بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1864
متن پرسش
باسلام وعرض ادب در خدمت استاد گرامی در کتاب شما (آشتی با خدا) در جواب سوال این که چرا خدا ما را خلق کرد؟ فرمودید که خدا فیاض مطلق است پس باید همواره خلق کند. سوال بنده این است که آیا وقتی خداوند می داند که انسان ولو با اختیار خود به جهنم می روند آیا باز هم باید خلق کند؟ وقتی می داند که انسان بعد از خلقت می گوید که من نمی خواستم باز هم باید خدا او را باید خلق کند؟ چرا خدا بندگان را خلق کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در همان کتاب روشن شد فلسفه‌ی خلقت، فیاض‌بودن خداوند است تا از هر موجودی که استعداد موجودشدن دارد فیض خود را دریغ نکند. آری خداوند می‌داند صدام وقتی به دنیا بیاید با سوء اختیار خود دست به اعمالی می‌زند که جهنمی می‌شود حال باید صدام را خلق کند تا صدام آنچه می‌خواهد بشود، بشود و مطابق عملی که انجام می‌دهد استحقاق رفتن به جهنم را پیدا کند، آیا می‌شود صدام را قبل از آن‌که اعمالی مطابق انسان جهنمی انجام دهد، به جهنم برد؟ علم خدا علم به فعلی است که بنده انجام می‌دهد، منتها قبل از آن‌که آن فعل انجام گیرد او می‌داند ولی نمی‌شود که قبل از انجام فعل، طرف را به جرم فعل انجام نداده عذاب کرد. موفق باشید
1706
متن پرسش
سلام علیکم،زیارت شما قبول حق از سفر زیارتی کربلای ایران در ارتباط با شهداء و نظر به حقیقت انها باید چه گفت و با این حقایق و وجودهای پاک چگونه باید ارتباط برقرار کرد، در راه سلوک یک انسان چه تاثیری دارد،تا آنجا که مقام معظم رهبری آنقدر تاکید بر زنده نگه داشتن یاد و خاطره شهدا می کنند و این کار را با مقام شهادت یکی می دانند ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام من چگونه می‌توانم از نوری بگویم که در مقتل پاک‌ترین انسان‌های ملکوتی جریان دارد. ملائکه‌ی الهی مددکار رزمندگان بودند تا آن حماسه‌ها را بیافریننند و در مسیر فنای فی‌الله به شهادت برسند. آن ملائکه تا قیام قیامت در مقتل آن‌ها مانده‌اند و بر جان زائران مقتل شهدا نسیم بصیرت و عبودیت می‌وزانند و راه ملکوت را بر جان زائران می‌گشایند تا پس از بازگشت در شلوغی زندگی دنیایی مقهور کثرات نگردند. فکه و طلائیه و هویزه و شلمچه هرکدام خیمه‌ی افراشته‌ای هستند که یک در به سوی زمین دارند و یک در به سوی آسمان و چون وارد آن شدی دری به سوی عالم ملکوت و برزخ و قیامت به رویت گشوده می‌شود. در خیمه‌گاه فکه و طلائیه و هویزه و شلمچه به سیره‌ی شهدا بنگر تا ملکوتی‌ات کنند. حضرت روح الله«رضوان‌الله‌علیه» بر بازوی رزمندگان بوسه زد که جای بوسه‌ی ملائکة الله بود. فکر می‌کنم هنوز شهدا زنده و فعّال در حال انجام مأموریت‌اند تا در این ظلمات دست ما را بگیرند و مزه‌ی لذّات معنوی را به کام ما بریزند تا لذات دنیایی برایمان جلوه نکند. ملائکه‌ی الهی که به نور خود به شهدا کمک کردند تا بهترین عمل را انجام دهند و به بهترین مرگ نایل شوند در مقتل شهدا به استقبال زائران آن‌ها می‌آیند و با یک نحوه همسنخی که زائر با مزور پیدا می‌کند پس از برگشت زائر او را بدرقه می‌کنند. همان‌طور که شهدا را سؤال و جوابی نیست زائر شهدا در جواب سؤال ملکین در نمی‌مانند و از بهشتی که در افق جان آن‌ها نمایان است محروم نمی‌گردند. و این است راز آن‌که پس از برگشت از کربلای ایران احساس می‌کنید از گناهان فاصله دارید مواظب باشید این فاصله را با یاد شهدا حفظ کنید. همان‌طور که حضرت ابالفضل«علیه‌السلام» نور امام حسین«علیه‌السلام» را ملموس‌تر می‌نمایاند تا قلب ما آمادگی لازم جهت درک پرتو درخشان نور حسین«علیه‌السلام» را پیدا کند، شهدای کربلای ایران، همچون ابالفضل«علیه‌السلام» نوری از انوار حضرت روح الله«رضوان‌الله‌علیه» را می‌نمایانند تا قلب‌های ما امکان قرارگرفتن در ذیل شخصیت اشراقی حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه» را بیابد. موفق باشید
1442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض می کنم چرا خداوند کسانی را که دشمن او هستند خلق کرد؟چه دلیلی داشت تا خلق بکند و در قرآن به کرات و شدید اللحن خطابشان قرار دهد و عذابشان کند؟ یک جوابی که در این مورد شنیده ام این است که همین بندگان هم در روز قیامت اسما جلالیه خداوند برآن ها ظهور پیدا خواهد کرد در این صورت این طور معنی می شود که این جلوه ی اسما هم یک حسن و رحمت است در این صورت آیا شیطان دارای بیشترین ارتباط با خداوند نخواهد بود؟ !
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بین اراده‌ی تکوینی خداوند با اراده‌ی تشریعی او نباید خلط شود. حضرت حق با اراده‌ی تکوینی خود موجودات را خلق می‌کند ولی با اراده‌ی تشریعی خود می‌فرماید: گناه نکنید تا به کمال مطلوب خود برسید. آری شیطان نیز به اراده‌ی تکوینی خداوند خلق شده و از این جهت تفاوتی با سایر مخلوقات ندارد ولی خداوند به اراده‌ی تشریعی خود به موجودات مختار از جمله به شیطان، دستور داد که خدا را بپرستند و موجودات مختار با اراده‌ی تشریعی خود جایگاه قرب یا عدم قرب خود را نسبت به خدا تعیین می‌کنند و شیطان به جهت تمرّد از فرمان الهی و استکباری که ورزید در نهایت دوری از خدا قرار گرفت. موفق باشید
467

