بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13517
متن پرسش
سلام علیکم استاد: 1. اصلا چه شد که نسبت بشر با وجود تغییر کرد؟ 2. فلسفه جهان مدرن چگونه شکل گرفت و اینکه چگونه وارد فرهنگ اسلامی شد و چرا ما دیرتر مدرن یا بهتر است بگویم شبه مدرن شدیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طبیعی است وقتی شوق نظر به حقیقت فرو نشیند بشر بیشتر با مفاهیم قابل اشاره به آن حقیقت، مشغول می‌شود و از آن‌جایی که در شیعه از طریق نظر به امام، اُنس با حقیقت بیشتر است، ما به‌راحتی گرفتار مدرنیته نمی‌شویم مگر آن‌وقتی که از رجوع به اهل‌البیت غفلت کنیم و بدین لحاظ است که بعضی از مردم و سیاسیون یک نوع هم‌سخنی با غرب را در خود می‌بینند. راه‌کار رفع مشکل، برگشت به اُنس قدسی است که در شیعه از طریق نظر به امامان و حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» عملی است. موفق باشید

13293
متن پرسش
سلام حضرت استاد: وقت شما بخیر تفاوت تدبر در قرآن با تدبر در کتب اخلاق و عرفان چیست؟ چرا با وجود اینکه در مورد قرآن عقل با تفکر سیر می کند خروج از ظلمات داریم اما چه بسا کسی اخلاق را عالی درس بدهد اما قلبش در ظلمت باشد؟ همان فرمایش آیه الله جوادی در کتاب فعلیت یافتن باورهای دینی. با توجه به سفارش قرآن و روایات و فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد تدبر می توان گفت تدبر در قرآن موضوعیت دارد اما در مورد کتب عرفانی و اخلاقی تدبر مقدمه است و موضوعیت ندارد که اگر قلب آماده باشد حقایقی را که عقل یافته قلب حضورا درک می کند. (سیر عقل باعث سیر قلب لزوما نمی شود) اما در مورد قرآن همراه با سیر عقل در آیات، قلب هم حتما سیر می کند چون جنس این علوم فرق دارد با قرآن. درست است استاد؟ تصور می کنم مطلب بسیار عمیق است اما مایه ی علمی بنده برای فهم بیشتر اندک است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد قرآن همین‌طور است که می‌فرمایید که سیر عقلی به سیر قلبی منتهی می‌شود. در کتب عرفانی هم که عموماً نظر به توحیدِ حق می‌باشد، قلب نورانی می‌گردد مگر آن‌که کسی با قصد دیگری به آن کتاب‌ها رجوع داشته باشد. موفق باشید

12329
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: بنده چند سالی است که نه بصورت کاملا پیوسته ولی مباحث شما را دنبال می کنم. و کتب «آشتی باخدا»، «ده نکته از معرفت النفس» به همراه فایل صوتی آن، «معاد بازگشت به جدی‌ترین زندگی»، «جایگاه رزق»، «مقام لیله القدری حضرت زهرا(س)»، مبانی معرفتی مهدویت و تعدادی از کتب و جزوات دیگر شما را مطالعه کرده ام. در حال حاضر مشغول مطالعه کتاب «مبانی نظری و عملی حب اهل البیت(ع)» هستم و همزمان فایل صوتی آن رانیز گوش می دهم. منتها احساس می کنم که نمی توانم تمام مبجث را کاملا دریافت کنم. شاید در مباحث عقلی ضعف دارم و یا شاید هنوز برای ورود به این بحث قلبی آمادگی ندارم! از طرفی به شدت علاقمند به ورود به این عوالم هستم و از طرفی حس می کنم که نمی توانم وارد شوم. می خواستم از شما خواهش کنم که اگر ممکن است، سیری برای بنده و امثال بنده تهیه کنید که پس از طی آن چه از نظر عقلی و چه از نظر قلبی آمادگی لازم را برای سیر حبی خود پیدا کنیم. بنده دقیقا نمی دانم که ترتیب مطالعه کتب جنابعالی چیست و چگونه مباحث عقلی را برای خود حل کنم. از طرفی هم برای دستیابی به معارف کمی عجول هستم. لطفا کمکم کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم همین شکل که جلو رفته‌اید خوب است. بحث حبّ اهل‌البیت را نیز تا آخر جلو بروید، إن‌شاءاللّه خداوند زمینه‌های لازم را فراهم می‌کند. تکمیل بحث را در شرح زیارت «جامعه‌ی کبیره» می‌توانید دنبال کنید و با زیارت امامان معصوم در حرم‌شان محبتی که به دنبال آن هستید را بیابید. موفق باشید

11181
متن پرسش
