بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11325

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم با تشکر و عرض ارادت خدمت شما استاد بزرگوار سه سوال از خدمتتان دارم اول آیا با توجه به پژوهشهای زیاد دانشمندان تجربی در خصوص مکانیسم مغز و اعصاب انسان وپیچیدگی های فوق العاده از احساسات و ادراکات بشر رابطه روح یا به قول شما آن من اصلی فرد با این مکانیسم چگونه است چون شما تمام ادراک و احساس را به روح منحصر می کنید و این دانشمندان بدون توجه به وجود روح مجرد تمام این موارد را به همین مکانیسم مادی محدود میکنند و تقریباً آن را بصورت تجربی اثبات می کنند.دوم بفرمائید رابطه نفس یا من یک انسان الزایمری با تن او چگونه است سوم اینکه بنده توانایی کنترل خیلی از رزائل اخلاقی از جمله پرخوری ، خشم، حسادت و...را از دست داده ام با توجه به اینکه 35 سال سن دارم و از سالهای دور با افکار شما آشنا هستم و در تمام فصول مشغول یک مبارزه بیهوده با نفس اماره ام هستم لطفاً راهنمایی بفرمائید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مباحث «روان‌تنی» که امروز مطرح است در همین رابطه است که نمی‌توان همه‌ی عکس‌العمل‌های بدن را به خودش نسبت داد 2- چون حافظه مربوط به روح است ولی ابزار استفاده از محفوظات، مغز می‌باشد. اگر انسان مشکل مغزی پیدا کرد نمی‌تواند از محفوظات خود در نسبت با سایرین استفاده کند، مثل وقتی که چشم ضعیف می‌شود در حالی‌که قوه‌‌ی بینایی در جای خود محفوظ است 3- هر اندازه توجه شما به امور معنوی و سعی برای اُنس با حقایق بیشتر شود، جذبه‌ی آن امور جذبه‌ی این طرف را کم می‌کند. از «کم‌حرفی» شروع کنید. موفق باشید
6765
متن پرسش

با سلام شما در کتاب کربلا مبارزه با پوچیها بحثی در مورد اربعین آورده اید و چند جای آن تصریح کردید که امام معصوم می فرمایند مومن پنج نشانه دارد که یکی از آن ها زیارت اربعین است و سپس این مطلب را شرح و بسط داده اید در حالی که این روایت خبر واحد است و یک حدیث بیشتر در مورد آن نیامده ضمن اینکه همین یک روایت هم بدون سند است(وسائل روایت 19643)در ضمن شبیه به همین روایت مجموعا پنج روایت آمده که اولا همگی سندا ضعیفند و ثانیا در همه ی آن ها چهار نشانه آمده ولی به جای زیارت اربعین در آن روایات قنوت قبل از رکوع و...آمده در حالی که بقیه ی نشانه ها دقیقا همان چهارتائی است که در روایت وسائل آمده(منبع روایات :مستدرک ج 3 حدیث3599-تفسیر البرهان ج 4 ص 600-بحارطبع بیروت ج 82 ص 79-در یکی دو کتاب دیگر نیز با همین اسناد آمده است)در روایتی که نشانه ها را ده عدد شمرده نیز زیارت اربعین نیامده ضمن اینکه آن روایت هم ضعیف است همچنین روایت ضعیف دیگری در وسائل 19644 که توصیه کرده در روز اربعین چگونه زیارت بخوانیم.....با همه ی این احوال سؤال این است که شما چرا قبل از اینکه صحت روایتی را بررسی کنید آن را صحیح تلقی کرده و شرح و توضیح می دهید ضمن اینکه این روایات روایات فقهی نیستند که توجیهات خاص خود را داشته باشند....بنده در نوشته ها و سخنان شما استناد به موارد ضعیف را دیده ام که به مرور خدمتتان عرض می کنم فعلا می خواهم جواب شما را در این مورد ببینم....البته توضیح روایات اربعین و نقد آن ها مفصل تر است که اینجا جای ذکر آن نیست...بسیار سپاسگزارم

متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور که می دانید، واحد بودن راوی خبر که موجب می شود خبر را «خبر واحد» بنامند طبق مبنای اکثر قریب به اتفاق علمای شیعه، ضرری به حجیت آن نمی زند؛ البته آن چه در مورد سند این حدیث فرموده اید درست است چرا که این حدیث، مرفوعه بوده و نمی توان آن را صحیح و یا موثق تلقی نمود ولی توجه به چند نکته در مورد این حدیث لازم است. یک: افرادی مثل مرحوم شیخ مفید در کتاب مزار، شیخ طوسی در مصباح المتهجد، محمد بن جعفر المشهدی در المزار الکبیر، ابن طاووس در اقبال به این حدیث اعتماد کرده اند. لطفا توجه کنید که بحث از صرف نقل حدیث نیست و گرنه تهذیب و کافی و وسائل را نیز به حساب می آوردیم ولی مسأله در این کتب، اعتماد به حدیث است و می بینیم که بر اساس همین حدیث «فضل زیارة الاربعین» را قائل شده و حکم به استحباب آن نموده اند؛ مثلا می بینیم که مرحوم شیخ مفید در این باب، تنها همین حدیث را ذکر نموده. دو: مرحوم شیخ طوسی در کتاب «مصباح المتهجد» این روایت را به لسان «قال» نقل نموده و می فرماید: «یستحب زیارته فیه و هی زیاره الاربعین، فروی عن ابی محمد العسکری علیه السلام قال علامات المومن....» و همان طور که برخی علماء در مورد مرسلات مرحوم صدوق قائل به اعتماد به روایات مرویه به لسان «قال» شده اند، می توان همین مطلب را در این روایت تطبیق داد. سه: عنایت دارید که علماء دین برای مقبول‌بودن روایات تنها نظر به سند آن ندارند بلکه شواهد دیگری را نیز مدّ نظر می‌آورند. چهار: موضوع اربعین امام حسین«علیه‌السلام» چیزی نیست که بخواهیم با یک روایت جایگاه آن را تعیین کنیم تا با فرض ضعیف‌السندبودن آن روایات موضوع، «کان لم یکن» قلمداد شود. با این‌همه بنده در این موارد خود را صاحب‌نظر نمی‌دانم و به سخنان علماء دین که آن‌ها را حدیث‌شناس می‌دانم استناد می‌کنم. به عنوان مثال می‌توانید به کتاب «شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی» از آیت‌اللّه جوادی آملی در صفحه‌ی 27 رجوع فرمایید که به این حدیث استناد نموده‌اند. موفق باشید

3485

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز بنده چند ماه بود که در فکر ازدواج بودم و تقریبا هیچ مشکلی برای این امر نبود .(لازم به ذکر است که نیاز بنده به ازدواج روحی-عاطفی ست) دو مورد برای خواستگاری رفتم ،که یک مورد تقریبا آنها نپذیرفتند و مورد دیگر طبق فرموده شما برای بنده پذیرفتنی نبود. و دیگر هیچ مورد دیگری پیدا نشد. در حالی که بنده توسلات زیادی انجام داده بودم و دیدم خبری نشد ، با خودم فکر کردم که حتما قسمت بنده نیست که در حال حاضر ازدواج کنم و یا شاید صلاح نیست. بنده قبلا خیلی اهل مطالعه سیر مطالعاتی شما بودم و تقریبا با مشورت خودتون آماده شده بودم که تفسیر حضرت علامه رو شروع کنم ولی بعد از این موضوع دیگر دل و دماغ مطالعه ندارم. نمیدونم باید چیکار کنم؟ لطفا راهنماییم کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: هم خواستگاری را ادامه دهید و هم جهت مطالعه به خودتان برنامه بدهید. موفق باشید
2357

ذهنبازدید:

