بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9596
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم استاد گرامی: بنده نرم افزار آثار جنابعالی را خریده ام و قبلا ظاهرا از فرمایشات شما اینگونه برداشت کرده بودم که کپی کردن و استفاده دیگران اشکالی ندارد لذا در اختیار دوستان قرار دادم تا رایت یا کپی کنند. اما در پاسخ یکی از سئوالها مشاهده کردم که گویا مرکز کامپیوتری نور چنین اجازه ای نمی دهد. آیا این صحیح است؟ در این صورت تکلیف بنده در این مورد چیست؟ و با مواردی که دوستان استفاده کرده اند چه باید کرد؟ ببخشید از اینکه وقتتان گرفته می شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرکز کامپیوتری نور طوری آن را ساخته که نمی توانیم روی سایت لب المیزان نصب کنیم، ولی چون گروه فرهنگی المیزان پول تهیه‌ی آن را به آن مرکز داده، این حق را دارد که بگوید هرکس خواست آن سی‌دی را تکثیر کند. مثل آن است که المیزان آن سی‌دی را هدیه داده باشد. موفق باشید
8586

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
« العلم علمان، علم الادیان و علم الابدان»د ر مورد این حدیث آیا می شود گفت که علم الابدان مربوط به همه ی علم های مادی است؟ و چرا اینجا ادیان گفته شده و جمع بسته شده؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید این امکان هست که علم‌الأبدان منظور هر علمی باشد که مربوط به بدن ما باشد و امورات این‌چنینی و علم‌الأدیان گفت زیرا ما در قرآن سیره و سخن همه‌ی انبیاء را متذکر می‌شویم. موفق باشید
8040
متن پرسش
باسلام باتوجه به اینکه شدت جایگاه برزخی و قیامتی وجود مبارک رسول الله ص با بقیه فرق میکند ، همنشینی با ایشان در اثر انجام برخی اعمال که در بعضی روایات آمده چگونه معنا میشود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مثل رابطه‌ی نور بی‌رنگ پائینی است با نور بی‌رنگ بالایی. موفق باشید
7821

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تحیت. استاد گرامی نظرحضرتعالی در خصوص بانو فاطیما که در سال 1917 در منطقه فاطیمای پرتغال مشاهده شده چیست؟ آیا همان حضرت زهرا سلام الله علیه و علی آبائه و بعله و اولاده آلاف تحیت و السلام بوده اند؟این ماجرا را چگونه می بینید؟سپاس
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: امکان این را می‌دهم که حضرت نظر رحمتی به آن دو بانوی راهبه کرده باشند. موفق باشید
7663

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام عرض خدا قوت خدمت استاد عزیز و گرانقدر ، بنده مدتی بود به دنبال بهترین شیوه فرهنگ سازی و مهندسی فرهنگی بودم و میخواستم بدانم که تکلیف ما در مقابل کج فهمی ها و مشکلاتی که در جامعه اطراف خود مشهود است چیست. بهترین چیزی که بدان بر خوردم این بود که در طریقه و شیوه عملی (و فرهنگ سازی) رسول اکرم صلّی الله علیه و آله در دوران و محدوده سنی بنده نگرشی بیندازم و ببینم حضرت رسول صلّی الله علیه و آله در حدود سنی 17 الی بیست سالگی به چه سان عمل میکردند. سوال اول بنده این است که اولا نظر استاد در رابطه با مدیریت فرهنگی چیست؟ ثانیا با وجود جهل حقیر در رابطه با تاریخ پیش از بعثت ایشان توضیحی درباره سیره ایشان برای بنده بدهید. در پناه حضرت حق یاعلی
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده هم برای جامعه‌مان دغدغه‌ی شما را دارم. طرح کلی آن را در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عرض شده ولی در هرحال کار خوبی است که در سیره‌ی رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» نظر کنید. از لابه‌لای کتاب‌های سیره ،مثل الکامل ابن اثیر که ترجمه شده و یا سیره‌ی ابن هشام می‌توانید نکاتی را به‌دست آورید. بنده در کتاب «صلوات» نکاتی از سیره‌ی آن حضرت عرض کرده‌ام. موفق باشید
7226

