بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام. و تشکر.سئوالم این است که تا کی باید شیعه به یک دسته احادیث استناد کند و خود را محق معرفی کند واهل سنت هم احادیث دیگری در فضل عمر وابوبکر بیاورند که حق با انان بوده است .تا کی شیعه باید ولایت پذیری را اصل دین بداند و بی ولایتان را دوزخی قلمداد کند وسنی ها هم با یک دسته دیگر احادیث جور دیگری صحبت کنند .باور کنید ذهن افراد تحصیل کرده پر از شبهات است .تا کی باید شیعه به احادیث اهل سنت احتجاج کند و ولایت علی (ع) را اثبات کند و اهل سنت از این احادیث برداشت دیگری کنند.تا کی اهل سنت از کتب شیعه احادیث جعلی در بیاورد و به رخ شیعه بکشد (همچنان که شبکه جهانی نور دارد این کار را میکند).تا کی باید ذهنمان پر از شبهه باشد . تا کی باید ذهنمان در خم کوچه اول گیر کند.ایا من و امثال من که از نظر علم دین عوام هستیم چطور به خودمان بقبولانیم علامای اهل سنت که عمری را تحصیل میکنند نتوتنند از دین درک درست داشته باشند .واقعا سخت است به ماها باید حق داد که سر در گم هستیم .باتشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بالاخره شرایط طوری است که مجبوریم محققانه با مسئله برخورد کنیم وگرنه همین‌طور که می‌فرمایید گرفتار سردرگمی می‌شویم. موفق باشید
374

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر با توجه به تاکیدات فراوان مقام معظم رهبری مبنی بر داشتن بصیرت در رفتار و منش سیاسی و همچنین انتخاب مسیر درست از شما درخواست می کنم که اولا معنی کامل بصیرت چیست وچگونه پی می بریم بصیرت داریم یا نه و همچنین راه کسب بصیرت چیست و با چه کاری می توانیم بصیرت خود را بالا ببریم. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام اگر انسان متوجه اهداف الهی خود باشد دارای بصیرت می شود و می‌تواند مصداق‌های آن اهداف الهی را در زمانه‌ی خود بشناسد و راه‌های ورود به آن را پیگیری کند و می فهمد نقشه‌های دشمنان اسلام برای انصراف افراد جامعه از اهداف اصلی کدام است. اگر کسی به واقع هوای نفس خود را کنترل کند و اهداف الهی انقلاب اسلامی را اصل بگیرد، به‌خوبی می‌فهمد کدام عمل و شعار نقشه‌ی دشمن است و کدام عمل و شعار نقشه‌ی دوست. این‌جاست که حرف دکتر شریعتی معنی پیدا می‌کند که می‌گفت: «هر سخن حقی که ما را از هدفمان جدا کند، باطل است». هدف انقلاب اسلامی طرح قواعدی است که جهان را از چنگال استکبار و صهیونیسم رهایی بخشد و بصیرت در آن رابطه عبارت است از آن‌که بفهمیم هر شعاری که ما را از مقابله با آمریکا و اسرائیل غافل کند از هویت انقلابی خارجمان کرده و در آن صورت به یک ملت بی‌تاریخ و بی‌هویت تبدیل خواهیم شد. بلایی که در زمان رضاخان و محمدرضاخان بر سرمان آمد. موفق باشید
250

