بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1035

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا و با سلام استاد مکرم؛تاکنون برای کنترل خیال و راهکار عملی برای دستیابی به این موضوع ، به نتیجه ای نرسیده ام.حال آنکه طمئنم یکی از بزرگترین مشکل من در مطالعه همین عدم کنترل خیال است.لطفا مثل همیشه راهنمایی بفرمایید چگونه میتوان به این مهم دست یافت؟
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی بنده کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» را در جواب همین سؤال شما تنظیم کردم. موفق باشید
26107
متن پرسش

با سلام و تسلیت: ببخشید یک سوال؟ با توجه به اینکه الان ایام امتحانات است و طلاب هم امتحان دارند و از طرفی تشییع شهید حاج قاسم سلیمانی است. کدام اولویت دارد؟ الان وظیفه ما شرکت و دفاع از سردار امنیت است و هیچ. این درست است؟ یا اینکه استدلال که تشییع شهید آن هم چنین شهید والا یک بار است ولی امتحان بعد هم می شود. یا اینکه مثلا ۸ سال دفاع مقدس کسانی که درس را رها نکردند و به جبهه نرفتند باختند. و دیگر اینکه آیا آنجا که امام در کلاس درس بودند و خبر شهادت حاج آقا مصطفی را به ایشان دادند و ایشان کلاس را ترک نکردند و فرمودند امانت الهی بودند و... آیا این خط به ما می دهد یا ربطی ندارد؟ متشکرم. در این زمینه راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به طور جدّی به درستان لطمه‌ای نخورد، حضور در تشییع بدن مبارک آن مرد الهی، حضور در صحنه‌ای است که ملائکة اللّه به نحو چشم‌گیری در آن‌جا حاضرند و افق‌های نظر به حقایق عوالم بالا را در مقابل جان شما می‌گشایند. موفق باشید

20800
متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: اخیرا سخنانی از حضرتعالی در نقد رئیس دولت نهم و دهم منتشر شده است. طبق این نقل، شما از وجود یک دوگانگی نظری بین رهبر انقلاب با رئیس جمهور سابق و بالتبع زاویه گرفتن ایشان از رهبر انقلاب سخن گفته اید و تاکید داشتید: «تا ایشان ذیل زعیم بود خیلی حکیم بود، آمد بیرون شروع به بچه بازی کرد.» حقیر در این زمینه دیدگاهی جزیی داشته و ممنون می شوم نظر خویش را در مورد این دیدگاه اعلام فرمایید؛ دوگانگی نظری بین رئیس دولت نهم و دهم با رهبر انقلاب امری است که مصادیق آن به وضوح دیده می شود. ریشه این دوگانگی، الزاما در شکاف «حق-باطل» نیست بلکه شکافی بین دوگانه «آرمان گرایی- واقع گرایی» است که نمونه های آن در برهه های مختلف عصر غیبت، بین ولی فقیه زمان و چهره های برجسته ای که برخی بعدا خود ولی فقیه شدند دیده می شود. پیش از اسلام نیز در عصر پیامبران اولوالعزم دیده می شود؛ از جمله دوگانگی نظری بین دو پیامبر خدا «موسی - خضر» است که در قرآن کریم به تفصیل به آن پرداخته شده است. نتیجه آنکه، دوگانگی «آرمان گرایی - واقع گرایی» امری غیر عادی نبوده و امروز این دوگانگی در موضوع مدنظر ما در قالب دوگانگی «عدالت - ولایت» بروز و ظهور یافته است. از حسن توجه حضرتعالی سپاسگزارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع حضرت خضر و حضرت موسی«علیهماالسلام» موضوع ِ حضور در دو ساحت است. ولی موضوع حضور ولیّ فقیه زمان با نظر به اصول کلی مدیریت جامعه و تحقق عدالت، مدّ نظر می‌باشد و بهترین نگاه آن است که متوجه شویم خداوند بر قلب زعیمِ زمانه، هدایت‌هایی را إعمال می‌کند که در پرتو آن هدایت‌ها جامعه به سعادت می‌رسد و مسئولان اجرایی در این موارد باید در پرتو رهنمودهای زعیم جامعه کارها را جلو ببرند، نه آن‌که عقل خود را در عرض عقل زعیم قرار دهند. در همین رابطه از حضرت رضا«علیه‌السلام» داریم: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده‏ اى از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب كرد، سينه ‏ى او را گشاده مى‏ گرداند. تا در مديريت خود كوچك‏ترين لغزشى نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ يَعْيَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِيهِ غَيْرَ صَوَابٍ» در نتيجه آنچنان توانا مى ‏شود كه در جواب‏گويى به هيچ نيازى در نمى‏ ماند و غير از صواب از او نخواهى يافت و به خوبى مصلحت مردم را در نظر مى ‏گيرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَيَّدٌ»[1] پس او در كار خود موفق و محكم و مورد تأييد الهى است. البته این بدین معنا نیست که آن ولیّ امر معصوم باید باشد، بلکه می‌فرمایند طوری او مورد تأیید الهی قرار می‌گیرد که از راهنماییِ جامعه ناتوان نخواهد بود. موفق باشید


