سلام بر استاد عزیزی که بسیار از او آموختهایم ولی استاد همچنان نسبت به این مذاکرات که با آمریکای جنایت کار در حال انجام است نگرانیم. نظرات شما را تا حدی در سایت لب المیزان و در کانال مطالب ویژه دنبال میکنم ولی نمیدانم چرا هنوز سرگردان هستم، دلم میخواهد شما در این مورد با ما سخن بگویید. با تشکر.
باسمه تعالی. سلام علیکم: به این نکته فکر کنید که تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایرانِ انقلاب اسلامی به خوبی نشان داد که انقلاب اسلامی رویداد یک حقیقت است با تولد انسانی که نمیخواهد شکافهای ناشی از غرب زدگی دولتها را نادیده بگیرد و از این جهت میتوان گفت تاریخ برای عبور از آنچه لیبرالها به عنوان آینده مدّ نظر داشتند سرعت گرفته. آیندهای که نسبتی با زندگی مردم ما نداشته و ندارد مانند دوگانه بین یا «مقاومت» و یا «مذاکره» در حالی که در تاریخی قرار داریم که بحمدالله مذاکره ما جدای از مقاومت نمیباشد. ای کاش این نکته مهم از طرف بعضی از دلسوزان انقلاب که مخالف مذاکرات پیش آمده میباشند، درک میشد و این وقتی ممکن است که ما متوجه حضور در تاریخی باشیم که با شهادت رهبر عزیزمان و با آن قامت بلند مقاومتی که او به میان آورد باشیم. چه اندازه جای تاسف است که سردار مقاومت یعنی سرداراسماعیل قاآنی متوجه جایگاه این مذاکره هستند و در این رابطه این مذاکره را عین مقاومت میدانند https://eitaa.com/arshiv3133/95 . ولی عده ای آن را بعنوان یک شکست مطرح می کنند، به جای آنکه متوجه موقعیت تاریخی این حضور و این مذاکره باشیم، حتی اگر نقصها و ضعفهایی داشته باشد. موفق باشید
سلام: در فضای متاسفانه تا حدودی سمی مجازی، از پشت کردن ایران اسلامی به لبنان سخن سرائی میگردد و این در حالی است که رهبر بزرگوار حزبالله جناب حجتالاسلام شیخ نعیم قاسم در بیانیهای خطاب به آقای قالیباف با واژههائی زیبا از مسئولان نظام و در راس آن حضرت آیتالله سید مجتبی خامنه ای تقدیر نموده است. از حضرتعالی درخواست دارم در صورت صلاحدید اگر نظر خاصی در این مورد دارید به منظور تنویر بیشتر افکار عمومی دارید اعلام نمایید. عاقبت بخیر باشید!
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این موارد متوجه باشیم بعضاً دشمنان انقلاب و اسلام، حکایتشان حکایت «کلمة حق یراد بها الباطل» میشود و هوشیاری ما را میطلبد که متوجه باشیم اهداف طرح این سخنان چه میباشد. در حالیکه وزیر امور خارجه یعنی جناب آقای عراقچی رسماً اعلام کردهاند که ایران و حزب الله یک طرف، و آمریکا و اسرائیل نیز یک طرف. یعنی تا این حدّ، ایران با حزب الله یگانه شدهاند. در این مورد همینطور که متذکر شدهاید خوب است که رفقا به پیام جناب شیخ نعیم قاسم به آقای دکتر قالیباف توجه فرمایند https://eitaa.com/arshiv3133/101 آقای احمد برزگر بفرویی در کانال https://eitaa.com/barzegar1359 در این مورد نکاتی را مطرح فرمودهاند که خوب است به آن کانال رجوع شود موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار فرا رسیدن ماه محرم، ماه خدا، ماه نمایش حق و باطل، ماه مثل یخ آب شدن ظلم، ماه امام حسین علیه السلام و ماه خون را به شما و مخاطبین عزیز تسلیت عرض می کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله در بابی که به سوی اُنس با حضرت محبوب از طریق سیدالشهدا «علیهالسلام» گشوده شد و ذیل آن سیدالشهدای انقلاب، راهی شدند هرچه بیشتر به مولایمان حضرت اباعبدالله «علیهالسلام»، نزدیک و نزدیکتر شویم؛ جنابعالی موفق باشید.
https://eitaa.com/ch1405/24378 سلام: اینکه نام شما به عنوان جاده صاف کن جریان غربگرا داره در تاریخ ثبت میشه خیلی آزارم میده جناب استاد. ناامیدانه این چند صوت از دکتر جمشیدی براتون فرستادم امیدوارم، خواهشمندم حتما گوش کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که بنده از سالهای قبل ارادت خاصی به جناب آقای دکتر جمشیدی داشتهام هرچند فرصت آن را ندارم که آن صوتها را بشنوم. ولی مطمئن هستم دلسوزانه سخن گفتهاند و همۀ عرض بنده نکاتی است که در جواب سؤال شمارۀ 41849 عرض شد و آن اینکه عزیزان اهل تفکر برای حضور در آیندۀ تمدنیِ ایرانِ اسلامی باید بیش از پیش همدیگر را «فهم» کنند به همان معنای «فهمِ دیگری» که آقای دکتر مصلح متذکر آن هستند https://lobolmizan.ir/leaflet/1435?mark=%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D8%B1%DB%8C موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام: خدا قوت، مدتی است سوالی به شدت ذهن بنده را درگیر کرده و آن مطلبی است که در سایت امام موسی صدر دیدم و شبهاتی که برایم پیش آمد از اینکه در سایت ایشان از بی وفایی شهید بهشتی و امام خمینی و... نسبت به ایشان بعد از ربوده شدن مطلبی آمده و از طرفی هم باز در همان سایت به تلاش های خود رهبری درباره ایشان پرداخته شده و از طرفی هم حضرت آقا هیچ اشارهای به ایشان در این سالها نداشتند و حداقل در سایتشون که سخن مستقیمی ندیدم درباره ایشان از آقا درحالیکه از شهید امام محمد باقر صدر و... سخنان ایشان موجود است؛ واقعا گیج شدم از این معما؟!!!! اردیبهشت ۱۳۵۸ خانواده امام موسی صدر، به همراه هیئتی از بانوان حامی مؤسسات خیریه امام در لبنان، برای درخواست اقدام برای آزادی امام، به ایران آمدند. این گروه چند ماهی در ایران ماندند، با همراهی سایر اعضای خانواده و بستگان که اغلب ساکن ایران هستند، به شهرهای مختلف ایران از جمله قم، شیراز و مشهد سفر کردند، با شخصیت های روحانی متعددی دیدار کردند، تلاش کردند با مقامات نیز دیدارهایی داشته باشند که در برخی موارد ناکام ماندند. خواهر امام، رباب، همسرش، پروین خلیلی و فرزندانش حمید و حورا و ملیحه، که هنوز از بهت ربایش امام موسی صدر، در سفری رسمی، رها نشده بودند، در تجمعات سخنرانی میکردند. از شرایط سخت لبنان، و غیبت امام موسی صدر میگفتند. شخصیتی نبود که موسی صدر را نشناسد. ملاقات کنندگان یا همدوره او بودند، یا در مقام مدرس حوزه او را دیده بودند یا در دوره مبارزه، با او ارتباط داشتند و از حمایتهایش برخوردار شده بودند. حضور خانواده امام موسی صدر، با سفر عبدالسلام جلود به ایران همزمان شده بود و خانواده امام در مقاطع مختلف اعتراضشان را به این دعوت و استقبال و مسئولیت لیبی را در این آدمربایی، یادآوری میکردند و تحقیقات قضایی انجام شده در ایتالیا را ذکر میکردند. تا جایی که در تجمع جوانان معترض به حضور جلود در مقابل هتل محل اقامت وی در تهران شرکت کردند.[1] این تجمعات هنگام حضور خانواده در سایر شهرها، به ویژه قم تکرار شد و مردم با تصویر امام موسی صدر در دست، خواهان آزادی او شدند. رباب صدر، واکنشهای مختلف افراد را به یاد دارد؛ از بی علاقگی، دکتر بهشتی، دوست صمیمی امام موسی صدر به ملاقات با خانواده که امام در نامههایش او را عقل منفصل خود توصیف کرده بود، تا گریه شدید آیت الله شریعتمداری که مانع صحبتش میشد. تا جواب صریح احمد خمینی که میگفت درباره این موضوعات نمیشود با آقا صحبت کرد، آقا را اذیت میکند. تا همدلی دولت موقت که آنان را دوستانی خوب توصیف میکند که درگیر مسائل بیشماری بودند و فرصت نکردند کاری کنند. ملاقاتها و اظهار علاقههایی که بعد از مدتی تعطیل شد: «کم کم از ما فرار میکردند، وقتی میخواستم بروم ملاقات میگفتند وقت ندارند، گرفتارند.» بی تفاوتی که باعث شد رباب صدر دست به حرکت دیگری بزند؛ «یک وقتی که دیدم کسی به حرف ما توجه نمیکند، در ساختمان مدینه الزهرا، در بیروت، با خانم امام موسی صدر ده روز اعتصاب غذا کردیم. مردم دورمان جمع شدند، وقتی ما را میدیدند دلشان قرص میشد، آن زمان آقای بنی صدر رئیس جمهور ایران بود. از طریق سفیر ایران پیغام داد که اعتصاب را تمام کنید، ما با جدیت این قضیه را دنبال میکنیم. من باور نکردم؛ گفتم این حرفها دروغ است، ابورائد (همسرم) گفت حواست باشد باید آبرویتان را حفظ کنید. این جور نگو. قبول کن. باید آبروی سید را نگه داری، مردم بالاخره خسته میشوند. بالاخره اعتصاب را تمام کردیم، اما باز هم کاری نشد.» پروین خلیلی، همسر امام موسی صدر، که در تمام بیست سال گذشته، شاهد رابطه انقلابیون و روحانیون ایران با همسرش و میزان حمایتهای او از آنان بود و بارها میزبان این افراد در منزلش شده بود، از برخوردهای سرد و وعدههای بی ثمر بسیار رنجیده خاطر شد. با بسیاری از افراد شخصا تماس گرفت و پاسخ های سردی شنید. برای ملاقات با رهبر انقلاب ایران، مدتی زیر باران به انتظار ایستادند و قبل از ورود این توصیه را شنیدند که بخاطر کسالت ایشان، درباره قضیه ربودن امام موسی صدر صحبتی نکنید و پروین خلیلی متحیر بود که مگر برای حرفی جز این آمدیم؟ حورا صدر، دختر ارشد امام موسی صدر، در توصیف دیدارهایی که در تمام این سالها درباره پدر داشته میگوید: ملاقات هر کسی میرویم، بیشتر از ما بابا را میشناسند و بیشتر از ما از او تعریف میکنند، اما همه این تعریف و تمجیدها، منجر به کاری برای آزادی او نشده است. همانطور که رباب صدر میگوید: «بعضیها خیلی بی مروتی کردند. اگر همان روزهای اول سفت دنبالش را میگرفتند، با همان هواپیماهایی که برایشان اسلحه میآوردند، اخوی را برمیگرداندند.» حلاوت قدرت و مسئولیت اما قویتر از مناسبات اخلاقی و انساندوستانه بود؛ چیزی که البته سید موسی صدر مرعوبش نشده بود، اما دیگران گویا شرایط متفاوتی داشتند. [1] گزارش خبرگزاری پارس. ۸ اردیبهشت ۱۳۵۸ این هم متنی که سخن از بی وفایی انقلاب نسبت به امام موسی صدر زده. میخواستم بدانم نظر استاد چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این شکی نیست که نظام اسلامی و مسئولان اصلی نظام نسبت به شخصیت آیت الله امام موسی صدر جایگاه بزرگی قائل بودهاند و تا آنجا که بنده در آن سالها در جریان بودم، آن اندازه که در محدودۀ آنها بود، به عنوان یک نظام تلاشهای زیادی انجام شد. به نظر میآید شیطنتها در جای دیگری بود که حتماً نقش اسرائیل و نفوذیهای آن رژیم بیتأثیر نبود که چگونه ایشان در سفری که به ایتالیا داشتند سر از لیبی در آوردند و آن شد که هنوز صدها ابهام در آن هست. موفق باشید
پرسشی از محضر استاد طاهرزاده داشتم و آن اینکه قانون عفاف و حجاب در کشور اجرا نمیشود و عدهای مانع اجرای آن هستند؟ خواستم نظر استاد بزرگوار را در این خصوص جویا شوم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که دستاندرکاران تدوین آن سند فرمودهاند به هر حال باید با توجه به شرایط جامعهای که در آن هستیم در آن سند تجدید نظر شود وگرنه در اجرا با مشکل برخورد میکنیم. موفق باشید
سلام: عیدتون مبارک. ببخشید درفایل غدیرفرمودید اگر بخواهیم خدا را دوست داشته باشیم نمیشه مگر اینکه امیرالمومنین داشته باشیم، اینکه ولایت حضرت را باید داشته باشبم درست، ولی سوال درآیه قرآن هم داریم مومنین خیلی خدا را دوست دارند، اگه ممکنه ی توضیح بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اولیای الهی آینۀ نمایش انوار اسماء الهی هستند و حقیقتاً محبّت به پروردگار با محبت به اولیای الهی شکل میگیرد که مفصل این موضوع در کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت «علیهمالسلام» عرض شده است و معنی محبّت مؤمنین به خداوند نیز به همین معنا میباشد. موفق باشید
سلام و احترام حاج آقا. وقتتون بخیر. من خیلی به حقیقت علاقه دارم و یکساله که عاقل شدم. یه جا فرمودید تقوا یعنی هرچی میدونید عمل کنید و اگه به هرچه میدونید عمل کنید، اونچه نمیدونید خدا تعلیم میده. میخواستم بپرسم برای اینکه روی نفس مون پا بذاریم یعنی از قوه واهمه نجات پیدا کنیم، این برنامه مورد تایید شماست؟ که لیستی از چیزهایی که میدونم رو بنویسم. مثل تقید زیاد روی واجبات، ترک محرمات تحت هر شرایط سختی، نکات اخلاقی و... ، مراقبت از مبتلا نشدن به خطاهای بدیهی مثل سوء ظن و ... ؛ خوش اخلاقی و حمایت از حق و ولی فقیه، قرآن یه صفحه در روز. اینها رو انجام بدم و جلوی هر مورد تیک بزنم تا از قلم نیفته، و اونوقت میتونم مطمئن باشم وقتی هرچی میدونم بهش عمل کردم، بدون شک خدا چیزهایی که نمیدونم رو تعلیم میده؟ یعنی نور علم به قلبم تابیده میشه و همینطور باز به علم جدید عمل کنم، مجددا علم جدیدتر میاد، میخواستم بپرسم این روش مورد تاییدتون هست؟ چون واقعا از علم حصولی نمیتونم بگم خسته ام ولی اون چیزی نیست که جان من میخواد و تا جایی که متوجه شدم برای علم حضوری، باید هرچیزی بهش یقین دارم رو حتما انجام بدم وگرنه کار جلو نمیره. درست فهمیدم؟ این روش تیک زدن خوبه؟ و تضمینیه یا خیر؟ از مواردی شروع کنم که بهش یقین کامل دارم. مثل شریعت و برخی نکات اخلاقی و قرآن.
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوبی میباشد و البته با تدبّر در قرآن و دنبالکردن مباحث «معرفت نفس» و مباحث توحیدی مانند «برهان صدیقین» حضور معنوی انسان طوری رشد میکند که بیشتر جهت روح به امور متعالی جلو و جلوتر میرود که این معجزۀ تدبّر در قرآن است. موفق باشید
به نام خدا سلام و عرض ادب و احترام دارم خدمت شما استاد عزیز و گرامی: با توجه به اینکه تحلیل جنگ از جهتهای مختلف مورد اهمیت هست ازتون درخواست دارم تحلیل و نگرش توحیدی خود را نسبت به جنگ اخیر بفرمایید و لطفا در خصوص نسبت ترس با ایمان و اینکه برخی از افراد با کمترین و کوچکترین تهدید ترامپ و همدستانش تمام پیکره توحید خود را از دست میدهند و عظمت و دست الهی بر سر ملت و جامعه اسلامی را نادیده میگیرند هم ممنون میشم تحلیلی داشته باشید و بفرمایید یک جامعه توحیدی. و ایمانی با چه معیارهایی از ایمان به قله خواهند رسید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه تا کنون ۴۵ نکته تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در کانال https://eitaa.com/bartarin_hozoor مطرح شده است. از جمله شماره ۴۴ آن اشارات که عنوان آن «نگاه توحیدی به رخداد ها و برکات آن» میباشد 2- ترس را میتوان یک امر روانی دانست. مهم آن است که با اعتماد به سنت الهی که آن دفاع از حق و شکست باطل است، مسیری که به لطف الهی برایمان در این تاریخ به طور خاص پیش آمده است، ادامه دهیم. موفق باشید
سلام آیا شیعه می تونه ابرقدرت باشه و امامش آواره و رانده شده باشه؟ این تناقض رو برام حلش کنید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به نور همان امام عزیز حیّ حاضر است که شیعه به حضور جهانیِ آن مکتب میاندیشد و عملاً این حضور همان امام است که از این طریق، زمینۀ ظهورشان فراهم شده و در واقع، او حاضر است. باید مواظب بود ما غائب نباشیم! موفق باشید
سلام علیکم عرض ادب و احترام خدمت استادگرامی . به راستی به کدام افق نظر میکنید که در آن تمام کثرات عالم سیاست و افرادی که این مقدار حواشی دورشان هست به راحتی برایتان مسائلش حل میشود؟! خیلی ها دوست دارند بدانند استادطاهرزاده چگونه می اندیشد که چنین ارامشی دارد . چگونه استاد طاهرزاده ای که قطعا نقدهایی دارد به اقای قالیباف عراقچی و و و... چه عینکی میزند که الان همه این عزیزان دل که بقول خود شما سرداران ما هستند را در پازل انقلاب تعریف میکند و دوگانگی یا چندگانگی نمیابد؟! بقول برادر عزیزمان اقای یامین پور:
«اگر مدتی مطالب کانال استاد طاهرزاده را دنبال کنید احتمالاً از زاویهی نگاه او به سیاست تعجب خواهید کرد. او به دنبال "درک" است؛ درک انسان و موقعیت و حضور او در تاریخ. از این زاویه انسانها از آنچه در آینهی رسانهها دیده میشوند، به شما بسیار نزدیکترند. این زاویه، زاویهی اُنس است نه غلبه، نه رقابت و نه قضاوت. در این موقف شما بیرون از هیجان سیاست قرار میگیرید. پس جریانشناسی و تعیین تکلیف و برچسبزنی بیرنگ شده و تعطیل میشود. از این زاویه، حکمت و عقل قدسی آشکار و کینهتوزی ناپدید میشود.»
