بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
479

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام ایاچرا شما شیعه ها می گویید رسول ا... در کارهای روزمره معصوم است ولی نقل مستند وجود دارد که در جنگ بدر چیزی گفت و خلاف ان شد؟2- مشکل شما با ماچیست و چرا در زیارت عاشورا ما و خلفای راشد را لعن می کنید ؟
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی قرآن به صراحت می‌فرماید:« وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ » از خدا و رسول خدا اطاعت کنید؛ آیا می‌شود خداوند ما را به اطاعت کسی دعوت کند که معصوم نیست؟ آیا نباید به موثق بودن آن روایتی که برای رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» اشتباه قائل می‌شود، شک کرد؟ مگر قرآن در مورد رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» نمی‌فرماید: «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الهَوی» یعنی هیچ چیزی را از خودش نمی‌گوید و همه‌ی آنچه می‌گوید از وَحی الهی است. در ضمن این‌که می‌فرمایید چه تفاوتی بین شیعیان که معتقد به امام معصوم هستند با هل سنت هست؛ عنایت داشته باشید که شیعیان معتقدند همواره خداوند انسان‌های معصومی را در افق زندگی بشر قرار داده تا با اطمینان کامل بتوانند در زندگی ، صحیح‌ترین عمل را انجام دهند. که بحث مفصل آن را می‌توانید در کتاب‌های احتجاجات دنبال بفرمایید. مثل کتاب «الاحتجاج» از احمدبن‌ علی طبرسی، ترجمه‌ی احمد غفاری. موفق باشید
168

بدون عنوان**بازدید:

متن پرسش
آیا بین اصحاب کهف وسفر در زمان ارتباطی وجود دارد؟ باتشکر.
متن پاسخ

سلام علیکم
با عرض معذرت اطلاعی ندارم.

13941
متن پرسش
سلام علیکم: بنده از مطالعه کتب حضرتعالی و سخنرانی های صوتی و تصویریتان بسیار استفاده برده ام. می خواستم بیابم که چگونه آدمی بین یاد خدا (دیدن او) و ارتباط با خلق خدا جمع نماید، مثلا در یاد خدا به سر می بریم اما همین که سر کلاس درس رفته و به مباحث درسی توجه می کنیم بعد از لحظاتی به خودمان که می آییم می بینیم چند دقیقه ای است که مباحث ما را به خود مشغول کرده و از دیدن خدا محروم بوده ایم. با تشکر از جنابعالی، لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مستلزم یک کار درازمدتِ سلوکی است و این‌که در هر مرحله‌ای به خود تذکر دهیم تا إن‌شاءاللّه بتوان همه‌چیز را به نور حق نگریست و درنتیجه، ارتباط با خلق خدا به صورت مستقل از منظر ما تبدیل شود به ارتباط با خدا در آینه‌ی حادثه‌ها و مخلوقات. موفق باشید

12276
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت عبد خدا استاد عزیزم: آیا برنامه ریزی و نوشتن امور روزانه یا ماهانه بر روی کاغذ جهت انجام همه آنها و عدم فراموشی، به نظر جنابعالی کار درستی است؟ با توجه به فرمایش شما که انسان باید در حال زندگی کند، خداوند در گذشته و آینده نیست، نفس انسان بی زمان است، آیه ولا تاسو علی ما فاتکم و لا تفرحو بما اتکم، گذشته که گذشت و آینده هم نیامده، اینکه انسان نباید برای خود تدبیر کند، اینکه بنده دوستان عارفی دیده ام که گویی لحظه به لحظه مدیریت امورشان را سپرده اند به خدا و خداوند است که به آنها برنامه می دهد مثلا قبل از اینکه به یک کار مهم و اساسی بپردازند اگر یک فرد عادی برود و از آنها سوالی کند چنانچه مستلزم فعل حرامی نباشد ، آن برنامه مهم خود را رها می کنند و وقت صرف امور پیش آمده در حال (مثل سوال کردن آن انسان عادی) می نمایند و اصلا برایشان برنامه ریزی های از قبل نوشته شده و انجام یک به یک آنها مهم نیست. گویی به درجه اذن بودن پیامبر گرامی اسلام نزدیک شده اند. ولی علیرغم همه توصیفات بالا اکثر مدیران و دانشمندان می گویند انسان برای آنکه پیشرفت کند ناچار است با برنامه منظم ساعت به ساعت جلو رود تا وقتش هدر نشود. حال راه و روش درست چیست؟ (از طولانی شدن سوال عذرخواهی می کنم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که در روایات به ما فرموده‌اند: «توزیع الوقت، توسیع الوقت» یعنی اگر اوقات خود را درست تقسیم کنید، وقت زیادی به‌دست می‌آورید، به معنای همان برنامه‌ریزی است و این غیر از آن است که در گذشته و آینده زندگی کنیم بلکه این به معنای آن است که به ما فرموده‌اند طوری زندگی کن که گویا فردا می‌میری و طوری زندگی کن که گویا همیشه زنده‌ای. بنابراین در عین زندگی‌کردن در «حال»، حال را وسعت می‌دهیم. موفق باشید

9344

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن اتلرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: من در سجده به جای 400 بار ذکر یونسیه 100 بار ذکر یوسیه 100 بار ذکر امام کاظم 100 بار «الهم اخرج حب الدنیا من قلبی» 100 بار «یا حی یا قیوم» یا «لا اله الا انت» و اگر توان داشتم ذکرهای دیگری می گویم و فکر می کنم این طور بهتر می توانم با خدا نجوا کنم. آیا کارم صحیح است یا باید طبق گفته بزرگان 400 بار را ذکر یونسیه بگویم؟ 2- من چون دچار زانو درد هستم اگر بخواهم تمام 11 رکعت نماز شب را بخوانم زانو دردم تشدید می شود لذا مجبورم سه رکعت آخر را بخوانم و به جای نماز دعا می خوانم آیا از فیض نماز شب و برکاتش محروم می شوم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آن عزیزانی هم که می‌فرمایند ذکر یونسیه 400 بار گفته شود به صِرف تجربه می‌فرمایند. حضرت آیت‌اللّه جوادی می‌فرمودند: حضرت یونس یک بار گفت و از آن مشکلات رها شد و از طرفی بعضی بزرگان تا 1000 بار آن را پیشنهاد کرده‌اند. بنابراین آن‌طور که شما عمل می‌کنید نتیجه‌ی لازم را خواهید برد منتها باز مواظب باشید تعادل روحی شما نسبت به بقیه‌ی امور زندگی و ارتباط با اطرافیان از حالت معمولی خارج نشود 2- بزرگان می‌فرمایند حتی اگر سه رکعت آخر نماز شب را نیز نمی‌توانید بخوانید به رکعت آخر آن بسنده کنید. إن‌شاءاللّه نتیجه‌ی لازم را خواهید گرفت. موفق باشید
8630

عین ثابته‌بازدید:

متن پرسش
با سلام دوباره خدمت عزیزمان. این نکته برایمان مبهم است ممکن میتواند باشد و واجب وجود میدهد، حال یهودی بودنش عین ثابته اوست یا در عهد الست و عرضه دین انتخاب کرده؟ اگر عین ثابته اوست میتوان گفت نقصی برایش نیست چون باید به اصلش برگردد یا چون خدا میداند چکارست در میان یهودیها قرارش میدهد آیا شیعیانی که یهودی میشوند عین ثابته آنها یهودیست یا انتخابشان را عوض میکنند، با همه این حرفها اگر عین ثابته ممکن همه چیز را در بر دارد چه نیازی به عهد الست هست با عرض بوزش از سوال به هم ریخته.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حقیقتِ بالفعلِ هر انسانی را با همه‌ی انتخاب‌ها و اختیاراتی که می‌کند، عین ثابته‌ی او می‌گویند. ولی فطرت هر انسانی جنبه‌ی آرمانی اوست که انسانیت انسان آن را به جهت عهد الست‌اش می‌شناسد و این دو در هر فردی تلاقی دارند ولی دو موضوع هستند. موفق باشید
8444

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم آیا شما مستند " من روحانی هستم " را دیده اید؟ اگر مشاهده فرمودید ، نظر حضرتعالی در خصوص محتویات این مستند چیست؟ و تا چه اندازه محکوم به صحت است؟ یا مهدی
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این فیلم نشان می‌دهد آقای روحانی در صحنه‌های زیادی از انقلاب حاضر بوده‌اند و این حُسن آقای روحانی است. و در مورد تعلیق غنی‌سازی اورانیوم هم البرادعی اطلاعات غلط به ایشان داده. بحث تفاوت سلیقه جای خود دارد و این‌که تصور می‌شود تیم هسته‌ای آن بدبینی که باید به جهان استکبار داشته باشند ممکن است در آن‌ها نباشد. موفق باشید
8154

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام من طلبه ی پایه دو هستم راستیاتش یکی از اساتید مدرسه ی ما کلاس اموزش فلسفه گذاشته اند و ما را تشویق به این کار کرده اند تا اینکه امروز به اقای وییسی گفتم و ایشون گفتند بپرسید و می خواستم ببینم چه کار کنم اسم کتابی که اموزش می دهند فلسفه مشایی و اشراق است ازاقای غلامرضا رحمنی با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: فکر می‌کنم حالا زود است وارد مباحثی این‌چنین از فلسفه بشوید. از وظایفی که از نظر درستی در این زمان به عهده دارید عقب می‌افتید. موفق باشید
8107
متن پرسش
سلام استاد.استاد شما در کتاب عوامل ورود به عالم بقیت اللّهی ،بار ها فرمودید شرط اصلی ورود به عالم بقیت اللهی ،عبور از زمان فانی به زمان باقی می باشد،توضیح مختصری هم راجبه این دو زمان دادید اما من دقیقا متوجه نشدم،اگر امکانش هست به طور ملموس و به زبان ساده این دو زمانو تبیین کنید و توضیحی هم در مورد عالم بقا بدید.با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: منظور از زمان باقی، عالم مجردات است که در عین قبل و بعد نسبی داشتن، قبل و بعد در یک‌جا جمع است و شما احوالات گذشته را در کنار احوالات آینده دارید. در آن کتاب عرض شده که چگونه در زمان حضرت دمهدی (عج) عالم مجردات در آن حدّی که عالم ماده ظرفیت دارد بر جنبه‌ی مادی عالم ماده غلبه می‌کند و از این لحاظ گفته می‌شود شرایط عبور به عالم بقیت‌اللّهی عبور از زمان فانی به زمان باقی است. مباحث حرکت جوهری در فهم زمان فانی کمک می‌کند. موفق باشید
4092
متن پرسش
آیا ممکن نیست دانشمندان کافر حدس بزنند؟ اگر ممکن است، اگر یک دانشمند کافر، در علم حصولیِ خودش توانست یک حدس بزند آنگاه آن حدس را تئوریزه کرده اثبات کند، آیا آن حدس را به عنوان لطفی از طرف خداوند می‌داند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک دانشمند کافر هم می‌تواند «حدس» بزند حالا یا آن حدس از طریق مبادی صحیحی اشراق شده‌است و نفس کافر در‌آن تصرف نکرده‌است و یا تحت تأثیر عقائد و اخلاق فاسد، آن حدس آلوده شده‌ا ست. موفق باشید.
24631
متن پرسش
سلام استاد وقت بخیر: در مورد پوشش بانوان سوالی داشتم: در فتاوای رهبری اخیرا مطلبی را دیدم که برایم سوالی پیش آمد. متن فتوا: منظور از زینتی که خانم‌ها باید از نامحرم بپوشانند: به زینت‌هایی گفته می‌شود که جزو بدن شخص به شمار نمی‌رود (مانند انواع زیورهای طلا و جواهر) و هم به آرایش‌هایی گفته می‌شود که به بدن شخص متصل بوده و گویی جزئی از اوست (همانند سرمه و رنگ مو). علاوه‌براین، خود زیبایی‌های طبیعی بدن (اندام و زیبایی‌های بدن) نیز زینت به شمار می‌رود، و در کل هر چیزی که عرفا زینت محسوب گردد، بانوان باید آنها را در برابر مرد نامحرم بپوشانند. البته صورت و دست‌ها تا مچ بدون زینت از این حکم مستثنی می‌باشند. سوال بنده این است که آیا هر پوششی که شیک و زیبا باشد مثلا روسری طرح‌دار، لبه چادر نگین دوزی شده، مانتو طرح‌دار و گل‌دوزی شده، حلقه ازدواج حتی اگر یک رینگ ساده باشد و یا گیره روسری..در کل هر پوششی که جلوی نامحرم پوشیده می‌شود اگر زیبا و شیک باشد زینت محسوب می‌شود؟ آیا پوشیدن لباسی که حدود اسلامی آن رعایت شده است (یعنی آستین تا مچ و گردی صورت..) و جلف و زننده نیست نکته دیگری را هم برای انتخاب آن باید رعایت کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسأله‌ی زینت به تشخیص  عرف است. یعنی به صورت کلی باید دید که عرف چه چیزی را زینت به حساب می‌آورد به این شکل که اگر شخصی آن کار را بکند عرفا گفته می‌شود که «زینت کرده‌است». بنابر این تشخیص این امور به نگاه عرفیِ خودتان بر می‌گردد و این‌چنین نیست که یک مجتهد مصداقی را اثبات و مصداق دیگری را نفی کرد. موفق باشید

