بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
14831

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: در صحیت های شهید بهشتی جایی هست که ایشان فرموده اند: «من مكرر به جناب آقای مصباح هم گفته ام. گفته ام دوست عزیز، چرا این بحث هایی كه احتیاج به رسیدگی بیشتر دارد باید اینطور مطرح شود؟.... مدرسه ای كه بخواهد یك مشت انسان لجوج، پرخاشگر بی جا و متعصب تربیت كند، نتوانند با هم دو كلمه حرف بزنند چه ارزشی دارد؟ در این صورت جه خدمتی به اسلام و به حق كرده اند؟ به چه انگیزه ای ؟....» حال سوال این است که اختلافات شهید بهشتی با علامه مصباح بر سر چه بوده است وشروع این اختلافات از چه موقعی وبر سر چه موضوعی بوده است ؟؟؟ وسوال بعد به نظر شما علامه مصباح امروز نظراتشان احتیاج به رسیدگی بیشتر ندارد به قول شهید بهشتی ؟؟؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده در جریان این سخن‌ها نیستم ولی می‌دانم آن دو بزرگوار که ذیل سایه‌ی فرهنگِ روحانیت عمل می‌کنند هر دو احترام همدیگر را دارند و متوجه‌ی دل‌سوزهای همدیگر نسبت به اسلام هستند 2- در مورد آیت اللّه مصباح، سخنان مقام معظم رهبری باید برای ما حجت باشد، در عین آن‌که نمی‌خواهیم آیت اللّه مصباح را در قابی از عصمت بپیچانیم. بیشتر متوجه‌ی جریان‌های مغرضی هستیم که می‌خواهند ایشان را تخریب کنند. موفق باشید

14390

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سلام علیکم: من جلسه بحثی دارم و 30 نفر جوان می آیند اما از آنجا که بالاخره گاها خطاهایی سر می زند گرچه تمام تلاشم را برای عدم انجام خطا به کار می برم. با خود می اندیشم که نکند مصداق اتامرون الناس بالبر..... شوم چند بار قصد تعطیلی جلسه را گرفتم ولی از آن طرف می ترسم که خدا عقابم کند که چرا جلسه را ترک کردی حال مرددم چه کنم اگر این جلسه نباشد و خدای نکرده خطایی رخ دهد دیگر وجدان از بابت جلسه آزارم نمی دهد می ماند خودم و خدا و عذر خطا. استاد آیا جلسه را تعطیل کنم یا این خود خواست شیطان است؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما سعی کنید بدون هیچ ادعایی در بستر شریعت الهی آن‌چه را دین فرموده‌ است به زبان امروز برای جوانان تبیین کنید و متذکر باشید که خود شما هم به دنبال آن هستید که خداوند توفیق‌تان دهد به آن‌چه می‌گوئید عمل کنید. موفق باشید

14075
متن پرسش
سلام علیکم: با تبریک حلول ماه ربیع الاول لطف و کرم امام حسین (ع) به جناب حر را می دانم و ثواب های بی حد زیارت آقا را شنیده ام اما به دلیل گناهان زیاد خجالت می کشم به کربلا بروم (شاید هم چون دستم به گوشت نمی رسد می گویم بو می دهد). البته می دانم (یا حداقل به زبان می گویم ) که عالم محضر اهل بیت (ع) است اما باز هم از رویارویی با حضرت به شدت خجالت می کشم. لطفا راهنمایی بفرمایید با تشکر و آرزوی توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «با کریمان کارها دشوار نیست» آن‌ها خانواده‌ی کرم‌اند بدون آن‌که بدی‌های ما را به چشم آورند، دستگیری می‌کنند، آن‌هم چه دستگیری‌هایی! موفق باشید

13760
متن پرسش