دعای حضرتعالی را خواهشمندم.یاعلی
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ما هستیم و فهمِ آیندۀ تمدنی که پیش آمده. و در این راستا انسانها میتوانند به جای نظر به محدودیتهای امور نزدیک به آن افقهای دور نظر کنند و مردم عزیزی که هرکدام با نظر به آن افقهای دور، دیگری را درک میکنند نکتهای که امروز صبح در جلسۀ « جایگاه تاریخی رخدادکربلا» با مخاطبان محترم در میان گذاشته شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/23240 و همۀ تلاش بنده در سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor آن است که متوجۀ تاریخ بزرگی که برای ما پیش آمده، باشیم و در این صورت حکایتِ «المؤمنُ مرآت المؤمن» پیش میآید. موفق باشید
سلام استاد. نظرتان را درباره متنی که نوشتم، میخواستم. 🔸گامِ مُحال. ✍علی جلالی اصفهانیهای قدیم اگر میدیدند کودکی دستش به طاقچه و بلندی نمیرسید که چیزی را بردار، از سر شوخی به او میگفتند: «سَرِت را بذار زیر پات، تا قَدِت بلند شه و دستِت برسه!» همین مضمونِ به ظاهر طنزآمیز ولی سراسر حکمت را سعدی چنین گفته است: سعدیا! کنگرهٔ وصل بلندست و هر آنک/ پای بر سر نَنِهد، دستِ وی آن جا نرسد آری وصال در مرتبه بالایی قرار دارد و دستِ کسی به راحتی به آنجا نمیرسد. باید قید سَر را زد و سر را زیر پا نهاد و یک پله بالاتر رفت تا به آنجا رسید. ظاهراً در شهادت چنین حکمتی است. مقامی است که جز با جانباختن در راه دوست به آن نمیتوان رسید. اما گاهی یک نفر سرش را زیر پای عزیزانش مینهد تا آنها بالا روند. به قول سعدی: سر که نه در پای عزیزان رَوَد/ بارِ گرانی است کشیدن به دوش شهادت رهبری هرچند جانسوز است اما ما را سرافکنده نکرد بلکه حس میکنم با این شهادت، همه ملت یک پله بالاتر رفتند. پلهای که هر چقدر همه میکوشیدیم نمیتوانستیم از آن بالا برویم. رهبر شهید مثل کوهنوردی باتجربه به ما میگفتند: «گام اول را برداشتید و حالا نوبت گام دوم انقلاب است. خطرات راه اینهاست و پرتگاهها آنجاست. به قله نزدیکیم و باید گامی بلند بردارید!» ولی انگار هر کار میکردیم نمیشد و نمیتوانستیم این قدم بعدی را برداریم. انگار این قله وصل خیلی بالاتر از قَدِ ما بود و ما در بُهت و درماندگی مانده بودیم و هاج و واج به هم نگاه میکردیم و برخی در دل و برخی به زبان حرفش را انکار میکردیم. او که مسیر و قله را میدید و ناتوانی ما را، سر در قدم ما عزیزانش نهاد تا قدمان بلند گردد و این پله بعدی را بتوانیم طی کنیم. تا به قله نزدیکتر شویم. او با شهادتش ما را از این راهِ محال عبور داد. پله بعدی که چشم انتظار ما بود، پله بعثت ما بود. ما باید مبعوث میشدیم و اکنون جهانیان ما را در پلهای دیگر میبینند. پلهای که باید بر فراز آن، رسالت تاریخی خود را به انجام برسانیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم : به نکات دقیق و ارزشمندی اشاره فرمودهاید. حقیقتاً همینطور است که شهادت آن مرد الهی ما را در جایگاهی از تاریخ مان قرار داد که بدون آن شهادت شاید سالها طول میکشید و معلوم نبود تا اینجاها قد بکشیم و به چنین بعثتی که این مردم تا مرز خونخواهی از خبیث ترین جبهه و شخص به میان آمده است برسیم ،به هر قیمت که باشد و این است آن حضور تاریخی عظیمی که پیش آمده و از خدا عاجزانه میخواهیم تا در درک آن و در حفظ آن ما را یاری بفرماید .باید از شرایط موجود فهم درستی داشت تا خطای محاسباتی پیش نیاید و لازمه آن صبرو تابآوری و خسته نشدن است و با نظر به اهداف الهی. با مردمی در صحنه انقلاب هستیم که هر کدام در جای خود هسته مقاومت میباشند که روی پای خود ایستادهاند با شایستگی کامل و این است عامل امیدواری ما نسبت به آینده تمدنی که در پیش است، با ایرانی قدرتمند و قدسی که همدیگر را نیز میفهمیم . موفق باشید
دعای «اسئلک ان تکرمنی بهوان من شئت من خلقک» مقصود این است که اگر مشیت تو تعلق گرفته است که عده ای را پست بگردانی ما را از جمله آنان قرار نده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : حضرت به محضر حق عرضه میدارند: «خدایا از تو میخواهم دشمنان تو و دشمنان رسولت به دست من کشته شوند و از تو تقاضا داریم آنهایی را که میخواهی خوار بگردانی – از دشمنان خدا و رسول – با کرامتدادن به من در راستای شکستدادن آنها، آن کار را انجام دهی و طوری نباشد که با درگیرشدن با دوستانت من خوار شوم. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و رضوانه و ریحانه مائیم وجهانی پیش رو در انتظارما! یا فتاح در طلیعه ظهور ولایت سید مجتبی خامنه ای«حفظه الله»، ما شاهد حضور درکرانۀ معناهایی از زندگی شدیم که تا دیروز از آن غافل بودیم، ما با او وارد مرحله جدیدی از انسان سیاسی الهی شدیم، انسانی برانگیخته برای ساخت جهان های از دست رفته! استعدادهایی که با شروع این جنگ به فعلیت رسیدند آنهم نه در ساحت فردی بلکه در یک ساحت و فعلیت اجتماعی، جهانی در میان ویرانه های عالم تکنیک و مدرنیته، برای خلق انسان جدید انتظار می کشید و این با شهادت سید علی گشوده شد. ما در لبۀ خلق معناهایی متعالی از حماسه و خون و فتح به تاریخی هستیم که مناسباتش را تا امروز بر صورت پول وثروت و شهوت و قدرت بنا کرده بود. این دستاوردی است که نیازمند روایت و حفظ است. وقتی معنا از جامعه ای رخت بر می بندد، پوچی تاروپود زندگی آدمی را در می نوردد و اینگونه است که تاریخ، تاریخ فرار می شود! فرار از خود و سرکردن با انواع بیخودی ها برای گذران زندگی سرد و بی روح، و تاریخ در فروبستگی درجا می زند! اینک، بار دیگر رایحۀ معنا و فطرت و معنویتی از دست رفته از جانب شرق جغرافیای تاریخ به مشام غرب زدۀ بشر وزیده است و نوید و عطر دیگری را با خود دارد. زندگی بدون ننگ و عار و تعفن زدۀ ابزوردیسم، دستی از دل تاریخ بلند شده است و به سوی آدمیت کشیده شده تا او را از غربت غربی دوران در طلوع افقی نو و امتدادی سرخ از خون انسان های پاک در عالمی سراسر معنا و شور و حماسه بکشاند. عزیزان، اگر در پی انتقام خون شهید سید علی میگردید، انتقام خون این شهید خلق حماسۀ معنایی از انسان است که مناسبات عالم مدرن سالیانی است با فریب و شهوت و قدرت آن را از پیش روی انسان ها با خلق نظام سرمایه داری و مناسبات ساختار لیبرال وگم شدن معنویت در بستر سکولاریسم پنهان کرده است و الان این سرمایه عظیم(خون جوشیدۀ سید علی) در اختیار تاریخ ماست تا با روایت حماسۀ این خون بنیان و روح اومانیسم و نظام تکنیکی یزید دوران را ویران کنیم! امّا کو زینبی؟ کو زین العابدینی؟؟ اگر گرفتار نزاع هایی شدید که اساسا نزاعی خارج از فهم این تاریخ بود شما نتوانستید حامل پیام آن حماسه باشید و نتوانستید بر قلۀ فتح آن تشت رسوایی بنی امیه دوران را بر ملا بکنید و مگر جز این است که یکی از مطهرات نجاست های تاریخی در طول سالیان متمادی خصوصا از حادثۀ کربلا به بعد «خون» است، خون شهید کاخ کفر را ویران میکند. یک جهان خون خواه او خواهند شد اگر روایت این خون افقی که آنها هم سالیانی است در انتظار آن هستند را پیش چشم شان نشان دهد. اگر این خون، هبه ای است الهی که خداوند آن را به امت محمدی ارزانی داشت تا موجبات رسوایی تاریخ یزیدی را بر ملاکنیم، جفاست اگر گرفتار نزاع های بی مایه و سیاسی شویم. رفقا، خونخواه امام شهیدمان خداست و این خون مطهر ظهور اراده ای است که تاریخ دیگری را برایمان می گشاید و عجول نباشید و بمانید و ببینید و با عقل و عشق مجرا و مجلای طلوع این خونی باشید که غایت اش پایان کفر است. وقتی سخن از ارادۀ تاریخی خداوند در دل یک ملت می شود باید نقش مان را در آن اراده ذیل ولیّ آن تاریخ پیدا کنیم تا به خوبی از دل آن تاریخ گذر کنیم. امروز بیش از هر روز دیگر، ارادۀ خداوند را در آغوش ملتی احساس میکنیم که خودشان را در بعثت ارادۀ الهی مبعوث میبینند و پرچم دار مشیت تاریخی حق در عالم شدهاند. و صد افسوس و فغان که این شور و جوشش حماسه را با تنازع برهم بزنیم!!! خدا از این ناشکری نخواهد گذشت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت کلمات جنابعالی، حکایت هر آن کسی است که متوجه شده آری! انسانی که به گفتۀ شما در عین سیاسیبودن، الهی باید باشد و در عین الهیبودن، سیاسی. و امام شهید ما همۀ این حکایت بود و چه شهادتی بود این شهادت! اگر دیروز این زینب«سلاماللهعلیها» است که آن شهادت را درک کرد و در جای خود عالَمی شد تا ما در صحیفۀ وجود او افقی را نظارت کنیم، که خدا میداند هر روز عظیمتر از دیروز این افق خودنمایی میکند و چه هنرمندانه این بانوی بزرگ متوجه شدند آن حضور، نیازمند روایت و حفظ است؛ نکتهای که جنابعالی در نسبت شهادت رهبر شهیدمان متذکر شدید.
