بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10259
متن پرسش
سلام استاد عزیز: با آرزوی سلامت و طول عمر و مزید امتنان حضرت عالی بر ما آیا انفاق در دین مبین اسلام غیر از خمس و زکات شرعی است؟ و آیا معنای زکات با انفاق در روایات یکی است؟ چون ظاهرا انفاق و زکاتی که در روایات است حد مشخصی ندارد حال آن که خمس و زکات فقهی حد و شرایط مشخصی دارد. و از لحاظ سلوکی این که آیا با اکتفاء به خمس و زکات شرعی، برکات انفاق نصیب سالک می شود؟ عموما یک سالک در استفاده از اموال در مقایسه با یک مؤمن عادی چه نکاتی را باید مد نظر داشته باشد؟ آیا استفاده از قالی منقش دست باف، دکوراسیون و مبلمان و لوازم برقی گران قیمت اثر منفی بر سلوک دارد؟ با تشکر!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- واژه‌ی زکات در قرآن شامل همه‌ی انفاقات می‌شود اعم از انفاق واجب و مستحب - تا این‌که در آیاتی که در مدینه نازل شد بحث خمس از غنائم پیش آمد، اعم از غنائم جنگی یا سودی که در اثر کسب و کار پیش می‌آید - و بحث زکات به اقلام نه گانه پیش آمد مثل گندم و کشمش و غیره. در کنار خمس و غنائم و زکاتی که به اقلام نه گانه تعلق می‌گیرد، باز انفاق مطرح شد و آن نظر به نقطه‌های خالی جامعه و افراد آن است از نظر افتصادی که مسلمانان باید نسبت به آن احساس مسئولیت کنند تا جامعه‌ی مورد نظر اسلام صورت بالفعل به خود بگیرد و از برکات چنین جامعه‌ای برخوردار شوند 2- در مورد قسمت دوم سؤال باید عرض کنم باید بین جمال و زیبایی با تجمل فرق گذاشت. انسان نیاز به زندگی زیبا دارد ولی تجمل آن نوع زیبایی‌های من‌درآوردی است که نفس امّاره را به میدان می‌آورد و مانع نظر به حضرت حق می‌شود. به نظرم قالی دست‌بافت تجمل نیست، ولی موارد دیگری که نام بردید را باید هرکس خودش مشخص کند. موفق باشید
10203
متن پرسش
سلام علیکم: استاد جوابی که به سول بنده (شماره 9739) دادید بسیار خوب بود و مرا خیلی کمک کرد؛ از جنابعالی تشکر می کنم و از خدا می خواهم خودش اجرتان دهد. اما سوال دیگری خواستم خدمتتان بپرسم و آن اینکه نظر خود شما راجع به آن برنامه خواندن قرآن (روزی یک آیه) و تفسیر و فکر در مفهوم آیات به طور روزانه (که در سوال مذکور توضیح دادم) چیست؟ آیا توصیه ای در این رابطه مد نظر دارید؟ یا حسین علیه السلام
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن حرف خود را در سوره‌ها می‌زند و نه در آیه‌ها و به همین جهت می‌فرماید: اگر می‌توانید یک سوره مثل سوره‌های قرآن بیاورید؛ لذا تا فضای یک سوره در اختیار شما نباشد پیام تک‌تک آیات را درست نمی‌شناسید. لذا توصیه می‌کنم از طریق تفسیر، یک سوره را کار کنید و هر آیه را در دل سوره‌ی مورد نظر قرار دهید. موفق باشید
9562
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: بنده در سؤال اخیری که درباره خودداری جناب عالی از مطرح کردن بحث تعدد زوجات پیش آمد دقیق متوجه نشدم که علت آن خودداری چه بوده چه آن که در جریان جلسات تفسیر حضرت عالی نیستم. اما با این حال اگر مسئله مربوط به عدم پذیرش تعدد زوجات توسط بانوان است به نظر بنده پاسخ روشنی به این دسته از بانوان وجود دارد و آن این است که در مواردی که برای تعدد زوجات توجیه عقلی و شرعی وجود دارد مخالفت بانوان چیزی جز پیروی از هواس نفس و شیطان نیست. مگر ما نمی دانیم که حسادت از رذائل اخلاقی است پس چه طور یک مؤمن می تواند در برابر این حکم الهی به خاطر حسادت سرکشی کند؟ اما این استدلال که تعدد زوجات می تواند باعث عدم عدالت شود به نظر بنده این جا در مفهوم برقراری عدالت در چند همسری باید دو معنای را تمیز دهیم. 1- عدالت به معنی ادای حقوق تمام زوجات 2- عدالت به معنای برخورد کاملا برابر و یکسان با همه زوجات بدون توجه به فضیلت های آنها. به نظر بنده آن عدالتی که مورد نظر اسلام است اولی است نه دومی چه آن که پیامبر (ص) هم همه زنان خود را به یک اندازه دوست نداشتند و البته این تفاوت مبتنی بر این حقیقت بود که گرچه پیامبر تمام همسران را به حکم انسان بودن به طور کلی دوست دارند اما آن دسته از انسان ها و تبعا همسران ایشان که بندگان خالص تری برای خدا بودند را بیشتر دوست داشتند و راز محبت بیشتر ایشان نسبت به حضرت خدیجه (ع) نیز