بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11673
متن پرسش
سلام علیکم: بنده صاحب یک فرزند هستم و مایل هستیم که فرزند دیگری نیز بیاوریم، هم خودمان مایلیم و هم می خواهیم به ندای ولی فقیه پاسخ داده باشیم، ولی از طرف دیگر وضع مالی چندان مناسبی نداریم و در شرایط فعلی و شخصی می بایست شروع به تهیه مسکن نمایم که خود باعث درگیری شدید مالی و وقتی و ذهنی می شود، حال مانده ام به حکم عقل معاشم که می گوید الان وقتش نیست گوش دهم یا به نحن نرزقهم و ایاکم، از حضرتعالی طلب راهنمایی دارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر قناعت را پیشه کنید خداوند با هر فرزندی رزقی را به همراه او می‌آورد، ولی اسراف و تبذیر رزق را تنگ می‌کند. به کم قانع شوید و ساده‌زیستی را اصل بگیرید. موفق باشید

9881

مولویبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد 1) در کتاب کیمیای محبت که شرح احوالات مرحوم رجبعلی خیاط می باشد ایشان فرمودند حافظ از اولیا الله است اما مولوی در برزخ دچار مشکلات می باشد در حالی که آثار وی در ضمیر انسان غوغا می کند آیا نکته ای که مرحوم فرموده صحیح است؟ 2) حضور قلب در نمازهای مستحبی و قضا هم وارد شده است؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مرحوم شیخ رجبعلی خیاط نتوانسته‌اند از مولوی استفاده کنند. امثال آیت‌اللّه مطهری و مقام معظم رهبری و آیت‌اللّه طهرانی و آیت‌اللّه انصاری همدانی و علامه قاضی طباطبایی توانسته‌اند از مولوی بهره‌مند شوند 2- نماز یعنی حضور در محضر خدا. فرموده‌اند؛ عدم حضور قلب در نمازهای واجب را با نمازهای مستحب جبران کنید. موفق باشید
4499
متن پرسش
باسلام:قوه واهمه چیست فرقش با قوه عقل چیست ازکجا بفهیم مثال بزنید. میزانی به ما بدهیدکه اوهام شیطانی را از اوهام عقلانی تشخیص دهیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب‌های «روزه‌؛ دریچه‌ای به عالم معنا» و «ادب خیال و عقل و قلب» عرایضی در این مورد داشته‌ام. موفق باشید
5063
متن پرسش
سلام من شما را به خاطر مشی اخلاقی‌تان دوست دارم ولی شما راهی را پیش گرفته‌اید که با فلسفی اندیشیدن و روح جستجوگرایانه شما تفاوت دارد از یک انسان بتی ساختن درست نیست در زمان انتخاب اقای ناطق وقتی خودتان هم ادله کافی نداشتید نهایتا فرمودید حرف فلانی برای من حجت است بعد آقای احمدی نژاد را که ذره‌ای با عقاید شما همخوانی نداشت پشتیبانی کردید و عجیب آن بود که بعد از پشیمانی همان‌هایی که او را آوردند شما بازهم از او دفاع کردید و بعد پاسخ شما را در رجانیوز و ستاد اقای جلیلی دیدیدیم که از آقای جلیلی دفاع کردید. ما اقای طاهرزاده‌ی آزاداندیش را دوست داریم نه طاهرزاده‌ای که مدافع کسانی است که هیچ سنخیتی همین الآن هم با او ندارند، شما را برای ویترین عقایدشان می‌خواهند. من هنوز از همراهایی که با تفکر و مواضع شما داشته‌ام پشیمان نیستم ولی در شرایطی هستم که نمی‌دانم باید تا چه اندازه در مواضع سیاسی شما با شما همراهی کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی بود یکی نبود - مثل حالا- غیر از خدا هیچ‌کس نبود. یک پادشاهی بود دست‌نشانده‌ی استکبار جهانی، همه‌چیز ما را نشانه گرفته بود، نه‌تنها عزت و ناموس ما را، که حتی دین ما را، و همه حیران بودیم چه کنیم و از کجا شروع کنیم. که به لطف الهی صدایی که طنین صدای انبیاء را داشت و گوهری از توحید در آن نهادینه شده بود، ما را به انقلاب اسلامی دعوت کرد. آن‌قدر آن صدا ارزش‌مند و با عظمت بود که علمایی مثل شهید مطهری‌ها و بهشتی‌ها و مدنی‌ها و خامنه‌ای‌ها از یک طرف و بزرگانی مثل چمران‌ها و پاکبازانی مثل مهدی عراقی‌ها و اندرزگوها دعوت او را پذیرفتند و با تحمل زندان‌ها و شکنجه‌ها بالاخره انقلاب را به پیروزی رساندند و سپس برای حفظ آن در مقابل چنگال‌های استکبار جهانی، همه‌ی تلاش خود را کردند و خرازی‌ها و همّت‌ها و باکری‌ها تا مرز شهادت جانبازی کردند تا انقلاب را در تاریخ معاصر تثبیت کردند و حالا پس از پیروزی انقلاب و آزادشدن از دفاع مقدس، نوبت دولت اسلامی بود. دولتی به نام دولت سازندگی روی کار آمد تا زیرساخت‌های تخریب‌شده در اثر جنگ را ترمیم کند. خدماتی انجام داد ولی انقلاب به دنبال دولت اسلامی بود و دولت سازندگی در طراز اهداف و ارزش‌های انقلاب عمل نکرد و ما 8 سال خون دل خوردیم و سپس دولت اصلاحات آمد. از آن چیزی نمی‌گویم که اوقاتتان را تلخ کنم، همین‌قدر بدانید در انقلابی که آمده است تا تمدنی توحیدی را پایه‌گذاری کند، دولتی پیدا شد که عده‌ای می‌خواستند از طریق آن دولت در عمق انقلاب دست ببرند و آن را از روح توحیدی‌اش خارج کنند و ایران را به کشوری تبدیل نمایند که در پرتو تمدن غربی روزگار بگذراند. و ما باز 8 سال خون دل خوردیم و در عطش حضور دولتی می‌سوختیم که به عنوان دولت اسلامی به اهداف بلند انقلاب اسلامی نظر داشته باشد تا آن که رهبری عزیز با این جمله که «امروز رائحه‌خوش خدمت از شهرداری به مشام می‌رسد» نگاه‌ها را متوجه آقای احمدی‌نژاد کردند و او آمد و مایی که 16 سال سوخته بودیم با جملاتی از رئیس دولت روبه‌رو شدیم که احساس کردیم آن دولت اسلامی که باید بعد از انقلاب اسلامی ظهور کند تا نوبت کشور اسلامی برسد و کار به تمدن اسلامی منجر شود، ظهور کرده. با هزار امید به دولت آقای احمدی‌نژاد رو آوردیم به‌خصوص که احساس کردیم در رهبری عزیز نیز امید تازه‌ای ظهور کرده. آری کارها همچنان جلو می‌رفت و تا آن‌جا که ممکن بود از آقای احمدی‌نژاد دفاع می‌کردیم و به رسم وظیفه‌ی دینی و انقلابی تا آن‌جا که ممکن بود ضعف‌ها را حمل بر صحت می‌کردیم چون با دولت آرمانی انقلابی روبه‌رو بودیم. تا این‌که حرکاتی از آقای احمدی‌نژاد سر زد که دیگر نمی‌توانست دولت آرمانی ما باشد هرچند در مقایسه با سایر دولت ها از بهترین‌ها بود و هرچند خدمات بزرگی انجام داد، ولی ما به دنبال دولتی بودیم که ادامه‌ی انقلاب باشد. از آن‌جایی که آقای احمدی‌نژاد دیگر آن شخصیت آرمانی نبود معلوم است که نوع دفاع ما از ایشان تغییر کرد و همه‌ی نسبت‌های ما با ایشان بازتعریف گشت ولی هنوز به آن گفتمان که از جنس انقلاب بود وفاداریم و در عطش دولتی که زمینه‌ی ظهور کشور اسلامی را فراهم کند زندگی می‌کنیم و همه‌ی فعالیت خود را در راستای ایجاد زمینه‌ی ظهور آن دولت به‌کار می‌گیریم. آری برادر! قصه‌ی زندگی ما تا حال از این قرار بوده و از این به بعد نیز از همین قرار است و تنها مسیر میان‌بُر جهت قرب الهی را نیز همین مسیر می‌دانم که آن عارف کامل مکمل یعنی حضرت روح‌الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در مقابل ما گشود حال چه شما همراهی بفرمایید و چه همراهی نکنید. اصلاً من چه کسی هستم که بخواهید با بنده همراهی کنید؟ نگاه کن به رهنمودهای نایب بر حق حضرت صاحب الأمر«عجل‌اله ‌تعالی‌فرجه» حضرت امام خامنه‌ای«حفظه‌الهل»، و راه را ادامه بده تا إن‌شاءالله جای دوست و دشمن گم نشود و در راستای مدیریت این مرد الهی جریان انقلاب پخته‌تر از قبل جلو رود و ما به دولت اسلامی و کشور اسلامی و تمدن اسلامی برسیم و إن‌شاءالله صبح طلوع کند. تماشا کن بنده در کجا قرار دارم، عده‌ای از عزیزان مثل شما گله مندند چرا در این امور وارد شده‌ام زیرا تصور می‌فرمایید موضوع دولت اسلامی آن‌طور که باید باشد، چیزی جدای انقلاب اسلامی و رسم مسلمانی است. و عده‌ای از عزیزان می‌فرمایند چرا با آن حرارت قبلی از آقای احمدی‌نژاد دفاع نمی‌کنید؟ ولی بنده همچنان بین این دو اعتراض و نیز اعتراض‌های دیگر حزبی و گروهی راهی را که از قبل از انقلاب در بانک توحیدی حضرت روح‌اله «رضوان‌الله تعالی‌علیه» شناخته‌ام ادامه می‌دهم و سخت امیدوارم به کمک تجربیات گذشته به دولت آرمانی و کشور اسلامی و تمدن اسلامی خواهیم رسید، چه شما و آن رفقا از امثال بنده گله‌مند باشید و چپ بتابید و چه گله‌مند نباشید و بر عهد اخوت ایمانی و انقلابی گذشته باقی باشید. راهی است که در مسیر دینداران در این عصر گشوده شده، مواظب باشید راه را گم نکنید و یا نسبت به انقلاب در حاشیه قرار نگیرید. قهر هم نکنید. موفق باشید
13145
متن پرسش
سلام: شما فرمودید «باید ببینیم که کدام کتاب عرفانی با روحیاتمان می خورد. و به ذوق و استعداد ما می خورد‌. بعد کتاب را بخوانیم و عمل کنیم.» استاد خواهشمندم این مطلب را برای بنده کم سواد توضیح بفرمایید که یعنی چه که به ذوق و استعدادمان بخورد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در قسمت اول جواب، تأکید بر آن بود که بعد از مطالعه‌ی عرفان نظری می‌توانید متوجه شوید که چه ذوق و استعدادی در مسیرهای مختلف سلوک دارید؟! پیشنهاد بنده رجوع به سه جلد کتاب «مقالات» آیت اللّه سید محمد شجاعی است. شرح صوتی آن را می‌توانید از قسمت پخش گروه فرهنگی المیزان به شماره‌ی 09136032342 جویا شوید. موفق باشید

