بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21026

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد طاهرزاده سلام علیکم: با عرض معذرت از مزاحمت ایجاد شده. یک پرسش معرفتی داشتم که با توصیه دوستان تصمیم گرفتم با شما در میان بگذارم. مدتی قبل به این فکر می کردم که آیا آنچه در کتب علمای شیعه از صدر اسلام و درباره شخصیتهای آن موقع نقل شده است قابل اعتماد است یا نه؟ آیا احادیثی که از ائمه نقل می کنند صحیح است یا نه؟ می توان درباره پاسخ این سوال مدتها بحث انتزاعی کرد. اما اگر به طور عینی نگاه کنیم قضیه فرق می کند. کارگری به نام رضا شهابی مدتهاست که به جرم فعالیت برای احقاق حقوق کارگران در زندان است و اخیرا رئیس قوه قضاییه بدون هیچ سندی گفته اند وی جاسوس سازمان منافقین است. وقتی الان در این دنیای اطلاع رسانی یک مجتهد چنین نسبت دروغی را به یک کارگر نسبت می دهد چه طور باور کنیم که مجتهدین هزار سال قبل به دروغ عمر و ابوبکر و عثمان را بدنام نکرده اند؟ وقتی تمام علمای عظام و صدا و سیما و کل نظام یک شبه از آیت الله هاشمی یک قدیس ساختند چه طور باور کنیم علمای هزار سال قبل بدون دروغ تاریخ را نگاشته اند؟ در قضیه آقای رحیم مشایی و احمدی نژاد هم شاهد بودیم به دلایل واهی و با پروپاگاندا همه رسانه ها ایشان را منحرف و دزد و ... خواندند و هیچ مرجع تقلیدی هم اعتراضی نکرد بلکه گاها همراهی هم کردند. از کجا معلوم که شیخ مفید و سید مرتضی هم همین گونه تاریخ را تحریف نکرده باشند؟ خود شما در پرسش و پاسخ با دوستان دیگر بارها گفته اید برخورد دستگاه قضا با آقای احمدی نژاد کینه توزانه و غیرمنصفانه است. اگر مجتهدین راس این قوه چنین رفتار ناعادلانه ای دارند چرا فرض نکنیم علمای سابق این گونه نبوده باشند و به مدد پروپاگاندا اسم خویش را نیک جا نزده باشند؟ وقتی در جهان معاصر با این همه اطلاع رسانی چنین حجمی از دروغ گویی و کتمان حقیقت توسط افراد منتسب به دین انجام می شود چرا فرض نکنیم سابقا هم همین طور بوده است؟ وقتی رئیس قوه قضا که منتسب به بیت یکی از مراجع حاضر است این همه دروغ در مورد عدالت خواهان ایران می گوید و آن مرجع تقلید فقط به فکر تعطیل کردن روز شهادت حضرت زهرا (س) است چرا فکر نکنیم که ایشان هم همدست رئیس قوه اند؟ از اموال این کشور مبلغی ناچیز به عنوان یارانه به حساب مردم واریز می شود که گویا یکی از مراجع کمربسته تا آن را هم از ما دریغ کند. وقتی مرجع فعلی حرفی از املاک و حقوق نجومی نمی زند و هم و دغدغه اش فقط یارانه است و شما هم ظاهرا هیچ سخنی در این باره ندارید بر چه اساس من باور کنم که شیخ طوسی و مفید دنبال عدالت اجتماعی بوده اند؟ اخیرا آقای میلانی در نقد کتاب جدید آقای بیژن عبدالکریمی مطلبی عنوان کرده بودند سراسر پر از توهین و ایشان را از نوادگان قاتلین کربلا دانسته بودند. وقتی در حوزه امروز با این همه وسیله ارتباطی کسی چنین مزخرفاتی را به نام نقد می گوید و هیچ مرجعی اعتراض نمی کند و اخلاق حسنه نبوی را یادآوری نمی کند چه طور انتظار دارید ما باور کنیم علمای سلف این آقا ملتزم به اخلاق دینی بوده اند؟ به عبارت بهتر رفتار امروز علمای شیعه این پرسش را ایجاد کرده که شاید اسلاف علما هم مانند اینها بوده اند و ما تاکنون بی خود به آنها ظن نیک داشته ایم. اگر در این فقره من را کمک کنید متشکر می شوم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد کمی حوصله کنید. آن بزرگانی که در تاریخ ماندند آن‌قدر پاکی و صفا و صداقت از خود نشان دادند که مردم دلداده‌ی آن‌ها شدند و به مدعیان غیر صادق پشت کردند. مطمئن باشید اگر کسی در این تاریخ وظیفه‌ی خود را انجام ندهد چیزی نمی‌گذرد که مردم به آن‌ها پشت می‌کنند و پس از چندی هیچ نامی از آن‌ها در میان نیست. موفق باشید

19505

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: نماز و روزهاتون مقبول درگاه حق تعالی. استاد یک مقاله ایی رو با کمک دوستان در حال جمع آوری هستیم. از کتاب جنود عقل و جهل حضرت امام رضوان الله علیه که بنده در مورد مواضع زیر نیاز به کمک جنابعالی تا جایی که برایتان مقدور باشد دارم: «صبر» نظام صبر 1- ضرورت شناسی 2- آسیب شناسی 3- چیستی و چرایی و چگونگی 4- صبر در حوزه های پیرامونی (شخص و خانواده و کشور و بین الملل) 5- نقش صبر در منابع 5 گانه قدرت (سیاست و اقتصاد و فرهنگ و اجتماع و مسائل نظامی) ان شاءالله شهید شوید به حق فاطمه زهرا سلام الله علیها
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از دعایی که در آخر فرمودید. به نظر بنده اگر ابتدا آیات «صبر» در قرآن را بیابید و سپس به تفسیر المیزان و تفسیر «تسنیم» ذیل همان آیات، رجوع فرمایید مطالب خوبی به‌دست خواهید آورد. به‌خصوص که علامه در تفسیر المیزان وقتی در آیه‌ای صبر مطرح می‌شود خودشان زوایای دیگری را که در آیات دیگر هست، گوشزد می‌کنند. در ضمن در کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» جلد دوم: صفحات 402 و 423 و 483 نکاتی در این مورد هست. موفق باشید

18260

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: چند نوع تعلق به بدن داریم؟ و آیا خواندن فاتحه بر سر قبر به علت کدام نوع تعلق است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تعلق در این مورد تعلقی است که نفس در خاطره‌ی خود نسبت به بدن دارد که مدتی آن را تدبیر می‌کرده است. اگر بعد از «ده نکته» کتابِ «خویشتن پنهان» و کتاب «معاد» را با شرح صوتی آن مطالعه فرمایید، خودتان به راحتی این سؤالات را جواب می‌دهید. موفق باشید

