بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
3679

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا.با سلام وخسته نباشید خدمت شما استاد عزیز. دختری هستم 25ساله که حدود5سال است که ازدواج کرده ام ودر غربت و دور از خانواده زندگی میکنم و متاسفانه این دوری تاثیر خیلی بدی در زندگی من داشته و باعث شده من انتظارات زیادی از همسرم داشته باشم دوست دارم شوهرم بیشتر وقت خود را در کنار من و فرزندمان بگذراندو لی شوهرم این کار من را خودخواهی میداندو میگوید او زندانی من است و ارامش نداردشوهرم همصحبت خوبی نیست و همیشه ساکت و ارام بوده و این باعث شده مشکلات و دعواهای زیادی در زندگی داشته باشیم ایشان از من انتظار دارند دلتنگیها و گریه هایم را درون خود بریزم و به روی خود نیاورم خواهش میکنم من را راهنمایی کنید و بگویید چطور زندگیم را نجات دهم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ( بالاخره هرکس باید با خودش زندگی کند و با افکار و معارفی که دارد راه اُنس با خدا را پیدا کند و در آن بستر فرزندان خود را تربیت کند و شوهرتان را گرفتار خودتون نکنید. موفق باشید
2892
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز در مباحث کربلا فرمودید که جریانی که به اهداف خود نرسد پیروز نیست. سوال من این است که آیا بعد از ریخته شدن خون مطهر امام معصوم وحجت خدا آیا امت اسلام به راه اصلی خود بازگشت؟ امتی که چند سال بعد در مدینه مردم به بیرون شهر رفتند برای استقبال از یک رقاصه فاحشه آیا این نابود شدن اهداف قیام کربلا نبود؟ حکومت بین امیه در سال بعد از کربلا فاجعه حره را درست کرد پس ضربه خون مطهر امام به حکومت بنی امیه چه بود؟ یعنی اثر این خون مطهر در روشنی امت اسلام چه بود؟ اگر می فرمایید بالاخره حکومت بنی امیه نابود شد خوب این رسم هر حکومت غیر حقی است با روشی که یزید پیش گرفته بود حتما این حکومت نابود می شد شاید کمی دیرتر ولی بالاخره نابودی اش حتمی بود چه نیاز به این کشتار وحشتناک وواقعه تلخ وجانسوز بوده است حتی اگر یزید مثل معاویه هم حکومت می کرد باز هم نابود می شد ولی شاید کمی دیرتر من مانده ام خون یک انسان مومن هم ریخته شدنش برای یک هدف عالی باید باشد چه رسد به خون مطهر امام معصوم وفرزندان مظلومش. دقیقا همین سوال را درباره خون پاک ومطهر ومظلوم شهدای دفاع مقدس هم دارم آیا این خونها به هدف رسیدند؟ آیا هدف آنها نعوذ بالله افتضاحههایی بود که در دوران اصلاحات به وجود آمده بود ویا در دوران سازندگی به اهداف خون شهدا رسیدیم؟ نعوذ بالله که این گند جریانات را هدف مقدس شهدا بدانیم یا این بی اخلاقی بی سابقه ای که الان در کشور هست نتیجه خون شهداست؟ این همه حمله کردن به شخصیتهای بلند کشور و..... استاد نتیجه خون شهیدان مظلوم ما وآه مادرانشان کجای این مملکت است؟ اگر حفظ اصل نظام را می گویید نمی توانم قبول کنم چرا که خیلی از بزرگترهای کشور از آرمانهای امام وانقلاب ورهبری دور شدند برای چندین هزار نفر شهید هدف خیلی والایی باید بیان کنید وباید هم به آن رسیده باشیم والا بعد از این همه مدت اگر به اهداف خون شهیدانمان نرسیده باشیم باید گفت متأسفانه خونشان پایمال شده وخداوند هم از سر ما نمی گذرد وخدایی ناکرده ما را از نعمت بزرگ این انقلاب محروم خواهد کرد. همچنین در مورد فضای فرهنگی کشور وهمینطور فضای فرهنگی بعد از کربلا که هم وضعیت حجاب بد جور بوده وهم گرایشات مردم ضعیف شده بوده وهم حاکمان به دنبال زراندوزی بودند وتشنه قدرت بودند آیا اثر خون شهید در این عرصه ها نباید نمودار شود یا اینکه باید نمودار شود ولی اگر هم پیدا نشد ضربه ای به هدف خون شهید نمی زند که این هم مقوله ای است که توضیح حضرتعالی را می طلبد. از راهنمایی شما بسیار ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: عنایت داشته باشید که مسیر جهان اسلام پس از مدتی به سوی امام صادق«علیه‌السلام» معطوف شد به طوری‌که چهارهزار دانشمند که اکثراً از اهل سنت بودند به شاگردی امام باقر و امام صادق«علیهماالسلام» حاضر شدند و همه‌ی چهار فقیه اصلی اهل سنت مستقیم و غیر مستقیم از شاگردان امام صادق«علیه‌السلام» هستند. این است معنای تغییر جهتی که امام حسین(ع) در صدد آن بودند. در مورد دفاع مقدس متوجه باشید امروز عزت نظام اسلامی مرهون استقامت شهداء و خانواده‌ی آن‌ها است. به کلیت نظام اسلامی بنگرید که چگونه مردم مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» را پذیرفته‌اند و جمهوری اسلامی در شرایطی است که در حال ساقط‌کردن امپراطوری آمریکا است. نتایج کار در آینده‌ای نه‌چندان دور ظاهر می‌شود، وقتی دشمن استکباری توان خود را برای ادامه‌ی تبلیغات فاسدش از دست داد. ما باید با برخورد ریشه‌ای با غرب، تخم فساد را بخشکانیم. فکر می‌کنم در مورد برکات نهضت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» در کتاب «راز شادی امام حسین«علیه‌السلام» در قتلگاه» مطالبی را به‌دست آورید. موفق باشید
2833
متن پرسش
ما قبول داریم که آیت‌الله منتظری، حضرت امام را آنطور که باید نشناختند و خود را کنار امام دیدند. اما این «خود را کنار امام دیدن» را ما از کجا می‌فهمیم؟ آیا از عمل‌کردن به اجتهاد خودش می‌فهمیم؟ یا از نشناختن زمانه و درنتیجه اجتهادهای پرت و پلا؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که در کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی«رضوان الله تعالی علیه» عرض شده آقای منتظری حضرت امام را در حدّ یک مجتهد می دید و نه در حدّ یک کسی که خداوند او را مستعد یافته جهت تجلی اشراقی که جهان اسلام بتواند از حاکمیت فرهنگ غرب عبور کند و یا به تعبیر مقام معظم رهبری: «سیره ی امام بزرگوار فقط بیان شخصیت یک انسان نیست بلکه راهنمای عمل همه ی ملت ایران و مسلمانا جهان است». موفق باشید
1825
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد در آیه شریفه در وصف مومنین داریم "اذله علی المومنین" و نیز از حضرت امام (رحمه الله علیه) شنیده ایم که می فرمودند در برابر بسیجیان احساس حقارت می کنم. با توجه به اینکه اگر انسان صاحب مقاماتی نباشد خیلی راحت در مقابل عظمت کسانی چون حضرت امام احساس حقارت می کند اما اگر خود او صاحب مقاماتی باشد داشتن این نوع احساس سخت می شود. می خواستم ببینم امثال این نوع از احساس هایی که در حضرت امام وجود داشته ریشه در چه زمینی دارد و چه نوع معرفت عمیقی ایشان دارند که از ته دل و نه از روی تعارف این سخن را می گویند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام حضرت امام در سیمای بسیجیان انوار الهی را می‌دیدند که چگونه خداوند اراده کرده است از طریق آن‌ها حق را بر باطل پیروز کند و معلوم است که امام در مقابل نور الهی متواضع و خاشع هستند. مگر از رابطه‌ی رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» خبر ندارید؟ موفق باشید
1611

