بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
22263
متن پرسش
سلام: در پاسخ سوال 22254 که در خصوص بحث اعیان ثابته بود، فرمودید که به جزوه عرفان نظری که بر روی سایت قرار داره مراجعه کنم؛ بنده هم جزوه مربوطه را مطالعه کردم اما سوال اصلی من هنوز پاسخ داده نشده. در جزوه گفته شده که اعیان ثابته علم خداوند به استعداد ها و امکان ذاتی مخلوق است و خداوند می داند که اقتضای ذات و انتخاب های تکوینی هر موجود برای نحوه بودن خودش چیست و به آنها پاسخ مثبت می دهد و این استعدادها و ظرفیت های مخلوقات هم امکان ذاتی خود مخلوقاته و ظریفت و استعداد رو خدا مشخص نکرده چون این کار به نوعی خلاف عدل الهی است؛ امکان ذاتی هر چیزی مال خود شی هست نه آن که به اصطلاح فلسفی امر عارضی باشد، و مطلب در مجموع چیزی قریب به مضمون نقل قول معروفی بود که از ابن سینا در این زمینه وجود دارد که می فرماید «ما جعل الله المشمشة مشمشة بل أوجدها»، یعنى خداوند زردآلو را زردآلو نکرده است بلکه به آن وجود بخشیده است. اینجا برای بنده این سوال پیش آمده است که اگر استعداد و ظرفیت های مخلوقات و امکان ذاتی آن را خدا مشخص و تعیین نکرده است و به اصطلاح فلسفی از خود شی است پس این خود شی از کجا آمده است؟ فرمودید که امکان ذاتی مخلوقات و ظرفیت وجودی آنها در علم خداوند متعال قرار دارد اما چطور شد که خدا به این نتیجه رسید که این مخلوقات با این ظرفیت ها و ویژگی ها، امکان ذاتی دارند؟ طبق جمله ما «جعل الله المشمشة مشمشة بل أوجدها»، خداوند ظرفیت وجودی موجودات را به آنها نمی دهد بلکه فقط متناسب با ظرفیتی که دارند آنها را ایجاد میکنه، اگه این ظرفیت رو خدا مشخص نکرده پس این ظرفیت ها از کجا اومدن و چطور بدون این که خدا در پدید آمدن استعداد ها و امکان ذاتی نقشی داشته باشه خودشان به طور مستقل از خواست و اراده خدای متعال و طور خود به خود پدید آمده اند؟ اگر این امکان ذاتی رو خدا پدیده آورده است و امکان ذاتی و استعداد اشیاء مستقل از خواست و اراده خدا نیست هر چیزی که در اون هست هم به نوعی توسط خدا طراحی شده و خدا به خواست خود آنها را به آن گونه ای که هستند قرار داده است، مگر این که بگوئیم که اساس نظام هستی به اصطلاح فلسفی قدیم است و بدون آن که خدا آن را طراحی و ایجاد نماید ماهیت اولیه آن از ازل وجود داشته و خدا آمده از یک جایی به بعد بر مبنای آن ماهیات ازلی که وجود داشته کار را ادامه داده است! چگونه امکان ذاتی و استعداد اشیاء متعلق به خودشون هست و امکان ذاتی خودش به خودی خود از اول وجود داشته است و خدا در ایجاد و شکل دهی به این امکان و استعداد اونها هیچ دخالت و نقشی نداشته؟ اگر ممکن هست در این مورد توضیحاتی ارائه بفرمائید تا مسئله برای بنده روشن شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به معنایِ «امکانِ ذاتی» کمی فکر کنید. وقتی «امکان»، ذاتیِ یک شیئ شد که دیگر معنا نمی‌دهد که چه کسی آن را به شیئ داده تا بگوییم از کجا آمده؟ به قول معروف: «الذاتیُ ما لا یُعَلَل» ذاتی را به دنبالِ علت‌گشتن روا نیست. مثل حضرت حق که ذاتی‌اش وجودی است، حال می‌شود گفت علت وجود حضرت حق چه چیز است؟ و یا آن وجود را از کجا آورده است؟ در این مورد عرایضی در شرح تفسیر سوره‌ی حمد حضرت امام که در دانشگاه صنعتی بحث شد، داشته‌ام. موفق باشید

