باسمه تعالی: سلام علیکم: از کجا میفرمایید امروز ثابت شده آنچه بدان علم داریم و صورت آن در ذهن ما است مطابق خارج نیست؟! مگر آنچه را دستگاههای مکانیکی از صوت میفهمد همان صوت است که نفس ناطقهی ما درک میکند؟ و مگر وقتی ما از طریق ابزارهای مکانیکی از رنگها موج میفهمیم رنگ در واقعیت موج است؟ در حالیکه نفس ناطقهی ما به عنوان یک حقیقت مجرد متوجه واقعیت جهان خارج است آنطور که هست و هرکس به طور بدیهی چنین احساسی دارد. به چه دلیل باید انسانها احساس خود را نادیده بگیرند؟ آری حتی چشم از رنگها و شکلها در شبکیه، الکتریسته میسازد، ولی نفس ناطقه رنگ و شکل که واقعیت دارد را درک میکند و نه آمپرهای متفاوت الکترونیکی که سیناپس های عصبی ایجاد می کنند. موفق باشید
سلام علیکم: تفکر شهید آوینی به کدام تفکر نزدیک است ملاصدرا یا هایدگر؟ یعنی روح آماده گری بیشتر در آن یا برای آینده برنامه دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: شهید آوینی خود را در زیر سایهی حضرت روحاللّه«رضواناللّهتعالیعلیه» پروراند و از این جهت به صدرا نزدیک است و از هایدگر در جهت نفی غرب استفاده کرده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در اینکه با مردمی که به جهت سوء مدیریت و برنامههای غلط به مشکل اقتصادی افتادهاند؛ همراهی کرد، بحثی نیست. بهخصوص که دشمنان نظام میخواهند از چنین مطالباتی به نفع خود استفاده کنند 2- به نظر بنده آقای احمدینژاد دست به کارهایی زدند که دیگر هیچ جایی در آیندهی انقلاب ندارند. در حالیکه میتوانستند به عنوان یک سرمایه برای انقلاب بمانند. آقای مهدی محمدی تحلیلی در این مورد داشتهاند که برایتان میفرستم. موفق باشید
اصولي هست كه محمود احمدي نژاد تا بدانها پاي بند بود هم به مردم خدمت كرد و هم به انقلاب. اين اصول مستقل از احمدي نژاد وجود داشت و هميشه خواهد داشت. امام به ما آموخته شاخص آن هم ولي فقيه است نه خود ما و نه هيچ كس ديگر. در فتنه ٨٨ اهل بغي عليه آن اصول شوريدند نه عليه شخص احمدي نژاد و انقلاب با همه وجود پاي احمدي نژاد ايستاد. بايد هم مي ايستاد. صدبار ديگر همان وضع تكرار شود همان كار را بايد كرد. ديري نپاييد كه احمدي نژاد تصور كرد خود بخشي از اصول و بلكه عين اصول است. اينكه چرا و چگونه چنين شد خود داستاني است. انحراف از اينجا آغاز شد. او از خودش و از اصولي منحرف شد كه همه قدر و قيمتش به سبب پاي بندي به آنها بود. نظام جمهوري اسلامي تا توانست صبر پيشه كرد شايد او بيغوله را از شاهراه تشخيص بدهد. اما نشد. باز هم بماند كه چرا. در تمام اين مدت كه نظام صبوري مي كرد، او تلاش كرد پروژه انقلاب منهاي اصول را پيش ببرد. نتيجه نوعي اصلاح طلبي و چپ روي درجه سه بود كه البته با تهوري بي سابقه بيان مي شد. حالا مرزها روشن شده. راه بازگشت البته بسته نيست اما راه فعلي جز اينكه او را به خيل عظيم ايستادگان شكست خورده در مقابل انقلاب ملحق كند، عاقبتي ندارد. انقلابيون سربلندند كه چه در ٨٨ و چه امروز پاي اصول انقلاب به روايت رهبري ايستاده اند. فتنه گران حالا دربدر به دنبال راهي براي بازگشت مي گردند. عاقبت ديگران هم بهتر از اين نخواهد بود.
