باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در اینکه با مردمی که به جهت سوء مدیریت و برنامههای غلط به مشکل اقتصادی افتادهاند؛ همراهی کرد، بحثی نیست. بهخصوص که دشمنان نظام میخواهند از چنین مطالباتی به نفع خود استفاده کنند 2- به نظر بنده آقای احمدینژاد دست به کارهایی زدند که دیگر هیچ جایی در آیندهی انقلاب ندارند. در حالیکه میتوانستند به عنوان یک سرمایه برای انقلاب بمانند. آقای مهدی محمدی تحلیلی در این مورد داشتهاند که برایتان میفرستم. موفق باشید
اصولي هست كه محمود احمدي نژاد تا بدانها پاي بند بود هم به مردم خدمت كرد و هم به انقلاب. اين اصول مستقل از احمدي نژاد وجود داشت و هميشه خواهد داشت. امام به ما آموخته شاخص آن هم ولي فقيه است نه خود ما و نه هيچ كس ديگر. در فتنه ٨٨ اهل بغي عليه آن اصول شوريدند نه عليه شخص احمدي نژاد و انقلاب با همه وجود پاي احمدي نژاد ايستاد. بايد هم مي ايستاد. صدبار ديگر همان وضع تكرار شود همان كار را بايد كرد. ديري نپاييد كه احمدي نژاد تصور كرد خود بخشي از اصول و بلكه عين اصول است. اينكه چرا و چگونه چنين شد خود داستاني است. انحراف از اينجا آغاز شد. او از خودش و از اصولي منحرف شد كه همه قدر و قيمتش به سبب پاي بندي به آنها بود. نظام جمهوري اسلامي تا توانست صبر پيشه كرد شايد او بيغوله را از شاهراه تشخيص بدهد. اما نشد. باز هم بماند كه چرا. در تمام اين مدت كه نظام صبوري مي كرد، او تلاش كرد پروژه انقلاب منهاي اصول را پيش ببرد. نتيجه نوعي اصلاح طلبي و چپ روي درجه سه بود كه البته با تهوري بي سابقه بيان مي شد. حالا مرزها روشن شده. راه بازگشت البته بسته نيست اما راه فعلي جز اينكه او را به خيل عظيم ايستادگان شكست خورده در مقابل انقلاب ملحق كند، عاقبتي ندارد. انقلابيون سربلندند كه چه در ٨٨ و چه امروز پاي اصول انقلاب به روايت رهبري ايستاده اند. فتنه گران حالا دربدر به دنبال راهي براي بازگشت مي گردند. عاقبت ديگران هم بهتر از اين نخواهد بود.
اعتراض به مشكلات اقتصادي حق مردم است. اگر مرز اعتراض با آشوب روشن باشد، بايد در برابر آن خاضع بود. اگر معترض در چارچوب جمهوري اسلامي فرياد مي زند كه براي جوانم شغل مي خواهم يا گله دارد كه مختصر پس انداز زندگي اش را در فلان موسسه اعتباري بالا كشيده اند، بايد سخنش را شنيد. به جاي برخورد با او، بايد با مسئولي برخورد كرد كه كار را به اينجا كشانده است. حتي اگر از منظر صرفا امنيتي نگاه كنيم، امروز بايد كنار مردم ايستاد. دشمن زماني قادر به سوء استفاده خواهد بود كه ميان مردم و نظام شكافي ببيند و به عميق تر شدن آن طمع كند. «آنها كه امكانات كشور دستشان است» بايد ياد بگيرند اگر نمي توانند از درد مردم بكاهند لااقل با مردم همدردي كنند. وقتي چنين شد، حناي شيادان و مدعيان هم ديگر رنگي نخواهد داشت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم آن سخنان را شنیدم فکر نمیکنم استناد درستی برای معاهده با استکبار باشد زیرا قرآن میفرماید: «كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فيكُمْ إِلاًّ وَ لا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ» (8/توبه) چگونه به اینان اعتماد میکنید در حالیکه اگر بر شما غلبه کنند نه رعایت شما را میکنند و نه رعایت تعهداتی که با شما بستهاند، اینان بر خلاف آنچه که در قلبشان هست سخنانی میگویند که شما را راضی کنند ولی در درونشان نیّت دیگری دارند و اکثر آنها فاسقاند. زیرا امروز بحث استکبار و نقض عهد در میان است. آیا باید باز به آنها اعتماد کرد؟ یا به نور ولایت متوجهی بیاعتمادی به آمریکا شویم؟! ای کاش این آقایان یک کلمه میگفتند اشتباه کردیم به آمریکا اعتماد نمودیم و به دنبال آیه و روایتی نمیگشتند تا خود را تطهیر کنند! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک وجه حادثه همان بود که شما میفرمایید و نهتنها قلب شما بلکه قلب هرکس که به انقلاب اسلامی تعلق دارد را به درد آورد. ای کاش دولتمردان ما پاکتر از آن بودند که نشان دادند. ای کاش سجایای اخلاقی در آن مناظره، ظهور چشمگیرتری داشت. ولی یک وجه دیگر مناظره، ظهوری از قدرت قدسی انقلاب اسلامی بود و اینکه عقلِ انقلاب اسلامی زنده است و از خطاهایی که در نظامهای دیگر جهانی پذیرفته شده است نمیگذرد و معدهی انقلاب اسلامی آنچنان حساس است که غذاهای مسموم حرکاتِ دولتمردان را بیرون میریزد. مناظرهی سوم نشان داد انقلاب اسلامی بحمداللّه زنده است و دولتمردان نمیتوانند با سخنان فریبندهی خود، انقلاب را استحاله کنند و از هویت خود خارج نمایند. مناظرهی سوم تابلویِ ناکامی جریانهایی بود که ذیل واژهی زیبای اصلاحطلبی در صدد بوده و هستند که انقلاب را از هویتِ اصلی خود خارج کند و به اسم ارتباط با جهان، ما را مثل ترکیه تبدیل به یکی از اقمار کدخدایِ جهانی بنماید. آری! اگر مردم از دیدن چنین صحنههایی دلخورند که باید باشند، ولی از جهت دیگر باید به خود ببالند که عقلِ زندهی انقلاب اسلامی همچون نگهبانی هوشیار اجازه نمیدهد که هرکس در پوشش دولت اسلامی و با ظرائف فریبنده ما را به کدخدا بفروشد. چه امیدهایی داشتند برای دورهی دوم ریاست جمهوریشان!! که نمونهی آن سند 2030 بود. حال دیگر مهم نیست که ادامه یابند یا نه، مهم این است که دیگر طشتِ آنها از بام افتاد و ادامهی آن نقشهها برایشان سختْ مشکل شد. خداوندا! تو را سپاس که با اینهمه خطاها و کوتاهیهای ما، ما را به خود وانگذاشتی، باز ما متوجهی وعدهی الهی تو شدیم که فرمودی: «إِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ»(120)/ توبه) دوباره خواستی به ما بفهمانی زحمات شهدای ما، این محسنترین شخصیتهای تاریخِ معاصر که در طلب حاکمیت حق و حقیقت بودند؛ هرگز ضایع نخواهد شد. نکاتی در جواب سؤال شمارهی 19335 در این رابطه عرض شد، خوب است که نظری به آن جواب بیندازید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در دستورات دینی به ما توصیه شده است اگر نگران دین خود در این نوع مسافرتها هستید، هرگز اقدام نکنید و در این موارد اصرار والدین، تکلیفی برای شما نمیآورد، بالاخره رزّاق خدا است و نباید برای چند لقمه نان مسیر معنوی خود را به خطر انداخت. موفق باشید
- باسمه تعالی: سلام علیکم: باسمه تعالی: سلام علیکم: أميرُ المؤمنين علي (عليه السَّلام) میفرمایند: "إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى النَّوَافِلِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِض.» برای قلبها اقبال و رویآوری به معانی و یا ادبار و فاصلهگرفتن از معانی است. پس چون قلب در حالت اقبال بود، اعمال مستحبی را بدان عرضه کنید. و چون در حالت ادبار بود، به واجبات بسنده کنید تا فشاری بر روی شما نیاید. شما نیز همین کار را انجام دهید و زیاد به خود زحمت ندهید تا إنشاءاللّه قلبْ به تعادل لازم برسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عليّ عليه السّلام میفرمایند: «عرفت اللَّه بفسخ العزائم و حلّ العقود، و نقض الهمم» حضور خدا را در عالم بدین شکل یافتم که بعضاً تصمیمات من عملی نمیشد. بنابراین کار را به خدا واگذارید و شما در حدّ وظیفه عمل کنید 2- کفوبودن یک مؤمن برای مؤمن دیگر در این دوران علاوه بر رعایت دستورات دین، ولاییبودن نیز شرط است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی خراباتیاند و بعضی مناجاتی. و هر دو در طریقت الهی در ذیل شریعت حضرت حق میتوانند جلو بروند. در مورد علم توحید همانطور که حضرت سجاد«علیهالسلام» میفرمایند ظرایفی هست که اگر مردم معمولی با او روبهرو شوند همان خدایی را هم که میپرستیدند از دست میدادند. سخن حضرت سجاد«علیهالسلام» تذکری است به ما که متوجه باشیم