بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17923
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز من چندین کتاب زیبای شما را خوانده ام، سوال اینکه آیا کتاب مبین با لوح محفوظ فرق می کند؟ و اینکه شما در مورد لوح محو و اثبات فرمودید که از لوح محفوظ تقدیرات به ظهور آمده و یکی پس از دیگری اثبات شده و محو شده و می روند، در روایتی خواندم که نوشته بود لوح اثبات اعمال ثبت شده است و اگر اعمال خوبی یا بدی انجام دهیم اعمال خوب و بد قبلی قابل محو یا اثبات است، یعنی در این روایت محو و اثبات را به این معنی گرفته اند. من در اینجا نفهمیدم که این لوح محو و اثبات کدام یکی می شود. خواهشا راهنمایی فرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: لوح محفوظ که مقامِ ثابتات است – مثل مقام عقل انسانی – با لوحِ محو و اثبات که محل تغییرات است – مثل ذهن انسان – فرق دارد و بحث آن تخصصی‌تر از آن است که در محدوده‌ی سؤال و جواب روشن شود. إلاّ این‌که در اسفار ملاصدرا به طور خاص و در المیزان به طور موردی آن مطلب را دنبال کنید. موفق باشید

17379
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد بهتر از جانم: با تشکر بابت بذل عنایت به سوالات مطرحه سعی می کنم زیاد مصدع نشوم. ولی امر مسلمین مشکل کمبود جمعیت را طرح و امر به حرکت درستی در این باره فرموده اند؛ حقیر نیز در خود احساس وظیفه و تکلیف می کنم و از نظر خودم که ان شاءالله تصحیح بفرمایید اصلا رسالت خانواده را غیر از این نمی بینم یا حداقل مهم ترین رسالت این است. با عنایت به عرایض دو سوال دارم از خدمتتان: 1. چقدر رضایت زن و شوهر در این داستان مهم و دخیل است؟ یعنی اگر یکی راضی نباشد به هر دلیل. 2. اگر مشکلی که یکی از زوجین از لحاظ عقیدتی مثلا توکل ضعیف به خدا باعث این نارضایتی باشد چه باید کرد؟ ضمنا حقیر صاحب دو فرزند دختر 7 ساله و 2 ساله هستم. خدا خیرتان دهد. یا علی مدد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال عنایت داشته باشید که بحث در رابطه با احساس وظیفه‌ای است که خانم‌ها نیز در این شرایط باید بدان نظر کنند وگرنه اگر بدون رضایت آن‌ها در این موارد اقدام کنید، ابداً آن نتیجه‌ای که به دنبال آن هستید، را به دست نخواهید آورد. البته خوب است که خانم‌ها متوجه باشند که نیاز روحی آن‌ها نیز در داشتن کودکی است که به عنوان نمک زندگی همواره در مقابل ما نشو و نمو داشته باشد. بسیاری از افسردگی خانم‌ها به جهت غفلت از این مسئله است. در حالی‌که هر کودکی رزق خود را به همراه می‌آورد. موفق باشید

14710
متن پرسش
با سلام: اینکه گویند روح مخلوق بی واسطه است به چه معناست؟ روح را می دانم اما این بی واسطه بودن را نفهمیدم. آیا مقام اسماء بالاتر از مقام عقل است؟ آیا مقام فرشتگان است و نسبت آن با روح؟ آیا روح جمیع اسماء است؟ و سوال آخر در مورد مقام محمود پیامبر (ص) است که خداوند قول اعطای آن را به پیامبر دادند. می خواستم جایگاه این سخن را نسبت به «الحمدلله رب العالمین» بدانم که مقام محمود بودن پیامبر (ص) در چه درجه ای است؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به بی‌واسطه‌بودنِ مخلوقیت روح، باید مقام روح را مقام جامعِ احدی اسماء دانست که واسطه‌ی بین تعیّن اول و تعیّن ثانی است 2- مقام محمود یعنی مقامی که کاملاً مورد پسند حق است. موفق باشید

