باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» در یکی از خاطراتشان میفرمایند: امام تصور میکردند که برادران اهل سنت، احترام خاصی برای معاویه قائل نیستند و از این جهت صراحتاً او را نقد میکردند – نه لعن – ولی بعد که به ایشان عرض شد اهل سنت، معاویه را نیز محترم میشمارند از آن به بعد حضرت امام از انتقاد به معاویه نیز خودداری نمودند تا این اندازه احترام به برادران اهل سنت را برای خود فرض میدانستند. عرایض نسبتاً مفصلی در بحثی که نسبت به آیهی 4 سورهی احزاب در تبیین آن سوره شد؛ خدمت عزیزان شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید خود را در زیر سایهی شریعت الهی قرار دهید. همینکه قطع رابطه با ارحام کردهاید – چه ارحام سببی و چه ارحام نسبی – فعل حرام انجام دادهاید. اغماض و چشمپوشی از افراد را فراموش کردهاید. از رزّاقبودنِ حضرت حق غفلت دارید. این ضعفها کارها را به اینجا کشانده است و روز به روز، مشکلات بیشتر میشود. پیشنهاد بنده آن است که اولاً: مباحث دعای مکارم را که در قسمت صوتِ سایت هست، دنبال بفرمایید و ثانیاً: گتاب «جایگاه رزق در هستی» را که در قسمت نوشتاری سایت میباشد، دنبال کنید. إنشاءاللّه زندگی با معنای دیگری شروع خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کوتاهیهایی حتماً داشتهام که إنشاءاللّه خدا خودش به حکم «انّ الحسنات یذهبن السیئات» جبران میکند. نوع زندگیم طوری بوده است که باید هرچه زودتر شغلی دست و پا میکردم و به همین جهت شرایطی برای تمحضِ در فقه برایم پیش نیامد که اگر آن شرایط فراهم بود، کار بهتر جلو میرفت. تعجبم از شماست که چگونه انتظار دارید وقتی هر روز با تعداد زیادی از سؤال روبهرو هستم که بعضی را نیز باید به صورت شخصی جواب دهم و همین امر بیش از دو ساعت بنده را به خود مشغول میکند؛ انتظار دارید برای شما مفصّل سخن بگویم، بهخصوص که میبینم بعضی از کاربران به جای طرح سؤالهای جدّی، سؤالهای عادی خود را که به روشهای دیگر میتوانند بپرسند، باز از طریق این سایت سؤال میکنند. کاری که در مصاحبههای تلفنی روزهای یکشنه و 5 شنبه انجام دادم و مجبور شدیم بهکلّی آن وسیلهی ارتباط را قطع کنیم. زیرا رسالتی که ما برای خود تعریف کردهایم به عنوان سرباز ناچیزی از این انقلاب بزرگ، احیایِ تفکر دینی و قدسی است و نه چیز دیگر، به شکلی که بعضاً عادت کردهاند به جای آنکه سؤالات خود را با مطالعهی عمیق جستجو کنند، میخواهند با فرهنگِ سؤال و جواب مشکل خود را حلّ کنند و این غیر ممکن است. تنها در صورتی جوابها برای آنها مفید است که پس از مطالعات، سؤالی برایشان پیش آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنظیمی است بسیار عالی در موضوع رزق. حقیقتاً هر اندازه انسان به رعایت این نکات توفیق بیابد، به همان اندازه رزقی پاک و با برکت نصیب او خواهد شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با سیر مطالعاتی روی سایت یعنی پس از مطالعهی «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و شرح «رسالة الولایه» علامه و شرح تفسیر حمد امام و شرح «مصباح الهدایه» حضرت امام إنشاءاللّه در افق شخصیت خود مطلوب خود را لمس خواهید کرد. آن عرفان زندهای که