باسمه تعالی: سلام علیکم: اساس همهی معانی حضرت حق است و لذا هر کس به اندازهای که به خدا رجوع داشتهباشد آنهم رجوع قلبی، از حیطهی پوچی رها میشود ولی اگر به قول «سارتر» انسان فقط در خودش متوقف شود، باز گرفتار همان سوبژکتیویته و پوچی خواهد شد. در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» در بحث خود شارژی که یک فریب بیش نیست، عرایضی شدهاست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شدیدالقوی مقامِ وجود حضرت جبرائیل«علیهالسلام» است که وَحی الهی را به پیامبر«صلواتاللّهعلیهواله» میآموزد. ولی موضوع معراج، مقام بالاتر از ارتباط پیامبر با حضرت جبرائیل است. تفسیر مشهور به تأویلاتِ محیالدین که انتشارات بیدار چاپ کردهاند، نکاتی در این مورد دارد 2- در مورد فرزندانی که بعد از تولد فوت میکنند، چه نحوه زندگی باید داشته باشند؛ بحث زیاد شده است. همین اندازه بدانید که یا به قول ملاصدرا در همان احساس وجودیِ خود تا ابد بهسر میبرد و یا بنا به بعضی روایات، در قیامت برای آنها صحنهای امتحانی فراهم میکنند تا شخصیت آنها روشن شود 3- همانطور که علامه طباطبایی در تفسیر سورهی حشر میفرمایند؛ زلزلهی قیامت گرفتنِ هر موجودی است از خودش و این با زلزلههای معمولی متفاوت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها از طریق قوهی واهمه است که انسان به گناهان و شهوات اصالت میدهد و انسانهای مؤمن با عدم پیروی از قوهی واهمه، خود را از گرفتاریهای فوقالذکر نجات میدهند. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که بر روی سایت هست کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رقص سماعی که بعضی از گروههای عرفانی در گذشته بر آن وارد میشدند، غیر از اداهایی است که این روزها عدهای صوفینما دارند. مجلس سماع آدابی داشته است از جمله آنکه عموماً جوانان که تحت تأثیرِ وَهمِ جوانی هستند نمیتوانستند وارد شود. به قول مولوی: «چون رهند از دست خود دستی زنند ** چون جهند از نقص خود رقصی کنند · مطربانشان از درون دف میزنند ** بحرها در شورشان کف میزنند». اساساً آن حالت وَجد در اختیار خودشان نیست و فعلاً آن نحوه حضور از تاریخ، بربسته شده است و شبیه آن همان حالتِ بر سینه و بر سرزدنی است که در عزاداریِ حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» بعضاً برای عدهای پیش میاید. موفق باشید
