بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7285
متن پرسش
باسمه تعالی سلام خدمت استاد بنده مباحث انسان شناسی شما را تاحدودی(قبل از معاد) کارکردم اما جلوترنرفتم می خواستم ببینم چقدرباید آدم به غیر ازمطالعه تمرین کند که این وجودی دیدن برای فرد ایجاد شود؟یک عمر؟چه تمرینی کنم توبحث برهان صدیقین گفتید این حس بدبختم کرده هی وارد حیطه عقل می شود نه من را من می گیرم وکارشب وروز من وبازم پوچی؟ وشاید این لقمه ها برای دهان حقیر بزرگ بوده ونباید می خوردم که ورم کردم. خلاصه تقاضای تمرین واذکری وراهنمایی داشتم؟ ادامه شرح حال من(اگرفرصت داشتین) بنده حتی با مطالعه ودانستن یه دفعه خودم که گم می شوم در مسائل وخداهم که گم می شود باید جه کار کرد با این اوضاع آیا همه ی این ها نتیجه سخنتونه که می گید ساحت انسان عوض شود وعالم تغییر کند عمری طول می کشد آخر اگر این طور باشد کی انسان ببیند وبچشد و صرف قیل وقال حس میکنم یه جوربازی شده از وجود حرف زدن واصالت آن و جلوه وحرف های قشنگ قشنگ... خیلی شرمنده طولانی شد. ایمیل هم فرستادم... باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول حافظ: «اَلا یا اَیُهَا السّاقی اَدِرکأساً و ناوِل‌ها .... چه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها» مگر بنا است موضوع به‌راحتی حل شود و حجاب فی‌الفور مرتفع گردد؟! کار می‌برد. بعد از معاد و شرح آن إن‌شاءاللّه کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» با شرح آن با شما حرف دارد. موفق باشید
5659

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز اگر خدا بخواهد بنده چند روز دیگر به کربلا میروم میخواستم با استفاده از رهنمود های شما این سفر که سفر به عرش الهی است را بهتر احساس کنم ودیگر خودی در صحنه نباشد مباحث کربلا راتقزیبا به صورت کامل پیگیری کرده ام لطفا در چند سطر مرا توصیه بفرمایید میخواهم از زبان خودتان بشنوم
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: اولاً: که بنده در کنار سایر مؤمنین از جنابعالی التماس دعا دارم تا إن‌شاءاللّه از طریق شما توحید اهل‌البیت«علیهم‌السلام» هرچه بیشتر در جامعه شکوفا شود. ثانیاً: در جزوه‌ی «دعا و زیارت» در قسمت آخر جزوه تأکیداتی نسبت به قسمت‌هایی از مفاتیح‌الجنان داشته‌ام، بد نیست به آن جزوه نگاهی بیندازید. ثالثاً: در رابطه با نجف، جزوه‌ای را با استفاده از مفاتیح تنظیم شده، تحت عنوان «همراه زائر با نجف». خوب است که آن را با خودتان ببرید. نمی‌دانم جزوات روی سایت هست یا باید از گروه المیزان تهیه کنید. موفق باشید
5595
متن پرسش
سلام علیکم استاد 2 سوال داشتم اگر لطف بفرمایید پاسخ دهید: پدرم سرمایه ای کلان دارد برادر بزرگ ترم دانشگاه را کنار گذاشت و من باب احساس تکلیف به حوزه رفت امید پدر به بنده است من قصد دارم بعد از تحصیل دانشگاه بازگردم و سرمایه ی پدر را در اختیار بگیرم و با استفاده از طلاب و افراد متقی خوش فکر موسسه ای فرهنگی به حول قوه ی الهی تاسیس بشود در این میان چند سوال دغدغه ذهنی حقیر شده است: 1-از آن جایی که شهر ما شهر کوچکی است و امکان تحصیل علوم اسلامی نیست وشاید این علوم در این راه مشکاتی باشد بنده راهی به نظرم می رسد که سریع تر تحصیل را به پایان رسانده و به شهر خود برگردم و از طریق کتبی مثل آیت الله مصباح و سخنرانی های حضرتعالی و ... کسب علم کنم و بستری برای کار فرهنگی آماده شود آیا این گونه می شود؟ یا نیاز حتمی به استاد است پس راهی دیگر که به نظر می رسد علوم دانشگاهی را ادامه بدهم ودر کنار آن از اساتید حوزوی استفاده کرده سپس بازگردم. 2-در سیره علما مشاهده شده نیاز به استاد غیر قابل انکار است با این برنامه ای که حقیر در ذهن دارم و شهر کوچک ما که عالم ندارد چه باید کرد. در این سوالات چند نکته مد نظر حقیر بوده 1-سلوک الی ا... 2-روحیه ی انقلابی3- رضایت والدین
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه کلیّت راه را با سه نکته‌ی آخر که گفته‌اید می‌شناسید. آنچه مهم است در کنار زندگی، ورود به معارف الهی است، حال چه با تمام‌کردن دروس دانشگاهی وچه با نیمه‌کاره رهاکردن و به کمک پدر آمدن. دلواپس استاد نباشید. «تو پای به راه نه و هیچ مپرس.... خود راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید
5491
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر از این که برای پاسخگویی به سوالات ما وقت شریفتان راصرف می‌کنید ممنونم چند سوال داشتم ممکن است هیچ ربطی با هم نداشته باشد:1- چرا رهبری وجود سلایق مختلف سیاسی در حاکمیت را پدیده مبارک و به قول مبارک خودشان عید می‌دانند البته من دنبال حکمت صحبتشان هستند نه تعرض و خرده‌گیری بر ایشان، چرا که رهبری را آدمی حکیم و بصیر و با تقوا و دل‌کنده از دنیا می‌دانم مختلف را پدیده مبارک می‌دانند؛ چرا وجود سلایق مگر نه این است که ما دو خط سیاسی داریم اصول گرا و اصلاح طلب مگر نه اینکه افکار برخی اصلاح طلبان و رفتارشان برای دشمنان اسلام امیدوارکننده و خرسندکننده است 2- آقای خسروپناه در سایتشان برای علوم عقلی سیر مطالعاتی مشخص کرده اند نظرتان درباره‌ی آن سیر وشخصیت ایشان چیست؟ اگر فردی بخواهد فیلسوف شود حتما باید طبق آن سیر و کتب پیش رود؟ 3 - نظرتان درباره فیس بوک و ماهیت و تاثیر آن چیست؟ 4- نظرتان در مورد هفته نامه نه دی و همچنین شخصیت آقای رسایی مسئول آن چیست؟ با تشکر ملتمس و محتاج دعای خیر شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به این‌که هیچ‌یک از گروه‌های سیاسی موجود نتوانستند آزاد از تنگ‌نظری به اهداف انقلاب متمرکز شوند شاید نگاه‌ها و سلایق مختلف هر جریان موجب تصحیح جریان دیگر شود. و از این جهت وجود هرکدام برای نظام مبارک است و این غیر از جریان‌هایی است که به‌کلی بیرون انقلاب‌اند 2- جناب آقای خسروپناه را استاد شایسته‌ای می‌دانم ولی سیر مطالعاتی که می‌فرمایید را ندیده‌ام 3- هیچ ورودی به فیس‌بوک ندارم ولی آن را در شرایط حاضر برای اظهار نظرات علمی سیاسی نفی نمی‌کنم 4- آقای رسایی را روحانی متعهد و دلسوز و آگاه می‌دانم. موفق باشید
5398
متن پرسش
استاد گرامی! سلام طاعاتتان قبول در خطبه 113 نهج البلاغه امام علی (علیه السلام) فرمودند: أسمعوا دعوه الموت آذانکم قبل ... . اگر این دستور امام را بخواهیم در زندگی خود کاربردی بکنیم و دعوت مرگ را به خودمان بشنوانیم چه کارهایی را باید انجام بدهیم؟ و برای اینکه در این راستا ساحتمان را عوض بکنیم لطف فرموده و ما را راهنمایی کنید و چند دستور العمل کاربردی به ما بیان کنید. بیانات شما بسیار متین و عالی است ولی قبول بفرمایید که کلی است و برای کسی که بخواهد مثلاَ از امروز شروع کند دقیقاَ نمی داند چکار باید بکند. متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: روش حضرت علامه طباطبایی و حضرت امام«رحمت‌اللّه‌علیهما»آن بود که تفکر را با ما در میان می‌گذاردند تا ما مناسب حال خودمان به کمک دستورات دینی جلو برویم. به نظرم این روش خیلی روش خوبی است از بنده نخواهید از این روش عدول کنم. پیشنهاد می‌کنم با حوصله‌ی زیاد جلد دوم کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» را مطالعه بفرمایید تا جواب سؤال خود را از بهترین منبع عالم هستی یعنی امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» بگیرید. موفق باشید 5399
4786
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز بعد از اینکه خیلی از مباحث شما اعم از غرب شناسی و ... رو مطالعه کردم و با مبانیی که جنابعالی به ما یاد دادید ، بنده با چندتن از دانشجویان دانشگاه امام صادق که درباره ی تکنولوژی که اقای قالیباف خیلی از این کلمه استفاده می کردند و مبنای پیشرفت خودشان را استفاده از تکنولوژی میدانند ، بحث میکردم که یک مسئله خیلی ذهن بنده را مشوش کرد: انها میگفتند که حضرت آقا درباره مباحث غرب شناسی نظرات متفاوتی با اقای طاهرزاده دارند. میخواستم صحت با عدم صحت این موضوع را از خودتان بپرسم؟ ممنون التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده آن است که در این رابطه به جواب سؤال‌های شماره‌ی 4254 و 3359 و به‌خصوص شماره‌ی 3360 رجوع فرمایید. نهایت وظیفه‌ی ما آن است که طوری نظرها را متوجه غرب کنیم که دانشجویان و طلاب ما بتوانند حرف حضرت امام و رهبری عزیز را درست بفهمند. به دوستانی که می‌فرمایید مباحث غرب‌شناسی که بنده عرض می‌کنم با نگاه رهبری به غرب متفاوت است، بفرمایید بیاییم همه بر روی نگاه رهبری به صورتی کارشناسانه متمرکز شویم به هر نتیجه‌ای که رسیدید برای ما مبارک است. موفق باشید
4017

