بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
18316
متن پرسش
سلام علیکم: علمی که نور است چطور می تواند در چین باشد منظور از این سخن پیامبر چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آثاری مثل سخنان لائوتسه و اوپانیشادها مطالبی سراسر پر از حکمت وجود دارد در آن حدّ که وقتی علامه‌ی طباطبایی اوپانیشادها را می‌بینند می‌فرمایند، این‌ها همه سراسر توحید است و معنای طلب حکمت از چین شاید این آثار باشد. موفق باشید

17260

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: لطفا در مورد بهشتی که حضرت آدم (ع) در آن بود توضیحاتی بفرمایید. برزخ بود یا بهشت و از کدام نوع؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد بحمداللّه در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» مطالبی هست. خوب است که به آن‌جا رجوع فرمایید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

17108
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده: با توجه به نزدیک بودن عید غدیر خم و لزوم تبلیغ غدیر و فرهنگ غدیر و با توجه به شرایط فعلی، به نظر شما، ما چگونه می توانیم در این راستا قدمی برداریم؟ آیا با مهمانی خانوادگی تشکیل دادن و ناهار دادن تبلیغ غدیر بکنیم، یا با تشکیل هیئت و برگزاری جشن و سرور، یا کاری غیر از این ها را باید برنامه ریزی کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در برزگ‌داشت روز غدیر توجه‌ها را به ولایت امام و حاکمیت حکم خدا جلب کرد. حال با هر بهانه‌ای، چه به قول شما با میهمانی‌دادن و جشن و سرور، یا هر کار دیگر. مباحثی در رابطه با «غدیر» بر روی سایت هست، إن‌شاءاللّه متذکر این موضوع خواهد شد. موفق باشید

16920

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: ببخشید آقای طاهرزاده، تفسیری که از حضرت استاد جوادی املی به نام تسنیم چاپ شده، همان جلسات تفسیری است که ایشان دارند برپا می کنند یا نه؟ آخه اومدم شرح صوتی تفسیر آقای جوادی رو از اینترنت سفارش بدم (البته کل سوره ها ی قرآن نیست)، بعد دیدم ایشون تفسیری به نام تسنیم درحال چاپ دارند که پیوسته داره جلدهای آن انتشار می یابد. بعد چون دیدم که شرح صوتی جلسات تفسیر ایشان هم کامل نیست و همه سوره ها رو نگفتند خواستم ازتون بپرسم که این تفسیر تسنیم همان مکتوب و نوشته شده ی صوت ایشان در این جلسات تفسیری هست که اکنون هم دایر و درجریان است یا خیر؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌اید تفسیر «تسنیم» همان سخنان حضرت استاد جوادی است در تفسیر قرآن. ولی فضای صوت، برکات خاص خود را دارد. لذا پیشنهاد می‌شود اگر بتوانید در کنار تفسیر تسنیم، لااقل صوت تفسیر سوره‌ی حمد و بقره‌ی ایشان را استماع نمایید، نشاط خاص آن را خواهید یافت. موفق باشید

14900

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: می خواستم در مورد تقوای سیاسی در حال حاضر بدانم. چه کاری تقوای سیاسی است؟ و دوم اینکه تقوای درونیِ شخصی با تقوای سیاسی می تواند بی ارتباط باشد؟ (مثلا کسی که خودش تقوا را زیاد رعایت نکند ولی در سیاست متقی باشد). استادمان جناب آیت الله تحریری گفتند: تقوای سیاسی اطاعت کامل از ولی (حضرت امام خامنه ای حفظه الله) می باشد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم تقوایِ فردی بسیار در تقوای سیاسی و تعادل آن مؤثر است و حرف درست، همان است که حضرت استاد فرموده‌اند. موفق باشید