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام دربحث محرم نامحرم دچار وسواس شده ام احساس میکنم شیطان قوه واهمه ی مرا دراختیارش گرفته و دچار افراط شده ام به خاطر این مباحث محرم نامحرم ارتباطم خیلی محدود شده بانامحرم طوری که اطرافیانم با اینکه متدین هستنددراین زمینه مرا نرمال نمیدانند ..یعنی به نامحرم تامی توانم نگاه نمیکنم سرکلاس های مفید که استادانش مرد جوان ویا حتی غیرجوان هستند نمی روم.. باعث شده خودم ازخودم بدم بیایداحساس میکنم شیطان مرادربحث محرم نامحرم، به بازی گرفته نشان به ان نشان که من وسواس هم دارم متاسفانه به خاطرهمین حدس میزنم پای شیطان درمیان است ..ادب خیال وقلب راخوانده ام اما درست نشده ام چگونه باید واهمه ام را از دست شیطان نجات دهم؟؟؟؟.التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: زیر نظر مرجع تقلیدتان طبق دستور فقیه باید عمل کنید و از نظر عملی آدم‌های متدین را نمونه‌ی کار برای خود بگیرید. موفق باشید
6529
متن پرسش
آیا کمالاتی که به انسان نازل میشود به تدریج از عین ثابت او نازل میشود و به او میرسد یا همه کمالات او (تا آخر عمر) به مراتب عقلی و مثالی نازل میشود و به تدریج از مثال به انسان میرسد؟ تفاوت این دو، در شهودات مثالی است، که به فرض دوم انسان میتواند از عین ثابته خودش به نحو مثالی و نازله آگاهی یابد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه باشیم حقیقت کلّیِ هر موجود، مقام عین ثابته‌ی اوست به هر نحوی که ما در سیر ترتیبی با انوار وجود روبه‌رو شویم مطابق عین ثابته‌ی خود بر ما تجلی کرده و در صورتی که آن تجلیات حجاب سالک نگردد و او را به مرتبه‌ای بالاتر منتقل کند توانسته است به عین ثابته‌ی خود از وجهی نظر کند. موفق باشید
6144
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار خانم جوانی هستم که همیشه در ذهنم آرزوی تشکیل یک زندگی مهدوی را داشتم.با عنایت خداوند مدت کوتاهی با آقای که مذهبی و مشتاق تشکیل این نوع زندگی هستند نامزدی کرده ام،اما متاسفانه در این مدت متوجه شده ام که در مورد زندگی مشترک و زناشویی و نوع برخورد هیچ اطلاعاتی ندارم (با وجود اینکه دانشجو هم بودم اما همیشه خودم را از این بحث ها دور میکردم و میگفتم به موقع می دانم)تقاضا داشتم من را راهنمایی بفرماید و اگر کتابی من را در این زمینه کمک میکند معرفی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» به‌خصوص قسمت «ازدواج؛ تولدی دیگر» کمک کند. موفق باشید
5638