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند پرسش بنده پیرامون نفس و روح و جان می باشد. 1-آیا نفس و روح و جان از دیدگاه قرآن یا در هستی و وجود با یکدیگر فرق دارند؟ 2-همانطور که نفس در قرآن مراتب دارد ، روح هم مراتب دارد؟ 3- اگر بگوییم روح فوق مکان و زمان هست . 2تا روح چگونه در عالم می گنجد؟ لطفا راهنمایی ام کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- در مقابل بدن، نفس ناطقه است که جنبه‌ی مجرد انسان است و آن‌جا که قرآن می‌فرماید: خداوند در هنگام خواب یا مرگ، شما را می‌گیرد منظور همان نفس ناطقه است که به تعبیر دیگر همان روح است که به فارسی به آن جان می‌گویند. 2- فرق نمی‌کند 3- در عالم مجردات چیزی در عرض چیزی نیست، هرکس خود را در مرتبه‌ای که روحش در آن مرتبه قرار دارد احساس می‌کند مثل آن‌که روح همه‌ی افراد سخن معلم را درک می‌کنند بدون آن‌که ارتباط روح آن‌ها نسبت به معلم تقدم و تأخر داشته باشد، هرچند بدن‌های دانش‌آموزان نسبت به همدیگر در عرض هم هستند و نسبت به معلم دارای تقدم و تأخر اند. موفق باشید
615

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گران قدر 1) همانطور که می دانیم اسم آدمی برای او یک نسبت محسوب می شود و طبق ایه "فاذا نفخ فی الصور فلا انساب بینهم یومئذ"نتیجه گرفته میشود که اسم آدمی از بین میرود از طرفی در حدیثی از حضرت رسول داریم که فرزند حقوقی بر والدین دارد و یکی از انها گزینش نام نیکو است و در ادامه می گویند چون او را در حشر با این نام می خوانند ، این دو به ظاهر متناقض چگونه قابل جمع هستند؟ 2) بنده طرفدار گفتمان دکتر احمدی نژاد هستم و با بسیاری از تفکرات اصلاح طلبان مخالفم ولی ایا درست است که افراد تندرو ،اصلاح طلبان را رافضی یا کافر و غیر مسلمان می خوانند با توجه به ایه 94 سوره نساء "و لا تقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومنا" آیا این خلاف نص صریح قرآن نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- اسم انسان به اعتبار معنای خوبی که دارد موجب توجه نفس ناطقه‌ی انسان به آن معنا می‌شود و انسان سعی می‌کند متخلق به معنای اسم خود شود چون یک نحوه اتحادی با آن معنا در خود احساس می‌کند و این نسبت فوق جسم و بدن اوست و با از بین‌رفتن نسبت‌های دنیایی آن نسبت پایدار می‌ماند. 2- مسلّم ما چنین حقی نداریم و اگر بعضی از اصلاح‌طلبان طوری عمل می‌کنند که دیگر نمی‌توان آن‌ها را متعلق به اهداف انقلاب اسلامی دانست و از روحیه‌ی تشیع که همواره به اهدافی بلند نظر دارد، فاصله گرفته‌اند، این را نباید به عموم آن‌ها نسبت داد و موجب شقاق در جامعه‌ی مسلمین شد. موفق باشید
418

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. ضمن تشکر از زحمات بی کران شما، دریافت فایل مرتبط با مطلب را برای جزوه ای تحت عنوان " نتایج نهضت کربلا درسطوح مختلف تحلیل " در صفحه ی مورد نظر نبود !!!. ظاهرا فراموش شده . چگونه و از کجا آن را دانلود کنیم ؟؟ با تشکر . .......................اصلاح شد.پاسخ ارسال شد.
متن پاسخ
به نام خدا اشکال فوق مرتفع گردید. باتشکراز تذکرشما.
14370
متن پرسش
سلام: 1. نحوه رجوع به کتاب شرح چهل حدیث امام چگونه است؟ 2. ماهیت هم تشکیکی است استاد؟ اگر اینگونه باشد هرچه در مباحث فلسفی رشتیم پنبه می شود!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از آشنایی با مباحث «عرفان نظری» می‌توان با کتاب «چهل حدیث» حضرت امام مأنوس شد. 2- تفاوت «ماهیت» و «وجود» در همین است که ماهیت به معنای چیستیِ چیز، تشکیک‌پذیر نیست، مگر آن‌که ماهیت را به معنای دیگری بدانیم که امثال شیخ اشراق و مرحوم میرفندرسکی می‌دانند. موفق باشید

