در نخستین پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران حضرت آیت الله امام سید مجتبی خامنهای ایشان در وصف رهبر شهید مرحوم والدشان مینگارند: «مشت دست سالمش را گره کرده بود.» به نظر شما این حاکی از چیست؟ محمد باقر آقائی
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید حکایت از روحیۀ مقاومت آن عزیز داشته باشد در مقابل جبهۀ استکبار به همان معنایی که قبلاً فرموده بودند: «کوتاه نمیآییم». موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. استاد بزرگوار جناب آقای اصغر طاهرزاده حفظهالله سلام علیکم. شهادت حضرت امیرالمؤمنین امام علی علیه الصلوه والسلام همچنین شهادت حضرت امام حاج سیدعلی حسینی خامنه ای قدس الله نفسه الزکیه و تعدادی از خانواده محترمشان و شهادت سرداران اسلام و شهادت تعدادی از مردم شریف ایران مخصوصا شهادت جانسوز دانش آموزان مدرسه طیبه میناب را خدمت حضرت بقیه الله الاعظم روحی و ارواح العالمین له الفداء و مردم شریف و آزاده ایران و شما استاد عزیز و بزرگوارم تسلیت عرض نموده و انتخاب بجا و شایسته حضرت امام سید مجتبی حسینی خامنه ای حفظه الله را خدمت امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف و ملت بزرگوار ایران و شما استاد برجسته قران کریم تبریک عرض میکنم و توفیق روز افزون ایشان برای خدمت به اسلام و مسلمین و مستضعفان جهان را از درگاه خداوند متعال خواستارم. احتراما بنده کارزاری در فضای مجازی راه اندازی کردم در اعلام بیعت با حضرت امام سیدمجتبی حسینی خامنه ای حفظه الله که کسانیکه مایلند بتوانند از این طریق بیعت خود را اعلام نمایند، لذا از شما درخواست میکنم اگر صلاح میدانید دستور بفرمائید لینک این کارزار را که ذیلا اعلام میکنم در کانال های گروه فرهنگی المیزان قرار دهند و به دوستان و شاگردان محترمتان سفارش بفرمائید که اولا کارزار را امضا کنند، ثانیا در گروههایی که تشریف دارند ارسال فرمایند تا ان شاء الله بحول و قوه الهی بتوانیم کارزار را با امضای بسیار بالا تقدیم معظم له بنماییم. قبلا از بذل عنایت شما کمال تشکر و قدردانی را بعمل میآورم. https://www.karzar.net/291706
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته عنایت داشته باشید که آنچه این سایت برای خود تعریف کرده، جوابدادن به سؤالات کاربران محترم است و با اینحال پیشنهاد جنابعالی در معرض دید کاربران محترم قرار میگیرد. موفق باشید
سلام علیکم: بعد از شهادت امام شهیدمان آخرین سخنرانی آقا خیلی برام برجسته شد که روی چند نکته تاکید کردند اول سخنرانی تاکید جدی روی مساله وقت شناسی مردم آذربایجان دارند و بعد هم تاکید روی این عبارت که «مثلی لایبایع مثله» و بعد هم اینکه ملت ایران هم تکلیف خود را میدانند و با آموزه شیعی عدم بیعت با مثل یزید تکلیف خود را روشن میبینن و بعد هم انتخابی که خود آقا در نوع شهادتشان داشتند و به پناهگاه نرفتند با این همه بعد از شهادت این بزرگمرد روز به روز احساس جاماندگی از جنس توابین و سلیمان صرد خزاعی دارم که چرا در تاریخ خودم حاضر نیستم؟ چرا بعد از امام خود زنده هستم؟ اگر تاریخ عاشورایی در صحنه است چرا باید پروا کنم از جان دادن؟ اگر اینگونه است که عاشورایی با خون خود باید تاریخ را متحول کنیم چرا آماده ی چنین حضوری نیستم؟ چرا هنوز محبت فرزندانم محتاط ام کرده است؟ حس خوبی به خود ندارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، روحیۀ مقاومت است و متوجه شد تاریخی آغاز شده و ما نسبت به آنچه در حال وقوع است بی تفاوت نباشیم. از خود باید بپرسیم ما در کجای این تاریخی که با انقلاب اسلامی آغاز شده است، قرار داریم؟! تاریخی که به ظرافت نور و به صفای نسیم، وزیدن گرفته تا انسانها گمشدۀ خود را که انسانیتِ اصیل است بیابند و این است حکایت حضور سنتهای الهی در دفاع از مظلوم و نابودی ظالم. حال باز باید از خود پرسید در میدانی که با شهادت آن امامِ عزیز گشوده شد، ما در کجای این تاریخ ایستادهایم؟ تاریخی که وقتِ جدیدی است که اولاً: آمریکا دیگر نمی تواند در منطقۀ غرب آسیا حضوری نظامی و حتی حضور نرم داشته باشد. و ثانیاً: رژیم صهیونی امکان ادامۀ خود را از دست میدهد و ایران به عنوان ایرانِ بعد از شهادت آن قائد عظیم، با نقشآفرینیِ هرچه بیشتر در منطقه نسبت به امنیت منطقه حضور فعّال دارد. موفق باشید