با سلام: با چه اصلی قضایایی مثل این که معلول نیازمند علت است و یا نظم نمایانگر هدف است را به کل تعمیم می دهیم و می گوییم هر معلولی علتی دارد یا هر نظمی هدفی دارد، شاید در واقع این چنین نباشد و معلولی باشد که نیاز به علت نداشته باشد پس تعمیم ما اشتباه است و نمی شود گفت که معرفت یقینی وجود دارد. اشکال نظر بنده کجاست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک امر بدیهی است و اگر نپذیریم به سوفسطایی مطلق می‌رسیم در آن حدّ که نمی‌توانیم بپذیریم آن‌چه از بیرون احساس می‌کنیم و در ذهن داریم معلول پدیده‌های خارجی است و عملاً باید منکر هر واقعیتی بشویم و در نتیجه نمی‌توانید از بنده سؤال کنید و انتظار جواب داشته باشید زیرا دیگر شما علت سؤال خود نیستید که لازم باشد جواب بنده معلول آن سؤال باشد. موفق باشید
11097
متن پرسش
عرض سلام: دوست داشتم نظر استاد را در مورد مقاله اخیر استاد داوری در ماهنامه سوره با «عنوان سیاست های افراطی در همه جای جهان طرفدارانی دارد» بدانم. اینجانب از دور در محافل فکری در مسجد خود، کتب استاد طاهر زاده از جمله کربلا مبارزه با پوچی ها را کار کردیم اما آیا مقاله اخیر استاد داوری نیازی به نوع نگاه ایشان به این مقاله برایم اهمیت دارد. تا اینجانب را از سردرگمی حرف های استاد داوری در این مقاله به خصوص ورود ایشان به حوزه افراطی گری که با شعار مرگ بر آمریکا عنوان می کنند خارج کنند و الا مجبورم از دیگران که می دانم به خوبی استاد روشنگری نمی کنند. ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ای بابا! بنده به جهت اهمیت مقاله‌ی آقای دکتر داوری شرحی بر آن نوشتم که در شماره‌ی 77- 76 مجله‌ی سوره چاپ شد و جناب دکتر داوری اظهار لطف فرموده بودند و آن مقاله هم‌اکنون بر روی سایت «لُبّ المیزان» تحت عنوان «راز “بی‌تاریخی ما” در نگاه دکتر رضا داوری اردکانی » در قسمت یادداشت ویژه هست و فکر می‌کنم رفقا باید وقت بگذارند و حداقل عرایض بنده در شرح آن مقاله را با دقت کافی بحث کنند. موفق باشید
10617

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام حضرت استاد: سپاس بسیار از پاسخها. ببخشید گاهی جواب سوالات ظاهرا فراموش می شود به ایمیلمان فرستاده شود البته گاهی پیدا می کنیم گاهی نه و دوباره می نویسیم و شرمنده وقت شما گرفته می شود. 1- بعد از کتاب معرفت نفس و الحشر کتاب معرفت نفس علامه حسن زاده را بخوانم بهتر است یا بدایه و نهایه؟ من به کتب ایشان بسیار علاقه دارم خودم فکر می کنم با توجه به اینکه حضرتعالی در آثارتان معرفت نفس را پیگیری فرموده اید اول علامه را بخوانم مطلب بیشتر جا می افتد. چه صلاح می دانید حضرت استاد؟ 2- آیا تعارفاتی مثل قابلی ندارد یاحساب کنم و... نباشد بهتر است؟ 3- اگر اطرافیان بگویند ما این همه کار برایت کردیم چرا کارمان را انجام نمیدهی و ما هم کارهایمان را یادآور شویم آنها که دارند منت می گذارند ما چه؟ کارمان غلط است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خوب است یک دوری در این مورد به کتاب‌های استاد بزنید ولی مبنای ایشان همان سخنان ملاصدرا در جلد 8 و 9 اسفار است 2- نمی‌دانم 3- کار خوبی نیست. بگویید دستتان درد نکند، اگر بتوانم در خدمت هستم. موفق باشید
10614
متن پرسش
سلام: استاد جواب شما در زمینه تفاوت نگاه جناب هایدگر و دانشمندان پست مدرنیسم برای بنده بی سواد مبهم است اگر می شود بیشتر توضیح دهید یا منبعی معرفی کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن جواب مربوط به سؤال آن کاربر محترم بود که متوجه بود هایدگر و پست‌مدرن هر دو به مدرنیسم انتقاد دارند و خواست بداند که تفاوت در چیست که عرض شد پست مدرنیسیم هنوز به عقل غربی اصالت می‌دهد و سعی می‌کند همان مدرنیسم را بازخوانی کند، ولی هایدگر به عقل غربی و حتی به متافیزیک اشکال دارد که در این مورد کتاب «اگزیستانسیالیسم» جناب آقای دکتر اصغر مصلح کمک می‌کند. موفق باشید
