بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5000

توبهبازدید:

متن پرسش
برای جبران گناهای کبیره چیکار کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: توبه. موفق باشید
4925

مشکلات سایتبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. بنده چندین بار از طریق سایت، اشکالاتی در رابطه با بخش "پرسش و پاسخ" سایت را حضور محترم مسئولین عرض کردم و چون التفاتی نشد حضوری به جناب آقای قدوسی منتقل کردم و چون باز التفاتی نشد از طریق سایت خدمت حضرتعالی عرض کردم اما نمی دانم چرا در هیچ کدام از این مراتب توجهی نشد و هر کدام با دادن پاسخی از کنار آن گذشتند به طوری که دیگه بنده بی خیالش شدم. اما چون در تازه ترین پرسش ها (سوال 4887) یکی از کاربران محترم اصل همان خواسته را تکرار کرد و مد نظر شما نیز قرار گرفت لذا یکبار دیگر مواردی را در این باره عرض می کنم باشد که مفید واقع شود: 1- بخواهید یا نخواهید بخش پرسش و پاسخ سایت مهمترین بخش مورد مراجعه کاربران می باشد. 2- به خاطر ارجاعات موجود در پاسخ ها به ماقبل، و سیر منطقی که در این راستا وجود دارد لازم است که ترتیب آنها حتما رعایت شود و به بهانه موضوعی کردن آنها ترتیب تاریخی و عددی آنها از بین نرود. البته وجود تقسیم بندی موضوعی پرسش و پاسخ ها به صورت مستقل و در کنار بخش ترتیب عددی، لازم است. 3- مطالعه مطالب در مانیتور علاوه بر آسیب رساندن به چشم اجازه تمرکز مناسب را نیز نمی دهد خصوصا اگر پاسخ طولانی و عمیق باشد که با یکبار خواندن حق مطلب ادا نشود. لذا معمولا کاربران مطالب را پرینت و سپس مطالعه می کنند. 4- با توجه به بند قبل لازم است یک فایل ضمیمه (به صورت word یا pdf) ایجاد شود جهت دانلود کل پرسش و پاسخ ها یا دانلود محدوده ای مشخص از سوالات (مثلا انتخاب سوال شماره فلان تا فلان برای دانلود) 5- نمایش پرسش و پاسخ ها در سایت به شکل سایت های خبری است. یعنی همیشه تازه ترین آنها بالاتر قرار می گیرد. در سایت اشکالی ندارد چون همین روش عرف است اما در موقع پرینت این نظام کاملا مشکل ساز است. چرا که در مطالعه پرینت نیز باید از پایین به بالا مطالعه کنید. لذا واجب است فایل ضمیمه بر عکس شیوه نمایش، طراحی شود یعنی ترتیب سوالات از بالا به پایین باشد.(این کار ممکنه، چون خروجی ها از database تغذیه می شوند که sort آنها توسط برنامه نویسی و به فراخور حال قابل تغییره). 6- علاوه بر ارائه موضوعی پرسش و پاسخ ها بهتره ارتباطات را نیز رعایت کرد. مثلا اگر در پاسخ سوال 55، به سوال 30 ارجاع داده شده است این دو سوال با حفظ عدد اصلی آنها اما به دنبال هم آورده شود. و حتی در نمایش موضوعی نیز سوالات نزدیک به هم با حفظ عدد اصلی خود اما پشت سر هم آورده شود. 7- امکان جستجوی سوال بر اساس (موضوع) یا (کلمه) یا (عدد سوال) وجود داشته باشد. 8- آنچه گفته شد زحماتی برای دست اندرکاران عزیز ایجاد می کند که حاصل آن به نفع کاربران خواهد بود در جهت دسترسی و استفاده از حضور مغتنم استاد طاهرزاده در فضای اینترنت. ما متوجه ارزش وجود استاد و زحمات شما عزیزان هستیم و ان شاء الله قدردان خواهیم بود. والسلام – 28 خرداد 92
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت: آیا می‌توان یک نفر را کمک گرفت تا پیشنهاد این عزیزان عملیاتی شود؟ موفق باشید--------------باسلام خدمت کاربران گرامی.همانطور که خدمت استاد گرامی وبعضی ازعزیزان دیگرنیز عرض کرده ایم،باپیگیری هایی که بامسول فنی وبرنامه نویس قسمت پرسش و پاسخ داشته ایم ظاهرا این برنامه توانایی رفع این نواقص را نداردوباتوجه به مشکلات فنی اخیر که برای سایت پیش آمده ثصمیم برطراحی مجدد سایت گرفته شده که انشاالله فاقد مشکلاتی که عزیزان آنرا بیان کرده اند باشد.
4143
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار. دختری هستم که به لطف خدای تبارک و تعالی، ذیل برکات ولابت فقیه زندگی می کنم. از فرامین و دستورات آقا، آنچه را عللش را درک می کنم، به دیده منت انجام می دهم و آنچه را نمی فهمم براساس اصل ولایت پذیری می پذیرم. اما خانواده ام-براثر تاثیرپذیری از دیگران- مخالف ولایت فقیه هستند(البته در زبان و قلب؛ ونه در عمل). منتهی گاهی خیلی اذیت می شوم. من واقعا ولایت رهبری را پذیرفته ام و حاصل این امر آرامشی است که دارم. استاد من دوست ندارم اگر زمانی ازدواج کردم دوباره مهجور و مطرود باشم و همسرم هم مخالف ولایت فقیه باشد.دوست دارم در امر ولایت فقیه همفکر و همسو باشیم. استاد گرامی،1- اهمیت مسأله ولایت فقیه در ازدواج چقدر است؟2- دوم اینکه با توجه به اینکه یک دختر باید انتخاب شود و خودش انتخابگر ابتدا به ساکن نیست؛ حالا اصلا چند درصد آقایان آماده ازدواج مدهبی اند و چند درصد از مذهبی ها، ولایت پذیر...آیا دعا و یا ذکری هست که خداوند در این خصوص راه حلی جلوی پای کسانی مانند من بگذارد و همسری مومن و ذیل نور ولایت فقیه نصیبمان کند؟با تشکر از لطف شما؛ بنده حقیر را از دعای خیرتان محروم نفرمایید لطفا.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همین‌که خواستگار شما مخالف ولایت فقیه نباشند کافی است 2- در صورتی که در مورد خواستگار زیاد سخت نگیرید، مداومت بر ذکر شریف آیت الکرسی و ذکر لا إله إلاّ الله، کارساز است. موفق باشید
837

