بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10361

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: اگر امکان دارد کتابی در رابطه با مقایسه عقل از دید اسلام و غرب به صورت کاربردی معرفی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «تاریخ یونان‌زدگی ما» از مرحوم مددپور خوب است. موفق باشید
10348
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم استاد عزیز: صحبتی آقای رئیس جمهور درباره تحریف هدف قیام عاشورا چه در مقایسه قضیه حر با سران فتنه و چه در تحریف هدف عاشورا با مذاکراتشان کردند که واقعا خبر از آینده ای خطرناک می دهد. مشاهده کردیم رئیس جمهور در حرم امام رضا (ع) گفت از کنار همین بارگاه می گویم که از رکود گذشتیم یعنی اعتقادات را چیزی که شک در آن است قاطی کردند. اخیرا هم مشاهده کردیم اقدام به تحریف قیام عاشورا می کنند. این به عهده ماست که اولا روشنگری کنیم قیام عاشورا قیام مذاکراتی و تعامل سازنده با دشمن نبوده، بعد هم بیشتر در کور کردن چشم فتنه تلاش کنیم. اگر فرمایشی در این باره دارید خواهش دارم بفرمایید. شاید ما داریم تند می رویم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در حدّ توان خود سعی می‌کنم ضعف‌های آن سخنان را روشن کنم در عین آن‌که بسیار تلاش دارم جامعه دوشقه نشود و بین جناح های انقلاب تعارض عمیق پیدا نشود و آقایان به خود آیند که برداشت‌شان غلط است. در موقعیت بسیار حساسی قرار داریم، عمّارهای رهبری عزیز باید حواس خود را جمع کنند تا یک گروه را که می‌توان عضوی از انقلاب دانست، بیرون انقلاب نیندازیم. موفق باشید
7850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز و بزرگوار -- با سلام واحترام به نظر حضرتعالی در فلسفه ملاصدرا می توان در خصوص مبانی فلسفی تعلیم وتربیت افرادکم توان ذهنی (مانند ضرورت وهدف تعلیم وتربیت این افراد)اصولی را استخراج ویا استنباط نمود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حتما می‌توان ولی یک کار تخصصی است که افرادی باید به عهده بگیرند و پس از کسب نگاه ملاصدرا به معرفت نفس فروعات موضوع را دنبال کنند. موفق باشید
7253

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز جدیدا دوستانی هستند که مگویند ما میخواهیم در فیس بوک ورود پیدا کنیم و تبلیغ و کار فرهنگی انجام دهیم با توجه به اینکه مقام معظم رهبری با شرایطی ورود به فیس بوک را جایز میدانند،این دوستان هم میگویند ما میخواهیم که کار کنیم تبلیغ کنیم،کما اینکه میدانید این شبکه از یک فرد صهیونیستی است آیا عضویت در این شبکه و افزودن مشترکین اینها چگونه.است؟میخواستم نظرتان را در جوانب و زوایای این شبکه و در صورت مجوز کار در این شبکه چگونه وچه کسانی صلاحیت کار را دارند؟!با عزض ارادت و معذرت
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر مقام معظم رهبری اطلاعی ندارم، اگر ممکن است نظرشان را به بنده بدهید. موفق باشید
7160