10402
متن پرسش
سلام علیکم: بعضی ها شبهاتی مطرح می کنند و می گویند: در صدر اسلام چنین نبود که مثلا ما در یک کشوری یک رهبر دینی و در کنارش رئیس جمهور هم داشته باشیم (مثل کشور خودمان) و می گویند که در زمان حضرت علی علیه السلام ایشان هم رهبر دینی بودند و هم رئیس حکومت آن زمان. می خواهم بدانم نظر شما در این رابطه چیست؟ و آیا مصداقی سراغ دارید که مانند جمهوری اسلامی ایران در زمان ائمه معصومین علیه السلام، جامعه ی آن زمان هم رهبر داشته باشد و هم رئیس جمهور؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ائمه«علیهم‌السلام» می‌فرمایند ما اصول را می‌گوییم، شما بر اساس شرایطِ خود، آن را تنظیم کنید. می‌فرمایند: «عَلَیْنا بِالْقاءِ الْاصُول وَ عَلَیْکُمْ‏ بِالتَّفْریع‏»؛ یعنى بر ماست که اصول را بگوییم و بر شماست که حول آن اصول، مسائل را مطرح کنید. حال باید ببینیم در این شرایط تاریخی چگونه باید آنچه در آن زمان آن‌ها عمل می‌کردند را ما در جامعه‌ی امروز خود پیاده کنیم. عقلاء قوم به چنین نتیجه‌ای رسیدند که شما در آرایش سیاسی جامعه در حال حاضر مشاهده می کنید. اگر فردا شکل برتری ممکن شود آن را عمل می‌کنند. آیت اللّه مشکینی«رحمة‌اللّه‌علیه» در بحث ولایت فقیه‌شان در این مورد نکات خوبی دارند. موفق باشید
10318

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز کتاب راه دشوار هدایت از ادریس حسینی که در یکی از سخنرانی هایتان معرفی فرموده اید از کدام انتشارات است با تشکر از استاد عزیز و التماس دعا
متن پاسخ
بسمه تعالی .سلام علیکم. از انتشارات دار القران کریم است سال 74
9187
متن پرسش
باسمه تعالی با سلام: در پاسخ به سؤال (9164) فرمودید: «دلیلی ندارد وقتی زمینه‌ی ظهور ولایت کامل فراهم شد در حالی‌که نبوت ختم شده، ادامه‌ی آن ولایت در سایر ائمه«علیهم‌السلام» ادامه نیابد.». من که نگفتم: «نباید در سایر ائمه ادامه یابد» که شما بگویید: «برای ادعایت دلیلی نداری.»! من گفتم: «برای استمرار ظهور آن ولایت، دلیلی نداریم.»؛ یعنی ممکن است استمرار داشته باشد، و ممکن است استمرار نداشته باشد. شما این مدعای خودتان را که «وقتی باطن نبوت (ولایت) ظهور پیداکرد، این ظهور محال است در خفا برود و مدتی بدون امام باشیم.»، چطور میتوانید از طریق «ظهور کامل نبوت در خاتم الانبیا» و این که «ولایت، باطن نبوت است.» ثابت کنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ولایت از آن‌جهت باطن نبوت است که تا رسول به ولایت و قرب الهی نرسیده باشد نمی‌شود در مقام رسالت و نبوت قرار گیرد و در رابطه با این که ولایت، باطن‏ نبوت‏ است فرموده اند: چون «وَلى» مخاطب به خطاب «اقْبل» است و نبى مخاطب به خطاب «ادبر» بعد از «اقْبل» است، پس نبوت بدون ولایت صورت نبندد، ولى ولایت بى‏نبوت ممکن است و از این جهت ولایت تکوینى منحصر به پیامبر نیست. از طرفی مگر در بحث معرفت نفس روشن نشد وقتی جنین آماده‌ی تجلی و نفخه‌ی روح شد، دلیلی ندارد که روح بر جنین دمیده نشود؟ در همین رابطه وقتی با تحقق شرایط ختم نبوت، خاتم الرسل ظهور کرد، دلیل ندارد که خاتم‌ ولایت که باطن نبوت است در شخص خاص ظهور نداشته باشد. موفق باشید
8489
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز من در مورد مطلبی که فرمودید حیران شدم و چون استاد عزیز ما هستید فرمایش شما برای ما بسیار مهم است .