بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15604

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد جدیدا با کانالی در تلگرام برخورد کردم به نام کانال تخصصی فلسفه و دین که متعلقه به آیت الله علوی سرشکی، ایشون در کانالشون به صورت صوتی به سوالات جواب می دهند و نظرشون اینه که علم امروز برهان حرکت جوهری رو باطل کرده و همچنین نظریه وحدت وجود هم غلطه "در ضمن به سایت ایشون مراجعه کردم و مطلبی دیدم که برام جای تعجب داشت." ایشون یه مناظره با آیت الله جوادی آملی داشتند و طبق اسناد و مدارک سایتشون در این مناظره آیت الله جوادی رو شکست دادند حال از شما تقاضا دارم که نظر خود را در رابطه به این چند مورد بفرمایید؟ 1. آیا ادعای ایشون مبنی بر بطلان حرکت جوهری ملاصدرا از نظر علمی اثبات شده؟ 2. آیا نظریه وحدت وجود غلطه؟ 3. آیا واقعا ایشون با آیت الله جوادی مناظره کردند و از نظر علمی آیت الله جوادی نتونستن جواب ایشون رو بدهند؟ لینک سایت ایشان بی صبرانه منتظر پاسخ شما هستم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که گفته می‌شود نظر حرکت جوهری را، علم رد کرده، نشانه‌ی آن است که اساساً حوزه‌ی علم و فلسفه را نمی‌شناسند. حرکت جوهری یک نظریه‌ی فلسفی است و اگر کسی بخواهد آن را رد کند باید با دلایل فلسفی رد نماید و در مورد «وحدت وجود» نیز باید همین روش را به‌کار برد. ما فرزندِ دلیلیم ولی نباید وقت خود را صرف حرف‌هایی کرد که بیشتر، وقت ما را از بین می‌برد. موفق باشید