17656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد با توجه به اطلاع شما از حادثه ی اخیر (لواط گری شخص به نامی) به چند سوال بنده اگر لطف کنید پاسخ بدهید سپاسگزارم. 1) چرا رهبر (حفظه الله) که در این مسئله با توجه به اهم بودن موضوع (که یکی از کار های قبیح نهی شده ی خداوند در قرآن است) ورود نکردند؟ این کار به چارچوب اسلامی کشور لطمه می زند و رهبر (حفظه الله) هم رهبر اسلامی این کشور هستند. 2) باتوجه به اینکه این فرد به عنوان یکی از منسوبات به رهبر (حفظه الله) هستند تمام عوام در این کشور زبان به ناراحتی گشودند و در اعتراض بسر می برند چگونه می توان آنها را نسبت رهبر جامعه اسلامی خوشبین کرد؟ جواب این سوالات شاید بتواند بعضی از عوام را نسبت به ناراحتی که دارند آرام کرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که بعضی از سایت‌های دلسوز نظام مطرح کرده‌اند: در این خصوص اطلاعات موثقی در دست نیست و آنچه سایتهای ضد انقلاب می نویسند مطمئنا قابل استناد نیست. حجمه به ایشان به نحوی هست که توسط فتو شاپ برای ایشون رای دادگاه هم درست کرده اند، یک بار قاضی پرونده حیدری است یک بار جعفری، یکبار تاریخ آن ۱۸/۹/۹۳ و یک بار۲۱/۰۲/۹۳ اما طبیعی است که صدای آمریکا و سایر شبکه هایی که خود در فسادهای اخلاقی فراوان غوطه ور هستند و هر از چند گاهی اخبار و تصاویر فساد مجریان و عوامل آنها منتشر می شود، نمی توانند منابع مورد اعتمادی برای اعلام چنین مواردی باشند و نمی توان دلسوزی آنها را باور کرد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر شخص فاسقی خبری را به شما رسانید درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهی – بدون آگاهی (از حال و احوالشان و شناخت راستین ایشان‌) آسیب برسانید، و از کرده خود پشیمان شوید.‏ (سوره حجرات آیه ۶) در صورتیکه چنین پرونده قضایی وجود داشته باشد، فقط قاضی پرونده است که اظهارات همه مرتبطین پرونده را شنیده و می تواند نظر قطعی دهد که، آیا چنین موضوعی صحت دارد یا نه؟ با توجه به حرمت و آبروی انسانها و حق الناس بودن موضوع، بهتر است از انتشار و قضاوت در چنین مواردی پرهیز کنیم،که مطمئنا هیچ سودی در انتشار اخبار غیر موثق وجود ندارد. در قرآن و فقه اسلامی، اثبات چنین مواردی حتما باید با ادله قوی و شاهدان عینی انجام گیرد. دشمنان و بدخواهان، در چنین مواردی از هرگونه تلاشی، فروگذار نمی کنند، تا چهره دین و متدینین را تخریب کنند و با بزرگ نمایی یا شایعه پراکنی به آن دامن می زنند. همانگونه که می بینید، این فرد را به بیت رهبری منسوب می کنند، در حالی که شعرا و مداحان و قاریان زیادی، برای اجرای برنامه به محافل ایشان تردد می کنند اما هیچ یک را نمی توان به بیت رهبری منسوب کرد. برخی افراد اطلاعاتشان، در حد چند پیام تلگرامی است اما به خود اجازه می دهند در هر پرونده قضایی، جای قاضی نشسته و حکم نهایی صادر کنند. تاریخ پر است از داستانهای افراد عابد و زاهدی که عاقبتشان فساد و هلاکت شده است و چه بسیار افراد گنهکاری که توبه نموده اند و عاقبت به خیر شده اند. زبیر ها ابن ملجم ها و شمرهای تاریخ هم بسیار بوده اند که حافظان قرآن بوده اند. بنابراین حتی اثبات چنین موضوعی نیز نمی تواند دستاویزی برای معاندان برای خدشه وارد کردن به چهره اسلام و انقلاب باشد. موفق باشید  

17051
متن پرسش
بسمه تعالی محضر انور استاد والامقام، حضرت استاد طاهرزاده (دامت برکاته) سلام علیکم: از پاسخ زیبا و راهگشای حضرتعالی در خصوص سوال قبلیم سپاسگزارم. اکنون به لطف الهی بنابر فرمایش شما، با اطمینان تمام به تبیین انقلاب اسلامی می پردازم، و خدای بزرگ را شاکرم. اکنون بار دیگر مصدع وقتتان شدم تا مشکل دیگرم به فضل خدا با راهنمایی حضرتعالی برطرف شود. حقیقت امر، همیشه برای اینکه چه موضوعی را برای سخنرانی در ایام حساس انتخاب کنم که به وظیفه ام عمل کرده باشم، مشغولیت ذهنی داشته ام. اکنون دو موقعیت پیش روی بنده است، که خواهشمندم فرزندتان را راهنمایی بفرمایید. 1. با توجه به اینکه محرم نزدیک است، می خواستم از محضر استاد بزرگوار در خصوص موضوع سخنرانی دهه اول راهنمایی بخواهم. آیا موافقید که در رابطه با مباحث کتاب کربلا مبارزه با پوچی ها سخن بگویم؟ یا درباره ولایتمداری حضرت عباس علیه السلام؟ اساسا ضرورت امروز جامعه اسلامی در چه امری است که در ایام حساس محرم باید برای مردم گفته شود؟ 2. با توجه به اینکه بحمدالله بنده در مجاورت امام رضا علیه السلام ساکنم، در ایام آخر صفر زائران پیاده مولا به مشهد می آیند و ما برای کارهای فرهنگی در مراکز اسکان درون و بیرون شهری به زیارت ایشان رفته و فعالیت می نماییم. خیلی مشتاقم تا نظر حضرتعالی را برای کار موثر تر در این ایام بدانم. برخی صرفا به بیان احکام اکتفا می کنند که بنظرم این اوقات طلایی که افراد با دل های آماده و مملو از مهر مولا به پابوسشان مشرف می شود، با مباحثی که در شهر خودشان هم بیان می شود، حیف شده و هدر می رود. آیا طرح مباحث ولایت و راه های ولایتمداری مناسب است؟ یا موضوعات دیگر؟ با توجه به اینکه عموما از وضعیت جسمانی مساعدی برای مباحث سنگین برخوردار نیستند، خواهشمندم راهنمایی بفرمائید. بسیار متشکر و سپاسگزارم استاد بزرگوارم - عاقبت بخیر باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در محرم مطالب کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» و یا نظر به نور وفایِ حضرت عباس«علیه‌السلام» به امامِ حیّ زمانه، و یا عرایض کتاب «راز شادی امام حسین«علیه‌السلام» در قتلگاه» و یا مباحثی که به صورت صوت در هر سال شده، همه افق حضور در کربلا را در مقابل مخاطب می‌گشاید. حال اگر مطالب در دستتان باشد، به خدا توکل کنید تا او بهترین شروع را به شما مرحمت نماید 2- به زائرانِ پیاده‌ی حضرت ثامن‌الحجج«علیه‌السلام» قصه‌ی عشق و محبت امامان معصوم را که در دل دارند، به تذکر آورید. در این مورد امید است کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» کمک‌کار باشد. موفق باشید  

