بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
34687
متن پرسش

 در زوایاي جدیدي خودم را شرح می دهم. باور نمی کنم خودم را. شده ام گرد وغبارمحض. به (بی سبات) شدن می اندیشم. باید مثل یک کودك دوباره نقاشی کنم. انگیزه اي ندارم در خودم. به غروب خودم می اندیشم. به هیچ شدگی وفادارهستم. من (بخت) را زندگی می کنم. خنده را می بلعم. دوباره ماندن در کویر وحشت. در خاك غربت. در کنج عزلت. در لحظه هاي کثرت. در ابهت (وقاحت) . توصیف مجدد خود از طریق قصه پردازي. و باز هم جنون. جنون در لحظه. عاشقی در بی نهایت. چرا (سعادت) از یاد من رفته است؟ مرگ با صدهزار نماد و نمو به میدان فلسفه آمده است. اوضاع روانی و ذهنی ناخودآگاه از (شخصیت) فرار می کند. نکته مهم: چند کلمه اضافه هست و ترتیب هم رعایت نشده و غلطها ممکن است املایی یا معنایی باشد... کلمات صحیح. (رفاقت, ذلت, حقیقت, عادت, ثبات, سعادت, حیرت, اصالت, لذت, عبارت, حاجت, عنییت, لطافت, مرارت, سخاوت, اسارت, برگشت, صداقت, تفاوت, وقار, جدیت, قطعیت, محدودیت, حیثیت,) سلام خسته نباشید ببخشید نمیدونم جواب این سوال را باید می‌پرسیدم یا نه ولی پرسیدم. در اصل سوال من اینطوری هست که کلماتی داخل پراتز هست غلط هست، اون بالا نکته مهم را خونده باشید می‌دانید که از چه نظرهایی غلط هست هم میتونه از نظر ترتیب کلمات هم غلط باشه یعنی جاشون شاید اصلا غلط باشه و هم معنایی و هم املایی. کلمات درست هم از بین کلمات پایین آن متن فرستادم هست. ممنون میشم استاد جواب این کلمات رو بگین 🙏

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یعنی حضوری دیگر. حضوری که با این کلمات که اکنونْ بی‌روح شده‌اند؛ روحی تازه بگیرند تا بتوان با همین کلمات، آری! با همین کلمات که اشاره به «آن‌جایی» دارد که «این‌جا» نیست، زندگی کرد. این احوالات که پیش آمده است را به فال نیک بگیرید. هرکس هنوز در دیروزِ خود متوقف است، بداند که ممکن است دیر بشود و در نتیجه دیر برسد و وقتی به خود بیاید که دیگر توان به‌پاخاستن و رفتن را از دست بدهد. مشکل، بحرانی است که هر انسانی نسبت به خود پیدا کرده است که راستی! ابتدا باید از خود بپرسیم آن چیزی که ما هستیم، چه چیزی است؟ چه حضوری در این تاریخ شایسته ما بود که منجر به انقلاب اسلامی شد و همچنان آن حضور ادامه دارد؟ آیا  به این نکته فکر کرده‌ایم که مردم ما و مردم جهان به دنبال دیانتی می‌باشند که جوابگوی امروزشان باشد؟ مخاطبان خود را در کدام آینده حاضر کنیم که رهبر معظم انقلاب نسبت به آن حضور و آن آینده توصیه به «امید» می‌کنند و می‌فرمایند: باید از هرگونه انفعال و ناامیدی پرهیز کرد و کانون تزریق امید به کشور بود و به قلّه‌ها نظر کرد؟ پیشنهاد ما آن است که برای عبور از بحرانی که انسان‌ها نسبت به معنای خود پیدا کرده‌اند؛ با دنبال‌کردن بحث «ده نکته در معرفت نفس» کار را شروع کنند و سپس با دنبال‌کردن مبحث «برهان صدیقین» کار را ادامه دهند. موفق باشید