سلام وعرض ادب خدمت استاد گرامی: استاد من واقعا درک میکنم یه حضور تاریخی در جریانه و من باید زرنگ باشم که از این حضور تاریخی جا نمونم. معنای حق و باطل رو خیلی خوب فهمیدم ولی نمیتونم بیانش کنم وقتی بقیه در مورد سیاست حرف میزنن میدونم دارن اشتباه میگن ولی نمیتونم دفاع کنم و اصلا حوصله بحث و جدال ندارم باهاشون. به دلیل شغل همسرم که در این شرایط نمیتونن منزل باشن و باید برای مقابله با جبهه کفر وارد عمل بشن و این چند وقت در منزل تنها بودیم و منازل مون هم جای حساس و خطرناکی هست و اینکه واقعا از صدای جنگنده و بمب داشت قلبم می ایستاد اومدیم شهرستانی که هیچ خبری از حوادث جنگ نیست. استاد دلنگرانیم از نبودن همسر یک طرف و اینکه اینجا هستیم مرتب شبکه اینترنشنال روشنه. خانواده طرف جبهه کفر هستند و مادرم هم مجبوره یه بار طرف منو بگیره و یه بار طرف اونا بیشتر داره کلافم میکنه، پیش خودم میگفتم اگر همونجا زیر بمب و این صداها میموندم هزاران بار بهتر از این بود که بیام اینجا. پسرم هم مرتب میگه برگردیم. استاد موندم چیکار کنم. بین دلنگرانیم های مادرم و فشاری که روی من هست و از طرفی خیلی میترسم. نمیدونم چرا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه به خوبی میتوان گفت در چنین فضایی که به زیباییِ تمام حقّ در مقابل باطل ایستاده و جای هیچ ترسی نیست؛ حرفی نداریم و هرکس باید حتی تا مرز زیباترین زندگی و حضور که شهادت است، خود را بیابد و با توجه به این امر بررسی فرمایید در کجا میتوانید با روحیۀ سلحشورانۀ خود نقشآفرینی کنید به همان معنای حضور نرمی که بانوان توانایی بیشتری دارند تا معنای مقاومت را نشان دهند. https://eitaa.com/matalebevijeh/21948 موفق باشید
مدتی است پس مطالعات و تمرینی در باب منطق و مباحث مغالطات در جریان زندگی و تعاملات شده است که مغالطهای از کسی رخ داده و حقیر متذکر آن شدم، در جمع ها و گعده های طلبگی تا کلاس های درس، مغالطههای اساتید، اجمالا زندگی روزمره و تا آن مغالطه و تشخیص حقیر را بر منطقیون ارئه میدهم آنها آن را تایید می کنند، و این مورد برای حقیر تبدیل به یک عادتی شده تاجایی که رفقای طلبه به شوخی مرا خطاب قرار داده و میگویند: «آقا مغالطه نکن!»، اکنون سوال حقیر آنست که نظر حضرتعالی در این مورد چیست؟ محمد باقر آقائی
باسمه تعالی: سلام علیکم: معطل این نوع رابطهها نباید شد. بیشتر باید منظور گویندگان را مدّ نظر داشت حتی اگر با مقدمات مربوط به قیاس منطقی همراه نباشد. موفق باشید
مرحوم استاد شهید آیتالله مرتضیمطهری در صفحه چهل و هفتم از جلد دوم از کتاب حماسه حسینی تحت عنوان «کربلا نمایشگاه معنا و روحانیت، نه نمایشگاه جنایت بشر» اینگونه نگاشتهاند: «ولی فاجعه عظیم و شاید عظیمتر از این در دنیا زیاد بوده. خود فاجعه مدینه کمتر از فاجعه کربلا نبوده.» ولی از حضرت امام حسن مجتبی (علیهالسلام) آوردهاند: «لایوم کیومک یا ابا عبدالله» یا آن حضرت که فرمودند: «لایوم کیوم الحسین»، اکنون سوال حقیر آنست که وجه جمع بین این نظر و این روایات چیست؟ محمد باقر آقائی
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن روایت مشهور، نظر به جایگاه تاریخی نهضت اباعبدالله «علیهالسلام» میباشد که تا قیام قیامت آن قیام بزرگ با ما حرفها دارد به همان معنای نگاه هرمنوتیکی و نظر به جایگاه تاریخی کربلا. لذا است که ملاحظه میکنید چگونه هر سال کربلا بیش از سالهای قبل به ظهور میآید. موفق باشید
شهادت مظلومانه رهبر شهید (حضرت آیت الله العظمی شهید سید علی حسینی خامنهای) را میتوان برای بعضی تنبهآور و آگاهی آور دانست؟ و این آگاهی بخشی و آگاهی رسانی اختصاص تنها به قشر غیرمذهبی و انقلابی (بی تفاوتها) ندارد و حتی برای اهالی انقلاب که مدتی در غفلت بسر می بردند (آن کسانی که ندانند و ندانند که ندانند) اینگونه دانست؟ محمد باقر آقائی
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مرد بسیار بزرگتر از زمانۀ خود بود و باید از این جهت او را و شخصیت جهانیاش را با افراد در میان بگذاریم. در یکی از بندهای یادداشت «ما و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» اینطور عرض شد.