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و خسته نباشید. شما در نکته ی ششم و هفتم معرفت النفس، به این حقیقت اشاره کرده اید که نفس انسان حضور کامل و تمام دارد، و از طرفی نفس فقط در تن حضور ندارد بلکه فوق زمان ها و مکان ها است. و آن گونه که من متوجه شده ام منظور شما این است که مثلا من انسان همزمان که در تن انسان حضور تمام دارد، در هر نقطه از کره زمین و یا کیهان و در عوالم دیگر نیز حضور دارد. حال در همین راستا و با تکیه بیشتر بر حضور «تمام نفس»، چند سوال به ذهنم رسیده است: 1- نخست آنکه قانع شدن ذهنی در خصوص این حقیقت برای حقیر سهل است، اما رسیدن به درک حضوری، آن چنان که خودتان مدنظرتان است کمی برایم مشکل است، خصوصا در اینکه نفس حضور تمام دارد. در واقع من نمی دانم که اگر مثلا نفس در بدن یا در کل زمان ها و مکان ها قسمت شود چه فرقی با حالا که حضور تمام دارد، می کند؟ 2- یقیناً شما نیز تصدیق می کنید که انسان هنگامی که در دامن طبیعتی بکر قرار می گیرد، با تک تک اجزای طبیعت ارتباط برقرار می کند و گویی روحش متعالی می شود. در واقع نفس انسان به آرامشی دلپذیر رسیده و به خدای خود نزدیک تر می شود. حال اگر آن گونه که شما می گویید، نفس انسان در تمام هستی حضور دارد، پس چرا با تغییر مکان مادی، یعنی هنگامی که تن او در یک شرایط خاص قرار بگیرد و در دل طبیعت برود، در روح او چنین تغییراتی حاصل می شود، در حالی که روح از همان اول همان جا حاضر بود؟ 3- همانگونه که شما گفتید نفس انسان نه تنها در تن بلکه در کل هستی حضور کامل و تمام دارد، حال، الف- آیا می توان این امر را برداشت کرد که همان گونه که تن ابزار من است برای تبدیل استعداد های بالقوه به بالفعل، کل هستی نیز ابزار من است برای دست یابی به همین امر؟ به عبارت دیگر آیا می توان نکته ی پنجم را این گونه تعمیم داد که کل هستی، ابزار کمال من است؟ ب- و آیا با این تفاسیر درست است که گفته شود من نه تنها تن، بلکه کل هستی را تدبیر می کند؟ ج- اگر این گونه باشد شاید این طور به نظر برسد که تعاریف دیگر نظیر مرگ غیر طبیعی نیز باید بدین گونه تعمیم یابد: « من هنگامی که از ابزارهای در اختیارش چه بدن و چه کل جهان مادی نا امید شود، آن ها را رها می کند. » 5- ما در مباحث قبلی مرگ یا خواب را با این جمله تعریف می کردیم « در هنگام مرگ من تن را رها می کند » ، حال در نکته ی هفتم من این گونه متوجه شده ام که با توجه به غیر مادی بودن من، این رها کردن، رها کردن مکانی نیست چرا که این نفس در همه جا حاضر است. پس لطفا روشن کنید که منظور از رها کردن تن، چیست. و لطفا مرگ را دقیقاً تعریف کنید. 4- شما گفتید که توجه بیشتر به بدن است که باعث می شود ما حس کنیم در بدنمان هستیم. و می توان با ریاضت های شرعی حجاب های مکان و زمان را کنار زد و باطن امور را دید. حال سوال من آن است که آیا این کار یک موفقیت و ارزش است؟ اگر بله پس چرا آنگونه که من شنیده ام برخی از عرفا که دید برزخی پیدا کردند، از خداوند خواستند که آن را از آنها بگیرد؟ 5- و در آخر، شما در آخر فایل صوتی نکته ی هفتم به مسئله ای اشاره کرده اید که در کتاب به آن اشاره نشده و آن دیدین نور هستی است. آیا امکانش هست منبعی برای باز شدن بیشتر همین بحث معرفی کنید؟ أن شاء الله خداوند توفیق خدمت هرچه بیشتر به اسلام و مسلمین را به شما بدهد. یا حق