17327

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام سوال 17305: اولش ناامید بودم که متوجه مسئله بشویم. چون قبلا هم در این باره، در سایتتان مطالبی مطرح شده بود و همه ی این حرف ها تکراری است و نمی دانم چرا به جای رجوع به سوالات گذشته، باز هم چنین مطالبی طرح می شود و چرا باز هم شما مسیر گذشته را می روید! آیا قرار است دوباره همان گفتگوهای گذشته تکرار شود؟ استاد، مسئله این است که گاهی مسائل را اینقدر اشتباهی می بینیم که راهکارها هم راهکار های اشتباهی هستند. تکرار مطالب گذشته در حوصله ی من و احتمالا شما نیست. اصلا بحث این چیزی نیست که طرح فرمودند. آیا متعه مشکل مردان متأهلی که دچار تنوع طلبی هستند، را حل می کند؟ یا به تنوع طلبی آنان که ناشی از چشیدن زنهای مختلف است دامن می زند؟ مردی که با اولی متعه می کند، چرا با دومی و .... متعه نکند؟ آن وقت زندگی ای که هر روز مرد در آغوش زن دیگری است، چه زندگی ای است؟ چه همسر و فرزندانی تحویل جامعه می دهد؟ بعد هم، همه که مذهبی نیستند. به همه ی زنها که نمیتونید بگویید چون حرام است که با مرد دیگری باشند، خود را با روزه گرفتن کنترل کنند! با میل زنان شوهردار به دیگر مردها (و از طرفی احساس بی مهری ای که در اثر متعه ی شوهرشان می کنند) چگونه می شود آنها را کنترل کرد؟ پیامبر به مردها میگن اگه میخواین زن خودتون رو حفظ کنید، خودتون رو حفظ کنید. اینو ما زنها خیلی خوب می فهمیم که تنها دلیل پایبندی ما به زندگی، پایبندی شوهران ما به زندگی است. وگرنه زنای افراد متأهل که در سوالشان به آن اشاره کردند مخصوص مردها نیست و با این همه پیشنهادهای نامشروع، زنها را بیشتر مبتلا می کند. مسئله این است که راهکار زنهای بیوه و بی شوهر، را با شهوت رانی مردها اشتباه نکنیم. چاره ی زنهای بیوه، مردهای بی همسر هستند و تا وقتی که این همه مرد بی همسر وجود دارد، نگرانی ای از بابت نبودن مرد نیست. در شرایط فرهنگی حاضر شهوت رانی خود را زیر دلسوزی برای زنهای متأهل می پوشانند!!! ولی هیچ کس این حرف را باور نمی کند. و آنچه روشن است این است که به نام کمک به زن بیوه، معمولا سراغ دخترهایی می روند که همانها زن خودشان را بیوه می کند!!! زن و بچه ی خود را آواره می کنند به اسم کمک به دیگران!!!! نمی شود اینهایی که دلسوز جامعه هستند، طور دیگری برای جامعه دلسوزی کنند که مشکلات را از ریشه حل کنند؟ نمی توانند دست دو نفر بیوه را در دست هم بگذارند یا مشاوره ی ازدواج بدهند که ازدواج ها بهتر صورت گیرد؟ تو این جامعه ی شهوت زده ی امروز، این راهها بیشتر مردم را جری می کند و هیچ آدم لاابالی ای را مقید به دین نمی کند. هر کس بخواهد زنا کند، به خاطر این حرف ها صیغه نمی خواند و کار خودش را می کند. مگه زنا توی زنهای متأهل کمه؟ برای زنها چه راهکاری میدن؟ اونا هم برن صیغه ای بشن؟ آخه این حرفها چیه که می زنید؟ مشکل از جای دیگه است نه از نبودن صیغه. با این حرف ها فقط چهره ی اسلام را مخدوش می کنند. همان کاری که شاه می کرد که به قول یه بزرگی، مأمورهای ساواک را با لباس روحانیت می فرستاد قم تا به زنهای زائر پیشنهاد صیغه بدهند تا بگوید طلبه ها اهل صیغه اند! تعجب می کنم که متوجه زمانه ای که در آن هستیم نیستید و نمی دانید که با این حرف ها فقط دشمن را شاد می کنید. با این همه تبلیغات دشمن، می خواهید صیغه را برای مردان متأهل فرهنگ سازی کنید؟ اگر توان فرهنگ سازی دارید، لطفا کاری کنید که آدم های متأهل اعم از زن و مرد خود را پایبند زندگی و متعهد و مسئول نسبت به آن بدانند. پدری که چند زن را صیغه می کند، چه فرزندانی تحویل جامعه می دهد!؟ واقعا درک نمی کنم. ان شاء الله خداوند یا درک حرفهای من رو به شما بده یا درک حرفهای شما رو به من. هر چه هست خیلی از فهم همدیگر فاصله داریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سخنان جنابعالی در جایگاه خود سخنان درستی است. ولی با این‌همه می‌توان از خودخواهیِ بعضی از زنان نسبت به وظیفه‌ای که در رابطه با زنانِ بی‌شوهر دارند، چشم‌پوشی کرد؟! و آیا این زنان در آن‌جایی که باید وظیفه‌ی خود را انجام دهند، اگر به جهت مطالبی که جنابعالی مطرح می‌کنید و درست هم هست؛ از وظیفه‌ی خود عدول نکنند، یک قدم برای رفع مشکل برداشته نشده است؟ ما همیشه از زنان و مردانِ متعهد انتظار داریم که وظیفه‌ی خود را درست انجام دهند. افراد لااُبالی که به قول جنابعالی، گیرِ این حرف‌ها نیستند! و مگر مسائل اجتماعی یک ضلع و یک زاویه دارد که با نظر به یک ضلع و زاویه‌ی آن نسبت به اضلاع دیگر بی‌تفاوت باشیم؟ به همین جهت بود که بنده در ابتدای آن جواب عرض کردم این موضوع، موضوع مشکل و پیچیده‌ای است. موفق باشید

15894
متن پرسش
سلام استاد. خدا قوت: دو سوال دقیق خدمتتان داشتم که اگر منّت نهید و به طور کلّی پاسخ بفرمایید. تفصیلش را بنده انجام می دهم تا وقتتان گرفته نشود. 1. ویژگی یک حوزه انقلابی به طور کلی چه چیزهایی می باشد؟ 2. ویژگی یک طلبه عصر انقلاب چیست؟ شاخصه طلبه انقلابی چیست؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حوزه‌ی انقلابی و طلبه‌ی انقلابی، نظر به پایداریِ حقیقت و پاسداشت حقیقت دارد در مقابل جریان‌های فکری عالَم که حقیقت را نسبی می‌داند. و رویکرد چنین حوزه‌ای و چنین طلبه‌ای مقابله با روح جهان استکباری است و طلبه‌ی انقلابی با تأکید بر معارف الهی و آمادگی جهت ارائه‌ی اسلام، وارد حوزه شده است. موفق باشید

15562

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: برای وارد شدن در عالم علمای عالم دار این سیر را مناسب می بینید: آثار شهید مطهری، المیزان، آثار امام خمینی(ره)، فلسفه صدرایی و در نهایت عرفان نظری. آیا این ترتیب خوب است؟ آثار آیت الله جوادی یا آیت الله مصباح در کجا جا دارند؟ البته پاسخ خود را با توجه به اینکه بنده طلبه ام بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طرح خوبی است. در رابطه با تفصیل بیشتر فلسفه‌ی صدرایی، آثار آیت اللّه جوادی و آیت اللّه مصباح کمک می‌کند. در ضمن از مباحث تفسیریِ آیت اللّه جوادی غفلت نشود. موفق باشید  