334
متن پرسش
سلام اگه ممکنه سیستم یک پیغامی نسبت به دریافت ایمیل بده که مطمئن بشیم ایمیلمون ارسال شده با تشکر
متن پاسخ
بنام خدا با سلام.انشاالله دراصلاح و رفع عیوب سایت که هم اکنون در جریان است این مورد نیز مرتفع خواهد شد. باتشکر
11496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر: لطفا بفرمایید انسان اساسا چه نیازی به معنویت (منظورم اعم از دین است) دارد؟ و برای اینکه در مورد این مطلب در حد یک مقاله علمی بررسی شود چه سرفصل هایی را لازم می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «فعلیت‌یافتن باورهای دینی» عرایضی داشته‌ام و هم‌چنین در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ». موفق باشید

14304
متن پرسش
سلام. 1. شرح دعای سمات آقای قاضی رحمت الله را چگونه مطالعه می شود کرد؟ استاد و شرح می خواهد؟ 2. کتاب کیمیای وصال مرحوم شجاعی اعلی الله مقامه را برای بنده صلاح می دانید؟ الان تا مبحث معاد آماده ام در مباحثتان. 3. آیا کتاب کشف المحجوب را شرح خواهید کرد؟ چگونه کتابی است این کتاب؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر با ادبیات عرفانی تا حدّی آشنا باشید اشارات مرحوم قاضی در شرح دعای سمات نکات خوبی را متذکر می‌شود 2- در هر حال کتاب «کیمیای وصال» آن مرحوم مذَکِر خوبی در اصلاح روحانیت ما می‌باشد 3- به نظر بنده کتاب «کشف‌المحجوب» کتاب حفظ و توسعه‌ی عالَم سلوکی انسان است. اگر در شرایط مناسب به مدت دوسال با آن مأنوس باشید عالَم خوبی را برای شما منکشف می‌کند، عالمی که شیطان به‌راحتی نمی‌تواند وارد آن شود. موفق باشید

