استاد گرامی سلام علیکم: احتراما در بعضی پاسخ ها در حمایت از آقای قالیباف و عملکردشان اشاره به مشاورین دانشمند نظیر مهدی محمدی و مجید شاکری کرده اید. آیا از تفکرات مجید شاکری و نظریات مخرب لیبرال سرمایه داری ایشون اطلاع دارید؟ اگر آدرس ایتا بدهید کلیپ های نشریات ایشون رو براتون می فرستم. در ضمن عملکرد مجلس به ریاست قالیباف در مورد عدم اخطار به دولت لیبرال در مورد افزایش نرخ ارز و عدم پیگیری لازم در مورد قانون حجاب و تعطیلی عمدی مجلس در سه ماه اخیر هم مورد قبول مردم نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم : عنایت دارید که بنده به نظر امثال جنابعالی احترام میگذارم و نسبت به آن نگاه فکر میکنم ولی همانطور که ملاحظه کردید نگاه بنده به موضوعات و برداشتی که جنابعالی دارید متفاوت است. پیشنهاد میکنم از میدان ردّ یا قبول افراد به میدان تفکری که در افق تمدن نوین اسلامی میتوان حاضر شد فکر بفرمایید. که البته بحث در این مورد بسیار است. شاید تذکرات نودگانه «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor بتواند تفکری که نیاز این تاریخ است را متذکر شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23180 موفق باشید
سلام استاد گرامی: در مصلای امام خمینی، در مراسم وداع با امام شهید، یکی از مداحان گفت: «مردم بیاین دعا کنیم رهبری به خوابمون بیاد.» دلم شکست. بنده بعد از شهادت امام خامنه ای، دوبار خواب ایشون رو دیدم. صرف نظر از محتوای خواب، خوشحال بودم که می بینمشون و خوشحال بودم که من رو دیدند و به خواب من اومدند. ولی وقتی از یکی از اساتید تعبیر خوابم رو جویا شدم، بهم توصیه کردند که از هوش مصنوعی بپرسم. از این پیشنهاد دلم گرفت. مگه هوش مصنوعی، عشق میفهمه!؟! احساس کردم شاید آدم هایی مثل بنده که ایمان و عمل و علم معمولی دارند، رابطه شون با عوالم دیگر قطع است و گویا حتی خواب هاشون هم نمی تونه پیام یا بشارت یا هشداری از عوالم دیگر داشته باشه. گویا ما عوام، هر چه و هر کس که در خواب و بیداری حس می کنیم، اگر حاصل روزمرگی نباشد، نهایتا ریشه در مسائل روانشناختی دارد. باور این موضوع خیلی دردناک است. بنده ی عوام، من عوام نمی دونم چجوری توضیح بدم که مسائل من در نظر خواص لااقل در حد شنیده شدن، اهمیت داشته باشد. ببخشید مزاحم شدم. ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم : مگر حکایت ما با آن رهبر شهید در حد آن است که آن عزیز به خواب ما بیاید و یا نیاید؟ در حالی که همواره میتوان با او زندگی کرد هزار برابر بیشتر از آنکه به خوابمان بیاید. ازآن عجیبتر که از جناب هوش مصنوعی بخواهیم خواب ما را تعبیر کند. آری اگر به دنبال آن هستید که آن عزیز به خوابتان بیاید و از این همه حضوری که او در جان ما به وجود آورد و با گفتار و رفتار خود راههای بلندی را نشان داد غافل شویم، معلوم است که کارمان به هوش مصنوعی می کشد.🤔
سلام علیکم: مجدداً بر حضرت استاد طاهرزاده تا همینجا خیلی مصدع شدم و همانطور که فرمودید این بحث دامنهدار و مفصل است. با این حال با توجه به اشتراک حداکثری در مبانی فکری و قرابت فکری با مخاطبان حضرت عالی، بنده مناسب دیدم با ذکر برخی دیگر از یافتههایم در عالم جزئیات و صغرویات بحث را ادامه دهم چون سخت معتقدم بدون شناخت عالم جزئی و عینی، بصیرتهای کلی ضامن توفیق و گشایش نیست الا ما رحم ربی. چارچوب تحلیلی استاد گرامی متشکل از اصولی چون توجه دادن به افق حیات معنوی متعالی برخاسته از لایههای عمیق معارف دینی است که اغلب چهرهها و پیروان انقلاب از آن غافل یا جاهل هستند. تأثیر حیاتبخش و نجاتبخش لمس این معارف آنچنان است که استاد گرامی مدارای سیاسی با جریان غربگرا را برای ظهور یک اجماع معرفتی جدید برای عبور از غرب و غربگرایی توصیه میکنند. این خلاصه آنچیزی است که بنده از مجموع تألیفات و فرمایشات شما در این سالها برداشت کردم و در این مختصر قابل بیان است. حالا بنده این تجویز کلی و کلنگر و آیندهگرایانة جناب استاد که با چاشنی خوشبینی عرفانی و مهدوی همراه است (و قطعا بیوجه نیست) را در کنار شناخت جزئی میدانی خود از گذشته و اکنونِ کارنامة حکمرانی فاجعهبار نظام و ارگانهایش میگذارم که شدیداً متأثر از فعالیت شبکه گسترده و مرتفع و عمیقِ نفوذ بوده که پیشاپیش امکانات سختافزاری و نرمافزاری شکلگیری هر اجماع معرفتی انقلابی را نیز از بین برده است! این بحث بسیار مفصلی است اما اجمالا برخی سرفصلهای کلی آن را ذکر مینمایم. این مطالب را به طور مفصلتر در کانالم در ایتا @criticalknowledge توضیح داده ام. ۱. سابقه فعالیت شبکه اطلاعاتی ناتو (خاندان ریپورترها) و شبکه زیتون (خاندان عالیخانی) در نظام سیاسی ایران قبل و بعد انقلاب با نظر به تحقیقات محققینی چون عبدالله شهبازی و پیام فضلینژاد. مطالب در کانال با هشتگ #شبکه_زیتون قابل دسترسی است. در ادامه نمونههای مهم از کارنامة نیرنگآمیز و خونین این شبکه را در جمهوری اسلامی ذکر میکنم. ۲. دستکاری و جرح و تعدیل در نیروی انسانی نخبه و فکور در جمهوری اسلامی از طریق: ۲.۱. قتل نخبگان انقلاب (مطهری و بهشتی): دلایل: نقش عامل اطلاعاتی ناتو از فرانسه در تشجیع گودرزی به ترور شهید مطهری؛ ۲.۲. شواهد فعالیت شبکه اطلاعاتی ناتو و شبکه زیتون در پوشش مجاهدین خلق طبق الگوی عملیات گلادیو در ایتالیا که ترورهایی چون ترور شهید بهشتی و دیگران به اسم گروههای چپ تمام شود و نه سرویسهای غربی. نتیجة فرعی: مشروعیتزدایی از ایدئولوژی چپ با هدف اعاده هژمونی لیبرال. ۲.۳. تماس برقرار کردن با چهرههای سیاسی طرفدار سازش چون هاشمی و روحانی در ماجرای مکفارلین ضمن ایجاد روابط سازمانی مخفی و حمایت سیاسی از آنها با هدف تغییرات اساسی ضدانقلابی در سیاستهای پسا-خمینی. کد خاص: شبکه زیتون اسرائيل واسطه مذاکرات هاشمی-روحانی با دولت نومحافظهکار یهودی ریگان است. منوچهر قربانیفر از اعضای این شبکه است. ۲.۴. انزوای اجباری نخبگان انقلابی باقیمانده برای حذف موانع تجدیدنظرطلبی ضدانقلابی: نمونهها از دیروز: انزوای سید مرتضی آوینی و سید عباس معارف و داوری اردکانی بعد از جنگ. نمونههای اخیر: تبلیغات عجیب داير بر دروغ و هتاکی در فضای رسانهای و مجازی علیه چهرههای سیاسی نخبه انقلاب مانند احمدینژاد، جلیلی، حسین شریعتمداری، فؤاد ایزدی، رسایی، ثابتی، صمصمامی، جبرائيلی و ..... شاهد: در برخی از اکانتهای هتاک به نخبگان انقلابی، سوابق قضایی و امنیتی دیده میشود که به نظر میرسد آلت دست شبکه نفوذی در دستگاه اطلاعاتی و قضایی شدهاند ۲.۵. شاهد خاص برای اینکه یک برنامه سازمانیافته تحت هدایت شبکه اطلاعاتی دشمن برای استحاله فکری نخبگان در جریان بوده است: سیل ترجمه کتب اندیشه سیاسی لیبرال بعد از انقلاب به دست عزتالله فولادوند فرزند یکی از عوامل بلندپایه رژیم سابق در وزارت نفت که پایگاه منافع کنسرسیوم بود و سابقه همکاری فولادوند با انتشارات بهایی قبل انقلاب. (منبع: ارتش سری روشنفکران، پیام فضلی نژاد) ۲.۶. برکشیدن چهرههای فکری نفوذی مؤتلف با طبقه حاکمه غرب در نظام دانشگاهی و تصمیمسازی جمهوری اسلامی با هدف استحاله فکری فارغالتحصیلان دانشگاهی و دادن مشورتهای استعماری به مسئولین بلندپایه. نمونه خاص قابل اثبات: محمود سریعالقلم با روابط سازمانی نزدیک و واضح با شبکه اندیشکدههای خاندان راکفلر (داووس، بیلدربرگ، کارنگی) و دیدار شخصی (طبق اعتراف خودش) با دیوید راکفلر ملعون که مؤتلف آمریکاییِ بزرگِ خاندان یهودی روچیلد اروپایی، مؤسسین اسرائيل هستند. ۳. بسیار مهم: توطئههای ترکیبی شناختی-امنیتی برای بیآبرو کردن جریان انقلاب و حزباللهی و اثبات عینی تبلیغات ناتوی فرهنگی دایر بر اندیشه لیبرال جدید و دال بر بدعاقبتی ایدئولوژیهای آرمانگرا: ۳.۱. قتلهای زنجیرهای با عاملیت نفوذی بلندپایه شبکه زیتون، سعید امامی، بهایی و یهودی مخفی متظاهر به اسلام و تقوا در وزارت اطلاعات. ۳.