12288
متن پرسش
سلام علیکم: 1. استاد بهترین شرح بر نهج البلاغه چیست؟ 2. آیا نسبتی بین کتب آشنایی با قرآن شهید مطهری با المیزان هست؟ و آیا به عنوان مقدمه خوب است آشنایی با قرآن کار شود؟ 3. معرفت النفس با معرفت الامام چگونه جمع می شود؟ آیا معرفت النفس مهم تر است یا معرفت الامام؟ و اینکه کدام مقدم بر دیگری است؟ 4. برخی می گویند شما ابتدا تفسیر صافی و الرهان را بخوانید بعد به سراغ المیزان بروید و دلیلشان اینست که بگذارید اول با کلام معصوم رشد کنید بعد با کلام غیرمعصوم آیا این خوب است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شرح ابن میثم حرّانی و شرح ابن ابی‌الحدید و شرح مولی فتح الله کاشانی و  منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة و ترجمه و تفسیر نهج البلاغه اثر استاد علامه مرحوم شیخ محمدتقی جعفری هست و هرکدام حُسنی دارند ولی بسیار باید راه طی شود تا شرحی در حدّ سخنان آسمانی مولایمان به تاریخ بیاید. 2- مرحوم شهید مطهری در کتب آشنایی با قرآن خود نکات ظریفی را مطرح کرده و به عنوان مقدمه‌ی ارتباط با تفسیر المیزان بسیار ارزشمند است. 3- به نظر می‌رسد معرفت النفس مقدمه‌ی معرفت امام باشد زیرا در شناخت نفس انسان متوجه‌ی حقایقی می‌شود که مصداق متعیَّن آن امام است 4 - تفسیر المیزان به بهترین نحو قدرت فهم کلام معصوم را به ما می‌دهد وگرنه به صِرف روبه‌روشدن با روایات متوجه منظور اصلی آن‌ها نمی‌شویم. موفق باشید

10995

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: زیاد وقت شما رو نمی گیرم. بنده با تمام سختی هایی که بود خدا رو شکر توانستم به مدد الهی عروسی بدون گناهی بگیرم، ولی برادر خانمم خیلی اهل رعایت نیست و به زودی قرار هست عروسی بگیرن بنده از خیلی وقت پیش اضطراب این را دارم که چکار کنم؟ با توجه به اینکه بنده طلبه ای ساده هستم و با اینکه ملبس نیستم خیلی احساس گناه می کنم که به چنین جلساتی بروم اما با توجه به شخصیت عصبی که برادر خانم بنده دارن اصلا امکان اینکه جلوی رفتن خانمم به عروسی داداشش رو ندم نیست. خانم بنده هم طلبه هستن و خیلی مقید هستن منتها الان بحث بر سر دعواها و کدورت هایی هست که بعدا ایجاد می شود، اگر بهانه ای جور کنیم که نرویم هم باز دلخوری ایجاد می شود، چکار کنم استاد؟ در ضمن بنده خیلی دوست دارم امر به معروف که می کنم مردانه جلوی شخص بایستم ولی بعضی اوقات فقط با بهانه توانستم جلوی منکر کسی رو بگیرم مثلا وقتی داخل تاکسی راننده نوار میزاره بنده به بهانه صحبت با گوشی میگم صدای نوارو کم کنه اما ته دلم راضی نمیشم چون فکر می کنم از سر ترس صحبت با گوشی رو بهانه کردم. این بهانه ها نشانه ترسو بودن ما نیستند؟ ممنون استاد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا در مورد موسیقی و حتی رقص، آخرین نظر فقها را بگیرید. ظاهراً موضوع چندان حساس نیست که شما گمان کنید با حضور در این جلسات به گناه می‌افتید مگر آن‌که اختلاط زن و مرد در میان آید که باید جلسه را ترک کرد. ولی در غیر این صورت موضوع حساس نیست. موفق باشید
10986
متن پرسش
با سلام: می خواستم ببینم آیا واقعا وجود مجسمه در خانه مانع حضور فرشتگان می شود؟ و اینکه تعریف دقیق مجسمه چیست، یعنی بعضی چیزای کوچیک و تزیینی که مثلا به شکل پرنده یا حیوونای دیگه باشه هم شامل مجسمه می شود؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه در روایت داریم هرچیزی که چشم داشته باشد و یک موجود ذی حیاتی را تداعی کند حکم مجسمه را دارد و مانع حضور فرشتگان در آن محل‌اند. موفق باشید
10625

معنای ثواببازدید:

متن پرسش
سلام: حضرت استاد معنای ثواب دردیدگاه وجودی چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یعنی عامل اُنس با حضرت حق. موفق باشید
9523
متن پرسش
سلام استاد: چند وقتیه کتاب معرفت نفس علامه حسن زاده‌ی آملی رو به همراه شرح استاد صمدی آملی می خونم. ولی چند شبهه برای من مطرح شده در این زمینه. مثلا یکی گفته که شما بر سر سفره ی ابن عربی و مولوی ای نشسته اید که گفته اند من شیعه رو چون بوزینه می بینم. این گفته ها درسته؟ اگه هست می شه توضیح بدین و منبعشو ذکر کنید؟ یا این که آیت الله جوادی آملی خواندن فلسفه رو برای دانشجوها حرام کرده اند. ممنون. از طرف یک دانشجو.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هرگز نشنیده‌ام آیت‌اللّه جوادی خواندن فلسفه را برای دانشجویان حرام بدانند! از طرفی بنده خودم شنیدم که آیت‌اللّه جوادی می‌فرمودند؛ محی‌الدین از نظر عقیدتی، شیعه است. و موضوع روافضه که محی‌الدین گوید بعضی‌ها آن‌ها را در کشف خود به آن شکل دیدند هرگز به معنای شیعه نیست. در این مورد به کتاب «احیاء‌گر عرفان» از آقای بدیعی رجوع فرمایید. این کتاب علاوه بر نظر علماء در مورد محی الدین به این‌گونه شبهات نیز پرداخته است. موفق باشید
4695
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم استادگرامی آیااین مطلب صحیح است که طبق نظرصدراانسان ازوقتی به دنیاآمده درواقع برزخ اوشروع شده یعنی دنیاخودقسمتی ازبرزخ است حال بعضی ها درهمین دنیابه کمال خودمی رسندوبرزخشان تمام می شودوآنگاه می میرند پس بعدازمرگ برزخی ندارندمثل سهروردی که درسی سالگی کامل شده وازدنیارفته یاحضرت زهرا سلام الله علیهادر18سالگی وچون مثل انبیاواوصیارسالتی هم نداشتندلذاتقاضای مرگ کردنداماعده ای هم دراین دنیاکامل نمی شوندولی چون بدن آنهادیگرتوان همراهی باروحشان رانداردلذادرعالم برزخ دنباله کمال خودراطی می کنندوبعدمرگ واقعی آنها اتفاق می افتداگرمطلب صحیح است پس رجعت افراددسته اول به چه دلیل است ؟مگرنه اینکه مومنین محض یاکافرین محض که طبق نظرفوق به کمال خودرسیده اندرجعت می کنندبنابراین کمالی برایشان باقی نمانده تا درطلب آن کمال بخواهند رجعت کنند .چگونه رجعت بامطلب فوق قابل جمع است؟اصلاازدیدصدراچراافرادرجعت می کنند؟آیابرای کامل شدن هست یادلیل دیگری دارد؟بنده جزوه رجعت راهم خواندم امااین مطلب رامتوجه نشدم.باتشکرازاینکه وقت گرانبهای خودرادراختیارماقرارمی دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقدمات خوبی را مطرح کردید. رجعت اولیاء الهی برای به ظهوررساندن کمالاتی است که دارند و می‌خواهند انوار خود را در آینه‌ی مظاهر عالم بنگرند. همان‌طور که خداوند آدم را خلق کرد تا اسماء خود را در آینه‌ی وجود عالم بنگرد. در مورد کفار نیز در رجعت امکان ظهور کامل کفرشان فراهم می‌شود تا نهایتی را که اراده کرده‌اند بتوانند به ظهور برسانند. موفق باشید
4634
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد گرانقدر حقیر اکثر روزها به سایت شما سر می زنم و خصوصا قسمت پرسش و پاسخ را مطالعه می کنم. متأسفانه حجم عظیمی از سوالات به مطالب سیاسی و جنجال های بی حاصل می پردازد که به نظر حقیر وقت شما با ارزش تر از آن است که دوستان اینگونه آن را هدر می دهند. هرچند شما به وظیفه عمل می کنید، اما بهتر است دوستان نیز بیشتر رعایت کنند. (بدیهی است که این مطلب نفی لزوم بحث های جدی سیاسی نیست که آن هم وظیفه است.) اما انتظاری که اینجانب از شما دارم تحریر مقاله ای است در باب «سبک زندگی مهدوی» که نیاز امروز جامعه ی ماست. (در باب سبک زندگی مطالبی فرموده اید و استفاده کرده ام ، اما منظورم مقاله ای با تأکید بیشتر بر چگونگی «مهدوی» بودن سبک زندگی امروز ماست) اگر در این باب مقاله ای تحریر کنید بسیار ممنون خواهم بود. با آرزوی توفیقات روزافزون برای استاد ارجمند - عزتی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بسیار ارزشمندی است و حقیقتاً وقتی زندگی وسعت لازم را پیدا می‌کند که زندگی را به افقی متصل کنیم که حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» با آن تمدن خاص در میان می‌آید، حقیقتاً انتظار ظهور حاکمیت عالى‏ترین شخصیت هستى، نشانه‏ى بلوغ بشریت است. باید تلاش کرد تا این انتظار زنده و با طراوت بماند به‏خصوص که ائمه‏ى معصومین (ع) تأکید کرده‏اند «أَلَیْسَ انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنَ الْفَرَج» آیا انتظار فرج به خودى خود از فرج محسوب نمى‏شود و برکات فرج را به همراه ندارد؟ لازمه‏ى انتظار حقیقى، معرفتى خاص است و اگر با معرفتى صحیح همراه شود، برکات فوق‏ العاده‏ اى به همراه دارد و مانع مى‏گردد که انسان‏ها گرفتار اکنون زدگى شوند و سرنوشت خود را به دوران حاکمیت ظلمات آخرالزمان بسپارند. ما بیش از آن‏که به آگاهى از «حوادث ظهور» نیازمند باشیم به معرفت نسبت به «قواعد ظهور» محتاجیم تا معلوم شود انتظارِ فرج شرایط تحقق ظهور است. نکته ‏ى مهم دیگرى که باید به آن پرداخته‏ شود ، معرفت نسبت به ظلمات آخرالزمان است؛ و نوع ظلماتى که مانع ظهور حضرت صاحب الامر (عج) شده باید روشن شود و از آن مهم‏تر معلوم شود که با چه نوع روح و روحیه‏اى مى‏تون از آن ظلمات عبور کرد؛ زیرا ممکن است انسان‏ها منتظر چیزى باشند که آن از جنس ظلمات آخرالزمان است و یک نوع رجوع به دجّال حیله‏ گر محسوب شود. علت تحقق انقلاب اسلامى، فرهنگ انتظار بود و در زیر سایه ‏ى آن فرهنگ، ملّت ایران توانست قدمى جهت نزدیک‏شدن به هدف نهایى بردارد و سرنوشت تاریخى خود را بهبود بخشد و به همان اندازه از استعدادهاى معنوى عالم بهره ‏مند شود. پیروزى انقلاب اسلامى در زمانه‏اى که بسیارى پذیرفته بودند دوره‏ى حاکمیت دین گذشته‏ است، نشان داد عقیده به انتظارِ فرج یک عقیده ‏ى واقع بینانه و منطقى است. حضور تاریخى در اردوگاه و خیمه ‏ى حضرت قائم (عج) در اثر انتظارِ حاکمیت امام معصوم، از ظریف‏ترین نکاتى است که باید به آن‏ پرداخته‏ شود تا روشن گردد به واقع اگر انتظار با معرفتى صحیح انجام گیرد، در همین زمان، جان انسان را به شکوفایى مطلوب مى‏کشاند و از تمام بیست و هفت حرف علمى که در زمان ظهور به صحنه مى‏آید بهره‏مند مى‏گردد. چون در همین زمان توانسته ‏است از خداى لیبرال دموکراسى به خداى مهدى (عج) که خداى حضورى و وجودى است، رجوع کند. راوى از حضرت صادق (ع) مى‏پرسد چه مى‏فرمائید درباره ‏ى کسى که در حال انتظارِ حضرت قائم (عج) بمیرد؟ حضرت فرمودند:«هُوَ بِمَنْزِلَةِ مَنْ کَانَ مَعَ الْقَائِمِ فِى فُسْطَاطِهِ‏، ثُمَّ سَکَتَ هُنَیْئَةً ثُمَّ قَالَ هُوَ کَمَنْ کَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ (ص)» مقام او مانند مقام کسى است که در خیمه‏ ى حضرت قائم باشد، سپس کمى تأمل کرده و فرمودند: مانند کسى است که در کنار رسول خدا (ص) بوده است. وقتى توحیدِ خدا را شناختیم و متوجه شدیم معنى توحید یعنى نفى غیر خدا، به‏خوبى متوجه مى‏شویم سیر عالم به سوى ظهورِ هر چه بیشترِ توحید است و لازمه‏ ى آن ظهور، حاکمیت انسانِ موحدِ کامل است که نه ‏تنها در درون نفس خود در مقام توحید محض مستقر است، از بیرون نیز به حاکمیت توحید مبادرت مى‏ورزد. عمده آن است که متوجه حضور توحید الهى در عالم باشیم و به نحوه‏ هاى متفاوت ظهور آن توحید نظر کنیم، کسى مى‏تواند منتظر حاکمیت انسان کامل باشد و زندگی خود را در ذیل انتظار آن حضرت شکل دهد که متوجه باشد خداوند جهان را رها نکرده تا هرکس با میل خود بر آن حکومت کند بلکه فرصتى به بشر داده‏تا در این فرصت، تلاش شود حضرت ولى الله اعظم (عج) امکان حاکمیت بر عالم و آدم را پیدا کنند. کافى است زمینه‏هاى فتوح آخرالزمانى را بشناسیم تا به خوبى با حجاب‏هاى ظهور درگیر شویم و إن‏شاءالله به ظهور تامِّ حاکمیت امام نایل گردیم. وقتى روشن شود امام زمان (عج) جنبه ‏ى متعالى هر انسانى است، انتظار معنى خاص خود را پیدا مى‏کند و در آن حال، نه تنها انسانِ منتظر هم اکنون قلب خود را متوجه قطب عالم امکان مى‏ نماید و با او زندگى مى‏ کند بلکه تلاش مى‏ نماید تا ظهورِ او در عالم و آدم هر چه بیشتر شدت یابد و افق بشریت به‏کلّى دگرگون شود و از توجه به خاک، به انس با افلاک تغییر جهت دهد.و این است آن نوع از سبک زندگی که با نگاه مهدوی به زندگی ها برمی گردد. زیرا زندگى بدون ولایت الهى و حاکمیت اولیاى الهى همیشه با یأس و شکاکیت و از خود بیگانگى همراه است و درمان چنین بحران‏هاى روحى را در رجوع به انسان کامل از یک طرف و تلاش براى حاکمیت او از طرف دیگر باید جستجو کرد، تا شور و شعفِ خاص که در عارفانِ حماسه‏ساز هست به جامعه برگردد. دل‏آگاهى پارسایانه حالتى است که با انتظار حاکمیتِ امام معصوم (ع) نصیب انسانِ منتظر مى‏شود و نه تنها صحنه‏ ى جان انسان از اراده ‏هاى شیطانى تطهیر مى ‏گردد بلکه قلب انسان ظرفیت پذیرش القائات رحمانى را توسط حضرت صاحب الامر (عج) پیدا مى‏کند و این اساسى‏ ترین برکتى است که در انسانِ منتظر به وقوع مى‏پیوندد. موضوع بسیار حساسى در مباحث معرفتى مهدویت ،آن است که عزیزان بدانند اگر مى‏خواهند به واقع نسبت به آخرالزمان و پایان تاریخ تحقیقى همه جانبه داشته باشند باید به‏جاى بحث از «حوادث ظهور» به «قواعد ظهور» بپردازند ، تا معلوم شود حضرت در چه شرایطى قیام خواهند کرد و لذا باید زمینه‏اى فراهم مى‏کنیم که آن شرایط را بشناسیم و تا آن‏جا که مى‏توانیم آن شرایط را ایجاد نماییم. هنر اصلى ما در دنبال کردن سبک زندگی مهدوی در تبیین مقام بقیت الله است که صاحب اصلى آن حضرت مهدى (عج) هستند و سعى باید کرد تا این مقام درست تبیین نشود و تا انسان‏ها در خود چنین مقامى را احیاء نکنند زمانه ‏ى ظهورِ نور بقیت اللّهى مهدى (عج) فراهم نمى‏ گردد. توصیه‏ ى اصلى ما این است که رفقاء از خود بپرسند اگر مهدى (عج) همان بقیت الله است و در حال حاضر غائب است آیا به این معنى نیست که معنى بقیت الله غائب است و تا عالَم بقیت اللّهى در جان ما ظهور نکند مهدى (عج) ظهور نمى‏کند؟ آری هرکسى بهره ‏اى از نور بقیت اللّهى دارد که اگر آن را نادیده بگیرد نمى ‏تواند منتظر حضرت مهدى (عج) باشد و از برکات انتظار بهره‏ مند شود، و برعکس، اگر عالم بقیت اللّهى هرکس ظهور کرد شدت انتظار مهدى (عج) به اوج خود مى ‏رسد و عملًا ظهور محقق مى ‏گردد. بنده در کتاب هایی که در مورد فرهنگ مهدویت نوشته ام از عالم بقیت اللّهى و آزادشدن از زمان که رمزالرموز ورود به عالم بقیت اللّهى است سخن گفته ام و و به نظرم در آن جا روشن شده چگونه باید از زمان آزاد شد و به بقاى الهى باقى گشت. با تبیین عالم بقیت اللّهى و آزادشدن از «زمان» که ناشى از «حرکت» است، جایگاه وجودى فرهنگ مدرنیته در عالم روشن مى‏شود و این‏که چرا فرهنگ مدرنیته همان ظلمات آخرالزمان است و چگونه با حرکت‏هاى افراطى که در این فرهنگ ایجاد شده انسان‏ها از باقى‏ماندن در زیر سایه‏ى بقاى الهى محروم شده‏اند. بحث از آن است که چگونه عالم بقیت اللّهى به سراغ ما خواهد آمد و این‏که باید به انقلابى جهانى فکر کرد که به جهانى غیر از جهان موجود نظر دارد و تا روح بقیت اللّهى مدّ نظر ما نباشد هرگز نمى‏توانیم به جهانى دیگر فکر کنیم و لذا هرگز نمى‏ توانیم به انقلاب جهانى حضرت بقیت الله اعظم (عج) که ماوراء استضعاف و استکبارِ انسان‏ها، به قرب الهى رجوع دارد و شیطان را در آن فضا مى ‏میراند، بیندیشیم. و سبک زندگی مهدوی را شروع کنیم راز ظهور و خفاى نور بقیت الله (عج) باید روشن شود تا بتوان لحظه ‏لحظه ‏ى تاریخ بشریت و به ‏خصوص دوران‏هاى مختلف انقلاب اسلامى را بر اساس نقش حضرت مهدى (عج) تحلیل کرد و تا روشن شود چرا در بعضى زمان‏ها حضرت مهدى (عج) ظهور بیشترى داشته و در بعضى زمان‏ها در خفا رفته است. مسلم گفتگو از حضرت صاحب‏الزمان (عج) به نحو صحیح و با تصور واقعى، موجب آمادگى براى انتظار حقیقى و تحقق آن و در نتیجه ظهور با برکت حضرت مى‏شود و لذا بر هر مسلمان معتقد به وجود و ظهور آن حضرت لازم است که در راستاى معرفى صحیح فرهنگ مهدویت و انتظار، هیچ‏گونه کوتاهى به خود راه ندهد. فروپاشى کمونیسم و سقوط لیبرالیسم در دره ابتذال و خودکامگى امپریالیسم، دفتر تمامى تئورى‏هاى سیاسى اجتماعى را که مدعى اصلاح آینده بشر هستند فرو بست و به همین جهت قرن اخیر را قرن فقر تئورى ‏ها مى ‏دانند و معتقدند هرگز بشر تا این اندازه دچار ضعف تئورى نبوده است، زیرا دیگر حرفى براى گفتن ندارد، و این است که به ‏خوبى احساس مى‏شود اگر بشریت به خود آید زمینه براى ظهور حجت خدا (عج) فراهم‏ است. غفلت از معرفت و تصور صحیح از حجّت حى خداوند (عج)، موجب در پرده ‏شدن آن حضرت و عامل ادامه سرگردانى جهان خواهد بود. حال چه این غفلت به جهت ضعف تئوریک باشد، و چه به جهت انحراف از موضوع، و تقلیل‏ دادن مطلب در حدّ جشن پانزده شعبان. و به‏ واقع اگر تا این حدّ از نظر معرفتى از موضوع مهدویت وانتظار غفلت نمى ‏شد، وضع مسلمین تا این اندازه بحرانى نبود و تنها چاره نجات جهان در حال حاضر روى‏آوردن و آویختن به دامن حجّتى است که به تمامى در برابر حجّت‏هاى غیر الهى و غیر حقیقى مى‏ ایستد، و از تمامیت فرهنگ معنوى حمایت مى‏کند. بنده پس از تدوین کتاب «مبانى معرفتى مهدویت» در رابطه با «براهین وجود و چگونگى حضور و ظهور حضرت حجت (عج) در هستى» مجموعه مباحثى را عرضه کرده ام برای «تبیین مقام واسطه فیض‏بودن وجود مقدس حضرت صاحب‏ الامر (عج)» و معتقدم انسان‏هاى هوشیار و متوجه سنن الهى به کمک ابواب گشوده خداوند و واسطه ‏هاى فیض ربّانى، از بندهاى پیچیده‏ شده بر قلب و ذهن و زبان خود مى‏ رهند و وارد مجلس انس با خدا مى‏شوند و از پایگاه بصیرت توحیدى، زندگى و تاریخ را تحلیل نموده و عمل خود را بر آن اساس شکل مى‏دهند و تاریخ جدید جهان را شروع مى‏نمایند، و لذا ضرورت توجه به واسطه فیض عالَم، یعنى حضرت صاحب ‏الامر (عج)، ضرورتى است که غفلت از آن، غفلت از همه زندگى در ابعاد فردى و اجتماعى است. معرفت به مقام امامى که تجلى جامع اسماء حُسناى الهى و آیت غیب‏ الغیوب پروردگار و خاتم اوصیاء و کعبه آمال همه انبیاء و اولیاء و واسطه فیض خدا است، و بدون او هستى در هم مى‏ریزد و زمین اهلش را فرو مى ‏برد، چرا باید این‏چنین ساده مطرح باشد که مجبور باشیم براى طرح چنین عقیده‏اى بزرگ در موضع دفاعى قرار گیریم؟ و دشمنان این عقیده تصور نمایند حرفى براى گفتن دارند. گویا شیطان همه سواره ‏نظام و پیاده ‏نظام خود را بسیج کرده تا این حقیقت بزرگ به فراموشى سپرده شود، چرا که مرگِ او با ظهور حضرت (عج) رقم خورده است. شیطان از خداوند تا روز قیامت مهلت مى‏ خواهد، ولى خداوند تا روز «معلوم» به او مهلت مى ‏دهد. «قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِی إِلَى یَوْمِ یُبْعَثُونَ* قَالَ فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنظَرِینَ* إِلَى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» امام صادق (ع)؛ «یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ‏» را عصر ظهور معرفى مى‏ کنند. پس عصر ظهور، عصرِ شکستن شیشه عمر شیطان است. از همین رو؛ شیطان سرسخت‏ترین دشمن امام زمان (عج) به‏شمار مى‏رود و تمام تلاش او براى تخریب این حقیقت بزرگ و به تأخیر انداختن ظهور آن‏ حضرت است، و لذا شیعیان باید براى مقابله با شیطان و اعوان وانصار او به منطق عقل و نقل معتبر مجهز گردند تا به خوبى شرایط ظهور آن وعده بزرگ خدا را محقق نمایند. در موضوع مهدویت یک کار؛ طرحِ متون روایى بسیار ارزشمندى است که وجود مقدس حضرت ولى‏عصر (عج) را مطرح مى‏کند- اعم از روایات مربوط به وجود مقدس آن حضرت، یا روایات مربوط به چگونگى و شرایط ظهور آن حضرت- و کار دیگر؛ تحلیل در مورد آن متون و روشن‏نمودن جایگاه حضرت از نظر روایات است، که این کتاب در عین نظر به کار اول، بیشتر کار دوم را به‏عهده گرفته است، زیرا تدبّر و تحلیل در متون روایى و ادعیه مربوطه موجب مى‏شود حقانیت و عظمت جایگاه معرفتى آن ادعیه و روایات هر چه بیشتر براى ما روشن شود و با امیدوارى بیشتر به آن‏ها تکیه کنیم. بیش از سه دهه است که غرب با استعداد شیطانى خود متوجه مسأله مهدویت شده است و براى به انحراف‏کشیدن آن از طریق منابع و روایات مسیحى و یهودى و از جمله مطالعات اسلامى، تلاش پى‏گیر نموده است، و عملًا با تأسیس صدها سایت و ساخت فیلم و انتشار کتاب، در صدد است موضوع مهدویت را به حجاب ببرد و با بازدارى مردم براى رسیدن به بلوغ معنوى، براى ادامه حیات شیطانى خود، ظهور حضرت را به تأخیر مى‏اندازد و این‏جاست که منتظران واقعى باید همه همت خود را جهت خنثى‏کردن آن حیله‏ها به‏کار گیرند و به کمک ائمه معصومین (علیهم السلام)، تصور صحیح و مؤثرى از مهدویت و فرهنگ انتظار داشته باشند تا إن‏شاءالله در عین دفع ظلمات آخرالزمان، هرچه زودتر از برکات ظهور آن حقیقت بزرگ برخوردار شویم. توجه درست و دقیق به حجّتِ حى خداوند (عج) به خودى خود احیاء فرهنگى است که مى‏ تواند مبانى و صورت فرهنگ مدرنیته را به نقد بکشد و جایگاه تاریخى آن را به‏ خوبى نمایان کند و این کار از هیچ‏یک از عناصر فرهنگى گذشته و حال به ‏جز فرهنگ انتظار و مهدویت بر نمى ‏آید و لذا است که با طرح درست مهدویت مى ‏توان با سرعتى غیر قابل تصور از حجاب ظلمات مدرنیته گذشت و جبهه ظهور مقدس حضرت صاحب‏ الامر (عج) را گشود و سبک زندگی مهدوی را شروع کرد. اگر روزى جامعه ما به درجه‏ اى از خودآگاهى تاریخى برسد که از عمق جان تمنّاى تجدید حیات فرهنگ ناب محمدى (ص) در آن شعله‏ ور شود، فرهنگ مهدویت و توجه به حضرت مهدى (عج)- به عنوان جان مایه تفکر دینى و شیعى- تنها نقطه اتکاء ما براى برگشت به هویت اصیل‏مان مى‏ باشد و لذا است که عاقلانه ‏ترین کار براى نجات جامعه، احیاء هرچه دقیق‏تر فرهنگ مهدویت است شرایط ظهور حضرت مهدى (عج) به‏ قدرى عجیب و عظیم است که اندیشه ‏هاى زیادى را جهت درک آن شرایط به خود مشغول مى ‏کند تا انسان متوجه شود چگونه با ظهور آن حضرت، ابعاد پنهان و باطنى عالم به ظهور مى ‏آید و سنگ و درخت با یاران مهدى (عج) سخن مى‏ گویند. بیش از آن‏که تصور شود حضرت مهدى (عج) از عالم غیب به عالم شهود مى ‏آید باید به این نکته توجه شود که عالم شهود نیز آنچنان صعود مى‏کند که مى‏تواند ظرف ظهور ابعاد غیبى حضرت مهدى (عج) گردد. وقتى حضرت سجاد در وصف منتظران حضرت مهدى (عج) مى ‏فرمایند:«الْغیبةُ عِنْدَهُم بِمَنْزِلَةِ الْمُشاهده» غیبت نزد آن‏ها همانند مشاهده است، مى‏فهمیم زمانه جهت ظهور مهدى (عج) باید آنچنان اوج بگیرد که دیگر عالم ماده حجاب بین انسان‏ها جهت رؤیت عالم غیب نباشد و این مى‏ رساند که ضرورى است معارف خاصى به میان آید که بتواند انسان‏ها را به حضور عالم غیب سیر دهد تا زمینه‏ ى ظهور آن حضرت فراهم گردد. اعتقاد به توحید و نافذبودن توحید، اقتضا مى‏کند که متوجه باشیم توحید الهى همچنان تاریخ را در مى‏ نوردد و جلو مى ‏آید و روز به روز بیشتر ظهور مى‏ کند تا منجر به توحیدى‏ ترین شرایط و حاکمیت موحدترین انسان شود و در نتیجه در آخرالزمان انسان‏ها با تجلى کاملى از توحید الهى روبه‏رو خواهند شد و این یعنى ظهورِ ابعاد باطنى عالم هستى و پشت‏ کردن به ظلماتى که مانع تجلى چنین توحیدى است. این‏ها از نکاتى است که بعنوان شروع سبک زندگی مهدوی خوب است مد نظر عزیزان باشد.. بنده سعی کرده‌ام به‌خصوص در سه کتاب اخیر خود چنین توجهی را به معتقدین به مهدویت عرضه دارم که آن سه کتاب عبارتند از «عوامل ورود به عالم بقیت‌اللهی» و «آخرالزمان؛ شرایط ظهور باطنی‌ترین بُعد هستی» و «بصیرت و انتظار فرج». موفق باشید
3486

