سلام علیکم استاد گرامی: خدا شما را حفظ کنه. نظرتان را درباره حرفهای زیر میفرمایید؟ «در قرآن آیاتی پیرامون یک شخصیت ناشناس وجود دارد، وقتی به آیاتی که پیرامون اوست دقیقتر نگاه میکنیم در واقع به یک محافظ بزرگ در زمین برمیخوریم که با نام مستعار خاصی از او یاد میشود و او کسی نیست جز ذوالقرنین» در آیات ۸۶ تا ۸۸ سوره کهف چیزی که به خوبی دیده میشود مقام ذوالقرنین است که دارای ولایت الهی بوده است. قرآن درباره ملکه سبا میفرماید: «و اوتیت من کل شیء» اما در مورد حضرت ذوالقرنین میفرماید: «از هر چیزی سببی را به او عطا کردیم.» دقت کنید سببا یا سبب، دلیل پدید آمدن اتفاقات و برهانِ بودن اشیا و ایجاد اجسام هست ولی داشتن شیء به تنهایی مزید بر امتیاز نیست، کسی که سبب در دست داشته باشد می تواند پدید آورنده باشد، ذوالقرنین سبب ساز بود و مرکز اسباب. جواب ذوالقرنین در آیه ۸۷ سوره کهف به خدا جالب است، چگونه میشود خداوند به یک نفر این قدر اختیار میدهد که عذاب کردن یا مدارا کردن با قومی فاسد را به مصلحت آن شخص واگذار میکند؟ مگر آن شخص که بوده که چنین عظمتی در پیشگاه خداوند داشته؟ در مورد تعجیل بر عذاب قوم فاسدی خوانده ایم که چه بر حضرت یونس گذشت اما ذوالقرنین هم کاملا بر عذاب مخیر بود و هم مصدر ورود عذاب بود! و از همه مهمتر داشتن علم غیب است. همگی میدانیم که حتی پیامبران همگی علم غیب نداشتند مثلا در مورد مواجهه پیامبری بزرگ چون حضرت موسی با یک شخص خاص در سوره کهف وقتی آن شخص کشتی را سوراخ کرد و یا دیواری را تعمیر کرد حضرت موسی در حالی که متعجب بود دلایل انجام این کارها را از آن شخص سوال کرد، اما در ماجرای ساخت سد محافظ در قرآن میخوانیم: (ذوالقرنین پس از ساخت سد) گفت این رحمتی ست از پروردگار من، ولی زمانی که وعده پروردگارم فرا رسد آن را در هم کوبد و وعده پروردگارم حق است. سوال اینجاست ذوالقرنین از کجا میدانست هزاران سال بعد، این سد قرار است به اذن الهی کوبیده شود؟ جز با علم غیب؟ این شخص کیست که هم مرکز اسباب بود هم علم لدنی الهی داشت ولی پیامبر نبود، علم غیب هم داشت و بینیاز از گنج ها و ثروت ها بود؟ برخی ها تصور میکنند که سخنان ذوالقرنین در آیه ۹۸ سوره کهف تمام شده است در حالی که اگر به ادامه آیات نگاه نماییم هنوز سخنان ایشان را می توان با همان ادبیات قبلی مشاهده کرد و این امر برای درک بهتر شخصیت ذوالقرنین تعیین کننده است، آیه ۹۹ سوره کهف : و در آن روز که برخی با برخی دیگر درهم و مخلوط، موج میزنند رهایشان میکنیم و در صور دمیده شود پس همه آنان را گرد می آوریم و آیه ۱۰۰ سوره کهف: و دوزخ را در آن روز برای کافران آشکار می کنیم. این شخص که بود که تقسیم کننده جهنم و بهشت است؟ مگر ذوالقرنین چه کسی بود که از طرف خودش می گوید «و سنقول له من امرنا یسرا» چه کسی بوده است که تقسیم کننده پاداش است؟ و چه کسی ست که از پیش خود وعده تکلیفی آسان را به دیگران میدهد؟ سوره کهف که در مورد ذوالقرنین صحبت کرده است ۱۱۰ آیه دارد و سوره انبیا که در آن در مورد گشوده شدن سد ذوالقرنین صحبت میکنند ۱۱۲ آیه دارد، ابجد واژه "علی" عدد ۱۱۰ می باشد و ابجد واژه "ولی الله" عدد ۱۱۲ می باشد. ترکیب این دو "علی ولی الله" می شود. در حدیث صحیح السندی که معروف به حدیث نورانیت میباشد حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند: منم معلم سلیمان بن داوود، منم ذوالقرنین و منم قدرت خدای عز و جل پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و سلم فرمودند: «یا علی کنت مع الانبیاء سرا و معی جهرا» این حدیث به خوبی نشان می دهد که حضرت علی علیه السلام با قدرتی که پروردگار متعال به ایشان عطا کرده بودند، صاحب تمام دورانها و زمانها بودند و در همه ادوار بشری در کنار همه پیامبران الهی برای یاری و نصرت ایشان بوده اند. در حدیث نورانیت