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام منظور از نفس کلی و عقل کلی که به حضرت زهرا و حضرت رسول نسبت داده شده و در انتهای کتاب انسان از تنگنای بدن...به آن اشاره شده چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقایق عالم وجود در عالم ارض مصداق‌هایی دارد که آن مصداق‌ها مظهر کامل آن حقایق‌اند. عقل کلی حقیقت همه‌ی عقل‌ها است و عامل تجلی انوار الهی به عالم‌اشت و نفس کلی حقیقت همه‌ی پذیرش‌ها است و مظهر آن درعالم ارض مظهر عبودیت کامل یعنی حضرت زهرا (س) است. موفق باشید
7149
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهر زاده در ضمن مطالعه سایت جنابعالی مطالبی دال بر اینکه ما در آستانه ایجاد تمدن عظیم اسلامی هستیم و انقلاب تغییرات بنیادی در جهان ایجاد خواهد کرد و در مسیر تغییر تاریخ قرار گرفته ایم و ....از این دست گفته ها زیاد دیدم . بنده ضمن رعایت احترام به نظرات حضرت عالی ، عرض می نمایم صحت یک ادعا را بایستی از نتایج آن مورد بررسی قرار داد. ما پس از سالها وبا وجود تبلیغات زیادی که در جهان ایجاد کرده ایم ، عملا بیش از سه چهار کشور دنیا کسی با ما همسو نشده . بجز سوریه و لبنان و یکی دو کشور آمریکای لاتین در حد محدود. که این نسبت به کل جهان ناچیز است . حالا جهان پیشکش. مردم خود ما نیز کلا در عالم دیگری سیر می کنند . شما خود در جامعه میبینید . واقعیت کلن عکس قضیه است . ما در جامعه ایرانی شاهد دین گریزی ،کاهش ازدواج ، طلاق بالا ، روابط نامشروع زیاد ، بی حجابی، فساد اقتصادی ، اعتیاد و ..ووووو که شرح کاملش اینجا نمیگنجد هستیم .من میبینم شاید 10 درصدجامعه در عالمی که شما تصویر میکنید سیر نمیکنند. 90 در صد دنباله گرفتاری و بدبختی و ...یا بقول شما دنیا هستند. من خودم از مطالعه کنندگان مطالب شما هستم . خیلی جاها با حضرتعالی اشتراک نظر دارم . در مورد دین ، امامت ، غرب، اصالت خانواده و هر چیز دیگر..... ولی قویا معتقدم ما داریم خودمان را گول میزنیم . واقعیت جامعه چیز دیگری است و ما همان دین پاک و آسمانی و شخصی که مردم در دوران طاغوت برای خودشان داشتند را نیز آلوده کردیم . آلوده به دروغ ، به شعار ، ما دین را ابزار کردیم و مردم را از اسلام فراری دادیم .. همه ضعفها را هم میاندازیم گردن پهلوی و آمریکا . به هر حال سیر تاریخی که میفرمایید به نظر من نه تنها محقق نمیشود. بلکه روز به روز از آن در حال فاصله گرفتنیم . من این ادعا را با شواهد موجود در جامعه میگویم . لطفا نظر یا نقد خود را نسبت به نظر من در سایت منعکس فرمایید . باتشکر موید باشید .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تأمل بر نحوه‌ی ظهور سنت‌های بزرگ در تاریخ می‌تواند مقدمه‌ی مناسبی باشد برای آن‌که بدانیم آینده چگونه شکل می‌گیرد. این‌که شاه به عنوان مظهر خودباختگی یک ملت نسبت به تفکر غربی، رفت و این‌که در حال حاظرآمریکا هر تصمیمی که با روحیه‌ی استکباری‌اش می‌گیرد موفق به انجام آن، آن‌طور که او تصمیم می‌گیرد نمی‌شود و این‌که روح مردم جهان به سوی معنویت گرایش پیدا کرده؛ حکایت از آن دارد که خداوند تقدیر دیگری را برای ما رقم زده، هرچند برای حاکمیت آن تقدیر باید فرایندی طی شود. بنده نمی‌گویم آنچه در حال وقوع است بدون تفکر در منظر دید همگان قرار می گیرد تا شما بفرمایید چرا در همگان قابل رؤیت نیست. مگر آن زمانی که حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» فرمودند: «شاه رفتنی است» در ظاهر جامعه چیزی در از نمایان بود؟ یا وقتی از شکست مارکسیسم لنینیسم خبر دادند از ظاهر حرکات کشور شوروی و مردم آن می‌توانستیم چنین شکستی را دید؟ همه‌ی عرض بنده آن است که رابطه‌ای بین تفکر و زمان هست که اگر بتوانیم تقدیری را که در زمان ما جاری است احساس کنیم تفکر شروع می‌شود و اگر بتوانیم ماوراء آنچه ظاهر است با آنچه تفکر در اختیار ما می‌گذارد مأنوس شویم حضوری در تاریخ زمانه‌ی خود احساس می‌کنید که چون هوای تازه می‌خواهد تاریخ جدیدی را بسازد و شما از حضور در این فرایند محروم نمی‌شوید. به شرطی که احساس خود را از چهارچوب مفهوم به چیزی بالاتر معطوف داریم که آن «وجود» است. در آن حال با انسانی سخن می‌گویید که در حال ظهور است و نه با انسانی که دوره‌اش گذشته، و آن‌وقت روشن می‌شود حرکتی که در تاریخ خود نیست نمی‌ماند همان‌طور که حرکات شاه و صدام نماند. به نظر شما چه کسی در دوران خود زندگی می‌کند؟ آن کسی که با وضع موجود همرنگ است یا آن‌هایی که نسبت خود را با تاریخی که شروع شده، تعریف کرده‌اند؟ شهدای عزیز ما نسبت جاری‌شده در تاریخ را با تذکر حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شناختند و همرنگ تاریخی شدند که با وجود خود باید احساس می‌کردند و احساس کردند. آن‌ها چون می‌خواستند باشند متفاوت از ظاهر زمانه‌ی خود شدند و مسئولیت تحقق تاریخی که شروع شده است را به گردن دیگری نینداختند، مسئولیت دوران خود را به تنهایی به دوش کشیدند. این درک دیگری است از زمانی که در آن زندگی می‌کنیم. موفق باشید