متن پرسش
با سلام همین طور که فوه بینایی قوه تفکر و... از تجلیات نفس انسان است ایا ذهن هم از نفس انسان است یا حقیقتی است مربوط به تن؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نفس ناطقه مراتبی دارد که یکی از مراتب آن ذهن است و بعضاً در ساختن صورت‌هایش تحت تأثیر جسم است. موفق باشید
1959
متن پرسش
سلام علیکم! این مسأله از لحاظ شرعی و اخلاقی وجود دارد که حدود روابط با نا محرم در حداقل سطح ممکن باید باشد. اما می خواهم مقداری تفصیلی بحث کنم. مثلا من جوان 20 یا 25 ساله در مهمانی ها مجاز هستم (البته مجاز چه به لحاظ فقهی که کف مسائل و حداقلها را بیان می کند چه به لحاظ اخلاقی از هر دو بعد بررسی کنید.) با دختر خاله یا دختر عموی خود که با هم هم سن و سال هستیم صحبت کنیم. آنهم نه اینکه به قول معروف گل بگوئیم و گل بشنویم یا شوخی های آنچنانی با هم بکنیم بلکه صحبت در حد اینکه بالاخره با هم در یکجا هستیم و چند کلمه صحبت کردن طبیعی است آنهم بیشتر در حوزه هایی مانند مسائل درسی و دانشگاه مثلا اینکه از یکدیگر معدل یکدیگر را بپرسیم یا اینکه مثلا به چه گرایشی از رشته ی خود علاقه مند است؟ یا سوالاتی و صحبت هایی از این دست. چون این مقدار صحبت کردن آنهم نه در خلوت بلکه در حضور جمع واقعا موجب تحریک شدن و یا احیانا به گناه افتادن نمی شود. دوم اینکه من خودم برخی اوقات با سایر دوستان در این زمینه صحبت می کنم برخی از آنها می گویند ما در مهمانی ها با دختران فامیل سلام و علیک می کنیم. حرف هم می زنیم. و در کل با هم راحت(راحت نه به معنای منفی اش) هستیم. اما برخی دیگرشان می گویند ما حتی سلامشان هم نمی کنیم و تنها اگر سلاممان کردند از آنجائیکه جواب سلام واجب است یک جواب ساده به آنها می دهیم. حال کدامیک از این دو رفتار درست است؟ البته فکر می کنم هیچکدام از این رفتارها از لحاظ شرعی مشکلی ندارد اما مسأله را شما اخلاقا و از یک دید حداکثری بررسی بکنید چون فقه یک دید حداقلی و کف مسائل را بیان می کند. نکته ی بعد اینکه حتی یکی از دوستان می گفت من سرم در مهمانیها همیشه پایین است به قسمی که یکبار در خیابان با زن برادرم(دقت کنید زن برادر نه دختر عمو و دختر خاله و ... چون روابط انسان معمولا با زن برادرش خیلی بیشتر از روابط با دختر عمو و دختر خاله است) برخورد کردم و او را نشناختم. حال آیا این درست است(درست نه به لحاظ شرعی و نه به لحاظ اخلاقی بلکه به لحاظ اجتماعی و عکس العمل مخاطب) که انسان آنچنان سر به زیر باشد که حتی زن برادر خویش را نشناسد چون معمولا موجب دلخوری و شاید احیانا به مسائل باریکتری مانند دعوا و یا حتی خدای نکرده به طلاق نیز بینجامد. چون این مقدار سر به زیر بودن را حتی خانواده های مذهبی و حزب اللهی نیز بر نمی تابند.یا برخی از دوستان می گفتند ما اگر دختر عمو یا دختر خاله ی خویش را در خیابان ببنیم آنها را نمی شناسیم. سوال بعد در مورد سیره امیرالمومنین(ع) است که ایشان به دختران جوان سلام نمی کردند من از یکی از دوستان (که اتفاقا می گفت با دختران فامیل حرف می زنم و سلام علیک می کنم) پرسیدم گفت ایشان در خیابان به دختران جوان سلام نمی کردند که ما هم نمی کنیم و گرنه مثلا در مهمانی ها قطعا به نامحرمان سلام می کردند. آیا این جواب ایشان صحیح است؟ درمجموع از شما یک پاسخ مفصل و موردی و کلی و جامع از شما می خواهم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی در ابتدا مسئله را از نظر فقهی آن رعایت کردیم، حوزه‌ی اخلاقی آن بستگی به شرایط‌های متفاوت دارد، یک وقت می‌شود با رعایت حدود اسلامی، با آشنایان سلام علیک مفصل داشت و به قول شما از درس و امور زندگی‌شان پرسید، و یک وقت در عین احترام به آن‌ها و رعایت حقوق آن‌ها در آن حدّ که بدانند برای آن‌ها ارزش قائلید و جویای احوالشان هستید ولی سلام و علیک مفصل با آن‌ها نداشت. بنده فکر می‌کنم از حقوق افرادی مثل دخترخاله و دخترعمه آن است که آن‌ها بدانند نه‌تنها آن‌ها را می‌شناسید ، جویای احوالشان نیز هستید. چطور می‌شود انسان همسر برادرش را در خیابان ببیند و نشناسد، این یک مورد طبیعی نیست و حقوق آن خانم رعایت نشده است، همان‌طور که اگر او نسبت به برادر شوهرش بی‌تفاوت باشد خوب نیست. آری یک وقت شرایط طوری است که ضرورت ندارد انسان راه خود را کج کند تا بخواهد توجه خاص خود را به آشنایان نشان دهد که نامحرم است، این نه‌تنها نیاز نیست شایسته هم هست. عمده رعایت حدود الهی است که باید در حین ارتباط با آشنایان رعایت شود. چه نیاز است که چشم افراد نامحرم حتی اگر آشنا باشند در چشم همدیگر بیفتد . خوب است که انسان نگاه گذرا داشته باشد تا فکر نکنند بی‌محلی کرده ولی چشمش در چشم نامحرم نیفتد. بنده نمی‌دانم حضرت علی«علیه‌السلام» در میهمانی با نامحرمان آشنا شروع به سلام می‌کردند و یا نه ولی می‌دانم تماماً رعایت حدود الهی را می‌نمودند در آن حال اگر شرایط اقتضا می‌کرد جلو می‌رفتند و احوال دختر خاله‌شان را هم می‌پرسیدند که این عین اخلاق است. موفق باشید
384