گفتید اینک بار دیگر رائحۀ معنویت و فطرت از دسترفته به مشام غربزدۀ بشر وزیدن آغاز کرده تا او را از غربتِ غربی دوران در طلوع افقی نو که حکایت حماسه و ایمان است، بکشاند، و حقیقتاً چنین است. و معنای انتقام را درستروایتکردنِ حماسۀ آن خون دانستید و حال، ملاحظه میکنید که از یک طرف این امام سجاد«علیهالسلام» است که با حضوری نرم همچون حضور آیت الله سید مجتبی خامنهای به میان آمده و از طرف دیگر این بانوان ما میباشند که چگونه بعثت تاریخیِ خود را در حرکات و کلام خود تجربه میکنند تا آغازی باشند برای فردایمان. و به گفتۀ شما جهانی میباشند که همه خونخواه امامِ شهیدشان هستند ولی زینبگونه. و اینجا است که آری! و صد آری! چه اندازه به بیراهه میرویم اگر مشغول دعواهای سطحی شویم به گمان اینکه هر کدام، خود را حق میدانیم و برادران ایمانی خود را باطل. https://eitaa.com/arshiv3133/177 آیا وقتی در دل چنین شهادتی میتوانیم پرواز کنیم، شایسته است که هر کدام پای دیگری را پایین بکشیم؟ موفق باشید
امام شهید (ره)، در ماجرای «فتنهی ۸۸»، در تاریخ ۲۰ شهریورماه ۱۳۸۸، در خطبههای نماز جمعهی تهران فرمودند: «مراقب باشید یک نظام جمهوری اسلامی تقلّبی نخواهند برای ما درست کنند.» آیا این دغدغه امام شهید، برطرف شد؟ نظر جناب استاد طاهرزاده در خصوص «شکلگیری یک جمهوری اسلامی تقلبی» چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نظامی که توانسته است تا آنجایی جلو رود که برای استکبار مسئله شده است، همان جمهوری حقیقی میباشد. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/106 موفق باشید
آیا جمهوری اسلامی ایران در نیل به اهدافش، پیشرفت داشته؟ یا توقف؟ و یا پسرفت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در کلیّت قضیه بحمدالله جمهوری اسلامی جهتگیری خوبی داشته ولی همانطور که امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند ما در اول راه هستیم ولی در هر حال از بسیاری از موانع و خطرات عبور کردهایم. https://eitaa.com/matalebevijeh/22734 موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزتر از جان: استاد پرسشی مطرح شده، خواستم با شما در میان بگذارم تا اگر صلاح دانستید راهنمایی فرمایید؛ در شرایط کنونی کشور و انقلاب و حضور مردم در خیابان ها و میادین و با توجه به نزدیکی به اربعین حسینی چه کنیم، سفر اربعین یا حضور در خیابان؟ اخیرا مواردی شندیم از بزرگان مبنی بر کوتاه کردن سفر اربعین ولی در عمل با دو یا سه روز امکان این سفر مخصوصا با در نظر گرفتن پیاده روی مسیر نجف تا کربلا میسر نیست. ما را از دعای خیر خود فراموش نکنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: باز هم باید بررسی کرد. شاید با شروع زودتر برای عدهای و شروع دیرتر برای عدۀ دیگر قابل توجه باشد و از طرفی باید صبر کنیم ببینیم جریان جنگ به کجا میکشد. موفق باشید
در باب رسانه و جایگاه آن. سؤال: با توجه به نقش رسانه و تأثیر آن چه راهکاری دارید که ما بتوانیم از رسانه و استعدادی که دارد، استفاده کنیم ولی گرفتار انحرافات آن نگردیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آگاهی از جایگاه رسانه برای جبهۀ انقلاب، فراتر از یک انتخاب، یک ضرورت تاریخی است. ولی مسئلۀ بنیادین اینجاست که توجه داشته باشید ما عموماً در فضای «تکنیک غربی» تنفس میکنیم که دارای سیطره و هیمنۀ خاص خود است. اگر فعالیت رسانهای با تأمل عمیق فکری همراه نباشد، فعالان این حوزه علیرغم تسلط بر فنون و ابزارهای تولید محتوا، ناخواسته در پازل رقیب بازی کرده و در «پرتگاه» هویتزدایی سقوط خواهند کرد و با توجه به اینکه رسانه در ذات خود پیچیدگیهایی دارد که اگر به درستی درک نشود، عملاً به نام مبارزه با رسانه در مسیری قرارمیگیریم که رسانه به دنبال آن است. در حالیکه چالش اصلی، تقابل میان «جهانی که رسانه میسازد» و «جهانی است که خداوند بر بستر سنتها بنا نهاده است». رسانههای مدرن بر پایۀ مدیریت ارادههای بشری، جهانی در راستای توهّمات بشری خلق میکنند؛ اما در اندیشۀ اسلامی، رسالتِ رسانه توجه به جهانی است که خداوند ساخته است و تفاوت ماهوی میان رسالت پیامبر اکرم«صلواتاللهعلیهوآله» و رویکرد ابوسفیان در مفهوم «تغییر جهان» نهفته است. ابوسفیان نماد تمدنی پیچیده بر بنیاد جاهلیت بود که حتی در قالب «سقیفه» و با پوستهای از شعائر دینی (همچون نماز) بازتولید شد؛ جهانی که در آن ارادههای بشری بر جایگاه حق تکیه میزنند، در حالیکه اسلام و دنقلاب اسلامی در این تاریخ، مخاطب را به سوی «سنن الهی» سوق میدهد. این همان مرز باریک میان «تفکر انقلابی» و نگاههای «ظاهرگرایانه» مانند جریان حجتیه است که آینده را صرفاً در تغییر صوریِ حاکمان میبینند، نه در استقرار انسانیت ذیل توحید. رسانه نباید ابزاری برای سرگرمیِ صرف یا تشدید تنشهای بیحاصل باشد. هدف غایی، ارائه یک «سیره» یا «سبک حیات» قدسی است که در آن «حضور در سنتهای الهی جاری در هستی» تجربه شود. ولی برنامههایی که صرفاً به دنبال مشغولسازی مخاطب هستند - حتی با تغییر ظاهرِ مجری از بیحجاب به باحجاب- همچنان در ساحت جهان مدرن باقی ماندهاند؛ چرا که جهان مدرن برای پوشاندن پوچیِ ذاتی خود، ناگزیر از «مشغولسازی» مداوم انسان است. مواجهِ با فضای مجازی به مراتب دشوارتر و پیچیدهتر از مبارزه با بتپرستی در صدر اسلام است. برای عبور از این بحران، بازگشت به «تفسیر المیزان» به عنوان یک ضرورت استراتژیک مطرح میشود. علامه طباطبایی در این اثر، قرائتی از دین ارائه میدهند که بر حضور در «سنن لایتغیّر الهی» استوار است. در صورتی که بدون تکیه بر آن مبانی نظری، حتی ممکن است فعالیتهای کثیر رسانهای رفقا به سلبریتیزدگی و استحاله در فرهنگ جهانی منتهی شود؛ اگر ذیل سنتهای الهی خود را قرار ندهیم و بر مبنای آن سنتها کار را دنبال ننماییم. راز آرامش و اقتدار امام خمینی و رهبری شهید«رضواناللهتعالیعلیهما»، زیستن در افق سنتهای الهی و داشتن «نگاه تاریخی» به پدیدههاست. فعالیت رسانهای زمانی ارزشمند و «عبادی» خواهد بود که در ذیل تاریخِ آغاز شده با انقلاب اسلامی و در جهت ظهور انسان کامل معنا شود. فعالان رسانهای باید متوجه باشند که آیا در تاریخ جدیدی که با انقلاب اسلامی و حضور تمدنی آن پیش آمده، تنفس میکنند، یا همچنان در اسارت زمانپریشیِ جهان مدرن هستند؟ تنها با این خودآگاهی تاریخی است که میتوان از دام چالههای رسانهای عبور کرد و به سوی حقیقت رهنمون شد، که این اول بحث است در سلسله بحثهای «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه»، در این بعثت تاریخی» عرایضی در این مورد شده که خوب است به آن مباحث رجوع شود. https://lobolmizan.ir/special-post/1771?mark=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA%20%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C#sound-row-5886 اینجا است که باید به هستیشناسیِ رسانه در افق انقلاب اسلامی نظر کرد و متوجه تقابل «سنن الهی» و «تکنیک مدرن» بود تا در رابطه با بحران تکنیک، ضرورت تأمل معرفتی در جبهۀ فرهنگی بیش از پیش جدّی گردد. موفق باشید
چرا رؤسای جمهور ما - غیر از آنهایی که شهید، یا رهبر و یا عزل شدند - مابقی آنها (که تعدادشان کم هم نبود)، بعد از دو دورهی چهارساله ریاست و پس از دوبار تأیید صلاحیت، دوبار تنفیذ و دوبار تحلیف، ممنوعالتصویر شدند؟! یعنی از چشم افتادند؛ مطرود و منفور شدند! چرا چنین شدند؟! به نظر شما عجیب نیست؟! این در حالی است که سنّ آنان در زمان داوطلبی برای ریاست جمهوری، از پنجاه سال، گذشته بود و تحوّل در شخصیت و شاکلهی انسان در این سِنین، پدیدهای نادر، همانند «جابجا کردن کوه» است! این پدیده (مطرود شدن و از چشماُفتادگی) را در مورد: رؤسای قوهی قضاییه، رؤسای مجلس شورای اسلامی، رؤسای شورای نگهبان، فرماندهان کل سپاه پاسداران، نمایندگان مقام معظم رهبری در نهادها و ارگانها، و بسیاری از مقامات دیگر، به «نُدرتِ کَالعَدَم» میبینید! اگر هم دیده شود، واقعاً یک استثنا است. کجای کار اشکال داشته است؟! خواستم نظر استاد طاهرزاده بزرگوار را در این خصوص جویا شوم. سپاسگزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دموکراسی به همان معنایی که مردم مسئولان اجرایی کشور را انتخاب کنند؛ خوب است. ولی نیازمند فرهنگی هستیم که در این رابطه، مردم مان ماورای فضای وعدههای نامزدهای ریاست جمهوری بتوانند بهترین را انتخاب کنند تا این مشکلات پیش نیاید و از این جهت باید امیدوار به مردمی بود که با بعثتِ تاریخی خود از آن مشکلات عبور کرده باشند. موفق باشید
سلام علیکم استاد: الان شیعیان و برادران ما در لبنان دارند شهید می شوند. همان هایی که در جنگ به عهد خود پایبند بودند و به کمک ما برخواستند. پس چرا الان که اسرائیل در حال قتل عام آن عزیزان است، کشور و حکومت ما هیچ حرکتی انجام نمی دهد؟! چرا رهبری چیزی نمی گویند؟ اصلاً در این اوضاع برگزاری جشن و شادی برای غدیر، وقتی برادرانمان و خواهرانمان در لبنان در حال شهید شدن هستند، درست است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حکایت اسرائیل وحشی یک چیز است اینکه گمان میکند حال که در میدان مقابله با ایران شکست خورده، میتواند با برخورد شدید با حزب الله، موضوع شکست را پنهان کند. لذا بیچاره دیروز هشدار تخلیه ضاحیه بیروت را صادر کرد که با تهدید قاطع ایران و ساخت معادله جدید قدرت، عقب نشست. سازمان رادیو و تلویزیون رژیم صهیونیستی به نقل از منبعی مطلع اعلام کرد که این رژیم برای انجام حمله بزرگ به ضاحیه جنوبی بیروت برنامهریزی کرده بود اما در لحظه آخر و به دنبال مداخله آمریکا این عملیات به تعویق افتاد.