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام و ادب خدمت شمااستاد گرامی من دانشجوی سال دوم تربیت بدنی و ورزش هستم و ازآنجایی که به تازگی با شما و آثارخوب و ارزشمندتان آشنا شدم دریچه ای تازه برروی زندگی ام باز شده است ولی سخت در ادامه راه زندگی ام ماندم ونمیدانم از کجاشروع کنم حرفهای بسیاردارم ودغدغه هایی فراسوی این زندگی مادی،سخت ماندم .....ازشماراهنمایی میخواهم وباتوجه به رشته تحصیلی ام چگونه می توانم راهی که باید رفت را بروم ؟باسپاس و تشکر از شما
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: خدا را شکر کنید که خداوند در مقابل شما رشته‌ی ورزش را قرار داده تا هم خودتان را همواره فعّال نگه دارید و هم به بقیه کمک کنید که از ورزش غافل نباشند. بنده هنوز وامدار معلم ورزشی هستم که به بنده ورزش‌کردن را به صورت علمی آموزش داد. با روحیه‌ای ورزشی، سیر مطالعاتی روی سایت را دنبال کنید . إن‌شاءالله در زندگی به نتایج خوبی می رسید. موفق باشید
19015
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: استاد چند سوال داشتم: ۱. برای تقویت اراده و دوری از تنبلی و کسالت چه کنم واقعا معضلی شده برایم. به بسیاری از کارها و مطالعات و اموراتم نمی رسم و هی عقب می اندازم به بهانه های واهی. ۲. استاد درست است که بخواهم شب تا صبح را به مطالعه ببردازم و سحر داشته باشم و بعد استراحت رو بعد از بین الطلوعین داشته باشم؟ ۳. استاد طلبه هستم و بخاطر همون مشکل سوال اول در دروس حوزه کاری نکردم از لحاظ علمی و خیلی عقب هستم الان هم مشغول بایه ی ۹ هستم و نمی دانم چکار کنم که چطور برگردم یا امکان مطالعه ی دوباره هست یا نه یا .... و حال که از لحاظ علمی کاری نکرده ام نمی دانم الان چه کنم؟ وقتم رو روی دروس حوزه بگذارم و دوباره کار کنم یا از لحاظی دیگر مطالعات داشته باشم { مطالعات جنبی } یا ... . ۴. استاد گاهی هم که بخواهم مطالعه کنم به شدت در مطالعه وسواس دارم طوری که گاهی یک کتاب کوچک را مدت ها طول می کشد که بخوانم حال یا بخاطر مثلا خلاصه کردن دقیق یا تایب نکات یا چکیده نویسی یا ... که گاهی از یه کتاب کلی خلاصه می نویسم و بعد هم از مطالعه خسته می شوم یا معمولا کتاب ها رو نیمه کاره رها می کنم. ۵. استاد جواب های سوال هارو به ایمیل شخصی هم میفرستین یا فقط در سایت قرار می دهید؟ ۶. استاد نظرتون در رابطه با جبهه ی جمنا و آقای رییسی چیست؟‌ چند تا سوال دیگه هم داشتم فراموش کردم خدا خواست وقت شما رو کمتر بگیرم. ان شاالله هر وقت یادم اومد می فرستم براتون. تشکر و ممنون استاد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سعی کنید به خودتان برنامه‌ی هفتگی بدهید و مطابق آن عمل کنید  2- خیر! در خواب شب آرامشی را خداوند گذاشته است که در خوابِ روز نیست، مگر موارد استثنایی. فرمود: وَ هُوَ الَّذي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِباساً وَ النَّوْمَ سُباتاً وَ جَعَلَ النَّهارَ نُشُوراً . 3-  اول اولویت را به بازخوانیِ دروس حوزوی بدهید که در آن دروس محکم گردید 4- در مطالعه سعی کنید نکات کلی را یادداشت نمایید و روحیه‌ی اجتهادی در مطالعه را تقویت کنید، نه حالت تقلیدی را 5- اگر موضوعات، شخصی نباشد آن سؤال را در معرض دید عموم کاربران قرار می‌دهیم  6- به جمنا اعتماد دارم. موفق باشید

17275
متن پرسش
حضرت استاد سلام: گاهی ضعف شخصیتی چنان بر ما غلبه می کند که تا مرز گناهانی سنگین و غیربخشودنی می رویم. این لحظات که شیطان بر ما مسلط می شود را چه کنیم و کلا علت این اتفاق چیست؟ اگر امکان دارد هر دو سوال پاسخ داده شود ممنون می شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نگذارید روزمرّه‌گی‌ها و بحث و جدل‌ها و کار در امورِ بی‌ثمر، خوفِ خدا را در شما ضعیف کند 2- در چنین مواردی سریعاً موقعیت خود را تغییر دهید. مثلاً سری به دوستان خوب خود بزنید. موفق باشید

17164
متن پرسش
سلام حضرت امام رضا علیه السلام بر شما باد جناب استاد طاهرزاده: غرض از مزاحمت اینکه وقتی روایات بشدت مومنین را نسبت به بدگویی نسبت به همدیگر با آن شدت می ترساند، خوف وجودمان را می گیرد که پس چطور نیروی انقلابی را نقد کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نقد از سر دلسوزی انجام می‌گیرد تا امور مسلمین به صلاح گراید. ولی ضایع‌کردن و ایجاد دشمنی بیشتر را شیطان برای به فسادکشاندن جامعه القاء می‌کند. موفق باشید

14017

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: کتب استاد محمد شجاعی برای سیر و سلوک خوب است؟ چگونه استفاده شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیت اللّه سید محمد شجاعی در بحث «مقالات» روش سیر و سلوکی خوبی را در معرض دید ما قرار می‌دهند ولی استاد محمد شجاعی چنین ادعایی ندارند که بخواهند روش سلوکی پیشنهاد کنند، بلکه روش ایشان بیشتر طرح معارف اسلامی است. موفق باشید

13140
متن پرسش
سلام استاد و خدا قوت: استاد لطفا نظر خود را درباره فتنه آینده معروف به فتنه اکبر بیان کنید. خواهشا این مقاله را در سایت مشرق بخوانید هر چند طولانیست اما بسیار مهم است و مصاحبه ای هست با دکتر متولیان کارشناس مسائل سیاسی در مورد فتنه بزرگ و موج سوم براندازی. حتی اگه فرصت ندارید حداقل بخشی از آن را بخوانید و نظر دهید. مصاحبه در این آدرس است. http://www.mashreghnews.ir/fa/news/454230/ استاد واقعا فتنه ای به این ابعاد در راه است که بسیاری ار مسئولین نظام هم در آن سهم دارند؟ وظیفه ما چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان یک تحلیل از طرف کسی که با تعهد و دلسوزی دغدغه‌ی تحقق آرمان‌های انقلاب را دارد؛ تحلیلِ قابل توجهی است و موجب دقت و هوشیاری خواننده می‌شود. اما از آن‌جایی که ملت ایران در حیات توحیدی خود و عزم متعالی که در پیش گرفته‌اند، می‌دانند که در کجای تاریخ هستند بدون آگاهی از بسیاری از این نوع فتنه‌ها عبور خواهند کرد. بنابراین وظیفه‌ی ما بیشتر باید صرف فهم توحیدی شود که حضرت روح اللّه به این تاریخ برگرداندند و در متن چنین توحیدی است که فتنه‌ها خنثی و حیله‌ها به چیزی گرفته نمی‌شود و این است راز عبور نظام اسلامی از فتنه‌ها. موفق باشید

