بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
10298

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ببخشید استاد بنده نفسیر سوره مبارکه یوسف که در DVD شماره 9 جنابعالی است را می خواستم که در سایت موفق به دریافت آن نشدم چگونه می توانم به دست آورم؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: تماس با پخش آثار09136032342 موفق باشید.
9844
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در خصوص صدور کثرت از وحدت به مثال شما بسنده کردم. یعنی همان مثال نور و منشور. یک نور بی رنگ در اوج وحدت و یگانگی وارد می شود و نورهای کثیر با محدودیت خارج می شود. اما وقتی خواستم بحث الیه راجعونی را با همین مثال منشور توضیح بدهم دیگر نتوانستم. اگر بخواهیم این هفت تا نور را دوباره به مقام جامعیت برسانیم چگونه می توان مثال را توضیح داد؟ خب عقل میگه اگر هفت تا نور را هم داخل منشور کنی که نور بی رنگ در نمیاد. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مثال شما به همان معنایی که نور بی‌رنگ وقتی از منشور گذشت هفت نور می‌شود. اگر بتوانیم آن هفت نور را از منشور عبور دهیم آن طرف یک نور خواهیم داشت ولی این یک مثال است و در حدّ یک مثال ارزش دارد. بحث صدور کثرت از وحدت را باید با اعیان ثابته مخلوقات حل کنید که خداوند با اسماء خود بر آن‌ها تجلی می‌کند. که بحث آن مفصل است. عجله نکنید، در عرفان حل می‌شود. موفق باشید
8296
متن پرسش
باسلام و خسته نباشید در تفسیر آیه 177 اعراف سَاء مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِینَ کَذَّبُواْ بِآیَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ کَانُواْ یَظْلِمُونَ فرمودید اینکه مثلا ماه رمضان بیاید و بگویید چیری نیود توعی تکذیب است منظور از نوعی تکذیب چیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: چون اگر کسی قلب ایمانی داشته باشد مثل حضرت سجاد«علیه‌السلام» با نظر به ملکوت ماه مبارک رمضان متوجه آمدن آن‌ ماه قبل از آمدن هستند و در حین آن ماه بهترین بهره را از آن شرایط می‌برند و با رفتن آن‌ ماه همان‌طور که خودشان می‌فرمایند احساس می‌کنند رفیق خوبی را از دست دادند. موفق باشید
6985
متن پرسش
سلام علیکم سوالی از خدمتتان داشتم. بنده شبیه این مطلب را تا کنون از چندین نفر شنیده ام که اگر کسی در دوران مجردی (که امروزه دوران مجردی شاید تا بیشتر از 10 سال پس از بلوغ نیز طول بکشد. و زمان واقعاً زیادی است.) پاک پاک مانده باشد؛ یا فوق العاده آدم سردی است که باید برود خود را درمان کند؛ یا فوق العاده آدم متقی و با تقوائی است. و کلاً تعداد اینگونه افراد آنقدر اندک است که به راحتی میتوان از آنها در آمارها و بررسی ها و ... صرف نظر کرد. حال شما اگر این مطلب را قبول ندارید که هیچ. اما اگر قبول دارید چند تا سوال داشتم: اول اینکه این مطلب بر اساس چه ادله ای گفته می شود؟! آیا در این زمینه آمارگیری و نظر سنجی ای انجام شده و مستند به آن آمار این حرف زده می شود یا بسته به تجربیات و مشاهدات شخصی این مطلب گفته می شود یا با استناد به حتی برخی روایات این حرف گفته می شود یا با استناد به ادله دیگری این حرف گفته می شود!؟ سوال بعد آنکه بنده خودم در بین دوستانم افرادی هستند(که تعدادشان آنقدر هم کم نیست که بگوئیم جزء افراد نادر هستند ) که البته قسم نمی خورم اما میتوانم با احتمال بالای 99% بگویم اینها مطلقاً هیچگونه گناه جنسی ندارند. حتی گناهی در حد یک نگاه لحظه به نامحرم. حال آیا همه این دوستانم از یکی از دو حال(بسیار سرد بودن یا جزء افراد بسیار متقی بودن) خارج نیستند؟؟؟!!! سوال بعد آنکه این افراد بسیار متقی چرا به این درجه رسیده اند که مطلقاً هیچگونه گناه جنسی ندارند؟! آیا یک استعداد اولیه ای داشته اند که فقط اینها دارند و بقیه ندارند؟! یا دلیل دیگری دارد!؟ همچنین آیا باقی افراد جامعه نیز اگر بخواهند میتوانند به همچین جائی برسند که مطلقاً هیچگونه گناه جنسی نداشته باشند!؟ سوال آخر هم اینکه البته نمی دانم این نتیجه گیری من از سر هوای نفس است یا واقعاً نتیجه گیری ام درست است. آنهم اینکه خوب اگر مسأله جنسی و گناهان جنسی اینقدر خطرناک است که پاک بودن در این زمینه تقریباً محال است(چون طبق این مطلب افراد مطلقاً پاک یا بسیار سرد هستند یا بسیار متقی) آیا اگر کسی در دوران مجردی آلوده شد؛ جای سرزنش دارد!؟ خب این مسأله اینقدر سخت است که افراد بسیار نادری میتوانند خود را پاک نگه دارند. پس بقیه اگر آلوده شدند یا جای سرزنش ندارند یا اگر جای سرزنش دارند؛ حداقل این است که خیلی نباید آنها را سرزنش کرد.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده معتقدم خداوند یک عصمت اولیه در همه‌ی جوانان گذاشته و در دوران بلوغ همان‌طور که غریزه رشد می‌کند فطرت هم رشد می‌کند، اگر جوانان مواظب باشند غریزه بر فطرت غلبه نکند، به‌راحتی و به زیبایی می‌توانند خود را از آلودگی‌های جنسی حتی نگاه به نامحرم حفظ کنند و در آن حالت روحانیِ فطری در صفایی کاملاً آرامش‌بخش زندگی کنند. پس بستگی به خود انسان دارد که در دوران بلوغ کدام بُعد خود را تقویت کند. موفق باشید
6468
متن پرسش
سلام.با توجه به این که فرمودید درپاسخ یکی از پرسش ها که بعد از بالا رفتن این عالم ماده طبق حرکت جوهری وبرپایی قیامت بازهم خداوند بنا بر اقتضای فیاضیت وخلاقیت شان باز عالم ماده ای برپا می کنند واین سیر ادامه دارد! چند سوال برای بنده پیش آمد. 1.اگراین طورباشد عالم ماده ای که قرار است خلق شوند چه فرقی با این عالم می کنند؟ومگر این عالم ماده احسن نیست واگر قرار باشد عالم ماده ی دیگری برپا شود از این عالم بهتر است که با احسن بودن تناقض دارد؟ویا مانند همین است که چه فایده ای مترتب است وتکرار پیش می آید .واگر فیض خدا ونور حضرت حق همواره می تابد بر ظرف مستعد پس چرا همین جا این افراد عالم ماده ظهور نمی کنند ومتجلی نمی شوند؟ 2.با فرض اینکه عالم ماده ای جدید برپا می شود آیا عوالم غیب هم به تناسب تغییرمی کنند؟وحقایق متفاوت است؟ومثلا وسیله هدایت موجودات غیر قرآن است ؟ومثلا پیامبران وائمه غیر اینانند؟ 3.عالم ماده فعلی اولین عالم است آخرین عالم است یا نه؟اصلا ممکن است درعرض این عالم ماده عوالم ماده دیگر تابی نهایت موجود باشند چون تقدم وتاخر که برای خدا وجود ندارد وبرای ایجاد این عالم ماده هم ترجیحی حداقل نمی بینیم چون با دیگر عالم ماده ای که قرار است تشکیل شود آشنایی لازم را نداریم؟ کلا با این موضوع خیلی کلنجار رفتم وچه بسیار متحیر شدم. متشکرم که جوابی بدهید تا کمی از تحیرم کم شود. موفق باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب را باید در مباحث برهان صدیقین دنبال کنید که حضرت حق، فیاض علی الاطلاق است و تجلی تعطیل‌بردار نیست به‌خصوص که در روایت داریم . ابو حمزه ثمالى گفت از حضرت زین العابدین علیه السّلام شنیدم میفرمود خداوند محمّد و علی و پاک فرزندانش را از نور عظمت خود آفرید و آنها را بصورت شبح قرار داد قبل از آفرینش مخلوقات سپس فرمود تو خیال میکنى خداوند جز شما چیزى نیافریده بخدا سوگند هزار هزار آدم و هزار هزار عالم آفرید که تو در آخرین عالم قرار گرفته‏اى. « ُ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عَلِیّاً وَ الطَّیِّبِینَ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ وَ أَقَامَهُمْ أَشْبَاحاً قَبْلَ الْمَخْلُوقَاتِ ثُمَّ قَالَ أَ تَظُنُّ أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَخْلُقْ خَلْقاً سِوَاکُمْ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ أَلْفَ أَلْفِ آدَمَ وَ أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَنْتَ وَ اللَّهِ فِی آخِرِ تِلْکَ الْعَوَالِم‏ »، بدین معنا که با هر آدمی عالمی شروع شده و بعد به انتها رسیده و باز عالمی دیگر و آدمی دیگر. با دنبال‌کردن مباحث برهان صدیقین همه‌ی بندهای سؤال‌تان برایتان روشن می‌شود. إن‌شاءاللّه دنبال‌کردن این مباحث نه‌تنها از حیرتتان بکاهد بلکه وارد عالَمی از معرفت بکند که به دنبالش بوده‌اید. موفق باشید
6011