زیرا هشدار قرارگاه مرکزی حضرت خاتمالانبیاء (ص)؛ این بود که ساکنان سرزمینهای اشغالی منطقه را ترک کنند
با توجه به نقض مکرر آتشبس توسط رژیم، در صورت عملی شدن ترک ضاحیه فرمودند ساکنان بخشهای شمالی و شهرکهای نظامی در سرزمینهای اشغالی هشدار میدهیم اگر نمیخواهند آسیب ببینند، منطقه را ترک نمایند. و این راه جدیدی شد تا جبهۀ مقابله با اسرائیل در راستای دفاع از جبهۀ مقاومت معنای خوبی به خود بگیرد از آن جهت که عملاً با این پیام، ایران به آمریکا و اسرائیل هشدار داد که محورهای مقاومت از هم جدا نیستند. اینکه نقض آتشبس در هر جبهه، نقض آن در تمام جبهههاست، بدین معناست که هر اقدام اسرائیل تبعاتی فراتر از جغرافیای مورد حمله دارد. و ترامپ روز دوشنبه در شبکه تروث سوشال نوشت: من تماس تلفنی بسیار سازندهای با نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل داشتم و هیچ نیرویی به بیروت نخواهد رفت و هر نظامیای که در راه آن باشد، قبلاً بازگردانده شدهاند. و اینجا است که معنی گشوده شدن جبههای دیگر در مقابل اسرائیل، خود به خود پیش آمد. و این، اول کار است برای حضور در دفاع از جبهۀ مقاومت و معنای حضور ایران به طور مستقیم در آن منطقه. امری که نتانیاهو ابداً پیشبینی نکرده بود و گمان میکرد میتواند جنگ خود با حزب الله را از جنگ ما با آمریکا و اسرائیل جدا کند. و این را باید به فال نیک گرفت که وزارت امور خارجه در بیانیهای در پی نقض مستمر آتشبس توسط اسرائیل و آمریکا، نقض آتشبس در هر یک از جبههها را نقض آن در تمامی جبههها خواند و اعلام کرد: با تمام توان و با استفاده از همه ظرفیتها بر اساس حق ذاتی دفاع مشروع، از منافع خود در هر کجا که لازم بدانیم، دفاع میکنیم. این آن راهی است که به طور مستقیم شروع شده است. به امید آنکه حتی حزب الله بتواند برای اشغالگریهای اخیر اسرائیل در دل همین قاعده که باید اسرائیل به پشت رودخانۀ لیتانی برگردد، کار خود را ادامه دهد و اسرائیل نتواند تهدیدهایی از نوع تهدیدی که در مورد ضاحیه کرد، انجام دهد. در ضمن نکاتی که استاد مهدی محمدی در سخنان اخیرشان در رابطه با لبنان فرمودهاند میتواند برای فکر در مورد لبنان به ما کمک کندhttps://eitaa.com/matalebevijeh/22761 موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم. شناختِ بستر؛ شناختِ ظرفیت هر موجودی بنای بر خلق فطری، خدا جوست و در راه یافت الهِ خود است. حال در این مسیر مائیم و ظرفیتی که در نسبت با آن در راه یافتیم. ظرفیتی که میتوان آن را با شناختِ بستر شناخت و رحمت الاهی را در نسبت با حدیث "رحم الله من قدر نفسه" از آنِ خود کرد. همانگونه که مرحوم صدرا میفرماید "النفس جسمانیه الحدوث روحانیه البقاء" که نشان از حضورِ نقشِ جسم و جسمانیت در شکل گیری نفس است. بستری از جمله محل تولد، عادات و رسومات، علایق، خوراک و ... در آن حضور دارد و نقش آفرینی میکند. بیشک خامنه ای شهید را آن پدر عالم و آن مادر عالمه بباید، آن همسر زاهد بباید، آن سادگی بباید. آه را که درد است این سخن! و منی که زمانی بر دل می نگرم خود را طالب نهایت عشق و از خود گذشتن میبینم، اما عادات و اعتقادات خانوادگی و ... چون زنجیری بر پا بسته شده و از تعیّن بخشی آن مانع می گردد
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال این نکتۀ مهمی است که متوجه باشیم همۀ موارد جسمانی و بیرون از نفس، معدّات و زمینهها هستند و نقش اصلی مربوط به نفس ناطقه است و عزمی که در درون خود دارد. چه بسیار کسانی که در محیطی خاص و خانوادهای غیر اصیل بودند، ولی با عزم فطری خود آن شدند که شدند. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: بنده با کتابهای شما آشنایی دارم فرهنگ مدرنیته و توهم، گزینش تکنولوژی و علل تزلزل تمدن غرب و ... خوندم، در مجموعهای کار میکنم که محصول پیچیدهای ساخته میشه، ما از اسناد مهندسی آمریکایی و روسی استفاده میکنیم چه برای مهندسی و چه برای مهندسی سیستم (که به نوعی ساماندهی کار مهندسان و محصول است). اما بنده با مواجه با آثار شما و مطالعه برخی از آثار ملاصدرا و کتب امام به مدد جمعی از دوستان متوجه شدم که در انقلاب اسلامی نمیتوان با تکیه بر دستورالعملهای غربی ساماندهی محصولی پیچیده را انجام داد و باید طرحی نو درانداخت. بنده همچنین با توجه به نگاه شما به آثار هایدگر طالب بهرهبردن از ایشان هم هستم مقاله پرسش از تکنولوژی هایدگر را با این طلب خواندم که اصلا تکنولوژی چیست؟ چگونه میتوان از آن بهره برد اما ذیل آن قرار نگرفت و به نظرم آمد وقتی محصولی بسیار پیچیده است باید از اصل تکنولوژی پرسش کرد. کتاب هستی و زمان ایشان را تهیه کردم اما متوجه آن نمیشوم. میخواهم در عالَم انقلاب اسلامی این مساله حل شود نه بیرون از تاریخ و در فضای توسعهنیافتگی و امید پوچ به غرب. شعار امام خمینی که میفرمایند نه شرقی و نه غربی چگونه در مهندسی ساری و جاری شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : خدا قوت و آفرین به این همت. همین روحیه را اگر ادامه دهید و از آن کوتاه نیایید خود به خود راهی در مقابل تان گشوده میشود که میتوانید در فضای عقل تکنیکی گرفتار گشتلی که جناب هایدگر از آن سخن میگوید نشوید. در این رابطه کتاب عقل تکنیکی همراه با مباحث صوتی آن ، به اضافه ۱۵ نکته در موضوع عقل تکنیکی و عرایضی که در این مورد شده ان شاالله میتواند راهگشا باشد. و پس از آن جناب استاد امیرنجات بخش در مرکز سها نکاتی در رابطه با اقتصاد مقاومتی مطرح فرمودهاند که راهگشا میباشد. موفق باشد
« بسم رب الزهرا » خداوندا ای هستی مطلق همه تو ای جانِ جانان و محبوبِ محبوب ترینان هر زمان ای اشتیاقِ دل انگیزِ هستی در جامِ جهان نمای ما ای تو همه هستیِ ما ای غایت و مقصود همه تو تو را قسم به آهِ مظلوم در هر صورت و مکان و زمان تو را بر رگانِ بریده علی اصغر تو را بر بدن ارباً اربا علیِ اکبر تو را به داغِ دلِ زینبِ کبرا تو را به لبانِ خشکِ ابنا الحیدر تو را به چشمانِ شرمنده ابالفضل العباس تو را به عصرِ عاشورا و تن های فتاده به خاک و خونِ کربلاییان تو را به غربت و تنهایی حسین در دهشتِ دشتِ نینوا تو را به ابدان مطهر کربلاییان زیر نعلِ اسبِ یزیدیان هر زمان تو را به سینه شکستهِ فاطمه زهراءِ علیِ مرتضیٰ آری تو را به غربت قرآن در طول زمان مگذار مگذار مگذار که امید شیعیان تو مردم و ملتِ کربلایی تو آرمان بلند امام شهید و امت آخرالزمانی ما خاک به خون و جگر آمیخته شیعیان تو انتظار هزار اندی ساله تحقق آرمانِ اسلام محمدی تو در تطاول زمان و آن حقیقت مکتوم و مظلوم در صیرورت زمان از میان جانمان به غفلت و نسیان ذات نهفتهِ زمان و حیلت و مکر دشمنان در هر زمان، بگذرد در طول تطاول زمان. آری تو را به اشک های این ملتِ مظلومِ مقتدر در تشییع پیکر امام شهیدمان، وداع مان رنگ و بوی هجرت ده از عهد های شکسته و نومید به انتظار دیدار او از چشمان خشکیده به اشک حضور او از زبان های بسته و مکتوم به وصف او از خیال های آشفته و مکدر به آرمان او از دستان خسته و ناتوان به ساختن ایران کربلایی او از پاهای به گِل تپیده برای حرکت به سوی او از ابتلایِ ملت تو در آزمونِ وحدت و الفت و حضور از قلب های تکیده و رنجور و نا امید از غربتِ مردانِ مرد آن جان های مضطر و به لب آمده برای حضور بیشتر برای تو از عقل های تکیده به جهل از نبودن ها و حسرت های حضور برای تو از ساده اندیشان راه آرمانِ بلند او آری هجرتمان ده، هجرت دوباره به یاد قصۀ حضور او هجرتی به یادِ حسرتِ نگاه و بیان و صدایِ او قلم و دست و آغوش و بوسه گرم الهی او دقت و ظرافت و هیبت و جلال او به ای ایران بخوان های مکرر او به خون دل ها و صبر و انتظار به لقایِ تو او به خونِ بر خاک نشسته او به دستانِ مشت کرده و ایستاده در برابر دشمنان ما و او به صلابت به اقتدار به قیام و قعود و غرش و فریاد او آری که ما ترک کردیم حیات خود را بعد از حیات او آری که ما ترک کردیم ممات خود را با شهادت او و یافتیم حیات و ممات دوباره خود در وداع و دیدار هزار باره او. به امید دیدار و ملاقات با او در قتلگاه و آرامگاه او در بر امام رئوف ما و او.