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بین وجود نوری(وجود اهل بیت)و وجود علمی آنان(درعلم الهی)چه تفاوتی می توان قائل شد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام هر نوع وجودی قبل از ایجاد، در علم الهی به صورت علمی موجود است. حال چه وجود نوری اهل‌البیت«علیهم‌السلام» باشد و چه وجود تاریخی آن‌ها و چه وجود من و شما. وجود نوری آن ذوات مقدس از نظر مرتبه، در مرتبه‌ی بالاتری قرار دارد و لذا نسبت به خلقتِ سایر موجودات تقدم دارد. موفق باشید
18304
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد نظر جنابعالی درباره کتاب مصباح الشریعه چیست و آیا شرحی فارسی بر آن می شناسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مؤلف آن کتاب با سلیقه‌ای عالمانه روایت‌ها را تنظیم کرده است و امثال حضرت امام به آن کتاب استناد می‌کنند و این بدان معنا است که روی‌همرفته اعتبار برای آن کتاب قائل‌اند. شرح آقای مصطفوی و عبدالقادر گیلانی هر دو شروح خوبی است. موفق باشید

18298
متن پرسش
سلام استاد عزیز: لطفا نظرتون رو در مورد بیانات عبدالکریم سروش در وب سایت زیر را بیان کنید. التماس دعا http://zeitoons.com/23628
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم آزاداندیشیِ ما اقتضا می‌کند که چنین مناظره‌هایی در میان آید تا ما را از چنگال جزم‌اندیشی‌ها و در جازدن‌ها و تقلیدها و تکرار خطاها رهایی دهد، می‌ماند که این مناظره‌ها باید در محافلی علمی انجام گیرد تا از هوچی‌گری‌ها و عوام‌فریبی‌ها به دور بماند. موفق باشید

17134
متن پرسش
سلام: در فایل صوتی کتاب «چگونگی به فعلیت رسیدن باورهای دینی» فرمودید امام علی (ع) می فرمایند چگونگی بهشت به قلب هیچ کس خطور نمی کند. سوال من این است که امام معصوم و یا اولیای خدا که از کثرت ها آزاد شده اند و در همه عوالم حاضرند و قیامت و بهشت و جهنم را می بینند با توجه به این سخن امام علی (ع) چه چیزی را می بینند؟ مگر آنها خصوصیات بهشت را نمی دانند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید با نظر به عظمت بهشت و تجلی اسماء الهی به صورت جامع در آن مقام، حضرت می‌خواهند وسعتِ حقیقت بهشت را برای مخاطبان خود مطرح کنند. موفق باشید

15253
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: خسته نباشید. عزاداری هایتان قبول درگاه احدیت قرار گرفته باشد. برای تخصص و محقق شدن در فلسفه و عرفان نظری میزان برداشت ما از علوم طبیعیات با تمام شاخه هایش اعم از علم الحیوان، علم النفس، علم النبات، علم المعادن، سماع طبیعی، کون و فساد، هیئت و ... و نیز نجوم اعم از قدیم و جدید و نیز مباحث فیزیک اعم از فیزیک کوانتوم و فیزیک کوانتیک، مباحث نسبیت عام و خاص در فیزیک و مبحث گرانش و .... چه مقدار باید مطالعه شود؟ چون این بحثی که بعضاً با نام ارتباط بین علوم مطرح است بحث مهمی است. اگر بنده را راهنمایی کنید متشکر می شوم. یا اگر اینکه شخصی دیگر را معرفی کنید یا کتاب یا سخنرانی و یا هر چیزی دیگری را به بنده معرفی کنید متشکر می شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که به ما فرموده‌اند: «العلمُ نقطةٌ و کثرّها الجاهلون» اگر انسان با نور توحید آشنا شود بسیاری از این کثرات در آن مندک است. مثل نور بیرنگ که هفت نور را در خود دارد. عمده توحید حضوری است که در آن، حقیقتِ هر چیز در معنای خودش حاضر است. به همین جهت معلوم نیست که ما با مشغول‌شدن به این علوم کثیره مجبور باشیم راهِ خود به سوی خدا را طی کنیم. موفق باشید

