به نقل از امام علی میگویند: (به سخن نگاه کن نه به گوینده سخن) اما از منظر بنده این حدیث اشتباه هست و میخوام در صورت صحت، برداشت شما رو هم بدونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اینکه فرمودهاند: «وَانظُر اِلی ما قال وَلا تَنظُر اِلی مَن قال» باید به جایگاه آن سخن بیندیشیم که عبور از مریدبازی میباشد زیرا عدهای بدون آنکه در مورد سخنان بیندیشند، به صرف آنکه مراد آنها آن سخن را گفته است، میپذیرند. در حالیکه ما اگر حتی امامان معصوم عزیز سخنی گفته باشند با مبنای تعقّل، سخنان حکیمانۀ آنها را قبول میکنیم امری که خود آن عزیزان ما را دعوت به آن میفرمایند. آری! خودِ عقل، ما را تا آنجا میرساند که متوجه میشویم سخنان آنها بعضاً ماورای صرفاً انتزاعی میباشد. موفق باشید.
سلام: داشتم کتاب ماجرای فکر آوینی رو دوباره می خوندم رسیدم به اون قصه کاشی کاری قمصر و نماز سه دقیقه ای چطور میشه زندگی رو عبادت کرد؟ فقط آرام بودن در کارها باعث دوری از عجله و تکاثر فرهنگ مدرنیته میشه؟ فکر نکنم. چطور میشه نگاهی غیر از این رو توی دنیایی مثل امروز پیاده کرد؟ ما هر روز از همه چیز عقبیم که من فکر میکنم واقعاً حق داریم. عمرمون سریع رد میشه و برای اینکه بهش برسیم باید بدوییم. من بیست سالمه فقط سه تا کتاب خوندم، این فاجعه است، با اینکه کل زندگیم در حال دویدن بودم، احساس میکنم هنوز هم عقبم هنوز به جایی نرسیدم که بگم دیگه من راضی ام. این حرف از بعد مادی نیست. من نمی گم ما باید همیشه در ابعاد مادی پیشرفت کنیم، از یه جایی به بعد دیگه باید متوقف بشیم و عمر رو با چیزهایی که به دست آوردیم ادامه بدیم. اما من هنوز به اون نرسیدم و نمیدونم میرسم یا نه. خیلی ها رو دیدم که کل عمرشون در حال دویدن بودن، خیلی ها هم دیدم که با چیزهایی که بدست آورده بودن زندگی رو ادامه میدادن و عطش پیشرفت رو نداشتن و قانع بودن اما فکر نکنم هیچکدوم از دو گروه اونجور که شهید آوینی می گفت زندگی رو عبادت کرده باشن چون هر دو درگیر جهانی هستن که از روح بریده. چطور میشه تو این دنیا روح آرامش داشته باشه وقتی اصلا به حساب نمیاد هرچقدر هم که بخوایم از مدرنیته و فرهنگش دوری کنیم نمیشه، نمیدونم نمی تونم درک کنم، با این قضیه که شرح دادم با تمام وجود درگیر بودم و هستم من یه زمانی به شدت کار کردم، با تمام وجود، بعدش دیدم دیگه نمی تونم ادامه بدم بریدم بدجوری هم بریدم و هنوز هم درگیرشم، برای آرامش هیچ راهی پیدا نکردم جز دوری از مسئولیت ها، وقتی یه مسئولیتی رو ترک کنی، یه کاری رو انجام ندادی و عذاب وجدان انجام ندادن اون کار گردنت رو میگیره و فشار میده حتی بدون اینکه کاری کنم تحت فشار بودم و در حقیقت اصلا به آرامش نرسیدم سعی کردم مسئولیت هام رو سبک و سبک تر کنم اما به هیچ وجه پاسخگو نبود، انگار دیگه نمی خواستم توی این دنیا باشم حقیقت این بود که من فقط از مسئولیت هام شونه خالی نکردم از دنیا بریدم. انگار دیگه جای زندگی من نبود بخاطر اینه که من الان اینجام و دارم با شما صحبت میکنم به قول استاد می خواستم در دنیای دیگه ای حاضر بشم و از حضوری که همه درگیرشن فاصله بگیرم اما نمی تونم، نمیدونم چطور باید در دنیای دیگه ای حاضر شد وقتی درگیر حضور توی این دنیا هستیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ملاحظه میکنید که نمیتوانید از جهانی که آوینیها در آن حاضر بودند، بیگانه باشید و اینجا است که باید با روحیۀ «متانت» و «صبر» و «دلسوزی»، خود را در جهانِ بین دو جهان حاضر کنید. امری که در کتاب « انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان، تفکر در مواجهه با متفکران و فهم ایران و انقلاب» https://lobolmizan.ir/sound/807?mark=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%20%D8%AF%D9%88%20%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86 و صوتهای مربوطه از آن سخن گفته شد. در این حالت نه نسبت به مسئولیتهایی که احساس میکنید، بیتفاوت میشوید و نه گرفتار عملزدگی خواهید شد. و این یعنی شهید آوینیها و شهید حاج قاسم سلیمانیها. موفق باشید
سلام و رحمت: ببخشید استاد، ممکنه شیطان رو دید؟ در اینصورت باید تغییر رویه داد؟ یا باید ایستادگی کرد؟ بشخصه یکبار قبلا این حالت رو تجربه کردم و دچار وحشت شدم، با ایستادگی به وسیله ولی خدا حل شده بود، اولین بار بود این حالت رو داشتم و وحشت کرده بودم. ولی الان دیگه مطمئن نیستم این راه درستی باشه هر وقت دچار چنین وضعی میشم کمی عقب می نشینم تا برطرف بشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر صورت ما نباید در دیدن و یا ندیدنِ شیطان که عموماً با توهّمات همراه است، متوقف شویم. مهم توجه به خطوات شیطان است که قرآن در آیات مربوطه متذکر آن میشود که همان وسوسههای حبّ نفس و عدم تواضع نسبت به حقّ و حقیقت است که آیات قرآن هرکدام در جای خود به زیبایی تمام متذکر آن میباشد. ۲. نباید به آنچه برای کسانی که با تجربههای مرگ خود و یا حالت کما، برایشان پیش آمده با همۀ احترامی که برایشان قائل هستیم؛ اعتماد کنیم زیرا بالاخره آنچه برای این افراد پیش میآید مصون از صورتهای خیالی نیست. در حالیکه این ما هستیم و آیات قرآن و قواعد و سنتهای لایتغیّر الهی که میتوانیم با نظر به آن سنتها و سیرۀ اولیای معصوم الهی زندگی کنیم. موفق باشید
