بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2779
متن پرسش
سلام. ما طی مباحثی که در جلسه مطالعاتی خود با محوریت کتاب فرهنگ مدرنیته و توهم داشتیم سوالاتی برایمان پیش امد که خدمتتان عرض میکنم. لطفا پاسخ دهید: آیا در زمان ظهور از روش های کشف و شهود برای کشف قوانین طبیعت استفاده خواهد شد یا روش های عقلی؟ این علومی که هم اکنون در حوزه های مهندسی مطرح است همه با نیات تصرف چهان است و متناقض با تفکرات و نیات اسلامی.آیا با ظهور حضرت مهدی عج این علوم ارزشی دارد یا بی ارزش میشود؟ اصلا این علوم جز علوم کشف شده قراره میگیرد یا به عبارتی جزء 27 جز علم قرار میگیرند؟ آیا با ظهور مولا باز هم ما از این علوم اهدافی غیرالهی و برای تصرف جهان است استفاه خواهیم کرد؟ کامپیوتر وسیله ای بسیار کاربردی و به واجبترین ابزار برای کشف و استفاده علوم است اما این کامپیوتر با اهدافی غیرالهی و سازگار با اهداف مدرنیته ساخته شده است خب با ظوهر مولامون ما باز هم از این کامپیوتر استفاده خواهیم کرد یا اینکه نه باید شروع به ساخت کامپیوتری سازگار با اهداف الهی و رویه دینی کنیم؟ (که البته اینطور نیست و کاری عبث تلقی خواهد شد) اگر از روش شهودی استفاده میشود جامعه اسلامی بعد از سیطره علمی بر غرب چه وظیفه ای دارد؟یعنی زحمت پیشبرد علوم بر گردن عارفان می افتد و یا راه دیگری است؟ اگر مبانی علم کنونی مردود است و یک علم پیشرفته تر مهندسی یا پزشکی وجود داردو از روش های عقلی استفاده خواهد شد چه باید کرد که کار مفید و قابل استفاده برای آن زمان باشد؟ برای رشته های مثلا کامپیوتر مکانیک هوافضا چه جایگزینی میتوان پیدا کرد که هم با روح طبیعت سازگار باشد و هم قدرت حذف علم حاضر را داشته باشد؟ اصلا رشته ای مثل مکانیک مرتبا باعث تغیر و تصرف در طبیعت میشود و و بنا به کلام شما کلا سازگار با مفاهیم دینی نیست. درسته دانستن این رشته برای پیشرفت اسلام ضروریه ولی با ظهور حضرت حجت ع رشته ای بی خود و به دور از اندیشه اسلامی خواهد بود و مهندسین متدین ما بی خود عمر خود را به هدر داده اند. من رشته ام کامپیوتر است با این تفاسیر آیا در همین زمینه ادامه تحصیل دهم یا اینکه ادامه تحصیل در این رشته عبث و بیهوده است؟ تشکر .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1 در عین آن که مسلم وقتی انسان کاملی مدیریت جهان را به نحو بی‌سابقه‌ای در دست گیرد و تکوین و تشریع با همدیگر متحد شود عقل و قلب و شهود و تجربه همه در جهتی درست به صحنه می‌آید باید عرض کنم: 1- ما فعلاً در شرایطی هستیم که نباید به بهانه‌ی انحراف‌های تکنیک از زندگی فعّال فاصله بگیریم. آری اگر روح تکنیک را بشناسیم نه‌تنها شیفته‌ی آن نمی‌شویم بلکه به فکر می‌افتیم که جایگزین مناسبی برای آن پیدا کنیم 2- اگر به این نتیجه رسیده باشند که هر تکنیکی روحی دارد که بر اساس آن ساخته شده و همان روح را دنبال می‌کند و روح تکنولوژی غربی روح تصرف در طبیعت است و نه روح استفاده از طبیعت برای تعالی انسان، می‌پذیریم در زمان ظهور حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» ما تکنیک دیگری داریم که با طبیعت تعامل می‌کند و همه‌ی علوم با این رویکرد ظهور می‌کنند ولی این بدین معنا نیست که ما امروز از کار با کامپیوتر دست برداریم و از وظیفه‌ای که نسبت به انقلاب و جامعه شانه خالی کنیم به بهانه‌ی آن‌که وقتی حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» می‌آیند معلوم نیست ما نیاز به کامپیوتر داشته باشیم، این یک نحوه فرار از مسئولیت است. موفق باشید
1685
متن پرسش
بسمه تعالی - همانطور که می دانید علامه حسن زاده در زمینه های گوناگون آثار علمی فراوانی دارند. به نظر شما نخ تسبیح و محور اصلی آثار ایشان چیست؟
متن پاسخ
رجوع به حضرت حق با عبور از ماهیت و نظر به «وجود» بر مبنای اصالت وجود در مکتب صدرایی که تبیینی از عرفان محی الدین است در دستگاه حکمت متعالیه
1370