https://lobolmizan.ir/book/71?mark=%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA

https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA

https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA

20762
متن پرسش
با سلام: پیرو سوال شماره ۲۰۷۰۲ که به خانمی فرموده بودید در امور فرهنگی فعال باشند و کسی را برای نگهداری فرزندشان بگمارند. سوالی پیش آمد. آیا تربیت فرزند مهمتره یا رفتن تو جامعه؟ اگه زنان ما واقعا مادر باشند و تو خونه با تموم همت به کار اصلی خود بپردازند چه در زمینه همسرداری چه خانه داری چه فرزندداری آنوقت چه ضرورتی برای حضور زن درجامعه است که از کار اصلی که تربیت عبد خدا روی زمین برای بندگیست وابماند؟ دامن مادری که مسئولیت برزمین گذاردن بنده خدا را دارد چه کار مهمتری از تربیت یک عبد که برای دو دنیا از نظر رسول خدا کافیست. چرا قاعده دور پیش بیاید؟ مادر بدهد نگهداری کنند خراب شود بعد خودش برود در جامعه درستش کند. مهدها بستر دشمن است. مهدی که تازگی پلمپ شد و فهمیدند طبق سند ۲۰۳۰ بچه ها را عریان کردند و اندام جنسیشان را به هم نشان داده اند! مدرسه رفتن ضرورت است. آن هم باز هوشیاری می خواهد که کنترل کند. مادر اگر قاتل، معتاد، زانی، مطلقه، دزد و غیره هست تمام ریشه دارد در پدر و مادرانی که زندگی را بازیچه گرفتند و مادر فکر کرد کار ارزش است و پز می داد. نمونه الانش ستمه ای است که من از شوهرم می خورم. ده فرزند بودند و مادر نتوانست به آنها رسیدگی کند و رهایشان کرد و خودشان با فکرشان بزرگ شدند و عقاید غلط به خوردشان دادند و هزار و یک حرف دیگر. باز نظر شما برایم مهم است. لطفا روشنم کنید به عنوان یک مادر که تازه این صحیفه مقدس بر رویش گشوده شده است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اگر فرصت کار فرهنگی برای یک خانم متدیّن و متعهد در میان است، و از طرفی در مدتی که مشغول کار فرهنگی در بیرون خانه است، یک نفر خانم قابل اعتماد را برای نگهداری فرزندانش بگیرد. این کار را باید بکند. نه این‌که خانم‌ها خود را مشغول کارهای عادی که مردان هم می‌توانند انجام دهند، بنمایند و فرزندان‌شان را به مهدهایی بفرستند که به قول شما همه‌ی زحمات پدر و مادر فرزندان را از بین می‌برند. موفق باشید

18332
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: میشه خواهش کنم با قلب الهی و پاک تان برای حقیر یک استخاره بگیرید و تردید مرا برای انجام کاری رفع کنید. اگر امکان دارد به شخصی بفرستید. ممنون از بزرگواری تان!!!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این کار برایم امکان ندارد که در خانه جوابگوی تقاضای استخاره‌ی رفقا باشم. موفق باشید

18129
متن پرسش
با سلام: حضرت استاد چرا خداوند متعال از کشته شدگان در جنگهایی مثل بدر از لفظ شهید استفاده نمی کنند و‌ به همان کشته اشاره دارند؟ و اساسا این لفظ در قرآن برای مجاهدان در جنگ ها که جانشان را فدا می کردند بکار برده نمی شود. ۲. لطفا کتابی جامع در شرح دعای کمیل که می تواند مورد استفاده قرار بگیرد معرفی کنید. در پناه خدا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: واژه‌ی «شهید» به معنای «المقتول فی معرکة الحرب» بعداً به‌کار رفت و به همین جهت علامه طباطبایی معتقدند شهید در قرآن به معنای شاهدبودن است 2- شرح جامعی در مورد دعای کمیل در نظر ندارم. موفق باشید

