بسمه تعالی. سلام علیکم (تعارض غرب با اسلام؛ تعارضی ذاتی!) غرب بعنوان سرآمد امروزی فرهنگ مادی گرا و منقطع از وارء عالم ماده، فرهنگ کثرت گرائیست که پیشرفت و قدرت خود را در کثراتی میبیند که او را به رفاه و قدرت بیشتری برساند. در مقابل فرهنگ اسلام، پرچم دار فرهنگ توحیدیست که پیشرفت خود را در انسجام و وحدت گرایی میبیند که در عین کثرت، وحدت قائم است. فرهنگ غرب پدیده هایی بوجود آورد که با آن همه گیریِ وحشت زا، جامعه اسلامی را نیز آلوده کرد_ که اینک جامعه اسلامی برخی از آن پدیده ها را_خواسته یا ناخواسته_ رسمیت بخشید_ از جمله ی آن پدیده ها که از دوره ای در غرب به اسم انقلاب صنعتی پیش آمد، دیجیتال و تکنولوژی در وسایل ارتباطی بود که اگر توجه به ذات آن شود، درک میشود که ذات آن به فرهنگ و روح ما معارض است و اینچنین است که آیت الله جوادی حفظه الله فرمودند که خیلی از علما حتی عهد کردند که قصه نخوانند!؛ چرا که روح و ذهن بشریت را به عالم کثرتی میبرد که ناخواسته، از آن انس معنوی که بنای جامعه توحیدی و راز خلقت_بعنوان تربیت انسان_ و رسالت بود را درهم شکست!. آری! اموری در زندگی روزمره ما عادی شده است که دشمنی ذاتی، در غالب نرم افزاری با روح و طبع بشر الهی دارد و هیچ راه حلی جز حذف آن و بازگشت به همان روحیه دوری از کثرات و شلوغی ها نیست و این مهم جز با برنانه ریزی مسئولین امر محقق نمی گردد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع نسبتی که باید با غرب داشت بسیار مفصل است. آری! از آن جهت که جنابعالی می فرمایید به عنوان فرهنگ کثرت گرایی، ما هیچ نسبتی با آن فکر و فرهنگ نداریم و روحیۀ تمامیت خواهیِ آن فکر و فرهنگ به همان معنای خودبنیادی، هیچ جایگاهی برای هیچ کس و هیچ جریانی قائل نیست. می ماند موضوع به خود آمدنِ انسان که می خواهد قرون وسطایی نباشد و به جای حضور در جهان در نسبت با انسانیت که در این مورد هم، گرفتار اومانیسم شد. عرایضی در این رابطه شده که خوب است به آن رجوع شود. موفق باشیدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23508
با سلام و احترام: یک پیشنهاد داشتم. اگر امکانش باشه در تفسیر ها جوری فایل های صوتی نام گذاری بشه که معلوم بشه مربوط به کدوم آیه است. اینجوری رجوع کردن به آیه ای خاص خیلی خیلی راحت تر میشه. مثلا بجای حج ۱۲ نوشته بشه حج ۲۳_۲۷ . یعنی آیه ۲۳ تا ۲۵ ممنون از زحمات شما. خداوند شما را خیر دهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی شده است که ان شاءالله از این به بعد چنین باشد و اگر رفقا فرصت داشتند آنچه در گذشته انجام شده است را نیز نسبت به این پیشنهاد، تصحیح کنند. کار بسیار خوبی است اگر کسی پیدا شود که صوتها را گوش دهد و ببیند کدام آیات بحث شده است و اطلاع دهد تا در سایت اعمال شود. موفق باشید
سلام استاد عزیز: علت و درمان اینکه در بعضی از کشورها افراد خود را به شکل حیوانات در می آورند چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسانها در مسیر انسانیت آنطور که باید و شاید قرار نگیرند و نظام فکری و فرهنگی جایگاه انسانیت را به عنوان حضوری متعالی به وسعت ارض تا عرش برای او به میان نیاورد؛ معلوم است که به چنین کارهایی و بدتر از این کارها دست میزند. باید به غفلتهایی که آن فرهنگها نسبت به انسان دارند فکر کرد. موفق باشید
سلام و عرض ارادت چرا در کانال از محمدی صوت میگزارید کارشناسی که صحبتهای ظریف رو عینا تکرار میکنه از شما خیلی تعجب میکنم حاصل اعمال چهل ساله کجاست ؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به تخصص و سوابق آقای دکتر مهدی محمدی است که جناب سردار قالیباف به خوبی تشخیص دادند ایشان را به عنوان مشاور انتخاب کنند. پیشنهاد بنده آن است که آزاد از این قضاوتها و با نظر به پیام رهبر معظم انقلاب که به ما توصیه میکنند تا آنجا که ممکن است از اختلاف پرهیز کنیم؛ با دقت به نکاتی که آقای محمدی میفرمایند فکر کنید بدون آنکه بخواهیم مرید کسی باشیم. عنایت داشتید که حتی برنامۀ «به وقت ایران» که بحمدالله عزیزان اهل نظر و اندیشمند آن را اداره میکنند، اخیراً آقای محمدی را در رابطه با نکات مهمی که عموماً ایشان در آن صاحبنظر هستند دعوت نمودند و البته این بدان معنا نیست که از دیگر صاحبنظران در این مورد مانند آقای دکتر سعدالله زارعی و یا آقای دکتر خوشچشم غفلت شود. ولی در هر حال با نظر به جایگاه و تخصص ایشان اگر به دنبال نکات استراتژیک در مورد جنگ اخیر هستید، حتماً نمیتوانید از امثال آقای محمدی منصرف شوید. آیا این حاصل اعمال 40 ساله نیست که گرفتار جوّ انکارِ دیگران نمیشویم؟!!! عرایضی در سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در شماره -106 تحت عنوان«ما و جهانی که همه در آن جهان هستیم» شده است خوب است نظری به آن بیاندازید.https://eitaa.com/bartarin_hozoor موفق باشید
سلام ببخشید این جنگ به نقطه غیر قابل بازگشت رسیده. اینجا همان مرحله ظهور و بروز این جنگ وجودی ست.یا استقلال و امنیت و خاک ایران خواهد ماند یا ابرقدرتی و قدرت هژمون بودن آمریکا در جهان ... هیچ حالت سومی متصور نیست. یا آمریکا باید یک پیروزی روشن به دست آورد و تنگه هرمز را کاملا تحت اختیار داشته باشد یا زیربنای قدرت این فرعون زمان متلاشی خواهد شد و همین جنگ نقطه عطف غرق شدندآمریکا خواهد بود. لذا بسیار طبیعی و بدیهیست که تمام ظرفیت های خارجی و داخلی اعم از منافق و کودتاچی و سلطنت طلب و اصولگرای غربگرا و اصطلاح طلب مفسد و همسایه خائن و...همه و همه به این میدان خواهند آمد. جنگ احزاب انقلاب اسلامی ست.به هوش باشید و بیدار که دل به یاران سست عنصر نبندید و نگاهتان به نائب امام زمان باشد و بدانید که ((هر مصر فرعونی دریا دارد...)) اینجا محل تفسیر شدن آیه کلّا انّ معی ربّی ست.اینجا محل بلعیده شدن تمام سِحرهاست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت الهی را بنگرید که چگونه از طریق تنگه هرمز میدانی برای حضور ما در تاریخ گشوده است که جبهه استکبار هیچ راهی برای نجات خود از این میدان ندارد و تماماً با تحقیر و شکست روبرو شده است .چه خوب گفتند که: امروز "تنگهی هرمز"، تنگه اُحد است. درود بر دلاورمردان محافظ تنگه که هیچ غنیمتی قلب و توجه مراقب آنها را فریب نمیدهد. در این رابطه خوب است به لطف الهی بیندیشیم که چگونه خدا مقدّر کرده است تا ما بتوانیم در مقابل جبهۀ استکبار با آنهمه قدرتهای ظاهری، بایستیم و به لطف الهی همانطور که میفرمایید هیبت جهان استکبار از طریق این ملت بشکند. همانطور که آقای رامین نصیری نکات خوبی میفرمایند https://eitaa.com/matalebevijeh/23215
ایالات متحده حتی تصور هم نمیکرد که روزی کشوری بتواند در برابرش بایستد و از اجرای دستوراتش سر باز زند؛ با این حال، ایران نه تنها چنین کرد، بلکه آن را به وضعیتی از تحقیر کامل کشاند.
