بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
19376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: 1. می خواستم بدونم آیا استاد از نظریه خود مبنی بر عبور از احمدی نژاد برگشته اند یا خیر؟ آیا باز هم نیاز به یه انتخابات دیگری هست تا استاد متوجه بشوند خود احمدی نژاد عامل پیروزی خودش بود و نه حمایت صرف حزب الهی ها. آیا این ناشکری نعمت نیست که دکتر احمدی نژاد را حذف کردیم. چرا به آفای احمدی نژاد گفتیم بزرگترین خطر جهان اسلام؟ لطفا استاد نگذارید یک انتخابات دیگر هم برای کسب تجربه صرف شود. 2- بنده تو فضای مجازی و شهر مشغول رصد کردن نظر مردم و بخصوص جوانان بودم متوجه دو نکته شدم: اول اینکه خیلی از مردم نظرشان و حرفشان این بود که بین بد و بدتر باید بد را انتخاب کرد و من متعجب می شدم که گزینه بدتر را آقای رئیسی می دانستند. دوم انکه خیلی از جوانان فقط به این خاطر رای به آقای روحانی می دادند که مخالفت خود را با گزینه نزدیک به نظام نشان دهند. یه نوع دهن کجی آشکار بدون هیچ گونه استدلال. استاد لطفا با کلامتان دل ما را آرام کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع در این دوره، بسیار پیچیده بود و فراموش نکنید که آقای احمدی نژاد نتوانست نظر روحانیون و بعضی از اصول گرایان و جریان انقلابی شهر نشینی را در حدی که بتوان مقابل شعارهای اصول گرایی قرار گرفت جلب کند و از این مهم تر این که چگونه شورای نگهبان به شخصیت پیش بینی نشده‌ی ایشان اعتماد کند و کشور را در مدیریت کلان در اختیار ایشان بگذارند؟ هر چند که از نقاط مثبت ایشان نباید غفلت نمود. موفق باشید

18507

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: «اگر آموزش و پرورش در یک کشور ارتقاء پیدا بکند و اصلاح شود، در اقتصاد، سلامت و بهداشت، محیط زیست، مرگ و میر، بارورى، زیبایى و هنر، رفتارهاى گوناگون مردم در سطح جامعه با یکدیگر، و فراتر از همه‌ى اینها، در دین، فلسفه و اخلاق تأثیر خواهد گذاشت. امروز در دنیا به زبان کودکى به کودکان فلسفه مى‌آموزند؛ یعنى چیزى که از نظر بعضى از طراحان کشور ما بى‌معنى است؛ فکر مى‌کنند فلسفه مخصوص آدمهاى ریش و سبیل‌دار و کسانى است که یک سنى از آنها گذشته باشد. نگاه مدرن به مسائل حیات، امروز پیشروان علمى دنیا را به اینجا رسانده که باید فلسفه را از دوره‌ى دبستان به کودکان تعلیم داد؛ البته با زبان کودکى.» این متن یکی از چندین سخنن رهبری در مورد آموزش فلسفه و تفکر به کودکان است. من یک طلبه ام، بنده از شما استاد بزرگوار این سوال را دارم که ما قصد داریم در مساجد و کلاس هایی که خارج از مسجد در اختیار داریم این در خواست رهبری را عملی کنیم چگونه باید شروع و عمل کرد؟ اگر کتاب مد نظر شماست معرفی کنید و خواستار این هستم از شما که جوابی کامل داده شود تا دوباره مزاحم وقت شما استاد عزیز نشوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» در همین رابطه تدوین شده است و با توجه به این‌که مبانیِ فلسفی ما برعکسِ غرب، امروزه در علم کلام ما ظهور خوبی داشته است؛ کتاب «چه نیازی به نبی» و سپس کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تنظیم شد. مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» نیز در موضوعِ تفکر فلسفی کمک‌کارهای خوبی هستند. موفق باشید

15843

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: من چند سالی درس طلبگی خوندم. آماده پوشیدن لباس هستم. هم طلبه ها هم بعضی اساتید هم تشویقم می کنند منتهی همسرم مخالف است. چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همسرتان تذکر دهید به عنوان یک وظیفه و برای رونق اسلام، وظیفه دارید که ملبس باشید و در لباس، نقشِ تحقق فرهنگ اسلامی بیشتر ادا می‌شود. و لذا ایشان نباید مانع چنین وظیفه‌ی حساسی باشند. موفق باشید

15494
متن پرسش
سلامی از اعماق جانم بر استاد عزیزم: خیلی خیلی عذر میخوام آقای طاهرزاده موقعی که مورد سرزنش افراد خانواده قرار می گرفتم این حالات برایم اندکی پیش می آمد. الان هم به لطف الهی حالی بسیار خوش دارم این حالات اکثرا در شب ها هنگامی که بر روی پشت بام ستارگان آسمان و ماه را می بینم برایم پیش می آید. چون هنگام دیدن اینها یاد این شعر می افتم. یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد خواهش می کنم بگویید چه کنم که این حال عمیق معنوی از بین نرود و در طول روز هم باشد نه فقط شب ها چون پارسال بعد از مدتی این حال رفت و ما قدر نشناختیم و بعد از آن بسیار حسرت خوردیم. باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب خواجه عبداللّه انصاری می‌گوید: «حال» از جلوات شهود الهی است در دیدن حقایق، و راهِ باقی‌ماندن آن «شهودُ الحقيقةِ لا كسباً، و رفضُ الدَعْوَى لا علماً، و البقاءُ مع نورِ اليقظةِ لا تَحَفُّظاً.» استقامت احوال، استقامت در شهود حقیقی است که کسباً به‌دست نیامده و سعی کند آن شهود و آن برق بماند و یا لااقل زود نرود و نیز در استقامت احوال ادعا را بردارد ولی نه به صورت علمی. طوری شود که از حالش بجوشد که ادعا نکند و به حسب حال رفض ادعا کند و نیز در استقامت احوال بر نور یقظه باقی باشد ولی نه از سر تکلّف بلکه به اقتضای همان حال. رویکرد سالک باید در این مرتبه چنین باشد که حال را که شهود حقیقت است و به سراغ او آمده حفظ کند، و در ادامه‌ی این استقامت در آن حالِ خوش معنوی، نظر به خود نداشته باشد تا دعوی نقش‌داشتن در این امر بکند و این غیر از آن است که از نظر علمی خود را متذکر کند که همه‌چیز از آن خدا است و من هیچ‌کاره‌ام. در حضوری قرار گیرد که «إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّه»(آل‌عمران/154) و در ادامه باقی بماند به آن نور یقظه که در ابتدا بدان منور شد و از این طریق خود را از هر غفلتی محفوظ بدارد. البته به وقتش این موضوعات بیشتر روشن می‌شود. موفق باشید. استاد سلام: این سوال دوستمون دغدغه اصلی ذهن منه. اما استاد راستش و بخواین متوجه جواب شما نشدم یعنی اگر میشه و امکان داره ساده تر بفرمایین که منم استفاده کنم چون واقعا برام مهمه...خیر ببینین
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف آن است که باید در مسیر شریعت، استقامت داشت و با آمدن آن احوالات معنوی شکر کرد و با رفتن آن حالات، صبر نمود تا انسان از «حال» به «مقام» برسد که در آن صورت تلوّن آن به تمکّن تبدیل می‌شود. «مقالات» آیت اللّه شجاعی را پیشنهاد می‌کنم. بنده نیز حدود 100 جلسه آن سه جلد را شرح کرده‌ام. می‌توانید در این مورد با جناب آقای مهندس نظری به شماره‌ی 09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید

15050

بدون عنوان :بازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: فرمودید به لیست پیشنهادی جامعه مدرسین قم رای بدیم استاد لیست پیشنهادی جامعه در تهران، حرف و حدیث بسیار دارد: 1. محمد یزدی 2. احمد جنتی 3. محمد امامی کاشانی 4. محمدعلی موحدی کرمانی 5. محمد تقی مصباح یزدی 6. سید ابوالفضل میر محمدی 7. ابراهیم امینی 8. سید محمدرضا مدرسی 9. علیرضا اعرافی 10. علی مؤمن 11. محمد ری شهری 12. قربانعلی دری نجف آبادی 13. محمدباقر باقری کنی 14. حسن روحانی 15. غلامرضا مصباحی مقدم 16. محسن قمی خصوصا که آقای پناهیان فرمودند به افراد مشترک لیست رأی ندهید. نظرتان چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای تهران، موضوع نسبت به اصفهان متفاوت است. زیرا در تهران احتمال رأی‌آوردنِ مشترکین هست، لذا اگر پیشنهادِ جناب آقای پناهیان عمل شود، سه بزرگواری که انگلیس‌ها خواسته‌اند که رأی نیاورند، تقویت می‌شوند. موفق باشید

12394
متن پرسش
سلام استاد: از لحاظ وجودی و علم حضوری اهل البیت (ع) با هم تفاوت دارند. مثال از لحاظ رتبه امامت که امام علی (ع) امام اول است و امام رضا (ع) امام هشتم است با هم تفاوت دارند، در توحید و درجه وجودی هم متفاوتند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر مقام، مقام همه‌ی اهل‌البیت قرآن است و به فرمایش خودشان اول آن‌ها عین آخر آن‌ها است. ولی از نظر ظهور و شرایط تجلی آن حقیقت، متفاوت‌اند. و به تعبیر امام باقر«علیه‌السلام، علی«علیه‌السلام» افضل همه‌ی ائمه می‌باشند. موفق باشید

11032

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد بنده گاهی هنگام خواب یعنی در رختخواب با گوشی موبایل قرآن می خوانم و صوت قرآن را هم گوش می دهم. گاهی احساس می کنم نباید در حالت دراز کشیدن در رختخواب و این طور قرآن بخوانم و گوش دهم. آیا کار من بی احترامی به قرآن است؟! منظورم این است آیا خوابیده قرآن خواندن و شنیدن بی احترامی به قرآن است یا خیر؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که قصد شما در این مرحله، انس با قرآن است فکر نمی‌کنم بی احترامی حساب شود. موفق باشید.
10666
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: دانشجوی کارشناسی ارشد هستم و هم اکنون مشغول نوشتن پایان نامه هستم، موضوعم: توفیق در عبادات و عوامل سلب آن در آیات و روایات است، منابع کمی تاکنون بدست آورده ام و هم اکنون در موضوعات توفیق در دعای مکارم الأخلاق امام سجاد (ع) کار می کنم اما بعضی مطالب برایم مبهم است و مطلب زیادی در آن موضوع ها بدست نیاورده ام. یکی از این مطالب که سنگین است و هم شیرین و کاربردی آن قسمت از دعاست که امام سجاد (ع) از خداوند درخواست می کند: (و وفّقنی إذا اشتکلت علیّ الأمور لأهداها و إذا تشابهت الأعمال لأزکاها و إذا تناقضت الملل لأرضاها) امام (ع) از خداوند درخواست گزینش حقّ در امور مشکل - انتخاب پاکیزه تر در کارهای مشابه - در تناقض ملل مرضیّ خدا را گزیدن می نماید. می خواستم مطالبی جدید و کاربردی در این موارد که در دعا به آن اشاره شده بیابم به خصوص در مواجهه با امور شبهه انگیز چه کنیم که مردم را به بهترین راه هدایت کنیم و خود نیز از شبهات دور باشیم و چه کنیم که اهل بدعت نباشیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت سجاد«علیه‌السلام» در این فراز از دعا از حضرت حق تقاضای بصیرتی را می‌کنند که در ذیل آن بصیرت به توفیقی خاص نایل شوند، توفیق شناخت هدایت‌گرترین امور وقتی که امورات متفاوت انسان را به اشتباه می‌اندازد که کدام را انتخاب کند. و وقتی چند عمل در مقابل انسان هست که هرکدام خوبی‌هایی دارد توفیق آن است که انسان بتواند پاک‌ترین آن‌ها را عمل کند که آلوده به هیچ‌گونه خودنمایی و ریاکاری نباشد و وقتی انواع اندیشه‌ها - ملل یعنی عقاید و مذاهب - هرکدام دیگری را نفی می‌کنند و صورت حق به خود می‌گیرند توفیق تو را می‌خواهم که بتوانم آن‌ عقیده و اندیشه‌ها را پیروی کنم که کامل‌ترین رضایت تو در آن است. آری حضرت خود متوجه‌اند در چنین عرصه‌هایی تنها با توفیق الهی می‌توان موفق بیرون آمد و توفیق نیز به همین معنا است که حضرت حق امکانی را در بنده‌اش ایجاد ‌کند که امکان تحقق صحیح‌ترین راه برایش فراهم شود. بحث توفیق را می‌توانید در باب التوفیق شرح آقا جمال الدین خوانسارى بر غرر الحکم، ج‏7، ص: 409 دنبال کنید. موفق باشید
10466