2951
متن پرسش
سلام استاد. من پرسشی داشتم: استاد بنده حقیر از طرفداران نظام جمهوری اسلامی و معتقد به اصل ولایت فقیه هستم. یک زمانی قاطبه مردم ایران طرفدار برقراری نظام اسلامی بودند، اما همانطور که خودتان می دانید بخش کثیری از مردمکشور ما دیگر عقیده ای به ولایت فقیه و و جمع دین و سیاست نیستند. آنها نوع تفکر و نگرش ما را نمی پذیرند آنها اسلام را در حد شخصی و حیطه قلب خود می خواهند. دلشان نمی خواهد روحانیون بر ایشان حکومت کنند. دوست ندارند قوانی قرآن بر آنها حاکم باشد (البته ناگفته نماند بخش عمده ای از این موضوع به عملکرد غلط پاره ای از مسئولین و سوءاستفاده ایشان از موقعیت خود می باشد و اینکه انتظارات مردم از یک حکومت اسلامی بر آورده نشد و اینکه ریا و دوری زیادی را از بخشی از افراد حکوتی دیند که اتفاقا اقدامات آن عده تاثیر زیادی بر زندگی مردم گذاشت). خلاصه استاد من که واقعا شیفته نظام اسلامی هستم و دلم میخواهد جمیع مردم هم یکدل و همصدا همینگونه باشند ولی به هر دلیل دیگر اینطور نیست. در بعضی جاها آمده است پیامبر چندین بار به رای مردم رجوع کردند و یا امام علی علیه السلام تا زمانی که مردم نخواستندشان حکومت نکردند و بعد هم مردم نخواستند و رها کردند و... آیا ما باید به قیمت نارضایتی مردم به فکر حفظ نظام باشیم؟ مگر ما حدیث نداریم که با کفر می شودحکومت کرد ولی با ظلم نه؟ آیا یک حکومت لائیک بهتر از حکومت اسلامی نیست که بخش عمده ای از مردم آن را نمی خواهند؟ اگر واقع بینانه نگاه کنیم و نخواهیم خودمان را گول بزنیم به این واقعیت می رسیم که بخش قابل توجهی از مردم ما این شیوهحکومت را قبول ندارند. حال یا آن را درک نمی کنند، یا هرچیز دیگر...ایا اگر ائمه بودند به هرقیمتی حکومت را حفظ می کردند؟ چه اشکال دارد یک رفراندوم بگیریم و حداقل دیدگاههای سایرین را هم لحاظ کنیم؟باستاد نظر شما چیست؟(هرچند تاکید می کنم من مایلم حکومت شیعی ما بماند نام علی بماند، ام القرای جهان اسلام باشیم، اما مگر صرفا امثال من حق داریم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به این دلیل بنده معتقدم مردم اصل نظام اسلامی را نسبت به سایر نظام‌های موجود ترجیح می‌دهند که بیش از پنجاه‌درصد در انتخابات شرکت می‌کنند، چون شرکت در انتخابات به معنای آن است که معتقدند در همین بستر می‌توانند به نتایجی که می‌خواهند برسند. از طرفی هیچ‌وقت هیچ نظامی برای بود و نبود خودش اقدامی انجام نمی‌دهد، رفراندم برای آن است که بخواهند یکی از رویکرد های نظام را تغییر دهند مثل رفراندمی که در اخر عمر حضرت امام جهت تغییر بعضی مواد قانون اساسی انجام شد. ولی تغییر نظام چیز دیگری است ،مثل همان‌طور که مردم با نظام شاهنشاهی درگیر شدند و معلوم شد آن نظام پشتوانه‌ی مردمی ندارد. اگر فکر می‌کنید واقعاً مردم نظام را نمی‌خواهند باید کار به این‌جا بکشد، مثل همان چیزی که در مصر به‌وجود آمد. این تصور که مردم نظام اسلامی را نمی‌خواهند در تصور مجریان فتنه‌ی سال 88 بود و فکر کردند اگر بستر را فراهم کنند مردم همان‌طور عمل می‌کنند که بعداً در مصر پیش آمد، ولی ملاحظه کردید وقتی مردم برای نظامشان احساس خطر کنند مثل 9 دی همه به پشتیبانی نظام می‌آیند هرچند انتقاد داشته باشند. موفق باشید
1959
متن پرسش
سلام علیکم! این مسأله از لحاظ شرعی و اخلاقی وجود دارد که حدود روابط با نا محرم در حداقل سطح ممکن باید باشد. اما می خواهم مقداری تفصیلی بحث کنم. مثلا من جوان 20 یا 25 ساله در مهمانی ها مجاز هستم (البته مجاز چه به لحاظ فقهی که کف مسائل و حداقلها را بیان می کند چه به لحاظ اخلاقی از هر دو بعد بررسی کنید.) با دختر خاله یا دختر عموی خود که با هم هم سن و سال هستیم صحبت کنیم. آنهم نه اینکه به قول معروف گل بگوئیم و گل بشنویم یا شوخی های آنچنانی با هم بکنیم بلکه صحبت در حد اینکه بالاخره با هم در یکجا هستیم و چند کلمه صحبت کردن طبیعی است آنهم بیشتر در حوزه هایی مانند مسائل درسی و دانشگاه مثلا اینکه از یکدیگر معدل یکدیگر را بپرسیم یا اینکه مثلا به چه گرایشی از رشته ی خود علاقه مند است؟ یا سوالاتی و صحبت هایی از این دست. چون این مقدار صحبت کردن آنهم نه در خلوت بلکه در حضور جمع واقعا موجب تحریک شدن و یا احیانا به گناه افتادن نمی شود. دوم اینکه من خودم برخی اوقات با سایر دوستان در این زمینه صحبت می کنم برخی از آنها می گویند ما در مهمانی ها با دختران فامیل سلام و علیک می کنیم. حرف هم می زنیم. و در کل با هم راحت(راحت نه به معنای منفی اش) هستیم. اما برخی دیگرشان می گویند ما حتی سلامشان هم نمی کنیم و تنها اگر سلاممان کردند از آنجائیکه جواب سلام واجب است یک جواب ساده به آنها می دهیم. حال کدامیک از این دو رفتار درست است؟ البته فکر می کنم هیچکدام از این رفتارها از لحاظ شرعی مشکلی ندارد اما مسأله را شما اخلاقا و از یک دید حداکثری بررسی بکنید چون فقه یک دید حداقلی و کف مسائل را بیان می کند. نکته ی بعد اینکه حتی یکی از دوستان می گفت من سرم در مهمانیها همیشه پایین است به قسمی که یکبار در خیابان با زن برادرم(دقت کنید زن برادر نه دختر عمو و دختر خاله و ... چون روابط انسان معمولا با زن برادرش خیلی بیشتر از روابط با دختر عمو و دختر خاله است) برخورد کردم و او را نشناختم. حال آیا این درست است(درست نه به لحاظ شرعی و نه به لحاظ اخلاقی بلکه به لحاظ اجتماعی و عکس العمل مخاطب) که انسان آنچنان سر به زیر باشد که حتی زن برادر خویش را نشناسد چون معمولا موجب دلخوری و شاید احیانا به مسائل باریکتری مانند دعوا و یا حتی خدای نکرده به طلاق نیز بینجامد. چون این مقدار سر به زیر بودن را حتی خانواده های مذهبی و حزب اللهی نیز بر نمی تابند.یا برخی از دوستان می گفتند ما اگر دختر عمو یا دختر خاله ی خویش را در خیابان ببنیم آنها را نمی شناسیم. سوال بعد در مورد سیره امیرالمومنین(ع) است که ایشان به دختران جوان سلام نمی کردند من از یکی از دوستان (که اتفاقا می گفت با دختران فامیل حرف می زنم و سلام علیک می کنم) پرسیدم گفت ایشان در خیابان به دختران جوان سلام نمی کردند که ما هم نمی کنیم و گرنه مثلا در مهمانی ها قطعا به نامحرمان سلام می کردند. آیا این جواب ایشان صحیح است؟ درمجموع از شما یک پاسخ مفصل و موردی و کلی و جامع از شما می خواهم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی در ابتدا مسئله را از نظر فقهی آن رعایت کردیم، حوزه‌ی اخلاقی آن بستگی به شرایط‌های متفاوت دارد، یک وقت می‌شود با رعایت حدود اسلامی، با آشنایان سلام علیک مفصل داشت و به قول شما از درس و امور زندگی‌شان پرسید، و یک وقت در عین احترام به آن‌ها و رعایت حقوق آن‌ها در آن حدّ که بدانند برای آن‌ها ارزش قائلید و جویای احوالشان هستید ولی سلام و علیک مفصل با آن‌ها نداشت. بنده فکر می‌کنم از حقوق افرادی مثل دخترخاله و دخترعمه آن است که آن‌ها بدانند نه‌تنها آن‌ها را می‌شناسید ، جویای احوالشان نیز هستید. چطور می‌شود انسان همسر برادرش را در خیابان ببیند و نشناسد، این یک مورد طبیعی نیست و حقوق آن خانم رعایت نشده است، همان‌طور که اگر او نسبت به برادر شوهرش بی‌تفاوت باشد خوب نیست. آری یک وقت شرایط طوری است که ضرورت ندارد انسان راه خود را کج کند تا بخواهد توجه خاص خود را به آشنایان نشان دهد که نامحرم است، این نه‌تنها نیاز نیست شایسته هم هست. عمده رعایت حدود الهی است که باید در حین ارتباط با آشنایان رعایت شود. چه نیاز است که چشم افراد نامحرم حتی اگر آشنا باشند در چشم همدیگر بیفتد . خوب است که انسان نگاه گذرا داشته باشد تا فکر نکنند بی‌محلی کرده ولی چشمش در چشم نامحرم نیفتد. بنده نمی‌دانم حضرت علی«علیه‌السلام» در میهمانی با نامحرمان آشنا شروع به سلام می‌کردند و یا نه ولی می‌دانم تماماً رعایت حدود الهی را می‌نمودند در آن حال اگر شرایط اقتضا می‌کرد جلو می‌رفتند و احوال دختر خاله‌شان را هم می‌پرسیدند که این عین اخلاق است. موفق باشید
31706
متن پرسش
سلام مجدد خدمت استاد گرامی: در پاسخ سوال 31699 در رابطه با سوال اصول اصول اصول دین فرمودین: هر تفکری مبنایی دارد و دین اسلام نیز بر اساس مبنا و اصولش راه‌های هدایت را مقابل ما می‌گشاید و همان اصول دین نیز مبتنی بر اصولی است که الهامی و فطری است و جناب مولوی در کتاب شریف مثنوی متذکر اصول الهامی و فطری می‌باشد تا با رویکردی بهتر به توحید اسلامی رجوع نماییم و بهره‌های قرآنی خود را بیابیم.» با برداشت من از توضیح شما کتاب مثنوی می شود اصول اصول دین،با توجه به اینکه اغلب عبارت ها در مثنوی دقیق هست و عبارت بصورت اصول اصول اصول دین هست می خواستم این مورد رو هم بدانم معنای اصول اصول اصول دین چه خواهد بود؟ به هرحال ادعاییست که مطرح شده و خب حداقل شناخت این است که بفهمیم مدعا چیست. برای اینکه مقداری مطلب روشن تر شود می خواستم بدانم چه کتاب هایی رو در کنار مثنوی اصول اصول اصول دین می دانید، علاقه داشتم چند مورد اشاره فرمایید. یک صحبت های مطرح است و حرف هایی می آورند، (ولله صد سال شراب بخوری خدا از تو می گذرد ولی از این کلمه نمی گذرد کسی که بگوید مثنوی مولوی اصل اصل اصول دین است. علامه امینی) اگر صلاح دیدین در این مورد و یا در مورد نحوه مواجهه با آن هم راهنمایی بفرمایید ممنون می‌شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! متأسفانه علامه امینی از فضای علم عرفان اطلاعاتی نداشته‌اند که بتوانند نظر دهند. در این مورد خوب است به امثال رهبر انقلاب و شهید مطهری رجوع کرد. عرایضی در صفحه ۴۲ کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» شده است که عیناً خدمتتان ارسال می‌شود. موفق باشید