سلام: آیا یک شخص میتونه با همین بدن خاکی به عوالم بالا صعود کنه به این معنی که به تجرد مثالی و عقلی حتی همین بدن خاکی برسد؟ و بعد دوباره به عالم ماده نازل شود؟ برخی این موضوع که حضرت مسیح در آسمان است را اینگونه تفسیر کردند که منظور از آسمان، عوالم غیر مادی است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» روشن شده است که اگر ماده از مرتبه‌ی مادی‌بودن بالاتر رود، دیگر از مادی‌بودن در می‌آید و این‌که قرآن می‌فرماید حضرت مسیح«علیه‌السلام» را به بالا برده است، باید بالابردن رتبه‌ای باشد که یک‌نوع برگشت به هویتِ مجرد است و این غیر از بالابردن مکانی است. موفق باشید

12495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: می خواستم در مورد مفهوم زمان از نظر عرفا بیشتر بدونم. چون تقریبا همه ی عرفا به ذهنی بودن زمان و موهومی بودن اون اشاره کردند لطفا منبعی معرفی کنید تا بیشتر در این مورد تحقیق کنم. اگر ممکنه خوتون هم توضیحاتی را بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث حرکت جوهری جناب صدرالمتألهین بر همان مبنای نگاه عرفا نسبت به زمان مطرح است. هنر جناب صدرا آن است که توانسته است آن نگاه را با روش عقلی به صحنه بیاورد. موفق باشید

11882
متن پرسش
با سلام: آیا بدی موجود است یا خیر؟ در بعضی جاها مثالی که زده اند مثال نور است بدین صورت که هرجا نور در آن مکان به حداقل خود برسد آنجا را تاریکی می نامند و این در صورتی است که اگر همه ی وجودات، موجودیت خود را از خدا می گیرند و ما بخواهیم به مثال بالا استناد کنیم در آن صورت یک عدم وجود دارد که خدا در آنجا نیست و این حضور تام خدا را زیر سوال می برد. حال اگر پاسخ شما در تایید موجود بودن بدی است انتصاب آن به هستی خدا چگونه خواهد بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم «شرّ» عدمِ «خیر» است و مسلّم چون «عدم» غیر از «وجود» است، عدم خیر نیست و موجود شرّ از آن جهت که وجود دارد و خیر است به خدا منسوب است نه از آن جهت که نسبت به ما شرّ است. مثل سیل که از جهت آب‌بودن خیر است، ولی آب از آن جهت که روان است نسبت به ما به عنوان سیل شرّ می‌شود که با درست‌عمل‌کردن می‌توانیم خود را در معرض شرّبودن آب قرار ندهیم. و در همین رابطه در قرآن داریم: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ * مِنْ شَرِّ ما خَلَق‏» یعنی اگر در زیر سایه‌ی حضرت حق زندگی کنید و از این طریق به او پناه ببرید از وجه شرّی مخلوقات در امان خواهید بود. موفق باشید

10350
متن پرسش
گاهی همه ی عالم و آدم دست به دست هم می دن تا آدم رو هدایت کنن ولی آدم حالش به هم می خوره. و گاهی تو نیمه های شب خوندن سوال 10307 سایتتون آدم رو متحول می کنه و آدم توبه می کنه و پشیمون می شه از بد بودن. زمونه ای که توش بد بودن خوبه. فقط استاد طاهرزاده زندگی رو زیبا می کنه.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً زمانه گناه‌آلود است و باید بسیار امیدوار بود که با فروریختن پرده‌ی آلوده‌ی گناه، عصمت به جوانان معصوم ما برگردد. اگر باید به آینده امیدوار بود که باید بود، به جهت دل نورانی این جوانانی است که گرفتار گناه‌اند ولی آلوده به آن نیستند و دلشان در جای دیگری است، خدا کند شیطان آن‌ها را مأیوس نکند. کار حُرّ، آن شخصیت عجیب، آن زاده‌ی آدم، آن مخزن تحول و توبه، همان کار انقلابی بود که افکار را از اسارت عادت دوران آزاد کرد و جرأت روبه‌رویی با مرگ را و نهراسیدن از آن را به بشریت برگرداند و مرزهای حقیقت را برای او باز نمود و روشن کرد آن منبع لیاقت با همه‌ی انسان‌ها هست، پس از هیچ‌کس مأیوس نشوید و هیچ‌کس هم از خود مأیوس نگردد، هرچند دشمن همه‌ی اطراف شما را گرفته باشد و مرگ از هر سو بر شما ببارد، باز زندگی و آزادگی در اختیار شماست و نه در اختیار دشمن. خداوند با «توبه» ،حرّ را در صدر نشاند و افتخار آزادگی را به کشته‌ای غرق به خون داد. پس ما نیز باید از زیر بار سنگین گناه برخیزیم، هرچند آن گناه به سنگینی کوه باشد. با یک حرکت خود را از طوری به طور دیگر درآوریم. موفق باشید