متن پاسخ
باسمه تعالی علیک السلام: اساس حضور در عوالم بیکرانه احتیاج به تزکیه ی خاص دارد که در مباحث «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» دنبال شده است. 1- بحث تقسیم نفس به جهت مجردبودن آن محال است، ولی نفس می‌تواند توجهش را به جایی یا جاهایی بیندازد ولی این به معنی تقسیم‌شدن نیست. 2- حضور تکوینی و ذاتی نفس انسان در همه‌ی عوالم، غیر از حضور شخصی آن فرد خاص است، مثل این‌که نفس شما به صورت تکوینی عامل ضربان قلب شماست، ولی شخص جنابعالی در آن عمل حضور شخصی ندارید، که تحت عنوان حضور تکوینی و تشریعی در مباحث «چگونگی به فعلیت‌رساندن باورها» بحث شده. 3- نفس انسان چون در ذات خود با حقایق عالم مرتبط است، وقتی با آیات الهی در طبیعت روبه‌رو شود، چنان‌چه رابطه‌ی خود را با حقایق عالم قطع نکرده باشد و نفس مجرد خود را با آرزوهای دنیایی، در محدوده‌های گذشته و آینده گرفتار نکند، می‌تواند با ملاقات آیات الهی، به حقایق آن‌ها منتقل شود. 4- مرگ به معنی انصراف تدبیری نفس است از بدن. اساساً آزادشدن از محدودیت زمان و مکان و ارتباط با حقایق عالم یک‌نوع کمال است، ولی باطن برزخی افراد را دیدن لازم نیست. 5- إن‌شاءالله در سیر بحث وقتی به مباحث معاد و چگونگی فعلیت‌یافتن باورها رسیدید، جواب سؤال خود را راحت می‌گیرید. موفق باشید
18010
متن پرسش
طلبه پایه 2 هستم. 1. «جامع السعاده» از کتاب «محجه البیضا» و «محجه البیضا» از کتب «احیا العوم» احمد غزالی و احمد غزلی از یونان گرفت اخلاق (آیت الله مظاهری) پس چرا بعضی ها توصیه می کنند «محجه البیضا» یا «جامع السعاده» را بخوانیم؟ 2.ادبیات در حوزه چقدر کافی است و چه کتاب هایی؟ 3. آیا منطق و فلسفه را بیشتر وقت بگذاریم یا ادبیات عرب و در منطق چه کتاب هایی بخوانیم تا در حد عالی بخوانیم کتاب هایی از مقدم تا عالی معرفی کنید. 3. اگر خدا بخواه اجتماع نقیض محال نیست اگر می شود اثبات کنید این حرف درست است یا غلط
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر هم فرض کنیم غزالی از جهت ساختار اخلاقی و تعادل بین افراط و تفریط تحت تأثیر ارسطو است، مرحوم فیض کاشانی در «مهجة» و استاد آیت اللّه ملا مهدی نراقی و فرزند او ملامحمد، با رجوع به روایات اهل البیت«علیهم‌السلام» کتاب‌های خود را تنظیم کرده‌اند و به همین جهت حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» می‌فرمایند نراقین را بخوانید که منظور «جامع‌السعادات» و «معراج السعادت» می‌باشد 2- به نظر بنده یک طلبه بیاد همه‌ی دروس رسمی حوزه که مربوط به ادبیات است را کامل بخواند 3- همین منطق «مظفر» و سپس «بدایة و نهایة» علامه و در آخر «اسفار» ما را با عقل فلسفی آشنا می‌کند. 4- اجتماع نقیضین یعنی اجتماع بودن و نبودنِ یک چیز در یک زمان و یک مکان. حال اگر کسی اجتماع نقیضین را محال نداند یعنی باید معتقد باشد محال نیست که همین حالا در این زمان و در این مکان، هم باشد و هم نباشد. و همین امر ار نیز به خدا سرایت دهد که مثلاً اگر خدا بخواهد اجتماع نقیضین محال نیست، یعنی همین حالا، هم خدا باشد و همین حالا خدا نباشد. و این عملاً نفیِ خداوندی است که عین بقاء و سرمدیت و ابدیت است.  موفق باشید