به نام خدا سلام: امید در افق های دیدگانمان در این جنگی که دشمن راه انداخته روشن شد. قبلا چشم چشم میانداختیم امیدی نبود. همه متعمقین اندیشمند و بزرگان متمدن هر قومی در هر کجای دنیا و تاریخ میگفتند زندگی واقعی در غلبه و توجه انسان به وجهه کیفی که در شرایط های خاص سخت زیستی و تقابل با بیخیالی است، برای انسان شکل میگیرد پیش میآید و راه زندگی در دنیا را میگشاید. خداوند این راز محکم از زندگی را در بشریتش دید که در ادیانش پسندید و ما را به آن دعوت کرد. توجه پیوسته به سنت های عالم از جمله آگاهی به پایداری و پیروزی حق که در شرایط جنگ سلحشورانه کاری با دشمن کرده که اسرائیلیها و آمریکاییها توان زندگی کردن را ندارند؛ نتانیاهو از لحظه آغاز جنگ گفته جنگ وجودی است! که تا پای نابودی یا نابود کردن است و هیچ کمتر از نابودی کامل یک طرف آن را تمام نمیکند. ما جواب آنرا در خیابان ها بخوبی گفتیم که تا انتهای ریشه کن شدن آنها اراده داریم. لحظاتی دارد رقم میخورد که تاریخ بشری است نام ملت در آینده از برترین دوره های تاریخی ایران و اسلام را نشان میدهد از این تقابلی که تمام آینده بشریت مدیون آن است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است که خداوند ما را در فضایی از تاریخمان قرار داده تا که مردم ما و نهتنها رزمندگانمان، زندگی را تجربه کنند. مهم آن است که متوجۀ تاریخی باشیم که دشمن ما بدون آنکه متوجه باشد، برای ما گشوده است تا مردم ما ذیل حضور امامِ شهیدمان با فرزند عزیز ایشان در این جبهه حاضر و حاضرتر شوند. اینجا است که باید گفت: «دادنِ سر چه عجب، داشتن سر عجب است». دشمن بیچاره ما را از زدنِ زیرساختهایمان میترساند، غافل از آنکه ما در این میدان برای از دستدادنِ همه چیز آمادهایم تا معنی تابآوری و مقاومت در مقابل چنین دشمنی را تجربه کنیم و به جهان بشری نشان دهیم معنای حضور آخرالزمانی چگونه است. موفق باشید
سلام بر حضرت استاد طاهرزاده عزیز: در این ده روز عجیب ترین و در عین حال ناشناخته ترین لحظات عمرم را سپری کردم، بعد از این که خبر شهادت حضرت آقا را شنیدم واقعا حس کردم همه چیز برایم تمام شد، از طرف دیگر تجربه حضور شبها در خیابان شاید عجیب ترین مرگ بر آمریکا های عمرم را سر دادم. فشاری که این چند روز بر قلب و روحم وارد شد را در هیچ مقطعی از زندگی ام تجربه نکردم، اما چند روز پیش که حضرت عالی را دیدم (به همراه بحثی که ارائه کردید) و این استحکام و امیدی که دیدم راستش را بخواهید من هم طلب چنین امید و آرامشی را دارم ولی از طرف دیگر این ضعف و حقارتی که در خودم می بینم را چه کنم، شاید بزرگ ترین آرزویم رسیدن به آن جمله حاج قاسم هست که گفت هرگز از چیزی نترسیدم و آیا غیر از این نوع ایمان و امید انسان معنی دیگری دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را شکر که متوجۀ عظیمترین رخدادی شدیم که تصور آن را هم نمیکردیم که چگونه عظیمترین فاجعه که شهادت حضرت امام خامنهای توسط سیاهترین و شقیترین جبهۀ تاریخی بودپیش آمد، زیرا تصور وقوع چنین فاجعهای را هم نمیکردیم ولی به جای آنکه خود را ببازیم مانند آنکه با مرگ خود به تولدی دیگر و حیاتی دیگر وارد شویم؛ با حضورِ دیگری در تاریخ خود حاضر شدیم که گویا دیگر این ما نیستیم که تصمیم میگیریم – مُرده را اختیار کی باشد؟- بلکه در دستانِ تقدیری قرار داریم که میخواهد ما را به امری غیر قابل پیشبینی ولی امیدوارگونه حاضر کند و ما حیرانیم آن، چه حضوری میباشد! گویا حکایت ما حکایتِ «پرّ کاهم در مصاف تند باد / خود نداند در کجا خواهد فتاد.» خدا کند این حضور را به خوبی درک کنیم و به راهی که در عین هزاران ابهام و حیرت مقابلمان گشوده شده است، امیدوار باشیم. خدا میداند «ایمان»، آری! «ایمان» در این تاریخ جز این نیست که خود را در دستان خداوند احساس کردن، تا او آنچه را که میپسندد برایمان پیش آورد. موفق باشید
با عرض قبولی طاعات و عبادات خدمت استاد عزیر: امسال ماه مبارک با جنگ آغاز شد جنگی که تمام دین و ملیت ما را مورد هدف قرار داده از طرفی شرایط سخت جنگ و از دست دادن عزیزان ناگوار و تلخ است اما از طرف دیگر خدا طبق سنت خویش سکینه و آرامش را در دل مومنان نازل کرده تا ایمان تازه تری پیدا کنند ایمانی که قبلا تجربه نکرده اند خود را در آغوش گرم خدواند می یاید و برای مدتی خودش را از پوچی دوران آزاد می کند حالا بین دو چیز متضاد گیر افتاده ایم از طرفی از جنگ و آثار ویرانگرش بیمناکیم و از طرف دیگر تازه با این ایمان جدید مانوس شدهایم نکند با اتمام جنگ این ایمان هم برود باید چه کار کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در پرسش و پاسخهای شمارۀ 41313 و 41317 عرض شد؛ موضوعِ پیش آمده ما را وارد میدانی میکند تا سنت خداوند را در مقابله با سیطرۀ رسانه درک کنیم امری که در جلسات «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 به آن پرداخته شد. موفق باشید