14449
متن پرسش
سلام: در حوزه علمیه ما چند تن از آقایان طرفدار سید صادق و ضد امام هستند که دارند بین بچه ها و اساتید اختلاف می اندازند. به طوری که جلوی اساتید خود را لو نمی دهند و به شدت چرب زبانی می کنند. و حتی به دروغ علنی خود را آقایی و طرفدار امام می خوانند. ولی وقتی اساتید می روند شروع می کنند به توهینهای بی شرمانه به عرفا و آقا و امام. کار دیگری هم می کنند. اینکه: آنهایی را که طرفدار حضرت آقا هستند و دقیق هستند را شناسایی می کنند و می روند نزد اساتید و مدیر تهمت به اینها می زنند. مثلا یکیشان بنده را شناسایی کرده بود و رفته بود به مدیر گفته بود: فلانی خیلی ضد ولایته. چطوری در حوزه نگه داشتید او را؟ استاد بنده می دانم که تا خدا نخواهد چیزی واقع نخواهد شد. و از این قضایا ناراحت نیستم. بلکه می ترسم اینها رشد کنند و در حوزه هم رشد کنند. 1. حال مانده ایم چه کنیم؟ سکوت کنیم؟ مقابله کنیم؟ واقعا در حیرتم که چه کنم؟ 2. غیبت چنین افرادی جایز است؟ ما می خواهیم به بقیه بگوییم حواسشان را در مدرسه بیشتر جمع کنند لا اقل.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید خود را مشغول این افراد و این افکار بکنیم. سعی کنید با نشان‌دادنِ شخصیت علمی خود و جدّیت در امور طلبگی، معنای حضور یک انسان وِلایی را بنمایانید. و در مورد اطلاع‌دادن به بقیه اگر مطمئن شدید که نسبت به شیعیان انگلیسی گرایش مثبت دارند، در حدّی که دلیلِ کافی برای این‌کار خود داشته باشید؛ رفقای خود را روشن کنید. موفق باشید

14440
متن پرسش
سلام: جناب آقای حسن زاده آملی در هزار و یک کلمه ظاهرا می فرمایند: پس از معصومین کسی مانند آقای قاضی نداشته ایم. استاد بنده نمی دانم چطور جمع کنم بین این نظرات. کسی می گوید آقای قاضی. کسی می گوید امام (ره) کسی می گوید علامه طباطبایی. بالاخره کدامشان بزرگتر بوده اند؟ به نظر خودم اصلا این نوع مقایسه ها غلط است. آنقدر اینها به هم نزدیک هستند که زیاد معلوم نمی شود. فکر کنم نظر آقای حسن زاده هم اثبات آقای قاضی بوده بدون کم کردن آنهای دیگر. درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احسنت! حتماً همین‌طور است. این‌ها هرکدام گل‌های بوستان محمدی«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» هستند و هرکدام بویی از آن انوار الهی را به مشام جان می‌رسانند. موفق باشید

14055
متن پرسش
با سلام بهترین کتابی که برای شناخت نبی مکرم صلوات الله علیه و اله پیشنهاد می فرمایید چیست . خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کتاب «صلوات بر پیامبر«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله»؛ عامل قدسی‌شدنِ روح» بتواند جوابگوی سؤال جنابعالی باشد. موفق باشید

