سلام استاد سوالی داشتم اونم اینکه از وقتی با سیر مطالعاتی شما آشنا شدم دیدم تغییر کرده من هرسال به اعتکاف می رفتم ولی وقتی کتاب ادب خیال و عقل وقلب شما رو خوندم به این نتیجه رسیدم که منی که هنوز دچار کثرت ها هستم اعتکاف رفتنم یک جورایی وقت تلف کردنه وامسال در این مراسم شرکت نکردم آیا نتیجه گیریم درسته ؟ آیا شما اعتکاف را برای امثالی چون من توصیه می کنید؟باتشکر
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آدم حسابی در اعتکاف شرکت میکردید تا به نور الهی از کثرتها عبور کنید و نور وحدت بر قلب شما تجلی کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! نزول روح و ملائکه در شب قدر با خود نحوهای از سلامت و آزادبودن از نفس امّاره را به همراه دارد تا آنکه حقیقت برای انسان ظهور کند و مطلع فجر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نه، با بحث «ده نکته» و «برهان صدیقین» میتوانید جلو روید. 2- لازم نیست استاد سلوکی را تنها حضرت آیت اللّه بهجت بدانید. در ذیل حضرت امام خمینی و آیت اللّه طباطبایی«رحمةاللّهعلیهما» میتوان به اساتید عزیزی رجوع داشت. 3- بحمداللّه در رابطه با دفع رذائل اخلاقی به طور کلّی از طریق عرفان، متوجهی مطلب خوبی شدهاید. با اینهمه، کتابهای اخلاقی در واقع کمک میکنند تا اجمالِ رذائل و فضائل، به تفصیل آمده و در دفعِ آن و فعلیتیافتنِ آن دیگر، موفق شوید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که فقهای بزرگ میفرمایند، حرمت موسیقی، محتوایی است یعنی به خودی خود حرمت ندارد، میماند که آیا یک کار لغو هست یا نه. و مؤمن باید «عن اللغوِ» معرض باشد یا نه. برای کسی که بیشتر در موطن خیالات با دین ارتباط دارد موسیقی در آن فضا میتواند تحرکزایِ همان حالات باشد. ولی برای کسی که نظر به حقایق غیر خیالی دارد، حجاب محسوب میشود و در این رابطه است که امامان نظری به موسیقی ندارند هرچند برای مردم عادی آن را نفی ننمودهاند. توحیدی که امثال حضرت امام و محیالدین مدّ نظر دارند، نیاز به هیچگونه موسیقی ندارد ولی نمیتوان آن نوع موسیقی که مولوی مدّ نظر دارد را، کاری غیر توحیدی دانست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته خوب است منتها باید در حدّ وسع عمل کرد که به زحمت نیفتید. مضافاً که مدرنیته بعضاً بلایی بر سر مزاجهای ما آورده است که درمان طبیعی به تنهایی جواب نمیدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: لباس روحانیت از آن جهت که میتواند شما را در عالَم انسانهایی وارد کند که آنها ماوراء روزمرّگیهای اهل دنیا نظر به حقایق داشته و متذکر آن حقایق هستند، جایگاه خاصی دارد. به یک معنا در لباس روحانیت انسان اگر آمادگی لازم را داشته باشد راحتتر خود را در عالم بیکرانهی وجود احساس میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از دو موضوع نباید غافل بود؛ یکی اینکه تکنولوژی فرهنگ خود را میآورد، دیگر اینکه ما در دورانِ گذار که نمیتوانیم از خود شروع کنیم لااقل با خودآگاهی لازم از تکنولوژی استفاده نموده و در جهت اهداف خود در آن تصرف کنیم. از این دو نکته گذشته، بحث سومی پیش میآید که آیا مواردی که مطرح فرمودهاید از جمله مواردی است که اساساً غربی است و یا مربوط به فرهنگ انسان و انسانیت است. فکر میکنم بتوانیم تا حدّی موارد فوقالذکر را از روح غربیاش خارج کنیم، در آن صورت دیگر موضوع عبور از مدرنیته در میان نیست، بلکه برگشت به اصالت هنرهای فوقالذکر خواهد بود. و در مورد مسئلهی خیال عنایت داشته باشید که: «آدمی را فربهی هست از خیال/ گر خیالاتش بُود صاحبجمال» بنابراین اگر هنرهایی که نام بردید بتواند از طریق صورتها ما را متذکر معانی متعالی نماید چیز بدی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن شرایطی که انسان در حقیقت و فطرت خود با حضرت حق روبرو شده است را به تعبیری عالم «ذر» گویند ولی شرایطی که بدان در رابطه با حدیث مذکور اشاره کردید را عالَم «ارواح» گویند و ربطی به عالم «ذر» ندارد. موفق باشید