 مقام معظم رهبري «حفظه‌الله‌تعالي» در جلسه‌اي که با شعرا داشتند فرمودند: مثنوي همان طور که مولوي مي‌گويد: «هُوَ اُصولُ اصولِ اُصولِ الْدّين»[1] و گفتند مرحوم مطهري هم با من هم عقيده بود. عرض بنده آن است که اگر دل انسان آماده‌ي تغذيه با حقايق برتر است شما کمتر از آن را به آن ندهيد. عکس آن هم هست که اگر در حدّ مثنوي و حافظ مي‌تواند در حضور باشد، نمي‌شود نور بالاتر در اختيار آن بگذاريد، چون پس مي‌زند. موضوع حساسي است مواظب باشيد جايگزيني‌ها را سهل‌انگارانه انجام ندهيد. وقتي دل هواي سير در عوالم معنا را داشت زود با کمترين جايگزين آن را جواب ندهيد که در اين صورت سهل‌‌انگارانه جواب دل را داده‌ايد.

 


[1] - مقام معظم رهبري «حفظه‌الله‌تعالي» در ديدار با شعرا  در سال 1387- مولوي در ديباچه‌ي دفتر اول‏ مي‌گويد: هذا كِتابُ الْمَثنَوى‏، وَ هُوَ اُصولُ اُصولِ اُصولِ الْدّين، فى كَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْيَقين.

25293

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: در کتاب لیله القدری فاطمه زهرا (س) در یک روایت اشاره کردید جبرئیل به حضرت آدم در خصوص فاطمه زهرا (س) همسر و فرزندانش فرمود ۴ هزار سال قبل از خلقت شما آنها را آفریده در روایت دیگر در خصوص سوالی که از رسوال خدا (ص) در باره عالین شده اشاره به خلقت دو هزار ساله آن بزرگواران شده تفاوت این سالها در چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً این روایات نظر به کثرت دارند و نه به تعداد مخصوص. موفق باشید

