بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11239
متن پرسش
به نام خدا با سلام استاد گرامی: در مورد پاسخ سؤال 11217 ضمن تأیید فرمایش شما اما بهتر نیست این را هم در نظر داشته باشیم: عده‌ای دارند با علم کردن معلول علت را پنهان می‌کنند؟ در اینکه حجاب بسیار مهم است شکی نیست ولی رفتار امروز مسئولان و متنفذان حاکی از آن است که طرف دارد از تشنگی جان می‌دهد این‌ها دارند دنبال شکر می‌گردند برایش شربت آبلیمو درست کنند! آیا درمان بیماری بدحجابی در درجه‌ی اول عدالت اجتماعی، مبارزه با اشرافیت، و اصلاح نظام اقتصادی نیست؟ آیا نه این است که با هر وام بانکی ربا بر سر سفره‌ی مردم می‌رود آیا نه این است که از زمانی که ترازو را از نانوایی‌ها حذف کرده‌اند نان‌هایمان هم شبهه‌ناک شده است؟ آیا لقمه‌ی حرام، اشرافیت ریشو و به ویژه اشرافیت عمامه‌به‌سر و بی‌عدالتی از جمله بی‌عدالتی در غالب سهمیه و آقازاده و ... اجازه نمی‌دهد درست فکر کنیم تا در پی این تفکر مثلاً همین حجاب حادث شود؟ همچنین اگر شما از طرف علمای عزیز پس از انقلاب کتابی در حد اخلاق جنسی و فلسفه‌ی حجاب مطهری با همان محتوا و همه‌کس‌فهمی سراغ دارید بفرمایید. با عرض پوزش و تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته و صد البته نباید از این نکته‌هایی که می‌فرمایید غفلت کرد، ولی اگر ما از خودمان شروع کنیم و با تقوا و ساده‌زیستی ارزش دنیاطلبی‌ها را از چشم ها بیندازیم، مردم متوجه می‌شوند حقیقت را باید در جای دیگر جستجو کرد. موفق باشید
10931
متن پرسش
سلام علیکم: فرق خمس با مالیات در چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: زندگی شهری به صورتی که امروز در دنیا مطرح است نیاز به زیرساخت‌هایی دارد که مردم شهر با دولتی که تشکیل دادند باید آن را تأمین کنند و مالیات در این رابطه به عنوان یک موضوع جدید پیش آمد، در حالی که در گذشته، خودِ مردم بدون آن‌که دولت‌ها به این شکل مطرح باشند این امور را که خیلی ساده‌تر از شکل امروزی‌اش بود به عهده می‌گرفتند. ولی خمس از اول جهت مدیریت فرهنگی جامعه مطرح بوده و به همین جهت آن به رسول خدا و ائمه‌ی اطهار«علیهم‌السلام» اختصاص داشته و ربطی به والیان شهرها نداشته. موفق باشید
9277
متن پرسش
چه اشکالی دارد که بگوییم: «کمالاتِ انسانهای برتر مثل علم و حیات، شدیدتر از انسانهای دیگر است؟»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است، هیچ اشکالی ندارد، ولی فراموش نکنید وقتی متوجه تشکیکی‌بودن علم و حیات در حوزه‌ی انسانی شدیم معنای خاص خود را دارد و لذا در ذیل انسان کامل باید این صفات تعریف شود. مثل آن‌که گرما در ذیل آتش تعریف می‌شود و نه در ذیل خدا. موفق باشید
7996
متن پرسش
باسلام بنده معتقدم اشکال به فلسفه صدرایی گرفتن یک نوع تفکر شبیه "«حَسبنا کتاب الله»" گفتن را می زاید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آری بالاخره این کتاب الهی را باید با نوری و عقلی درک کرد. نور اهل‌البیت«علیهم‌السلام» حجت ظاهری و عقل حجت باطنی در این امر است و فلسفه‌ی اسلامی یک نوع تعقل و تلاش برای فهم قرآن و معارف اهل‌البیت«علیهم‌السلام» است. موفق باشید
7272
متن پرسش
با سلام چند وقت قبل یکی از دوستام خواب دیده بود که من مشغول نمازم به عنوان امام جماعت و مامومین در حال اقتدا به من. در حین نماز مثلا موقع سجده و رکوع می چرخیدم و به سمت طرف دیگر نماز می خواندم و قبله را تغییر میدادم... من دانشجو هستم و قصد کردم که به حوزه برم. تعبیر خواب هم که کردم زیاد جالب در نیومد. به نظرتون این خواب میخاد بگه اگه من رفتم حوزه میخام بدعت و انحراف در دین ایجاد کنم. معنی خواب چیه .من چی کار کنم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: کاری به این خواب‌ها که بقیه برای شما می‌بینند نداشته باشید. در بیداری به حکم عقل و شرع عمل کنید. از این خواب‌ها خیلی ها برای خیلی ها می‌بینند. موفق باشید
6340

