باسمه تعالی: سلام علیکم: به معنایِ «امکانِ ذاتی» کمی فکر کنید. وقتی «امکان»، ذاتیِ یک شیئ شد که دیگر معنا نمیدهد که چه کسی آن را به شیئ داده تا بگوییم از کجا آمده؟ به قول معروف: «الذاتیُ ما لا یُعَلَل» ذاتی را به دنبالِ علتگشتن روا نیست. مثل حضرت حق که ذاتیاش وجودی است، حال میشود گفت علت وجود حضرت حق چه چیز است؟ و یا آن وجود را از کجا آورده است؟ در این مورد عرایضی در شرح تفسیر سورهی حمد حضرت امام که در دانشگاه صنعتی بحث شد، داشتهام. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز بیشتر با فعالیتهای اصیل فرهنگی و طرح بصیرت عبور از غرب، امر به معروف انجام میشود مگر در جایی که بتوان به طور مستقیم، خطایِ شخص بیحجاب را به او متذکر شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت حق که عین کمال است و دوستداشتنِ کمال نیز کمال محسوب میشود، چون خواستْ خود را در آینهی تفصیل بنگرد میشود فیض اقدس و نظر بر خود. که محیالدین به طور مفصل این موضوع را در فصّ آدمی بحث میکند 2- علم حضرت حق به فعل ما بر اساس نحوهای است که ما آن فعل را انجام میدهیم و چون ما بر اساس اختیارمان آن فعل را انجام میدهیم و او همین را میداند، جبر پیش نمیآید. و چون وجود مخلوقات از اوست و به همهی ابعاد مخلوقات، حتی آن ابعادی که هنوز در ظرف زمان ظهور نکرده ودر نزد اوست، قبل از ظهور زمانی مخلوق او نحوهی عمل مخلوق را میداند. شاید مثال ویدیو پروژکتور برای حرکت جوهری، مطلب را در حجاب ببرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که استاد میرباقری فرمودهاند. در این رابطه باید بعد از فهم حکمتِ بومی خود، یک دورهی کامل فلسفهی غرب را دنبال کرد. و همانطور که دکتر داوری توصیه میفرمایند، آزاد از نقدِ غرب، با فیلسوفان آن دیار همدلی نمود و با توجه به تاریخی که آن عقلها در آن تاریخ ظهور کرده است، فلسفهی غرب را دنبال نمود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «عطر»، روح را به عالَم ملکوت منتقل میکند و از جنس ملکوت است. ولی چون وجهی زینتی و آرایش دنیایی نیز در بر دارد؛ در احرام باید از آن پرهیز کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ساعت 4 تا 5 بعد از ظهر است. البته کسانی میتوانند از آن جلسه استفادهی کامل را ببرند که بحثهای تفسیر سورهی حمد امام را دنبال کرده باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی ها طوری زندگی را برای خود تعریف کردهاند که نفس امارهی آنها به آنها راهنمایی میدهد نه فطرت آنها و به همین جهت خداوند به پیامبر خود میفرماید «قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ في خَوْضِهِمْ يَلْعَبُون» بگو تنها خدا مقصد و مقصود است و سپس چنین افرادی را که در جستجوی عیبهای بیجای خود برای دین خدا هستند به خود واگذار تا در بازی زمانه مشغول باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کارهای این افراد یکنوع تحریک خیال و القای خیالات است که هیچ مبنای واقعی برای کسانیکه خود را در اختیار القائات چنین افرادی قرار میدهند، ندارد باز مجبورند با خیالی دیگر چندروزی خود را شارژ نگه دارند، به درد کسانی میخورد که نتوانستهاند خود را با حقایق مرتبط کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین را امام نشان دادند که جریان حاکم، دینِ الهی را تماماً زیر پا گذارده و این امر موجب بیداری جامعه شد و جهان اسلام اعم از شیعه و سنی به امویان پشت کردند و به اسلام برگشتند. در این مورد عرایضی در کتاب «راز شادی امام حسین«علیهالسلام» در قتلگاه» شده است. متن کتاب بر روی سایت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میکنم بحثهایی که در کتاب «معاد» شده است همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید تا إنشاءاللّه جواب کاملی نسبت به سؤالات خود داشته باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه دلسوزیهای پروردگارش نسبت به خود شود، باب رضایت از پروردگار خود را در امورات زندگیاش باز میکند و اینجاست که بهشتها در مقابلش گشوده میشود و محدودیتهای دنیا را نسبت به زندگی ابدی به چیزی نمیگیرد. شاید با همین محدودیتها است که خداوند بنا دارد دلهایتان را به جایی برتر از روزمرّهگیهای دنیا بیندازد که گفت: «خلق را با تو بد و بدخو کند/ تا تو را ناچار آنسو کند». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نتوانیم بین دستگاه کلیسا و تشکیلات روحانیت پاپی فرق گذاشت ولی میتوان گفت در عین آنکه باید احترام لازم را برای جناب آکوئیناس قائل بود و فلسفهی تومیسم را در مقایسه با بقیهی جریانهای موجود در مسیحیت نزدیکترین جریان به آموزههای حضرت عیسی«علیهالسلام» دانست، ولی فراموش نکنیم که جناب قدیس آکوئیناس با هرچه بیشتر ارسطویی و سینویکردنِ مسیحیت، مسحیت را از حالت قدسی درآورد و همین زمینهی رنسانس گشت. بنده تا حدّی در جزوهی «تاریخ فلسفهی غرب» عرایضی نسبت به شخصیت آکوئیناس داشتهام و به راحتی شاید نتوان او را با جناب ملاصدرا مقایسه کرد بهخصوص که جناب ملاصدرا با رجوع به انسانهای قدسیِ اهل عصمت و طهارت یعنی اهلالبیت فلسفهی خود را شکل دهند ولی آکوئیناس نتوانست این خلأ را پر کند زیرا مسیحیت به طور کلّی از این خلأ رنج میبُرد و میبَرد. موفق باشید