سلام استاد عزیز: از روزی که ولی امر جدیدمان معرفی شدند احساس عجیبی دارم، جوانی هستم که اولین بار است چنین امر عظیمی را تجربه میکنم و در واقع بیتجربهام، استاد از همان مبارک سحری که خبر را شنیدم در دلم ولولهای برپاست و در سرم رویاهایی که هرگز پیشتر نداشتهام در حال خروش؛ بعد از امام شهیدمان با تمام وجود از همان سحر در جانم طلبی دارم، فقط میخواهم و میگویم ای کاش بتوانم در هر آن و هر ثانیه از عمرم مانند حاج قاسم برای رهبر جدیدمان باشم. اکنون این تمام آرزوی قلب من است اما بی نهایت واهمه دارم که در گذر زمان گرد غفلت بر قلب نسیانگرم بنشیند، استاد من چه کنم که «سنقرئک فلاتنسا»ی سوره اعلی بر جانم مستقر شود و این طلب و خواهش در وجودم از بین نرود؟ چه دعایی چه توصیهای میتواند در این راه نور پایدارم باشد؟ به خصوص که الان نمیدانم چطور باید و در عمل چه گامهایی باید بردارم تا حاجقاسم رهبر جدیدمان باشم، اما با همه وجود میخواهم تا آخرین نفسم در این حضور و در این صراط بمانم تا شاید روزی خداوند به فضل و کرم خودش بر من هم رخ نموده و توانستم چنان باشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که اولاً: متوجه باشیم انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنهای عادی نبود و گویا خداوند به طرز معجزهآسایی بر خلاف توطئههای از پیش تعیینشده، آن انتخاب را پیش آورد و این را نباید فراموش کنیم که ایشان به ارادۀ خاص الهی در جایگاه رهبریِ انقلاب قرار گرفتند. ثانیاً: به این نکته فکر کنید که در بستری از تاریخ قرارگرفتهایم که خداوند نهاییترین حضور را که مقابله با ظالمانهترین جبهۀ شیطان است برایمان پیش آورده. و با نظر به این موضوع در هرجا باشیم و هرچه برایمان پیش آید؛ مهم است، بقیه را خداوند رقم میزند. موفق باشید
سلام استاد، امروز داشتم به موضوعی فکر میکردم. شرح میدهم شما فرض کنید در مکانی دکان دارید که احتمال حمله هوایی بخاطر بودن در کنار اماکن نظامی زیاد باشد، در چنین شرایطی، چند موضوع برای بررسی در ذهنم پیش میآید، ۱. از اینکه نمیترسم که نمیترسم ولی وظیفه من چیست آیا باید مدتی در موقعیت خطر با احتمال بالا خود را قرار ندهم، که خب نه در صف جهاد هستم و نه در صف اجتماعات که کار جهادی ای هم باشد، ۲. اینکه آیا بحث خواست خدا در مرگ من دو شاخه میشود؟ یعنی اگر احتیاط کنم و از آن مکان دور باشم خداوند حکم مرگ مرا از من دور میکند؟ و اگر بمانم به فرض بدانم احتمال حمله خیلی زیاد است و توجه نکنم حکم مرگ من قطعی میشود؟ آیا انتخاب من هم میتواند زمان مرگم را تغییر دهد؟ یا مثلاً من با خود بگویم احتیاط را ول کن هرچه خدا حکم میکند میشود و در هر موقعیت خطر بی دلیل یا با دلیلی بدون در نظر گرفتن احتیاطی قرار بگیر اگر حکم مرگ تو صادر نشده باشد که نمیمیری صادر هم شده باشد که جای دیگه میمیری و، مثلاً انگار که رزمنده ای پناه نگیرد بگوید خدا اگر خواست من بمیرم میمیرم گر نخواست بمیرم نمیمیرم ، اگر میشود کمی استدلالی این بحث را پاسخ دهید، میدونم این روزها وقت زیاد ندارید ولی راه تفکر را هم برای ما بگشایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، در این شرایط آن است که بحمدالله مقابله با نهاییترین کفر آخرالزمانی پیش آمده. و این قرارگرفتن در موقعیتی است که نه خود را در معرض مرگ قرار دهیم و نه از آن فرار کنیم مانند آنکه با سپر به قلب دشمن حمله کنیم و از این جهت است که مردم از ترس حملههای هوایی از حضور در اجتماعات فرار نمیکنند و این یعنی مقابلۀ حضور نرم با دشمن، امری که حتی بانوان ما در این امر، پیشتاز هستند و دشمن را به چیزی نمیگیرند، در عین آنکه رزمندگانمان در آنچه باید انجام دهند، کوتاهی نمیکنند. موفق باشید
سلام وقت بخیر: عرض تسلیت شهادت پدر بزرگوار امت اسلامی و فرماندهان و هموطنان عزیزم. سوال داشتم استغاثه قوم بنی اسراییل چه شرایطی داشت که خداوند هفتاد سال انتظار را بر آنها بخشید؟ چگونه باید استغاثه کرد؟ واقعا باید انقطاع از دنیا رخ بدهد؟ ولی هرچه در خودم و اطرفیان و مردم نگاه میکنم میبینم نشانه انقطاع نیست ما که دلواپس افطار و سحریم ما که در گیر روزمرگی هستیم حتی در همین شرایط بحرانی و جنگی آیا میشه به این حضور مردم و به این دعاهای فرجی که در میادین خوانده میشود امید داشته باشیم که خداوند فرجی میکند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید شکر کرد که چگونه مردم به چنین بصیرت و شعور الهی رسیدهاند که با حضور در میدانها دارند تاریخ دیگری را در راستای ادامۀ انقلاب اسلامی میگشایند. بیحساب نیست که رهبر شهید عزیزمان با بصیرت تاریخی خود فرمودند:
«البتّه در این فتنۀ اخیر و قبل از این در بقیّۀ حوادث، مسئولین ــ مسئولین انتظامی، بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیّت داشتند ــ کاملاً به مسئولیّت خودشان عمل کردند، امّا آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند؛ هم این دفعه اینجور بود، هم سال ۸۸ اینجور بود، هم موارد دیگر اینجوری بود. وقتی که مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعلهها را خاکستر میکنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را «مبعوث» خواهد کرد برای مقابلۀ با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد».( 12/11/1404)