13089
متن پرسش

با سپاسگزاری قبلی / عباس معظم - یک دوستار فلسفه http://www.cgie.org.ir/fa/news/71316 http://www.cgie.org.ir/fa/news/71346 فرازهایی از سخنان دکتر عبدالکریمی 1) روح اصلی این تفكر پاسخ به مهم‌ترین بحران تفكر در غرب، یعنی بحران نیهیلیسم است 2) توجه داشته باشید نقطه عزیمت تفکر هایدگر الهیات بود. او در نوجوانی و عنفوان جوانی طلبه مدارس دینی بودکه برای پاسخگویی به پرسشهای تئولوژیك و الهیاتی پا به قلمرو فلسفه گذارده بود. لیکن، به تدریج از الهیات فاصله گرفت و به پدیدارشناسی، و سپس از پدیدارشناسی به آن چه خودش «تفكر» می نامد، نزدیك شد. 3) به اعتقاد من اگر دغدغه دینی و معنوی ــ و صد البته نه دغدغه تئولوژیک ــ و دغدغه کی یرکه گوری اندیشه ها‌ی هایدگر را از تفكر وی بگیریم، چیزی جز یک جسد مرده و بی روح از آن باقی نمی‌ماند. 4) اساساً گرایش غیرتئولوژیک هایدگر را در سیاق تمایز میان «متافیزیک» و «ایمانِ» کی یرکه گوری و نه در سیاق گرایش ضد سنت عقل روشنگرانه عصر روشنگری باید فهم و تفسیر کرد. 5) «وجود» در تفكر هایدگر چیست؟ آیا وجود همان ماده یا امر فیزیکی است؟ یا آیا وجود همان طبیعتی است كه رومانتیست‌ها یا ناتورا‌لیست‌ها از آن سخن می‌گویند؟ این وجودی كه هایدگر نحوه هستی انسان یا دازاین را در نسبت با آن فهم و تفسیر می کند، چیست؟ این وجودی كه هایدگر تفکر را در نسبت با آن معنی می‌كند و معقتد است تفکر چیزی جز مأوا گزیدن در تقدیر وجود نیست، چیست؟ و او چرا بر رابطه میان «تفکر» و «شُكر کردن» تأکید می ورزد؟ موضوع و متعلَّق این شکرگزاری چیست؟ 6) ادلّه تاریخی، متن شناسانه (فیلولوژیک) و تفسیری بسیاری در آثار هایدگر وجود دارند كه تفسیر معنوی از هایدگرــ و صد البته نه تفسیر تئولوژیك ــ را امكان‌پذیر می‌كنند. به اعتقاد اینجانب، هایدگر سكولار به هیچ وجه هایدگر واقعی و هایدگر آكادمیك نیست. 7) سارتر در نوشته خودش، «اگزیستانسیالیسم همان اومانیسم است»، می¬ گوید فیلسوفان اگزیستانسیالیست دو دسته هستند: فیلسوفان خداگرا، مثل كی یرکه گور و گابریل مارسل و اگزیستانسیالیست‌های بی‌خدا و ملحد: مثل خودم، یعنی خود سارتر و آقای مارتین هایدگر. اما در کتاب نامه در باب اومانیسم، هایدگر، بی آن که نامی از ژان پل سارتر آورد، به وی پاسخ داده، اظهار می دارد کسانی كه فلسفه او را نسبت به مسأله خدا بی‌اعتنا می‌دانند، در واقع هیچ درکی از فلسفه او نداشته اند. 8) نكته قابل توجه دیگر در ارتباط با سؤال شما از ارزش و اعتبار تفسیر فردید از هایدگر در افق حکمت ایرانی- اسلامی این است که اساساً عكس‌العملی كه نسبت به فردید و نحوه تفسیر او از هایدگر وجود دارد ــ تا آنجا که برخی این تفسیر را بسیار خشن، تحمیلی و حتی گزافی و من عندی تلقی کرده اند ــ از این جهت است که این گروه از منتقدان با زبان و ادبیات فردید مخالف بوده، لیکن این نقد و مخالفت را به حوزه تفسیر او از هایدگر نیز كشانده‌اند. به بیان ساده تر، زبان فردید تا حدودی وجه تئولوژیك پیدا كرده، به همین جهت نیز عده ای نحوه تفسیر او را زیر سؤال برده اند اما روشنفکران و اهل نظر حق ندارند همچون عوام صرفاً در سطح الفاظ و واژگان بمانند و به روح کلمات رسوخ نکنند. 9) جان مك‌كواری و خیلی از الهی‌دان‌های غربی مثل تیلیش و بولتمان می کوشند از تفکر هایدگر و از مفاهیم اساسی انتولوژیک و اگزیستانسیل وجود و زمان برای الهیات و کلام مسیحی و نیز در تفسیر متن مقدس مدد گیرند. اینها همه شواهدی است که كاملاً نشان می‌دهد هر گونه تفسیر غیرمعنوی از هایدگر، عدم درك صحیح از تفکر این متفکر بزرگ دوران ماست که به اعتقاد بسیاری طرح اصلی و سترگ وی ایجاد یک رنسانس دینی در جهان بالذات سکولار کنونی است. 10) متأسفانه نزاع بر سر تفسیر هایدگر در جامعه ما بیشتر به دلایل سیاسی و ایدئولوژیك است. 11) نزاع میان هایدگر آكادمیك و هایدگر فردیدی، یا هایدگر سکولار و هایدگر معنوی، در ایران از اساس بحثی سیاسی و ایدئولوژیک بوده، فاقد ارزش و اصالتی فلسفی و حقیقت جویانه است، هر چند که نقابی فلسفی و آکادمیک بر چهره خود زده است. به اعتقاد من هایدگر سکولار و غیرمعنوی، بسیار بیشتر از هایدگر به اصطلاح دینی، عرفانی و تئولوژیک فردید، از هایدگر حقیقی و آكادمیك فاصله دارد. 12) نكته حائز اهمیت دیگر در این بحث این است که مخالفان تفسیر دینی و معنوی از هایدگر همواره بر مخالفت این متفکر آلمانی با «تئولوژی» و طرح «تخریب تئولوژی» وی، که دیوار به دیوار طرح ساختارشکنی و نقد رادیکال متافیزیک در اندیشه اوست، دست می گذارند. اما این گروه به هیچ وجه توجه ندارند که مخالفت هایدگر با تئولوژی و سیستم های نظری تئولوژیک ــ که در هر دو وجه، یعنی هم در «مخالفت با تئولوژی و هم در «مخالفت با سیستم سازیهای نظری»، متأثر از کی یرکه گور است ـ به هیچ وجه به معنای مخالفت با تفسیری دینی و معنوی از جهان نیست، همان گونه که آنتی تئولوژیک و آنتیسیستم بودن کی یرکه گور به معنای مخالفت با فهم دینی و معنوی از جهان نبود. 13) به هیچ وجه نیز ضرورت ندارد که مخالفت فرد با نظام ها، اندیشه ها و رویکردهای تئولوژیک، به معنای مخالفت او با هر گونه تفسیر دینی و معنوی از جهان باشد. 14) فهم فردید از مهدویت شیعی به هیچ وجه محدود به باورهای تئولوژیک رایج نبوده، بلکه آن را باید در سیاق تفکر کربن و پیوندی که این متفکر فرانسوی میان هرمنوتیک حضور (تفکر حضوری)، اعتقاد به عالَم مثال و اعتقاد شیعی مهدویت به وجود می آورد فهم کرد. در تلقی فردید از مفهوم مهدویت، ما نباید از تلقی کربن و تأکید وی بر تصوری که سهروردی نسبت به معنی خلافت الهی، به عنوان امری متحقق در اکوان مختلف، دارد، خالی از ذهن باشیم. باید توجه داشت این کربن است که به تبعیت از تفکر معنوی در ایران باستان و استمرار آن در اندیشه های سهروردی، بر آمریت روحانی امام مخفی در تفکر ایرانی توجه می دهد. 15) کربن با هایدگر در همین جا تمایزی اساسی می یابد. چرا كه هایدگر بحث «گذر از متافیزیك» و این اواخر «گسست از متافیزیك»، یعنی رسیدن به نحوه ای از تفكر، غیر از شیوه تفكر متافیزیكی را مطرح می‌كند، این در حالی است که کربن خواهان حفظ متافیزیک و روح بخشیدن بدان است. کربن خواهان نیل به متافیزیكی است كه معنوی نیز باشد. به این اعتبار، فردید به هایدگر وفادارتر است. 16) این او {منظور مرحوم فردید است} و فقط او بود که زودتر از هر کس دیگری، حدود هفتاد سال پیش، توانست بصیرت های بنیادین هایدگر و کربن را، که تا روزگار کنونی نیز از سطح فرهنگ و تفکر رایج ما بسیار فاصله دارند، دریافته و آن را برای ما ایرانیان بومی و قابل فهم سازد. 17) به نظر