اعتراض به مشكلات اقتصادي حق مردم است. اگر مرز اعتراض با آشوب روشن باشد، بايد در برابر آن خاضع بود. اگر معترض در چارچوب جمهوري اسلامي فرياد مي زند كه براي جوانم شغل مي خواهم يا گله دارد كه مختصر پس انداز زندگي اش را در فلان موسسه اعتباري بالا كشيده اند، بايد سخنش را شنيد. به جاي برخورد با او، بايد با مسئولي برخورد كرد كه كار را به اينجا كشانده است. حتي اگر از منظر صرفا امنيتي نگاه كنيم، امروز بايد كنار مردم ايستاد. دشمن زماني قادر به سوء استفاده خواهد بود كه ميان مردم و نظام شكافي ببيند و به عميق تر شدن آن طمع كند. «آنها كه امكانات كشور دستشان است» بايد ياد بگيرند اگر نمي توانند از درد مردم بكاهند لااقل با مردم همدردي كنند. وقتي چنين شد، حناي شيادان و مدعيان هم ديگر رنگي نخواهد داشت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک وجه حادثه همان بود که شما میفرمایید و نهتنها قلب شما بلکه قلب هرکس که به انقلاب اسلامی تعلق دارد را به درد آورد. ای کاش دولتمردان ما پاکتر از آن بودند که نشان دادند. ای کاش سجایای اخلاقی در آن مناظره، ظهور چشمگیرتری داشت. ولی یک وجه دیگر مناظره، ظهوری از قدرت قدسی انقلاب اسلامی بود و اینکه عقلِ انقلاب اسلامی زنده است و از خطاهایی که در نظامهای دیگر جهانی پذیرفته شده است نمیگذرد و معدهی انقلاب اسلامی آنچنان حساس است که غذاهای مسموم حرکاتِ دولتمردان را بیرون میریزد. مناظرهی سوم نشان داد انقلاب اسلامی بحمداللّه زنده است و دولتمردان نمیتوانند با سخنان فریبندهی خود، انقلاب را استحاله کنند و از هویت خود خارج نمایند. مناظرهی سوم تابلویِ ناکامی جریانهایی بود که ذیل واژهی زیبای اصلاحطلبی در صدد بوده و هستند که انقلاب را از هویتِ اصلی خود خارج کند و به اسم ارتباط با جهان، ما را مثل ترکیه تبدیل به یکی از اقمار کدخدایِ جهانی بنماید. آری! اگر مردم از دیدن چنین صحنههایی دلخورند که باید باشند، ولی از جهت دیگر باید به خود ببالند که عقلِ زندهی انقلاب اسلامی همچون نگهبانی هوشیار اجازه نمیدهد که هرکس در پوشش دولت اسلامی و با ظرائف فریبنده ما را به کدخدا بفروشد. چه امیدهایی داشتند برای دورهی دوم ریاست جمهوریشان!! که نمونهی آن سند 2030 بود. حال دیگر مهم نیست که ادامه یابند یا نه، مهم این است که دیگر طشتِ آنها از بام افتاد و ادامهی آن نقشهها برایشان سختْ مشکل شد. خداوندا! تو را سپاس که با اینهمه خطاها و کوتاهیهای ما، ما را به خود وانگذاشتی، باز ما متوجهی وعدهی الهی تو شدیم که فرمودی: «إِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ»(120)/ توبه) دوباره خواستی به ما بفهمانی زحمات شهدای ما، این محسنترین شخصیتهای تاریخِ معاصر که در طلب حاکمیت حق و حقیقت بودند؛ هرگز ضایع نخواهد شد. نکاتی در جواب سؤال شمارهی 19335 در این رابطه عرض شد، خوب است که نظری به آن جواب بیندازید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این را نمیدانم ولی میدانم جناب سیدحسن نصراللّه ذوب در عقاید شیعه هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال داشتن یک تفکر منظم فلسفی در این امور لازم است. از این جهت شاید بد نباشد ابتدا نظم تفکر فلسفی را تجریه کنید و سپس به کاری که میخواهید، ادامه دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظامسازی به یک معنا به حمداللّه با انقلاب اسلامی شروع شده. از آن به بعد با به صحنهآوردنِ عقلانیت قرآنی باید انسانها تربیت شوند تا بتوانند در مقابل تمدن غربی مطابق اهدافِ متعالی اسلام و انقلاب زندگیهای خود را شکل دهند. در متن چنین رویکردی، آرامآرام تمدن اسلامی که تصحیح نسبت انسان با خود و با خدا و با طبیعت است، شکل میگیرد. کارهای اصلی زمینماندهی ما از این قرار است که عرض شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم گنابادی صاحب تفسیر ارزشمند بیان السعادة نکات ارزشمند وِلایی را متذکر شدهاند و در بین اهل عرفان، ایشان جایگاه ارزشمندی دارند ولی تفسیر المیزان، تفسیر جامعی است در موضوع تبیین قرآن از همهی جهات. لذا است که نمیتوان این تفسیر را با بیان السعاده مقایسه کرد. از جمله تفسیرهای عرفانی، تفسیر مشهور به تفسیر محیالدین است که انتشارات بیدار آن را چاپ کرده که البته متعلق به مرحوم عبدالرزاق کاشانی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بهترین روش تزکیه رعایت تقوای الهی است. به نظر بنده سه جلد کتاب «مقالات» مرحوم آیت اللّه شجاعی«رحمةاللّهعلیه» در این مورد کمک میکند. موفق باشید
- باسمه تعالی: سلام علیکم: باسمه تعالی: سلام علیکم: أميرُ المؤمنين علي (عليه السَّلام) میفرمایند: "إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى النَّوَافِلِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِض.» برای قلبها اقبال و رویآوری به معانی و یا ادبار و فاصلهگرفتن از معانی است. پس چون قلب در حالت اقبال بود، اعمال مستحبی را بدان عرضه کنید. و چون در حالت ادبار بود، به واجبات بسنده کنید تا فشاری بر روی شما نیاید. شما نیز همین کار را انجام دهید و زیاد به خود زحمت ندهید تا إنشاءاللّه قلبْ به تعادل لازم برسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت اللّه شجاعی نور چشم اهل سلوکاند و آثار ایشان در جلوبردنِ انسان بسیار اساسی است. در ضمن از تذکر جنابعالی بسیار متشکرم وگرنه اگر صدبار دیگر هم ایشان عمامهی سفید بر سر میگذاشتند، بنده آن را سیاه میدیدم!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه برای یک خانم متدیّن ارزش است، مادربودن و محوریت او در خانه است، چه ضرری میکند اگر در راستای همسرداری و فرزندداری، به این نوع تحصیلاتش که عموماً مباحث اعتباری است، آسیب بخورد؟! هنوز هم معتقدم باید داماد مناسب را از دست نداد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عليّ عليه السّلام میفرمایند: «عرفت اللَّه بفسخ العزائم و حلّ العقود، و نقض الهمم» حضور خدا را در عالم بدین شکل یافتم که بعضاً تصمیمات من عملی نمیشد. بنابراین کار را به خدا واگذارید و شما در حدّ وظیفه عمل کنید 2- کفوبودن یک مؤمن برای مؤمن دیگر در این دوران علاوه بر رعایت دستورات دین، ولاییبودن نیز شرط است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: داستان غیبت و حضور قلب، داستان حیرتانگیزی است. از یک طرف بنا به تجلیِ فطری الهی، «حضور» مقدم است و از طرفی با سکنیگزیدن در تن و نظر به نیازهای دنیایی «غیبت» مقدم است و باید با استشمام آن حضورِ فطری، از این غیبت عبور کرد و به حضورِ دیگری که از جنس دیگر است، رسید. بقیهی سؤال شما را درست متوجه نشدم. موفق باشید