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید من کسی هستم که تا قبل از ماه رمضان امسال اصلا اهل نمازو... نبودم کلا ادم سستی در مسایل اعتقادی بودم اما از ماه رمضان شروع کردم به نماز خوندن با کسی اشنا شدم که کمی راه عرفان رو به من نشون داد ولی بعد از مدتی دیگه نتونسم پیداش کنم خیلی دوست دارم عرفان رو ادامه بدم ولی نمیدونم چجوری خلاصه از شما میخوام اگه میشه کمکم کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید سیر مطالعاتی روی سایت شروع خوبی باشد. موفق باشید
6193
متن پرسش
با سلام شما فرمودید که حضرت عیسی (ع) یا حضرت مهدی (عج) هنگامی که درعالم ماده هستند نیاز به بدن دارنداما درعالم ملکوت نیاز به بدن ندارند سؤال من ازشما این است که این جسم مادی به کجا می رود مگرنه این است که ماده ثابت است وازبین نمی رود ؟ باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها را باید در برهان صدیقین دنبال بفرمایید. موفق باشید
5720

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. استاد در بحث اجل این سوال برایم مطرح است که مثلا اگر بنده امروز ظهر در اثر سانحه تصادف کشته می شوم؛ این قبلا در لوح محفوظ ثبت شده؟در مورد سایر اتفاقاتی که برای انسان می افتد مثلا دست کسی قطع می شود این چطور؟ثبت شده؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: قرآن می‌فرماید: « أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فی‏ بُرُوجٍ مُشَیَّدَة » هر جا باشید، مرگ شما را درمى‏یابد؛ هر چند در برجهاى محکم باشید!. البته با وظایفی که ما در هر زمانی داریم نباید خلط شود. پیشنهاد می‌کنم جزوه‌ی «جبر و اختیار» را مطالعه بفرمایید. موفق باشید
4832
متن پرسش
با سلام به خدمت فقط استاد طاهرزاده یه مشکلی دارم که میدونم هیچ روانشناس و مشاوری نمیتونه حلش کنه با توجه به دقت نظر و انشا الله صفای باطن حضرت عالی امیدوارم راهی جلوی من باز بفرمایید من از کودکی و نوجوانی به دلایل خاص از توان و یا میل و یا هردو در ایجاد رابطه با دیگران و معاشرت فعال با همسن و سالهایم برخوردار نبودم لذا امروز حس میکنم خیلی از دیگران عقب هستم و هرکار میکنم این شکاف پر نمیشه ممکنه تا اینجاش یه جواب روانشناسانه داشته باشه ولی به نظر خودم مشکل از جای دیگه است, اصلا حس میکنم روزی من نیست که بتونم یک عنصر مفید و فعال باشم هرچقدر هم که تلاش میکنم و با این و اون قرار و جلسه میگذارم تا این شکاف رو پر کنم دستی از غیب میاد و همه چیز رو به هم میزنه و من دوباره به همون کنج عزلت و بی خبری خودم پس رونده میشم, انگار این خدا نمیخواد منو به بازی بگیره مثل یه بازیکن نیمکت نشین شدم که هیچوقت تو زمین راهش نمیدن از دست نادانی و گیجی خودم نمیدونم به کی پناه ببرم هیچوقت به اندازه کافی کسانی دور و برم نبودن که کمکم کنن به هر کسی رو میکنم ناخواسته ازم فراری میشه این مساله ازدواج هم دیگه استخون تو گلو شده دو ساله داریم میگردیم تو کار این خدا موندم واقعا چرا باید باورم بشه پشت همه این ملغمه ها حکمتی هست؟!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید وارد جمع‌های مذهبی شوید چون وقتی می‌فرمایند: «یدالله لمع الجماعة» منظور جمع‌های توحیدی است تا إن‌شاءالله مدد الهی برسد. موفق باشید
3540