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز. سوال حقیر در مورد روش تهجد است و اینکه در تهجد شبانه چه کاری باید انجام داد؟ نقل شده است که تهجد حضرت علی علیه السلام در حال قیام و نماز بوده است. برخی شب را تا صبح مناجات می کنند که تهجد حضرت سجاد علیه السلام به این گونه بوده است. نوع دیگر تهجد روش پیغمیر (ص) و امام رضا (ع) بوده که در تهجد شبانه قرآن می‌خواندند و وقتی که به آیات عذاب یا بهشت می‌رسیدند به درگاه خدا گریه می‌کردند و با حضرت حق مناجات می‌کردند. سوال حقیر این است که برای ما، معیار انتخاب یکی از سه روش ذکر شده چیست و کدام روش را باید انتخاب کرد؟ آیا هر کدام به مذاقمان خوش آمد برای ما مناسب تر است؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: از کسی این سؤال را می‌پرسید که سخت پای در گل دارد، ولی آنچه اساتید عزیز می‌گویند از این قرار است که ابتدا 11 رکعت نماز شب خوانده شود و پس از آن به اندازه‌ای که برایمان از نظر توان بدن و آمادگی روح و قلب هست به دعا و قرآن و ذکر پرداخته شود آن‌هم مدتی از شب را. موفق باشید
1153

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد من در حال حاضر درحال مطالعه ی کتبی دینی با یک برنامه ی خاص هستم (عرفان*جهاد بانفس*ناگفته هایی از آیت بهجت *....) و درحال حاضر مطالعه ای درباره ی امام زمان بطور دقیق ندارم و می خوا هم بدانم که آیا ضروری است با تو جه به اهمیت مسئله ی مهدویت مطالعه ی سایر کتب مذکور را رها کنم و به شناخت امام زمان بپردازم یا که نه من می توانم بعد از اتمام کتب مذ کور سراغ شناخت حضرت حجت بروم........ به طور کلی اشکالی دارد اگر مطالعات دینی ام را از مطالعه ی در مورد امام زمان شروع نکنم یا که حتما بایدشروع مطالعات دینی از مطالعات در مورد امام زمان باشد.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی سعی بفرمایید در کنار مطالعه‌ی مباحثی که دارید قلب خود را با معرفت نسبت به حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی» مدیریت کنید تا در افق بهترین به مطالعات خود ادامه دهید. موفق باشید
765

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تحییت خدمت استاد ارجمند فرق بین ولایت تکوینی و تشریعی چیست و ولی فقیه دارای کدامیک بوده و حدود آنها کدام است با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: ولایت تکوینی قدرت تصرف در عالم است و ولایت تشریعی حق ایجاد تکلیف بر انسان‌ها است و هر دو بالإصاله مربوط به خدا است و خداوند بالتّبع به پیامبران نیز داده و امامان نیز به إذن الهی دارای ولایت تکوینی هستند ولی تشریع به عهده‌ی آن‌ها نیست بلکه چون از باطن شریعت آگاهند احکام شریعت را تبیین می‌کنند که در این رابطه می‌توانید به تفسیر آیه‌ی 59 سوره‌ی نساء در المیزان رجوع کنید. ولی فقیه کارشناس کشف حکم خدا است از آنچه پیامبر«صلواة‌اله ‌علیه» آورده و امام تبیین فرموده و لذا نقش ایشان را می‌توان در راستای ولایت تشریعی دانست. موفق باشید
30275
متن پرسش
با سلام و رحمت: تفصیلی بر این حکمت نهج البلاغه را از زبان استاد طاهرزاده طلب داریم. حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «عُمِّرَت البُلدانُ بِحُبِّ اَلاَوْطان» « کشورها با میهن دوستی آباد شده اند» (میزان الحکمه , ج۱۴, ص ۶۸۷۰)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وقتی وطن‌ها با توحید الهی شکل گرفته باشند و موطن شود تا انسان‌ها مطابق فطرت خود به آن وطن‌ها علاقه‌مند شوند؛ بدان‌ها دل می‌سپارند و آن وطن‌ها را مأوای خود قرار می‌دهند و به آبادانی آن با تمام وجود می‌کوشند. دیگر دل به کانادا و آمریکا نمی‌سپارند تا جیب مردم را خالی کنند و نسبت به ارزش‌های ملی بی‌تفاوت باشند و به فکر فرزندان‌شان که در آن دیار هستند این ملت را به زحمت بیندازند و در خرابی وطن بکوشند. موفق باشید