15728
متن پرسش
سلام و ارادت: استاد و حکیم وارسته، 1. وظیفه من طلبه هنگام برخورد با ناهنجاریهای اجتماعی از جمله بی حجابی چیست؟ 2. در موردی که امر به معروف واجب است، چطوری این کار صورت گیرد؟ سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز بیشتر با فعالیت‌های اصیل فرهنگی و طرح بصیرت عبور از غرب، امر به معروف انجام می‌شود مگر در جایی که بتوان به طور مستقیم، خطایِ شخص بی‌حجاب را به او متذکر شد. موفق باشید  

15698
متن پرسش
با سلام: تفسیر المیزان و کتابهای شما از قبیل معرفت نفس و خویشتن پنهان و از برهان تا عرفان و... را مطالعه کردم. سوالاتی از خدمتتان داشتم. ۱. منظور از فیض اقدس و تجلی برای خود چیست؟ در مورد تقدیر جزوه جبر و اختیار را مطالعه کردم. شما فرمودید که چون ما انجام می دهیم فعلی را پس خدا می داند و او قبل از انجام فعل می داند و این برایم کمی مبهم است، آیا چون او مجرد از مکان و زمان است قبل از فعل، آن را می داند، لطفا با مثالی واضح تر برایم مطلب را روشن سازید. من در فلان تاریخ آینده، کاری را انجام خواهم داد ولی خدا الان آن را می داند و در آینده این انجام می شود، آیا این شدت قرب را می رساند؟ و اینکه حرکت جوهری را به ویدیو پرو ژکتور تشبیه کنیم آیا در پروژکتور همه چیز ضبط شده و فقط اجرا نمی شود آیا بحث را جبری نمی کند؟ و در آخر می خواستم بدانم رابطه عرش با عالم امر چیست؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حضرت حق که عین کمال است و دوست‌داشتنِ کمال نیز کمال محسوب می‌شود، چون خواستْ خود را در آینه‌ی تفصیل بنگرد می‌شود فیض اقدس و نظر بر خود. که محی‌الدین به طور مفصل این موضوع را در فصّ آدمی بحث می‌کند 2- علم حضرت حق به فعل ما بر اساس نحوه‌ای است که ما آن فعل را انجام می‌دهیم و چون ما بر اساس اختیارمان آن فعل را انجام می‌دهیم و او همین را می‌داند، جبر پیش نمی‌آید. و چون وجود مخلوقات از اوست و به همه‌ی ابعاد مخلوقات، حتی آن ابعادی که هنوز در ظرف زمان ظهور نکرده ودر نزد اوست، قبل از ظهور زمانی مخلوق او نحوه‌ی عمل مخلوق را می‌داند. شاید مثال ویدیو پروژکتور برای حرکت جوهری، مطلب را در حجاب ببرد. موفق باشید   

15240
متن پرسش
با سلام: حقير طلبه هستم و تصميم به مطالعه و آگاهي و پ‍‍‍ژوهش در حيطه غرب شناسي دارم. مطلبي از استاد ميرباقري پيدا كردم كه نيازمند توضيح شما استاد عزيز است تا منظور ايشان را براي حقير شرح دهید. متن صحبت استاد ميرباقري: اگر تئوري مدون و روشني در تحليل جامعه شناسانه، انسان شناسانه و فلسفه تاريخي نسبت به غرب نداشته باشيد و غرب را در آن چهار چوب نشناسيد، غرب‌شناسي مفيد نخواهد بود. وقتي مي‌خواهيد دشمن را در نظرية فلسفة تاريخي بشناسيد، اولاً، بايد مدل‌هاي علمي بدهيد و به شيوه‌هاي علمي به تحقيقات نظري، تحقيقات كتابخانه‌اي و تحقيقات مي داني بپردازيد. ثانياً، نظام طبقه‌بندي موضوعات در شناخت غرب داشته باشيد؛ يعني بر پاية معارف بنيادين هم متدولوژي و روشن و هم نظام طبقه‌بندي موضوعات داشته باشيد و سپس به شناخت علمي غرب در ابعاد مختلف آن بپردازيد كه آنها چكار مي‌كنند؛ چه غايتي را تعقيب مي‌كنند، چه مكانيزم‌هايي دارند، راه مقابله با آنها چيست، ظرفيت و توانايي‌هاي آنها در كجا به پايان مي‌رسد و ...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که استاد میرباقری فرموده‌اند. در این رابطه باید بعد از فهم حکمتِ بومی خود، یک دوره‌ی کامل فلسفه‌ی غرب را دنبال کرد. و همان‌طور که دکتر داوری توصیه می‌فرمایند، آزاد از نقدِ غرب، با فیلسوفان آن دیار همدلی نمود و با توجه به تاریخی که آن عقل‌ها در آن تاریخ ظهور کرده است، فلسفه‌ی غرب را دنبال نمود. موفق باشید