همین بود. این را عرض کردم که بگویم عدالتی که در قرآن برای چندهمسری ذکر شده به این معنی نیست که تمام همسران را باید یکسان دانست چه آن که هیچ دو انسانی مثل هم نیستند و حتی خدا نیز محبتش نسبت به همه انسان ها بر اساس تفکیکی که بین معنای رحمان و رحیم می کنیم یکسان نیست. پس چه طور انتظار داریم که یک شوهر تحت هر شرایطی همه زنانش را به یک اندازه دوست داشته باشد؟! عدالتی که در چند همسری باید لحاظ شود چیزی جز عدالت در احقاق حقوق اساسی همه زنان نیست و این منافی این است که شوهر آن همسری که با تقوی تر و فاضل تر باشد را بیشتر دوست داشته باشد به شرطی که معیار اختلاف در دوست داشتن همین معیارهای دینی و الهی باشد. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد چند همسری، موضوع همین طور است که می‌فرمایید ولی موضوع تعدد زوجات رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» چیز دیگری است و در بحث و تبیین آیات 50 تا 52 سوره‌ی احزاب عرض بنده آن بود که تعدد زوجات رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» به جهت آن بود که دست آن حضرت باز باشد، زیرا هرکدام از ازدواج‌های پیامبر«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» در آن شرایط، قدمی در راستای شکل‌دادن به نظام نوپای اسلام نهفته است و نمونه‌های آن را عرض کردیم و وقتی هم که نظام مورد نظر شکل گرفت آیه‌ی 52 سوره‌ی احزاب نازل شد که دیگر ازدواج مجدد را برای رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» ممنوع فرمود. موفق باشید
8980
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم استاد عزیز مدتی قبل خدمت حضرت عالی پیام دادم و مشکلاتی که داشتم در میان گذاشتم، مریضی سختی دارم که درمانش سخت هست، که خداوند بزرگ طبیب های ستنی را در راهم قرار داد که الان در حال درمان هستم، دکتر بهم گفته که درمانش زمان بر هست و ان شالله نتیجه می گیریم. خیلی روحیه ام را از دست داده بودم دلیلش هم به خاطر نامزدم بود، چون این مشکل یه دفعه به وجود آمد و من به ابعاد این مریضی بعد از نامزدی متوجه شدم. دوباره می خوام سیر مطالعاتی و انسان شدن را شروع کنم، توکل و امید عجیبی به خداوند بزرگ و مهربون بستم. بعضی موقعه ها یه نیرویی هی بهم میگه اگه خوب نشی آبروت میره و بی آبرو میشی، راستش من در روستامون تقریبا یه الگو در بچه مذهبی ها هستم، هی یه نیرویی بهم میگه تو خوب نمیشی و تو همه جا میگن این بچه مذهبی مریض رفت به خواستگاری دختر و اون را بدبخت کرد، نمیدونم این حرف ها را چگون دفع کنم؟ یه حرفی می زنم شاید کمی سطح پایین حرف بزنم "دلم برای خداوند خیلی خیلی تنگ شده" لطفا راهنمایم کنید و برای شفای همه مریضان و من حقیر دعا فرمائید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت «رهرو پیغمبرانی ره سپر .... طعنه‌ی خلقان همه بادی شمر» شما خود را در محضر خدا قرار دهید و او مدافع هرکس است که به او رجوع کند. موفق باشید
8185
متن پرسش
هوالحق با عرض سلام و خداقوت وعرض تشکر خدمت شما می خواستم یک کتاب برای تربیت فرزند برای یک مادر خانه دار که تحصیلات زیادی ندارد معرفی کنید. متشکرم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در این موارد تخصصی ندارم از کارشناسان ارزشمند رادیو معارف استفاده کنید. سعی کنید در مواقعی که امکان دارد رادیو معارف را در خانه روشن نگه دارید. موفق باشید
7327
متن پرسش
با سلام چطور می توانم به عنوان یک زن با فرهنگ کربلا زندگی کنم؟ (خیلی در زندگی سردرگم شدم و راه نجاتم را در زندگی با فرهنگ کربلا میبینم، لطفا مفصل راهنمایی بفرمایید)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای ورود به فرهنگ کربلا و فهم آن فرهنگ متعالی، زن و مرد ندارد. پیشنهاد بنده مطالعه‌ی کتاب «جایگاه تاریخی حادثه‌ها و هنر اصحاب کربلا» است و سپس کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» است تا برسید به کتاب «راز شادی امام حسین«علیه‌السلام» در قتلگاه». در آن حال انشاءاللّه یک نحوه احساس هماهنگی با نور امام در شما ایجاد خواهد شد و دل می‌بندید به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و با شرحی که به صورت صوت داده شده زندگی می‌کنید. موفق باشید
7319

