باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته نظام اسلامی نیاز به قضاتی دارد که احیاء حقوق مظلوم نماید و بدین لحاظ چنانکه کسی بتواند نسبت به امر فوق، وارد قضاوت شود نباید کوتاهی کند مگر آنکه در خود، اخلاقاً و عقلاً توانایی لازم را احساس نکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در امر موسیقی صاحبنظر نیستم. ولی به هیچوجه معتقد نیستم ما باید موسیقی را بالکل نفی کنیم. همانطور که متوجهای ما امروز میتوانیم با موسیقی کارهایی بکنیم که با 100 کتاب نمیتوان آن کارها را کرد. مثل کارهای آقایان میثم مطیعی و حامد زمانی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً بحثی در این مورد شده است که عیناً خدمتتان ارسال میشود.
بسمالله الرّحمن الرّحيم:
قال الحسین (ع) : أ َنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ لَا يَذْكُرُنِي مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَر[1] من كشتهام براى اشك، مؤمن يادم نكند جز آنكه گريهاش گيرد
اشكي كه در شيعه هست با ناراحتيهاي عاطفي و احساساتي فرق اساسي دارد، اشك براي حسين(ع) عامل رابطه انسان است با مقاصد قدسي و لذا نه تنها شادي و نشاط را از شيعيان نميگيرد، بلكه شادي و نشاط در زندگي شيعيان موج ميزند. ولي نبايد آن را با لذتگرايي يكي گرفت، زيرا تفاوت زيادي است بين آن شادي كه با پرهيزکاري همراه است و روح معنوي دارد با آنچه امروز در غرب هست كه لذتگرايي در آن مقصد و معبود شده است. در شيعه، شور زندگي با يادآوري غم غربت نسبت به عالم قدس همراه است و با فرهنگِ مرگ آگاهي راه خود را از قهقهههاي اهل غفلت جدا كرده و سعي دارد خود را در فرحِ حضورِ با حق حفظ كند و اشك بر حسين(ع) نوعي طلب آن فرح است و آنهايي كه غم غربت در اين دنيا را ميشناسند ميفهمند حزن مقدس چه حلاوتي دارد و مواظباند گرفتار لذتگرايي و خوشگذراني اهل دنيا نشوند و از ارتباط با حقايق وجودي عالم محروم گردند.
شیعه و غم و شادی و اشک
در زندگی شیعه شادی و طرب موج میزند، اما نباید آن را با لذتگرایی یکی گرفت، تفاوت زیادی است میان آن شادی که با پرهیزکاری همراه است و ویژگی معنوی دارد و آنچه امروز در فرهنگ غرب هست که در آن لذّتگرایی مقصد و معبود شده است.
در شیعه شور زندگی یا فرح، با یادآوری نوعی غمِ غربت نسبت به وطن معنوی، همراه است، که موجب حزن میگردد. این حالت از جمله حالاتی است که در اشعار عرفانی ما هویدا است و معلوم است که این حزن با ناراحتی عاطفی فرق بسیار دارد.
از آنجا که ما مرگ را در پیش داریم ناممکن است چون غافلان از غیب و قیامت از زندگی لذّت مستانه ببریم، و لذا فرهنگ شیعه در این «مرگآگاهی» راه خود را از قهقهههای مستانهی اهل غفلت جدا کرده است و با حزنی معنوی در فرحِ حضور است و متوجه است که ما در مقام موجوداتی معنوی با این عالم بیگانهایم و یک نحوه باطنگرایی را دائماً مدّ نظر داریم.
آنهایی که غم غربت را میشناسند در دل حزن مقدس، فرح و حلاوتی مییابند که قابل مقایسه با شادیهای اهل دنیا نمیباشد.
دیدگاه شیعه با پیروی از ائمه«علیهمالسلام» این نکته را دائماً مدّ نظر دارد که این جهان ناقصتر از آن است که بتوان با نور حقیقت به طور کامل ارتباط پیدا کرد.
اگر این غم مقدس نبود عناصر شادیبخش افراطی بر زندگی تشیع غالب میشد و به مردمی تبدیل میشدند که بیشتر لذتگرا و خوش گذرانند.
حزن شیعه نیز به جهت احساس غم غربت یا حزن معنوی او است که خود را و بقیه را در این غم شریک میبیند و اگر این حزن معنوی نبود، خیلی زود فرح، شکل شادیِ بیمحتوا به خود میگرفت و گرفتار لذّتجویی حسی میشد.