14612

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليکم: عطر چيست که در نماز مستحب و هنگام احرام حج حرام؟ عطر در باطن امر چيست که رسول اکرم آن را دوست دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «عطر»، روح را به عالَم ملکوت منتقل می‌کند و از جنس ملکوت است. ولی چون وجهی زینتی و آرایش دنیایی نیز در بر دارد؛ در احرام باید از آن پرهیز کرد. موفق باشید

14549

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد ساعت شروع جلسه روز چهار شنبه چند می باشد. پس از جلسه نماز هم هست؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ساعت 4 تا 5 بعد از ظهر است. البته کسانی می‌توانند از آن جلسه استفاده‌ی کامل را ببرند که بحث‌های تفسیر سوره‌ی حمد امام را دنبال کرده باشند. موفق باشید

14010
متن پرسش
با سلام و احترام و وقت بخیر: استاد من قلبا امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری و انقلاب را دوست دارم و به آنها معتقد و علاقه مندم و از کسانی که به نحوی به آنها توهین می کنند یا زیر سوال می برند به شدت متنفرم اما گاهی اوقات کسانی را می بینم که چون علم به حقیقت آنها ندارند اینگونه صحبت ها را می کنند و من هم علم جواب دادن به آنها را ندارم برای این منظور کتاب انقلاب اسلامی برون رفت از عالم غربی را خواندم اما درست این مطالب را درک نکردم و انگار شبهی از این مطالب در ذهنم تداعی شده. چرا؟ خودم فکر می کنم چون من انقلاب را درست شناخته ام(آخه من تو متن انقلاب نبودم و خیلی از مسائل را نمی دانم) و هم غرب را درست نفهمیدم. به نظر شما چه باید کرد؟ این کتاب را که خواندم تازه فهمیدم خودم هم از خیلی مسائل عقبم و الآن بیشتر به خاطر خودم دوست دارم اینها را خوب بفهمم. سوال دیگه ای هم دارم تو فامیل ما مردی بود بی سواد که کارگر هم بود، به شدت با امام خمینی مخالفت می کرد و توهین های بدی به ایشان می کرد و شاه را بسیار دوست داشت همیشه فکر می کردم از بی سوادیش است که اینجوریه اما کتاب شما را که خوندم فهمیدم اینها بسته به معرفت ماست و سواد در آن دخیل نیست اما هنوز برام جای سواله چرا اینجوری بود انگار از ازل و عالم فطرت با امام دشمن بود؟ اون الآن مرده فاتحه و خواندن قرآن براش اشکالی داره؟ گاهی اوقات خانوادش پولی به من میدند که براش قرآن بخونم. با تشکر از اینکه وقت ارزشمندتونو برای ما میزارید!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی ها طوری زندگی را برای خود تعریف کرده‌اند که نفس اماره‌ی آن‌ها به آن‌ها راهنمایی می‌دهد نه فطرت آن‌ها و به همین جهت خداوند به پیامبر خود می‌فرماید «قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ في‏ خَوْضِهِمْ يَلْعَبُون‏» بگو تنها خدا مقصد و مقصود است و سپس چنین افرادی را که در جستجوی عیب‌های بی‌جای خود برای دین خدا هستند به خود واگذار تا در بازی زمانه مشغول باشند. موفق باشید

13759
متن پرسش
سلام خسته نباشید: می خواستم نظرتون را درباره ی علی اکبری بدونم همین که در ماهواره ادعای انرژی درمانی می کند. آیا ممکن است از توی تلویزیون شفا بدهد؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کارهای این افراد یک‌نوع تحریک خیال و القای خیالات است که هیچ مبنای واقعی برای کسانی‌که خود را در اختیار القائات چنین افرادی قرار می‌دهند، ندارد باز مجبورند با خیالی دیگر چندروزی خود را شارژ نگه دارند، به درد کسانی می‌خورد که نتوانسته‌اند خود را با حقایق مرتبط کنند. موفق باشید