10643
متن پرسش
سلام استاد: سوالی مدتها ذهن مرا مشغول کرده در رابطه با سرگذشت اهل بیت در اسارت. اینکه مدفن حضرت زینب و سکینه و رقیه و بعضی دیگر از مخدرات سلام الله علیهن در شام می باشد این را به ذهن می رساند که آنها در دوران اسارت از دنیا رفته اند و داستانهایی که در رابطه با بازگشت مجدد آنها به شام گفته می شود با عقل جور نمی آید به نظر می رسد مصیبتی که اهل بیت (علیه السلام) در اسارت کشیده اند ورای فکر و اندیشه ما باشد به نحوی که در تاریخ هم ذکر نگردیده است و شاید گریه خون امام زمان (عج) برای امام حسین هم ناشی از مصیبت های شام باشد. نظر شما چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخ به روشنی خبر می‌دهد که حضرت زینب«سلام‌اللّه‌علیها» بعد از شام به مدینه آمدند و پس از مدتی از مدینه خارج شدند و شاید با توجه به زمینه‌ای که در شام فراهم کرده بودند بی‌سر و صدا به شام رفتند و فعالیت‌های خود را در آن‌جا شکل دادند و بالاخره رحلت نمودند. خدایا: به بزرگی زینب«سلام‌اللّه‌علیها» که پس از این‌همه مصیبت، باز از پای ننشستت و از مدینه به جایی که باید برود هجرت کرد؛ ما را شور انجام وظیفه عطا بفرما. موفق باشید
8933
متن پرسش
سلام علیکم: جناب استاد بنده طلبه پایه پنجم هستم، 3 سال است که شاگرد خصوصی یکی از شاگردان آیت الله جوادی هستم به درس های قدیم حوزه (به سبک درس خواندن قدیم حوزه) بسیار علاقه دارم تا به حال هم حاشیه ملاعبدالله یزدی و رساله شمسیه در منطق را خوانده ام و درس های دیگر را نیز در حال گذراندن هستم اما به خاطر صحبت های اطرافیان مبنی بر مسائل اقتصادی خانواده دچار تزلزل شده ام که نکند در آینده بعد از این همه درس خواندن از نظر مسائل مادی دچار تنگنای شدید شوم و بعد از سالها دستم جلوی دیگران دراز باشد، آیا لازم است خود را در این روند حوزه معطل کنم یا بهتر است از روند کنونی جدا شوم و خودم همان درسها را در کنار یک کار اقتصادی بخوانم، چه کنم که مورد رضایت امام زمان (عج) باشد؟ خیلی ها میگویند علمای بزرگ بخاطر این موفق شدند که شهریه نگرفته اند آیا ما که شهریه میگیریم موفق نمی شویم؟ آیا برای خدمت به امام باید حتما در سیستم حوزه ماند؟ نمیدانم چه کنم حرف چه کسی درست است، بسیار سرگردانم. شما راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر از شهریه استفاده کنید و با فکری آسوده درس بخوانید، بیشتر برای اسلام و مسلمین مفید خواهد بود، اگر هم شهریه کفاف نداد، باز باید در همان حوزه تدریس بگیرید. موفق باشید
7811
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز در جزوه مرزهای ارتباط بین زن و مرد، گویا بحث طوری ارائه شده که گویا جذابیت جنس مخالف برای انسان فقط تحت تاثیر واهمه است. به این صورت که اگر انسان وهم خود را کنترل کند و نگذارد وهم به میدان بیاید، دیگر جنس مخالف برای شخص جذابیت نخوهد داشت. حال سوال اینجاست که اگر این جذابیت ناشی از وهم می باشد، حضرت علی (ع) که وهم کنترل شده دارند. پس چرا در سن جوانی از سلام به نامحرم خودداری می کردند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عنایت داشته‌باشید «قوه واهمه» یکی از ابعاد وجودی انسان است و در رابطه با آن قوه ، معانی صورت خاصی به خود می‌گیرند و اگر ما آن قوه را با نور شریعت تربیت کنیم اتحاد معانی با صورت خاص تحت تأثیر القائات شیطان نمی‌باشد. باید متوجه بود اگر دو نامحرم رعایت حدود شرعی را نکنند، قوه‌ی واهمه‌ی آن‌ها تحت تأثیر شیطان قرار می‌گیرد و از مسیر اصلی و از نظر به اهداف واقعی خارج می‌شوند که در آن جزوه بر روی این تأکید شده و امیرالمومنین علیه‌السلام نیز مواظب هستند که واهمه‌شان در معرض القائات شیطان قرار نگیرد. موفق باشید
6064
متن پرسش
سلام علیکم ببخشید استاد سوال من اینست که: 1- به نظر شما اگر در کنار مجموعه آثار شهیدمطهری ، برخی ازکتب شما مثل(کتابهای معرفت نفس و کتاب :از برهان تا عرفان» همراه با سی‌دی) یا همه کتب شما کار شود ، میتوانیم عالم داشته باشیم یا اینکه بی عالم شده و عالم من خراب میشود؟ ((چون کتب شهید اطلاعات خوبی دارند و کتب شما نورانیت و عالم خیلی خوبی دارند)) 2- یا اگر نظر شما غیر از این باشد ،پس کدام از این کتب را اول شروع بکنم و بعد بروم سراغ دیگری؟ (( من کتاب ادب خیال، عقل و قلب شما را نیز مطالعه کرده ام)) (خواهش میکنم دقیق من را راهنمایی بفرمایید) سلام علیکم ببخشید استاد سوال من اینست که: 1- به نظر شما اگر در کنار مجموعه آثار شهیدمطهری ، برخی ازکتب شما مثل(کتابهای معرفت نفس و کتاب :از برهان تا عرفان» همراه با سی‌دی) یا همه کتب شما کار شود ، میتوانیم عالم داشته باشیم یا اینکه بی عالم شده و عالم من خراب میشود؟ ((چون کتب شهید اطلاعات خوبی دارند و کتب شما نورانیت و عالم خیلی خوبی دارند)) 2- یا اگر نظر شما غیر از این باشد ،پس کدام از این کتب را اول شروع بکنم و بعد بروم سراغ دیگری؟ (( من کتاب ادب خیال، عقل و قلب شما را نیز مطالعه کرده ام)) (خواهش میکنم دقیق من را راهنمایی بفرمایید)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم شهید مطهری یکی از عالِمان عالَم‌دار هستند و مطالعه ی کتاب‌های ایشان انسان را وارد عالَم دینی می‌کند به طوری که انسان به خودی خود از آنچه غیر دینی است فاصله می‌گیرد. موفق باشید
4004
متن پرسش
با سلام استاد بزرگوار ما برخی از افراد را می بینیم که به صورت حضوری به استادشان مراجعه می کنند و مشکلاتشان و رذایلشان را مرتفع می کنند دلمان می سوزد و گاهی به روشمان که همان سیر مطالعاتی شماست دلسرد می شویم آیا نمی شود ضمن راهنمایی در خصوص مورد فوق وقتی را حتی به اندازه یک ساعت مانند سایتتان برای مراجعه حضوری ورفع مشکلات قرار دهید با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام خمینی«رضون‌الله‌تعالی‌علیه» راهی را به ما نشان دادند که اگر کسی آن راه را بشناسد و معارفی که از طرف ایشان در کتاب‌هایشان نوشته شده است را درک کند بهترین راه ممکنه در این دوران را پیدا کرده. بنده در جزوه‌ی « وظیفه و نحوه‌ی سلوک طلبه‌ی عصر انقلاب.» در این موارد عرایضی داشته‌ام، بنده را در حدّ معلمی بدانید که تلاش دارد نظرها به راهی بیفتد که حضرت روح الله گشوده‌اند و لذا مراجعه‌ی حضوری نزد بنده هیچ نیاز نیست. موفق باشید
3704