امیرالمومنین علی علیه السلام می فرمایند: هیچ کس ایمان را به حد کمال خویش نمی رساند تا آنکه مرا به عمق معرفتم بشناسد، سپس آنگاه که مرا به این معرفت شناخت هر آینه خداوند قلب او را با ایمان آزموده سینه اش را برای اسلام گشاده ساخته و عارفی روشن بین گردیده است. مرا با روح عظمت تایید کرده اند، من یکی از بندگان خدایم مبادا ما را خدا بنامید، درباره فضل ما هر چه مایلید بگویید ولی به کنه فضل ما نخواهید رسید و حتی مقداری از یک دهم آن را نمی توانید بیان کنید چون ما آیات و دلائل خداییم و حجت و خلیفه و امین و امام و وجه الله و عین الله و لسان الله هستیم. من و حضرت محمد نور واحدی بودیم از نور خداوند عز و جل پس خدای تبارک و تعالی به آن نور فرمود که دو نیمه شود پس به نیمی فرمود محمد (ص) باش و به نیمی فرمود علی باش، پس از همین جاست که پیغمبر فرمود علی از من است و من از علی هستم و کسی جز علی از جانب من ماموریت انجام نمی دهد، من همان کسی هستم که نوح را به امر پروردگار در کشتی حمل کرد، من همان کسی هستم که به امر پروردگار یونس را از شکم ماهی بیرون آورد، من همان کسی هستم که به اذن پروردگار ابراهیم را از آتش بیرون آورد، من همان کسی هستم که به اذن پروردگار نهرها را جاری ساخت و چشمه ها را شکافت، منم معلم سلیمان بن داوود، منم ذوالقرنین و منم قدرت خدای عز و جل، منم آن کتابی که شک و ریب در آن نیست، مفاتیح غیب نزد من است و بعد از رسول الله کسی جز من به آنها آگاه نیست، منم آن ذوالقرنین که در صحف اولی یاد شده، منم صاحب انگشتر سلیمان، انا ولی الحساب، انا صاحب الصراط و الموقف، انا قاسم الجنه و النار بامر ربی، انا آدم الاول، انا حجه الله فی السموات و الارض، انا الصیحه بالحق، انا الساعه لمن کذّب بها، انا ذلک النور الذی یقتبس منه الهدی، انا صاحب الصور...»
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نکات خوبی در این نوشتار در میان است، لذا از حضرت ولايت مدار على بن ابى طالب وارد شده است كه: «كُنْتُ مَعَ الْانبياء سِرّاً و مع محمد جَهْرَاً» [1] من با همه ى انبياء در باطن و با پيامبر اسلام در ظاهر همراه بوده ام. مولانا نيز اين حقيقت را چنين بيان كرده است:
تا صورت پيوند جهان بود، على بود
تا نقش زمين بود و زمان بود على بود
شاهى كه ولى بود و وصى بود على بود
سلطان سخا و كرم و جود على بود
هم آدم و هم شيث و هم ادريس و هم ايوب
هم يونس و هم يوسف و هم هود على بود
هم موسى و هم عيسى و هم خضر و هم الياس
هم صالح پيغمبر و داود على بود
عيسى به سخن آمد و در مهد سخن گفت
آن نطق و فصاحت كه در او بود على بود
مسجود ملايك كه شد آدم زعلى شد
در كعبه محمد بُد و مسجود على بود
از لحمك لحمى بشنو تا كه بدانى
كان يار كه او نقش نبى بود على بود
آن شاه سرافراز كه اندر شب معراج
با احمد مختار يكى بود على بود
محمود نبودند كسانى كه نديدند
كاندر ره دين احمد و محمود على بود
آن معنى قرآن، كه خدا در همه قرآن
كردش صفت عصمت و بستود على بود
اين كفر نباشد سخن كفر نه اين است
تا هست على باشد تا بود على بود
سر دو جهان جمله زپيدا و ز پنهان
شمس الحق تبريز كه بنمود على بود
عبدالكريم جيلى مى گويد: انسان كامل، قطبى است كه افلاكِ وجود از اول تا به آخر بر محور او دور مىزنند و او در آغاز و انجام هستى يكى بيش نيست، لكن در چهره هاى مختلفى ظاهر مىشود كه اسم اصلى او محمد، كنيه اش ابوالقاسم و وصفش عبدالله و لقبش شمس الدين است.[2] درباره ى تجلى حقيقت انسان كامل در چهره هاى متعدد، تنها انسان معصوم مى تواند جلوه گاه انسان كامل باشد كه بعد از رسول خاتم تنها اهل بيت عصمت و طهارت (ع) به اين مقام بار يافته اند و هرگز كسى قابل مقايسه با آن ذوات مقدسه نيست. موفق باشید
[1] - سيد جلال الدين آشتيانى، شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ابن عربى، ص 668.