۲. حادثه کوی دانشگاه با آلت فعل کردن برخی جوانان حزباللهی و هدایت آنها به داخل کوی و ضرب و شتم دانشجویان کوی با زنجیر و میلگرد!! (این جنایت نه توجیه دینی داشت نه توجیه سکولار سیاسی یا امنیتی. دانشجویان معترض به قتلهای زنجیرهای و بستن روزنامه سلام بعد از یک تظاهرات مسالمتآمیز در بیرون کوی با شعارهای نه چندان تند، به کوی برگشته بودند و داشتند میخوابیدند!). ۳.۳. این دو حادثه مشکوک عجیب که علی الظاهر به دست نیروهای حزباللهی انجام شد موجب طلاق عاطفی و فکری گسترده و دائم جامعه دانشگاهی و فعالین سیاسی و رسانهای با نظام ولایت فقیه و جریان انقلابی شد و تصویر ناتوی فرهنگی از انقلاب دایر بر آرمانگرایی سرکوبگر، وحشی و متحجر را جا انداخت. با این حال، این همه، حاصل طراحی و هدایت شبکه زیتون بود با حضور جدی در وزارت اطلاعات کشور! یکی از واکنشهای سیاسی بزرگ موارد ۲.۵ و ۳، ظهور جریان تجدیدنظرطلب اصلاحات بود که به آرمانهای انقلاب پشت کرد و تا امروز بر کشور حاکم است. ۴. ترویج سیستماتیک فساد مالی در بین مسئولین برای نمکگیر کردن آنها و امکان کنترل و تأثیرگذاری بر آنها. شاهد عام: سونامی عجیب فساد در نظام برآمده از انقلاب اسلامی و ولایت فقیه. شاهد خاص: افشاگریهای آقای احمدینژاد از حضور شبکه زیتون در وزارت اطلاعات و نقش آن در ترورها و سرکوبها و شورشها و مفاسد مالی مسئولین: https://eitaa.com/criticalknowledge/2744 https://eitaa.com/criticalknowledge/3330 https://eitaa.com/criticalknowledge/6252 https://eitaa.com/criticalknowledge/6286 ۵. از دهه ۱۳۸۰ با ظهور موفقیتهای فوقالعاده نیروهای نظامی در عرصه موشکی و منطقهای شبکه زیتون اقدامات ترور گسترده خود را علیه دانشمندان و سرداران آغاز کرد. ترورها به راحتی با توجه به حضور شبکه در وزارت اطلاعات و دسترسی به تمام اطلاعات محرمانه کشور صورت میگیرد. آقای احمدینژاد در این باره مطالب خاصی را افشا کرده است در همان لینکهای بالا. ۶. از دستکاری شبکه در اندیشه اقتصادی پساجنگ نیز بگذرم. اجمالاً اشاره میکنم به برنامه تبادل دانشجوی گروه اقتصاد شریف تحت ریاست مسعود نیلی با دانشگاه شیکاگو (متعلق به خاندان راکفلر) که جالبترین خروجی آن مدنیزاده وزیر اقتصاد فعلی است! ۷. در رابطه با جزئیات عملیاتی، احتمال جدی استفاده از پرستوهای موساد برای مسئلهدار کردن مسئولین مانند پرونده جفری اپستین وجود دارد. کد جالب: جفری اپستین با عدنان قاشقچی از دستاندرکاران معاملات ایران-کنترا ارتباط داشت و از نقش شبکه زیتون اسرائيل نیز در مذاکرات مکفارلین پیشتر گفتم. ۸. لذا شبکه زیتون اسرائيل و شبکه اطلاعاتی ناتو از انگلیس (تحت هدایت روچیلدها) با یک دستکاری گسترده در نظام سیاسی و اندیشهای کشور از طریق عملیاتهای ترکیبی شناختی-امنیتی، ترورها، حذف یا انزوای چهرههای نخبه انقلاب و برکشیدن متفکرین وابسته استعماری، نظام را به قهقرا برده است. ۹. نتیجه نهایی اینکه بدیهی است رسیدگی به این هیولای امنیتی نفوذ و فریبخوردگان و وابستگان و آلت دستهای مستقیم یا غیر مستقیم آن (مانند پزشکیان و قالیباف)، خیلی با بحثهای اندیشهای و فلسفی ممکن نیست. شبکه نفوذ با امکانات سختافزاری و عواملش، اصولا اجازه شکلگیری دیالوگهای معرفتی که موجب تنبه جریان روشنفکری شود را نمیدهد و به افرادی که توان دیالوگ معرفتی دارند نیز میدان نمیدهد. عاقبت خونین شهید مطهری و بهشتی و عاقبت شاگردان مرحوم فردید شاهدی بر این امر است. اگر راه معرفتی ممکن باشد تنها با افشای تاریخ ناگفته عملیات پیچیده شناختی شبکه نفوذ مسیر است که آن هم اغلب با استنکار و انکار جریان روشنفکری/اصلاحات تحت عنوان تئوری توطئه مواجه میشود. حملات عجیب به صدا و سیما برای حذف آخرین پل ارتباطی جامعه فکور انقلابی با عامه مردم در این راستا است. انگ تندرو زدن به چهرههای نخبه انقلاب نیز در همین راستا است. ۱۰. نتیجه نهایی: بدون رسیدگی پژوهشی و عملیاتی به نقش گسترده شبکه نفوذ در شؤون مختلف نظام و کشور، دیالوگهای معرفتی و فلسفی به تنهایی بسیار بعید است تحولی در تفکر سیاسی غالب کشور ایجاد کند. چنانکه قبلا عرض شد بنده در کوتاه مدت نیز برخود انتقادی جدی با جریان وفاق که متأثر از تفکر استعماری و شبکه نفوذ است را ضروری میدانم چون دقیقاً در راستای نجات اسرائيل و فرصت دادن به دشمن برای طرحهای براندازانه بعدی عمل میکند. عذرخواه از تصدیع و تشکر از حسن توجه استاد ربانی
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که درhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23124 عرض شد ما را گفت و گویی در میان است بدون آنکه بنده بخواهم امری را به جناب عالی و امثال جناب عالی آموزش دهم .
نمیدانم باید سبکی که ما در جهان باید حاضر شویم را مدارای سیاسی بنامیم یا تذکر به افقی که بشر جدید در معنای خود سخت بدان نیاز دارد. مطالب آقای فضلی نژاد و مطالب مربوط به آن نگاه را سالهای گذشته دنبال میکردم و البته مهم افقی است که از طریق انقلاب اسلامی در مقابل مردم ما گشوده شد و در این راستا بسیاری از نقشههای جریانهایی که متذکر شدید به طور طبیعی خنثی شد و ملاحظه فرمودید که چگونه افراد و جریان هایی که نام بردید به حاشیه رفتند به همان معنای عبور از آنها در عین آگاهی کلی از نقشه آنها که رهبر شهیدمان تحت عنوان تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی به طور معجزه آسایی انقلاب را از آن نقشههای بسیار پیچیده عبور دادند و حال ما بودیم که با حضور انقلابی مردم آنان را در میدان انفعال هرچه بیشتر مجبور کردیم تا با ناشیگریهای هرچه بیشتر جایگاه خود را خراب و خرابتر کنند هرچند تا آنجایی نفوذ داشتند که گویا آن رهبر شهید فرموده باشند حتی در پشت اتاق من هم جاسوس هست و عجیب است که ما را حضور دیگری در این تاریخ به میان آمده که اگر بر آن تاکید نماییم همانطور که اسلحههای آنها با همه آن قدرت کاری از پیش نبرد سایر فعالیتهای آنان با همه پیچیدگی هایش کاری از پیش نمیبرد مشروط بر آنکه بر افق قدسی و تمدنی خود بسیار حاضر باشیم آنطور که آن رهبر شهید بر آن تاکید داشتهاند اینجا است که باید بر مسیر اصلی انقلاب اسلامی تاکید شود وگرنه همانطور که متذکر شدهاید امثال آقای احمدی نژادها با روبرو شدن با آن باندها گمان میکنند که انقلاب در همین محدودهها متوقف میشود و به جای آنکه همانند آن رهبر شهید سعی کنند با روحی که در کلیت نظام و انقلاب دمیده میشود جهتگیری مردم ما را به سویی ببرند که هزاران حججیها و حاج قاسمها به میان آیند که گوششان بدهکار آن جریانی که متذکر آن هستید نباشند، امری که بنده نیز در طول زندگی خود آن را تجربه کردهام. راستی اگر آقای احمدی نژاد ذیل آن رهبر شهید خود را ادامه میداد بهتر بود و یا اینکه راه دیگری را دنبال کرد و نتیجه آن بیثمری شد با آن همه استعداد؟ چه شد که آقای احمدی نژاد با روبرو شدن با آن جریانهای فاسد که به نامهای مختلف در انقلاب نفوذ کرده بودند خود را باخت؟ آیا به جهت عدم درک حضور تاریخی انقلاب اسلامی نبود که کلیات موضوع را متوجه نشد؟ اینجا است که اجازه دهید باز تاکید شود آری صغرویات در جای خود مهم است ولی به جای مشغول شدن به آنها باید با تاکید بر جایگاه قدسی و تمدنی انقلاب اسلامی به طور معجزه آسایی از آنها عبور کرد. تجربه بنده که بیگانه نسبت به انقلاب و به جهت مسئولیتهای اجرایی که داشتهام نسبت به آنچه فرمودید نیستم، تاکید بر آن دارم که به حضور نرم انقلاب اسلامی بسیار باید بیندیشیم تا آنجایی که ملاحظه فرمودید چگونه عراقی که صدام حسین از آن خود میپنداشت و آنگونه به ما حمله کرد امروز این چنین به استقبال رهبر شهید آمدند و این است جایگاه ما برای عبور از همه صدام حسین های داخلی با حضور مردمی که در دل اجتماع شبها در میادین و حضور در آن تشییع فوق العاده ما نه تنها از اقتصاد لیبرالی عبور میکنیم حتی مطمئناً نظام اداری فردای ما نظام سیطره بروکراسی نمیباشد https://eitaa.com/matalebevijeh/23127 و البته نظر بنده نسبت به آقای قالیباف با نظر جناب عالی متفاوت است و همین جا است که اگر تمدنی بیندیشیم به جای حضور در تاریخ ردّ و یا قبول افراد سعی بر فهم و نگاه آنان خواهیم داشت و به آیندهای نظر میکنیم که در رابطه با آن آینده رهبر شهید مان فرمودند: «اگر ایراندوست هستید، یکی از علائم و شاخص های ایراندوستی شما این است که امیدآفرینی کنید؛ اگر یاسآفرینی کردید، نمیتوانید بگویید ایراندوستید. شاخصِ عمدهی ایرانستیزی یاسآفرینی است، امیدسوزی است، القای ناتوانی است، القای بنبست است؛ اینها شاخص های ایرانستیزی است.» ( ۱۴۰۱/۰۸/۲۸). با آرزوی توفیق برای جناب عالی و احترام به دغدغههای ارزشمندتان. موفق باشید
«أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ» سلام استاد بزرگوار: مژده بده، مژده بده! با مطالعه این مطلب https://eitaa.com/arshiv3133/177 قلبم اشاره آیه شریفه «وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» را دریافت کرد😍. عاقبة اگر به معنای آینده باشد، آیندهی درخشان انقلاب اسلامی در رخدادهایی مثل رخداد شهادت رهبر شهید انقلاب «هم اکنون» به سوی متقین می تابد (لِلْمُتَّقِينَ) تا راه را روشن کند. استاد ببخشید که زبان فاخری ندارم که اشارات اجمالی حضرتعالی را پر و بال بدهم و به پرواز در بیارم. همین چند کلمه را از ما قبول کنید به همان معنای «همچو موری اندر این خرمن خوشم»
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است حقیقتاً با عبور از دوقطبیگری که متأسفانه بعضاً رفقای عزیز گرفتار آن شدهاند از آیندۀ بسیار قدسی و متعالی و تمدنی، محروم میشویم که همان محرومیت از نهایت و عاقبتی است که خداوند برای متقین تقدیر فرموده است. موفق باشید
نه به گندم ملک ری؛ آری به سویای آمریکایی حسین نصر ملت مبعوث شدهی ایران که نخواستند پا روی خون امام شهیدشان بگذارند و مسئولینی که تا مرز شهادت رفتند، با دشمن به تفاهم رسیدند که از گندم ملک ری نخورند و آن را از آمریکا وارد کنند، اصلا سویا وارد کنند. بالاخره شیعه بعد از هزار و چهارصد سال به پیشرفت قابل ملاحظهای در مناسبات خود رسیده است. رگ غیرتمان خیلی بالا نزند. اگر گاو نبودیم نیازی به واردات یونجهی آمریکایی نداشتیم. وضعیت ما، وضعیت گاوبودگی تاریخی است. گاو، مواد خام مصرف میکند و مادهی خام دیگری صادر میکند. متاسفانه ایران عزیز ما، همین وضعیت را دارد و تا این وضعیت داشته باشیم، نمیتوانیم از وضعیت گاوبودگی خود رها شویم. یک کشور مصرفکنندهی خامفروش مونتاژکار داریم. اقتصاد ورشکستهی دولتی که نمیتواند فراتر از وضعیت گاوبودگی، مسیر دیگری جلوی پای کشور قرار دهد. ایران با جمعیت ۹۰ میلیونی، منابع عظیم طبیعی و ژئوپلتیک بسیار ممتازش تولید ناخالص ملی آن ۵۰۰ میلیارد دلار است. اصلا همین میزان کم هم به خاطر تحریم است وگرنه اگر عربستان بودیم با صادرات روزانه ده میلیون بشکه نفت، یک تریلیون دلار تولید ناخالص ملی داشتیم اما در گوشهی همین جغرافیا، اسرائیل هم وجود دارد. تولید ناخالص ملی اسرائیل سالیانه میان ۵۰۰ تا ۷۰۰ میلیارد دلار است آن هم با جمعیت ده میلیونی، بدون موقعیت ژئوپلتیک و بدون منابع زیر زمینی. صادرات ایران شامل نفت خام، فرآوردههای نفتی، گاز طبیعی، محصولات پتروشیمی و شیمیایی، فلزات و مواد معدنی، محصولات کشاورزی سنتی نظیر پسته، زعفران، خرما، با کمی فرش دستباف است. اما اقتصاد اسرائیل، یک اقتصاد دانشبنیان است. بیش از ۵۰ درصد صادرات اسرائیل، صادرات محصولات هایتک است. منظور از محصولات هایتک ساخت محصولات هایتک است نه مونتاژ آن نظیر کاری که ترکیه و سایر ملل انجام میدهند. بعد از سیلیکون وَلِی در آمریکا؛ دومین مرکز هایتک دنیا سیلیکون وادی اسرائیل است. اسرائیل معمولاً در رتبههای اول یا دوم جهان از نظر درصد اختصاص بودجه تحقیق و توسعه نسبت به تولید ناخالص داخلی را دارد. به دلیل کمبود منابع طبیعی (مانند نفت و معادن بزرگ)، این کشور استراتژی خود را بر توسعه مهارتهای تخصصی، آموزش عالی و فناوریهای پیشرفته بنا کرده است. ارتباط بسیار نزدیکی بین مراکز تحقیقاتی دانشگاهی و بخش خصوصی صنعتی وجود دارد که باعث میشود ایدههای علمی سریعاً به محصولات تجاری تبدیل شوند. از امنیت سایبری تا فناوریهای خودران و هوش مصنوعی تا صنعت دارویی و تجهیزات پزشکی اسرائیل از قطبهای جهان محسوب میشود. همچنین به خاطر اقلیم خشک فلسطین اشغالی، اسرائیل در زمینه آبیاری قطرهای، شیرینسازی آب دریا و گوشتهای آزمایشگاهی پیشرو هستند. مهمتر از همه در بخش تراشهها و نیمهرساناها به شدت کار کرده اند و تمام این مسائل در صورتی است که سهم شرکتهای دانشبنیان در اقتصاد ایران زیر ۵ درصد است. واقعیت تلختر دربارهی اقتصاد دانشبنیان ایران این است که بخش اعظم همین ۵ درصد را هم نمیتوانیم دانشبنیان بدانیم. آن بخش دانشبنیان هم اغلب در حوزهی نرمافزار حضور است تا ساخت سخت افزار. این روضهی گاوبودگی ماست، ما که در انتظار یونجهی آمریکایی نشستهایم تا از گندم ملک ری نخوریم. دردمندانهتر آنکه؛ آنهایی که تریبونهای آتیشن دارند و سخنرانی میکنند. اغلب مسئله را شخصی میکنند و خودشان هیچ قدمی برای اقتصاد دانشبنیان در این ملک برنداشتهاند. ما هنوز قدرت فناوری را درک نکردهایم هنوز در ذهنهای پوسیدهی ما این جملهی استعماری نوشته شده است که علم هزینه است نه قدرت، نه راه اقتصاد. هنوز دنبال فرمول جادویی برای کار نکردن و مقاومت کردن میگردیم. وقتی فهممان از اقتصاد، اقتصاد دانشبنیان و تولید فناوری نباشد، کاسهی گدایی گندم آمریکایی دستمان میگیریم تا از گندم ملک ری نخوریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: دلسوزیهای جنابعالی و امثال شما در این شرایط تاریخی بسیار ارزشمند است و حکایت مردم مبعوثشده است به سوی ایران ابرقدرت در میدان جمع سیاست و دیانت، و در این راستا به یاد سخن رهبر شهیدمان باشید که فرمودند ضعفها را طوری برجسته نکنید که موجب یأس افراد شود. در مورد نکاتی که در ابتدای فرمایشات خود داشتید، آقای مهدی محمدی در آخرین صحبت خود آن موارد را نفی میکنند. https://eitaa.com/matalebevijeh/23026 موفق باشید
عرض سلام و ادب خدمت استاد محترم: بنده از وقتی پیام اخیر رهبری در خصوص تفاهمنامه را شنیدم، هر چقدر فکر می کنم میبینم که این پیام بسیار جای گفتگو و مباحثه دارد و مثل هر سوره ی قرآن جامعیت دارد واگر هر بخش آن را جدا در نظربگیریم جفا کرده ایم، در این پیام هم تأییدی بر مذاکره بود از حیث اقتدار این باره ی دیپلماسی وهم مخالفت از جهت غیرمتعهد بودن طرف مقابل، از جهتی دیگر عقلانیت نظام اسلامی و توجه به نهادهای مختلف تصمیم گیری در اخذ یک تصمیم، هم توجه به شور و مشورت اعضای تصمیم گیری وهم رأسیت ولی فقیه در حکم دادن، از طرفی احترام و جایگاه قابل شدن برای مردم، از طرفی دیگر بازگذاشتن میدان برای رشد فکری جامعه و... از خودم ترسیدم که اگر بخواهم در قالب و فهم ناقص خودم با آنمواجه شوم مصداق «یومن ببعض ویکفر ببعض» خواهم بود و باید چاره ای برای ناقص بودن خودم در فهم فرمان ولی بکنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله توجه خوبی به جایگاه پیام رهبر معظم انقلاب داشتهاید و حقیقت همین طور است که در آن پیام جوانب مختلف مدّ نظر بوده و به همین جهت عرض شد جناب آقای عباسی ولدی مواجهۀ خوبی با آن پیام داشتند. https://eitaa.com/matalebevijeh/22977. موفق باشید
