بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
6735
متن پرسش
با سلام مدتی هست که از خدا طلب حاجتی دارم هرچه به دعا متوسل میشم از ائمه میخوام اما نمیشه روز عاشورا و تاسوعا واقعا غبطه میخوردم به کسانی که حاجت گرفتن و دارن ادای نذر میکنن اما چرا نذر من رو امام حسین قبول نمیکنه.مدتی هست نماز میخونم اما نمازم روح نداره چون فکر میکنم اصلا من رو نمی بینند خیلی از خدا خواستم لااقل یجور بهم بفهمونه که حرفم رو میشنوه آخه خواسته من نه غیر طبیعیه نه دست نیافتنی هرچه هم خودم تلاش میکنم بدتر هم میشه .چکار کنم اصلا خدا تو این مورد بهم توجهی نمیکنه چقدر دست و پا بزنم؟از این میترسم اعتقاد و یقینم مشکل دار بشه و درمانده بشم.واقعا این سوال خیلی ذهنم رو مشغول کرده چرا خدا میگه از من بخوایدبعد بهمون نمیده؟خوب وقتی خدا بهم نده یا بهم نشون نده که چرا بهم نداد و من ناامید بشم که باعث خوشحالی شیطان هست خدا این رو میخواد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا را بر این بگذارید که شما بنده‌ی خدا باشید نه این‌که خدا بنده‌ی شما باشد. پس آنچه را خدا می‌خواهد بخواهید تا بهشت‌ها در مقابل شما گشوده شود. موفق باشید
5843
متن پرسش
با عرض سلام وخسته نباشید قرآن در ابتدا کتاب بود و یا بعدا کتاب شد
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: در ابتدا اصحاب، قرآن را بر روی الواح مختلف یادداشت می‌کردند. امیرالمومنین علیه السلام همه‌ی قرآن را بر روی استخوان‌هایی از کتف شتر نوشته بودند و بعد از رحلت رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به صورت کتاب در آمد و در میان دو جلد قرار گرفت.
5805
متن پرسش
سلام علیکم مقام معظم رهبری-مدظله- در دیدار روحانیون خراسان شمالی در مورد دختران بدحجابی که به استقبال آمده بودند فرمودند که دل با این جبهه است و البته نقصی دارد که آدم باید نهی از منکر هم بکند اما بدون ایجاد نفرت. حال سوال من این است که چگونه نهی از منکر بدون ایجاد نفرت می شود؟! بالاخره نهی از منکر است دیگر. یعنی فلانی فلان کار را نکن. خوب همین هم ایجاد نفرتی می کند. از آن بالاتر ما در نهی از منکر مرحله یدی نیز داریم که بالاخره نفرت ایجاد می کند. مگر ممکن است کسی شلاق بخورد یا مثلاً جریمه مالی شود ولی نفرت در درونش ایجاد نشود؟! الان همین گشت ارشاد کلی ایجاد نفرت کرده حتی در بین قشر مذهبی و حزب اللهی جامعه. پس چگونه باید نهی از منکر کرد که ایجاد نفرت نیز نکند!؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: عنایت فرمایید بین تنفر نسبت به کار منکر با تنفر از آن کسی که به آن کار دست می‌زند باید فرق گذاشت به‌طوری‌که امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: با جهل جاهل بد باشید و نه با خودِ جاهل. از آن طرف وقتی نظام حاکم بر اساس قوانین جاری کاری را انجام دهد فرق می‌کند تا یک فرد بخواهد اِعمال قانون کند. حدّ جاری‌کردن وظیفه‌ی نظام حاکم است و نه افراد جامعه. موفق باشید
5512
متن پرسش
با سلام.استاد تو رو به خدا این مبانی عقلی و شرعی ولایت فقیه را توضیح بدین جوری که ما هم بفهمیم.طوری که اطمینان قلبی حاصل بشه.به خدا ما آقا رو دوست داریم(حتی آماده حکم جهاد ایشون هستم).میدانم نظر ایشون چیزی جز پیاده سازی اسلام عزیز در این سرزمین نیست.ولی از این جنبه الهی دادن به ولایت فقیه سر در نمی آورم.مثلا شما در جواب یکی از دوستان در مورد ازدواج فرمودید اگر طرف مقابلتان به ولایت فقیه اعتقاد دارن جلو بروید.به خدا ماندم.مگر جزء اصول دین است.چگونه امام عزیز میفرمایند جز این حکومت طاغوت است.