12900
متن پرسش
سلام علیکم: بعضی ها معتقد می باشند مولانا باعث ترویج دین سکولار می شود و اشعارش اینگونه تفسیر پذیر است. علت هم آن است که مولانا در اشعارش می گوید نفس باید کشته شود (داستان کشتن مادر بدکاره و...) و این نفس اصلاح پذیر نیست بلکه باید عامل اصلی مشکلات که همان نفس است را از بین برد تا راحت شویم نه اینکه سعی کنیم دانه دانه رذایل بد نفس را از بین ببریم، این از نظر مولانا فایده ای ندارد، در صورتی که قرآن می فرماید باید نفس را تزکیه کرد نه اینکه بکشیم. مثلا یکی از شئون نفس سیری ناپذیر بودن آن است. مولانا در حکایت هایش اینگونه می گوید که باید نفس را کشت تا راحت شویم نه با سیری ناپذیر بودن مبارزه کنیم در صورتی که از نظر قرآن سیری ناپذیر بودن نفس همیشه بد نیست مثالش هم این است که خداوند در وعده بهشت می گوید هر چه تمنا کنند مهیا می شود. نظر شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» به عنوان یک عالِم اسلام‌شناس، در مورد مولوی می‌فرمایند: مثنوى همان طور كه مولوى مى‏گويد: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين»[1]  و می‌فرمایند: مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود. لذا از آن‌جایی که از هرچیزی می‌توان سوء استفاده کرد، از مثنوی نیز می‌توان سوء استفاده نمود 2- آن‌جایی که بحث کشتن نفس را به میان می‌کشد متذکر همان روایت مشهور «موتوا قبل أن تموتوا» است. به همان معنایی که باید به خواسته‌های نفس امّاره بی‌توجه بود و معنای کشتن نفس در عمل به همین شکل است 3- همچنان‌که در شرح سوره‌ی بقره عرض شد آن‌جا که برای مقربین «ممّا یشتهون» هست، به جهت آن است که آن‌ها میل خود را در اراده‌ی خدا فانی کرده‌اند و لذا به اراده‌ی الهی اراده می‌کنند و این غیر از تمنّاهای نفس امّاره است که باید مدّ نظر نباشد. موفق باشید

 


[1] - مقام معظم رهبرى« حفظه‏الله‏تعالى» در ديدار با شعراء در سال 1387- مولوى در ديباچه‏ى دفتر اول مى‏گويد: هذا كِتابُ الْمَثنَوى، وَ هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين، فى كَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْيقين

12824
متن پرسش
بسمه تعالی سلام علیکم استاد بزرگوار: با توجه به این که واسطه ی فیض، واسطه ی فیض بین خدا و خلق است و اگر که بلا تشبیه وجود مبارک امام عصر (عج) مانند جریان برق قویی باشد که اگر مستقیم به کانال برقی منازل برسد، دچار خرابی لوازم می گردد. امکان دارد که در این بین واسطه ی فیض از طریق والیان خاص و شیعیان خاص حضرت به خلق رسد؟ مثلا رزق مردم ایران به واسطه ی مقام معظم رهبری، تقسیم گردد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از آن‌که متوجه بودید که واسطه‌ی فیض یک مقام است، عنایت داشته باشید که ظرفیت انسان از طریق انسان کامل اشباع می‌شود و در رابطه با کمال انسانی نیاز به انسان دیگری نیست همان‌طور که برای «تری» به عین تری یعنی آب نیاز است. موفق باشید

12448
متن پرسش
شهدا چه پیامی آورده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان پیامی که رهبر عزیز«حفظه‌اللّه» متذکر شدند. آری! در صحنه‌ی غبارآلودی که فراموش کرده بودیم در کجای تاریخ هستیم و معنی زندگی که عبودیت خدا و کفر بر طاغوت بود، داشت گم می‌شد، آمدند تا متذکرمان کنند که حتی اگر دستانتان بسته است خداوند بال‌های گشوده‌ای به شما خواهد داد، پس مواظب باشید در هیچ تاریخی امان‌نامه‌ی کفر را امضاء نکنید و به عشق زندگی زمینی، از حیات آسمانی غافل نگردید. موفق باشید .

11611

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی: سلام: در سوال 11551 در جواب سوال خانمی که پرسیده بودن برای فرزندشان همسری اختیار کنند که پیرو شخص منحرفیست فرمودین: «به هیچ‌وجه نباید در امر باطل آن‌ها، به آن‌ها کمک کنید.» سوال من این است که برادرم به حجاب کامل اعتقادی ندارد، همسری می خواهد مطابق اعتقادات خودش و بدون حجاب کامل. آیا خانواده نباید به خواستگاری فرد مورد نظر ایشان بروند و همراهی در باطل است و بگویند فقط اگر همسر با حجاب بخواهی با تو به خواستگاری می آییم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در آن سؤال به خواستگاری‌رفتنِ خانمی است که طرفدار شیرازی‌ها است که به تعبیر مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» این‌ها کسانی‌اند که شمشیر دشمن را در قتل شیعه تیز کردند. ولی اگر شما به برادرتان کمک کنید تا به گناه گرفتار نشود، نباید اشکال داشته باشد، مگر این‌که کار شما موجب گناه شود که باید خودداری کرد. موفق باشید