بدن جنّیانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار با توجه باینکه روح انسان از طریق بدن مادی به تکامل می رسد جنیان که بدن مادی ندارند چگونه است و در بزرخ انسان که فقط بدن مثالی اش است جنیان در برزخ به چه نحوی هستند - آیا شما در امور زندگی و در زمینه سلوک فردی مطمئنی برای مشاوره تلفنی و حضوری سراغ دارید. تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جنّیان نیز علاوه بر روح، بدن دارند با خصوصیات خاص خودش و مسلماً بدنشان تماماً مجرد نیست. ولی در برزخ بدن ما صورت اعمال و عقاید و اخلاق ما است که در این مورد جنّیان فرقی با ما ندارند. مرکز مشاوره‌ی «إنشاء» قابل اعتماد است تلفن آن مرکز 6260205 می‌باشد. موفق باشید
1737
متن پرسش
استاد عزیز سلام علیکم شما در جزوات شیعه و تمدن زایی داستان برخورد خود با یکی از روحانیون را که مسئولیتی داشته اند را ذکر کردید که ان حاج اقا میز را کنار گذاشته بود تا احساس برتری نسبت به ارباب رجوع برای خودش و ارباب رجوع به وجود نیاید و شما به ایشان گفتید که این کار را نکند و این را شما یک جور برهم زدن تقارن می دانستید هر چند این تقارن شیطانی باشد اما برهم زدن تقارن در نظر شما بدتر از وجود تقارن شیطانی است این کمی برای بنده نامفهوم است و از شما درخواست دارم که مقداری مطلب را باز کنید ایا رجوعی که امروز به طب سنتی دارد صورت می گیرد را شما از جنس همین بر هم زدن تقارن می دانید و اگر این گونه است پس تکلیف ما با پزشکی صنعتی چیست
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام منظورم از به‌هم‌خوردن هماهنگی اداری در آن موضوع بود که مردم وقتی به آن آقا رجوع می‌کردند به مشکل می‌افتادند وگرنه وظیفه‌ی ما است که در بستر صحیح هرچه زودتر از بستری که مدرنیته برای ما فراهم کرده است فاصله بگیریم. موفق باشید
933

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام به محضر استاد طاهرزاده یک سوال از محضر شما داشتم چگونه میتوان درس های دانشگاهی راهدف گذاری کرد که همانطور که شما در کتاب اشتی با خدا فرموده اید اینها صرف یکسری اطلاعات نباشد واینکه انسان با توجه به این درس های دانشگاهی ( و در دانشگاه بودن) توجه روحی که مجرد هست را متوجه اینها (که شاید اطلاعات واهی باشدواز علوم الهیه دور است ) نکند . وایا با حضور در دانشگاه از این اهداف انسانیه باز خواهیم ماند.باتشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی وقتی متوجه شدیم علوم بشری در کنار علوم الهی جهت گذراندن زندگی در زمین نیاز است و رونق جامعه به آن علوم می‌باشد، جای علوم بشری را درست تشخیص داده‌ایم و در آن رابطه با آن تعامل می‌کنیم و آن را به‌کار می‌گیریم، همین طور که در زندگی شهری نیاز داریم قراردادهایی بگذاریم و جهت سامان‌دادن به زندگی آن‌ها را رعایت کنیم، نمی‌توان گفت چون آن‌ قراردادها امور اعتباری هستند و ریشه در حقیقت ندارد نباید رعایت شوند. آری جای امور اعتباری باید در حدّ خودش باشد. موفق باشید
499