14703
متن پرسش
بسم رب شهدا و صدیقین سلام آقای طاهرزاده: خوبید؟ من طبق راهنمایی روحانی پایگاهمان که گفته بود برای مطالعه ی کتاب های شما ابتدا کتاب آشتی با خدا از طریق آشتی با خود راستین را مطالعه کنم، خوندم و الحمد لله به دردم خورد. می خواستم از شما درخواست کنم که بعد از این کتاب باید سراغ کدام یک از کتاب هایتان بروم و بیشتر پیشرفت کنم؟ اگه میشه اسم چند کتاب بعدی رو به من بگید ممنون. همچنین می خواستم دوست عزیزی که سوال 14642 رو مطرح کرده بود رو راهنمایی کنم. اگه شخصی بخواهد برای نماز صبح بیدار بشه باید نماز ظهر، عصر، مغرب و عشا رو در اول وقت بخونه. من با لطف خدا به این مطلب رسیدم و بعد ها هم فهمیدم که آیت الله بهجت (ره) هم همین نظر رو داشتند. البته باید توجه کرد که اگر بقیه نماز هامون رو در اول وقت بخونیم ما برای نماز صبح بیدار میشیم ولی باید همت کنیم و به وسوسه ها گوش ندیم و از جایمان بلند بشیم و بریم نماز صبح رو بخونیم. این راهی که گفتم فقط برای بیدار شدن از خواب برای خواندن نماز صبح است. یا علی ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعد از کتاب «آشتی با خدا» کتاب‌های «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «معاد» هرسه با شرح صوتی آن خوب است که مطالعه شود. 2- پیشنهاد خوبی است، امید است که کاربران محترم بتوانند از آن استفاده کنند. موفق باشید   

13040
متن پرسش
سلام: در رساله داریم صحبت دنیایی در مسجد مکروه است آنچه مبتلا به است بعضا با دوستان صحبت دنیایی می کنیم که باعث الفت و صمیمیت می شود در این صورت مکروه است؟ گاهی هم صحبت دنیایی بخاطر اغرض معنوی مثلا کمک به دیگری یا ابراز همدردی و سایر موارد انجام می شود در این صورت هم مکروه است؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: « يا بَني‏ آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِد » و علامه طباطبایی در تفسیر آن می‌فرمایند یعنی ابعاد معنوی شخصیت شما در مساجد است، بروید آن ابعاد را از مساجد بگیرید. لذا نباید فضای مسجد را برای خود و دیگران از این حالت خارج کرد. موفق باشید

11370
متن پرسش
سلام علیکم. من درباره‌ی بحث توهین‌نکردن به مفدسات اهل سنت که چند وقتی است به‌طور گسترده مطرح شده و مقام رهبری هم در این خصوص تذکر داشتند سوال دارم. آیا به‌طور کلی و حتی در جمع‌های خصوصی هم نباید حرفی از خلفا زد؟ یعنی من نباید به گونه‌ای برخورد کنم که فرزندم از آن‌ها بیزار باشد؟ مگر در زیارت عاشورا لعن نداریم؟ مگر حقیقتاً این‌ها بزرگ‌ترین ظلم را به بشریت نکردند؟ کلاً من گیجم. لطفاً مرا برای تشخیص رفتار درست در اجتماع و مجالس خصوصی و... راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  انتقاد غیر از توهین است. توهین موجب اختلاف در امت اسلام می‌شود. در مورد مصداق‌های لعن در زیارت عاشورا، اختلاف هست. در هر صورت ملاک برای ما فتوای مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» است که مطابق آن نمی‌توان به همسران پیامبر و صحابه‌ی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» توهین کرد. موفق باشید
 

10975
متن پرسش
سلام خدمت استاد. به نظر شما بدایه و نهایه را با چه شرحی بخوانیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده شرح آقای فیاضی و آیت اللّه مصباح را دیدم، ولی رفقا فرمودند در حال حاضر با توجه به شرح‌های گذشته، شرح‌های بهتری به میدان آمده مثل شرح آقای امینی‌نژاد از بدایه و یا شرح جناب استاد یزدان‌پناه از نهایه. در این مورد از طلاب حوزه‌ی علمیه‌ی قم که در این قسمت در حال فعالیت‌ هستند، مشورت بگیرید. موفق باشید
10691
متن پرسش
با سلام: در بحث های معرفه النفس جملاتی از دکارت در اثبات «من» انسان آوردید که برای ما خیلی جالب بود، ولی استاد مطهری در کتاب توحید صفحه ی 200 این حرف را که «من فکر می کنم پس وجود دارم» را یکی از مزخرف ترین حرف های دنیا می دانند و این پایه را می شکنند و البته خیلی از اثبات های دیگر دکارت هم می ریزد. آیا این حرف دکارت برای استفاده در معرفه النفس مضر نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که آن استاد شهید«رضوان‌اللّه‌علیه» می‌فرماید این حرف دکارت به عنوان یک قضیه‌ی منطقی هیچ ارزش علمی ندارد و حتی پایه‌ی انانیت فرهنگ غربی شد، ولی از جهت فضای شکاکیتی که منجر به این جمله می‌شود و می‌رسد به این‌که پس یک چیز غیر قابل شکی در من هست که نمی‌توانم به آن شک کنم، می‌توان مورد توجه قرار داد. موفق باشید
10334

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: می خواستم ببینم شیخ اسماعیل قصری عارفی موجه بوده یا از شخصیت های صوفی که روششان با ائمه (ع) مخالف است بوده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاعی در این مورد ندارم باید آثار ایشان را مطالعه کرد تا بتوان نظر داد. موفق باشید
9052

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در مورد صله رحم 1. در فامیل ما باید چه کار کنیم؟ مثل بیرون و جای دیگر نیست شرایط (تذکر لسانی داده شود و تمام انگار روش دیگر باید باشد) و فامیل مشکلی شدن برای ما بعضا چون والدین هم دیگر سخت نمی گیرن؟ (یعنی یه جورایی انگار من تک افتادم و انگار من دارم غلط میرم) البته تا حدودی با صحبت نکردن و اصلا نگاه نکردن تاثیری گذاشتم اما... چه کار کنم؟ با چه روشی و چه زبانی؟ انگار اصلا آدما مست شدن در این غرب زدگی؟! 2. اگر میشناسید کتابی یا فردی برای امر به معروف و نهی از منکر معرفی کنید چون کاربردی آن خیلی کم است مخصوصا در حوزه صله رحم؟ 3. آیا صله رحم درجه 1 و 2 داریم در برخوردها؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند قطع رحم نکنیم و در حدّی که می‌توانیم به صورت عملی یا گفتاری تذکر بدهیم، ولی جدال نکنیم. موفق باشید
8914
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز. نظر شما در خصوص تحولات عراق و هجوم وحشیانه داعش چیست؟جایگاه تاریخی این افراط گرایی مذهبی را در کجا می دانید؟ آیا این موضوع یک پدیده صرفاً سیاسی است که توسط غرب و عربستانبه وجود آمده است یا اینکه خواستگاه دینی و مذهبی هم دارد که یکی از عوامل بروز آن زندگی در دوران قبل از ظهور است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه تحلیل‌گران مطرح می‌کنند در رابطه با افراط‌گرایی دینی و تحریکات غرب و ارتجاع عرب، آن چیزی است که ما باید مدّ نظر داشته باشیم و امیدوار باشیم از این طریق جبهه‌ی ارتجاع عرب بیش از پیش ضعیف گردد و موضوع حوادث قبل از ظهور را فعلاً نمی‌توان مدّ نظر داشت. موفق باشید
8621