10367
متن پرسش
سلام آقای طاهر زاده: در جواب سوال قبلی من (مربوط به امام خمینی که شما آقای گلپایگانی را مثال زدید) و با توجه به سوال 10280 شما می گویید امام از همان ابتدا ی کودکی نترس بوده اند و آقای گلپایگانی می گوید من به اندازه امام نترس نیستم پس یک حالت نا امیدی در من پیدا شده و چند سوال مهم خدا در قران می گوید: هرکسی وقتی به دنیا می آید ضعیف است و کلا هیچ چیزی ندارد (پس همه در کمالات انسانی موقع تولد یکی اند) و آیه دیگری می گوید ای مردم شما فقیر به سوی خدا هستید و خدا غنی و ستودنی است و آیه دیگر م یگوید اولیا الهی را هیچ خوف و غمی نیست و آیه دیگر و کسانی که ایمان آورده اند آنها را ترس و غمی نیست پس با این حساب یا ایمان آقای گلپایگانی ضعیف بوده و یا جز اولیا نبوده اند و دیگر اینکه این آیات شامل حال امام نمی شده و از همان ابتدا قوی و بی نیاز بوده اند. دیگر آن که شما با جواب 10280 این امید را در من بی رنگ کردید و راه کمال و از بین بردن ترس و اضطراب را یک جور سخت و دشوار دانسته اید که با توجه به مطالب کتاب جوان و انتخاب بزرگ و نزدیکی به خدا پس این ترس چه می شود؟ اگر استاد عزیز بی احترامی در سوالات من است ببخشید چون کمی گیج شده ام
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: درست است که انسان را در ابتدا ضعیف خلق کردند، ولی فرمود هرچیزی را خلقت مخصوص به خودش را به او دادند و در همان راستا خلق‌اش کردند: «رَبُّنَا الَّذی أَعْطى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏». به امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» خلقت خودشان را دادند و انتظاری مناسب توانایی‌شان از ایشان دارند و به آیت‌اللّه گلپایگانی«رحمة‌اللّه‌علیه» نیز خلقت خودشان را دادند. مهم آن است که نسبت به آنچه خدا داده راضی باشیم و در همان بستر بندگی کنیم. موفق باشید
8436