شما فرمودید وقتی انسان با جنبه‌های حقانی مخلوقات در شهودی قلبی روبه‌رو شد، او می‌ماند و خدای خود. بارها حضرت عالی فرموده اید عارف با سلوک فنای خود را بیشترمی کند آیت الله جوادی می فرمایند:مثلاً بزرگ‌ترین عالم یا هر انسانی که به هویت اصلی خودش پی برده باشد به حداقلها و حدوسطها اکتفا نمی‌کند. آن انسان می‌خواهد مثلا علامه طباطبایی یا انیشتن باشد. انسانها در طیفهای مختلف فکری و بینشی به هویت خودشان پی برده باشند به حداقلها اکتفا نمی‌کنند. اگر کسی دنبال علم باشد اشباع نابردار است. دنبال سیر و سلوک و عرفان و معنویت باشد حدّ یقف نمی‌شناسد. چون هویت اصلی انسان بر اساس آن فطرت گرایش به کمال مطلق دارد. تأله وجودی که در انسان است این را مطالبه می‌کند. پس انسان به تعبیر قرآن صیرورت دارد صیرورت یعنی شدن، حرکت و تحول نهادی و نهانی و درونی که انسان از مرحله‌ای وارد مرحله دیگر می‌شود. آیت الله شاه آبادی از ائمّه علیهم السلام روایت می­کردند که شما هر وقت محتاج می­شوید دست به دامن ما شوید و ما هر وقت گرفتار می­شویم دست به دامن مادرمان می­شویم. گرفتاری و احتیاج ائمّه (علیهم السلام) همان مقامات قرب الهی است که حد یقف ندارد آیت الله مظاهری میفرمایندیغمبراکرم ذیل این آیه ی شریفه به امیرالمومنین(ع) می فرماید:یا علی مراد این است که متقی سوار می شود و بواسطه ی آن سواری اش دائما در حال حرکت است به سوی قرب خدا در حرکت است به سوی خدا، می فرمایند مراد از این آیه ی شریفه که می فرماید« یوم نحشرالمتقین الی الرحمن و فدا» معنایش همین است که یک عده ای هستند در روز قیامت این ها سیر وسلوک دارندیک عده ای هستند این ها در روز قیامت دائما در سیر کمالی هستند.از این کمال به کمال دیگر، از آن کمال به کمال دیگرو حد یقف نیست برای این چنانچه برای خدا و مقام قرب خدا حدیقف نیست برای این انسان متقی هم حد یقف نیست و مرتب رو به کمال است علامه حسن راده می فرمایند: نه کلمات وجودی را نفاد است و نه نفس را حدّ یقف، بلکه اعتلای وجودی می یابد و به مقام وحدت حقّه ی حقیقیّه ی ظلّیه می رسد و خلیفه الله می گردد، بلکه به فوق مقام خلافت نائل می آید : حضرت امام مى فرماید: (اهل یثرب انسانیت هیچ مقام معلومى ندارند, زیرا در قوس نزول داراى مرتبه هیولانى که قابل تجلّى رب است بوده و به حسب قوس صعود داراى افق اعلا و حضرت احدیت مى باشند و مراد شیخ اشراق که مى گوید نفس انسانى ماهیت ندارد نیز همین است, یعنى نفس انسانى داراى مقام احدیت جمع حقایق خلقى و امرى است, پس هیچ ماهیت مشخص و ثابتى ندارد).2 استاد عزیز با توجه به این فرمودید عارف فنای خود را بیشتر می کند ؟آیا به نظر شما طی مراحل قرب الهی حد یقفی دارد؟ منتظر پاسخ سرنوشت ساز حضرتعالی هستم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آری ای عزیز! وقتی انسان به لطف و کرم حضرت حق و در زیر سایه‌ی بی‌مثال اولیاء معصوم«صلوات‌اللّه‌علیهم» توانست به جایی برسد که با جنبه‌ی حقّانی مخلوقات در شهود قلبی خود روبه‌رو شود، او می‌ماند و خدای خود. ولی فراموش نفرمایید که این تازه اولِ کار است زیرا از یک طرف حضرت حق را در آینه‌ی اعیان ثابته‌ی مخلوقات می‌نگرد - آن‌طور که خداوند خواست خود را در آینه‌ی اسماء بنگرد- و از طرف دیگر اسماء الهی بی‌نهایت است و با هر اُنسی عطش‌اش هزار برابر می‌شود و در یک کلمه او می‌ماند و خدای خود. بگذار این حرف سر به مهر بماند، که گفتن آن آسان است و رسیدن به آن .چه مشگل. زیرا همه‌اش ادعا است. گفت: «چیز دیگر ماند اما گفتنش.... با تو روح القدس گوید بی منش× نه تو گویی هم بگوش خویشتن.... نه من ونه غیرمن ای هم تو من× همچو آن وقتی که خواب اندر روی.... تو ز پیش خود به پیش خود شوی× بشنوی از خویش و پنداری فلان.... با تو اندر خواب گفتست آن نهان× تو یکی تو نیستی ای خوش رفیق .... بلک گردونی ودریای عمیق× آن تو زفتت که آن نهصدتوست .... قلزمست وغرقه گاه صد توست× خود چه جای حد بیداریست و خواب .... دم مزن والله اعلم بالصواب× دم مزن تا بشنوی از دم ز نان .... آنچ نامد در زبان و در بیان× دم مزن تا بشنوی زان آفتاب .... آنچ نامد درکتاب و در خطاب× دم مزن تا دم زند بهر تو روح .... آشنا بگذار در کشتی نوح× جز خضوع و بندگی و اضطرار .... اندرین حضرت ندارد اعتبار». موفق باشید