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم اگر بپذیریم که رحمت خدا وند متعال بر غضبش سبقت دارد(اصل رحمت است و غضب به تبع آن است) چگونه می توان خلود در دوزخ را توجیه کرد زیرا اگر عذاب کافران از صفت رحمت حضرت حق و برای پاک کردن روح آنها ناشی می شود بحث خلود و جاودانگی موضوعیت ندارد سوال دوم اینکه در کتاب معاد به تفاوت در لقای حضرت حق تصریح شده است اگر بپذیریم که این تفاوت در لقا به دلیل الودگی روحی بعضی افراد است و همچنین اگر بپذیریم که مواقف برزخ برای رفع این الودگی هاست پس چرا باید به تفاوت در لقا معتقد شویم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- رحمت حضرت پروردگار بر غضب او سبقت دارد، منتها اگر انسان زمینه‌ای جهت تجلی رحمت حق در خود ایجاد نکرده باشد و به‌کلی ولایت طاغوت را پذیرفته باشد «اولئک اصحاب‌النّار هم فیها خالدون» در آتش مخلد خواهد بود . 2- یک وقت موضوع رفع آلودگی‌های مؤمنین در برزخ مطرح است، یک وقت موضوع جهت‌گیری و معرفت مؤمنین در میان است. تفاوت لقاء بعد از رفع آلودگی در برزخ به جهت معرفتی است که انسان به حق دارد و به اندازه‌ای که خداوند را می‌شناسد و نظر به او دارد به او نزدیک می‌شود و در زیر سایه‌ی رحمت او قرار می‌گیرد. عین این موضوع در مورد ائمه«علیهم‌السلام» هست که هرکس به اندازه‌ای که به حقیقت نوری آن ذوات مقدس معرفت دارد پس از رفع قیدها ،در زیر سایه‌ی انوار آن ذوات مقدس قرار می‌گیرد. موفق باشید
21069

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: متاسفانه در چند روز گذشته و در آستانه سالگرد ۹ دی شاهد تجمعات اعتراضی مردم شهرهای مختلف در اعتراض به وضعیت نامطلوب اقتصادی کشور و همچنین فسادهای موجود در دستگاه ها هستیم. این مسئله موجب نگرانی جناح مومن و انقلابی کشور شده و هرکدام به نوعی دارند با قضیه برخورد می کنند و گاها انگشت اتهام را به سمت هم می گیرند. عده ای دولت را محکوم می کنند و عده ای می گویند مردم استحاله شده و غرب گرا و فاصله گرفته از دین شده اند. در برخورد با این مسئله نیز صدا و سیما (ظاهرا آن طور که شنیده ام) که مثل همیشه سانسور می کند و سخنان معاون اول را پخش می کند و لج مردم را بیشتر در می آورد. یک سری سایت های حزب اللهی هم که محکوم می کنند. در این میان عده ای هم می گویند باید با مردم همدل و به میان آنها رفت و نگذاشت جو به دست ضد انقلاب بیافتد و ... . به نظر شما برخورد دلسوزان انقلاب با این نوع قضایا باید چگونه باشد؟ معلوم است که این نوع اعتراضات خودجوش و از روی درد توسط مردم دارد برگزار می شود اما از طرفی جریان های ضد انقلاب به سرعت و مهارت بر این موج ها سوار می شوند. تحلیل ابعاد مختلف این مسئله برایم کمی پیچیده شده است. مسئله دیگری که وجود دارد این است که در برخی از این تجمعات علیه رئیس قوه قضائیه شعار داده شده است و این آشکار می شود که رفتار و عملکرد اقای احمدی نژاد در این قضیه بسیار موثر بوده است. ایشان و اطرافیانشان بعد از سخنرانی ۶ دی ماه رهبری سعی کرده اند از کنار آن به آرامی عبور کنند، اصل صورت مسئله را که حداقل بخشی از سخنان رهبری متوجه ایشان بود با انکار آن پاک کنند، در عین اینکه غیرمستقیم اشاره کنند رهبری صحبتی کرده که بی بی سی دارد از آن سوء استفاده می کند!، و در عین حال فردای آن روز به بوشهر می رود و سخنرانی می کند و همان مسیر را ادامه می دهد. به نظر شما این عملکرد آقای احمدی نژاد و اطرافیانشان تقابل با رهبری و تلاش برای عبور از ایشان نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در این‌که با مردمی که به جهت سوء مدیریت و برنامه‌های غلط به مشکل اقتصادی افتاده‌اند؛ همراهی کرد، بحثی نیست. به‌خصوص که دشمنان نظام می‌خواهند از چنین مطالباتی به نفع خود استفاده کنند 2- به نظر بنده آقای احمدی‌نژاد دست به کارهایی زدند که دیگر هیچ جایی در آینده‌ی انقلاب ندارند. در حالی‌که می‌توانستند به عنوان یک سرمایه برای انقلاب بمانند. آقای مهدی محمدی تحلیلی در این مورد داشته‌اند که برایتان می‌فرستم. موفق باشید

اصولي هست كه محمود احمدي نژاد تا بدانها پاي بند بود هم به مردم خدمت كرد و هم به انقلاب. اين اصول مستقل از احمدي نژاد وجود داشت و هميشه خواهد داشت. امام به ما آموخته شاخص آن هم ولي فقيه است نه خود ما و نه هيچ كس ديگر. در فتنه ٨٨ اهل بغي عليه آن اصول شوريدند نه عليه شخص احمدي نژاد و انقلاب با همه وجود پاي احمدي نژاد ايستاد. بايد هم مي ايستاد. صدبار ديگر همان وضع تكرار شود همان كار را بايد كرد. ديري نپاييد كه احمدي نژاد تصور كرد خود بخشي از اصول و بلكه عين اصول است. اينكه چرا و چگونه چنين شد خود داستاني است. انحراف از اينجا آغاز شد. او از خودش و از اصولي منحرف شد كه همه قدر و قيمتش به سبب پاي بندي به آنها بود. نظام جمهوري اسلامي تا توانست صبر پيشه كرد شايد او بيغوله را از شاهراه تشخيص بدهد. اما نشد. باز هم بماند كه چرا. در تمام اين مدت كه نظام صبوري مي كرد، او تلاش كرد پروژه انقلاب منهاي اصول را پيش ببرد. نتيجه نوعي اصلاح طلبي و چپ روي درجه سه بود كه البته با تهوري بي سابقه بيان مي شد. حالا مرزها روشن شده. راه بازگشت البته بسته نيست اما راه فعلي جز اينكه او را به خيل عظيم ايستادگان شكست خورده در مقابل انقلاب ملحق كند، عاقبتي ندارد. انقلابيون سربلندند كه چه در ٨٨ و چه امروز پاي اصول انقلاب به روايت رهبري ايستاده اند. فتنه گران حالا دربدر به دنبال راهي براي بازگشت مي گردند. عاقبت ديگران هم بهتر از اين نخواهد بود.