18108

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: تفاسیر قرآن تان توی سایت نیست. اصلا قسمتی برای تفسیر نیست. چطور به دست بیارم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تازگی‌ها شروع کرده‌اند. موفق باشید

17548
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: سوالی همواره از کودکی در ذهن من بوده و باعث شده نتوانم خدا را دوست داشته باشم و آن اینکه چرا ما به اجبار خلق شده ایم و باید این همه نکبت و سختی را تحمل کنیم؟ می گویند می خواسته شناخته شود آخر شناساندن به چیزی که خود خلق کرده یعنی چی؟ با این خلقت اجباری بردن به جهنم نهایت نامهربانیست و دلیل اینکه دوست داشتنی نیست. نهایتا آیا می توان ازش خواست ما را کلا از جهان هستی حذف کند؟ نه دنیا را می خواهم نه آخرت. می خواهم اصلا نباشم آیا می شود؟ این سوال را از شما می پرسم چون معروفید که خدا را دوست دارید. می خواهم بدانم چطور شد که بهش علاقه مند شدید؟ لطفا کتاب معرفی نکنید چیزی بگید که تکلیفم را مشخص کند و بر جانم بنشیند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فلاسفه و عرفا روشن می‌کنند که هر مخلوقی در ذات خود ممکن‌الوجود است و امکان مربوط به خود مخلوق است و از این جهت هر مخلوقی طلب خلق‌شدن و موجودشدن بر اساس امکان خود دارد و خداوند این طلب را جواب داده. به همین جهت وقتی فرعون از حضرت موسی و هارون«علیهماالسلام» می‌پرسد که خدای شما چگونه خدایی است، جواب می‌دهند: «قالَ رَبُّنَا الَّذي أَعْطى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى‏ (50)/طه) پروردگار ما آن کسی است که خلقتِ مخصوص هر موجودی را به او می‌دهد و پس از آن‌که موجود شد، هدایتش می‌کند. ملاحظه فرمایید که می‌گویند: «خلقه»، یعنی خلقت ِ مخصوص آن موجود که در امکان ذاتی آن موجود بود. موفق باشید

17393

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت استاد فاضل و عالم: 1. یک مقاله در مورد شاخص های اصیل معنویت در اسلام برای ارائه به یک جشنواره در حوزه علمیه می خواهم بنویسم. لطفا از آثارتان منبع معرفی کنید. 2. راهنمایی مفصل کنید3. کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می شود» خوب است؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایظ بنده در این مورد به صورت پراکنده مطرح شده است. به نظر بنده همان کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» نکات خوبی دارد به‌خصوص که موضوعِ وقتِ عرفانی را هم در آخر کتاب مدّ نظر قرار می‌دهد. و در اوایل کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» بحثِ «قلوبٌ یعقلون بها» مربوط به آیه‌ی 46 سوره‌ی حج نیز می‌تواند کمک کند. موفق باشید

16280

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر حضرت استاد طاهرزاده عزیز: بنده ماموریتی برای خودم تعیین کرده ام که قشر روشنفکر جامعه را با احساسات و استدلالات عقلی به سوی دین بکشانم و رفع سوء تفاهمات کنم. در این مسیر با دید دلسوزانه نسبت به جهل افراد آنها را از محبت خود آگاه می کنم و کار زشت شان را به حساب جهل شان می گذارم. ولو آنکه آن فرد به مقدسات توهین کرده باشد. آیا این روش صحیح است؟ و توصیه حضرتعالی در این باره چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما چنین وظیفه‌ای را در هر شرایطی که پیش بیاید، داریم به همان معنایی که مقام معظم رهبری اخیراً بحث وظیفه‌ی تبیین را مطرح کرده‌اند. البته باید مواظب باشیم کار به جدال و خصومت کشیده نشود. موفق باشید