13089
متن پرسش

با سپاسگزاری قبلی / عباس معظم - یک دوستار فلسفه http://www.cgie.org.ir/fa/news/71316 http://www.cgie.org.ir/fa/news/71346 فرازهایی از سخنان دکتر عبدالکریمی 1) روح اصلی این تفكر پاسخ به مهم‌ترین بحران تفكر در غرب، یعنی بحران نیهیلیسم است 2) توجه داشته باشید نقطه عزیمت تفکر هایدگر الهیات بود. او در نوجوانی و عنفوان جوانی طلبه مدارس دینی بودکه برای پاسخگویی به پرسشهای تئولوژیك و الهیاتی پا به قلمرو فلسفه گذارده بود. لیکن، به تدریج از الهیات فاصله گرفت و به پدیدارشناسی، و سپس از پدیدارشناسی به آن چه خودش «تفكر» می نامد، نزدیك شد. 3) به اعتقاد من اگر دغدغه دینی و معنوی ــ و صد البته نه دغدغه تئولوژیک ــ و دغدغه کی یرکه گوری اندیشه ها‌ی هایدگر را از تفكر وی بگیریم، چیزی جز یک جسد مرده و بی روح از آن باقی نمی‌ماند. 4) اساساً گرایش غیرتئولوژیک هایدگر را در سیاق تمایز میان «متافیزیک» و «ایمانِ» کی یرکه گوری و نه در سیاق گرایش ضد سنت عقل روشنگرانه عصر روشنگری باید فهم و تفسیر کرد. 5) «وجود» در تفكر هایدگر چیست؟ آیا وجود همان ماده یا امر فیزیکی است؟ یا آیا وجود همان طبیعتی است كه رومانتیست‌ها یا ناتورا‌لیست‌ها از آن سخن می‌گویند؟ این وجودی كه هایدگر نحوه هستی انسان یا دازاین را در نسبت با آن فهم و تفسیر می کند، چیست؟ این وجودی كه هایدگر تفکر را در نسبت با آن معنی می‌كند و معقتد است تفکر چیزی جز مأوا گزیدن در تقدیر وجود نیست، چیست؟ و او چرا بر رابطه میان «تفکر» و «شُكر کردن» تأکید می ورزد؟ موضوع و متعلَّق این شکرگزاری چیست؟ 6) ادلّه تاریخی، متن شناسانه (فیلولوژیک) و تفسیری بسیاری در آثار هایدگر وجود دارند كه تفسیر معنوی از هایدگرــ و صد البته نه تفسیر تئولوژیك ــ را امكان‌پذیر می‌كنند. به اعتقاد اینجانب، هایدگر سكولار به هیچ وجه هایدگر واقعی و هایدگر آكادمیك نیست. 7) سارتر در نوشته خودش، «اگزیستانسیالیسم همان اومانیسم است»، می¬ گوید فیلسوفان اگزیستانسیالیست دو دسته هستند: فیلسوفان خداگرا، مثل كی یرکه گور و گابریل مارسل و اگزیستانسیالیست‌های بی‌خدا و ملحد: مثل خودم، یعنی خود سارتر و آقای مارتین هایدگر. اما در کتاب نامه در باب اومانیسم، هایدگر، بی آن که نامی از ژان پل سارتر آورد، به وی پاسخ داده، اظهار می دارد کسانی كه فلسفه او را نسبت به مسأله خدا بی‌اعتنا می‌دانند، در واقع هیچ درکی از فلسفه او نداشته اند. 8) نكته قابل توجه دیگر در ارتباط با سؤال شما از ارزش و اعتبار تفسیر فردید از هایدگر در افق حکمت ایرانی- اسلامی این است که اساساً عكس‌العملی كه نسبت به فردید و نحوه تفسیر او از هایدگر وجود دارد ــ تا آنجا که برخی این تفسیر را بسیار خشن، تحمیلی و حتی گزافی و من عندی تلقی کرده اند ــ از این جهت است که این گروه از منتقدان با زبان و ادبیات فردید مخالف بوده، لیکن این نقد و مخالفت را به حوزه تفسیر او از هایدگر نیز كشانده‌اند. به بیان ساده تر، زبان فردید تا حدودی وجه تئولوژیك پیدا كرده، به همین جهت نیز عده ای نحوه تفسیر او را زیر سؤال برده اند اما روشنفکران و اهل نظر حق ندارند همچون عوام صرفاً در سطح الفاظ و واژگان بمانند و به روح کلمات رسوخ نکنند. 9) جان مك‌كواری و خیلی از الهی‌دان‌های غربی مثل تیلیش و بولتمان می کوشند از تفکر هایدگر و از مفاهیم اساسی انتولوژیک و اگزیستانسیل وجود و زمان برای الهیات و کلام مسیحی و نیز در تفسیر متن مقدس مدد گیرند. اینها همه شواهدی است که كاملاً نشان می‌دهد هر گونه تفسیر غیرمعنوی از هایدگر، عدم درك صحیح از تفکر این متفکر بزرگ دوران ماست که به اعتقاد بسیاری طرح اصلی و سترگ وی ایجاد یک رنسانس دینی در جهان بالذات سکولار کنونی است. 10) متأسفانه نزاع بر سر تفسیر هایدگر در جامعه ما بیشتر به دلایل سیاسی و ایدئولوژیك است. 11) نزاع میان هایدگر آكادمیك و هایدگر فردیدی، یا هایدگر سکولار و هایدگر معنوی، در ایران از اساس بحثی سیاسی و ایدئولوژیک بوده، فاقد ارزش و اصالتی فلسفی و حقیقت جویانه است، هر چند که نقابی فلسفی و آکادمیک بر چهره خود زده است. به اعتقاد من هایدگر سکولار و غیرمعنوی، بسیار بیشتر از هایدگر به اصطلاح دینی، عرفانی و تئولوژیک فردید، از هایدگر حقیقی و آكادمیك فاصله دارد. 12) نكته حائز اهمیت دیگر در این بحث این است که مخالفان تفسیر دینی و معنوی از هایدگر همواره بر مخالفت این متفکر آلمانی با «تئولوژی» و طرح «تخریب تئولوژی» وی، که دیوار به دیوار طرح ساختارشکنی و نقد رادیکال متافیزیک در اندیشه اوست، دست می گذارند. اما این گروه به هیچ وجه توجه ندارند که مخالفت هایدگر با تئولوژی و سیستم های نظری تئولوژیک ــ که در هر دو وجه، یعنی هم در «مخالفت با تئولوژی و هم در «مخالفت با سیستم سازیهای نظری»، متأثر از کی یرکه گور است ـ به هیچ وجه به معنای مخالفت با تفسیری دینی و معنوی از جهان نیست، همان گونه که آنتی تئولوژیک و آنتیسیستم بودن کی یرکه گور به معنای مخالفت با فهم دینی و معنوی از جهان نبود. 13) به هیچ وجه نیز ضرورت ندارد که مخالفت فرد با نظام ها، اندیشه ها و رویکردهای تئولوژیک، به معنای مخالفت او با هر گونه تفسیر دینی و معنوی از جهان باشد. 14) فهم فردید از مهدویت شیعی به هیچ وجه محدود به باورهای تئولوژیک رایج نبوده، بلکه آن را باید در سیاق تفکر کربن و پیوندی که این متفکر فرانسوی میان هرمنوتیک حضور (تفکر حضوری)، اعتقاد به عالَم مثال و اعتقاد شیعی مهدویت به وجود می آورد فهم کرد. در تلقی فردید از مفهوم مهدویت، ما نباید از تلقی کربن و تأکید وی بر تصوری که سهروردی نسبت به معنی خلافت الهی، به عنوان امری متحقق در اکوان مختلف، دارد، خالی از ذهن باشیم. باید توجه داشت این کربن است که به تبعیت از تفکر معنوی در ایران باستان و استمرار آن در اندیشه های سهروردی، بر آمریت روحانی امام مخفی در تفکر ایرانی توجه می دهد. 15) کربن با هایدگر در همین جا تمایزی اساسی می یابد. چرا كه هایدگر بحث «گذر از متافیزیك» و این اواخر «گسست از متافیزیك»، یعنی رسیدن به نحوه ای از تفكر، غیر از شیوه تفكر متافیزیكی را مطرح می‌كند، این در حالی است که کربن خواهان حفظ متافیزیک و روح بخشیدن بدان است. کربن خواهان نیل به متافیزیكی است كه معنوی نیز باشد. به این اعتبار، فردید به هایدگر وفادارتر است. 16) این او {منظور مرحوم فردید است} و فقط او بود که زودتر از هر کس دیگری، حدود هفتاد سال پیش، توانست بصیرت های بنیادین هایدگر و کربن را، که تا روزگار کنونی نیز از سطح فرهنگ و تفکر رایج ما بسیار فاصله دارند، دریافته و آن را برای ما ایرانیان بومی و قابل فهم سازد. 17) به نظر من تفکر