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عیکم با توجه به مبحث «حرکت جوهری» روشن می شود که همه حرکات وانفعالات هستی تدریجی وتکاملی است اما آیه١٧٥سوره اعراف خبر از واقعه ی می دهد که شخصی اگر چه در سیر تکاملی مستحق«نزول ایتهای حق»بر قلب خود شده بود اما گویی فقط وفقط با یک گناه (ظاهراً زنا) از عالم خود خارج شده به گونه ی که جزء «غاوین»می شود در ایه بعد(۱۷۶اعراف)تصریح دارد که علت این امر تبعیت شخص از «هوای نفس»بود حال سوال دوم این است که چگونه شخصی که هنوز هوای نفس دارد می تواند خزینه اسرار غیب یا« آیتهای خدا»باشد؟
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی می‌فرماید: «وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِیَ آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَکَانَ مِنَ الْغَاوِینَ» برای مردم داستان آن‌کسی را بگو که آیاتی از خود را به او دادیم و از حقایقی برای او پرده برداشتیم و سپس آن‌ها را از او گرفتیم و از راه حق بیرون آمد و شیطان هم دنبالش را گرفت و او گمراه شد. در آیه‌ی بعد می‌فرماید: «وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَث ذَّلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ» اگر می‌خواستیم به وسیله‌ی همین آیات او را به درگاه خود نزدیک می‌کردیم ولی ما چنین نخواستیم چون به زمین و دنیا چسبید و هوای خود را پیروی کرد و او مثل خوی سگ دارد و از آن دست برنمی‌دارد، چه به او حمله کنی زبانش بیرون است و چه حمله نکنی زبانش بیرون است و این مثل افرادی است که آیات خدا را تکذیب می‌کنند و آن ملکه‌ی آن‌ها شده، پس آن قصه را مطرح کن بلکه تفکر کنند و از باطل بیرون آیند. با توجه به آیات فوق اولاً: عنایت داشته باشد که حرکت جوهری در امور مادی است و نه در امور مجرد. ثانیاً: هرکسی هوای نفس دارد منتها بعضی آن‌را کنترل می‌کنند و با دستورات شریعت الهی بر آن حاکم می‌شوند و در نتیجه حجاب‌ها به همان اندازه از قلب آن‌ها زدوده می‌شود، ولی اگر باز حکم شریعت را بر هوای نفس خود حاکم نکنند هوای نفس ظاهر می‌شود و قلب از مشاهده‌ی آیات الهی محجوب و محروم می‌شود. در شرح آیات؛ خلاصه‌ی فرمایش علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» را آوردم تا راحت‌تر بتوانید در آیات تدبّر کنید و نتیجه بگیرید. موفق باشید
19823
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: همچنان که مستحضر هستید، ارتباطات کلامیِ نامحرم با نامحرم به ویژه در فضای کاری و فضای فامیلی راحت گشته!! نکته قابل تامل آن است که یک طرف این ارتباطات گاها خواهران متدینه و برادران متدین هستند و نیز برادران و خواهران معمولی که تقیدی به دین ندارند! و انصافا بنده وقتی به این روابط و به این افراد توجه می کنم، هیچ سوء نیت و ذهنیت ناشایستی از هر دو قشر برداشت نمی کنم و اکثراً به دلایل خاص و حُسن قصد دیگه ای این طور راحت هم کلام می شوند و اغلب هم ملاحظه کردیم به هیچ اتفاق و امر مذموم و نابهنجاری هم کشیده نشده است. نظر مبارکتان را از این پدیده که در متن فوق تا اندازه ی توصیف شد را بفرمایید؟ با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ارتباط غیر معمول با نامحرم از هر نوعی که باشد، بدون این‌که انسان‌ها در ابتدای امر متوجه باشند قوه‌ی واهمه را بر قلب و عقل انسان غالب می‌کند، و از یک طرف صفای باطن او را که می‌توانست با معنویت مأنوس باشد، از بین می‌برد و از طرف دیگر او را گرفتار بدترین انتخاب‌ها در زندگی می‌نماید. موفق باشید