و از این جهت باید به بعثتی که در جان مردم پیش آمده است بسیار فکر کرد. موفق باشید
سلام و عرض احترام خدمت استاد گرانقدر: دانشجوی دانشگاه شریف هستم و چندین سال است که با منظومه فکری استاد گرانقدر آشنا شده ام و پیگیر مباحث گوناگون معرفتی از انتشارات استاد هستم. با توجه به ارتباط گیری و انسی که با قلم استاد بزرگوار داریم و نظر به شرایط فعلی کشور بی صبرانه منتظر نوشتارهای حکیمانه ایشان پیرامون زندگی انسانی در جنگ و افق دیدگاه در این شرایط و هر گفتاری که شنیدنش برای نسل جوان در این جنگ لازم می باشد هستیم. مرتب صفحه انتشارات را بازدید میکنیم تا بلکه محتوای جدید از استاد تشنگی معرفتی مان را فرونشاند. ضمن تشکر از فعالیت های انتشارات لب المیزان، توقع حضوری پررنگ تر و تولید آثار سریع تر در این شرایط داریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در درک تاریخی که پیش آمده، بسیار مهم است حداقلِ سخن، نکاتی بود که طی دو جلسۀ اخیر تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 پیش آمد. پیشنهاد میشود نکاتی که در متن https://ble.ir/join/9njuFovDHp مطرح شده است مدّ نظر قرار دهید به امید آنکه متوجه شویم در چه تاریخی هستیم هرچند بنده معتقدم واژهها برای گزارش آنچه پیش آمده؛ ناتوانند. موفق باشید
«السلام علیک یا امیرالمؤمنین» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. با توجه به اینکه حضرتعالی فضای جنگ ۸ ساله را درک کردید، به نظر حضرتعالی آنچه بعد از شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی و در ماه مبارک رمضان امسال و جنگی که با آمریکا پیش آمده نورانی تر است یا فضای هشت سال دفاع مقدس؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در این جنگ خداوند بر ما منت گذاشت و مقابله با ائمۀ کفر را برایمان به عالیترین شکل آغاز نمود و در این میدان است که عالیترین حضور در جان ما پیش میآید که همان بعثتِ تاریخی ما میباشد و رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کردند. https://eitaa.com/matalebevijeh/21945 عرایضی در این رابطه در دو جلسۀ اخیر تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 شده است خوب است نظری به آن مباحث بیندازید. موفق باشید
سلام بر استاد عزیز: در خانواده ای مذهبی، پسر خانواده نماز را کنار گذاشته و گهگاهی هم روزه خواری میکند و متاسفانه تحت تاثیر رسانه های معاند از جمهوری اسلامی رو برگردانده است، اعضای این خانواده به خصوص پدر خانواده طاقت و تحمل دیدن این شرایط را برای این عضو خانواده ندارند و غم عمیقی در خانواده حاکم شده است، اول این که برای تسلی قلب های اهل این خانه چیزی بگویید استاد عزیز و دوم این که در چنین شرایط بقیه اعضا خانواده فارغ از نصایح دینی، آیا باید در زندگی با تو عادی برخورد کنند یا با رفتار خود او را متوجه این دلخوری و... بکنند؟ ممنون از زمانی که میگذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شرایط سختی جوانان ما را فرا گرفته است. به همین جهت باید در عین تذکر دلسوزانه، آنان را از خود نرانیم. موفق باشید https://lobolmizan.ir/quest/41304
سلام: چند وقتی است که تصمیم گرفته ام به معنای واقعی مسلمان شوم و با خدا انس بگیرم، از آنجایی که تازه کار و جوان هستم و همچنین در خانواده ای نه چندان معتقد و مذهبی بزرگ شده ام نمی دانم که از کجا باید شروع کنم، میخواهم هر چیزی را از جمله آیات قرآن و اسلام و احکام و... را با دلیل و برهان بپذیرم تا از وسوسه های شیطان و اطرافیانم و تمسخر دیگران در این مسیر سست نشوم، از شما میخواهم به طور جدی مرا راهنمایی کنید، چون به هر دری میزنم جوابی نامطلوب میگیرم و آنچنان که باید به جواب شبهات و سوالاتم نمیرسم. ممنون میشم از شما که راهی مناسب را به من نشان دهید، یا کتابی خوب معرفی کنید یا فردی مناسب معرفی کنید یا هرچیزدیگری... فقط دلم میخواهد که به معنای واقعی نزدیکی به خدا را احساس کنم و نماز هایم را با خضوع و حظور قلب بخوانم، لطفا کمکم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی سایت در رابطه با همین نوع سؤالات تنظیم شده است. در این رابطه پیشنهاد میشود ابتدا مباحث مربوط به «جوان و انتخاب بزرگ» https://eitaa.com/tafakorism_archive/77 دنبال شود و سپس به مباحث مربوط به «ده نکته در معرفت نفس» بپردازید. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh/215 موفق باشید
سلام به استادای که مرا به نور خامنه ای هدایت کرد. استاد از روز شهادت رهبرم گریه دائم امانم را نمیدهد و یک حسی که دوست نداشم زنده بمانم در دنیای بدون رهبرم و تنها انتخاب آقا مجتبی کمی آبی بر این آتش خاموش نشدنی در وجودم هست. استاد تمام اطرافیان من انسان هایی سطحی نگرند و به شدت به آقا همیشه اهانت میکردند من همیشه سکوت میکردم اما این روزها نمیتوانم به آنها میگویم حداقل هدایت نمیشوید اهانت نکنید. استاد الان مثلا غیر از اهانت میگویند آقا مجتبی مجتهد نیست استادش به ایشان اجازه اجتهاد نداده تازه رجل سیاسی هم نیست هیچ سابقه اجرایی ندارد. استاد عزیز چگونه مستدل جواب بدهم و همه جا از رهبرم دفاع کنم جانم فدای رهبر. استاد خدا را شکر که در این سالها در ظلمات خانواده ام مرا به نور هدایت کردین.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نکاتی که آقای مهاجرانی فرمودهاند، جواب خوبی برای این نوع افراد باشد. https://eitaa.com/jahaannews/163989