باسمه تعالی: سلام علیکم : از امام رضا «علیهالسلام» هست که حضرت میفرمایند: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده ای از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب کرد، سینۀ او را گشاده میگرداند. تا در مدیریت خود کوچک ترین لغزشی نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِیهِ غَیْرَ صَوَابٍ» در نتیجه آنچنان توانا می شود که در جواب گویی به هیچ نیازی در نمی ماند و غیر از صواب از او نخواهی یافت و به خوبی مصلحت مردم را در نظر می گیرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَیَّدٌ» پس او در کار خود توفيق يافته و رهنمون گشته و از خطا و لغزش و افتادن در امان است و مورد تأیید الهی است.»
صحبت از مردی است که به تعبیر فرزندشان «آنقدر که مشهور بود شناخته نشد» و از جمله هنرهای او، «قدرت خلق معانی از طریق ساختِ به هنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد» بود. حال سؤال این است که آن مرد یعنی رهبر شهید انقلاب چه نوع حضوری را در این عالم اراده کرده بودند که به جهت آن حضور، او را در میدانهای مختلف می یابیم؟ آیا بعد از شهادت آن مرد، بازخوانی شخصیتشان به همان معنایی نیست که ماورای شهرتشان به آن شخصیت فکر کنیم؟ شخصیتی که به فراتر از زمانۀ خود نظر داشت و در جستجوی فردایی بود که نسبت به آن بیگانه نبود و می دانست از دلِ ویرانه ها حوادث نویی می شکفند و از این جهت میتوان گفت هیچ چون و چرایی در آن نیست که دوران دیگری در پیش است که انسانیت انسانها مدّ نظر خواهد بود، به همان معنای تقوایی که «وارستگی» می نامیم و با هزاران زبان میتوان از آن حضور یاد کرد و در جستجوی آن حضور، مانند آن مرد کتاب خواند و در قرآن تدبّر کرد. و این است که می خواهیم پس از شهادتشان بیش از پیش به ایشان فکر کنیم. در این راستا در رابطه با نوع نگاهی که باید به گفتار و نوشتار آن مرد الهی داشت، پیشنهاد می شود به آثار ایشان رجوع شود تا رویکردمان به آن مرد الهی رویکرد حقیقی باشد و از این جهت همچنان با او زندگی را ادامه دهیم. و با صبر و شکیبایی باید همواره آن آینه را مدّ نظر قرار دهیم. در آن صورت زندگی و دنیا برای ما کامل خواهد بود، وقتی همواره او را مدنظر داشته باشیم و خودمان تصمیم بگیریم چه کسی باید باشیم، آنجایی که تماماً به انسانی فکر کنیم که وسعت او به وسعت حضور ما در این تاریخ است و سخنانی دارد با اشاره به چنین حضوری و چنین وسعتی. موفق باشید
امام علی (ع) در حکمت ۳۱۵ نهجالبلاغه، چهار عامل را دلیل فروپاشی و نابودی حکومتها و سازمانها میداند: ضایع کردن اصول (پایمال شدن مسائل اصلی) چسبیدن به فروع (سرگرم شدن به امور جزئی و فرعی) به کار گماردن آدمهای فرومایه و نالایق «تَقدیمُ الاَراذِل» کنار گذاشتن انسانهای فاضل و متخصص «تَأخیرُ الاَفاضِل» ۱. تضییع الأصول (ضایع کردن اصول و مسائل اصلی) نمونه در ایران: بحرانهای زیستمحیطی و ناترازیهای شدید انرژی دقیقاً مصداق تضییع اصول هستند. برای سالها، فرسودگی شبکه برق، کمبود گاز در زمستان و بحران شدید آب و خشک شدن دریاچهها (مانند دریاچه ارومیه) نادیده گرفته شد. دولتها به جای سرمایهگذاری بر روی این زیرساختهای حیاتی که ستون فقرات بقای یک کشور هستند، بودجهها را به بخشهای غیرمولد اختصاص دادند. تضعیف ارزش ریال و کوچک شدن سفره مردم به دلیل سیاستهای پولی غلط نیز تضییع مستقیم اصلیترین وظیفه یک دولت (یعنی حفظ ثبات اقتصادی) است. ۲. التَّمسُّک بالفُروع (چسبیدن به فروع و امور جزئی) نمونه در ایران: در حالی که کشور با تورم ساختاری، فساد مالی، بحران مسکن و مهاجرت تودهای نخبگان دستوپنجه نرم میکند، بخش بزرگی از توان نهادهای نظارتی، قانونگذاری و اجرایی صرف مسائلی نظیر طرحهای صیانت از اینترنت، نحوه پوشش و حجاب شهروندان، فیلترینگ پلتفرمهای بینالمللی و تفکیک جنسیتی در دانشگاهها میشود. صرف میلیاردها تومان بودجه برای نهادهای موازی فرهنگی عقیدتی در شرایط بحران اقتصادی، مصداق بارز سرگرم شدن به فروع و رها کردن اصول است. ۳. تَقَدُّم الأراذِل (به کار گماردن آدمهای فرومایه و نالایق) نمونه در ایران: بیماری ساختاری «رانتخواری سیاسی» (Nepotism) و سهمخواهیهای جناحی در ایران نمونه بارز این بند است. سپردن وزارتخانههای تخصصی اقتصادی، صنعتی یا وزارت کار و رفاه اجتماعی به افرادی که کوچکترین سابقه موثر یا دانش مرتبطی ندارند، کشور را دچار قفلشدگی کرده است. مدیرانی که با شعارهای تند و انقلابی پست میگیرند اما عملکردشان خروجی جز ورشکستگی صندوقهای بازنشستگی، فسادهای کلان در شرکتهای خودروسازی و سقوط بهرهوری ندارد، مصداق عینی این ضایعه هستند. آنها وفاداری مصلحتی را جایگزین تخصص کردهاند. ۴. تَأخیر الأفاضِل (کنار گذاشتن انسانهای فاضل و متخصص) نمونه در ایران: پدیده هولناک «فرار مغزها» (Brain Drain) بزرگترین جلوه تأخیر الافاضل در ایران است. وقتی پزشکان برجسته، مهندسان طراح، اساتید دگراندیش دانشگاه و کارشناسان زبده حوزه مالی و آب در فرآیندهای تصمیمگیری مشارکت داده نمیشوند یا به دلیل تنگنظریهای جناحی و عقیدتی به حاشیه رانده میشوند، مهاجرت را انتخاب میکنند. خروج سالانه هزاران نیروی متخصص که سرمایههای ملی کشور هستند، سیستم اجرایی ایران را از «مغز متفکر» تهی کرده و فضای مدیریتی را برای جولان نالایقها بازتر کرده است. نتیجهگیری در بستر جامعه ایران طبق تحلیل امام علی (ع)، فروپاشی یک سیستم نیازی به حمله نظامی خارجی ندارد؛ بلکه این چهار عامل مانند موریانه، سرمایه اجتماعی (اعتماد مردم به حاکمیت) را ذوب میکنند. هر زمان که در ایران اولویت یک مدیر را به جای دانش اقتصادی، طول ریش یا میزان حضورش در مراسمها قرار دادیم (تقدیم اراذل و تاخیر افاضل)، خروجی آن تصمیماتی شد که تورم، گرانی و ناامیدی را تزریق کرد و جامعه را به سمت بحرانهای عمیق اجتماعی و سیاسی کشاند. در نگاه فلسفی و تاریخی بسیاری از اندیشمندان هشدار دادهاند که اگر انسانهای فاقد تخصص در جایگاهی بزرگتر از ظرفیت علمی و اجرایی خود قرار گیرند، با وجود نیت خوب، خسارات جبرانناپذیری به بار میآورند. آیا رهبری به این شیوه در ایران حکومت کردند و در بعد فردی با تقوا و اخلاص بوده اند و در بعد سیاسی و مدیریتی به صورت باطل عمل کردند؟ ....البته موضوعات دی ماه را در نظر نگرفته ام.....
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقتاً هلاکت یک ملت و یک حکومت همان است که فرمودید و آن رهبر شهید در اول اردیبهشت سال ۷۹ با نظر به سخنان مولایمان حضرت علی علیه السلام نکات دقیقی را فرمودند که حکایت از دغدغه آن مرد الهی داشت و البته هرچند موانع بسیار بود ولی ایشان با همه این موانع طوری راه را آغاز کرده بودند که آینده این ملت آینده دیگری بود و هنوز هم نگرانی جبهه استکبار از آن آیندهای است که ایران عزیز مدّ نظرها آورده تا معلوم شود جایگاه بسیاری از آن مشکلات که فرمودید جایگاه مهمانهای ناخواندهای است که دیر یا زود از صحنه خارج میشوند. اینجا است که باید با نگاه تاریخی به ایران نظر کرد ایرانی که بنا ندارد ذیل جبهه استکبار قرار گیرد که در آن صورت از این مشکلات رهایی نمییابد و یکی از برکات این تشییعی که انجام شد آن است که ما آغازی خواهیم داشت. https://eitaa.com/matalebevijeh/23127 خوب است به سخنان آن رهبر شهید در اول اردیبهشت سال ۷۹ نظری بیندازید:
به یمن سال مبارک امیرمؤمنان(ع)، گفتارمان را با سخنی از آن حضرت آغاز میکنیم. سخنی هشدار دهنده، که از ژرف نگری حضرتش نسبت به تحولات سیاسی و اجتماعی و سرنوشت ملت ها و دولت ها حکایت دارد. امام چنین می فرماید:«یستدل علی ادبار الدول باربع: تضییع الاصول و التمسک بالفروع(بالغرور)و تقدیم الاراذل و تاخیر الافاضل ». انحطاط دولت ها و حکومت ها را به چهار چیز می توان شناخت: ضایع کردن مسائل اصولی و پرداختن به مسائل فرعی و گزینش افرادفرومایه و به عقب راندن عناصر لایق و شایسته.