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد محترم: با توجه به حدیث های متواتر از اهل بیت اینکه گفته می شود: 1)همانا در نزد هیچ دسته و گروه از مردم حقیقت و راه درستی وجود ندارد مگر آن چیزی که از نزد ما اهل بیت صادر شده باشد.(میزان الحکمه-ج6-ص534-باب2922) 2)همانا فقط با راه و برنامه ما اهل بیت است که می توان خداوند را عبادت نمود و به او عرفان پیدا کرد و موحد گردید.(اثبات الهداه-ج1-ص59) 3)هرکس بخواهد عرفان و حقیقت دین خویش را از منبع دیگری به غیر از ما اهل بیت(ع) اخذ نماید گویا ما را انکار نموده باشد.(پیام امام زمان-ص73) و... احادیث دیگر و آن عارفانی مثل میرزای اصفهانی که راه گم کرده ای خود را از امام زمان طلب کردند و امام زمان عنایت کردند و راه مستقیم را به او نشان دادند و گفتند راه مستقیم را فقط از ما اهل بیت بخواهید حال سوال من اینجاست چرا در جستجوی علم دین از قران و روایت کمی فاصله بگیریم و از مکتب صدرایی و عارفانی راه گم کرده همچون ابن عربی و امثال اینها مطالعه کنیم و با توجه به اینکه اینهاعلوم بشری هستند و خطاپذیر ولی علوم غیر بشری مثل قرآن و روایات ائمه خطاناپذیر فاصله بگیریم در نهایت اینکه چرا ما باید عمدتاً تحت تاثیر حکمت متعالیه ملاصدرا و عرفان محی الدین قرار بگیریم در صورتی که اینها مطابق عرفان حقیقی و انچه معصومین گفته اندعرفان در تاریکی و عارفان راه گم کرده اند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با مطالعه‌ی حکمت متعالیه و سخنان محی‌الدین به این نتیجه رسیدم که این بزرگان با دقت بسیار زیاد در روایات و آیات توانسته‌اند جمع‌بندی خوبی نسبت به توحید و معاد و امامت در اختیار ما بگذارند و به ما کمک کنند تا قدرت تدبّر در قرآن و روایت پیدا کنیم. انسان با تعمق در فصوص محی‌الدین که تماماً تعمق در آیات قرآن است . بهتر می‌تواند قرآن را بفهمند نمونه‌اش تفسیر المیزان است که قابل مقایسه با هیچ تفسیری نیست و به تعبیر شهید مطهری از صدر اسلام تا حال تفسیری این‌چنین عمیق از قرآن نبوده، در حالی‌که به خوبی معلوم است علامه طباطبایی«رحمت‌اللّه‌علیه» تحت تأثیر دقت‌هایی است که محی‌الدین در قرآن داشته است. شما تصمیم بگیرید این دعوت قرآن را که می‌فرماید در من تدبّر کنید را عمل فرمایید ببینید به چه نتیجه‌ای می‌رسید. موفق باشید
5046
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد و تبریک ماه مبارک رمضان،در باب معرفت نفس و نکته هشتم 3 سوال داشتم: 1)اگر تجرد انسانی آنقدر شدید شود که فوق مقام حضرت عزرائیل (ع) برسد آیا قبض روح انسان باز هم توسط ایشان صورت می گیرد یا توسط خود انسان؟ 2)نفس اماره،نفس نباتی،نفس گیاهی و نفس حیوانی چه نسبتی با نفس انسان دارند؟ 3)آیا می توان گفت که حضرت جبرائیل (ع) هنگام تنزیل وحی واسطه ای بین نفس پیامبر و مقام اول ما خلق اللهی پیامبر می باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی موضوع قبض روح در میان است در هرحال بُعدی در میان است که در آن بعد نفس ناطقه نظر به بدن دارد و آزادشدن از این بعد نیاز به کمک جبرائیل«علیه‌السلام» دارد هرچند ممکن است انسان در بُعدی دیگر از جبرائیل هم بالاتر باشد 2- نفس امّاره مربوط به مسائل اخلاقی است و ربطی به مراحل نفس ندارد، مراحل نفس همان نباتی و حیوانی و انسانی است که مربوط به شدت و ضعف نفس است و انسان همه‌ی آن مراحل را از دوره‌ی جنینی همچنان پشت سر می‌گذارد 3- بلی چون وَحی بر نفس ناطقه‌ی رسول خدا«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» نازل می‌شود. موفق باشید
3152