بنده این روزها با نظر به شخصیت رهبر شهیدمان، بیش از دیروزهای خود که با امام حسین شهید «علیهالسلام» اشکها ریختم و به او فکر میکردم می اندیشم که چگونه آن امام بزرگوار در کربلا با آن عزمی آهنین در مقابل کوهی از فتنه که یزیدیان ایجاد کرده بودند، با شخصیتی در اوج بصیرت و حکمت و دلسوزی، ایستاد و در نزد خود گمان میکردم آن امام عزیز را فهمیدهام، ولی امروز با نظر به امام شهید این دوران، تازه با او با همۀ حکمت و شجاعت و دلسوزی و بصیرتی که داشت، فهمیدم امام معصومِ ما یعنی امام حسین «علیهالسلام» چه اندازه بیش از هزاران هزار برابرِ امام شهیدِ این دوران بوده است. این یعنی من امروز آن امامِ شهید کربلا را با امام شهید این دوران تجربه کردم که چه اندازه آن امام معصوم بزرگ و بزرگتر بود و امام شهید این دوران چقدر بزرگ بود و این بزرگی در دل نظر به سنتهای لایتغیّر الهی در مقابل رسانههای دیروزِ یزیدیان و فضای مجازی امروزِ یهودیگری، میتواند مدّ نظر قرار گیرد، تا با همان ایمان و آرامشی که امام حسین «علیهالسلام» در قتلگاه و امام شهید این دوران به نمایش آوردند، ما ایمان و آرامش را تجربه کنیم و جایگاه فریب و دغلکاریِ فرهنگ رسانه را «فهم» نماییم. موفق باشید
حقیر مدتی است به مطالعهی آثار استاد شهید مرتضی مطهری اشتغال داشته و به کاوش در نظرات و نوشتهجات و بیانات معظمله میپردازم، اکنون سوال حقیر آنست که این آثار را چگونه مطالعه کنم تا برایم ماندگار و متفاوت شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید خدا را شکر کنید که چنین علاقه و توفیقی در دنبالکردن اندیشۀ استاد شهید مرتضی مطهری را خداوند به شما داده است. با انُس طولانی و یادداشتکردن نکات مهم همانطور که آن مرحوم در کتاب «امامت و رهبری» پیشنهاد فرمودهاند. موفق باشید
به نظر حضرتعالی تاکید رهبر شهید و تعابیر بینظیری که مرحوم امام استخدام داشتند برای آثار حضرت استاد آیت الله شهید مرتضی مطهری به چه دلیلی میتواند باشد؟ محمد باقر آقائی
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً مرحوم شهید مطهری عزیز یک حکیم زمانشناسِ متألّه بودند که حتی امروز، بیش از دیروز به آن مرد الهی نیازمند هستیم. https://lobolmizan.ir/category/79?&tab=posts&inner_tab=leaflet. موفق باشید
در مستند «طلیعه طاهر» شما ذیل شرح برههای از زندگی خویش به جریان آقای شریعتی اشاره میکنید و ضمن تجلیلاتی به عدم توقف بر آن و امتداد با مرحومِ استادِ اسلامشناسآیة الله شهید مطهری اذعان دارید، با توجه به این همه جریانات گوناگون که به طُرق و سبل مختلف از این جریان امتناع می کنند و حتی تنها مدافع شاخص آقای شریعتی و نخست کسی که این شخص را مطرح کرد یعنی مرحوم استاد شهید مطهری در اواخر برای آن گفتارهای سخیف و عواملی دگر از ایشان دوری جستند و حتی از حسینیه ارشاد هم استعفا دادند و کنارهگیری کردند، مخالفتهای بسیار علما که بیاساس نبوده و حاکی از دوراندیشی و آیندهنگری آنان بوده، و سوال من از آن نیست که چرا شما سخنرانیهای او را در دانشجویی پیگیری میکردهاید چراکه در آن مصاحبه بیان داشتید ما بر شریعتی متوقف نشدیم چون عقب می افتادیم و با آقای مطهری ادامه دادیم اما چرا از اکنون خود اینگونه سخن میفرمائید: «ولی ما هرگز هنوز هم از شریعتی منقطع نیستیم، همان روح شریعتی در عین هرچه قدسی بودن هستیم.»؟ اگر امتداد با جریان شریعتی منجر به عقب افتادگیست و آنکه این شخص و شیوهاش بسیار مورد خرده علما قرار گرفته تا موقعیتی که مرحومِاستادِاسلامشناسآیةالله شهید مطهری که او نخست بار شهره اش کرد از وی اعلام برائت کرده شما بعد از مدتها پیمایش هنوز به این شخص متصل هستید و از او منقطع نشدید و این عدم انقطاع منجر به سقوط نمیشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در این مورد نگاه رهبر شهید انقلاب به جناب دکتر شریعتی با توجه به آشنایی بیشتری که از ایشان داشتهاند، جامعتر میباشد که در رسانهها میتوانید آن را بیابید. البته این بدون آن است که بخواهیم از نقدهای مرحوم شهید مطهری «رحمتاللهعلیه» نسبت به مرحوم دکتر شریعتی منصرف شویم. و البته از این جهت امروز هم جوانان ما نیاز دارند با شور امثال دکتر شریعتی به دینداری ورود کنند، ولی در آن متوقف نشوند. موفق باشید
سلام و ادب: در مورد جواب سوال شماره ۴۱۳۰۵ که فرمودین در مورد فرهنگ انتظار، باید بیش از پیش بیندیشیم را میشه توضیح بدین. دقیقا باید چیکار کنیم؟ ممنون و التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» و کتاب «مبانی نظری مهدویت» شده است که خوب است به آن دو کتاب که متن آن روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
به نقل از امام علی میگویند: (به سخن نگاه کن نه به گوینده سخن) اما از منظر بنده این حدیث اشتباه هست و میخوام در صورت صحت، برداشت شما رو هم بدونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اینکه فرمودهاند: «وَانظُر اِلی ما قال وَلا تَنظُر اِلی مَن قال» باید به جایگاه آن سخن بیندیشیم که عبور از مریدبازی میباشد زیرا عدهای بدون آنکه در مورد سخنان بیندیشند، به صرف آنکه مراد آنها آن سخن را گفته است، میپذیرند. در حالیکه ما اگر حتی امامان معصوم عزیز سخنی گفته باشند با مبنای تعقّل، سخنان حکیمانۀ آنها را قبول میکنیم امری که خود آن عزیزان ما را دعوت به آن میفرمایند. آری! خودِ عقل، ما را تا آنجا میرساند که متوجه میشویم سخنان آنها بعضاً ماورای صرفاً انتزاعی میباشد. موفق باشید.