7784
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز میدانیم که هر چه در راستای قوس صعود بالا رویم کثرت ها کم می شود تا این که همگی در ذات احدی فانی شوند. با این حساب پس باید تمام انسان ها در سیر معادی خود به نقطه ای برسند که همگی کاملا در ذات خدا فانی شوند و تعین و تشخص خود را کاملا از دست دهند به طوری که جنبه مخلوقیت آن ها نیز کاملا از بین برود و جز ذات احدی چیزی نماند گرچه فیض دائم خدای متعال منجر به خلق جدیدی شود. آیا این نظر درست است؟ بر همین مبنا میتوان گفت احتمالا بی نهایت خلق جدید و معاد در گذشته و آینده وجود داشته و دارد؟ سوال دیگر این که در انجیل خواندم که یکی از حواریون میگوید که عیسی کلمه خدا بوده که قبل از دنیا وجود داشته. آیا این مشابه همان چیزی که ما در مورد وجود نوری حضرت خاتم (ص) میگوییم نیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- قوس صعود در تکوین غیر از قوس صعود در تشریع و در رابطه با اختیار انسان است. در مسیر برگشت انسان به سوی خدا انسان در عین آن‌ها در عالم وحدانی قرار می‌گیرد و می‌یابد که همه‌کاره‌ی عالم خدا است با انتخاب‌های خودش روبه‌رو است و با نسبت آن انتخاب‌ها با توحیدی که آن‌جا ظهور می‌کند ولذا اگر آن انتخاب‌ها مطابق توحید الهی نباشد در عین آن‌که در نظامی است که در قبضه‌ی خدا است ، از حضور در محضر رحمت حق مطرود است 2- در مورد بی‌نهایت خلق جدید و معاد، در بحث حرکت جوهری عرایضی شده 3- در مورد کلمه‌ی خدابودن حضرت عیسی«علیه‌السلام» باید فضای فرهنگی این سخن را در مسیحیت بررسی کرد شاید نظر به فرزندبودن آن حضرت داشته باشد که این خلاف حکمت است. موفق باشید
7419

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشکر. آیا مگر در جنگ بدر ولید بن عتبه توسط امام علی علیه السلام کشته نشد؟؟ پس ولید بن عتبه که حاکم مدینه در زمان امام حسین علیه السلام بود شخص دیگه ای بوده؟؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهرا با ید همین طور باشد چون نام هردو ولید بن عتبه است . موفق باشید
7218
متن پرسش
با سلام و عرض ارادت خدمت استاد طاهر زاده , می خواستم بدونم ایا عرفان و سلوک دینی مثل علوم دیکر مثل ریاضی کلاس بندی شده است یا نه؟آیا سلوک دینی مثل کودکستان , ابتدایی ... فوق تخصص هم دارد؟از کجا باید بدانیم در چه سطحی هستیم و چه نمره ای از هر درس گرفتیم ؟ از کجا باید شروع کرد؟ الفبا و اعداد سلوک چیا هستند؟ استاد معلمهامون در کلاس اول سر خط می دادند و ایراد هامونو می گفتند؟ می دونستیم باید رو چی باید بیشتر کار کنیم؟ حالا این راه سلوک واین همه سرمشق و بدون هیچ معلمی و هیچ تنبیهی و تشویقی؟ استاد همه اخر مسیر را نشان می دهند و این که کجای مسیر هستیم و چه مشخصات و کیفیتی در این نقطه مسیر داشته باشم را بهمون نمی گند .برای مثال کلاس توحید استاد از کجا بدونم که آیا در مسیر صحیح توحید هستیم و در کجای آن؟استاد آنچه مسلم است بنده در مرتبه توحید اولیای الهی نیستم اما ایا از خودم باید بدم بیاید که هی رفوضه میشم؟ آیا حضرت حق نیز بنده اش را با همین نمره دوست دارد یا از او راضی نیست که چرا درمرحله کامل توحید نیست؟ بنده را ببخشید که سوالم بیشتر شبیه درد دل بود تا سوال اما فک کردم همانطور که خدا دوس داره بنده اش باهاش درد دل کنه گفتم شاید بنده مقرب خدا نیز دوس داشته باشه التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از جهتی هرکس می‌فهمد در کجای مسیر إلی اللّه هست و چه اندازه از دنیا فاصله دارد و به خدا اعتماد کرده است، و از جهت دیگر همین‌طور که می‌فرمایید حقیقتاً بزرگان عرفان دستگاه‌های منظمی را شکل داده‌اند تا اگر کسی خواست درجات توحیدی خود را بداند حیران نباشد. از یک طرف توحید را در مراتب مختلف از جهت نظری تدوین کرده‌اند تحت عنوان «عرفان نظری» که فصوص الحکم محی‌الدین نمونه‌ی خوب این کار است. و از طرف دیگر دستگاه سنجش توحید عملی سالک را در اختیار او گذاشته‌اند تا بداند در مقامِ توحید عوام است و یا توحیدِ خواص و یا توحید خاصُّ الخاص که «منازل السائرین» خواجه عبداللّه انصاری نمونه‌ی خوبی در این مورد است. امیدوارم شرایط طوری فراهم شود که این متون بیش از پیش وارد جامعه شود تا طالبان توحید بی‌بهره نمانند. موفق باشید