13350
متن پرسش
سوال شما: سلام خدمت استاد گرانقدر: با تعدادی از دوستان تصمیم گرفتیم برخی شبها (هفته ای یک شب) را به بیابانهای اطراف محل زندگی برویم و مدتی مشغول فکر و تدبر در احوالات خویشتن باشیم و پی توبه و استغفار. از حضرتعالی تقاضا دارم بفرمایید کدام ادعیه مناسب حال است؟ و اینکه به کدام موارد بیشتر توجه نماییم؟ از توجه شما بسیار متشکرم (پاسخ خصوصی باشد ممنون) پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: (شخصی) تنهایی و خلوت وقتی مفید است که خطورات تا حدّی فرونشسته باشد وگرنه همان خطورات در تنهایی به سراغ انسان می‌آید. 2. همین‌که جمعی می‌خواهید این کار را بکنید و به نحوی مدّ نظر همدیگر هستید، نتیجه‌ی لازم را نمی‌گیرید. این نوع موارد، مواردی نیست که کسی از کس دیگر با خبر باشد. 3. دعاها باید با ذوق انسان تطبیق کند یکی با دعای عشرات می‌تواند با خدا مأنوس شود و دیگری با مناجات شعبانیه و آن دیگر، با مناجات خمسه عشره. موفق باشید سوال مجدد اینجانب: تشکر از پاسخ استاد عزیز حضرت استاد چاره چیست؟ چه باید کنیم؟ اساسا بلد نیستیم چگونه تنها باشیم؟ در جمع یک مشکل داریم در خلوت مشکل دیگر؟ با این خیالات چه باد کرد، خیلی آزار دهنده می شوند. مخصوصا وقتی انسان میخواد حال خوبی پیدا کند؟ خواهشمندم راهنمایی بفرمایید، مخصوصا اینکه روز مبارک عرفه نیز نزدیک است. تشکر بی پایان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تأمل بر کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی را پیشنهاد می‌کنم بدین شکل که هرکدام از عزیزان به طور جداگانه یک جلسه از شرح این حقیر را گوش دهند و نکات مهم آن را بر اساس کتاب، مشخص نمایند و هرجلسه در کنار هم قرار بگیرید و نکات یادداشت‌شده را با هم در میان بگذارید تا به مرور از طریق تذکرات آن کتاب، قدم‌های لازم برداشته شود. موفق باشید

12869

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار: بنده چند ماهی است که دیدم به زندگی عوض شده و عالم را به گونه ای دیگر می بینم. قبل از آن خیلی آدم ناامیدی بودم و فکر می کردم هر کار خوبی هم انجام بدم چون خدا توی حساب خیلی دقیقه آخر کارم جهنمه، اما خواهری دارم که سیر کتابای شمارو می خونه و خیلی با هام صحبت کرد و متدین هم هست. من نیز به حرفاش گوش دادم و از طرف دیگه یکی دو تا از کتابای شما رو که خوندم و دیدم بکل عوض شده و بعد از اینکه در خواب دیدم امام زمان (عج) امده و من یاریشان کردم و در همان عالم خواب گفتم باید نزد فلان عالم بروم تا خوب شووم به این انسان شریف زنگ زدم و ماجرا را گفتم و ایشان هم کمک کردند و همان باعث شد جدی تر وارد مسیر سیر الی الله شوم تا اینکه خدا توفیق داد و سه ماه پیش به زیارت خانه خدا رفتم که خود بر توفیقات بنده افزود و خیلی بر من تاثیر گذاشت. استاد بزرگوار من اهل نماز صبح نیستم هر کار می کنم هم نمی تونم نماز صبح بخونم یک بار از یکی از علما صاحب نفس پرسیدم چه کنم توفیق دیدار امام زمان (عج) را داشته باشم ایشان گفتند نماز شب بخوانم نمی دانید با چه شور و شوقی نماز شب می خواندم اما نماز صبحم قضا می شد شب تا ساعت 2 بعد از نیمه شب بیدار بودم و نماز شب می خواندم اما نماز صبح نه چون می دانستم حتی اگر نماز شب نخوانم و به امید نماز صبح زود بخوابم باز هم بیدار نمی شوم برای همین با خود گفتم نباید اجازه بدم شیطان توفیق نماز شب را بگیرد برای همین هم اینکار رو کردم، تا اینکه در خصوص اینکه چه کنم نماز صبحم را بخوانم از شما پرسیدم و شما فرمودید فعلا قضاش رو بخونم تا جاش توی قلبم باز شه و دو تا کتاب هم معرفی کردید اما وقتی از همین عالم بزرگوار گفتم که من نماز شب را می خوانم و صبحم را قضا می خوانم گفت نه اینکار را نکن شما نماز صبح را بخوان نماز شب را هم اگر توانستید قبل از نماز صبح وگرنه اشکال ندارد بعد از نماز صبح بخوان، به این شکل برکات خیلی زیادی برایتان خواهد داشت. منم اولین نماز صبح و نماز شبم را خواندم و الان دو ماه است که نه دیگر نماز صبح می خوانم و نه همان نماز شب را نمی دانم باید چه کنم؟ این عالم بزرگوار شاید بر من سخت می گیرد شاید هم نه من آدم تنبلی هستم. یک بار خواب دیدم که شب تاریکی است و من با پسرم از دره ی ترسناکی که پر از خار شتر هست بالا می رویم با سختی تا خودم را به نزد این عالم برسانیم شب از نیمه شب گذشته بود رسیدیم به در خانه خیلی قدیمی که این عالم در آن منزل داشتند و گویی قبل از آن مولا علی (علیه السلام) در آن سکونت داشتند وارد خانه شدیم تا ایشان را ببینیم، پسر کوچک ایشان جلو آمد و گفت حاج آقا خوابند شما بروید و وقت دیگری بیایید من هم گفتم باشد، در همان حین بالای حیاط خانه اسبی ظاهر شد که نوری درون شکمش شروع به تابیدن کرد و تمام آن اسب نورانی شد، اسب شیهه ای کشید به نشانه اینکه این عالم خواب هستند در حیاط و بالا نیایم من هم با خودم گفتم من که نمی خواستم بالا بیام چرا این اسب اینچنین می کند. خلاصه برگشتم به پسر حاج آقا گفتم الان هوا خیلی تاریک است و من با این بچه کوچک خیلی می ترسم از این دره برگردم گفت من باهاتون میام ضمن اینکه مردی هم مرا تعقیب می کرد و من از او می ترسیدم پسر راه افتاد در حالیکه عصایی در دست داشت و پیشاپیش حرکت می کرد، به دره رسیدیم این پسر عصا بر زمین می زد و همه جا روشن و سبز می شد و گل سبز می شد جالب اینکه از آن خار شترهای درشتی که در پایم فر می رفت وقتی که آنها را از پا در می اوردم به سرعت خوب می شد با کمال تعجب به پسر گاه می کردم که عصا بر زمین می زد و همه جا گلستان می شد حتی مرد غریبه ای که دنبالم بود نیز با تعجب نگاه می کرد پسر حاج آقا ضمن اینکار زیر لب می گفت ان قلت... یادم نیست دقیقا چه می گفت من هم همان را تکرار می کردم و می گفتم این است پاداش کسانی که خدا را عبادت کنند به پسر دو ساله ام که پشت سرم بود نگاه کردم به این معنی که بیا ببین وعده خدا حق است نظر شما در مورد این خواب چیست؟ استاد بزرگوار و در مورد نماز صبحم چه کنم؟ دوست ندارم حالات معنوی ام را از دست بدهم و الان هم برنامه ریزی کرده ام و کتابهای شما و استاد مطهری را می خوانم و می خواهم از این به بعد دیگر گونه زندگی کنم. با تشکر و سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست اگر بتوانید زود بخوابید و نزدیک آفتاب‌زدن، برای نماز صبح بیدار شوید و دو رکعت نماز سریعِ خواب‌آلوده بخوانید و دوباره بخوابید؛ این نسبت به نماز شب ترجیح دارد، مگر این‌که نتوانید و همان‌طور که عرض کردم در اسرع وقت نماز صبح‌تان را قضا کنید. موفق باشید

