بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
12755
متن پرسش
به اسم رب عادل: با عرض سلام و احترام محضر آقای استاد طاهرزاده: پیرو پرسش و پاسخ شماره 12731 فرموده اید هیچ نظامی برای نابودی خود قانون تصویب نمی کند. با پذیرش این سخن، می توان نتیجه گرفت که اگر یک نظام ولایی و دینی (که در حقانیت آن شکی نیست و قابل قبول قلب سلیم انسانی است) در ابتدای شکل گیری به آرای مردمش متکی است و بر اساس آراء مردم شکل بگیرد، بعد از شکل گیری به دلیل بد عمل کردن مسئولین و حکمرانان (نه خود اسلام یا برنامه حکومتی)، اگر با مقبولیت عمومی همراه نگردد ( مثلا در یک همه پرسی همگانی)، این حکومت دینی و الهی می تواند به اجبار به حکومت خود ادامه دهد زیرا که هیچ نظامی برای نابودی خود قانون تصویب نمی کند!!!!! اگر این برداشت بنده از چندین مکاتبه اخیر صحیح باشد، این امر چیزی به غیر از استبداد دینی نمی تواند باشد مگر اینکه دلیلی منطقی برای رد آن بیان فرمایید. و من الله توفیق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم وقتی مسئولین نظام اسلامی تعمداً و با اراده‌ی خود خلاف اسلام عمل کنند دیگر آن نظام، اسلامی نیست و مردم متدین مثل همان کاری که با نظام شاهنشاهی کردند با آن نظام باید بکنند. ولی به قول کسروی، انگلستان نگذاشت مردم مزه‌ی نظام مشروطه را بچشند و لذا نسبت به آن بی‌تفاوت شدند در حالی‌که باید دستِ بیگانه را در صحنه می‌دیدند. در شرایط حاضر نیز باید بین ناکارآمدیِ نظام اسلامی و فتنه‌هایی که برای ناکارآمدیِ نظام اسلامی پیش می‌آورند، تفاوت قائل بود وگرنه به‌جای رفع مشکلات نظام، خود را در دامن دشمنان خود می‌اندازیم، کاری که بعضی سران فتنه بعد از شکست فتنه با پناه‌بردن به آمریکا و اروپا انجام دادند. موفق باشید

12745
متن پرسش
درباره كتاب احياء العلوم غزالي كه شما در كتابتان برخي مطالب را از آن جا آورده بوديد از يك مرجع تقيلد كه مقام معظم رهبري هم در آن سالي كه قم رفتند ديدارشان كردند پرسيدم. از ايشان پرسيدم: آيا كتاب احياء العلوم غزالي معتبر و مورد تائيد است؟ جواب دادند كه: مورد تأیید نمی باشد مملو از خرافات و ادعاهای نامعقول و عوام فریبی می باشد البته با ظاهری جذاب و فریبنده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم قبول یک‌جا و یا ردّ یک‌جای «احیاء العلوم» یک نوع تکفیری‌گری است. روش مرحوم مطهری درست است که با فرهنگ نورانی اهل‌البیت به آن کتاب می‌نگرند و در عین استفاده از نکات مثبت آن، مریدِ غزّالی هم نیستند. و روش مرحوم فیض کاشانی را در «محجة البيضاء» فراموش نکنید که به جای نفیِ احیاء العلوم غزّالی آن را احیاء کرد. موفق باشید

11724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: لطفا بفرمایید انسان چه نیازی به معنویت دارد؟ و اگر بخواهیم در این مورد در حد یک مقاله علمی بررسی ای داشته باشیم به نظر شما چه سرفصل هایی را باید مدنظر گرفت؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «چه نیاز به نبی» که در سایت هست در این مورد کمک می‌کند. موفق باشید