[2] - شيخ عبدالكريم جيلى، الانسان الكامل فى معرفة الاواخر و الاوايل، باب 60، ص 210.
باسمه تعالی: سلام علیکم: روش اصلی رسیدن به معرفت حقیقی، تعمق و تدبّر در قرآن و روایات است. مقدماتی مثل مباحث «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» کمک میکند تا بتوانید با راحتی بیشتر در آیات و روایات تدبر کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده هم موضوع برایم روشن نیست. به یکی از کاربران که همین سؤال را فرمودند عرض شد شاید چون تولد حضرت علی«علیهالسلام» به خودی خود برجسته است، ذکر نشده. در هر صورت اگر کسی اطلاعی از موضوع دارد، بنده را نیز در جریان بگذارید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در معنای هویت، نظر به وجود انسان در آن رابطه در میان است. مثلاً در هویت تاریخی، نظر به وجهِ وجودی انسان در نسبت او با تاریخ در میان است 2- این انسان است که در تعریف نسبت خود با موضوعات مختلف، هویت خود را شکل میدهد 3- هویت یک امر بسیط است 4- جامعه معناهای مختلف را در هر تاریخی به ظهور میرساند و افراد نسبت به آن معانی خود را شکل میدهند و برای خود هویت میسازند 5- زیرا تاریخ محلِ تجلّی ارادهی الهی است در هر دورهای، و افراد در نسبت به آن دوره میتوانند خود را معنا کنند و هویت ببخشند 6- این انسان است که باید آن را در خود محقق کند و به ظهور برساند تا بیهویت نباشد. موفق باشید
- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خواب؛ صورت خیال در مقام مرتبهی برزخی انسان است. اگر خیال پاک باشد، خوابهای انسان قدسی است، مثل خواب اولیاء. و اگر در مسیر صحیح قرار گیریم آن نوع خوابها که صورت توهّمات است، برداشته میشود 2- اکثر خوابها به جهت منتقلشدن از عالَم حسّ به عالَم مثال یا مرتبهی برزخیِ انسان است، صورتهای محسوسات اوست که در آن عالَم ظاهر میشود. ولی اگر کسی از غلبهی صورتهای حسّی خود آزاد باشد، در عالَم برزخی خود و یا عالَم مثال، با صورت هایی روبهرو میشود که نازلهی حقایق عقلی میباشند 3- مکان و زمان در برزخ نیست لذا اینکه میگوییم یکروز و یا نصفه روز در دنیا بودهایم، به جهت عادتهای فکری است که این مفاهیم را در خود داریم. عالَم خیال و عالَم برزخ از نظر مرتبهی وجودی فرق نمیکند. آنجا عالمی است که صورت دارد ولی آن صورتها جرم ندارند. با کمی توجه به خود و احوالات خود میتوانید عالَمی را غیر از عالَم مادی در خود حسّ کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قسمتهای اول و دوم سؤال را که موضوعات فقهی میباشد باید از مجتهد بپرسید. در مورد رفع شکاکیت، مباحث معرفت نفس که حضوری و حسی است میتواند کمک کند. بحث ده نکته از معرفت نفس با صوت آن بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در قرآن داریم: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ»(تحریم/6) اى كسانى كه ايمان آوردهايد خود و خانواده خويش را از آتشى كه هيزم آن انسانها و سنگهاست نگه داريد؛ آتشى كه فرشتگانى بر آن گمارده شده كه خشن و سختگيرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمىكنند و آنچه را فرمان داده شده اند(به طور كامل) اجرا مى نمايند! علامه طباطبایی در ذیل این آیه در رابطه با مراقبه از نفس خود و اطرافیان نکات خوبی دارند. 2- روایات متعددی در این مورد داریم که مادران در دوران شیرخوارگی چه رعایتها و مراقبتهایی باید داشته باشند که در این مورد باید به کتابهای تربیت فرزند در دوران کودکی رجوع فرمایید. 