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: اینکه آیت الله ناصری می فرمایند فرج نزدیکه و... نظرتان چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فرج جزئی ما هر روز از الطاف حضرت برخورداریم و در فرج کلی هم امید است هرچه زودتر آن حضرت به صحنه‌ی ظهور بیایند. موفق باشید
9252

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیا کمالات ملائکه عارض بر آنهاست یا ذاتی آنهاست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت دارید که ملائکه دارای وجوه مختلف نیستند که بحث عارض و معروض پیش آید. موفق باشید
9095

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: برای یادآوری نکردن خاطرات بد چه کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: گذشت. شرح حدیث «جنود عقل و جهل» را کامل دنبال کنید. موفق باشید
8580
متن پرسش
سلام: پرورش خیال یعنی چه؟ راه عملی برای پرورش خیال چیست؟ آیا با شعر می توان خیال را پرورش داد؟ اگر بله شعر های کدام شاعر خوب است؟ آیا مولوی خوبه؟ بهترین راه برای پرورش خیال چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: خیال پرورش نمی‌خواهد خودش به اندازه‌ی کافی پرورش یافته هست. خیال را باید با تصفیه‌ی روح و عقل و با اُنس با حضرت حق پاک و صاحب جمال کرد و از طرفی در کنترل در آورد. تدبّر در قرآن و اشعار امثال مولوی و صداقت کارساز است. موفق باشید
8573