14665

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: حقیر صنعت گر هستم و از دانش آکادمیک و دینی برخوردار هستم اما سعی خودم را کرده ام. درباره الله شناسی و امام شناسی برداشتهایی دارم که نمی دانم درست است یا خیر خواستم با شما مطرح کنم و شما تصحیح بفرمایید و بینش مرا در این موضوع بالا ببرید ان شا الله. مطالب زیر در بر دارنده برداشت حقیراست که به حضرت عالی اراییه می دهم لطفا تصحیح بفرمایید ذات: قابل تصور نیست نه اسم دارد و نه صفت دارد. ذات باید بوسیله تجلی اش شناخته شود الله: تجلی ذات است و مخلوق است منتهی حسب آنکه تجلی ذات است مشخصات ذات را دارد و الله مانند جسم و صورت است برای روح انسان. یعنی همانطور که ما برای سخن گفتن با برادران و خواهرانمان رو به سوی صورت و چهره ی آنها می کنیم حال آن که می دانیم این سیما و صورت ظاهری یک وسیله ای است برای ارتباط با آن روح نادیدنی لذا ذات نیز برای آنکه شناخته شود نیاز به تجلیگاه دارد لذا اگرچه الله که جمع صفات و اسما است مخلوق است منتهی ما گریزی نداریم جز آن که رو به سوی صورت و تجلی ذات کنیم اگرچه الله خود ذات نیست همانطور که عکس ما در آیینه خود ما نیست! و نام این تجلی و صورت که قبله ما را به سوی ذات مشخص می کند الله است. و از آنجا که الله تجلی ذات است قاعدتا باید مشخصات صاحب تجلی در تجلیگاه یافت شود همانطور که اگر من فردی نامرعی باشم وقتی جلوی آیینه که تجلیگاه من است بایستم انوار نامرعی من در آیینه منعکس می شود اگرچه با چشم دیده نشود یعنی تجلی من در آیینه قطعا با مشخصات خود من مناسبت دارد اگرچه آن تصویر داخل آیینه خود من نیستم! پس به تبع ذات؛ در الله نیز هیچ اسمی و صفتی به طور مشخص و مجزا قابل رویت و تحقیق نیست اگرچه الله جمع اسما و صفت است اما اسما و صفات در الله در وحدت هستند و واحدند و به طور مجزا خلقیت ندارند (همانطور که در نور سفید نه نارنجی دیده می شود و نه سبز و نه قرمز و نه هیچ رنگ دیگری اما وقتی متکثر شوند تازه خلق می شوند) صفات: یک مرتبه نازل تر از الله (وحدت صفات) ما با تکثر صفات و مخلوق روبرو هستیم. الله هم مخلوق ذات است هم خالق صفات؛ و صفات نیز حسب شدت و قوتشان مخلوقات و نفوس فردی را خلق می کنند پس هم خالقند هم مخلوق. و انسان از میان همه مخلوقات مستعد است که به جمع صفات (الله و یا انسان کامل) نائل آید. و الله، نفس کل و نفس واحد است و انسانهای کامل که به معرفت به الله رسیده اند به نفس واحده معرفت یافته اند یعنی وصل به الله (نفس واحده) هستند ضمن آنکه هر نفس، فردیت خود را هم حسب صفت و یا صفاتی که در خود به فعلیت رسانده اند در عین فنای فی الله حفظ می کند یعنی انسان کامل از یک سو به نفس کل وصل است و فانی در آن است و از یک سو فردیت خود را هم دارد و بسته به آنکه چه صفاتی در او شدت بیشتری یافته و فعلیت یافته است در عالم تصرف دارد و شفاعت می کند. در واقع نوفس فردی تکامل یافته مانند انشعابات نفس کل و دست و بازوی او عمل می کنند یعنی فعل و قول این نوفس مقدسه فعل و قول نفس کل (الله جل وجلاله) است. پس اگرچه از یک سو اولیای الهی به یک نفس واحد متصلند از دیگر سو دارای صفات و فعلیت های مختلفند (کما اینکه توسل به علی (ع) با توسل به امام حسین (ع) کیفیات و شرایط متفاوت در سالک ایجاب می کند و انوار این نفوس مقدسه متفاوت است. در هر حال هر یک از نفوس مقدسه یک ریسمان و بازو و دریچه برای رسیدن به الله محسوب می شوند چه از طریق توسل چه از طریق پیروی از خلق و خوی و صفات اولیای الهی و استاد کامل! و هر کس بنا بر استعدادش باید اول از صفاتی که مستعدش است شروع کند و در هر صفتی که قوت بگیرد باب معرفت و اتصال به نفس کل بر او گشوده شود زیرا هر صفتی از صفات الله دیگر صفات را نیز در خود دارد منتهی یکی از آن صفات شدت و قوت بیشتری گرفته و تظاهر یافته است پس با تکامل فرد در یکی از صفات به جمع صفات و اسماء معرفت حاصل کند و فانی در الله شود اگرچه فردیت او را همان صفاتی تعریف می شود که در دنیا در خود پرورش داده است و در او شدت و قوت و تظاهر بیشتری یافته است (و یا آن صفات و اسمایی که ممکن است خداوند بعد از دنیا به او عنایت کرده باشد ) در پایان از طولانی شدن این متن عذر می خواهم البته خیلی سوالات نیز باقی مانده است امیدوارم این درک ضعیف و دست و پا شکسته حقیر باعث خنده شما نشده باشد واقعا نیاز دارم کسانی مثل شما کمکم کنند. منتظر پاسخ شما خواهم بود با تشکر/ سید مهدی میری/
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه معارف خوبی در منظر خود دارید. در ضمن عنایت فرماید که موضوع نبون نبیّ به معنای بشیر و نذیربودن در کنار انسانِ کامل‌بودن ایشان باید مدّ نظر باشد. موفق باشید