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار ،من و همسرم هر دو آمادگی بچه رو نداریم و من نگرانم. در شرایطی که : وضع مادیمون خوب نیست و با حدا قل ها زندگی می کنیم و از طرفی خودم هم هنوز بچه ام و طاقت بچه داری ندارم و هم چنین هنوز به ثبات نرسیدم و یکی دو سال نیاز دارم تا در خلوتی که برایم فراهم شده با سلوک از اوهام و از شیطان رها شوم و به آرامش برسم ، و نیز به حدی نرسیدم که فرزندی تربیت کنم و اگر بچه دار بشم ، دلم برای فرزندم می سوزد که مادر غیر سالکی چون من دارد و حتما فرزندم هم غیر سالک می شود ، و نهایتا در حاشیه، در شرایطی که تو فامیلمون بچه دار شدن من زشته چون ابتدای راه هستم، اگر تو این شرایط خداوند به ما بچه ای بدهد ، باید قضیه رو چطور نگاه کرد؟ آیا واقعا حکمت خداوند و مصلحت ما بچه دار شدن بوده ؟ یا نتیجه ی سهل انگاری خودمان بوده ؟ مسائل مادی و معنوی چی ؟ با استرس بچه دار شدن ، چطور می شه مواجه شد ؟ آیا واقعا خدا به مصلحت خودش به آدم ها بچه میده یا خود افراد مقصرن؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: (امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)‌ می‌فرمایند «عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَم‏» یعنی حضور خدا در همه‌ی صحنه‌ها را از آن طریق احساس کردم که گره‌ها را می‌گشاید پس دلواپس نباشید؛ کار خداست و خودش هم مسائل را حل می‌کند.
3051
متن پرسش
1.باسلام شمادر بحث شرح ده نکته فرمودید که علم خدا می گوید انسان قبل از تولدش من داشته و این بحث را باید از بحث ملاصدرا که فرمودالنفس جسمانیه الحدوث و روحانیه البقا جدا کرد حال سئوال این است که بهتر نیست قائل به النفس روحانیه الحدوث و روحانیه البقا باشیم تا با علم خدا یکی شود و دو مطلب جدای از هم نشود؟ 2.اگر حقیقت انسان من اوست نه تن او پس چرا نوزاد بعد از چهارماهگی روح پیدا می کند و اول تن او بوده؟ و در این مدتی که بدون روح است چکار می کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- موضوع جسمانیة‌الحدوث‌بودن نفس ناطقه یک موضوع فلسفی است، نمی‌توان گفت بهتر بود چنین نباشد و چیز دیگری باشد 2- تقدم جسم که اصالت به جسم نمی‌دهد. موفق باشید
2359
متن پرسش
سلام علیکم.آیا امام زمان اگر ظهوربفرمایند این فرهنگ مدرنیته را جمع می کنند؟آیا برج و موبایل و کامیپوتر و این تکنولوژی ای که به ضرر بشر است را بر می دارند یا نه؟ 2.برای طلبه های پایه های 1-6 سیر مطالعاتی توسط استادی که دارند خوب است؟چندساعت مطالعه غیردرسی داشته باشند
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- از آن‌جایی که حضرت با نور خود و مدیریت الهی جهان را مدیریت می‌کنند هر نوع تکنولوژی که موجب تخریب طبیعت شود را مدّ نظر قرار نمی‌دهد. 2- مطالعه‌ی غیر درسی در عین حال که لازم است بستگی به زمانی دارد که طلاب بتوانند درس‌های رسمی را خوب فهمیده باشند مثلاً در سال‌های اول، طلبه باید بیشترین وقت خود را در فهم ادبیات عرب بگذارد و عملاً در روز بیش از یک یا دو ساعت فرصت مطالعه‌ی غیر درسی را ندارد، ولی در سال‌های بعد این فرصت بیشتر می‌شود. موفق باشید
1820

حرکت و قدرتبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی،سلام خدمت استاد گرامی بنده دو سوال مربوط به بحث حرکت جوهری داشتم، اول اینکه در مباحث فیزیکی چرا جسمی که سرعت بیشتری می گیرد، قدرت بیشتری هم پیدا می کند،مگر نه آنکه خداوند قدرت مطلق است و تقرب به او سبب افزایش قدرت می شود نه ذات ماده؟ دوم اینکه نظرتان درمورد دویدن چیست،چون دویدن یعنی همان پیاده روی منتها با سرعت زیاد که خود یک نوع نزدیکی به ذات عالم ماده است و اگر ملاحظه بفرمائید در ورزشهای هم که از طرف معصوم سفارش شده ثبات دیده می شود تا تحرک زیاد و دویدن مثل تیراندازی، شنا و اسب سواری.با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام در مورد قسمت دوم سؤال‌تان عنایت داشته باشید که انسان در نفس ناطقه‌ی خود دارای قوه‌هایی است که باید در زندگی دنیایی آن‌ها را به فعلیت برساند و از آن‌جایی که جوهر و ذات ماده عین تبدیل قوه به فعل است با ارتباط انسان با عالم ماده مسیر تبدیل قوه به فعل در انسان به انتها می‌رسد و به فعلیت لازم می‌رسد و اما در قسمت اول؛ ما در عالم ماده با ذاتی روبه‌روییم که عین حرکت است ولی در هر شرایطی آن را نمی‌تواند ظاهر کند حال اگر شرایطی فراهم شود که بتواند آن را ظاهر کند ما با حرکتی سریع‌تر و شدیدتر روبه‌رو می‌شویم و این ربطی به قدرت به معنای واقعی ندارد، بلکه با ظهورِ بیشتر حرکت روبه‌روییم که به نحوی ظهور تبدیل قوه به فعل است این غیر از آن قدرتی است که برای خداوند قائل می‌باشیم که عین فعلیت است. موفق باشید
1667