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام آیا استاد گرامی اساسا به قانون جذب معتقد هستند؟ و این که چه قدر مباحث و نظریات آقای سید حسین عباس منش در این مورد صحیح می باشد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این نوع جذب که این آقایان می‌گویند و بنده در جریان هستم ،افق توحیدی انسان را در حجاب می‌برد. موفق باشید
7499
متن پرسش
با سلام محضر استاد بزرگوار سؤالات 7474 و 7436 را خوندم. و دو تا سؤال برایم پیش آمد. سؤال اول این که من چند وقت پیش مقدمه کتاب المیزان را می‌خواندم. علامه طباطبایی در آن مقدمه اصرار داشتند که برای فهم قرآن هیچ نیازی به فلسفه و کلام و عرفان و حتی حدیث نیست. و حتی خودشان با دلیل ثابت می‌کردند که تمام کسانی که سعی کرده اند که با فلسفه یا عرفان و یا کلام و حدیث قرآن را بفهمند، راه را اشتباه رفته اند. حاج آقا احساس کردم بین نظر شما و نظر علامه اختلاف وجود داره. و خصوصاً که علامه اصرار دارند که در تفسیر قرآن باید معانی اصطلاحی را بر الفاظ قرآن حمل نشه. بلکه معنای هر تعبیری از خود قرآن فهم بشود. به همین دلیل این فرمایشتون که نوشته بودید، چون خود قرآن به ما دستور دادند که در آن تدبر کنیم، پس باید فلسفه بخوانیم. در حالی که تدبر در قرآن معنای خاص خودش را دارد که باید آن را با روش تفسیر آیات به آیات از سایر آیات استفاده کنیم. و احساس کردم که ممکن است معنای تدبر در قرآن منظور نظر است دقیقاً با آن چیزی که ما در تفکر فلسفی داریم، یکی نباشد. و مثلاً تدبر قرآن اعم از تفکر فلسفی باشد. سؤال دوم این که ما همواره از شما شنیده ایم که تاریخ جدید، با امام شروع شده و تو کتاب سلوک این مطلب را خیلی خوب توضیح دادید که هر عصری نیاز به یک مجدد دارد و مجدد عصر ما امام خمینی هستند. اگر برداشت من درست باشت، در این صورت دیگه چه نیازی هیست که ما همان سیری که امام رفتند را طی کنیم؟! مگر ما قرار است که مانند حضرت امام تاریخ جدیدی را تأسیس کنیم؟! و اصلاً معلوم نیست که ما توانش را هم داشته باشیم. استاد من شنیدم که حضرت امام این قدر از نعمت خدادای هوش بالا برخوردار بودند که خودشان به تنهایی و بدون این که از استاد کمک بگیرند، عمده کتاب اسفار ملاصدرا را خونده اند. و شنیدم که آیت الله جوادی آملی می‌فرمودند که بخشی از مباحث اسفار واقعاً،‌ سنگینه. بعد که از برخی دوستان که اسفار را خوانده بودند پرسیدم، این فرمایش آقای جوادی را تأیید کردند. با این توضیحات واقعاً چه لزومی هست که همه ما همان راهی که امام رفتند را برویم؟ اگر قرار باشد با حکمت متعالیه یک تاریخ جدید تأسیس بشه، که این کار با امام اتفاق افتاده اگر هم قراره ما سر سفره امام بنشینیم و همان طور که بسیجی ها راه صد ساله را یک شبه طی کردند، دیگه چه نیازی هست که ما این همه بحث‌های سنگین فلسفی بخونیم؟! خب مگه شهدای ما از این بحثا اطلاع داشتند؟! مگه همین که شهداء خودشان را کاملاً ذیل شخصیت ذی وجود امام تعریف کرده بودند و طی طریق می کردند، موجب نمی‌شد که کمبودهای فلسفی شان جبران بشه؟! احساس من این بوده که شهداء با امام قرار دادن حضرت امام، توانستند، از حاصل زحمات امام بزرگوار در فلسفه و عرفان را بدون آن که آن زحمات را خودشان متحمل شوند، بهره مند شوند. خب چرا ما هم همین کار را نکنیم؟! و اگر هم واقعاً احساس می کند که وظیفه تاریخ سازی و تأسیس یک تاریخ جدید دارد، وظیفه دارد همان طور که بزرگان تفکر ما عمل کرده اند، عمل کند. و ببیند که چطور افرادی مانند صدرالمتألهین، کارهای بزرگی را انجام داده‌اند؟! مگر غیر از این است که ایشان دست به دامن قرآن و اهل بیت شده اند و از باغ معارف قرآن و حدیث، آن نظام فکری را تأسیس کرده اند؟! خب اگر واقعاً کسی احساس می کند که باید تاریخ جدیدی را تأسیس کند،‌ او هم باید برود و مانند ملاصدرا دامن همت به کمرش بزند و با استفاده از منابع اصیل ما یعنی قرآن و روایات، یک فتح تاریخی برای ما رقم بزند. و این وظیفه هم همان طور که خود شما فرموده اید، در هر قرنی تنها به عده خاصی اختصاص دارد و نه این که همه افراد موظف به چنین کاری باشند. ممنون می‌شوم اگر این تناقضاتی که در ذهن من بوجود آمده را با بیانات روشنگر خود، برطرف بفرمایید. و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را سپاس می‌گویم از داشتن مخاطبانی مثل جنابعالی. در سراسر سخنانتان احساس همدلی شدیدی نسبت به جنابعالی داشتم و در همین راستا می‌خواهم چند نکته را عرض کنم تا این همدلی ادامه یابد 1- حقیقتاً حرف همان است که علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» زدند که باید مواظب بود قرآن را در نگاه فلسفی خود محدود نکنیم، زیرا به فرمایش جنابعالی تدبّر در قرآن اعم از تفکر فلسفی است، چیزی که هست عرض بنده در آن است که فراموش نکنیم وقتی حکمت متعالیه حاصل تدبّر یک عالم اسلامی است با آن‌همه نبوغ و پشت‌کار، به اسم فلسفی بودن آن تفکر خود را از آن محروم نکنیم، همان‌طور که خود را از تفسیر قیّم المیزان نباید محروم کرد 2- در رابطه با هماهنگی با حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» برای حضور در تاریخ جدید باید به موقعیت خود نگاه کنیم. آری یک وقت در موقعیت شهداء هستیم که با دقت به سخنان حضرت امام می‌فهمیم تکلیف ما در این تاریخ چیست و عمل می‌کنیم. ولی یک وقت وظیفه‌ی ما فهم جزئیات سخنان امام و تبیین آن‌ها است، در این موقع است که با علم به حکمت متعالیه و عرفان محی‌الدین می‌توانیم سخنان حضرت امام را به نسل‌های آینده که بسیار به تفکر امام نیاز دارند، برسانیم. تازه وقتی ما از حکمت متعالیه و عرفان محی‌الدین درست استفاده می‌کنیم که در ذیل شخصیت حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» عمل کنیم. با همه‌ی این حرف‌ها جمع‌بندی جنابعالی را بنده قبول دارم. موفق باشید