رزقبازدید:

متن پرسش
سلام خدا قوت استاد عزیز در شرح نامه 31 نهج البلاغه فرمودید رزقی هست که اگر هم دنبالش برویم نمیرسیم پس چرا خیلی ها که بیشتر میدوند مرکب و اسباب راحت تر وغذای خوشمزه تر بدست می آورند؟ و سئوال بعد رزقی هست که هیچ کس نمیتواند از ما بگیرد. پس آفریقایی هایی که از گرسنگی میمیرند طبق چه قائده ای است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رزقی که به آن نمی‌رسیم همان رزقی است که همان ثروتمندان نیز آرزویش را دارند و این غیر از درد سرهایی است که اهل دنیا به صورت تجملات برای خود ایجاد می‌کنند و هرگز بهره‌ای از آن نمی‌برند چون رزقشان نبود. در ضمن اگر در جریان آفریقا در متن کار قرار گیریم موضوع فرق می‌کند با این‌همه بنا بر این است که انسان تلاش ابتدایی خود را انجام دهد. موفق باشید
6701
متن پرسش
آیا شما کتاب یا جزوه ای می شناسید که در رابطه با نسبت تعقل و تعبد توضیحاتی مفید و کاربردی داده باشد ؟؟ نه به صورت انتزاعی و نظری و خشک، بلکه به صورت کاربردی و با مثال. چون برای بنده مسئله شده است یعنی با مسائلی مواجه شده ام که به طور کلی ریشه ی آن را در نسبت تعقل و تعبد یافته ام.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرفان نظری همین کار را به عهده گرفته و محی الدین عربی بر همین اساس فصوص الحکم را تنظیم کرده به خصوص اگر در کنار فصوص نظری به منازل السائرین خواجه عبداللَه انصاری داشته باشید و در همین رابطه عبدالرّزاق کاشانی به عنوان عارفی که در مکتب محی‌الدین عرفان نظری را خوب درک کرده آمد و منازل السائرین را شرح کرد و دروس جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای سید یداللّه یزدان‌پناه در این رابطه به‌خوبی کمک می‌کند. موفق باشید
5858
متن پرسش
سلام علیکم آیا مصداق مفاهیم کلی مثل انسان که فرمودید دارای وجود کلی سعی هستند همان عقول مجرد یا رب النوع ها هستند؟ آیا تقسیم ملکوت به ملکوت اعلی و اسفل ناظر به قوس صعود انسان ها است؟ آیا ملکوت اعلی محل استقرار روح انبیاء و اولیاء (بهشت) و ملکوت اسفل محل استقرار ارواح خبیث اشقیاء (جهنم) است؟ ظاهرا در تقسیم بندی فلاسفه از عوالم چنین عناوینی وجود ندارد و ملکوت عنوان عالم عقل در نظر گرفته میشود حال آن در ملکوت اسفل نشانی از عقل نیست بلکه محل استقرار نفوس متوهم است. مبدأ این تقسیم بندی به ملکوت اعلی و اسفل چه کسی بوده است؟ متشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بعضی از این اصطلاحات آن‌چنان تعریف شده نیست که مربوط به شخص خاصی باشد. در هر صورت مفاهیم کلّی به معنای کلّی سِعی مربوط به مقام عقل است ولی بحث رب‌النوع ها در مرحله‌ی نازل‌تری است چون نظر به نوع خاص در میان است. آن‌چه می‌توان گفت، بحث ملکوت است که جنبه‌های باطنی عالم ارض است هر چند اشکالی ندارد بگوییم روح انبیاء در ملکوت اعلی است بدین معنی که نظر به باطنی ترین مراتب عالم وجود داشته‌باشیم ولی ملکوت اسفل معنی ندارد؛ قرآن می‌فرماید «فَسُبْحانَ الَّذی بِیَدِهِ مَلَکُوتُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ » یعنی ملکوت هر چیزی در دست خدا است. موفق باشید
2297