17024

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد طاهرزاده: ببخشید استاد من مطلبی رو خوندم که به نظرم نویسنده در موضوع اسماءفعلیه و صفاتیه و ذاتیه خدا دچار اشتباه شده. خواستم اگه امکان داره متن رو بخونید و بفرمایید که من درست برداشت کردم یا خیر و دچار اشتباه شده ام و نویسنده درست فرموده. ممنون. متن مطلب: ذات اقدس حضرت حق غیب مطلق بوده و دور از دسترس مخلوق است و کسی در آن مقام راه ندارد، صفات ذات که عین ذات هستند پس آنها هم دور از دسترس می باشند. از این مرحله به بعد قابل سوال است حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام مظهر صفات فعلیه الهی هستند؟ مثلا چنانچه حضرت ابراهیم علیه السلام از قدرت خالقیت برخوردارند و خدای متعال به ابراهیم خلیل قدرت خلق مرحمت فرمودند. این قدرت در انسان کامل و بنده برگزیده حق حضرت علی علیه السلام نیز هست؟ (سوره بقره آیه 260 داستان 4 پرنده آمده است) اعطای همین قدرت به حضرت عیسی علی نبینا و علیه السلام نیز داده شده در قرآن کریم آمده است «انّی اخلق لکم من الطین کهینه الطیر فیکون طیر باذن الله - آل عمران 49». خداوند به حضرت عیسی علیه السلام علم غیب نیز عطا فرموده بود. «و انبئکم بما تاکلون و ما تدخرون فی بیوتکم - همان سوره همان آیه». و همچنین خداوند متعال به حضرت عیسی قدرت شفا بخشیدن و قدرت زنده کردن مردگان را عطا فرموده «و ابری الاکمه و الابرص و احی الموتی باذن الله - همان سوره همان آیه». این همان همه مظهریت بنده است نسبت به صفات الهی و این معنای خلیفه الله است و اینگونه مرتبتی در امیر المومنین علیه السلام بنحو کامل و تمام وجود دارد و خداوند متعال به ایشان همه آنچه به انبیا گذشته مرحمت کرده عطا کرده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آن‌که حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در کتاب ارزشمند «مصباح الهدایه» می‌فرمایند: از آن‌جایی که مقام ولایت در اسلام از نظر مقام و رتبه، همان مقام صاحب اسلام یعنی رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌واله» است به‌جز داشتنِ نبوت، و از آن‌جایی که خاتم الرسل جامع همه‌ی مقامات انبیاء گذشته هستند؛ صاحبان ولایت یعنی ائمه‌ی معصومین«علیهم‌السلام» همه‌ی آن مقامات را نیز دارا می‌باشند. البته این موارد باید به طور تفصیلی مورد بحث قرار بگیرد تا بین مقام حقیقت نوری آن‌ها با مقام نفس ناطقه خلط نگردد. عرایضی در این مورد در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است. موفق باشید

16607
متن پرسش
با سلام حضور استاد گرامی: می خواستم بفرمایید آیا امام زمان (عج) به ساعت ظهورشان و نیز ساعت قیامت علم دارند یا نه؟ آیا علم حضرت و معصومین (ع) همچون علم خدا لایتناهی ست یا فقط در حدی است که خدا بخواهد؟ از زحمات جنابعالی بسیار سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صریحِ سخن ائمه هست که علم‌شان محدود است، به اندازه‌ای است که خدا بخواهد. حتی قرآن خطاب به پیامبر می‌فرماید: ای پیامبر! يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً يَسْئَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ (187) درباره قيامت از تو سؤال مى‏ كنند، كى فرامى‏ رسد؟! بگو: «علمش فقط نزد پروردگار من است؛ و هيچ كس جز او (نمى ‏تواند) وقت آن را آشكار سازد؛ (اما قيام قيامت، حتى) در آسمانها و زمين، سنگين (و بسيار پر اهميت) است؛ و جز بطور ناگهانى، به سراغ شما نمى ‏آيد!» (باز) از تو  موفق باشید

14561
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز و مهربان: جناب استاد برای رهایی از عشق قوی مجازی و جلوه عشق حقیقیی خداوند در دل چه ذکری را باید تکرار کرد لطفا نصیحت نفرمایید و به کتابی ارجاع ندهید آنها طی شده است ذکر بفرمایید.خدا به شما خیر بدهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد از نماز و صبر کمک بگیرید. (استعینوا بالصبر و الصلواة). در هر فرصت که پیش آمد به نماز بپردازید و در مقابل خیالاتی که سراغ‌تان می‌آید، مقاومت کنید. پس از مدتی طوری مشکل حل می‌شود که خودتان هم باورتان نمی‌آید. موفق باشید

12451
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی و تبریک فرا رسیدن ماه مبارک رمضان: استاد عزیز چند روزی دچار حالتی شده ام که نمی دانم از این حالت خوشحال باشم یا نگران. بنده مدتی است وقتی اسم اهل بیت (علیه السلام) و مقام معظم رهبری (حفظه ا..) را می شنوم منقلب شده و گریه ام می گیرد و یا حتی اگر نوشته اسم ائمه (علیه السلام) را ببینم اشکم سرازیر می شود و این موضوع باعث سوءتفاهم اطرافیان شده و فکر می کنند از موضوعی رنج می برم. استاد چطور ممکن است کسی با این همه گناه دچار این حالت شود. یا علی
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه این حضرت حق است که ابتدا به بنده‌ی خود نظر می‌کند و افق جان او را نسبت به حقیقت می‌گشاید و در این راستا جان انسان طالب نزدیکی به حقیقت می‌شود و اشک همان قدم‌هایی است که انسان را به سوی حقیقت می‌کشاند و لذا وقتی به یاد انسان‌هایی می‌افتد که گزارش‌گر حقیقت‌اند و از دست و زبان آن‌ها اشاراتی به حقیقت در میان است، اشکش جاری می‌شود. از این به بعد است که بنده باید در مقابل لطفی که پروردگارش به او کرده است خود را در زیر دستورات شریعت حضرت حق قرار دهد و آن‌چه از طرف پروردگار به او رسیده است را برای خود نهادینه و پایدار نماید، وگرنه آن حالت خوش معنوی، دولتِ مستعجل خواهد شد و پس از مدتی آن حالت را از دست خواهد داد. موفق باشید

