باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرمودهاند برای جهل یک کس، همین بس که بدون دلیل عقلی و نقلی چیزی را قبول کند. در جواب سؤالهای متعدد، موضوع بیمبنایِ نقلی و عقلیبودنِ حروف ابجد عرض شد؛ بهخصوص که بخواهیم تناسب اسامی را با چنین حروفی تعیین کنیم که این از عجیبترین عجایب استفاده از حروف ابجد است!! خوب است که در این رابطه سری به جواب سؤالهای شمارهی 3407 و 5094 و 15451 و 15455 بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نزول دفعی قرآن در شب قدر به صورت اجمالی است و نه تفصیلی. و لذا در آن نزول، مواردی را که مثال زدهاید مطرح نیست. بلکه حقایق همهچیز به صورت حضوری و وجودی برای حضرت روشن میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مقام واحدیت که مقام اسم اللّه و مقام جامعیت اسماء الهی است، چنانچه سالک جان خود را در معرض تجلیّات آن اسماء قرار دهد از خود، در همهی ابعادِ بشری، فانی و به حق، باقی است. منتهی شاهدِ فنای خود میباشد. و با تجلیّات نور احدی، این نحوه وجود هم از او گرفته میشود و تنها به نور حق میبیند و میشنود، بدون آنکه مقام کثرتِ اسمائی در میان باشد. که البته این مباحث را باید در «منازلالسائرین» جناب خواجه عبداللّه انصاری دنبال بفرمایید 2- حضرت عیسی«علیهالسلام» در آن مقام، با نظر به لوح «محو و اثبات» هر آنچه در عالَم واقع میشود را میبینند و مییابند. منتهی وقتی آن جوان با نیّتی جدا از شخصیت قبلی خود عمل میکند، در واقع بَداء حاصل میشود و از عالَمِ «لوح محفوظ» قاعدهی دیگری جاری میگردد که آن مربوط به علم خدا است و نه علم انبیاء 3- انبیاء الهی حامل اسمی و یا اسمائی از انوار الهی هستند و بر آن اساس، هدایت تاریخی خود را انجام میدهند. ولی رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» حامل اسمِ اللّه است و از طرف خدا مأمورند که اعلام کنند: «هذهِ سَبيلي أَدعو إِلَى اللَّهِ». و عرفای امت محمدی«صلواتاللّهعلیهوآله» که به نور اسم اللّه در صحنهاند، در مقامی بس بالاتراند از انبیائی که منوّر به اسمائی از انوار الهی هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد نگاه به المیزان، نگاه خوبی است. ولی انصاف آن است که بهجای اینکه بگویند: «علیرغم بعضی از اشتباهات علامه»؛ بگویند: با توجه به تفاوتِ نگاهی که آقای مستحسن با علامه داشتهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که قوانین خدا تمام جوانب انسانی را که خلق کرده، در نظر میگیرد. مثلاً در مورد دزدی در موقعی دست دزد را میزند که 17 شرط، محقق شده باشد و از این جهت نمیتوان گفت شریعت الهی همهی دزدها را با شرایط مختلف با یک چشم نگاه کرده و عملاً عدالت رعایت نشده است! آری! وقتی در افراد گوناگون حدّ نصاب دزدبودن محقق شود دیگر حکم اجرا میگردد و اینکه جناب ویکتورهوگو از نظام خشک قرون وسطایی قضاوتِ غربی، گلهمند است به جهت آن است که شروط اجتهادیِ قضاوت در آن فکر و فرهنگ مرده است. و به همین جهت شریعت الهی اصرار دارد قاضی باید مجتهد باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بزرگان دین به ما فرمودهاند در مسیر حق از ملامت ملامتکنندگان نگران نباشید، هرچند تنها بمانید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که فرق اعتقاد خرافی با اعتقاد غیر خرافی در این است که در اعتقاد خرافی، جان و روان انسان به خیالات و ساختههای ذهن خود نظر دارد ولی اعتقاد غیر خرافی، به حقایق نظر دارد. حال وقتیکه به نمادِ آن حقایق نظر میکند به حقیقتی که باطن آن نماد است، رجوع دارد. ملاحظه کردید که وقتی ضریح منسوب به حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» را در شهرهای ایران حرکت میدادند تا به کربلا ببرند، مردمِ عاقلِ عقیدهمند چه معاشقهای از طریق آن ضریح با امام حسین«علیهالسلام» کردند زیرا از این طریق متوجه افقی میشدند که در آن امام را مییافتند. در مورد کعبه قضیه اینطور نیست که نماد حضرت حق باشد، همهی عالم آیت الهی هستند و از این جهت نباید یک کعبهی دیگر در جای دیگر ساخت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخهای دقیق ابداً بحث تجاوز لشکر اسلام را به ایران و ایرانی ثبت نکرده است، در حدّی که نوشتهاند سربازان یزدگرد نیز هرشب به مسلمانان میپیوستند و پای سربازها را با زنجیر به هم بسته بودند که فرار نکنند و آنقدر کشور ایران آمادهی عبور از حاکمان ساسانی و افکار مغان ذرتشتی بود که شهرهای ایران بهراحتی تسلیم لشکر اسلام شدند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با روزهداری، اختلالی در وضع سلامتی شما پیش نیاید، همین اندازه عشق است که حضرت حق ببیند مانند مردهای دراز کشیدهاید، ولی تمرّد نمیکنید و همچنان در اطاعت او صبر پیشه میکنید که گفت:
پردههای دیده را داروی صبر
هم بسوزد هم بسازد شرح صدر
آینة دل چون شود صافی و پاک
نقشها بینی برون از آب و خاک
هم ببینی نقش و هم نقاش را
فرش دولت را و هم فراش را
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شاید منظور مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» از دو قطبیبودنی که با آمدن آقای احمدینژاد پیش میآمد، ایجاد فضای تکفیر یک جبهه در مقابل جبههی دیگر بود؛ شاهد این مطلب آن است که میبینیم رفقای انقلابی آقای احمدی نژاد، پس از عدم احراز صلاحیت ایشان به همان معنایی که اصلاح طلبان اساس شورای نگهبان را نفی مینمایند آنها نیز در همان مسیر قدم گذاشتند. بنابر این باید توجه داشت که ما با این افراد مواجههستیم که حتی با نهاد شورای نگهبان اینچنین برخورد میکنند و اساسا بدون نظر به جایگاه شورا، به خاطر اختلاف نظر با آنها حاضراند بدترین تعابیر را در مورد اعضاء آن و یا اصل آن نهاد به کار برند. با توجه به این، شما قضاوت کنید که پس از حضور آقای احمدی نژاد در رقابتهای انتخاباتی، این طیف که از جوانان انقلابی نیز هستند، با طیفهای مقابل چه برخوردی میکردند؟ آیا غیر از تکفیر سیاسی چیز دیگری بود؟ آیا هر کسی که مقابل این جریان پا به صحنهی رقابت میگذاست ـحتی شخصی که نامزد «جمنا»یی باشد که تشکّلی از نیروهای سابقه دار انقلاب اسلامی هستندـ تکفیر نمیشد؟ وقتی میبینیم بعضی از طرفداران آقای احمدینژاد او را ولیّ الهی میپندارند و حقِ حیاتی برای طرف مقابل قائل نیستند با چه صحنههایی در انتخابات روبرو میشدیم؟ آیا این دو قطبی، مثل دو قطبیهای عادی معمول در انتخاباتها است؟
2- با توجه به اینکه از سه استانی که رأی آقای رئیسی بالاتر از رأی آقای روحانی بوده است شهر قم میباشد، نمیتوان گفت روحانیون به آقای روحانی رأی دادهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» در پیام تسلیت خود فرمودند: « اختلاف نظرها و اجتهادهای متفاوت در برهههائی از این دوران طولانی هرگز نتوانست پیوند رفاقتی را که سرآغاز آن در بینالحرمین کربلای معلّی بود به کلی بگسلد و وسوسهی خناسانی که در سالهای اخیر با شدّت و جدیت در پی بهرهبرداری از این تفاوتهای نظری بودند، نتوانست در محبت شخصی عمیق او نسبت به این حقیر خلل وارد آورد.». ایشان در این سخن متذکر این امر هستند که اختلاف نظرها نباید منجر به تنفر و تقابل و کینه شود. شما شرایط تاریخی را از دیدگاه مقام معظم رهبری دائماً مدّ نظر داشته باشید و موضع گیری های ایشان را براساس آن شرایط تبیین کنید. تفاوت نگاه رهبری به آینده و نگاه امثال آقای هاشمی رفسنجانی در فهم شرایط تاریخی است. به سخنان آقاي هاشمی كه نگاه میکنید ملاحظه میشود ايشان همه پیچیدگیهای دشمن را میدانند و ميشناسند، اما به تاریخی که در آن هستیم طور دیگری نگاه میکنند. ایشان معتقد است حضور در تاریخی دیگر که بیرون از ارزشهای فرهنگ مدرن باشد معنا نمیدهد. معتقدند میتوانیم مستقل باشیم و در عین حال در همان فضای ارزشیِ فرهنگ غرب زندگی کنیم بدون آنکه از مسلمانی خود دست برداریم. در این دیدگاه، تأکید مقام معظم رهبری بر مقابله با استکبار غیرواقع بینانه است و لازم نیست. تنها وقتی میتوانیم متوجهی ضعف نگاه آقای هاشمی شویم که با ساحت دیگری به آنچه در این تاریخ با آن روبهروئیم نظر کنیم و جهان را آنچیزی ندانیم که غرب و بهخصوص آمریکا برای ما تعریف کرده، جایی برای حضور سنتهای الهی بگذاریم و نظر به معیّت حق در این راه داشته باشیم. مقام معظم رهبری در رابطه با معیّت حضرت حق با جریانهای توحیدی مثال حضرت موسی«علیهالسلام» را زدند که وقتی فرعونیان در حال نزدیکی به قوم بنیاسرائیل بودند تا آنها را بگیرند، حضرت موسی«علیهالسلام» فرمودند: « «کَلّآ اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین». ببینید! معیّت الهی اینقدر اهمّیّت دارد. و رهبری فرمودند: اینکه میگویند: «اِنَّ ﷲَ مَعَ الَّذینَ اتَّقَوا وَ الَّذینَ هُم مُحسِنون»، این معیّت را باید قدر دانست. و ادامه دادند: «ما هم به تقلید از حضرت موسی عرض میکنیم که: «کَلاّ اِنَّ مَعِیَ رَبّی