اعیان ثابتهبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت حضرت استاد طاهرزاده (حفظةالله) احتراماً، بنده قبلاً سوالی در مورد رب مقید و رب مطلق را سوال نمودم که توضیحی مختصر از طرف حضرتعالی ارسال گردید ولی راستش نتوانستم جواب را خوب حلاجی نمایم . در صورت امکان توضیحی کامل کننده را ارائه فرمائید . ضمنا در مورد اعیان ثابته اگر کتابی موجود می باشد معرفی فرمائید . با تشکر و آرزوی سلامتی حضرت استاد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: من یادم نمی‌آید که سوال چه بوده در ضمن در مورد اعیان ثابته بحث شسته و رفته‌ای ندیده‌ام، عموما عرفا به صورت پراکنده در نوشته‌های خود مباحث خوبی را مطرح کرده‌اند. شاید جواب شماره‌ های 2170و 1899 و1363 کمک کند.
1700
متن پرسش
باسلام واحترام. استاد محترم چندی پیش در ارتباط با چگونگی داشتن اراده ای مصمم برای سیر الی الله درخواست کمک نمودم فرمودید معرفتم را نسبت به توحید و معاد و مقام نبی و امام افزایش دهم. اما نفرمودید چگونه. من کلی کتابهای مذهبی خریدم حتی کتاب جهاد با نفس شیخ حر عاملی را مطالعه کردم و سخنرانی های مذهبی منجمله فایلهای صوتی خودتان را گوش دادم، ولی این مطالب بنده را اغنا ننمود و از گذشته بی خیال‌تر شدم. به هر حال قرار گرفتن در محیط مذهبی همیشه برای انسان مهیا نیست، امکان دارد لطفاً بفرمایید چه کار کنم. بنده یک زمانی توفیق داشتم در برخی اردوها تألیفات جنابعالی را که مطابق فطرت تشنه‌ام بود مرور کنم و احساس رضایت شدیدی از زندگی داشتم. خوب الآن که غلظت اینگونه تزریقات مذهبی به وجودم کم شده و رنگ ایمانم هم به تبع آن و به دلیل مشغله‌های کاری و تحصیلی کمتر شده چکار کنم. فرد که نمیتواند همیشه امیدوار باشد دائم به لحاظ ایمانی از محیط خارج تغذیه شود (متأسفانه بنده از نوعی احساس پوچی و سرخوردگی و شاید بی‌انگیزگی رنج میبرم و کام تشنه‌ام هر روز تشنه‌تر از قبل است). والسلام، تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام گفت: «اول قدم آن است که او را یابی.... آخر قدم آن است که با او باشی» وقتی انسان نسبت به خدا و معاد، معرفتی حضوری پیدا نمود پس از آن باید سعی کند از طریق عبادات با خدایی که پیدا کرده است زندگی کند و خود را در ابدیت خود بیابد. مشغله‌هایتان را کم کنید تا بتوانید از معارف خود راهی به سوی مبدء و معاد پیدا کنید. موفق باشید
1442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض می کنم چرا خداوند کسانی را که دشمن او هستند خلق کرد؟چه دلیلی داشت تا خلق بکند و در قرآن به کرات و شدید اللحن خطابشان قرار دهد و عذابشان کند؟ یک جوابی که در این مورد شنیده ام این است که همین بندگان هم در روز قیامت اسما جلالیه خداوند برآن ها ظهور پیدا خواهد کرد در این صورت این طور معنی می شود که این جلوه ی اسما هم یک حسن و رحمت است در این صورت آیا شیطان دارای بیشترین ارتباط با خداوند نخواهد بود؟ !
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بین اراده‌ی تکوینی خداوند با اراده‌ی تشریعی او نباید خلط شود. حضرت حق با اراده‌ی تکوینی خود موجودات را خلق می‌کند ولی با اراده‌ی تشریعی خود می‌فرماید: گناه نکنید تا به کمال مطلوب خود برسید. آری شیطان نیز به اراده‌ی تکوینی خداوند خلق شده و از این جهت تفاوتی با سایر مخلوقات ندارد ولی خداوند به اراده‌ی تشریعی خود به موجودات مختار از جمله به شیطان، دستور داد که خدا را بپرستند و موجودات مختار با اراده‌ی تشریعی خود جایگاه قرب یا عدم قرب خود را نسبت به خدا تعیین می‌کنند و شیطان به جهت تمرّد از فرمان الهی و استکباری که ورزید در نهایت دوری از خدا قرار گرفت. موفق باشید
1056