16113
متن پرسش
سلام: خدا قوت استاد. این کتاب جدیدی که در سایت منتشر شده است را اگر می شود یک معرفی کوتاهی بفرمایید. ممنون. «عقل و ادب ادامه انقلاب اسلامی» التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقدمه‌ی بسیار طولانی در معرفی روح کتاب، بسیار مهم است. در واقع این کتاب در راستای سلوک ذیل شخصیت حضرت امام، متذکر نحوه‌ی ارتباطی است که باید با خودی‌ها و غیر خودی‌ها داشت تا در نتیجه، شخصیت انقلابی ما از جنبه‌ی فرقه‌گرایی به سوی انسانی ترازِ انسان انقلاب اسلامی سیر کند. موفق باشید.

15844

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در بحث توسل شما با عنوان کردن این مطلب که آن بزرگواران چون هیچ گناهانی ندارند آزادند و دارای قدرت تصرف و انگار مسئله را از مقام تکوین و اول ما خلق الله و حقیقه محمدیه به مقام تشریع و نفس آن بزرگواران ارجاع داده اید در حالی که طبق صحبتهای خود شما مقام واسطه فیض مربوط به حقیقت نوریست لطفا تبیین فرمایید. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو مقام در توسل می‌تواند مورد نظر باشد. با نظر به مقام تشریعی آن ذوات مقدس نیز توسل ممکن است به‌خصوص اگر سؤال‌کننده از اهل تسنن باشد یا تحت تأثیر افکار آن‌ها سؤال کند، ما بیشتر بر جنبه‌ی تشریعی مقام آن بزرگواران تأکید می‌کنیم. موفق باشید

15624

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما: من دانش آموز سال سوم تجربي هستم و به خواسته پدر و مادرم و علاقه خودم در ابتدا وارد رشته تجربي شدم اما مدتي است دچار دوگانگي شده ام البته حدود يك سالي مي شود كه علاقه خاصي نسبت به حوزه و دروس حوزوي دارم. يعني اين علاقه من به حوزه نوعي آرامش روحي هم براي بنده دارد. اما پدر و مادرم هيچ گاه قبول نمي كنند كه من وارد حوزه شم. به نظر حضرت عالي راه حل مشكل بنده چيست؟ به نظرتان حوزه دانشجويي مي تواند براي بنده مناسب باشد؟ من چگونه مي توانم خودم را در معنويت حفظ كنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه‌ی حضور در حوزه‌های علمیه، علاوه بر علاقه‌ی درونی، داشتن استعداد متوسط به بالا است 2- حوزه‌ی دانشجویی تا حدّی در این‌که شما به دنبال یک حیات معنوی هستید، کمک می‌کند. از طرفی از همین حالا می‌توانید با مباحثی که در سیر مطالعاتیِ سایت هست، کار را شروع کنید. موفق باشید

12297

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: کار در فضای مجازی را چگونه می دانید؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در قبل در این مورد داشته‌ام در هر حال نمی‌توانیم در این امر کوتاهی کنیم. به جواب های شماره 6698 و 3196 نظری بیندازید. موفق باشید

12050

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: استاد بنده در اینترنت یک سایتی پیدا کردم با نام گلستان کشمیری که درباره سیر و سلوک است از سيد علي اکبر صداقت. آدرس سایت این هست http://www.golestanekeshmiri.ir/ لطفا اگر امکان دارد مختصری مطالب این سایت را بررسی کنید و بفرمایید مطالبش قابل استفاده هست یا نه? با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه‌ی چنین کاری وقت موسعی را طلب می‌کند که بنده در اختیار ندارم و لذا عذرخواهی می‌کنم. موفق باشید