8008
متن پرسش
باسلام در قبل از مدرنیته سیستم ها بسیار کم و داری ساختار ساده بودند اما با پیدایش مدرنیته با سیر صعودی شاهد تکثر شدید سیستمها و پیچیدگی ساختار آن هستیم با رشد سیستم و پیچیدگی ساختار آن مدیریتی نوین پدید امده حال سوال این است که : 1- علت رشد سیستمها و پیچیدپی آن در تمدن غرب چه بوده این وضعیت نتیجه کدام یک از ویژگیهای تمدن غرب است؟ 2- باتوجه به آنکه عمده تمرکز این سیستمها انسان است . وضعیت مطروح نتیجه بسط کدام یک از مبانی مدرنیته است ؟ 3- اگر برای کنترل بیشتر این اتفاق افتاده مدرنیته ازاین کنترل چه نتیجه ای می خواهد بگیرد ؟ 4- آیا این تفکر که هدف از تکثر سیستم و پیچیدگی ساختار آن صرفا برای کنترل بیشتر جامعه انسانی است تحلیل سهل انگارنه نیست ؟ 5- تفکر اومانیستی چه نسبتی با وضعیت مذکور دارد ؟ 6- در تکنولوژی ما شاهد هستیم که بگونه ای که انسان موجودیت خود را بسط داده است آیا این نبت را هم می توان در وضعیت سیستم وساختار نیز دید ؟ 7- محتوا و یا روح حاکم بر مدیریت این سیستمها با مدیریت قبل از مدرنیته بنظر شما متفاوت نیست ؟ قبل موضوع را بصورت اجمالی طرح کرده بودم که جواب قانع کننده نبود لذا سوال را مبسوط تر خدمتتان ارسال کرده امید که بصورت مبسوط جواب بگیرم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- این همان روح نزدیکی به شجره‌ی ممنوعه است که صورت مثالی عالم کثرت می‌باشد. حتی حضرت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» می‌فرمایند: «العلم نقطة کثّرها الجاهلون» علم یک نقطه بود، جاهلان تکثیرش کردند 2- همین‌طور است. هرچند به عنوان اَکل میته گریزی از آن نباشد 3- نمی‌دانم چه فکری می کند. 4- همین‌طور است، هرچه بیشتر تلاش کند بیشتر کار را خراب می‌کند 5- انسان را از ارتباط با عالم بیکرانه‌ی وحدت جدا کردند و گرفتار کثرت نمودند، اومانیسم یعنی همین. 6- انسان در تکنولوژی توهمات خود را بسط داده و سیستم‌ها ظهور همان توهّمات است 7- همین‌طور است. عرایضی در کتاب «مدرنیته و توهّم» داشته‌ام اگر مبتنی بر آن عرایض سؤال بفرمایید راحت‌تر نتیجه می‌گیرید. موفق باشید
7111

معنای تسلیتبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم. استاد گرامی بنده از شاگردان شماهستم. حدود دوماه پیش پدرم دعوت حق را لبیک گفت . از دنیا رفت. سعی کردم صبر کنم بر این مصیبت. با اینکه عاطفه پدر و فرزندی بین ما زیاد بود. اما الان که دو ماه میگذرد وقتی که یاد پدرم می افتم و به لحظاتی که بود و یا به لحظه جان دادنش می اندیشم خیلی غصه میخورم ؛ استاد برایم سخت است بشینم و ساعتها به یاد پدرم گریه کنم؛ استاد آیا اینها وهم و توهم است؟ اگر اینطور است چه کنم مشغول گریه برای پدرم نشوم . استاد گرامی؛ بنده ایمیلم را برایتان می فرستم لطفا راهنماییهای ارزنده تان را صرفا به ایمیلم ارسال بفرمایید. سپاس بیکران
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که مؤمنین وظیفه دارند به همدیگر تسلیت بگویند برای آن است که تسلیت به معنای فراموشی است یعنی از خدا می‌خواهیم از این جهت که جنابعالی دائم به یاد مسائل ریز بین خود و پدرتان هستید را فراموشتان دهد زیرا او وارد یک زندگی دیگر شده ولی هنوز شما با خاطرات او در زندگی قبلی‌اش زندگی می‌کنید. سعی کنید با دعا و نماز برای او و هفته‌ای یک‌بار بر سر مزار ایشان، کمک‌اش کنید. موفق باشید
6390
متن پرسش
باعرض سلام وارادت خدمت استاد درادامه سیرمطالعاتی ودربخش پایانی کتاب خویشتن پنهان جایی که فرموده بودیدنزدیک ترین راه برای تجردبیشترعبودیت است وعبودیت هم اعم ازریاضات شرعیست وهدف مهارقوای نفس درتحت بندگی اوست بنده به این نتیجه رسیدم که بااین همه تاکیدجنابعلی برمعرفت نفس ودرک حضوری موضوع برای سیری بهتروبنوعی روش جدیدونوی درسلوک الی الله به همان روش قدمارسیدیم که علما اخلاق فرمودند(درمهارنفس وقوای ان) وبه تعبیربنده علم حضوری معرفت النفس مانندعلم پزشک به فیزیولوژی بدن یا بیماری است که پزشک داردومکانسیم تاثیردارو را می داندکه تاثیری دردرمان مرض ندارد یعنی یک دکترمریض هم بایستی همان دارو را بخورد که یک بیمارمی خوردمنتهادکترمکانیسم درمان راهم می داندپس به زعم بنده معرفت نفس دردی را دوانمی کندفقط اگاهی می دهد لطفاراهنمایی بفرماییدوتاثیرعملی معرفت نفس رادرسیر(کاربردآن)راروشن فرماییدباتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. در معرفت نفس تا حدّی جایگاه دستورات دینی روشن می‌شود تا در عبودیت خود رویکرد مناسبی داشته باشیم. همین‌طور که علم توحید به ما کمک می‌کند که در عبودیت خود رویکرد درستی داشته باشیم. موفق باشید
4876
متن پرسش
با سلام حدود یک هفته ای میشود که سایت لب المیزان، فقط قسمت پرسش وپاسخش باز میشود، ومن نمیتوانم صفحه اصلی آن را باز کنم، ممنون میشم از مسئول سایت راهنمایی کنند.
متن پاسخ
باسمه تعالی:باسلام وعذر خواهی خدمت کاربران گرامی.باتوجه به مشکل فنی که برای سایت پیش آمده و پیامی را که گوگل در قالب اخطار برای کاربران نشان میدهد،مسئول فنی سایت پیگیر موضوع وحل مشکل در اسرع وقت میباشند. "مدیریت سایت"
3652