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. . .سلام علیکم استاد عزیز. . .حق بدهید استاد،وقتی 9 ماه سال را انتظار بکشی برای رجب و شعبان و رمضان و بعد عشق بکنی با روزه هایش بعد بروی دکتر و دکتر بگوید به علت اسید بالای معدت و زخم معده ای که داری،روزه داری برایت حرامه،دنیا رو سرت خراب بشه،باور نمیکنید چه مصیبتی دارم میکشم،درده معدت به درک،دائما منتظر بودم رجب بیاید و با انوار قدسیه ناب ماه رجب و روزه شیرینش با این نفس سرکش به مخاصمه تمام عیار بپردازم. . .اما دکتر میگوید نمیتوانی،واقعا نمیدانم چه کنم،نمیدانم این دو ماه دارو های شیمیایی که داده اند را مصرف کنم،با اما و اگر خوب شوم،اما زجر اینکه شاید نتوانم ماه رمضان را روزه بگیرم،دارد دیوانه ام میکند،ماه رجب و شعبان هم که مستحبی ست و دیگر نمیشود روزه گرفت آن هم وحشتناک است. . .اصلا مانده ام،لابد میخواهید بفرمایید اذکارش را بگو،به جان خودم اذکارش را میگویم،اما ذکرش کجا و روزه کجا؟من که حضور قلب ندارم،روزه ای میگرفتم،شب بیدار میشدم با عشق،کمی رازو نیاز میکردم،همان هم اگر گرفته شود من چه کنم؟بفرمایید چه کنم؟. . .میفرمایند روزه سپر مقابل آتش است،بله هست،وقتی روزه میگرفتی حتی خطورات نفس هم قابل کنترل بود،حال من چه کنم؟...بخدا سختم است استاد...موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: یک‌سری هم به اطبای طب سنتی بزنید شاید فرجی حاصل شود. شماره‌ی جناب آقای رستگاری در این رابطه 09132652954 است با ایشان تماس بگیرید. موفق باشید
7859
متن پرسش
سلام علیک استاد میخواستم ببینم در جایی که خانمی با همسرش هستند و وضعیت حجاب درستی هم ندارند و اگر امر به معروف کنیم منجر به دعوا و شلوغی میشود با توجه به اینکه ااین واجب در حال فراموشی و کم رنگ شدن است اینجا وظیفه چیست؟آیا ما باید امر به معروف کنیم در جایی که منجر به درگیری و ز و خورد می شود یا شیوه ی دیگری باید به کار برد..
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: البته این موضوع به توجه صورت‌های مختلفی که دارد طوری است که نمی‌توان روش یکسانی را برای همه به کار برد؛ اولا: آیا ظاهر هنجار شکن دارد یا نه؟ ثانیا: امر به معروف تأثیر دارد یا نه؟. آری اگر هنجار شکنی می‌کنند و می‌توان تذکر لسانی داد نباید کوتاهی کرد هرچند وظیفه‌ی نیروهای انتظامی است که جلو هنجار شکنان را بگیرد. در هر حال ما در شرایطی هستیم که به جهت رویکرد تمدنی که داریم باید مطابق این شرایط معروف خود را بشناسیم و با بازخوانی جدیدی نسبت امر به معروف وارد این وظیفه شرعی شویم؛ مثلا آیا در تمدن اسلامی کسی که همراه شوهر خود در پارک نشسته و در عین حال خیلی رعایت حجاب را نکرده جایی در این کشور دارد یا باید از این کشور خارج شود؟ قران در مورد امر بمعروف و فضائی که در آن فضا باید امر بمعروف انجام شود می فرماید:« وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ یُطیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ (71) » مردان و زنان باایمان، ولىّ یکدیگرند؛ نسبت به هم امر به معروف، و نهى از منکر مى‏کنند؛ نماز را برپا مى‏دارند؛ و زکات را مى‏پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت مى‏کنند؛ بزودى خدا آنان را مورد رحمت خویش قرار مى‏دهد؛ خداوند توانا و حکیم است! فضای امر بمعروف فضای رحمت و مهربانی است برای تذکر به کسانی که می خواهید از سر خیر خواهی و نصح آن ها را متذکر کنید و این ها غیر از کسانی اند که با هنجار شکنی در مقابل نظام اسلامی ایستاده اند و باید نیروهای انتظامی و یا هر نهادی که وظیفه مقابله با این افراد را دارد وارد شود.موفق باشید
6285
متن پرسش
سلام بر استاد گرانقدر در روایات داریم که اطاعت اهل البیت واجب است ولی می بینیم که اهل البیت دستور به عملی دادند که مراجع تقلید مستجب می دانند یا از موردی نهی می کنند که مراجع ممکن است مکروه بدانند حال سوال اینجاست که منظور از این که اطاعت اهل البیت واجب است چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم اطاعت دستورات اهل‌البیت«علیهم‌السلام» به عنوان اولی‌الأمری که قرآن اطاعت آن‌ها را واجب کرده، واجب است ولی این مجتهدین هستند که می‌فهمند این روایاتی که از آن ذوات مقدس رسیده به چه‌چیز اشاره دارد چون بعضی روایات متعارض دارد و بعضی روایات با روایات دیگر تخصیص می‌خورند. موفق باشید
3444
متن پرسش
سلام استاد. ذکر کملّین چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده چیزی نمی‌دانم ولی مگر می‌شود ذکر کسی جز «لا إله إلاّ الله» باشد. ذکر کامل مکمل دوران ما یعنی حضرت روح‌الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه»، «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» بود. موفق باشید
3010

تنبلیبازدید:

متن پرسش
با سلام در بیشتر کارهایم اعم از دینی وغیر دینی تنبلی وسستی می کنم لطفا دستوری بفرمایدد که از این مشکل رهایی پیدا کنم با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: شاید کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» در این مورد کمک کند. موفق باشید
2237
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام استاد بزرگوار. در روایت داریم که در زمانی که مهدی آل محمد(عج) ظهور میکند اگر کافری در پشت یا زیر سنگی پنهان شده باشد سنگ ندامیدهد ای مومن در زیر من یا پشت من کافری پنهان است چگونه این موضوع را میتوان توچیه کرد آیا بوسیله ی حرکت جوهری میتوان این پدیده را توجیه کرد که چون ماده موجود است حکایت از آن دارد که حضرت فیاض در حال فیاضی هست و در آن زمان حضرت فیاض فیضی خاص به ماده یا سنگ آن عصر میدهد به طریقی که آن سنگ سخن میگوید یا اینکه آن سنگ فیض شفافی میگیرد به طریقی که تمام ابعاد وجودیش مانند شیشه شفاف میشود ومومن میتواند تمام سمت و سوهای مکانی آن سنگ یا دیگر اشیاء را ببیند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در بحث برهان صدیقین داشتیم که وجود مطلق همه‌ی کمالات را دارا است و عین آن کمالات است و هر اندازه، وجود نازل شود، آن کمالات نازل می‌شود و لذا هیچ وجودی از علم و شعور خالی نیست، کافی است یک کسی مثل یاران حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» در میدان باشد تا از شعور آن سنگ الهام بگیرد مضافا بر این که در زمان ظهور حضرت، عالَم به قیامت نزدیک می‌شود و حیات شدید‌تری پیدا می‌کند. موفق باشید.
1730
متن پرسش
سلام علیکم. حضرت استاد من کارمند هستم، کارهایی را بر عهده دارم و بنده انجام وظیفه می کنم گاهی نیازی نیست مافوق در جریان روند کارها قرار گیرد اما از یک سو اگر دائما گزارش ندهیم و دم چشمش نباشیم حمل بر کارنکردن و بی کفایتی می شود(حداقل در سازمان ما چنین است) و لاجرم در زمان تعدیل نیرو و ...اولین کسانی خواهی بود که حذف می شوی استاد سوال من این است که اینکه من به خاطر پرهیز از این موضوع ارائه گزارش دهم مصداق این امر نیست که غیر خدا را در امور موثر دانسته ام؟ چون دائما در چنین شرایطی احساس بدی دارم و فکر میکنم کدام خلوص نیت؟کدام کار برای خدا انجام دادن؟!اما از سویی آنچه دلگرمم می کند استناد به روایات معصومین است که فرضا می فرمایند"...با امرا با حذر رفتار کنید ..." (بهرحال این مافوقها در سازمان امیر هستند) و یا جملاتی شبیه اینکه: با منافق مدارا کنید(چون مافوقهای سازمان ما بعضا نماد نفاق و دورویی هستند). استاد تکلیف من چیست؟چگونه یک کارمند می تواند خلوص نیت داشته باشد و برای خدا کار کند؟آیا صرف اینکه هدف کسب روزی حلال باشد خلوص نیت است؟لطفا مرا راهنمایی کنید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام شما در این امری که می‌فرمایید وظیفه‌ای دارید که فعالیت‌های خود را به مافوق خود گزارش دهید که او بداند امور چگونه جلو می‌رود و بر آن اساس برنامه‌ریزی کند. موفق باشید
1661