13634
متن پرسش
با سلام: شیعه می گوید با شهادت امام حسین (ع) اسلام به پیروزی رسید، دین خدا حفظ شد، دستورات اسلام و پیامبر (ص)، کتاب خدا دست نخورده باقی ماند و... ولی چگونه است که در زیارت ناحیه مقدسه آمده است: «با شهادت امام حسین (ع) حرام و حلال دین نابود شد در دین الهی تغییر و تبدیل صورت گرفت احکام الهی تعطیل شد آیات قران تحریف شد و...»؟ پس این دین و قرآنی که نزد ماست چگونه است؟ لطفا توضیح بفرمایید. شاید بفرمایید این قضایا موقت بوده است و بعدا اصلاح شده ولی چرا امام زمان اینگونه سخن گفته است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین را امام نشان دادند که جریان حاکم، دینِ الهی را تماماً زیر پا گذارده و این امر موجب بیداری جامعه شد و جهان اسلام اعم از شیعه و سنی به امویان پشت کردند و به اسلام برگشتند. در این مورد عرایضی در کتاب «راز شادی امام حسین«علیه‌السلام» در قتلگاه» شده است. متن کتاب بر روی سایت است. موفق باشید

13577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت: در پاسخ به سوال 5437 فرموده بودید: «علیکم السلام: در مسیر دینداری تا یک جا عقل است که اظهار نظر می‌کند و ما را با اعمال شرعی جلو می‌برد ولی از یک جا به بعد قلب به میدان می‌آید، حال انسان متوجه می‌شود از نظر قلبی دست‌اش خالی است و به تعبیر شما احساس می‌کند در یک بیابان است که هیچ‌یک از گرایش‌های شرعی را در خود ندارد. از این‌جا به بعد، بعد از آن ادباری که فرمودید، آرام‌آرام به خود می‌آیید و از طریق قلب وارد وادی ایمان می‌شوید و به لطف الهی برزخ شما شروع می‌شود و آنچه را مؤمنین متوسط در برزخ با آن روبه‌رو می‌شوند و 7000 سال طول می‌کشد که به خود آیند و با پای قلب که تنها وسیله‌ی سیر در برزخ است بروند، شما إن‌شاءاللّه در این‌جا شروع خواهید کرد لذا اولاً: صبر در دینداری را فراموش نکنید و مواظب حرام و حلال الهی باشید. ثانیاً: صبر کنید تا از این حالت بگذرید خیلی بی‌تابی نکنید. موفق باشید» استاد ممکنه مصادیقی از مواردی که در این برزخ با آن روبرو می شویم را بفرمایید، منظورم برزخی هست که در این دنیا شروع می شود یعنی وقتی با پای قلب فرد وارد وادی ایمان می شود، به دنبال نشانه هایی هستم برای تشخیص وضعیت، اگر در این باره کتابهایی هم معرفی کنید ممنون میشم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌کنم بحث‌هایی که در کتاب «معاد» شده است همراه با شرح صوتی آن دنبال بفرمایید تا إن‌شاءاللّه جواب کاملی نسبت به سؤالات خود داشته باشید. موفق باشید

13352
متن پرسش
استاد گرانقدر سلام: خدا قوت. با عرض پوزش از مزاحمتم. ممنون از پاسخگوییتان. البته ما هرچه می کشیم از بی توحیدیمان است. عرض بنده حقیر هم همین بود در دوران جاهلیت که روح جنگ و خشنونت و برتری طلبی قومی و قبیله ای حاکم بود زن محکوم به زنده به گور شدن بود و اکنون نیز که روح تفاخر و جلوه گری و... حاکم است باز هم متاسفانه دخترانی که چنین روحی را بر خود حاکم نکرده اند محکوم اند و در امر ازدواج بعضا مشگل دارند و الا خدا می داند که ما برای ازدواجشان سخت نگرفته و رویایی هم فکر نکرده ایم. بنده حقیر هم اگر مزاحم وقت جنابعالی شدم برای این بود که اگر راهی معنوی در این جور مواقع گره گشاست کمک فرمایید تا دختران ما نیز ان شاءلله به وظیفه اصلی خود در عالم هستی دست یابند و نیروهایشان بیهوده هدر نرود. خدا حفظ تان کند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان متوجه دلسوزی‌های پروردگارش نسبت به خود شود، باب رضایت از پروردگار خود را در امورات زندگی‌اش باز می‌کند و این‌جاست که بهشت‌ها در مقابلش گشوده می‌شود و محدودیت‌های دنیا را نسبت به زندگی ابدی به چیزی نمی‌گیرد. شاید با همین محدودیت‌ها است که خداوند بنا دارد دل‌هایتان را به جایی برتر از روزمرّه‌گی‌های دنیا بیندازد که گفت: «خلق را با تو بد و بدخو کند/ تا تو را ناچار آن‌سو کند». موفق باشید