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم اگه درمنزل مشغول نمازباشیم وکسی وآردشودفقط لفظ (سلام) رابگوید.چگونه جواب دهیم درصورتی که کسی نباشد جواب سلام را دهد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع مسائل را از کسانی سؤال بفرمایید که موضوعات فقهی را با شقوق مختلف آن بحث می‌کنند. موفق باشید
500

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم گاهی به واسطه غفلت ها گناهانی از انسان سر می زند که تا مدتها حال معنوی او را مغشوش کرده و باعث غبض و تاریکی میگردد. مثلا بر اثرپرحرفی یا حرکتی که از آن بوی ریا شنیده می شود تا ساعتها باید گرفتگی روحی را تحمل کرد اما این تازه اول ماجراست زیرا در همین ساعت تاریکی و گرفتگی, اوهامات شیطانی وسعت میگیرد ومثلا شخص را به کلی از خود و رحمت الهی نا امید میکند و این نا امیدی باعث می شود که میل هر گونه عبادت و بازگشتی در انسان بمیرد مثلا شخص پس از آنکه پرحرفی کرد دیگر میل به طهارت دایم(دائم الوضو بودن) یا تلاوت قرآن ودعا و شرکت در جلسات مذهبی را ندارد و حتی بیم آن می رود که در چنین لحظاتی سرمایه چندین ساله عبادات بکلی به باد برود سوال این است که چه باید کرد تا هرگاه مکروهی از انسان سر میزند جلوی تصاعدی شدن تاریکی را گرفت. با توجه به اینکه حالت دعا و بازگشت و توبه و انابه و وگریه در انسان مرده است و هرچه می کند راهش نمی دهند تا جایی که گاهی شرایظ به حدی رقت بار است که بواسطه انجام چندین باره یک گناه از استغفار شرم دارد در این لحظات آیا راه میان بری هست؟ دعایی مخصوص/ ذکر مخصوص؟ عملی خاص؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: ما باید جایگاه گناهانی که گاهی خداوند بدان مبتلایمان می‌کند را بشناسیم و موضوع عُجب را که در همین قسمتِ سؤال و جواب‌ها عرض شده دنبال کنید، تا نه‌تنها با ارتکاب گناهان مأیوس نگردیم بلکه زمینه‌ی تذکر الهی و توبه را در خود رشد دهیم و بفهمیم خداوند می‌خواهد بفهماند نقص‌هایت را ببین و شایستگی خود را جهت قرب الهی شدت ببخش. و لذا موضوع توبه و جایگاه آن معنی خود را پیدا می‌کند و متوجه می‌شویم بعد از هر گناهی راه توبه را به سوی ما می‌گشایند تا آرام‌آرام ما را از گناهان عبور دهند. پس دیگر جایی برای یأس نمی‌ماند تا شیطان بخواهد زمینه‌ی تصاعدی گناهان را فراهم کند. دعای مخصوص و ذکر مخصوص و محل مخصوص یک چیز بیشتر نیست و آن نظر به «توّاب رحیم» است که پس از هر گناه راه ورود به آغوش او را گشاده ببینیم.« إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرین‏» موفق باشید
15937
متن پرسش
با سلام و تهیت خدمت استاد طاهرزاده: چند سوال از حضور مبارک داشتم: 1. استاد عرفان عملی و سیر و سلوک شهید مطهری که بود؟ 2. استاد سیر و سلوک و عرفان عملی رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله خمینی که بود؟ 3. آیا به نظر شما آیت الله خامنه ای به فنا ذاتی و کمال رسیده اند؟ اصلا ایشان سیر و سلوک دارند؟ 4. به نظر شما آیت الله جوادی آملی به کمال رسیده اند؟ یا حداقل در سیر و سلوک دارای مقامات و درجاتی هستند یا ایشان فقط جنبه علمی عرفان را دارند و در وادی عمل و سلوک و ریاضت و مجاهده گامی نزده اند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اُنس و آشنایی مرحوم شهید مطهری با حاج میرزاعلی آقای شیرازی، ایشان را در عرفان عملی به جاهایی رساند که نگو و نپرس! آنچنان از شب‌های آیت اللّه حاج میرزاعلی آقای شیرازی یاد می‌کرد و اشک می‌ریخت و خبر می‌داد که تا او را و شب‌های او را ندیده بودم معنایِ شب مردان خدا برایم مجسم نبود – ای کاش بنده آن صوت را به‌دست می‌آوردم و چند بار دیگر به صدای مبارک مرحوم شهید مطهری نسبت به شب‌های مرحوم حاج میرزاعلی آقای شیرازی گوش می‌دادم – 2- این موارد، مواردی نیست که بتوان در جواب و سؤال گنجاند. این‌ها مربوط به خودشان است. ولی مسلّم بعدها حکایت‌هایی به گوش ما می‌رسد به همان شکلی که در مورد حضرت امام داريم كه يكى از استادان قم نقل مى‏ كنند: شبى مهمان حاج آقا مصطفى بودم، ايشان خانه‏ ى جداگانه‏ اى نداشتند و در منزل امام بودند، نصف شب از خواب بيدار شدم و صداى آه و ناله ‏اى شنيدم، نگران شدم كه در خانه چه اتفاقى افتاده است؛ حاج آقا مصطفى را بيدار كردم و گفتم: ببين در خانه ‏تان چه خبر است؟ ايشان نشست و گوش فرا داد و گفت: صداى آقا [امام خمينى «رحمةالله عليه»] است كه مشغول تهجد و عبادت است. مرحوم آيت ‏الله حاج ‏آقا مصطفى خمينى فرموده بودند: يك روز ديدم آقا [امام خمينى «رحمةالله عليه»] در اتاق خود هستند و صداى گريه ايشان بلند است. از مادرم پرسيدم: چه شده كه آقا گريه مى كنند؟ مادرم فرمودند: ايشان در شبى كه موفق به نماز شب و راز و نياز با خدا نشود آن روز چنين حالى را دارد.[1]

خانم زهرا مصطفوى مى ‏فرمايند. رمضانِ سالِ قبل از رحلت امام را خوب به ياد دارم. بعضى وقت‏ ها هر بار كه به دليلى نزد ايشان مى رفتم و سعادت پيدا مى‏ كردم با ايشان نماز بخوانم، وارد اتاقشان كه مى‏ شدم مى‏ ديدم قيافه ايشان كاملا برافروخته است و چنان اشك مى‏ ريختند كه ديگر دستمال‏ كفاف اشكشان را نمى‏ داد و كنار دستشان حوله مى‏ گذاشتند. امام شب‏ ها چنين حالتى داشتند و اين واقعاً معاشقه ‏ى ايشان با خدا بود.[2]  موفق باشید 