جایگاه عزاداری برای امام حسین«علیهالسلام»
1- عزادران امام حسین«علیهالسلام» با حضور در مراسم عزای آن حضرت، در واقع خویشتن را مصیبتزده و داغدارِ حادثهی عاشورا مییابند، گریه سر میدهند و بیتاب میشوند.
2- در اشک برای حسین«علیهالسلام» آرامشی ویژه و لذتی خاص هست متفاوت با غمها و اشکهای زندگی روزمرّه، غم معنویت، غم سوختن برای مظلوم، غمی است منشأ حرکت، و پویایی اجتماعی افراد را افزایش میدهد و به قلب و روح انسان نشاط همدلی با مظلوم را پدید میآورد و لذا از تکرار این غم و اشک ملول نمیشود.
3- مهر و محبت به امام معصوم در ژرفای احساسات و عواطف شیعیان آن حضرت جای دارد و با تلاش شیعیان این پیوندِ عمیق عاطفی هرسال تکرار میشود، آنهم تلاش برای پیوندی عمیقتر. و لذا رسول خدا«صلواةاللهعلیهوآله» فرمودند: «إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا» [2] برای شهادت حسین«علیهالسلام» در قلوب مؤمنین حرارتی است که هرگز خاموش و سرد نمیشود.
4- با توجهِ عاطفی به حضرت امام حسین«علیهالسلام» سایر ابعاد شخصیت امام و اسلام مدّ نظر قرار میگیرد تا علاوه بر نظر به آزادگی و ظلمستیزی و ایثار و حقیقتجویی که غذای جان انسان است، به مقام امامت نیز نظر شود و آن دری میشود برای فهم معارف اسلامی از طریق روایات آن بزرگان، و فربهشدن در فضائلی چون صبر و حلم که زمینهی نزدیکی به امامان معصوم میگردد و مرز تولّی و تبرّی که عامل نجات جامعهی اسلامی است شکل میگیرد و معنویت به عنوان یک ارزش جا باز میکند.
5- گریه بر امام حسین«علیهالسلام» از نوع گریههای نیمهشب اولیاء الهی است که حسین«علیهالسلام» توانست آن را برای عموم مردم عملی کند و خودِ آن حضرت بهخوبی متوجه بودند که صحنهی کربلا عامل چنین گریههایی باید باشد تا زمینهی اُنس قلب با حقایق فراهم شود و حجابها بین عبد و معبود رفع گردد. چرا که هرکس ناظر آن اندازه زیبایی وفاداری بین حسین«علیهالسلام» و ابوالفضل عباس یا بین امام حسین«علیهالسلام» و حرّ شود، از عمق فطرت گریه سر میدهد تا از اتصال به این زیباییها محروم نباشد و موجب پایداری بر عهد خود با حقیقت میشود و پیوندی جاودانه را که بین جان انسان است با دل اولیاء الهی به صحنه میآورد.
بنا به فرمایش امام خمینی«رضواناللهعلیه»؛ «هر مکتبی تا پایش سینهزن نباشد، تا پایش گریهکن نباشد، حفظ نمیشود. گریهکردن بر عزای امام حسین«علیهالسلام»، زنده نگهداشتن نهضت و زنده نگهداشتن همین معنی است که یک جمعیتِ کمی در مقابل یک امپراتوری بزرگ ایستاد... آنها از همین گریهها میترسند. برای اینکه این گریهای است که گریه بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است».
با لباس سیاه به تنکردن و سینه و گریه جمعی نهایت تعلق خاطر را نشان میدهد که تا چه اندازه به آرمانهای شخص مظلوم وفادار است و نیز کودکان این جامعه را متوجه چنین تعلق خاطری میکند و با نمادهای کربلا و عاشورا آشنا مینماید.
رسول خدا(ص) فرمودند: «كُلُّ عَيْنٍ بَاكِيَةٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ- إِلَّا عَيْنٌ بَكَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَيْن»[3] هر چشمى فرداى قيامت گريان است غير از چشمى كه در مصيبت حسين«علیهالسلام» گريه كند.
روایت فوق خبر از عمق تأثیر اشک بر امام حسین«علیهالسلام» در عمیقترین ابعاد انسان میدهد که در قیامت ظاهر میشود.
آنکس که عاطفهی خود را درست مدیریت کند و بخواهد بهترین مصداق را جهت تغذیهی عواطف بیابد، میپذیرد اشک برای اباعبدالله«علیهالسلام» موجب صیقل قلوب و گشادگی روح میشود و عامل رشد ایمان و حفظ آن از یک طرف ،و دوری از دنیا و صفات رذیله از طرف دیگر میشود.