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم بر استاد عزیزخداشمارابرای این انقلاب نگه دارد.استاد من مطالبی داشتم که برای شما عرض میکنم.من رشته راهنمایی و مشاوره هستم از زیرشاخه های علوم تربیتی و روانشناسی.استاد من کتابهای شما بنام های اشتی باخدا و جوان وانتخاب بزرگ را خواندم.سوال من این هست که قرار بود در دبیرستان بروم حوزه که با مخالفت خانواده مواجه شدم البته اشتباه نکنید بدر من ایثارگر هستندولی عقیده دارند که باید اخوند مثل حضرت امام خمینی باشدکه عالم با عمل باشند.من وقتی دبیرستان بودم کمی زرنگ نبودم و به قول هم کلاسی هام مفتی و با سهمیه اومدم.خواستم بدانم که ایا من حق دیگران را خورده ام و کار حرامی انجام داده ام که مردم من مسخره میکنند.سوال دیگرم این هستش که من جون مذهبی هستم میخواستم بدونم که برای نقد روانشناسی غرب باید چکارهایی انجام بدهم چون وقتی میبینم استاد های ما اینقدر از فروید حمایت میکنند یا اریکسون زجر میکشم و بهتر بگم جرا ما مطالب غرب را مطالعه میکنیم مگر اسلام نظریات در باب روانشناسی نذارد.بس لطفا با تامل به من کمک کنید چطور مشاور اسلامی بشم درمدارس که با خودم فکرمیکنم برم جوزه و از دانشگاه انضراف بدم که مشکل اول را دارم.و نمیشود فقط نظریه حفظ کردو شد مثل این مشاوران که وضع جوانان ما اینطور میشه.در اخر چطور میشه با موسسه امام خمینی ارتباط برقرار کرد .باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- این حرف‌ها چیست؟ نظام اسلامی این حق را برای شما تعیین کرده همان‌طور که برای یک کارمند حقوقی تعیین می‌کند 2- فکر می‌کنم اگر سیر مطالعاتی که بر روی سایت هست را با حوصله دنبال کنید و بعد مباحث غرب‌شناسی را نیز مطالعه بفرمایید در کارتان موفق خواهید شد. موفق باشید
5308
متن پرسش
سلام! 1‏- شما در کتاب آشتی با خدا گفته بودید بدن مادی انسان برای من انسان حکم ابراز برای رسیدن به کمال را دارد پس چرا ما در قیامت هم بدن داریم؟چرا خود من به عرصه ی قیامت نمی آید و نیاز به بدن دارد؟ 2- شبهات زیادی در سر دارم ولی حتی وقتی که جواب این شبهات را پیدا می کنم و ذهنم آرام می گیرد باز هم دلم آرام نمی گیرد؟باید چه کنم هم ذهن و هم دلم آرام بگیرد ؟ تشکر!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و در کتاب «معاد» روشن می‌شود که بدن قیامتی صورت اعمال و عقاید ما است و آن بدن غیر از بدنی است که ابزار نفس است 2- خدا را شکر کنید که دلی دارید که به زودی قانع نمی‌شود و به دنبال مطالب بزرگ‌تر است. کار را ادامه دهید تا با مطالب و معارف بزرگ‌تری روبه‌رو شوید. موفق باشید
4902