19500
متن پرسش
سلام: آیا شهریار یک شاعر مقید به احکام شرعی بوده است یا یک فرد لاابالی؟ یا معمولی؟ در یک کتاب که خاطراتی از ایشان نقل شده بود ظاهرا توسط آقای نیک اندیش که همواره همراه ایشان بوده است) مکرر مطالبی آورده که ما متوجه می شویم که شهریار اصول اخلاقی و شرعی را چندان رعایت نمی کرده. مثلا او شوق دیدار یک زن آوازه خوان به نام قمرالملوک را داشته و وقتی او می میرد ناراحت می شود و در وصف او شعر گفته است و آن زن او را بوسیده است. شهریار دست دختری را می بوسد. شهریار به معشوقه پیشینش که فرزند هم داشته سر زده است. و از حسرت نرسیدن به هم برای هم نامه خاطرات گذشته را نوشته اند. شهریار به خانه یک ارمنی باده فروش رفته. شهریار انگار هر دختری را میدیده عاشقش می شده. آیا او مقید به مذهب نبوده؟ یا مذهبی که ما داریم سخت گرفته ایم که این چیز ها برایمان بد است؟ ما فقط یک تصویر از او در ذهن داریم و آن هم شعر علی ای همای رحمت است. قضیه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که حداقل باید زندگانی مرحوم شهریار را به دو مرحله تقسیم کرد: مرحله‌ای قبل از انقلاب اسلامی که در فضای روشنفکری به‌سر می‌برد با خصوصیاتی که آن فضا دارد و در عین حال، یک شاعرِ هنرمندی است که ریشه‌های معنوی و معناگرایی در شعر او چشم‌گیر است. و مرحله‌ی بعد از انقلابِ او که از فضای روشنفکری فاصله گرفته و به اردوگاه متعهدین نسبت به انقلاب اسلامی پیوسته در عینِ طعنی که از طرف روشنفکران به او زده می‌شد. شهریار دوره‌ی اول، شاعرِ عاشق‌پیشه‌ای است که به هر حال، روحِ زیباگرایی او بعضاً عنان او را از او می‌رُباید. در این رابطه شاید بتوان علاقه به صدای آن خانم را توصیه کرد، وگرنه در کلّ، اشعارِ او حکایت از آن دارد که به افق‌های بس متعالی نظر دارد. به گفته‌ی آیت اللّه محمدتقی جعفری شعر «حیدر بابا» انسان را از زمین می‌کَنَد و به معراج می‌برد. در آخر از این موضوع هم نباید غفلت کرد کسی که حرکات و سکنات او را برای ما گزارش می‌کند، از نگاهِ معمولی خود می‌نگرد نه از نگاه شاعر و حالات شاعرانه‌ی او. شهریار، شاعری نیست که بتوان او را نادیده گرفت، و از حالات روحانی او که در آخر عمر به فوران آمده است برای زیست‌جهانِ خود استفاده نکرد. موفق باشید  