[1] - تحف العقول، ص 443

19661
متن پرسش
به نام خدا. با سلام خدمت استاد گرامی: بنده دانشجوی داروسازی هستم. کتب «علل تزلزل تمدن غرب» و «فرهنگ مدرنیته و توهم» را مطالعه کردم. درست است که بسیاری از مطالب ذکر شده در این کتب را قبول دارم، اما در نهایت پس از اتمام این کتاب ها نتوانستم به این نتیجه برسم که باید چه کنم؟! بنده چند سال پیش بسیار علاقه مند به علوم تجربی بودم و همواره یکی از اهداف بنده ادامه ی تحصیل در رشته ی خودم و تدریس در دانشگاه بوده است، اما بعد از خواندن این کتب و شنیدن تعدادی از سخنرانی ها (مثلاً سخنرانی های استاد شجاعی) و با فهمیدن نواقص این علوم در جهان امروز (مانند معنویت زدایی از علم) تنها اتفاقی که برای بنده افتاد این است که دلسرد شدم و هدف گذاری برایم بسیار سخت شد. سوالی که دارم این است که درست است که من می دانم علم تجربی نواقصی دارد و می دانم که علم تجربی نمی تواند بیانگر همه ی حقایق عالم باشد، اما با توجه به اینکه رشته ی بنده که خود به نوعی می توان گفت بنیادش بر اساس علم تجربی است یکی از علایق اصلی من است، چگونه می توانم ادامه ی تحصیل دهم (که البته در صورت ادامه ی تحصیل مسلماً طبق همین سیستم علم تجربی امروز به بنده تدریس خواهد شد نه طور دیگر) که در عین حال از معنویت و قرب به خدا دور نشوم؟ اساساً اگر به دنبال علم تجربی رفتم، «نیت» یا «هدف» ام باید چگونه باشد که دچار انجراف از مسیر الهی نشوم و همچنین اگر در این زمینه استاد شدم مایه ی انحراف دیگران نیز از تدین نشوم؟ چگونه بدون ناامیدی از علم تجربی، دوباره مثل سابق به ادامه ی تحصیل و تدریس فکر بکنم به طوری که هم فکر من منحرف از معنویت نباشد و هم بتوانم بیشترین سود را به جامعه برسانم؟ دفعه ی پیش سوال نسبتاً مشابهی از طریق سایت از شما کردم که جواب برایم کمی مبهم بود. بنابراین این بار تصمیم گرفتم سوال را بیشتر باز بکنم و دقیق تر بپرسم، چرا که دانستن جواب این سوال می تواند مسیر زندگی من را عوض کند. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودآگاهی در تحصیل علوم تجربی بسیار مهم است تا در عین ورود به آن علوم، نقص‌ها و محدودیت‌های آن را بشناسیم و شیفته‌ی آن نگردیم بلکه به حسب ضرورت از آن استفاده کنیم و آن‌جایی که می‌توانیم برای آن جایگزینیِ مناسبی تعیین نماییم، غفلت نکنیم. آری! بنا نیست علوم تجربی را زیر پا بگذاریم، بلکه باید متوجه بود نگاهِ علم تجربی علاوه بر آن‌که تنها نگاه به عالَم نیست، بلکه نگاه‌های کامل‌تر و مفیدتری هم هست و بسیاری از مشکلات مردم با نظر به نگاه‌هایی که عالَم معنا و معنویت را مدّ نظر دارد حلّ می‌شود. موفق باشید