7381
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی بنده یک زن خانه دار هستم که البته دارای مدرک سطح2 حوزه نیز می باشم و دارای یک فرزند 2 ساله. درمورد وظیفه ی طلبگی خود به شدت دچار تردید شده ام و احساس می کنم با شرایط سخت بچه داری وظیفه ی طلبگی خود را انجام نمی دهم؛ افراد زیادی هم برای رفع مشکلاتشان به بنده مراجعه می کنند که در کمک کردن به آنها احساس ناتوانی می کنم. و احساس می کنم در این باره باید کاری کنم. قصد داشتم در داتشگاه رشته مشاوره کارشناسی ارشد بخوانم که استخاره کردم بد آمد. پس از آن تصمیم گرفتم در دانشگاه ادیان رشته شیعه شناسی شرکت کنم تا زمینه برای کار در آینده بهتر داشته باشم. که همسرم گفت با مطالعه کردن فردی توانایی های خود را در زمینه مشاوره بالا ببر و دنبال مدرک نرو و مرا دچار تردید کرد.حال احساس می کنم وقت تنگ است و قبل از سخت تر شدن شرایط زندگی باید کاری کنم و از جنابعالی خواهشمندم مرا راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر سیر مطالعاتی روی سایت را کار کنید تا آماده‌ی فهم تفسیر المیزان شوید و با توجه به جزوه‌ی «روش کار با المیزان» با نور قرآن به مردم کمک کنید، موفق‌تر باشید. موفق باشید
7308
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار ببخشید مگر نمیگویند که تفاوت انسان و ملائکه قوه اختیار انسان است پس چرا در زمان خلقت انسان ابلیس برانسان سجده نکرد و سر پیچی نمود مگر ابلیس اختیار داشته که سجده نکرده است؟ باتشکر التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که شیطان از جنّ است و جنّ و انس دارای اختیار می‌باشند. می‌توانید به کتاب «هدف حیات زمینی آدم» رجوع فرمایید. موفق باشید
7077
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز چرا پیامبر از مکه هجرت کردند ولی داستان برخی پیامبران را در قرآن می خوانیم با وجود گناهکاری مردم تا زمانی که عذاب می خواست نازل شود از آن شهر نمی رفتند؟ چرا آن پیامبران اصرار داشتند با آن مردم آلوده بمانند(البته به دستور خدا) ، شاید در مناطق دیگری بهتر تبلیغ می کردند مثل رسول خدا؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکدام از رسولان خدا«علیهم‌السلام» بنا به شرایط تاریخی خود مسئولیتی در راستای نظام‌سازی داشتند و مسلّم هرکدام نسبت به شرایط خود بهترین تشخیص را می‌دادند که آیا اگر بمانند در راستای ایجاد نظام توحیدی موفق‌اند یا اگر هجرت کنند. موفق باشید
6591
متن پرسش
سلام علیکم و رحمة الله مقام معظم رهبری چند وقتی است زیاد دارند روی مسأله ازدیاد جمعیت تأکید می کنند. این تأکیدات به جائی رسید که ایشان در خراسان شمالی حتی به اشتباه خودشان در این زمینه اعتراف کردند. آخرین این تأکیدات چند هفته پیش در بیانات اعضای همایش تغییرات جمعیتی بود. در روایات نیز روی این مسأله زیاد تأکید شده است. اما همانگونه که خود معظم له در آن سخنرانی اشاره کردند در این زمینه اشکالات و ابهاماتی وجود دارد. مثلاً اینکه در این اوضاع گرانی ها مخصوصاً گرانی های یکی دو ساله اخیر خیلی از خانواده ها مرد خانواده اگر بتواند خرج خودش و زنش را بدهد هنر کرده. خرج بچه پیشکش. خیلی ها در همان زن و شوهرش مانده اند. خیلی ها نیز حداکثر میتوانند صاحب یک بچه شوند. این یک اشکال. اشکال بعد آنکه در یک آپارتمان 70 متری مگر میشود چند بچه را جا داد؟؟!! نکته ی بعد آنکه بالاخره این بچه وقتی بزرگ شد کار میخواهد مسکن میخواهد و .... . که باید جامعه و مملکت ظرفیت ایجاد شغل برای این تعداد کثیر افراد را داشته باشد. الان یکی از مشکلات غیر قابل انکار معضل اشتغال و مسکن برای نسل جوان است که یکی از مهم ترین دلایلش ازدیاد زیاد نسل جوان است که ریشه در تولید نسل زیاد در دهه 60دارد. نکته ی بعد آنکه فرد باید بتواند از عهده تربیت مثلاً 5 تا بچه بربیاید. این اشکالات و اشکالات دیگری که ممکن است در این زمینه وجود داشته باشد باعث می شود که این مسأله ازدیاد جمعیت لااقل در شرایط فعلی جامعه یک سیاست غیر معقول جلوه دهد. حال به نظر شما چه کار باید کرد؟ باید همه این عوامل را اصلاح کرد؟ اصلاح این عوامل که چند ده سال طول می کشد اگر بیشتر طول نکشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه فرمودید که بحث در پیری جمعیت در آینده است پس فرزندان ما در 20 تا 30 سال آینده مشکل کار و مسکن ندارند در آن زمان آدم نداریم که کارهای کشور را بگردانند. آری شرایط ما آنچنان آماده نیست که به قول شما یک خانواده‌ 5 بچه داشته باشد ولی تا حدّی که می‌توانیم کوتاهی نکنیم وگرنه در آینده ضربه‌ی بسیار محکمی از جانب این موضوع خواهیم خورد و تنها یک کشور مصرف‌کننده خواهیم شد. موفق باشید
6089
متن پرسش