 


[1] ( 1)-http ://www .mums .ac .ir /culturefa /emmmam .( از خاطرات سيدحميدروحانى، سرگذشت‏هاى ويژه، ج 1، ص 91- 92)

[2] ( 2)-http ://tooba .net /Persona ( عج)es /5

13179
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزتر از جان: آقای طاهرزاده چند چیز است که به شدت روحم را آزار می دهد و هر چند وقت یکدفعه شروعی از نو میکنم اما پس از مدتی سقوط حاصل می شود. 1. بنده جوانی ۱۹ ساله هستم و الگوی کامل بودن را در شخصیت علامه حسن زاده می بینم مثلا امام خمینی و آیت الله بهجت و... را که با علامه از لحاظ علمی مقایسه می کنم می بینم امام و آیت الله بهجت علومی مثل ریاضی و نجوم و ... را که علامه دارند را نداشته اند پس نتیجه مي گیرم امام و آقای بهجت ظرفیت علومی را نداشته اند پس علامه کامل تر هستند از لحاظ سلوکی. 2. وقتی جامعیت ایشان در علوم را می بینم و کمالات ایشان را، خوب می بینم من هم در ریاضی و نجوم استعداد و ظرفیت دارم ولی کسی نیست به من آموزش دهد و شرایطش جور نمی شود در نتیجه با یک پوچی همراه می شوم و نا امیدی از ادامه راه. 3. اواخر ماه رمضان به شدت علاقه مند به شروع راهی که علامه طباطبایی ها رفتند را داشتم و حاضر به تن دادن به سختی ها بودم ولی به شرط حال معنوی نقد اما چند مشکل این علاقه را دارد کم رنگ می کند: الف) خانواده که نه به فکر نماز شب اند، نه کمال، نه حال معنوی، نه ریاضت، فقط انگار خلق شده اند پدر من را در آورند. ب) جو کل زندگی مانع این هدف می شود مثلا همه استرس رزق را به ما وارد می کنند و ما هم به اندازه خودمان مقاومت می کنیم و ساعت مختصری را برای کار و مابقی را برای مطالعه قرار می دهیم که ناگهان پدر گرامی می گوید یا کار کن یا از خانه من ... شو بیرون خوب این هم عزت ما هم علاقه کسب علم را نابود می کند و ما می مانیم و خودی که نه به کسب علم علاقه دارد نه به هدف کسب دنیا. و چندین مشکل دیگر. چه کنم؟ چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کمالات معنوی ربطی به علومی مثل ریاضیات ندارد. بزرگیِ هرکس به تقوای اوست و نگاه توحیدی که باید به عالَم داشته باشد. حال هرکس با استعداد خود به حواشی این سیر می‌پردازد. و در مورد قسمت دوم سؤال؛ سعی کنید با برخورد لَیِّن با والدین، کج‌دار و مریض رفتار کنید، نه آن‌چنان با آن‌ها مقابله کنید که کار به درگیری بکشد و نه آن‌چنان تسلیم شوید که از تعالی استعداد و آمادگی‌های روحانی و علمی خود محروم گردید. موفق باشید

11723
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوارم: انسان دائما در حرکت از قوه به سوی فعلیت است و باید از نقص به سوی کمال حرکت کند. سوال این است که حضرت رسول صل الله علیه و آله یا ائمه علیهم السلام به فعلیت و کمال تامی که برایشان ممکن بوده است رسیدند؟ آیا اگر حضرت رسول (ص) عمر بیشتری می کردند به کمال بیشتری نائل می شدند و استعداد های بیشتری از ایشان به فعلیت می رسید یا اینکه ایشان نهایت درجه کمالی که انسان می تواند بدان دست یابد را یافته اند؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» بحث شده. امام و نبی«علیهم‌السلام» با حفظ عصمت خود وظیفه‌ی الهی خود را انجام می‌دهند و ما با فاصله‌گرفتن از حرام الهی به عصمتی که امامان صاحب اصلی آن هستند نزدیک می‌شویم و عمر هرکس همان فرصتی است که خداوند جهت انجام وظیفه‌ی الهی در اختیارش گذارده. موفق باشید

11432
متن پرسش
سلام آقای طاهرزاده: مشیتی که در جامعه است و شما در کتاب آخریتان گفته‌اید چه نسبتی با روحِ زمانه که هگل می‌گوید دارد؟ این همان است یا متفاوت از آن؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توان گفت هگل بنا به سوابق علمی و آشنایی که با اسلام دارد بحث سریان روح در تاریخ را تحت تأثیر همین بحث مشیت الهی می‌گوید، ولی در نگاه هگلی کاملاً موضوع با آن چه در روایات ما هست فرق می‌کند زیرا او معتقد است آن روح همواره به کمال می‌رسد و کمال آن روح در انقلاب فرانسه ظهور کرد، در حالی‌که در آموزه‌های دینی «مشیت الهی» مناسب طلب جامعه و امت‌ها ظهور می‌کند و این‌طور نیست که یک مشیت ثابت باشد و منقطع از حضرت حق همواره در مسیر کمال خود قرار داشته باشد. موفق باشید