12075
متن پرسش
سلام: به خاطر درسم (کنکور سوال 12074) مجبورم کم بخوابم و شب ها بیدار باشم. برای اینکه حکم شب زنده دار ماه رجب را داشته باشم چه کنم؟ اصلا کلا شب زنده داری در این ماه رجب کاری ازش می آید؟ در یک کلام با توجه به سوال قبلم چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهترین شکل زندگی تعادل است. شب‌ها زود بخوابید، سعی کنید عادتتان شود که صبح‌ها زود بیدار شوید. شب‌زنده‌داری‌تان را یک‌ساعت بیداری قبل از اذان صبح قرار دهید که نماز شب را بخوانید و به درس بپردازید. موفق باشید

9669
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و ادب و خدا قوت: استاد بزرگوار این حدیث منو ناراحت میکنه چون دوست دارم مومن باشم ولی دوست ندارم بلا و گرفتاری در زندگی داشته باشم با این حدیث غمی و ترسی تو دلم میاد. نمیدونم عمق حدیث را نمیفهمم یا.... امام کاظم (علیه ‏السلام): المُؤمِنُ مِثْلُ کَفَّتَی الْمِیزانِ؛ کُلَّما زِیدَ فی إیمانِهِ زِیدَ فی بَلائِهِ. مؤمن همانند دو کفۀ ترازو است؛ هر چه بر ایمانش افزوده شود، بلا و گرفتاری‌اش نیز فزونی گیرد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: زنده باد بلایی که در ازاء ایمان به ما برسد تا ایمان ما بیشتر بدرخشد. راستی اگر بلاهایی نبود که حضرت علی«علیه‌السلام» آزمودند، کجا آن حضرت این اندازه می‌درخشیدند. نگران نباشید، اول شما را می‌آزمایند اگر آمادگی لازم را داشتید آن‌وقت در بلاها و آزمون‌ها قرارتان می‌دهند. آن‌وقت خواهید گفت: «در بلا هم می‌چَشم الطاف او .... مات اویم، مات اویم، مات او». موفق باشید
9114
متن پرسش
سلام استاد گرامی: بنده 25 ساله پایه اولم، می خواهم کار فرهنگی کنم ولی خودم دارای محاسن اخلاقی نیستم و خودم می فهمم و همچنین خانواده، البته مردم بیرون مشکلات من را نمی دانند البته در خانه هم مشکل زیاد خرابی ندارم و مشکلم اینکه خنده رو نیستم و اکثرا پکرم بخاطر مسائلی. حال آیا صحیح است که مثلا وقتی جزء خوانی قرآن می کنیم توضیحاتی درباره آیات قرآن بدهم یا مثلا احکام بگم قبل از اذان و غیره؟ نکته دیگر اینکه قوه وهمیه من خیلی قوی است و نمی گذارد اخلاص داشته باشم حتی مثلا یک صفحه قرآن که بعد از نماز در مسجد بلند می خوانم این قوه این قدر افکار به ذهنم میاره که دیگه قرآنی که می خوانم نمی فهمم و کم می فهمم مثلا فکر میاد که خیلی دارم قشنگ می خوانم فکر می آید که ماشاءالله تجوید را رعایت می کنم. الآن مردم پیش خودشون دارند مرا تحسین می کنند و ...و... با این شرایط چکار کنم (با توجه به کم صلاحیتیم و قوه واهمه ام؟) ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر توحید آرام‌آرام نظر به غیر خدا جای خود را به نظر به خداوند می‌دهد. سعی کنید نیت خود را در عمل خالص کنید حالا در بین راه نفس امّاره خودنمایی می‌کند. کار را ترک نکنید به نفس امّاره بی‌اعتنایی کنید. موفق باشید
7277