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد گرانقدر. من مطلب مربوط به کد:1653 را مطالعه کردم. این بنده خدا که این مشکل را دارد ممکن است به یک مشکل ناهنجاری هورمونی یا مشکل دوجنسی بودن یا two sectual یا TS مبتلا باشند که این امر نیازمند تشخیص ودرمان است. چرا که این امری که ذکر کرده اند(جذب ناخودآگاه به همجنس) از علائم همین مشکل است. که پاینده باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام عینا مطلب فوق را جهت اطّلاع خدمت آن عزیز ارائه می‌دارم. موفق باشید.
18626
متن پرسش
سلام استاد عزیز: خسته نباشید. این سوال یکی از دوستان طلبه ام هست از محضر شما: استاد بنده طلبه پایه پنج هستم و ۲۴ ساله و حدود پنج ماه از زندگی متاهلی ام می گذرد کتاب های شما و شهید مطهری را کامل خوانده ام، همچنین کتاب های زیادی را به صورت پراکنده از حضرت علامه آیت الله طهرانی و آیت الله جوادی آملی و آیت الله مصباح و آقای صفایی حایری و همچنین علمای بزرگ دیگر مطالعه کرده ام. استاد نمی دانم چرا به وحدت نمی رسم. چرا حیران و گیجم، چیزی که دائم ذهن مرا فراگرفته این است که نکند مصداق آیه «ان الانسان لفی خسر» شوم. استاد خسته ام، حیران و سرگردانم. راهنمایی ام کنید. متشکرم استاد عزیز و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود این عطش و این حساسیت هر دو خوب است. به امید آن‌که بتوانید به آن، جهتی دهید به سوی عرفانِ حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» که در مقابل ما گشوده‌اند، از جمله تفسیر سوره‌ی حمد. البته به شرطی که از دروس رسمی حوزه کم نگذارید. موفق باشید   

17425
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیزم: این حقیر در جست و جو و خواندن پاسخ های شما به برخی کاربران، اینطور فهمیدم که: علم حصولی باید مقدمه باشد برای رسیدن به علم حضوری (شهودی) وگرنه، خود همین علم حصولی برایمان حجاب و مانع رسیدن به معرفت عمیق می شود؛ و در سیر حصول معرفت، نباید در گیر الفاظ و حفظ مشتی اطلاعت شد بلکه باید قلب را به صحنه آورد و آن را با حقیقت مفاهیم مرتبط ساخت. و خلاصه اینه معرفت حصولی باید دریچه ای باشد برای رسیدن به معرفت حضوری (شهودی). و هنر عرفای حقیقی این است که توانستند عقل را به قلب گره بزنند و در واقع، عقل را با قلب، یکی کنند و فقط گرفتار عقل نشوند. استاد، این حقیر طلبه ام. خیلی آشفته شدم و می ترسم که نکند من ده سال در حوزه درس بخوانم و فقط در گیر مشتی اصطلاحات شوم. و می ترسم مثل خیلی از کلامی های سر سخت شوم که گرفتار عقل کوچکشان شده اند و حاضر نیستند از آن، یک درجه بالاتر بروند و قلبشان مثل یک تکه سنگ شده که هیچ چیزی در آن نفوذ نمی کند. سوالم از محضرتان این است که راهکار این اتصال عقل به قلب و به عبارت دیگر راهکار عملی اتصال معرفت حصولی به معرفت حضوری چگونه است؟ چگونه عقل و قلب را به یکدیگر گره بزنیم به طوری که دیگر هیچ نزاعی بین این دو نباشد؟ چه کنیم گرفتار مشتی الفاظ و اصطلاحات نشویم و بتوانیم قلب خود را با حقایق مرتبت سازیم؟ چه کنیم که گرفتار عقل نشویم و بتوانیم آن را به قلب متصل سازیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بَه بَه! به این نگاه. بحمداللّه به نکته‌ی خوبی رسیده‌اید و از این مهم‌تر متوجه‌ی راه‌های انحرافی در مسیر لقاء الهی شده‌اید. لذا اولاً: با چنین افرادی که به قول شما قلب‌شان مثل یک تکه سنگ شده است؛ باید مدارا کنید. ثانیاً: مسیر طلبگی خود به خود مسیر پر برکتی است و با رسیدن به درس خارج، آرام‌آرام فرصت رجوعِ دقیق و عمیق به اسفار و فصوص برایتان فراهم می‌شود و به عقلِ حکمت متعالیه که منوّر به قلب است، می‌رسید. یعنی همان «قلوبٌ یعقلونَ بها». موفق باشید 