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم در سوال 4813 گفتید: کتاب «جایگاه تاریخی حادثه‌ها» را در این رابطه نوشته‌ام آیا منظور شما همان جزوه ای است که یک اشاره ای کردید؟2.باتوجه به اطلاعات کم جوانان از تاریخ و وقایع گذشته شما چه کتابی را درباره تاریخ وجریان شناسی پیشنهاد میکنید(قبلا جزوه ای از خودتان رامعرفی کردید که خیلی مختصربود)تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کتابی که عرض کردم حدود 2 هفته است از زیر چاپ بیرون آمده است 2- کتاب‌های آقایان دکتر موسی نجفی و موسی حقانی و جعفریان خوب است. موفق باشید
3510

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام اینجانب جواب سوالم را دریافت نکردم باید چی کار کنم؟//در مورد انتخاب محل زندگی بود
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: باید ایمیل داشته باشید تا این نوع سؤالات که مربوط به امور فردی است به ایمیل‌تان ارسال شود. حال با توجه به این که ایمیل خود را نوشته اید اگر لازم می‌دانید سؤال را بفرمایید تا در خدمتتان باشیم. موفق باشید
3168
متن پرسش
بسم الله با سلام در جلسه تفسیر سوره حمدتان فرمودید: فلسفه با چیستی واقعیت سر و کار دارد، برداشت اینجانب این بود که بالاخره قبول کنم که فلسفه با واقعیت روبرو می شود، ولی با خود واقعیت نه، با ماهیتش، امروز بحثم با یکی از اساتید در این رابطه بود که بالاخره ما در ن ظریات علمی فلسفی_کلامی که می دهیم، با نظر وذهن سرو کار داریم، یا باید بیایم و این را در عرصه ی واقعیت هم اثبات کنیم؟ در مورد فلسفه ی دین معمولا این اتفاق می افتد که برای اثبات معناداری زندگی یا پوچی زندگی، یا موفقیت آمیز بودن جامعه دینداران و اخص مسلمانان در مقام نظر البته از منظر درون دینی موفقیم. حالا من در م‍ولفه های عملی و اثبات مقام واقع این موضوعات مشکل دارم. نمیدانم ساحت فلسفه ی محض با فلسفه های مضاف در همین رویارویی با حقیقت است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: فلسفه‌ی اسلامی نظر به «وجود» دارد ولی به مفهوم «وجود» آن و حکمت متعالیه بعد از نظر به مفهوم وجود به جهت در صحنه‌آوردن عقل و قلب، نظر به حقیقت وجود می‌اندازد. قسمت دوم سؤال اگر در مورد فلسفه‌ی مضاف است که می‌توانید در مقالات و کتب مربوطه دنبال بفرمایید و اگر در مورد نمونه‌های اثبات حقانیت دین در عرصه‌های مختلف است که احتیاج به یک تحقیق میدانی دارد. موفق باشید
2573
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید ، و آرزوی روز افزون برای شما استاد گرامی ، سوالی که داشتم این است که من تازه با شما وسایت شما آشنا شده ام از طریق پسر بزرگوارتان که استاد فقه این حقیر در حوزه بودند و کتاب رجب ماه یگانگی با خدا را خواندم می خواستم راهنمایی بفرمایید من می خواهم همه مطالبی که فرمودید مطالعه کنم از کجا شرو ع کنم و چه کنم در سایت راهنمایی شده اما به دو مدل که خیلی متوجه نشدم خواهش می کنم راهنمایی بفرمایید و برای حقیر دعا بفرمایید از این خواب غفلت بیدار شوم می خواهم بنده خوب خدا شوم چه کنم ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: یک سیر مطالعاتی برای کسانی است که علاوه بر کتاب و جزوه به سی‌دی‌ها دسترسی دارند ولی دومین سیر برای کسانی است که صرفاً کتاب‌ها و جزوات را در اختیار دارند. البته سیر اول بهتر است. موفق باشید
1950