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد من دختره دانشجویی هستم که دوره ی لیسانسم به خاطر جو بد فرهنگی دانشگاه و چون مسئول بسیج بودم خوب درس نخوندم و همش مشغول کار فر هنگی بودم ولی به خاطر بیت المال خیلی عذاب وجدان داشتم خدا بهم توفیق داد دوسال خوب برا ارشد درس خوندم و قبول شدم االان حس میکنم با دوسال مداوم درس خوندن کم کاری ام جبر ان شده ولی باز تو ارشد چون شاغل هستم خوب درس نمیخونم خدایی اش واحدهای ارائه شده هم تو ارشد خیلی مفید نیستند با بچه مذهبی ها که مشورت میکنم و احساس گناهم را میگم بهم میگن وسواس داری این چه حرفیه ولی واقعا حس بدی دارم چون دولتی قبول شدم حتی نسبت به غذایی که تو خوابگاه میخورم حس بدی دارم این حس شبهه و بیت الماال خیلی اذیت ام میکه لطفا راهنما یی ام کنید التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: دوستانتان درست می‌گویند . همین که قصد خدمت دارید انشاء الله مشگلی نخواهد بود . اگر از نظر فقهی می خواهید موضوع را دنبال کنید با دفتر مرجعتان تماس بگیرید.موفق باشید
1766
متن پرسش
سلام علیکم خدا قوت ببخشید می خواستم ببینم نظر شما راجع به فیلم قلاده های طلا چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام بنده نتوانسته‌ام آن را ببینم. موفق باشید
21504

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: بنده طلبه پایه ۸ در شهر مقدس قم هستم. به نیت خدمت به دین و فهم و استنباط از کلام الهی وارد حوزه علمیه شدم و سعی کردم این چند سال رو با کیفیت قابل قبول بخونم. تمام هدفم از تحصیل ، خدمت به دین و انقلاب هست. حال چند وقتی هست که از طرف خانواده پیشنهاد میشه که وارد رشته قضاوت بشم اما شبهه ای برام هست که هنوز نمی تونم تصمیم بگیرم. اولا از جهت نهیی که در روایات نسبت به قضاوت وجود داره که البته نمیدونم نسبتش با نیاز جامعه اسلامی و انقلاب رو نمیدونم! دوما بخاطر وجهه دنیایی که در این رشته وجود داره که امکان داره خلوص نیت ها رو مخدوش کنه و خدای نکرده تلاش علمی ما رو در جهت رسیدن به دنیا قرار بده، البته اعتراف می کنم که در اعماق وجود خودم میل به همین رفاه مادی هم وجود داره که نمیدونم از دلبستگی هست یا از تمایل طبیعی انسانی به آسایش...! خواهش می کنم مقداری در این زمینه بنده رو راهنمایی بفرمایید تا بتونم تصمیمی در جهت انجام وظیفه و شرعی خودم بگیرم. تشکر. دعاگوی شما در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها هستیم و محتاج دعای خیر شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته نظام اسلامی نیاز به قضاتی دارد که احیاء حقوق مظلوم نماید و بدین لحاظ چنان‌که کسی بتواند نسبت به امر فوق، وارد قضاوت شود نباید کوتاهی کند مگر آن‌که در خود، اخلاقاً و عقلاً توانایی لازم را احساس نکند. موفق باشید