اعتراض به مشكلات اقتصادي حق مردم است. اگر مرز اعتراض با آشوب روشن باشد، بايد در برابر آن خاضع بود. اگر معترض در چارچوب جمهوري اسلامي فرياد مي زند كه براي جوانم شغل مي خواهم يا گله دارد كه مختصر پس انداز زندگي اش را در فلان موسسه اعتباري بالا كشيده اند، بايد سخنش را شنيد. به جاي برخورد با او، بايد با مسئولي برخورد كرد كه كار را به اينجا كشانده است. حتي اگر از منظر صرفا امنيتي نگاه كنيم، امروز بايد كنار مردم ايستاد. دشمن زماني قادر به سوء استفاده خواهد بود كه ميان مردم و نظام شكافي ببيند و به عميق تر شدن آن طمع كند. «آنها كه امكانات كشور دستشان است» بايد ياد بگيرند اگر نمي توانند از درد مردم بكاهند لااقل با مردم همدردي كنند. وقتي چنين شد، حناي شيادان و مدعيان هم ديگر رنگي نخواهد داشت.

20462
متن پرسش
سلام: امروز رییس جمهور محترم مجددا شبهه ای تاریخی را مطرح نمودند که متن آن بدین شرح است امروز اگر آمریکا تخلف کند، همه دنیا آمریکا را محکوم می‌کنند و نه ایران را و جالب اینکه عده‌ای با وجود این شرایط به ما می‌گویند که چرا اعتماد و مذاکره کردید. این عده اگر شاید در زمان پیامبر (ص) نیز بودند به پیامبر گرامی اسلام (ص) ایراد می‌گرفتند چرا که در قرآن مجید خطاب به پیامبر (ص) آمده است «تو معاهدات فراوانی با کفار بستی که هر دفعه هم آن را نقض کردند». آیا می‌شود به پیامبر (ص) ایراد گرفت که چرا با وجود نقض عهدهای متعدد باز هم نسبت به آن اقدام می‌نمودند؟ آیا امروز واقعا شرایط با مثال ایشان یکسان است؟ لطفا مرقوم فرمایید تا این شبهه حل بشود. ان شا الله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم آن سخنان را شنیدم فکر نمی‌کنم استناد درستی برای معاهده با استکبار باشد زیرا قرآن می‌فرماید: «كَيْفَ وَ إِنْ يَظْهَرُوا عَلَيْكُمْ لا يَرْقُبُوا فيكُمْ إِلاًّ وَ لا ذِمَّةً يُرْضُونَكُمْ بِأَفْواهِهِمْ وَ تَأْبى‏ قُلُوبُهُمْ وَ أَكْثَرُهُمْ فاسِقُونَ» (8/توبه) چگونه به اینان اعتماد می‌کنید در حالی‌که اگر بر شما غلبه کنند نه‌ رعایت شما را می‌کنند و نه رعایت تعهداتی که با شما بسته‌اند، اینان بر خلاف آن‌چه که در قلب‌شان هست سخنانی می‌گویند که شما را راضی کنند ولی در درون‌شان نیّت دیگری دارند و اکثر آن‌ها فاسق‌اند. زیرا امروز بحث استکبار و نقض عهد در میان است. آیا باید باز به آن‌ها اعتماد کرد؟ یا به نور ولایت متوجه‌ی بی‌اعتمادی به آمریکا شویم؟! ای کاش این آقایان یک کلمه می‌گفتند اشتباه کردیم به آمریکا اعتماد نمودیم و به دنبال آیه و روایتی نمی‌گشتند تا خود را تطهیر کنند! موفق باشید

19333
متن پرسش
کاش امروز، نیمه شعبان نبود...! بنظرم امروز یکی از تلخ ترین روزها برای حیات جمهوری اسلامی بود، حیات چهل ساله ای که قاعدتا باید در بلوغ نسبی بسر برد و این بلوغ را در بدنهِ مدیریتیِ درجهِ یکِ خود به ظهور رساند. اما حیف... نمی دانم و قلبا نمی خواهم بدانم چه در بین توده مردم می گذرد اما همین قدر «حس» می کنم که صدای انحطاط و افول این حیات بگوش می رسد و انگار که نه حیاتِ خود بلکه «جانِ» ما را می گیرد. «ما»یی که قلبمان به عشق روح الله می تپد... اما این جمعه «سیاه» حتی «سفیدی» نیمه شعبان را در حجاب برد. نیمه شعبانی که نه به عنوان یک روز در تاریخ قمری، بلکه به عنوان «آرزو» و «آرمان» این حیات چهل ساله همیشه مد نظر بود. نمی دانم شاید بعضی ها بگویند اوضاع اینقدرها هم وخیم نیست اما شاید ایشان وخامت اوضاع را در نابودی کاملِ ارزشها ببینند! در هر حال امروز فرای از افراد کاندیدا و فرای از انتخابات ۹۶، یک نقطه عطف بود، «عطفی» که به مرور در لایه های پنهان توده آشکار می شود و «زخمی» که شاید به زودی سر باز کند و «خشمی» که شاید به انفجار منتهی شود و شاید دیگر آن موقع «ما» نباشیم. نمی خواهم عاطفی و احساسی به اتفاقات امروز نظر کنم، اما چاره را تنها در یک چیز می بینم؛ «رجوع قلبی به خود الله و خواندن او»، اصلا شاید برای این حیات «فقط» باید گریست... همین. اصول کافی/ امام صادق: فاذا دعوت فاقبل بقلبک ثم استیقن الاجابه: در هنگام روی آوردن به خدا به قلب خود روی آور (قلبا آن را بخواه) پس یقین کن اجابت آن را... استاد می دانم این سوال دیگر برای شما خسته کننده است اما واقعا در این زمانه چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک وجه حادثه همان بود که شما می‌فرمایید و نه‌تنها قلب شما بلکه قلب هرکس که به انقلاب اسلامی تعلق دارد را به درد آورد. ای کاش دولتمردان ما پاک‌تر از آن بودند که نشان دادند. ای کاش سجایای اخلاقی در آن مناظره، ظهور چشم‌گیرتری داشت. ولی یک وجه دیگر مناظره، ظهوری از قدرت قدسی انقلاب اسلامی بود و این‌که عقلِ انقلاب اسلامی زنده است و از خطاهایی که در نظام‌های دیگر جهانی پذیرفته شده است نمی‌گذرد و معده‌ی انقلاب اسلامی آن‌چنان حساس است که غذاهای مسموم حرکاتِ دولتمردان را بیرون می‌ریزد. مناظره‌ی سوم نشان داد انقلاب اسلامی بحمداللّه زنده است و دولتمردان نمی‌توانند با سخنان فریبنده‌ی خود، انقلاب را استحاله کنند و از هویت خود خارج نمایند. مناظره‌ی سوم تابلویِ ناکامی جریان‌هایی بود که ذیل واژه‌ی زیبای اصلاح‌طلبی در صدد بوده و هستند که انقلاب را از هویتِ اصلی خود خارج کند و به اسم ارتباط با جهان، ما را مثل ترکیه تبدیل به یکی از اقمار کدخدایِ جهانی بنماید. آری! اگر مردم از دیدن چنین صحنه‌هایی دل‌خورند که باید باشند، ولی از جهت دیگر باید به خود ببالند که عقلِ زنده‌ی انقلاب اسلامی همچون نگهبانی هوشیار اجازه نمی‌دهد که هرکس در پوشش دولت اسلامی و با ظرائف فریبنده ما را به کدخدا بفروشد. چه امیدهایی داشتند برای دوره‌ی دوم ریاست جمهوری‌شان!! که نمونه‌ی آن سند 2030 بود. حال دیگر مهم نیست که ادامه یابند یا نه، مهم این است که دیگر طشتِ آن‌ها از بام افتاد و ادامه‌ی آن نقشه‌ها برایشان سختْ مشکل شد. خداوندا! تو را سپاس که با این‌همه خطاها و کوتاهی‌های ما، ما را به خود وانگذاشتی، باز ما متوجه‌ی وعده‌ی الهی تو شدیم که فرمودی: «إِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ»(120)/ توبه) دوباره خواستی به ما بفهمانی زحمات شهدای ما، این محسن‌ترین شخصیت‌های تاریخِ معاصر که در طلب حاکمیت حق و حقیقت بودند؛ هرگز ضایع نخواهد شد. نکاتی در جواب سؤال شماره‌ی 19335 در این رابطه عرض شد، خوب است که نظری به آن جواب بیندازید. موفق باشید