تفسیر قرآنبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم 1.نظر مبارکتان در مورد تفاسیر موضوعی علامه جوادی آملی (حفظه الله) چیست؟ 2.آیا مطالعه آن از اول تا آخر به روشی که حضرتعالی برای مطالعه تفسیر شریف المیزان فرموده اید ، مفید است؟ 3. اگر کسی قصد مطالعه آن را داشت ،‌آیا قبل از المیزان بخواند یا بعد از آن؟ 4. به نظرتان مطالعه آن چه مقدمات علمی ای نیاز دارد؟ من الله التوفیق
متن پاسخ
.باسمه تعالی؛ علیکم السلام: به نظر بنده اگر تفسیر موضوعی حضرت آیت‌الله جوادی«حفظه‌الله» را یا کنار مطالعه‌ی المیزان و یا بعد از آن مطالعه بفرمایید بهتر است. موفق باشید
1029

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و خسته نباشید. استاد من دوبار از طریق این بخش سوالی را از شما رسیدم یک مرتبه ارجاع دادید به مباحث معرفت النفس و ... که مباحث را دنبال کردم اما به طور صریح جواب نگرفتم. دوباره سوال را پرسیدم از همین طریق اما شما پاسخ دادید که قبلا جواب داده اید من دوباره سوالات و پاسخهای موجود در سایت را بررسی کردم به طوری که سرم گیج رفت اما جواب واضحی نگرفتم. میخواستم خواهش کنم حتی اگر قبلا به کسی دیگر در همین سایت پاسخ این سوال را داده اید یکبار برای خدا هم هم به من پاسخ بدهید چون هرچه گشتم چیزی نیافتم. سوالم این است که آیا خدا دوست دارد مثلا ما بگوییم یا امام رضا من فلان حاجت را از شما میخواهم و یا از سایر ائمه حات بخواهیم و یا بیشتر دوست دارد که ما از خودش بخواهیم اما به مقام ائمه قسمش بدهیم. در واقع از ائمه بخواهیم برای ما دعا کنند و یا اینکه بخواهیم حوائجمان را مستقیم خودشان بدهند(با علم به اینکه قدرتشان را از خدا دارند). ممنون.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی عمده توجه ما باید به حضرت حق باشد چون اوست که منشأ همه‌ی کمالات است منتها یک وقت با نظر به امامان معصوم – که آیننه‌ی نمایش کمالات الهی هستند – به حق نظر می‌کنیم و از امام می‌خواهیم مظهر رسیدن لطف خدا به ما شوند که این همان است که می‌گویید: ای امام رئوف شما سبب شوید تا خداوند فلان حاجت مرا برآورده فرماید. اما یک‌وقت نظر به خداوند دارید و متوجه‌اید آن خدا آنچنان لطف دارد که چنین انسان‌های معصومی را پرورانده و لذا می‌گویید: ای خدا به حق لطفی که به حضرت زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» کرده مرا از برآوردن فلان حاجت محروم مگردان. هر دو شکل فوق ممکن است. شما در خودتان ملاحظه کنید از کدام مشرب می‌توانید استفاده کنید. موفق باشید
792