21162
متن پرسش
با سلام: بنده وقت نکردم آثار شما را مطالعه کنم. البته در قسمت پرسش و پاسخ برخی سوالات و پاسخهای جنابعالی را خواندم. تا آنجا که متوجه شدم حضرتعالی نگاهی عمیق به مسئله تمدن اسلامی دارید و انقلاب اسلامی را هم مقدمه ای برای شکل گیری آن تمدن الهی می دانید. می خواستم بپرسم آیا نظری هم به موسیقی و جایگاه آن در این تمدن مد نظرتان دارید؟ بنده وقتی آثار برخی مشاهیر موسیقی سنتی (تولید شده در دهه اول انقلاب) را با آثار قبل و بعد ایشان مقایسه می کنم نوعی عرفان و رسوخ روح الهی در آنها را کاملا مشهود می بینم. حتی از آثار کسانی که بعدا دیدگاه های ضد انقلاب گرفتند. حقیقتا (به اعتراف نزدیکان خودشان) بهترین آثار ایشان در همان سال های 60 تولید شد (در اوج دفاع مقدس). بعد از آن انگار با به اضمحلال رفتن روحیه جهاد و شهادت (با روی کار آمدن دولت سازندگی) ما شاهد بودیم حتی روح عرفانی و آن نوای ملکوتی از جامعه موسیقی ما هم رخت بربست. با این مقدمه، می خواستم بدانم نظر حضرتعالی در مورد موسیقی و جایگاهش در تمدن اسلامی چیست؟ آیا موسیقی بالکل نفی و محو خواهد شد یا آنگونه که نمونه کوتاهی از آن را در دوران ده ساله اول نقلاب شاهد بودیم موسیقی نیز دچار دگرگونی می شود و روح اسلام آن را تسخیر خواهد کرد؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در امر موسیقی صاحب‌نظر نیستم. ولی به هیچ‌وجه معتقد نیستم ما باید موسیقی را بالکل نفی کنیم. همان‌طور که متوجه‌ای ما امروز می‌توانیم با موسیقی کارهایی بکنیم که با 100 کتاب نمی‌توان آن‌ کارها را کرد. مثل کارهای آقایان میثم مطیعی و حامد زمانی. موفق باشید

19664
متن پرسش
سلام علیکم: چرا ما برای امام حسین(ع) گریه و عزاداری می کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً بحثی در این مورد شده است که عیناً خدمتتان ارسال می‌شود.

بسم‌الله‌ الرّحمن ‌الرّحيم:

 قال الحسین (ع) : أ َنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ لَا يَذْكُرُنِي مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَر[1] من كشته‏ام براى اشك، مؤمن يادم نكند جز آنكه گريه‏اش گيرد

اشكي كه در شيعه هست با ناراحتي‌هاي عاطفي و احساساتي فرق اساسي دارد، اشك براي حسين(ع) عامل رابطه انسان است با مقاصد قدسي و لذا نه تنها شادي و نشاط را از شيعيان نمي‌گيرد، بلكه شادي و نشاط در زندگي شيعيان موج مي‌زند. ولي نبايد آن را با لذت‌گرايي يكي گرفت، زيرا تفاوت زيادي است بين آن شادي كه با پرهيزکاري همراه است و روح معنوي دارد با آنچه امروز در غرب هست كه لذت‌گرايي در آن مقصد و معبود شده است. در شيعه، شور زندگي با يادآوري غم غربت نسبت به عالم قدس همراه است و با فرهنگِ مرگ آگاهي راه خود را از قهقهه‌هاي اهل غفلت جدا كرده و سعي دارد خود را در فرحِ حضورِ با حق حفظ كند و اشك بر حسين(ع) نوعي طلب آن فرح است و آن‌هايي كه غم غربت در اين دنيا را مي‌شناسند مي‌فهمند حزن مقدس چه حلاوتي دارد و مواظب‌اند گرفتار لذت‌گرايي و خوش‌گذراني اهل دنيا نشوند و از ارتباط با حقايق وجودي عالم محروم گردند.

شیعه و غم و شادی و اشک

در زندگی شیعه شادی و طرب موج می‌زند، اما نباید آن را با لذت‌گرایی یکی گرفت، تفاوت زیادی است میان آن شادی که با پرهیزکاری همراه است و ویژگی معنوی دارد و آنچه امروز در فرهنگ غرب هست که در آن لذّت‌گرایی مقصد و معبود شده است.

در شیعه شور زندگی یا فرح، با یادآوری نوعی غمِ غربت نسبت به وطن معنوی، همراه است، که موجب حزن می‌گردد. این حالت از جمله حالاتی است که در اشعار عرفانی ما هویدا است و معلوم است که این حزن با ناراحتی عاطفی فرق بسیار دارد.