یعنی یک شیعه کار درست که به این شکل رهبری را قبول ندارد کافر است؟تا همین دویست سال پیش مگر این همه عالم دینی نبودند مانند ملاصدرا و..مگر شیخ بهایی با شاه عباس خوب نبودند..یعنی همه آن همه آدمهای خوب طاغوت.حتی من از کسی شنیدم شیعه ها تا همین دویست سال پیش مرجع نداشتند و به این شکل قبول نداشتند.برای نمونه کسی که اطلاعات دینی زیادی داشت بهم میگفت ما باید تابع بی چون و چرای ولی فقه باشیم.به او گفتم اگر ولی فقه بی دلیل بگوید برو و سر پدرت را ببر میروی.گفت نه دیگر عقل حکم میکند از او پیروی نکنیم چون از مسیر خارج شده.گفتم عقلی که در سطح بالا و آخرش میتواند تشخیص دهد از او دیگر تبعیت نکند مگر از اول چه مشگلی داشته که باید تابع بی چون و چرا باشد.و وقتی ما باید با عقل خود باید ایشان را بسنجیم چطور ولایت مطلق فقیه توجیه میشود؟البته بودن حاکم با ایمان و عادل و گوش کردن به حرفش برای اداره جامعه حکم عقل است برای حکومت دینی ولی نه اینکه بگوییم او حکم از خدا دارد و به آن جنبه الهی بدهیم.(و هی بر آن پا فشاری کنیم مانند کارهای صدا سیما).مانند داستان آیت الله منتظری.فکر کنید ایشاد رهبر شده بودند.آیا باید بی چون و چرا تابع ایشان میبودیم با آن شاهکارهایشان.آخر مگر این آدم ها امام علی(ع)هستند و معصوم که عاری از خطا باشند و به قول خودشان به راههای آسمان وارد تر باشند تا راههای زمین.و اینکه چرا اینقدر اصرار داریم بگوییم ولی امر مسلمین جهان!!!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این روزها کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» از زیر چاپ درآمده، از صفحه‌ی 195 کتاب تا آخر بحث مبانی حکومت دینی و ولایت فقیه شده. پیشنهاد می‌کنم بررسی بفرمایید ببینید آیا عقل شما قانع می‌شود که در حال حاضر حق خود را در ولایت فقیه نمایانده و اگر امروز نسبت به آن بی‌تفاوت باشیم عملاً راه را برای شیطان باز کرده‌ایم؟ موفق باشید
4796
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید یک سؤال داشتم که مرا به کتاب از برهان تا عرفان خودتان احاله دادید ولی به جواب نرسیدم خواهشمندم بفرمایید تصور هستی بدون چیستی چگونه امکان پذیر است؟ چگونه امکان دارد یک چیز بدون اینکه چیستی داشته باشد وجود داشته باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سلوک فلسفی انسان به جایی می‌رسد که از ذهن که عموماً چیستی‌ها را در خود دارد عبور می‌کند و به عقل می‌رسد که با «وجود» مرتبط است و در اینجاست که انسان می‌تواند بدون رجوع به ذهن – که نظر به چیستی‌ها دارد – با وجود و مراتب وجود مرتبط شود و در این راستا و برای این سیر از چیستی به هستی، معرفت نفس راه‌کار خوبی است. موفق باشید
4401
متن پرسش
با سلام استاد درد و دلی باشما داشتم لطفا یک راهی به من نشان دهید تا از این سرگردانی بیرون آییم و به خود آییم: استاد عزیز تا کی کتاب بخوانیم ولی عمل نداشته باشیم دیگر خسته شده ام با اینکه ساعتهاوقتم را صرف مباحث شما می کنم و در کتب دیگران تعمق می کنم و شب و روزم این شده ولی دیگر ماندم چه کنم هنوز صفات رذیله دارم چکار کنم تزکیه شوم چگونه از منیت بیرون آیم ما فقط اینها را در کتابها خوانده ایم و می بینیم نمی شود مثل امام شد خیلی اوضایع خراب است واقعا دوست دارم به خدا برسم ولی...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر بنا نیست به آن‌چه شریعت الهی فرموده عمل کنیم و در انجام عبادات صبر پیشه کنیم تا إن‌شاءالله در ابدیت بهترین سیر را داشته باشیم، دیگر چه می‌خواهید؟ موفق باشید
2339