15250

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: استاد فاضل و ارجمند چرا در روانشناسی و علوم انسانی ما محتاج علوم غربی هستیم؟سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مشکل از ما است که نتوانسته‌ایم متون دینی خود را مطابق این زمان، کاربردی کنیم. موفق باشید

13917
متن پرسش
با سلام خدمت استاد: مشورت یه عمر زندگی و تجربه حضرت عالی رو می خواستم ازتون: 1. ترم آخر کارشناسی (فقه و حقوق) هستم 22 ساله با توجه به دغدغه اسلام شناسی و فعالیت در زمینه تمدن سازی (مثل حضرت عالی) می خواستم ببینم تا چه حد نیازه ورود به حوزه پیدا بکنم و تا چه مقدار مطالعه بکنم؟ (مثلا مقداری ادبیات و منطق و فقه و اصول و شروع کردن فلسفه و کلام به صورت تخصصی) _ فقط قصد ازدواج هم درحال فعلی دارم خانواده هم کمکی می کنند در جهت مسکن و...؟_ 2. ذی طلبگی رو میشه توضیح دهید با زبان شیرین عرفان نظری تون؟ ما که از هر بزرگی پرسیدیم نفهمیدیم! 3. صاحب نظر شدن یعنی چه؟ و حضرت عالی خودتون رو صاحب نظر در علوم دینی نمی دانید؟ 4. چرا توصیه به سبک درس خواندن مثل خودتان نمی کنید؟ (توی صوت ها هم اشاره کردید) با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بالاخره آن‌چه که عرض می‌کنم را با توجه به احساسی که نسبت به ورود به درس خارج دارم، احساس می‌کنم و نیز نسبت به خلأهایی که نباید داشته باشم و دارم. لذا اگر بتوانید با همین رویکرد که نسبت به تمدن‌سازی اسلامی دارید، مجهز به علوم حوزوی به شکل رسمی آن بشوید، بهتر است وگرنه به همین روشی که فعلاً جلو می‌روید، خوب است. در جزوه‌ی «عالَم طلبگی» وظایفی نسبت به ذی طلبگی شده است 3- یک مجتهد بعد از مدتی خودش متوجه می‌شود می‌تواند یک موضوع فقهی را در همه‌ی جوانب ممکن بنگرد و از این جهت او در فقه، صاحب‌نظر می‌شود. در کلام و فلسفه و عرفان و تفسیر نیز موضوع از همین قرار است. موفق باشید

13872
متن پرسش
سلام علیکم استاد خسته نباشید: استاد می خواستم ببینم شما اطلاعی از شخصیت آقا فخر تهرانی دارید؟ عده ای در قم هستند که متاثر از شخصیت ایشان هستند و دارند سلوک می کنند و خیلی سلوک ایشان را در نظر دارند هر غذایی را نمی خورند مقید هستند باید غذا از اجناس پاک منظور دیگری از پاک می دانند که بدانند این غذا از چه کسی رسیده تهیه شده آن شخص چقدر مقید به آداب بوده گوشت را از هر کسی نمی گیرند مقیدند که گوشت را باید از اهلش گرفت و .... موارد مختلفی از این قبیل. حتی می گویند آقا فخر تهران را رها کردند و به قم آمدند و و قتی از ایشان پرسیدند چرا آمدید گفتند بخاطر اینکه آب فاضلاب ها به آب رودخانه ها راه پیدا کرده و دیگر تهران جای زندگی نیست. حال می خواستم ببینم این نحوه سلوک در این زمانه و با این حجاب های ضخیم و عمیق واقعا چگونه؟ در ضمن استاد واقعا این همه شخصیت و انسان دارد در این جا زندگی می کند چگونه برای مردم امان پذیر است اینگونه زندگی را پیش ببرند و یا آیا اصلا مشکلات سلوک ما این هاست؟ اگرچه ما می‌بینیم در تاریخ کنونی خود باید با شخصیتی جامع همچو امام از حجاب های مختلف اجتماعی شخضیتی و .... بگذریم و عبور کنیم و نظر به حق داشته باشیم ولی می خواستم پیرامون سلوک اینچنینی آقا فخر شما هم تفصیلی بدهید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان را نمی‌شناسم ولی نکته‌ی آخری که می‌فرمایید حرف درستی‌ است. در متن انقلاب اسلامی بسیاری از این نوع ضعف‌ها بی اثر می‌شود به همان معنایی که در روایت داریم ««حُبُ‏ عَلِيٍ‏ حَسَنَةٌ لا يَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُ عَلِيٍّ سَيِّئَةٌ لا يَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة»[1] دوستى على حسنه‏ اى است كه با داشتن آن، سيئه زيانى نمى‏رساند و دشمنى على سيئه‏ اى است كه با وجود آن، حسنه سودى ندارد؛ به این معنی که وقتی مسیر انسان در کلّیت درست باشد، ضعف‌های جزئی مانع سیر انسان نمی‌گردد. موفق باشید