عجیب است از افرادی که جریان مجتهدشناسِ خبرگان را که به جز به وظیفۀ شرعی و علمی خود به امر دیگری نمیاندیشند؛ مدّ نظر قرار ندهیم! و به بیگانگان نسبت به فرهنگ و دیانت خود، بیشتر اعتماد داشته باشیم! کافی است به این افراد لااقل اگر بشود متذکرشان کنید که احتمال خطا در خود را بدهند. و البته همانطور که در جواب سؤال شمارۀ 41304 عرض شد لازم نیست که کار را به جدال بکشانید. موفق باشید
نمیدانم آیا لفظ «امام شهید» کلیشهای شده و در عموم اذهان بیرنگ گشته و یا تلألؤ پر نور خود را دارد اما؛ امام شهیدم! با تو سخن میگویم؛ نه با زبانم، که با دلم! اگر قرار بود زبانم سخن براند زودتر از اینها به چرخش در میآمد و نه بعد از ۱۰ روز گذشت از عروج ملکوتیات... امام شهیدم! میخواهم از عشقت که چند صباحی بر دلم جوانه زده بود با تو سخن برانم؛ که روزگاران اگر سیاه نباشد حداقل بی رنگ است، سرد است، فسرده است و رنگ زنده و حیات بَخشَت، اندوها که در میان خانه و شهر نپیچیده بود. تنها روزی توانستم روزنهای از نورت را در سیاهچاله دلم سوسو کنان ببینم که هجرت کردم برای فهم دین، برای طلبگی! گویی تو در پوستین نیستی؛ در کُّنهی، در عمقی، هرجا و هرطور بودن، تو را نمینمایاند. تو را باید به نظاره نشست، باید قرنها نگاه آموخت تا دیده شوی. سیدِ شهید! قدم حضورم در راه پیشوائی دین، تو را، شهد شیرین تو را، قند شکرینت را، عشق آتشینت را، اوج انسانیت را بر مزاقم چشاند که چه خوب چشیدنی بود. پس از ۲۰ سال گذر از دالان سراسر ظلمانی، جانم با جمالت روشن گشت و از شدت ذوق، گویی تازه متولد شده بودم. اینگونه، دیگر تاریخ تولدم شد ابتدای ورود به راه طلبگی و نه تاریخ شناسنامه! اینگونه من ۴ سال سن بیشتر ندارم. و امروز که بیش از هر روزی برای آموختنِ راه، به دستان پدرانهات نیاز دارم که هوایم را داشته باشی، حذر از اینکه بر زمین خورم، نیستی... نمیدانم، نمیدانم، نمیدانم امروز که فرزندت آمده مرهمی گشته بر اقیانوس دردِ نبودنت! اما: صد شکر و صد حیف. شاهی به میان آمد و شاهی ز میان رفت. صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت حضور تاریخی قائد شهید ما، حکایت حضور یک تاریخ بود که با حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در این دوران در مقابل جبهۀ استکبار به میان آمد و این بود که جوانانی همچون جنابعالی را با امکان حضور در صدها راه، به سوی طلبگی کشاند زیرا امثال شما جوانان که به انسانبودنِ انسان میاندیشید، در آن مرد الهی انسانبودن خود را تجربه کردید و از این جهت او یک «راه» بود و نه یک شخص. و در این رابطه یقیناً آن «راه» با رهبریِ جدیدی که پیش آمده است، ادامه مییابد و در همین رابطه باز باید متوجه بود که آیت الله سید مجتبی خامنهای یک شخص نیست. و این بود راز اینکه مجلس خبرگان با بصیرت تاریخیِ خود به خوبی و به راحتی متوجه شدند چه کسی را پس از شهادت آن قائد عظیم انتخاب کنند. امری که متأسفانه با شهادت مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» حتی از طریق نخبگان آن تاریخ پیش نیامد و در نتیجه آنطور که باید حضرت امام مجتبی «علیهالسلام» را برای ادامۀ آن تاریخ یاری نکردند. ولی مردم ما حتی بعد از انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنهای، دیروز در میدانهای شهر زیر بمبارانهای دشمن آمدند تا به انتخاب مجلس خبرگان لبیک بگویند. حتی ملاحظه فرمودید که چهرههای سیاسی که چندان از آنها انتظار نبود؛ نیز از انتخاب خبرگان پشتیبانی کردند. و از این جهت باید متوجه بود ما در نسبت به گذشتۀ تاریخی خود جلو و جلوتر هستیم. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله بابت نعمت رهبری خداوند بخشی از حضور ملت ایران را دادند که به فرموده قائد شهیدمان در مورد رهبری بعد از خودشان فرمودند: خداوند رهبر بهتر از منی را قرار میدهند. آنچه به ذهن بنده رسید که بپرسم این است که رهبری حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای حفظه الله منافاتی با ظهور امام عصر در زمان رهبری ایشان بر ایران نخواهد داشت و نباید انتظار ظهور را دور شده یا دوگانگی بدانیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همین افرادِ عزیزالقدر که عملاً به نور نیابت آن حضرت به صحنه میآیند، آن حضور به حضورات خود ادامه میدهد تا ان شاءالله به تعیّن نهایی در شخصیت مولایمان منتهی شود. موفق باشید
سلام استاد: نمیدانم چه سری در این خون پاک ریخته شده ی سیدالشهدای انقلاب هست که به شدت نسبت به ایمان قبل از شهادت رهبری پشت کرده ام و انگار حس می کنم همه اش مفهومی بیش نبوده و در امروز بعد شهادت فقط دنبال پیدا کردن ایمان ناب امام خامنه ای هستم، اما نمیدانم چگونه ایمانی است این ایمان و با دستان خالی به شدت در جستجوی آنم، اصلا نمیتوانم مثل ماه رمضان های سابق کمیت عبادات را داشته باشم و فکر می کنم تمام آن عباداتم در حد فردیت تنگ خودم بوده و تنها می توانم بگویم به خدای خامنه ای رستگار شده ام.
باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، موضوع مهمی است و نکته، نکتۀ مهمی میباشد و نباید به سادگی از آن گذشت. واژهها توان وصف آنچه را که میفرمایید ندارند. در بحثی که اخیراً تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» شد، ان شاءالله اشاراتی به آنچه متذکر شدهاید برای رفقا پیش میآید. ان شاءالله صوت آن در اسرع وقت در اختیار رفقا قرار میگیرد. باید در این مورد همچنان اندیشید و باز اندیشه کرد. موفق باشید https://eitaa.com/soha_sima/5591
من این روزها بیش از دیروزهای خود که با امام حسین شهید «علیهالسلام» اشکها ریختم و به او فکر میکردم که چگونه آن امام بزرگوار در کربلا با آن عزمی آهنین در مقابل کوهی از فتنه که یزدیان ایجاد کرده بودند، با شخصیتی در اوج بصیرت و حکمت و دلسوزی، ایستاد و در نزد خود گمان میکردم آن امام عزیز را فهمیدهام، ولی امروز با نظر به امام شهید این دوران، تازه با او با همۀ حکمت و شجاعت و دلسوزی و بصیرت که داشت، فهمیدم امام معصومِ ما یعنی امام حسین «علیهالسلام» چه اندازه بیش از هزاران هزار برابر امام شهیدِ این دوران بوده است. این یعنی من امروز آن امامِ شهید کربلا را با امام شهید این دوران تجربه کردم که چه اندازه آن امام معصوم بزرگ و بزرگتر بود و امام شهید این دوران چقدر بزرگ بود و این بزرگی در دل نظر به سنتهای لایتغیّر الهی در مقابل رسانههای دیروزِ یزیدیان و فضای مجازی امروزِ یهودیگری، میتواند مدّ نظر قرار گیرد، تا با همان ایمان و آرامشی که امام حسین «علیهالسلام» در قتلگاه و شما ای امام شهید در این زمان به نمایش آوردید، ما ایمان و آرامش را تجربه کنیم و جایگاه فریب و دغلکاریِ فرهنگ رسانه را «فهم» نماییم.
با سلام خدمت استاد گرامی: میخواستم موضوعی را مطرح کنم که فکرم را مشغول کرده و نظرتان را بدانم. عادي شدن یاد امام زمان: انسان ها در سختی و مصیبت یاد خدا میکنند و ممکن است حتی ساعت ها با گریه و التماس و دعا از خداوند بخواهند امام زمان ظهور کنند، اما همین آدم به محض اینکه آسایشی بیاید یا اینکه به روال سختی اش عادت کند همه چیز را فراموش میکند و به زندگی خود در کمال آسایش ادامه میدهد. امروز که مدتی از بمباران ها میگذرد، حال خود را با حال روزهای ابتدایی مقایسه کردم که رهبر عزیزمان را شهید کردند، روز اول دستم به هیچ کاری نمیرفت و تمام فکرم مشغول این قضیه بود، غذا از گلویم پایین نمیرفت، اما حال میبینم دوباره این غذاها برایم رنگ و لعاب دارد، با خودم گفتم مسئله ظهور امام زمان همین است. بزرگان تذکر میدهند که باید منقطع شد، باید واقعا از ته قلب امام زمان را بخواهیم، نه اینکه احساساتی بورزیم و این احساسات با هر نسیمی به راحتی بیاید و برود، اما انقطاع به چند صباحی گریه و ناراحت بودن نیست، این آدم باید به جایی برسد که همچون یاران نزدیک ائمه (مانند سید عبد الکریم محمودی تهرانی) اصلا بدون امامش نتواند تصور کند چطور میخواهد زندگی کند و بدون امام دِق کند و بمیرد. وضعیت این آدم ها طوری است که اگر از همان ابتدا کشوری به نام اسرائیل یا آمریکا نبود، دور هم حتی تا ده ها هزار سال میتوانستند زندگی ای شان را با همین خوردن و خوابیدن و شغل و دانشگاه بگذرانند و هر دفعه ای یک دعای ندبه ای هم بخوانند، آنگاه امام زمان می آمدند و مردم میپرسیدند اصلا برای چه آمدید! احساس میکنم هنوز قلب ها به آن بلوغ نرسیده است که امام زمان را برای محبت به ایشان بخواهند، بلکه امام را جهت رفع حوائج و بلا ها میخواهند. مهم ترین مسئله اینکه این انسان ها اگر واقعا امام را میخواستند و از دنیا سیر بودند، ابتدا از گناهان خود توبه میکردن و نفوس خود را به رنج و سختی میانداختند، شهید شدن به این نیست