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خسته نباشید سوال اولم این بود که می خواستم بدونم سوالات توسط خود شما بررسی وپاسخ داده می شود .سوال دوم اینکه من علاقه مندم مباحث معرفتی را طی کنم اما گاهی نیمه راه باز می مانم شما لطفا مرا راهنمایی کنید. ضمنا چه شکلی می توان فکر کسی را از ذهن بیرون کرد. با تشکر از شما . لطفا فقط سوالم را از طریق ایمیل پاسخ بدهید . سپاسگذارم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سؤالات را تنها بنده جواب می‌دهم، اگر نقص و عیبی دارد مربوط به بنده یعنی طاهرزاده است 2- با سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست کار را شروع کنید و اگر می‌توانید در جلسات ساحت حضور نیز شرکت کنید. موفق باشید
2830
متن پرسش
1- «تسلط بر طبیعت» آیا غرض فکر غربی است؟ یا مبادی فکر غربی است؟ 2- آیا مبادی یک فکر نباید قضیه و گزاره (دارای موضوع و محمول) باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1- روح غربی طالب تسلط بر طبیعت شد و پیرو آن، فکرِ تسلط بر طبیعت پیش آمد 2- مبادی از امور علم حضوری است در حالی‌که نظر به موضوع و محمول در قضیه مربوط به علم حصولی است. موفق باشید
265

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام من جزوه نحوه و ضرورت مطالعه شما را مطالعه نمودم ودر مورد این مطلب که گفته اید (باید دانشجو تخصصش را در شخصیتش بیابد نه شخصیتش را در تخصصش )تقاضای شرح بیشتر و راهنمایی شما را دارم. باتشکر
متن پاسخ
بسمه تعالی .سلام علیکم در ویراستاری جدید که تحت عنوان ادب خیال و عقل چاپ شده شرح بیشتری داده شده
22113

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: میشه که خداوند برای ازدواج کسی رو در تقدیر ما قرار داده باشه ولی ما با اشتباهات ناخواسته و یا گناه اون تقدیر رو تغییر بدیم و آیا میشه با توبه کردن اون رو برگردونیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وقتی با خدایی روبه‌رو هستیم که کریمانه با کوتاهی‌ها و غفلت‌های ما برخورد می‌کند، نمی‌توان گفت با گناهان بندگانش در این دنیا سرنوشت آن‌ها را به هم بزند. او مصالح ما را بهتر از ما می داند. موفق باشید