از آن‌جا که ما مرگ را در پیش داریم ناممکن است چون غافلان از غیب و قیامت از زندگی لذّت مستانه ببریم، و لذا فرهنگ شیعه در این «مرگ‌آگاهی» راه خود را از قهقهه‌های مستانه‌ی اهل غفلت جدا کرده است و با حزنی معنوی در فرحِ حضور است و متوجه است که ما در مقام موجوداتی معنوی با این عالم بیگانه‌ایم و یک نحوه باطن‌گرایی را دائماً مدّ نظر داریم.

آن‌هایی که غم غربت را می‌شناسند در دل حزن مقدس، فرح و حلاوتی می‌یابند که قابل مقایسه با شادی‌های اهل دنیا نمی‌باشد.

دیدگاه شیعه با پیروی از ائمه«علیهم‌السلام» این نکته را دائماً مدّ نظر دارد که این جهان ناقص‌تر از آن است که بتوان با نور حقیقت به طور کامل ارتباط پیدا کرد.

اگر این غم مقدس نبود عناصر شادی‌بخش افراطی بر زندگی تشیع غالب می‌شد و به مردمی تبدیل می‌شدند که بیشتر لذت‌گرا و خوش گذرانند.

حزن شیعه نیز به جهت احساس غم غربت یا حزن معنوی او است که خود را و بقیه را در این غم شریک می‌بیند و اگر این حزن معنوی نبود، خیلی زود فرح، شکل شادیِ بی‌محتوا به خود می‌گرفت و گرفتار لذّت‌جویی حسی می‌شد.

جایگاه عزاداری برای امام حسین«علیه‌السلام»

1- عزادران امام حسین«علیه‌السلام» با حضور در مراسم عزای آن حضرت، در واقع خویشتن را مصیبت‌زده و داغدارِ حادثه‌ی عاشورا می‌یابند، گریه سر می‌دهند و بی‌تاب می‌شوند.

2- در اشک برای حسین«علیه‌السلام» آرامشی ویژه و لذتی خاص هست متفاوت با غم‌ها و اشک‌های زندگی روزمرّه، غم معنویت، غم سوختن برای مظلوم، غمی است منشأ حرکت، و پویایی اجتماعی افراد را افزایش می‌دهد و به قلب و روح انسان نشاط همدلی با مظلوم را پدید می‌آورد و لذا از تکرار این غم و اشک ملول نمی‌شود.

3- مهر و محبت به امام معصوم در ژرفای احساسات و عواطف شیعیان آن حضرت جای دارد و با تلاش شیعیان این پیوندِ عمیق عاطفی هرسال تکرار می‌شود، آن‌هم تلاش برای پیوندی عمیق‌تر. و لذا رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» فرمودند: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا» [2] برای شهادت حسین«علیه‌السلام» در قلوب مؤمنین حرارتی است که هرگز خاموش و سرد نمی‌شود.

4- با توجهِ عاطفی به حضرت امام حسین«علیه‌السلام» سایر ابعاد شخصیت امام و اسلام مدّ نظر قرار می‌گیرد تا علاوه بر نظر به آزادگی و ظلم‌ستیزی و ایثار و حقیقت‌جویی که غذای جان انسان است، به مقام امامت نیز نظر ‌شود و آن دری می‌شود برای فهم معارف اسلامی از طریق روایات آن بزرگان، و فربه‌شدن در فضائلی چون صبر و حلم که زمینه‌ی نزدیکی به امامان معصوم می‌‌گردد و مرز تولّی و تبرّی که عامل نجات جامعه‌ی اسلامی است شکل می‌گیرد و معنویت به عنوان یک ارزش جا باز می‌کند.