سَیَهدین». حال این نگاه را با آن ساحتی که آقای هاشمی در آن قرار دارند مقایسه کنید و سعی کنید سخنان رهبری را در فضایی که ایشان مدَ نظرها قرار میدهند تبیین نمائید، تا به همان معنایی که حضرت موسی (ع) در حین نزدیکی سپاه فرعون متوجه سنت دیگری هستند به نام «معیّت الهی با اهل تقوا» ما توجه رهبری را در این تاریخ به معیّت الهی با این انقلاب و این ملت بفهمیم و تحلیلهای خود را از وضع موجود تبیین کنیم. پس بنابراین همانطور که فرمودند تفاوت دو نگاه است، نه آنکه آقای هاشمی بخواهد خیانت کند و یا عناد داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همین محبتها زندگی شور و نشاط مییابد و افق عشق به حضرت حق ظهور میکند و اساساً همین محبتها است که زاد و توشهی راهِ رجوع به حق است در آن حدّ که حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» خانهای را که جناب رباب در آن زندگی میکردند را به عشق رباب دوست داشتند. این مصیبت بدی است که ما مسلمانها، دوستداشتن و عشقورزیدن را گم کردهایم و لذا صفای باطن ما به کدورت تبدیل شده است. در این مورد حرف بسیار است. امید است که راهِ محبت به همدیگر را که موجب گشودگی محبت به حضرت حق میشود، در خود کشف کنیم تا به دین محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» در آییم. دینی که فرمود: « بهترین شما کسانیاند که بهترین برای همسرانتان باشند» آیا این اشاره به همان محبتی ندارد که جنابعالی در صدد آن هستید؟! آیا آنجا که پیامبر ما«صلواتاللّهعلیهوآله» فرمودند: «حُبِّبَ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا ثَلَاثٌ، النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ جُعِلَتْ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ»[1] محبت سه چيز از دنيا به قلب من افتاده است، زنان، عطر و قرار داده شده است نور چشم من در نماز. آیا نخواست که بفرمایند به همان معنایی که اگر رجوع به لطافت عطر و صفای اُنس با حضرت حق داشت، باید نظر به همسر خود نمود؟ موفق باشید
[1] ( 1)- وسائل الشيعه، ج 2، ص 143 ..
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مقایسهی روح انسان با مقام فرشتگان، بحث جامعیت روح انسان مطرح است و از این جهت انسان به عنوان مقام خلیفة الله از فرشتگان برتر است. ولی از آن جهت که روح انسان نازلشدهی آن مقام است در مقایسه با مقام فرشتگان و اسمایی که آنها حامل آن اسماء هستند، انسان میتواند از انوار فرشتگان استفاده کند و به خود آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه خود را مشغول معارف الهی و اخلاق فاضله کنید آن تصاویر بیشتر و بیشتر بیرنگ میشوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. زن و شوهر باید در افق معنوی شریعت الهی بهسر ببرند. بحث در نگاههای جزئی است که در آن نگاهها نباید متوقف شد. آخر در ابتدای ازدواج مگر یک جوان چه درآمدی دارد که حالا بحث خمس آن درآمد را در جلسهی خواستگاری با او در میان بگذاریم؟ این یک نوع بدسلیقگی و نشناختن شرایط است. موفق باشید
باسمه تعالی
علیکم السلام،انشاءالله اصلاح مزاج توسط ؛داروهای گیاهی ،بهبود تغذیه وتغییرسبک زندگی کمک کننده است ولی همانطورکه اشاره نموده ایدخود درمانی می تواندخطرناک باشدلذا بایدبه اهل فن مراجعه شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: قسمت اول سؤال خوب است، ولی قسمت دوم اشکال دارد زیرا در قیامت همان اخلاق و عقاید ما که مربوط به روح است صورت پیدا میکند و انسان بد اخلاق و بد عقیده به صورت خوک در میآید که همان روح اوست که به صورت خوک درآمده و از آن جهت که انسانی است که خوک شده و چنین شخصیتی را نمیخواهد، معذّب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این حساسیت و احساس مسئولیت جنابعالی را ارج مینهم، ولی باز فکر میکنم وقتی خود مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» از قبل خبر دادند که محدودیتهایی را ایران پذیرفته است؛ ما با این دید باید به محتوای بیانیهی لوزان نگاه کنیم و فکر کنیم آیا پذیرش این محدودیتها یک نوع عقبنشینی از مواضع انقلاب است و یا اثبات دروغبودن ادعای دشمن در تسلیحاتیبودن فعالیتهای هستهای؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اگر کسی در حسّ متوقف شود حتماً کارش به شک میکشد 2- عموماً اینطور است. بالاخره باید برای ادراک حقایق، خود را گرفتار لذّتهای مادی نکند. موفق باشید
