باسمه تعالی: سلام علیکم: آسمان دنیا یعنی مرتبهی مجرد و باطنی دنیا، و مصابیحِ آن آسمان یعنی حقایق عقلی مربوط به آن که در سورهی «قاف» و سورهی «حجرات» عرایضی در این مورد شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کتابها و آثار این بزرگان متذکر حقیقت باشند، چرا از آنها استفاده نشود؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال وقتی رسالت تاریخی پیش بیاید خانم نسیبه هم در جبهه و در میان مردان جنگجو حاضر میشود و زخمیها را مداوا میکند و در برههای هم شمشیر گرفته از پیامبر دفاع میکند و زخمی میشود و رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» نهتنها او را از این کار منع نکردند، بلکه فرمودند: «یا نُسَیبه! بارک اللّه فیک». و امروز نیز زنان نمیتوانند از حضور در جامعه خودداری کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسیر رسمی دروس حوزوی را فعلاً با جدّیّت تمام طی کنند و کمتر به حواشی بپردازند تا در همان دروس، قوت لازم را پیدا نمایند و در همان حوزه زمانهایی که برای اخلاق در نظر گرفته شده است را جدّی بگیرند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعا می کنم خداوند توفیق بهترین انتخاب را به شما لطف کند و اگر مصلحت شما حضور در سوریه است تا در آنجا خود را بیابید و آن صدا را جواب دهید، توفیق کامل در این مورد نصیب شما بشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سلامی به وسعت سالهای طولانی که دیدارها به عقب افتاده است و امیدی به وسعت امید سالکان راه حق و حقیقت که یک لحظه در مسیر راه بلند بین عبد و ربّ خستگی به خود راه ندادند. 1- تلفن تماس ندارم ولی از طریق همین سایت میتوانم در خدمتتان باشم 2- از نظر بنده کاملاً مجاز هستید که در مورد جزوهی مذکور هر اقدامی که خواستید بکنید. خوب است که بعد از انجام عملیات مربوطه، نسخهی نهایی برای بنده ایمیل فرمایید تا در ویرایشی در حدّ کتاب بر روی آن کار کنم 3- دعا کنید که توفیق شرح «مناجات خمسه عشر» را خداوند به بنده بدهد 4- عزیزان انتشارات المیزان چنین فکرهایی نسبت به شما نکردهاند، ولی از آنجایی که بناست طرحِ جلد کتابها یکسان باشد، شاید نخواستهاند کار جدیدی صورت بگیرد. ولی اگر جنابعالی طرحی دارید که لازم است عزیزان بر روی آن کار کنند، خوب است آنرا ارائه فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب خاصی در این مورد نمیشناسم و در مورد آیهی مذکور مفسرین میفرمایند عالین مقامی از فرشتههای «مهیمن» هستند که اساساً خطابی به آنها تعلق نمیگیرد. آنها محو جمال حقاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در عرب اینکار به معنای اظهار ذُلّ و فروتنی در مقابل خداوند است و ما با تأسی به حضرت صادق«علیهالسلام» این کار را انجام میدهیم. موفق باشید
باسمه تعالی. سلام علیکم: همچنان که مستحضرید بحث، بحث دقیقی است. آنهایی که بحث «عدم خلقت عین ثابته» را در ابتدای امر دارند، به این معنا است که وجود علمی آن را مدّ نظر قرار میدهند که البته حضرت حق بر اساس آن وجود علمی، آن مخلوق را وجود میدهد. بنابر این، وجود علمی مخلوق برای خود مخلوق با تمام لوازمی که یک مخلوق مختار در خود دارد، در میان است. در این مورد، بد نیست که به بحث «عین ثابته» که در جزوهی «عرفان نظری» است رجوع فرمایید شاید جواب خود را دریافت کنید. آدرس جزوهی مربوطه عبارت است از: http://lobolmizan.ir/leaflet/1344
در ضمن به صورتهای مختلف به موضوع عین ثابته در جواب سوالهای سایت بحثهایی شدهاست؛ خوب است که آن را در قسمت «جستجوی سایت» دنبال فرمایید. موفق باشید
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم:
1- بدون شک، روایت فوق در مورد امامت است ولی به مورد، موجب تخصیص حکم نمی شود همان طور که در اصطلاح گفته می شود «مورد مخصِّص نیست».