7424
متن پرسش
باعرض سلام مدتی قبل سوالی کردم در مورد برهان صدیقین و اینکه من در وجود خدا شک کردم وهر چه برهان صدیقین را می خوانم و فکر می کنم دلم ارام نمی گیرد شما جواب فرمودید که باید روی تزکیه نفس کار کنید می خواستم توضیح بیشتری بفرمائید که جزئیات مساله را باز کرده و دستور جزئی تر بفرمائید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل انسان از طریق برهان صدیقین متوجه می‌شود باید عین‌الوجودی باشد که وجود همه‌ی مخلوقات را به آن‌ها بدهد ولی قلب طالب اُنس با خدا است در حالی‌که خدا را فطرتاً می‌شناسد. از این‌جا است که انسان باید موانعی که مانع اُنس با خدا است را از قلب خود بزداید و تزکیه به همین معنا است و بهترین و تنها راه‌کار تزکیه‌ی صحیح که ما را با خدا مأنوس می‌کند دستورات شرعی است. موفق باشید
6501
متن پرسش
سلام استاد گرامی خدا قوت مدتی است سوالی ذهنم را مشغول کرده است که جوابی برای آن نمی یابم خواهش می کنم کمکم کنید آیا بسته شدن بخت صحت دارد ؟اگر ندارد چرا بعضی از دختران بسیار خوب که خواسته هایشان برای انتخاب همسر همان معیارهای اسلامی می باشد مدتها می گذرد ولی همسر مناسب خود را نمی یابند ؟ ومگر خداوند برای هر کسی همسری درنظر نگرفته است ؟ لطفا ÷اسخی مستدل ومناسب بفرمایید ممنونیم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی کاملاً مطمئن هستیم که عالم در تمام زوایایش با مدیریت حضرت حق جلو می‌رود، می‌فهمیم که حکمتی در این نکته ای که می‌فرمایید هست. مثل آن‌که در روایت داریم خداوند می‌داند اگر رزق بعضی تنگ شود کافر می‌شوند و اگر رزق بعضی وسعت یابد کافر می‌شوند. پس همان‌طور که انسان مؤمن در شرایط تنگی رزق با رضایت به تقدیر الهی، قناعت پیشه می‌کند و خلوت خود با خدا را بیشتر می‌کند، اگر این خواهران مؤمن این نوع زندگی که خدا برایشان تقدیر کرده است را نشانه‌ی لطف خدا بدانند با رضایت کامل سعی می‌کنند زندگی خود را با معارف الهی و اعمال عبادی، بستر قرب هرچه بیشتر به خدا قرار دهند. عمده آن است که متوجه شوید در عموم این تنگناها و به‌ظاهر محرومیت‌ها نظری خاص از خداوند در صحنه است و به قول نظامی: «اگر با دیگرانش بود میلی.... چرا ظرف مرا بشکست لیلی». موفق باشید
11727

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرامی شخصی مثل امام محمد غزالی به گفته خود در نوشته هایش مدتی به شک و تفکراتی از نوع سوفسطائی مطلق دچار شده بوده که به همه چیز شک کرده بوده و به قول خودش تنها با روش تصوف و سیر و سلوک توانسته از آن حالت خارج شود و به تعادل برسد و بعدها از مخالفین فلسفه شده، آیا این امکان دارد کسی بتواند بر شک خود در این سطح با سیر و سلوک غلبه کند و به تعادل برسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه؟! یادتان باشد آن فلسفه‌ای که او نفی می‌کند حکمت مشاء است و نه حکمت متعالیه. موفق باشید

344

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. خداوند جل و علا و ملائکه مجرد محض هستند. ولی انسان و جن بعد مادی داشته و با آن به استکمال می رسند. حال لطفا بفرمایید که جمع این ها در هنگام خلقت انسان و دستور سجده به ملائکه و شیطان چگونه بوده و اساساً شیطان چگونه با وجود بعد مادی و انسان،در آن مقام و محضر حاضر شده اند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام مقام انسان به عنوان خلیفة‌الله یک بحث است، موضوع استکمال افراد مختلف برای رسیدن به آن کمال یک بحث دیگر. در مورد شیطان بحث این است که به عنوان یک موجودی که مثل انسان بُعدی معنوی و بُعدی مادی دارد در اثر عبادات در بُعد معنوی خود تا مقام ملائکه بالا رفته است و خداوند به آن مقام – یعنی مقام ملائکه – که شیطان هم در آن مقام بوده خطاب می‌کند که به مقام خلیفة‌اللهی انسان سجده کنند و همه سجده کردند مگر شیطان. موفق باشید
11540
متن پرسش
سلام: امسال کنکور دارم، امتحان راهنما و رانندگی دارم خیلی هم بابت این کارها و ریزه کاری هایش اضطراب دارم. کتاب هایی كه در این جور مواقع توصیه می کنید خوانده ام اما وقتی یک کتاب یا سخنرانی از شما گوش می دهم یا می خوانم تا چند ساعت حال خوبی دارم اما دوباره روز از نو روزی از نو نتیجه لازم از عبادات مثل در صحنه آوردن قلب را هم نمی گیرم. چه کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید به جهت این نوع اضطراب‌ها صحنه را ترک کنید، پس از مدتی متوجه می‌شوید این اضطراب‌ها بی‌جا بود و باید از اول به خدا توکل می‌کردید. موفق باشید