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلان خدمت استاذ طاهرزاده و باسپاس از اینکه وقت خود رابرای پاسخ به سوالات ما اختصاص میدهید. سوال اولم از شما این بودکه: من دانشجوی یکی ازرشته های فنی در دانشگاه صنعتی هستم.چند وقتی است دغدغه اینکه این رشته وازآن مهمتر فضای مختلط آموزشی که درآن حضوردارم مرابه سمت آن انسانی که باید بشوم پیش نمیبرد ذهنم را به خود مشغول کرده است.درفرازی از دعای مکارم الاخلاق خواندم:"واکفنی ما یشغلنی الاهتمام به واستعملنی بما تسا لنی غدا عنه واستفرغ ایامی فیما خلقتنی له"واز خدا خواستم که راه بندگیم رابه من نشان بدهد.افرادمختلفی سر راهم قرار گرفتندودر نهایت مرا به این جمع بندی رساندند که "شکوفایی فطری من در گرو همسر داری و تربیت است".اما آن علمی که بتواند مرا در مسیر تربیت اسلامی جلو ببردوشیوه های تربیت یک انسان(به معنی واقعی کلمه)رابه من یاد بدهد چیست؟آیا توی رشته های دانشگاهی یا حوزه میتوان چنین مباحثی را پیدا کرد؟مباحثی که به معنای واقعی کلمه مرادر مسیر تربیت یک سربازمهدوی(انشاالله) پیش ببرد.نمیخواهم درآینده مثل بعضی مادران فطرت پاک بچه رابه خاطر جهلم ازبین ببرم.لطفا مراراهنمایی کنید. سوال دومم این بود که اینکه یک مسلمان باید اصول دینش راتحقیقی پذیرفته باشد نه تقلیدی واقعا یعنی چی؟یعنی مسلمان به دنیا آمدن و احکام را رعایت کردن کافی نیست؟راه یقینی شدن اونها چیه؟ازکجا باید شروع کرد؟آیا باید به این قدرت برسیم که هر شبهه ای را در زمینه اعتقادی-دینی جواب بدهیم؟ درآخربازهم ازاینکه مصدع اوقات شما شدم پوزش میطلبم.محتاج دعای خیر شما هستم.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی خداوند در جواب سؤال اول شما، دین اسلام را آورده و به ما دستور داده در قرآن تدبّر کنیم و امثال علامه‌ی طباطبایی«رحمة‌الله علیه» در تفسیر المیزان به کمک نور اهل البیت«علیهم‌السلام» راه تدبّر در قرآن را برای ما گشوده‌اند. پیشنهاد می‌کنم پس از مطالعه‌ی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» یک برنامه‌ی درازمدت جهت تدبّر در قرآن بر روی مطالعه‌ی تفسیر المیزان بگذارید تا آن راهی که در جستجوی آن هستید را إن‌شاءالله پیدا کنید. در جواب سؤال دوم شما عرضم این است که باید عقل و قلب در فهم حقایقی که دین از آن خبر داده – مثل خدا و نبوت و امامت و معاد – مانعی نداشته باشد و بتواند با دلی آرام به دستورات دین عمل کند تا إن‌شاءالله نور آن اعمال بر قلب انسان تجلی کند و او به یقین برسد. موفق باشید
467

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عیکم با توجه به مبحث «حرکت جوهری» روشن می شود که همه حرکات وانفعالات هستی تدریجی وتکاملی است اما آیه١٧٥سوره اعراف خبر از واقعه ی می دهد که شخصی اگر چه در سیر تکاملی مستحق«نزول ایتهای حق»بر قلب خود شده بود اما گویی فقط وفقط با یک گناه (ظاهراً زنا) از عالم خود خارج شده به گونه ی که جزء «غاوین»می شود در ایه بعد(۱۷۶اعراف)تصریح دارد که علت این امر تبعیت شخص از «هوای نفس»بود حال سوال دوم این است که چگونه شخصی که هنوز هوای نفس دارد می تواند خزینه اسرار غیب یا« آیتهای خدا»باشد؟
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی می‌فرماید: «وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِیَ آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَکَانَ مِنَ الْغَاوِینَ» برای مردم داستان آن‌کسی را بگو که آیاتی از خود را به او دادیم و از حقایقی برای او پرده برداشتیم و سپس آن‌ها را از او گرفتیم و از راه حق بیرون آمد و شیطان هم دنبالش را گرفت و او گمراه شد. در آیه‌ی بعد می‌فرماید: «وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَث ذَّلِکَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ» اگر می‌خواستیم به وسیله‌ی همین آیات او را به درگاه خود نزدیک می‌کردیم ولی ما چنین نخواستیم چون به زمین و دنیا چسبید و هوای خود را پیروی کرد و او مثل خوی سگ دارد و از آن دست برنمی‌دارد، چه به او حمله کنی زبانش بیرون است و چه حمله نکنی زبانش بیرون است و این مثل افرادی است که آیات خدا را تکذیب می‌کنند و آن ملکه‌ی آن‌ها شده، پس آن قصه را مطرح کن بلکه تفکر کنند و از باطل بیرون آیند. با توجه به آیات فوق اولاً: عنایت داشته باشد که حرکت جوهری در امور مادی است و نه در امور مجرد. ثانیاً: هرکسی هوای نفس دارد منتها بعضی آن‌را کنترل می‌کنند و با دستورات شریعت الهی بر آن حاکم می‌شوند و در نتیجه حجاب‌ها به همان اندازه از قلب آن‌ها زدوده می‌شود، ولی اگر باز حکم شریعت را بر هوای نفس خود حاکم نکنند هوای نفس ظاهر می‌شود و قلب از مشاهده‌ی آیات الهی محجوب و محروم می‌شود. در شرح آیات؛ خلاصه‌ی فرمایش علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» را آوردم تا راحت‌تر بتوانید در آیات تدبّر کنید و نتیجه بگیرید. موفق باشید
16879