13960
متن پرسش
سلام علیکم: لطفا اول متن زیر را مطالعه کنید سپس بنده سوال خود را در انتهای متن از شما می پرسم: بر همۀ ما فرض است که خود را خدمتگزار حجّت خدا در زمين، حضرت بقية¬الله بدانيم و براي او کار کنيم. اين والاترين طريق خدمتگزاري به دستگاه خداوند است. اما تذکّر به اين نکته لازم است که در اين راه، هرگونه مني و مايي، نفساني و شيطاني است. گروه به راه انداختن، رأيت بلند کردن، حضرت را مال خود و متعلّق به خود و در فکر فرقۀ خود و نامهربان ديدن با ديگران، مدّعي ارتباط خاص با حضرت شدن و خود را محل عنايت ايشان دانستن، بانگ برداشتن به اينکه حضرت ما را قبول دارد و از اين قبيل کارها، همه و همه، کارهايي بچه‌گانه است، فريب دادن جوان‌ها (که به تعبير روايات يتيم‌اند، چون پدرشان امام زمان در غيبت است) و بازي کردن با مردم درست نيست. به‌طورکلي، دسته و گروه به راه انداختن و مردم را به آن دعوت کردن، مصداق اين آيه است: « فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ» (حقيقت را ميان خود تکه‌تکه کردند و هر گروهي به آن چيزي خشنود است که اعتقاد اوست). گروه گرايي و تشکيلات، با مقصد دين منافات دارد که رها کردن انسان‌ها از حدود و قيودِ بشرساخت (ساخت بشر) است. جمع شدن عدّه اي آدم ناقص دور هم، مقدمۀ شکل گيري خودخواهي جمعي است و نتيجه‌اش مسخ تدريجي اعضاء است که در آخر، به از دست دادن قدرت نقّادي و انصاف منجر مي شود. داشتن احساس بر حق بودن و افراط در آن، اساس اخلاق تشکيلاتي است. ازاين‌رو، اسارت در دام غير معصوم پيش مي‌آيد که به شکل خزنده و تدريجي، به شرک در ولايت معصوم ختم مي شود: « اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّه» (بزرگان و رؤساي خود را بجاي خدا پرستيدند). همچنين هر تشکيلاتي براي بقا ناچار است که روي اختلافاتش با ديگران تأکيد کند و اين، موجب تفرّق و کثرت گرايي بيش از پيش ميان جمعيت مسلمانان، بلکه مؤمنان مي‌شود و فاصله گرفتن از کلمه سواء را موجب مي‌شود که قرآن به آن دعوت کرده و حتي يهود و نصارا را به آن فراخوانده است و با روح دين ناسازگار است: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى‏ كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» (بگو اي اهل کتاب، به سوي کلمه اي بياييد که ميان ما و شما مشترک است و آن اينکه جز خدا را نپرستيم و برايش شريک قرار ندهيم و بعضي از ما بعضي را ارباب نگيرد. پس اگر نپذيرفتند، بگوييد شاهد باشيد که ما تسليم اين امر هستيم. علامه طباطبايي اين آيه را خلاصه تعاليم قرآن مي‌دانستند). و اين تشکيلات بعضاً باعث مي‌شود که در اثر استحالۀ تشکيلاتي، خير مطلق به شر مطلق تبديل شود؛ مسئله‌اي که فهم آن علم و فضل چنداني لازم ندارد و کمي فراست و شعور مي خواهد. معرفت ساده و بسيط فطري در پيچ و خم تشکيلات، به ايدئولوژي پيچيده اي تبديل مي شود که معمولاً، براي حفظ آن بايد از نقّادان و در نتيجه، از بدنۀ جامعه آن را مخفي کرد و نوآموزانِ تشکيلات را نيز اندک اندک و قطره قطره با آن آشنا کرد تا در گذر زمان روحشان رنگ بگيرد و فکرشان خاموش شود و قدرت مخالفت پيدا نکنند. از آفات ديگر تشکيلات ديني تبديل معرفت عمل گرا به انديشه اي کلامي و نظري است که منبعث از فقدان آشنايي فريفتگان تشکيلات با نمونه ها و الگوهاي عملي تربيت ديني است. در تشکيلات، نظام ارزشي، تقوا و علم ملاک نيست، بلکه خدمت بيشتر به تشکيلات ملاک است. علت جذب افراد به تشکيلات نيافتن مبنا و روشي جامع براي زندگي، به علاوۀ نياز عاطفي به گروه مرجع براي تأييدطلبي و احراز هويت است که علت اولي، جهل به قرآن و علت دومي، نقص در توحيد است. و آنچه به اين هر دو دامن مي زند، بي ارتباطي با اولياي خداست. اصولاً، اگر کسي به صاحب نَفَسي دست يابد، مفتون بساط گروه‌ها، احزاب و دسته‌ها نمي شود تا به‌جاي صرف زندگي اش در سلوک الهي، آن‌ را در راه خدمت به منافع تشکيلات يا دنياي رؤساي آن صرف کند و زمان کسب علم و فضيلت را به دنبال نخودسياه و در پي کسب آفرين و تشويق آنان تباه کند. خلاصۀ کلام: از اين آفات رستن، معمولاً غير ممکن است و ثمرۀ آن انسان‌هايي است کوچک، تعالي‌نيافته و خردشده در پس افکار مرجع فکري. بنابراين، بايد مراقب بود که علوم الهي را وسيلۀ مني و مايي قرار نداد و خود و بندگان خدا را معطّل نکرد. به نظر شما این یک آسیب شناسی واقع بینانه از کار تشکیلاتی نیست؟ اصلا جایگاه عرفان در ساخت تمدن اسلامی کجاست؟ اصلا چطور میشه توحید رو در تشکیلان بصورت جزئی وارد کرد؟ اصلا در تشکیلات بدون داشتن مومن و ولی خدایی میشه به سمت توحید رفت؟ جایگاه مسلک عرفانی به عنوان گفتمان غالب در تشکیلاتی به وسعت یک تمدن اسلامی کجاست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است و این یکی از آفات تشکل ها است ولی این ربطی به تمدن اسلامی ندارد که می‌خواهد جامعه‌ای ایجاد کند تا حکم خدا در مناسبات فردی و اجتماعی جاری باشد و عرفان نیز چیزی جز توحید عمیق نیست همان توحیدی که علی«علیه‌السلام» در نهج‌البلاغه متذکر آن هستند و برای جامعه‌ی اسلامی مفید است. موفق باشید