سحر و جادوبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت ا... مدتی پیش متوجه شدیم که به وسیله ای جادو شده ایم و این امر برای اشکال ایجاد کردن در امر ازدواج بوده است،برای برطرف و باطل کردن آن چه باید کرد؟ (پس از آن چند مورد ازدواج وجود داشته که هر یک به دلیل غیر عقلانی به هم خورده است)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: پیشنهاد می‌کنم کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» مطالعه فرمایید. موفق باشید
1985
متن پرسش

سلام استاد سوالی داشتم اونم اینکه از وقتی با سیر مطالعاتی شما آشنا شدم دیدم تغییر کرده من هرسال به اعتکاف می رفتم ولی وقتی کتاب ادب خیال و عقل وقلب شما رو خوندم به این نتیجه رسیدم که منی که هنوز دچار کثرت ها هستم اعتکاف رفتنم یک جورایی وقت تلف کردنه وامسال در این مراسم شرکت نکردم آیا نتیجه گیریم درسته ؟ آیا شما اعتکاف را برای امثالی چون من توصیه می کنید؟باتشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آدم حسابی در اعتکاف شرکت می‌کردید تا به نور الهی از کثرت‌ها عبور کنید و نور وحدت بر قلب شما تجلی کند. موفق باشید

1888

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز آیا صحیح است ما که الان داریم روی کتب معرفت نفس شما کار می کنیم ( در ابتدای کار هستیم )شروع کنیم به عمل و روزه گرفتن آیا افراط نیست .میزان در این مورد چیست با تشکر .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در حدّی که صورت افراط به خود نگیرد روزه‌گرفتن خوب است. مثلاً از روزه‌ی ماه رجب غافل نشوید. موفق باشید
1879
متن پرسش
استاد گرانمایه سلام و احترام. استاد بارها این دو سوال برایم پیش آمده است، 1.چرا در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و امام علی علیه السلام و سایر ائمه، مردم چه خوب و چه بد، می توانستند امامشان را رویت کنند و ظاهرشان را ببینند، اما نوبت به ما بیچاره ها که رسید فقط موقنین و متقین و مومنین واقعی به این شرف نایل می آیند؟ 2.سوال دیگرم این است که چرا علما و بزرگانی که امام زمان را مشاهده می کنند غالبا اشاره به دیدن نوری سبز یا زرد و .. می کنند؟ استاد این نور در واقع نوری در عالم مثال است یا نور مادی است و دیگر اینکه آیا سایر ائمه همراهشان همیشه نور بوده اگر اینگونه بوده چطور مردم از ظاهر امر متوجه حقانیت ایشان نمیشده اند؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: گفت: «هرکه را روی به بهبود نبود.... دیدن روی نبی سود نبود» چشم اگر بینا باشد نور ائمه«علیهم‌السلام» را در سیره‌ و سخن حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» و مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» می‌بیند، برادر! دنبال نور محسوس نباش. مگر وقتی قرآن می‌فرماید: «اللهُ نورالسموات و الأرض» است شما به دنبال نور محسوس هستید؟ مگر نور حیات و قدرت و لطافت را در گُل‌ها نمی‌بینید؟ موفق باشید
20046
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: سوالی که این روز ها ذهن این حقیر را درگیر کرده است در روند کار ها و فعالیت هایمان بسیار تاثیر گذار بوده است. تلاش می کنم که این سوال را بپرسم هر چند که هنوز سوالی که پس ذهنم است را پیدا نکرده ام! و این مسئله به خودی خود بسیار برایم آزار دهنده است. اما سعی می کنم کمی منظورم را برسانم. اگر ما یکی از بزرگترین مشکلات انسان عصر امروزی را به خصوص اگر دل در گرو مذهب داشته باشد را خرد بی خردی و یا ایدئولوگ بودن بدانیم و در برابر این ایدوئولوگ نگاه کردن به مسائل و عدم