 

17385
متن پرسش
با عرض سلام: بنده کنکور را در رشته مکانیک قبول شدم و حدود یک سال در این رشته تحصیل کردم بعد با پیشنهاد پدرم و علاقه خودم آماده کنکور برای رشته دندانپزشکی شدم. دو سال پیاپی کنکور دادم اما نتیجه قابل قبول برایم حاصل نشد. چند وقتی است پدرم و خانواده اصرار دارند که برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بروم و در آنجا ادامه تحصیل بدهم و این طور که حساب کردم حدود شش سال طول می کشد. و من کمی نگران دینداری ام هستم چون همانطوری که می دانید اگر اینجا باشم در سیر و سلوک پیشرفت بیشتری دارم تا آنجا. پدرم هم به هیچ وجه کوتاه نمی آید لطفا راهنمایی ام کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در دستورات دینی به ما توصیه شده است اگر نگران دین خود در این نوع مسافرت‌ها هستید، هرگز اقدام نکنید و در این موارد اصرار والدین، تکلیفی برای شما نمی‌آورد، بالاخره رزّاق خدا است و نباید برای چند لقمه نان مسیر معنوی خود را به خطر انداخت. موفق باشید

15491

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم استاد عزیزتر از جانم، سلام علیکم: سال 1395 بر شما و خانواده محترمتات مبارک و میمون باشد و ان شاءالله شاهد بهترین اتفاقات و از جمله مهمترین ها فرج و ظهور امام زمان (عج) باشید. وقت گرانبهایتان را نگیرم، اصل سوالم یک نمونه عرض حال و حدیث نفس است در صورت صلاحدید و اقتضا مورد تفقد و راهنماییم قراردهید. در چند ماهی که به فضل الهی توفیق توبه یافته ام حالاتی بر من گذشته که پیشتر مصدع شده بودم و عرض نمودم. نکاتی که جدیدا به نظرم آمده است این است که یک سری تغییراتی به حمدالله در رفتار و کردارم پیدا شده و باعث شیرینی کام و شادی روانم شده است و تغییراتی گنگ و مبهم که نمی دانم منشاء آن چیست و آن این است که در برخی از ساعات اشتیاق زیادی برای عبادت و تمرین بندگی دارم و بعضی وقتا نه؛ به طوری که گاهی احساس می کنم به پلشتی و دونی گذشته بازگشته ام و برخی صفات رذیله در من هویدا شده که سابقه ی چندانی ندارد مانند حسد و بخل و ... و این حالات به اینجا ختم نمی گردد که آن احساس ضعف و عدم حضور قلب در هنگام بعضی عبادات و نگرانی و عجله در زمان زیارت بقاع متبرکه که بسیار آزار دهنده شده است به طوریکه بیش از یک نماز و یا یک نماز واجب نمی توانم در این بقاع بمانم و احساس می کنم دافعه عجیبی بین من و آن بقعه متبرک وجود دارد. مثلا شب جمعه ای در حرم مطهر حضرت معصومه (س) بودم نماز مغرب و عشاء را که خواندم راهی مسجد جمکران شدم که در آنجا بیتوته و صبح جمعه به مسجد بروم و رفتم موضوعی باعث شد که از مسجد خارج شدم اما موقع بازگشت نمی دانم چه چیزی باعث شد که دیگر نتوانم وارد مسجد شوم و مجبور به رفتن از آنجا شدم و با احساس بهت و پشیمانی و دلگیری عجیبی ترک کردم و هنوز دراین موضوع مانده ام که چه باعث شد که آنطور فرار کنم. عرض معذرت فراوان به جهت تصدع اوقات شریفتان. خدا عاقبت کار ما و شما را ختم بخیر و عافیت بگرداند . اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم یا علی مدد
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: باسمه تعالی: سلام علیکم: أميرُ المؤمنين علي (عليه السَّلام) می‌فرمایند: "إِنَّ لِلْقُلُوبِ إِقْبَالًا وَ إِدْبَاراً فَإِذَا أَقْبَلَتْ فَاحْمِلُوهَا عَلَى النَّوَافِلِ وَ إِذَا أَدْبَرَتْ فَاقْتَصِرُوا بِهَا عَلَى الْفَرَائِض.» برای قلب‌ها اقبال و روی‌آوری به معانی و یا ادبار و فاصله‌گرفتن از معانی است. پس چون قلب در حالت اقبال بود، اعمال مستحبی را بدان عرضه کنید. و چون در حالت ادبار بود، به واجبات بسنده کنید تا فشاری بر روی شما نیاید. شما نیز همین کار را انجام دهید و زیاد به خود زحمت ندهید تا إن‌شاءاللّه قلبْ به تعادل لازم برسد. موفق باشید

13383

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: یه دو ماهی هست که یکی از دوستانم را با کتاب ها و صوت های شما آشنا کرده ام و بعد از معرفی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» ، صوت 10 نکته از معرفت النفس را گوش کرد که خیلی لذت برده بود و الان هم در حال گوش کردن مباحث مدرنیته است. غرض از طرح این مباحث اینکه دوست من قصد ازدواج داره و اقدام هم کرده ولی متاسفانه هنوز نشده و در این بین سوالی براش پیش اومده که از من خواست که از محضر شما بپرسم و اون اینکه چرا بیشتر مواقعی که آدم روی کاری یا هدفی برنامه ریزی میکنه و همه ی جوانب اون را می سنجه و بعد انجام میده اون کار یا هدف به بن بست میخوره و نمیشه، ولی مواقعی که در مورد کاری هیچ برنامه ریزی نداره ولی فقط تو ذهمپنش بوده که اون کار را انجام بده بدون هیچ زمینه سازی و برنامه ریزی انجام میشه؟ در ازدواج هم کفو بودن یعنی چی؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عليّ عليه السّلام می‌فرمایند: «عرفت اللَّه بفسخ العزائم و حلّ العقود، و نقض الهمم» حضور خدا را در عالم بدین شکل یافتم که بعضاً تصمیمات من عملی نمی‌شد. بنابراین کار را به خدا واگذارید و شما در حدّ وظیفه عمل کنید 2- کفوبودن یک مؤمن برای مؤمن دیگر در این دوران علاوه بر رعایت دستورات دین، ولایی‌بودن نیز شرط است. موفق باشید