8870
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشد. چرا مسئولین حقیقت توافق نامه هسته ای را برای مردم نمی گویند و آقای ضرغامی می گوید فعلا به صلاح نیست و نمی گذارند نمایندگان مجلس در رسانه ملی حرف بزنند و ..... حال سوال من این است: اگر این روشنگری و افشای حقیقت از طرف خود مردم باشد آیا کار خوبی است؟ و به صلاح جامعه است؟ آیا ما با این کار در خط رهبری هستیم یا داریم کار را خراب تر می کنیم؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: حقیقت امر آن است که در عین انتقاد نسبت به توافق‌نامه‌ی ژنو، نباید پشت دیپلمات‌ها را خالی کرد تا نتوانند با قوت در پشت میز مذاکره حاضر شوند. همین روش که تا حال جلو رفته ایم، بد نیست. ولی اگر موجب تضعیف دولت شود خوب نیست. موفق باشید
5754
متن پرسش
بسمه تعالی : سلام علیکم 1 - در برابر افرادی که قصد دارند با یادآوری رفتارهای حرام و گناه گذشته که از ما سراغ دارند و می گویند تا دیروز یا سال های گذشته چه کردی و الآن ادعای خدایی می‌کنی، چه برخوردی باید بکنیم که همه از بستگان نزدیک هستند؟ 2- در برابر بستگانی که جلوی ما بنا بر هر دلیل کفر می‌گویند و یا به اهل‌البیت دشنام می‌دهند چه رفتاری کنیم؟ 3- عده‌ی دیگری از بستگان نزدیک ادعا می‌کنند؛ دینداری که ما در پیش گرفته‌ایم و این نوع بندگی‌کردن سخت است و خود را دیوانه کرده یا در آینده دیوانه می‌شوید که برای خود ما باطل‌بودن حرف و نظرشان یقین است در این رابطه هم خواهشمند است راهنمایی بفرمایید چه رفتاری داشته باشیم؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: 1- بگو قبلاً اشتباه کردم و امیدوارم خداوند از گناهان و تقصیرات گذشته‌ام بگذرد 2- اگر امید صلاح در آن‌ها نمی‌یابید فرمود: «وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراما» باید خود را همسنگ این افراد نکرد مگر این‌که بتوانید در مقابل بقیه که امکان تحت تأثیر قرارگرفتن‌شان هست از حق دفاع کنید 3- بهتر است که در مقابل آن‌ها دینداری شما عادی باشد. موفق باشید
2788
متن پرسش
سلام علیکم در میان دوستان بنده، برخی دانشجویان هستند که علی رغم پیشینه ی دینی و فعالیت های فرهنگی در مساجد و حسینیه ها، با قرار گرفتن در فضای دانشگاه، از حکومت اسلامی، کارآیی دین و سایر مباحث این چنینی ناامید شده اند و همواره از چیزهایی سخن می گویند که ترویج ناامیدی است. سوال بنده این است که پیشنهاد شما برای مواجهه با چنین افرادی چیست؟ به نظر شما با این افراد، چگونه می توان بحث کرد که نتیجه دهد؟ در مورد کسانی که پیشینه ی مذهبی ندارند و مثلا چگونه می توان عمل کرد؟ رسالت تبلیغی ما در رابطه با این افراد چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: برای اولی‌های مذکور کتاب‌های انقلاب اسلامی و کتاب «شرح دعای ندبه» خوب است و برای دومی‌ها کتاب‌های «آشتی با خدا» و «ده نکته در معرفت نفس». موفق باشید
2633

انتخاب همسربازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز بنده طلبه سال 5ام حوزه هستم از تهران . من چند سال هست که سیر مطالعتی شما رو مطالعه میکنم و این مطالعات در شکل گرفتن تفکرات و عقیده فکری خیلی موثر بوده. خیلی خیلی خوشحال میشم اگه وقت ارزشمندنون رو برای جواب به سوالم بگذارید. بنده از لحاظ روحی خیلی نیاز به ازدواج دارم و وقتی این موضوع را با خانواده در میان گذاشتم نظر خانواده این بود که تا وضعیت درسی مشخص شود صبر کنیم.(با توجه به این که بنده برای ادامه تحصیل میخواهم به موسسه امام خمینی در قم بروم) آیا شما هم همین نظر را دارید؟ به نظر شما یک طلبه چه شرایطی برای ازدواج داره؟ التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر همین‌طور که می‌فرمایید از لحاظ روحی نیاز به ازدواج دارید هیچ نیاز نیست صبر کنید. با خانمی ازدواج کنید که شرایط طلبگی شما را در نظر بگیرد. موفق باشید
697

آل یسینبازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام. در مورد :"سلامٌ علی آلِ یسین" لطفا توضیح بفرمایید. با تشکر.
متن پاسخ
بسمه تعالی . علیک السلام. لطفا به کتاب «زیارت آل یس نظر به مقصد جان هر انسان » رجوع فرمائد. موفق باشید.
16482

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: اگر هم آقای احمدی نژاد و هم دکتر جلیلی در این انتخابات شرکت کنند و همانطور که تا الان بوده اند باشند و تغییر موضع ندهند، شما به دکدومشون رای میدید؟ ماکه گیج شدیم استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا ذهن خود را مشغول چیزی کنیم که نه به دار است و نه به بار و معلوم نیست که چه رقبایی در میان خواهند آمد. موفق باشید