با سلام خدمت استاد طاهرزاده در سوالات دیدم فرمودید که در حال عبور از آینده ای که لیبرال ها تصویر کردن هستیم !!!! چطور اینرا می فرمایید در حالیکه دوست و غیر دوست همه در حال تحلیل این هستند که جمهوری اسلامی پوست اندازی کرده بله در جنگ قدرتمند حاضر شد و پیروز میدان بودیم تا به اینجا اما اگر انسانها و زندگی و طلب آنهارا مد نظر قرار دهیم اتفاقا در بعد از جنگ وضع حجاب و همزمان پارتی های رقص و مشروب خواری آنهم با لوکیشن دقیق در فضای مجازی و آزاد نشان از تغییر جمهوری اسلامی دارد اینها مثال بود برای اینکه جامعه و همچنان حکومت از اسلام سیاسی فاصله خواهد گرفت و به اسلام فرهنگی و مبلغ دین مثل ترکیه نهایت تدبیل خواهد شد و شما نیک میدانید اصل و اساس انسان است اصل و اساس حکومت هم انسان است حکومتی که عملا نشانه های قوی در او ظاهر است که از زیست اسلامی و اهداف آن دست شسته و به ناچار و یا خود خواسته پی کنار گذاشتن شریعت است چطور میفرمایید از لیبرالیسم در حال عبور است ؟؟!!! صرف شکست نظامی آمریکا در این مرحله که لزوما ربطی به فرهنگ لیبرال ندارد مگر لیبرال ها قدرت کشور را نمیخواهند؟؟ مگر آنها خواستار دفاع ملی نیستند ؟؟ واضحا جایگزین شدن ایده ایران به جای تاکید بر اسلام نشانه بزرگ این تغییر است و از فردا قطعا شهروند جای مومن و یا قانون جای شریعت و امثال اینها پیش می آید بله قطعا تجاوز به کشور که از سوی بیگانه هست و لازمه آن دفاع است را چرا به پای انقلاب بگذاریم ؟؟ قطعا نیروی انقلاب مانع تسلط دشمن شده اما در اصل دفاع که همه مشترک هستند به جز عده ای صهیونیست فارسی که پهلوی ها باشند به نظر میرسد اتفاقا جریان انقلاب به جهت فرهنگی که جهت اصیل و مخصوصا با آینده ارتباط دارد میدان را واگذار کرده و مسئله فقط زمان و تغییر نسل است به نظر میرسد ۵ سال آینده ایران کن فیکون شده باشد و عملا حکومت یک حکومت عرفی شده باشد که البته باز کشور شیعی غنیمت است نهایت یک کشور نسبتا مقتدر منطقه ای شیعی خواهیم شد که به دنبال ارضای نیاز بیشتر شهروندان است و فرهنگ مصرف و زیست غربی در آن غلبه شدید بر زیست مومنانه پیدا کرده
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بحث بسیار مفصل است و باید به حضور ایرانی که ادامۀ جهان مدرن نیست، فکر شود. حداقل اشاراتی با جنابعالی در میان گذاشته میشود تا میدانی باشد برای تفکر و تمدنی که مسلماً ادامۀ تمدن مدرن نیست.
مسلماً ایران، منهای حضور فعّال ولایت فقیه، ایرانی نیست که بتواند در جهان آینده موثر باشد و این مشکلی است که روشنفکران ما و متحجّرینِ بیتاریخ در آن گرفتار هستند. آیا راز ارادت فوق العاده مردم ما به رهبر شهید، ریشه در آن تذکراتی ندارد که آن مرد نسبت به آینده با ما در میان گذارد؟ آیندهای که منهای حضور فعّال ولایت فقیه، آیندۀ اصیلی نمیباشد در حالیکه ملت ما و کشور ایران در چنین تاریخی حاضر شد که سخت به دنبال آن بود و بدان نیاز داشت و آن رهبر شهید متذکر آیندهای شد که ما بدان نیاز داشتیم و داریم.
در حالیکه بنیاد جهان تجدد سست شده و به تبع آن طرفداران آن جهان به حاشیه رفتهاند، لازمۀ بصیرتِ تاریخی آن است که متوجۀ جهان دیگری شویم که جهان پوچیها نباشد بلکه حضور در آن موجب برافروختگی جانها گردد، برعکس جهان مدرن که جهانِ بحرانها میباشد و حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه» خیلی زود در افق نگاه خود متوجۀ آیندۀ جهان مدرن که سراسر بحران است، شدند و در گشودن جهانی دیگر همّت کردند و ما همانند رهبر شهیدمان با حضور در جهانِ حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه» میتوانیم از بحرانهای جهان مدرن با روحیۀ آخرالزمانی و تأکید بر انسانیت انسانها عبور کنیم. آری! راه نجات در بیرون کشور نیست https://eitaa.com/bartarin_hozoor/121 ولی ایرانی که با حضور قدسیِ مردم ادامه پیدا کند وگرنه باز سیطرۀ جهان غرب است. موفق باشید
عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: خواهشمندم متن زیر را با همان سعه صدری که با موافقان مذاکرات و آقای مهدی محمدی و حجتالاسلام طائب و... برخورد نمودید بررسی نمایید. 🔰 سر بریدن شروط دهگانهی رهبری کلیپی از آقای طائب در مقام پاسخ به شبهات حول مذاکره، در حال دست به دست شدن است. نقدهای جدی به صحبتهای ایشان وارد است که در ادامه به تعدادی از آنها خواهم پرداخت: ۱. در ابتدا، ایشان با بیان اینکه آمریکای کنونی با آمریکای زمان امام شهید تفاوت کرده، استدلال میکند که موضوع حکم عوض شده فلذا مذاکره با آمریکای کنونی حکم متفاوتی با مذاکره با آمریکای زمان امام شهید دارد. حرفی که اساسا غلط و دارای ایراد مبنایی است. چراکه به فرمودهی امام شهید دشمنی آمریکا با ما یک دشمنی تاکتیکی نیست که الان وضعیت جدیدی پیدا کرده باشد بلکه دشمنی آمریکا یک دشمنی ذاتی است و جنگ با آمریکا یک جنگ وجودی است. فلذا موضوع حکم هیچ تغییر نکرده است. حتی امام شهید ما فرمود تا بیست، سی سال دیگر هم مذاکره با آمریکا نه تنها فایده ندارد بلکه ضرر هم دارد. حتی امام رشیدمان در پیام سالگرد امام راحل فرمودند : «نظام سلطه و در رأس آن آمریکا با این ملت و هویت ممتاز، و تسلیم ناپذیریش مشکل دارد.» این یعنی آمریکا هیچ تغییری نکرده، فلذا آدرس غلط به ملت ندهید. بله آمریکای الان یک تفاوت عمده با آمریکای قبل از این دارد و آن هم اینکه قتل امام ما هم به پروندهی جنایتهایش اضافه شده است. ۲۲. در ادامه، این سوال را مطرح میکند که «چرا ما با آمریکا مذاکره میکنیم؟» و بعد پاسخ میدهد: «هدف اخراج آمریکا از منطقه است» تا اینجا ایرادی نیست اما قضیه وقتی خطرناک میشود که در ادامه با استناد به این هدف به راحتی، دو شرط از شرایط دهگانهی امام رشیدمان را سر میبرد و میگوید:« حالا ما غرامت بگیریم و اینها همه، اگر آمریکا از منطقه بیرون برود اما هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتد، نه غرامت بدهد و نه تحریم را بردارد همین که آمریکا از منطقه بیرون برود دیگر آمریکایی نیست» یعنی با همین مغالطه به راحتی دو شرط رهبری را لوث میکند و میگوید غرامت هم نداد نداد، تحریم هم رفع نکرد نکرد. ۳. در ادامه میگوید ما دو راه داریم: یا مذاکره کنیم یا حمله کنیم. بعد با بیان اینکه ما اجازهی حملهی ابتدایی را نداریم نتیجه میگیرد که پس باید به مذاکره ادامه بدهیم چون ما فقط برای ایران نمیجنگیم برای امالقرا میجنگیم و باید دیگران را با خود همراه کنیم. دیگر از فتوای رهبری به جواز جهاد ابتدایی نمیگوید. حتی نمیگوید قرار بود برای آتشبس دو پیش شرط محقق شود: آتش بس در تمام ساحات و اخذ غرامت که بدون تحقق هیچ یک، قدم در مسیر مذاکره گذاشتیم و دست خودمان را در پوست گردو. البته قرار بود فقط دو هفته این آتسبس برقرار باشد که با خواست ترامپ به صورت یک طرفه تمدید شد و تحت هیچ شرایطی خیال نقض شدن ندارد. ۴. ایراد بعدی به صحبت ایشان راجع به بسته شدن تنگهی هرمز است. ایشان میگوید :«همه دنیا به خاطر بسته شدن تنگه به سختی افتاده و تنگه را هم ایران بسته و همهی دنیا میگوید مقصر آمریکا است که به ایران حمله کرده است» آنچه سبب تعجب است ادامهی صحبت ایشان است که این دستاورد را «اقدام زیبای دیپلماسی» میخواند و آن را به نام دستاورد مذاکره فاکتور میکند. اما تنگه دستاورد میدان نبرد و یادگار شهید تنگسیری است و آنچه در نتیجهی آتشبس به دست آمده محاصرهی دریایی بوده و بس. حتی امام حاضرمان در پیام اخیرشان فرمودند: «دشمن خبیث، حال که در مصاف با فرزندان دلاور شما در نیروهای مسلح دچار شکست شده و بخصوص بخاطر مواجهه با ضربهی قاطع چه در نبرد نظامی و چه در میدان و خیابان، تحقیری پرمعنا و عمیق را تجربه میکند که در اثر آن واگرایی ملموس کشورها از او را سبب شده» در واقع دستاوردهای کنونی را نتیجهی میدان و خیابان میدانند و نه مذاکره، حتی واگرایی ملموس کشورها از آمریکا را نیز نتیجهی اقدام زیبای میدان و خیابان میدانند نه اقدام زیبای دیپلماسی به تعبیر جناب طائب. ۵. آنچه قلب من را بیشتر به درد آورد، بحث مربوط به خون خواهی و انتقام امام شهیدمان بود که خیلی دیپلماتگرایانه آن را لوث و به بلندمدت ارجاع دادند با این استدلال که: «آقای ما شهید شده؟ آقای ما که از امام حسین بالاتر نیست. دعای ندبه که میخونید میگه این الطالب بدم المقتول بکربلا. ۱۴۰۰ سال است داره نیرو تربیت میشه. نوسان داره. کسانیکه عجله میکنند دارند اشتباه میکنند» به همین راحتی انتقام و خونخواهی امام شهید با چنین مغالطهای کمرنگ میشود. انتقامی که از شروط دهگانه است و از قضا در پیام اخیر امام عزیزمان هم به عنوان یکی از علل اصلی ماندن مردم در خیابان عنوان شد: «از سحرگاه دهم اسفند ۱۴۰۴ ملت ایران را آن چنان مبعوث کرد و به میدان آورد که با انگیزهای والا با گذشت بیش از سه ماه کماکان پرحرارت به خونخواهی رهبر شهید خود و سایر شهیدان به خون خفته و به پاسداشت حریم نظام اسلامی و وطن عزیزشان در میدان حاضر هستند.» مراقب باشیم در دام مغالطهها نیفتیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اجازه دهید که به جزئیات موضوع نپردازیم. بحث در تأمّل در سخنان افرادی مانند آقای مهدی طائب بود و فهم نگاه انسانی که با نگاه قرآنی موضوعات را با مخاطب خود در میان میگذارد و گمان میکنم صوت بعدی ایشان روشن میکند که چرا باید این نوع مذاکره که در شرایط تاریخی غلبۀ ما بر آمریکا پیش آمده است را، با آن نوع مذاکره که رهبر شهید نفی میکردند؛ یکی ندانست. https://eitaa.com/matalebevijeh/22814 با نظر به نگاه قرآنی موضوعات را باید در تاریخ خود نگاه کرد. به گفتۀ جناب آقای مهدی محمدی در آخرین گفتارهایشان، دشمن، آن شرایط ما را در شرایط جدید میپذیرد یا نه، بحث دومی است که البته ما عقبنشینی نمیکنیم. همچنان که در https://eitaa.com/bartarin_hozoor/107 و https://eitaa.com/bartarin_hozoor/109 عرض شده ما باید سعی کنیم برای عبور از روحیۀ محدود که به اصطلاح، روحیۀ قبیلهای میگویند، همدیگر را با حضور تمدنیِ خود «فهم» کنیم. در این بستر است که به اهداف رهبر شهید که خروج از منطقه است، فکر میکنیم. و البته همانطور که رفقا در برنامۀ «به وقت ایران» فرمودند https://eitaa.com/bevaqteiran/1041 دست از سر قاتلان رهبر شهید و شهدایمان برنمیداریم ولی هدف رهبر شهید که بحمدالله در حال تحقق است؛ از بینبردن ابرقدرتیِ آمریکا میباشد و باید سعی کنیم همگان با یک همّت در این مورد بیندیشیم. این است آن هدف بزرگ تحقق نوین اسلامی که رهبر عزیز ما آیت الله سید مجتبی خامنهای با تمام وجود تلاش دارند مدّ نظر ما قرار دهند. آری! این است هدف اصلی ما در مقابله با جبهۀ استکبار. موفق باشید
سلام استاد عزیز: خدا قوت استاد جان. این روزها خیلی دوستان در مورد زیارت اربعین و سفر کربلا سراغ میگیرند. درک بنده این است که یک قسمت عمدهی حضور و ایستادن ما در میادین و تجمعات برای حفظ امنیت داخلی و خنثی کردن توطئه و کودتاهای داخلی دشمن مزدور است و سفر اربعین شبیه سالهای قبل شاید ممکن نباشد چون میادین خالی میشود. نظر شما چیست؟ آیا امسال سفر اربعین میروید و به چه نحوی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر شرایط، همینطور باشد که اکنون هست، معلوم است که موضوع سفر اربعین شبیه سالهای قبل نیست و تغییر میکند. باید منتظر شرایط بود. موفق باشید
سلام و عرض ادب: احساس میکنم خدا خیلی از من بدش میاد و من رو لایق نمیدونه و از من «ناامیده». «خدا» از من ناامیده. البته خیلی بهم لطف داره و خیلی اوقات حس معنوی و ادراکات معنوی دارم. چون لطف خدا شامل همه میشه. ولی حس میکنم دیگه هیچ امیدی بهم نداره و برای همیشه رانده شده هستم. من ناامید نیستم و این حسه باعث نمیشه تلاش نکنم. یعنی همه چیز سر جای خودشه. ولی خب بدجوری به قلبم افتاده که دیگه کاملا رانده شدم از درگاه او. مثل شیطان که دیگه نمیتونه برگرده و «خدا بهش امیدوار نیست». به نظر میاد خدا چیزی از من میدونه که ازم ناامیده. که اون چیز رو یا خودم نمیدونم چیه یا میدونم ولی کوچک می شمارم. و مثل شیطان، نفسم طوری تعین گرفته که هیچ راهی ندارم. دلایل متعددی هم داره این حسم. شما تایید میکنید؟ با این درکم چه مواجهه ای داشته باشم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هیچ وجه چنین نیست. خدایی که در اوج رحمت است به هیچ وجه بر مخلوق خود بیتوجهی نمیکند. «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» بگو: ای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود زیاده روی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است؛ در ضمن سری به سؤال و جواب شماره ۳۶۲۵۷ بزنید. مهم آن است که راه اُنس با خداوند را از طریق معارف عالیه مانند «معرفت نفس» طی کنیم. و البته به نتایج مورد پذیرش جان خود میرسیم. موفق باشید
سلام: شرح معرفت نفس آیت الله حسن زاده آملی رو که استاد صمدی کردن رو گوش کردم. الان شرح اتحاد عاقل و معقول شون رو میخواستم. شما از استاد صمدی کانال یا گروه سراغ دارید؟ شرح کردن دروس رو خیلی عالی انجام میدهند، به جان من مینشیند. اگه سراغ هم ندارید آیا کسی دیگر یا خود شما از اتحاد عاقل و معقول اگه شرح دارید برام بفرستید. الحمدلله رب العالمین
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده شرحی در رابطه با کتاب اتحاد عاقل و معقول ندارم ولی فکر میکنم جناب حاج آقا فرهادی در جریان فعالیت های استاد صمدی هستند. خوب است که با ایشان تماس بگیرید. 09131047288 موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار. حقیر دورههای اخلاقی زیادی گذراندم، و از محضر یکی از اساتید بزرگ اخلاق که مورد تایید شماست بهره بردم، و همهی آرامش زندگیم رو مدیون آن استاد بزرگ هستم که چند سالیست به رحمت خدا رفتند. یکی از بزرگترین مسائلی که در خودم پیدا کردم که ظاهراً اکثر مشکلاتم ریشه در همین موضوع داره سنگدلی و مهربان نبودن بنده است، بنحوی که اگر کاری هم برای دیگران می کنم از روی وظیفه یا بجهت انجام واجب و مستحب است، نه از روی محبت و دل رحمی و درک عواطف. آیا راهی برای درمان این حالت وجود داره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به انسانیت انسانها نظر کنیم و صفایی که در بنیان آنها نهفته است و دلسوزی و ارادت برای آنها، زمینۀ تجلیات انوار الهی از طریق همان انسانها به ما میشود. و در این رابطه حتی باید خطاهایشان را نادیده گرفت و تنها دشمنان خدا و دشمنان انسانیت از این قاعده مستثنی میباشند. موفق باشید
کمیت و کیفیت نیت خالص داشتن را در مباحث تربیت نفس توضیح بفرمایند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت دستورات شرع، حضور در رعایت کمیت ها می باشد و عمیق کردنِ آن دستورات از طریق هرچه بیشتر به معارف توحیدی افزودن، رعایت کیفیت و خلوص است. در همین رابطه باید با نور توحید و هرچه عمیق تر کردن معارف توحیدی به جسم وظایف شرعی، روح داده شود. موفق باشید
سلام استاد یک سوال داشتم و اون این بود که آیا این درسته که شهدای کربلا قبل از شهادت به کمال رسیدن؟اگه اینطور هست چطور به کمال رسیدن؟آیا این یک عنایت خاص از طرف خداوند به اصحاب امام حسین علیه السلام بود چون افضل شهدا بودن یا به خاطر انقطاعشون بود یا چیز دیگر؟ آیا در این زمان هم امکان اش هست به کمال رسیدن قبل از شهادت یعنی با جهاد کردن در زمان غیبت یا ان شا اللّه در دوران ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف یا فقط یک امتیاز برای شهدای کربلا بوده هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر باید به این نکته بیندیشیم که آن عزیزان در نوعی از بصیرت تاریخی متوجه شدند در میدانی که برای شهادت ذیل امام حسین«علیهالسلام» در مقابلشان گشوده شده، به وسعتی خواهند رسید که در طول تاریخ با همۀ شهدا و در کنار آنها در میدان مقابله با ظلم و استکبار در صحنه خواهند بود. در این مورد عرایضی در کتاب «کربلا و عبور از دوگانگیِ زندگی و مقاومت» شده است که خوب است سری به آن کتاب که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