که (بدون در نظر گرفتن تعریف فقهی شهادت) یک بمب بر سرمان بخورد و بمیریم، در حالی که کارنامه مان پر از سیاهی است، اعمال و افکار و نیاتمان پر از آلودگی و عدم طهارت است، شهید شدن یعنی عالم شدن و برای اسلام مفید بودن، برای خدا هیچ شدن، چه بسا علماء بدون اینکه دشمن آنان را بکشد، میمیرند اما شهیدند. شاید یکی از حکمت های اینکه این مسائل در هنگام رمضان پیش آمد و رهبر عزیزمان هم در این ماه شهید شدند و اینکه صیحه آسمانی قبل از ظهور در ماه رمضان و محرم است، این باشد که در این ماه ها به دلیل اینکه شیاطین اسیر هستند، انسان راحت تر میتواند به عالم معنا وصل شود. پس میفهمیم تمام ماجرا در این خلاصه میشود که انسان باید از هر چیزی دل بکند فقط خداوند را ببیند. البته با این همه زرق و برقی که در آخرت الزمان اطراف آدم ها را گرفته و این همه بستر عدم طهارت مانند بانک های ربوی، میتوان درک کرد که چرا پیامبر عزیز اسلام فرموده اند: زمانی بر مردم خواهد آمد که صبر نمودن در برابر مسائل دین ـ و عمل به دستورات آن ـ همانند در دست گرفتن آتش گداخته است. نتیجه اینکه باید انسان ها به درکی برسند که محبت گونه امام را بخواهند، به دور از احساسات زود گذر و نفسانی و با دل کندن از هر چیزی دنیایی.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که صبر و پایداری تنها در بستر حضور در سنت معنا می دهد وگرنه انسان گرفتار شتابزدگی و تهاجمهای پیشدستانه میشود. در بستر صبر و با نظر به سنتهای لایتغیّر الهی، آینده بیش از حضوری که آغاز شده است ادامه مییابد و این است معنای «انتظار» در فرهنگ مهدیت که نه حضور در آن به صورت یک آرزو میباشد و نه در آن انتظار نوعی اُبژگی و باوری مفهومی در میان است و نه آنچنان است که آن حضور تماماً در نزد ما و در اختیار ما باشد، ولی با «صبر» و «پایداری» ما آن حضور به ظهور میآید، به همان معنایی که رهبر شهیدمان فرمودند: «اگر مقاومت کردید قلهای فتح میشود که از بعد از زمان رسول خدا تا الآن انجام نگرفته...». و اینجا است که باید در موضوع فرهنگ انتظار، بیش از پیش بیندیشیم و به آیندهای که در اکنونِ خود به آن فکر کردهایم، امیدوار باشیم. اخیراً عرایضی تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» شده است. ان شاءالله صوت آن در اسرع وقت در اختیار رفقا قرار میگیرد. موفق باشید https://eitaa.com/soha_sima/5591
با سلام خدمت استاد گرامی و عرض تسلیت شهادت رهبری و مردم ایران. خانواده بنده مخالف نظام و رهبری هستند و در برخی موارد توهین هایی انجام میدهند که باعث واکنش من میشود و نهایتا باعث بداخلاقی و برخورد با یکدیگر میشود سوال اینجاست که آیا واکنش من درست است و رضای خدا در آن است؟ کلا در موارد اینچنینی چگونه باید برخورد شود خصوصا در این زمان که ما داغدار رهبری و وطنمان هستیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در این موارد با سکوت خود، عدم رضایت خود را اعلام کنید بهتر است تا به طور مستقیم درگیر شوید. موفق باشید
سلام و وقت بخیر: یک سوالی داشتم خدمت استاد. با توجه به اینکه مردم در صحنه ایستادگی می کنند و از مرگ هراسی ندارند اما خواص و جریان لیبرال با تاخیر در اعلام رسمی رهبری جدید و پایبندی به شورای موقت و سخنان اخیر رئیس جمهور در حال تضعیف جریان انقلابی هستند وظیفه مردم چیست؟ آیا فقط با تجمعات شبانه و صبوری مثل دفعات قبل باید شاهد تاخیر در حرکت حق باشند؟ آیا دیگر زمان اقدام نواب صفوی ها فرا نرسیده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله مسئله حل شد و حال، مائیم و امیدوار به آیندهای که دشمنانمان را خدا ناکام میکند. بیچارهها گمان کردند آنان در مقابله با جبهۀ حق کاری از پیش میبرند.