من تفکر ابن عربی در فردید حضوری جدی دارد، به خصوص آن دسته از بصیرت‌های بنیادین ابن‌ عربی كه با تفکر هایدگر نیزــ یعنی مشخصاً با تفكر تاریخی هایدگر ــ سازگاری دارد. در واقع، زبان ابن عربی و زبان هایدگر دو نظام زبانی مختلف است، ولی بصیرت‌های بنیادینی كه در پسِ واژگان این دو نظام زبانی وجود دارند، مشترك است. هایدگر تاریخ را تاریخ وجود و تجلّی حوالت‌های گوناگون وجود می داند و ابن عربی تاریخ را تاریخ ظهور اسماء گوناگون الهی تلقی می کند. در واقع تعابیر آن دو متفاوت است، اما روح مطلب یكی است یعنی در هر دو متفکر، نوعی نگرش تاریخی وجود دارد و هر دو متفکر تاریخ را اومانیستی و بشرمحورانه تفسیر نمی کنند اما مشکل اینجاست که در جامعه ما غالب کسانی که وارد بحث های فلسفی می شوند همواره در سطح واژگان و اصطلاحات باقی مانده، کمتر می توانند به روح حقیقی کلمات رسوخ کنند. 18) هایدگر چه نوری می تواند بر آینده ما ایرانی‌ها بیفکند و ما در پرتو این نور چه آینده دیگری را می توانیم متصور شویم؟ برای پاسخ به این پرسش که تفکر هایدگر به چه کار ما می‌آید و در آینده ما چه نقشی می تواند ایفا کند، لازم است به چند نکته توجه داشته باشیم. اولاً، به همان دلایلی که ما ایرانیان به هایدگر رجوع کرده‌ایم، اندیشه های وی برای آینده ما نیز مهم است. به گمانم مسأله خیلی واضح است: جهان تغییر کرده و با شدت و حدت بیشتری باز هم در حال تغییر است و جهان سنتی ما فروریخته است. حال، مسأله این است که ما در جهان کنونی چه فهمی از خود داریم و با خود، با تاریخ و سنت خود و با این جهان آشفته چه کار می‌خواهیم بکنیم؟ گروهی نسبت به جهان کنونی خرسندند؛ یعنی جهان مدرن و فرهنگ و تمدن حاصل از آن را با همه لوازم و پیامدهایش می پذیرند. این گروه، یعنی همان مدرنیست‌ها، البته در بیانی بسیار کلی، نسبت به جهان کنونی خرسند بوده، جهان حاضر را بهترین جهان ممکن تلقی می کنند و معتقدند که این وضعیت اوج پیشرفت و تکامل تاریخ بشری است. از نظر آنان بشر دوره جدید به آزادی، رهایی، علم، تکنولوژی و رفاه رسیده است. از نظر آنان تنها دیوانگان یا احمق ها هستند که درنمی یابند که دوره جدید از هر جهت از جهان گذشتگان بهتر است. در مقابل، گروهی دیگر هستند که نسبت به این جهان ناخرسندند و معتقدند درست است که بشر در وجوه علمی و تکنولوژیک پیشرفت کرده، اما در وجوه دیگری با شکست های عظیمی مواجه شده است و بشر در دوره جدید از حقیقت اصلی خودش دور شده، به آزادی و رهایی‌ایی که عصر روشنگری وعده داده بود، نرسیده است. اگر کسی نسبت به جهان کنونی خرسند باشد، گذرش به تفکر هایدگر نمی‌افتد. همان گونه که بارها اشاره کرده ام، دلیل این که بسیاری، از جمله برخی از ما ایرانیان، مسیر تفکر هایدگر را دنبال می کنند این مسأله بوده است: در جهان مدرن کنونی، که عصر سیطره عقلانیت جدید علمی و تکنولوژیک و جهانی نیهیلیستیک و بی معناست، آیا می‌توانیم تفکر معنوی و پاره‌ای از ارزش‌های سنتی، باورها، و نحوه زندگی معنادارانه مان در عالم سنت را حفظ کنیم؟ این مسأله امری مربوط به گذشته نیست، مسأله کنونی و آینده ما نیز هست. هنوز هم این مسأله برای ما وجود دارد که چه فهمی از خودمان در جهان کنونی داریم و کدام شیوه زندگانی را می‌خواهیم یا می توانیم انتخاب کنیم؟ ثانیاً، در چند دهه اخیر تاریخ‌های قومی، بومی و محلی با سرعت و شدّت بسیار در حال اضمحلال اند. البته امر بومی و محلی هیچ گاه به نحو مطلق از بین نخواهد رفت، اما دیگر نمی توان آن را مستقل از روند و تاریخ جهانی مورد تأمل قرار داد. لذا وقتی از آینده ما ایرانیان سخن می گوییم باید توجه داشت که این آینده به هیچ وجه مستقل از آینده فرهنگ و تفکر جهانی نیست. لذا پاسخ این پرسش که «آینده ما با هایدگر چه نسبتی دارد؟» در گرو تأمل بر این پرسش است که «آینده تفکر جهانی با تفکر هایدگر چه نسبتی دارد؟». پاره‌ای از متفکران مثل دلوز و فوکو اعلام کرده‌اند که ما باید موضع و نسبت خود را با هایدگر تعیین کنیم. تفکر آینده بر اساس تعیین وضعیت و تعیین نسبت با تفکر هایدگر شکل می گیرد. ما باید یا با تفکر هایدگر همسو شویم یا از آن گذر کنیم، اما نمی‌توانیم آن را نادیده بگیریم. مسیر آینده تفکر ما چگونه خواهد بود؟ ما یا باید به تاریخ غرب و مسیر تفکری که در این تاریخ طی شده است بپیوندیم آن چنان که به نظر می‌آید داریم می‌پیوندیم و علیرغم عوامل منفی و بازدارنده ای که وجود دارد، به سرعت در عین نوعی بی‌تاریخی، در حال پیوستن به تاریخ غرب هستیم. مسیر دیگر، مقاومت در برابر سکولاریسم و نیهیلیسمی است که غرب را فرا گرفته است. برخی همچون بنیادگراها از موضعی ماقبل مدرن به جهان مدرن حمله می کنند. اما نقدهای هایدگر به مدرنیته نقدی مابعدمدرن است. لذا تعیین موضع نسبت به نقدهای ماقبل مدرن و بنیادگرایانه یا نقدهای مابعدمدرن و پدیدارشناسانه نسبت به غرب و مدرنیته اثری ژرف و سرنوشت ساز در تاریخ تفکر و آینده ما خواهد داشت. همچنین، در میان نقادی های گوناگون نسبت به مدرنیته و تمدن جدید غرب، برخی نقدها همچون نقدهای نیچه، مارکس، فروید و هایدگر نقدهایی رادیکال و بنیادین و برخی از نقادی ها همچون نقدهای فرانکفورتیان و مشخصاً هابرماس نقدهایی غیررادیکال هستند. شاید بشود گفت نقد هایدگر به مدرنیته و غرب، رادیکال‌ترین نقدی است که تاریخ غرب به خود دیده است. لذا، بی تردید، تعیین موضع نسبت به نقادی های رادیکال یا غیررادیکال نسبت به غرب، مدرنیته و پروژه روشنگری تأثیری قاطع و سرنوشت ساز در آینده تفکر و حیات اجتماعی ما خواهد داشت. به بیان ساده تر، آینده تفکر ما منوط به موضع گیری نسبت به نقدهای رادیکال متفکرانی چون هایدگر و نیچه به غرب و مدرنیته است. یعنی یا ما مسیر تفکر نهفته در این انتقادات رادیکال به غرب را می پذیریم یا آن که به نحوی حافظ نظم و فرهنگ حاکم بر جهان کنونی خواهیم بود. اما اگر ما نقادی‌های رادیکال هایدگر به غرب را بپذیریم، راه برون‌شد ما برای خروج از سیطره غرب کجاست؟ یا باید به گذشته بازگردیم؛ چنان که جریانهای مختلف سلفی گری و بنیادگرایی چون طالبانیسم یا بن لادنیسم ما را بدان دعوت میکنند؛ یا باید همچون هایدگر بپذیریم که مسیر حرکت زمان یک‌طرفه است و فقط به سوی آینده حرکت می‌کند و بازگشت به گذشته از اساس امکان‌پذیر نیست اما اگر نه از زمان اکنون خرسندیم و نمی‌توانیم با وضعیت کنونی کنار بیاییم و نه می‌توانیم به گذشته برگردیم، پس فقط می توانیم چشم انتظار ظهور افق و امکانات تازه ای از تفکر در آینده باشیم. اما آینده تفکر و تفکر آینده چگونه خواهد بود؟ آینده بی تردید در ارتباط با امکانات کنونی و گذشته ماست. اما ما چگونه باید به گذشته و اکنون خویش نظر کنیم؟ می توان نسبت به اکنون خشنود و خرسند بود اما تفکر نیچه و هایدگر چشم خودآگاهی ما را به نیهیلیسم عمیق و بنیادین تمدنی کنونی می گشایند اما به گذشته چگونه نظر کنیم؟ آیا می توانیم بر اساس ارزش ها و جهان بینی عصر روشنگری، گذشته را سراسر آکنده از جهل، نادانی و اندیشه های توهمی و اسطوره ای و جهانی یکسره سیاه و ظلمانی برشماریم؟ تفکر هایدگر مقولاتی را عرضه می کند که به ما کمک می کنند تا به فهم عمیقی هم از جهان بینی و ارزش های خودبنیادانه و نیهیلیستی عصر روشنگری نایل آییم و هم بصیرت ها و امکانات اصیلی را که در سنت های تاریخی ماقبل مدرن وجود دارند بهتر دریابیم، بی آنکه این تفکر ما را به بنیادگرایی و اسارت در گذشته دعوت کند. لذا تفکر هایدگر می تواند ما را هم در فهم سنت تاریخی و غیرمتافیزیکی خویش و هم در فهم نیهیلیسم و بی بنیادی جهان کنونی یاری دهد و هم امید و چشم انتظاری به امکانات تازه ای از هستی و حوالت تقدیر را در دل ما زنده نگاه دارد. او می کوشد تا به ما نشان دهد که در عصر حاکمیت عقلانیت علمی و تکنولوژیک، چگونه می‌توان از جهان و هستی تفسیری معنوی داشت؟ این سؤال، سؤال سهمگین و بسیار نفس‌گیری است. گرایشات سیاسی، تئولوژیک و ایدئولوژیک این پرسش و پاسخ بدان را بسیار ساده می‌کنند. اما تفکر هایدگر ما را از همه این گرایشات ساده اندیشانه رها کرده، به ساحت تفکری اصیل و حقیقی دعوت می کند. غالباً گفته می‌شود هایدگر واقعاً راه نشان نمی‌دهد و ما را در یک عدم تعین و در نوعی عدم شفافیت رها می‌کند البته هایدگر نشانه ها، افق و سمت و سویی را برای یافتن مسیری اصیل به ما نشان می دهد اما با این همه مسیر برون رفت از وضعیت کنونی و تفکر آینده کاملاً آشکار نیست. نباید چنین اندیشید که مسیر برون رفت از وضعیت کنونی و تفکر آینده برای هایدگر روشن نیست اما برای دیگران آشکار است. مسیر آینده برای هیچ کس آشکار نیست اما هایدگر، برخلاف بسیاری از مدعیان دروغین، نسبت به این ناآشکاری وقوف و خودآگاهی دارد. این درست مثل این می ماند که بکوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که «تاریخ به کدامین سو می رود؟» یا «در آینده، تاریخ آبستن چه امکانات و چه حوادثی است؟». تنها احمقها و نادان ها هستند که می توانند به این پرسش ها با قطعیت و یقین پاسخ گویند. اما تمام تلاش هایدگر در این جهت است که نشان دهد بشر، بنیاد جهان نیست و تفکر، علم، زبان، منطق، هنر، تکنولوژی و نیز تاریخ اموری سوبژه محور نبوده و نیستند. تفکر هایدگر هرمنوتیک واقع بودگی و هرمنوتیک تناهی و محدودیت بشری است، لذا وی خواهان است تا نشان دهد این بشر نیست که امکانات آینده را تعیین می کند، هر چند که امکانات تاریخی از مسیر تفکر و حیات بشر تحقق می پذیرند. تاریخ را نمی توان به طور قطع پیش بینی کرد و همه فلسفه های خام قرن هجده و نوزده که خواهان سیطره بر تاریخ و پیش بینی آن بودند با شکست مواجه شدند. به هر تقدیر، هایدگر متفکری بزرگ و اصیل است لذا از وی نمی توان انتظار داشت همچون ابله ها و نادانان، خیلی صریح و قاطع و بسیار روشن و شفاف(!) مسیر آینده بشری را برای ما تعیین کند. پاسخ گفتن به پرسش از سرشت تفکر آینده و مسیر آینده تاریخ امری خطیر و سترگ است اما از آنجا که ما پرسش های عظیم و سترگ را بسیار ساده و سطحی می کنیم هیچ گاه به راه حل درست نیز نمی رسیم و همواره در پاسخ های غلط در جا می زنیم. هایدگر می کوشد ما را نسبت به محدودیت و تناهی بشر خودآگاه سازد. این خودآگاهی حاصل بصیرتی بسیار اصیل و بنیادین در خصوص نسبت انسان با جهان است و عظمت و اهمیت هایدگر در این است که وی به پرسش های عظیم پاسخ هایی قاطع، روشن و شفاف،یعنی پاسخ هایی ساده‌اندیشانه، کاهلانه و خرسندکننده ارائه نمی‌دهد و این همان چیزی است که بسیاری از افراد جامعه ما از جمله روشنفکران مان آن را نمی فهمند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هر دو قسمت مصاحبه را از روی متن اصلی که آدرس داده بودید  مطالعه کردم. تا حدّ زیادی آقای دکتر عبدالکریمی انصاف را نسبت به دکتر فردید رعایت کرده بودند و حتی به نظر بنده نگاه‌شان در این مصاحبه بهتر از نگاهی بود که در کتاب‌شان نسبت به فردید داشتند. عمده یک مشکل است که ایشان حدس می‌زنند دکتر فردید تحت تأثیر کربن و از چشم‌اندازِ کربن به هایدگر می‌نگرند. و تنها دلیل‌شان این است که چون فردید با متون فرانسوی آشنا بوده است و کربن هم با زبان فرانسه، هایدگر را شرح داده، پس باید از چشم‌اندازِ هایدگر به فردید نگاه کرده باشد. کربنی که در کنار نگاه هایدگریش گرایش به حکمت خسروانی‌یونانی دارد. و چون مبنایی برای این حدس خود نمی‌شناسند در مقابل نقد فردید به کربن، متوسل به یک امر روانشناسه شده‌اند که ابداً در شأن یک انسان حکیم این‌طور سخن‌گفتن نیست. نکته‌ی دوم؛ آقای عبدالکریمی به جهت ضعف اطلاعات‌شان از عمق عرفان شیعی و روح ولایی‌مهدویِ آن‌که سید حید آملی به صحنه آورده است، نگاهِ فردید به مهدویت شیعه را حاصل نگاه کربن می‌دانند. بنده هم معتقدم تفاوت بین نگاه کربن و هایدگر است ولی نمی‌دانم چرا آقای عبدالکریمی عنایت ندارند که فردید نکاتی از هایدگر را به ما گزارش می‌کنند که در نگاه کربن نسبت به هایدگر نیست. عجیب است که می‌فرمایند نمی‌توان در نگاه فردید یک بصیرت بنیادی جدا از آن‌که کربن از هایدگر گزارش کرده، پیدا کرد. و این باز به همان جهت است که آقای عبدالکریمی در مقایسه با فهم شرح الأسمایی که فردید از روحِ عرفان  اسلامی یافته است، به‌شدت بیگانه‌اند. در نهایت بنده رویهم‌رفته در این مصاحبه سلامت‌هایی دیدم که در بعضی از نوشته‌ها و سخنان آقای عبدالکریمی به این خوبی به چشم نمی‌خورد و این را طبیعی می‌دانم که تحصیل‌کردگان دانشگاهیِ ما که مثل فردید و یا مثل دکتر داوری به طور جدّی با آموزه‌های حوزوی و فرهنگی که در آن وادی جاری است، بیگانه‌اند، بیشتر از این نتوانند از مایه‌های سنت ما آگاه نباشند. چقدر پسندیده بود سخن دکتر عبدالکریمی آن‌جایی که می‌گوید: «با همه‌ی متفکران از جمله با فردید باید اندکی مهرورزانه برخورد کرد و باید با ادبیات آنان مأنوس شد». و نمی‌دانم چرا نتوانسته است آن‌طور که باید و شاید جایگاه امثال مرحوم عباس معارف و مرحوم مددپور و شهید آوینی را در نسبت بین فردید و هایدگر و انقلاب اسلامی درک کند. گویا اگر کسی بخواهد این نسبت را برقرار کند از نظر امثال آقای عبدالکریمی از حیطه‌ی تفکر و توجه بیرون است و این یک بیماری مزمن تاریخی روشنفکریِ پنهان ما است و مقصر آقای عبدالکریمی نیست! موفق باشید