13620
متن پرسش
با عرض سلام و عرض تسلیت این ایام: اینجانب اعتقاد و نگاهی به امام حسین و عاشورا دارم که می خواهم خدمت شما عرضه کنم تا درستی یا نادرستی آن را بفرمایید: باور من این است که امام حسین علیه السلام برای خدا و به خاطر عشق به خدا از همه چیزش گذشت و برای امام حسین اینگونه به شهادت رسیدن یک افتخار است و دیگر یاران امام حسین علیه السلام هم خودشان را فدای امام خویش کردند و به خاطر عشق به امامشان اینگونه شهادت را پذیرفتند و برای آنها هم یک افتخار است و گریه های حضرت زینب (س) را گریه خواهر برای برادر نمی دانم بلکه گریه در فراق ولی و رهبر خویش است. و معتقدم اگر به ما دستور دادند که هر ساله به یاد این مصیبت عظمی باشیم برای این است که ما هم این چنین درس عشق را یاد بگیریم و در حقیقت چگونه زیستن را یاد بگیریم که هر لحضه باید فدایی امام خویش باشیم اما گریه برای آن حضرت گریه برای عقب ماندگی خودمان است گریه ای است که چرا نبودیم و در رکاب او شهید شویم نه گریه برای اینکه چرا امام را شهید کردند یا برای اینکه آبش ندادند. و اگر می گویند مصیبت عظما به خاطر این است که عده ای که تعدادشان هم کم نیست با کمال بی شرمی در مقابل امام خود ایستادند و حرمتش را شکستند و نفهمیدند که این امام از جان خودشان هم عزیز تر است و این هم جای گریه دارد. به خاطر این اعتقادم نمی توانم پای هر روضه ای بنشینم و هر نوحه ای را گوش دهم از نوحه های صرفا عاطفی و اینکه فقط به زخم های حضرت اشاره می کند بدم می آید یعنی اینقدر حالم بد می شود که تا چند روز نمی خواهم پای مجلس امام حسین علیه السلام بروم. سوال دیگری از محضر شما دارم من قلبا خدا و پیامبر، ائمه و امام خمینی و حضرت آقا را دوست دارم هنگام پخش صوت قرآن، دعا، و مجلس امام حسین احساس کنده شدن از جایی را دارم که به شدت بی تابم می کند و دوست دارم به آنجا بروم و آرزویم هم رسیدن به آنجاست. حتی گاهی به خدا می گویم من دنیا را نمی خواستم و تو برای آمدن من به دنیا عشق امام حسین را در دلم نهادی تا بیایم و اینجا انتقام آن عزیز را بگیرم قلبم می گوید تو باید جوری بمیری که این هزار و چند صد سال عقب ماندگی را جبران کنی. اما در مقام فکر و تفکر نمی دانم چرا به همه چیز شک می کنم و وقتی هم به سراغ استدلال می روم آن اطمینان قلبی که خودم دارم را به من نمی دهند و خلاصه دچار تعارض شدم. راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- نگاه خوبی است. سعی کنید خودتان با شنیدن آن نوحه‌ها، نظرتان را به وَجه قدسیِ آن حادثه معطوف دارید 2- این شک خوب است از آن جهت که وجه متعالی موضوعات مدّ نظرتان قرار گیرد. پیشنهاد می‌کنم «مقالات» آیت اللّه شجاعی را برای خود به‌عنوان یک مبنای فکری مدّ نظر قرار دهید. بنده نیز مختصراً آن را شرح داده‌ام. موفق باشید

12919
متن پرسش
با سلام: 1. می توانیم بگوییم معراج پیامبر (ص) اتحاد مقام نفس ایشان با مقام نوریشان است و مقام نوری همان مقام او ادنی است؟ 2. آیا می توانیم بگوییم امامان هم مثل پیامبر (ص) معراج دارند؟ 3. آیا حقیقت قرآن بدون واسطه جبرائیل بر ائمه (ع) نازل می شود؟ 4. آیا ما می توانیم در سیر تکاملی مان به مقام روح برسیم و اگر اینچنین است که دیگر فرقی با معصومین نخواهیم داشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- به نظرم حرف خوبی است 2- تصریحی در معراج ائمه به چشم نمی‌خورد 3- بلی! در روایت داریم که حضرت صادق«علیه‌السلام» از سر شب تا نزدیک صبح آیه‌ای را تکرار کردند و سپس مدهوش شدند و فرمودند از خود حق آیه را دریافت کردم 4- در هر صورت صاحب مقام روح پیامبر و ائمه«علیهم‌السلام» هستند و ما در ذیل آن‌ها و تابع آن‌ها می‌توانیم معنای حقیقی خود را بیابیم. موفق باشید