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام چه ارتباطی بین اصحاب کهف و کربلا وجود دارد که سر مقدس امام حسین آیه 9 سوره مبارک کهف را تلاوت کردند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید از آن جهت که اصحاب کهف در عین آن‌که همه مردم فکر کردند کارشان تمام شد پس از سیصد و اندی سال بیدار شدند و نگاه‌ها را متوجه حقیقت توحید کردند که چگونه حاکمیت کفر مضمحل شد و حق ظهور کرد. حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» خواستند نگاه‌ها را به نتایج آینده‌ی نهضت خود بیندازند و حقیقتاً هم همان‌طور شد. موفق باشید
6121
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد، می‌خواستم بدونم که علت بالا پایین شدن روحیه توکل انسان چیه؟ چه چیز میتونه باعث بشه که شب هنگام یا یه مدت انسان روحیه خیلی‌ خوب توکل و توحیدی داشته باشه، اما صبح وقتی‌ از خواب پا می‌شه این روحیه از بین بره و انسان دچار نکند‌ها بشه. چکار باید کرد که این روحیه دائمی بشه؟ ارادتمند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند در قرآن می‌فرماید: «اللَّهُ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ وَ فَرِحُوا بِالْحَیاةِ الدُّنْیا وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ مَتاعٌ» یعنی وسعت و تنگی رزق مادی و معنوی شما در دست حضرت حق است و در دل همین قبض و بسط‌ها است که سالک به نور توحید نزدیک می‌شود. وظیفه‌ی ما است در هر حال وظیفه‌ی خود را انجام دهیم تا در هر قبض و بسطی با چهره‌ای از اسماء نورانی حضرت حق روبه‌رو گردیم و در نهایت بگوییم: «به هر شکلی که خواهی جامه می‌پوش.... که من آن قد رعنا می‌شناسم». موفق باشید
5411
متن پرسش
باسمه تعالی.سلام علیکم.شما در جلسه دوم شرح ده نکته و همچنین در صفحه 113 کتاب خویشتن پنهان عرایضی در رابطه با عدم پوسیدن برخی از بدن ها داشتید ولی بنده به هیچ عنوان قانع نمی شوم. تمام عرایض شما چه در کتاب آشتی با خدا، چه در ده نکته و چه در سایر کتب و اصوات این است که این بدن حجاب من است و باید توجهمان را به این بدن کم کرد چون حقیقت ما مجرد است و بدن تنها وسیله ای برای رسیدن به کمال است و پس از رسیدن به کمال(چه انسانی و چه حیوانی) من، تن خود را رها میکند و بارها این شعر را خوانده اید:سوار چون که به منزل رسد پیاده شود.حال که به هنگام مرگ، من از مرکب تن پیاده شده است و روح ما به صورت کامل (توفی) گرفته شده است اولا و ثانیا با وسعت وجودی خود در عالم برزخ مواجه شده است چگونه حاضر است به بدنی که حجابش بوده است نظر کند هر چند به اندازه ای بسیار کم. شما فرموده اید که لا یشغله فعل عن فعل. خب بحثی نیست و کاملا قابل قبول است ولی چرا باید یکی از این افعال توجه به بدن باشد؟ اولا این نظر کردن امکان ندارد چون در آیه قرآن فرموده توفی یعنی دیگر توجهی نیست. اصلا حضرتعالی در تفاوت خواب و مرگ به همین نکته اشاره کرده اید و فرمودید در هر دو توفی است ولی چون در خواب انقطاع به صورت کامل نیست، من به تن توجه می کند و به صورت کنترل از راه دور سبب ضربان قلب و ... می شود ولی در مرگ چون انقطاع کامل است پس دیگر من به تن توجه نمی کند و ضربان قلب و ... از کار می افتند. ثانیا با توجه به وسعت وجودی ای که انسان مومن در برزخ متوجه آن می شود(به صورت کامل و به صورت کامل تر در قیامت) دیگر حاضر نیست به تن خود که حجابش بود توجه کند هر چند نظری کوتاه و به صورت لا یشغله فعل عن فعل. خلاصه یا ادله شما کامل نیست یا این مساله پاسخ دیگری دارد که یکی از آنها می تواند لطف حضرت حق به بندگان خاصش باشد که این مساله سبب عبرت سایرین شود نظیر سالم ماندن بدن مطهر شیخ صدوق. با تشکر.التماس دعا
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که بدن‌هایی سالم مانده و در تیررس باکتری‌های فاسدکننده قرار نگرفته‌ایم با هم اختلافی نداریم و فکر می‌کنم در این مورد هم به توافق برسیم که بالاخره یک نحوه حضوری از نفس ناطقه در بدن این افراد هست که مثل بدن ما که در تحت هجوم باکتری‌های فاسدکننده قرار نمی‌گیرد، بدن آن‌ها نیز تحت هجوم آن باکتری‌ها قرار نمی‌گیرد. می‌ماند که هدف از این زنده‌ماندن چیست که بنده در این قسمت چیزی نگفتم و حکمت آن را دقیقاً نمی‌دانم شاید به فرمایش شما برای عبرت دیگران باشد و شایدهای دیگری مثل تجلی نور بقای حق حتی تا این اندازه که در بدن این افراد نیز این نور متجلی است. اما این‌که می‌فرمایید چون متوفی بدن خود را حجاب می‌بیند و بدین لحاظ به آن نظر ندارد، قابل بحث است، چون به همان اندازه که برای بعضی حجاب بوده برای بعضی ابزار تعالی بوده و این‌که می‌فرمایید تفاوت خواب و مرگ آن است که در مرگ دیگر تدبیری نیست که حرف درستی است، به این معنا نیست که نفس اگر گرفتار گناه نباشد، نتواند بعد از مرگ به بدن خود نظر کند و در آن حضور داشته باشد، حضور در حدّی که بر تأثیر باکتری‌ها غلبه کند. موفق باشید
5145
متن پرسش
سلام استاد میخواستم بدانم وارد معامله بورس شدن اشکالی دارد؟لطفا نگویید از مرجع تقلیدت بپرس چرا که من از زاویه دیگری میخواهم نظر شما را بدانم و نه صرف حکم فقهی؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم روح ما را مشغول بالا و پایین‌رفتن سهاممان می‌کند به جای آن‌که ما باید مشغول بالا و پایین‌رفتن اخلاق‌مان شویم تا اگر بالا رفتیم شکر کنیم و اگر پایین آمدیم استغفار کنیم. موفق باشید
5041
متن پرسش
سلام. بحث سوره ی انعام فیلتر شده وامکان استفاده نیست.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم:ازطریق فایل های صوتی،منوی اصلی ویااز طریق باکس فایل های صوتی درصفحه اصلی قابل دسترسی است.
1326

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
وهم با خیال چه فرقی دارد ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: از جهت اخلاقی فرق خاصی ندارند و هر دو اشاره به چیزی در ذهن دارد که در خارج واقعیّتی برای آن نیست ولی از نظر فلسفی خیال محلّ صورت‌هایی است که انسان یا از عالم عقل در خود دارد و یا از عالم محسوس و وهم بُعدی از ادراک انسان است که معانی همراه با صورت را در خود ایجاد می‌کند. موفق باشید
19910
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: در چین همه تلاش میکنن که یه لقمه نانی به کف آرند و به غفلت بخورن. در هند همه میرن سینما فیلم هندی ببینن بزن بزن، اکشن. در سوئد همه در صلح کامل زندگی میکنن تا حدی که از خوشی زیاد و البته از پوچی، خودکشی میکنن. تو آمریکا مهد هالیوود است و مجسمه‌ی آزادی و به کلینتون رأی میدن اما! ترامپ رأی الکترال میاره میشه رئیس جمهور. توی خط استوا هنوز هستند کسانی که تمدن نوظهور آدم‌کش را هنوز ندیده‌اند. و.... اینها چند نمونه از پدیده های رایج در جهان اطراف ماست. تو ایران! هم یه پدیده بوجود آمده به اسم حضرت مستطاب، مدّ ظله، دامت برکاته، قدس سره، حفظه الله تعالی، پسر عارف، جلو چشم میلیونها نفر گفته من خوبم! من تکم! من خاصم! من کروموزوم خوبی دارم! که معروف و پولدارم! بقیه خون خوبی تو رگهاشون نیست! گاگولن! دست و پا چلفتی‌ان! من از پدر و مادر خاصی به دنیا اومدم. حالا استاد! شما هی نزار ما بریم سرمون رو بزنیم به دیوار. والا قدیما از روی ریا هم شده صاحب‌منصبان دنیوی تواضع میکردن میگفتن «هذا من فضل ربی» ما کسی نیستیم. ما هیچی نیستیم! شما حدیثی، آیه‌ای، توصیه‌ای، نکته اخلاقی، چیزی ندارید به ما تزریق کنید تا از عصبانیت نریم سرمون رو بزنیم به یه دیوار رو به آفتاب نوک تیز با آجر لفتون؟! برچسب‌ها / اصلاح طلب؟ کروموزوم؟ فرد خاص؟ یکی یه دونه؟ چراغ خونه؟ گل گلخونه؟ پسر خونه؟ پسر بابا؟ تواضع؟ هذا من فضل؟ حالا شما بفرمایید؛ «گر بر سر نفس خود امیری مردی! آرام باش، افسار نفس را بکش! نمی خوام بکشم!!!! مگه زوره؟ دوست دارم اینقدر حرص بخوروم تا دق کنم ان شاءالله تعالی. باباجان! زن خارجیه تو شبکه‌ی «من و تو» و امثالهم به آقا میگه!!!! مقام معظم رهبری!! اینا به خودشون میگن مقام عظمی کروموزوم!!!!. ایمیلم خرابه، شخصی جواب ندید حرص میخورم ها.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما هم باید با مصرف یک ماده‌ی توهّم‌زا خود را نسبت به این حرف‌ها به گیجی بزنید، وگرنه، نه شخصِ شما بلکه هر آدمی که در هوشیاری باشد به نحوی یا خود را از یک بام بلند به روی زمین پرت می‌‌کند و یا مثل جنابعالی به دنبال دیواری می‌گردد که سر خود را محکم به همان نحوی که شما وصف کردید، بزند.