9164
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام و تشکر پرسیدم: «چگونه میتوان از طریق «غایت مفقود، محال است.»، وجود امام زمان حیّ را ثابت کرد؟»، شما در جواب فرمودید: «وقتی نبوت به صورتی کامل در شخص حضرت محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» ظهورکرد، ولایت که باطن نبوت است، باید در شخص ولیّ کامل ظهورکند.». اگر مصداق این ولی کامل پیغمبر باشد، کاملاً حرف متینی است. ولی اگر قرار باشد مصداقش امام دیگری باشد، این که «آن ولی کامل بدون هیچ انقطاعی از آن پیغمبر خواهدبود» صرفاً یک ادعاست؛ احتمال دارد ظهور باطن نبوت استمرار نداشته باشد، و شما دلیلی بر استحالة چنین احتمالی نیاوردید و این که بعدش فرمودید: «و در راستای ظهور نبوت، آن ولایت همچنان در اشخاص مختلف به ظهور خود ادامه می‌دهد.»، همان تکرار مدعای شماست. ادبیات فرمایش شما در این پاسخ، از آن استدلال اولی که حقیر در صدد اشکال بر آن بودم، بسیار فاصله گرفته. طوری نیست، با همین ادبیات بحث را ادامه میدهیم: چه اشکالی دارد که پس از ظهور کامل نبوت، باطن نبوت (ولایت) ابتدا در حضرت علی ظهورکند، آنگاه ظهور این باطنْ استمرار نداشته و هزار سال بدون امام باشیم آنگاه امامی به دنیا بیاید که دوباره آن باطن را در مرتبة اعلایش ظاهرکند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: دلیلی ندارد وقتی زمینه‌ی ظهور ولایت کامل فراهم شد در حالی‌که نبوت ختم شده، ادامه‌ی آن ولایت در سایر ائمه«علیهم‌السلام» ادامه نیابد. موفق باشید
8128
متن پرسش
سلام علیکم . استاد اساتید زیادی هستند که مثنوی را شرح میدهند اما اینکه استاد شارح صاحب نفس باشد خیلی در تاثیر پذیری آن فرق دارد . مثلا علامه طهرانی گه گاهی در آثارشان بعضی از ابیات مثنوی را توضیح میدادند یا گاهی تعابیر مرحوم حداد را بر بعضی از ابیات مولوی آورده اند که تاثیرر خوبی بر انسان دارد .شما شارحی را میشناسید که جنس نفس او از جنس علامه طهرانی و... باشد . شما خودتان شرح مثنوی دارید ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: متأسفانه نمی‌شناسم امیدوارم تاریخی شروع شود تا مثنوی به آن معنایی که متشرعین به آن رجوع دارند و آیت‌اللّه انصاری همدانی می‌فرمایند سالک تا آخر عمر از مثنوی مستغنی نمی‌شود، به زندگی ما برگردد. آن مثنوی که مقام معظم رهبری در موردش می‌فرمایند: « مثنوى همان طور که مولوى مى‏گوید: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّین» و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقیده بود ». موفق باشید . در دیدار با شعراء در سال 1387- مولوى در دیباچه‏ى دفتر اول مى‏گوید: هذا کِتابُ الْمَثنَوى، وَ هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّین، فى کَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْیقین
7513
متن پرسش