11933
متن پرسش
سلام استاد: بنده بعضی مواقع در مسائل فلسفی خیلی ریز می شوم و به علت اطلاعات ناچیز و کم و عقل درگیر در کثرتها توان پاسخ به سوالی که برایم پیش می آید را ندارم و این عدم توان به پاسخ به سوالم باعث می شود نوعی بیقراری و ناراحتی در من به وجود بیاید که بنده را آزار می دهد، لطفا بنده را راهنمایی کنید که چه کار کنم که در مسائل زیاد ریز نشوم تا این حالت بد برایم پیش نیاید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر ابتدا از طریق معرفت نفس موضوعات را برای خود حلّ کنید و سپس با نگاهی فلسفی بخواهید بر آن موضوعات نگاه کنید بهتر است. در ضمن متوجه باشید که فلسفه یک علم است و مثل هر علمی باید از طریق استاد آن را دنبال کرد. حداقل باید از طریق شرح اساتید محترم مطالعه‌ی «بدایة الحکمة» و «نهایة الحکمة» علامه را دنبال کنید. موفق باشید

11100
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: بعد از مطالعه کتاب تکنولوژی از دریچه توحید یک سوال اساسی برای ما باقیمانده که از محضر شما طلب جواب داریم. بالاخره چه نسبت ذاتی بین فرهنگ غرب و تکنولوژی وجود دارد. کسی منکر تاثیر و تاثرات متقابل اینها بر یکدیگر نیست. اما جلوه دادن این تاثیرات متقابل به نحو ذاتی لوازمی به دنبال دارد که گاها با معارف اسلام سازش ندارد. یا در جای دیگر شما اهداف سازندگان تکنولوژی را همان ذاتیات تکنولوژی دانسته اید و بیان داشته اید که این اهداف روح تکنولوژی را تشکیل داده است. حال سوال این است که بنابر دستگاه منطق ذاتیاتی (ارسطویی) دو چیز هستند که انفکاکشان از شی امکان ناپذیر است. ذاتیات شی و عرضی لازم آن. حال این روح تکنولوژی که همان اهداف سازندگان تکنولوزی است کدام یک از این دو دسته انفکاک ناپذیر است؟ بماند که اغراض و اهداف یک شی جز آن شی نیستند و خارج از آن محسوب می شوند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از همان جهت که فکر در مقابل عمل حکم ذات را دارد و عمل حکم عرَض را، آن فکری که تصرف در طبیعت را به هر نحوی برای خود مجاز بداند در عمل کارش به ساختن چنین تکنولوژی منجر می‌شود که در کتاب «مدرنیته و توهّم» بحث شده. موفق باشید
10748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ضمن آرزوی سلامتی برای استاد طاهرزاده لطفا مقالات سایت برای من بفرستید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت
10472
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: چه طور میتونم به صورت حقیقی خودپسندی رو از خودم دور کنم؟ جوانی هستم که سرآمد بودن من (از لحاظ علمی و فرهنگی) در محیط هرچند کوچکم، باعث کوته بینی و خودپسندی من شده. اینکه به صورت تئوری چیزهایی را بدانم تا بحال زیاد دردی از من دوا نکرده، حتی من از دید مردم اطرافم، فردی بدون غرور هستم حال آنکه خود از درونم باخبرم. این تواضع، حقیقتی در درونم نیست که باعث آرامشم شود بلکه ژنتیکی و شاید به دلایل دیگر بوده است. آن برهانی که همواره باید جلو چشم یک متواضع حقیقی باشد، چیست؟ دنبال سرنخ هستم نه دنبال رعایت نکاتی مثل «خود را به تواضع بزن تا متواضع بشوی». شاید مشکلم در مقابل چشمان شما کوچک باشد اما این مشکل به ظاهر کوچک، در ظرف کوچک درونم بزرگ می نماید. ممنون از همه زحماتتون خدانگهدار