18619

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: لطفاً تفاوت ها و تمایزات دریچه نگاه و برداشت و اجتهاد های متکلّمین، فلاسفه و عرفاء را نسبت به عقاید و معارف توضیح داده و مهمترین و کلیدی ترین حدیث و روایت از احادیث و روایات ذوات مقدسه اهل بیت علیهم السلام را در خصوص اینگونه نگاه ها و روش ها و اجتهادهای متکلمین، فلاسفه و عرفاء را در مباحث عقاید و معارف را بگویید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر با حوصله‌ی زیاد و پشت‌کار کامل کتاب‌های «مبانی نظری نبوت و امامت» و «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» را که بر روی سایت هست، مطالعه فرمایید با جواب سؤال‌هایتان روبه‌رو خواهید شد. موفق باشید

17990

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز لطف می کنید در مورد کشف تفصیلی خدا در عین اجمال علم او یک توضیح کوچک دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توضیح این مطلب مفصل است و علامه در «بدایة الحکمه» جهت تبیین این موضوع، زحمت زیادی کشیده‌اند. موفق باشید

15975
متن پرسش
با عرض سلام: 1. آیا همه انبیا از مخلَصین بودند؟ 2. آیا شهدای انقلاب اسلامی بعد از شهادت در برزخ به کمال می رسند؟ 3. چه کنیم وظیفه مان را نسبت به رهبری عزیز ایفا کنیم؟ 4. در سوالات پاسخ داده شده اینطور برداشت کردم که فرموده اید نهایت ترقی و کمال و رشد انسان رسیدن به مقام احدیت است؟ آیا برداشت من درست است؟ پس مقام احدیت ذاتیه که در بعضی کتب نوشته شده برای کیست؟ مثلا انبیا ممکن است به آن برسند یا خیر؟ لطفا توضیح بدهید. همچنین از شما تشکر می کنم که با جواب گویی به سوالات و برگزاری جلسات و نوشتن کتاب ها برای رشد سطح معارف جوانان وقت می گذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نهایت مقام انسان، فنای فی اللّه است که در آن مقام، اراده‌ی انسان در اراده‌ی الهی فانی می‌شود. شاید واژه‌ی احدیت ذات واژه‌ی مناسبی جهت این مقام نباشد و مطلب را در ابهام ببرد. زیرا احدیت ذات مقام حضرت حق است. موفق باشید

15844

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در بحث توسل شما با عنوان کردن این مطلب که آن بزرگواران چون هیچ گناهانی ندارند آزادند و دارای قدرت تصرف و انگار مسئله را از مقام تکوین و اول ما خلق الله و حقیقه محمدیه به مقام تشریع و نفس آن بزرگواران ارجاع داده اید در حالی که طبق صحبتهای خود شما مقام واسطه فیض مربوط به حقیقت نوریست لطفا تبیین فرمایید. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو مقام در توسل می‌تواند مورد نظر باشد. با نظر به مقام تشریعی آن ذوات مقدس نیز توسل ممکن است به‌خصوص اگر سؤال‌کننده از اهل تسنن باشد یا تحت تأثیر افکار آن‌ها سؤال کند، ما بیشتر بر جنبه‌ی تشریعی مقام آن بزرگواران تأکید می‌کنیم. موفق باشید

15387
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: ضرورت اینکه امام خمینی این اسلام شناس واقعی خانم دباغ را به همراه آیت الله جوادی می فرستند نزد گورباچف برای رساندن آن نامه ی جهانی و یا اینکه خانم دباغ وقتی امام تبعید بودند در نوفل لوشاتو همراه امام بودند در حالی که خانواده و فرززندان متعدد داشته اند؟ پیام تاریخی امام در این خصوص (زن در اسلام) چه بوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حاجیه‌خانم مرضیه‌ی دبّاغ«حفظه االلّه» نمادِ یک زن اسلامی در این تاریخ است که باید در کنار وظایف خانوادگی در دفاع از دین، سر از پا نشناسد. همان‌طور که باید پول خود را خرج سلامتی خود کرد، باید جان خود را و سلامتی خود را خرج دین نمود. در این مسیر است که باید به دنیا گفته شود؛ زنانی‌که اسلامْ مدّ نظر دارد، چنین سالکانِ سلحشوری هستند که در مسیر عشق به دیانت تا کجاها قدم جلو می‌گذارند. آیا در صحنه‌ای که باید پیام اسلام ارائه شود، نمادِ زن اسلامی نباید در آن صحنه باشد؟ آفرین بر هوشیاریِ حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» که حقیقتاً ملائکة اللّه را نیز انگشت به دهان کرده است آن‌چنان که خداوند مغرورانه به ملائکه فرمود: «أَ لَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ» (33) / بقره) نگفتم در مورد آدم و خلیفه‌قراردادنِ او، دانایِ به غیبِ سموات و ارض عالم هستم و می‌دانم آن‌چه را شما آشکار می‌کنید و آن‌چه را که شما پنهان می‌کنید؟! موفق باشید    