ما را چه شده است که سیاسیونِ ما چنین گل‌پسرانِ متوهَّمی تربیت کرده‌اند که در روز روشن سخنانی بگویند که احمق‌ترین آدم‌های دنیا هم چنین حرف‌هایی به ندرت می‌زنند!!!؟ باز به بنده ایراد بگیرید که چرا می‌گویم؛ جریان اصلاح‌طلبی در فضایِ روح غربی ، برداشتی عرفی از آزادی دارد و نه قدسی و تنها به این فکر می‌کند که چگونه از بستر آزادی، انتخاباتی را مدیریت کند که عملاً در آن انتخابات، اهدافِ انقلاب اسلامی خواسته یا ناخواسته در حجاب ‌رود و ما به جای پشت‌کردن به آزادی به جهت سوء استفاده‌ از آن، آزادی را از بندِ چنین افکاری آزاد کنیم تا همان حریّتی که دین متذکر آن است به صحنه آید و رعایت حقوق انسانی شکوفا گردد. این نوع نگاه به آزادی، آن نگاهی است که از آموزه‌های علی «علیه‌السلام» به‌دست می‌آید و نه از لیبرال‌دموکراسی.[1] آری! بستر اصلاح‌طلبی جز چنین انسان‌های متوهَّمی به‌بار نمی‌آورد در آن حدّش که رئیس جمهور آن هم فقط ملاکش رضایت رأی دهندگانِ به اوست به جای آن‌که ملاک عمل او حق و باطل باشد. که در این رابطه کمی دقِ دلِ خود را در جواب شماره‌ی سؤال 19909 خالی کردم. موفق باشید


[1] - حضرت علی«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «وَ لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّا» بنده‌ی هیچ‌چیز مباش، زیرا خداوند تو را آزاد آفریده.

18666
متن پرسش
با سلام: من دو سوال مرتبط دارم: 1. آیا می تواند الهام به قوه ی تخیل القا شود؟ 2. چگونه بفهمیم که این القا در قوه ی تخیل الهام بوده یا از نفس خود و ضمیر ناخودآگاه بوده؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- چرا که نه! 2- اگر آن الهامات، روحِ عبودیت ما را تقویت کرد، جنبه‌ی الهی دارد وگرنه وسوسه‌های شیطانی است. موفق باشید