هرگاه دولتمردان، نخبه گان، دست اندرکاران امور و آنانکه نقشی در سرنوشت ملت و کشور دارند به مسائل فرعی و دست چندم سرگرم شوندو سرمایه های انسانی را به پای آنها هدر دهند و مسائل اصلی و سرنوشت ساز را که حیات مادی و معنوی جامعه بدان وابسته است به دست فراموشی بسپارند و با ندانم کاری و بی توجهی از حل آنهاطفره روند و در گزینش ها به افراد دون مایه و بی لیاقت رو آورندو افراد باکفایت و لایق و شایسته را از صحنه بیرون کنند این را زنگ خطری برای افول ستاره اقبال و غروب اقتدار و سراشیبی انحطاط آن جامعه و نظام باید دانست!
در این جا نکته هایی قابل طرح است از جمله: شناخت و تبیین مفاهیم: «فروع، اصول، اراذل و افاضل ». چگونگی ارتباط این چهار امر و تعامل و تاثیر متقابل هر یک از اینها در یکدیگر. ریشهیابی چنین فرایند اجتماعی در سطح حاکمیت و ملت. عواقب و نتائج نامطلوب و نومیدکننده این جریان در روح وروان جامعه و سرنوشت آینده یک کشور و نظام.
چاره اندیشی و پیشگیری از چنین سرنوشت شوم! در بیان مفاهیم «اصول و فروع و اراذل و افاضل » ، چندان نیازی به ریشه یابی لغوی و اصطلاحی نیست. با این حال اندک توضیحی را بی تناسب نمیداند. همانگونه که از واژه اصول متبادر می گردد، مسائل حیاتی،زیربنائی، آرمانی، سیاستهای بنیادین فرهنگی، اجتماعی اقتصادی وبرنامه ریزی های متناسب با نیازهای مادی و معنوی یک ملت،دشمن شناسی و چگونگی داشتن رابطه با دوستان و دشمنان و مسائلی از این قبیل را اصول میگویند.
میتوان از این مسائل در اصطلاحات امروزه به مسائل استراتژیک تعبیر کرد. حاکمیت یک نظام و نیز آحاد ملت بدانند زیربنای تحولات اجتماعی و ایده و آرمانهای یک ملت یا یک انقلاب چیست و چه باید باشد و فداکاریهایی که انجام شده و خون هایی که ریخته شده به دنبال کدام هدف بوده و شعارهایی که در روند انقلاب، ملتی رابه حرکت درآورده اعم از مسائل اعتقادی، سیاسی یا فرهنگی و یااقتصادی چه بوده است؟ و چگونه باید در حفظ و حراست آن کوشید؟
مثلا اگر یک ملت در طول نهضت انقلابی خود شعار «استقلال وآزادی » را فریاد می کرد، و در این راستا خدا و پیامبر(ص) و دین و خدمت به خلق را محور ساخته و استقرار حاکمیت الهی و حکومت صالحان و عدالت اجتماعی و اراده ملت و رهایی از بند اسارتهای استعمار و استبداد، را سرلوحه حرکت خود قرار داده است، در زمان استقرار حاکمیت نظام به هیچ وجه نمی توان به این اصول بی اعتنابود و هرگونه تفسیری بر خلاف آرمانهای اولیه آن صورت گیرد، به معنای بازی با اصول و تحریف حقایق و تفسیر خلاف واقع و خیانتی آشکار است. مثلا همین کلمه «آزادی » که یکی از شعارهای اصولی ملت ما بود، از دیدگاه صاحبان اصلی و بنیانگذاران اولیه آن ومعمار انقلاب اسلامی، امام راحل، به مفهوم رهایی از سلطه بیگانه و بردگی و استبداد و تن ندادن به زبونی و ذلت و داشتن حق انتخاب سرنوشت و اظهار عقیده در چارچوب شرع و موازین قانونی بود، اما این واژه مقدس «مشمول تضییع » اصول شد و تدریجامفهوم اولیه خود را از دست داد و به صورت هرج و مرج و لجام گسیختگی درآمد و تفسیر کنونی آن این است که هر کس هر چه دلش می خواهد بگوید و بنویسد و حتی بر مقدسات یک ملت و دین و آئین ارزشهای آن ها بتازد و زیر لوای آزادی قلم و عقیده با اصول وآرمان ها بازی کند و عجب آن که این تفسیرگران مغلطه آمیز به عنوان دست آورد فلان جریان و فلان روز فلان ماه قلمداد می شود و حتی یک کلمه از بنیانگذاران آزادی که در خاک و خون بستر گرفتند تاشاهد آزادی و قانون را به ارمغان آوردند سخن به میان نیاید! وکسی نپرسد آیا این آزادی همان است که آن طلایه داران الهی می خواستند؟! این قلم بدستان گستاخ و مزدور و بازیگران معرکه باید پاسخ دهند در آن روزهای آتش و خون و خفقان و اختناق درکدام روزن و سوراخ خزیده بودند که اینک آفتابی شده، و وارث آن قهرمانان شده و از آزادی که دست آورد آنهاست چنین ناجوانمردانه بهره کشی می کنند؟ ! اینجاست که آن مصرع تداعی می شود: «آب ره می پیماید و قورباغه خواند شعر تر» !! آزادی را دیگران به بهای سنگین و تا مرحله شهادت کسب کردند، اما بهره نامشروعش را امروزکسانی دیگر می برند! و آن را بر وفق مراد خود تفسیر می کنند! واصول و آرمانها و ارزشها را به بازی می گیرند.
البته این ماجرا در تاریخ بی سابقه نبوده است. پیامبراکرم(ص)آمد و با جهاد مقدس الهی خود و یاران فداکارش امت ها رااز یوغ استبداد و کفر جاهلی رهانیدو زنجیرهای فکری و اعتقادی ارتجاعی و پوسیده را پاره کرد «و یضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم » اما پس از پیامبر(ص)دیری نپائید که وارثان ابوجهل و ابوسفیان و مسایل ارتباطی آن عصر و قلم ها و زبان ها و حتی منبرها را برای تحریف حقایق و سرکوب جبهه حق و طلایه داران عدل و منزوی کردن قطب دائره ولایت ائمه طاهرین علیهم السلام به کار گرفتند و چنانکه حضرت سیدالشهداء(ع)در خطبه روز عاشورای خود خطاب به کوفیان فرمود: «شمشیری را که اسلام در کف آنهانهاد تا به نبرد با جاهلیت و استبداد و جهل و نبرد با دشمنان خدا و خلق بپردازند به سوی اولاد پیغمبر(ص)کشیدند و آتشی را که باید بر خرمن کفر وظلم می افروختند بر خیمه عدالت زدند! «سللتم علینا سیفا لنا فی ایمانکم و حششتم علینا نارا اقتدحناها علی عدونا و عدوکم » کشتند و سوختند و جارچی های آنها شعار خارجی رابرای دودمان رسالت فریاد کردند!!
این غوغا سالاری تبلیغاتی و رسانه ای همواره سلاحی بوده در کف خناسان و بدگوهران و آتش بیاران بوجهلی و بولهبی که امروزه نیزدر سطح جهان شاهدش هستیم و جامعه ما از آن در امان نمانده است این یکی از مصادیق تضییع اصول.
بازی با شعارهای پوچ!
درست در همین زمان خاص گروهی به مسائل فرعی، گول زننده،شعارهای فریبنده، مسائل جناحی و جریانی پرداخته مسائلی که جزسرابی بیش نیست نه دردی از دین مردم، که مورد هجوم است، رادرمان می کند و نه به درد دنیای مردم که روز به روز بدتر ازگذشته است می خورد!
خانه از پای بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است
در چنین شرایطی است که مسایل اصلی زمین می ماند وچاره اندیشی ها در مسیر اصلاح دین و دنیای مردم به بوته فراموشی سپرده می شود و وعده و وعیدهای تبلیغاتی و شعارهای دهن پرکن،وبحث های جنجالی و وقت تلف کن و بیهوده جای آن را پرمی کند وخیال پردازی فرصت را از واقعیت گرایی می گیرد. و جنگ و صلح بر سرمسائل خیالی امکانات و استعدادها را هدر می دهد. آن وقت نتیجه همان می شود که می بینیم و نگرانی بیشتر از آینده آن!درسی که این تجارب تلخ می آورد این است که هرچند دیر شده امابدون فوت وقت! دست اندرکاران امور به فکر مسایل اصولی و حیاتی جامعه باشند و از شعارهای دهن پرکن و گمراه کننده و تفرقه انگیزبپرهیزند و دردها را ریشه یابی نموده و درصدد درمان برآیند. از اصول و آرمان های انقلاب اسلامی که امروزه مورد هجوم قرارگرفته است غافل نشوند.
گزینش و انتخاب!
مطلب اساسی دیگری که در سخن حضرت امیرالمؤمنین(ع)آمده است وبرای هر عصر درس آموز است «تقدیم الاراذل و تاخیر الافاضل »است، یعنی جلو انداختن افراد دون مایه بی کفایت و بی لیاقت وبی اصل و ریشه و به عقب راندن افراد لایق، شایسته، معتقد وامتحان شده و تجربه دیده و ریشه دار.
امام در سخن و عبارتی دیگر نیز به این نوع گزینش و انتخاب پرداخته و آن را دلیل زوال یک حکومت دانسته و می فرماید: «تولی الاراذل و الاحداث الدول دلیل انحلالها و ادبارها». روی کارآمدن افراد فرومایه و تازه به دوران رسیده نشانه انحلال و انحطاط یک حکومت است. چرا که آنها درد و رنج ملت ها ومصلحت دین و دولت را نمی دانند. و در جای دیگر می فرماید: «زوال الدوله باصطناع السفل » زوال دولت به گزینش سفله گان است که از آن باید پرهیز کرد. و در سخن دیگر در خصوص تعامل دو عامل یاد شده در یکدیگر وهدررفتن و نابود شدن افراد صالح و شایسته در رهگذر خودنمائی وظهور فرومایگان می فرماید: «اذا ملک الاراذل هلک الافاضل » هرگاه فرومایگان روی کار آیند نیکان برتر نابود می شوند.