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم مگه خدا نمیدونست که قوم مثلا لوط یا هر قوم ظالم دیگه ای عاقبتشون هلاک شدن است پس چرا اونا رو آفرید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: خداوند انسان‌ها را خلق می‌کند تا در امتحانات الهی هرکس با انتخاب‌های خودش شخصیت خود را بسازد و اگر کسی می‌خواهد به کمال لازم برسد میدان برایش باز باشد و دانایی خدا نقشی در فعلیت‌یافتن شخصیت انسان ندارد، هرکس باید خودش در زندگی شخصیت خود را شکل دهد. موفق باشید
21086
متن پرسش
با سلام: در پاسخ به مخاطبان سایت درباره نامه آقای جوادی آملی فرمودید باید در انقلاب جایگاه هر فرد و جریانی را مشخص کنیم، نه چون مثل ما فکر نمی کنند حذف کنیم، نیز فرمودید ایشان انقلاب و آینده انقلاب را طور دیگری می‌بیند. این بار اول نیست و همواره موضع شما در نسبت با آیت الله جوادی آملی و آقازاده محترمشان در نهایت احترام و با پذیرش نظر ایشان بوده و حتی اجازه ي نقد ایشان را نیز به خود نمی دهید و سالهای فتنه گفتید نمي دانيد علت این مواضع چیست، از طرفی هم اذعان کردید نگاه هاشمی سبب جام زهر به امام و برجام نافرجام و.... شده و اولین بار نیست که نگاه آقای هاشمی را در جایگاه انقلاب اسلامی بی تاریخ می دانید و اولین بار هم نیست که کاپ اخلاق از طرف آیت الله جوادی آملی به ایشان که اوج بی اخلاقی بودند داده می شود. سرتان را درد نياورم. آیا مواضع حضرتعالی در قبال اشتباهات فاحش بزرگان حوزه، و از طرفی طرد احمدی نژاد به انحاء مختلف، گویای نسبی بودن اخلاق و نسبی بودن احترام به افراد ذیل انقلاب و نسبی بودن تکفیر یا حذف و امثالهم در نسبت با خاندان هزار فامیل نظام و حوزه نیست؟ اگر آقای احمدی نژاد نظری کنار نظر رهبری دارد، هاشمی که علنی با رهبری زاویه داشت و هنوز يادمه شما چه تعبيری برای نامه ی بدون سلام هاشمی به آقا به کار برديد. اونوقت چطور آقای جوادی ذیل انقلاب معنی می‌شود ولی احمدی نژاد برود به جهنم، خودش نخواست ذیل زعیم باشد؟! خواهش و تمنا دارم جدای از نگاه های سیاسی، فرض کنید من تماما با شما هم نظرم، وجدانا نوع تعامل شما با آیت الله جوادی و آقازاده ایشان کجا و احمدی نژاد کجا! وجدانا بفرمایید اگر احمدی نژاد فرزند آیت الله جوادی یا آيت الله مصباح بود و اگر احمدی نژاد نسبت خویشاوندی با هر یك از بزرگان یا حلقه های بسته ی نظام یا حوزه داشت، باز هم نسبت به ایشان همانگونه موضع می‌گرفتید؟ آن هم کسی که بارها اعلام کرده برای آرمانهاي امام و انقلاب جان می‌دهد، آیا همانطور که آقای جوادی آملی به زعم شما آینده انقلاب را طور دیگری می‌بیند، احمدی نژاد نمي تواند آینده انقلاب را طور دیگری ببیند؟ ذیل انقلاب بودن برای خاندان فامیلی نظام و حوزه هست فقط؟ خواهش می کنم، التماس می کنم بنده رو ارجاع نفرماييد به پاسخ های نسبتا تکراری که تاکنون فرمودید و تمنا دارم به قول خودتون، باهام هم عالم بشید تا درک متقابل صورت بگیرد سپس پاسخ بدید، شاید روشن شود خون دل ما از چیست ... بنده خیلی روی حرفای شما فکر می کنم و ردشان نمی کنم، خواهش می کنم شما هم روی حرفای بنده فکر کنید، حضرت سلیمان از مورچه هم درس آموخت شاید بنده مورچه ی حضرتعالی باشم. این‌که گفتم شما نظر آیت الله جوادی را می پذیرید، اصلاح می کنم، منظورم قبول داشتن نظر ایشان نیست. منظورم اینه که شما نظر ايشون رو ذیل انقلاب محترم می‌شمارید و معتقديد به عنوان یه معلم میشه از ایشون تعلیم گرفت نه که تماما خودمون رو در اختیار ایشون بذاریم. چرا همین احترام و همین برخورد با آقای احمدی نژاد نمي شود؟ چرا در نسبت با احمدی نژاد نه مسایل اخلاقی و انسانی رعایت می‌شود (همان که در سوال هفته‌های گذشته نوشتم تمسخر شما و خنده و ذوق زدگی حضار و...) نه با احترام چنین تعابیری به کار نميره، شما قبلا گفته بودید ارزش احمدی نژاد به مباحث تئوری و مهدویت و سخنرانی هايش نیست، ارزش احمدی نژاد به این هست که تونست نگاه امام خمینی رو در «عمل» پیاده کنه. خب حالا که فکر می کنید احمدی نژاد ذیل زعیم نیست و نگاهی کنار نگاه آقا برای خودش دارد، بهتر نیست مثل برخوردتان با آقای جوادی، بگویید احمدی نژاد هم مي تواند به عنوان مدیری که با نگاه انقلابی سابقه هشت سال مدیریت کشور و آشنایی با پیچ و خم های مدیریتی کشور و جهان دارد، تعلیم‌گرِ ما باشد نه که تماما خودمان را به او بسپاریم؟ چرا احترام فقط برای آقای جوادی آملی و آقازاده شان و فقط برای آیت الله مصباح هست؟ بنده حقیر طلبه حوزه علمیه قم هستم و به این بزرگان ارادت دارم، ولی چرا بزرگان نظام و حوزه اگر اشتباهات فاحشی بکنند، صرفا یا روششان یا نظرشان نسبت به آینده انقلاب با نظر و روش ما متفاوت است و نباید حذف شوند ولی احمدی نژاد چه روشش متفاوت باشد چه نظرش، تقصیر خودش است و باید تکفیر و حذف شود؟ خواهش خواهش خواهش می کنم بفرمایید اگر احمدی نژاد به هاشمی کاپ اخلاق می داد، اگر روشش در برخورد با مسایل، مخالف روش رهبری و شهید بهشتی بود (اشاره به حرف ضمنی شما درباره آیت الله مصباح)، اگر احمدی نژاد کسی که نامه ی بدون سلام به رهبری داده و به تعبیر شما اعلان جنگ با رهبری کرده را مظهر تمام و کمال اخلاق می نامید، هزاران باره سیاه و سیاه و سیاه نمي دانستند؟ بازم خواهش، تمنا، التماس می کنم بفرمایید اگه آقای جوادی آملی صرفا نظراتی داشته باشند که مثلا کنار نظرات رهبری باشد (مثل نگاه به آینده انقلاب که خودتان اذعان کردید با نگاه آقا متفاوت است...) آیا جراتش هست ایشان را بیرون از ذیل زعیم الهی بدانید؟ به خدا دلم به عنوان طلبه ی دردمند خون است چرا کسی که به زبان خودمانی خارج از حلقه ی فامیلی نظام و حوزه باشد، نه احترام دارد نه ذیل زعیم است نه انقلابی است، سیاه سیاه است، ولی کسی که جزو حلقه‌ی بسته‌ی نظام و احیانا حوزه باشد، هرکه باشد از وزرای دولت روحانی تا آقازاده ی آیت الله جوادی، احترامشان واجب و ذیل انقلاب هستند... این زعیم کیست که سهم خاندان هزار فامیل است فقط. خدایا خدایا به حق گریه های حضرت زهرا (س)، به حق معصومیت حضرت معصومه (س)، حرفای پر از اشکال و نقص من رو هر طوری که صلاح هست به استادمان برسان و ما را کمتر از مورچه‌ای ندان که برای حضرت سلیمان حامل پیام بود. الهی آمین.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتما می‌دانید آن‌چه را ما می‌توانیم در بیان آوریم بخش کوچکی است از آن چیزی که نمی‌توانیم در بیان آوریم، اما درون ما از آن باخبر است. پس هیچ‌گاه پرونده‌ی سخن در امور حقیقی بسته نمی‌شود، به‌خصوص ما در تاریخی واقع شده‌ایم که روح آن تاریخ ما را در برگرفته و باید تلاش کنیم خود را با آن هماهنگ سازیم تا فهم ما از یکدیگر و گفتگوی‌مان بیرون از تاریخ‌مان نباشد که در آن صورت عملاً از افق درونی خود فاصله گرفته‌ایم، و به جهت گسستی که پیش می‌آید سخنان‌مان برای همدیگر نامفهوم می‌شود. و تنها با فهمِ حضور تاریخی است که می‌توان از این گسست رهایی یافت، به شرطی که احساسِ حضور تاریخی را که همان «اگزیستانسِ» ما در این دوران است زنده نگه داریم، و ببینیم در درون گوینده‌ی متن چه می‌گذرد! که البته تا ما از «خود» بیرون نیاییم و به آن وجهِ بنیادین خود که در این تاریخ ما را در برگرفته، نظر نکنیم؛ نمی‌توانیم احساس هم‌سخنی و دیالوگ لازم را نزد هم داشته باشیم.