 


[1] ( 2)- نهج الحق و كشف الصدق، ص 259. كنوز الحقائق، طبع بولاق مصر، ص 53، 57، 67، ينابيع المودة، ص 19.

13425
متن پرسش
سلام: خسته نباشید. استاد ریاضت های شرعی که باعث شود انسان کمی کرامت دار شود هست؟ نه این که فکر کنم کرامت اصل است. نه. بدیهی است که اصلا مهم نیست. ولیکن طبق کمی تحقیق و دقت به این نتیجه رسیدم که بعضی از کرامتها در بعض سالکها. جنبه ی جایزه دارد. برای ادامه راه. یا به اعتباری تشویق می کند آنها را. درست است یا من اشتباه می کنم. بعد از توضیحاتتان اگر در زمینه چیستی کرامت کتابی یا مطلبی سراغ دارید معرفی بفرمایید که إن شاءالله این مسأله را برای خودم روشن کنم. تشکر از شما التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مسیر بندگی را به صورت قلبی و وجودی طی کنید کرامت‌هایی را هم که پیش می‌ آید، به چیزی نمی‌گیرید و راه خود را ادامه می‌دهید. زیرا می‌یابید که بالاتر از کرامت، خودِ حضرت کریم است. چرا با کرامت کار را ادامه دهید؟! با توحید کار را ادامه دهید. موفق باشید

13405
متن پرسش
با سلام و احترام: علت وجود سختی و مصیبت و بلا در زندگی چیست و چه لزومی دارد که برای رسیدن به کمال این همه سختی و گرفتاری و بیماری رو تحمل کرد؟ لطفا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مصائب در ذات خود مصیبت نیست بلکه بستگی به تعلقات ما دارد و به همین جهت معصوم می‌فرمایند: به اندازه‌ای که در مقابل مصائب صبر و رضایت پیشه کنید، مقام شهداء نصیبتان می‌شود. یعنی از هرگونه تعلقی مانند شهداء آزاد می‌شوید، کافی است ما نگاهمان را به زندگی عوض کنیم تا همچو شاعر ندا سر دهیم: «در بلا هم می‌کشم الطاف او / مات اویم مات اویم مات او». شاعر در بلا هم آن‌چنان خدا را یافته است که ماتِ خدا شده‌است و هیچ‌چیز دیگر در منظرش نمانده. موفق باشید

13189

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: آیا شرک خفی هم مصداق آن آیه از قرآن است که می فرماید خدا همه گناهان را می بخشد به جز شرک را؟ یا اینجا منظور شرک جلی است فقط؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر خداوند بخواهد گناهان مبتنی بر شرک خفی را نبخشد که به‌جز 14 معصوم و سایر انبیاء کسی برایش در بهشت باقی نمی‌ماند! موفق باشید

11926
متن پرسش
سلام محضر جناب استاد: از آنجایی که ممکن است روزگاری مردم کشور ایران خواهان ادامه حکومت دینی حال حاضر نباشند (به هر دلیلی مثلا فسادگسترده در کشور)، چرا یک ساز و کار قانونی (نه یک هرج و مرج) در قانون اساسی کشور به جهت برون رفت از این مشکل و تامین خواست اکثریت مردم (مثلا در یک همه پرسی) اندیشیده نشده است؟ آیا نبودن این قانون موجب شکل گیری یک استبداد دینی در بلند مدت نمی گردد؟ خواهشمندم شفاف و منصفانه پاسخ داده شود. با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه وقتی عده‌ای بخواهند یک نظام را براندازند باید با آن نظام درگیر شوند، هیچ‌وقت نمی‌شود یک نظام برای براندازی خود قانون گذاری کند. بالاخره باید مخالفان نظام اسلامی با طرفداران آن مقابله کنند هرکدام پیروز شدند نظام مورد نظر خود را حاکم می‌کنند کاری که در فتنه‌ی 88 اتفاق افتاد که خواستند نظام اسلامی را با کودتای سبز براندازند و بحمد الله  نیروهای انقلابی به صحنه آمدند و دشمنان نظام را ناکام کردند. موفق باشید