سلام علیکم. گاهی اوقات سعی میکنم در اعمال و رفتار روزانه ام دقت کنم و تاحدودی موفق هم میشوم اما هر بار پس از مدتی یک اتفاقی پیش میاید که اعمالم را بر باد رفته میبینم و نا امید از خود میشوم. مثلا ده روزی خیلی خوب اوضاع پیش میرود و اما ناگهان روز یازدهم نماز صبحم قضا میشود! باز دوباره مراقبت میکنیم و اما پس از مدتی یک اتفاق دیگری رخ میدهد ( مثلا ناگهان و ناخواسته وارد فضای غیبت میشویم ) و... همین طور پشت سرهم برای بنده رخ میدهد. مشکل بنده چیست؟ آیا من آدم سست اراده و ضعیفی هستم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی از بزرگان می‌فرمایند «برای یک امر هفتاد بار توبه کردم تا از آن گناه راحت شدم» به این معنی که هر بار عزم می‌کردم که آن گناه را مرتکب نشوم و باز شیطان زمینه‌ی انجام آن را فراهم می‌کرد و اوّاب به همین معناست که دائم پس از هر غفلتی بدون این که مأیوس شود به خدا رجوع می‌کند تا به لطف الهی آرام‌آرام زمینه‌های ارتکاب گناه از بین برود. موفق باشید
7375

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر در وبلاگ نقد مدرنیته و نظم غربی در ذیل عنوان نقد و بررسی هندسه معرفتی استاد طاهرزاده خواندم که نسبت به کتاب سلوک ذیل شخصیت امام خمینی نقد و ابهاماتی وجود دارد.جواب این گروه داده شده یا خیر؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 6925 تحت عنوان «راهی نا هموار در جهانی طوفانی و سر گیجه‌آور» داشته‌ام، شاید مفید افتد. در ضمن در شرح کتاب سلوک در مدرسه‌ی معصومیه‌ی قم تا حال چهار جلسه عرایضی داشته‌ام. شاید در فهم کتاب کمک کند. موفق باشید
6959
متن پرسش
سلام علیکم: در یک برزخی میان جلسات تفسیر و اخلاق مانده ام. آخرش باید همه‌ی انسان‌ها را دوست داشت یا با شارون و بوش و ... بد بود؟ متذکر امر تولی و تبری هستم بین بدست نیاوردن خدا و آرزوی مرگ منافقین، دومی را انتخاب می‌کنم. راستی بین شما و مولای عطشانمان چه گذشت خوش به سعادتان نکند رفته‌اید برای تمام‌شدن این نشئه رخصت بطلبید. اگرچنین است درد یتیم شدن‌مان را به که شکایت بریم/ التماس دعا.
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر بنا نیست به نظر به فطرت انسان‌ها حتی در ابتدای امر با فرعون هم از سر دلسوزی وارد شد، و در هرحال با «بدی» بد بود؟ حال اگر کسی تمام شخصیتش بدی شد، همین‌که با «بدی» بد باشیم با آن‌ها نمی‌توانیم بد نباشیم. شاید بحث این دوشنبه (مکارم‌الأخلاق) موضوع را کمی روشن‌تر کرده باشد. بنده در سفر کربلا بحمداللّه دعاگوی همه‌ی عزیزان بودم. موفق باشید
6351
متن پرسش
سلام.دربرخی از روایات دیده می شود که بعداز قیامت بازهم آدم هایی بر روی زمین می آیند وزندگی زمینی از نوع تشکیل می شود.آیا این با حرکت جوهری منافات ندارد ویا باید روایات را طوری دیگر معنا کرد.یاعلی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حرکت جوهری ثابت می‌شود این عالم به فعلیت می‌رسد و بالا می‌رود و مسلّم فیض خدا همچنان تا آخرین مرتبه ظهور دارد و عالم ماده‌ای دیگر ایجاد می‌شود و باز آن عالم به فعلیت می‌رسد و باز عالم ماده‌ای دیگر. موفق باشید
6166
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد ارجمند بنده حدود پنج ماه است که ازدواج کرده ام و خانواده و زندگی مستقلی تشکیل داده ام. سوال اصلی ای که در این مدت خانم بنده از من داشت این بود که برای اینکه احساس پوچی نکنم و بتوانم مفید واقع بشوم و عمرم تلف نشود چه کنم!؟ در کنار انجام کارهای داخل خانه آیا در کنکور کارشناسی ارشد شرکت کنم و مقطع ارشد دانشگاه را در رشته مورد علاقه خود ادامه بدهم؟ آیا به کلاس های هنرهایی مثل خیاطی و ... بروم؟ چه کنم که احساس رضایت بکنم از عمری که دارد می گذرد؟ و من تا امروز نتوانسته ام جوابی برای این سوال پیدا کنم. بنده کتاب زن آنگونه که باید باشد را نیز مطالعه کرده ام اما نتوانستم پاسخ این سوال را دریابم. با تشکر و من الله التوفیق