با توجه به آن‌چه در بالا عرض شد؛ نمی‌دانم چرا آن نوع سخن‌گفتن که در آن متن پیش آمد را، اخلاق نسبی قلمداد کردید؟! مگر حقیقت، در اخلاقی که مبتنی بر نشان‌دادن جایگاه افراد است، انکار می‌شود؟ فراموش نفرمایید آقای احمدی‌نژاد، فرزند انقلاب بود و در جایگاه خرازی و باکری قرار داشت و مقام معظم رهبری سخن او را گفتمان انقلاب معرفی کردند. حال چرا باید ایشان را با امثال آقای هاشمی مقایسه کنیم و بعد بخواهید جایی در عرض آن‌ها برایشان در نظر بگیرم؟! مگر این نوع مقایسه‌ها جایی برای تفکر و گفتمان باقی می‌گذارد؟ آیا اگر باکری، باکری نبود باید هاشمی باشد؟!

مگر می‌شود بنده از آن جهت که سخنان امثال شما را روح تاریخ خود می‌دانم و تاریخ خود را مظهر اراده‌ی الهی می‌شناسم، بر سخنان شما تأمل و تفکر نکنم؟

احمدی‌نژادِ اول، متذکر افق انقلاب به سوی تعالی انسان بود تا در آن بستر، عدالت ظهور کند و در حال حاضر تبدیل شده است به نوعی مطالبه‌گری اقتصادی، آن هم در ساحت اپوزوسیون و این با عقلانیتی که بتوان به کمک اهداف انقلاب آمد، نمی‌سازد مگر آن‌که آقای احمدی‌نژاد دیگر نخواهد احمدی‌نژاد باشد و بخواهد آقای هاشمی باشد.

چقدر امید داشتم که آقای احمدی‌نژاد آن سرمایه‌ای شود که شما به دنبال آن برای ایشان بودید.

انتظار بنده از شما، تفکری است که به صورت نرم و نه به صورت تخریبی، کار را جلو ببرد. آیا نباید به آخرین جمله‌ی جواب سؤال شماره‌ی21057 فکر می‌کردید تا این آخرین اعتراض را نمی‌نمودید؟! آن‌جا که عرض شد: «رفیق سالکی داشتم که انصافاً در بعضی از امور باطنی و صفای روحانی مورد حسرت بنده بود، با این حال به طریقی حضرت امام به ایشان خبر داده بودند که فرزندم را جهت تربیت به شما نمی‌سپارم ». موفق باشید

18657
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: بنده برای یک فعالیت در فضای مجازی در مورد شخصیت حضرت زهرا (س) احتیاج به همفکری شما دارم، یکی اینکه خصوصیات حضرت رو با اولویت بندی ذکر بفرمایید، و برای هر کدام مصداقهایی در همین قرن معاصر چه مسلمان و چه غیر مسلمان بفرمایید تا برای مخاطب ملموس باشد؛ بدلیل حساسیت بالای موضوع از شما کمک خواستیم که انشاءلله به بیراهه نرویم. متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه با توجه به این‌که فایل ورد کتاب‌های «بصیرت فاطمه زهرا«سلام‌اللّه‌علیها» و «مقام لیلة القدری فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها» بر روی سایت هست می‌توانید نکاتی را از آن انتخاب کنید به‌خصوص از مقدمات آن دو کتاب. و آن‌ها را در معرض نگاه کاربران قرار دهید. موفق باشید   

17173

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
حضرت استاد سلام علیکم: جریان موسیقی انقلاب امروز بسیار بی کیفیت است و تاثیرگذاری لازم برای نفوذ فرهنگی را ندارد. بنده در صفحه شبکه اجتماعی ام به تبلیغ موسیقی خوب اعم از موسیقی های بی کلام و ... به موسیقیدانان انقلابی می پردازم که مورد توجه عموم هم قرار گرفته. آیا این مسئله مشکلی از نظر جنابعالی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده برای ابتدای کار نیاز است. موفق باشید 