12776
متن پرسش
با سلام: در رابطه با جوابی که به سوال ۱۲۷۳۵ فرموده بودید پرسش دیگری برایم مطرح شد: فرمودید کلیسا باید با نور حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) مردم را تغذیه و با غفلت از اسلام از زمانه عقب افتاد و نتوانست. وقتی می گوییم کلیسا منظور دستگاه کلیسا و تشکیلات روحانیت است یا می توان به طور خاص به عالمان برجسته ای چون توماس آکوئیناس اشاره کرد؟ سوال دوم: به نقل تاریخ داریم که کلیسایی که از التقاط مسیحیت با فرقه های نو به وحشت می افتاد و دادگاه های تفتیش برپا می کرد نه تنها از التقاط مسیحیت با فلسفه یونانی به وحشت نیفتاد بلکه فلسفه اسکولاستیک را فلسفه رسمی کلیسا کرد - که حالا دلیلش رو نمیدونم - و توانست بسیاری از مشکلات را حل کند. اگر ممکن است قدری راجع به نقش آکوئناس در بازسازی مسیحیت توضیح دهید. آیا قایل به بازسازی مسیحیت توسط آکوئیناس می باشید یا برعکس؟ آیا صحیح است که فلسفه وی را از نظر موقعیت شبیه به فلسفه ملاصدرا بدانیم؟ یا اینکه به نظر حقیر مشکل غفلت از اسلام و... اتفاقا مربوط به عالمانی چون آکوئیناس و ندیدن و نفهمیدن یکسری از مسایل می باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نتوانیم بین دستگاه کلیسا و تشکیلات روحانیت پاپی فرق گذاشت ولی می‌توان گفت در عین آن‌که باید احترام لازم را برای جناب آکوئیناس قائل بود و فلسفه‌ی تومیسم را در مقایسه با بقیه‌ی جریان‌های موجود در مسیحیت نزدیک‌ترین جریان به آموزه‌های حضرت عیسی«علیه‌السلام» دانست، ولی فراموش نکنیم که جناب قدیس آکوئیناس با هرچه بیشتر ارسطویی و سینوی‌کردنِ مسیحیت، مسحیت را از حالت قدسی درآورد و همین زمینه‌ی رنسانس گشت. بنده تا حدّی در جزوه‌ی «تاریخ فلسفه‌ی غرب» عرایضی نسبت به شخصیت آکوئیناس داشته‌ام و به راحتی شاید نتوان او را با جناب ملاصدرا مقایسه کرد به‌خصوص که جناب ملاصدرا با رجوع به انسان‌های قدسیِ اهل عصمت و طهارت یعنی اهل‌البیت فلسفه‌ی خود را شکل دهند ولی آکوئیناس نتوانست این خلأ را پر کند زیرا مسیحیت به طور کلّی از این خلأ رنج می‌بُرد و می‌بَرد. موفق باشید