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد حرفی برای گفتن ندارم چون مربوط به حوزه‌ی شخصی افراد می‌شود و هرکس باید نسبت به نوع زندگی و موقعیت خود تصمیم بگیرد. آنچه نباید فراموش کرد ایجاد معارف الهی در خود از یک طرف و آمادگی برای سازمان‌دادن به زندگی از طریق هنرهایی مثل همان خیاطی و علم به تغذیه‌ی صحیح است. موفق باشید
4346
متن پرسش
با سلام و تشکر از آثار ارزنده و موثرتان چرا خداوند متعال بطور مستقیم اسمی از ائمه علیم السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها در قرآن کریم نبرده و اشارات به این بزرگواران بصورت غیر مستقیم و کنایه آمیز است. در صورت امکان در این رابطه کتاب هم معرفی نمایید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یکی از بحث‌های مهمی است که در علم کلام و بحث امامت مورد بحث و تدقیق قرار گرفته، بنده هم در کتابی که در دست چاپ است تحت عنوان «مبانی نظری نبوت و امامت» عرایضی داشته‌ام که خلاصه‌ی آن را در جواب سؤال شماره‌ی 2049 می‌توانید بیابید. موفق باشید
3062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام - خسته نباشید - نمودونم دسته بندیمو درست قرار دادم یا نه ولی سوال از خدمتتون دارم - با معرفت به الله تبارک تعالی و ایمان به تکیه گاهی بزرگ چون او قطعا مساله ای تو دنیا وجود نداره که براش غصه خورد . اما من اینطور نیستم یعنی معرفتی ندارم ولی میخوام تو مسیر معرفت گام بردارم - میدونم تدریجی هست - میدونم باید کتاب بخونم - میدونم باید گناه نکنم و واجباتو انجام بدم - ولی متاسفانه اگه کاری رو بدون ایمان بهش شروع کنم , قطعا تمومش نمی کنم. اخیرا به این موضوع فکر میکنم که هممون شیعه به دنیا اومدیم و بدون تحقیق و مطالعه که باعث شده تو مباحث ندونیم اصلا به چی اعتقاد دارم و کم میاریم - شک و تردیدام زیاد شده - به هر چی فکر میکنم و دلیلشو نمی فهمم - حتی به ذات الله - سر هر صحبتی یا منبری یا غیره سر بعضی بحثا شک میکنم - چطوری رهاشم از شک و تردید ؟ همش فکر میکنم که چرا ما که اینقدر تعدادمون کمه درست میگیم و این همه آدم غلط ؟ همش فکر میکنم ما ایرانیا چون احساسی هستیمو و به تغییر سخت و محکمیم , اینا رو باور داریم - حتی شک میکنم روحانی که جوابمو میده هم از رو احساسات و ریا داره جواب میده و ایمانی نداره - خلاصه موندم چه کنم - کتابی یا عملی یا هرچی که کمکم میکنه بگید - شمارو هم نمیشناسم و نمیدونم با جوابتون باز چه شکی سراغم میاد! به ایمیلم بفرستید لطفا - میخوام مومنی بشم که همه چیزش خداست نه فقط زبانا بگه یا الله و بگه الهی العفو و فرداش باز دروغ و گناه - بره سینه بزنه و باز فرداش گناه کبیره
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ظاهراً همین حالت برای طرفی پیش آمد که در جنگ صفین یک طرف علی«علیه‌السلام» را می‌دید و یک طرف صحابه‌ی پیامبر را که عمری برای احیاء اسلام مبارزه کرده بودند موضوع را با خودِ حضرت در میان گذاشت و حضرت راهکار خوبی به او پیشنهاد کردند، فرمودن: «حق را بشناس تا بتوانی اهل حق را بشناسی» انصافاً حرف همین است که ما باید ملاک تشخیص حق و باطل را داشته باشیم تا به این بحران‌های که متذکر آن هستید گرفتار نشوید. بنده روش معرفت نفس را پیشنهاد می‌کنم که مشهور است به روش «یقین‌دانی» و توصیه می‌کنم از کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و «آشتی با خدا» و «ده نکته» با (سی‌دی) شروع کنید. متن کتاب‌ها بر روی سایت هست. موفق باشید