🔹این یک واقعیتی است که حاکمیت آمریکا را زجر میدهد؛ تصور اینکه ملتی وجود دارد که برای قدرت و هیبت آمریکا تره هم خُرد نمیکند، پایبند به ارزش ها و اعتقادات خود است، از شرف و عزت و استقلال خود دفاع میکند، و بر همین اساس سخت ترین ضربات را به امپراتوری زر و زور و تزویر وارد کرده، آنها را زجر میدهد.
🔹حال نه توانایی سرکوب این ملت را دارند، و نه میتوانند با وعده های سر خرمن آن را بفریبند. ایران اکنون به کمتر از تسلیم آمریکا و اخراج ارتش تروریستی اش از منطقه خلیج فارس راضی نخواهد شد.
موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: بنده با کتابهای شما آشنایی دارم فرهنگ مدرنیته و توهم، گزینش تکنولوژی و علل تزلزل تمدن غرب و ... خوندم، در مجموعهای کار میکنم که محصول پیچیدهای ساخته میشه، ما از اسناد مهندسی آمریکایی و روسی استفاده میکنیم چه برای مهندسی و چه برای مهندسی سیستم (که به نوعی ساماندهی کار مهندسان و محصول است). اما بنده با مواجه با آثار شما و مطالعه برخی از آثار ملاصدرا و کتب امام به مدد جمعی از دوستان متوجه شدم که در انقلاب اسلامی نمیتوان با تکیه بر دستورالعملهای غربی ساماندهی محصولی پیچیده را انجام داد و باید طرحی نو درانداخت. بنده همچنین با توجه به نگاه شما به آثار هایدگر طالب بهرهبردن از ایشان هم هستم مقاله پرسش از تکنولوژی هایدگر را با این طلب خواندم که اصلا تکنولوژی چیست؟ چگونه میتوان از آن بهره برد اما ذیل آن قرار نگرفت و به نظرم آمد وقتی محصولی بسیار پیچیده است باید از اصل تکنولوژی پرسش کرد. کتاب هستی و زمان ایشان را تهیه کردم اما متوجه آن نمیشوم. میخواهم در عالَم انقلاب اسلامی این مساله حل شود نه بیرون از تاریخ و در فضای توسعهنیافتگی و امید پوچ به غرب. شعار امام خمینی که میفرمایند نه شرقی و نه غربی چگونه در مهندسی ساری و جاری شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : خدا قوت و آفرین به این همت. همین روحیه را اگر ادامه دهید و از آن کوتاه نیایید خود به خود راهی در مقابل تان گشوده میشود که میتوانید در فضای عقل تکنیکی گرفتار گشتلی که جناب هایدگر از آن سخن میگوید نشوید. در این رابطه کتاب عقل تکنیکی همراه با مباحث صوتی آن ، به اضافه ۱۵ نکته در موضوع عقل تکنیکی و عرایضی که در این مورد شده ان شاالله میتواند راهگشا باشد. و پس از آن جناب استاد امیرنجات بخش در مرکز سها نکاتی در رابطه با اقتصاد مقاومتی مطرح فرمودهاند که راهگشا میباشد. موفق باشد
بسمه تعالی. سلام علیکم: استاد بنده برای انتخاب سطح عالی با حدود ۲۰ استاد صحبت کردم و مشورت گرفتم اما به نتیجه ای نرسیدم لذا به شما پناه آوردم و بعد از شما دیگر کارم با استخاره است. هر کس بنابر مذاق خود چیزی میگوید؛ برخی علاقه و نیاز جامعه را محور انتخاب میدانند. برخی سنت حوزوی را محور میدانند بدون در نظر گرفتن حال شخص. برخی هدفی که برای اشتغال خدمت گزاری در آینده متصور شده ایم را محور میدانند. آن کسانی که تخصصا فقه خوانده اند میگویند فقه و اصول بخوان. آن کسانی که فلسفه خوانده اند میگویند فلسفه بخوان. دقیقا یک پیام مشترکی که برای اساتید فرستادم هرکدام براساس راه خود پاسخ دادند. گویی هیچ مبنا و معیاری نیست که هرکس خود را با آن بسنجد و جای خود را مشخص کند. اما هیچ کدام مرا قانع نکرد. استاد بنده ذهنم کلی نگره، افق محوره، آینده نگره. در روند تحصیلی سیر ذهنیم از کلی به جزئی است. بسیار بسیار بسیار به مباحث معرفت نفسی و هستی شناسی علاقه دارم، علاقه ای نه برای دانستن، بلکه برای بودن (بنایی که فقه دارد که چگونه باشیم را و پایه آنرا در حکمت و معرفت میچینم). هدفم در آینده حضور در بستر فرهنگ و رسانه و تفکر و نظام سازی فکری_فرهنگی حتی قانونی است. در حال حاضر بسیار از فقه (آنهم به صورت تخصصی) نا مانوس و گریزانم؛ چرا که پایه ها و افق های کلان مشخص نیست و در دریای جزئیات فقه خفه میشوم. اما فقه را ذاتا دوست دارم اما روند فکری و تحصیلی ام همراهی نمیکند که با شیوه مرسوم حوزه در پایه ۷ به بعد رسائل مکاسب را به طور جدّ پیگیری کنم که فلسفه ام در حاشیه قرار گیرد، احساس پوچی میکنم. فقه را بعد از فلسفه به طور جدّ میخواهم به صورتی که بعد از سطح ۳ درس خارج های فقه و اصولی شرکت کنم. اما در سطح دو و سه به صورت عمومی فقه و اصول بخوانم و بیشتر در حکمت تفقه کنم. در حال حاضر حتی لمعه خوانی همبرایم مشکل است که به سختی امتحاناتش را نیز قبول میشوم. من بسیار احساس بی جایی، بی هویتی، نا امیدی پیدا کرده ام با این روند آموزشی. حس کارآمد بودن، حس بکار آمدن همین فقه و اصول به طور عمومی در میان طلاب خوابیده و خاموش است. من اگر الان میخواهم فلسه بخوانم و یا اگر میخواهم فقه عمومی بخوانم و بعدا درس خارج فقه و اصول شرکت کنم، نه برای اینکه معلوماتم را زیاد کنم، بل برای اینکه بتوانم مراحل تحصیل را بگونه ای بروم که چشمه شود و نه اینکه بعد از ۱۰ _۱۵ سال درس خواندن همچنان گیج و سردرگم به کمترین حالت بسنده کنم (همچنان که روند عمومی حوزه اینگونه شده...) چکار کنم به نظرتان؟ خوب است که اصل را بر فلسفه و حکمت بگزارم و از فقه اصولی که امروزه در موسسات تدریس میکنند که بیش از ده ساعت در روز را به خود اختصاص میدهد و هیچ چیز دیگری را اجازه تحصیل نمیدهد، فاصله بگیرم و در حد عمومی پشت سر بگذارم؟ اما مردانه بعد از سطح در درس خارج فعالانه و پویا حاضر باشم؟ همچنان در در بیانات امام شهید آمده که درس سطوح را زود و عمومی بگذرانید و اصل را بر درس خارج بگذارید. متنشان را برایتان مرقوم میدارم: «برای این طلبه سطح را میخواند که وقتی درس خارج میرود، استاد مجبور نباشد هر مسئله را از اول برای او بگوید؛ رؤوس مطالب را بداند... وقتی که استاد به «اجتماع امر و نهی» اشاره میکند، بداند که اجتماع امر و نهی یعنی چه؛ بداند اصالة الجواز یعنی چه؛ تا استاد در زمینه تحقیق آن مسئله نظراتش را بیان کند و نخواهد از صفر شروع کند... پس ما در دورهی سطح فقط احتیاج داریم که یک دوره اصول و فقه را به صورت فقط آشنایی ـ که بداند این چیست ـ به طلبه یاد بدهند. این دوره فقط برای آشنا شدن است... فرض بفرمایید طلبه میخواهد بداند اصلاً علم اصول یعنی چه؟ وقتی که راجع به مباحث الفاظ بحث میکنند، مباحث الفاظ یعنی چه و این مباحث چیست؟ یا مباحث عقلیه و از این قبیل. میخواهد اجمالاً از این اصطلاحات سر در بیاورد و اندکی راجع به آنها بداند. در زمینهی فقه هم طلبه احتیاج دارد که از طهارت تا دیات یک دوره مسئله بداند، با اندکی اشاره به استدلال... ما میخواهیم کاری صورت گیرد که طلبه وقتی به پای درس خارج ـ که اول شروع کار جدی است، والا بقیه مقدمات درس خارج است ـ میرسد، اگر استاد در درس خارج کلمهای گفت و اشارهای کرد، او گیج و گم نباشد. تحصیل در حوزه باید طوری باشد که دورهی ادبیات و سطوح در ظرف حداکثر پنج سال تمام شود و بعد طلبه پای درس خارج بنشیند...» لذا این نوع مواجه پایه ۷ تا ۱۰ که پدر طلبه را در میآورند، اگر اشتباه نباشد (که بنابر نظر امام شهید در این مطالبی که ارسال میشود و هزارنا جای دیگر که حرف از عوض شدنکفایه و مکاسب هم هست..) برای بنده کاربردی احتمالا نباشد. جوایای نظرتان هستم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت سادهای نیست آنهم نسلی که به راحتی نمیتواند با آنچه در دیروز پذیرفته شده بود، در امروزش با آن کنار آید مگر آنکه جایگاه امروزین آن فعالیت و کار را بیابد. و دقیقاً مسئله همین است که نه میتوانید از آنچه رسائل و مکاسب میگویند جدا شوید، و نه میتوانید خود را فریب دهید و به آن مطالب دل ببندید. و در این میدان به این نکته بیندیشید که در نسبت با آن دو کتاب، نه برای آن که آنچه گفتهاند را بدانید و مانند کودکِ مکتبی به ذهن بسپارید، بلکه مانند اندیشمندی که باید جایگاه آن نوشتهها را و آن کلمات را بداند با روحیۀ فرهیختگی با آن نوشتهها مواجه میشوید. این است توصیۀ آن رهبر شهید که شما اسیر آن نوشتهها نمیشوید ولی همچون اندیشمندی فرهیخته با آنان برخورد میکنید. موفق باشید
"....أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اَلْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ اَلْجَنَّةِ فَتَحَهُ اَللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ : پس از ستايش پروردگار، جهاد در راه خدا، درى از درهاى بهشت است، كه خدا آن را به روى دوستان مخصوص خود گشوده است..." قسمتی از خطبه ۲۷ نهجالبلاغه با نظر به شهدا خصوصا حاج قاسم عزیز و آن رهایی و نسبتهایی که برایش پیش آمد و سیره خود امام شهیدمان، انشاءالله اشاراتی پیش بیاید و قلبمان متذکر شود. کتاب "قاسم" نوشته مرتضی سرهنگی را که میخواندم، از این همه گویا بدون مانع بودن و سختی بودن راهی که حاج قاسم میرفت در حیرت بودم و اشک بیتابی میریختم و البته منظورم از سختی، راحتی جان و وسعت وجود و روح آماده پرواز اوست و اینکه در تصمیم گیری و انتخابها دچار سختی نمیشود و چقدر کارها انگار در زمان و موقع خودش انجام میشود و نسبتها و ارتباط آدمها و کارها به راحتی پیش میآمد. این همه کار و مسئولیت و این راهی که پیش آمده برای ایشان و دیگران، استعدادها و ویژگیهای شخصی و شخصیتی و فردی اینهاست، و یا اقتضای راه توحید است بدین معنا که غم دلدار خواب و خوراک را از اینها میگیرد؟ این پرسش به نظرم خیلی حساس است. شاید نقطهای است که نه میشود خود شخص را نادیده گرفت و نه میتوان همه چیز را به او نسبت داد. بگذارید طور دیگری به مسئله نگاه کنیم. در ابتدا قسمتی از خطبه ۲۷ را آوردم. باب جهاد تنها برای اولیاء خاص او باز شده است. بنده بعد از شهادت حاج قاسم در جایی مشغول به کار شدم که ایشان مشغول بودند و نه برای شغل و نه برای مزایا و تنها به شوق او این راه را رفتم. به شوق او نه یک دلداگی ساده که با دیدن برخی ناملایمات و شرایط بد و بروکراسیهای اداری بخواهد از دست برود. منتها حاج قاسم هم دور از این شرایط نبود که آدمها را گرفتار شغل و مزایا و دنیادوستی و کار نکردن، ندیده باشد و آخرین سخنرانیاش با سپاه موید این قصه است. اما او خود را در کدام نقطه نگه میداشته است؟ حال پرسش بنده اینجاست: خُب به آدمها و به شرایط نگاه میکنم. به خصوص به خودم و این احوالاتِ به زبان شما بیتاریخی و نیستانگاری خویش مینگرم. به این ناهمزبانی و حتی بد زبانیای که بین خود با خویشتن و با دیگران میبینم. نمیدانم، شاید بنده تیره و تار میبینم، ولی آخر که باید فکر کرد. حال این احوال را چطور دریابیم_احوالِ جهادِ بیوقفه و طلب شهادت. و چطور آدمها_ که هر کدام ایدهای دارند و راه حل را چیزی میدانند و مابقی را بدان دعوت میکنند_ آری چطور آدمها مثل حاج قاسم و حاج احمد از همه چیز گذشتهاند و اینطور قربون همدیگر میروند. میدانم. بله میدانم که در وجود و نگاه وجودی و توحیدی است که این نسبت پیش میآید و لذتش را در جانم که نه ولی در ذهنم چشیدهام. اما چطور در این وضع بینسبتی میتوان دوام آورد؟ از اینکه باید انتظارگونه و آمادهگرانه این راه رفت_ مجسمه این احوال حاج قاسم و سیدالشهدایمان است_ شکی نیست و به خوبی صحبتهای اخیرتان از بعد از جنگ که درک سیاست عین دیانت و دیانت عین سیاست را که به نظرم بعد جنگ خیلی روشنتر درک میشود را متوجه هستم. و از طرفی دورهی تصمیم گیری و تقسیم کارهایی که به دور از جان انسانها باشد نیز گذشته است، منتها بنده کمی وضعیت را در این مورد که عرض کردم بحرانی میبینم. حال پرسش اصلیام که در بین حرفها شاید پیدا باشد را باز میپرسم: در این شرایطی که خود و از بیرون از خود مطرح کردم چگونه فکر کنیم و چطور راه برایمان باز میشود؟ چطور شب و روز برایمان از بیمعنایی در میآید و لحظه به لحظه در جانمان استقرار در مغز عالم را حس خواهیم کرد؟ چطور آدمها در پیوندی از جنس پیوند اصحاب عاشورایی سیدالشهدا و اصحاب عاشورایی امام خمینی قرار میگیرند و قربون همدیگر میروند؟ دیگر این تجربه اینگونه کنار هم بودن و اینقدر چون آینه همدیگر را یافتن را میتوان یافت؟ بنده خیلی این را سخت برای خویش مییابم. در صحبت کردن با رفقایم خود و هر کداممان را در توهمی یا در منفعتی یا خیلی خوبش در همزبان نبودن با همدیگر یافتم. و این ناهمزبانی بعد از قضایای یک سال اخیر یا شدیدتر شده یا همان است که وخامتش به بیشتر به چشم میآید. اینکه مشکل چشم تیره و تار بین بنده است و چشم دیگری میخوام و یا شرایط و نسبت آدمها تیره و تار است_که البته بی ربط به هم نیستند_ را نمیدانم ولی آخر باید به این مسئله فکر کرد. شاید راه جهاد و شهادت از این تفکر پیدا بشود. یاعلی مدد