5249

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت حضرت استاد عزیز و بزرگوارم چرا شماره ی سوال ها این قدر آدم را سر درگم میکند در جواب برخی سوالها به جواب سوال دیکری با شماره ای خاص ارجاع داده شده که آدم نمیداند چطور آن شماره را بیابد این مشکل خیلی وقته در سایت هست خواهشا برای آن یا راهنمای مناسبی در سایت گذاشته شود یا نحوه ی شماره گذاری مناسب تر باشد ویا اصلا جستجوی عددی برای شماره ی سوال در نظر گرفته شود با تشکر فراوان و التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای قدوسی حقیقتاً این مشکل کار کاربران را مشکل کرده، فکری بکنید حتی اگر مسئول مربوطه نمی‌تواند این مشکل را حل کند به یک کارشناس دیگری رجوع بفرمائید. موفق باشید
5152
متن پرسش
سلام بنده به تازگی کتاب غربزدگی جلال آل احمد رو مطالعه کردم شما چقدر این کتابو قابل استفاده میدونید؟ مباجث قابل استفاده ای داشت ولی یه شبهه هایی مینداخت که خیلی سنگین بود مثه اینکه رواج تشیع تو ایران کار غرب بوده برای تقابل با عثمانی و از زمان تیمور شروع شده و در صفویه به نتیجه رسیده یا اینکه (نعوذبالله) حتی اعتقاد ما به رومی بودن مادر امام زمان تحت تاثیر غرب زدگیه و...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مرحوم جلال در همان حدّی که موضوع غرب‌زدگی را طرح کرده و یا متوجه نقش تاریخی روشن‌فکری در ایران شده ارزش دارد نه این‌که باید همه‌ی تحلیل‌های ایشان را نیز قبول کنیم. هرگز این‌طور نیست که رواج تشیع در ایران کار غرب بوده، برعکس، چون روح ایرانی از همان ابتدا با نحوه‌ی برخورد علی«علیه‌السلام» در رابطه با مَوالی متوجه عظمت علی«علیه‌السلام» شد به حضرت گرایش داشتند در اولین فرصت که فشار عثمانیان کم شد آن گرایش ظهور کرد و صفویه نیز از آن گرایش استفاده کرد و هزاران عوامل دیگر که بحث آن این‌جا نیست. همچنان که موضوع سوابق حضور جناب نرگس‌خاتون چیزی نیست که بتوان آن را از تاریخ نفی کرد. موفق باشید
4461

در مان غضببازدید:

متن پرسش
با عرض سلام وخسته نباشید: بنده باتوجه به اینکه مبحث غضب حضرت امام ودیگرعلماء و احادیث را دراین رابطه خوانده ام بازاز این رذیله نجات نیافته ام وغضب می کنم بخصوص درخانه وبعد به شدت پشیمان ولی چند لحضه دیگردوباره تکرارخیلی اذیت مشوم لطفا مرکامل راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف همان است که آن بزرگ مرد زد بقیه بعهده شماست که آن را با حسن خلق بکار گیرید.موفق باشید
4359
متن پرسش
با سلام در مورد علم امروزی و بحث تکنولوژی اینکه فرمودید الان دوران گذار است. دوران گذار یعنی چی. الان وظیفه ما چیست آیا بایستی سراغ این علوم برویم یا نه، نگاه ما بایستی در این رمبنه چگونه باشد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» عرض شده است که در دوران گذار باید به علوم امروزی کاملاً آگاه شد و برآن علوم مسلط گشت تا آرام‌آرام جهت آن را به سوی اهداف اسلامی و فطری تغییر داد و فرهنگ تعامل با طبیعت را به‌جای تخریب طبیعت به صحنه آورد. موفق باشید
4324
متن پرسش
وجود خدا را چطور میتوان اثبات کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که کتاب «از برهان تا عرفان» را همراه با سی‌دی آن کار کنید. موفق باشید
4178
متن پرسش