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سخن بزرگان هم داریم آخرین چیزی که از قلب صدیقین می‌رود حُبّ ریاست است با این‌همه راه‌کار آن مشخص است، زیرا حضرت حق می‌فرماید: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُم‏» گرامی‌ترین شما نزد خدا متقی‌ترین شما است و تقوا هم یعنی خود را ندیدن و خدا را دیدن و به راحتی برای رجوع به خدا از خودگذشتن. حالا در این رابطه وقتی خود را ارزیابی کنیم می‌بینیم جای هیچ خودپسندی نمی‌ماند. موفق باشید
9748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: من دچار بلای بزرگی شده ام تا قبل از آشنا شدن با مسایل سلوکی و اخلاقی و حضوری ابتلایم به کبایر کمتر بود. در 1 سال گذشته که با آثار شما آشنا شدم هر چه سفت تر مراقبه و محاسبه می کنم کبایر بزرگتری انجام می دهم. مصداق این آیه شده ام که «و لا یزید الظالمین الا خسارا» از سالک بودن بشیمان شده و فکر کنم در غفلت باشم بهتر از ابتلا به کبایر باشد. در قرآن چندین نوع مرض برای قلب ذکر شده بفرمایید من دچار کدامشان شده ام؟ چون به شما دسترسی حضوری ندارم اعمال را عرضه می دارم جهت راهنمایی و دستور و تایید و تکذیبشان 1ربع برای نماز شب/ نافله صبح / برای تعقیبات ذکر حضرت زهرا / 7 بار حوقله / 11 بار توحید/ 19 بار بسم الله الرحمن الرحیم/ سلام مختصر به امام حسین (ع)/ یک حمد و 3 توحید هدیه به امام زمان (عج)/ یک فاتحه برای اموات خودم و شما 100 بار لا اله الا الله/ 3هزار بار صلوات / 4 قل/ نوافل در حد داشتن زمان / زیارت عاشورا گاهی / و لا غیر// فقر معنوی آزارم می دهد. در درون طلب داشتن تمام مستحبات را دارم اما در عمل هیچ ندارم بیشتر از اینکه عمل کنم فکرشان را می کنم. استاد در حال آماده کردن دل برای محرمم. اگر افتخار دهید و عنوان شاگرد را در موردم قبول کنید با یک خیال نورانی به طرف رفیقتان حسین و خدا قدم بر می دارم. قول می دهم هر دستوری بدهید همه را انجام دهم. می دانم به خاطر عمومی بودن سایت و خطر برداشتهایی افراط و تفریطی کلی باسخ می دهید اما در عین حال فقیر را هم دریابید. به خاطر تمام کبایر از خدا و اهل بیت و شما عذر می خواهم. اگر قبولم کنید از گناهان دست کشیده و با خدا معامله کرده و ثواب تمام اعمالم را به شما هدیه می کنم . به حق نبی فرق شکافته، بهلوی شکسته، جگر باره عطشان کربلا، دل زینب، سجده سجاد، و انتظار «م ح م د» مرا دعا کرده و درییابید عاقبتتان ختم به خیر. ضمنا از تلاوت هم غافلم با چه سوری مانوس شوم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن می فرماید شیطان قسم خورده در مسیری که به سوی حق ختم می شود می نشیند و مانع سیر افراد می شود و انسان باید از همین جا که شیطان را در مقابل خود فعّال می یابد فکر کند باید با مقاومت کامل شیطان را مأیوس کند، همه ی کارهایی که می کنید خوب است، پس از مباحث معرفت نفس و معاد به فکر سلوک ذیل شخصیت حضرت امام باشید تا راه صدساله را همچون سرداران شهید یک شبه طی کنید و مفتخر به تصدیق قلبیِ رهنمودهای مقام معظم رهبری انقلاب گردید. موفق باشید
9520

