باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر واقعاً نیازمند است ما نباید به حالت طلبکاری او به او نگاه کنیم. بنده دعاگو هستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه جریانهای صهیونیستی در نظام سلامت جهانی نفوذ کردهاند و این موضوع به اثبات رسیده است، حرفی نیست. ولی همانطور که در جواب سؤال 18085 عرض شدبالاخره در این زمان و در این نوع زندگیها، بیماریهایی پیش میآید که دنیایِ جدید آن را ایجاد کرده و طبّ جدید آن را میشناسد و نمیتوان به چنین طبیبانی رجوع ننمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در قرآن داریم: «إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ (175)آلعمران» که معنای دقیق آن این است که میفرماید شیطان از طریق یارانش شما را میترساند. یا در روایت از قول پیامبر خدا«صلیاللّهعلیهوآله» داریم: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا» در زمانهای مختلف از طرف پروردگارتان نفحات و خطورات معنوی به شما میرسد، سعی کنید با کمکردن مشغلههای خود، خود را در معرض آن خطورات معنوی قرار دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در شریعت الهی به ما دستور دادهاند با کسانی ارتباط داشته باشیم که ما را به یاد خدا میاندازند و متوجهی حیات ابدیمان میکنند و با بقیه تا آنجا که ممکن است باید مدارا کرد مگر آنکه موجب معصیت شود 2- «عجب» وقتی به سراغ انسان میآید که انسان از الطاف الهی غفلت کند و گمان نماید خداوند به جهت استحقاق طرف به او لطف کرده و راه درمان آن نیز همان است که بفهمد اگر همین الطاف را خداوند به هرکس میکرد، چنین توفیقاتی نصیب آن میشد. پس قضیه، قضیهی امتحان است به همان معنایی که مولوی میفرماید: «امتحان در امتحان است ای پسر / هین به اندک امتحان خود را مخر». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت اللّه جوادی«حفظهاللّه» میفرمودند که از آنجایی که تزکیه نیز نیاز به علم مخصوص به خود را دارد، قرآن در آیهی 129 سورهی بقره، تعلیم را مقدم داشته تا انسان به کمک کتاب و حکمت، علمِ به تزکیه را بیاموزد و حال چنین انسانی که تزکیه شده است را منوّر به علم و حکمت میکند و در چنین حالی است که کتاب و حکمت برای او و برای جامعه مفید میافتد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن تعریف در علم حصولی است ولی آن تفکری که موجب شدیّت وجود میشود تفکری است که در تعریف آن داریم: «تفکر، رفتن از باطل سوی حق / به جزو اندر بدیدن کلّ مطلق» که در اوائل کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» بحث آن شده که: رفتن از باطل به سوى حق، در عرفان به معنى عبور از مشهورات زمانه و توجه به حقايق ثابت هستى است. عرفاى بزرگ مىفرمايند: تا كسى از عادات زمانهى خودش عبور نكند نمىتواند سلوك را شروع نمايد. با تعريفى كه عرفا از فكر دارند وقتى نتوانيم از مشهورات زمانه و عادات اجتماعى عبور كنيم هنوز تفكر را در خود شروع نكردهايم. در نتيجه براى فكركردن بايد زمانهى خود را بشناسيم تا گرفتار مشهورات و عادات آن نشويم، بايد به درستى بفهميم چرا زمانهى ما فعلًا زمانهى بىفكرى است تا عادات و مشهورات زمانه را مبادى فكر خود قرار ندهيم و در بىفكرى گرفتار نشويم. تفكر، گذشتن از حجاب كثرت و شهود حق در تمامى موجودات است و تفكر به اين معنا بدون حضور و دلآگاهى تحقق نمىيابد. موفق باشید