15463

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: آیا در کودکان نابالغ شهوت جنسی وجود دارد؟ اگر در رفتار کودکی احساس بروز شهوت کردیم چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد باید به روانکاوان رجوع کرد. موفق باشید

15314
متن پرسش
سلام: آیا عقل فلسفی مرتبه ای از نفس انسان است؟ آیا عقل فلسفی همان متافیزیک است؟ رابطه فکر کردن، تخیل و ... و مغز انسان چیست که وقتی می خواهند فکر کردن را نشان دهند از مغز صحبت می شود؟ صحت این که دانشمندان می گویند نیم کره سمت راست مثلا مربوط به کارهای هنری است و سمت چپ مربوط به تفکر است چقدر است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قسمت‌های آخر سوال را با دنبال کردن مباحث ده نکته در معرفت نفس جستجو کنید. آری عقل فلسفی که نظر به کلیّات دارد، یکی از ابعاد نفس ناطقه است و وقتی حالت متافیزیکی به خود می‌گیرد که از نظر به وجود به نظر به مفهوم عدول کند. موفق باشید

14571
متن پرسش
با سلام و احترام: حقیر به دوستانی که احساس می کنم لازم است مطالبی را بگویم می گویم. (منبر می روم..!) شاید از حال غفلت دربیایند. من اشتباه می کنم؟ می دانم با حرف زدنم خود را در معرض آسیب نفس و شیطان قرار می دهم. خوب مرا به تقوا می شناسند و.. فکر می کنند خبری هست و ما نیک روزگاریم. اینها آسیب است. بر عکس خودم، بعضی دوستانم اصلا بروز ندارند و سکوتند... ولی من می دانم اینها خیلی روی خودشان کار می کنند. من در سلوک الی الله به گرد پای آنها نمی رسم ولی از طرفی نمی توانم سکوت کنم و ببینم جوان ها مقصد را فراموش کرده اند.. کار من درست است یا کار دوستانم که کلا سکوت اند و معتقدند خدا هر وقت وقتش باشد یک نفر را هدایت می کند؟ سوال دیگرم این است: بزرگان می فرمایند هر کس چیزی فهمید ساکت شد. این با روشنگری (کاری که من انجام می دهم در حد کم خود) تناقض دارد؟ یا اینکه می فرماید تا زبان را نبندی دلت باز نمی شود. نمی دام منظورشان حرف های زاید است یا کلا حرف نزدن منظور است. ببخشید وقتتان را گرفتم و تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به حکم وظیفه معارف آل‌اللّه را به گوش مردم برسانید، خداوند انوار حکمتش را بر قلب‌تان می‌گشاید. آری! حرف زائد و فضول‌الکلام قلب را تیره می‌کند. موفق باشید

14137
متن پرسش
به نام خدا با سلام به استاد عزیز: با روشی که در جزوه تفسیر المیزان فرموده بودید کار را شروع کرده ام در مورد سوال ذیل فرمودید گاهی علامه نظری در مورد بعضی از آیات نمی دهند. لطف بفرمایید یک مثال خودتان بزنید با یک آیه که علامه نظر خود را داده باشد. متن سوال قبلی: بنده به لطف خدا و کمک جنابعالی مطالعه تفسیر المیزان را شروع نموده ام با روشی که در جزوه فرمودید اما گاهی برای پیدا کردن نظر علامه دچار مشکل می شوم می خواهم راهنمایی فرمایید. مثلا در آیه 25سوره توبه (لقد نصرکم الله) نظر علامه در متن تفسیر المیزان کدام است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این امور را به عهده‌ی بنده نگذارید. بر فرض که در موردی با ابهام روبه‌رو شوید. آن‌چه را احتمال می‌دهید یادداشت می‌کنید و یک علامت سؤال بر روی آن می‌گذارید، بعداً که بیشتر با روح «المیزان» آشنا شدید، آن ابهامات برطرف می‌شود. موفق باشید