ابن عربی در فردید حضوری جدی دارد، به خصوص آن دسته از بصیرت‌های بنیادین ابن‌ عربی كه با تفکر هایدگر نیزــ یعنی مشخصاً با تفكر تاریخی هایدگر ــ سازگاری دارد. در واقع، زبان ابن عربی و زبان هایدگر دو نظام زبانی مختلف است، ولی بصیرت‌های بنیادینی كه در پسِ واژگان این دو نظام زبانی وجود دارند، مشترك است. هایدگر تاریخ را تاریخ وجود و تجلّی حوالت‌های گوناگون وجود می داند و ابن عربی تاریخ را تاریخ ظهور اسماء گوناگون الهی تلقی می کند. در واقع تعابیر آن دو متفاوت است، اما روح مطلب یكی است یعنی در هر دو متفکر، نوعی نگرش تاریخی وجود دارد و هر دو متفکر تاریخ را اومانیستی و بشرمحورانه تفسیر نمی کنند اما مشکل اینجاست که در جامعه ما غالب کسانی که وارد بحث های فلسفی می شوند همواره در سطح واژگان و اصطلاحات باقی مانده، کمتر می توانند به روح حقیقی کلمات رسوخ کنند. 18) هایدگر چه نوری می تواند بر آینده ما ایرانی‌ها بیفکند و ما در پرتو این نور چه آینده دیگری را می توانیم متصور شویم؟ برای پاسخ به این پرسش که تفکر هایدگر به چه کار ما می‌آید و در آینده ما چه نقشی می تواند ایفا کند، لازم است به چند نکته توجه داشته باشیم. اولاً، به همان دلایلی که ما ایرانیان به هایدگر رجوع کرده‌ایم، اندیشه های وی برای آینده ما نیز مهم است. به گمانم مسأله خیلی واضح است: جهان تغییر کرده و با شدت و حدت بیشتری باز هم در حال تغییر است و جهان سنتی ما فروریخته است. حال، مسأله این است که ما در جهان کنونی چه فهمی از خود داریم و با خود، با تاریخ و سنت خود و با این جهان آشفته چه کار می‌خواهیم بکنیم؟ گروهی نسبت به جهان کنونی خرسندند؛ یعنی جهان مدرن و فرهنگ و تمدن حاصل از آن را با همه لوازم و پیامدهایش می پذیرند. این گروه، یعنی همان مدرنیست‌ها، البته در بیانی بسیار کلی، نسبت به جهان کنونی خرسند بوده، جهان حاضر را بهترین جهان ممکن تلقی می کنند و معتقدند که این وضعیت اوج پیشرفت و تکامل تاریخ بشری است. از نظر آنان بشر دوره جدید به آزادی، رهایی، علم، تکنولوژی و رفاه رسیده است. از نظر آنان تنها دیوانگان یا احمق ها هستند که درنمی یابند که دوره جدید از هر جهت از جهان گذشتگان بهتر است. در مقابل، گروهی دیگر هستند که نسبت به این جهان ناخرسندند و معتقدند درست است که بشر در وجوه علمی و تکنولوژیک پیشرفت کرده، اما در وجوه دیگری با شکست های عظیمی مواجه شده است و بشر در دوره جدید از حقیقت اصلی خودش دور شده، به آزادی و رهایی‌ایی که عصر روشنگری وعده داده بود، نرسیده است. اگر کسی نسبت به جهان کنونی خرسند باشد، گذرش به تفکر هایدگر نمی‌افتد. همان گونه که بارها اشاره کرده ام، دلیل این که بسیاری، از جمله برخی از ما ایرانیان، مسیر تفکر هایدگر را دنبال می کنند این مسأله بوده است: در جهان مدرن کنونی، که عصر سیطره عقلانیت جدید علمی و تکنولوژیک و جهانی نیهیلیستیک و بی معناست، آیا می‌توانیم تفکر معنوی و پاره‌ای از ارزش‌های سنتی، باورها، و نحوه زندگی معنادارانه مان در عالم سنت را حفظ کنیم؟ این مسأله امری مربوط به گذشته نیست، مسأله کنونی و آینده ما نیز هست. هنوز هم این مسأله برای ما وجود دارد که چه فهمی از خودمان در جهان کنونی داریم و کدام شیوه زندگانی را می‌خواهیم یا می توانیم انتخاب کنیم؟ ثانیاً، در چند دهه اخیر تاریخ‌های قومی، بومی و محلی با سرعت و شدّت بسیار در حال اضمحلال اند. البته امر بومی و محلی هیچ گاه به نحو مطلق از بین نخواهد رفت، اما دیگر نمی توان آن را مستقل از روند و تاریخ جهانی مورد تأمل قرار داد. لذا وقتی از آینده ما ایرانیان سخن می گوییم باید توجه داشت که این آینده به هیچ وجه مستقل از آینده فرهنگ و تفکر جهانی نیست. لذا پاسخ این پرسش که «آینده ما با هایدگر چه نسبتی دارد؟» در گرو تأمل بر این پرسش است که «آینده تفکر جهانی با تفکر هایدگر چه نسبتی دارد؟». پاره‌ای از متفکران مثل دلوز و فوکو اعلام کرده‌اند که ما باید موضع و نسبت خود را با هایدگر تعیین کنیم. تفکر آینده بر اساس تعیین وضعیت و تعیین نسبت با تفکر هایدگر شکل می گیرد. ما باید یا با تفکر هایدگر همسو شویم یا از آن گذر کنیم، اما نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم. مسیر آینده تفکر ما چگونه خواهد بود؟ ما یا باید به تاریخ غرب و مسیر تفکری که در این تاریخ طی شده است بپیوندیم آن چنان که به نظر می‌آید داریم می‌پیوندیم و علیرغم عوامل منفی و بازدارنده ای که وجود دارد، به سرعت در عین نوعی بی‌تاریخی، در حال پیوستن به تاریخ غرب هستیم. مسیر دیگر، مقاومت در برابر سکولاریسم و نیهیلیسمی است که غرب را فرا گرفته است. برخی همچون بنیادگراها از موضعی ماقبل مدرن به جهان مدرن حمله می کنند. اما نقدهای هایدگر به مدرنیته نقدی مابعدمدرن است. لذا تعیین موضع نسبت به نقدهای ماقبل مدرن و بنیادگرایانه یا نقدهای مابعدمدرن و پدیدارشناسانه نسبت به غرب و مدرنیته اثری ژرف و سرنوشت ساز در تاریخ تفکر و آینده ما خواهد داشت. همچنین، در میان نقادی های گوناگون نسبت به مدرنیته و تمدن جدید غرب، برخی نقدها همچون نقدهای نیچه، مارکس، فروید و هایدگر نقدهایی رادیکال و بنیادین و برخی از نقادی ها همچون نقدهای فرانکفورتیان و مشخصاً هابرماس نقدهایی غیررادیکال هستند. شاید بشود گفت نقد هایدگر به مدرنیته و غرب، رادیکال‌ترین نقدی است که تاریخ غرب به خود دیده است. لذا، بی تردید، تعیین موضع نسبت به نقادی های رادیکال یا غیررادیکال نسبت به غرب، مدرنیته و پروژه روشنگری تأثیری قاطع و سرنوشت ساز در آینده تفکر و حیات اجتماعی ما خواهد داشت. به بیان ساده تر، آینده تفکر ما منوط به موضع گیری نسبت به نقدهای رادیکال متفکرانی چون هایدگر و نیچه به غرب و مدرنیته است. یعنی یا ما مسیر تفکر نهفته در این انتقادات رادیکال به غرب را می پذیریم یا آن که به نحوی حافظ نظم و فرهنگ حاکم بر جهان کنونی خواهیم بود. اما اگر ما نقادی‌های رادیکال هایدگر به غرب را بپذیریم، راه برون‌شد ما برای خروج از سیطره غرب کجاست؟ یا باید به گذشته بازگردیم؛ چنان که جریانهای مختلف سلفی گری و بنیادگرایی چون طالبانیسم یا بن لادنیسم ما را بدان دعوت میکنند؛ یا باید همچون هایدگر بپذیریم که مسیر حرکت زمان یک‌طرفه است و فقط به سوی آینده حرکت می‌کند و بازگشت به گذشته از اساس امکان‌پذیر نیست اما اگر نه از زمان اکنون خرسندیم و نمی‌توانیم با وضعیت کنونی کنار بیاییم و نه می‌توانیم به گذشته برگردیم، پس فقط می توانیم چشم انتظار ظهور افق و امکانات تازه ای از تفکر در آینده باشیم. اما آینده تفکر و تفکر آینده چگونه خواهد بود؟ آینده بی تردید در ارتباط با امکانات کنونی و گذشته ماست. اما ما چگونه باید به گذشته و اکنون خویش نظر کنیم؟ می توان نسبت به اکنون خشنود و خرسند بود اما تفکر نیچه و هایدگر چشم خودآگاهی ما را به نیهیلیسم عمیق و بنیادین تمدنی کنونی می گشایند اما به گذشته چگونه نظر کنیم؟ آیا می توانیم بر اساس ارزش ها و جهان بینی عصر روشنگری، گذشته را سراسر آکنده از جهل، نادانی و اندیشه های توهمی و اسطوره ای و جهانی یکسره سیاه و ظلمانی برشماریم؟ تفکر هایدگر مقولاتی را عرضه می کند که به ما کمک می کنند تا به فهم عمیقی هم از جهان بینی و ارزش های خودبنیادانه و نیهیلیستی عصر روشنگری نایل آییم و هم بصیرت ها و امکانات اصیلی را که در سنت های تاریخی ماقبل مدرن وجود دارند بهتر دریابیم، بی آنکه این تفکر ما را به بنیادگرایی و اسارت در گذشته دعوت کند. لذا تفکر هایدگر می تواند ما را هم در فهم سنت تاریخی و غیرمتافیزیکی خویش و هم در فهم نیهیلیسم و بی بنیادی جهان کنونی یاری دهد و هم امید و چشم انتظاری به امکانات تازه ای از هستی و حوالت تقدیر را در دل ما زنده نگاه دارد. او می کوشد تا به ما نشان دهد که در عصر حاکمیت عقلانیت علمی و تکنولوژیک، چگونه می‌توان از جهان و هستی تفسیری معنوی داشت؟ این سؤال، سؤال سهمگین و بسیار نفس‌گیری است. گرایشات سیاسی، تئولوژیک و ایدئولوژیک این پرسش و پاسخ بدان را بسیار ساده می‌کنند. اما تفکر هایدگر ما را از همه این گرایشات ساده اندیشانه رها کرده، به ساحت تفکری اصیل و حقیقی دعوت می کند. غالباً گفته می‌شود هایدگر واقعاً راه نشان نمی‌دهد و ما را در یک عدم تعین و در نوعی عدم شفافیت رها می‌کند البته هایدگر نشانه ها، افق و سمت و سویی را برای یافتن مسیری اصیل به ما نشان می دهد اما با این همه مسیر برون رفت از وضعیت کنونی و تفکر آینده کاملاً آشکار نیست. نباید چنین اندیشید که مسیر برون رفت از وضعیت کنونی و تفکر آینده برای هایدگر روشن نیست اما برای دیگران آشکار است. مسیر آینده برای هیچ کس آشکار نیست اما هایدگر، برخلاف بسیاری از مدعیان دروغین، نسبت به این ناآشکاری وقوف و خودآگاهی دارد. این درست مثل این می ماند که بکوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که «تاریخ به کدامین سو می رود؟» یا «در آینده، تاریخ آبستن چه امکانات و چه حوادثی است؟». تنها احمقها و نادان ها هستند که می توانند به این پرسش ها با قطعیت و یقین پاسخ گویند. اما تمام تلاش هایدگر در این جهت است که نشان دهد بشر، بنیاد جهان نیست و تفکر، علم، زبان، منطق، هنر، تکنولوژی و نیز تاریخ اموری سوبژه محور نبوده و نیستند. تفکر هایدگر هرمنوتیک واقع بودگی و هرمنوتیک تناهی و محدودیت بشری است، لذا وی خواهان است تا نشان دهد این بشر نیست که امکانات آینده را تعیین می کند، هر چند که امکانات تاریخی از مسیر تفکر و حیات بشر تحقق می پذیرند. تاریخ را نمی توان به طور قطع پیش بینی کرد و همه فلسفه های خام قرن هجده و نوزده که خواهان سیطره بر تاریخ و پیش بینی آن بودند با شکست مواجه شدند. به هر تقدیر، هایدگر متفکری بزرگ و اصیل است لذا از وی نمی توان انتظار داشت همچون ابله ها و نادانان، خیلی صریح و قاطع و بسیار روشن و شفاف(!) مسیر آینده بشری را برای ما تعیین کند. پاسخ گفتن به پرسش از سرشت تفکر آینده و مسیر آینده تاریخ امری خطیر و سترگ است اما از آنجا که ما پرسش های عظیم و سترگ را بسیار ساده و سطحی می کنیم هیچ گاه به راه حل درست نیز نمی رسیم و همواره در پاسخ های غلط در جا می زنیم. هایدگر می کوشد ما را نسبت به محدودیت و تناهی بشر خودآگاه سازد. این خودآگاهی حاصل بصیرتی بسیار اصیل و بنیادین در خصوص نسبت انسان با جهان است و عظمت و اهمیت هایدگر در این است که وی به پرسش های عظیم پاسخ هایی قاطع، روشن و شفاف،یعنی پاسخ هایی ساده‌اندیشانه، کاهلانه و خرسندکننده ارائه نمی‌دهد و این همان چیزی است که بسیاری از افراد جامعه ما از جمله روشنفکران مان آن را نمی فهمند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هر دو قسمت مصاحبه را از روی متن اصلی که آدرس داده بودید  مطالعه کردم. تا حدّ زیادی آقای دکتر عبدالکریمی انصاف را نسبت به دکتر فردید رعایت کرده بودند و حتی به نظر بنده نگاه‌شان در این مصاحبه بهتر از نگاهی بود که در کتاب‌شان نسبت به فردید داشتند. عمده یک مشکل است که ایشان حدس می‌زنند دکتر فردید تحت تأثیر کربن و از چشم‌اندازِ کربن به هایدگر می‌نگرند. و تنها دلیل‌شان این است که چون فردید با متون فرانسوی آشنا بوده است و کربن هم با زبان فرانسه، هایدگر را شرح داده، پس باید از چشم‌اندازِ هایدگر به فردید نگاه کرده باشد. کربنی که در کنار نگاه هایدگریش گرایش به حکمت خسروانی‌یونانی دارد. و چون مبنایی برای این حدس خود نمی‌شناسند در مقابل نقد فردید به کربن، متوسل به یک امر روانشناسه شده‌اند که ابداً در شأن یک انسان حکیم این‌طور سخن‌گفتن نیست. نکته‌ی دوم؛ آقای عبدالکریمی به جهت ضعف اطلاعات‌شان از عمق عرفان شیعی و روح ولایی‌مهدویِ آن‌که سید حید آملی به صحنه آورده است، نگاهِ فردید به مهدویت شیعه را حاصل نگاه کربن می‌دانند. بنده هم معتقدم تفاوت بین نگاه کربن و هایدگر است ولی نمی‌دانم چرا آقای عبدالکریمی عنایت ندارند که فردید نکاتی از هایدگر را به ما گزارش می‌کنند که در نگاه کربن نسبت به هایدگر نیست. عجیب است که می‌فرمایند نمی‌توان در نگاه فردید یک بصیرت بنیادی جدا از آن‌که کربن از هایدگر گزارش کرده، پیدا کرد. و این باز به همان جهت است که آقای عبدالکریمی در مقایسه با فهم شرح الأسمایی که فردید از روحِ عرفان  اسلامی یافته است، به‌شدت بیگانه‌اند. در نهایت بنده رویهم‌رفته در این مصاحبه سلامت‌هایی دیدم که در بعضی از نوشته‌ها و سخنان آقای عبدالکریمی به این خوبی به چشم نمی‌خورد و این را طبیعی می‌دانم که تحصیل‌کردگان دانشگاهیِ ما که مثل فردید و یا مثل دکتر داوری به طور جدّی با آموزه‌های حوزوی و فرهنگی که در آن وادی جاری است، بیگانه‌اند، بیشتر از این نتوانند از مایه‌های سنت ما آگاه نباشند. چقدر پسندیده بود سخن دکتر عبدالکریمی آن‌جایی که می‌گوید: «با همه‌ی متفکران از جمله با فردید باید اندکی مهرورزانه برخورد کرد و باید با ادبیات آنان مأنوس شد». و نمی‌دانم چرا نتوانسته است آن‌طور که باید و شاید جایگاه امثال مرحوم عباس معارف و مرحوم مددپور و شهید آوینی را در نسبت بین فردید و هایدگر و انقلاب اسلامی درک کند. گویا اگر کسی بخواهد این نسبت را برقرار کند از نظر امثال آقای عبدالکریمی از حیطه‌ی تفکر و توجه بیرون است و این یک بیماری مزمن تاریخی روشنفکریِ پنهان ما است و مقصر آقای عبدالکریمی نیست! موفق باشید