12436
متن پرسش
سلام علیکم: طاعات شعبانیه حضرتعالی مقبول حضرت حق. بنده در فرمایشات آیت الله بهجت (ره) مشاهده کردم که ایشان مکررا به ترک معاصی در عمل و اعتقاد سفارش می کنند یعنی جزیی از محرمات که بایستی برای ترک آن برنامه جدی داشت را محرمات اعتقادی عنوان می کنند. استاد گرانقدر می شود کمی در رابطه با این دسته از محرمات توضیح بفرمایید و یکی دو نمونه مصادیق آن را ذکر فرمایید تا بتوانیم به تفتیش آن در اعتقاداتمان بپردازیم؟ متشکرم. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: محرمات اعتقادی، اعتقاداتی است که با نحوه‌ای از شرک مخلوط باشد و یا جنبه‌ی مفهومی آن از جنبه‌ی حضوری آن بیشتر باشد. مثل این‌که بخواهیم با علم کلام و یا فلسفه به نیایش خداوند بپردازیم، در حالی‌که استدلال در هر صورتش برای دفع شبهه است نه ارتباط با حضرت حق. موفق باشید

12324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: برای اینکه یک تولید کننده علم باشیم در فلسفه و عرفان، مانند ملاصدرا، چگونه باید درس بخوانیم؟ از چه کتابی فلسفه را شروع کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از طی مقدمات لازم در فقه و اصول و طی مقدماتی مثل «بدایة الحکمه» و «نهایة الحکمه» آماده‌ی رجوع به اسفار اربعه‌ی ملاصدرا شوید و سپس به فصوص الحکم محی‌الدین برسید. موفق باشید

8968
متن پرسش
سلام علیکم. 1- متعرض ماهیت اشیاء شدن مانند تکنولوِژی یعنی چه؟ 2- منظور از اینکه تمدن غرب کاری به ماهیت اشیا ندارد چیست؟ چرا؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ماهیت در حرف عزیزان در این نوع جملات آن است که ما باید روح و ذات تکنولوژی را ماوراءظاهر آن بشناسیم و بدانیم در چه فرهنگی و با چه اهدافی پدید آمده. 2- می فرمایند تمدن غربی بیشتر جنبه ی کاربردی پدیده ها را مدَ نظر دارد بدون آن که به جایگاه آن پدیده ها در کلیت زندگی نظر داشته باشند و این که تکنولوژی خودش به کار گیرندگانش را اسیر خود می کند. موفق باشید
8864

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. به نظر استاد محترم در کنار استماع صوت جلسات معاد، از چه کتب و سخنرانیهای دیگری برای فهمیدن مصداقی و ریز بینانه تر و همچنین ملموس تر شدن موضوع استفاده کنم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: کتاب «معاد یا بازگشت به خدا» از آیت‌اللّه شجاعی و کتاب «معاد از دیدگاه امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و کتاب «معرفتِ نفس و حشر» خوب است. موفق باشید
8003