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز! بحث شاکله در عرفان چیست و نظر به چه چیزی دارد؟ تغییر شاکله به چه شکل امکان دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاکله در عرفان، همان عین ثابته‌ی انسان است و همان‌طور که در جواب سؤال شماره‌ی  16855 عرض شد شاکله یا عین ثابته‌ی انسان در بستر همان انتخاب اولیه شکل می‌گیرد و این انتخاب هر لحظه می‌تواند تغییر کند. موفق باشید

15930
متن پرسش
سلام علیکم: شهید مطهری رو ما بالاخره باید عالم بالله بدانیم یا عارف و عالم بالله؟ آخه یکی میگه عارف بوده. یکی میگه نه.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: روش شهید مطهری در مسیر علماء باللّه و به روش حکماء بوده است، هرچند خودشان از نظر سلوکی سیر عرفانی داشته‌اند. موفق باشید

15790
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: با توجه به اصل تناقض که مناطقه آن را ام القضایا می دانند و در قدیم هشت شرط برای آن قایل بودند و بعدها ملاصدرا وحدت حمل را هم به آن اضافه کرد آیا می شود گفت باب این مساله هنوز باز است و وحدت های دیگری را هم اضافه کرد؟ مثلا از آنجا که در خیلی موارد افراد بین دو مقوله ی تکوین و تشریع را خلط می کنند و دچار تناقض و اشتباه می شوند این شرط را هم به شرایط نه گانه اضافه کنیم و یا خیلی موارد دو مقوله ی اجمال و تفصیل ذهن را دچار تناقض می کند و اگر شخص متوجه شود که گاهی از مقام تفصیل و گاهی از مقام اجمال به مطلب نگاه می کند و در این صورت تناقض رفع می شود این شرط را هم در نظر بگیریم. یا در بعضی موارد شخص ذهن و عین را با هم خلط می کند که اگر این شرط هم به شروط اضافه شود مشکل تناقض برطرف می شود - البته گویی این شرط با شرط وحدت حمل یکی است. آیا این حرف صحیح است یا اینگونه وحدت ها را هم باید در همان وحدتهای نه گانه جستجو کرد و باب آن را بسته بدانیم؟ و یا اصولا در اینجا بین دو علم خلطی صورت گرفته و نباید این دو یا سه مقوله را در موضوعات منطقی وارد کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحثی مثل خلط بین تکوین و تشریع و یا توجه به اجمال و تفصیل، از مباحث فلسفی است و نه منطقی. به همین جهت باید در فلسفه مورد بحث قرار گیرد. از طرفی عنایت داشته باشید که ساحت تفکر، محدود به عقلی که مدّ نظر دستگاه ارسطویی است و در محدوده‌ی آن منطق فعالیت دارد، نیست. لذا نمی‌توان از منطق دیالکتیک اگر با منطق ارسطویی سنجیده نشود، بگذریم. نظر به حقیقت در محدوده‌ی تفکر مشایی به حجاب‌بردنِ بعضی از چهره‌های حقیقت است در آن حدّی که بعضی‌ها بخواهند عرفان را هم در این منطق جستجو کنند. در حالی‌که خود ارسطو قضایایی که «قیاساتها معها» است را از این منطق بیرون می‌دانند. موفق باشید