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و صد آری! آنگاه که شرایط به زیباترین حالت، شرایطِ مقابله با دشمنان خدا و دشمنان انسانیت است و خداوند با لطف خود راهی را برای این مقابله به نام «جهاد» گشوده است؛ چه حضوری و چه حیاتی در انسان طلوع میکند! و البته هرکس را در این میدان راه نمیدهند تا به بهانۀ «جهاد»، دشمنسازی بکند و با دشمنان خیالی خود درگیر شود. اینجا است که مولایمان تأکید دارند آن جهاد دروازهای میباشد که خداوند در مقابل اولیای خاص خودش میگشاید. مانند دروازهای که مقابل حضرت روح الله«رضوانالله تعالیعلیه» و قائد شهید عظیم ما گشود، به جای آنکه مانند بعضیها با همه درگیر میشوند به جز با دشمنان خدا. به هر حال قصۀ بیمعنایی را باید در همین جاها جستجو کرد وقتی به نحوی دشمنان خدا فراموش شوند و جنگ و جهاد با دشمنان خدا به حاشیه رود. حال جنگ نظامی باشد و یا جنگ فرهنگی، خدا میداند اگر در کنار همدیگر در این مبارزه قرار بگیریم، آنچنان در یگانگی نسبت به همدیگر حاضر میشویم که شهید آوینیِ عزیز به آستین خالی حاج حسین خرازی عزیز دل میبست تا همۀ زندگی را بیابد. اگر جناب ملکالشعرای بهار فرمود: «زندگی جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو / نیست هنگام تامل بیدرنگ آماده شو» منظور آن است که هیچ لحظه از زندگی بدون جهاد نباشد؛ یا جهاد با نفس و یا جهاد با خصم. و عجیب است که این دو در مولایمان جمع شد تا او را مولای متقیان نامیدند. موفق باشید
«أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ» سلام استاد بزرگوار: مژده بده، مژده بده! با مطالعه این مطلب https://eitaa.com/arshiv3133/177 قلبم اشاره آیه شریفه «وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» را دریافت کرد😍. عاقبة اگر به معنای آینده باشد، آیندهی درخشان انقلاب اسلامی در رخدادهایی مثل رخداد شهادت رهبر شهید انقلاب «هم اکنون» به سوی متقین می تابد (لِلْمُتَّقِينَ) تا راه را روشن کند. استاد ببخشید که زبان فاخری ندارم که اشارات اجمالی حضرتعالی را پر و بال بدهم و به پرواز در بیارم. همین چند کلمه را از ما قبول کنید به همان معنای «همچو موری اندر این خرمن خوشم»
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است حقیقتاً با عبور از دوقطبیگری که متأسفانه بعضاً رفقای عزیز گرفتار آن شدهاند از آیندۀ بسیار قدسی و متعالی و تمدنی، محروم میشویم که همان محرومیت از نهایت و عاقبتی است که خداوند برای متقین تقدیر فرموده است. موفق باشید
نه به گندم ملک ری؛ آری به سویای آمریکایی حسین نصر ملت مبعوث شدهی ایران که نخواستند پا روی خون امام شهیدشان بگذارند و مسئولینی که تا مرز شهادت رفتند، با دشمن به تفاهم رسیدند که از گندم ملک ری نخورند و آن را از آمریکا وارد کنند، اصلا سویا وارد کنند. بالاخره شیعه بعد از هزار و چهارصد سال به پیشرفت قابل ملاحظهای در مناسبات خود رسیده است. رگ غیرتمان خیلی بالا نزند. اگر گاو نبودیم نیازی به واردات یونجهی آمریکایی نداشتیم. وضعیت ما، وضعیت گاوبودگی تاریخی است. گاو، مواد خام مصرف میکند و مادهی خام دیگری صادر میکند. متاسفانه ایران عزیز ما، همین وضعیت را دارد و تا این وضعیت داشته باشیم، نمیتوانیم از وضعیت گاوبودگی خود رها شویم. یک کشور مصرفکنندهی خامفروش مونتاژکار داریم. اقتصاد ورشکستهی دولتی که نمیتواند فراتر از وضعیت گاوبودگی، مسیر دیگری جلوی پای کشور قرار دهد. ایران با جمعیت ۹۰ میلیونی، منابع عظیم طبیعی و ژئوپلتیک بسیار ممتازش تولید ناخالص ملی آن ۵۰۰ میلیارد دلار است. اصلا همین میزان کم هم به خاطر تحریم است وگرنه اگر عربستان بودیم با صادرات روزانه ده میلیون بشکه نفت، یک تریلیون دلار تولید ناخالص ملی داشتیم اما در گوشهی همین جغرافیا، اسرائیل هم وجود دارد. تولید ناخالص ملی اسرائیل سالیانه میان ۵۰۰ تا ۷۰۰ میلیارد دلار است آن هم با جمعیت ده میلیونی، بدون موقعیت ژئوپلتیک و بدون منابع زیر زمینی. صادرات ایران شامل نفت خام، فرآوردههای نفتی، گاز طبیعی، محصولات پتروشیمی و شیمیایی، فلزات و مواد معدنی، محصولات کشاورزی سنتی نظیر پسته، زعفران، خرما، با کمی فرش دستباف است. اما اقتصاد اسرائیل، یک اقتصاد دانشبنیان است. بیش از ۵۰ درصد صادرات اسرائیل، صادرات محصولات هایتک است. منظور از محصولات هایتک ساخت محصولات هایتک است نه مونتاژ آن نظیر کاری که ترکیه و سایر ملل انجام میدهند. بعد از سیلیکون وَلِی در آمریکا؛ دومین مرکز هایتک دنیا سیلیکون وادی اسرائیل است. اسرائیل معمولاً در رتبههای اول یا دوم جهان از نظر درصد اختصاص بودجه تحقیق و توسعه نسبت به تولید ناخالص داخلی را دارد. به دلیل کمبود منابع طبیعی (مانند نفت و معادن بزرگ)، این کشور استراتژی خود را بر توسعه مهارتهای تخصصی، آموزش عالی و فناوریهای پیشرفته بنا کرده است. ارتباط بسیار نزدیکی بین مراکز تحقیقاتی دانشگاهی و بخش خصوصی صنعتی وجود دارد که باعث میشود ایدههای علمی سریعاً به محصولات تجاری تبدیل شوند. از امنیت سایبری تا فناوریهای خودران و هوش مصنوعی تا صنعت دارویی و تجهیزات پزشکی اسرائیل از قطبهای جهان محسوب