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب به محضر معلم محترم جناب استاد طاهرزاده. ابتدا از شما عذر خواهی میکنم که وقت شریفتان را می‌گیرم. امروز ما متأسفانه در سطح کشور با افراد و گروه‌هایی روبرو هستیم که در قول و عمل به شکل شگفت آور و عجیبی با بعضی از افراد و گروه‌های صدر اسلام و انقلاب شباهت پیدا کرده‌اند. از آنجا که تذکرات مختلفی که از طرق گوناگون به آنها می‌رسد را به چیزی نگرفته و همان مسیر قبلی را با اصرار بیشتری ادامه می‌دهند، ما نسبت به این افراد و گروه‌ها و آینده‌ی هولناکی که در پیش دارند دچار سوء‌ظن شده‌ایم. و چون این سوء‌ظن در ما شدت یافته قدری نگران شده ایم که نکند دچار اشتباه شده‌ایم. فعلا سؤالی که از محضرتان داریم این است که آیا این سوء‌ظن از مصادیق آن سوء‌ظن‌هایی‌ست که قرآن به ما خبر می‌دهد از آن تبعیت نکنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام در هر صورت سوء ظن به مسلمانانی که در ذیل ولایت ائمه«علیهم‌السلام» قرار دارند و در حال حاضر شخصیت علمی و عملی حضرت امام را پذیرفته‌اند و تابع دستورات معظم رهبری هستند، درست نیست ولی سؤال شما مبهم بود، من نتوانستم مصداق منظور شما را تصور کنم. موفق باشید
1659

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی،سلام علیکم اقوال مختلفی شنیده ایم از علما که سوره ای می خواندند و هدیه به ارواح علمای ماضی می کردند. این کار چه فایده ای دارد؟ اهل علم و طلاب ، برای درک بهتر علوم می توانند از این روش استفاده کنند؟ خواهشمند است اگر دستورالعملی دارید،بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده مبنای این کار را در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» عرض کرده‌ام. در هر حال روح علمای بزرگ در عالم برزخ جهت مددرسانی به ما آزاد است و می‌توانند مددهای گوناگونی به ما بکنند از جمله در فهم بهتر علوم. موفق باشید
399

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. اقای جوادی در کتاب شمس الوخی و تفسیر انسان به انسان می گوید متشابهات حس و خیال و وهم در بخش اندیشه به مخکمات عقل نظری ارجاع و متشابهات شهوت و غضب در بخش انگیزه به محکمات عقل عملی احاله می گردد و سر انجام فطرت مرجع علم وعمل قرار می گیرد. اینها یعنی چه. لطفا مرا به فهم عمیق و درست این سبک انسان شناسی برسانید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام با عرض معذرت مطالب مورد اشاره احتیاج به مقدمات طولانی دارد که طرح ان از حدّ سؤال و جواب بیرون است. اگر مباحث معرفت‌النفس و کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را مطالعه فرمایید به مطالب نزدیک‌تر می‌شوید. موفق باشید
نمایش چاپی