باسمه تعالی: سلام علیکم: به معنایِ «امکانِ ذاتی» کمی فکر کنید. وقتی «امکان»، ذاتیِ یک شیئ شد که دیگر معنا نمیدهد که چه کسی آن را به شیئ داده تا بگوییم از کجا آمده؟ به قول معروف: «الذاتیُ ما لا یُعَلَل» ذاتی را به دنبالِ علتگشتن روا نیست. مثل حضرت حق که ذاتیاش وجودی است، حال میشود گفت علت وجود حضرت حق چه چیز است؟ و یا آن وجود را از کجا آورده است؟ در این مورد عرایضی در شرح تفسیر سورهی حمد حضرت امام که در دانشگاه صنعتی بحث شد، داشتهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- شرح صوتی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» 2- شاید منظور حضرت آقا، عمل به آن چیزی است که میدانیم؛ در آن صورت است که نفس بهرهی لازم را میبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید سعی بفرمایید با مراجعه به کتابهای معرفتی و متون دینی بهخصوص تفسیر المیزان و اصول کافی در این مسائل صاحبنظر شوید و خودتان جوابگوی سؤالاتتان باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نقد از سر دلسوزی انجام میگیرد تا امور مسلمین به صلاح گراید. ولی ضایعکردن و ایجاد دشمنی بیشتر را شیطان برای به فسادکشاندن جامعه القاء میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عدم عبودیت و امثال آن، عدمِ ملکه است. یعنی میتوان به آن رسید ولی نرسیدهایم 2- همانطور که مقام ائمه، مقام جامع اسماء میباشد و خودشان میفرمایند: «نحن واللّه اسماء الحسنی» روح نیز مقام مخلوقیت دارد و در عین حال مقام تجلی اسماء است و حضرت حق خود را در مخلوقاتش به تماشا مینشیند. در این موارد بهتر است به کتاب «عرفان نظری» حجتالاسلام و المسلمین استاد یزدانپناه رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنقدر مطالب در این مورد گسترده است که شاید نتوان کتاب خاصی را معرفی نمود. کتب آیت اللّه حسینی تهرانی و آیت اللّه محمد شجاعی چشماندازهای خوبی در اختیار شما میگذارد موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ساعت 4 تا 5 بعد از ظهر است. البته کسانی میتوانند از آن جلسه استفادهی کامل را ببرند که بحثهای تفسیر سورهی حمد امام را دنبال کرده باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آیات قرآن اکثراً ما را متوجهی سیر آفاقی میکند که سنن الهی را در عالم بنگریم 2- بنده شرح جناب آقای صمدی را ندیدهام، ولی چه کسی شایستهتر از شرح مباحث استاد میباشد جز شاگردان ایشان؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی ها طوری زندگی را برای خود تعریف کردهاند که نفس امارهی آنها به آنها راهنمایی میدهد نه فطرت آنها و به همین جهت خداوند به پیامبر خود میفرماید «قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ في خَوْضِهِمْ يَلْعَبُون» بگو تنها خدا مقصد و مقصود است و سپس چنین افرادی را که در جستجوی عیبهای بیجای خود برای دین خدا هستند به خود واگذار تا در بازی زمانه مشغول باشند. موفق باشید