میشود. همچنین به خاطر اقلیم خشک فلسطین اشغالی، اسرائیل در زمینه آبیاری قطرهای، شیرینسازی آب دریا و گوشتهای آزمایشگاهی پیشرو هستند. مهمتر از همه در بخش تراشهها و نیمهرساناها به شدت کار کرده اند و تمام این مسائل در صورتی است که سهم شرکتهای دانشبنیان در اقتصاد ایران زیر ۵ درصد است. واقعیت تلختر دربارهی اقتصاد دانشبنیان ایران این است که بخش اعظم همین ۵ درصد را هم نمیتوانیم دانشبنیان بدانیم. آن بخش دانشبنیان هم اغلب در حوزهی نرمافزار حضور است تا ساخت سخت افزار. این روضهی گاوبودگی ماست، ما که در انتظار یونجهی آمریکایی نشستهایم تا از گندم ملک ری نخوریم. دردمندانهتر آنکه؛ آنهایی که تریبونهای آتیشن دارند و سخنرانی میکنند. اغلب مسئله را شخصی میکنند و خودشان هیچ قدمی برای اقتصاد دانشبنیان در این ملک برنداشتهاند. ما هنوز قدرت فناوری را درک نکردهایم هنوز در ذهنهای پوسیدهی ما این جملهی استعماری نوشته شده است که علم هزینه است نه قدرت، نه راه اقتصاد. هنوز دنبال فرمول جادویی برای کار نکردن و مقاومت کردن میگردیم. وقتی فهممان از اقتصاد، اقتصاد دانشبنیان و تولید فناوری نباشد، کاسهی گدایی گندم آمریکایی دستمان میگیریم تا از گندم ملک ری نخوریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: دلسوزیهای جنابعالی و امثال شما در این شرایط تاریخی بسیار ارزشمند است و حکایت مردم مبعوثشده است به سوی ایران ابرقدرت در میدان جمع سیاست و دیانت، و در این راستا به یاد سخن رهبر شهیدمان باشید که فرمودند ضعفها را طوری برجسته نکنید که موجب یأس افراد شود. در مورد نکاتی که در ابتدای فرمایشات خود داشتید، آقای مهدی محمدی در آخرین صحبت خود آن موارد را نفی میکنند. https://eitaa.com/matalebevijeh/23026 موفق باشید
سلام: به صورت عجیبی مطالبتان شور انقلابی و کنش گری را تضعیف میکند، سوالی است تا شما را به فکر بیندازد که اندیشه های جدید شما آیا دعوت به تفکری آرام در میان جنگی بزرگ نیست؟ اینک زمان کنش است و مطالبه، چیزی که در ادبیات فعلی شما دیده نمیشود!!!
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضوری باید اندیشید که بحمدالله با ایران در جهان شروع شده و باید به انسانیت انسانها بیندیشیم که امری است با حضورِ جهانیمان. در «دولت ملت» که نوعی حضور تمدنی با نظر به آینده مدّ نظر میباشد، افراد همدیگر را درک میکنند و این حضوری است غیر از آن حضور که ارباب و کدخدا سرنوشت مردم را در دست دارد و از این جهت یعنی با نظر به «دولت ملت» و حضور تمدنی ایران، باید به امکان دیگری که پیش آمده است بیندیشیم. موفق باشید
سلام و نور و رحمت الهی تقدیم به حضرت حجت ارواحنا فداه و استاد طاهرزاده: استاد حضرت آقای شهیدمان فرمودند که این ملت مبعوث شده اند، ولی در حال حاضر ما چیز دیگه ای داریم میبینیم، اینکه من سؤالات افراد از شما رو میخونم خیلی افراد دچار ازهمگسیختگی فکری شدند، حتی این اختلاف نظر رو در بین اساتید بزرگ هم میبینیم. انگار حتی افرادی که حول محور ولایت فقیه هم قرار دارند یک نظر نیستند و البته این بیشتر بخاطر شرایط غیبت امام جامعه هست. چنانچه حضرت امام سید مجتبی خامنه ای فرمودند منتظر دستور امام نباید باشید، باید هرکسی بتونه تشخیص بده که چه تصمیمی الان تصمیم ولی فقیه جامعه هست. الان واقعا ما در غربال سخت و پیچیده ای هستیم. خدا کمکمون کنه. من واقعا هر شب دلم میخواد رو به قبله بشینم و گریه کنم و التماس خدا و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف کنم که بهمون رحم کنند. «اللهم إنا نشکوا الیک فاقد نبینا و غیبة ولینا و شدة الفتنا بنا و تظاهر الزمان علینا و کثرة عدونا و قلة عددنا.» یکی میگه مذاکره خوبه، یکی میگه بده، ترس ترور امام جدیدمون، ترس از کودتا گران و خائنین. استاد من که مطمئنم این مذاکرات هم نتیجه ای نخواهد داشت، یعنی آمریکا رو از منطقه بیرون نمیکنه و انتقام خون آقا رو نمیگیره. استاد از نظر شما انتقام خون آقا و بچه های میناب و سرداران و مردم شهید مون چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید در این مورد زیاد و زیادتر فکر کرد به اعتبار آنکه حکایت زمانهای که در آن قرار داریم زمانه ای بسیار حساس است که باید ماوراء ردّ و قبول افراد به جهانی که افراد در آن حاضر هستند و نسبتی که میتوان با آنها برای حضور بیشتر در جهان همدیگر برقرار کرد بیندیشیم. بیش از همه عزیزان به این فکر کنند که ما در چه تاریخی هستیم و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به چه نوع حضوری اشاره دارد و این با نظر به تمدنی فکرکردن پیش میآید امری که رهبر شهیدمان و حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای رهبر حی و حاضر بدان تأکید خاص دارند و در همین رابطه عرایضی در سلسله مباحث « ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor شده است. آری آنگاه که به آیندهای درخشان که مسلماً در این دفاع مقدس در مقابل ملت مبعوث شده ایران قرار گرفته نظر کنیم میتوانیم همدیگر را بفهمیم و این یعنی اتحادی که مد نظر رهبرانمان میباشد وگرنه ما نیز در حضور تمدنی خود که در آینده پیش میآید گرفتار همان جنگ جهانی اول و دومی میشویم که در اروپا پیش آمد و بیش از ۶۰ میلیون خودشان را به قتل رساندند. موفق باشید