2961
متن پرسش
سلام.ایا ازسیدیهای ایشان هم بجز کتاب اجازه داریم استفاده کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مانعی ندارد. موفق باشید
2856
متن پرسش
با سلام.قیم به چه معناست؟و آیا ولی فقیه قیم مردم است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: قیّم به کسی می‌گویند که قیام کسی با تکیه بر او ممکن است، مثل قیم یتیمان خردسالی که امکان ادامه‌ی زندگی آن‌ها به قیم آن‌ها است و ولیّ فقیه قیّم مردم نیست بلکه ولیّ فقیه مسیر اظهار ولایت الهی است. زیرا بنا به آیه‌ی 257 سوره‌ی بقره خداوند ولیّ مؤمنین است و خداوند از طریق فرستادن پیامبر و شریعت الهی امور مؤمنین را سر و سامان می‌دهد و ولیّ فقیه در زمان غیبت رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و ائمه«علیهم‌السلام» احکام الهی را در جامعه‌ی مؤمنین جاری می‌نماید. در رابطه با دلایل حقانیت ولایت فقیه می‌توانید به جزوه‌ی «ولایت الهی» رجوع فرمایید. موفق باشید
2420

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی من در زندگی زنان زیادی را دیدم که همه چیز خود را به پای شوهر ریختند اما در اخر رها شدند بی هیچی جتی پشتوانه مالی من مقدار مهریه ام بسیار کم است و ناچیز و الان به خاطر خرید خانه ناچارم هرچی طلا دارم بفروشم اما این موضوع خیلی فکرم رو مشغول کرده چون دیگه هیچ پشتوانه مالی ندارم از طرفی هم دوست ندارم از شوهرم بخام فسمتی از خانه را به نامم بزنه اون هم خودش ادمی نیس که اینکارو بکنه خیلی فکرم مشفوله اطفا راهنمایی بفرمایید لطف کنید این سوال را در بخش پرسش های عمومی قرار ندهید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: با همه‌ی این احوالات طوری عمل کنید که شوهرتان احساس نکند که با او دوگانه هستید. به‌خصوص که قوانین موجود طوری است که اگر خدای ناکرده کار به طلاق کشید زن را در اموال شوهر شریک می‌دانند. موفق باشید
2146
متن پرسش
4- کتبی که در معرفت نفس تدوین نموده‌اید مثل «ده نکته از معرفت نفس»، «خویشتن پنهان»، «آشتی با خدا»، هرکدام چه مقصدی را دنبال می‌کنند و از چه زاویه‌ای به معرفت نفس می‌پردازند؟
متن پاسخ
مقصد اصلی مباحث معرفت نفس همان است که در جواب سؤال اول عرض شد می‌ماند که هرکدام مباحث وجهی از آن مقصد را برآورده می‌کنند. به این صورت که در کتاب «ده نکته از معرفت نفس» به صورت اجمالی باید متوجه حقیقت نفس ناطقه شویم. با کتاب «آشتی با خدا» پس از تذکرات جلسات اول تا سوم، نفس را به عنوان یک «وجود» مدّ نظر قرار می‌دهیم و آرام‌آرام مخاطب را آماده می‌کنند که به «وجود» فکر کند. با بحث «برهان صدیقین» معنی مراتب وجود را و جایگاه وجودی نفس ناطقه را می‌شناسید. سپس به بحث معاد می‌پردازید تا انسان نفس خود را در ابدیتی آزاد از زمان و مکان ارزیابی کند و آماده شود برای کتاب «خویشتن پنهان» که عملاً مخاطب آن کتاب نفس ناطقه‌ی خود را آینه‌ی نظر به توحید می‌یابد و به معارف توحیدی دست می‌یابد و با احساس نسبت قوای خود با ذات، به نسبت بین اسماء الهی با حضرت حق منتقل می‌شود.