13037
متن پرسش
با سلام: 1. به چه دلیل روش ما یا بهتر بگويم طلب ما نباید مثل افرادی همچون منصور حلاج باشد (البته ذیل شخصیت امام خمینی (ره) (همچو منصور خریدار سر دار شدم) مگر افرادی چون آن بزرگواران کار اشتباهي کردند؟ 2. آیا روش پسر امام هم همین روش نبوده و چرا عده ای چون جنید مامور به ظاهر می شوند که حکم قتل منصور را بدهد و عده ای مامور به باطن؟ 3. آیا شریعت انسان را از طریقت باز می دارد؟ 4. جایگاه احاديثي همچون امام سجاد (ع) که می فرماید من پنهان می کنم خلاصه علم خود را تا جاهلان بر من نشورند از سخنان حق و این علم خاصان است که اگر اظهار کنم هر آینه بگویند مرا که (بت پرست) است و (مسلمانان) خون مرا حلال دانند و هر بدی که در حق می کنند آن را موجب ثواب شناسند و همین علم را علی (ع) جدم به من وصیت کرد و به امام حسن (ع) و حسین (ع) وصیت کرد که به کسی اظهار نکند. خلاصه علم آیا علم توحید است چون از ظاهر ساختن علم شریعت و طریقت کسی خون کسی نمی ريزد. اگر امکانش است در شخصی جواب داده شود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی خراباتی‌اند و بعضی مناجاتی. و هر دو در طریقت الهی در ذیل شریعت حضرت حق می‌توانند جلو بروند. در مورد علم توحید همان‌طور که حضرت سجاد«علیه‌السلام» می‌فرمایند ظرایفی هست که اگر مردم معمولی با او روبه‌رو شوند همان خدایی را هم که می‌پرستیدند از دست می‌دادند. سخن حضرت سجاد«علیه‌السلام» تذکری است به ما که متوجه باشیم طریقت رجوع به حق، بسیار دقیق‌تر و عمیق‌تر از آن است که در ابتدای امر با آن روبه‌رو می‌شویم. موفق باشید

12792
متن پرسش
سلام: ما در مجموعه ای که داریم بعد از رصدی چند ساله که انجام دادیم، متوجه شدیم که نتوانستیم آنچه را که می دانیم و مطالعه کردیم را در حوزه ی عمل و برنامه ناظر به جامعه ی بیرونی پیاده سازی کنیم. به نظرمان مشکل یا از فهم نکردن درست مسائل است یا اینکه این فهم قابل عمل کردن بوده است ولی نتوانستیم عملی کنیم. لذا سوالی که پیش آمده این است که اولا فهم در انسان چگونه شکل گرفته و به ایمان بدل می شود (که التزام با عمل دارد) و چه اشکالی وجود دارد که انسانی که از مسائل فهم خوبی دارد و بیان می کند در حوزه عمل نمی تواند این را پیاده کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که فرمودند «الدّرس حرفٌ و تکرار الف» باید ابتدا مطلب را آموخت و بعد با تکرار و پشت‌کار آن را ملکه‌ی فکر و ذکر خود کرد، باید بعد از فهم مطالب شخصیت خود را برای تحقق عملی معارف شکل داد. از جمله رذائلی که مانع عمل‌کردن آموزه‌های دینی است، پرحرفی، کینه، شهرت‌طلبی، پرخوری و رقابت‌های بیجا با بقیه است. موفق باشید

12604

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ضمن قبولی طاعات و عبادات شما، چندی پیش یکی از فعالان فرهنگی در تلویزیون بحثی را مطرح کردند به عنوان اینکه حجاب در جمهوری اسلامی نباید اجباری باشد امروز مشکل جمهوری اسلامی حجاب است یا نه ربا خواری و دزوغ و دزدی و ... بنده سخنان ایشان را شنیدم، خیلی متاسف شدم که ایشان با این مبانی یکی از فعالان فرهنگی در نظام اسلامی است. اولا قیاس مع الفارقی که داشتند و در ثانی حجاب واجب است نه اجباری، نمی دانم این قید اجباری را اینها چگونه و از کجا در مقام وجوب آورده اند. استاد می خواستم نظر شما را در این باره بدانم در حالی که سخنان این آقا در شبکه های مجازی هم فرآوان یافت می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد در جواب سؤال 12182 قبلاً عرایضی داشته‌ام. موفق باشید

12542
متن پرسش
با تشکر فراوان از استاد: البته جواب شبهه اصلی من در سوال 12533 داده نشد ببخشید شاید من واضح مطرح نکرده بودم. درباره استناد رهبری به ایشان که دستاویز معاندین انقلاب و رهبری شده چه جوابی هست اینکه رهبری فرمودند: نخستين جرقه‌هاي انقلابي اسلامي به وسيله «نواب» در من به‌ وجود آمد. استناد و الگوبرداری به کسی که به تعبیر شما در همه موارد مورد قبول نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روحیه‌ی انقلابی مرحوم نوّاب و عطش اسلام‌خواهیِ او در آن زمان غوغایی در روح هر جوان دوستدار اسلام به پا می‌کرد و این در حالی است که هنوز نهضت امام ظهور نکرده بود تا فدائیان تحت عنوان مؤتلفه‌ی اسلامی خود را در ذیل حضرت امام روح اللّه قرار دهند. مثل جوانان دوره‌ی ما که با بانک دفاع از اسلامِ دکتر شریعتی«ره» شور اسلام‌خواهی را از او گرفتند ولی با مطهری بزرگ، راه را ادامه دادند. موفق باشید

11949
متن پرسش
با سلام محضر استاد طاهر زاده: با توجه به اينکه امروزه ثابت شده است که عالم خارج تطابق کامل با صور ذهني اي که از خارج در ذهن ما نقش مي بندد ندارد چنانچه نفس ما صوت را حس مي کند در صورتيکه در عالم خارج صوتي وجود ندارد و صرفا چيزي بيش از ارتعاشات هوا نيست و نيز رنگ را درک مي کنيم و باز رنگي در عالم خارج وجود ندارد و همه حواس بدين گونه واقعيت خارجي را تغيير مي دهند پس عالم خارج براي ما محسوس نيست و در نتيجه مفهوم نيست. پس تاکيدي که شما بر بديهي بودن عالم خارج داريد صحيح نيست و ما صرفا به صورت ذهني تحريف شده از عالم خارج علم داريم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از کجا می‌فرمایید امروز ثابت شده آنچه بدان علم داریم و صورت آن در ذهن ما است مطابق خارج نیست؟! مگر آنچه را دستگاه‌های مکانیکی از صوت می‌فهمد همان صوت است که نفس ناطقه‌ی ما درک می‌کند؟ و مگر وقتی ما از طریق ابزارهای مکانیکی از رنگ‌ها موج می‌فهمیم رنگ در واقعیت موج است؟ در حالی‌که نفس ناطقه‌ی ما به عنوان یک حقیقت مجرد متوجه واقعیت جهان خارج است آن‌طور که هست و هرکس به طور بدیهی چنین احساسی دارد. به چه دلیل باید انسان‌ها احساس خود را نادیده بگیرند؟ آری حتی چشم از رنگ‌ها و شکل‌ها در شبکیه، الکتریسته می‌سازد، ولی نفس ناطقه رنگ و شکل که واقعیت دارد را درک می‌کند و نه آمپرهای متفاوت الکترونیکی که سیناپس های عصبی ایجاد می کنند. موفق باشید