13865
متن پرسش
سلام: در شعر زیبایی از ابن عربی که در کتاب التجلیات آمده است (ترجمه ی استاد الهی قمشه ای): در لینک مقابل http://yeksokoot.blogfa.com/category/5 ظاهرا شعر دعوتی از جانب حق تعالی ست اما در آخر شعر آمده است: ای معشوق بیا دست در دست هم نهیم و به پیشگاه آن حقیقت لایزال رویم تا او میان ما حکمی جاودانه کند و ما را صلح و آشتی دهد آشتی پس از قهر آه که چیزی لذت بخش تر از این در جهان نیست نشستن در کنار یار و با هم سخن گفتن. متن عربی را هم که پیدا کردم: "حبيبي ! تعال، (هذي) يدي ويدك، ندخل على الحق، ليحكم بيننا حكم الأبد. منظور از «حقیقت لایزال» یا در متن عربی الحق مگر خداوند نیست؟ این با اول شعر جور در نمیاد! یعنی خداوند تا حالا بنده اش را دعوت به خود می کرد اما آخر شعر می گوید بیا به پیش آن حقیقت لایزال رویم تا بین ما حکم کند. لطفا راهنمایی فرمایید با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع ورود در اشعار جناب حافظ نیز هست که از یک طرف نظر به حق دارد در موطن تعیّن ثانی جهت رجوع به حق در موطن تعیّن اول و فنای ذات. لذا با یارِ خود یعنی حضرت حق در تعیّن ثانی و مقام اسماء به معاشقه می‌نشیند تا به فنای ذات در تعیّن اول سیر کند. موفق باشید

13560

چشم زخمبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: با توجه به آیات قرآن آیا چشم زخم حقیقت دارد؟ ممنون از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بلی. در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرایضی در این مورد شده است. کتاب بر روی سایت است. موفق باشید

12723
متن پرسش
با سلام و احترام: سوالی درباره عبارت تحسس داشتم. از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم که فرمود: «اِیّاکُمْ وَ الظَّنَّ فَاِنَّ الظَّنَّ اَکْذَبُ الْحَدِیْثِ وَ لا تَحَسَّسُوا وَ لاتَجَسَّسُوا آیت الله مکارم در تفسیر خود می فرمایند اگر مي بينيم كه در حديث از هر دو نهى شده ممكن است اشاره به اين باشد كه جستجو در كار مردم نكنيد نه در كار خيرشان و نه در كار شرشان . در قرآن داریم یا بُنَىَّ اِذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ یُوسُفَ وَ اَخِیْهِ وَ لا تَیْئَسُوا مِنْ رَوْحِ اللّهِ همانطور که مشاهده می شود در حدیث از تحسس نهی شده است و در قرآن به تحسس امر شده است 1. تعریف تحسس چیست و بالاخره تحسس مذموم است یا ممدوح؟ 2. این که ما در سیره خود به خوبی های مومنین نظر می کنیم و یا در بحث اخلاق دینی داریم که مومن نظر به انوار مومن دیگر می کند و به اصطلاح المومن مرات المومن ربطی به تحسس مذموم ندارد درسته؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مشخص است روایت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» در رابطه با عدم پیگیری عیوب شخصی افراد است و پیگیری آن عیوب با حدس‌ها و گمان‌های خود. و معنای تحسس در این‌جا به معنای پیگیری است در عیوب فردی. ولی معنای تجسس در سخن حضرت یعقوب«علیه‌السلام» پیگیری برای یافتن خبری از حضرت یوسف«علیه‌السلام» است. این پیگیری کجا و آن پیگیری کجا؟! آری نظرکردن به نور مؤمن ربطی به پیگیری عیوب شخصی ندارد. موفق باشید

12271
متن پرسش
سلام علیکم: علت تعطیلی جلسات در ماه رمضان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ماه رمضان ماهِ خلوت با خدا است نه ماه گفتگو با خلق خدا! مگر نشنیدید که حافظ در رؤیت ماه رمضان گفت: «هلال ماه ز بام افق نمایان شد / کلید میکده گم گشته بود، پیدا شد» ،در میکده باید به فکرِ میِ لقاء بود، نه به فکر نردبان تفکر!! گفتند: طرف برای محبوبش که غایب بود نامه می‌نوشت و قصه‌های دلدادگی‌های خود را به او خبر می‌داد، تا بالاخره ملاقات حاصل شد و او در محضر محبوبش به‌جای گفتگو با او، نامه‌هایش را درآورده بود و می‌خواند. یادش رفته بود این نامه‌ها برای این ملاقات بود! ماه رمضان ماهِ شنیدن خطاب «إنّی قریب» از حضرت حق است. موفق باشید