20077
متن پرسش
سلام علیکم استاد ارجمند بنده خانمی ۲۴ هستم که بتازگی متاهل شده ام. همیشه از نوجوانی در مورد تعلیم و تربیت و معلم شدن فکر کرده و هدف گزینی کرده ام که نتیجتا تصمیم گرفتم معلم فیزیک بشوم و در این لباس، سعی در تربیت صحیح و اصلاح الگوی زندگی دانش آموزان داشته باشم. اکنون ليسانس فیزیک دارم از دانشگاه سراسری در تهران. ولی با توجه به تجربیات مفصلی که در دانشگاه بدست آوردم و با دیدن جوّ موجود اساتید و دانشجویان و نیز با توجه به نزول فرهنگي نسل به نسل جامعه، بنظرم می رسد که تصمیمی که گرفته بودم الان موثر نیست و باید فکر اساسی تری بشود. در این راستا یه این فکر کردم که حضرت آقا چقدر در بحث تعلیم و تربیت دغدغه دارند و مطالب شان واقعا عمیق است. نمی شود از نظام معیوب و صهیونیستی آموزش و پرورش ما، نسلی نخبه و انقلابی و سالم از نظر روانی تحویل گرفت که مایه عزت روز افزون کشور باشند تربیت باید به فرهیختگان جامعه سپرده شود و نیز روش های جدید و منطبق بر آموزه های اسلام ناب تنها راه نجات است. نه اینکه صرفا معلمان دینی، آن هم با این کتابهای نوشته شده در عهد دقيانوس! بتوانند نوجوانی را که بشدت با نسل های قبل از خود متفاوت است - و مثلا امروز مساله ذهنی اش این است که آیا پسری که ازش باردار شده است بالاخره با او ازدواج مي کند یا نه!!! - هدایت کنند. در زمینه تحول در نظام آموزشی، صحبت های آقای پناهیان را خیلی می پسندم و ایرادات ایشان را به عینه و با تک تک سلول های بدنم در دوران تحصیل درک کرده ام با اینکه همواره خودم شاگرد منضبط و مودب و سخت کوشی بوده ام، امروز می بینم که هیچ تفاوتی بین این که کسی شاگرد خوبی در مدرسه بوده باشد یا نباشد عملا در جامعه وجود ندارد بلکه بسیاری از اوقات، کسانی که بی انضباط تر و درس نخوان هستند، در زندگی و کار و خلاقیت و نیز در جربزه داشتن برای چرخاندن زندگی موفق تر هستند و ما فقط ذهن خود را با محفوظات بدرد نخور پر کرده ایم! بگذریم. خلاصه استاد من بقدری از این نظام آموزشی گله مندم که حتی مدتی پس از اتمام تحصیلات خودم فوبياي مدرسه داشتم و حتی در نظر داشتم فرزندان خودم را از این فضای مهلک و انگیزه کش، دور نگهدارم و خودم در خانه مطالب بهتری به آنها یاد بدهم! که البته از این نظر هم به دلايلي منصرف شدم و بفکر افتادم که خودم باید کاری کنم برای تحول در نظام آموزشی کشورم. حتی اگر بی نتیجه بماند زحماتم. لااقل تلاشم را کرده باشم. اکنون نمی دانم چه راهی پیش بگیرم و چه رشته ای را ادامه بدهم برای ارشد و دکتری تا در این راستا بتوانم کمکی بکنم که سر کلاس های مدارس، محسوس باشد نه اینکه فقط نظریه بدهم و قانون و بخش نامه روی کاغذ ابلاغ کنم! می خواهم واقعا حتی اگر نمی توانم تاثیر کلان بر تمام مدارس ایران بگذارم، لااقل بچه های یک شهر یا نهایتا یک مدرسه را نجات دهم نگذارم از اول عمر، جامعه منحط و افکار ناقص و غربی و شرقي، طعم شیرین زندگی خدادادی را از آنها بگیرد. هر چه فکر می کنم می بینم با معلم شدن نمی توان به این مقصود رسید. چون اولا وقتی نظام و اصل ساختار دچار خلل های عمیق باشد، معلم هم مجبور است همان چیزی که به او دیکته شده است را پیاده کند. مادر خودم معلم بوده اند، می گویند در این سال های آخر تدریس، بقدری جوّ بچه ها عوض شده که دیگر حتی گوش شنوایی وجود ندارد تا کمی معلمی بتواند با بچه ها از مسائل مهم و کاربردی زندگی صحبت کند. من خودم هم در دانشگاه شاهد بودم که اگر استادی (ندرتا) پیدا مي شد که بخواهد کمی حرف حقیقت و معرفتی سر کلاس بزند به او اعتراض می شد که استاد لطفا وقت ما را نگیرید و فیزیک خودتان را درس بدهید و مثلا در مورد چیزی که تحصیلات