باز با نام خدای خامنهای شهید حقیقتا قله ای که میفرمودند از بعد از رسول خداوند محقق نشده و میشود آیا همین جمهوری اسلامی نیست که با شهادت ایشان اتفاق افتاد و دارد میدرخد؟ که زمان رسول خدا صلوات الله و آله محقق شده بود و در این به سندیت سخن جنابعالی (تحقق وقت محمدی) باز محقق شد که خداوند در آن تحقق آیه شریفه «لَقَدْ جَاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنِينَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ/ یقیناً پیامبری از جنس خودتان به سویتان آمد که به رنج و مشقت افتادنتان بر او دشوار است، اشتیاق شدیدی به شما دارد، و نسبت به مؤمنان رؤوف و مهربان است» را نازل کردند. اما فرزند عزیز و بزرگوار ایشان که بنده هنوز متحیر از ایشانم و هرچه به ایشان مینگرم چیزی جز قرآن ناطق نمیبینم، نفسی گرانقدر و عظیم با هزاران ابعاد بزرگ که شکوفا تر مشوند و حتی میتوانیم خودرابا نسل های جدید به ایشان نزدیک تر بیابییم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! میتوان، و در این رابطه آن رهبر شهید متذکر بعثتی شدند که در مردم به ظهور آمد و به یک معنا همۀ مردم با روح آن رهبر شهید، خود را تجربه میکنند. موفق باشید
به نام خدا سلام بگذارید از عاشقانه هایم که با مرگ از انانیت_ ولنگاری جهنم ساز و از تولد و زندگی در اراده_حضور در تقدیرات و سنت های لایتغیر الهی است بگویم که عشق است؛ همه تقوا در آن ممکن است و بالاخره حضوری است شخصیت پیدا کن! که آدم را از جهنم نجات میدهد تصور اینکه میتوان خداوند را با خلاصی از گناهان گوناگونمان که اختیاری هم نیستند راضی کنیم من را میکشد و چنان مستم میکند که مدهوش میشوم. در این صورت مقاومت به کمال شکوفایی میرسد و حتی برزخی را برپا میکند که توحیدی تقوایی است در این صورت انسان آدمی قوی میشود که هیچ اضمحلالی ندارد مگر آنکه بهتر و پاینده تر میشود. اگر بگویم مثل حوانان عاشق پیشه اشعارشان را در خطاب به آن مرگ زیبا میخوانم و اشک میریزم حتماً باعث تعجب میشود مثلا در خطاب برای بیشتر حاضر شدن درش بعد از ادعیه و قرآن و اذکار که اصل شریعت ما هستند تفکر خود را با این اشعار به نظاره میشینم. مثلاً میگویم: به کسی حواسم نیست آخه اینقدر خوبی که هیچی نیازم نیست! کی جای امن قلبشو اینجوری داده من! کی با چشماش فقط با تو بودن را خواهش کرد؟ تو هستی از هرکی باشه بهتر. این حالت مرگ البته ابتداعی است هرچند مرگ مقدسی است اما پس از مدتی آن را مرگ نمیخوانی آن را تولد و زندگی میخوانی و این سیر زیبای انسان خودش یک دلربایی خاصی دارد. هرچه بگویی در این روش نهفته است و عبور از همه غم هایی لست مردمان را سوزانده این درواقع همان کتاب جدید حضرتعالی است با عنوان عبور از دوگانگی زندگی و مقاومت. انشاءالله زنده و سلامت و محفوظ باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که هر مرگی در هر حال یک نوع زندگی را در مقابل انسان میگشاید و مرگی که عبور از تعلّقات دنیایی باشد در همین دنیا جهانی در مقابل ما میگشاید با حضوری بس اصیل. مهم آن است که در آن میدانهای گشوده، متوجۀ انسانهای بزرگی باشیم که ما را بیش از پیش به خود میآورند و در خود، گشودهتر میکنند و در این رابطه میتوان به شفاعت اولیای الهی و چگونگی آن فکر کرد. امری که امروز با نظر به شخصیت قدسی رهبر شهید انقلاب میتوانیم بیش از پیش به خود آییم در جهان گشوده ای که آن مرد الهی با شخصیت خود بدان اشاره کرد. موفق باشید
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: ما همیشه در طول تاریخ اسلام شاهد تحریف مکتب و سیره انبیاء و اولیاء بودهایم. همیشه عدهای به اسم دلسوزی برای اسلام و مسلمین به پیکره اسلام ضربه زدهاند هرچند در حقیقت نیت شومی نداشتند و از سر جهل چنین اعمالی را مرتکب شدهاند. پس از رحلت امام خمینی (ره)، رهبر شهید بسیار در مورد تحریف شخصیت و مکتب امام راحل صحبت میکردند و این تحریف حتی شامل خود ایشان هم میشد، چه پیش از شهادت و چه پس از شهادت و اکنون که علمدار انقلاب اسلامی رهبر سوم هستند باز هم کجفهمی نسبت به صحبت ولی، تحریف و سوءاستفاده وجود دارد. چیزی از شهادت رهبر عزیزمان نگذشته و ما شاهد اختلافات و کجفهمیها هستیم. سوال من اینست اگر اوضاع به همین شکل پیش رود و ما ارزش خون مقدس رهبر شهیدمان را ندانیم و پاسدار آن نباشیم آیا خطر گرفته شدن نعمت انقلاب اسلامی از ایران اسلامی وجود دارد؟ آیا ما افراد معمولی اجتماع در غنای فکری جامعه میتوانیم نقش مؤثری داشته باشیم؟ چگونه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً نیاز به تفکر تاریخی داریم و توجه به افقی که در مقابل ما در دفاع مقدسِ رمضانی گشوده شد. در آن صورت است که مشغول اشکالگیری نسبت به همدیگر نمیشویم. ما با مردمی در صحنه انقلاب هستیم که هر کدام در جای خود هسته مقاومت میباشند که روی پای خود ایستادهاند با شایستگی کامل. و به حمدالله نشان دادیم که کارهای دشمنانمان برایشان بیهزینه نیست. اگر همۀ تلاش خود را بر چنین حضور مقدسی که پیش آمده است، صرف کنیم و نسبت به ضعفهای یکدیگر اغماض نماییم، یقیناً نتایج فوقالعادهای خواهیم گرفت و وظیفۀ ما حاضرشدن در چنین جایگاهی است. موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار: این پیام در فضای مجازی دست به دست میشود لطفا بفرمایید این پیام صحت دارد؟ خیلی متشکر ❌❌❌🚨توجه توجه توجه. مطلب مهم زیر را تا آخر بخوانبد و سپس نشر دهید. فتنه مرداد ماه پروژه «لیبیسازی ایران»؛ کالبد شکافی فتنه محتمل ۱۴۰۵ (از مرداد تا دی ماه) بنیامین نتانیاهو صراحتاً اعلام کرد: «پروژه لیبیسازی ایران در پیش است.» اما این استراتژی چگونه بومیسازی شده و قرار است از چه زمانی کلید بخورد؟ «تکرار فتنه دیماه ۱۴۰۴» + ترکیب تصمیمات غلط اقتصادی + مذاکرات بی ثمر + اختلاف مردم و مسولین + کودتاچیان داخلی 👈 اینبار از مرداد و شهریور تا دی ماه تکههای پازل نشان میدهد ممکن هست دشمن برای بازه زمانی ۲۰ تیر تا اواسط مرداد یک کلانسناریوی امنیتی طراحی کرده باشد: ▪️حجم نیروهای آمریکا در منطقه به طرز عجیبی در حال افزایش هست. ▪️رسانه های معاند به شدت در حال تلاش برای اختلاف افکنی میان نیروهای داخلی جبهه انقلاب و مسولین هستند. تبدیل فضای نقدمنصفانه به فضای تقابل خصمانه در هر دو طرف. مرحله اول: تخلیه خیابان از بدنه انقلابی و آغاز آنارشی (۲۰ تیرماه به بعد) خطر تعطیلی موکب های مردمی و اجتماعات شبانه مردم مبعوث شده... مکانیسم: با پایان تشییع باشکوه رهبری، موکبهای وحدتآفرین جمع میشوند و بدنه اصلی نیروهای مؤمن و عملیاتی از ۲۰ تیرماه برای حماسه اربعین راهی عراق میشوند. خطر امنیتی: خیابان عملاً از حضور «لنگرگاههای آرامشبخش» (موکبها) و نیروهای مهارکننده تخلیه میشود. این یعنی ایجاد خلأ استراتژیک در کف خیابان برای آغاز تجمعهای هنجارشکن و سازماننیافته. مرحله دوم: شلیک به تابآوری جامعه با تصمیمات غلط اقتصادی و سیاسی کاتالیزور اقتصادی: تکرار خطای دیماه اینبار در حوزه انرژی (مانند بردن برق به بورس، گرانی ناگهانی گاز و سوخت) دوقطبی «مردم - مسئولین» را کلید میزند. کاتالیزور سیاسی: اصرار برخی مسئولین بر مذاکره به هر قیمت همزمان با بدعهدی آمریکا و حملات بیامان اسرائیل به جنوب، جریان انقلابی را به نقطه جوش میرساند. *نتیجه: همگرایی بیسابقه قشر خاکستری (معترض اقتصادی)، متدینین (معترض سیاسی) و مخالفین علیه کارگزاران. مرحله سوم: فاز ترور و پیراهن عثمان (اوج فتنه در ایام اربعین - ۱۳ مرداد) در غیاب نیروهای انقلابی (که درگیر اربعین هستند)، پروژه ترور مسئولین پرحاشیه (تصمیمسازان حوزه انرژی و مذاکره) آغاز میشود. تکنیک جنگ روانی: دشمن این ترورها را به بدنه انقلابی یا تودههای مردم منتسب میکند تا یک «جنگ داخلی و تقابل فیزیکی» شکل بگیرد. مرحله چهارم: ضربه نهایی نظامی (پروژه لیبیسازی) کشوری که انسجام داخلیاش متلاشی شد، آماده ضربه خارجی است. دشمن تا پایان جام جهانی (اوایل مرداد) مقدمات را چیده است؛ هدف بعدی: حملات گسترده به زیرساختها (برای فلج کردن زندگی مردم) و ترور زنجیرهای لایه تصمیمساز حاکمیت. 📚 مستندات تاریخی: مدل لیبی چطور اجرا شد؟ در سال ۲۰۱۱ در لیبی، ابتدا رسانههای غربی دوقطبی شدیدی میان مردم و بدنه حاکمیت ایجاد کردند. سپس با ایجاد درگیریهای مسلحانه داخلی و مقصرنمایی حاکمیت، مشروعیت داخلی را از بین بردند. به محض قفل شدن دست دستگاههای امنیتی در داخل، ناتو وارد شد، زیرساختهای انرژی را منهدم کرد، قذافی را حذف کرد و لیبی امروز را به یک کشور چندتکه، بدون دولت مرکزی و غارتشده تبدیل کرد. دشمن همین مدل را برای ایران صراحتاً نام برده است. ➖➖➖ 🛡️ ۵ راهکار فوری و حیاتی برای عبور از دالان فتنه: ۱. خط قرمز قیمت انرژی: دولت باید فوراً از هرگونه تصمیم تنشزا در حوزه سوخت و برق عقبنشینی کند؛ این تصمیمات در این برهه، بازی در زمین دشمن است. ۲. حفظ پناهگاههای خیابانی: موکبهای شهری نباید کاملاً جمع شوند؛ بخشی از آنها باید به عنوان لنگرگاههای فرهنگی و امنیتی تا پایان مرداد حفظ شوند. ۳. انضباط کلامی جبهه انقلاب: نقدها به مسئولین و مذاکرهکنندگان باید «عالمانه و ساختاری» باشد. ترویج شعارهای مرگ و تکفیر، قطعه اول پازل ترور دشمن است. ۴. مدیریت سفر اربعین: توجیه بدنه انقلابی برای حفظ لایههای مراقبتی و امنیتی در شهرهای بزرگ و عدم تخلیه کامل کشور. ۵. جهاد تبیین و جهاد امید: آمادهسازی روانی جامعه برای یک نبرد و جهاد طولانیمدت و بالا بردن تابآوری ملی در برابر تکانههای رسانهای. ⚠️ جمعبندی: فتنه پیشرو، نه صرفاً یک اعتراض خیابانی، بلکه یک «عملیات مهندسیشده برای فروپاشی از درون و تهاجم از بیرون» است. هوشیاری، نقد منصفانه و صیانت از انسجام ملی، پادزهر این توطئه است. ✍ حوزه انقلابی
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید با شهادت رهبر انقلاب، مردم با حضور شبانۀ خود در میادین و خیابانها در مقابل پیشرفتهترین فناوریهای دشمن، فناوری جدیدی را در این تاریخ به میان آوردهاند، تا با این حضور، حضور ایران در جهان و تمدن نوین اسلامی طلوع کند. و از این جهت ما در تاریخی قرار گرفتهایم که حضور در آن با همۀ جوانب آن ما را به آیندهای بس بزرگ رهنمون میشود و از این جهت نباید نگران این مسائل حاشیهای بود و از آن افق بلند که با تشییع رهبر شهید مدّ نظرها آمد؛ غفلت کرد. همۀ تلاش ما باید متوجۀ آن افقی باشد که ملاحظه فرمودید مردم عراق چه اندازه در درک آن موفق بودهاند و تأکید بنده و جنابعالی باید نسبت به چنین حضوری باشد تا با درک انسان و موقعیت و حضور او در تاریخ، انسانها از آنچه در آینهی رسانهها دیده میشوند بالاترند. این زاویه، زاویهی اُنس است نه غلبه، نه رقابت و نه قضاوت. در این موقف شما بیرون از هیجان سیاست قرار میگیرید. پس جریانشناسی و تعیین تکلیف و برچسبزنی بیرنگ شده و تعطیل میشود. از این زاویه، حکمت و عقل قدسی آشکار و کینهتوزی ناپدید میشود. یا نهضتهای آیندۀ مردم دنیا با چنین حضوری که ایران اسلامی متذکر آن شده، به آن نتیجهای که با نهضتهای خود در مقابل استعمار قد عَلَم کردهاند؛ دست نمییابند؟ موفق باشید
سلام استاد متشکر از مطالب راهگشا که واقعاً باب دیگه ایی ر رو به قلب ما باز کرد نظرتون ر در مورد شخص آقای پزشکیان هم به ما میگین؟ چون گاهی از ایشون توقع رفتار مقتدرانه تری در برابر ترامپ داریم اما یا سکوت یا توییت ضعیفی در پاسخ ترامپ میزنن و این روزها داغ آقا هم برای ما سنگین و رفتار ایشون در خور این زمان نیست
باسمه تعالی: سلام علیکم : یقیناً این بنده خدا با روحیهای که دارد از جنس انقلابی که آن رهبر شهید عزیز بنا داشتند در جهان حاضر کنند و جوابگوی روحهای تشنه نسبت به حقیقت هستند ، نمیباشد. مهم عظمت روحیه آن شهید بزرگوار بود که چگونه بنا داشتند به جای مقابله مستقیم که متهم میشدیم به دیکتاتوری با حکمتی آنچنانی انقلاب را از این جریان عبور دهند همانطور که ما را از امثال آقای هاشمی رفسنجانی عبور دادند این است نکته اصلی که ما بدانیم بدون درگیری و توهین چگونه با نظر به آن افق متعالی که تمدن اسلامی مدنظر دارد از این موانع عبور کنیم و خود را درگیر این موانع ننماییم و در این مورد بسیار باید حساس بود دقتی که عزیز دل ما آقای مهدی رسولی از خود نشان دادهاند. https://eitaa.com/arshiv3133/243 این است آن هوشیاری تاریخی. موفق باشید
با سلام و احترام: در آیه شریفه «ان الله و ملائکته یصلون...» از مومنین میخواهد بر پیامبر صلوات بفرستند. بعد مومنین در پاسخ میگویند اللهم صل علی محمد و ال محمد در حالی که خداوند دائم در حال انجام اینکار است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در کتاب «صلوات....» عرض شده که چگونه مؤمنین از طریق صلوات بر پیامبر و ائمه «علیهمالسلام» در نوعی یگانگی با نور توحید حضرت ربّ العالمین قرار میگیرندhttps://lobolmizan.ir/book/72?mark=%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA موفق باشید
"....أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اَلْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ اَلْجَنَّةِ فَتَحَهُ اَللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ : پس از ستايش پروردگار، جهاد در راه خدا، درى از درهاى بهشت است، كه خدا آن را به روى دوستان مخصوص خود گشوده است..." قسمتی از خطبه ۲۷ نهجالبلاغه با نظر به شهدا خصوصا حاج قاسم عزیز و آن رهایی و نسبتهایی که برایش پیش آمد و سیره خود امام شهیدمان، انشاءالله اشاراتی پیش بیاید و قلبمان متذکر شود. کتاب "قاسم" نوشته مرتضی سرهنگی را که میخواندم، از این همه گویا بدون مانع بودن و سختی بودن راهی که حاج قاسم میرفت در حیرت بودم و اشک بیتابی میریختم و البته منظورم از سختی، راحتی جان و وسعت وجود و روح آماده پرواز اوست و اینکه در تصمیم گیری و انتخابها دچار سختی نمیشود و چقدر کارها انگار در زمان و موقع خودش انجام میشود و نسبتها و ارتباط آدمها و کارها به راحتی پیش میآمد. این همه کار و مسئولیت و این راهی که پیش آمده برای ایشان و دیگران، استعدادها و ویژگیهای شخصی و شخصیتی و فردی اینهاست، و یا اقتضای راه توحید است بدین معنا که غم دلدار خواب و خوراک را از اینها میگیرد؟ این پرسش به نظرم خیلی حساس است. شاید نقطهای است که نه میشود خود شخص را نادیده گرفت و نه میتوان همه چیز را به او نسبت داد. بگذارید طور دیگری به مسئله نگاه کنیم. در ابتدا قسمتی از خطبه ۲۷ را آوردم. باب جهاد تنها برای اولیاء خاص او باز شده است. بنده بعد از شهادت حاج قاسم در جایی مشغول به کار شدم که ایشان مشغول بودند و نه برای شغل و نه برای مزایا و تنها به شوق او این راه را رفتم. به شوق او نه یک دلداگی ساده که با دیدن برخی ناملایمات و شرایط بد و بروکراسیهای اداری بخواهد از دست برود. منتها حاج قاسم هم دور از این شرایط نبود که آدمها را گرفتار شغل و مزایا و دنیادوستی و کار نکردن، ندیده باشد و آخرین سخنرانیاش با سپاه موید این قصه است. اما او خود را در کدام نقطه نگه میداشته است؟ حال پرسش بنده اینجاست: خُب به آدمها و به شرایط نگاه میکنم. به خصوص به خودم و این احوالاتِ به زبان شما بیتاریخی و نیستانگاری خویش مینگرم. به این ناهمزبانی و حتی بد زبانیای که بین خود با خویشتن و با دیگران میبینم. نمیدانم، شاید بنده تیره و تار میبینم، ولی آخر که باید فکر کرد. حال این احوال را چطور دریابیم_احوالِ جهادِ بیوقفه و طلب شهادت. و چطور آدمها_ که هر کدام ایدهای دارند و راه حل را چیزی میدانند و مابقی را بدان دعوت میکنند_ آری چطور آدمها مثل حاج قاسم و حاج احمد از همه چیز گذشتهاند و اینطور قربون همدیگر میروند. میدانم. بله میدانم که در وجود و نگاه وجودی و توحیدی است که این نسبت پیش میآید و لذتش را در جانم که نه ولی در ذهنم چشیدهام. اما چطور در این وضع بینسبتی میتوان دوام آورد؟ از اینکه باید انتظارگونه و آمادهگرانه این راه رفت_ مجسمه این احوال حاج قاسم و سیدالشهدایمان است_ شکی نیست و به خوبی صحبتهای اخیرتان از بعد از جنگ که درک سیاست عین دیانت و دیانت عین سیاست را که به نظرم بعد جنگ خیلی روشنتر درک میشود را متوجه هستم. و از طرفی دورهی تصمیم گیری و تقسیم کارهایی که به دور از جان انسانها باشد نیز گذشته است، منتها بنده کمی وضعیت را در این مورد که عرض کردم بحرانی میبینم. حال پرسش اصلیام که در بین حرفها شاید پیدا باشد را باز میپرسم: در این شرایطی که خود و از بیرون از خود مطرح کردم چگونه فکر کنیم و چطور راه برایمان باز میشود؟ چطور شب و روز برایمان از بیمعنایی در میآید و لحظه به لحظه در جانمان استقرار در مغز عالم را حس خواهیم کرد؟ چطور آدمها در پیوندی از جنس پیوند اصحاب عاشورایی سیدالشهدا و اصحاب عاشورایی امام خمینی قرار میگیرند و قربون همدیگر میروند؟ دیگر این تجربه اینگونه کنار هم بودن و اینقدر چون آینه همدیگر را یافتن را میتوان یافت؟ بنده خیلی این را سخت برای خویش مییابم. در صحبت کردن با رفقایم خود و هر کداممان را در توهمی یا در منفعتی یا خیلی خوبش در همزبان نبودن با همدیگر یافتم. و این ناهمزبانی بعد از قضایای یک سال اخیر یا شدیدتر شده یا همان است که وخامتش به بیشتر به چشم میآید. اینکه مشکل چشم تیره و تار بین بنده است و چشم دیگری میخوام و یا شرایط و نسبت آدمها تیره و تار است_که البته بی ربط به هم نیستند_ را نمیدانم ولی آخر باید به این مسئله فکر کرد. شاید راه جهاد و شهادت از این تفکر پیدا بشود. یاعلی مدد
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و صد آری! آنگاه که شرایط به زیباترین حالت، شرایطِ مقابله با دشمنان خدا و دشمنان انسانیت است و خداوند با لطف خود راهی را برای این مقابله به نام «جهاد» گشوده است؛ چه حضوری و چه حیاتی در انسان طلوع میکند! و البته هرکس را در این میدان راه نمیدهند تا به بهانۀ «جهاد»، دشمنسازی بکند و با دشمنان خیالی خود درگیر شود. اینجا است که مولایمان تأکید دارند آن جهاد دروازهای میباشد که خداوند در مقابل اولیای خاص خودش میگشاید. مانند دروازهای که مقابل حضرت روح الله«رضوانالله تعالیعلیه» و قائد شهید عظیم ما گشود، به جای آنکه مانند بعضیها با همه درگیر میشوند به جز با دشمنان خدا. به هر حال قصۀ بیمعنایی را باید در همین جاها جستجو کرد وقتی به نحوی دشمنان خدا فراموش شوند و جنگ و جهاد با دشمنان خدا به حاشیه رود. حال جنگ نظامی باشد و یا جنگ فرهنگی، خدا میداند اگر در کنار همدیگر در این مبارزه قرار بگیریم، آنچنان در یگانگی نسبت به همدیگر حاضر میشویم که شهید آوینیِ عزیز به آستین خالی حاج حسین خرازی عزیز دل میبست تا همۀ زندگی را بیابد. اگر جناب ملکالشعرای بهار فرمود: «زندگی جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو / نیست هنگام تامل بیدرنگ آماده شو» منظور آن است که هیچ لحظه از زندگی بدون جهاد نباشد؛ یا جهاد با نفس و یا جهاد با خصم. و عجیب است که این دو در مولایمان جمع شد تا او را مولای متقیان نامیدند. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار بشر جدید نگاهش به جایگاه تاریخی بانو امین چیه؟ و این بانو امین چه شخصیتی بوده؟ برای شناخت ایشون کتابی سراغ دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در سایت شده است. خوب است به آنجا رجوع شود https://lobolmizan.ir/sound/828?mark=%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86 و نیز خوب است به کانال https://eitaa.com/ziafat_andishe سر بزنید. موفق باشید
سلام علیکم استاد. سوالاتی داشتم: تفاوت نظر اسلام و غرب در مورد آزادی چیست؟ اسلام چه حدی را برای آزادی انسان معین می کند و غرب چه حدی را؟ از نظر اسلام والدین در تربیت باید تا چه حدی فرزند را آزاد بگزارند و آیا این حکمتی دارد و ایجاد محدودیت برای انسان، صلب آزادی و اختیار او نیست؟ آیا اسلام برای زن و مرد تفاوتی قائل می شود و بین یک کدام از آنها برتری در نظر دارد؟ چرا در برخی جاها اسلام برای مردان انجام کاری را جایز میداند ولی برای زنان نه؟ و اینکه در آخر لطفاً چند کتاب راجع به این مسائل به من معرفی کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. کتاب «آزادی معنوی» از شهید مطهری مجموعهای متشکل از پانزده سخنرانی ایشان است که بیشتر آنها در سالهای ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۰ در حسینیه ارشاد در تهران ایراد شدهاست. موضوع این سخنرانیها مسائل معنوی مربوط به خودسازی و تزکیه نفس است که در بیشتر موارد، شهیدمطهری مفاهیم مورد نظر را با اشاره به مباحث انسانشناسی فلسفی توضیح میدهند. در مورد آزادی و اینکه نباید در انتخاب حتی حجاب، آزادی به حاشیه رود بلکه باید دختران ما با درک ابعاد متعالیِ دستورات اسلام از جمله حجاب، احکام شرع را انتخاب کنند؛ عرایضی تحت عنوان « تقابل آزادی و حجاب چرا؟» شده است. خوب است به آن رجوع شود. https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&tab=sounds موفق باشید
سلام علیکم حضور استاد عزیز: در مسائل جاری کشور جای تشکر ویژه داره. با اینکه غالب آثارشون معرفتی است ولی در شرایط کنونی در مورد مسائل روز حضور پیدا کردن و روشنگری میکنند. اینکه پلی شدند برای شنیده شدن حرفهای عمیق و روایتهای کلان بسیار خوب است. اینکه به نگاهها و حرفهای احساسی و روایتهای خرد و یکسویه از بیانات امام و آقای شهید پاسخ میدهند هم عالی است. خدا ایشون رو حفظ کنه و در هر زمینهای که فعالیت میکنند موفق باشند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مهم آن است که متوجه باشیم در چه تاریخی هستیم و چه آیندۀ بزرگی در پیش داریم. باید این نکته را مدّ نظر داشت که در این نزاعِ تمدنی با تمدنی به مقابله برخاستهایم که در عین بیآیندگی، سعی میکند آیندۀ خود را با نفیِ رقیب معنا کند و اگر ما متوجۀ این امر باشیم در مقابله با آمریکا نمیخواهیم آمریکای دیگری شویم، و از این جهت توصیۀ رهبر معظم انقلاب نسبت به عدم اختلاف بین یاران انقلاب بسیار مهم است که نباید گروهی برای معنای خود، بنای نفیِ دیگری را داشته باشند. زیرا مقابله با میلیتاریسم غربی و دوامآوردن در آن میدان، همۀ معنای ما نیست و ما سخت نیاز به اخلاقی داریم که انسانیت انسانها و همدیگر را درک کنیم. و خدا میداند چه اندازه رهنمود حضرت نایب الامام آیت الله سید مجتبی خامنهای حیرتانگیز است آنجایی که میفرمایند: «...لازم است تکتک جانفدایانی که دلشان برای اسلام و انقلاب یا استقلال و سربلندی ایران میتپد، از این پس، بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههمپیوسته ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند» درک جایگاه این توصیه و عمل به آن تنها برای کسانی ممکن است که اولاً: متوجۀ آیندۀ درخشان تاریخیِ ما باشند و ثانیاً: گمان نکنند ما در آن آینده بنا داریم آمریکای دیگری شویم وتنها در این صورت است که همدیگر را درک میکنیم و هرکس دیگری را افق بلندی مییابد که به سوی آن آیندۀ متعالی اشاره دارد و اینجا است که باید با جدّیت تمام از خود بپرسیم مگر ما باید آمریکای دیگری شویم؟ موفق باشید
سلام استاد خسته نباشید: برخی میگویند خدا عمل را از کسی قبول می کند که دنبال حقیقت رفته باشد و همه کارهایش را کرده باشد و به یقین رسیده باشد؟ ما برای به یقین رسیدن در امور اعتقادی مان حتماً باید کل دنیا را بگردیم و همه چیز را ببینیم تا به یقین برسیم، یا اگر از علمای دینی بپرسیم و کتاب های مختلف بخوانیم یا مثلاً کسانی که علاقه دارند، در حوزه علمیه تحصیل کنند، نمی توانند به یقین برسند و حتماً باید حرف کل مردم دنیا را بشنوند و بین آنها به حقیقت اعتقاداتشان برسند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! یقین، معرفت به حقیقت است که نسبت به حقیقت هیچگونه ضعفی انسان نداشته باشد و این ربطی به گشتن و سفر به دنیا ندارد! باید در مسیر دستیابی به حقیقت با قرآن و تفاسیر ارزشمندی مانند «المیزان» و با نهج البلاغه آشنا و آشناتر شد. موفق باشید