10634
متن پرسش
سلام استاد گرامی: وقتتون بخیر. استاد پرسشی برایم مطرح است، یکی از دوستان پژوهشگر ما، پژوهشی انجام داده در خصوص آیه «واضربوهن...» و به این نتیجه رسیده ضرب و شتم زن، در آیه نه به خاطر تمکین نکردن مقابل خواسته های جنسی همسر، که در موردی است که زن با مرد بیگانه ای ارتباط برقرار کند و آن هم توسط حاکم شرع باید این اتفاق بیفتد و نه همسر وی. استاد اولا آیا این برداشت صحیح است؟ دوم اینکه نظر علامه راجع به این آیه چیست؟ و سوم اینکه چرا فقها به ضرس قاطع می گویند زنی اگر در مسائل جنسی تمکین نکند دچار گناه شده است؟ استاد زن هم انسان است اگر همسرش او را به لحاظ روحی آماده کند تمایل دارد و گرنه، احساس می کند به او تجاوز شده، شارع مقدس چرا این موارد را در احکام ندیده اگر دیده کجاست؟ مثلا دوستی دارم همین مشکل را دارد، همسرش به او هیچ مدل ابراز علاقه و غیره ندارد این خانم از برقراری ارتباط جنسی با همسرش نفرت دارد ولی به خاطر دین مجبور است اسلام چه راهکاری برای این مسأله دارد؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد «واضربوهنّ» و مصداق آن بیشتر باید کار کرد زیرا در مورد خروج از منزل بدون اذن شوهر و همین طور که می‌فرمایید مربوط به ارتباط با مرد بیگانه است و قبول دارم که اولاً: یک موضوع فقهی است و باید فقها نظر دهند که در کشف حکم از متون دینی صاحب‌نظرند. ثانیاً: باید به طور جدّی مصداق آیه مشخص شود ولی بحث ارتباط جنسی با شوهر را خداوند در مدیریت زن قرار داده زیرا وقتی می‌فرماید زن باید همواره نسبت به این موضوع آمادگی داشته باشد می‌خواهد بفرماید زن مدیریت این موضوع را مثل سایر موضوعات داخل خانه فراهم کند و این‌که خداوند در زن به طور طبیعی خودآرایی را قرار داده تا زیبایی‌های خود را بنمایاند بدان جهت است که زن از این طریق به نحوی به رضایت جنسی می‌رسد، منتها باید مواظب باشد این خودارایی برای همسرش باشد تا به رضایت جنسی لازم و سالم برسد، حال یا در مقابل این کار شوهر او هم آمادگی ارتباط جنسی دارد، یا با نظر به زیبایی‌های او فضای خانه به صفای لازم می‌رسد و کدورت از بین می‌رود. عمده آن است که روی این موضوع فکر کنید که خداوند مدیریت موضوع جنسی را مثل سایر امور داخل خانه به عهده‌ی زن گذاشته و متأسفانه بعضاً خانم‌ها آن‌قدر خود را مشغول سایر امور می‌کنند که در این مورد ابتکارات لازم را از دست می‌دهند تا جایی که گمان می‌کنند در این مورد تسلیم خواسته‌های جنسی مرد باید باشند، غافل از این‌که باید در این مورد هنرنمایی کنند و مدیریت این موضوع را با نمایاندن زیبایی‌های خود و آمادگی لازم به عهده بگیرند. به امید روزی که به تاریخی برگردیم که همه‌ی گمشده‌های ما ظهور کند. موفق باشید
11783
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: در کتاب مقام لیلة القدری حضرت فاطمه (س)، صفحه 59 فرمودید که: هنر انسان ها این است که ولایت تکوینی الهی اولیاء معصوم را با انتخاب خود، در جان خود جاری کنند تا تکوین و تشریع در آنها هماهنگ شود و .... چطور با اختیار خودمان ولایت اولیاء الهی را انتخاب کنیم؟ منظور همان اطاعت از دستورات ائمه در مرحله اول می شود؟ یعنی اختیار خودمان را ذیل اراده و اختیار ائمه قرار دهیم؟ اگر میشه مصداقی توضیح بفرمایید. منظورتون رو از ولایت تکوینی اگه می شه بیشتر توضیح بدید. سوال بعدی من در مورد کتاب جنود عقل و جهل امام خمینی هست، این کتاب رو با شرح شما دارم پیش می روم اما سوالات زیادی از متن کتاب دارم نمی دونم چطور اینها رو رفع کنم آیا به همان حدی که می فهمم اکتفا کنم که این طوری احساس می کنم خیلی چیزها از دستم رفته. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  1- موضوع انطباق با تکوین را که موضوع مهمی است ابتدا در شرح آیه‌ی 33 سوره‌ی احزاب که صوت آن روی سایت هست دنبال کنید و سپس با دنبال‌کردن مباحث کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» آرام‌آرام برایتان روشن می‌شود چون یک کار سلوکی است. 2- اگر صوت شرح کتاب را دنبال کنید و سپس مباحث مقالات آیت اللّه شجاعی را با صوت شرح اینجانب دنبال بفرمایید، ان‌شاءاللّه جواب سؤالاتتان داده می‌شود. دی‌وی‌دی‌ شرح را از جناب مهندس نظری بگیرید، شماره‌ی ایشان 09136032342 می‌باشد. اگر جلد یک کتاب را نتوانستید تهیه کنید از آقای نظری بخواهید تا نسخه‌ی زیراکس آن را در اختیارتان قرار دهند تا از روی آن زیراکس کنید. موفق باشید

11963
متن پرسش
با سلام محضر استاد عزیز: در مباحث مربوط به علم باری در «نهایه الحکمه» مطلبی را استاد فیاضی در خصوص اعتقاد صوفیه مبنی بر اعیان ثابته بیان کرده اند (البته به نقل از علامه در رد اعیان ثابته) که برایم سوال ایجاد کرده. ابتدا صحبت ایشان را برایتان می آورم: «صوفیه معتقدند به اینکه عالم هستی مراتبی دارد. مرتبه ی اول مرتبه ی «احدیت» است. یعنی همان مرتبه ی ذات واجب، مرتبه ای که هیچ اسمی ندارد و ذات محض است که به آن مرتبه ی «غیب الغیوب» هم می گویند. (که به این مرتبه نه عقل هیچ حکیم و فیلسوف و نه شهود هیچ عارفی به آن می رسد) مرحله و مرتبه ی دوم مقام «اسماء و صفات» است. که به آن مقام «واحدیت» هم می گویند. (که همه ی حرفهای حکما و شهود عرفا به این مرتبه تعلق می گیرد. یعنی اگر عارفی خدا را شهود می کند با یک اسمی است، مثل غفار و رحیم و ... اما خود ذات را احدی نمی تواند مشاهده کند) مرحله سوم مرحله تجلی واجب تعالی است به «اعیان ثابته» و این مرحله مرحله ای است که خداوند متعال ماهیات «ماهیات» را «ثبوت» می دهد. منتهی ماهیات که ثابت می شوند به «ثبوت علمی» است و نه «ثبوت عینی» (یعنی نظیر آنچه که مشاء درباره ی علم باری معتقدند، می گویند ماهیات ثبوت علمی پیدا می کنند که اسم آن را گذاشته اند «اعیان ثابته») به این «اعیان ثابته» ، «فیض اقدس» هم می گویند، یعنی آن فیضی که در آن فیض، همه ی اشیاء بوجود می آیند اما هیچ نوع کثرتی نیست، برای اینکه هر چه هست همان «اعیان ثابته» است که به وجود «واحد بسیط» موجود اند و «کثرت» بعد از آن است که آن وجودهایی که در «فیض اقدس» موجود شدند بعد به «وجود عینی» تبدیل بشوند. مرحله ی چهارم مرحله ای است که خداوند متعال این اشیائی را که در «فیض اقدس» به آنها «ثبوت علمی» داده به «وجود عینی» موجود می کند که به آن «فیض مقدس» می گویند. بنابر این در مرحله ی «فیض اقدس»، «ماهیات» بوجود می آیند و ماهیات خودشان تقاضا دارند که موجود بشوند به «وجود عینی» و خداوند متعال با «فیض مقدس» آنها را ایجاد می کند. آن وقت می گویند علم خداوند متعال به آن اشیائی که بعد ایجاد خواهد شد عبارت است از همان «اعیان ثابته». آقای طباطبایی می فرمایند که این همان قائل شدن به ثبوت معدومات است. یعنی اشیائی که معدوم هستند و هنوز موجود نشده اند اینها برایشان یک نوع «ثبوت» قائل شده اند. ما برای چیزی که «وجود» ندارد نمی توانیم «ثبوت» فرض کنیم. حالا چه «ثبوت عینی» باشد که معتزله می گویند و چه «ثبوت علمی» باشد که صوفیه می گویند.» سوالات: 1. آیا نظر صوفیه در مورد «اعیان ثابته» دقیقا همین است که استاد فیاضی بیان کردند؟ 2. آیا علامه طباطبایی نظر صوفیه درباره ی وجود «اعیان ثابته» و «وجود علمی» را قبول ندارند؟ 3. آیا قائل شدن به «اعیان ثابته» نوعی اصالت دادن به «ماهیت» است؟ چون قبل از اینکه «ماهیت» وجود خارجی داشته باشند ما برای آنها نوعی «ثبوت و وجود علمی» قائل شده ایم. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بحث ماهیات که عرفا و امثال شیخ اشراق و میرداماد قائل‌اند غیر از ماهیاتی است که در حکمت متعالیه در مقابل وجود است . عرفا  صورت علمی موجودات نزد خدا را ماهیات می‌گویند که قرآن در باره‌ی آن می‌فرماید: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» امر خدا آن است که چون خواست چیزی را ایجاد کند به آن می‌گوید: «بشو» و می‌شود. خطاب خدا به صورت علمیه‌ی آن موجود تعلق می‌گیرد که به یک اعتبار عین ثابته‌ی آن موجود است و به اعتبار دیگر ماهیت آن موجود. به نظر می‌رسد در این متنی که ارائه فرموده‌اید خلطی بین وجود علمی و وجود عینی شده، آری اگر موجودی معدوم باشد ثبوتی ندارد به آن معنا که نحوه‌ای از وجود برای آن قائل باشیم، ولی صورت علمیِ آن موجود نزد خدا ربطی به وجود آن موجود ندارد تا بگوییم چگونه معدوم ثبوت دارد. 2- نقد علامه به معتزله و ثبوتی که آن‌ها می‌گویند ربطی به ثبوتی که عرفا می‌گویند ندارد 3- همچنان که عرض کردم قائل‌شدن به اصالت ماهیت به معنایی که عرفا می‌گویند ربطی به ماهیتی که در حکمت متعالیه مطرح است ندارد. موفق باشید