و مدرک ندارید سخن نرانید! و نیز بطور کلی خیلی مورد توجه قرار نمی گرفت و ای بسا مورد تحقیر و خنده دانشجو ها هم واقع می شد. چون دانشجویان آمده بودند فقط مدرک بگیرند و واحد ها را پاس کنند بروند! و کسی به فکر این مملکت و بچه های معصوم نبود و نيست ثانیا بچه ای که در خانواده اش دچار درگیری های فاجعه آمیز مثل طلاق و دعوا و اعتیاد و فقر و... است هیچ چیز نمي خواهد جز آرامش و دیگر حتی حال شنیدن صدای معلم را ندارد. چه برسد به تحصیل و تهذیب و چه برسد به آرمان های امام بنده خدا! من اکنون که خودم لیسانس دارم هیچ ارزشی برای آن قائل نیستم و از بدو ورود به دانشگاه هم برایم دانشگاه مهم نبود و فقط بعنوان ابزار برای رسیدن به هدفم به آن نگاه می کردم و واقعا از دانشگاه لذتی نبردم کما اینکه از مدرسه نبردم چون اینها هیچ وقت هدف من نبودند حتی اگر خيييييييلي درسخوان مي بودم ولی الان می بینم برای رسیدن به هدفم و احقاق منویات آقا در مورد نظام آموزشی کشور باید اساسا کار دیگری انجام دهم ولی هنوز نقش خود را در نیافته ام. نمی دانم چه رشته ای بخوانم، چه کار می توانم بکنم؟ آیا روانشناسی تربیتی خوب است؟ یا مدیریت آموزشی؟ نمی خواهم باز گرفتار سردرگمی های موجود در دانشگاه بشوم و از اصل هدفم باز بمانم احساس می کنم تحصیلات دانشگاهی هم فقط وسیله ایست چون بدون مدرک در این مملکت نمی شود کاری کرد، متاسفانه. پس مدرک لازم است ولی آیا من خودم صلاحیت دارم که بخواهم کسی را تربیت کنم؟ من که خودم ضعف هایی قطعا دارم. نمي خواهم ناقص به سر کاری بروم من نباید در لباس تربیت کردن نسل آینده، به آنها خیانت کنم هر چند از نادانی و ضعفم باشد کاری که براحتی بعضی معلمان و اساس سیستم آموزشی کشور در مورد ما انجام دادند من حتی از اینکه بروم در مسجد و در بسیج محل و برای نوجوانان کلاس تربیتی دینی بگذارم با اینکه خیلی ازم درخواست می شد، خیلی ترس داشتم و آخر هم نرفتم. یکی از دلايلم این بود که هیچ وقت کسی با من رفتار با نوجوان و تربیت او را یاد نداده بود نمی خواستم ضررم بیش از منفعتم باشد و بقول آیت الله بهجت، وقتی کاری را نمي دانی احتیاط کن. همچنین شهید بزرگوار، چمران عزیزم که واقعا دوستش دارم، را هرگز فراموش نمی کنم وقتی نظرش اينست: «می گویند تقوا از تخصص لازم تر است، این را می پذیرم امام می گویم کسی که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد بی تقواست!» لذا لازم می بینم که خودم غیر از تحصیلات تکمیلی ام در هر رشته ای، مطالعات فرهنگی و تربیتی هم داشته باشم. البته با اینکه همسرم هم طلبه اند و مشوق من برای معلم شدن، هرگز نمی خواهم در این خیانت عظیم شرکت کنم و نادانسته ژست تربیت کردن نسل را بگيرم! بلکه می خواهم نظامش را تصحیح کنم و آنگاه معلم شوم خیلی عذر می خواهم بابت اطاله کلام. لطفا مرا راهنمایی نمایید که اولا از چه راه و رشته ای می توانم به مقصودم برسم؟ ثانیا در مورد مطالعات شخصی ام چه مطالبي را توصیه می فرمائید؟ خیلی ممنونم از زحمات شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دقت و حساسیت خوبی است ولی همان‌طور که متوجه‌اید ما گرفتار نظام آموزشیِ استعماری هستیم. بنده هم مدت‌ها فکر کردم، به همین جهت از کار اجرائی فاصله گرفتم تا با کار فرهنگی قدمی برای اصلاح امور برداشته شود. ظاهراً فرمانده‌ی جبهه‌ی فرهنگی ما در همین راستا فرمان «آتش به اختیار» داده است یعنی زمانه، زمانه‌ای است که چندان نمی‌توان به نهادهای فرهنگی امید داشت، ولی راه، بسته نیست، هرکس باید در هر حوزه‌ای که خدا در مقابل او قرار داده است هر اقدامی که می‌تواند انجام دهد. خداوند، راه‌گشاست، بیشتر باید توجه کرد. موفق باشید