13138

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: دو پیشنهاد داشتم: 1. با توجه به این که سعی و هدف شما فراهم کردن زیرساختهای فرهنگی مورد نیاز برای تربیت یک نیروی فرهنگی در طراز انقلاب هست لطف کنید یک سیر در حوزه فلسفه برای کسی که قصد دارد در این حوزه مطالعه و فعالیت کند مبتنی بر هدف فوق در سایت خود قرار دهید. 2. اگر می شود کتاب «معرفت نفس و حشر» را دوباره درس بدهید. قطعا یک حفره مهم پر می شود زیرا این شروح یا با زبان مخصوصی گفته می شود و یا برخی از این صوتها را انسان حس می کند در افق صدرا بیان نمی شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظر بنده اگر کسی بخواهد به طور جدّی مطالعه‌ی فلسفه را دنبال کند همین سیری که امروزه در حوزه‌ها جاری است، خوب است که پس از بدایه و نهایه، سراغ اسفار بروند 2- شرح مجدد کتاب «معرفتِ نفس و حشر» بسیار پیشنهاد خوبی است خدا توفیقش را به بنده بدهد. موفق باشید

11724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: لطفا بفرمایید انسان چه نیازی به معنویت دارد؟ و اگر بخواهیم در این مورد در حد یک مقاله علمی بررسی ای داشته باشیم به نظر شما چه سرفصل هایی را باید مدنظر گرفت؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «چه نیاز به نبی» که در سایت هست در این مورد کمک می‌کند. موفق باشید

11701
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: ببخشید که دوباره مزاحم وقت شریف شما شدم. شما فرمودید که من همان کسی هستم که علاقه به آیت الله جوادی آملی دارم الآن وظیفه من چیست؟ نمی دانم سؤالم را چگونه بپرسم گاهی اوقات به این نتیجه می رسم که من باید سیری از درون خود داشته باشم و در درون خود شروع به حرکت کنم اما نمی دانم چه باید بکنم به خاطر همین زود از درون خودم خارج می شوم. راستی استاد من اگر کاری یا حرفی را بخواهم به خاطر دیگران انجام بدهم این حس را پیدا می کنم که از خودم خارج شدم و دیگر خودم نیستم و اگر کاری را به خاطر خدا انجام دهم حس می کنم خود خودمم اما به دلایلی که در سؤال قبل گفته شد چون از خودم بیگانه شده ام خیلی وقت ها هنگام انجام کارهایم استرس می گیرم و چون نمی فهمم کی ام یا کارا به خاطر دیگران انجام می دهم یا از کار و حرفم صرف نظرمی کنم من حتی می فهمم آنچه که شخصیت مرا می سازد و به منم شکل می دهد اعمالی است که انجام می دهم اما در مواجهه با اجتماع و مردم فکرم این است که تا شهرتی، پولی، منصبی نباشد که به آنها تکیه کنی راحت نمیتوانی در اجتماع باشی هرچه با خودم می اندیشم که چرا اگر من بخواهم کاری انجام بدهم و خدا به آن راضی باشد اگر تمام دنیا جمع شوند نمی توانند مانع شوند و بالعکس اما باز هم... فکر می کنم به خاطر همان مطالب سؤال قبل باشد اما نمی فهمم چه کنم. باز هم مرا ببخشید استاد اوضاعم خیلی پریشان است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در مسیر سیر الی اللّه و توحیدی‌شدن، عموماً در چنین شرایطی است که می‌فرمایند گاهی با شدت بیشتر نظر به خدا دارد و بعضاً تنها اراده‌ی کلّیِ نظر به خدا را دارد و در رویارویی با کثرات از توحید کمی باز می‌ماند، لذا در همه‌ی امور با یک ارداه‌ی کلّی به حکم وظیفه عمل می‌کنیم تا آرام‌آرام جنبه‌ی توحیدی شدت یابد. موفق باشید