با عرض سلام استاد. در عبارت فمن یعمل مثقال ذرة شرا یره که توی معاد هم گفتید، یعنی واقعا واقعا همه ی همه ی اعمالش رو انسان بعد از مرگ می بینه؟ استاد من حدود 15 تا 20 سال قبل، مدرسه راهنمایی که بودم غالبا به ما آموزشی درباره ی پسرها داده نمی شد و ما اطلاعاتی نداشتیم و معمولا پسرها دور مدرسه ی ما پرسه می زدند و من یک بار فقط یک بار برای یکیشان که دست از سرم بر نمی داشت دست خداحافظی تکان دادم تا سر کارش بذارم و اون ذوق مرگ شد – البته این کار رو با بی اطلاعی و بدون قصد – انجام دادم یا مثلا دبیرستان یک معلم مرد داشتیم که گاها دست من را تو دستای خودش می گرفت و با دست دیگرش بازویم را و میگفت به ریش های من نگاه نکن من مذهبی نیستم ولی مجبورم ریش بذارم ،تو می تونی مقنعه ات را مقابل من در بیاوری و راحت باشی و خلاصه از این جور چیزها که چون من آدم هالو و نا آگاه و احمقی بودم سر از حرف هاشون در نمیاوردم. ولی گاها حالاتم باعث جلب توجه می شد واقعا واقعا همه ی اعمالی که باعث جلب توجه شدیم یا ممانعتی نکردم که اون معلم احمق جرئت کنه دست منو بگیره، در آخرت میان سراغم ؟؟ استاد غالبا نامه های مزخرفی که پسرها اون موقع بهم میدادن بدون اینکه باز کنم میدادم به مامانم و مامانم حسابشون رو می رسید و چون مامانم می دونست که من آدم هالویی هستم و چیزی سرم نمیشه وقتی حرف پسرا رو براش می گفتم منو دعوا نمی کرد و بهم جرئت میداد که از دستشون فرار کنم و فقط مامانم بود که باعث شد راه درست رو برم ولی بالاخره حرکات کوچکی انجام دادم که بی اطلاع بودم .ولی من اگه برگردم آن موقع عمرا اون طوری زندگی نمی کنم چون الآن سال هاست که ازدواج کردم و یک فرزند صالح هم دارم و خیلی چیزارو فهمیدم و متوجه یک پیشنهاد احمقانه ی اون معلم شدم. استاد یعنی همه ی دخترهای راهنمایی که ناآگاهانه خیلی کارها رو ممکنه انجام بدن بازخواست میشن ؟ من تو دوران مدرسه گناهایی مثل غیبت پشت سر معلم ها یا بعظی بچه ها انجام دادم و گاهی دیگران رو سر کار می ذاشتم واقعا واقعا همه ی اون اعمال رو می بینم در قیامت ؟؟؟ من همه ی شیطنت های راهنمایی و گاها دبیرستان رو از روی بچگی کردم حتی جلب توجه نامحرم. ولی من شخصیتم به کلی تغییر کرده باز هم می بینم ؟ استاد به نظرتون یه جوری که کسی متوجه من نشه، برم عابروی اون معلمی که گفتم رو بریزم ؟ چون وقتی به من پیشنهاد داده قاعدتا با خیلی دخترهای دیگه رابطه داشته و من اون موقع سرم نمی شد اما الآن می فهمم که خصوصا وقتی خودش زن و بچه داشت این کارهای زشتش چه معنی ای میداد ، برم عابروشو تو شهر بریزم و لوش بدم تا خصوصا زنش بفهمه با چه مرد انگلی زندگی می کنه ؟؟؟؟؟ چه جوری میشه آدم از دست کارهایی که از سر ناآگاهی و بچگی انجام داده بوده برای همیشه فرار کنه ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: توبه یعنی انسان از کارهایی که مخالف شریعت الهی بود و انجام داده روی برگرداند و اراده‌ای برای انجام دوباره‌ی آن‌ها نداشته باشد و در آن صورت عملاً مثل کسی است که آن اعمال را انجام نداده است و در همین رابطه رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَا ذَنْبَ لَه‏» کسی که از گناهان توبه کرد مثل کسی است که آن گناه را نکرده. پس در قیامت نیز آن اعمال را نمی‌بیند چون از صفحه‌ی اعمالش پاک شده است. پس جای نگرانی برایتان نمی‌ماند. موفق باشید
5475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز میخواستم نظر جامع حضرتعالی را در مورد وزرای پیشنهادی آقای روحانی بدانم؟ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول رهبر عزیز بگذارید کارشان را بکنند هنوز برای قضاوت زود است. موفق باشید
3275
متن پرسش
سلام انشالله عزاداری هایتان برای سیدالشهدا قبول درگاه حق قرار گرفته باشد. سوال من درباره نحوه عزاداری هایی است که جدیدا باب شده 1-به این صورت که دو یا چند مداح ( یا بهتره بگم خواننده) با همکاری هم مداحی میکنند یکی نام مبارک امام حسین را با اکو پشت سر هم تکرار میکند ( بیس میدهد یا همان زمینه میدهد) نفر دیگر هم شعر را میخواند که معمولا هم به سبک آهنگ های داخلی یا خارجی هستن و آهنگ گونه می باشند یعنی حزنی ندارند. 2- در این میان سینه زنان هم لخت میشوند و هر کس که نداند مداحی است فکر می کند پارتی شبانه میباشد. از بس بالا پایین می پرند و تکون تکون میخورند. 3- با بعضی از مداحا و افراد که صحبت کردم که این چه طرز سینه زنی و مداحیه ( که به ان شور می گویند) جواب میدن که جونای نیاز به تخلیه انرژِی دارند و مداحیهای شور دار و تند انرژِی جوانان خالی می شود!!! اگر مداحیهای بعضی از مداحان بزرگ کشور که امسال مداحی کردن هم تماشا کنید می بینید که همه سینه زن ها لخت و حسین حسین پس زمینه هم توسط یکی دیگر از مداحان خوانده می شود!! سوال من اینجاست که آیا این سبک مداحیه درست است؟؟ چرا بعضی مداحان پیش رهبر خیلی سنگین مداحی میکنند ولی در هیئت های خودشان به نحوی که بالا گفتم مداحی می کنند؟ لطفا نحوه صحیح عزاداری را بیان کنید تا همه مشکلات حل شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ما اگر کار را از دست علماء بگیریم و به دست مداحانی بدهیم که از علماء فاصله دارند، به همین مشکلاتی دچار می‌شویم که جنابعالی متذکر شدید. در هر صورت باید عزاداری‌های ما با متانت دینی باشد و وقار معنوی را از ما نگیرد. بیشتر باید در عزاداری‌های ما جلسات وعظ و ذکر مصیبت باشد تا شخصیت حضرت اباعبدالله«علیه‌السلام» و اصحاب آن حضرت در جامعه احیاء شود. موفق باشید
2431