15697
متن پرسش
با سلام: ببخشید سوالی با کد 15583 را پاسخ نداده اید. مشگل از کجاست؟ لطفا راهنمایی بفرمایید . با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً جواب داده شده است. باید به ایمیل خود رجوع فرمایید.

15583- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ضمن آن‌که در این موارد باید با مادر و خواهر خود مشورت داشته باشید البته اگر رعایت حجاب به طور کامل بشود، می‌توان در مورد چادر، سخت‌گیری نکرد 2- آزاداندیشی با احترام به اصول‌گرایان و درکِ متفکرانِ اصلاح‌طلب در عین ارادت به رهبری ممکن است وگرنه با تقابل با اصول‌گرایی ایشان، برایتان دردِ سرساز می‌شود. موفق باشید

15523
متن پرسش
سلام علیکم: با تشکر از زحمات استاد چرا درباره ی جزئی ترین مسائل دین از قبیل آداب شانه کردن و آداب لباس پوشیدن و....، روایات بسیار متعددی داریم ولی راجع به ولایت فقیه و تشکیل حکومت اسلامی که دو مسئله ی بسیار اساسی هستند، هیچ روایتی نیست؟ در بحث ولایت فقیه که فقط استناد می کنیم به یک روایتِ فارجعوا الی رواة احادیثنا، که از این روایت هم به طور غیر مستقیم، ولایت فقیه برداشت می شود. راجع به حکومت اسلامی در زمان غیبت هم نه تنها روایت نداریم بلکه روایات متضادی داریم که دلالت بر باطل بودن قیام های قبل از ظهور دارد. برای یک طلبه، در زمینه ی ولایت فقیه و حکومت اسلامی، چه کتبی را پیشنهاد می کنید؟ در زمینه ی معرفت النفس هم یک سوال دارم. یک بار یکی از شاگردانتان که داشت شرح معرفت النفس می کرد به اینجا رسید که گفت: جنس توجه آدمی از جنس روح است و یک مثالی زد که من به این مثال یک ایراد دارم. گفت «اگر هزار نفر آدم به یک نقطه نگاه و توجه کنند، نگاه و توجه هیچ کدامشان مانع از نگاه و توجه دیگری به آن نقطه نمی شود چون جنس توجه از جنس روح است و روح هم که حجم ندارد و مکانی را اشغال می کند.» ایراد اینجاست که خب اگر هزار تا دوربین هم به یک نقطه نگاه کند، فضایی اشغال نمی شود پس جنس توجه دوربین هم از جنس روح است؟!!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ولایت فقیه همان روحِ دین یعنی ولایت الهی بر انسان‌ها است و هرکس اصل دین را پذیرفته باشد، در زمان غیبت امام، ولایت الهی را از طریق کارشناسی که حکم خداوند را اظهار می‌کند می‌پذیرد و بر عهد خود نسبت به ولایت الهی پایدار می‌ماند و از این لحاظ لازم نیست روایت مخصوصی در این مورد داشته باشیم. به گفته‌ی حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در کتاب «ولایت فقیه» تصور موضوع، موجب تصدیق آن می‌شود. عرایضی در قسمت آخر کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» تحت عنوان ولایت الهی شده است. کتاب بر روی سایت هست می‌توانید دانلود کنید 2- آن مثال، مثال خوبی است و آیت اللّه حسن‌زاده در کتاب «معرفت نفس» خود آن مثال را می‌زنند تا روشن کنند چگونه پدیده‌ی مجرد وسعت دارد و در همه‌ی اذهان حاضر می‌شود و موضوعِ هزار دوربین یعنی هزار چیزی که تحت تأثیر یک پدیده‌ای قرار می‌گیرد که در اثر انعکاس نور بر لنز دوربین‌ها منعکس می‌شود که باز در این‌جا بحثِ نور در میان است که چیزی است شبیه مجردات. موفق باشید

15520
متن پرسش
با سلام و نهایت تشکر: استاد بزرگوار آیا این مطلب صحیح است که ما انسانیم، انسان هم ذهن دارد، ذهن سالم هم تولید کننده انواع فکر هاست مانند قضاوت و مقایسه و گذشته و آینده و آمد و رفت فکر ها دست انسان نیست فقط عمل کردن بر طبق آن ها در دست انسان است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ذهن ما می‌تواند تحت تأثیر انوار الهی و نفحات ربانی باشد، چنان‌چه بر فطرت اصلی خود قرار داشته باشد و می‌تواند تحت تأثیر القائات شیطانی قرار گیرد چنان‌چه از شریعت الهی فاصله بگیریم. رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه» می‌فرمایند: «الا انَّ فى ايّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحاتٌ‏ الا فَتَعَرَّضُوا لَها» در زندگى شما گاهى يك نفحه ‏هايى به قلبتان مى‏ رسد خودتان را در معرض اين نفحه‏ هاى غيبى قرار دهيد تا بشنويد. موفق باشید

15133

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز خسته نباشید. برای من پذیرفتنی نیست که رهبر انقلاب آن چنان حمایتی از احمد نژاد کردند و شد آن چه که نباید می شد و شما ایشان را ناب امام زمان بدانید. لطفا توضیح دهید چقدر ایشان حمایت کردند. و کشور را به روز سیاه نشاندند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید تفاوت نظرمان در این باشد که آیا با روش‌های آقای احمدی‌نژاد از معضلات تاریخیِ کشورمان عبور می‌کنیم؟ یا با روش‌های کارشناسان تحصیل‌کرده‌ی فرهنگِ غربی؟ اگر به این نتیجه برسیم که باید برای عبور از مشکلات اجتماعی‌سیاسی و اقتصادی راه دیگری را انتخاب کرد، جایِ آقای احمدی‌نژاد را برای عبور از چنین بحران‌هایی خالی خواهیم دید؛ البته به شرطی که ایشان، ضعف‌های شخصی خود را نداشته باشد. موفق باشید

14816

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: استاد دستور العمل حضرتعالی برای ممانعت از تفکرات و پندارهای پوچ و عبث چیه؟ خسته شدیم دیگه! شما فرمودید که این تفکرات رو دنبال نکنیم که عمدتا مراد از چنین دستوری ناظر بر گناهان خیلی محسوسی هست. ولی استاد با تفکراتی که شاید گناه هم نداشته باشن و ذهن انسان رو مشغول خود می کنند چکار کنیم؟ مثلا فکر می کنیم که فلانی شخصیتی این گونه دارد با این ها چکار کنیم. واقعا خسته شدیم !
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در همین رابطه نوشته شده است. این یک کار اساسی است که باید بر روی آن وقت گذاشت. موفق باشید