12035

معرفت نفسبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: من حین مطالعه متنی برای جواب این پرسش به دو جواب برخوردم: حقیقت نفس چیست؟ 1. حقیقت نفس، کمالات ذاتی آن (واجدیت نور ولایت تکوینی) می‌باشد که از سنخ کمالات الهی است و حجاب آن: در حقیقت، بدن و تعلقات دنیوی،‌ حجاب معرفت نفس است. نفس با تعلق به بدن، خود و موطن اصلی‌اش و کمالات داده شده به آن را فراموش کرده است. معرفت نفس یعنی آنکه انسان به کمک ریاضت،‌ تعلق نفس به بدن را بکاهد تا نفس به آن سابقه کاملش نزدیک شود. 2. حقیقت نفس، نه کمالات آن،‌ که فقر ذاتی آن است. و حجاب آن، توهم استغناء و ذاتی دیدن کمالات و نور ولایت و غفلت از فقر ذاتی نفس و فراموش کردن آن است. به نظر شما پاسخ صحیح چیست و تقاضا دارم اشکال و اختلافی که در این جواب ها هست را برای بنده شرح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دوی مطالبی که فرموده‌اید در جای خود درست است، زیرا انسان از طریق ریاضت‌ها متوجه فقر ذاتی خود می‌شود. عمده آن معرفت اولیه است که بتوانیم از یک طرف متوجه تجرد نفس بشویم و از طرف دیگر تعلقِ وجودی نفس به حق را بشناسیم. موفق باشید

11027
متن پرسش
سلام علیکم: در میان کتب شما کتاب «آشتی با خدا» واقعا مخلوق عجیبی است؛ شاید بشود گفت بهتر از این نمی‌شد این کتاب نوشته شود. 1ـ علت نامگذاری این کتاب به این نام چه بود؟ یه دار و دسته گنده لات می‌شناسم که با این کتاب داستانی شده اند عجیب. نمی‌دانم تا حالا با این صحنه مواجه شده اید که کسی بر حرفی یا موضوعی اصرار بورزد اما با شنیدن حرفی در عرض کسری از ثانیه سرش را پایین بیندازد و بگوید قبول!!!! خداوند را شاهد می‌گیرم که خودم کسی را می‌شناسم که العیاذبالله خدا را به زور بندگی می‌کند و سر موضوعی لج می‌کرد اما طرف مقابلش تا گفت استاد چنین می‌گوید گفت اگر این را استاد گفته درست است و سرش را پایین انداخت. جالب است که می‌گوید ای کاش بقیه‌ی کتاب‌هایشان را هم مثل آشتی با خدا می‌نوشتند تا می‌توانستم بخوانم. جالب است که نمازهایش هم غلط غلوت است اما .... عجیب آدمی شده! بیشتر از اینکه حرف بزند ساکت است اما تنها چیزی که نمی‌تواند قبول کند توبه است نه اینکه هنوز هم شرور باشد انگار توبه باورش نیست به او گفتم برویم نزد استاد گفت از بوی تعفن من حال استاد بد می‌شود می‌ترسم تا آنجا هستم خدا به ایشان هم قهر کند! جالب است دچار بی‌خوابی شده و بد جوری پریشان است برایش دعا کنید تا به او بگویم شما دعایش کرده‌اید. جالب است دعای خودش این است که خدا عمر مرا کم کند و به عمر استاد اضافه کند. در پایان باز هم می‌پرسم علت نامگذاری این کتاب به این اسم چه بود؟ هر چه بوده ایشان را حیران کرده.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده از آن عزیز پاک طینت تقاضای دعا دارم که برای من عاصی دعا کنند. بنده هم قول می‌دهم برای ایشان دعا کنم تا در سکوت طولانی‌شان به کلماتی دست‌یابند که هرگز در الفاظ نمی‌توان به آن معانی دست یافت. موفق باشید
10266
متن پرسش
با سلام و عرض ارادت: لطفا به این سوال من پاسخ بفرمایید: قبلا به این نتیجه رسیده بودم که انسان یک من دارد و یک تن که اصل هر فردی من او است اما اخیرا مطلبی از حضرتعالی دیدم که فرموده بودید تن انسان از من او جدا نیست و هر کس آن را دو تا ببیند به دوگانگی ذهن و عین دکارت دچار می شود (البته اگر درست فهمیده باشم و درست نقل کرده باشم) لطفا این اشکال من را حل کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: درست فهمیده‌اید که حقیقت انسان‌ها همان منِ اوست. ولی عنایت داشته باشید همین حالا که در محل خود نشسته‌اید این نفس شما است که در تن شما حاضر است و عملاً تن شما مظهر نفس شما است و این غیر از بحث ذهن و عینی است که دکارت می‌گوید و معتقد است عالم ذهن از عالم عین جدا است و نمی‌تواند نسبتی بین صورت‌‌های ذهنی ما و محسوسات خارجی ایجاد کند. موفق باشید
7064
متن پرسش
سلام در دوران ما که افرادی با تفکرات متفاوتی هستند در همه مسائل (فرهنگی تربیتی سیاسی و...)چطور می شود راه درست را تشخیص بدهیم که به انحراف نرویم.آیا در قرآن راهی کلی را بیان کرده است.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن و فرهنگ اهل البیت«علیهم السلام» ملاک است. در ذیل این دو نور ثقلین تفاوت نگاه ها، تنوع را بیشتر می کند بدون آن که کار به تضاد بکشد
6395
متن پرسش
سلام.حضرت استاد در باب دیدن خواب برای افراد نابینای مادرزاد سوال داشتم که آیا آنها هم خواب می بینند ویا خیر ؟واگرمی بینند محدوده ی خواب آنها چه مقداراست وآیا رویای صادقه هم می بینند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در خواب هرکس با صورت‌هایی که در خیال خود دارد مرتبط می‌شود و شخص نابینا نیز با سایر حواس خود صورت‌هایی را در خیال ایجاد کرده و در رؤیای صادقانه نفس انسان با عالم بالا مرتبط می‌شود و مطابق صُور مأنوسی که دارد آنچه از عالم بالا به‌دست آورده است را صورت می‌دهد. موفق باشید
6363