2056
متن پرسش
با سلام اگر ما طبق قران قائل باشیم اولین انسانی که روی زمین امده است حضرت ادم و حوا بوده اند و حضرت ادم را به عنوان یک نبی که علم الاسما کلهاست در نظر بگیریم چگونه باید مسائلی که در مورد قبائل اولیه که تا این اواخر هم وجود داشته اند و مطالبی از ان دست که در ج اول تاریخ ویل دورانت درباره انها امده است را توجیه کنیم .مثلا سیر به سخن امدن انسان سیر زندگی در غارها و دوره شکار انتقال به کشاورزی ویل دورانت در ان کتاب معتقد است اکثر چیزها را مانند روشن کردن اتش ساخت خانه ذخیره کردن غذا و غیره را انسان اولیه از حیوانات یا طبیعت اموخته حال جالب این است که در قران هم اشاره میکند قابیل دفن میت را از کلاغ اموخت کلا تحلیل مطالب در مورد انسان اولیه با عنایت به داستان ادم و فطرت الهی چگونه می باشد.با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فرهنگ مدرنیته معتقد بر تاریخ خطی است و می‌گوید همچنان بشر از توحش به سوی تمدّن جلو آمده تا نتیجه بگیرد، بشر امروز و فرهنگ مدرنیته کامل‌ترین تمدّن است و در همین رابطه به دروغ گفته‌اند انسان‌های اولیه وحشی بود‌ه‌اند در حالی‌که اولین انسان پیامبر است و اگر انسان‌های گذشته سعی می‌کرده‌اند به طور طبیعی زندگی کنند چون برکات زندگی طبیعی را می‌دانستند و در مسیر فطری قدم بر می‌داشتند و چون قابیل از مسیر فطرت خود خارج شد درمانده گشت و خداوند کلاغی را مأمور کرد تا به او بیاموزاند چگونه جسد برادرش را دفن کند. به همین جهت گفته می‌شود انسان‌های گذشته بر اساس الهامات الهی و اشراقات طبیعی زندگی خود را مدیریت می‌کردند. به قول شهید مطهری«رحمة‌الله‌علیه» آیا می‌توان گفت بشر امروز با این‌همه جنگ و جنایت از جهت فضائل اخلاقی از بشر پانصدسال پیش بالاتر است؟ موفق باشید
1406

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام و عرض ادب محضر استاد گرامی. استاد سوالی از حضورتان داشتم. شما در کتابهاتان قید کرده اید در نماز و عبادات با هست خود با هست خداوند ارتباط برقرار کنیم. و مطلبی را آورده اید در خصوص صحبتهای آقای هاشم حداد با شهید مطهری در خصوص نماز و .... استاد من حداکثر کاری که می توانم در نماز انجام دهم این است که به معانی توجه کنم. استاد چطور با قلب خود با خدا، در نماز روبه رو شوم؟ چطور با "هست خود" با "هست خدا" روبه رو شوم و از چیستی ها برهم؟متدی یا راهکاری وجود دارد؟الان در نماز دچار سردرگمی می شوم.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: از طریق مباحث معرفت نفس إن‌شاءالله «وجود» برایتان ظهور می‌کند. در حال حاضر خدا را شکر کنید که توفیق توجه به معانی را به شما داده‌اند. موفق باشید
1124