فهم همدیگر بحث مفاهمه و دعوت به تفکر را به میان آوریم و برای دیدگاه های دیگران آنطور که شایسته ی آن دیدگاه می باشد وجوهی از حقیقت را قائل باشیم، و دیگران را نیز به این رویکرد «فکر کردن به حقیقتی بیرون از خود» دعوت نماییم، به طور مثال علی رغم همه ی نقد هایمان به اصول گرایان حزبی و یا اصلاح طلبان غرب زده به معنای اصطلاحی رایج، سعی در شنیدن حرف آنان داشته باشیم و وجوهی از فکر آنان را نیز جلوه هایی از فکر حضرت امام رضوان الله علیه بدانیم، چه کنیم تا دچارِ ایده ی کثرت گرایی آمریکایی نشویم؟ و هویت خود را بر باد رفته و تهی نیابیم؟ اگر قبول نماییم که عالم پست مدرن آمده است تا این هر آنچه سخت و دشوار می نماید را به سخره گیر و دود نماید؛ اگر عالم پست مدرن نتواند افراد را از این نگاه ایدئولوگ برهاند، می تواند این ایدئولوژی ها را پوچ و تهی و بی هویت نماید. هنگامی که این ایدئولوژی ها بی معنا و تهی شد، دیگر نمی توان به آن بازگشت و یا دست به دامان ایدئولوژی دیگری شد. حال آنکه اگر انسان هویت خود را که در تعریف در غیرت با دیگری شکل گرفته است را بر باد رفته بداند هیچ انگیزه ای برای مبارزه ندارد. به عبارتی دقیق تر سوال بنده این است که چگونه می توان خود را از مرز بندی های رایج نجات داد و جایگاهی برای دیگران و تفکران آنان قائل شد در عین حال بی هویت نشد و نشاط داشت؟ مرز های درگیری ما در دانشگاه باید چگونه باشد تا در عین حال که افراد را اسیران زندان توسعه می دانیم و مرزبندی های رایج و نامطلوب با سایر تشکل ها را نداشته باشیم در حال بتوانیم مبارزه کنیم و مقابل کفر بایستیم؟ با تشکر از وقتی که می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی دقیقی را در میان آورده‌اید به همین جهت هم اگر مواظب نباشیم، قصه‌ی ما قصه‌ی کسی می‌شود که «رفت آب بیاورد، آب بردش». به همین جهت گفته می‌شود در بستر سنتی خاص باید آن نوع ارتباطات و تعاملات برقرار باشد و همواره اصولی مدّ نظر قرار گیرد که از نظر بنده آن اصول در متن تشیع در این زمانه انقلاب اسلامی و اهداف انقلاب و رهنمودهای رهبری است در چنین سنتی باید ارتباط با دیگران در میان باشد وگرنه هرکس در جزیره‌ی خود با خود زندگی می‌کند. در حالی‌که انسان‌ها با انسان‌ها، انسان می‌شوند. موفق باشید   

18453
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز: در جوابی به سوال یکی از کاربران فرموده بودید که در روایات و... اصلا چیزی مبنی بر اینکه تقدیر انسان قابل تغییر باشد نیامده که هر چقدر انسان تلاش کند و سعی به عبودیت کند، از این تقدیر بهره مند می شود. حال در بحث عین ثابت انسان، فرمودید که عین ثابت انسان همان انتخاب بنیادین اوست، هر چند اگر بخواهد می تواند آن را تغییر دهد ولی آن را برای خود اصل گرفته، در اینجا فرمودید که عین ثابت انتخاب بنیادین است که آن هم انسان می تواند تغییرش دهد، حال آیا در این صورت که انتخاب تغییر کند، عین ثابت او هم تغییر نمی کند؟ پس در اینصورت دیگر اسم عین ثابت برای چیست؟ و دوم اینکه آیا در این صورت تقدیر هم قابل تغییر نیست؟ لطفا کمی توضیح فرمایید. من کتابهای زیبای شما را خوانده ام. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد تقدیر نسبت به خدا از آن جهت که خدا مثلاً تقدیر فرموده است که ظالم را به سزایش برساند، قابل تغییر نیست. ولی این بدین معنا نیست که انسان ظالم نتواند خود را تغییر دهد. آری! وقتی انسانی انتخابی بنیادین برای شخصیت خود کرده باشد، تقدیر مناسب آن انتخاب برایش جاری می‌شود مگر آن‌که انتخاب خود را تغییر دهد. موفق باشید  