13729
متن پرسش
سلام: خسته نباشید استاد: 1. برای شیوه سخنرانی و منبر چه کنم و چه کتابی بخوانم؟ 2. از شاگردتان که ظاهرا همان داماد شریفتان می باشد شنیدم که شما صبح ها به پیاده روی یا کوه می روید. حال سوالم این است که پیاده روی صبح گاهی به همان قضیه ی تسلط روح به بدن که فرموده بودید کمک می کند؟ چه مقدار روی تهذیب اثر دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شما سعی کنید اطلاعات قرآنی و روایی خود در کنار مسائل فقهی رشددهید و بقیه را جهت منبر و خطابه به خدا واگذارید 2- به هر صورت پیاده‌روی برای آن‌که بدن تحت تأثیر توهّملات کمتر قرار بگیرد، خوب است. در این مورد عرایضی در قسمت آخر  کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شده است. موفق باشید

12898
متن پرسش
سلام: استاد لطفا در مورد چله‌ی کلیمی و آداب مربوط به آن توضیح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطابق آیه‌ی «وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثينَ لَيْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ ميقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعينَ لَيْلَةً وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخيهِ هارُونَ اخْلُفْني‏ في‏ قَوْمي‏ وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبيلَ الْمُفْسِدينَ» (142) اعراف» حضرت موسی برای ملاقات با خدا لازم بود چهل روز روزه و چهل شب مناجات کنند که بنا به شواهد، این چهل روز در تمام ماه ذیقعده و اوایل دیحجه بوده است. که این چهل روز را چله‌ی کلیمی گویند. البته چون روز دهم ذیحجه عید قربان است و روزه‌ی آن جایز نیست، باید یکی دو روز قبل از ماه ذیقعده شروع شود و در این مدت باید حتی‌الامکان در خلوت بود و ذهن و فکر متوجه‌ی حضرت حق و حقایق قدسی باشد و به همین جهت گفته شده زیر نظر استاد انجام بگیرد که ذهن و فکر گرفتار وَهمیات نشود و یا کسانی به این کار دست بزنند که در ابتدا معارف لازم را داشته باشند. موفق باشید  

12521

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرانقدر اینجانب از شاگردان مجازی حضرتعالی هستم که از طریق مطالعه کتب و فایلهای صوتی حضرتعالی سیر را دنبال می نمایم. استاد بنده مشکلی دارم.اکنون در شرف ازدواج هستم، مشکلم این است که دوستی دارم که نمی دانم چرا با شدت و حدت به من وابسته است؛ از وقتی شنیده قرار است ازدواج کنم با شدت گریه و زاری می کند که تو اگر شوهر کنی من تنها می شوم و چکنم؟ و... استاد سالهاست این رفیق من خودش را اینگونه به من وابسته کرده بخدا خسته شده ام. هرچه با او منطقی صحبت می کنم، دینی صحبت می کنم، اخلاقی صحبت می کنم و.... فایده نداره و مشکل زمانی حادتر میشه که میگه من باید در جلسات خواستگاری و ... تو حضور یابم و این کار غیر عرف و غیر عقلانی است. گاهی مجبور می شوم صریحا جوابش را بدهم اما او انتظار دارد روزی چندین نوبت و ساعتها با هم تلفنی حرف بزنیم و این برایم وقت گیر است من هزار کار دارم و این توقعات غیرعقلانی است. استاد به ایشون میگم این محبت رو نثار ائمه علیهم السلام کن اما به خرجش نمیره با سی و چند سال سن اینجوری می کنه استاد اگر شدت عمل به خرج دهم گناه است؟ شما اگر همچین مشکلی داشتید چه می کردید؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما برنامه‌ی عقلانی خود را جلو ببرید و گرفتار توهماتی که او برای خودش ایجاد کرده است نشوید تا او را هم از این مشکل نجات دهید. بنا نیست که شما گرفتار احساسات غیر عقلانی دوستتان باشید! مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را به او معرفی کنید. موفق باشید

12143
متن پرسش
سلام بر استاد گرامی: یک راه عملی جهت حضور قلب در نماز ارائه دهید. 30 سال است نماز می خوانم ولی دریغ از یک نماز درست و حسابی، اصلا تمرکز برایم حاصل نمی شود. همه کاری جهت رفع این مشکل کرده ام. مطالعه آداب الصلوه امام ( ره)، ترک افعالی که به نظرم گناه می آمد، در جای خلوت نماز خواندن و ..... لیکن به محض تکبیره الاکرام، مسائل جاری زندگی و کاری ذهنم را مشغول می کند، شاید اگر خیلی تلاش کرده باشم فقط در یک یا نیم رکعت فقط حال توجه داشته ام، خیلی کار برایم دشوار است اگر راهی دارد که راهنمایی و دعایم کنید اگر خیر، دعایم کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیه‌ی آیت اللّه بهجت«رحمة‌اللّه‌علیه» را مدّ نظر قرار دهید که فرمودند اگر خطورات آمد دنبال نکنید. و در ضمن به شرایط قبل از نماز حساس باشید که ذهن خود را مشغول امور دنیوی نکنید. موفق باشید

نمایش چاپی