15060
متن پرسش
سلام و احترام: اول: استاد بزرگوار ابتدا باید از محضر شما تشکر کنم. چه بسیار سوالات و ابهامات عقیدتی که با بیانات و کتاب های شما به پاسخ رسیدم. استاد عزیز بنده بسیار مغلوب خواب هستم و نمی توانم خواب و بیداری را مدیریت کنم. از این جهت ناراحت هستم و احساس خسران دارم. دوم: بسیار به ظاهر خودم و منزل اهمیت می دهم. هر چند با نیت خاصی وارد عرصه هنر شدم و از این ابزار برای خدمت به اسلام بهره بردم. اما شاید این رشته تحصیلی هم بی تاثیر نیست. این اهمیت دادن به زیبایی و جزییات باعث نوعی عذاب وجدان شده. اگر در مورد این دو مسله راهنمایی بفرمایید سپاسگزارم. شهادت در رکاب حضرت بقیه الله عج رزق و روزیتان. دعامون بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تا 8 ساعت خوابیدن در 24 ساعت را به خود سخت نگیرید 2- چیز بدی نیست که به زیبایی اهمیت می‌دهید نگذارید فضا صحنه‌ی غفلت از خدا و اشرافی‌گری شود. موفق باشید

14973

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد با مطالعه آثاری از پوپر سروش و مجتهد شبستری به این نتیجه رسیدم دو شخص آخری که نام بردم از پوپر تقلید می کنند. بحث قرائت نبوی هم ریشه در نظریات پوپر دارد. می توان گفت پوپر اندیشه های سستی دارد که در فکر سروش و پیروانش غرغره می شود. آیا به نتیجه صحیحی رسیده ام یا خیر؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر دکتر فردید و دکتر داوری در مورد دکتر سروش نیز همین است. موفق باشید

14026
متن پرسش
بسم الله النّور و السّلام و ضمن تبریک و آرزوی قبولی زیارت حضرت ابا عبدالله (ع) در اربعین: استاد چه سوغاتی برای ما آوردید تا مرهمی باشد برای نگرانی و اضطراب فزاینده این روزها؟! کار دارد خیلی سخت می شود! انگار آیه امانت دارد به طور کامل تأویل می شود و ما هم که انسان کامل نیستیم و زیر بار امانت داریم خورد می شویم. نمی دانم بین عافیت و آرامش خیالیِ بی- خیالی طی کردن بلاهای زمانه از یک طرف و تن دادن به اضطراب و پریشانی شدید ناشی از اهتمام به سرنوشت امت در دوره بلاافزون آخرالزمانی، کدام راه سوم را باید انتخاب کرد؟ سوریه، یمن، عراق، ایران، توطئه های دشمن، نفوذ تا قلب دولت جمهوری اسلامی، فتنه بانکها، بی عملی مسئولین، غفلت مردم... الأمان الأمان من جور الزمان... شما که بارتان را بسته اید، اطمینان و آرامش تان قابل فهم است اما ما نوپایان و بین راهی ها چه کنیم در این دوران؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه پس از سال‌ها چهره‌ی باطل که در زیر پوشش‌های مختلف پنهان شده بود در حال ظهور است، و حق به زیبایی در دهه‌های اخیر در حال به‌میان‌آمدن می‌باشد و ملت‌ها پاداش پایداری خود را در مقابل باطل به مرور دریافت خواهند کرد. روح مدرنیته و استکبار در رسواترین شکل پرده را کنار زده و به طور مستقیم به صحنه آمده و همیشه سقوط تمدن‌ها با انحطاط آن‌ها شروع می‌شود که با یک نوع افراطی‌گری همراه بوده است. ملاحظه کنید چگونه در این سال‌ها خداوند اراده کرده است تا شیعه در حرکت میلیونی خود در «اربعین» تاریخ جدیدی را بگشاید و بی‌حساب نیست که شما در زیارت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» خطاب به آن حضرت اظهار می‌دارید: «بکم فتح اللّه و بکم یختم». یعنی اگر فتحی در تاریخ واقع شود به نور حسین«علیه‌السلام» و ذیل وجود مقدس آن حضرت واقع می‌شود و اگر بنا است پرونده‌ای بسته شود و تاریخی به انتها برسد به نور آن حضرت انجام می‌گیرد. و امروز ما به نور حسین«علیه‌السلام» شاهد بسته‌‌شدن تاریخی هستیم که 400 سال زندگی زمینی بشر را از عالم قدس و معنویت منقطع کرد. موفق باشید