به نام خدا. با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز. خدا خیرتان دهد.استاد من گاهی با افرادی روبرو میشوم که تکبر دارند یا خود خواه هستند یا مثلا در برخورد با خانواده خود خیلی بداخلاق هستند وقتی کارهای انهارا میبینم بسیار در ذهن خود رفتار انها را نقد میکنم و در دل سرزنش میکنم و ناراحت میشوم و این باعث میشود رفتار ظاهری من نیز با انها خیلی سرد باشد و اصلا دوست ندارم با انها رابطه داشته باشو و وقتی هم که به اجبار انها را میبینم خیلی سنگین با انها برخورد میکنم.خواستم بپرسم اینکه در دل از انها و رفتار انها نارحت میشوم و انهارا سرزنش میکنم بد است یا خوب؟و اینکه رفتارم با انها سرد میشود ایا بد است یا خوب؟و بهترین رفتار با این افراد چیست؟چون بعضی از انها فامیل های نزدیک من هستند با تشکر خدا حفظتان کند
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره ما باید با کارهای بد همیشه بد باشیم ولی در افرادی که مرتکب کارهای بد می‌شوند، زمینه‌ی تجدید نظر و توبه در آن ها هست و به همین جهت نباید با این افراد نیز به‌کلی بد بود، باید در حدّ ممکن به آن‌ها تذکر داد. موفق باشید
3707

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
دربارة این جمله که در صفحة 74 فرمودید: «علاوه بر استاد سلوکی در سلوک فردی، به یک استاد سلوکی در سلوک جمعی هم نیاز داریم.»، ما پرسیدیم که: «چه اشکالی دارد که چند گزارة حصولی را در عرصة اجتماعی از امام بگیریم آنگاه با همان استاد در سلوک فردی‌مان سلوک کنیم؟»، و شما در همان قسمت آخرِ سؤال 2724 فرمودید که: «وقتی شرایط جامعه عوض شود و پدیده‌ای از طرف خدا به صحنه آید که قبلاً نبود، اگر سالکان نسبت به آن پدیده بی‌تفاوت باشند، به همان اندازه از حق فاصله گرفته‌اند.». ما سؤال‌مان را بر این فرض بنا نگذارده‌بودیم که صَرف نظر از انقلاب و فقط با یک استادِ سلوک فردی سلوک کنیم؛ یعنی نپرسیده‌بودیم: «اگر به این انقلاب کاری نداشته‌باشیم، آیا سلوک با یک استادی مثل آیت‌الله بهجت یا آیت‌الله قاضی در این زمان ممکن هست یا نه؟»، بلکه حساسیت نسبت به اجتماع را پذیرفته‌بودیم، اما در حد گرفتنِ چند گزارة حصولی مثل تئوری ولایت فقیه؛ چرا که گزاره‌های دیگر، بدیهی بوده و نیازی نیست از حضرت امام بگیریم، مثل لزوم حساسیت نسبت به جامعه، ثواب خدمت به مؤمنین، و لزوم حفظ دین از هر طریقی خصوصاً از طریق حفظ نظام اسلامی. این گزاره‌ها، در امور اجتماعی بدیهی است، و حتی اگر امامی هم طلوع نمی‌کرد، هر کسی خودش اینها را می‌دانست. لذا اگر به خاطر عمل به این گزاره‌ها وارد عرصة جامعه شدیم، لزوماً اقتدا به امام (به این معنی که این فکر را از امام گرفته‌باشیم) نیست. البته مسلماً تداوم راه امام (به معنای حفظ نظامی که امام بنیان نهاد) هست. پس نیازی نیست که ما همة گزاره‌های اجتماعی را از امام بگیریم؛ چرا که بسیاری از آنها بدیهی است. و گرفتنِ خیلی گزاره‌های دیگر از حضرت امام هم عملی به دنبال ندارد، مثل تئوری ولایت فقیه، شورای نگهبان و مجلس خبرگان و قانون اساسی و جمهوری اسلامی و ... . با این توضیحات متأسفانه باید بگویم: حقیر جواب سؤالم را هنوز نگرفته‌ام: اگر ما از حضرت امام فقط چند گزارة حصولی بگیریم مثل «فقیه باید در رأس جامعه حاکم باشد» (در حالی که باور مؤمنین قبلاً این بود که مملکت بالاخره باید شاه داشته‌باشد)، آنگاه یک استاد اخلاقی پیداکنیم، و از طریق گزاره‌های بدیهی و تذکرات همان استاد اخلاق به اجتماع هم نظر داشته‌باشیم، آیا در چنین شرایطی سلوک و قرب إلی الله و پرورش در تمام ابعاد انسانی ممکن نخواهد بود؟ یا شما معتقدید که حتی در این شرایط هم استاد سلوکی‌مان باز حضرت امام است؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم باید شخصیت امام با تمام ابعادش و با ارادت خاص پذیرفته شود و بر این مبنا به سایر اساتید اخلاق رجوع شود. موفق باشید
3021
متن پرسش