12731
متن پرسش
با عرض سلام و احترام محضر جناب استاد طاهر زاده: پیرو سوال و جواب شماره 12655 اینکه نظام ولایت فقیه از دموکراسی صرف افضل است برای ما متدینین بدون شک صحیح است و همینطور حضور فقهای محترم مجلس خبرگان مانع از این می شود که ولی فقیه نظر خود را بر نظر خداوند برتری ندهد و ولی فقیه دیکتار نشود نیز کاملا صحیح می باشد. اما این موارد تماما بحث درون گروهی می باشد شما فرض را بر این گرفته اید که اکثریت مردم ولایت فقیه را نه تنها روز اول پذیرفته اند بلکه بعد از 36 سال همچنان ادامه این حکومت را می پذیرند. سوال بنده در سوال و جواب قبلی این بود: چرا نظام ولایت فقیه هیچ گونه راه کار دموکراتیک و مردم سالارانه را برای تعویض نظام در صورتیکه که اکثریت مردم موافق نباشند (عدم مقبولیت عمومی) را در قانون خود نگنجانده است. عدم مقبولیت عمومی منجر به استبداد دینی خواهد شد. با تشکر و قبولی طاعات و عبادات
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  هیچ نظامی برای براندازی خود قانون تصویب نمی‌کند و از آن‌جایی که نفی ولایت فقیه در زمان غیبت امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» به معنای پذیرفتن ولایت طاغوت است، اسلام هرگز به صحنه‌آمدن باطل را تجویز نمی‌کند تا آن را منوط به رأی مردم نماید. آری! در نظام ولایت فقیه راه‌کارهایی پیش‌بینی شده است که در ذیل اسلام مردم می‌توانند نظرات خود را در انتخاب‌های مختلف اظهار کنند. موفق باشید