13305
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. 1. آیا اینکه فرمودند برای انتخاب مرجع باید دو تا عالم نظر دهند آیا منظور از عالم این است که باید حتما معمم باشد؟ 2. آیا آن دو عالم را خودمان باید تشخیص دهیم که کی عالم است یا کی عالم نیست؟ چون اگر خودمان بتوانیم آن عالم ها را تشخیص دهیم خب همان اول خودمان می رویم و مرجع خود را انتخاب می کنیم چون وقتی قدرت تشخیص عالم از غیر عالم را داریم پس حتما قدرت تشخیص مرجع اعلم را هم داریم ولی در رساله ها نوشته که اگر خود عالم نیستی از دو تا عالم بپرس وقتی خودمان عالم نیستیم چه جوری عالم را تشخیص دهیم؟ 3. معیار های اعلم بودن چیست؟ 4. من از سه نفر که از نظر علمی بهشان اطمینان داشتم نظرشان را پرسیدم (که یکی از آنها خود شما بودید) شما نظرتان این بود که حضرت آقا اعلم هستند و دلیلتان هم در سایت دیدم و یکی از آن دو فرمود که من این سه نفر را پیشنهاد می دهم: حضرت آقا - آقای ...- آقای ...و نفر بعدی فرمود این دو نفر اعلم هستند: آقای... - آقای ... و فرمود که آقای ... از نظر مسائل اجتماعی از آقای ...اعلم تر است. آن عالمی که حضرت آقا و آقای جوادی و آقای سیستانی را معرفی کرده بود. برای رد آقای ...و آقای ...چنین دلیل آورد که چون ایشان با عرفان و فلسفه میانه ی خوبی ندارند شخصیت جامعی نیستند و آقای ... مواضع شان زیاد با انقلاب هم خوانی ندارد و خودم هم شنیده بودم که آقای ... با ولایت مطلقه مشکل دارند. آیا این ها در معیار اعلمیت دخیل اند؟ حالا با توجه به این که در بین نظرات شما بزرگواران رای اکثریت با حضرت آقا و آقای ... بود حالا با توجه به اینکه حضرت آقا رهبر هستند من می خواستم ایشان را انتخاب کنم. آیا این نحوه ای که مرجع ام را انتخاب کردم (با توجه به سوال قسمت دوم) درسته یا باید به نحو بهتری تحقیق کنم؟ اگر به نحو بهتری باید تحقیق کنم لطفا توضیح دهید و آیا اگر به تحقیق ادامه دهم ممکن است که دچار وسواس شوم؟ لطفا راهنمایی کنید. البته از یک نفر که عالم نبود (فرد عادی مثل بقیه بود) شنیدم که اگر کل ایران را بری و تحقیق کنی می گویند آقای ... و ...اعلم اند پس اگر حرف ایشان درست باشد این به این معناست که اکثر علما به این دو رای می دهند پس یعنی تمام آنهایی که از مراجع دیگری غیر ایشان پیروی می کنند در تحقیقشان اشتباه کردند و باید مرجع خود را تغییر دهند؟ در این مورد هم راهنمایی می خواستم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- لازم نیست فردی که برای اعلمیت مرجع به او رجوع می‌کنید معمم باشد. ولی به هرصورت باید در درس آن فرد شرکت کرده باشد تا در مقایسه با بقیه بتواند نظر دهد 2- رویهم‌رفته به اجمال می‌توانیم بفهمیم این افراد در این موارد صاحب‌نظرند. مثل این‌که شما به پزشک متخصص رجوع می‌کنید ولی لازم نیست خودتان متخصص آن رشته باشید 3- در مورد مرجع تقلید، اعلم‌بودن در فقه و آگاهی لازم به مسائل اجتماعی 4- به نظر می‌رسد همین اندازه که تحقیق کرده‌اید برای جمع‌بندی کافی باشد. در ضمن عنایت داشته باشید که اعلم‌بودن یک مرجع برای یکی، نفی اعلم‌بودن دیگری را برای فرد دیگری نمی‌کند. موفق باشید

12976

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: استاد جان وام 2 میلیون تومانی با سود 4 درصد از طرف یکی از بانکها برای من فراهم شده است بنده طلبه هستم خواستم بدانم آیا این سود موجب شبهناک شدن این وام نمی شود؟ می دانم که از نظر فقهی گرفتن آن حرام نیست خواستم بدانم شبهناک نیز نیست؟ آیا شما خودتان از بانکها وام می گیرید؟ ممنون و تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که از نظر شرعی این وامی که می‌فرمایید جایزه است، در صورتی‌که نیاز داشته باشید وظیفه‌ی شما است که از آن استفاده نمایید. بنده بحمداللّه تا کنون نیاز به وام‌گرفتن از بانک‌ها را نداشتم. موفق باشید

10176

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: روایات طینت منافات با اختیار ندارد؟ خواهشا توضیح دهید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرایضی در سؤال شماره‌ی 10046 داشته‌ام. موفق باشید
6716