مصداق صدقهبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: مصادیق صدقه دادن چه چیزی است آیا فقط به مسکین کمک کردن صدقه محسوب میشود و یا اینکه کمک به ساختمان مسجد، کمک به فعالیت های فرهنگی صدقه است؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همه‌ی این موارد که فرمودید، مصداق صدقه است. موفق باشید
8558

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ادعاهای عجیب بیژن عبدالکریمی استاد دانشگاه آزاد در بوشهر: ممکن است اسلام نیز دچار انحراف شده باشد!// من تاکید می کنم که هگل و سارتر را دوست دارم دکتر بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد شمال در دانشگاه خلیج فارس بوشهر در اظهاراتی عجیب از احتمال انحراف در اسلام سخن گفته و افزود: جهان پسامدرن همان "جهان نیچه ای" است و طبق افکار شدیدا رادیکال نیچه، خدا و حقیقت در این جهان مرده است! از نظر من شعارهای سیاسی و "مرگ باد" سر دادن فقط برای یک سری افراد که قصد نان درآوردن دارند خوب است و آن را اداره می کنند. به گزارش "ناصرون" دکتر بیژن عبدالکریمی، استاد فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد شمال که به دعوت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خلیج فارس در این دانشگاه حضور یافت تا نقدی بر وضعیت فرهنگی ایران امروز داشته باشد در اظهاراتی عجیب از احتمال انحراف در اسلام سخن گفته و افزود: جهان پسامدرن همان "جهان نیچه ای" است و طبق افکار شدیدا رادیکال نیچه، خدا و حقیقت در این جهان مرده است! از نظر من شعارهای سیاسی و "مرگ باد" سر دادن فقط برای یک سری افراد که قصد نان درآوردن دارند خوب است و آن را اداره می کنند. وی با بیان اندیشه های نیچه و برخی دیگر از فلسفه شناسان و تئورسین های غربی تاکید کرد که جهان امروز دچار پوچ گرایی است و عنوان داشت: هیچ کس نمی تواند همزمان با افزایش مدرنیته جهانیان را با مفهوم پیشرفت آگاه کند روند مدرنیته اجتناب ناپذیر بوده و دیگر علما یا حتی انبیا برای جامعه مدرنیته قابل پذیرش نیستند. این مدرس فلسفه در ادامه به نقش انقلاب صنعتی دوم در پیشرفت و مدرنیته اشاره کرد و افزود: انقلاب صنعتی دوم همان IT و اینترنت است کسانی که با این انقلاب همگام نباشند از جامعه عقب خواهند ماند. وی با اضافه کردن این جمله که جهان امروز مدرنیته نیست و پسامدرن است، خاطرنشان کرد: جهان پسامدرن همان "جهان نیچه ای" است و طبق افکار شدیدا رادیکال نیچه، خدا و حقیقت در این جهان مرده است! از نظر من شعارهای سیاسی و "مرگ باد" سر دادن فقط برای یک سری افراد که قصد نان درآوردن دارند خوب است و آن را اداره می کنند. دانشیار دانشگاه آزاد با بیان نقش رسانه ها و مراجع اطلاع رسانی مانند سایت ها و روزنامه ها، ادامه داد: رسانه ها و قدرت ها یا حاکمیت ها بیشتر تولید حقیقت می کنند تا انتقال مفاهیم حقیقی. نویسنده کتاب "هایدگر در ایران" در پاسخ به سوال خبرنگار سپاس در مورد این که اندیشمندان غربی به دلیل کمبود های دین مسیحیت که به دلیل تحریف آن نتیجه شده بود به دنبال حقیقت خدا و وجود خدا رفتند و اگر به سخنان قرآن درمورد وجود خدا گوش داده بودند به این جا نمی رسیدند، تاکید کرد: من آدم به شدت رادیکالی هستم! ما باید با رویدادها مواجه ایدئولوژیک داشته باشیم. برای مثال اگر شما بخواهید از یک سیستم نظامی یا مذهبی دفاع کنید فقط کارتان تفهیم کردن و ترویج آن خواهد بود. هرجا شرایط و تاریخ به نفع شما باشد آن را تایید می کنید در غیر این صورت تکذیب خواهید کرد! وی در پایان در ادامه به سوال خبرنگار سپاس افزود: ما نباید میان مسیحیت و اسلام تفرقه بیندازیم زیرا ممکن است اسلام نیز دچار انحراف شده باشداگر شما دانشجویان عزیز به حرف من که استاد دانشگاه هستم گوش ندهید چگونه می خواهید افکار و اندیشه های نیچه و هگل را دنبال کنید؟ من تاکید می کنم که هگل و سارتر را دوست دارم و از آنان درس می گیرم./ سلام علیکم جناب استاد چونکه این استاد ذهن دانشجوها را منحرف می کند من به عنوان یک دانشجو از شما می خواهم که نقدی منطقی بنویسید و به این ایمیل ارسال نمایید تا بتوانیم در دانشگاه نشر دهیم. اگر نخواستید نامتان را فاش نمی کنیم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در این موارد که بخواهیم یک بحث علمی را دنبال کنیم نمی‌توان به گزارش روزنامه‌ها اعتماد کرد زیرا ممکن است منظور آقای عبدالکریمی که می‌گوید شعار «مرگ باد» سودجویانه است با نظر به جریان‌های افراطی بگوید نه با نظر به تقابل تمدنی که بین ما و غرب وجود دارد یا وقتی نظر به سخن نیچه دارد می‌خواهد مناسبات غرب‌زدگی ما را نقد کند که در دل آن حکم خدا جاری نیست. همان‌طور که وقتی می‌گوید نباید میان اسلام و مسیحیت تفرقه بیندازیم می‌خواهد بین این دو دین تعامل صورت گیرد تا معنویت جای سکولاریته حاکم شود. از طرفی حرف خوبی است که ما بتوانیم نیچه و هگل را مطالعه کنیم. موفق باشید
7477
متن پرسش
ضمن سلام و احترام. استاد بزرگوار ، سؤالم کوتاه اما خیلی جدیه. تا الآن عطش کسب معرفت داشتم و به خاطر تکلیف دینی ، از دانشگاه به حوزه آمدم و خداوند علاقه ی آن را هم در من ایجاد کرد. سؤال اساسی و جدی من اینه که با توجه به روش هایی که امروزه اومده و نیم کره ی راست مغز را فعال می کند مثل فراخوان و موارد مشابه ، کسب معرفت و گذراندن سطوح مقدماتی و عالی حوزوی و ... را می توان نهایتا دو سه ساله گذراند ، لذاست که سقوط پایه های نظام آموزشی امروزی و به طور کلی سیستم کارشناس پروری امروزی چه سیستم حوزوی چه دانشگاهی به عینه مشاهده می شود. و به اندازه ای که سیستم ها حفظ محور تر باشند بیشتر نابودی آنها دیده می شود. سؤال جدی و اساسی بنده این است که الآن که رفتن به متاریدینگ و امثالهم اپیدمی شده و عالم یا دانشمند بودن به معنای مصطلح امروزی ، زیر سؤال می رود برای تمدن آینده باید سراغ چه چیزی برویم ؟؟؟ ظاهرا یکی دو ساله با این سیستم کسی می تونه مجتهد یا دانشمند بشه ، واقعا ما سراغ چه کاری بریم که بعد از فروپاشی نظام های حفظ محور ، جایی برای کار کردن در انقلاب داشته باشیم ؟ هم به لحاظ توانایی خودمان هم به لحاظ جایگاه اجتماعی. صدای لرزه ی پایه های نظام لیبرالیسم غربی با تمام ابعادش به گوش می رسه. نظام آموزشی غربی داره منهدم میشه. چه کنیم که عقب نمانیم ؟ به غیر از ارتباط با خدا و تقویت رابطه ی حضوری و حقیقی با خدا ، دنبال چه کاری بریم که در تمدن آینده ی بشر جایگاه داشته باشیم و بتوانیم گره های کور انقلاب به سمت ظهور حضرت مهدی (عج) را بگشاییم ؟؟؟؟ چه کاری ما را از دیگران جلو می اندازد برای کارکردن برا انقلاب؟؟ حتی اعتبار مدارک دانشگاه یا حوزوی هم زیر سؤال خواهد رفت . حقیر واقعا نابودی نظام آموزشی(دانشگاه بیشتر از حوزه) کنونی را مقابل خود می بینم. خیلی خیلی متشکرم از توجه و پاسختون.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از ابتدایی که در فضای فرهنگ غرب پژوهش جای اندیشیدن را گرفت و به جای تلاش برای کشف سنت‌های جاری در عالم با آزمون و خطاهای علم تجربی خواستند بر طبیعت مسلط شوند، معلوم بود کار به این‌جاها کشیده می‌شود ولی این ربطی به مراکز حوزوی ندارد که در فقه قدرت تربیت مجتهد را دارد و ماوراء مجموعه‌ی اطلاعات، راه‌های فهم و کشف تکلیف مکلَّف را در این زمان به عهده دارد و در حکمت و عرفان نظر به حقایق وجودی عالم دارد و درصدد تحقق تمدنی است که به جای جمع کثرات عالم ناسوت، جامعه را باید با ملکوت آشنا کند و در منظر آن نوعی دیگر از زندگی را قرار می‌دهد. این‌هایی که متذکر شده‌اید همه دلیل بر آن است که به قول هیدگر تمدنی که با تفکر ریاضی و جمع کمیّت‌ها شکل بگیرد از درون متلاشی می‌شود، تلاش آن تمدن به همین است که به ضدّ خود تبدیل می‌گردد. موفق باشید
3928
متن پرسش
سلام علیکم! در احادیث مطالب زیادی وجود دارد از تأثیر برخی مسائل روی برخی مسائل دیگر که ظاهراً بین این مسائل هیچ ارتباطی وجود ندارد. مثلا احادیث سعد و نحس ایام. احادیثی که در زمینه اوقات مناسب و نامناسب جماع و آمیزش است. حدیثی که مثلاً می گوید بول کردن در حمام رزق را کم می کند. حدیثی که می گوید رد شدن از بین 2 زن یکی از اسباب فراموشی است. یا مثلا نوره کشیدن در روز جمعه موجب کمی رزق است. یا مثلاً خوردن در حال جنابت فقر می آور و سایر احادیث اینچنین در سایر موضوعات. برای مثال آدم نمی داند بول کردن در حمام چه ربطی به کمی رزق دارد یا مثلاً رد شدن از بین دو زن چه ربطی به فراموشی دارد و سایر مسائل. حال آیا همه این مسائل طبق علل و عوامل مادی هستند که هنوز کشف نشده اند یا نه علل معنوی و ماوراء مادی نیز در اینها دخیل است؟! اگر علل ماورائی دخیل است مکانیسم آنها چیست؟! مثلا طبق چه مکانیسمی بول کردن در حمام موجب کمی رزق می شود؟! یا مثلاً طبق چه مکانیسمی اگر در هنگام آمیزش مرد و زن خود را با یک دستمال پاک کنند بینشان کدورت بوجود می آید؟! یا مثلاً طبق چه مکانیسمی خوردن در حال جنابت موجب فقر می شود و ...؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً این روایات نظر به تأثیر امور معنوی در امور مادی دارد و نگاه باطن بین اولیاء معصومین«علیهم‌السلام» متذکر آن شده‌اند ولی اگر بر روی آن‌ها دقت کنیم و درست جایگاه روایات را پیدا کنیم، شاید اشاراتی به ذهن بیاید، مثلاً بول در آب روان و یا خزینه‌ی حمام یک نوع بی‌حرمتی به یکی از آیات الهی است و به همان اندازه مانع تجلی رحمت الهی می‌شود. یا در روایات ردشدن بین دو زن به شرایط خاصی بستگی دارد که انسان اراده کند در موقعیتی خاص از بین آن‌ها رد شود که ذهن او مشغول آن فضا گردد و این غیر از آن است که در خیابان به صورت عادی چنین عملی صورت گیرد. موفق باشید
2225