12648
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: استاد گرامى ازتون در خواست داشتم اگر براى شما مقدور است جمله اى هم مضمون جمله ى تاريخى حضرت امام (ره) که فرمودند اگر هر کدام مسلمان ها يک سطل آب بريزند اسراييل را آب مى برد عرض بفرماييد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این جمله‌ی مبارک خبر از آن می‌دهد که اگر مسلمین اتحاد لازم را داشتند اسرائیلی در صحنه نمی‌ماند و این روزها بیش از پیش حقّانیت این جمله ثابت شد. موفق باشید

10982

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: من چون هر شب را باید یک فکری بکنم تا بخوابم، برای اینکه به روزمرگی ها فکر نکنم یا فکر بدی نکنم، مدتی است که به آقا (رهبری) فکر می کنم که مثلا دارم به ایشون خدمت می کنم یا در راه خدمت بهشون کشته یا جانباز میشم یا فکر می کنم ایشون دارن منو تأیید می کنن و خوشحالن از من و ... و این طوری خوابم می بره. خواستم بدونم بعد از گذر مدتی مثلا یک ماه اگر شبها با این فکر بخوابم چه اثری توی روح و نفسم می ذاره؟ به نظر شما اگر نخواهیم و به صلاحمان نباشد که با ذکر بخوابیم، به چی فکر کنیم تا خوابمان ببرد؟ با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان با افکار خوب و واقعی به‌سر ببرد خوب است ولی خواندن آیه‌ی آخر سوره‌ی کهف و ذکر استغفار و آیت‌الکرسی، روح را جهت ورود به عالمِ خواب نورانی نگه می‌دارد. موفق باشید
10402
متن پرسش
سلام علیکم: بعضی ها شبهاتی مطرح می کنند و می گویند: در صدر اسلام چنین نبود که مثلا ما در یک کشوری یک رهبر دینی و در کنارش رئیس جمهور هم داشته باشیم (مثل کشور خودمان) و می گویند که در زمان حضرت علی علیه السلام ایشان هم رهبر دینی بودند و هم رئیس حکومت آن زمان. می خواهم بدانم نظر شما در این رابطه چیست؟ و آیا مصداقی سراغ دارید که مانند جمهوری اسلامی ایران در زمان ائمه معصومین علیه السلام، جامعه ی آن زمان هم رهبر داشته باشد و هم رئیس جمهور؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ائمه«علیهم‌السلام» می‌فرمایند ما اصول را می‌گوییم، شما بر اساس شرایطِ خود، آن را تنظیم کنید. می‌فرمایند: «عَلَیْنا بِالْقاءِ الْاصُول وَ عَلَیْکُمْ‏ بِالتَّفْریع‏»؛ یعنى بر ماست که اصول را بگوییم و بر شماست که حول آن اصول، مسائل را مطرح کنید. حال باید ببینیم در این شرایط تاریخی چگونه باید آنچه در آن زمان آن‌ها عمل می‌کردند را ما در جامعه‌ی امروز خود پیاده کنیم. عقلاء قوم به چنین نتیجه‌ای رسیدند که شما در آرایش سیاسی جامعه در حال حاضر مشاهده می کنید. اگر فردا شکل برتری ممکن شود آن را عمل می‌کنند. آیت اللّه مشکینی«رحمة‌اللّه‌علیه» در بحث ولایت فقیه‌شان در این مورد نکات خوبی دارند. موفق باشید
10318

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز کتاب راه دشوار هدایت از ادریس حسینی که در یکی از سخنرانی هایتان معرفی فرموده اید از کدام انتشارات است با تشکر از استاد عزیز و التماس دعا
متن پاسخ
بسمه تعالی .سلام علیکم. از انتشارات دار القران کریم است سال 74
9628

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من دانشجوی رشته کامپیوتر هستم و در این زمینه کار می کنم. زندگی امروزی، به شدت تحت تاثیر استرس و رقابت در درس، کار و تجارت شده. من یک آدم آرام هستم و وقتی به آینده نگاه می کنم نگران می شم. در همه‌ی مردم یه درجه‌ای از عدم آرامش را می شه دید (به خصوص در زمینه تخصصی و کاری رشته من). به نظر شما، تاثیر کوتاه مدت و بلند مدت استرس چه چیزهایی است؟ و با این ملاحضات، شما چه پیش‌نهادی برای بهتر کردن زندگی شخصی و اجتماعی دارید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «جایگاه رزق در هستی» را مطالعه کنید و طبق وظیفه‌ی خود در عین حفظ روحیه‌ی تواضع، عمل کنید و نگران آینده‌ی خود نباشید.
7419