4131
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام و تحیات اینجانب طلبه ای هستم که پایه دهم را سپری میکنم از آرزوهای دیرینه ام این بوده که در طول شبانه روز بیشترین مقدار مطالعه را داشته باشم و دقیقه ای را هدر ندهم. سوالاتم از شما اینست که اولا جنابعالی در شبانه روز چند ساعت مطالعه دارید؟(با عرض معذرت از طرح این سوال که به زندگی خصوصیتان مرتبط است.) ثانیا بفرمایید که بهترین راه از بین بردن خستگی مطالعه بدون اینکه اتلاف وقتی صورت پذیرد چیست؟ والسلام علیکم و رحمه الله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در حال حاضر کاری جز مطالعه و یا نوشتن مطالبی که به صورت کتاب چاپ می‌شود ندارم که برای آن‌ها نیز به متون دینی رجوع دارم و یا سؤالات عزیزانی که از طریق سایت سؤال می‌کنند را می‌دهم که آن نیز یک نحوه مطالعه است و ساعتی هم سایت‌های خبری را می‌بینم که آن هم یک نحوه مطالعه به حساب می‌آید و یا کتاب‌های جدید را مطالعه می‌کنم و به نحوه‌ی ورود و خروجشان نسبت به موضوعاتی که ممکن است بشناسم، دقت دارم یا برای چند جلسه‌ای که در طول هفته دارم مطالعه می‌کنم. در مورد از بین‌بردن خستگی مطالعه همان پیشنهادی را دارم که قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» تحت عنوان «ضرورت مطالعه و نحوه‌ی آن» عرض کردم. در هر صورت از یادداشت‌برداری موضوعاتی که مطالعه کردید غافل نباشید. ورزش هم یادتان نرود. موفق باشید
576