13588
متن پرسش
بسم الله با عرض سلام خدمت استاد: دیشب در یک مجلس روضه یک روحانی شروع کرد به سخنانی که برایم خیلی عجیب بود... گفت بعضی فضائل امیرالمومنین را بعضی ها ساخته اند برای کوبیدن امیرالمومنین علیه السلام مثل کشیدن تیر از پای حضرت علی علیه السلام و گفت مگر حضرت علی علیه السلام نعوذ بالله بچه است که می خواهند حواس او را پرت کنند و تازه از پسر او سوال می کنند که چه کنند... در مورد راوی ها هم حرف زد که گفت موثق نیست ... جالب تر این بود که کلی به مولوی و مثنوی بد و بی راه گفت و می گفت قضیه ی تف کردن در صورت حضرت علی علیه السلام دروغ است و این را برای این در آوردند که بعدا بگویند حضرت علی علیه السلام هم هوای نفس داشت و بعد بلند شد یک دور زد تا هوای نفسش را از بین ببرد، و می گفت اینها دروغه!!! و استناد هم به کتاب و حرف آقای ری شهری می کرد ... حاج آقا تا حالا این حرف ها را نشنیده بودم واقعا برام سوال شد این قضیه ها ایراد دارند؟؟!! التماس دعا یاعلی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از این آدم‌های بیگانه از معارف عمیق دینی همه‌جا هست. بیچاره اسلام که در دست این‌ها افتاده است. حضرت امام اینان را تحت عنوان «مقدسان نادان» نام می‌برند. اینان ظرفی را که آقا مصطفی«رحمة‌اللّه‌‌علیه» از آن آب می‌خورد آب می‌کشیدند، چون پدر او حکمت و عرفان تدریس می‌کرد. اینان غافل‌اند که حساسیت لازم در مورد سند برای روایات اخلاقی و عرفانی ما خیلی در گذشته معمول نبوده است. بشتر موضوعات سینه به سینه منتقل می‌شده است. موفق باشید

13376
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد بزرگوار: من در سوال قبل به شماره 13360 ظاهرا مطلبم را درست به شما نرسوندم. منظور من از تفاوت روح و نفس به صورت مطلق نبود بلکه وقتی این دو کلمه به انسان اضافه میشه چه تفاوتی داره یعنی تفاوت روح انسان و نفس انسان چیست؟ سوال بعدی اینکه آیا در روایت «من عرف نفسه فقد عرف ربه» با فرض اینکه ما به معرفت نفس رسیدیم نهایتا ما درباره روح انسان شناخت پیدا می کنیم؟ با تشکر. مشتاق دیدار التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در نکته‌ی آخر «ده نکته در معرفت نفس» عرض شده، روح به عنوان مقرب‌ترین حقیقت عالم در حدّ وسعت و آمادگی جسم ما برای ما نازل می‌شود به همان معنایی که قرآن فرمود: «و نفخت فیه من روحی» و این شخصیت ما را شکل می‌دهد که همان نفس ناطقه‌ی ما به حساب می‌آید. حال هراندازه از خود آزاد شویم به حقیقت خود که همان روح است نزدیک می‌گردیم. خوب است موضوع را از کتاب «خویشتن پنهان» در قسمت نکته‌ی آخر، دنبال کنید. موفق باشید

12248
متن پرسش
با سلام: کتب آشنایی با قرآن استاد مطهری چگونه است؟ آیا برای ورود به المیزان خوب است خوانده شود و آیا عمیق بحث کردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات بسیار ارزشمندی را شهید مطهری در آن مجموعه‌ی مختصر بیان کرده‌اند. موفق باشید

11747
متن پرسش
سلام علیکم: این عهد نامه ترکمنچای را که توسط تیم ایرانی صورت گرفته خدمت خداوند مخلوقات، حشرات، ماهیها، درندگان، چرندگان، خزندگان، انسانها، مسلمانان شیعیان، سالکان، خودم و استاد طاهرزاده تسلیت میگویم. خدا مرگمان را برساند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا مرگِ این یأس و بدبینی را برساند و از همدلی و همزبانی با دولت غفلت نکنید. عرایض مختصری در جواب سؤال شماره‌ی 11688 داشتم. موفق باشید