10184
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز سوالی پیش آمده و آن اینکه شما در توصیه تان به طلاب می فرمایید حتما فقیه شوید ولی همانطور که مستحضرید امروزه بحث از تخصصی شدن علوم است و امکان دارد یکی بخواهد در فلسفه و عرفان کار کند خب طبیعتا یا باید فلسفه را انتخاب کند یا فقه را چون علوم گستردگی پیدا کرده و دیگر وقت این نیست که هم فقیه شد و هم فیلسوف این اولا، در ثانی امکان دارد طلبه ای استعدادش در فقه نباشد ولی در علم دیگر استعداد داشته باشد فلذا می خواستم ببینم این عرض بنده چگونه با فرمایش شما جمع می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که در علوم جدید نیز بعضی از موضوعات تحت علوم پایه آموختنش برای همگان ضروری است و در مورد علوم حوزوی، فقه چنین موقعیتی دارد و لذا اگر به‌واقع کسی بخواهد به صورتی همه‌جانبه فلسفه و یا عرفان و یا تفسیر قرآن را بفهمد و ارائه دهد نیاز است که در فقه خود را پرورانده باشد، هم به لحاظ موضوعات فقهی و از آن مهم‌تر به لحاظ روشی که در فقه اعمال می‌شود و امثال مطهری‌ها را به میدان می‌آورد. به نظرم اگر مقداری در فقه ممحض شوید و مزه‌ی آن را بچشید تصدیق خواهید کرد که چرا بنده اصرار بر خواندن فقه دارم. موفق باشید
10159
متن پرسش
سلام جنابعالی قرمودید کسانی که در خانه زور گویی می کنند با چنگیز محشور می شوند. در معارفی که از حضرتعالی آموختیم شیعه گناه بهش نمی ماند و اگر جهت گیری اش درست باشد حتی در برزخ پاک می شوند و در کتاب معاد فرمودید کسانی که در دنیا موفق به توبه نشدند پاک می شوند پس چگونه شخص مورد با چنگیز محشور می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این صفت، صفت چنگیز است. حال اگر کسی به نور اهل البیت علیهم‌السلام مواظب بود این رذائل در جانش نهادینه نشود و در اسرع وقت توبه کرد و ملاک عمل را حرکات و سکنات و گفتار اهل بیت علیهم‌السلام قرار داد و از این که با شخصیت اهل البیت هماهنگی ندارد دوری کرد، آری او شیعه است و همانطور که می‌فرمایند، گناه در او نهادینه نمی‌شود. موفق باشید
9919
متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقتتان بخیر. چرا خدا در مسیر علم این همه امتحان مثل فقر، بیماری، شماتت مردم (ملاصدرا) و... می گذارد در صورتیکه می توانست همه این موانع را بردارد تا ما زودتر برسیم یا لااقل در مورد ملاصدرا علت این نیست که ظاهر همه این محرومیت ها اتلاف وقت است ولی باطنشان این است که اگر فوق اینها خدا دیده شود و از مسیر ایمان خارج نشد به ازای هر لحظه صبر و استقامت خدا 10 گام نزدیک تر می شود و با تابش نور ایمان و تجلی خدا با همه اسمائش از جمله اسم علیم، انسان شدت وجودی پیدا می کند و فاصله رسیدن به آن سطح علمی بسیار کوتاه می شود ولو اینکه ظاهرا به خاطر مثلا بیماری مدتی محرومیت ظاهری از تحصیل باشد یا مثل ملاصدرا مقداری از عمر در راهها برای هجرت گذاشته شود پس در واقع خداوند می داند با این عمر کوتاه و پای لنگ فهم و اندیشه ما زمان زیادی برای فهم حقایق نیاز هست و این طوری در واقع ملاصدرا و علما و ما را هل می دهد تا زودتر برسیم و با محرومیت ها، با یک تیر 2 نشان می زند، هم رشد معنوی و هم علمی ما. آیت الله بهجت: عبادات ساعت مطالعه را به یک پنجم تقلیل می دهد پس حوادث و محرومیت ها هم به یک پنجم به شرط پایداری تقلیل می دهد. درست است حضرت استاد؟ احساس می کنم یک جایش می لنگد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است که می‌فرمایید. عنایت داشته باشید که علم حقیقی با رفع حجاب ظهور می‌کند و بسیاری از این سختی‌ها و پای پیاده به حج و زیارت‌رفتن موجب رفع حجاب می‌گردد. موفق باشید
9835
متن پرسش
با سلام: با توجه به اینکه وقتی خداوند در ماجرای نزدیکی آدم به شجره از مقام آدمیت حرف می زند، وقتی فرموده «لمْ نَجِدْ لَهُ عَزْما» یعنی در همه آدمیان حتی اولوالعزم ها هم عزم نیافته؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که انسان‌ها در زمین هستند پس از این بعد با آنچه برای آدم هست مشترک‌اند. منتها اولیاء الهی زمینی نماندند. موفق باشید
9681