سلام: داشتم کتاب ماجرای فکر آوینی رو دوباره می خوندم رسیدم به اون قصه کاشی کاری قمصر و نماز سه دقیقه ای چطور میشه زندگی رو عبادت کرد؟ فقط آرام بودن در کارها باعث دوری از عجله و تکاثر فرهنگ مدرنیته میشه؟ فکر نکنم. چطور میشه نگاهی غیر از این رو توی دنیایی مثل امروز پیاده کرد؟ ما هر روز از همه چیز عقبیم که من فکر میکنم واقعاً حق داریم. عمرمون سریع رد میشه و برای اینکه بهش برسیم باید بدوییم. من بیست سالمه فقط سه تا کتاب خوندم، این فاجعه است، با اینکه کل زندگیم در حال دویدن بودم، احساس میکنم هنوز هم عقبم هنوز به جایی نرسیدم که بگم دیگه من راضی ام. این حرف از بعد مادی نیست. من نمی گم ما باید همیشه در ابعاد مادی پیشرفت کنیم، از یه جایی به بعد دیگه باید متوقف بشیم و عمر رو با چیزهایی که به دست آوردیم ادامه بدیم. اما من هنوز به اون نرسیدم و نمیدونم میرسم یا نه. خیلی ها رو دیدم که کل عمرشون در حال دویدن بودن، خیلی ها هم دیدم که با چیزهایی که بدست آورده بودن زندگی رو ادامه میدادن و عطش پیشرفت رو نداشتن و قانع بودن اما فکر نکنم هیچکدوم از دو گروه اونجور که شهید آوینی می گفت زندگی رو عبادت کرده باشن چون هر دو درگیر جهانی هستن که از روح بریده. چطور میشه تو این دنیا روح آرامش داشته باشه وقتی اصلا به حساب نمیاد هرچقدر هم که بخوایم از مدرنیته و فرهنگش دوری کنیم نمیشه، نمیدونم نمی تونم درک کنم، با این قضیه که شرح دادم با تمام وجود درگیر بودم و هستم من یه زمانی به شدت کار کردم، با تمام وجود، بعدش دیدم دیگه نمی تونم ادامه بدم بریدم بدجوری هم بریدم و هنوز هم درگیرشم، برای آرامش هیچ راهی پیدا نکردم جز دوری از مسئولیت ها، وقتی یه مسئولیتی رو ترک کنی، یه کاری رو انجام ندادی و عذاب وجدان انجام ندادن اون کار گردنت رو میگیره و فشار میده حتی بدون اینکه کاری کنم تحت فشار بودم و در حقیقت اصلا به آرامش نرسیدم سعی کردم مسئولیت هام رو سبک و سبک تر کنم اما به هیچ وجه پاسخگو نبود، انگار دیگه نمی خواستم توی این دنیا باشم حقیقت این بود که من فقط از مسئولیت هام شونه خالی نکردم از دنیا بریدم. انگار دیگه جای زندگی من نبود بخاطر اینه که من الان اینجام و دارم با شما صحبت میکنم به قول استاد می خواستم در دنیای دیگه ای حاضر بشم و از حضوری که همه درگیرشن فاصله بگیرم اما نمی تونم، نمیدونم چطور باید در دنیای دیگه ای حاضر شد وقتی درگیر حضور توی این دنیا هستیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال ملاحظه میکنید که نمیتوانید از جهانی که آوینیها در آن حاضر بودند، بیگانه باشید و اینجا است که باید با روحیۀ «متانت» و «صبر» و «دلسوزی»، خود را در جهانِ بین دو جهان حاضر کنید. امری که در کتاب « انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان، تفکر در مواجهه با متفکران و فهم ایران و انقلاب» https://lobolmizan.ir/sound/807?mark=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%A8%DB%8C%D9%86%20%D8%AF%D9%88%20%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86 و صوتهای مربوطه از آن سخن گفته شد. در این حالت نه نسبت به مسئولیتهایی که احساس میکنید، بیتفاوت میشوید و نه گرفتار عملزدگی خواهید شد. و این یعنی شهید آوینیها و شهید حاج قاسم سلیمانیها. موفق باشید
سلام و رحمت: ببخشید استاد، ممکنه شیطان رو دید؟ در اینصورت باید تغییر رویه داد؟ یا باید ایستادگی کرد؟ بشخصه یکبار قبلا این حالت رو تجربه کردم و دچار وحشت شدم، با ایستادگی به وسیله ولی خدا حل شده بود، اولین بار بود این حالت رو داشتم و وحشت کرده بودم. ولی الان دیگه مطمئن نیستم این راه درستی باشه هر وقت دچار چنین وضعی میشم کمی عقب می نشینم تا برطرف بشه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در هر صورت ما نباید در دیدن و یا ندیدنِ شیطان که عموماً با توهّمات همراه است، متوقف شویم. مهم توجه به خطوات شیطان است که قرآن در آیات مربوطه متذکر آن میشود که همان وسوسههای حبّ نفس و عدم تواضع نسبت به حقّ و حقیقت است که آیات قرآن هرکدام در جای خود به زیبایی تمام متذکر آن میباشد. ۲. نباید به آنچه برای کسانی که با تجربههای مرگ خود و یا حالت کما، برایشان پیش آمده با همۀ احترامی که برایشان قائل هستیم؛ اعتماد کنیم زیرا بالاخره آنچه برای این افراد پیش میآید مصون از صورتهای خیالی نیست. در حالیکه این ما هستیم و آیات قرآن و قواعد و سنتهای لایتغیّر الهی که میتوانیم با نظر به آن سنتها و سیرۀ اولیای معصوم الهی زندگی کنیم. موفق باشید