17297
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: حضرت آیت الله پهلوانی قدس سره در کتاب رسائل عرفانی صفحه ی 155 در مورد آیت الله بهجت رحمه الله می فرمایند: کسی نمی تواند به آسانی از ایشان دستورالعمل سلوکی یا حرف های عرفانی را اخذ کند، بلکه ایشان می‌فرمود: درب تعلیم و تعلم این مطالب بسته شده است. گاهی نیز می‌فرمود: این مطالب طالب زیاد دارد ولی دکان می کنند! به نظر جنابعالی منظور این سخن ایشان چیست؟ آیا سلوک دستورالعملی دیگر جواب نمی دهد؟ یا اینکه منظور این است که نوع دیگری از سلوک را باید در نظر گرفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد این سخن ایشان را باید ارجاع دهیم به آن سخن‌شان که می‌فرمایند: «علم تو استاد تو است»، به این معنا که شرایط در حال حاضر طوری است که اگر کسی بخواهد سلوک کند با همین علمی که از تقوا می‌شناسد می‌تواند سلوک لازم را به‌دست آورد و نیاز به دستورالعمل خاصی ندارد. موفق باشید

17291

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. با سلام و آرزوی قبولی طاعات، 3 سوال از محضرتان داشتم: 1. ما سیر اسفار رو شروع کردیم ولی قبلش بدایه و یا نهایه رو کار نکردیم اشکالی نداره و به مشکلی بر نمی خوریم؟ 2. با توجه به بحث مطرح شده در شرح دستور العمل های آیت الله بهجت که ایشان رو استاد سلوکی این دوره معرفی می کنیم جایگاه استفاده از بقیه علما مثل این الله حسن زاده کجا قرار میگیره که این اساتید حرفهای عمیقی دارند که آیت الله بهجت نزدند. 3. یه بحثی هست که در سیر عرفانی مشکلات اخلاقی از ریشه درست می شود که اگر بخواهیم به تک تک امراض اخلاقی بپردازیم تا آخر عمر هم معلوم نیست برسیم درمان کنیم با توجه به این حرف جایگاه کتب جامع السعادات و دستورات اخلاقی دیگه کجاست و چی میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نه، با بحث «ده نکته» و «برهان صدیقین» می‌توانید جلو روید. 2- لازم نیست استاد سلوکی را تنها حضرت آیت اللّه بهجت بدانید. در ذیل حضرت امام خمینی و آیت اللّه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیهما» می‌توان به اساتید عزیزی رجوع داشت. 3- بحمداللّه در رابطه با دفع رذائل اخلاقی به طور کلّی از طریق عرفان، متوجه‌ی مطلب خوبی شده‌اید. با این‌همه، کتاب‌های اخلاقی در واقع کمک می‌کنند تا اجمالِ رذائل و فضائل، به تفصیل آمده و در دفعِ آن و فعلیت‌یافتنِ آن دیگر، موفق شوید. موفق باشید