12292

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: بهانه ی اصلی حمله ی عربستان به یمن دقیقا چیست؟ نقش مذاکرات ایران با 1+5 در این حملات چیست؟ در نگاه توحیدی این حملات چه جایگاهی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث اضلاع متکثری دارد که در حدّ یک سؤال و جواب جای نمی‌گیرد شاید در جواب 12294 وجهی از جواب سؤال خود را بیابید. موفق باشید

10629

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حضرت استاد در کتاب حقیقت نوری اهل بیت (علیه السلام) فرمودند اهل بیت عین کمال اند اما آیا این فرمایش با عینیت کمال اهل بیت (علیه السلام) تناقض ندارد؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در جواب شماره 10543 جواب داده شده. موفق باشید
9797
متن پرسش
سلام علیکم استاد: طبق بحث روز شنبه که فرمودید افرادی که توی مجلس سخنرانی حضرت امام اگه می خواستند گوش بدند گوش نداده بودند یعنی عقل استدلالیشون رو نیاوردند قلبشون رو آوردند در این روش چطور میتونند در مورد چیزی که به قلبشون میرسه مطمئن بشند و اینکه اگر نزدیکی به امامه که باعث کمرنگ شدن گناهان میشه اگه شخصی گناهی داشته باشه که خودش باعث بشه از امام دوری کنه چطوری این گناهو از بین ببره؟ ممنون.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عقل استدلالی همین اندازه به انسان کمک می‌کند تا حق را بشناسد، از آن به بعد باید دل را به حق بسپارد و مردم نسبت به امام از عقل استدلالی گذشته بودند. قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات‏» کارهای خوب گناهان را می‌برد، یکی از کارهای خوب ارادت به اولیاء الهی است. موفق باشید
7018
متن پرسش
با سلام.چرا فقط لعن به دو خلیفه منع شده است ولی به معاویه یا طلحه و زبیر که مورد تایید اهل سنت است خیر؟؟؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جریان امویان مثل معاویه در آن دوره مثل جریان وهابی ها در این دوره است. وضع آن ها در بین اهل سنت نیز معلوم است ولی ما به جناب طلحه و زبیر نیز حق نداریم لعن کنیم هرچند انتقاد جای خود دارد. موفق باشید
6987
متن پرسش
باعرض سلام استادباتوجه به تاکیدهای همیشگی رهبردرباره بصیرت چندسوال داشتم. اخیرا فرمودند:نداشتن بصیرت مثل نداشتن چشم هست بخش اول: 1.اگرمی شود توضیحی ویا ارجاعی بدهید درباره بصیرت وراه های کسب آن؟ 2.بصیرت داشتن چطوربدست می آید با اطلاعات باچه نحوه ی رجوعی؟!(متاسفانه هنوزتوی روزنامه ومردم درباره بسیاری مسائل اختلاف دیدگاه های بسیارشدیدی است) 3.برای اینکه جایگاه هرچیزی را درزندگی بدانیم باید چه کارکنیم؟واین که با چه عالم باید به این مسائل نظرکنیم تاجایگاه آن را بفهمیم؟ بخش دوم 4.شخصی=دائما می گویند جنگ است جنگ نرم است آقا فرمودند:چه کارکنم اگر کسی نمی بینه استاد بنده چه کارکنم که اصلا توی این عالم نیستم فقط ادعا هایی وحرف هایی هست تقلید هایی هست اما اگرجنگ است پس چرا من خوابم؟ چه کارکنم؟از کجا شروع کنم؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر جایگاه تاریخی جریان‌ها و حادثه‌ها را دنبال کنیم و در مطالعات و تحقیقات خود نظر به مقصد توحیدی عالم داشته باشیم، خداوند بصیرت لازم را به ما می‌دهد. عمده آن است که مواظب باشیم برای خودمان یک هویت محدودی مثل هویت حزبی تعریف نکنیم تا ناخودآگاه موضوعات را از آن زاویه بنگریم. این‌جا است که آزاداندیشی به کمک ما می‌آید 4- جنگ نرم به این معنا است که شرایط تبلیغاتی دشمن سعی دارد افق توحیدی تاریخ ما را برای ما تیره و تار کند، و با نظر به انقلاب اسلامی و امیدواری به نور مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» می‌توانیم در این جنگ نیز موفق بیرون آییم. موفق باشید
6487

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید ببخشید بنده در رساله دکتری خودم، پیرامون مراتب آگاهی و هستی شناسی هر مرحله از آن کار می کنم، یعنی چگونه فرد به سطوح بالای آگاهی از وضعیتی که در آن قرار گرفته برسد و آن را با دیگران به اشتراک بگذارد. در این صورت سرعت عمل و تصمیم گیری در هنگامی که نیاز به همکاری و کار گروهی است، افزایش می یابد این موضوع نیاز بسیاری به دانستن چگونگی مکانیزم آگاهی و شناخت در انسان دارد. منابعی که موجود است بیشتر غربی بوده و پیرامون فلسفه ذهن می باشد که جایگاهی برای روح انسانی هم غالباً در نظر گرفته نمی شود. به نظر جنابعالی برای ورود بنده به مباحث آگاهی در اسلام، چه منابع و کتاب هایی از جنابعالی یا دیگر اندیشمندان مفید است. کتاب های شهید مطهری، آیت الله سبحانی، آیت الله مصباح را مطالعه کردم، اندکی کاربردی تر و دورتر از فضای فلسفه، مثلاً مانند بحث های روان شناسانه می خواستم با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کتاب «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب» در قسمت چگونگی ادراک کمک‌تان کند. موفق باشید
5654
متن پرسش
اگر امکان دارد فایل کتاب معرفت النفس و الحشر را بفرستید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که کلیه‌ی آثار این‌جانب در یک دی‌وی‌دی توسط مرکز کامپیوتری نور تهیه شده است می‌توانید کتاب مذکور را نیز از آن نرم‌افزار اخذ بفرمایید. موفق باشید
5421