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد بزرگوار در زیارت عاشورا در قسمنهای آخر زیارت زائر از خداوند درخواست می کند اولین کسی که به حضرت محمد(ص) و خاندان او ظلم کردند را از رحمت خودش دور کند با توجه به اینکه در فرهنگ شیعه حق امامان معصوم غصب شده است این فکر به ذهن می رسد که منظور خلیفه اول است .همچنین در فراز بعدی لعنت بر نفراول ، دوم ، سوم ، چهارمی و بعد یزید مطرح می شودبا توجه به اینک در کتاب زیارت عاشورا اتحاد روحانی با امام حسین (ع ) به نقل از شیخ طوسی فرموده اید که منظور از نفر اول قابیل و ... میباشد این اشکال مطرح می شود که اولاچگونه چنین نتیجه ای را می توان گرفت ثانیا این حق غصب شده امامان معصوم را چگونه با وحدت شیعه و سنی در حال حاضر می توان جمع کرد .خداوند در راهی که در پیش گرفته اید بر توفیقاتتان بیفزاید
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً روش ائمه«علیهم‌السلام» این نبوده که به سه خلیفه به این شکل لعنت کنند در عین آن‌ها به‌کرّات آن‌ها را نقد کرده‌اند و علی«علیه‌السلام» متذکر حقی که آن سه خلیفه نادیده گرفته‌اند را در بین عموم مسلمین متذکر شده‌اند و بنده در کتاب «راز شادی امام حسین«علیه‌السلام» در قتلگاه» در این مورد عرایضی داشته‌ام. با این‌همه اگر بگوییم منظور از اولی تا سومی آن سه خلیفه‌اند و چهارمی هم معاویه است؛ این سؤال پیش می‌آید چرا قبلاً معاویه را به صراحت نام بردند و حالا بالکنایه نام بردند و یزید را بالصراحه؟ ما ظلم سه خلیفه را بسیار می‌دانیم ولی شاید حرف شیخ طوسی هم جایی برای فکرکردن داشته باشد زیرا از ابتدای خلقت حق و حقیقت به محمد و آل محمد«علیهم‌السلام» مرتبط بوده. موفق باشید
6646

عقل زن و مردبازدید:

متن پرسش
سلام عیلکم؛ آیا در تلاش برای برابر جلوه دادن سطح عقل و فهم و استعدادِ سلوکی زن با مرد کمی افراط نشده است؟آنچه بزرگان در کتبشان و شما در کتاب زن خود نوشته اید به زن ایده آل برمیگردد و ما آن را قبول داریم،اما آیا چقدر یافت می شود؟در عمل می بینیم بسیار کم، زیرا بسیاری از مذهبی ها هم آنچنان که در بیشتر سوالات میبینیم از دست بسیاری از کارهای خلاف عقل و تجملاتی زنانشان مینالند.و جالب اینست که این امور تقریبا مشترک بین همه زنان است!(تقریبا را نوشتم که اگر تک و توکی جز این موارد نیستن استثنا شوند!).ولی در مقابل گویا مردان سلوکشان عقلی تر و سریع تر پیش میرود و اسارت های کمتری دارند. بنده قصدم نالیدن نیست؛ قصد بنده اینست که آیا غیر از اینکه فقط بگوییم تفاوت زن و مرد در بدن آنهاست نباید یکسری تفاوت های اصیل روحی را هم جستجو کرد؟شما هم گاهی که بحث تفاوت می شود از روح سخن به میان می آورید نه جسم>مثلا جواب سوال 6559 اینست: زیرا (روحِ زن) ، (روح) حساس است و در مقابل برخوردهاى خشن شدیداً فرسایش‏ مى‏بیند و ...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که روح زن با روح مرد از بعضی جهات متفاوت است بحثی نیست. حتی همان روح موجب شده است که بدنی مناسب روح‌اش برای خودش بسازد. بحث در این است که باید با عقل مردانه همه‌چیز را ارزیابی کرد یا لطائف روح زنان را نیز در نظر گرفت. کار خلاف چه در مورد زن و چه در مورد مرد، خلاف است ولی باید متوجه بود یک جامعه‌ی کامل – اعم از هسته‌ی خانواده و یا یک کشور- وقتی صورت می‌گیرد که عقل زن و مرد هر دو در ساختن آن نقش داشته باشند و هر دو نیز باید به فهم دیگری و جایگاه فهم جنس مخالف احترام بگذارد تا رحمت خدا بر آن جامعه سرازیر شود. موفق باشید
نمایش چاپی