18640

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: به نظر شما این بخش از نوشتار جناب مولوی اغراق آمیز نیست؟ هضم این جملات و این گونه استفاده از آیات برای بنده مشکل است لطفا مقداری در باب متن زیر توضیح دهید. یا علی بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ هذا کِتابُ المثنوی ([1]) وَ هُوَ اُصولُ اُصولِ اُصولِ الدّینِ فی کَشْفِ اَسرارِ الوصولِ و الیَقینِ، وَ هُوَ فِقهُ اللهِ الاَکْبَرُ وَ شَرْعُ اللهِ الاَزْهَرُ وَ بُرهانُ اللهِ الاَظْهَرُ، مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فیها مِصباحٌ ([2]) یُشْرِقُ اِشراقاً اَنْوَرَ مِنَ الاصباحِ، و هُوَ جِنانُ الجَنانِ ذوالعُیونِ و الاَغْصانِ، مِنْها عَیْنٌ تُسَمَّی عِنْدَ اَبْناءِ هذا السَّبیلِ سَلْسَبیلاً ([3]) وَ عِنْدَ اَصْحابِ المَقاماتِ وَ الْکَراماتِ خَیْرَ مَقاماً وَ اَحْسَنُ مَقیلاً ([4]) الاَبرارُ فیهِ یَأکُلونَ و یَشْرَبونَ ([5]) و الاَحرارُ مِنْهُ یَفرَحونَ وَ یَطْرَبونَ وَ هُوَ کَنیلِ مِصْرَ شرابٌ لِلصّابرینَ وَ حَسْرةٌ عَلی آلِ فِرعونَ وَ الْکافرینَ ([6]) کَما قالَ تَعالی یُضِلُّ بِهِ کَثیراً وَ یَهدی بِهِ کَثیراً ([7]) وَ اِنَّهُ شِفاءُ الصُّدورِ وَ جِلاءُ الاَحْزانِ وَ کَشّافُ القُرآن وَسَعَةُ الاَرْزاقِ وَ تَطییبُ الاَخْلاقِ بِاَیْدی سَفَرَةٍ کِرامٍ بَرَرَةٍ ([8]) یَمْنَعونَ أنْ لایَمَسَّهُ الّا الْمُطَهَّرونَ، تَنْزیلٌ مِنْ رَبِّ العالَمین ([9]) لایأتیهِ الباطِلُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهَ ([10]) وَ اللهُ یَرْصُدُهُ وَ یَرْقُبُهُ وَ هُوَ خَیْرٌ حافِظاً وَ هُوَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ ([11]) وَ لَهُ اَلقابٌ اُخَرُ لَقَّبَهُ الله تَعالی وَ اقْتَصَرْنا عَلی هذا القَلیلِ وَ القَلیلُ یَدُلُّ عَلی الکَثیرِ وَ الجُرْعَةُ تَدُلُّ عَلی الْغَدیرِ وَ الْحَفْنَةُ تَدُلُّ عَلی الْبَیْدَرِ الکَبیر ([12]) یَقُولُ الْعَبْدُ الضَّعیفُ الْمُحتاجُ اِلی رَحْمَةِ اللهِ تَعالی مُحَمَّدُ بنِ مُحَمّدِ بنِ الْحُسَینِ البَلْخی تَقَبَّلَ اللهُ مِنْهُ اِجْتَهَدْتُ فی تَطْویلِ المَنْظومِ المَثْنویّ ([13]) الْمُشْتَمَل عَلی الغَرائِبِ وَ النّوادِرِ وَ غُرَرِ الْمَقالاتِ وَ دُرَرِ الدَّلالاتِ وَ طَریقةِ الزُهّادِ وَ حَدیقةِ الْعُبّادِ قَصیرةُ المَبانی کَثیرةُ الْمَعانی لاِستِدعاءِ سَیِّدی وَ سَنَدی وَ مُعْتَمَدی وَ مَکانِ الرّوحِ مِنْ جَسَدی وَ ذَخیرَةِ یَومی وَ غَدِی وُ هُوَ الشَّیْخُ قُدْوَةُ العارفینَ اِمامُ الْهُدَی وَ الیقینَ مُغیثُ الْوَری اَمینُ الْقُلوبِ وَ النُّهَی وَدیعَةُ اللهِ بَینَ خَلیقَتِهِ وَ صَفْوَتِهِ فی بَریَّتِه وَ وَصایاهُ لِنبَیِّه وَ خَبایاهُ عِنْدَ صَفیِّه، مِفْتاحُ خَزائنِ العَرشِ اَمینُ کُنوزِ الفَرشِ اَبوالفَضائل حُسامِ الحَقِّ وَ الدّینِ حَسَنُ بنِ مُحَمّدِ بنِ حَسَن اَلْمَعروف بِابنِ اَخِی تُرْک ([14]) اَبویَزیدِ الوَقتِ جُنیدِ الزَّمانِ صِدّیقُ بْنِ صِدّیقِ بْنِ صِدّیقِ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ وَ عَنْهُمْ ([15]) اَلاُرْمَویُّ الاَصْلِ الْمُنْتَسَبُ اِلی الشَّیْخِ المُکَرَّمِ بِما قال اَمْسَیْتُ کُردیّاً وَ اَصْبَحْتُ عَرَبیّاً قَدَّسَ اللهُ رُوحَهُ ([16]) وَ اَرواحَ اَخْلافِهِ فَنِعْمَ السَّلَفُ وَ نِعْمَ الخَلَفُ لُهُ نَسَبٌ اَلْقَتٍ الشَّمْسُ عَلَیهِ رَداءَها وَ حَسَبٌ اَرْخَتِ النُّجومُ لَدَیْهِ اَضْواءَها لَمْ یَزَلْ فِناءُهُم قِبْلَةُ الاِقْبالِ یَتَوَجَّهُ اِلَیْها بَنُو الوُلاةِ وَ کَعْبَةُ الْآمالِ یَطوفُ بِها وُفُودُ العُفاةِ و لازالَ کَذلِکَ ما طَلَعَ نَجْمٌ وَ ذَرَّ شارِقٌ لَیَکونَ مُعْتَصَماً لِاولِی الْبَصائرِ الرَبّانیّینَ الرّوحانیّینَ السَّمائیّینَ العَرْشیّینَ النّوریّینَ السُّکّتِ النُّظّارِ الْغُیَّبِ الحُضّارِ المُلُوکِ تَحْتَ الاَطْمارِ اَشْرافُ القَبائِل اَصْحابُ الفَضائِل اَنْوارُ الدَلائِل آمّین یا رَبَّ العالَمینَ وَهذا دُعاءٌ لایُرَدُّ فَاِنَّهُ دُعاءٌ لِاَصْنافِ البَریّةُ شامِلٌ وَ الْحَمدُ لِلّهِ وَحْدَهُ وَ صَلَّی اللهُ عَلی سَیِّدِنا مُحَمّدٍ وَ آلِهِ وَ عِتْرَتِهِ الطَّیّبینَ الطّاهِرینَ وَ حَسْبُنا اللهُ وَ نِعْمَ الوَکیلْ ([17])
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: شرح این متن به خودی خود، مثنوی هفتادمن کاغذ را می‌خواهد. مولوی نکات بسیار حساس و دقیقی را در این متن گفته است. همین‌قدر می‌توانم این نکته را عرض کنم که مقام معظم رهبرى «حفظه‏الله‏تعالى» در جلسه ‏اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى مى‏ گويد:«هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين»[1]و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود. موفق باشید    

 


[1] - مقام معظم رهبرى« حفظه ‏الله ‏تعالى» در ديدار با شعراء در سال 1387- مولوى در ديباچه‏ ى دفتر اول مى‏ گويد: هذا كِتابُ الْمَثنَوى، وَ هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين، فى كَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْيقين

18020
متن پرسش
با عرض سلام: شما در بعضی جاها و منجمله در مباحث مربوط به اربعین فرموده اید که ملت عراق بخاطر نظام قبیله ای که در کشورشان حکم فرماست به این خوبی توانسته اند در مقابل نفوذ فرهنگ مدرنیته مقاومت کنند و علی رغم استفاده ی گسترده از ابزار تمدن غربی هنوز روح و فرهنگ آن تمدن نتوانسته آنها را به نفع خود مصادره کند و سوال اینجاست که اولا: آیا با توصیه ی فرهنگ قبیله ای به ملتها می شود آنها را در مقابل این تهاجم مقاوم کرد و آیا این می تواند راهی باشد که بتوان از تکنیک جدید استفاده کرد بدون اینکه مقهور فرهنگ آن شد؟ و ثانیا: همین روحیه ی قبیله گرایی و قومیتی آیا در آینده برای تشکیل و ادامه ی تمدنی از جنس تمدن دینی مشکل آفرین نخواهد بود؟ همان عصبیتی که حتی برای منافع قبیله حاضر است جلوی امام معصوم بایستد و نگذارد کارها پیش رود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رعایت حریم قبیله به صورت صحیح آن همان رعایت صله‌ی رحم است و آشنایان خود را یگانه‌دیدن. لذا اگر همین اُنس با ارحام درست رعایت شود نتایج خوبی حاصل می‌گردد. همه‌ی تلاش فرهنگ مدرن آن است که انسان را در فردیتِ خود قرار دهد تا بتواند بر او تأثیر بگذارد. موفق باشید