باعرض سلام و اد ب و قبول عزاداری های شما استاد عزیزم با توجه به فراوانی هیات های عزاداری و مداحی های متفاوت و فراوان خود این مساله ی هیات و عزاداری به نظر دچار آسیب و آفت های جدی شده به نظر حضرتعالی اینکه ما به اسم عزاداری و هنر در هیات هایمان از دستگاه های متفاوت و یا سبک های متفاوت استفاده کنیم شاید به بهانه ی هنری بودن ان قشر جوان را جذب کنیم کار درستی است؟ (مثلا امسال در بعضی هیات ها طبل هایی که اهل جنوب کشور از ان استفاده می کنند استفاده شد که در نوع خودش جالب هم بود) و سوال بعد اینکه شما بعد از آن بی احترامی هایی که شخص آقای سعید حدادیان به جناب رییس جمهور کردند و در پشت منبر آن حرف های زشت را زدند و حرمت مداحان را از بین بردند و ... آیا آوردن ایشان در جلسه های تلویزیونی و یاحتی در بیت رهبری برای مداحی تو جیهی دارد؟ اینکار بی احترامی به این دستگاه نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به نظر بنده با آوردن وسایلی مثل طبل، روح عزاداری ضعیف می‌شود و به حاشیه می‌رود. بنده هم معتقدم آقای حدادیان شأن یک ذاکر اباعبدالله«علیه‌السلام» را رعایت نکردند. موفق باشید
2388

معاد - قیامتبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد اینکه می فرمایید همین الان بهشت وجهنم هست آیا این صحیح است که بگوییم عذاب ونعمت آخرتی نمود همین عذاب ونعمت دنیایی است فقط به نحو شدیدتر یعنی همین آثاری که در این دنیا از اعمال خود می بینیم همین را به نحو شدیدتر در قیامت به ما نشان می دهند؟ اگر اینطور باشد سوال پیش می آید که چرا خداوند برای یک گناه دوبار عقاب می کند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: در قرآن می‌فرماید: « وَ لَنُذیقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى‏ دُونَ الْعَذابِ الْأَکْبَرِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُون‏ » مقداری از آنچه در اثر گناهان در قیامت به آن می‌رسید را در دنیا به شما می‌چشانیم شاید که برگردید و تغییر روش دهید ولی این به معنی آن نیست که دوبار عذاب می‌کنند بلکه حاصل عمل آن‌ها را به آن می‌دهند. موفق باشید
2323

عهد الستبازدید:

متن پرسش
با سلام. جناب ملاصدرا می فرمایند که نفس در بستر جسم حادث می شود. پس یعنی قبل از خلقت و ایجاد در این عالم نفس و روح ما وجود نداشته. پس عالم ذر و عهد الست که قبل از ورود ما به دنیا بوده چگونه توجیه میشود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: طبق حرکت جوهری ماده قبول محض است تا از عالم بالا فیض مناسب هر مرحله‌ای را دریافت کند و وقتی آماده‌ی قبول نفس شد، نفسی مناسب آن مرحله تجلی می‌کند که قبلاً وجود نداشت ولی وجود علمی آن نزد خداوند بود و آیاتی که متذکر اقرار ما نسبت به ربوبیت ما است نزد خدا، مربوط به فطرت انسانی انسان‌ها است و ربطی به شخص خاص ندارد. موفق باشید
837

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام و ادب خدمت شمااستاد گرامی من دانشجوی سال دوم تربیت بدنی و ورزش هستم و ازآنجایی که به تازگی با شما و آثارخوب و ارزشمندتان آشنا شدم دریچه ای تازه برروی زندگی ام باز شده است ولی سخت در ادامه راه زندگی ام ماندم ونمیدانم از کجاشروع کنم حرفهای بسیاردارم ودغدغه هایی فراسوی این زندگی مادی،سخت ماندم .....ازشماراهنمایی میخواهم وباتوجه به رشته تحصیلی ام چگونه می توانم راهی که باید رفت را بروم ؟باسپاس و تشکر از شما
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: خدا را شکر کنید که خداوند در مقابل شما رشته‌ی ورزش را قرار داده تا هم خودتان را همواره فعّال نگه دارید و هم به بقیه کمک کنید که از ورزش غافل نباشند. بنده هنوز وامدار معلم ورزشی هستم که به بنده ورزش‌کردن را به صورت علمی آموزش داد. با روحیه‌ای ورزشی، سیر مطالعاتی روی سایت را دنبال کنید . إن‌شاءالله در زندگی به نتایج خوبی می رسید. موفق باشید
نمایش چاپی