15051

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: شما معتقد هستید که نباید نگران انتخابات باشیم و اگر افرادی که مد نظر ما هستند رای نیاوردند دیگه همه چیز تمومه زیرا همه این کاندیدها در شورای نگهبان غربال شده اند و... حال چرا رهبر انقلاب این جملات را می فرمایند: ( مخصوصا جمله دوم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شورای نگهبان به صورت کلّی نظر می‌دهند و این غیر از آن است که گرایش بعضی سالم نیست. البته در هر صورت این‌طور نیست که کار ما تمام باشد، بلکه تازه شروع شده است. موفق باشید

14134

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: کتابهای «آشتی با خدا» ، «ده نکته در معرفت نفس» ، «برهان صدیقین و حرکت جوهری» «معاد» «زن آنگونه که باید باشد» ، «هدف حیات زمینی آدم» ، «چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی» و چند کتاب دیگه را مطالعه کردم. برای ادامه علاقه مندم آثار امام را بخوانم تحت یک سیر منظم. از شما استاد بزرگوار خواهشمندم یک سیر مطالعاتی از آثار امام بفرمایید. دعاگویتان هستم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده دنبال‌کردن شرح تفسیر حمد حضرت امام و شرح کتاب «مصباح الهدایه» می‌باشد. موفق باشید

13895

وحدت وجودبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرانقدر خدا قوت: سوال من در مورد وحدت وجود است. چرا بسیاری از علما با وحدت وجود مخالفند و حتی آن را شرک اعظم می دانند؟ آیا حدیثی از معصومین علیهم السلام در مورد وحدت وجود داریم که این موضوع را تایید کند؟ ممنون میشوم اگر در این زمینه راهنمایی نمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظرم چون تصور کرده‌اند لازمه‌ی وحدت وجود آن است که همه‌چیز را خدا بدانیم، با آن مخالفند در حالی‌که اگر درست، منظور اعتقاد به وحدت وجود فهمیده شود، هرگز این تصور لازم نمی‌آید 2- نگاه توحیدی که هرگز ذات و صفات در آن از هم جدا نیستند، یعنی تعیین وحدت وجود. زیرا مگر می‌شود جایی در عالم باشد که خداوند تماماً آن‌جا نباشد؟ موفق باشید

13784
متن پرسش
سلام: قبلا به شما عرض کرده بودم که کتابهای شما را برای کتابخانه نابینایان گویا می کنم، در کتابهایی که در سیر مطالعاتی نوشته شده، بخش اول را به غیر از کتاب معاد گویا کردم. بخش دوم را نمی دانم کدام کتاب مطابق با صوت سخنرانی شما نیست تا گویا کنم، یکی از آقایان اساتید گفتند کتاب زیارت عاشورا خیلی متفاوت با سخنرانی است که در برنامه ام هست گویا کنم اما بقیه کتابها را نمی دانم چقدر مطابق با سخنرانی هست لطفا بفرمایید. بخش سوم، سه کتاب حقیقت نوری، امام و تعلیم به ملائکه و امام در تکوین و تشریع رو دیدم که کاملا مطابق صوت سخنرانی است، گویا نکردم و کتاب مقام لیلة القدری را هم از خودتان پرسیدم که گفتید گویا کنم و قابل فهم برای عموم هست. بقیه این بخش را گویا کردم. در بخش چهارم، همه کتابهای مهدویت را گویا کردم غیر از فلسفه حضور تاریخی حضرت حجت که کتاب کم حجمی است و کاملا متن و عناوین شبیه کتاب دعای ندبه بود. در بخش پنجم همه کتابها را گویا کردم و در انتهای کتاب تمدن زایی شیعه هستم. بخش ششم را هنوز شروع نکردم و نمی دانم آیا همه کتابها را بخونم یا بعضی کتابها مطابق صوت سخنرانی هستند. لطفا بفرمایید در این بخش ها کدام مورد را بخوانم. این کار را رایگان به خاطر علاقه به مباحثی که مطرح کردید و علاقه برای ترویج این مباحث انجام دادم انتظار دریافت حق الزحمه هم نداشته و ندارم اما متاسفانه مشکلی که پیش آمده و قبلا هم به شما گفتم باعث شده که من نتونم امسال برای اربعین کربلا برم و بعضی مشکلات دیگری را در خونه و بیرون آن برای من درست کرده اگر امکان دارد محبت کنید و بمن راهنمایی کنید که چه باید بکنم. با تشکر. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: گویاکردن کتاب‌های مذهبی برای روشن‌دلان کشور کار ارزشمندی است تا آن‌ها از معارف دینی بیگانه نباشند. ثانیاً: این‌که مشغول گویاکردنِ کتاب‌های سخنرانی‌شده نگشته‌اید، روش درستی است. ثالثاً: اگر سؤال و جواب‌های مهمی که بر روی سایت هست را گزینش کنید و گویا بفرمایید، فکر می‌کنم از این جهت هم کمکی به طبقه‌ی روشن‌دلِ ما کرده‌اید. رابعاً: از خدا بخواهید بهشتِ رضایت به آن‌چه برای شما تقدیر کرده است را در مقابل شما بگشاید. حال چه در اربعین در کربلا باشید و چه در گوشه‌ی خانه، بهشت را در راضی‌بودن به تقدیرات الهی جستجو کنید و در این مسیر خود را رشد دهید. موفق باشید