16127

جایگاه دعابازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم با سلام خدمت استاد عزيز: جناب استاد با توجه به سوال 16057 و جواب حضرتعالي، من جواب سوالم را نگرفتم و احساس کردم پاسخ شما بیشتر ناظر به مقام رضا و حکمت است، ولی سوال اين است با توجه به روايات فراوان که مثلا امام کاظم می فرماید دعا برمی گرداند آنچه مقدر شده و آنچه نشده .... و یا روایت «لا یرد القضا الا الدعا» و یا روایت زیاد دعا کن که دعا کلید رحمت و رسیدن به هر حاجت است و جملات بزرگانی چون شهید مطهری که می فرماید دعا قضا و قدر را عوض می کند. یا پاسخ که در سایت اساتید و طلاب آمده که دعا و توسل و شفاعت در رتبه بالاتر از مقدرات قرار داشته و بر آنها احاطه دارد و آنها را تغییر می دهد. حال با توجه به این مطلاب آیا شما معتقدید چیزی که مقدر نشده می شود با دعا مقدر شود و یا فقط کارکرد دعا در این حوزه این است که ظهور آنچه مقدر شده را خوب می کند؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده با نظر به همان نکات که جنابعالی می‌فرمایید و با نظر به مباحث «قضا و قدر» و با نظر به آیه‌ی 22 سوره‌ی حدید که می‌فرماید: «ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا في‏ أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ في‏ كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرٌ» هيچ مصيبتى در زمين و نه در وجود شما روى نمى‏ دهد مگر اينكه همه آنها قبل از آنكه زمين را بيافرينيم در لوح محفوظ ثبت است؛ و اين امر براى خدا آسان است‏. عرض خود را خدمت‌تان نوشتم. لذا با توجه به این موارد می‌توان گفت امثال روایات «الدّعا یردّ القضاء و لو ابرم ابراما» می‌خواهد بگوید آن قضایی که شما را از تقدیر شما محروم می‌کند، از طریق دعا می‌توانید دفع کنید، نه آن‌که تقدیر الهی را تغییر دهید. موفق باشید

14272
متن پرسش
سلام: آیا در تاریخ داریم که نماز پیامبر قضا شده باشه؟ اگه نه پس اینکه در کتاب آقای دکتر علی اکبر فیاض آمده که در سال 7 هجرت و مقارن با فتح خیبر به دلیل خواب ماندن موذن نماز قضا شده را صبح خواندند چه می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی حضرت آیت اللّه جوادی، این روایات را ساختند تا جایی برای جانشینان غیر معصوم رسول خدا باز کنند و بگویند رسول خدا نیز یک انسان معمولی بود و می‌شود جانشینان او نیز، غیر معصوم و انسان‌های معمولی باشند. موفق باشید

13631
متن پرسش

با سلام می خواستم بدانم بردن زن در اربعین کار درستی است چون برخی می گویند با آن اوضاع سخت بردن زن درست نیست لطفا دلیل قطعی بفرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیاده‌روی اربعین در این سال‌ها؛ یک حرکت تاریخی بزرگی است که زن و مرد باید در آن حاضر باشند مگر آن‌که برای بعضی محذوراتی در پیش باشد. موفق باشید

13357
متن پرسش
به نام خدا با سلام و با تشکر از پاسختان: در جوابم فرموده بودید خداوند زمینه ی نور معرفت را خود به خود در مادر فراهم می کند. اما من در سه ماه اول تولد نوزادم که حقیقتا فرصت مطالعه کتابهای اخلاقی و معرفتی نداشتم به عینه متوجه افول اخلاق و سست شدن اعتقاداتم شدم که ضعف پس از زایمان هم مزید بر علت می شد ولی این نور معرفت را در خودم احساس نکردم در حالی که نیاز شدیدی به این نور داشتم و خیلی احساس می کردم از خدا دور شده ام و پس از سه دوباره ماه با مطالعه و کار معرفتی با دوستان حال روحم بهتر شد. و سوال دیگر اینکه منظورتان از کلیات و جزئیات چیست؟ و این به تعویق انداختن مطالعه جزئیات تا کی ادامه پیدا می کند. از شما به خاطر صراحت در صحبتم عذر خواهی می کنم ولی پرسیدن این سوالات را وظیفه خودم می دانم چون خیلی دیگر از مادران مبتلا به این مشکلند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سعی کنید به وظیفه‌ی خود نسبت به فرزندتان، دل بسپارید و او را به عنوان هدیه‌ی حضرت حق بپرورانید تا إن‌شاءاللّه نور تدبیر الهی بر قلب شما تجلی کند و خود را در زیر سایه‌ی پروردگار فرزندتان احساس کنید. 2- یک روحانی باید هم مطالب را بداند و هم خود را مجهز کند که بگوید ولی آن کسی که می‌خواهد عمل کند، دیگر کاری به جزئیات سخن آن روحانی ندارد، بلکه در حدّ موقعیت خود سخن او را می‌گیرد تا عمل کند؛ منظورم از عبور از جزئیات و نظر به کلیات، این نکته بود. موفق باشید