5- گریه بر امام حسین«علیه‌السلام» از نوع گریه‌های نیمه‌شب‌ اولیاء الهی است که حسین«علیه‌السلام» توانست آن را برای عموم مردم عملی کند و خودِ آن حضرت به‌خوبی متوجه بودند که صحنه‌ی کربلا عامل چنین گریه‌هایی باید باشد تا زمینه‌ی اُنس قلب با حقایق فراهم شود و حجاب‌ها بین عبد و معبود رفع گردد. چرا که هرکس ناظر آن اندازه زیبایی وفاداری بین حسین«علیه‌السلام» و ابوالفضل عباس یا بین امام حسین«علیه‌السلام» و حرّ شود، از عمق فطرت گریه سر می‌دهد تا از اتصال به این زیبایی‌ها محروم نباشد و موجب پایداری بر عهد خود با حقیقت می‌شود و پیوندی جاودانه را که بین جان انسان است با دل‌ اولیاء الهی به صحنه می‌آورد.

بنا به فرمایش امام خمینی«رضوان‌الله‌علیه»؛ «هر مکتبی تا پایش سینه‌زن نباشد، تا پایش گریه‌کن نباشد، حفظ نمی‌شود. گریه‌کردن بر عزای امام حسین«علیه‌السلام»، زنده نگه‌داشتن نهضت و زنده نگه‌داشتن همین معنی است که یک جمعیتِ کمی در مقابل یک امپراتوری بزرگ ایستاد... آن‌ها از همین گریه‌ها می‌ترسند. برای این‌که این گریه‌ای است که گریه بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است».

با لباس سیاه به تن‌کردن و سینه و گریه جمعی نهایت تعلق خاطر را نشان می‌دهد که تا چه اندازه به آرمان‌های شخص مظلوم وفادار است و نیز کودکان این جامعه را متوجه چنین تعلق خاطری می‌کند و با نمادهای کربلا و عاشورا آشنا می‌نماید.

رسول خدا(ص) فرمودند: «كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ- إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْن»‏[3] هر چشمى فرداى قيامت گريان است غير از چشمى كه در مصيبت حسين«علیه‌السلام» گريه كند.

روایت فوق خبر از عمق تأثیر اشک بر امام حسین«علیه‌السلام» در عمیق‌ترین ابعاد انسان می‌دهد که در قیامت ظاهر می‌شود.

آن‌کس که عاطفه‌ی خود را درست مدیریت کند و بخواهد بهترین مصداق را جهت تغذیه‌ی عواطف بیابد، می‌پذیرد اشک برای اباعبدالله«علیه‌السلام» موجب صیقل قلوب و گشادگی روح می‌شود و عامل رشد ایمان و حفظ آن از یک طرف ،و دوری از دنیا و صفات رذیله از طرف دیگر می‌شود.

اشک برای حسین«علیه‌السلام» نمونه‌ی به فعلیت‌رسیدن ایمان است، زیرا ایمانی که به پاک‌کردن قلب و زلال‌ساختن دل و دگرگونی آن منتهی نشود، ایمانِ فعلیت‌یافته نیست و نمی‌توان به وسیله‌ی آن ، انس با خدا را از یک طرف، و ایثار و فداکاری و جهاد از طرف دیگر به‌دست آورد.

اشک برای حسین«علیه‌السلام» موجب احیاء قلوب و آزادی عقل از اسارت هوس‌ها و غفلت ها است و در همین راستا حضرت رضا«علیه‌السلام» به «دعبل خزایی» می‌فرمودند: قصیده‌ی خود را در رابطه با شهادت حضرت سیدالشهداء«علیه‌السلام» بخواند و حضرت با تمام وجود اشک می‌ریختند و دو بیت نیز به آن اضافه نمودند.

«والسلام»


1 - أمالي الصدوق ص 137 المجلس الثامن و العشرون

2 - مستدرك‏الوسائل، ج 10، ص 318

3- بحار الأنوار، ج‏44، ص 293

19523

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: تو این حدیث حضرت علی (ع) موندم که وقتی بهشون فحش دادن گفتن با یک علی دیگس. چه توجیحی برای این روایت هست؟ چطور منم میتونم اینطوری بشم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون حضرت متوجه هستند تصوری که آن طرف از حضرت دارند که موجب شده است به ایشان توهین کنند، تصور غلطی است که از آن حضرت دارد. لذا پس عملاً به آن حضرت توهین نکرده است. موفق باشید