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی. اینجانب دانشجوی فوق لیسانس هستم و از کلاس اول راهنمایی خود ارضایی می کنم و الان به طرز بدی این را انجام می دهم.از بچگی کشش به سوی مسائل جنسی داشته ام بطوریکه قبل از دبستان یک روز دختر همسایه را آوردم و لختش کردم یا یک روز با خوهر کوچکترم به پایین خانمان رفتیم و شرمگاه همدیگر را دیدیم و یک سری کارهای دیگر که پدرم فهمید و ما را تنبیه کرد.هر شب زیر لحاف شلوار خود را پایین می کشیدم و با آلت خود بازی می کردم و لذت می بردم. در دبیرستان دو بار با دوستانم که پسر بودند راطه جنسی داشته ام و از این کار واقعا لذت بردم! دوستان هم کلاسیم فیلم های مستهجن می دیدند که از همان موقع من هم شروع به دیدن عکس کردم و در سال سوم لیسانسم فیلم هم دیدم که با ولع بسیار زیادی این فیلم ها را می دیدم بطوریکه هر دفعه شروع به دیدن می کردم تا دوسه هفته درگیرش بودم و به شدت خود ارضایی میکردم تا موقتا سیر شوم. در سال ششم لیسانیم(لیسانسم شش ساله شد)لپ تاپ خریدم و دیگر غوغا کردم همه زندگی من این فیلم ها شده بود و کلا آدم دیگری شده بودم و هنوز هم همان آدم هستم البته قدری بهتر شده ام. من تا قبل از دانشگاه هفتگی هیئت می رفتم عضو بسیج بودم و آدم مذهبی ای بودم در دانشگاه هیئت تعطیل شد نماز تعطیل سد روزه تعطیل شد و در حال حاضر اصلا انگیزه ای برای ادامه زندگی ندارم چون بارها و بارها تلاش کردم که آدم شوم اما موفق نشدم. آدم عیاشی شده ام یک سالی هم هست که عرق و مشروبات می خورم می خواهم برگردم ولی هیچ کششی در درونم نیست و به واقع کشش بسیار زیادی به کثیف بودن و شهوانی بودن دارم.دانسگاهمان مسجد دارد بارها سروع کرده ام به مسجد رفتن اما بعد مدتی اصلا زده شده ام. هر چند وقت یک بار به شدت شهوانی می شوم نمیدانم چرا یعنی تمام فکر و ذکرم سکس و خود ارضایی و فیلم دیدن می شود و همین هرکار خوبی را که شروع کرده ام ناتمام می گذارد و همین باعث شده به شدت خسته شده و به همین زندگی تا حدودی راضی شده باشم. نمیدانم چه کنم لطفا مرا راهنمایی فرمایید. ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در هر حال بدانید اگر خودتان را در این دنیا از این امور نجات ندهید در قیامت دائما گرفتار آثار چنین اموری هستید. با توبه و پایدار ماندن بر توبه و ارادت به رهبری و حشر و نشر با جوانان بسیجی خود را وارد عالَم دیگری کنید. موفق باشید.
1845
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشی.حدود یک ساله از حوزه علمییه خواهران فارغ التحصیل شده ام .اینکه انسان اصول وکارهای الهی خیلی باارزشی رو درک میکنند ولی به سمت تحقق انها در وجودش نمی پردازد دلیلش چیست(مانند حفظ حجاب اسلامی الهی).استاد واقعا معذب هستم در خیلی مواقع و از یک ناراحتی درونی همواره دارم چکار باید کرد چه توصیه ای می کنید؟باتشکر.
متن پاسخ
گفت: اول قدم آن است که او را یابی.... آخر قدم آن است که با آن باشی» درس و بحث حوزه و مدرسه شما را به سراغ خدا فرستادند از این به بعد باید با پای دل به سوی حق رفت و با او اُنس گرفت و در این راه حجاب‌ها را برطرف کرد، حرام و مکروه موانع طی مسیرند. کتاب «اسماء؛ دریچه‌ی اُنس با حق» را نگاه کنید إن‌شاءالله راه نشان‌تان می‌دهد. موفق باشید
1758
متن پرسش
سلام.طبق اصل اعیان ثابته که در سوال 1364 به آن اشاره کرده اید،فقط 14 معصوم امکان این را داشتند که در این دنیا انسان کامل بشوند،نه هیچ انسان دیگری،درست است؟لطفا جواب واضح و صریح بدهید و ارجاع ندهید!
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام اولاً: عرض کنم که اگر سؤالات را ارجاع ندهم، مثنوی هفتاد من کاغذ می‌شود. ثانیاً: در موضوع «اعیان ثابته» بحث بر سر آن است که انسان در مقام امکان ذاتی خود، خود را انتخاب می‌کند حال هرکس هرطور خود را انتخاب کرد خداوند خلقت او را بر همان اساس به او می‌دهد.« قالَ رَبُّنَا الَّذی أَعْطى‏ کُلَّ شَیْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏». از بحث «اعیان ثابته» بر می‌آید که عین ثابته‌ی چهارده معصوم ظرفیت تجلی همه‌ی اسماء الهی را داشته و آن‌ها مظهر نمایش همه‌ی اسماء الهی شدند. موفق باشید
نمایش چاپی