برهان نظمبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد بزرگوار جناب آقای طاهرزاده در مباحث تبیین براهین اثبات وجود خدا مثلا :در برهان نظم و سایر براهین (بجز برهان صدیقین) اگر با افرادی مثلا ماتریالیست ها که هیچ اعتقادی به حقیقت اشیاء ندارند روبرو شدیم با چه مبانی و رویکردی باید با آنها وارد بحث شد تا در آخر،بحث را از آثار وجود خداوند به وجود صرف الوجود خداوند ربط داد؟آیا قبل از اینکه با آنها وارد بحث شد،باید پیشفرضی به اسم حقیقت و حقیقت کل را به آنها قبولاند یا راه حل دیگری را باید پیمود؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: شهید مطهری«رحمة‌الله‌علیه» می‌فرمایند برهان نظم بیشتر یک تذکر است و برای کسی مفید است که خالقیت خداوند را از قبل پذیرفته باشد و چون کلیسا بیشتر بر برهان نظم تأکید می‌کرد نتوانست در مقابل ماتریالیست‌ها مقاومت کند. موفق باشید
3512
متن پرسش
سلام علیکم! روایتی داریم بدین شرح: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ ع قَالَ: لِلزَّانِی‏ سِتُّ خِصَالٍ ثَلَاثٌ فِی الدُّنْیَا وَ ثَلَاثٌ فِی الْآخِرَةِ أَمَّا الَّتِی فِی الدُّنْیَا فَیَذْهَبُ بِنُورِ الْوَجْهِ وَ یُورِثُ الْفَقْرَ وَ یُعَجِّلُ الْفَنَاءَ وَ أَمَّا الَّتِی فِی الْآخِرَةِ فَسَخَطُ الرَّبِّ وَ سُوءُ الْحِسَابِ وَ الْخُلُودُ فِی النَّار»(الکافی ج5 ص541) حال سوالم در مورد عواقب دنیائی زنا هست که هر کدام از موارد ذکر شده(رفتن نور وجه و تعجیل در فنا) دقیقاً یعنی چه؟!!! و اینکه چرا زنا باعث تعجیل در فنا می شود؟! و سوال بعد اینکه چه فرقی هست بین زنا و آمیزش حلال؟! البته فرقش به لحاظ روانشناسی و فیزیولوژیکی را می خواهم شما ذکر کنید.لطفاً یک جواب کامل و جامع بدهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: معنای رفتن نورِ وجه همان بی‌آبروشدن و لاابالی‌شدن است و تعجیل در فنا به معنای آن است که این انسان نگران از بین‌رفتن خودش نیست، به‌راحتی به کارهایی دست می‌زند که از بین می‌رود. انسان در آمیزش حلال در ذیل ولایت الهی قرار دارد و با روحی آرام زندگی می‌کند ولی در زنا تحت تأثیر نفس امّاره قرار دارد که انسان را تا هلاکت و نابودی جلو می‌برد. موفق باشید
16428
متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله و عرض خسته نباشید خدمت برادر بزرگوارم جناب آقای طاهرزاده عزیز: بنده یکی از مدرسین حوزه و شاگردان بالواسطه ی حضرت استاد حسن زاده آملی و آیت الله جوادی آملی. با آثار مفید و ارزنده شما هم از دیرباز سر و کار داریم، بخصوص ترجمه ج ۸ و ۹ اسفار صدرالمتالهین رحمت الله که با کمک این کتاب شما دو بار تدریس هم کردیم. غرض از گرفتن وقت این برادر بزرگوار این است که چند وقت پیش یکی از حوزویان که پیگیر کارها و آثار شماست، به ما خبر داد که: آقای طاهرزاده گفتن: بدون استاد هم می شود سیرو سلوک داشت، اول که این حرف را شنیدم جا نخوردم، چراکه همانطور که می دانید: تقریبا نیمی از عرفا اینگونه روشی اختیار می کنند که شخص وارد سیر و سلوک بشود و آنجایی که استاد لازم خواهد شد خودش به نور الله خواهد فهمید و بدنبال استاد می رود، یعنی خود راه گویای بقیه ی راه می شود. چندی گذشت و از چند تن دیگر از طلاب فاضل حوزه شنیدم که آقای طاهرزاده علاوه بر اینکه گفتند می شود بی استاد سالک الی الله بود، تاکید کرده اند (تا آخر) می شود سالک بود، بی استاد! اینجا بود که قدری تعجّب کردم و شگفت زده شدم که چرا آقای طاهرزاده ی فاضل و عالم و انصافا کار کرده این سخن را گفته اند! باز هم باورم نشد، گفتم متن ایشان را بیاورید، دوستان آوردند و دیدم ظاهرا در پاسخ به یکی از دوستان که پرسیده بود می شود تا آخر بی استاد بود؟ شما فرموده بودید: بله می شود. (البته ناگفته نماند که دوستان، استناد شما به امام (ره) و آیت الله بهجت (ره) و شهدا را هم نشان دادند). بخاطر این قضایا بر این شدم تا اصل مطلب را از خود جنابتان بپرسم، چراکه تا از شما نپرسم اصل مطلب ظاهر نمی شود و مبتلا به تهمت و ... می شویم معاذالله. بنده با اندک تجربه ای که در سیر و سلوک عقلانی و هم روحانی داشته ام، به هیچ وجه نمی توانم بپذیرم که سالکی در مرحله ترک عادات بدون استاد بتواند کاری کند، و یا حداقلّ بتواند ادب خود را در قبض و بسط رعایت کند، آن هم بدون مشاوره بالینی مداوم با استاد. چگونه می تواند سالک بی استاد به فقر برسد؟ بقول خواجه عبدالله که فقر را سه مرحله می داند: الف) دست کشیدن از دنیا ب) ندیدن اعمال و حالات معنوی و چشم به فضل او دوختن ج) اضطرار حقیقی و حبس شدن در انقطاع از غیر خدا. حال فرض کنیم سالکی خود موفق به طی دو مرحله اول بشود، آیا می دانید در مرحله سوم چقدر راه دشوار می شود؟ آیا می دانید که اشتباهاتی اگر رخ بدهد چه می شود؟ تحصیل انس را چه می کند؟! حتما اینها را بهتر از من می دانید. من زیره به کرمان نیاورم. غرض اینکه : 1. آیا شما برای عوام و عوام طلاب این سخن را گفته اید؟ 2. و یا اینکه برای همه و بطور مطلق گفته اید؟ اگر دوم صحیح باشد باید با عرض پوزش بگویم کاملا اشتباه است، تا جایی که ما خاطرمان است شما خود را همیشه مدیون علامه طباطبایی و امام و آیت الله جوادی آملی می دانید. حال آنکه سخن هر سه این بزرگواران را رد می کنید! چند وقت پیش یکی از دوستان هم از استاد جوادی دوباره سوال کرده بودند، ایشان فرمودند: بروید پیش فلانی و فلانی تربیت بشوید، تا حال هیچگاه ایشون نفرمودن بی استاد هم می توان تا آخر راه رفت. آری! این اوایل راه نیازی به استاد نیست، ولی تا آخر جای بسی تامل دارد. نظر علامه حسن زاده آملی را هم بهتر از بنده می دانید، ایشان هم تاکید بسیار جدی بر امر ولایت در سلوک دارند، الان در حال حاضر یکی از موفقین در امر سلوک جناب آقای حجت الاسلام محمد باقر تحریری می باشند که ظاهرا استاد جوادی هم چند نفر را به ایشان ارجاع دادند، بنده شخصا از ایشان هم سوال کردم که قضیه اینجوریست، می شود؟ ایشان گفتند: تا آخر، خیر. تفسیر سوره حمد امام خمینی (ره) و آن سخن آیت الله بهجت (ره) هیچکدام دلیل و استدلال نیستند آقای طاهرزاده! امام (ره) با بیان آن تفسیر خواستند جوّ جامعه به این سمت حرکت کند و بقول خود ایشان: بگذارید این کفریات را همه بدانند، ولی اینکه این استدلال باشد برای این امری که شما فرمودید، خیر اینجور نیست و تفسیر عرفانی و تربیتی با خود تربیت عرفانی فرق دارد و دو مقوله جداست. و تمام نزدیکان و پسر حضرت آیت الله بهجت این موضوع را رد کردند که ایشان اعتقادی به استاد نداشته. ایشان اهلش را کم می دیدند. بسیار کم. و دستوری عام می دادند. مثل دستور استادشان مرحوم قاضی اعلی الله مقامه: هرکس نماز اول وقت بخواند و به مقامات نرسد مرا لعن کند، همه می دانیم که با خواندن فقط نماز اول وقت همچین اتفاقی نمی افتد و منظور ایشان چیز دیگر است. سر درد آوردم برادر گرامی. معذرت می خواهم. فقط اگر می شود به بنده توضیحی بفرمایید که از اصل قضیه مطلع شوم. چرا که بنده شما برادر عزیز را قلبا دوست می دارم، والسّلام علیکم و رحمه الله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از این‌که با دلسوزیِ تمام و از سر تعهدِ دینی متذکر چنین مورد مهمی شده‌اید، کمال تشکر را دارم. عنایت داشته باشید بنده در چه فضایی آن سخن را عرض می‌کنم، در فضایی که سیره‌ی شخصیت‌هایی همچون حضرت امام خمینی و مرحوم قاضی و علامه‌ی طباطبایی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیهم» و شاگردان بزرگوار آن‌ها، همه مدّ نظرند و وارد تاریخی شده‌ایم که معنای توحید در همه‌ی مراحل آن، ظهور کرده. در این فضا است که آیت اللّه بهجت«رحمة‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند: علم تو، استادِ توست. بنده سعی کرده‌ام این جمله را که به نظر می‌رسد از جهت سلوکی جمله‌ی بسیار کلیدی است؛ شرح دهم. آری! همان‌طور که می‌فرمایید «حقیقتاً تفسیر عرفانی و تربیتی با تربیت عرفانی فرق دارد». و در این رابطه در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» عرایض موسعی شده است که به نظر می‌رسد روحِ ارتباط وجودی که گوهر رابطه‌ی بین استاد و شاگرد در سلوک است، در آن مدّ نظر قرار گرفته است.