18475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چرا اجسام برخی صحابه اهل بیت علیهم السلام، مثل حجر ابن عدی و بزرگان دیگر مانند برخی علما که نبش قبرشون کردن بعد از سال ها سالم مانده، اما بدن شهدای دفاع مقدس وقتی در مناطق جنگی پیدا می کنند، همگی پوسیده شده؟ آیا مقامشان پایین تره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه‌ی سالم‌ماندنِ بدن آن نیست که آن بدن‌ها نسبت به شهدایی که بدن‌شان سالم نمانده؛ در مقامِ توحیدیِ بالاتری باشند. بلکه به جهت صفات و اعمالِ خاص است که بدن سالم می‌ماند. مثل استدام در نافله‌ی شب. موفق باشید

17855
متن پرسش
سلام علیکم: در رابطه با بحث رضا در شرح جنود عقل سوالی داشتم. فرموده اید آدم راضی شکایت نمی کند پس «اشکو بثی و حزنی ال الله» حضرت یعقوب چه می شود؟ اگر همان که خدا خواسته بهترین است و باید دعا کنیم جایگاه دعا چه می شود؟ دعا فقط وظیفه بندگی است یا وقتی کسی دعا می کند و مستجاب می شود یعنی شرایط قبلی بهترین شرایط نبوده حالا بهتر شده؟ یا مطلب دیگری در میان است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت یعقوب«علیه‌السلام» طالب رؤیت پیامبری به نام حضرت یوسف«علیه‌السلام» بودند و این مخالف راضی‌بودن از تقدیر الهی نیست و اعتراض به خدا محسوب نمی‌شود، بلکه طلبِ کمال برتر به حساب می‌اید. در مورد دعا نیز قضیه از همین قرار است که نمی‌گوییم آن‌چه حضرت حق تقدیر کرده است خلاف حکمت و مصلحت ما است، بلکه با دعا؛ تقدیرِ برتری را برای خود رقم می‌زنیم. موفق باشید

17292

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. دلایل عقلیِ وجود نَفس انسان در کدام کتابتان آمده استاد؟ با بررسی دلایل کتاب ده نکته و خویشتن پنهان به این نتیجه رسیدم که دلایل مذکور شما تجربی و نقلی است. اگر اشتباه متوجه شدم بفرمایید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های «معرفتِ نفس و حشر» و «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب» کمک می‌کند. موفق باشید

16861
متن پرسش
سلام خدمت استاد گرانقدر: در مورد عدم حضور کودکان در مسجد منظور از کودک چه سنی است؟ یعنی سن تکلیف یا قوه تشخیص، بالاخره چه چیزی ملاک است؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور کودکان غیر ممیّز است که رعایت جایگاهِ معنوی مسجد را نمی‌کنند که باید یا همراه با والدین‌شان باشند و این در صورتی است که والدین‌شان آن‌ها را کنترل کنند؛ و یا از ورودشان به مسجد جلوگیری شود. موفق باشید

16343
متن پرسش
با سلام: واقعا شرمندم که دوباره وقتتونو می گیرم. ببخشید دو سوال دارم . وقتی میگن خداوند به همه چیز احاطه دارد و با هر چیزی همراه است و معیت دارد اما نه مثل بودن چیزی با چیزی؛ 1. آیا این کنه ذات خداست که با موجودات معیت دارد یا نه بلکه اسماء و صفات خداست؟ 2. آیا خداوند این معیت و همراهی را با اسماء و صفات خود هم دارد یا نه فقط با موجودات مادی یا برزخی و جبروتی، معیت و همراهی و احاطه ذاتی دارد؟ و اگر جواب مثبت است در مورد معیت با اسماء و صفات، آیا این معیت، شامل اسماء ذاتی خداوند جلت جلاله مثل اسم واحد و احد هم می شود یا خیر؟ ممنون. ببخشید خیلی وقتتون رو گرفتم. خدا شما را خیر دهد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به وحدت ذات و صفات، هرجا هر اسمی در صحنه است حضرت حق به حکم اطلاق ذاتی‌اش در آن‌جا است. مثل حضور دریا در موج 2- بحث اسماء ذاتی و یا صفاتی در رابطه با مظاهر مطرح است، وگرنه حضرت حق عین حیات و علم و قدرت است. لذا معیّت حق با هرچیز به معنایِ معیّت حیات و علم و قدرت است، منتها آن چیز در ظهور، ممکن است اسمِ حیات او را ظاهر نماید. به اطلاقِ حضرت حق توجه کنید که هیچ‌چیز او را محدود نمی‌کند لذا به جهت اطلاقی که دارد در همه جا حاضر است آن‌هم بذاتِه در همه‌جا حاضر است. دنبال‌کردن مباحث «ده نکته در معرفت نفس» با شرح صوتی آن، می‌تواند ورود خوبی برای این مباحث باشد. موفق باشید