11896
متن پرسش
سلام علیکم بر استاد عزیز: بنده پاسخ بسیاری از پرسش های خود را گرفتم، امیدوارم واقعا بتوانم آن را حس کنم و در راهی که شما از روح الله آدرس می دهید گام بردارم. ان شاء الله نگاه شما به سخنان مخالف بتواند بیش از پیش هنر و مهارت الهی صبر با همدیگر را در شاگردان شما پرورش دهد. استاد بنده دو سوال دیگر را خدمت شما عرض کنم تا به امید توضیحات حضرتعالی نگرش شما برای بنده شفاف تر شود. اول این که استاد، بنده با نگاه اشراقی شما به حقیقت انقلاب آشنایی اندکی دارم و به همین جهت بعد از سخنرانی مدرسه ولیعصر(عج) که فرمودید امکان این وجود دارد با انحراف خواص و به دنباله آن عوام انقلاب ما دچار سرنوشت مشروطیت شود، از شما در راه برگشت سوال کردم، این سخن را واقعا از جانب خودتان فرمودید و یا صرفا یک تشر به طلاب بود و جواب فرمودید: «نه خیر من از قول بقیه این سخن را گفتم و باید عمق سخن امام را مورد توجه قرار داد که اگر من هم سازش کنم ملت اسلام بر نمی گردد» عرض بنده این بود، به چه جهت باید دولت اصلاحات را بعد از دولت موقت دانست؟ صرف نظر از افراد چه تفاوتی میان مرام و مبانی فکری نهضت آزادی با اصلاحات چی هایی مثل خاتمی وجود دارد؟ کسی که با جورج سوروس دیدار آنچنانی می کند و سخن از جامعه باز و روش های ایجاد آن در ایران می زند و هزینه های تبلیغاتی خود را از آل سعود تامین می کند را باید بعد از دولت موقت دانست؟ (وقتی به مجموع اسناد دیدار خاتمی با سوروس نگاه می کنیم همدیگر را پشتیبانی می کند و قابل انکار نیست) بله رهبر معظم انقلاب در پی نجات ایشان بودند ولی خوب ایشان به قول پدر مرحومشان به شدت غرب زده اند و جز غرب نمی بینند. بنده هم معتقد به نقش والای مردم در پیشبرد اهداف انقلاب هستم. واقعا باید به همدلی و همزبانی میان دولت و ملت فکر کرد و دولتها باید خودشان را مدام با مردم 22 بهمن سازگار کنند و مردم هیچ انتظار نا به جایی از دولت نداشته باشند و دولت را رفیق خود ببینند. بیشتر سوال بنده در زمینه هسته ای به این نکته برمی گشت که چگونه شما راهبرد دولت را غلط می دانید و در عین حال سیستمی که براساس آن چیده شده است را تا آن حد تایید می فرمایید که شایسته عنوان «صلح حدیبیه» می دانید. راهبرد این دولت به رسمیت شناختن نگرانی های غرب و تلاش برای رفع آن است؛ به هر حال غرب حق دارد از ما نگران باشد ما 28 مرداد 32 در آمریکا کودتا کردیم، ما شاه ستمگر آنها را پشتیبانی کردیم، ما علیه آنها 8 سال جنگیدیم؛ ما به دشمنان آنها بمب شیمیایی دادیم و بدتر از آن ایران تنها استفاده کننده از سلاح هسته ای است و از این جهت باید نگرانی های آنها را در زمینه هسته ای رفع کنیم. شما قطعا و یقینا با چنین راهبردی مخالفید و از خارج کردن بهانه از دست دشمن سخن گفته اید که هیچ تناسبی با این راهبرد دولت ندارد. در بحث رآکتور اراک به عینه می توان ظهور چنین راهبردی را مشاهده کرد؛ رآکتور اراک پلوتونیوم تولید می کند ولی پلوتونیوم آن به دلیل تفاوت در عدد اتمی اساسا نمی تواند در بمب اتم مورد استفاده قرار گیرد و این چیزی نیست که از لحاظ فنی بر غربی ها پوشیده باشد. در عمل در لوزان چه شد؟ به جای این که با شدیدترین سیستم نظارت موافقت کنند، قرار است قلب راکتور را دیسترویت کنند و یا صادر کنند؛ همچنان که معمر قذافی تاسیسات هسته ای اش را صادر کرد!!! در عین حال قبول کرده اند پلوتونیوم های راکتور جدید هم از کشور خارج شود؟ خوب اگر قرار باشد ما بمب بسازیم که پلوتونیوم خارج می شود و چه معنایی دارد ما پیچ و مهره های قلب رآکتور را از هم باز کنیم؟ این مضحک نیست؟ استاد این راهبرد چه نسبتی با صلح حدیبه دارد؟ پیامبر اکرم (ص) نگرانی های مشرکین را به رسمیت شناخت و یا از یک موضع برابر بهانه های مشرکین مبنی بر از دست رفتن افراد قبیله هایشان را از چنگ آنها خارج کرد و امکان ائتلاف کفار را به صفر رسانده و فرصت فرهنگی به دست آورد؟ راه حل هایی که در لوزان به دست آمد به هیچ عنوان حتی یک توافق خوب با عقلانیت ابزاری هم نیست و همچنان که ما باید برای یک مذاکره عقب نشینی های هدفمندی انجام دهیم؛ باید دستاوردهایی هم داشته باشیم. استاد به نظر حقیر باید صلح حدیبیه و ایجاد ظرفیت فرهنگی در جهان اسلام و جهان غرب را در القصیر، حمص، جرف الصخر ، تکریت و قنیطره جست و جو کرد. آنجا که دست قدرت اسلام برای اولین بار در تاریخ اسلام دوگانه جعلی شیعه – سنی را تبدیل به دوگانه حقیقی اسلام اموی – علوی کرده است. آنجا که آمیخته شدن خون شهدای لبنانی و ایرانی به همگان نشان داده است که چیزی به نام اسلام خشن و اسلام طالبانی وجود ندارد و این همان صهیونیست ها هستند؛ نشان به نشان قنیطره، نشان به نشان حضور حزب الله در جنگ با داعش. آنجا که خون شهدای مدافع حرم نشان داده است؛ دعوایی هم اگر میان مسلمانها هست بر سر حقیقت تاریخی اهل بیت (ع) است و میان قریب به اتفاق مسلمانان در عین فضیلت بودن این خاندان اتحاد مبنایی وجود دارد. آنجا که برای اولین بار وهابیت تندروی افراطی نمی تواند خود را پشت لوای اسلام مخفی کند و باید سر ببرد و وحشی گری کند و اگر استراتژیست های هفت خط صهیونیست احتمال حضور این چنینی جمهوری اسلامی را در صحنه می دادند هرگز انگاره ی 150 ساله اسلام وهابی را این چنین ارزان در طی 5 سال نابود نمی کردند. سعی کرده بودند اسلام هراسی را در متن جامعه غربی نهادینه کنند و در اویل بحران سوریه نیز مسلمانان جهان تحت فشار بودند ولی الان سیر رجوع به اسلام حزب الله لبنان و سپاه قدس در حال شتاب گرفتن است. لوزان بیشتر شبیه احد است تا حدیبیه و ما دلواپسیم که هند جگر خواری هوس جگر حمزه ما را کرده باشد. دلواپسیم نکند عده ای به طمع دنیا حاضر باشند جان فرمانده کل قوا را به خطر بیاندازند؟ ببخشید استاد وقتتان را گرفتم؛ تمام این سخنان را نوشتم تا بگویم استاد دلم برای حضرت روح الله تنگ شده است، با این که او را همیشه از سیاهی بر سفیدی دیده ام و یا از سفیدی بر سیاهی. اگر نبود «ولاتیاسو من روح الله» هر آیینه دق می کردم. نمی دانم چرا این قدر بهانه گیر شده ام؛ این قدر با خودم حرف می زنم که صبور باش ولی صبرم طعم بغض دارد، آنچنان که مرادم هم از من گله کند که چرا دعوا می کنی. به آینده امیدوارم ، آن سان که مطئنم عهد، عهد انقلاب و انقلابی است ولی گلویم دیگر توان فرو بردن بغض هایم را ندارد. دلم به نفس های پر شور سید علی خوش است ولی سینه ام آرام نمی گیرد، تلاش می کنم ولی ضمیرم آرام نمی شود. دلم تنگ شده استاد ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این غم مقدس شما به لطف الهی شما را آن‌چنان بزرگ می‌کند که از آن به بعد مجبورید تنها با رازهای سینه‌ی خود به‌سر ببرید مگر آن‌که خداوند اجازه سخن‌گفتن به شما بدهد لذا هیچ اشکالی در اصل قضیه نمی‌بینم که دولت را در مسیری نمی‌بینید که انقلاب اسلامی عزیز بنا دارد در آن مسیر وارد شود و این نشانه‌ی هوشیاری و بصیرت شما و امثال شما است. بحث بر سر آن است که ما باید آن حضوری را که خارج از محتوای بیانیه‌ی لوزان، در جهان غرب پیدا کرده‌ایم را نادیده بگیریم و به اسم آن‌که از طریق این دولت انجام شده؟ و یا جایگاه تاریخی بیانیه‌ی لوزان چیزی است از جنس انقلاب که با قاطعیت‌های مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» تحقق یافت و در مسیر محدودیت‌هایی که رهبری عزیز آن را تأکید کردند ما کار بزرگی را در این تاریخ شکل دادیم که دشمن سال‌های سال طول می‌کشد تا بفهمد ما چه کردیم و با درایت رهبری عزیز چه فرهنگی را وارد اردوگاه نظام استکباری نمودیم! دشمن کوتاه‌بین است و نمی‌فهمد مواضع ما چه بلایی بر سر او خواهد آورد وقتی هیبت تمامیت‌خواهی‌اش از طرف ما به رسمیت شناخته نشد مطمئن باشید ما آینده‌ی بسیار درخشانی خواهیم داشت وقتی با هیبت رهبری در انقلاب جلو چشمان جهانیان اُبهت استکباری غرب چون مومی در حال ذوب‌شدن است. هرچند پیروزی‌هایِ از جنس حضور ما در القصیر و جرف الصخر بسیار زلال‌تر است. موفق باشید