به نام خدا سلام: امید در افق های دیدگانمان در این جنگی که دشمن راه انداخته روشن شد. قبلا چشم چشم میانداختیم امیدی نبود. همه متعمقین اندیشمند و بزرگان متمدن هر قومی در هر کجای دنیا و تاریخ میگفتند زندگی واقعی در غلبه و توجه انسان به وجهه کیفی که در شرایط های خاص سخت زیستی و تقابل با بیخیالی است، برای انسان شکل میگیرد پیش میآید و راه زندگی در دنیا را میگشاید. خداوند این راز محکم از زندگی را در بشریتش دید که در ادیانش پسندید و ما را به آن دعوت کرد. توجه پیوسته به سنت های عالم از جمله آگاهی به پایداری و پیروزی حق که در شرایط جنگ سلحشورانه کاری با دشمن کرده که اسرائیلیها و آمریکاییها توان زندگی کردن را ندارند؛ نتانیاهو از لحظه آغاز جنگ گفته جنگ وجودی است! که تا پای نابودی یا نابود کردن است و هیچ کمتر از نابودی کامل یک طرف آن را تمام نمیکند. ما جواب آنرا در خیابان ها بخوبی گفتیم که تا انتهای ریشه کن شدن آنها اراده داریم. لحظاتی دارد رقم میخورد که تاریخ بشری است نام ملت در آینده از برترین دوره های تاریخی ایران و اسلام را نشان میدهد از این تقابلی که تمام آینده بشریت مدیون آن است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همینطور است که خداوند ما را در فضایی از تاریخمان قرار داده تا که مردم ما و نهتنها رزمندگانمان، زندگی را تجربه کنند. مهم آن است که متوجۀ تاریخی باشیم که دشمن ما بدون آنکه متوجه باشد، برای ما گشوده است تا مردم ما ذیل حضور امامِ شهیدمان با فرزند عزیز ایشان در این جبهه حاضر و حاضرتر شوند. اینجا است که باید گفت: «دادنِ سر چه عجب، داشتن سر عجب است». دشمن بیچاره ما را از زدنِ زیرساختهایمان میترساند، غافل از آنکه ما در این میدان برای از دستدادنِ همه چیز آمادهایم تا معنی تابآوری و مقاومت در مقابل چنین دشمنی را تجربه کنیم و به جهان بشری نشان دهیم معنای حضور آخرالزمانی چگونه است. موفق باشید
سلام بر حضرت استاد طاهرزاده عزیز: در این ده روز عجیب ترین و در عین حال ناشناخته ترین لحظات عمرم را سپری کردم، بعد از این که خبر شهادت حضرت آقا را شنیدم واقعا حس کردم همه چیز برایم تمام شد، از طرف دیگر تجربه حضور شبها در خیابان شاید عجیب ترین مرگ بر آمریکا های عمرم را سر دادم. فشاری که این چند روز بر قلب و روحم وارد شد را در هیچ مقطعی از زندگی ام تجربه نکردم، اما چند روز پیش که حضرت عالی را دیدم (به همراه بحثی که ارائه کردید) و این استحکام و امیدی که دیدم راستش را بخواهید من هم طلب چنین امید و آرامشی را دارم ولی از طرف دیگر این ضعف و حقارتی که در خودم می بینم را چه کنم، شاید بزرگ ترین آرزویم رسیدن به آن جمله حاج قاسم هست که گفت هرگز از چیزی نترسیدم و آیا غیر از این نوع ایمان و امید انسان معنی دیگری دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را شکر که متوجۀ عظیمترین رخدادی شدیم که تصور آن را هم نمیکردیم که چگونه عظیمترین فاجعه که شهادت حضرت امام خامنهای توسط سیاهترین و شقیترین جبهۀ تاریخی بودپیش آمد، زیرا تصور وقوع چنین فاجعهای را هم نمیکردیم ولی به جای آنکه خود را ببازیم مانند آنکه با مرگ خود به تولدی دیگر و حیاتی دیگر وارد شویم؛ با حضورِ دیگری در تاریخ خود حاضر شدیم که گویا دیگر این ما نیستیم که تصمیم میگیریم – مُرده را اختیار کی باشد؟- بلکه در دستانِ تقدیری قرار داریم که میخواهد ما را به امری غیر قابل پیشبینی ولی امیدوارگونه حاضر کند و ما حیرانیم آن، چه حضوری میباشد! گویا حکایت ما حکایتِ «پرّ کاهم در مصاف تند باد / خود نداند در کجا خواهد فتاد.» خدا کند این حضور را به خوبی درک کنیم و به راهی که در عین هزاران ابهام و حیرت مقابلمان گشوده شده است، امیدوار باشیم. خدا میداند «ایمان»، آری! «ایمان» در این تاریخ جز این نیست که خود را در دستان خداوند احساس کردن، تا او آنچه را که میپسندد برایمان پیش آورد. موفق باشید