10787

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظزتان راجع به فیلم شیار 143 چیست؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه هنوز ندیده‌ام در حالی‌که به دنبال هستم سی‌دی آن به طور رسمی به کلوپ‌ها بیاید و تهیه کنم. موفق باشید
8390

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
اقای شریعتمداری فرمودند دعوای هاشمی واحمدی نژاد جنگ زرگری است نظرشما درمورد این صحبت چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: نفهمیدم منظورشان چیست؛ فکر نمی‌کنم بتوان به این نتیجه رسید که این دو در اصول یکی هستند. موفق باشید
8008
متن پرسش
باسلام در قبل از مدرنیته سیستم ها بسیار کم و داری ساختار ساده بودند اما با پیدایش مدرنیته با سیر صعودی شاهد تکثر شدید سیستمها و پیچیدگی ساختار آن هستیم با رشد سیستم و پیچیدگی ساختار آن مدیریتی نوین پدید امده حال سوال این است که : 1- علت رشد سیستمها و پیچیدپی آن در تمدن غرب چه بوده این وضعیت نتیجه کدام یک از ویژگیهای تمدن غرب است؟ 2- باتوجه به آنکه عمده تمرکز این سیستمها انسان است . وضعیت مطروح نتیجه بسط کدام یک از مبانی مدرنیته است ؟ 3- اگر برای کنترل بیشتر این اتفاق افتاده مدرنیته ازاین کنترل چه نتیجه ای می خواهد بگیرد ؟ 4- آیا این تفکر که هدف از تکثر سیستم و پیچیدگی ساختار آن صرفا برای کنترل بیشتر جامعه انسانی است تحلیل سهل انگارنه نیست ؟ 5- تفکر اومانیستی چه نسبتی با وضعیت مذکور دارد ؟ 6- در تکنولوژی ما شاهد هستیم که بگونه ای که انسان موجودیت خود را بسط داده است آیا این نبت را هم می توان در وضعیت سیستم وساختار نیز دید ؟ 7- محتوا و یا روح حاکم بر مدیریت این سیستمها با مدیریت قبل از مدرنیته بنظر شما متفاوت نیست ؟ قبل موضوع را بصورت اجمالی طرح کرده بودم که جواب قانع کننده نبود لذا سوال را مبسوط تر خدمتتان ارسال کرده امید که بصورت مبسوط جواب بگیرم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- این همان روح نزدیکی به شجره‌ی ممنوعه است که صورت مثالی عالم کثرت می‌باشد. حتی حضرت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «العلم نقطة کثّرها الجاهلون» علم یک نقطه بود، جاهلان تکثیرش کردند 2- همین‌طور است. هرچند به عنوان اَکل میته گریزی از آن نباشد 3- نمی‌دانم چه فکری می کند. 4- همین‌طور است، هرچه بیشتر تلاش کند بیشتر کار را خراب می‌کند 5- انسان را از ارتباط با عالم بیکرانه‌ی وحدت جدا کردند و گرفتار کثرت نمودند، اومانیسم یعنی همین. 6- انسان در تکنولوژی توهمات خود را بسط داده و سیستم‌ها ظهور همان توهّمات است 7- همین‌طور است. عرایضی در کتاب «مدرنیته و توهّم» داشته‌ام اگر مبتنی بر آن عرایض سؤال بفرمایید راحت‌تر نتیجه می‌گیرید. موفق باشید
7586