توضیح این مطلب آن است که وقتی قضیه ای آورده شود و سپس ذیل آن قضیه، تعلیلی بیاید، آن تعلیل حیطه و دایره ی حکم را مشخص می کند. آری شنیده اید که «العله تعمم و تخصص» یعنی این که علت، موجب تعمیم حکم و یا تخصیص آن می شود. مثال معروفش آن است که وقتی دکتری به مریضش بگوید «انار نخور چون ترش است»، به این معنی نیست که وی، فقط انار نخورد بلکه علتی که در ذیل کلامش آورده است و گفته است «چون ترش است» موجب می شود که حکم (نخور) به هر چیزی که ترش است سرایت کند به این معنی که این شخص هیچ شیء ترشی نباید بخورد و به همین خاطر، به او می گویید سرکه هم نباید بخوری هر چند «سرکه» درعبارت دکتر موجود نبود بلکه به خاطر عمومیت تعلیلی که در ذیل کلامش بود، حکمش را تعمیم دادیم.
خب حال توجه کنید که این روایت، هر چند در مورد امام است، ولی نمی توان مورد را موجب تخصیص حکم دانست بلکه به وسیله ی تعلیل ذیل که عبارت است از «ان الله اذا اختار عبده....» به هر موردی که عبدی از عباد الهی توسط خداوند (بدون واسطه و یا با واسطه ی اولیاء معصومین او) به منصبی گماشته می شود سرایت کرده و حکم تعمیم داده می شود و از این مورد است، فقیه جامع الشرایط که طبق روایات ما به عنوان «حجتی علیکم» به اختیار خدا و به واسطه ی امام معصوم به عنوان حجت بر بندگان منصوب شده است.
آری، احکامی که در این روایت به عنوان امر اختصاصی امام معصوم آمده است (مثل «الْإِمَامُ الْمُطَهَّرُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الْمُبَرَّأُ عَنِ الْعُيُوبِ الْمَخْصُوصُ بِالْعِلْم....») به فقیه سرایت داده نمی شود.
2- بر روی نیابت چنین امامی فکر کنید. اگر این لطف، یک حقیقت وجودی است، پس امری است تشکیکی و دارای شدت و ضعف، لذا صورت تامّ آن مربوط به امام معصوم است ولی مراتب نازلهی آن در شرایط خودش جاری است.
3- اساساً تفاوت نبوت و ولایت در این است که نبوت، مقامی نیست که به کس دیگری جز نبی سرایت کند. ولی ولایت، در عین آنکه مقام حضرت اللّه است و فرمود: «اللّه ولیّ الّذین آمنوا» میبینید که برای اولیاء الهی نیز با شدت و ضعف لازمه سریان و جریان دارد و بدین لحاظ نمیتوان ولیّ فقیه را از چنین تأثیری بر روی مولّی علیه خارج دانست.
4- انتظار امثال بنده از رفقای اهل فکر آن است که از متون مقدس بیشتر از آنچه در ابتدای امر ظهور دارند، بفهمیم، نه آنکه خود را فقط متوقف در همان فهم اولیهی خود نماییم. این حالت هرگز در تاریخ جواب نمیدهد. در حالیکه علم اصول از جهتی و علم پدیدارشناسی از جهت دیگر به ما کمک میکند تا به بنیاد سخن نظر کنیم و مطابق آموزههای اصلی دینِ الهی، همهی اشارات آن سخن را دریابیم، وگرنه چگونه بتوانیم از متون دینی در زمانهی خود استفاده کنیم؟
5- تعجب بنده از بعضی از رفقا میباشد که گمان میکنند اگر زعیم مؤید به مدد الهی باشد، دیگر نباید مشکلاتی در جامعه واقع شود، غافل از آنکه اگر زعیم جامعه امام معصومی همچون علی«علیهالسلام» باشد و مردم تلاش نکنند رهنمودهای وی در جامعه پیاده شود، آنها هیچ بهرهای از او نبردهاند، نه آنکه او مقصر باشد. در همین رابطه حضرت امیرالمؤمنین«علیهالسلام» در خطبهی 35 نهجالبلاغه میفرمایند:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ إِنْ أَتَى الدَّهْرُ بِالْخَطْبِ الْفَادِحِ وَ الْحَدَثِ الْجَلِيلِ وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ [وَحْدَهُ] لَا شَرِيكَ لَهُ لَيْسَ مَعَهُ إِلَهٌ غَيْرُهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ «صلواتاللّهعلیهوآله» أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مَعْصِيَةَ النَّاصِحِ الشَّفِيقِ الْعَالِمِ الْمُجَرِّبِ تُورِثُ الْحَسْرَةَ وَ تُعْقِبُ النَّدَامَةَ وَ قَدْ كُنْتُ أَمَرْتُكُمْ فِي هَذِهِ الْحُكُومَةِ أَمْرِي- وَ نَخَلْتُ لَكُمْ مَخْزُونَ رَأْيِي لَوْ كَانَ يُطَاعُ لِقَصِيرٍ أَمْرٌ فَأَبَيْتُمْ عَلَيَّ إِبَاءَ الْمُخَالِفِينَ الْجُفَاةِ وَ الْمُنَابِذِينَ الْعُصَاةِ حَتَّى ارْتَابَ النَّاصِحُ بِنُصْحِهِ وَ ضَنَّ الزَّنْدُ بِقَدْحِهِ».