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد وقتتان بخیر. دوستی دارم اهل مطالعه که گاهی برای پیش بینی کارها تفال از حافظ می گیرد و همیشه هم درست درآمده حتی وقتی نخواسته غزل را بپذیرد و میگفته شعر است باز دزست درآمده. برای موفقیتش در ارشد هم تفال گرفت ولی غزل به ظاهر بسیار بد آمده علی رغم اینکه دانشجوی باهوش و مستعدی بود ولی به دلیل بیماری نتوانست ادامه تحصیل بدهد حالا دوباره شروع کرده ولی به خاطر این غزل بد بسیار مایوس است و می گوید آخر یک اتفاقی می افتد که من کنکور ندهم. بهترین اساتید دارند حمایتش می کنند و بعضی روحانیون صاحب فضل و کمال هم درس خواندن را به خاطر تواناییهای علمی و ارتباط موثرش با جوانان واجب کرده اند. از طرفی بزرگان علما هم تفال و هم استخاره می گرفتند. این شیطان است حضرت استاد؟ جاهایی هم که در تمام ده سال غزلیات درست بوده پیش گوییهای شیطان بوده تا روزی به نتیجه امروز برسد؟ اگر علما هم گاها تفال می گرفتند درست بودنش به خاطر روح قدسی آنان است و نباید آن را با کار خودمان مقایسه کنیم. درست است حضرت استاد؟ می شود مطلب را شرح بفرمایید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال ما موظفیم مطابق دستورات شریعت و عقل خود و مشاوره با صاحب‌نظران، عمل کنیم تا اگر هم به نتیجه نرسیدیم در نزد خود و خدای خود حجت داشته باشیم. موفق باشید
8999

عین ثابتهبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا حضرت علمی که در عرفان مطرح میشود همان عین ثابته است یا با هم فرق دارند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم حضرت حق در علم خود همان اعیان ثابته‌ی مخلوقات است. موفق باشید
8858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: این عبارت «یا من یعطی من لم یسئله و لم یعرفه» با روایتی که میفرماید کسی که به غیر من امید داشته باشد ناامیدش میکنم چگونه جمع میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام‌علیکم: در این قسمت از دعا می‌گویی: ای کسی که بدون تقاضای ما آنچه ما نیاز داریم و نمی‌دانیم عطا می‌کنی؛ این ربطی به آن روایت که شما متذکر آن هستید ندارد. موفق باشید
8620
متن پرسش
سلام علیکم. اینکه امام حسن مجتبی علیه السلام، صاحب حوض کوثر میباشند به چه معناست؟ جایگاه پیامبر و امام علی (علیهما السلام) نسبت به این حوض چگونه تعریف میشود؟ (منظورم باطن این قضیه است)
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همه‌ی ائمه«علیهم‌السلام» صاحب حوض کوثرند، زیرا همه‌، منبع و سرچشمه‌ی انوار توحیدی هستند که جان‌ها را سیراب می‌کنند. موفق باشید
7862
متن پرسش
باسلام با توجه به اینکه حضرت آقا امثال را به اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی نامگذاری کردند می خواستم ببینم ما که در حوزه هستیم و طلبه هستیم باید چگونه برای فرهنگ در حوزه کار کنیم و چه پیشنهادهایی می فرمایید چون می خواهیم یک کار خود جوش که آقا فرموده اند راه بیندازیم، البته قبلا کار فرهنگیی ما مطالعه آثار شما و بحث آن بوده و ادامه دارد و همچنین جای انداختن تفکرات امام و رهبری و بحث بر سر آن بوده تالان چکار کنیم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: اگر یک طلبه پایه‌ی علمی خود را تقویت کند و آماده باشد که به موقع‌اش کانون‌های فرهنگی را درست تغذیه کند بهتر است تا خودش بخواهد یک کاری را شروع کند. بالاخره مردم از شما انتظار دارند بتوانید راه درست را به آن‌ها بنمایانید تا جلو بروند. موفق باشید
7469
متن پرسش