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار و تبریک و تهنیت فرا رسیدن عید غدیرخم: ببخشید استاد بابت گناهانی که درگذشته انجام دادیم و حق الناس هایی که برگردن مون هست چکار کنیم؟ واقعا فکرکردن به این گناهان و اینکه چراانجام دادیم روح ما رو آزرده می کنه آیا با استغفار و پشیمانی وسعی بر ترک گناه امیدی به ببخش خدای رب العالمین هست؟ یا نفس مان با این گناهان حجاب گرفته و باید در برزخ به سختی پاک شوند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! توبه، این عزیزالقدرترین لطف الهی از آن جهت که او «توّاب» است و البته چنانچه حق الناس طوری است که میتوان با رجوع به افراد، جبران کرد، باید آن کار را انجام داد و اگر ممکن نیست به نیت آنان باید ردّ مظالم بدهیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام: بعضی از اساتید سیر و سلوک هستند که ذکر خاص و گرفتن چله و برنامه منظم به شاگردانشون میدهند. آیا شما کسی را سراغ دارید که به بنده حقیر معرفی نمایید؟ آیا شما این نوع راهها را میپسندید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده کسی را سراغ ندارم و به نظر میآید همین دستوراتی که مرحوم شیخ عباس قمی از طریق ائمه «علیهمالسلام» در مفاتیح آوردند، کارساز است آنهم بدون افراط و سختگیری. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار میشه بهم این حدیث امیرالمومنین علی علیه السلام که در نهج البلاغه به قلم فیض الإسلام صفحه ۱۲۲۹ اومده نظرتون رو راجع بهش بگین بهم؟ «دوستان تو سه گروهند و دشمنان تو نیز سه گروه و اما دوستانت ۱. دوست تو، ۲. دوست دوست تو و ۳. دشمن دشمن تو و اما دشمنانت: ۱. دشمن تو، ۲. دوست دشمن تو و ۳. دشمن دوست تو»
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ملاحظه بفرمایید که چه اندازه این سخنان، حکیمانه است و حقیقتاً معنی تفکر نسبت به دیگران، به همین معنا میباشد که مولایمان متذکر آن هستند. موفق باشید
سلام علیکم: در این شب ها که تجمعات شرکت میکنیم توفیق نماز شب برای مان کمتر شده چه پیشنهادی میفرمایید که هر دو را بتوانیم انجام دهیم؟ دعا بفرمایید که انشاءالله بتوانیم توفیق این شب ها و نماز شب را از دست ندهیم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید با توجه به اهمیت حضور در میادین و خیابانها، قضای نماز شب را پیشه کنید؛ ثواب آن نصیبتان میشود. ولی چه بهتر که طوری مراسم شروع و به انتها برسد که توفیق نماز شب پا برجا باشد مثل تمام کردن مراسم در ساعت ۱۱ شب. موفق باشید
سلام استاد عزیزم وقت به خیر استاد در سن ۴۰ سالگی تصمیم به حفظ قرآن گرفته ام با توجه به این که خانم هستم و وکیل دادگستری استاد به نظرتون توانای اش رو دارم؟و این تصمیم درستی است؟ یا نه حفظ قران چندان هم مهم نیست عمل به قرآن مهم است و مطالعه و گوش دادن به تفاسیر اساتید بزرگ و تفاسیر شما؟استاد اساسا حفظ قرآن به سلوک معنوی ما کمکی میکند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در کنار تدبّر در قرآن اگر سعی کنیم آن آیات را به ذهن بسپاریم، بسیار خوب است ولی در هر حال در ابتدای امر ما مأمور به تدبّر در قرآن هستیم که در این رابطه تفاسیری مانند «المیزان» بسیار مؤثر خواهد بود. موفق باشید
سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیز: استاد در صبحگاه که مزاحم شما شدم و در مورد اینکه چرا با توجه به مطالعه ی راهکارهای رفع و دفع موانع بندگی و رذائل اخلاقی اما باز هم در عمل کماکان نقص ها بسیار زیاد هست خدمتتان صحبت شد که فرمودید پرسش را در سایت خدمتتان ارسال کنم تا از آقای نجات بخش مطلبی را بیان بفرمایید. پرسش را در سایت قرار دادم ولی در پاسخ به صحبت های آقای نجات بخش اشاره نفرمودید و به همین جهت عذرخواهی میکنم مجدد مزاحم شدم. استاد خیلی خیلی التماس دعا دارم از وجودتان. هر روز که زمین میخورم شوق و ذوقم از این مسیر کم تر و نا امیدی بیشتر می شود. استاد از دست خودم مستاصل شده ام.🥀
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر منظور مباحثی است که جناب استاد نجاتبخش در کانال «سها» دنبال میکنند و یا جلساتی که در خدمتشان به صورت مجالست و مذاکره انجام میشود مانند https://eitaa.com/soha_sima/5995 و https://eitaa.com/soha_sima/5979 مهم آن است که با دنبالکردن این نوع مباحث، نسبتی بین ما با نهاییترین حضور از طریق انسانهای نهایی برقرار میشود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23629 موفق باشید
سلام استاد عزیز: سبکبالان خرامیدند و رفتند مرا بیچاره نامیدند و رفتند سواران لحظه ای تمکین نکردند ترحم بر من مسکین نکردند اسیر و زخمی و بی دست و پا من رفیقان این چه سودا بود با من؟ رفیقان رسم همدردی کجا رفت؟ جوانمردان جوانمردی کجا رفت؟.. اگر دیر آمدم مجروح بودم اسیر قبض و بسط روح بودم در باغ شهادت را نبندید به ما بیچارگان زانسو نخندید رفیقانم دعا کردند و رفتند مرا زخمی رها کردند و رفتند رها کردند در زندان بمانم دعا کردند سرگردان بمانم شهادت نردبان آسمان بود شهادت آسمان را نردبان بود چرا برداشتند این نردبان را؟ چرا بستند راه آسمان را؟ بر این در وایِ من قفلی لجوج است بجوش ای اشک هنگام خروج است در میخانه را گیرم که بستند کلیدش را چرا یا رب شکستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: و آن کلید، با شهادت آقای شهید ایران حقیقتاً پیدا شد و بحمدالله مردمی به صحنه آمده اند که ماورای مرگ و زندگی به همان معنای شهید زنده به میدان آمده اند که حقیقتاً این معجزۀ همان شهید عزیزی است که سبکبالانه رفت و تاریخی را به عنوان ایران بزرگ در مقابل ما گشود که نه تنها دشمنان انقلاب اسلامی فکر آن را هم نمی کردند و اساساً نمی فهمند چه کرده اند و چه شد؟!!! حتی متأسفانه بعضی از دوستان انقلاب هم متوجۀ عظمت این کار نشده اند. نمونه ای از آن در قسمت دوم سؤال و جواب شمارۀ 42151 با عنوان "رهبر شهید و انسانیت و فتح بابی برای دختران جوان"عرض شد که چگونه با شهادت آن مرد الهی، انسانیت به عنوان گمشدۀ بشریت به ظهور آمد تا هرکس حقیقتاً به دنبال انسانیت است آقای شهید ایران را مدّ نظر آورد که این در جای خود یک مکتب می تواند باشد به عنوان مکتب آقای شهید ایران. موفق باشید