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . استاد من کتاب معرفت نفس و الحشر را تا حدودی خوانده ام . از طرفی هم شنیده ام که شما شرح جلد 8و9 اسفار را بصورت صوتی دارید . آیا این مجموعه صوتی شرح کتاب معرفت نفس و الحشر هست یا شرح کامل 8 و9 اسفار هست؟ سوال دوم : استاد این کتاب جدیدتان چه وقتی روی سایت می آید ؟ آیا روانه ی بازار شده است ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- نوارهای صوتی مربوطه در شرح کتاب «معرفت‌النفس و الحشر» است و کیفیت آن بسیار ضعیف است 2- هنوز در اختیار اداره‌ی ارشاد است. موفق باشید
7652
متن پرسش
باسلام چند وقتی است جناب پناهیان در سخنرانی هایشان اشاراتی میکنند مبنی بر نزدیک بودن ظهور . با عباراتی نظیر " یا زینب مثل اینکه شما مقدمه ساز ظهور هستی" اشاره به درگیری های سوریه. یا مثلا پس از تاکید بسیار زیاد که برای ظهور دعا کنید ، میگویند خبرهایی هست که من نمی توانم بگویم. یا اساسا طرح مباحثی که به قول خودشان قواعد ظهور است. در همین زمینه چند ماه پیش جناب رسول جعفریان نامه ای عتاب آمیز به پناهیان نوشتند با مضمون نقد همین رفتارهای پناهیان. البته کمی با زبان بی ادبی. خواستم نظر شما را بدانم. آیا این نحوبرخورد با ظهور توسط جناب پناهیان درست است؟ آیا این انحراف نیست؟ آیا این تعیین وقت نیست؟ آیا این سبک کردن بحث ظهور نیست؟ اصلا وقتی سیره حضرت امام و رهبری را با این افراد مقایسه میکنیم ، می بینیم تناقض وجود دارد. رهبری به فکر ساخت تمدن اسلامی است ولی این افراد دائما توجه مردم را به نزدیک بودن ظهور معطوف میکنند. لطفا توضیح کامل بدهید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده سخنان آقای پناهیان را در آن رابطه که آقای جعفریان اشکال کرده بودند دنبال کردم. سخنان آقای پناهیان را سخنانی منطقی دیدم و اتفاقاً ما را متوجه آینده‌ای می‌کنند که ماوراء زندگی غربی باید فکر کنیم. قبلاً در این مورد عرایضی داشتم. موفق باشید
6872
متن پرسش
سلام علیکم در یکی از سوالات فرمورده بودید به خطب توحید نهج البلاغه بپردازیم خواستم اگر ممکن است این خطبه های را اهم انها را ذکر بفرمایید تا رجوع کنیم(لطفا نمونه نهج البلاغه را هم ذکر کنید چراکه بعضی خطبه ها در نهج البلاغه های مختلف شماره متفاوتی دارد)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نهج‌البلاغه‌ی آقای دشتی خوب است و خطبه‌های توحیدی مثل خطبه‌ی 1و 182و186و163و49و65 .موفق باشید
5376
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی در جواب آگنوستیک ها چه میتوان گفت ؟ من به دنبال نقد و جواب درستی به اونها بودم که متاسفانه مطلب مناسبی نیافتم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بهترین روش معرفت نفس است که به صورت حضوری طرف را با خودش روبه‌رو می کند در آن حال هراندازه هم بخواهد به همه‌چیز شک کند در این‌که کسی هست که نمی‌تواند منکر وجود او شود، حتی اگر آن‌کس، به همه‌چیز شک دارد و این شروع خوبی است تا بفهمد نمی‌تواند به «لا ادری» خود ادامه دهد. مرحله‌ی بعدی آن است که آیا این انسانی که در هیچ حال نمی‌تواند به وجود خود شک کند و بدون بدن نیز خودش خودش است، می‌تواند در درون خود نسبت به حرکاتی که تحت عنوان حق و باطل مطرح است بی‌تفاوت باشد؟ در این حال بحث فطرت شروع می‌شود که شروع خوبی است برای نجات از روح آگنوستیک. موفق باشید
4184
متن پرسش
سلام علکیم خسته نباشید ببخشید منظور شما از اینکه فرمودید جریان های مخالف رئیس جمهور این جملات را مصادره به مطلوب نکنند؟ (سؤال 4141) چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مصادره به مطلوب به این معنا است که یک سخن را به نفع مطلوب و هدف خود معنا کنند و مصادره نمایند. مثلاً به جای آن‌که دقت کنند مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌الله» چگونه وقتی از ضعف‌ها سخن می‌گویند آن را مخصوص دولت آقای احمدی‌نژاد نمی‌کنند ولی امتیازات را مخصوص دولت فعلی می‌نمایند، به خاطر کوبیدن دولت بحث امتیازات دولت فعلی را نادیده می‌گیرند ولی ضعف‌ها را صرفاً برای دولت فعلی برجسته می‌نمایند و بقیه‌ی دولت‌ها را از آن مبرا می‌کنند. در حالی‌که رهبری عزیز فرمودند همه و از جمله دولت آقای احمدی‌نژاد هم ضعف‌هایی دارند ولی امتیازات را به دولت فعلی نسبت دادند. موفق باشید
3017
متن پرسش
سؤال19: ما قبول داریم که امام‌خمینی حکومتی بنا نهادند که دیگران خیلی که هنرکنند، باید آن حکومت را خوب حفظ کنند. و شاید اگر حضرت امام نبود، هیچ عالم دیگری نمی‌توانست چنین کاری کند؛ خصوصاً که آن انقلاب و سیرة امام در شکست‌دادن حکومت پهلوی از طریق به صحنه آوردن مردم با دست خالی و شهیدشدن آنها، بر خلاف عقل انسان‌های عادی، بلکه بر خلاف عقل اندیشمندان و عرفایی مثل شهیدمطهری و علامه طباطبائی بود، تا آنجا که آیت‌الله میانجی گفته‌بود: «امام‌خمینی به سیرة عقلا عمل نمی‌کند.»! البته الآن که انقلاب پیروز شده، ما همه بسادگی می‌پذیریم که آن استراتژی عاقلانه بوده. پس شاید بتوان گفت که حضرت امام در شکست‌دادن حکومت شاه، عقلی فوق حتی عقل علما و عرفا و فلاسفه و مفسرین داشته‌است. آری، ما قبول داریم که این انقلاب، بدون امام‌خمینی پیروزنمی‌شد. اما بحث بر سر این مطلب است که ما می‌خواهیم از طریق استدلالی عقلی که در صفحة 46 آمده، مقامی خاص را برای حضرت امام حتی در این زمان (بعد از رحلت‌شان) هم ثابت کنیم! لبّ استدلال شما در دلیل سوم این جمله است: «خداوند به همان دلیل که پیامبر فرستاد و امامان را پرورش داد، در زمان غیبتِ امام زمان، فقیهی که بتواند جامعه را درست هدایت کند می‌پروراند.»، طبق این استدلال، مصداق این استدلال در زمان حاضر باید فرد زنده‌ای باشد. پس این استدلال، نه تنها این مقام را برای حضرت امام در این دوران اثبات نمی‌کند، بلکه نفی هم می‌کند!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فکر می‌کنم بتوانیم بر مبنای همان استدلال بر این نکته تأکید کنیم که حکمت الهی اقتضا می‌کند فقیهی را با سیره‌ی خاص در زمان غیبت بپروراند که سیره‌ی آن فقیه سال‌ها جامعه را هدایت کند که در سؤالات قبلی مثال سیره‌ی شیخ طوسی و صاحب جواهر را عرض کردم. موفق باشید
1542