11756
متن پرسش
سلام علیکم: جناب استاد 1- آیا در ادراکاتمان و فهم عقلیمان ما خود به خود به حقایق و واقعیات پی می بریم و نفس و عقل ما در تشخیص مستقل است؟ و یا نه نفس ما و عقل ما به منبعی بالاتر وصل است که حقایق و واقعیات را به واسطه آن تشخیص می دهد؟ 2- آیا نفس ما و عقل ما چون هر لحظه و دائم در حال شدن است از عقل محض نور می گیرد و عقل محض حکم منبع تشخیص برای عقل انسان می باشد و عقل انسان چون به آن منبع وصل است حقایق و واقعیات را تشخیص می دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر عقل درست جلو رود در ذات خود قدرت درک معقولات را دارد همان‌طور که حسّ ما در شرایط عادی قدرت تشخیص محسوسات را دارا می باشد 2- وجود عقل از بالا است ولی خاصیت درک معقولات از خودش است. مثل آن‌که وجود آب از خداوند است ولی رطوبت آب از خودش است. موفق باشید

10860
متن پرسش
سلام استاد عزیز: در بحث معرفت النفس دو سوال داشتم: 1. در اکثر موارد روح و نفس به یک معنی استفاده می شود، جایگاه نفس انسان (نفس اماره، لوامه و ... ) کجاست؟ آیا این نفس جزء روح است ؟ 2. آیا به این معنی که انسان دارای حقیقتی هست، حیوانات هم دارای چنین حقیقتی هستند؟ اگر حیوانات دارای روح هستند، پس از مرگ چه می شوند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مباحث معرفت نفس از نفس ناطقه به عنوان یک موضوع فلسفی بحث می‌شود و در مباحث اخلاقی از نفس امّاره و یا نفس لوّامه بحث می‌گردد 2- انسان و حیوان هر دو نفس دارند و هر دو پس از مرگ با روح خود هستند. موفق باشید
10469