دروس حوزویبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بنا به دلایلی نمیتوانم حوزه بروم اما حیلی دلم میخواهد در خانه خودم بخوانم و مطالعات زیادی در خانه دارم از شما تقاضا دارم برای خواندن دروس حوزه کتب و سی دی های اموزشی معرفی نمایید تا خودم در خانه کار کنم چون کتبها و سی دی ها زیاد است نمیدانم از کجا شروع کنم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این در حدّ تخصص و اطلاع بنده نیست از طلاب فعال حوزه‌ی علمیه سوال بفرمایید که در جریان آخرین کتاب‌ها و سی‌دی‌ها هستند. موفق باشید
1607

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت معلم عالیقدر و عزیزم بنده جوانی با گرایش های مذهبی هستم از خدا و ائمه همیشه همسری مذهبی و با ایمان میخواستم تا اینکه چند ماه پیش با این رویکرد که مورد عنایت خدا وامام هشتم ع واقع شده ام با دختری از خانواده سادات ازدواج کردم تحقیقات لازم را هم انجام دادم و در جلسه خاستگاری هم تمام آنچه را لازم میدانستم گفتم ایشان هم با تمام گفته های من موافق بود اما حالا به این نتیجه رسیده ام که ایشان از نظر اعتقادی تا حدودی از بنده پایین تر است البته اهل نماز و واجبات هست اما آنگونه که من همیشه فکر میکردم و از خدا میخواستم نیستند . بنده فکر می کنم در مرحله خاستگاری آنچه تکلیفم بوده انجام داده وحالا مشکلم با ایشان نیست بلکه با خودم مشکل پیداکردم چون همیشه از خدا خواسته بودم تا همسری همراه قسمتم کند و آنچه میخواستم نشد از نظر اعتقادی دچار تزلزل شده ام و کاها ناشکری می کنم و دیگر از دست خودم خسته شدم و ایمانم از دست رفته است و اعتقاد قلبیم به حکمت خداوند از بین رفته است احساس میکنم اگر با این حال بمیرم کافر میمیرم و از شما میخواهم به عنوان یک معلم راهنماییم کنید که چگونه از دست این وساوس و درگیری های فکری راحت شوم و بفرمایید چگونه رفتار کنم که ایشان با بنده همراه شود خواهش میکنم خیلی زو د پاسخم را بدهید تا از این وضع راحت شوم و برایم دعاکنید!!! خداوند شمارا حفظ بفرماید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: خداوند به لطف خودش همانی را که می‌خواستید در همسرتان قرار داده ولی شما تشخیص نمی‌دهید. او باید مادر فرزندان شما باشد و در این رابطه باید روحیه‌ی خاصی داشته باشد که از نظر شما آن روحیه سادگی به‌حساب می‌آید ولی اگر ایشان مثل شما بود زندگی‌تان خشک و بی‌طراوت می‌شد. به همسرتان سخت‌گیری نکنید، بگذارید به صورت طبیعی و فطری رشد کند. انتظارات و توصیه‌های شما باید متناسب با روحیه‌ی خودش باشد و نه متناسب با روحیه‌ی خودتان. موفق باشید
1184