12818
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب خدمت حضرت استاد بزرگوار: احتراماً، استاد شما در مورد شرح فصوص الحکم مطالبی را نگاشته اید یا خیر؟ البته بنده شنیده ام که اساتید برای شرح این کتاب افراد مخصوصی را انتخاب می کنند که نمی دانم درست است یا خیر؟ ولی بنده بسیار تمایل دارم که اگر در این باب مطالبی وجود دارد را تحقیق نمایم لطفاً راهنمایی بفرمائید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مختصر کارهایی شده، ولی به نظر بنده اگر می‌خواهید در این مسیر تلاش کنید بعد از مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین و کتاب معاد و کتاب معرفتِ نفس و حشر با تعمق زیاد بر روی شرح سوره‌ی حمد حضرت امام و شرح کتاب «مصباح الهدایه» ایشان، إنشاءاللّه راه گشوده می‌شود. موفق باشید

12259
متن پرسش
به نام خدای مهربان خدمت استاد عزیز سلام عرض می نمایم و توفیق روز افزون برای شما خواستارم ما خانواده ای هستیم مذهبی. فرزندی داریم که در عین علاقه زیاد به رفتن در حوزه علمیه و مسایل مذهبی حدود 2 سال است که به واسطه فضای مجازی آلودگی به تصاویر و داستانها و فیلمهای مستهجن پیدا کرده است. ضمن اینکه با هماهنگی و تمایل خودش به مشاوره های مذهبی مراجعه کرده ایم و ضمن اینکه معتقد است که مشکل دارد و می خواهد که مشکلش حل شود ولی هنوز اصل موضوع پابرجاست (لازم به ذکره که چندین نوبت که متذکر موضوع می شدیم ایشان بشدت انکار می کرد و با توجیه کردن و دروغ بافی زیاد از قبول موضوع سرباز می زد و ما هم اصرار نمی کردیم تا روز قبل که در مورد مشابهی مجبور شدم ضمن تذکر و نوع برخوردم نشان دهم که من به اطمینان رسیده ام در این موضوع) استاد چه کنیم؟ از یک طرف ظاهر مذهبی و حوزوی و قرآنی و از طرف دیگر دروغ گویی و توان توجیه کردن مسایل و عادات ابتذال و... اصلا نمی تواینم و بنا هم داریم که نگذاریم به حوزه برود چرا که فکر می کنیم می توان یک فرد عادی منحرف را تحمل کرد ولی یک روحانی نما و یا یک فرد به ظاهر مذهبی دچار انحراف اخلاقی را اصلا نه. استاد عزیز اگر شما با چنین شرایطی روبرو م یشدید چه می کردید؟ موبایل و کامپیوتر را خیلی کنترل شده در اختیارش گذاشته ایم ولی با اندک غفلت فیلش یاد هندوستان می کند. استاد می ترسیم از شرایط موجود و رسم زمانه ای که دهان باز کرده و دارد مدام می بلعد و فضایی ایجاد کرده که افراد بین قرآن و امام حسین و ریش و تسبیح و تمناهای اینچنینی با ابتذال و دزدی و دروغ و... جمع کرده اند. تکلیف ماها چیست در این وانفسا؟ با فرزندانمان چه کنیم؟ با خودمان چه کنیم؟ می بخشید مزاحم وقتتان شدم. درد و دلی بود و چاره جویی از پدر و مادری درمانده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت باید شرایط برای این نوع جوانان طوری فراهم کرد که متوجه‌ی احساس گناه خود شوند ولی آنچنان زیر نظر قرار نگیرند که وقتی می‌خواهند توبه کنند و خود را مبری از این عیوب بدانند امکان چنین کاری برای آن‌ها نباشد! فکر نمی‌کنم اگر این جوانان بعضاً گناه‌آلوده – ولی نه گناه‌کار – در شرایط خوب دینی قرار بگیرند به‌کلّی از این نوع گناهان فاصله نگیرند! شما مسئله را خیلی بزرگ نکنید که موجب یأس جوانانی شود که گرفتار مکرِ لیل و نهار این روزگارند. موفق باشید