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. بابت وقتی که برای پاسخ به پرسش های سایت صرف می کنید از حضرتعالی تشکر می کنم و حتم دارم که زبان حال همه شاگردان و مرتبطین با شما نیز چیزی جز این نیست و ما قدردان این تلاش بی منت شما هستیم، فجزاک الله خیر الجزاء. به نظر بنده از مهم ترین، شفاف ترین و گره گشا ترین بخش های فعالیت های حضرتعالی همین بخش پرسش و پاسخ های سایت لب المیزان است که به نظر می رسد شما نیز به اهمیت آن واقف هستید. اما مشکلی در این بخش وجود دارد که تا حدودی براستفاده از محتوای آن تاثیر گذاشته است. بنده بیش از یک سال پیش این اشکال را به آقای توکلی منتقل کردم و در پیگیری های بعدی ایشان بنده را به آقای قدوسی ارجاع دادند و ایشان هم وعده سایت جدید را دادند که هنوز هم خبری نیست. عید غدیر باز هم به آقای قدوسی مشکل را گفتم و گفتم که این مشکل را رفع کنید و الا به سایت جدید هم منتقل خواهد شد. نهایتا به این نتیجه رسیدم که آقایون چون کاربر سایت نیستند متوجه اهمیت این اشکال نیستند و الا در اسرع وقت آن را رفع می کردند. این شد که تصمیم گرفتم آن را مستقیما به شما منتقل کنم. البته این را به پای چقلی از آقایان نگذارید که زحمات آنها خصوصا جناب آقای توکلی در بر پا بودن این مجموعه بر احدی پوشیده نیست. خواهشی که از شما دارم این است که یک بار با دید کاربر وارد این بخش شوید، خوب کاربرها معمولا از مطالب مورد نیازشون پرینت می گیرند تا بتوانند آنها را مطالعه کرده و نسخ چاپی آن را نیز نزد خویش داشته باشند. الف) خوب اگر بخواهیم از پرسش و پاسخ ها در همان صفحه اصلی پرینت بگیریم 2 اشکال دارد: 1- حواشی آن را هم می گیرد و لذا صفحات زیادی را مصرف می کند (چون امکان نسخه چاپی ندارد در صورتی که در بخش پرسش های برگزیده این امکان هست) 2- خط آن بسیار ریز است ب) اگر هم بخواهیم آن را در صفحه word کپی و از آن پرینت بگیریم، عملیات کپی در word خوب انجام نمی گیرد. سوال اول را کاملا در سمت راست و باقی پرسش و پاسخ ها را در سمت چپ صفحه می آورد. یک بار آزمایش کنید و 2 سوال و جواب پشت سر هم را به صفحه word منتقل کنید تا متوجه اشکال بشوید. ج) مهمترین اشکال این است که این بخش بر اساس سایت های خبری تنظیم شده است یعنی همیشه آخرین سوال در صدر قرار می گیرد. به عبارت دیگر اعداد سوال بر عکس است و از پایین به بالاست. حالا ببینید پس از پرینت پرسش و پاسخ ها شخص چطوری باید آنها را مطالعه کند. التماس دعا - والسلام
متن پاسخ
بسمه تعالی .سلام علیکم . اگر مطلب را بعد از کپی کردن در نوت پد پیست کنید مشکل حل است
17341

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام:یک سوال در مورد متعه پرسیده شده بود که جواب شما منو خیلی بهم ریخت و بنیان خانواده منو سست کرد و حتی ذهنیت منو نسبت به شما کاملا عوض کرد. سوال بنده اینه چرا شما به مسئله عرف هیچ اشاره ای نکرده بودید و به همین راحتی متعه رو در کشور ما در هر شرایطی جایز دونستید و حق رو به پرسش کننده دادید؟ آیا نباید برای این مسئله مهم فرهنگ سازی بشه و پروسه طی بشه؟ آیا در کشور ایران و حتی خانواده خود شما پذیرش این مسئله راحته؟ حدیثی در وسائل الشیعه دیدم که حضرت صادق به اصحابش گفت متعه خوبه ولی برای اصحاب جعفر بن محمد نه، چون ذهنیت ها رو نسبت به ما بد می کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد ما در این مورد خاص، حقیقتاً مشکل تاریخی داریم و به فرمایش شما باید فرهنگ‌سازی بشود. ولی همان‌طور آن سؤال‌کننده‌ی محترم مطرح کردند، نمی‌توانیم از مشکلات امروز جامعه در این رابطه غفلت کرد. و موضوع «متعه» از این جهت مطرح است، وگرنه همچنان که حضرت صادق«علیه‌السلام» مطرح می‌فرمایند اگر «متعه» بخواهد بهانه‌ای برای عیاشی و شهوت‌رانیِ افراد شود؛ این شأن اصحاب آن حضرت نمی‌باشد بلکه مسئله به عنوان یک مسئولیت اجتماعی باید مدّ نظرها قرار گیرد. موفق باشید