سود بانکیبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی ما با جمعی از دوستان فارغ التحصیل دانشگاهی که مباحث شما را دنبال میکنیم قصد ایجاد یک صندوق قرض الحسنه بین خودمان را داریم برای این منظور مردد هستیم که برای نگه داری پول صندوق یک حساب کوتاه مدت که به آن سود بانکی تعلق میگیرد باز کنیم یا صرفا یک حساب قرض الحسنه شما در پاسخ سوالات مشابه فرمودید که به نظر مرجع مراجعه کنید که با توجه به نظر مراجع در این زمینه اشکالی وارد نشده است اما با توجه به اینکه اکثر بانک ها قسمتی از درآمد خود را با دادن وام به دست میآورند و احیانا پول انها در زمینه صحیح خود مصرف نمیشود یا مسایل دیگر مشابه، از نظر اخلاقی بهتر است چگونه عمل کنیم آبا بهتر نیست که نیت خیر دوستان را شبهه ناک نکرده و از خیر سود بانکی بگذریم؟ همواره از راهنمایی های شما استفاده میکنیم و بسیار متشکریم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای شما مشکلی از نظر پاک‌بودن درآمدتان پیش نمی‌آید، این مشکل بانک است که باید درآمد خود را پاک نگه دارد. موفق باشید
3821
متن پرسش
با عرض سلام میخواستم بدونم فضل خدا از قاعده لطف خداوند جداست ؟تعریف کاملی از فضل ولطف میخواستم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم بتوانیم این دو را از همدیگر جدا دانست. با به‌کار برده‌شدن آن‌ها در متون متوجه می‌شویم که نظر به کدام معنا دارند. آیا نظر به فضل دارند به معنای بیشتر از استحقاق و یا نظر به لطف دارند به معنای توجه به استعدادهای پنهانی که ما متوجه آن‌ها نیستیم. موفق باشید
2625
متن پرسش
باسلام خدمت استاد گرامی من به شدت در مورد امر به معروف ونهی از منکر دچارمشکل هستم مخصوصا از وقتی هم که اهمیت این فریضه را فهمیدم و متوجه شدم با غفلت ازاین اصل مهم چه برکاتی را از دست میدهیم با توجه به شرایط امروزی وظیفه چیست؟وظیفه ی ما برخورد فردی است یا کار ریشه ای و فرهنگی؟ مثلا وارد مترو میشوم نود درصد خانومها بی حجاب هستند یا در دانشگاه اکثر دختر وپسر ها رابطه ی حرام دارند مگر میشود به تک تک انها تذکر داد؟ خیلی وقتها با تذکری که میدهیم ابروریزی و داد و هوار هم میکنند واقعا وظیفه چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: حتماً می‌دانید که یکی از شروط وجوب امر به معروف آن است که امکان تأثیر بدهید اگر شرایط طوری است که امکان تأثیر نمی‌دهید باید از طریق فعالیت‌های فرهنگی شرایط لازم را فراهم کرد که وقتی شما تذکر می‌دهید طرف با تذکر شما بیدار شود نه آن‌که خصومت پیدا کند. موفق باشید
2169
متن پرسش
باسلام. نحوه ی دریافت آیه های قران توسط حضرت جبراییل چگونه بوده حال آنکه خدا زبان ندارد اگر قلبی است ازکجا معلوم که جبراییل حدسیات خودرابه صورت آیه های قرآن تقدیم پیامبر نکرده؟برای بنده نحوه ی ارتباط خدا با ملایکه و صحبت کردن با آنها مبهم است خدایی که زبان ندارد اگر نحو ه ی صحبت کردنش با موجوداتی لطیف بصورت لطیفانه است انها از کجا و بر چه پایه و اساسی باید برروی خطورات حدسی یا قلبی خود حساب باز کنن شایدخطوراتشان حدسیا ت و گمانهایی بی اساس باشد چگونه خدا با آنها سخن میگوید و آنها نیز باخدا سخن میگویند مکانیسم دریافت آیه های قرآن توسط ملک چگونه است. درمورد عالم نطق بین خدا و ملایکه به بنده اگاهی دهید.لطفا به دلایلی خاص آدرس کتابی خاص به بنده ندهید . مفصل در این زمینه راهنمایی بفرمایید خداوند سایه ی شمارا از سر ما کم نفرمایدباتشکر فراوان.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ملائکه‌ی الهی خطوراتی ندارند، تمام وجود آن‌ها همان پیام است و خداوند از طریق حضرت جبرائیل صوت و معنای قرآن را ایجاد می‌کند و در آن حالت زیان و حنجره نیاز نیست. به جزوه‌ی«بررسی و نقد نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت»که در سایت قرار دارد رجوع فرمایید. موفق باشید
1301

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استا د عزیز با خواندن جزوه سلوک در ذیل ادیشه امام(ره) یک سوال برایم پیش امد واینکه شما در جزوه فرموده اید با این برداشت که همه مطالعات وفلسفه وعرفان و...زیر اندیشه امام بروند این را برای من روشن کنید که این به چه صورت میشود که مثلا ما کتب باقی علما را بخوانیم وانها را ذیل این تفکر ببریم وبا این فکر انها را پرورش دهیم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه» دارای یک جهت‌گیری کلی هستند که در آموختن معارف دینی باید از آن جهت‌گیری کلی غفلت نشود. ایشان در فقه و عرفان و فلسفه و سیاست یک چیز را دنبال می‌کنند و آن «قیامِ لِلّه» است و این‌که تمام تلاش‌ها باید در راستای رجوع به حق باشد و لذا ابتدا باید از ماهیات و اعتباریات عبور کرد و برای چنین عبوری از همه‌ی اندیشمندان می‌توان استفاده کرد. شناختن اعتباریات زمانه بسیار مهم است. موفق باشید
1228

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. استاد گرامی سوالی از محضرتان داشتم: ذکر به معنای تکرا واژگان آیا در متون دینی و از دیدگاه ائمه اطهار جایگاهی در خودسازی دارد؟ در جههای مختلف از انواع ذکر: لسانی و بدنی و قلبی یاد شده اما اخیرا در جایی نوشته شده بود که ذکر چیزی است که در بین مسلمانان رواج دارد و گویا منظور نویسنده این بود که در خود اسلام تاکیدی بر این موضوع نشده است. آیا ذکر مورد تائید ائمه هست؟ آیا در سلوک معنوی موثر است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: مواردی داریم که خود ائمه«علیهم‌السلام» تکرار یک ذکر را توصیه فرموده‌اند که مرحوم شیخ عباس قمی هرچه در مفاتیح در رابطه با تکرار ذکر آورده همه مبتنی بر آن روایات است. یک نمونه ساده‌ی آن همین‌که شما در شب‌های احیاء در هنگام به‌سرگرفتن قرآن باید ده مرتبه بگویید: «بِکَ یا الله» و رعایت تعداد این نوع ذکرها به همان شکلی که فرموده‌اند إن‌شاءالله در سلوک معنوی تأثیر خود را دارد. موفق باشید
1182

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد لطفا کتابی که به من کمک کنه در سلوک ؛از برداشتن رذایل وبه دست آوردن حضور قلب معرفی کنید.ممنون
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی «رضوان‌الها‌علیه» کمک‌تان می‌کند. موفق باشید
1075