11974
متن پرسش
سلام: چرا نمی توان برای قضایای بدیهی استدلال آورد؟ می گویند اگر برای بدیهیات دلیل بیاوریم دور پیش می آید، لطفا این را توضیح دهید چگونه دور پیش می آید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً عرض شد استدلال در جایی معنا می‌دهد که موضوع روشن نباشد، در حالی‌که بدیهیات برای ما روشن است. مثل آن‌که برای اثبات وجودِ دیواری که در مقابل شما است دلیل نمی‌خواهد تنها باید آن را احساس کرد. موفق باشید

11281
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام: بنده بسیار از کسانی ناراحت شده ام و کینه تمام قلبم را گرفته است. تا جایی که می خواهم اتفاقات بسیار بدی برای آن ها بیفتد... راه های درمان بیماری کینه چیست؟ زیرا بسیار عذاب می کشم و هرچه سعی می کنم آن ها را ببخشم نمی شود. ممنونم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر متوجه عیوب خودمان شویم می‌بینیم آنچه عیب در بقیه هست و به آن‌ها سخت می‌گیریم در ما نیز به نحوی دیگر وجود دارد و لذا به‌جای این‌که مشغول عیوب دیگران شویم سعی در اصلاح عیوب خود می‌کنیم. سعی کنید محذوراتی که بقیه داشته‌اند را که منجر به آن اعمال شده و فعلاً از آن‌ها ناراحت هستید، در نظر بگیرید. موفق باشید
11201

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: الهی خدا نعمت‌هایی مثل شما رو از ما جوونا نگیره. استاد آیا این امکان وجود داره که شیطان در قالب کسی مثل عرفا در بیاد و انسان رو تا یه جاهایی به خدا نزدیک کنه و بعد مسیر رو کج کنه و انسان گمراه بشه؟ بنده قبلا هم در مورد اطمینان از اساتید سوال پرسیده بودم ازتون...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شیطان دارای روح استکباری است و لذا در هر صورتی که درآید از کبر و استکبارش دست برنمی‌دارد و هرکس به‌خصوص هر عارفی به‌خوبی می‌تواند بفهمد که در مسیر بندگی قرار دارد و بنده‌ی خدا بودن برایش مطرح است یا فخرفروشی به بندگان خدا. اگر کسی بنا بر خودنمایی خود و تحقیر دیگر بندگان خوب خدا دارد قابل اطمینان نیست. موفق باشید
9058
متن پرسش
با سلام: به فردی که دارای اعتقادات دینی شدید و پیگیر مباحث معرفتی شما و سایر اساتید است در عین حال دچار علاقه مفرط به دیدن تصاویر مستهجن است و خود را درگیر ام کرده چگونه میتوان کمک کرد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به خود متذکر شود این‌گونه تصاویر مانع از آن می‌شود تا نفس ناطقه‌ی او در صحرای گسترده‌ی عالم غیب و معنویت حضور یابد. راه‌کار نجات از این مشکل همان است که قبلاً عرض کردم؛ باید به جای آن‌که لذّات، او را انتخاب کند سعی نماید اگر لذّت شرعی پیش آمد او آن لذّات را انتخاب نماید. موفق باشید
8973
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: رجعت به چه معناست؟ آیا این درست است که امام زمان (عج) درحکومت خود توسط یک زن کشته شده و امام حسین (ع) رجعت کرده و وی را غسل می دهد؟ این چکونه با حکومت عدل و از بین رفتن ظلم امام سازگار است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورتی این نوع روایات را معنا کنیم بحث حاکمیت حضرت مهدی"عجل اللَه تعالی فرجه" و فرهنگ مهدوی به معنای حاکمیت حق است در مناسبات جهان بشری، نه این که گمان کنیم در حاکمیت حضرت مهدی"عجل اللَه تعالی فرجه" آدم بد دیگر وجود ندارد.
نمایش چاپی