مورد نیاز ما است در چنین جاهایی پیدا میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در مورد سخنان جناب آقای دکتر داوری برداشت دیگری دارم. پیشنهاد میکنم به جواب سؤال شمارهی 12948 رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از روایتی که از حضرت علی«علیهالسلام» آوردید برمیآید که حضرت برنامهای که لازم بوده میریختند و در متن آن برنامه متوجه میشدند ارادهای متعالی جهت دیگری را تقدیر مینموده و از این طریق متوجه حضور حضرت حق در عالم میشدند. و در مورد روایت دوم ،حضرت حق برای نجات مؤمنین از عجب گناهی را جلو آنها قرار میدهد تا گمان نکنند هرچه اراده کنند عملی است، ولی نه به آن معنا که مؤمنین نسبت به وظایف ایمانی خود کوتاهی کنند. در هرحال شما نیز بر اساس توانایی خود نسبت به وظایف شرعی خود وظیفهتان را انجام دهید و بقیه را به خدا واگذارید و بدون دلیل خود را گرفتار دغدغههای بیجا نکنید. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم استاد معظم. اخیرا جناب دکتر دینانی در مصاحبه با شبکه ی عمانی مطالبی گفتند از جمله: «ابن عربی بعضی حرف های ظاهرا کفر آمیز دارد که ظاهرش کفر و باطنش توحیدست، ابن عربی میگوید اولین موحد خداوند است، دومین موحد ابلیس ست چون به غیر خدا سجده نکرد و غیرت داشت و سومی حضرت محمد. ما میگوییم ابلیس لعین اطاعت نکرد استکبار کرد اما تاویل باطنی قرآن این نیست. این غیرتِ توحیدست. تکوین با ظاهر فرق دارد، قرآن و حدیث ظاهرست، باطن این حرف ها همین ابن عربیست. دیانت را تاویلی نکنیم دچار مشکل میشویم، شرع و ظاهر برای عوام ست. متکلمین نمیفهمند، فلاسفه و ملاصدرا میفهمند. صوفی ها خوب فهمیدند» سوالم اینست: قبلا بحث تحریف و اضافه شدن برخی مطالب به مطالب ابن عربی را مطرح کرده اید، همچنین موضوع استبصار او را طرح کرده بودید، این مطالبی که جناب دینانی گفته اند از کدام بخش است؟ تحریفات؟ یا مطالب قبل از استبصار؟ و یا مطلبی همچون تفسیر ذیل که مشابه آن در آثار ابن عربی بسیار زیادست: ابن عربي در ذيل آيه «خَتَمَ الله عَلي قُلُوبِهِمْ وَ عَلي سَمْعِهِمْ وَ عَلي أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيم» ميگويد: «خلاصه مفهوم اين آيه چنين است: يا محمد، اينان كه محبّت مرا در دل پنهان داشتند (كافران)، برايشان تفاوتي ندارد. چه آنان را به وعيد خود بيم دهي و چه بيم ندهي به سخن تو ايمان نميآورند؛ زيرا اينان جز مرا نميبينند و درك نميكنند. چگونه به تو ايمان آوردند در حالي كه بر دلهايشان مهر (محبّت خود) زدهام. تا جايي براي چشمهايشان پوششي از بهاء و عظمت خود افكندهام تا ديگري را هرگز نبينند. اگر توجّهشان را از سوي خود به تو معطوف دارم، به رنج و اندوه ميافتند. در حالي كه محو جمال والاي من گشتهاند و مبهوت، به اين منظر تابناك مينگرند. پس چگونه اينان را از خود بازدارم و متوجّه بيم دادنهاي تو كنم!» پذیرش این مطالب با مبنای باطنی ها (تضاد باطن و ظاهر به خلاف ارتباط بطن با ظاهر) چه مشابهت و چه تفاوتی دارد؟ ارتباط این مطالب با مطالب عین القضات همدانی و منصور حلاج چیست که میگفتند: «هر کس در این معنی راه نبرد، ابلیس داعی است در راه، و لیکن دعوت میکند ازو، و مصطفی دعوت میکند بدو. ابلیس را به دربانی حضرت عزّت فروداشتند و گفتند: تو عاشق مایی، غیرت بر درگاه ما و بیگانگان از حضرت ما بازدار.» «ای دریغا گناه ابلیس عشق او آمد با خدا و گناه مصطفی دانی که چه آمد؟ عشق خدا آمد با او» سیر این افکار و عقاید چه ارتباطی با تصوف دارد؟ از تصوفی که در زمان ائمه میزیستند تا به حال؟ منظور جناب دینانی از تاویلی کردن دین چیست؟ همان چیزی که در احادیث متوار تحت عنوان تفسیر به رای معرفی شده؟ متشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نکتهای که آیت الله محی الدین الهی قمشهای در این رابطه با عدم سجده شیطان به آدم فرمودهاند بسیار کارساز است. آنجا که میفرمایند:
جرمش آن بود که در آینه روی تو ندید ورنه بر بوالبشری ترک سجود این همه نیست
همه حرف جناب ابن عربی آن است که حضرت حق در جلوه اسمای حسنایش در میان است و به اسماء حسنایش هست. و این راز بزرگی است در مکتب ابن عربی که چگونه ما او را از طریق اسماء حسنایش آن هم در آینه و مظاهر اسماء حسنایش بنگریم، وگرنه اگر به او نظر کنیم بدون اسماءاش، موحد هم که باشیم، شیطانیم. و ابن عربی به صورتهای مختلف میخواهد این نکته را متذکر شود. و این درست مقابل این کلام الهی است که میفرماید: «له الاسماء الحسنی فدعوه بها». آری! رجوع به او به همان معنای «فدعوه بها» از طریق اسماء حسنا میباشد، آن هم از طریق مظاهرِ اسماء حسنا، که به گفته حضرت صادق آل محمد «صلواتاللهعلیهوآله»: «نحن والله الاسماء الحسنى التي لا يقبل الله من العباد عملا إلا بمعرفتنا» . و درک این موضوع از ظرائف توحید است و بحث آن بسی حساس و دقیق میباشد به همان معنای مرز کفر و ایمان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در تعریف تفاوت چندانی بین عرض ذاتی و عرض لازم پیش نمیآید إلا اینکه عرض ذاتی طوری است که اگر از شیئ گرفته شود، آن شیئ امکانِ بقاء ندارد مثل گرما برای آتش. و عرض لازم طوری است که همراه با شیئ است مثل درجهای از حرارت برای آب، هرچند لازمهی آببودن درجهای از حرارت نیست، ولی هرگز آب بدون درجهای از حرارت پیش نمیآید. برای خداوند بایداز صفاتی سخن گفت که عین ذات است، حالا اگر اسم آن را عرض ذاتی هم میگذارند؛ منظور صفات ذاتی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده افتخار میکنم که در خدمت رفقا باشم و منّت میکشم.
عنایت داشته باشید که در مورد «عین ثابته» از این موضوع غفلت نشود که اگر همانطور که میفرمایید فیوضاتی که برای عین ثابته است از فیض اقدس و مشیت الهی است؛ از طرف دیگر آن فیوضات مطابق آمادگیِ خود انسان است و طلبی که در ذات خود کرده و همواره در این طلب، به جهتِ ذاتِ مختاربودنش میتواند تجدید نظر کند و منشأ پذیرش فیض متفاوتی گردد. به همین جهت عرض شد «عین ثابته» آن انتخاب بنیادینِ انسان است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر همینطور است. زیرا خیال در آن حالت بر عقل غلبه دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچکدام؛ بالاخره درسهای خشک ادبیات و منطق فضای تذکر به حق را کم میکند. در این موارد باید خودتان برای خودتان برنامهریزی کنید نباید این موارد را از حوزه انتظار داشته باشید. موفق باشید