17814

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ببخشید استاد طاهرزاده، سلام: خواستم اگه ممکنه این مطلب رو بخونید و نظرتون رو بگید و اگه اطلاعی از این موضوع دارید، ممنون میشم بفرمایید. این مطلب در یک کانالِِ عرفان در تلگرام به نام کانالِ لام.میم بود. مطلب: ان شاءالله فرصت بشه، مطلبی در خصوص زندگی هولوگرامیک براتون می نویسم. دیری نخواهد پایید، که مردم با تکنولوژی مواجه خواهند شد که بصورت ارادی و تکنولوژیکی وارد عالم مکاشفه می شوند، طراحی زندگی و ساختمان و... خود می کنند سپس مثلا خانه ای را که در وضعیت هولوگرافیک برای خود ساخته و طراحی و چیدمان کرده اند، سیو و ذخیره می کنند، سپس در عالم خارج به مهندسین خواهند گفت این هوگرام منو واقع نمایی بکن و هزاران هزار هولوگرام، یعنی مکاشفات تکنولوژیک در جهان ساخته خواهند شد. حالا ببینید کی عرض کردیم این مطلب را یک مدت دیگر، هولوگرامی مثلا خواهد آمد، همسران واردش می شوند، و بچه خودشان سفارش می دهند! رنگ مو فلان، رنگ چشم فلان و.... تا اینکه هولوگرام تا ریز قیافه بچه را به آنها نشان می دهد و آنها درست در عالم واقع بجه ای که دنیا خواهند آورد همینه حتی خواهند رفت داخل هولوگرام و می روند مثلا پانصد سال آینده گشتی می زنند و بر می‌گردند. علم غوغایی راه خواهد انداخت. سفر به داخل هسته اتم، و دنیای ریز اتمیک. سفر داخل خورشید، سفر به میلیارد ها سال نوری بعد و قبل، کشف انواع عجایب، مثلا چه جالب میشه طرف میره با کنفوسیوس هم کلام میشه و ازش درس میگیره دوباره بر میگرده زمان خودش، داخل هولوگرام میشه و آخر همه احتمالات را بعیان می بیند، بعد بهترین و پرسود ترین معامله را انتخاب می کند، این قضیه تا جایی ممکنه پیش بره که همه مردم یک زندگی موازی ذهنی داشته باشند، یعنی طرف ایران باشه خودش یک زندگی اینجا داشته باشه و یک زندگی هولوگرامیک هم مثلا در آمریکا داشته باشه با یه عده ای دیگر که در آنها هم در هولوگرام اند حتی ممکنه یک زندگی زمینی داشته باشه یک زندگی مریخی اینجاست که باید گفت فتبارک الله احسن الخالقین اخیرا بازی های کامپیوتری زیادی در بازاز هست. مانند «سیمز» «کلش» و غیره که بهتر از من همه می دانید طرف الان میشینه پشت سیستم، و با جویستیک یا کیبورد نفرات داخل بازی را کنترل میکنه و نرم افزار بازی هم بصورت هوشمندانه با این بازیگر تعاملات داره همین را تصور کنید. که نرم افزار فوق هوشمند هولوگرام میشه و طرف خودش وارد بازی میشه؛ خودش داخل سیمز میشه، خودش داخل کلش میشه و این فقط تقریب ذهن بود مساله بسیار شگفت تر از این است. دیگه برای درمان عمل جراحی لازم نیسن، دکتر داخل هولوگرام مریض میشه و مثلا غده را داخل هولوگرام درمان میکنه. و و و و و و چه ها که نخواهد شد.دوستان بحث هولوگرام که یادشان هست؟ گفتیم چه بسا خواهد آمد که طرف یک زندگی موازی با زندگی طبیعیش، در هولوگرام خواهد داشت. اینم داستانی از جناب محیی الدین بن عربی که مؤید آن مطلب است:
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر مباحث معرفت نفس را دنبال فرمایید و تفاوت ساحت مجردات را از ساحت عالم ماده متوجه شوید به خوبی به غفلت این افراد و این ادعاها که بیشتر با تفکر کارتونی شکل گرفته است، پی می‌برید. موفق باشید

17631
متن پرسش

با عرض سلام و خسته نباشيد: اگر ممکن است توضیح بدهید که ما طلاب در پیاده روی اربعین در میان شیعیان عرب بیشتر در چه موضوعاتی تبلیغ کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- توجه به برادری اسلامی داشتن و نظر به آیه‌ی «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (200)/آل‌عمران)  2- تشکر از خادمین زوّار 3- امیددادن به ظهور حضرت در همین بستر اخیر رخداد اربعین 4- شاید مطالعه‌ی کتاب «اربعین حسینی، امکان حضور در تاریخی دیگر» که بر روی سایت هست، نکاتی را در این رابطه که زبان‌تان برای طرح موضوعات باز شود، در اختیارتان قرار دهد. موفق باشید

17418
متن پرسش
سلام: خاطرم هست یکی از آیات قرآن درباره مضر بودن قرآن برای گروهی (مثلا منافقان) سخن گفته بود. 1. آیا همچین چیزی صحت دارد؟ 2. کدام آیه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیه‌ی 26 سوره‌ی بقره می‌فرماید: مؤمنین متوجه‌ی مثال‌هایی که خدا در قرآن می‌زند هستند ولی کافران می‌گویند این چه مثالی است که خداوند می‌زند؟ در حالی‌که با این مثال تعداد زیادی از افراد هدایت می‌شوند و تعدادی نیز گمراه می‌گردند و گمراه نمی‌گردند مگر کافران. آیه این‌چنین است: «إِنَّ اللَّهَ لا يَسْتَحْيي‏ أَنْ يَضْرِبَ مَثَلاً ما بَعُوضَةً فَما فَوْقَها فَأَمَّا الَّذينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ أَمَّا الَّذينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَّهُ بِهذا مَثَلاً يُضِلُّ بِهِ كَثيراً وَ يَهْدي بِهِ كَثيراً وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلاَّ الْفاسِقينَ».

مولوی می گوید: وقتی نکته ها خیلی دقیق و لطیف باشد، اشخاص لایق را بالا می برد ولی در مقابل افراد نالایق را گمراه می کند:

::از خدا می خواه تا زین نکته ها *** در نورزی ور رسی در منتها::

و سپس اشاره به همین آیه می کند و می گوید:

::زانکه از قرآن بسی گمراه شدند *** زین رسن قومی درون چه شدند::

کلمه رسن که به معنای ریسمان و طناب است، از خود قرآن استفاده شده است. آنجا که قرآن تعبیر حبل الله فرموده یعنی ریسمان خداست.

::مر رسن را نیست جرمی ای عنود *** چون تو را سودای سر بالا نبود::

می گوید: با ریسمان قرآن عده ای به درون چاه رفتند، در حالیکه ریسمان، ریسمان است هم می توان به وسیله آن بالا رفت و هم می شود به وسیله آن پایین رفت. ریسمان گناهی ندارد.

  موفق باشید

نمایش چاپی