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی به تازگی سایت شمارو پیدا کردم مطالب بسیار مفید است کتابهاتون عالی یک سوال دارم از حضورتون ما ساکن تهران هستیم همسرم بسیار تمایل دارن که به اصفهان که شهرمون هست برگردیم ولی مشکلی که هست مخالفت شدید اینجانب است دلیل اصلی هم این است که دینمون ضعیف میشه اینجا ما هیأت های خیلی خوبی میریم که خوب فکر میکنم ااصفهان نباشه از این مراسما و اونجا مثل بقیه آدما بشیم که البته مسافرت میایم و میرویم هم همینظور هست مثلا در روز عاشورا که ما اصفهان بودیم به جای برپایی مراسم به دنبال غذا بودن و یا نذری پختن بودن که نمیدونم درسته یا غلط به نظرم میرسید که باید در مراسم شرکت کنیم به جای این برنامه ها یه مساله دیگه هم این هست که ما اینقدر تمکن مالی داریم که اصفهان خونه بگیریم و به دو سه واحد به افرادی که شرایطشون بده کمک کنیم و اینکه توی خونه خودمون روضه امام حسین برقرار کنیم که این شرایط رو البته توی تهران نداریم و خیلی مسئل دیگه که به صورت خلاصش اینه که دغدغه من اینه که اونجا تو جمع فامیل ممکنه ما خیلی چیزارو از دست بدیم که اینجا که تنها هستیم داریم با توجه به این شرایط خواهش میکنم منو راهنمایی کنید خواهش میکنم اگر ممکن است جواب من رو فوری بدهیدبا تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این چیزی نیست که بنده بتوانم نظر بدهم. تعدای از جوابِ سؤالات سایت را دنبال کنید شاید خداوند آن‌چه مصلحت است را به قلبتان بیندازد. موفق باشید
3443
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم از اعضای خانه طلاب جوان قم هستم. از طرف نشریه خط، چند مرتبه مزاحم حضرتعالی شده ایم. بنا داریم انشاالله کتابی، آموزشی راجع به علم فلسفه، برای طلابی که قصد شروع این دانش را دارند،-زیر نظر استاد امینی نژاد از شاگردان استاد یزدان پناه- بنویسیم. این کتاب بخشهای مختلفی دارد؛ بخش دوم این کتاب راجع به کارکردهای فلسفه اسلامی است. به نظرمان رسید که یکی از کارکردهای این دانش می تواند تاثیری باشد که این دانش در پی ریزی تمدن اسلامی دارد.این را در کلام رهبری و برخی از نوشته های حضرتعالی پی گیری کرده ایم که بخشی از آن در شماره اخیر خط نیز چاپ شد. اگر لطف بفرمایید؛ برای این دسته از طلاب به گونه ای که برای فراگیری این دانش انگیزه سازی شود ،پاسخی بفرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: غیر از ان‌چه به صورت پراکنده در مباحث عرض کرده‌ام، چیزی ندارم. جناب آقای فنایی اشکوری در سایت خبرگزاری فارس در یکشنبه 8/11/91 مقاله‌ای تحت عنوان «زادگاه فلسفه‌، عقل خدادادی انسان است» دارند که می‌تواند مفید باشد، ولی معتقدم اگر افراد را با مباحثی مثل «برهان صدیقین» و یا «معرفت نفس» آشنا کنید خود به خود متوجه‌ی کارکردهای فلسفه خواهند شد. موفق باشید
744