با بعثتی که آن مرد الهی از آن خبر داد به عنوان آغازی که با شهادت ایشان در مقابل جهانِ ساختگی رسانه آغاز شد تا ما ادامۀ آرامشبخشِ خود را در آغوش سنتهای لایتغیّر الهی احساس کنیم. مانند حضور در سنتی که خداوند در وصف آن میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ» (حج/۳۸) اینجا است که انسان در آغوش چنین سنتی هرگز نگران حیلههای دشمنان دین و دینداران نیست، هرچند رسانهها، جهان دیگری را مدّ نظر آورند. موفق باشید
سلام استاد گرامی: رهبر شهیدمان امام خامنهای در شعرشون دقیقا به اسفند ماه امسال اشاره کردهاند، شعری که رهبر انقلاب اسلامی ایران سرودهاند: مستانه در این میکده بیتاب و قرارم. نستوهتر از سجده گذاران، سر دارم. عشاق پریشان دل سرمست بدانند. لبیک من از عمق سماوات بخوانند. یاران و رفیقان، همه در جنت اعلا. خوش منظرهای دیدهام اندر بر مولا. افسوس که من دیر به مقصود رسیدم. مفهوم شهادت ز لب یار شنیدم. نوروز من امسال کنار شه خوبان. همراه رفیقان و شهیدان و غریبان. امسال دگر نوبت سرداری ما شد. یعقوب صفت، روح و تن ازغصه رها شد. زندان تنم را به دل خاک سپردم. از توشهی ره جز می و معبود نبردم. در حسرت راه شهدا چشم به راهم. هنگامهی تقدیر، سپهدار سپاهم. شمس و قمر از خون دلم آگه و انگار. یوسف شده در بزم وفا طالب دیدار. طاغوت اگر جسم مرا کرده نشانه. اسفند شود جان پی عشاق روانه. نابودی کفار رقم خورده در این جنگ. مفهوم کلامم شده با عشق هماهنگ.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عجیب است که چگونه خداوند اینچنین روح و روحانیتی را در آن مرد الهی قرار داد تا ما در نسبت به حضورِ آخرالزمانی انسان که حضوری است به وسعت همۀ انسانها؛ بیندیشیم، در جوانانی که گویا با روحانیتی خاص در ظهور و بالیدن هستند و به امامِ شهیدشان میاندیشند و باز میبالند. ارادت به آن مرد الهی چه غوغایی در جوانان ما ایجاد کرده است. موفق باشید
سلام: به نظرم باید نخبگان و اساتید شروع کنند به بیانیه دادن و لزوم مقاومت. هر کس هر جوری میتونه تلاش کنه این بیانیه ها در بیاد. متاسفانه جریان غرب زده و واداده دارن پیشنهاد سازش و تسلیم میدن. سرمقاله دنیای اقتصاد، موسی غنینژاد: ما درگیر جنگ نظامی نابرابر با بزرگترین قدرتهای نظامی دنیا شدیم. این جنگ برای ایران یک تهدید وجودی است و باید هر چه زودتر استراتژی خروج از جنگ تدوین و اجرایی شود. هدف قراردادن هرچند مشروع عوامل دشمن در کشورهای همسایه به موقعیت بینالمللی ایران لطمه میزند و برخلاف منافع ملی و استراتژی خروج عاقلانه از جنگ است. انتخاب رهبری جدید به غایت مهم است و نباید در این خصوص شتابزده عمل کرد. رهبر جدید برای موفقیت و مقبولیت باید شخصیتی حتیالامکان فراجناحی باشد و بتواند با ترمیم حداکثری زخم ملی دیماه بیشترین افراد با سلیقههای متفاوت را با خود همراه کند. https://donya-e-eqtesad.com/بخش-سرمقاله-28/4257099-انتخاب-های-پیش-رو-فایل-صوتی
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله انقلاب اسلامی با همان روش حکیمانۀ رهبر شهیدمان از این جریانهای غربزده گذشته است. کدام افتخار از این بالاتر که ما امروز مستقیماً در مقابل آمریکا و اسرائیل ایستادهایم و مردم ما شعار «نه سازش و نه پوزش» میدهند. عنایت داشته باشید ما در تاریخ دیگر و وقت دیگری وارد شدهایم که اینچنین مقابل جبهۀ استکبار قرار داریم بدون توجه به این جریانهایی که تاریخشان گذشته است. ما به حکم آیۀ «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ» (فصلت/۳۰) با استقامتی که جریان لیبرالیسم، هرگز آن را نمیشناسد تا آنجایی آمدهایم که به خوبی نزول فرشتگان الهی را در این روزها و این شبها در جبههها و در خیابانها احساس میکنیم. چرا از چنین حضوری و چنین تاریخی که برایمان پیش آمده است، غفلت کنیم؟ آیا این نزدیکیِ ما به قله نیست؟! موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام وقت بخیر خداقوت استاد قرائت 12 هزار سوره فیل بدون بسم الله برای نابودی دشمن صحت دارد یا صحت ندارد و خود دشمن آن را منتشر کرده تا اثر عکس بگذارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما را چه نیاز به این خطوراتِ افرادی که هرچند ممکن است قصد خیر داشته باشند!!! وقتی در متون مطمئن خود نظر به آیاتی مانند «آیت الکرسی» داریم؟ این حرفها با سیرۀ اهل البیت«علیهمالسلام» نمیخواند. همۀ سوره در همان بسم الله است. موفق باشید
با سلام و احترام: اینکه میبینم بعضی افراد که با حجاب اجباری مخالفن، بهانه میارن که این نظام مشکلی نداره فقط بحث حجاب اجباریشون ما رو دیوونه میکنه، نشون میده که الان این موضوع حجاب باعث دو قطبی شدن جامعه هست، و باز ممکنه حتی در صورت آتش دوطرفه بس دشمن رو به طمع بندازه همونطور که متاسفانه موجب تطمیع دشمن بودند در حمله متجاوزانه اخیر، دستور چه میفرمایند استاد محترم در نوع مواجهه با این قضیه و ایجاد اتحاد نسبی بین دوقشر بوجود آمده در این زمان؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً واژۀ حجاب اجباری، ساختۀ رسانههای دشمنان انسانها و انسانیت است. آنچه نظام مقدس اسلامی متذکر بانوان است، حفظ شخصیت آنان میباشد که بازیچۀ فضای فمینیستی و شهوانیِ جریان استکبار نشوند. مهم گفتگویی است که باید با دختران و با بانوان در این رابطه در میان بگذارید. در این رابطه عرایضی تحت عنوان: «تقابل آزادی و حجاب! چرا؟» شده که خوب است به آن مباحث رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/special-post/1050 موفق باشید
سلام وقت بخیر: این که آقا فرمودند نزدیک قله ایم منظورشان چه بود؟ قله کجاست و کدام شواهد نزدیکی به آن را نشان میدهد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله مسیر انقلاب اسلامی به جایی رسیده که جبهۀ استکبار از طریق آمریکا و رژیم صهیونی مجبور شده ماورای مذاکرات با تمام وجود برای حفظ خود به جنگ مستقیم با ما وارد شود و این یعنی پایان حضور تاریخی جبهۀ استکبار. عظمت کار را در این بنگرید که چگونه ملت ما به جای آنکه در این حملۀ سهمگین که با تمام توان به میدان آمده است، خود را ببازند، اینچنین در صحنه حاضر شدهاند و این است که در نگاه تاریخی، حقیقتاً متوجه میشویم تاریخی دیگر و وقت دیگری آغاز شده است که جبهۀ استکبار هیچ معنایی برای آیندۀ خود ندارد مگر قلدری. آیا این نزدیکیِ ما به قله نیست؟! موفق باشید