13644

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد: درباره ظرفیت وجودی می خواستم بدونم. اینکه هر کس به مقدار ظرفیت وجودی بهرمند می شود یعنی چه؟ بالاخره خدا عین وجود است و از او جز وجود ساطع نمی شود و ممکنات هم که نبودند تا بگوییم خدا به هر ممکنی به اندازه ظرفیت وجودیش وجود می دهد این مسئله چگونه قابل حل است چون وقتی از اختلافات و ظلم ها پرسیده می شود اشاره به ظرفیت هر ممکن می شود خب مگه ظرفیت ها هم خدا خلق نکرده پس چرا محدودیت ها را به هر موجود نسبت می دهیم؟ مثلا چگونه می شود شخصی می شود امام حسین علیه السلام و شخصی یزید لعنت الله علیه؟ این ظرفیت هر کس چگونه تعیین می شود ؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث امکان ذاتی موجودات و عین ثابته‌ی آن‌ها داریم که خداوند بر اساس امکان ذاتی مخلوقات با آن‌ها برخورد می‌کند و «امکان» ذاتیِ خود ممکن الوجود است که بحث آن هم در کتاب «عدل الهی» شهید مطهری آمده است و هم در قسمت آرشیو سؤالات این سایت تحت عنوان عین ثابته مباحثی مطرح شده. موفق باشید

13075
متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به فرمایشات شما در تفسیر آیه 64 سوره آل عمران به نظر می رسد که جنابعالی به تازگی رویکردی ثبوتی را نسبت به دنیای غرب آغاز کرده اید که قبلا اینگونه نبود و گویی مباحث جدید شما مکمل رویکرد سلبی باشد که قبلا در کتابهای غرب شناسی شما غلبه داشت و کمتر از این جنبه غرب را مورد تحلیل قرار می دادید. اگر این برداشت بنده صحیح باشد آیا می توان از شما تقاضا کرد که مقداری این رویکرد را تفصیل دهید تا ابهامات آن برطرف شود و در ادامه سیر غرب شناسی به صورت کتاب در اختیار علاقمندان قرار گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مراحل حضور در تاریخی که در آن به‌سر می‌بریم چند مرحله است: یکی تذکرات آیات 51 تا 54 سوره‌ی مائده که متذکر عدم محبت به یهود و نصاری می‌شود. و یکی آیات 64 به بعد سوره‌ی آل‌عمران که متذکر روش گفتگو با اهل کتاب می‌باشد. و این غیر از آن است که از عدم محبت به آن‌ها غفلت شود. و دیگر آیات مثل آیه‌ی 69 و آیه‌ی 72 سوره‌ی آل‌عمران است که ما را متذکر جریان‌هایی در درون اهل کتاب می‌گردد که کارشان توطئه و تخریب است. ما در بحث آیات 64 به بعد خواستیم که عزیزان فراموش نکنند بین کلیّت گفتگو با اهل کتاب با توطئه‌گرانِ اهل کتاب باید تفکیک کرد. موفق باشید قرآن