طریقت رجوع به حق، بسیار دقیقتر و عمیقتر از آن است که در ابتدای امر با آن روبهرو میشویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که فرمودند «الدّرس حرفٌ و تکرار الف» باید ابتدا مطلب را آموخت و بعد با تکرار و پشتکار آن را ملکهی فکر و ذکر خود کرد، باید بعد از فهم مطالب شخصیت خود را برای تحقق عملی معارف شکل داد. از جمله رذائلی که مانع عملکردن آموزههای دینی است، پرحرفی، کینه، شهرتطلبی، پرخوری و رقابتهای بیجا با بقیه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد در جواب سؤال 12182 قبلاً عرایضی داشتهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیهی انقلابی مرحوم نوّاب و عطش اسلامخواهیِ او در آن زمان غوغایی در روح هر جوان دوستدار اسلام به پا میکرد و این در حالی است که هنوز نهضت امام ظهور نکرده بود تا فدائیان تحت عنوان مؤتلفهی اسلامی خود را در ذیل حضرت امام روح اللّه قرار دهند. مثل جوانان دورهی ما که با بانک دفاع از اسلامِ دکتر شریعتی«ره» شور اسلامخواهی را از او گرفتند ولی با مطهری بزرگ، راه را ادامه دادند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از کجا میفرمایید امروز ثابت شده آنچه بدان علم داریم و صورت آن در ذهن ما است مطابق خارج نیست؟! مگر آنچه را دستگاههای مکانیکی از صوت میفهمد همان صوت است که نفس ناطقهی ما درک میکند؟ و مگر وقتی ما از طریق ابزارهای مکانیکی از رنگها موج میفهمیم رنگ در واقعیت موج است؟ در حالیکه نفس ناطقهی ما به عنوان یک حقیقت مجرد متوجه واقعیت جهان خارج است آنطور که هست و هرکس به طور بدیهی چنین احساسی دارد. به چه دلیل باید انسانها احساس خود را نادیده بگیرند؟ آری حتی چشم از رنگها و شکلها در شبکیه، الکتریسته میسازد، ولی نفس ناطقه رنگ و شکل که واقعیت دارد را درک میکند و نه آمپرهای متفاوت الکترونیکی که سیناپس های عصبی ایجاد می کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این غم مقدس شما به لطف الهی شما را آنچنان بزرگ میکند که از آن به بعد مجبورید تنها با رازهای سینهی خود بهسر ببرید مگر آنکه خداوند اجازه سخنگفتن به شما بدهد لذا هیچ اشکالی در اصل قضیه نمیبینم که دولت را در مسیری نمیبینید که انقلاب اسلامی عزیز بنا دارد در آن مسیر وارد شود و این نشانهی هوشیاری و بصیرت شما و امثال شما است. بحث بر سر آن است که ما باید آن حضوری را که خارج از محتوای بیانیهی لوزان، در جهان غرب پیدا کردهایم را نادیده بگیریم و به اسم آنکه از طریق این دولت انجام شده؟ و یا جایگاه تاریخی بیانیهی لوزان چیزی است از جنس انقلاب که با قاطعیتهای مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» تحقق یافت و در مسیر محدودیتهایی که رهبری عزیز آن را تأکید کردند ما کار بزرگی را در این تاریخ شکل دادیم که دشمن سالهای سال طول میکشد تا بفهمد ما چه کردیم و با درایت رهبری عزیز چه فرهنگی را وارد اردوگاه نظام استکباری نمودیم! دشمن کوتاهبین است و نمیفهمد مواضع ما چه بلایی بر سر او خواهد آورد وقتی هیبت تمامیتخواهیاش از طرف ما به رسمیت شناخته نشد مطمئن باشید ما آیندهی بسیار درخشانی خواهیم داشت وقتی با هیبت رهبری در انقلاب جلو چشمان جهانیان اُبهت استکباری غرب چون مومی در حال ذوبشدن است. هرچند پیروزیهایِ از جنس حضور ما در القصیر و جرف الصخر بسیار زلالتر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت اصل چنین بیانیهای که در لوزان سوئیس مطرح شد نشانه حضور مستقل انقلاب اسلامی در تاریخی است که مدرنیته با تمامیتخواهی خود حاضر نبود هیچ رقیبی را تحمل کند و حالا توسعه و تحقیق در انرژی هستهای ایران را به رسمیت میشناسد و این یعنی حضور فرهنگی انقلاب اسلامی با هویتی که مخصوص به خودش است و این غیر از آن است که محتوای قرارداد لوزان را بیعیب بدانیم. موفق باشید