16429
متن پرسش
سلام خدمت استاد: 1. شما در بحث وحدت شخصی وجود و بحث تفسیر سوره ی حمد امام فرمودید در عرفان تشکیک نداریم. این را بنده متوجه هستم که در هر مرتبه از وجود خود حق در صحنه هست، ولی شما فرمودید این زمین و آسمان نازله الله نیست خود الله است. اینکه هر مخلوقی به اعتبار وجودش تمام کمالات حق را به نازله دارد متوجه هستم ولی این که می فرمایید خود حق هست نه نازله مگر خدا مستقیم موجود دانی خلق می کند؟ اصلا اگر حق نازل نشود مگر موجودی خلق می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نگاهی که می‌فرماید «اللّه نور السموات و الارض» آسمان و زمین را با نظر به جنبه‌ی نوری‌شان می‌نگرند نه جنبه‌ی ماهیت‌شان. هیچ عاقلی نمی‌گوید این زمین و آسمان، خدا است. موفق باشید

15176
متن پرسش
سلام علیکم: شخصی به نام محمد علی اکبری که خارج از ایران است و احتمالا شما هم می شناسید و از جریاناتش با خبرید مدعی است که انرژی درمانی می کند و مراجعات بسیار زیادی به وی می شود، از نابینا و ناشنوا بگرید تا معلول جسمانی. این فرد طی یک برنامه ریزی با بیماران خود هماهنگی می کند و آنها را در یک کشور جمع آوری و نسبت به مداوای آنها اقدام می کند. مثلا اخیرا به ارمنستان آمده بود و دایی یکی از دوستان بنده بدلیل یک عمل ناموفقی که در ایران باعث شد هر دو چشمش کور شود و کلیه هایش از کار بیفتد، به ارمنستان رفت و طی هفت جلسه، انرژی درمانی شد. علی اکبری که به او دکتر می گویند بعد آن هفت جلسه که هر روز 2 ساعت انجام می شد ادعا کرد که بعد از سه ماه بینایی به چشمتان باز می گردد و کلیه ها دوباره شروع به کار می کنند و حتی مدعی شد که 1 ماه بعد از انرژی درمانی با مراجعه به آزمایشگاه و صحت تست فعالیت کلیه ها می تواند داروهایش را هم نیز کنار بگذارد. همین بیمار از حال و هوای فضای انرژی درمانی می گوید و عنوان می کند که در زمان انرژی درمانی او دستهایش را نزدیک چشمانم کرد و آنقدر گرما داشت که صورتش به سختی این گرما را تحمل می کرد. الان هم بیمار مدعی است که سایه ی اجسام را می بیند و هنوز قادر به رویت خود اجسام نیست و هنوز 1 ماه نمی شود که از این دیدار می گذرد. نکته دیگر اینکه این بیمار فیلم هایی را از مداوای بیماران آورده که مثلا یه فردی که فلج بوده، بعد از طی جلسات انرژی درمانی از ویلچر خود بلند شده و راه رفته است و یا خود دکتر علی اکبری در همان جا که برای بیماران سخنرانی می کرد، مدعی شد که در جریان دستگیریش در ایران، یکی از قضات مسئول در پرونده این شخص، یکی از پاهایش می لنگید که با انرژی درمانی مداوا یافت. ( راست و یا دروغش به گردن راوی). حال سوال بنده اینست که انرژی درمانی از لحاظ اسلام مورد تائید است؟ و اگر نیست چرا؟ و آیا این نوع قدرت می تواند شیطانی باشد یا نه؟ و در مجموع اسلام رفتن به سمت این گونه معالجات را تایید می کند یا رد؟ لازم است عنوان کنم که همین مریض مورد نظر اولا، کاملا در دسترس است و مطالب نقلی نیست و عینا مشاهده شده و ثانیا، مریض مورد نظر، تقریبا از تمام دکتر های مطرح کشور جواب منفی شنیده و هیچ کدام امیدی به معالجه از راه علم پزشکی نداشتند. راهنمایی بفرمائید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  عرایضی در این مورد در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است. که عیناً از صفحه‌ی 61 آن نکته‌ای را که در این مورد بحث شده، خدمتتان ارسال می‌دارم. در ضمن به عرض برسانم که این نوع انرژی‌درمانی که می‌فرمایید از نظر شرعی حرام نمی‌باشد.