14274
متن پرسش
با سلام: آیا واقعا مهمه که چه دینی داشته باشیم؟ ملاک برتری دین چیه؟ کدوم دین برتره؟ چرا؟ و دیگه اینکه چجوری میشه زمام نفس رو بدست گرفت بدون اینکه بخوای امیالتو سرکوب کنی؟ تو روانشناسی داریم که سرکوب کردن امیال و غرایز باعث نفوذ اونا به ناخودآگاه و بروزشون به صورتای مختلف میشه. مثلا راه پیدا کردن افکاری که پس میزنیمشون به خواب، به راستی چطوری میشه زمام امیال و نفس رو به دست گرفت بدون اینکه بخوایم سرکوبشون کنیم؟ میشه لطفا شرح بدین!!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه‌ی توحید، یعنی حقیقت واحد عالَم وجود باشیم هر دینی که ما را بهتر به توحید برساند، بهترین دین است 2- ادیان الهی هیچ‌کدام امیال انسان‌ها را سرکوب نمی‌کنند، بلکه جهت می‌دهند تا در یکی افراط و در دیگری تفریط واقع نشود 3- نظر به آن حقیقت یگانه موجب می‌شود انسان از غلبه‌ی امیال راحت شود و هر میلی را در جای خود قرار دهد و شریعت الهی در این راستا به بشر کمک می‌کند. موفق باشید

13616
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: خواهشمندم نظرتان را درباره دعای عدیله بفرمایید (با توجه به اینکه ظاهراً مأثور نیست). با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست معارف خوبی در این دعا مطرح است. مسلّم مبانی آن دعا ریشه در معارف اسلامی ما دارد. موفق باشید

13364

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: در روایتی که احتمالا از امام حسین (ع) است فرموده اند که معرفت الله معرفت به امام زمانی است که حق او بر گردنت واجب است. راه به ظاهر خیلی واضح است اما بنده چند سوال از محضر شما دارم: 1) معرفت چیست و چگونه اصحاب کربلا حتی حر و حتی آن سنی عثمانی در دقایق آخر و با اندکی کار توسط امام به این مقام رسیدند؟ 2) معرفت حجت چگونه بدست می آید و کی می توان این ادعا را کرد که به مقام معرفت حجت رسیدیم؟ 3) در دعای «اللهم عرفنی نفسک فانک...» این گونه می توان برداشت کرد که معرفت به الله مقدم بر معرفت نبی و نبی مقدم بر حجت است. پس چگونه می توان این دو حدیث را در کنار هم قرار داد؟ 4) برای قدم برداشتن در مسیر معرفت حجت چه اقداماتی لازم است؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن اشاراتی در رابطه با فهم مقام اهل‌البیت«علیهم‌السلام» و مقام امام دارد که در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» می‌توانید دنبال کنید. و در مورد دعای «اللّهم عرّفنی نفسک ....» عرایضی در قسمت سوم سؤال شماره‌ی 13361 شده است. موفق باشید

13229
متن پرسش
سلام علیکم: اینکه عارف منور به نور غنی بشود یعنی از خلق بی نیاز می شود؟ چون بسیاری از روابط انسانها با یکدیگر بر اساس نباز به یکدیگر است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نیاز انسان‌ها به یکدیگر از تقدیرات الهی در این عالم است، ولی سالک عارف متوجه است که همه‌ی مجاری رفع نیاز مظاهر الهی هستند زیرا قرآن می‌فرماید «انتم الفقراء الی اللّه» شما تنها به خداوند نیازمندید، پس اگر ما از جهتی به همدیگر نیازمند می‌باشیم از آن جهت است که برای همدیگر مظاهری از اسماء الهی هستیم و نباید از این موضوع غفلت کرد. موفق باشید

12896
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز کسی که می گوید این تکنولوژی لطف به بشر بوده است باید از تکنولوژی استفاده کنیم تا این جمعیت روز به روز رشد کند و اینکه الان ما در طی 30 سال جمعیتمان دو برابر 1000 سال قبلش شده است و باعث افزایش مسلمانان و قدرت اسلام شده است از لطف همین مدرنیته و تکنولوژی بوده، چه جوابی به این نگاه نسبت به غرب می توان داد؟ با تشکر در پناه حق
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای نگاه درست به تکنولوژی باید عمیقاً به خواستگاه فرهنگی و تاریخی آن نظر کرد تا روح آن شناخته شود. عرایضی در کتاب «گزینش تکنولوژی از دریچه‌ی بینش توحیدی» در این رابطه که هر تکنولوژی روح و فرهنگ خاص خود دارد؛ شده است و لذا نباید به صورت مقطعی به موضوع نگاه کرد. مگر با همین تکنوژی نبود که در جنگ جهانی اول و دوم فقط در اروپا بیش از 50 میلیون انسان کشته شد. آن‌چه مدّ نظر اسلام است تکنیکی است که به جای تقابل با طبیعت و غلبه‌ی خشونت، تعامل با طبیعت و غلبه‌ی رفاقت در صحنه باشد. موفق باشید