13051

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: ظاهرا نظر جنابعالی راجع به علم و محدوده آن با شهید مطهری تفاوت دارد (گفتار فریضه علم در کتاب ده گفتار) می شود تبیین بفرمایید که آیا فضل بودن یا علم بودن تفاوت در اصطلاح است یا تفاوت ذاتی دارند؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دو اصطلاح، هرکدام به جای همدیگر به‌کار می‌رود. باید به موضوعِ مورد بحث نظر کرد. بنده مرحوم شهید مطهری را در موضوعات معرفتی مجتهدِ مسلّم می‌دانم. موفق باشید

12765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
اینجانب باقریان لطفا راهنمایی بفرمایید که چه کتاب هایی را مطالعه کنم من نسبت به این امر سرگردان هستم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انشاءاللّه سیر مطالعاتی روی سایت می‌تواند کمک کند. موفق باشید

12555
متن پرسش
با سلام: بنده پرسشگر سوال 12545 هستم. فکر کنم علت آن سوال آن بود که ماه رمضان و روزه داری به فضل خدا روح مرا رقیق و آماده کنده شدن از دنیا کرده است ولی به دلیل عدم تزکیه همین که خداوند خواست مرا از زنجیرهای علایق که در سوال گفته بودم نجات دهد ناگهان به خودم آمدم (البته به ناخود آمدم) و دیدم همه چیزم بر باد می رود!! خداوند به من فهماند اگر راست می گفتی در این چند سال و ادعای للله را داشتی، آرزوی مرگ کن ولی من جا زدم و فهمیدم در تمام این سالها تلاش از دوری مال و شهرت و نگاه مردم و ... را داشتم در حالی که در دل میل شدید به اینگونه مسایل نیز داشتم. از جنابعالی بسیار تشکر می کنم خصوصا آنجا که مرا با لحن پدرانه ای خطاب کردید «آخه آدم حسابی! این چه حرفی است میزنی» خوف این را دارم که تا آخر عمر سر خود را کلاه بگذاریم و ادعای دین کنیم ولی موقع مرگ بفهمیم دین را وسیله ای کرده بودیم برای رسیدن به آنچه نفس می خواسته. خدایا راه نجات از این دنیا را از زبان استاد به ما یاد بده، اکنون هر چه بفرمایید ان شالله نصب العین خواهم نمود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مسیر سلوک إلی اللّه تا مدت‌ها حظّ نفس در میان است تا آن‌که سالک همچنان جلو برود و اراده‌ی خود را آرام‌آرام در اراده‌ی حضرت حق فانی کند و از جذبات نفس آزاد گردد. به همین جهت عرض کردم: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت چون باید کرد». زیرا در این مسیر حضرت ربّ دستگیری خواهد کرد. موفق باشید

12209
متن پرسش
استاد سلام جمله‌ی معروف معرفت النفسی: «نفس وقتی کامل شود بدن را رها می‌کند حالا چه در حیوانیت و یا چه در انسانیت» استاد آیا لازمه‌ی این سخن این نیست که برای انسان شقی بالقوه‌های انسانی دیگر معنا ندارد (چون اگر چیزی هنوز بالقوه‌ای داشته باشد دیگر به آن کامل نمی‌گویند) و از طرف دیگر آیا بالقوه‌های حیوانی برای انسان سعید نباید رشد یابند؟ آیا ملاک بالقوه بودن برای نفس مسیری است که برمی‌گزیند؟ و اگر این گونه است این مسئله چه‌طور معنا می‌یابد یعنی چه‌طور بالقوه‌ها با افقی که انسان برای خود ترسیم می‌کند می‌تواند متفاوت شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال انسان دارای دو بُعد فجور و تقوا است و نفس در هرکدام کامل شود در تکوین خود به فعلیت رسیده و دیگر نیاز به بدن ندارد هرچند اگر در بُعد فجور کامل شده باشد از نظر فطرت انسانی مشکل او حلّ نشده است. موفق باشید