با سلام حضور استاد محترم: جزوه مرزهای زن و مرد را خوندم، و پرسش و پاسخ های کانال رو هم، مرور کردم. نکات خیلی خوبی دستگیرم شد. استاد جایی که فرموده بودید، گاهی خداوند تمایلات قلبی را قرار می دهد، آزمایش می کند، اگر بنده طبق شرع و شریعت عمل کرد، خداوند تمایلات رو از او بر می دارد به چه مفهوم است؟ اینطور برداشت کردم که خداوند به او حضور قلب دهد و یا شهود قلب دهد، همانند چیزی که در داستان های بزرگان و عرفا و شهدا خوانده ایم و این به نظر به مفهوم، دادن همان ایمانی است که شیرینی اش را در دلش حفظ کند، و شاید اینگونه باشد، که خداوند نوری دهد، یا حضوری دهد، یا شهودی که جذب خداوند شود، و غیر خداوند برایش بی ارزش گردد، و این به او قدرت دهد و این است که گاها علما گویند، که برای زن، قرب الهی با رعایت حجاب بدست می آید. و شما می فرمایید، اگر جوانی چشم بپوشاند به نامحرمی، همان نگاه اول، اصلا نگاه نکند، راه صد ساله پیموده است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. حقیقتاً اگر جایگاه اسلام را بشناسیم و متوجۀ دستورات شرع مقدس شویم، عملاً به هدایتی میرسیم که خداوند وعده داده و می فرماید: «وَمَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُضِلٍّ» هر آن کس را که خداوند هدایت کرد گرفتار بیراهه ها و سرگردانی ها نمیشود. موفق باشید
«یا معین الضعفاء» سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: دوتا نگاه وجود دارد: یک نگاه معتقد است خودت را تزکیه و پاک کن تا نظر مبارک امام عصر «سلام الله علیه» شامل حالت بشود. یک نگاه دیگر هم هست که میگوید باید نظر مبارک اولیاء الهی به قلبت بیفتد تا پاک و مطهر شوی. چون ایشان مبدأ و منشأ طهارت کل هستی هستند. نظر مبارک استاد را در این موضوع تقاضامندم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو نظر یکی می باشد. آری! هر اندازه که جان انسان از طریق معارف الهی و اعمال شرعی در صفا و طهارت قرار گیرد، به نوعی به انس و نزدیکی با انسان کامل که عین معارف حقّه و طهارت کامله است نزدیک میشود. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم، وقتتون به خیر بنده قراره مربی دختربچههای اول و دوم و سوم ابتدایی باشم، مربیِ حلقه صالحین. هدفم اینه که نگاه توحیدی آقا رو بهشون منتقل کنم که ایمان واقعی وارد قلبشون بشه. بچههای تو این سن خیلی به نشاط و تحرک و بازی و قصه و شعر احتیاج دارن و منم هیچ وقت مربی نبودم... میخواستم بپرسم شما پیشنهادی برام دارید که طرح مناسبی بتونم برای هر جلسه آماده کنم؟ یا موسسه قوی ای میشناسید که برای تربیت دینی کودک با معارف انقلاب اسلامی کار کنه که بتونم برای دریافت و چینش محتوا ازشون استفاده کنم؟ ممنون میشم لطف بفرمایید و راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد در جریان مؤسسۀ خاصی نیستم ولی مباحث «معرفت نفس» از نوع «جوان و انتخاب بزرگ» در این مرحله نیز مهم و مفید است و در این رابطه میتوانید به کانال «رادیو حیات» https://eitaa.com/Radiohayat_ir و یا به کانال «تفکریسم» https://eitaa.com/tafakorism/4207 رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام استاد وقت شما بخیر: از میان دوستان قدیمی، دوستی داشتم که به نظام خودمون خوش بین نبود، کم کم شدتش بیشتر شد، تا جایی که برای شهادت آقا خوشحال بود.😔 من دیگه باهاش ارتباط ندارم، اما نمیدونم چیکارکنم، یکبار بهش زنگ بزنم و سعی کنم حرفهایی که میدونم درست هست رو بهش گفته باشم؟ سعی کنم و تلاش کنم براش؟ یا کلا باهاش ارتباطم رو قطع کنم؟ دوستیمون خیلی عمیق بود، هم دلم برای دوستیمون میسوزه هم خودش که با انتخاب های غلطش، آخرتش رو نابود میکنه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر زمینۀ انصاف دارد؛ نباید با او قطع رابطه کرد. ولی اگر حقیقتاً اهل انصاف نیست، چرا وقت خود را صرف او کنید. موفق باشید
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام. استاد عزیز با خواندن دو پرسش آخری که در کانال مطالب ویژه گذاشتید واقعاً از ته دل ناراحت شدم. (۴۱۸۸۰ و ۴۱۸۷۹) خودم رو در کنار شما دیدم و این تنهایی رو احساس کردم و در دلم گفتم چه من در کنار استاد هستم حتی اگر اشتباه کرده باشم چون نظری که داشتم در مورد تفاهم مذاکره در زمان حال حاضر نسبت به زمان قبل از جنگ رمضان از سر تعصب و لجاجت نبوده به همین خاطر نتونستم این احساس و حس رو با شما در میون نگذارم. استاد به خدا ما هم دوست داریم که شهادت نصیبمون بشه و در این راه تمام هستی خودمون رو فدا کنیم حتی حاضریم از آبرومون هم بگذریم. به امید فتح نهایی منتظر جوابتون هستم استاد یا علی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند به لطف خودش جنابعالی را به نور حکمت ذیل حضور تاریخیِ آن رهبر شهید منوّر بگرداند و در نهایت، زندگی تان منتهی به شهادت شود. حقیقتاً ما برای حضور در تاریخی که باید تمدن نوین اسلامی در آن به میان آید نیاز به «حکمت» داریم به همان معنایی که حضرت سجاد «علیهالسلام» در آن روایت متذکر شدند که خداوند برای متعمّقون در آخرالزمان، سورۀ اخلاص و ۶ آیۀ اول سورۀ حدید را نازل فرمود و به همان معنایی که رهبر شهیدمان میفرمایند: «فلسفه در اسلوب و محتواي صدرايي، جاي خالي خويش را در انديشه انسان اين روزگار ميجويد و سرانجام خواهد يافت». و اینجا است که آری! ما نیاز داریم افراد با عقاید خوب خود مثلاً در نقصهای طرح مذاکره متوجۀ نظرات افرادی که با دلسوزی نظر به مذاکره دارند را هم مدّ نظر قرار دهیم و متأسفانه این امر در بعضی از رفقا دیده نمیشود. اینجا است که نگران میشویم آیا افقی که برای حضور در تاریخ تحقق تمدن اسلامی گشوده شده است، ناهموار نمیگردد؟ موفق باشید https://eitaa.com/bartarin_hozoor/125