پس از حمد و ستايش خدا، بدانيد كه نافرمانى از دستور نصيحت كننده مهربان دانا و با تجربه، مايه حسرت و سرگردانى و سرانجامش پشيمانى است. من رأى و فرمان خود را نسبت به حكميّت به شما گفتم، و نظر خالص خود را در اختيار شما گذاردم. ولى شما همانند مخالفانى ستمكار، و پيمان شكنانى نافرمان، از پذيرش آن سرباز زديد، تا آنجا كه نصيحت كننده در پند دادن به ترديد افتاد، و از پند دادن خوددارى كرد.
6- اساساً انتظاری که از رفقا داریم، تفکر در سنت اصولیون است و نه اخباریون؛ و حوزههای علمیهی نجف و قم افتخار آن را دارند که از اخباریون عبور کردهاند. حال نمیدانم چه شده است که بعضی از رفقا بهرهی لازم از نهضتی که منجر به استحکام حوزههای علمیهی ما شده است، نبردهاند.
7- حضرت در یک قاعدهی کلی به موضوع امامت و جایگاه آن اشاره میکنند یعنی مصداق را ذیل یک فهم کلی میآورند، چرا در مصداق متوقف شویم و از آن امر کلی که امام در ابتدا آوردهاند غافل گردیم که در این حالت از تفکر همهجانبه نسبت به آن روایت باز میمانیم. هنر ما این است که با تدبّر در آیات و روایات، متوجه باشیم آنان متون منجمدی نیستند وگرنه از حضور تاریخی خود نسبت به آن متون محروم میشویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئن باشید نهتنها رهبری که نمایندگان مجلس نیز در جریان امر فوق هستند و یک معضل و به یک اعتبار خیانتی است که شهر اصفهان بر آن منطقه تحمیل کرده به بهانهی آنکه آب شربِ مردم اصفهان مقدم است و کسی نمیپرسد چرا شهر اصفهان آنچنان گسترش پیدا کرد که حق آب مردم روستاهای شرق اصفهان تصاحب شود. آیا این یک نوع حرامخواری نیست؟ با اینهمه استاندار و معاون اول رئیس جمهور در تلاشند که مشکل را حل کنند ولی جرأت نمیکنند که به مردم اصفهان بگویند مقداری از آبی که مصرف میکنید حقِ شما نیست بهخصوص ساختمانهایی که در ده سالهی اخیر ساخته شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جهتگیری به سوی انسان معصوم موجب میشود که انسان از گناه متنفر شود و در همین رابطه در روایت داریم: «حُبُ عَلِيٍ حَسَنَةٌ لَا يَضُرُّ مَعَهَا سَيِّئَةٌ وَ بُغْضُ عَلِيٍّ سَيِّئَةٌ لَا يَنْفَعُ مَعَهَا حَسَنَة»[1] دوستى على حسنه اى است كه با داشتن آن، سيئه زيانى نمى رساند و دشمنى على سيئه اى است كه با وجود آن، حسنه سودى ندارد. ولی این نباید بهانه شود که ما گناه کنیم و گمان نماییم آن گناه، به پای ما نوشته نمیشود. موفق باشید
[1] ( 2)- نهج الحق و كشف الصدق، ص 259. كنوز الحقائق، طبع بولاق مصر، ص 53، 57، 67، ينابيع المودة، ص 19.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ایدئولوژی در جملات مذکور، به معنای مثبت آن بهکار رفته است به عنوان حرکتی انقلابی. و فلسفه نیز به معنای تفکر انتزاعی منظور دکتر شریعتی بوده است، نه فلسفه به معنای اگزیستانسیالیسم، که خود او به آن نظر داشت و فرزند خود را نیز جهت آموزش فلسفه به اروپا فرستاد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور کودکان غیر ممیّز است که رعایت جایگاهِ معنوی مسجد را نمیکنند که باید یا همراه با والدینشان باشند و این در صورتی است که والدینشان آنها را کنترل کنند؛ و یا از ورودشان به مسجد جلوگیری شود. موفق باشید