اشک برای حسین«علیهالسلام» نمونهی به فعلیترسیدن ایمان است، زیرا ایمانی که به پاککردن قلب و زلالساختن دل و دگرگونی آن منتهی نشود، ایمانِ فعلیتیافته نیست و نمیتوان به وسیلهی آن ، انس با خدا را از یک طرف، و ایثار و فداکاری و جهاد از طرف دیگر بهدست آورد.
اشک برای حسین«علیهالسلام» موجب احیاء قلوب و آزادی عقل از اسارت هوسها و غفلت ها است و در همین راستا حضرت رضا«علیهالسلام» به «دعبل خزایی» میفرمودند: قصیدهی خود را در رابطه با شهادت حضرت سیدالشهداء«علیهالسلام» بخواند و حضرت با تمام وجود اشک میریختند و دو بیت نیز به آن اضافه نمودند.
«والسلام»
1 - أمالي الصدوق ص 137 المجلس الثامن و العشرون
2 - مستدركالوسائل، ج 10، ص 318
3- بحار الأنوار، ج44، ص 293
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون حضرت متوجه هستند تصوری که آن طرف از حضرت دارند که موجب شده است به ایشان توهین کنند، تصور غلطی است که از آن حضرت دارد. لذا پس عملاً به آن حضرت توهین نکرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمهی سالمماندنِ بدن آن نیست که آن بدنها نسبت به شهدایی که بدنشان سالم نمانده؛ در مقامِ توحیدیِ بالاتری باشند. بلکه به جهت صفات و اعمالِ خاص است که بدن سالم میماند. مثل استدام در نافلهی شب. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت یعقوب«علیهالسلام» طالب رؤیت پیامبری به نام حضرت یوسف«علیهالسلام» بودند و این مخالف راضیبودن از تقدیر الهی نیست و اعتراض به خدا محسوب نمیشود، بلکه طلبِ کمال برتر به حساب میاید. در مورد دعا نیز قضیه از همین قرار است که نمیگوییم آنچه حضرت حق تقدیر کرده است خلاف حکمت و مصلحت ما است، بلکه با دعا؛ تقدیرِ برتری را برای خود رقم میزنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتابهای «معرفتِ نفس و حشر» و «انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب» کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظور کودکان غیر ممیّز است که رعایت جایگاهِ معنوی مسجد را نمیکنند که باید یا همراه با والدینشان باشند و این در صورتی است که والدینشان آنها را کنترل کنند؛ و یا از ورودشان به مسجد جلوگیری شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به وحدت ذات و صفات، هرجا هر اسمی در صحنه است حضرت حق به حکم اطلاق ذاتیاش در آنجا است. مثل حضور دریا در موج 2- بحث اسماء ذاتی و یا صفاتی در رابطه با مظاهر مطرح است، وگرنه حضرت حق عین حیات و علم و قدرت است. لذا معیّت حق با هرچیز به معنایِ معیّت حیات و علم و قدرت است، منتها آن چیز در ظهور، ممکن است اسمِ حیات او را ظاهر نماید. به اطلاقِ حضرت حق توجه کنید که هیچچیز او را محدود نمیکند لذا به جهت اطلاقی که دارد در همه جا حاضر است آنهم بذاتِه در همهجا حاضر است. دنبالکردن مباحث «ده نکته در معرفت نفس» با شرح صوتی آن، میتواند ورود خوبی برای این مباحث باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از آنجایی که «وجود» در هر مرتبهای خاصیتِ خاص خود را دارد، حرکت جوهری خاصیت یکی از مراتب وجود یعنی پایینترین مرتبهی آن که ماده است میباشد. مگر مجردات و خداوند مرتبهی پایین وجودند که چنین خاصیتی را داشته باشند؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید افراد متفکر را با فکر، فهمید و مواظب بود جهتهای سیاسی، ما را از فهم تفکر آنها در حجاب نبرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» عرض شده این نوع احترام به زن که در غرب معمول است، یک جریان فمینیستی است، وگرنه متأسفانه از نظر فرهنگی گرفتار همان تاریخی هستند که زن را نیمهای برای تکمیل مرد میدانند که باید در خدمت مرد باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. تأکید بنده آن است که مواظب باشید اینطور نتیجهگیری نشود که هرچیزی به اعتبار اینکه مظهری از حق و حقیقت است، میتواند معبود باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتمام شرح کتاب «مصباح الهدایه» به عهدهی خداوند است. البته و صد البته برای فهم آن مقدمات بسیاری نیاز است. از معرفت نفس و برهان صدیقین و مباحث معاد، گرفته تا عرایضی که در شرح تفسیر سورهی حمد امام قبل از این به عمل آمده است. موفق باشید