سلام استاد: در دفاع از مذاکره به مهدی محمدی ارجاع میدهید در حالی که ایشان مشاور قالیباف هست و مشخص هست که ایشان باید مدافع باشد! فرمودید بیست سال است که میشناسیدشان، یعنی چون بیست سال است ایشان را میشناسید ممکن نیست تحلیل غلطی ارائه دهند؟ قالیباف پارسال هم که رهبری نهی از مذاکره میکردند مدافع مذاکره بود! چطور است که اقتصاد به شدت لیبرالی این دولت را قبول ندارید اما سیاست خارجیش که بیشتر در مذاکره با قاتل آقا خلاصه شده قبول دارید؟ انتقادات مخالفین مذاکره نظیر آقای نبویان و آقای فواد ایزدی را شنیده اید؟ شنیده اید آقای فواد ایزدی که ناقد برجام بود گفته این مذاکره بدتر از برجام هست؟ چطور است که بیانات آقا نصب العین ماست به خصوص گام دوم که برای چهل سال بعد نوشته شده فقط آن قسمتش با شرایط فعلی جور در نمیآید که فرمودند مذاکره با آمریکا ممنوع است؟ شمایی که در زمینه رسانه بحث دارید، تحت تأثیر حرفهای مهدی محمدی نیستید؟ الآن بعد پنجاه روز از آتش بس و مذاکره چه عایدی ما شده؟ جز اینست که جبهه لبنان عاشورایی به پا شده و آتش بس ما یک طرفه شده؟ چطور آقای مهدی محمدی که برای آمادگی مردم برای شهادت رهبری مقدمه چینی کرد که مردم باید آماده باشند و انسجامشان را از دست ندهند! تحلیل درستی دارد؟!! استاد اگر در وصیت نامه هم صحبت از ممنوعیت و خسارت بار بودن مذاکره با آمریکا شده باشد باز هم اینقدر از مذاکره تمجید میکنید؟ این مسئولین همان مسئولینند که پارسال علیرغم نهی های مکرر رهبری از مذاکره باز مذاکره میکردند که منتهی به جنگ بود! چه شده که بعد شهادت رهبری و داشتن همان دست فرمان میفرمایید مذاکره شان فرق دارد؟ چرا رهبرشهید مردم را مبعوث خواندند نه مسئولین را؟ چرا رهبری در بیانیه ای که صحبت از سکوت صحنه نبرد میکنند به کشورهای منطقه فرمودند به آمریکا اعتماد نکنید؟ در مذاکره ما میتوانیم اعتماد کنیم؟؟؟ چرا از مذاکره با قید اگر فرض ضرورت استفاده کرده اند؟ چرا از سامری اسم برده اند؟ سامری امت در روایات کسی نیست که فریاد لا قتال سرداده باشد؟!! یک مهر پارسال هم فرمودند بیست سی سال دیگر با دولت فعلی آمریکا نمیشود مذاکره کرد! این حرف هم از نظر شما با شرایط فعلی تطابق ندارد! رهبری که پیشگویی کرد مردم مبعوث میشوند حواسش نبود جنگ بعدی در راه هست و خودش شهید میشود و لابد از نظر شما این حرف ایشان در شرایط فعلی کاربرد ندارد! چطورست که حرفهای مهدی محمدی در توجیه مذاکره با قاتل رهبری برای شما از حرفهای خود رهبر قانع کننده تر هست؟ دولت فعلی با شعار مذاکره روی کار آمد مذاکره با شیطان بزرگ تز همین دولت هست. پارسال علی رغم نهی های مکرر رهبر اینها مذاکره میکردند و هروقت آقای عراقچی میگفت به جاهای خوبی رسیدیم جنگ شد! چه شده که ماهیت مذاکره این افراد الآن عوض شده؟ چرا پیش شرط مذاکرات در پاکستان رعایت نشد که وحدت ساحات بود؟ آقای قالیباف خودش توییت زد که لبنان اگر آتش بس نشود ما وارد مذاکره نمیشویم ولی وارد شدند!چطور مذاکره با طرفی که میخواهد به تعبیر رهبری ایران را ببلعد، آن هم در جنگ وجودی خیر شده؟ استاد از مذاکره با قاتل رهبر چطور حمایت میکنید؟؟؟ چرا رهبری در بیانیه به مجلس توصیه کردند که مطالبات مردم مبعوث را محقق کنید؟ این بدین معنا نیست که مردم از مسئولین جلوترند در حالی که شما مسئولین و مردم را یک کاسه میکنید؟؟؟ خودتان از تأثیر رسانه گفتید و جای اینکه تحت تأثیر صحبتهای رهبر شهید باشید مذاکره با طاغوت را با براهین مهدی محمدی تئوریزه میکنید! انتهای این مذاکرات را که جز خسارت در بر نخواهد داشت خواهیم دید استاد! حیف شما استاد عزیز که از مذاکره با قاتل رهبری دفاع میکنید! ادعا هم میکنید که تاریخ عوض شده! مثل اینست که ادعا شود با بت پرستی که زمان نوح بوده با بت پرستی که زمان پیامبر دیگری بود فرق دارد زمان نوح بد بوده و زمان مثلا شعیب خوب شده! در حالی که شکلش فقط تغییر کرده خیر که نشده!! میدانم صحبت مرا قبول ندارید. پاسخی هم نمیخواهم. ولی از استدلال شما درد میکشم. استاد طاهرزاده عزیز از مذاکره با طاغوت که قاتل آقاست دفاع میکند!
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که ورود به این موارد بسیار پیچیده و حساس است. عرض بنده آن است که نظرات همۀ عزیزانی که به نحوی دلسوز نظام هستند، ولی با تحلیلهای مختلف؛ دنبال کنیم و در نهایت خود ما باید تصمیم بگیریم. البته به نظرم بهتر است با دقت بیشتر مطالب را دنبال بفرمایید تا گرفتار میدان صفر یا صد نشویم. موضوع بسیار پیچیده و حساس است و با دشمنی روبرو هستید که در مدیریت رسانهها سابقۀ صدساله دارد. با نگاه و باور توحیدی به شکست آمریکا و خودآگاهی نسبت به جایگاه و خطرات رسانه در مقابل الهامات بعثتگونه در مردم و خصوصیات اُمّی بودن جان مردمِ ما، امری است ماورای تحلیل رسانهها که به دنبال آن میباشند تا جهانی را که میخواهند برای مردم ما بسازند و تصویر کنند. اینجاست که اهمیت نگاه توحیدی و ایمان به سنتهای لایتغیر الهی مشخص میشود، تا گرفتار فضای رسانهای نباشیم، رسانههایی که سعی دارند تا کرامت انسانی و شرافت معنوی ما مدّ نظرما نباشد، امری که ما باید به نحوی با خود در میان بگذاریم تا تجدید عهدی باشد با آن رهبر شهید، با نظر به هویت معنوی آن مرد الهی در عین آزادمنشی و آزاداندیشی و شجاعت و بصیرتی که حاصل ایمان به سنت های الهی بود. البته بسیار باید نسبت به نقشه دشمن که اختلاف بین دوستان انقلاب است هوشیار بود. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/97 و بنده احساس میکنم بعضی از رفقا نسبت به مسئولین کشور که با تمام وجود در مسیر دفاع از انقلاب و مردم ذیل رهنمودهای رهبر انقلاب تلاش میکنند بیانصافی میکنند و تا آنجا ادب و انصاف رعایت نمیشود که ما نمیتوانیم سوالات ایشان را در معرض نظر دیگر کاربران قرار دهیم. آیا در آن کلمات حضور نقشه دشمن به خوبی آشکار نیست که به جای فهم همدیگر نفی همدیگر میکنیم؟ اینجاست که رهبر معظم انقلاب آیت الله سید مجتبی خامنهای میفرمایند:
«بیش از پیش برای پاسداری از وحدت صفوف منسجم و بههم پیوستۀ ملّت اهتمام ورزند و اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنند و قولاً و عملاً مظهر انسجام و یکپارچگی ملّت باشند». موفق باشید