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم آیا اسلام در رابطه با ازدواج فامیلی نهی دارد یا در صورت اینکه از لحاظ آزمایشات پزشکی و ژنتیکی مشکلی نباشد امکان ازدواج فراهم است؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی فکر نمی‌کنم اصل موضوع نهی شده باشد. موفق باشید
23024
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: سرمان را به کدوم دیوار رو به آفتاب بزنیم از دست وزیر امور خارجه خوش خنده و دلشاد و معتدل! خواستار اصلاحات! این دولت که همزمان با رد CFT و FATF و پالرمو و هزار کوفت و زهر مار در شورای نگهبان یه هویی! و کاملا ناگهانی یادش میاد که در کشور ایران پولشویی وجود داره آن هم در سطح اعداد نجومی! خوب مرد حسابی! چرا دقیقا الان! یادت اومده؟ دوما خوب این اتفاق که داره در دولت شما! اتفاق میوفته و نه در دولت قبل! و سوما چرا تو که اطلاع داری و محکم حرف میزنی معرفیشون نمیکنی چرا؟ پس وزیر اطلاعات دولت چکار داره میکنه که تو کشورت پولشویی داره میشه و هیچکس جلوشو نمیگیره؟ آخه ادم نون این مرز و بوم رو بخوره بعد هم همش در حال خندیدن! به ریش این نظام باشه؟ و مدام در حال هزینه سازی برای کشور خودش؟ مگه داریم؟ مگه میشه؟ فعلا که هم داریم! هم شده! یکی یه لیوان آب بده من یه کم خنک بشم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بفرمایید این هم یک لیوان آب خنک!! همین‌قدر باید بدانیم پروژه‌ی این دولت برای رفع مشکلات ما ورود در اردوگاه غرب بود و در همین رابطه بر CFT  و FATF اصرار داشتند. ولی به جهت درایت نایب امام زمان «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» که گوشِ جان خود را به راهنماییِ کسی سپرده است که ماورای فرهنگ مدرنیته می‌خواهد بشر را به سر و سامان برساند. پروژه‌ی آن‌ها شکست خورد و اینان برای حفظ آبرویِ خود گویا در بعضی موارد حاضرند به خاطر یک دستمال، قیصریه را به آتش بکشند. زیرا انقلاب اسلامی را وسیله‌ای برای منافع دنیایی خود قرار دادند و به هیچ ارزشِ مبنایی و الهی قائل نیستند، در آن حدّ که در گلستان شهدا که باید محل دفن شهدا باشد تا مردم آن مزارها را تا قیام قیامت محل زیارت خود نمایند، با تمام پررویی و بی‌پروایی جنازه‌ی کسی را دفن می‌کنند که به عنوان نماینده‌ی اصلاح‌طلب مجلس ششم به بهانه ی اعتراض به شورای نگهبان و تحقق شعار (خروج از حاکمیت) در زمستان سال 82 دست به تحصن 28 روزه زده.

در زمان مسئولیت بنده در بنیاد شهید استان اصفهان در شورایی که برنامه‌ریزیِ گلستان شهدا را به عهده داشت، بنا بر آن شد که هیچ‌کس جز شهدا و جانبازان عزیزی که بعداً شهید می‌شوند، در آن مکان مقدس دفن نشود. حتی اجازه‌ی دفن به پدر شهید عزیزی که 3 فرزند خود را تقدیم انقلاب کرده بود، داده نشد.

مردم باید متوجه شوند انقلاب اسلامی از طریق این جریان، نه به اهداف دنیایی‌اش می‌رسد و نه به اهداف آخرتی‌اش، و برای آگاهی مردم باید خونِ دل بسیار خورد، وگرنه با یقه‌گرفتن و چیز پرتاب‌کردن مسئله حل نخواهد شد. موفق باشید    

19354
متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند: لطفا جایگاه شورای شهر را در نظام اسلامی تعریف کنید و این شورا دقیقا به چه کار مردم مستضعف می آید؟ به بیان دیگر رای مردم به نامزد های شورای شهر غیر از اینکه برای این نامزد ها اسباب پیشرفت و پله های ترقی برای سعود به مقامات بالاتر یا جبرانی برای شکست های قبلی آنان باشد تا بدین ترتیب به نان و نوایی برسند، برای مردم عادی چه سودی دارند؟ در حال حاضر مردم اصفهان چگونه مطمئن باشند که حادثه ایی مشابه با حادثه ی پلاسکو ناشی از عدم توانایی و سو مدیریت شورای شهر برای اصفهان اتفاق نمی افتد؟ ما از این افراد و نامزد ها به غیر از چند پوستر تبلیغاتی و سابقه ایی که خودشان در تبلیغاتشان بیان می کنند شناخت دیگری نداریم. لطفا در این باره راهنمایی کنید تا سایه ی انتخابات ریاست جمهوری اهمیت انتخابات شورای شهر را مخفی نکند، اگر برای انتخابات شورای شهر اصفهان بر روی اشخاص خاصی نظر مثبت دارید بسیار خوشحال می شوم که راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه در سال‌های اخیر و در مقایسه با سال‌هایی که اصلاح‌طلبان عنان شورای شهر اصفهان را به دست گرفتند و فضای غیر معنوی و تقلیلِ باورهای جوانان را در فرهنگسراها دامن زدند؛ شوراهای شهر جهت نیازهای شهری اقداماتی داشته‌اند. خدا کند روز به روز با حضور افرادی متعهد و جوان، شهر در مسیر بهتری قرار گیرد و اگر کوتاهی کنیم خطر ایجاد اشرافیت و فضای گناه در شهر فراهم می‌شود. موفق باشید

18087
متن پرسش
مى خواستم بفرماييد كه آيا شما اطلاع داريد كه استفاده از آثار جناب آقاى طاهر زاده شرعاً مجاز هست يا نه (به لحاظ حقوق چاپ و نشر صاحب آثار)؟ اگر هست كه ما اونها رو در اختيار دوستان و متقاضيان قرار بديم (به صورت pdf)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خودم طاهرزاده هستم و به اطلاع جنابعالی و همه‌ی کاربران محترم می‌رسانم که همه‌ی فایل‌ها اعم از کتاب و جزوه و صوت به هرشکل اعم از pdf آن و یا وُردِ آن را مجازید که استفاده نمایید. موفق باشید