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عیلکم من بر خلاف میل خودم و به اصرار همسرم و خانواده به دانشگاه غیر انتفاعی شهرمان رفتم دانشگاه مختلط است و من نگران این هستم ک ارزشهام و دینم به خطر بفتد استخاره کردم گفتن موجب خوش نامی شما در اینده است خواهش میکنم راهنماییم کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاک تشخیص خودتان است اگر برای دین‌تان نگرانید نباید ورود پیدا کنید. موفق باشید
6345
متن پرسش
سلام ایا اقای شحیطاوی را میشناسید معلم قران ما هستند از دانشجویان شما بوده اگر ممکنه کتاب کر بلا و مبارزه باپوچی ها را در سایت بگذارید باتشکر محمد بالدی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سلام مرا به ایشان برسانید و بفرمایید هنوز آن کتابی که هدیه فرمودند برایم قابل استفاده است. کتاب «کربلا؛ مبارزه با پوچی‌ها» بر روی سایت هست. موفق باشید
4846
متن پرسش
با سلام خدمت استاد و پدر عزیزم که تا به حال کتب وسخنرانیهایشان در زنگی ام خیلی راهگشا بوده؟دست شمارا میبوسم امیدوارم دعای شما پشت سرم باشد یه سوال انتخاباتی داشتم که ایکاش هرچه زودتر جوابش داده میشد//نظر شما پیرامون اقایان حداد عادل قالیباف و ولایتی چیست؟چه مشلاتی دارن؟ایا مشاور رهبری بودن دلیل بر نزدیکی افکار و بینش نیست؟ممنون ملتمس دعای خیر استاد گرانقدر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه خوب‌اند. بنده عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی 4820 عرض کرده‌ام و به نظر خودم جایگاه نامزدها را در رابطه با اهداف انقلاب و تعریفی که از انقلاب دارند روشن کرده‌ام. موفق باشید
3969
متن پرسش
دربارة این استدلال که: «خداوند به همان دلیل که پیامبر فرستاد و امامان را پرورش داد، در زمان غیبتِ امام زمان، فقیهی که بتواند جامعه را درست هدایت کند می‌پروراند.» شما فرمودید که: «این استدلال، هم وجود حجت خدا را ثابت می‌کند و هم وجود سیره‌اش را.». آیا منظور شما از «وجود حجت خدا»، همین حیاتش در دنیا قبل از مرگ طبیعی‌اش است؟ یا وجودش اعم از این که در این دنیا باشد یا در آخرت؟ واضح است که در صورت دوم، این استدلال، وجود پیامبر را ثابت می‌کند، اما وجود امام زمان حی را ثابت نمی‌کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آخرت همه‌چیز روشن است بحث در دنیا است و علم کلام این تعریف را جهت اثبات حجت خدا در دنیا مطرح می‌کند که می‌توان آن را به پرورش فقیه جامع‌الشرایط تسری داد. موفق باشید
3756
متن پرسش
با سلام خدمت استاد ارجمند، 1.در احادیثی ذکر شده است که ظهور حضرت مهدی در روز عاشورا است آیا این احادیث صحیح است؟ 2. روز ظهور در برخی از احادیث جمعه و برخی شنبه ذکر شده است کدامیک صحیح تر است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر احادیثی که مربوط به ظهوراست نیاز به تأویل دارد. ظهور، روز عاشورا است، به اعتبار فرهنگ عاشورایی. و روز جمعه است ،به اعتبار مقام جامعیت انسان کامل. موفق باشید
1683