11701
متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: ببخشید که دوباره مزاحم وقت شریف شما شدم. شما فرمودید که من همان کسی هستم که علاقه به آیت الله جوادی آملی دارم الآن وظیفه من چیست؟ نمی دانم سؤالم را چگونه بپرسم گاهی اوقات به این نتیجه می رسم که من باید سیری از درون خود داشته باشم و در درون خود شروع به حرکت کنم اما نمی دانم چه باید بکنم به خاطر همین زود از درون خودم خارج می شوم. راستی استاد من اگر کاری یا حرفی را بخواهم به خاطر دیگران انجام بدهم این حس را پیدا می کنم که از خودم خارج شدم و دیگر خودم نیستم و اگر کاری را به خاطر خدا انجام دهم حس می کنم خود خودمم اما به دلایلی که در سؤال قبل گفته شد چون از خودم بیگانه شده ام خیلی وقت ها هنگام انجام کارهایم استرس می گیرم و چون نمی فهمم کی ام یا کارا به خاطر دیگران انجام می دهم یا از کار و حرفم صرف نظرمی کنم من حتی می فهمم آنچه که شخصیت مرا می سازد و به منم شکل می دهد اعمالی است که انجام می دهم اما در مواجهه با اجتماع و مردم فکرم این است که تا شهرتی، پولی، منصبی نباشد که به آنها تکیه کنی راحت نمیتوانی در اجتماع باشی هرچه با خودم می اندیشم که چرا اگر من بخواهم کاری انجام بدهم و خدا به آن راضی باشد اگر تمام دنیا جمع شوند نمی توانند مانع شوند و بالعکس اما باز هم... فکر می کنم به خاطر همان مطالب سؤال قبل باشد اما نمی فهمم چه کنم. باز هم مرا ببخشید استاد اوضاعم خیلی پریشان است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در مسیر سیر الی اللّه و توحیدی‌شدن، عموماً در چنین شرایطی است که می‌فرمایند گاهی با شدت بیشتر نظر به خدا دارد و بعضاً تنها اراده‌ی کلّیِ نظر به خدا را دارد و در رویارویی با کثرات از توحید کمی باز می‌ماند، لذا در همه‌ی امور با یک ارداه‌ی کلّی به حکم وظیفه عمل می‌کنیم تا آرام‌آرام جنبه‌ی توحیدی شدت یابد. موفق باشید

10787

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظزتان راجع به فیلم شیار 143 چیست؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه هنوز ندیده‌ام در حالی‌که به دنبال هستم سی‌دی آن به طور رسمی به کلوپ‌ها بیاید و تهیه کنم. موفق باشید
9867
متن پرسش
سلام استاد: شهید مطهری در کتاب ختم نبوت در بحث مشخصات وابستگی و تطبیق اسلام با فطرت ذیل شماره سوم می فرمایند: «اسلام هرگز به شکل و صورت و ظاهر زندگی نپرداخته است . تعلیمات‏ اسلامی همه متوجه روح و معنی و راهی است که بشر را به آن هدفها و معانی‏ می‏رساند . اسلام هدفها و معانی و ارائه طریقه رسیدن به آن هدفها و معانی‏ را در قلمرو خود گرفته و بشر را در غیر این امر آزاد گذاشته است و به‏ این وسیله از هر گونه تصادمی با توسعه تمدن و فرهنگ پرهیز کرده است. در اسلام یک وسیله مادی و یک شکل ظاهری نمی‏توان یافت که جنبه «تقدس» داشته باشد و مسلمان وظیفه خود بداند که آن شکل و ظاهر را حفظ نماید، از این رو ، پرهیز از تصادم با مظاهر توسعه علم و تمدن یکی از جهاتی است که کار انطباق این دین را با مقتضیات زمان آسان کرده و مانع‏ بزرگ جاوید ماندن را از میان بر می‏دارد.» لطفا ضمن تبیین قسمت ابتدایی این سخن بفرمایید آیا این موضع ایشان با مباحث سبک زندگی ارائه شده توسط شما مغایر نیست؟ آیا این مصداق نشناختن صحیح تمدن غربی است که شما درباره استاد مطهری ذیل مباحث مدرنیته مطرح نموده اید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که مباحث سبک زندگی و تقابل تمدن غرب با تمدن اسلامی از موضوعات جدیدی است که بشر امروز با آن روبه‌رو شده. بحث شهید مطهری آن است که اسلام در ادوار مختلف می‌تواند به صورت‌های مختلف ظاهر شود و مثلاً اگر زمان رسول خدا«صلی‌اللّه‌علیه‌وآله» برای روشن‌کردن خانه از شمع استفاده می‌کردیم نباید بگوییم ما باید به همان سبک زندگی خود را ادامه دهیم. موفق باشید
نمایش چاپی