15541
متن پرسش
سلام استاد عزیز: یک سوالی ذهنم را مشغول کرده که عبارت است از جایگاه و منزلت انسان های سالک و فاضل و عارف مانند مراجع عظام تقلید و دیگر بزرگان در پیشگاه خداوند چگونه است؟ 1. آیا تفاوتی بین این بزرگان است؟ 2. اساسا ضابطه مشخص و متقن قرآنی و روایی در تشخیص این مقوله هست؟ 3. حضرت امام (ره) در بین این بزرگان از چه جایگاهی برخوردار است؟ 4. می توان گفت که تمام این بزرگان در حقیقت در بهشت در یک جایگاه و همجوار ذوات مقدسه هستند؟ 5. محبوبیت بزرگان در پیشگاه خداوند از چه مقوله ای هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی قرآن در مورد پیامبران می‌فرماید: « تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْض‏» و بعضی را نسبت به بعضی برتر می‌داند و به گفته‌ی علامه طباطبایی، تفاوت در توحیدی است که آن عزیزان در جان خود می‌شناسند؛ مسلّم در مورد عالمان دین نیز چنین خواهد بود و حقیقتاً توحید حضرت امام چه از نظر آثار قلمی و چه از جهت موضع‌گیری‌های تاریخی در این زمان، بی‌نظیر بوده است و از آن‌جایی که ملاک قرب به حضرت حق، توحید است، جایگاه بزرگان دین نیز متفاوت خواهد بود. موفق باشید

14949
متن پرسش
سلام استاد عزیز: الحمدلله که قریب به یک سال مباحث شما را دنبال نمودم اخیرا یک ذهنیتی بنده را مشغول نموده مبنی بر این که ما انسان ها باید بندگی نماییم و تسلیم مقدرات الهی باشیم، حال که در آستانه کنکور ارشد می باشم و در حال تلاش می باشم از دیروز تا به الان این نگرش ذهنم را مشغول نموده که اگر بعد از دو سال تلاش مجددا موفق نگردیدم چه می شود؟! به یک سرخوردگی دچار شدم یا گاها فکر می کنم که اگر بعدها به فلان بیماری دچار بشم ان شاء الله تسلیم این تقدیر و خواسته الهی هستم! حال سوالاتی دارم: 1. آیا تداعی کردن و پیش بینی نمودن حوادث تلخ و غیر متقربه در آینده صحیح هست؟ 2. حسن ظن چه تاثیری در مقدرات و مشیتت الهی دارد؟ 3. به نظر حضرتعالی چرا در این مقطع یک ماه که بنده دارم با جدیت تلاش می کنم و این اهتمام برای خداست! چرا باید چنین تفکری به سراغ بنده بیایید؟ استاد خواهشا برای پاسخگوی به سوالاتم بنده را ارجاع به کتب مربوطه ندهید چون وقتم برای مطالعه پر شده!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خیر. دنیا صاحب مهربانی دارد 2- خداوند دوست دارد با حُسنِ ظنّ به او در محضرش باشیم و عموماً حسن ظنّ‌های ما را جواب می‌دهد 3- شاید فرشته‌ای متذکر شده که صرفاً در راستای تکلیف عمل کنید و نتیجه را فرعِ آن بدانید. موفق باشید     

14800
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. متاسفانه فضای مجازی حتی با این حال که گروه ها و کانالهای زیادی برای مذهب و دین دارد‌. با این حال انسان با کتاب که برخورد می کند تازه می فهمد چه چیز را از دست داده بوده است. یکی از علتهای اینکه فضای مجازی موجب اغنا نمی شود این است که انفجار اطلاعات است. یعنی پشت سر هم و تند و تند مطلب می آید و مطالب غیر اصولی و اصولی با هم مخلوط می شوند و قدرت تحلیل و قدرت تعقل را از انسان می گیرد. و فقط دیده می شود. همین و بس. یکی دیگر هم اینکه این مطالب بدون سنجش و جمع آوری از جاهای معتبر است. حتی مطالب مذهبی. متاسفانه. لذا بنده قصد گرفتن اوقات شما را نداشتم. می خواستم این تجربیات خود را به دوستان اطلاع داده باشم البته اگر درست باشد از نظر حضرت استاد لذا از دوستان خواهشمندم دو نکته را در مورد فضای مجازی در نظر داشته باشند: ۱. کتاب خیلی خیلی بهتر است از مطالب فضای مجازی. ۲. اگر که می خواهید در فضای مجازی هم احیانا باشید در کانالها و گروه های متعدد نباشید که هم وقتتان برود هم به علمتان اضافه نشود. ۳. در کانالها و گروه های مفید عضو شوید که بیارزد. برای مثال عرض کنم کانال تلگرامی پاسخ به شایعات فضای مجازی : @shayeaat یا کانال تلگرامی ثقلین که هم مطالب دینی دارد هم سیاسی و این مساله را رعایت می کند که (باید آرام آرام مطلب ارائه دهد) تا استفاده شود : @saghalein12 چرا که همانطور که مطلعید باید آرام آرام مطالب ارائه شود. متاسفانه در کانالها بسیار حجم خبر و... بالاست و قدرت تعقل پایین. باز هم تاکید بنده برای خودم و دوستان کتاب است. (گول نخوریم که فضای مجازی جای کتاب را می گیرد. هرگز) از استاد شدیدا عذر خواهی می کنم که بی ادبی کردم. از سر دغدغه و درد بود. التماس دعا. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. کتاب، چیز دیگری است و اساساً آن‌چه که بیشتر در حافظه می‌ماند، مطالبی است که از طریق صفحات کتاب به ذهن منتقل شده است. موفق باشید

14673
متن پرسش
1. سلام. پیش نیاز ورود به المیزان از کتب شما کدوم کتابا است؟ 2. خواندن المیزان واسه من چقدر باید طول بکشه؟ در طول چند سال باید بخونمش؟ روزی چقدر وقت بزارم؟ (همه کارارو تعطیل کردم.) 3. آیا سید بن طاووس عارف بوده اند؟ 4-اگر من ماهیانه 200 تومن درآمد داشته باشم. قرار باشه بعد از عید این پول بشه ماهیانه سیصد و خورده ای. از نظر شرع و دین من میتونم زن بگیرم؟ یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- معرفت نفس و برهان صدیقین 2- بنا را بر 6 یا 7 سال بگذارید و روزی 3 تا 4 ساعت به همان شکلی که در جزوه‌ی «روش کار با المیزان» عرض شد؛ کار را ادامه دهید 3- آن مرد بزرگ یعنی سیدبن طاووس در عرفان عملی یک عارفِ مجسم است چیزی که همه‌ی عارفان که عرفان نظری را طی کرده‌اند، حسرتش را می‌خورند 4- خداوند خودش روزی‌رسان است، روزیِ عیال‌تان را بعد از ازدواج به روزی شما اضافه می‌کند. موفق باشید

14399

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد یکی از دوستان ما مستند ساز است. یک ایده دارد می گوید که ما مستندی از استاد بسازیم تا جامعه بیشتر با استاد و تفکرات ایشان آشنا شود. بنده گفتم از استاد می پرسم به شما خبر می دهم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر این کار را نکنید زیرا شهرت بنده موجب می‌شود افراد سطحی مزاحم شوند، همین حالا هم در زحمت هستم. موفق باشید

نمایش چاپی