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد بزرگوار میخواستم از شما بپرسم در حمله ی اعراب به ایران آیا امام علی نیز مشارکت داشتند و با این کار موافق بودند باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام در حمله‌ی مسلمانان به ایران حضرت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» شرکت نداشتند ولی نمی‌دانم به آن شکلی که انجام شد موافق بودند یا نه. موفق باشید
1665

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوارم. استاد، خواهش می کنم خیلی زود جواب مفصلی بدهید ، نگران خودم هستم. از طولانی بودن سوالم عذر می خوام اما همه ی امیدم به جواب شماست. من دختری هستم که به تازگی آخرین امتحانم را دادم و از مهندسی آزاد شدم و جدی تر از قبل به دنبال پیگیری.............. خواهش می کنم حداقل تعبیر خوابی که راجع به دندان هایم بود را بفرمایید. الان که حدود یک ساعت از خوابم می گذرد هنوز هم احساس عجیبی در دندان هایم دارم. مقداری هم صدقه دادم . خدا سایه ی شما را بر سر ما نگه دارد . التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده علم به تعبیر خواب ندارم ولی شواهد نشان می‌دهد در سیر مثبتی قرارگرفته‌اید و انشاءالله تعلّقاتتان کم می‌شود و جنبه‌ی برزخی شما بر جنبه‌ی دنیائیتان غلبه می‌کند. مسیر معرفت‌النفس را ادامه دهید و قصد خود را رجوع به حق قرار دهید. موفق باشید.
1432

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز حدیثی داریم در مورد مخفی بودن شرک در امت اسلام که از مورچه ی سیاه (یا صدای پای آن ) روی سنگ سیاه در ته چاه در شب تاریک مخفی تر است . من به این حدیث باور دارم لذا زمانی برای مبارزه با این نوع شرک کارهایی می کردم مثلا گاهی برای وضو گرفتن در هوای سرد از آب گرم استفاده نمی کردم مبادا نفسم خوشش بیاید یا برعکس آن برای هوای گرم از آب سرد کمتر استفاده می کردم خوب این کارها هم بر آدم از لحاظ بدنی فشار می آورد و هم دغدغه ی ذهنی ایجاد می کند تا جایی که در نماز جماعت مدام باید خود را مورد اتهام قرار دهم که تو داری ریامی کنی . بعد از چندی دیدم که نه رشدی حاصل شد و نه از عبادات حالی حاصل و یک حالت دل زدگی ایجاد می شود از طرفی آدم می بیند یک دفعه که اخلاص حاصل نمی شود و از طرف دیگر با حدیثی مواجه می شود که می گوید خداوند کاری را که ذره ای شرک در آن است قبول نمی کند بااین وصف راه حل چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: شرک آن است که برای غیر خدا در عالَم نقش قائل باشید و شرک خفی هم به همین معنا است منتها به صورتی ظریفتر. و این ربطی به کارهایی که می‌فرمایید ندارد، آن‌چه شما انجام می‌دادید را می‌توان در زمره‌ی مجاهده‌ی نفس قرار داد تا پیرو خواهش نفس امّاره نباشید که راه‌کار خود را دارد و ریا عبارت است از آن‌که یک عمل دینی را به‌جای آن‌که برای خدا انجام دهید برای جلب نظر مردم انجام دهید که هیچ‌کدام از کارهایی که می‌فرمایید ربطی به ریا ندارد. موفق باشید
1371