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر. آیا مگر در جنگ بدر ولید بن عتبه توسط امام علی علیه السلام کشته نشد؟؟ پس ولید بن عتبه که حاکم مدینه در زمان امام حسین علیه السلام بود شخص دیگه ای بوده؟؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهرا با ید همین طور باشد چون نام هردو ولید بن عتبه است . موفق باشید
7213
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید برای شناخت امیرالمومنین به نورانیت چه کنیم؟ بنده کتاب القطره و احادیثی مانند نورانیت و تنتجیه و ... را خوانده ام ولی بنظرم شناخت مولا فرای اینهاست ! لطفا راهنماییم بفرمایید . چه کتبی در این باره مطالعه کنیم؟ ایا حقیقت علویه را در قلب باید پیدا کرد؟ به چه کیفیت ؟ باتشکر - اجرکم عندالله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت«علیهم‌السلام» را همراه با شرح آن مطالعه بفرمایید. و سپس «الغدیر» علامه امینی را مطالعه فرمایید. یکی از فضلای قم «کتاب الغدیر» را به طور قابل قبولی خلاصه کرده‌اند به طوری که به اصل مطلب لطمه‌ای نخورده است. موفق باشید
4461

در مان غضببازدید:

متن پرسش
با عرض سلام وخسته نباشید: بنده باتوجه به اینکه مبحث غضب حضرت امام ودیگرعلماء و احادیث را دراین رابطه خوانده ام بازاز این رذیله نجات نیافته ام وغضب می کنم بخصوص درخانه وبعد به شدت پشیمان ولی چند لحضه دیگردوباره تکرارخیلی اذیت مشوم لطفا مرکامل راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف همان است که آن بزرگ مرد زد بقیه بعهده شماست که آن را با حسن خلق بکار گیرید.موفق باشید
4359
متن پرسش
با سلام در مورد علم امروزی و بحث تکنولوژی اینکه فرمودید الان دوران گذار است. دوران گذار یعنی چی. الان وظیفه ما چیست آیا بایستی سراغ این علوم برویم یا نه، نگاه ما بایستی در این رمبنه چگونه باشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» عرض شده است که در دوران گذار باید به علوم امروزی کاملاً آگاه شد و برآن علوم مسلط گشت تا آرام‌آرام جهت آن را به سوی اهداف اسلامی و فطری تغییر داد و فرهنگ تعامل با طبیعت را به‌جای تخریب طبیعت به صحنه آورد. موفق باشید
4324
متن پرسش
وجود خدا را چطور میتوان اثبات کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که کتاب «از برهان تا عرفان» را همراه با سی‌دی آن کار کنید. موفق باشید
4178
متن پرسش
به نام خدا. با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز. خدا خیرتان دهد.استاد من گاهی با افرادی روبرو میشوم که تکبر دارند یا خود خواه هستند یا مثلا در برخورد با خانواده خود خیلی بداخلاق هستند وقتی کارهای انهارا میبینم بسیار در ذهن خود رفتار انها را نقد میکنم و در دل سرزنش میکنم و ناراحت میشوم و این باعث میشود رفتار ظاهری من نیز با انها خیلی سرد باشد و اصلا دوست ندارم با انها رابطه داشته باشو و وقتی هم که به اجبار انها را میبینم خیلی سنگین با انها برخورد میکنم.خواستم بپرسم اینکه در دل از انها و رفتار انها نارحت میشوم و انهارا سرزنش میکنم بد است یا خوب؟و اینکه رفتارم با انها سرد میشود ایا بد است یا خوب؟و بهترین رفتار با این افراد چیست؟چون بعضی از انها فامیل های نزدیک من هستند با تشکر خدا حفظتان کند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره ما باید با کارهای بد همیشه بد باشیم ولی در افرادی که مرتکب کارهای بد می‌شوند، زمینه‌ی تجدید نظر و توبه در آن ها هست و به همین جهت نباید با این افراد نیز به‌کلی بد بود، باید در حدّ ممکن به آن‌ها تذکر داد. موفق باشید
3298
متن پرسش
سلام قبل از جنگ صفین امام یکی از نمایندگان بی بصیرت خود را به سمت معاویه می فرستد که موجب اعتراض مالک میشود. وقتی نماینده شکست خورده بر میگردد مالک جلوی امام به شدت او را تحقیر میکند. ایا کار امام در فرستادن این ادم ساده درست بود. ایا کار مالک در اعتراض به نماینده ای که امام فرستاده بود درست بود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در این موارد باید تاریخ را با عمق بیشتری مطالعه کرد زیرا شخص مالک اشتر آنچنان ولایت‌مدار است که نمی‌توان این گزارش تاریخی را در مورد او صادق دانست. موفق باشید
1440

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد گرامی مدتی است که به لطف خدا شروع کردم به خواندن نماز با توجه و گاهی هم نماز نافله اما از وقتی این برنامه رو دارم نسبت به نماز این حس رو پیدا کردم که وقتی وقت نماز می رسه به سختی نمازم رو می خونم و می گم که وای باز هم باید نماز بخونم یک جوری برام تمرکز داشتن سخته و این باعث می شه این حس رو پیدا بکنم یا در وقت سحر موقع نماز خواندن فکرهایی مثل این که هر لحظه ممکنه جن یا شیطان در پشت سرم ظاهر بشه باعث ترس در من و عدم تمرکز در نماز می شه و می ترسم که این مسائل مانع ادامه ی برنامه ام بشه ممنون می شم راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بدون آن‌که به خود فشار بیاورید آنچه تکلیف است را انجام دهید بقیه را به عهده‌ی خدا بگذارید. آن حالت وَهمی هم که در مورد نماز شب‌تان پیش می‌آید اگر نماز را ادامه دهید إن‌شاءالله رفع می‌شود ولی دلواپس نباشید که چرا آن حالت وهمی موجب عدم تمرکز می‌شود. همان عزم اولیه‌ای که در اقامه‌ی نماز شب دارید و بر اساس آن شروع می‌کنید، کارساز است. موفق باشید
1359

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم آیا فلسفه هم مثل علم اصاول است که می گویند بعضی مباحث آن زاید است یا در فلسفه همه مباحث آن برای مباحث الهیات بالمعنی الاخص مفید است؟ البته منظورم مباحثی که به نحوی مقدمه می تواند باشد نیست چون با چند واسطه بالاخره مفید واقع می شود منظورم ارتباط مستقیم با مباحث الهیات است ویا با مباحث معرفتی دیگر آیا در همه مباحث معرفت دینی همه مباحث فلسفه مفید است؟ بسیار تشکر می کنم که اینجور از وقت خود برای سوالات ما می گذارید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فکر می‌کنم اگر موضوعات موجود در فلسفه‌ی اسلامی بازخوانی شود، موضوعاتی هست که لااقل در ابتدا به آن‌ها نیاز نیست و برای تفکر فلسفی لازم نیست آن موضوعات دانسته شود، ولی از آن‌جایی که متون فلسفی ما با اصطلاحاتی ارائه شده که فهم آن‌ها منوط به دانستن آن اصطلاحات است به راحتی نمی‌توان موضوعات اضافی را حذف کرد. موفق باشید
نمایش چاپی