تاریخی شروع شده که اگر افرادی اراده کنند تا در سلوکِ إلی اللّه قرار گیرند راه، در مقابل آن‌ها گشوده است. آیا هیچ زمانی مثل این زمان با شرح فصوص الحکم محی‌الدین و از آن مهم‌تر، شرح «منازل‌السائرین» خواجه عبداللّه انصاری تا این حدّ در معرض نگاه چنین افرادی قرار داشته‌ است؟ و از آن طرف آیا اساتید عزیزِ انگشت‌شماری که بتوانند در جمعِ عرفانِ نظری و عملی راهنما باشند، توانِ جواب‌گویی به این‌همه طالبانِ سلوک را دارند؟ یا این‌که باید به این فکر افتاد که تقدیرِ دیگری به میان آمده است، تقدیری که آیت اللّه انصاری همدانی‌ها ذیل آن پروریده شده‌اند.

با این‌همه اگر انسانِ طالب حقیقت، استادِ ره‌رفته‌ای را یافت که با ذوق او همخوانی دارد، نه‌تنها در مسیر تبعیت از او دست او را، بلکه پای او را باید ببوسد. ولی باز غفلت نکنیم در تاریخی قرار داریم که به حکمِ «کلّ یومٍ هو فی شأن»، دارای وسعت خاصی است به همان معنایی که حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در پیام عملیات فتح‌المبین می‌فرمایند: «لكن آنچه انسان را در مقابل رزمندگان جبهه‏ ها و پشتيبانان آنان ... به خضوع وادار مى‏ كند، بُعد معنوى آن است كه با هيچ معيارى نمى‏ توان سنجيد و با هيچ ميزانى نمى‏ توان عظمت آن را دريافت. ما عقب‏ ماندگان و حيرت‏ زدگان، و آن سالكان و چله‏ نشينان و آن عالمان و نكته‏ سنجان و آن متفكران و اسلام‏ شناسان و آن روشنفكران و قلم داران و آن فيلسوفان و جهان‏بينان و آن جامعه‏ شناسان و انسان‏ يابان و آن همه و همه، با چه معيار اين معما را حل و اين مسأله را تحليل مى‏ كنند كه از جامعه مسمومى كه در هر گوشه آن عفونت رژيم ستم‏شاهى فضا را مسموم نموده بود، بازار و مغازه‏ هايش مسموم، خيابان‏ ها و گردشگاه‏ هايش‏ مسموم، مطبوعات و رسانه‏ هاى گروهى‏ اش مفتضح و مسموم، از كودكستان تا دانشگاهش مسموم، و نونهالان و تازه جوانان ما در يك چنين محيطى به جوانى و رشد رسيده بودند كه به حسب موازين و عادت بايد سرشار از مسموميت و فساد اخلاق و عقيدت باشند، كه اگر معلم و مربى اخلاق و مهذب نفوس بخواهد تنها يكى از آن‏ها را با صرف سال‏هاى طولانى متحول گرداند ميسر نگردد، چگونه در ظرف سال‏هاى معدود از بطن اين جامعه و انقلاب - كه خود نيز اگر معيارهاى عادى را حساب كنيم بايد كمك به فساد كند - يك همچو جوانان سرشار از معرفت الله و سراپا عاشق لقاء الله و با تمام وجود داوطلب براى شهادت، جان نثار براى اسلام كه پيران هشتاد ساله و سالكان كهنسال به جلوه‏ اى از آن نرسيده‏ اند، بسازد؟ جز دست غيبى و دستگيرى الهى و تصرف ربوبى، با چه ميزان و معيار مى‏ توان تحليل اين معما كرد؟».

در آخر می‌توان نسبت به این نکته تأمل نمود که آیا مسیر سلوک إلی اللّه در این تاریخ، در چه راهی و با نظر به چه اهدافی محقق می‌شود که بر قله‌ی افتخارآمیز گذشته‌ی سلوکی خود، آینده‌ی خود را معنایی همه‌جانبه بخشیم؟ موفق باشید    

11685
متن پرسش
سلام استاد عزیز: لطفا تفسیر «فسبح بحمد ربک» را بیان نمائید. آیا چون پرورگار قابل ستایش است پس منزه است و یا چون منزه است قابل ستایش می باشد و یا هر دو. با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی به ما دستور می‌دهد پروردگار خود را بلندمرتبه‌تر از آن بدان که گمان کنی می‌توانی بدان آگاهی کامل پیدا کنی، نور جلال حضرت حق بر قلب تجلی می‌کند و نحوه‌ای از خشوع و ستایش در انسان به صحنه می‌آید. موفق باشید

