها بگشایند. آنان شاعران و شخصیتهای عالم اسلام را به این نحوه از شعر و هنر توجه میدادند و خود مسیری را در تاریخ تذکر میدادند تا این راه برای مردم گشوده شود و ماجرا به یک برخورد سطحی و صوری ختم نشود. 🔸 تشیع همواره خود را در جستجوی راهی مییافت تا انسانها خود را در عالم روضه و اشک بر حسین (ع) باز یابند. و امروز این راه، هویتی جهانی یافته است، چه در پدیدار عظیم اربعین و چه در سنخ شهادتی که شهدای انقلاب اسلامی رقم زدند. همهی اینها پیشآوردنِ عالمی است که در آن، اشک جایگاه حقیقی خود را بازیابد. 🔹 همه از سر نسبت و ارادت، دوست دارند برای آقا گریه کنند. اما پرسش این است که آیا جایگاه این روضه را به عنوان یک امر تاریخی که در مقابل ما گشوده شده و وظیفهای که برای یافتن آیندهی انقلاب بر دوش ماست، میبینیم؟ آیا میتوانیم بیندیشیم که چه راهی برای خود و مردممان بگشاییم تا با این اشک، آینده را بیابند و از فریبی که آمریکا برایمان تدارک دیده، آزاد شویم؟ اگر نتوانیم این نحو نسبت را دنبال کنیم، هرچند تحلیلگری حاذق، استراتژیستی ماهر باشیم و نقشههای دشمن را بدانیم، آزاد نخواهیم شد. چرا که نسبت ما با حقیقت از یک نسبت وجودی به یک نسبت مفهومی بدل شده است. ما شاید درست و غلط را ببینیم، اما نمیتوانیم مسیر حقیقی را طی کنیم. 🔸 تاریخ انقلاب مشحون از کسانی است که ذکاوت، هوش و تحلیل داشتند، اما نتوانستند مسئله را در این سطح بفهمند و در مقابل، کسانی که توانستند مسئلهی شهادت را به این معنا دریابند، همانها بودند که خود را از این فریبها آزاد کردند. اگر نگران آیندهی سیاسی و تاریخی کشوریم، بزرگتر از این قصهی اشک و روضه بر سید شهیدان انقلاب، وظیفهای برای خود نمیتوانیم بیابیم. 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir/4358
باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه دهید در مواجهه با کربلا و میدان گشودهای که به میان آوردهاید. تنها از اشک بگویم. آری! کربلا و یک سینه سخن از اشک و افقی عرشی که در مقابل انسان گشوده میشود تا جان انسان با اشکهایش قدمقدم تا عرش، خود را جلو و جلوتر ببرد و با سیدالشهدای جنگ احد، اشک به معنای عرشیاش به توصیۀ پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» شروع شد آنگاه که فرمودند جناب حمزه گریهکن ندارد. راستی را! آن اشک چه آغازی بود که نسبت آن افراد با جناب حمزه نسبت پدر و برادرشان که شهید شده باشد، نبود بلکه پیامبر خدا خواستند با اشک برای جناب حمزه در نسبت با آن شخصیت، افقی گشوده شود و باز اشک و باز کربلا و شخصیتی که «قَتیلُ العَبَرات» یعنی کشتۀ اشکها شد. و باز اشک و اشکهای رهبر شهید برای حاج قاسم و برای شهید رئیسی. و باز اشکی که در پیش است در تشییع و تدفین سیدالشهدای انقلاب اسلامی که خدا میداند همۀ فرشتگان عرشی و همۀ انبیای اولیالعزم در آن میانه حاضرند تا «ارض» به سوی «عرش» جلو و جلوتر رود و افقی که همۀ انبیاء و اولیاء و مولایمان حضرت صاحب الزمان «علیهالسلام» آمادۀ به ظهورآمدنِ آن هستند؛ گشوده میشود. حال مائیم و درک این حقیقت بزرگ که تنها با این نوع از اشک به ظهور میآید. موفق باشید