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من جوانی 17 ساله ام ولی دچار افسردگی و تنبلی و استرس و افکار آشفته شدم و احساس می کنم جوانی هستم که در همین سن کم سالخرده ام و خودم را گم کردم. لطفا راهی به من نشون بدید که منو از این همه تشویش و نگرانی بیرون بیاره؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» علت این امر عرض شده. کتاب روی سایت هست دنبال بفرمایید إن‌شاءالله مشکل رفع می‌شود. موفق باشید
10018
متن پرسش
سلام علیکم: شما فرمودید هر انسانی حب ذات دارد. خواستم بپرسم شیطان پرستان که علاقه به جهنم رفتن دارند، مگر حب ذات ندارند؟ پس چرا آرزوی جهنم رفتن دارند؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این بدبخت‌ها تصور درستی از جهنم ندارند، همان‌طور که تصور درستی از نور ایمان ندارند. موفق باشید
8591
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز آیا جنبه امکانی شئی همان عین ثابته شئی است؟ اگر نیست این دو چه ارتباطی با هم دارند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حرف خوبی است. حضرت حق بر اساس امکان و ظرفیت هر شیئ به نور اسماء‌اش بر آن شیئ تجلی می‌کند که آن ظرفیت و استعداد، همان جنبه‌ی امکانی آن شیئ است. موفق باشید
7722
متن پرسش
با سلام و آرزوی توفیقات روز افزون خدمت استاد عزیز در دستگاه دین، در سیر الی الله آیا رفع حجب همان مبارزه با هوای نفس است؟ یعنی آیا همه حجاب های بین عبد و رب از جنس هوای نفس عبد است؟ و می‌توان سیر نفس را فقط در مبارزه با هوای نفس خلاصه کرد؟ به عبارت دیگر آیا وقتی پرده ای برای عبد کنار می‌رود این در واقع بخشی از هوای نفس او بوده که زائل شده است؟ و آیا اگر در عبادتی مبارزه با هوای نفس نباشد سیری هم صورت نمی‌گیرد؟ آیا توجه به حق چیزی جز سرکوب هوای نفس است؟ آیا برای نزدیک شدن به خدا کاری به جز مبارزه با هوای نفس هم لازم است؟ مثلا کسی که نفسش به نماز علاقمند شده است و میلش به نماز است اگر بخواهد سیر بیشتری داشته باشد باید به دنبال سرکوب هوای نفس دیگری در نماز بگردد و از این طریق رفع حجاب کند یا همان نماز با علاقه هم می‌تواند عامل سیر باشد؟ چگونه؟ یا تکرار ذکر که در آن مبارزه با نفسی نباشد حاصلی ندارد؟ به بیان دیگر سیر به سوی خدا ناشی از چیست؟ آیا سیر الی الله فقط به دلیل رفع هوای نفس است؟ یا اگر نفس هیچ هوایی هم نداشته باشد باز هم سیر ادامه دارد؟ برخی از دوستان ما میگویند: خدا که حاضر است پس فقط ما باید رفع حجاب کنیم و این حجاب ها فقط هوای نفس ما هستند، آیا صحیح است؟ آیا نفس برای ملاقات خدا فقط باید هوایش را سرکوب کند یا نیاز به تغییرات دیگری هم دارد؟ به عبارت دیگر آیا نفس ما همین الان ظرفیت ملاقات با خدا را دارد و فقط مشکلش هوای نفسش است؟ ببخشید که سوال را به اشکال مختلف تکرار کردم. امیدوارم خداوند منظور من را به قلب شما برساند. با تشکر فراوان از شما
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حقیقت انسان که همان فطرت یا قلب اوست خدا را می‌شناسد و هم‌اکنون توان اُنس با خدا را دارد و مرتبه‌ی بالاتر از قلب، روح است که مقام مشاهده‌ی حضرت حق است. یک قاعده‌ی کلی داریم و آن این‌که توجه به غیر حق، حجاب بین ما و خدا می‌شود و عموماً این توجهات را نفس امّاره ایجاد می‌کند. پس اگر بتوانیم به جای نظر به غیر حق به حق نظر کنیم به عالی‌ترین مقصد و هدف نظر کرده‌ایم و از آن به‌بعد به نور حق به قرب بیشتر نایل می‌شویم. در این دستگاه معلوم است که باید تکلیف خود را با میل‌های نفس امّاره تعیین کنیم تا در مسیر صحیح قرار بگیریم و دستورات شریعت برای همین امر است. موفق باشید
7392
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز می خواستم نظرتان را راجع به عطار نیشابوری بدانم. ایا این مطلب درست است که موضوع سیمرغ را که عطار مطرح کرده است به نوعی به اومانیسم بر می گردد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیمرغ در منظر عارف ،درست نقطه‌ی مقابل اومانیسم است. عارف در سلوک خود به جایی می‌رسد که غرق در حقیقت می‌شود و از او هیچ چیزی نمی‌ماند مگر احساس وجود حق. این کجا و اومانیسم که همه‌چیز را با محور انسان معنا می‌کند و آن‌هم نه انسانی که بنده‌ی خدا باشد بلکه انسانی که خدا هم بنده‌ی او است. موفق باشید
6957
متن پرسش
سلام عیکم حضرت استاد نظر شما در رابطه با مطالعه هفته نامه 9دی چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نکات دلسوزانه‌ای در آن هفته‌نامه می‌بینم و مدیر مسئول محترم آن را انسان متعهدی می‌دانم که دغدغه‌ی حفظ انقلاب و خط امام را دارد. موفق باشید
6701
متن پرسش