3- بنده در این موردِ خاص اطلاعی ندارم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیهی انقلابی مرحوم نوّاب و عطش اسلامخواهیِ او در آن زمان غوغایی در روح هر جوان دوستدار اسلام به پا میکرد و این در حالی است که هنوز نهضت امام ظهور نکرده بود تا فدائیان تحت عنوان مؤتلفهی اسلامی خود را در ذیل حضرت امام روح اللّه قرار دهند. مثل جوانان دورهی ما که با بانک دفاع از اسلامِ دکتر شریعتی«ره» شور اسلامخواهی را از او گرفتند ولی با مطهری بزرگ، راه را ادامه دادند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت اصل چنین بیانیهای که در لوزان سوئیس مطرح شد نشانه حضور مستقل انقلاب اسلامی در تاریخی است که مدرنیته با تمامیتخواهی خود حاضر نبود هیچ رقیبی را تحمل کند و حالا توسعه و تحقیق در انرژی هستهای ایران را به رسمیت میشناسد و این یعنی حضور فرهنگی انقلاب اسلامی با هویتی که مخصوص به خودش است و این غیر از آن است که محتوای قرارداد لوزان را بیعیب بدانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم آن سخنان را شنیدم فکر نمیکنم استناد درستی برای معاهده با استکبار باشد زیرا قرآن میفرماید: «كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فيكُمْ إِلاًّ وَ لا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ» (8/توبه) چگونه به اینان اعتماد میکنید در حالیکه اگر بر شما غلبه کنند نه رعایت شما را میکنند و نه رعایت تعهداتی که با شما بستهاند، اینان بر خلاف آنچه که در قلبشان هست سخنانی میگویند که شما را راضی کنند ولی در درونشان نیّت دیگری دارند و اکثر آنها فاسقاند. زیرا امروز بحث استکبار و نقض عهد در میان است. آیا باید باز به آنها اعتماد کرد؟ یا به نور ولایت متوجهی بیاعتمادی به آمریکا شویم؟! ای کاش این آقایان یک کلمه میگفتند اشتباه کردیم به آمریکا اعتماد نمودیم و به دنبال آیه و روایتی نمیگشتند تا خود را تطهیر کنند! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه فهم سخن عرفا کار آسانی نیست، حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» در نامهای که به احمدآقا یعنی به فرزندشان داشتند فرمودند مواظب باش اگر سخن آنها را نفهمیدی، ردّ نکنی. و در همین رابطه بعضی از علماء، مولوی را شیعه میدانند. به قول آيتالله انصارى همدانى «رحمةاللهعليه» سالك تا آخر عمر به مثنوى مولانا نيازمند است. اخيراً كه مقام معظم رهبرى «حفظه الله تعالى» در جلسه اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى مى گويد: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين»[1] و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود. کسانی میتوانند در مورد مولوی نظر دهند که مدتی با تفکرات عرفانی او مرتبط باشند. موفق باشید
[1] - مقام معظم رهبرى« حفظهاللهتعالى» در ديدار با شهداء در سال 1387- مولوى در ديباچهى دفتر اول مىگويد: هذا كِتابُ الْمَثنَوى، وَ هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين، فى كَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْيقين
باسمه تعالی: سلام علیکم: در دستورات دینی به ما توصیه شده است اگر نگران دین خود در این نوع مسافرتها هستید، هرگز اقدام نکنید و در این موارد اصرار والدین، تکلیفی برای شما نمیآورد، بالاخره رزّاق خدا است و نباید برای چند لقمه نان مسیر معنوی خود را به خطر انداخت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان معنی عرفی «رئوف» باید مدّ نظر باشد بدین معنا که در برخورد با دیگران بنا را بر مهربانی با آنها بگذاریم و بر موضوعات فرعی، قفل نکنیم تا کار منجر به سختگیری شود. موفق باشید