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم، با عرض سلام ، استاد در کتاب تمدن زایی شیعه در پاسخ به سوالی فرموده بودید: ...باید متوجه باشیم که ما نسبت به ارتباط با غرب سه نوع تئوری داریم؛ یک تئوری این است که غرب خوب است و بیاییم آن را بپذیریم، تئوری دیگر این است که بیاییم خوبی هایش را بپذیریم و در فرهنگ خودمان بیاوریم و از آن ها استفاده کنیم . تئوری سوم این است که فرهنگ غرب یک چیز منسجمی است؛ هر جایش را که بگیری، همه اش می آید، و بنابراین اگر خواستید که غرب نیاید باید از خود شروع کنید ولی براساس اضطراری که در زمان حاضر داریم از تکنولوژی غربی استفاده می کنیم تا شرا یط عبور از غرب فراهم شود . ما به تئوری سوم معتقدیم، اگرچه تئوری دوم هم برای خود حرف دارد و شخصیت های قابل احترامی به آن معتقدند . عنایت داشته باشید که معتقدین به تئوری سوم با خودآگاهی تار یخی خود تئوری دوم را به عنوان گذر از غرب قبول کرده اند. ولی تفاوت در این است که معتقد ین به تئور ی دوم قبول ندارند بین تکنولوژی و فرهنگ غربی آنچنان رابطه ی تنگاتنگی هست که نتوان تکنولوژی را از فرهنگ غربی جدا کرد و در فضای اسلامی از تکنولوژی غربی برخوردار نبود... حضرت آقا در جلسه پرسش و پاسخ که با جوانان در تاریخ 77/11/13 داشتند در جواب این سوال که : جوانانی که در دوران انقلاب بوده‏اند، حضور سلطه استعمار را به‏خوبی لمس کرده‏اند؛ به خاطر این که خیلی چیزها را دیده و درک نموده‏اند. ولی جوانانِ امروز مفهوم و تصویر روشنی از سلطه و استعمار در ذهنشان نیست و این طبیعی است؛ به دلیل این که در دوران انقلاب نبوده‏اند، مستشاران خارجی را ندیده‏اند و کلاًّ حضور چکمه‏های استعمار را در میهن اسلامیمان لمس نکرده‏اند. با توجّه به این که هر موقع حرف نفی غرب به میان می‏آید، به دلیل همین تصویر روشنی که جوانان در ذهن خودشان ندارند، سریعاً نفی فنآوری به ذهنشان می‏رسد؛ با توجّه به این که عدّه‏ای تبعیّت از غرب را دربست قبول کرده‏اند و عدّه‏ای پذیرش غرب را نفی ارزشها و اصول اسلامی و ملی دانسته‏اند و با توجّه به این که نفی غرب و تبعیّت غرب، حتماً در انقلاب و نظام حاکم دلایل مشخّصی داشته است، می‏خواستم از حضورتان خواهش کنم که تعریف جامع و مانعی از غرب داشته باشید، که در کنار این که خوبیها را از غرب اخذ می‏کنیم، با حفظ اصول و ارزشهای اسلامی و ملی‏مان، بدیها را کنار بگذاریم. به نظر شما کلاًّ نقطه تعادل در این میان چیست؟ حضرت آقا چنین می فرمایند: "این سؤال خیلی مهمّی است. من این‏جا چند نکته را در همین زمینه عرض می‏کنم. اوّل این که نفی غرب، به هیچ‏وجه به معنی نفی فنآوری و علم و پیشرفت و تجربه‏های غرب نیست و هیچ عاقلی چنین کاری را نمی‏کند. نفی غرب، به معنای نفی سلطه غرب است که هم سلطه سیاسی مورد نظر است، هم سلطه اقتصادی و هم سلطه فرهنگی. من در این فرصت اندک، در زمینه سلطه فرهنگیِ غرب چند جمله می‏گویم، شاید ان‏شاءاللَّه برای شما مفید باشد. ببینید؛ فرهنگ غرب، مجموعه‏ای از زیباییها و زشتیهاست. هیچ کس نمی‏تواند بگوید فرهنگ غرب یکسره زشت است؛ نه، مثل هر فرهنگ دیگری، حتماً زیباییهایی هم دارد. هیچ کس با هیچ فرهنگ بیگانه‏ای این‏گونه برخورد نمی‏کند که بگوید که ما درِ خانه‏مان را صددرصد روی این فرهنگ ببندیم؛ نه. فرهنگ غرب، مثل فرهنگ شرق، مثل فرهنگ هرجای دیگر دنیا، یک فرهنگ است که مجموعه‏ای از خوبیها و بدیهاست. یک ملت عاقل و یک مجموعه خردمند، آن خوبیها را می‏گیرد، به فرهنگ خودش می‏افزاید، فرهنگ خودش را غنی می‏سازد و آن بدیها را رد می‏کند. همان‏طور که گفتم، در این زمینه، بین فرهنگ اروپایی، غرب، امریکایی، امریکای‏لاتین، آفریقا و ژاپن فرقی نیست و هیچ تفاوتی ندارد و در این حکمی که می‏گویم، همه یکسان هستند. ما در مقابل هر فرهنگی که قرار می‏گیریم، به‏طور طبیعی تا آن جایی که می‏توانیم، باید محسّنات آن را بگیریم و چیزهایی که مناسب ما نیست - بد و مضرّ است - و با چیزهایی که به نظر ما خوب است، منافات دارد، آن را رد کنیم. این اصل کلّی است. منتها در زمینه فرهنگ غربی نکته مهمّی وجود دارد که من دلم می‏خواهد شما جوانان به این نکته توجّه کنید. فرهنگ غرب - یعنی فرهنگ اروپاییها - عیبی دارد که فرهنگهای دیگر، تا آن جایی که ما می‏شناسیم، آن عیب را ندارند، و آن «سلطه‏طلبی» است. این، قطعاً دلایل انسانی و جغرافیایی و تاریخی‏ای دارد. از اوّلی که اینها در دنیا به یک برتریِ علمی دست یافتند، سعی کردند همراه با سلطه سیاسی و اقتصادی خودشان - که به شکل استعمار مستقیم در قرن نوزدهم انجامید - فرهنگ خودشان را هم حتماً تحمیل کنند. اینها با فرهنگ ملتها مبارزه کردند؛ این بد است. ملتی می‏گوید فرهنگ من باید در این کشور جاری شود! این چیز قابل قبولی نیست. هر چند هم خوب باشد، آن ملتی که این فرهنگ بر او تحمیل می‏شود، این را نمی‏پسندد. شما یقیناً خوردن نان و ماست را به میل و اشتهای خودتان، ترجیح می‏دهید به این که چلوکباب را به زور در دهانتان بگذارند و بگویند باید بخوری! وقتی کاری زورکی و تحمیلی شد؛ وقتی از موضع قدرت انجام گرفت و وقتی متکبّرانه و مستکبرانه تحمیل گردید، هر ملتی آن را پس می‏زند؛ باید هم بزند. مثلاً کراوات یک پدیده غربی است. غربیها این را می‏خواهند، دوست می‏دارند و با سنّتشان هماهنگ است؛ اما اگر شما که اهل فلان کشورِ دیگر هستید و تصادفاً کت و شلوار را انتخاب کرده‏اید، کراوات نزدید، یک آدم بی‏ادب محسوب می‏شوید! چرا؟! این فرهنگ شماست؛ تقصیر من چیست؟ اگر کت و شلوار پوشیدید، باید پاپیون و کروات بزنید، و الاّ در فلان مجلس رسمی راه ندارید و یک آدم بی‏ادب و غیرمنضبط و بی‏نزاکت تلقّی می‏شوید! این، آن تحمیل فرهنگ غربی است. زن غربی، روشهایی دارد. آنها نسبت به مسأله زن و روش زن و پوشش زن و ارتباطش با مردان و حضورش در جامعه، فرهنگی دارند - خوب یابد، بحثی سرِ آن نداریم - اما سعی دارند این فرهنگ را به همه ملتهای دنیا تحمیل کنند! در باب فرهنگ غربی، این بد است. من یک وقت مثالی زدم و گفتم شما گاهی خودتان به انتخاب خود غذای مقوّی و یا داروی شفابخشی را مصرف می‏کنید؛ اما یک وقت بی‏هوشتان می‏کنند، یا می‏خوابانند، دست و پایتان را می‏گیرند و با آمپول چیزی را به شما تزریق می‏کنند! سعی شده است از طریق رؤسای کشورها و رژیمهای فاسد، فرهنگ غربی به ملتها تزریق شود! رژیم و خاندان فاسد پهلوی - که خدا از اینها به خاطر آنچه که با ملت ایران کردند، نگذرد - از این قبیل بودند. اینها با انواع روشها و شیوه‏ها سعی کردند فرهنگ غربی را بر کشور ما حاکم کنند. به خاطر این، ملت ایران را تحقیر می‏کردند؛ فرهنگ ملی را تحقیر می‏کردند؛ باورهای ملی را تحقیر می‏کردند. شما ببینید در دوران حکومت پهلویها و اندکی قبل از آن در اواخر حکومت قاجارها، که همین حمله غربیها شروع شده بود و در دوران پهلویها به اوج خود رسید، پرورش یافته‏های آن دوران، ملت ایران را اصلاً قابل این نمی‏دانستند که بتواند خودش را اداره کند، بتواند کاری بکند، بتواند چیزی بسازد، چیزی به دنیا ارائه دهد و یا بر معلومات دنیا اضافه کند. این به خاطر چیست؟ این به خاطر تحقیر فرهنگ ملت، تحقیر هویّت ملی و تحمیل فرهنگ بیگانه است. هویّت ملی با «فرهنگ» شکل می‏گیرد. هویت هر ملتی، فرهنگ اوست؛ این را نبایستی زخمی و جریحه‏دار کرد. علت مقابله ملت ایران با فرهنگ غربی این است، والاّ بله، فرهنگ غربی محسّنات و زیباییهایی هم دارد. البته زشتیهایی هم دارد که آن زشتیها بیخ ریش خودشان! اشکالی ندارد که ما زیباییهای فرهنگ آنها را فرا بگیریم. این که حالا آن زیباییها چیست، می‏تواند مورد بحث قرار گیرد." با توجه به فرمایشات حضرت آقا می توان اینچنین برداشت کرد که حضرت آقا به تئوری دوم معتقدند؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی فکر می‌کنم سخنان مقام معظم رهبری «حفظه‌الهر» مثل هر انسان حکیمی، محکماتی دارد و متشابهاتی. فرهنگ غرب از آن جهت که جایی برای وَحی در امور اقتصادی و سیاسی و تربیتی نگذاشته. از محکمات فرمایش آقاست که هیچ ارزشی ندارد ولی از آن جهت که غرب روش‌هایی در ارتباطات اجتماعی دارد و یا روحیه‌ی تحقیق در علوم تجربی را در خود رشد داده، می‌توان از آن استفاده کرد مثل آن که باید از خوبی‌های سایر ملل استفاده کرد. آن‌چه بنده در مباحث خود بر آن تأکید دارم، روح و فرهنگی است که منجر به تکنولوژی موجود شده که اگر آن روحیه را نشناسیم، ناخود آگاه با پذیرش تکنولوژی گرفتار آن روحیه می‌شویم. موفق باشید
1143

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خانمی هستم صاحب دو فرزند و مشغول به کار که این مشغله ها همه وقتم را پر کرده و فکر میکنم که اصلا کار مفیدی انجام نمیدهم بطوریکه شاید فقط بتوانم هر شب یک ساعت مطالعه کنم یا قرآن بخوانم یا ... احساس میکنم همه وقتم بیهوده صرف بچه داری و شغلی که مجبور به انجام آن هستم میشود لطفا راهنمایی بفرمایید چگونه میتوانم همه فعالیتهایم را در جهت پروردگار قرار دهم .
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی پرورش دو فرزند چنانچه با حفظ سجایای اخلاقی و نمایش ایمان از طرف شما باشد راه شیطان را به قلب شما می‌بندد و راه رجوع به حضرت حق را می‌گشاید بر این امر پایدار باشید که نتیجه‌ی نهایی از آن شما است. سعی کنید آن فرزندان سرباز انقلاب و علاقه‌مند به مقام ولایت فقیه باشند. موفق باشید
نمایش چاپی