انرژى‏ درمانى هم يك‏ نوع هيپنوتيزم است. اگر كسى دستش طورى درد مى‏ كند كه نمى ‏تواند بالا بياورد، در واقع نفس او اراده‏اى قوى در حركت‏ دادن دستش ندارد در نتيجه دست او ضعيف شده و متقابلًا اراده او براى مقابله با ضعفِ دست او نيز ضعيف شده است و لذا نمى ‏تواند دست خود را بالا بياورد. حالا فردى كه با تمركز مى‏ تواند اراده خود را به او منتقل كند، به شخص القاء مى‏ كند كه تو مى‏ توانى دست خود را بالا بياورى، و اين تصور را در خيال او تثبيت مى ‏كند. اگر نفسِ او اين تلقين را پذيرفت، دست خود را بالا مى‏ آورد، و اگر درمان درد او به اين است كه چند روز دستش را تكان بدهد، تكان مى‏ دهد و بعد هم كه اين خيال رفت، چون چند روز دست خود را تكان داد، دستش خوب مى‏ شود، ولى تأثير هيپنوتيزم در همان چند روز بود، بقيه مربوط به بدن خودِ اوست. طرفِ مقابل پذيرفته كه سردرد دارد، با هيپنوتيزم به او القاء مى‏ كنى نه تو سرت درد نمى‏ كند، چون از اول سر دردِ او به ذهن و خيال او مربوط بود، اگر پذيرفت سردردى نيست، سردردش خوب مى‏ شود. چيزى كه بعضى مواقع خود شما با نصيحت به طرف القاء مى‏ كنيد، حال اگر طرف توانست بپذيرد، نتيجه مى‏ گيرد. بشر با انتقال خيال، مسئله ‏اى را كه اصل آن خيالى بوده است مى ‏تواند تغيير دهد. نوعِ ديگرى از انرژى‏ درمانى‏ هست كه با هيپنوتيزم فرق مى ‏كند، از آن‏جايى كه نفس بعضى از افراد تكويناً و به صورت خدادادى قدرت انتقال دارد، مى‏ توانند اراده و توانايى خود را به ديگرى منتقل نمايند. شما مى‏ بينيد يكى قدش بلند است و ديگرى كوتاه، يكى هوشش زياد است و ديگرى كم، به بعضى ‏ها هم خداوند توانايى ‏هايى مى‏ دهد كه خود آن‏ها حتى در ابتدا نمى‏ دانند چنين توانايى‏ هايى دارند. نفسِ طرف اين توانايى را دارد كه بتواند توانايى‏ هاى نفسِ خود را به فرد ديگرى منتقل كند. لذا اگر الآن بنده دستم را نمى‏ توانم بالا بياورم با انتقالِ توانايى شخصى كه توانايى انتقال قدرت نفس خود را به من دارد، ممكن است بتوانم اين كار را بكنم. بستگى دارد كه بنده چقدر برايم امكان دارد توانايى‏ هاى القاءشده را بگيرم. البته قدرت نفس آن شخص هم كه قدرت خود را انتقال مى‏ دهد در اين امر نقش دارد، به همين جهت همه به يك اندازه شفا نمى‏ يابند. بعضى‏ ها هم مشكلشان بيش از اين‏هاست و به همين جهت اصلًا درمان نمى‏ شوند. اگر آن نفس، قدرت طرف مقابل را گرفت و از آن متأثر شد، خودش آن را ادامه مى‏ دهد و آرام ‏آرام با اراده‏ هايى كه اعمال مى‏ كند، درمان مى‏ شود. در مورد انبياء الهى و ائمه معصومين‏ عليهم السلام موضوعِ شفادادن فرق مى‏ كند، قلب آن‏ها مظهر اسماء الهى است، حال اگر مصلحت بدانند اسم خاصى را كه مناسب رفع مشكل طرف است القاء مى‏ كنند و مشكل حل مى ‏شود. حضرت عيسى (ع) مظهر اسم حَى‏اند و لذا مرده را زنده مى‏ كنند. حضرت پروردگار در اين امور به واسطه‏ ى ذات مقدس حضرت عيسى (ع) بر روح و روان طرف جلوه مى‏كند. موفق باشید  

15116
متن پرسش
با سلام: ارزیابی حضرتعالی از انتخابات انجام شده چطوره؟ احساس می کنم یک کمی هنوز پختگی لازم را نداریم که بتونیم این انتخابات بیشتر به یک پیروزی شبیه بدانیم تا یک شکست. راستش ما دلمون به فرمایشات رهبری قرصه و اون شبی که فرمود شما مطمئنا پیروزید خیالمون برا همیشه راحت شد. اما وقتی حضرت آقا فرمودند مردم برخلاف خواست دشمن عمل خواهند کرد و مردم تهران نکردند یک کمی احساس سرخوردگی بهمون دست داد. راستش اینکه آیات مصباح و یزدی و جنتی با اقبال اکثریت مردمی - که به گفته ی شما و فکر ما مردمی بصیر بودند - روبرو نشدند خیلی سنگین برامون بار اومد. ما مطمئنیم که پیروزیم چون حق پیروز است، همانطور که حضرت علی بن الحسین علیهما السلام به پدرش عرض کردند آیا ما برحق نیستیم و بعد از اینکه حضرت فرمودند چرا، دیگر باکی از آینده نداشتند ما از هرچه که پیش بیاید نگرانی ای نداریم اما تصور ما شاید غلط بود، ما فکر می کردیم اکثریت مردم بصیرند و گوش به فرمان ولایت، یه جورایی احساس می کنیم که هاشمی در مقابل رهبری پیروز شد، هرچند که شما هزار بار گفتید که اینطور نیست و اینطوری نباید فکر کرد، ولی نمیشه یعنی سخته شاید هم همون پختگی که اول عرضم گفتم در ما نیست. استاد شما با همه این تفاسیر فردی مثل هاشمی که حتی انگلیسی ها و وهابیت تو این انتخابات ازش حمایت کردند ذیل رهبری و نظام می بینید؟ هم نگرانیم و هم دل قرص به یاد فرمایشات پیر راهمان خمینی کبیر. مگر غیر این است که در مقابل استکبار جان ناقابلمان را در نهایت بدهیم و این آرزوی ماست. ما پیروزیم حتی با جمعیتی کمتر از جمعیت فعلی حزب الله که بیش از همیشه ی تاریخ است. ما پیروزیم چون دنیا را محل عبور می دانیم و دعای قنوتمان شهادت است. ما پیروزیم چون نسبتمان را با رهبری نسبت یاران حسین علیه السلام با آن حضرت می دانیم. ما پیروزیم چون خدا فرمود ان حزب الله هم المفلحون و ان جند الله هم الغالبون. دشمن از شدت بغض بمیرد که ما تا آخرین نفس ایستاده ایم. امروز روز ناامیدی نیست امروز روز همت دوباره و تلاش بیشتر از قبل است. نبودیم که ببینیم حال رزمندگانی را که بعد از شکست عملیات همین گونه مثل ما بغض می کردند ولی حال خودمان را با آنها یکی می بینیم. همانطور که آنها کوتاه نیامدند و دست از مبارزه نکشیدند ما نیز راهشان را ادامه می دهیم چون ما و آنها هم حالیم. ببخشید خیلی دلم غصه داشت اینجا را بهترین جا دیدم که درد دل همه بچه های حزب الله را بگم. ببخشید که خیلی پراکنده گویی کردم. التماس دعا یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای هاشمی با همه‌ی ضعف‌هایی که دارد این‌طور نیست که گمان کنیم مقابل رهبری ایستاده است، در عین آن‌که مقام معظم رهبری فرمودند: از بعضی جهات با ایشان اختلاف نظر دارم. از طرفی مردم تهران در مقابل دو لیست قرار گرفتند و همین‌که نخواستند به لیستی رأی دهند که سرلیست آن آیت اللّه یزدی بودند؛ عملاً به لیست دیگر رأی دادند. و این نه مقابله با رهبری است و نه پیروی از دشمن. موفق باشید

نمایش چاپی