16406

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت جناب استاد بزرگوار: جناب استاد من فردی مجرد و مومن و با تقوایی هستم و در هیچ زمینه ای نیز مهارت خاصی ندارم (البته استعداد خوبی برای یادگیری حرفه ای نیز ندارم و مجبورم کارگری کنم) و سرمایه چندان مورد قبولی نیز ندارم. با توجه به اینکه شغل یک فرد، در ایمان و شخصیت آن تاثیر بسزایی دارد، بنابراین در رابطه با شغل خیلی مردد و سردرگم هستم، چون نمی خواهم ایمانم تحت تاثیر شغلم از بین برود من چند تا سوال داشتم: 1. آیا شغل های سطح پایین و پست مانند رفتگری یا نظافتچی یا سرایداری برای یک فرد مومن حلال است؟ 2. آیا در صورتی که کارفرمایم انسان جاهل و کافر باشد ترک شغل ضروری است؟ البته در تهران اکثر کارفرما ها جاهل و کافرند. 3. ایا شغل ها تاثیری در ایمان افراد ندارند و آدم باید خودش در محیط کار با ذکر و یاد خدا از تاثیر شغل و افراد بی ایمان در محیط کار در امان بماند البته سخته؟ 4. من قالیبافی نیز بلد هستم و درآمدش بسیار کم است. آیا به درآمد بسیار کمش در روستا اکتفا کنم یا اینکه به تهران رفته و در شهر غریب مشغول کارگری شوم؟ 5. توصیه جنابعالی برای انتخاب شغلم چیه؟ آیا مومن باید از شغل های پست و سطح بسیار پایین مانند رفتگری، نظافتچی و عملگی و ... دوری کند؟ یا اینکه مهم نیست؟ 6. آیا شما می شناسید افراد و شخصیت های بزرگی باشند ولی کارگری و به کارهای پست و بی ارزشی نیز مشغول شده باشند؟ 7. آیا اگر آشنایان و دوستان در رابطه با شغلم پرسیدند آیا عنوان شغلم را مخفی کنم و دروغ مرتکب شوم و یا بی ریا عنوان شغلم را بگویم مثلا بگویم آبدارچی یا نظافتچی یک شرکتم؟ 8. نظر دین مقدس اسلام در رابطه با شغل چیه (منظورم شغل های پست و کم ارزش است). 9. آیا به نظر جنابعالی یک فرد مومن یک شغل با درآمد بسیار پایین و مستقل داشته باشد ارزشمند است یا این که در شهر غریب مشغول کارگری با درآمد بالا باشد و ایمانش را به تضعیف کند؟ 10. البته معمولا عوام و افراد غافل می گویند که عنوان شغل مهم نیست شما باید صادقانه کار کنید و این کارها دزدی که نیست! بنابراین جواب سوالاتم را می خواهم از زبان عالم دینی با بصیرت و عارف بشنوم. خواهش می کنم برای رضای خدا راهنمایی ام فرمایید و در رابطه با شغل و ماهیت شغل و حضور افراد بی ایمان و غافل در محیط کار و ... بیشتر توضیح دهید. ان شاءالله خداوند شما را با امامان مان محشور فرماید ان شاءالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در شغل، آن‌چه مهم است طلب رزق حلال و خدمت به مردم است و بنده کسانی را می‌شناسم که مشغول همین نوع شغل‌های ساده هستند و در مسیر دینداری و تقوا، در سلامت و کمال به‌سر می‌برند. حال چه کارفرمایِ شما آدم بدی باشد یا آدم خوبی. شما طبق قراردادی که با او می‌بندید، کاری را به عهده می‌گیرید، مگر آن‌که آن کار، کار حرامی باشد. می‌ماند که اگر در شهر خود با درآمد کم زندگی‌تان می‌گذرد بهتر است که در شهر خود باشید. و انسان هرگز نباید شغل ساده‌ی خود را از بقیه پنهان کند. موفق باشید

14880
متن پرسش
با سلام: استاد در قسمتی از کتاب شرح 10 نکته از معرفت نفس می فرمایند: اكثر قريب به اتفاق بيماري‌ها به اين صورت شروع مي‌شود که ابتدا روحِ انسان آماده‌ي پذيرش آن بيماري مي‌شود و سپس آن را به جسم سرايت مي‌دهد و جسم مريض مي‌شود و يا ابتدا روح از تعادل خود خارج مي‌شود و بدنِ خود را درست تدبير نمي‌کند و آثار آن عدم تدبير آن است که عضوي از اعضاء بدن نمي‌تواند به حرکت طبيعي خود ادامه دهد. سوال بنده این بود که بیماری هایی که ائمه و پیامبران دچار آن می شدند مانند بیماری امام سجاد (ع) در کربلا و .... چگونه با این مسئله تطبیق داده می شود؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در مورد امام سجاد«علیه‌السلام» می‌دانید؛ آن بیماری به اراده‌ی خاص الهی واقع شده بود تا وظیفه‌ی جهاد از دوش حضرت برداشته شود. در مورد سایر اولیاء معصوم نیز باید قضیه از همین قرار باشد. البته این غیر از بیماری‌هایی است که در اثر عوامل خارجی مثل «زهر» پیش می‌آید. مفصلِ این نکته را در کتاب «خویشتن پنهان» می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید

14329

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: الان بنده که بیش از نیمی از آثار شما را کار کرده ام و الحمدلله همیشه مانوس با آثارتان هستم. آیا می توانم آرام آرام به کتب آیت الله العظمی جوادی آملی حفظه الله رجوعاتی داشته باشم یا فهمش سخت است؟ (منظورم چند آثار فوق تخصصی ایشان نیست). الان چهل کتاب از این بزرگوار دارم ولی بخاطر استاد صبر کردم و نخواندم و فقط آثار استاد را کار کردم تا استاد امر فرمایند چگونه بخوانم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی امید بنده آن است که فکر و ذهن مخاطبان خود را جهت فهم اندیشه‌های امثال آیت اللّه جوادی و حضرت علامه«رحمت‌اللّه‌علیه» و نهایتاً حضرت امام«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» کرده باشم. به آثار آن بزرگان رجوع کنید، إن‌شاءاللّه خدا کمک می‌کند. موفق باشید

13456

راز رجعتبازدید:

متن پرسش
با سلام: چرا همانگونه که سیر ایمان و کفر برخی از افراد با رجعت تکمیل می شود و برخی دیگر در قیامت. چرا این امر برای همه انسان ها به یک باره در رجعت صورت نمی گیرد؟ مگر کسانی که در ایمان و کفر کامل بوده اند و دوباره رجعت می کنند نمی توانستند این سیر را در قیامت طی کنند تا دیگر نیازی به رجعت نباشد و یا چرا سایر افراد نمی توانند رجعت کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قیامت، دیگر امکان عمل نیست. لذا شخصیت‌هایی که به جهت شرایط زندگی‌شان نهایت اراده‌ی خود را نتوانسته‌اند به فعلیت برسانند، امکان این کار برایشان در رجعت هست. به همین جهت می‌فرماید مؤمنین محض و کافرین محض که اراده‌های نهایی کفر و ایمان را دارند، در رجعت برمی‌گردند تا آن اراده‌ها را صورتِ فعلیت بدهند و جبهه‌ی نهایی تقابل حق و باطل نیز، ظهور کامل نماید. موفق باشید

12871

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: میشه لطف کنید اندکی در مورد تجرد در برزخ و ابعاد آن توضیح دهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم اگر بعد از مطالعه‌ی کتاب «ده نکته» و شرح صوتی آن به شرح کتاب معاد رجوع فرمایید، موضوع مورد سؤال به‌خوبی برایتان حلّ می‌شود. موفق باشید

11188
متن پرسش
سلام در خصوص ارتباط با دوستان مشکل دارم. خیلی به من کم محلی می کنند. کسی با من دوست نمی شود. و مدام فکرم مشغول این موضوع است و الان این مشکل حتی به دینداری من نیز آسیب رسانده و اعتقاداتم را شل کرده. علاوه بر آن زندگی نیز برایم سخت شده و این در صورتی است که قبلا اینطور نبوده. خواهشا ینده را راهنمایی بفرمایید. با تشکر از استاد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد چیزی نمی‌توانم بگویم. این موارد را باید با کسانی که شما را می‌شناسند در میان بگذارید. . موفق باشید
9425
متن پرسش
سلام: با توجه اینکه رئیس صدا و سیما از سوی رهبر معظم انقلاب منصوب میشود، چرا برخی اوقات عملکرد صدا و سیما با فرامین ایشان در تعارض است؟ استاد عزیر؛ سری قبل سوالی مبنی بر علت رشد فساد در ادارات و سیستم اداری کشور، از شما پرسیدم که در جواب فرمودید که هنوز روح قرآن در این ادارات دمیده نشده است. ولی وقتی در مکانی عمومی مانند تاکسی، چنین مباحثی مطرح میشود، شخص مقابل با جوابی که شما دادید قانع نمیشود. باتشکر
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: برای رسیدن به اهدافی که انقلاب اسلامی در نظر دارد فرآیندی در میان است و آرام‌ارام ذهن‌ها متوجه آن می‌شود. شاید عرایضی که در شرح سخنان دکتر داوری در مجله‌ی «سوره‌ی اندیشه» در شماره 76 و 77 داشتم کمک کند، البته در اسرع وقت آن مطالب در قسمت یادداشت ویژه‌ی سایت قرار خواهد گرفت. در ضمن سیاست‌های کلّی صدا و سیما توسط شورایی اداره می‌شود که نمایندگان سه قوه در آن شرکت دارند. موفق باشید
8058
متن پرسش
سلام استاد، چقدر میشه به استخاره تکیه کرد؟ اگر به ظاهر انسان همه درها رو به روی خودش بسته ببینه و فکرش دیگه به جایی قد نده و با این حال به قرآن پناه بیاره و از خدا با تضرع طلب هدایت بکنه و به قرآن تفأل بزنه چقدر میشه به این استخاره اعتماد کرد؟ اساسا شیطان میتونه در این مورد تصرف کنه و مثلا باعث بشه صفحه ای باز بشه و آیاتی بیاد که ما رو دچار اشتباه در تصمیم گیری بکنه؟ مثلا استخاره کنیم و آیاتی بیاد که نوید وعده هایی رو بده، آیا میشه به این وعده ها تکیه کرد؟ اگه در یه مکان مقدس مثل امام زاده استخاره بگیریم چی؟ امکان تصرف شیطان هست؟ اگه در مجاورت قبر شریف و بالای سر امام رضا باشیم و استخاره بگیریم با همون حال تضرع و ببینیم به ظاهر آیات دارن همون وعده های قبلی رو تأیید میکنن چی؟و ازطرفی ببنی این وعده ها با نشانه هایی اومده که قابل انطباق با واقعیت هست، سؤال اصلیم اینه که آیا شیطان قدرت تصرف در این استخاره ها با این شرایط روحی(درحال تضرع به درگاه خداوند و توسل به اهل بیت)و در این مکانهای شریف رو داره؟وهمچنین قدرت تصرف برای انطباق آن نشانه های موجود در آیات با حوادث و واقعیت ها به قصد به بازی گرفتن وهم و خیال ما رو داره؟ در این صورت نقش هدایت الهی چی میشه ؟آیا خداوند ما رو با این حال رها میکنه و بدست شیطان میسپاره در حالی که ما به قرآن و اهل بیت پناه آوردیم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: هدایت الهی از طریق قرآن و عقل و عالمان دین در دنیا محقق شده. استخاره به خودی خود حجت نیست مگر این‌که مضطر باشید و برای این‌که بالاخره بی‌اقدام نباشید استخاره کنید و همین اندازه باید روی آن حساب کرد و هرگز نباید فکر کرد چون استخاره خوب آمده پس حتماً آن کار درست بوده. به تعبیر علامه طبا طبائی حتی پشت به استخاره پشت به قرآن نیست.موفق باشید
نمایش چاپی