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام در مورد عقول عرضیه در کدام کتاب میتوانم اطلاعات دقیقی بدست آورم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: در کتاب معرفت النفس و الحشر که در دست چاپ است و به صورت نرم‌افزار در سی‌دی نرم‌افزار مباحث بنده در حال حاضر موجود است. موفق باشید
7448
متن پرسش
سلام علیکم . استاد بنده با یکی از دانشجویان فلسفه و کلام دانشگاه رضوی صحبت میکردم . ایشان دلایلی می آوردند مبنی بر اینکه انسان(منظور همان نفس ) ازلی بوده و ابدی خواهد بود . خیلی به حرف اش فکر کردم . ما از بچگی فکر میکردیم فقط خداوند ازلی هست . حال لازم دانستم که از حضورتان بپرسم . اگر این ادعا صادق است میتوانید برایم دلیلی را هم منطقی ذکر کنید تا قضیه کمی شفاف شود با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌جا باید چند موضوع تفکیک شود. یکی این‌که نفس ناطقه‌ی هرکس از آن جهت که دارای وجود علمی است و در علم خدا است ازلی است، ولی از جهت آن‌که یک شخص است مثل من و شما، «جسمانیة الحدوث» است و با زمینه‌ای که در رحم مادرش فراهم می‌شود شروع می‌شود. و دیگر موضوع ازلی‌بودن نفس است در عین حدوث ذاتی، برعکس خداوند که ازلی‌بودن است به قدیم ذاتی. موفق باشید
5696
متن پرسش
سلام.استاد در مورد پوشیه بانوان جه نظری دارید؟در جایی که انسان انگشت نما می شود استفاده کند یا نه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: شاید نیاز نباشد. موفق باشید
5273
متن پرسش
با سلام و احترام سئوال زیر شاید در مورد اینکه گاهی می خواهیم کاری کرده باشیم است من در یک نیروگاه برق کار می کنم و بعضا قطعات و یا تجهیزاتی است که در داخل کشور تولید نمی شود ، وارد کردن این تجهیزات از چین بسیار مقرون به صرفه است ، ولی گاهی به فکر می افتم که با امکانات موجود در نیروگاه آنها را بسازیم و به قول خودمان مانع خروج ارز از کشور و باعث ایجاد اشتغال شده باشیم. بطوریکه گاهی انجام این کارها هزینه ی بیشتری نسبت به وارد کردن آن از خارج در بردارد. به نظر استاد آیا انجام این کار را به نفع جامعه و کشور است ؟ ضمن اینکه اکثر موارد ساخت داخل شامل این حالت است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد صاحب‌نظر نیستم ولی تجربه نشان داده ما باید در هیچ بُعدی وابسته نباشیم. موفق باشید
3743

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام نظر شما درباره کارکردن زنان در بیرون از منزل چیست؟ ایا ازدواج یک طلبه با یک پرستار درست است؟ با توجه به اینکه در رشته های علوم پزشکی حیای زنان خیلی کم میشود/ لطف کنید وجواب را به ایمیلم ارسال کنید و سوال رو در سایت قرار ندید. شدیدا محتاج دعای شما هستم...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» عرض شده است که امروز بسیاری از کارهایی که قبلاً در خانه بود آمده است به بیرون خانه، و بنابراین نمی‌توان زنان را محدود به خانه کرد. فکر نمی‌کنم اگر آن پرستار خانم متدینی باشد ازدواج یک طلبه با او اشکال داشته باشد و یا آن آفاتی که می‌فرمایید برایش پیش آید، مگر نداریم پرستاری از بیماران چگونه انسان را به خدا نزدیک می‌کند؟ موفق باشید
2055

ساده زیستیبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. با مطالعه متون دینی خصوصاً کتاب نهج البلاغه حضرت امیر به این نکته پی می بریم که باید از دنیا به قدر کفایت استفاده کرد( من اقل منها استکثر مما یومنه و من استکثر منها استکثر مما یوبقه /خطبه 111) اینجا سوالی پیش می آید که فرض کنید یک نفر میلیاردر است و نیازش به ماشین با یک پراید حل می شود در صورتی که توانایی خرید ماشینی با قیمت بالا را دارد حال اگر این فرد به خرید ماشین با قیمت بالا اقدام کند آیا گناه کرده؟(البته این یک مصداق است و کلا نظرتان درباره چگونگی استفاده از مال چیست؟)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: ممکن است گناه نکرده‌ باشد ولی به سیره‌ی اخلاقی اولیاء و علماء مخلص نیز عمل نکرده‌. موفق باشید
1011