با عرض قبولی طاعات و عبادات خدمت استاد عزیر: امسال ماه مبارک با جنگ آغاز شد جنگی که تمام دین و ملیت ما را مورد هدف قرار داده از طرفی شرایط سخت جنگ و از دست دادن عزیزان ناگوار و تلخ است اما از طرف دیگر خدا طبق سنت خویش سکینه و آرامش را در دل مومنان نازل کرده تا ایمان تازه تری پیدا کنند ایمانی که قبلا تجربه نکرده اند خود را در آغوش گرم خدواند می یاید و برای مدتی خودش را از پوچی دوران آزاد می کند حالا بین دو چیز متضاد گیر افتاده ایم از طرفی از جنگ و آثار ویرانگرش بیمناکیم و از طرف دیگر تازه با این ایمان جدید مانوس شدهایم نکند با اتمام جنگ این ایمان هم برود باید چه کار کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در پرسش و پاسخهای شمارۀ 41313 و 41317 عرض شد؛ موضوعِ پیش آمده ما را وارد میدانی میکند تا سنت خداوند را در مقابله با سیطرۀ رسانه درک کنیم امری که در جلسات «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 به آن پرداخته شد. موفق باشید
سلام استاد عزیز: از روزی که ولی امر جدیدمان معرفی شدند احساس عجیبی دارم، جوانی هستم که اولین بار است چنین امر عظیمی را تجربه میکنم و در واقع بیتجربهام، استاد از همان مبارک سحری که خبر را شنیدم در دلم ولولهای برپاست و در سرم رویاهایی که هرگز پیشتر نداشتهام در حال خروش؛ بعد از امام شهیدمان با تمام وجود از همان سحر در جانم طلبی دارم، فقط میخواهم و میگویم ای کاش بتوانم در هر آن و هر ثانیه از عمرم مانند حاج قاسم برای رهبر جدیدمان باشم. اکنون این تمام آرزوی قلب من است اما بی نهایت واهمه دارم که در گذر زمان گرد غفلت بر قلب نسیانگرم بنشیند، استاد من چه کنم که «سنقرئک فلاتنسا»ی سوره اعلی بر جانم مستقر شود و این طلب و خواهش در وجودم از بین نرود؟ چه دعایی چه توصیهای میتواند در این راه نور پایدارم باشد؟ به خصوص که الان نمیدانم چطور باید و در عمل چه گامهایی باید بردارم تا حاجقاسم رهبر جدیدمان باشم، اما با همه وجود میخواهم تا آخرین نفسم در این حضور و در این صراط بمانم تا شاید روزی خداوند به فضل و کرم خودش بر من هم رخ نموده و توانستم چنان باشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که اولاً: متوجه باشیم انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنهای عادی نبود و گویا خداوند به طرز معجزهآسایی بر خلاف توطئههای از پیش تعیینشده، آن انتخاب را پیش آورد و این را نباید فراموش کنیم که ایشان به ارادۀ خاص الهی در جایگاه رهبریِ انقلاب قرار گرفتند. ثانیاً: به این نکته فکر کنید که در بستری از تاریخ قرارگرفتهایم که خداوند نهاییترین حضور را که مقابله با ظالمانهترین جبهۀ شیطان است برایمان پیش آورده. و با نظر به این موضوع در هرجا باشیم و هرچه برایمان پیش آید؛ مهم است، بقیه را خداوند رقم میزند. موفق باشید
سلام استاد، امروز داشتم به موضوعی فکر میکردم. شرح میدهم شما فرض کنید در مکانی دکان دارید که احتمال حمله هوایی بخاطر بودن در کنار اماکن نظامی زیاد باشد، در چنین شرایطی، چند موضوع برای بررسی در ذهنم پیش میآید، ۱. از اینکه نمیترسم که نمیترسم ولی وظیفه من چیست آیا باید مدتی در موقعیت خطر با احتمال بالا خود را قرار ندهم، که خب نه در صف جهاد هستم و نه در صف اجتماعات که کار جهادی ای هم باشد، ۲. اینکه آیا بحث خواست خدا در مرگ من دو شاخه میشود؟ یعنی اگر احتیاط کنم و از آن مکان دور باشم خداوند حکم مرگ مرا از من دور میکند؟ و اگر بمانم به فرض بدانم احتمال حمله خیلی زیاد است و توجه نکنم حکم مرگ من قطعی میشود؟ آیا انتخاب من هم میتواند زمان مرگم را تغییر دهد؟ یا مثلاً من با خود بگویم احتیاط را ول کن هرچه خدا حکم میکند میشود و در هر موقعیت خطر بی دلیل یا با دلیلی بدون در نظر گرفتن احتیاطی قرار بگیر اگر حکم مرگ تو صادر نشده باشد که نمیمیری صادر هم شده باشد که جای دیگه میمیری و، مثلاً انگار که رزمنده ای پناه نگیرد بگوید خدا اگر خواست من بمیرم میمیرم گر نخواست بمیرم نمیمیرم ، اگر میشود کمی استدلالی این بحث را پاسخ دهید، میدونم این روزها وقت زیاد ندارید ولی راه تفکر را هم برای ما بگشایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، در این شرایط آن است که بحمدالله مقابله با نهاییترین کفر آخرالزمانی پیش آمده. و این قرارگرفتن در موقعیتی است که نه خود را در معرض مرگ قرار دهیم و نه از آن فرار کنیم مانند آنکه با سپر به قلب دشمن حمله کنیم و از این جهت است که مردم از ترس حملههای هوایی از حضور در اجتماعات فرار نمیکنند و این یعنی مقابلۀ حضور نرم با دشمن، امری که حتی بانوان ما در این امر، پیشتاز هستند و دشمن را به چیزی نمیگیرند، در عین آنکه رزمندگانمان در آنچه باید انجام دهند، کوتاهی نمیکنند. موفق باشید
سلام وقت بخیر: عرض تسلیت شهادت پدر بزرگوار امت اسلامی و فرماندهان و هموطنان عزیزم. سوال داشتم استغاثه قوم بنی اسراییل چه شرایطی داشت که خداوند هفتاد سال انتظار را بر آنها بخشید؟ چگونه باید استغاثه کرد؟ واقعا باید انقطاع از دنیا رخ بدهد؟ ولی هرچه در خودم و اطرفیان و مردم نگاه میکنم میبینم نشانه انقطاع نیست ما که دلواپس افطار و سحریم ما که در گیر روزمرگی هستیم حتی در همین شرایط بحرانی و جنگی آیا میشه به این حضور مردم و به این دعاهای فرجی که در میادین خوانده میشود امید داشته باشیم که خداوند فرجی میکند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را باید شکر کرد که چگونه مردم به چنین بصیرت و شعور الهی رسیدهاند که با حضور در میدانها دارند تاریخ دیگری را در راستای ادامۀ انقلاب اسلامی میگشایند. بیحساب نیست که رهبر شهید عزیزمان با بصیرت تاریخی خود فرمودند:
«البتّه در این فتنۀ اخیر و قبل از این در بقیّۀ حوادث، مسئولین ــ مسئولین انتظامی، بسیج و سپاه و دیگران که مسئولیّت داشتند ــ کاملاً به مسئولیّت خودشان عمل کردند، امّا آن چیزی که آتش فتنه را زیر پایش خاکستر کرد، «مردم» بودند؛ هم این دفعه اینجور بود، هم سال ۸۸ اینجور بود، هم موارد دیگر اینجوری بود. وقتی که مردم وارد میدان میشوند و تصمیم میگیرند، آتشها را خاموش میکنند، شعلهها را خاکستر میکنند. این اتّفاقی بود که این دفعه هم افتاد؛ بعد از این هم به توفیق الهی اگر چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را «مبعوث» خواهد کرد برای مقابلۀ با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد».( 12/11/1404)
و از این جهت باید به بعثتی که در جان مردم پیش آمده است بسیار فکر کرد. موفق باشید
سلام و عرض احترام خدمت استاد گرانقدر: دانشجوی دانشگاه شریف هستم و چندین سال است که با منظومه فکری استاد گرانقدر آشنا شده ام و پیگیر مباحث گوناگون معرفتی از انتشارات استاد هستم. با توجه به ارتباط گیری و انسی که با قلم استاد بزرگوار داریم و نظر به شرایط فعلی کشور بی صبرانه منتظر نوشتارهای حکیمانه ایشان پیرامون زندگی انسانی در جنگ و افق دیدگاه در این شرایط و هر گفتاری که شنیدنش برای نسل جوان در این جنگ لازم می باشد هستیم. مرتب صفحه انتشارات را بازدید میکنیم تا بلکه محتوای جدید از استاد تشنگی معرفتی مان را فرونشاند. ضمن تشکر از فعالیت های انتشارات لب المیزان، توقع حضوری پررنگ تر و تولید آثار سریع تر در این شرایط داریم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در درک تاریخی که پیش آمده، بسیار مهم است حداقلِ سخن، نکاتی بود که طی دو جلسۀ اخیر تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 پیش آمد. پیشنهاد میشود نکاتی که در متن https://ble.ir/join/9njuFovDHp مطرح شده است مدّ نظر قرار دهید به امید آنکه متوجه شویم در چه تاریخی هستیم هرچند بنده معتقدم واژهها برای گزارش آنچه پیش آمده؛ ناتوانند. موفق باشید