سلام استاد گرامی نظرتان در مورد این مورد از امر به معروف و نهی از منکر زبانی نسبت به عدم رعایت حجاب چیست؟ این داستان واقعی است: توی اتوبوس ترمینال جنوب، چند تا خانم جوان بد حجاب وارد شدند. یکی از خانم ها نشست روسری اش رو برداشت و مشغول مرتب کردن موهاش شد! - من داد زدم: "آهای خانم! خجالت نمیکشی در ملأ عام روسری تو بر می داری"؟ - "چه ته؟ به تو چه! ناراحتی شما روت رو بکن اون ور نگاه نکن!" - "من روم رو بکنم اون ور که شما هر غلطی می خوای بکنی؟ شما وظیفه نداری؟" - خانم از جاش پا شد با ژست تهاجمی بر گشت سمت من: "تو غلط میکنی توهین میکنی به من؟" - "من توهین نمیکنم خانم! میگم تو غلط میکنی که در ملأ عام روسری تو بر می داری!" - آقای راننده: "چی شده آقا چی شده؟" - "هیچی این خانم روسری اش رو توی ماشین بر میداره و موهاش رو درست میکنه" - چند تا خانم محجبه در صندلی بغل با حالت افسوس: "نوچ نوچ نوچ!" - خانم: "من کاری نکردم من رفتم پایین داشتم موهام رو درست میکردم" - "پایین؟ از این عقب دیده میشد!" - راننده در گوشی میخواد من رو ساکت کنه: "آقا باشه! باشه! شما راستی میگی! باشه!" - خانم بلند: "ای بابا به همه چیز آدم کار دارن اینا؟ به شما چه من چی کار میکنم!" - "خانم! شما عضو این جامعه ای و مسئولیت داری! بحث سر مسئولیت پذیریه! خیلیهای دیگه هم تو همین اتوبوس مطمئنا به این وضع معترضن اما جرأتش رو ندارند بگن ولی من جرأتش رو دارم." - چند لحظه بعد که غائله ظاهرا ختم میشه راننده باز با احتیاط و در گوشی: "آقای عزیز! من حرف شما رو قبول دارم! ولی ما مجبوریم اینا رو تحمل کنیم!" - من بر خلاف انتظار راننده با صدای بلند: "چی چی مجبوریم! شما بگی مجبوری! من هم بگم مجبورم! نتیجه‌اش میشه همین!" - راننده باز درگوشی: "باشه! باشه! ولش کن!"
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم آرزو می‌کنم با همین روحیه‌ی شما اگر با چنین مسئله‌ای روبه‌رو شدم اعتراض کنم ولی معتقدم نباید ادامه‌اش می‌دادید و همین‌که راننده خواست موضوع را تمام کنید باید تمام می‌کردید. چون انچه وظیفه‌تان بود انجام دادید، اجرکم علی اللّه. موفق باشید
7427
متن پرسش
با سلام امام علی می فرمایند که خوارج طلب حق داشتند ولی به راه اشتباه رفتند. چطور ممکن است کسی طلب حق داشته باشد (من طلبنی وجدنی ومن وجدنی عرفنی و...) وبه معرفت و راه درست نرسد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوارج مسیری را که بتوانند با تعادل لازم به اهداف الهی برسند گم کردند، این غیر از آن است که در حدیث قدسی می‌فرماید اگر کسی حقیقتاً به دنبال خدا باشد او را می‌یابد. خوارج اگر به دنبال حق بودند باید مسیر حقی را در رسیدن به مقصد انتخاب می‌کردند. موفق باشید
7247
متن پرسش
سلام علیکم خسته نباشید ، سوالم این است که گاهی در دعاها می گوییم من به نفسم ظلم کردم و گاهی می گوییم نفس به من ظلم کرد. چه تفاوتی بین این دو و در آدمها وجود دارد و در آخر آیا نفس همان من است یا من من متشکرم . / التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن وقتی که عرضه می‌داریم من به نفسم ظلم کردم به همان معنا است که می‌گوییم به خودم ظلم کردم و استعدادهای الهی خود را جهت ندادم. و آن وقتی که می‌گوییم نفس من به من ظلم کرد، نظر به نفس امّاره داریم که به آن میدان دادیم. بعضی مواقع نفس به معنای نفس ناطقه یا مَنِ انسان است و بعضی مواقع به معنای نفس امّاره است. از متن جمله می‌توان فهمید منظور کدام معنا از نفس است. موفق باشید
7204

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد محترم یک سوال داشتم و اونم اینه که ایا ما این معارفی که شما در سخنرانی ها و کتاب هایتان می فرمایید راکه واقعا هم حق است را می توانیم به اشخاصی بگوییم که پایه ی اعتقادی ضعیف یا بقول شما دارای مکتب ننه هستند بگوییم منظورم کسانی هست که یک عمر با همان اعتقاد ناصحیح زندگی کرده اند چون ما هر چه بگوییم با اعتقادات قبلشان تحلیل می کنند و یا اعتقادات ان ها بد تر از قبل می شود یا انکار می کنند وبه هر حال وضع خرابی میشود و اگر هم نگوییم میترسیم که بعد از مرگ با عالمی مواجه شوند که با عالم ساخته ی خود فرق دارد حال ما چه وظیفه ای دارم با تشکر از راهنمایی های شما
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر آمادگی داشته باشند باید معارفی بالاتر از آنچه دارند را با آن‌ها در میان گذارد ولی اگر آمادگی ندارند نسبت به آن‌ها وظیفه‌ای نداریم.
نمایش چاپی