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. اساتید بر اساس روایتی گفته اند: که اگر به کسی که روزه مستحبی گرفته تعارفی شد، مستحب است روزه اش را همان موقع افطار کند که ثوابی چند برابر دارد؟. 1. این مطلب با مطالبی که شما در باره ی روزه و فلسفه آن فرموده اید جور در نمی آید؟. 2. آیا حتی اگر در حین تعارف، نفسمان هم بگوید بخور باید بخوریم؟. 3. اگر شخصی که به ما تعارف می کند خودش میداند که روزه ایم آیا باز میتوان خورد؟ 4. آیا میشود دو نفر از قبل با هم وعده بگذارند که روزه بگیرند و ظهر به هم تعارف کنند؟ خدا حفظتان کند
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: همین‌طور که ملاحظه می‌کنید موضوع خیلی روشن نیست، نهایتاً می‌توان گفت آن جایی که با افطار خود مؤمنی را خوشحال می‌کنیم بر ادامه‌ی روزه اصرار نداشته باشیم ولی خیلی هم موضوع را پیش پا افتاده نکنیم و خود را از روزه‌داری محروم کنیم به طوری که طرف می‌گفت من هر روز قصد روزه می‌کنم و بعد عیالم می‌گوید بفرمایید صبحانه، روزه‌ام را افطار می‌کنم. چنین چیزی را ما در سیره‌ی امامان ندیده‌ایم. موفق باشید
844

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت جنابعالی با عنایت به مطالبی که در مورد سیر توحیدی حضرت ابراهیم علیه السلام فرمودید و با توجه به مطالبی که قبلا مطالعه نموده ام برداشت من اینطور است که سالک پس از انکه حجاب ذات برای او برطرف گردید سیر در اسماء حق تعالی برای او شروع می شود و این اول سیر توحید الهی است و مقامات اصلی برای عرفا از اینجا شروع می شود سوال اینست که حضرت ابراهیم تا کجا پیش رفتند ایا با عنایت به اینکه می فرماید وجهی لله سیر خود را در تمام اسماء تمام نموده اند یا اینکه نهایت سیر او در یک اسم از اسماء الهیست؟ ثانیا با توجه به اینکه عرفای بزرگوار شیعه علیهم رحمه وجه نظر قلبی انها اهل البیت علیهم السلام می باشند چگونه است بعضی از بزرگواران صاحب همت عظیمه مانند سید مرتضی کشمیری و ملافتحلی سلطان ابادی علیهم رحمه بنا به نظر مرحوم علامه وارد عالم توحید نبوده اند و ظاهرا منکر هم بوده اند ایا همین انکارشان مانع از سیر انها گردیده است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: همچنان که ملاحظه فرموده‌اید حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» همه‌ی مراتب توحید را طی کرده‌اند و نظر به توحید ذات دارند که فاطر سماوات و ارض است و لذا به نورحق به آسمان‌ها و ارض می‌نگرند. بنده در مورد قسمت دوم سؤال جنابعالی جمله‌ای از علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» ندیده‌ام، اگر عین جمله باشد شاید بتوان قضاوت کرد. موفق باشید
711

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت گروه المیزان و استاد عزیز بنده مشکل خیلی بزرگی در بحث ازدواج دارم. قریب به 1 سال است که بنده امادگی خود را نسبت به متاهل شدن به خانواده ام اعلام داشته ام. البته آنها نیز استقبال خوبی داشته و تحقیقات را به خوبی انجام می دادند ولی جواب رد از خانواده دختر می گیریم مبنی بر اینکه دخترمان می خواهد درس بخواند و قصد ازدواج ندارد. حدود10 مورد اینچنین داشتیم. حال بنده با این وضعیت کم کم رو به ناامیدی خواهم رفت و همیشه این فکر در ذهنم بوده که مشکل از طرف من است. خواهشمندم نظر خود را بدهید و در صورت امکان راه حل و چاره مناسبی را برای بنده پیشنهاد کنید. با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام پیشنهاد می‌کنم ملاک‌های خود را عوض کنید و به سراغ خانواده‌های دیگری بروید که بیشتر ایمان داماد برایشان ارزش دارد و در هنگام روبه‌روشدن با دختر طوری سخن نگویید که از شما یک سخصیت سخت‌گیر و متعصب تصور کنند. موفق باشید
نمایش چاپی