«السلام علیک یا امیرالمؤمنین» سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. با توجه به اینکه حضرتعالی فضای جنگ ۸ ساله را درک کردید، به نظر حضرتعالی آنچه بعد از شهادت سیدالشهدای انقلاب اسلامی و در ماه مبارک رمضان امسال و جنگی که با آمریکا پیش آمده نورانی تر است یا فضای هشت سال دفاع مقدس؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله در این جنگ خداوند بر ما منت گذاشت و مقابله با ائمۀ کفر را برایمان به عالیترین شکل آغاز نمود و در این میدان است که عالیترین حضور در جان ما پیش میآید که همان بعثتِ تاریخی ما میباشد و رهبر معظم انقلاب به آن اشاره کردند. https://eitaa.com/matalebevijeh/21945 عرایضی در این رابطه در دو جلسۀ اخیر تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهان «سنت» با جهان ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی »https://www.aparat.com/v/ddjjc38 شده است خوب است نظری به آن مباحث بیندازید. موفق باشید
سلام بر استاد عزیز: در خانواده ای مذهبی، پسر خانواده نماز را کنار گذاشته و گهگاهی هم روزه خواری میکند و متاسفانه تحت تاثیر رسانه های معاند از جمهوری اسلامی رو برگردانده است، اعضای این خانواده به خصوص پدر خانواده طاقت و تحمل دیدن این شرایط را برای این عضو خانواده ندارند و غم عمیقی در خانواده حاکم شده است، اول این که برای تسلی قلب های اهل این خانه چیزی بگویید استاد عزیز و دوم این که در چنین شرایط بقیه اعضا خانواده فارغ از نصایح دینی، آیا باید در زندگی با تو عادی برخورد کنند یا با رفتار خود او را متوجه این دلخوری و... بکنند؟ ممنون از زمانی که میگذارید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال شرایط سختی جوانان ما را فرا گرفته است. به همین جهت باید در عین تذکر دلسوزانه، آنان را از خود نرانیم. موفق باشید https://lobolmizan.ir/quest/41304
سلام: چند وقتی است که تصمیم گرفته ام به معنای واقعی مسلمان شوم و با خدا انس بگیرم، از آنجایی که تازه کار و جوان هستم و همچنین در خانواده ای نه چندان معتقد و مذهبی بزرگ شده ام نمی دانم که از کجا باید شروع کنم، میخواهم هر چیزی را از جمله آیات قرآن و اسلام و احکام و... را با دلیل و برهان بپذیرم تا از وسوسه های شیطان و اطرافیانم و تمسخر دیگران در این مسیر سست نشوم، از شما میخواهم به طور جدی مرا راهنمایی کنید، چون به هر دری میزنم جوابی نامطلوب میگیرم و آنچنان که باید به جواب شبهات و سوالاتم نمیرسم. ممنون میشم از شما که راهی مناسب را به من نشان دهید، یا کتابی خوب معرفی کنید یا فردی مناسب معرفی کنید یا هرچیزدیگری... فقط دلم میخواهد که به معنای واقعی نزدیکی به خدا را احساس کنم و نماز هایم را با خضوع و حظور قلب بخوانم، لطفا کمکم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی سایت در رابطه با همین نوع سؤالات تنظیم شده است. در این رابطه پیشنهاد میشود ابتدا مباحث مربوط به «جوان و انتخاب بزرگ» https://eitaa.com/tafakorism_archive/77 دنبال شود و سپس به مباحث مربوط به «ده نکته در معرفت نفس» بپردازید. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh/215 موفق باشید
سلام به استادای که مرا به نور خامنه ای هدایت کرد. استاد از روز شهادت رهبرم گریه دائم امانم را نمیدهد و یک حسی که دوست نداشم زنده بمانم در دنیای بدون رهبرم و تنها انتخاب آقا مجتبی کمی آبی بر این آتش خاموش نشدنی در وجودم هست. استاد تمام اطرافیان من انسان هایی سطحی نگرند و به شدت به آقا همیشه اهانت میکردند من همیشه سکوت میکردم اما این روزها نمیتوانم به آنها میگویم حداقل هدایت نمیشوید اهانت نکنید. استاد الان مثلا غیر از اهانت میگویند آقا مجتبی مجتهد نیست استادش به ایشان اجازه اجتهاد نداده تازه رجل سیاسی هم نیست هیچ سابقه اجرایی ندارد. استاد عزیز چگونه مستدل جواب بدهم و همه جا از رهبرم دفاع کنم جانم فدای رهبر. استاد خدا را شکر که در این سالها در ظلمات خانواده ام مرا به نور هدایت کردین.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نکاتی که آقای مهاجرانی فرمودهاند، جواب خوبی برای این نوع افراد باشد. https://eitaa.com/jahaannews/163989
عجیب است از افرادی که جریان مجتهدشناسِ خبرگان را که به جز به وظیفۀ شرعی و علمی خود به امر دیگری نمیاندیشند؛ مدّ نظر قرار ندهیم! و به بیگانگان نسبت به فرهنگ و دیانت خود، بیشتر اعتماد داشته باشیم! کافی است به این افراد لااقل اگر بشود متذکرشان کنید که احتمال خطا در خود را بدهند. و البته همانطور که در جواب سؤال شمارۀ 41304 عرض شد لازم نیست که کار را به جدال بکشانید. موفق باشید