آیا شما کتاب یا جزوه ای می شناسید که در رابطه با نسبت تعقل و تعبد توضیحاتی مفید و کاربردی داده باشد ؟؟ نه به صورت انتزاعی و نظری و خشک، بلکه به صورت کاربردی و با مثال. چون برای بنده مسئله شده است یعنی با مسائلی مواجه شده ام که به طور کلی ریشه ی آن را در نسبت تعقل و تعبد یافته ام.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرفان نظری همین کار را به عهده گرفته و محی الدین عربی بر همین اساس فصوص الحکم را تنظیم کرده به خصوص اگر در کنار فصوص نظری به منازل السائرین خواجه عبداللَه انصاری داشته باشید و در همین رابطه عبدالرّزاق کاشانی به عنوان عارفی که در مکتب محی‌الدین عرفان نظری را خوب درک کرده آمد و منازل السائرین را شرح کرد و دروس جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای سید یداللّه یزدان‌پناه در این رابطه به‌خوبی کمک می‌کند. موفق باشید
5858
متن پرسش
سلام علیکم آیا مصداق مفاهیم کلی مثل انسان که فرمودید دارای وجود کلی سعی هستند همان عقول مجرد یا رب النوع ها هستند؟ آیا تقسیم ملکوت به ملکوت اعلی و اسفل ناظر به قوس صعود انسان ها است؟ آیا ملکوت اعلی محل استقرار روح انبیاء و اولیاء (بهشت) و ملکوت اسفل محل استقرار ارواح خبیث اشقیاء (جهنم) است؟ ظاهرا در تقسیم بندی فلاسفه از عوالم چنین عناوینی وجود ندارد و ملکوت عنوان عالم عقل در نظر گرفته میشود حال آن در ملکوت اسفل نشانی از عقل نیست بلکه محل استقرار نفوس متوهم است. مبدأ این تقسیم بندی به ملکوت اعلی و اسفل چه کسی بوده است؟ متشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بعضی از این اصطلاحات آن‌چنان تعریف شده نیست که مربوط به شخص خاصی باشد. در هر صورت مفاهیم کلّی به معنای کلّی سِعی مربوط به مقام عقل است ولی بحث رب‌النوع ها در مرحله‌ی نازل‌تری است چون نظر به نوع خاص در میان است. آن‌چه می‌توان گفت، بحث ملکوت است که جنبه‌های باطنی عالم ارض است هر چند اشکالی ندارد بگوییم روح انبیاء در ملکوت اعلی است بدین معنی که نظر به باطنی ترین مراتب عالم وجود داشته‌باشیم ولی ملکوت اسفل معنی ندارد؛ قرآن می‌فرماید «فَسُبْحانَ الَّذی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ » یعنی ملکوت هر چیزی در دست خدا است. موفق باشید
3768
متن پرسش
سلام استاد گرامی. اکثریت انسانها از ابتدای خلقت به دنبال مسیر حق نبوده و اصرار بر طریق باطل داشته اند و به استناد قرآن همیشه کمتر از نیمی از مردم به پیامبران زمان خود ایمان آورده اند که عباراتی از قبیل «اکثرشان نمی فهمند، اکثرشان گمراهند، اکثرشان ایمان نمی آورند» و عذابهای گوناگونی که منجر به هلاک آنها شده موید این مطلب است. این روند تا هم اکنون نیز ادامه یافته و نگاهی به جامعه کنونی بشری نشان می دهد که اکثریت انسانها از ایمان حقیقی فاصله دارند و بسیاری از آنها بی دین و یا پیرو مکاتب انحرافی و خرافی هستند و یا غرق در فساد و تباهی اند. سوال اینجاست که پس مقام خلیفه اللهی انسان چه شد و اصلا خلقت برای چه؟ میلیاردها انسان بیایند و بروند و بسیاری از آنها به عذابهای سخت و یا ابدی دچار شوند و دوزخ از انس و جن پر شود که چه؟ خدایی که می دانست بسیاری از انسانها به عذابهای سخت یا ابدی گرفتار می شوند چرا آنها را آفرید؟ نه چون اهل خطا بودیم رسوا ساختی ما را که از اول برای خاک دنیا ساختی ما را ملائک با نگاه یاس بر ما سجده می کردند ملائک راست می گفتند اما ساختی ما را
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خلیفة اللهی انسان، قله‌ای است که کمالات الهی در انسان ظاهر شود، حتی اگر یک انسان محل ظهور آن کمالات باشد.در ضمن موضوع تابع قانون همه یا هیچ نمی‌باشد، هرکس نسبت به آن قله در دوران‌های مختلف عمرش متفاوت است و هرکس در اندازه‌ای مختلف در رابطه با این قله قرار دارد و به همان اندازه جلو یا عقب می‌باشد. موفق باشید
3209
متن پرسش
سلام علیکم. چرا باید امام معصوم در دعای ندبه اینچنین امام زمان را مورد خطاب قراردهند." لیت شعری این استقرت بک النوی ...... ام ذی طوی ..." ایا میتوان قائل به مکان خاصی برای امام زمان شد اگر این طور نیست مفهوم این عبارات جیسیت؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» صورت نهایی ظهور همه‌ی آرمان‌های انبیاء و اولیاء معصوم هستند و ‌لذا همه طالب محل استقرار ایشان می باشند بدون آن‌که نظر به مکان خاصی مدّ نظرشان باشد و لذا می‌فرمایند آیا در ذی طوی هستید یا در رضوا. در واقع از این طریق جهت عشق خود را به آن حضرت اظهار می‌کنند در عین آن‌که حضرت از جهت جسمانی در مکان خاصی هستند ولی محدود به آن مکان نیستند. موفق باشید
نمایش چاپی