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بنده قصد ازدواج داشتم. یکی از مشکلاتم این است که نمی دانم نگاه دقیق اسلام به دنیا چیست؟ و چه فضای اقتصادی برای یک زوج جوان ترسیم می کند؟ همچنین قناعت و زهد یعنی چه؟و به تبع آن نمی دانم چه انتظاری باید از دختر داشته باشم و در این مسأله چگونه انتخاب کنم؟ اگر در این باب بحثی داشته اید لطفا مرا راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» إن‌شاءالله کمک می‌کند. در این مورد بیشتر برادرمان جناب آقای دکتر بانکی زحمت کشیده‌اند از ایشان استفاده کنید. موفق باشید
892

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی ببخشید استاد چند تا سوال داشتم که خواهشمندم راهنماییم کنید. من مدتها قبل با آثار شما آشنا شدم اما بدون توجه به سیر مطالعاتی شما هر زمان که احساس می کردم به موضوع خاص نیاز دارم با توجه به این احساس مقداری از کتاب شما یا سخنرانی شما را گوش میدادم.حال فکر می کنم اینکارم اشتباه بوده و نیاز به سیر مطالعاتی منسجم تر و مشخص تری دارم . بنابراین با توجه به اینکه من آثار شمارا تا حدودی خواندم آیا از دوباره و از ابتدا شروع کنم سیر مطالعاتی را یا سیر فرد دیگری را پیشنهاد می کنید؟ چه طور میتوان سیر و سلوک عرفانی را شروع کرد؟ 2-مشکل دیگر من اینست که متوجه نمیشوم چه زمانی دارم حرف لغو میزنم.یعنی از کجا میشه فهمید که نباید حرف زد مثلا وقتی با مادرم دارم حرف میزنم یا بادوستام احساس میکنم با حرف زدن بهشون نزدیک میشم و گاهی شادشون میکنم و از طرفی هم حس می کنم حرف لغو هست.یا اینکه وقتی بحث های سیاسی میشه.اگر امکانش هست یک میزان سنجش معرفی بفرمایید که من متوجه بشم. 3- مدتهاست سوالی برایم پیش آمده گاهی هنگامی که تازه میخوابم درحالتی که نه خواب هستم و نه بیدار یعنی محیط اطرافم را میبینم اما احساس می کنم ناظر بر بدنم هستم یعنی گویا بدنم را هم میبنم و احساسی دارم مثل اینکه روحم در حال خروج از بدنم است اما بعد از چندین با ر که به دستم فرمان میدهم حرکت میکند و گویا روح به بدن من برمیگردد که مرا اذیت می کند و گاهی حتی حالتی از هوشیاری را دارم که میخواهم سعی کنم مثلا بدون حرکت بدنم وسیله ای را که اطرافم هست حرکت دهم .نمیدانم دلیلش چیست و اینکه چه طور میتوان رها شد از اینحالت؟ ازاینکه وقت ارزشمندتان را در اختیار بنده ی حقیر گذاشتید متشکرم.التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: سیر مطالعاتی که در روی سایت هست را ملاحظه کنید هرکدام از مباحث را که کار نکرده‌اید کار کنید 2- همین مثال که زدید مثال خوبی است که وقتی هدف شما از حرف‌زدن ایجاد نزدیکی بیشتر است پس لغو نیست در هر مورد باید هدف ارزشمندی مدّ نظر شما باشد و نه مطرح‌کردن خود یا تحقیر رقیب. در امور سیاسی هر سخنی که منجر به تقویت نظام اسلامی و ولایت فقیه می‌شود لغو نیست. 3- اصل کار بد نیست و توجه به جنبه‌ی تجرد خودتان است ولی اولاً: مواظب باشید بدن خود را ضعیف نگه ندارید که موجب تقویت واهمه می‌شود. ثانیاً: خودتان را مشغول این احوالات نکنید، اگر خودش پیش آمد اشکال ندارد بعد از مدتی می‌رود. موفق باشید
733