1904
متن پرسش
سلام: دانشجویی هستم.... ساله اواخر دوران تحصیلم راسپری میکنم.بسیار نگران آینده میباشم. مخصوصا برای انتخاب همسر واینکه با موقعیتی که من وخانواده ام داریم.آیا فردی با ایده الهای من پیدا میشود یانه؟ گاهی شده درمیان هم دانشگاهی هام کسی را که با فکر من وایده های من میسازد.را انتخاب کرده. خیلی دلم میخواهد با او به تفاهم برسم. البته من هیچ وقت در دوران دانشجویی ام به دنبال موقعیتهای دانشگاهی نبوده ام.ولی وقتی میبینم این فرد است که مثل من زندگی را آرمانی میبیند.ایمان ظاهری نداشته و برای اعتقاداتش و رساندن پیام انقلاب و اسلام تلاش میکند.خیلی دلبسته او میشوم و ازخدا میخواهم که او را نصیب من کند.البته گاهی هم به خودم این تلنگر را میزنم که خدا خودش بهتر میداند که چه کسی را نصیب وقسمتت کند. و خوب نیست که درگفتن وخواستن این فرد ازخدا اصرا بورزی. قضاوقدر خدا چیز دیگری باشد.شاید. ولی میترسم که اگر پا در شهرم بگذارم با ملاکها ومعیارهایی که دارم.آدم مورد پسندم پیدا نشود ومجبور بشوم برای فرار ازتنهایی وانگ ترشیده بودن تن به ازدواجی ناخواسته باکسی بدهم که ایمان را در2رکعت نماز وکمی هم عزاداری خلاصه کند.برای اعتقادش اهمیت قائل نشود.خلاصه این درست است که آدمی همسر ایده آلش را تصور کرده یا اگر کسی را دراندازه ملاکها ومعیارهایش دید. آن را ازخدا بخواهد. ؟شایان ذکر است که بنده به خاطر موقعیتم و محیطی که درآن زندگی میکنم مجبورم سریعتر زندگی بکنم. راه زودتر ازدواج کردن ورهایی ازگناه وهوس چیست؟لطفا مرا راهنمایی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در ازدواج سخت‌گیری نکنید و آرمانی فکر نکنید، همین‌که همسری داشته باشید که مانع زندگی دینی و انقلابی شما نشود برای شماکافی است ولی با توجه به این که مرد باید از زن خواستگاری کند، ذهن خود را متوجه فرد خاصی نکنید که این برای روح و روان شمابسیار ضرر دارد در عین این‌که بی‌جا کسی را ردّ نمی‌کنید بگذارید به عهده‌ی خدا. موفق باشید
6481
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله و برکاته 1-منظور اسلام از مزدوری که کراهت داره چیست؟ 2-آیا مسافرکشی مزدوری محسوب میشود و کراهت دارد؟ باتشکر-التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً سؤال جنابعالی یک مسئله‌ی فقهی است و لذا با یکی از فضلای حوزه‌ی علمیه در میان گذاشتم که عیناً جواب ایشان را خدمتتان ارسال می‌دارم: موفق باشید تعبیر به «مزدوری» از تعابیری نیست که میان فقهاء شیوع داشته باشد و کمتر دیده شده که فقیهی از این کلمه استفاده کرده و آن را مکروه بداند. البته برخی از موارد عقد الاجاره که فقهاء در مسائل «کتاب الاجاره» بیان کرده اند، به عنوان اجاره های مکروه و یا اعمال مکروهی که شبیه اجاره است مطرح گردیده است. مثلا از شرایط اجاره آن است که وقتی می خواهند شخصی را برای کاری اجیر کنند، لازم است قبل از انجام عمل، هر دو طرف (اجاره کننده ـ اجیر) مقدار اجاره را مشخص کنند ولی اگر مشخص نشود، مکروه بوده و لازم است اجرةالمثل پرداخت شود. مرحوم سید یزدی (مولف کتاب شریف العروةالوثقی) این مورد مکروه را مزدوری نامیده است. بنابر این، «مزدوری» طبق تعریف سید یزدی آن است که اجاره کننده و اجیر، مقدار اجرت خود را قبل ازعمل مشخص ننمایند و پس از انجام عمل در آن مورد بخواهند چانه زنی کنند، از این نوع عملکرد طبق برخی روایات نهی شده و عملی مکروه به حساب می آید و گفته شده که لازم است اجرةالمثل پرداخت شود. بر این اساس، مسافر کشی اگر به این شکل باشد که مقدار اجرت و کرایه ی مسیر، قبل از حرکت مشخص بوده و یا مثلا طبق توافق مسافر و راننده بر اساس تاکسی متر حساب می گردد، مکروه نمی باشد ولی اگر بدون مشخص شدن و همراه با ابهام باشد، مکروه می باشد. البته همان طور که بیان شد، این حکم مختص به مسافر کشی نیست و هر کاری که در آن، اجرتی رد و بدل می شود، بهتر است قبل از عمل مقدار اجرت مشخص گردد تا در پایان عمل نه شخص اجیر تصور کند که حق بیشتری داشت و به او ظلم شده و نه پرداخت کننده مدعی باشد که بیش از حق به تو اداء کردم. همچنین مستحب است که شخصی که قصد پرداخت اجرت را دارد، مقداری بیش از اجرتی که متعهد به پرداخت شده بود اداء کند. جالب این جاست که اگر در همان ابتداء توافق شود و سپس مقداری بیشتر به اجیر پرداخت گردد راضی تر از آن است که بیش از این مقدار، بدون توافق اولیه پرداخت شود. شایان ذکر است که اصطلاح «مزدوری» در عبارات برخی از فقهای معاصر در مورد کسی که کل عمر خود را تحت سلطه ی دیگران مشغول کار باشد به نحوی که با کرامت انسانی او ناسازگار باشد نیز معنی شده و آن را مکروه دانسته اند.
11735
متن پرسش
استاد بنده میخوام یک مبلغ بشم که بتونم در شهرمون تکیه گاه خوبی برای جوون ها باشم. عربی رو تسلط ندارم ولی میتونم با کمی جست و جو و تلاش در اینترنت و کتب مختلف معنای صحیح رو بفهمم. آیا این کافی نیست؟ حتما باید در ذهنم ادبیات عرب رو بلد باشم؟ باور کنید بنده حفظیاتم مشکل داره، الان خیلی از طلاب هستن نمره های 20 میگیرن ولی نمیتونن فهم صحیحی از آیات داشته باشن ولی بنده خدا رو شکر با توجه به مطالعاتی که داشتم و تحت تاثیر کتب شهید مطهری و جنابعالی و گوش دادن به سخنرانی های استاد پناهیان و اساتید خوش فهم دیگه تونستم فهم تقریبا مناسب تر و متناسب با انقلاب اسلامی رو کسب کنم. آیا بنده که نمیتونم ادبیات عرب رو اونطور که باید و شاید خوب خوب بلد باشم اما با کمی تلاش بتونم به معنای صحیح برسم نزد امام زمان (عج) باید جوابگو باشم؟ اصلا آیا طلبگی یعنی فقط عربی و اصول رو مسلط بودن یا اینکه اون ها رو در حدی که فهمیده باشی بلد باشی کافیه؟ استاد کمکم کنید. استاد بنده میخوام فقط مبلغ باشم نه مجتهد به اون معنای مصطلح. الان بنده طوری هستم که بتونم طبق سوال های زمانه جواب های خوبی رو آماده کنم و کپی برداری هم نکنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رفیق عزیز! بکُشی خودت را تا روایات و آیات را با زبان اصلی نشناسید، درک درستی از آن‌ها ندارید، بنابراین در مبلغ‌بودن هم کم می‌آورید. یک همّت بکنید و از اول دروس را مرور کنید، خیلی زود به ادبیات عرب در حدّی که متون عربی را بفهمید مسلط می‌شوید. موفق باشید

3796

ابن عربیبازدید:

متن پرسش
سلام جناب استاد. امام خمینی چه مقدار تحت تأثیر ابن عربی بوده اند و آیا کسانی از علما وقت با ایشان بر سر این موضوع مشکلی داشته اند و آیا تعطیلی تفسیر سوره ی حمد امام علتی اینچنینی داشته است. نظر آیت الله خوشوقت راجع به ابن عربی چیست!!!؟ و همچنین آقای مصباح چطور؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: امام شدیداً کتب عرفانی و اخلاقی خود را بر مبنای عرفان ابن‌عربی تنظیم کرده‌اند و در نامه‌شان به گورباچف نشان دادند برای تفکر محی‌الدین جایگاه تمدن‌ساز قائل‌اند. آیت الله مصباح مؤید ابن‌عربی‌اند ولی آیت الله خوشوقت را نمی‌دانم. موفق باشید
نمایش چاپی