و در چنین شرایطی همه آمال و آرمان ها بر باد می رود و باطل جای حق را می گیرد همانگونه که حضرت می فرماید «اذا ساد السفل خاب الامل » هرگاه سفله گان سالاری کنند آمال و آرمان ها به شکست ونومیدی مبدل میشود. مصداق بارز سخنان مولا(ع) اوضاع زمان آن حضرت و دوران امامت فرزندانش بود که در نتیجه روی کارآمدن احزاب اموی، مروانی وعباسی و سردمداری اراذل آن خاندان ها و اتباع و اذنابشان،طلایه داران وحی و نبوت و زمامداران ولایت و امامت از صحنه هدایت و مدیریت اجتماع منزوی شدند و کار به دست نااهلان افتاد. افرادبی هویت و تبهکار بر جان و مال و دین و ناموس مردم مسلمان مسلط گشته و هرآنچه خواستند عمل کردند. آزادمردان را سر و دست وزبان بریدند و به چوبه های دار زدند و در زندان ها شکنجه و اعدام نمودند و چنانکه می دانیم تاریخ پرماجرای اسلام با گذشت ربع قرن از رحلت پیامبر اکرم(ص)و بعد از آن ننگین ترین و زشت ترین صفحات تاریخ حاکمیت جباران روزگار شد و تاسف آنکه اینهمه زیر لوای خلافت اسلامی و به نام اسلام صورت می گرفت.
چرا چنین شد؟
جای یک سؤال اساسی باقی است که عامل این دگرگونی ها چیست؟ چراحاکمیت صالحان منزوی می شود و کار به حاکمیت جباران و فاسقان می انجامد؟ در تحلیل دینی و اجتماعی برای این سؤال پاسخی بایدیافت. قرآن کریم می فرماید: خداوند سرنوشت ملتی را تغییر نمی هدتا اینکه آن ملت خود را اصلاح کنند و متحول شوند. «ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم » براین اساس مردم هرزمان و گرایش و گزینش آنها در نوع حکومت و سیره حکام نقش تعیین کننده دارند.
یکی از دلائل روی کارآمدن ناصالحان و نااهلان فساد و جهل وانحراف و گناه ملت هاست. امام علی(ع)می فرماید: «اذا فسد الزمان ساد اللئام » هرگاه زمانه فاسد شود فرومایگان سیادت و آقایی می کنند و حاکمیت را به دست گیرند. فساد زمان چیزی جز به معنای فساد اهل زمان نیست هرگاه مردم میان علی(ع)و معاویه تفاوتی قائل نشوند و جباران هوسباز قصرهای شام و بغداد را یاری دهند به کام یزیدیان شمشیربر فرزندان پیامبر(ص) بکشند، در چنین زمانی است که حکومت های جائرو فاسد بر سر کار می آیند و دمار از روزگار مردم برمی آورند. وتمامی آمال را بر باد می دهند. بنابراین شعور سیاسی توده ها ودرک و فهم و اراده آنها در اینجا نقش اساسی دارد. این است که مردم هر زمان باید با هوشمندی و انسان شناسی سرنوشت خود را رقم زنند زیرا آنها هستند که حکومت ها را بر سر کار می آورند و اگرقصور کنند و به اشتباه بیفتند، ناگزیر غرامت عمل خود را بایدبپردازند.
تجارب تلخ تاریخ راهگشا برای آیندگان است
اکنون که بحمدالله نظام اسلامی ما در سایه امام زمان(عج)و تحت رهبری ولایت امر مستقر گشته و نهادهای سه گانه «قانونگذاری وقضائی و اجرائی » با خلوص نیت، همشان دفاع از آرمان های اسلام وانقلاب و ادای وظیفه در برابر خلق و خالق است بی تردید از این نکته غافل نیستند که دشمنان سوگند خورده و زخم دیده ما از پای ننشسته و با گشودن عرصه های جدیدی برای هجوم، لحظه ای را ازتوطئه فروگذار نمی کنند و استکبار جهانی و در راس آنها شیطان بزرگ خصومت و کینه خود را پنهان نمی دارند، هرچند لبخندهای گول زننده ای که برای ساده دلان فریبنده است گاهی بر لب دارند!!
در چنین شرایطی حساس، توجه به اصول و ارزشهای نظام مقدس ازاهم امور است و کوتاه کردن دست عناصر ناصالح از دامن فرهنگ ومطبوعات و رسانه ها و جلوگیری از نفوذ در سیاست و سرنوشت جامعه فریضه ای است که از اولویت و اولیت برخوردار است، بدون تردیدعناصر نفوذی در هرقالب و هر نهاد می توانند غده سرطانی برای نظام باشند وپیکره حاکمیت را که یکی از مهمترین عمودهای کشوراست و باید استوار بماند متزلزل کنند.
در چنین شرایطی سهل انگاری و ساده اندیشی و حقیر شمردن دشمن و ایادی نفوذی اش و گشودن در به روی عناصر مشکوک و بدسابقه وسپردن پست های کلیدی به دست نااهلان انتحار است! چنانکه ترورمعنوی شخصیت های دلسوز و خدوم و آزموده شده بدون جرم وتقصیر،چیزی است که در تاریخ ملت ها سابقه بدفرجامی داشته است.مسئولان باید به هوش باشند این تجربه شوم دامنگیرمان نشود وسخنان مولای متقیان که نمونه آن را دیدیم خدای ناخواسته درباره ما صدق نکند، که این آفت بزرگ امروزه چنگ و دندان نشان داده واز عواقب آن باید هراسید، که سرانجام آن استحاله تدریجی انقلاب و نابودی همه ارزشها خواهد بود.
با خدا باشیم تا دولت پایدار از آن ما باشد. «والعاقبة للمتقین»
اینجا است که باید پس از شهادت آن مرد الهی سخنان او بازخوانی شود تا راهی را که او در مقابل ما گشوده است ادامه یابد زیرا تنها و تنها با حضور در این راه ما از مشکلاتی که بسیاری از کشورهای جهان حتی آمریکا بدان گرفتارند عبور خواهیم کرد.به این نکته میتوانیم فکر کنیم. همانطور که رهبر شهید در مورد شهید حاج قاسم سلیمانی متذکر شدند که او یک مکتب بود و بحث مکتب سلیمانی را مطرح کردند ، حال ما باید در نسبت با شخصیت خاص رهبر شهیدمان موضوع مکتب شهید آیت الله خامنهای را به میان آوریم و در این رابطه همه آن شخصیت را در گفتار و در منش بازخوانی کنید ، به همان معنا مکتب و سبک. موفق باشید
سلام و رحمة الله: استاد طاهر زاده عزیز آیا می توان گفت که ما در محاسبات مان در خصوص دشمن در مواردی خوش بينانه عمل کرده و آن را دست کم گرفته و کوتاهی می کنیم؟ از سخنرانی رهبر شهید در جمعه نصر گرفته که فرمودند ما هیچ احتمالی نمیدیم که دشمن بخواد از بیرون به ما حمله کنه و تا صحبت شما در خصوص محاصره دریایی ترامپ که آن را احمقانه خطاب کردید ولی امروز در برنامه هایی همچون به وقت ایران و افرادی همچون آقای مهدی محمدی اون را موثر دانستند و یا در موردی ديگر که عرض کردم مسائل را خوش بینانه نگاه میکنیم بدین جهت بود که خود آقا نیما در برنامه به وقت ایران هم اشاره داشتند که این محاسبه اسرائیل از اینکه ما به تهدیدات مون عمل نمیکنیم ناشی از رجز های بی مورد فرمانده هامون هست که بی جا رجز می خوانند و در وقت عمل کوتاهی می کنند مثل سخن اون بزرگواری که می فرمود اگر خلبان اسرائیلی از روی باند بلند شه و ایران را بزنه وقتی برگرده اسرائیل نیست که روش بشینه و این موارد طبق گفته بچه های به وقت ایران در دستگاه محاسباتی دشمن اثر گذار هست و یا آقای مهدی محمدی در اوایل مذاکرات چندین بار گفتند که باید محاصرات برداشته شود و تحت هیچ عنوان نباید تثبیت بشود و آتش بس کامل در لبنان اجرا شود تا ما به مذاکره برویم که هیچ کدام شان محقق نشد و محاصره همچنان باقیست و ما مانديم و خوش خیالی های مان از اساتید. استاد ما ریشه این مشکلات را از کجا بینیم؟ و چطور جمع بندی کنیم که هر دفعه پیش خودمون نگیم که نکنه این حرفا که میزنن همش خیال باشه و با واقعیت ها ما سوپرایز بشیم مثل زمانی که اقای خوش چشم گفتند که جنگ نمیشه و اگر هم بشه رهبر را نمی زنند؟ استاد اگر ما این نظام را دوست نداشتیم این سوال را که ناشی از نگرانی ها هست نمی پرسيديم و واقعا هم نگرانی داره که چرا سخن اساتید و عزیزان ما در اون سطح که خودشان مد نظر ها می آوردند محقق نمیشه و نکنه این ديدگاه ها موجب اشتباه رفتن مسیر بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد همانطور که جنابعالی دقت فرمودهاید، در نگاه تمدنی و اینکه بحمدالله ایران میتواند جهانی برای بشر این دوران شود؛ بسیار مفصل است. و همچنانکه مکرراً عرض شده https://eitaa.com/bartarin_hozoor . ما در این شرایط تاریخی که انسانها هر کدام در سوبژگیِ خود جهانی هستند که باید با جهان آنها ارتباط برقرار کرد به راحتی نمیتوان در میدان ردّ و قبول اهل فکر مسئله را تمامشده به حساب آورد. عرض شد بحث آن مفصل است بخصوص در شرایطی که طلوع خورشید تمدن نوین اسلامی در حال ظهور است. در رابطه با اینکه باید در فهمِ انسانها حاضر شد که امری ماورای معنای ظاهری کلمات آنان است؛ در این رابطه مصاحبهای با جناب حجت الاسلام آقای روح الامین شده است که فکر میکنم امکان تفکر در این موضوع را میگشاید. https://eitaa.com/varastegi_ir/2244 موفق باشید