12261
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: در مورد مطلبی که یک نفر از کاربران در مورد سیر مطالعه فلسفه و عرفان گذاشته اند باید گفت ایشان از نقش حد واسط کتب امثال جنابعالی غفلت کرده اند به این منظور که کتب جنابعالی چکیده روان و خوبی از آن سیر است که باعث می شود ضمن اشنایی اجمالی و خوب در مخاطب میل فراگیری مطالب عمیق فلسفی و عرفانی بوجود آید این چیزی است که خود ما تجربه کردیم، از طریق کتب شما متمایل شدیم به مطالعه فلسفه و منطق در حالیکه به نسل امروز نمی توان به طور مستقیم گفت برو آن سیر استاد رمضانی را فرا بگیر حتی طلاب هم انگیزه چندانی ندارند در حالی که کتب شما حد واسط خوبی است برای آن سیر هر چند آن کتب به خودی خود هم دارای ارزش و اعتبار است و میل به فراگیری فلسفه و عرفان یکی از نتایج مطالعه کتب شماست. در مورد مولوی و موسیقی هم جالب است در مثنوی مولوی هیچ سفارشی نسبت به موسیقی ندارد حتی بعضی جاها آن را تخطئه هم می کند مثل داستان پیرچنگی که می گوید تو حجاب من بدی از اله البته دیوان غزل ملاک نیست چون زبان غزل زبان خاصی است حتی در اشعار مرحوم حاجی سبزواری هم خیلی از الفاظ موسیقی استفاده شده در حالیکه شرح حال آن مرحوم مشخص است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در هر دو مورد با جنابعالی موافقم زیرا اگر انسان رویکرد خود را نسبت به فلسفه و عرفان درست کند و سپس به آن‌ها رجوع نماید می‌داند برای چه هدفی فلسفه و عرفان بخواند و شاید در مباحث بنده این نتیجه، حاصل آید. و در مورد مولوی به نکته‌ی بسیار دقیقی اشاره فرمودید که اینان هرگز تشویقی به موسیقی به معنای معمول آن ندارند بلکه نظر به شرایط آهنگین نظم عالم قدس می‌کنند و هر آن‌چه که این نگاه را برای آن‌ها فراهم کند، ارج می نهند. موفق باشید

12132
متن پرسش
به نام خدا و با سلام خدمت استاد عزیز: دعایی در اوایل مفاتیح به نام دعای سریع الاجابه از امام کاظم علیه السلام آمده است اگر می شود کمی این دعا را توضیح بفرمایید و دیگر این که این دعا چه خصوصیتی دارد که سریع الاجابه است. با کمال تشکر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح آن دعای عظیم الشأن در محدوده‌ی یک سؤال و جواب نمی‌گنجد چندین و چند جلسه درس است. عمده رجوع توحیدی این دعا است و نظر به انوار حق در مظاهر اولیاء الهی و نظر به اسمی که در نهایت کینونیت و پنهانی است که مسلّم آن اسم در اَحدیتِ کامل است که جامعیت مطلق همه‌ی کمالات می باشد. موفق باشید

11756
متن پرسش
سلام علیکم: جناب استاد 1- آیا در ادراکاتمان و فهم عقلیمان ما خود به خود به حقایق و واقعیات پی می بریم و نفس و عقل ما در تشخیص مستقل است؟ و یا نه نفس ما و عقل ما به منبعی بالاتر وصل است که حقایق و واقعیات را به واسطه آن تشخیص می دهد؟ 2- آیا نفس ما و عقل ما چون هر لحظه و دائم در حال شدن است از عقل محض نور می گیرد و عقل محض حکم منبع تشخیص برای عقل انسان می باشد و عقل انسان چون به آن منبع وصل است حقایق و واقعیات را تشخیص می دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر عقل درست جلو رود در ذات خود قدرت درک معقولات را دارد همان‌طور که حسّ ما در شرایط عادی قدرت تشخیص محسوسات را دارا می باشد 2- وجود عقل از بالا است ولی خاصیت درک معقولات از خودش است. مثل آن‌که وجود آب از خداوند است ولی رطوبت آب از خودش است. موفق باشید

11651
متن پرسش
سلام علیکم: بنده 26 سال سن دارم و دانشجوی مهندسی در مقطع کارشناسی ارشد هستم و إن شاءالله تا یک سال آینده درسم به اتمام خواهد رسید. بسیار علاقمند به تحصیل حوزه هستم و احساس می کنم در شرایط فعلی انقلاب و دنیا، نیاز ما به طلبه بیشتر است. با توجه به سن من، نظر شما برای شروع تحصیل تمام وقت در حوزه چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد این لطف خدا است به شما و از آن کوتاهی نکنید. در جواب به سؤالات 11457 و 10971 و 10792 عرایضی در این مورد داشته‌ام. موفق باشید

نمایش چاپی