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام خدمت شما کتاب زن آنگونه که باید باشد شما رو مطالعه کردم بسیار عالی بود و همه این مسائل به نوعی تو زندگی من جای خالیش رو شدیداً احساس می‌کنم جوری که شب و روز من تفکر و گریه و چاره جویی شده . من پنج سال پیش با آقایی نامزد کردم و علی رغم علاقه‌ای که برای تشکیل خانواده اسلامی داشتم تو این موضوع شکست خوردم و در آستانه جدایی هستیم البته ما به صورت موقت با هم ازدواج کردیم و خانواده من و ایشان خبری از این مسئله ندارند و علاوه بر این من مجبورم به دلائلی به دور از خانواده‌ام زندگی کنم و با اتفاقاتی که افتاده و آرزوی تشکیل خانواده توحیدی که در درونم شعله میکشه نمی‌دونم چه جوری از این بحران بیرون بیام و خودم رو به اون هدف واقعی‌ام برسونم. لطفاً اگر امکان ارتباط با شما وجود داره می‌خواستم ازتون راهنمایی بخوام. با سپاس
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اگر شرایط شما طوری است که نمی‌توانید خانواده‌ای تشکیل دهید به آن شکل که در کتاب مذکور گفته شده، بدانید خداوند از طریق دیگر انواری را به قلب شما می‌رساند که به صورتی دیگر با نور توحیدی حضرت حق مرتبط شوید. تلاش کنید شرایطی را که خداوند برای ارتباط با خودش برایتان فراهم کرده بشناسید و استفاده کنید. بگو: خدایا! هرچه تو برای من پسندیدی، من پسندیدم. پس مرا آنچنان گردان تا پسند تو گردم و در سایه‌ی قرب با تو به‌سر ببرم. موفق باشید
1054

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. 1- آیا هر انسانی خودش به شخصه می تواند به حقیقت برسد؟ 2-آیا جهان خارج و عین، کاملا جدای از جهان فکر و ذهن است؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی با توجه به این‌که نفس ناطقه‌ی انسان یک حقیقت گسترده‌ای است که تکویناً در همه‌ی عوالم حاضر است ،موضوع جهان علم و جهان عین برایش معنی ندارد و لذا با هر چیزی که برخورد کرد می‌تواند آن را نزد خود داشته باشد و نیز صورتی مناسب آن را در ذهن خود ابداع کند. موفق باشید
807

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم باسلام لطفا درباره رابطه هست ها وبایدها توضیحاتی بفرمایید آیا هست ها در عالم دچار تغییر میشوند یا هست ها بر طبق اینکه یک هست بیشتر نیست وآن وجود حق تعالی است هست ها ثابت است وروش پیداکردن این هست ها فلسفه است یا روش دیگری هم وجود دارد واینکه بایدها را چگونه میتوان فهمید یعنی ظاهرا در بسیاری از روایات و آیات فقط اشاره به باید شده است و هست را بیان نکرده پس میتوان نتیجه گرفت که ما در همه جا موظف به کشف همه هست ها نیستیم ووقتی چند هست را فهمیدیم دیگر همه بایدها را برمبنای آن هست ها بدون اینکه هست همان باید را بفهمیم عمل کنیم باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: «هست» یا «حق» مربوط به موضوعاتی است که در عقاید قرار می‌گیرند مثل خداوند و صفات او، معاد، ملائکه، صراط و حشر و نبوت پیامبران و امامت ائمه«علیهم‌السلام». و «باید» و «وظیفه» مربوط به موضوعاتی است که در اخلاق و احکام قرار می‌گیرند، مثل راست‌گفتن، رعایت حقوق افراد، انجام عبادات. و مبنای همه‌ی «هست‌ها» و «بایدها» یا شرع است و یا عقل. موفق باشید
نمایش چاپی