15805
متن پرسش
سلام و رحمت خداوند بر شما: یکی از اساتید درباره ی حرکت جوهری اشکالی مطرح فرمودند. خواهش می کنم، جواب آن را بفرمایید. فرمودند حرکت جوهری مربوط به ماهیت است یا وجود؟ اگر مربوط به ماهیت باشد، با اصالت الوجود جور در نمی آید و اگر مربوط به وجود، پس در مجردات و وجود خداوند متعال هم باید حرکت جوهری باشد که این هم فاسد است. لطفا این اشکال را برطرف فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که «وجود» در هر مرتبه‌ای خاصیتِ خاص خود را دارد، حرکت جوهری خاصیت یکی از مراتب وجود یعنی پایین‌ترین مرتبه‌ی آن که ماده است می‌باشد. مگر مجردات و خداوند مرتبه‌ی پایین وجودند که چنین خاصیتی را داشته باشند؟! موفق باشید

15580

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: به نظر استاد از مارکس و پوپر هم می توان چیز یاد گرفت؟ یا بنیان اندیشه شان ایرادات زیادی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید افراد متفکر را با فکر، فهمید و مواظب بود جهت‌های سیاسی، ما را از فهم تفکر آن‌ها در حجاب نبرد. موفق باشید

15563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: چرا در غرب در اجرای قوانین به زن بیشتر از مرد اهمیت داده می شود؟ آیا فیلسوفان غربی هم همانند سیاستمداران غربی به زن بیشتر از مرد اهمیت می دهند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» عرض شده این نوع احترام به زن که در غرب معمول است، یک جریان فمینیستی است، وگرنه متأسفانه از نظر فرهنگی گرفتار همان تاریخی هستند که زن را نیمه‌ای برای تکمیل مرد می‌دانند که باید در خدمت مرد باشد. موفق باشید

14503
متن پرسش
با سلام: در رابطه با پاسخی که به پرسش شماره 14476 داده اید سوالی برایم پیش آمد. بر طبق برهان صدیقین جز حق در صحنه نیست. مخلوقات هم فعل خداوندند و از او جدا نیستند. ذات هر چیزی خداست. با توجه به این نکات به نظرم می آمد هر وقت حق هر چیزی را ادا نکنیم در واقع حق خدا را ادا نکرده ایم. چون حق از ظهوراتش جدا نیست. حق از فعلش جدا نیست. هر شیی حق است به تعین خاص. از این جنبه اگر حق هر چیزی را ادا نکردیم در واقع حق خدا را ادا نکرده ایم. من متوجه پاسخ شما نشدم. درست است هر چیزی از جنبه محدودیتش خدا نیست ولی از جنبه وجودی خداست و حق هر چیزی را ادا نکردن در واقع حق خدا را ادا نکردن است. اگر امکان دارد پاسختان را توضیح دهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. تأکید بنده آن است که مواظب باشید این‌طور نتیجه‌گیری نشود که هرچیزی به اعتبار این‌که مظهری از حق و حقیقت است، می‌تواند معبود باشد. موفق باشید

13817

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: جلسات کتاب «مصباح الهدایه» کی تموم میشه؟ آیا برای شروع «مصباح الهدایه» پیش نیازی هم باید طی بشه یا همین جور قابل فهم هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتمام شرح کتاب «مصباح الهدایه» به عهده‌ی خداوند است. البته و صد البته برای فهم آن مقدمات بسیاری نیاز است. از معرفت نفس و برهان صدیقین و مباحث معاد، گرفته تا عرایضی که در شرح تفسیر سوره‌ی حمد امام قبل از این به عمل آمده است. موفق باشید

نمایش چاپی