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز میخواستم در مورد این شبه که میگویند ولایت فقیه دیکتاتوری است چون کسی نظارتی روی ولی نمیکند و اگر هم میکنند(مثل مجلس خبرگان) نظارت جانبدارانه است یعنی اعضای مجلس به طور صریح اعلام طرفداری میکنند، پاسخی بدهید و کتابهایی در مورد پاسخ به شبهات ولایت فقیه معرفی کنید ممنون
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی افلاطون در کتاب مدینه‌ی فاضله‌اش معتقد است در جایی که قانون مشخص است چه بهتر که حکومت فردی باشد و یک نفر تصمیم بگیرد و در جایی که قانون نیست بهتر است شورایی تصمیم گرفته‌شود. بحمد الله «فقه» تکالیف را مشخص کرده و به بهترین نحو شرایط را قانون‌مند نموده و نه تنها خبرگان و مراجع بلکه همه‌ی مردم قوانین الهی را می‌شناسند و اگر ولی فقیه از آن عدول کند به خوبی تشخیص می‌دهند و تفاوت ولایت فقیه با دیکتاتوری آن است که میل و نظر دیکتاتور به خودی‌ خود باید عمل شود. همان طور که در زمان رضا خان هر کس را رضا خان می خواست به قتل برساند، به قتل می‌رساند و هر کس را که او می‌خواست بالا رود، بالا می‌رفت. درحالی که ولی فقیه مقید به قانون شرع است و هیچ عملی را نمی‌تواند با میل خود انجام دهد و لذا به هیچ وجه نمی‌توان این را دیکتاتوری نامید، در حالی که همین امروز در کشورهای به اصطلاح دموکراتیک اختیاراتی که سران مملکت دارند طوری است که به میل خود می‌توانند به یک کشور حمله کنند و یک میلیون مردم عراق را به قتل برسانند. موفق باشید
271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم بنده پایه 3 راگذرانده ام ولی جایگاه فقه هنوز برایم مشخص نشده از شما درخواست کمک دارم در ضمن سیدی های در مورد حوزه را گوش داده ام ببینید فلسفه برای عالم دار شدن خوب است ولی مجتهد شدن در فقه چه فایده دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام فکر می‌کنم در ابتدا اگر جزوه‌ی «فلسفه‌ی تقلید از فقیه» را مطالعه بفرمایید خوب است. نکته‌ی دیگر این‌که علم فقه از نظر موضوع، وظایف مکلف را تعیین می‌کند و می‌شود انسان خودش فقیه نباشد و از فقیه تقلید کند و فقهای بزرگوار جهت سرگردان نشدن مسلمانان به‌عهده گرفته‌اند که حکم خدا را برای مؤمنین از متون دینی کشف کنند و به آن‌ها ارائه دهند. ولی علم فقه از نظر روش هنر ارتباط با متون اسلامی است، حال چه آن موضوع، موضوعات فقهی باشد و یا موضوعات قرآنی و اخلاقی. و لذا کسی که فقه را خوب کار کند در بقیه‌ی امور دین هم بهتر می‌تواند تفقه نماید. موفق باشید
نمایش چاپی