9254
متن پرسش
شما (و بزرگان دیگری) میفرمایید که امام واسطة فیض است، و منظورتان، به همان معنای فلسفی است؛ یعنی علت تامة این جهان، امام زمان (عج) است، در طول خدا. سؤال من این است که: آیا خود امام زمان (عج) علت تامة این جهان است؟ یا یک مقام غیبی که امام زمان هم ظهور آن مقام غیبی است؟ در صورت دوم پس نباید بگویید که امام زمان واسطة فیض است، بلکه او هم در عرض ماست، و ما و او، در طول آن مقام غیبی هستیم. در صورت اول سؤال میشود: چطور میشود در زمان امام باقر «علیه السلام» عالَمْ مخلوق ایشان باشد آنگاه با مرگ حضرتش علت تامة عالم عوض بشود و امام صادق «علیه السلام» علت تامة عالم بشود؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مقام غیبی امام از شخصیت امام جدا نیست و آن مقام غیبی در هر زمانی ظهور خود را دارد و لذا با تغییر مظهر، حقیقت در جایگاه خود محفوظ است. موفق باشید
7214

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام می دانیم که خداوند درهنگام خلق هرموجودی،به سرنوشت پایانی او آگاه است،حتی به اینکه کسی خودش قسمتی از سرنوشتش را تغییر دهد، به واسطه دعا کردن، تغییر مسیر زندگی و....خدا به همه اینها آگاه است و می داند که آخر کار هر کس به بهشت ختم می شود یا به جهنم! که اگر منکر این شویم به اینکه خداوند علمش کامل نیست شک برده ایم از طرفی ، خدایی که به همه اینها آگاه است و چندصباحی موجودی می آفریند و به بهشت می برد یا به جهنم و خودش از اول همه را می داند، پس چرا اصلا خلق کرد؟ چه هدفی از آفرینش ما داشته؟ او که نیازی به ما و عبادت ما و ... ندارد.چه نیازی به خلقت انسان؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «آشتی با خدا» یکی از جلسات، جواب به همین سؤال اختصاص یافته تحت عنوان «چرا خداوند ما را خلق کرد؟» خوب است به آن رجوع فرمایید. کتاب روی سایت هست. موفق باشید
7025
متن پرسش
سلام علیکم استاد برای مقابله با حسد که مانند سنگی جلوی سلوکم را گرفته چه کار کنم؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: إن شاءاللَه کتاب «شرح جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی»رضوان اللَه تعالی علیه» کمک تان می کند. موفق باشید
6930

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد خسته نباشید . بنده میخواستم آثار آیت الله صمدی آملی و مخصوصا سخنرانی هایشون رو بعنوان سیر مطالعاتی دنبال کنم . اما شناختی نسبت به ایشان ندارم . از طرفی هم برخی از سایت ها نسبت به بعضی عقاید آیت الله صمدی آملی موضع گرفتند که خودتان احتمالا در جریان این اخبار هستید . من چون شما و طرز تفکرتان را خیلی قبول دارم اگر میشود نظر خودتان را نسبت به این بزرگوار بنویسید. و دوم اینکه نظر علامه حسن زاده نسبت به ایشان چیست ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب استاد صمدی آملی از شاگردان نزدیک آیت‌اللّه حسن‌زاده هستند و استاد ارزشمند و اهل فکر و فهم و تقوا می‌باشند. گاهی بی‌پروا سخن می‌گویند که مبنای آن عموما درست است ولی طوری می‌گویند که جریان‌های مخالف حکمت و عرفان، دست می‌گیرند. موفق باشید 6931- سلام خدمت استاد عزیز. حضرت علامه حسن زاده شماری از کرامات خود را در کتاب انسان در عرف عرفان اورده است میخواستم دلیل کار ایشون را بدانم.
5570

طی مقدماتبازدید:

متن پرسش
سلام سوالاتی دینی و عرفانی برایم پیش آمده نیاز جدی و لازم به راهنمائی دارم چنانچه جنابعالی (استاد طاهر زاده )پاسخ میدهید راهنمائی بفرمائید تا بتوانم ارتباط بگیرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پس از مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح آن به وسیله‌ی سی‌دی و پس از مطالعه‌ی برهان صدیقین از کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح آن توسط سی‌دی چنانچه سؤالاتی داشته باشید از طریق همین سایت إن‌شاءاللّه جواب داده می‌شود. موفق باشید
5355
متن پرسش
باسلام.طاعات قبول.قصددارم بادوتا از دوستان طلبه بحث نبوت شناسی را عمیق کارکنم.راجعبه کم وکیف کارومنابع راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است. پیشنهادم آن است که از کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شروع کنید چون بنده سعی کرده‌ام در آن کتاب آخرین نظرات بزرگان علم کلام را دسته‌بندی کنم. موفق باشید
نمایش چاپی