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد: آیا خبر زیر را شما تایید می کنید و خبر دارید و حضرات از شاگردان جناب عالی هستند؟ کارگاه «حضور» در این کارگاه ها، منابع تدوین شده توسط استاد اصغر طاهرزاده و گروه فرهنگی المیزان، توسط شاگردان ایشان (حجه الاسلام متقی، حجه الاسلام حسینی، حجه الاسلام موسویان، حجه الاسلام صالحی و .. ) به صورت فشرده و طی دو روز ارائه می شود. (http://sematt.ir/news/83-hozoor93.html) با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان فعالیت عزیزان «سمات» هستم و برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم. موفق باشید
9352

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
شما به عنوان مثالی برای «مظهر» فرمودید که مثلاً خشم یا شادی مظهری است از حالت من. من، علت صورتهای ذهنی ام هستم. این علیت را نمیتوان به مظهر من نسبت داد و مثلاً بگویم: «خشم من، علت آن صورتهای ذهنی است.». آیا این حرف صحیح است که: «وقتی یک حقیقتی علت تامة پدیده ای شد، مظهر این حقیقت هم علت تامة آن پدیده است؟»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه‌ی انسانی احوالاتی در درون دارد مثل خشم و شادی که این خشم و شادی چون در ظاهر انسان ظهور کند، مظهر احوالات نفس ناطقه است. موفق باشید
7441
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم سوالی که ذهنم رو مشغول کرده رو اگر میشه لطف کنین جواب بدین من دانشجو ام و هم اتاقی هایی دارم که اعتقادت معادشان بشدت خراب است البته با توجه به مبانی اعتقادی ای که از شما شنیده ام خیلی خراب است از این جهت میگویم که بعضی موارد اعتقادات خودم هم مشکل دارد و میترسم که اعتقاد ناصحیح در دلشان بکارم حال برای این که من بتوانم در مبانی اعتقادی این افراد تحولی ایجاد کنم نیاز به مباحثه دارم با این افراد اما بعد از مدتی به مجادله کشیده میشود همچنین گاهی احساس میکنم که این حرفا ها را برای غلبه بر ان ها می زنم اما چون خیلی میترسم بعد از مرگشان بدلیل اعتقاد نادرست عذاب بکشند بحث را ادامه می دهم که معمولا با مخالفت مواجه میشود این افراد حاضر هم نیستند که کتاب های شما را بخوانند یا سخنرانی گوش دهند به هر دلیل موجه یا غیر موجهی حالا من ولشان کنم یا نه نمی دانم باید چه کنم لطفا راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث «مراء» که متن آن نیز روی سایت هست تحت عنوان «علمی که مراء می‌آورد» را مطالعه بفرمایید تا در مباحث کار به مراء کشیده نشود. در حدّی که آمادگی دارند بحث معرفت نفس را برایشان مطرح کنید، اگر هم آمادگی نداشتند دیگر مسئولیتی نداریم. در هر حال نباید صمیمیت بین شما ها از بین برود. موفق باشید
6552
متن پرسش
با عرض سلام وخسته نباشی خدمت استاد گرامی واقعا میخواهم ازتون تشکر کنم به خاطر اینکه به همه سوالها پاسخ کامل و جامع میدید من یه جایی شنیدم زمانی امام زمان (عج)ظهور میکنن که ظلم و جور جهان رو فرا گیرد پس عده ای میگویند که بیاییم ظلم و جور را گسترش بدیم تا ظهور امام زمان(عج)زودتر رخ بدهد میخوستم ببینم نظر شما راجع این موضوع چیه؟وآیا ما با دینداری خودمون ظهور ایشان را به عقب نمی اندازیم(البته من اینها رو از یکی شنیدم که ایشان هم دلایلی برای اینکه نباید ما اینکار را بکنیم گفتن ولی تبدیل به یک شبهه بران شده ومیخواستم نطر شما رو بپرسم .ممنون)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «بصیرت و انتظار فرج» عرایض نسبتاً مفصلی دارم و کتاب بر روی سایت هست. همین اندازه عرض می‌کنم ما با آمادگی خود امید وجود مقدس امام زمان‌مان«روحی‌لتراب‌مقدمه‌فداه» را جهت ظهور زیاد می‌کنیم. چرا ما سرباز آن عزیزان نباشیم برای ریشه‌کن‌کردن ظلم؟ مگر جز این است که حضرت غائب‌اند چون هنوز زمینه‌ی ظهورشان فراهم نیست و باید کسانی باشند که شایستگی سربازی آن حضرت را داشته باشند و زبان معرفتی حضرت را بفهمند؟ موفق باشید
6240

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
آیا می توان از این آیه که زنان پیامبر ام المومنین هستند و آیه ی دیگری که می گوید با آن ها نمی توان ازدواج کرد این برداشت را کرد که : ((زنان پیامبر همچون مادران مومنین هستند که (مثل مادر ) نمی توان با آن ها ازدواج کرد. یعنی ام المومنین بودن آن ها از این جهت است.)) ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک موضوع فقهی است چون جوانب مختلف دارد. آری کسی نمی‌تواند بعد از رحلت رسول‌خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» با همسران آن‌ها ازدواج کند، ولی عرض کردم موضوع، موضوعی است فقهی. بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم. موفق باشید
نمایش چاپی