11791
متن پرسش
سلام: استاد تو رو خدا به این تندروهای مدعی اصولگرایی تفهیم بفرمایید نفس توافق و قرارداد گناه نیست. با این نگاه است که می شود صلح امام حسن علیه السلام را هم زیر سوال برد؛ استاد دیگه از معاویه بدتر که نداریم کل موضوعات و موارد صلح نامه با امام حسن رو زیر پا گذاشت ولی آیا این باعث شده که شیعه واقعی بگوید اعیاذبالله امام حسن علیه السلام اشتباه کرد؟ نه هرگز. در آن مقطع تاریخی بهترین کار را امام علیه السلام انجام داد. حالا دشمن دون پایه که از همان اول هم معلوم بود به هیچ صراطی مستقیم نیست عدول کند ... در موضوع هسته ای هم همینطور است حالا اگر طرف غربی عهدشکنی کند چیز عجیبی نیست که و نمی شود کل مذاکرات را زیر سوال برد. نمیدونم تا چه حد حرف منو تصدیق می فرمایید استاد عزیز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر صورت اصل چنین بیانیه‌ای که در لوزان سوئیس مطرح شد نشانه‌ حضور مستقل انقلاب اسلامی در تاریخی است که مدرنیته با تمامیت‌خواهی خود حاضر نبود هیچ رقیبی را تحمل کند و حالا توسعه و تحقیق در انرژی هسته‌ای ایران را به رسمیت می‌شناسد و این یعنی حضور فرهنگی انقلاب اسلامی با هویتی که مخصوص به خودش است و این غیر از آن است که محتوای قرارداد لوزان را بی‌عیب بدانیم. موفق باشید

10820

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: سفر مکه در پیش داریم. متاسفانه بر سر تهیه سوغات با خانواده اختلاف داریم، بنده می گویم سوغات را از اصفهان تهیه کنیم اما ایشان می گویند حداقل مقداری از آن را از مکه خریداری کنیم، استاد چه قدر جایز هستیم از مکه سوغات تهیه کنیم (از نظر شرع و اخلاق)؟ خاله بنده حتی تاکید دارند که باید از مکه طلا هم خرید! به نظر شما درست است؟ چرا که نظر شما را جویا بودند. با تشکر التماس دعای فراوان در این ایام
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر از مکه سوغات تهیه کنید، حرام نیست ولی به نظرم برکت کار کم می‌شود مگر آن‌که چیزی باشد که در ایران امکان تهیه‌ی آن نباشد و یا تهیه‌ی آن مشکل باشد. موفق باشید
10589
متن پرسش
سلام: خواستم در مورد کار کردن برای رضای خدا که در جلسه مکارم الاخلاق این هفته صحبت کردید توضیحی بخواهم. و آن اینکه «کار کردن برای رضای خدا مطلوب است یا برای رضای خدا کار کردن؟ و اصلا اگر تفاوتی هست بین این دو نگاه، نگاه مطلوب چگونه کسب می شود؟» امیدوارم وقتتان را با این توضیح نگرفته باشم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی مقصد ما در تلاش‌هایمان جلب نظر و رضایت پروردگارمان باشد حضرت حق همه‌ی امورات ما را به عهده می‌گیرد. عمده رویکردی است که ما باید در کارهایمان داشته باشیم. موفق باشید
نمایش چاپی