باسمه تعالی: سلام علیکم: حتما میدانید آنچه را ما میتوانیم در بیان آوریم بخش کوچکی است از آن چیزی که نمیتوانیم در بیان آوریم، اما درون ما از آن باخبر است. پس هیچگاه پروندهی سخن در امور حقیقی بسته نمیشود، بهخصوص ما در تاریخی واقع شدهایم که روح آن تاریخ ما را در برگرفته و باید تلاش کنیم خود را با آن هماهنگ سازیم تا فهم ما از یکدیگر و گفتگویمان بیرون از تاریخمان نباشد که در آن صورت عملاً از افق درونی خود فاصله گرفتهایم، و به جهت گسستی که پیش میآید سخنانمان برای همدیگر نامفهوم میشود. و تنها با فهمِ حضور تاریخی است که میتوان از این گسست رهایی یافت، به شرطی که احساسِ حضور تاریخی را که همان «اگزیستانسِ» ما در این دوران است زنده نگه داریم، و ببینیم در درون گویندهی متن چه میگذرد! که البته تا ما از «خود» بیرون نیاییم و به آن وجهِ بنیادین خود که در این تاریخ ما را در برگرفته، نظر نکنیم؛ نمیتوانیم احساس همسخنی و دیالوگ لازم را نزد هم داشته باشیم.
با توجه به آنچه در بالا عرض شد؛ نمیدانم چرا آن نوع سخنگفتن که در آن متن پیش آمد را، اخلاق نسبی قلمداد کردید؟! مگر حقیقت، در اخلاقی که مبتنی بر نشاندادن جایگاه افراد است، انکار میشود؟ فراموش نفرمایید آقای احمدینژاد، فرزند انقلاب بود و در جایگاه خرازی و باکری قرار داشت و مقام معظم رهبری سخن او را گفتمان انقلاب معرفی کردند. حال چرا باید ایشان را با امثال آقای هاشمی مقایسه کنیم و بعد بخواهید جایی در عرض آنها برایشان در نظر بگیرم؟! مگر این نوع مقایسهها جایی برای تفکر و گفتمان باقی میگذارد؟ آیا اگر باکری، باکری نبود باید هاشمی باشد؟!
مگر میشود بنده از آن جهت که سخنان امثال شما را روح تاریخ خود میدانم و تاریخ خود را مظهر ارادهی الهی میشناسم، بر سخنان شما تأمل و تفکر نکنم؟
احمدینژادِ اول، متذکر افق انقلاب به سوی تعالی انسان بود تا در آن بستر، عدالت ظهور کند و در حال حاضر تبدیل شده است به نوعی مطالبهگری اقتصادی، آن هم در ساحت اپوزوسیون و این با عقلانیتی که بتوان به کمک اهداف انقلاب آمد، نمیسازد مگر آنکه آقای احمدینژاد دیگر نخواهد احمدینژاد باشد و بخواهد آقای هاشمی باشد.
چقدر امید داشتم که آقای احمدینژاد آن سرمایهای شود که شما به دنبال آن برای ایشان بودید.
انتظار بنده از شما، تفکری است که به صورت نرم و نه به صورت تخریبی، کار را جلو ببرد. آیا نباید به آخرین جملهی جواب سؤال شمارهی21057 فکر میکردید تا این آخرین اعتراض را نمینمودید؟! آنجا که عرض شد: «رفیق سالکی داشتم که انصافاً در بعضی از امور باطنی و صفای روحانی مورد حسرت بنده بود، با این حال به طریقی حضرت امام به ایشان خبر داده بودند که فرزندم را جهت تربیت به شما نمیسپارم ». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه با توجه به اینکه فایل ورد کتابهای «بصیرت فاطمه زهرا«سلاماللّهعلیها» و «مقام لیلة القدری فاطمه«سلاماللّهعلیها» بر روی سایت هست میتوانید نکاتی را از آن انتخاب کنید بهخصوص از مقدمات آن دو کتاب. و آنها را در معرض نگاه کاربران قرار دهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده برای ابتدای کار نیاز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شغل، آنچه مهم است طلب رزق حلال و خدمت به مردم است و بنده کسانی را میشناسم که مشغول همین نوع شغلهای ساده هستند و در مسیر دینداری و تقوا، در سلامت و کمال بهسر میبرند. حال چه کارفرمایِ شما آدم بدی باشد یا آدم خوبی. شما طبق قراردادی که با او میبندید، کاری را به عهده میگیرید، مگر آنکه آن کار، کار حرامی باشد. میماند که اگر در شهر خود با درآمد کم زندگیتان میگذرد بهتر است که در شهر خود باشید. و انسان هرگز نباید شغل سادهی خود را از بقیه پنهان کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در مورد امام سجاد«علیهالسلام» میدانید؛ آن بیماری به ارادهی خاص الهی واقع شده بود تا وظیفهی جهاد از دوش حضرت برداشته شود. در مورد سایر اولیاء معصوم نیز باید قضیه از همین قرار باشد. البته این غیر از بیماریهایی است که در اثر عوامل خارجی مثل «زهر» پیش میآید. مفصلِ این نکته را در کتاب «خویشتن پنهان» میتوانید دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همهی امید بنده آن است که فکر و ذهن مخاطبان خود را جهت فهم اندیشههای امثال آیت اللّه جوادی و حضرت علامه«رحمتاللّهعلیه» و نهایتاً حضرت امام«رضواناللّهتعالیعلیه» کرده باشم. به آثار آن بزرگان رجوع کنید، إنشاءاللّه خدا کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در قیامت، دیگر امکان عمل نیست. لذا شخصیتهایی که به جهت شرایط زندگیشان نهایت ارادهی خود را نتوانستهاند به فعلیت برسانند، امکان این کار برایشان در رجعت هست. به همین جهت میفرماید مؤمنین محض و کافرین محض که ارادههای نهایی کفر و ایمان را دارند، در رجعت برمیگردند تا آن ارادهها را صورتِ فعلیت بدهند و جبههی نهایی تقابل حق و باطل نیز، ظهور کامل نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر بعد از مطالعهی کتاب «ده نکته» و شرح صوتی آن به شرح کتاب معاد رجوع فرمایید، موضوع مورد سؤال بهخوبی برایتان حلّ میشود. موفق باشید