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام؛به دلیل وفا نکردن به عهدهایی که با حضرت ولی عصرعلیه السلام وسایر ایمه بسته ام وتکرار گناهان، از بازگشت بسوی این بزرگواران شرم دارم،چکار باید بکنم؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی آن‌ها خانواده‌ی کرم‌اند. همین که از ارتکاب گناهان پشیمان هستید به شما نظر دارند.
20458
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: یکی از فامیل در فضاي مجازي لعن بر خلفا گذاشته و بر این حدیث تكيه مي كند از امام صادق به ابابصير وسائل الشيعه جلد 27 صفحه 119 به خدا سوگند شما به هیچ کدام از آنچه اهل سنت بر آن معتقد هستند معتقد نیستید و آنان نیز بر هیچ کدام از آنچه شما بر آن معتقد هستید معتقد نیستند پس با آنان مخالفت کنید که آنان به هیچ کدام از حقایق عقیده ندارند، لطفا راهنمایی بفرمائید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال با این وصف چرا باید «لعن» به خلفا را به میان آورید؟ چرا مثل کاری که مرحوم علامه امینی در کتاب شریف «الغدیر» کردند باب انتقاد و گفتگو را نگشاییم تا به جای تفرقه در جهان اسلام و ایجاد سیطره‌ی دشمنان اسلام، نحوه‌ای از رفاقت و اصلاح امور پیش نیاید؟! موفق باشید

19725
متن پرسش
با عرض سلام: فرمودید: «لازمه دینداری ، انجام یک نوع برنامه ریزی جهت نزدیکی به اهداف عالی روح و جهت دادن به آن است... با عمل بر طبق باور دینی است که روح انسان از حالت باالقوه به حالت باالفعل در می آید... {درغیراینصورت} از کل زندگی مأیوس خواهد شد و در نتیجه هر دم خود را به کاری مشغول می کند و پیرو آن فساد در شخصیت فرد جا باز می کند» سوالم این است اگه کسی برنامه ریزی علمی و عملی داشت ولی به آرامش نرسید (چون در همین جزوه به آرامش هم اشاره کردید)، و از کل زندگی مأیوس شد و هر دم خود را به کاری مشغول کرد و پیرو آن فساد در شخصیت فرد جا باز کرد، به عبارت ساده تر اگه یأس، ناشی از مسائل دیگه بود نه ناشی از نداشتن برنامه برای دینداری، نسبت خدا با این فرد چیه و خدا به عنوان مربی انسان ها چه برنامه و فکری برای این افراد داره که دوباره به حیاتشون امیدوار شن و هر لحظه برای فرار از سختی ِ «بودن» ، خودشون رو به کاری مشغول نکنن و پیرو آن فساد در شخصیتشان جا باز نکند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور خدا به حکم «کنت کنزاً مخفیا فخلقت الخلق لکی أن اعرف» در مظاهر قابل ارتباط است چه در مظاهر افرادی مثل ائمه‌ی معصومین به حکم آن‌که فرمودند: «نحن واللّه اسماء الحسنی» تا آن‌چه باید در سیره‌ی آن‌ها بیابیم و آن شویم را، گم نکنیم، و چه در مظاهر تاریخی به حکم «کلّ یومٍ هو فی شأن»، تا میدان مسئولیتی که باید به عهده بگیریم را از دست ندهیم. عرایضی در جواب سؤال 19714 در رابطه با تولد تاریخی که در آن هستیم، شد. خوب است به آن سؤال سراسر شور و آن جواب پیرمردی با حوصله، نظر بفرمایید. در ضمن جواب سؤال شماره‌ی 19710 می‌تواند تفکری را به ما متذکر شود. موفق باشید

نمایش چاپی