10885

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: من دانشجوی مقطع دکتری حکمت متعالیه هستم می خواهم موضوع رساله انتخاب کنم بدنبال موضوعی هستم که نه عمرم به بطالت رفته باشد و هم برای جامعه مفید باشد. اگر لطف کنید در این زمینه من را راهنمایی کنید ممنون می شوم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً بنده در این موارد ورودی نداشته‌ام که نسبت به موضوع پایان‌نامه‌ها فکر کنم، لازمه‌ی این کار یک روحیه‌ی خاصی است که بنده از ابتدا وارد آن نشده‌ام. موفق باشید
9742
متن پرسش
با سلام و تهیت خدمت عالم عزیز مکرم بنده نواز: جسارتا بنده بعد از شنیدن ماجرای سحر شدن بدن پیامبر (ص) توسط یک یهودی کمی متعجب شدم. فکر می کردم با توجه به این که جسم پیامبر کاملا تحت تدبیر روح قدسی ایشان است امکان نفوذ سحر و جادو در بدن ایشان هم نباشد. اما بعد از کمی تأمل دریافتم که با توجه به این که سحر و جادو با تکیه بر منابع شرور مثل اجنه و شیطان و نقایص ذاتی نشئه دنیا بر موجودات تأثیر می گذارند و از آن جا که بدن انسان و پیامبر (ص) نیز از همین نشئه خاکی و قهرا متصف به نقایص آن است پس بدن معصوم و غیر معصوم در امکان تأثر از سحر و جادو و دیگر شرور یکسان باشد. البته از طرف دیگر هم می دانیم که جسم انسان تحت تدبیر روح است و روح قدسی معصوم می تواند بدن ایشان را نیز از بسیاری از آفات حفظ کند هر چند این اطلاق ندارد چون به هر حال تعلق جسم به روح موقت و دارای شدت و ضعف است حتی برای معصومین. پس آیا می توان نتیجه گرفت که به علت همین نقیصه ذاتی است که سحر و جادو می تواند در بدن حتی معصومین نفوذ کند چه آن که بیماری و دیگر شرور دنیایی نیز بر بدن شریف ایشان تأثیر می گذارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن نوع بیماری ها که به جهت عدم تعادل روح باشد در معصومین«علیهم السلام» نمی تواند وجود داشته باشد. ولی آن نوع بیماری که به جهت عوامل خارجی یا ناتوانی جسم باشد می توانند بدن معصومین را نیز تحت تأثیر قرار دهند و ساحر چون از طریق متأثرکردن خیال کار خود را انجام می دهند از آن جایی که خیال معصومین سراسر پاک و نورانی است، هرگز تحت تأثیر ساحران قرار نمی گیرد تا آن ها بتوانند معصومین را از این طریق بیمار کنند لذا روایاتی که بحث مسحورشدن اولیاء معصوم را به میان می کشد قابل اعتناء نیست. موفق باشید
7591

معنی حدیثبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم معنی حدیث "علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل" یعنی چه؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: وقتی رسول خدا«صلواة‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند علماء امت من از پیامبران بنی‌اسرائیل افضل‌اند، می‌خواهند بفرمایند اگر واقعاً کسی به همه‌ی جوانب اسلام عالم شد منوّر به معارفی می‌گردد که قلب او از قلب مبارک انبیاء بنی‌اسرائیل به حقایق نزدیک‌تر است. موفق باشید
5826
متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیز در قیامت زبان گفتگو میان افراد به چه صورت است ؟ گفتگو افراد در قیامت باگفتگو در این دنیا چه فرقی دارد؟ میخواهم از زبان خودتان بشنوم باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: در قیامت روح‌ها و قلب‌ها با همدیگر مرتبط هستند الفاظ اعتباری که در اثر ارتعاش هوا از طریق حنجره حاصل می شود در آن‌جا معنا ندارد. موفق باشید
2541

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی بنده حقیر چند سالیست در ارگانی مشغول به کار هستم ولی از ابتدا به کارهای دولتی علاقه نداشتم ولی شرایط به نحوی شد که مجبور شدم ولی طبق قائده هر که را بهر کاری ساختند میل ان در دلش انداختند تنها علاقه بنده به تعلیم و تعلم است و نظر این است که در این کار دولتی در حال تلف شدن هستم و تنها راه حل خود را رفتن به حوزه میدانم منتهی چند مشکل سر راه وجود دارد : 1- از لحاظ سنی حدود 35 سال سن دارم و اگر حوزه روم باید از ابتدا شروع کنم و ظاهرا دیر شده است 2- چون متاهل هستم از لحاظ معیشتی نگران هستم که به مشکل زیاد گرفتار شوم و ان فراغ لازم را برای تحصیل نداشته باشم البته خانم هم به لحاظ مشکلات معیشتی که ممکن است پیش اید موافق نیست 3- از همه مهمتر نمیدانم چقدر در این راه میتوان موفق باشم جواب را فقط به ایمیل ارسال نمایید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر در خودتان آمادگی فکری جهت فهم دروس حوزوی – به‌خصوص ادبیات عرب با قواعد صرف و نحواش- را می‌یابید و از نظر معیشتی به زحمت نمی‌افتید تصمیم خوبی است وگرنه کسب در آمد حلال برای گذران زندگی و تربیت فرزندان صالح در حکم جهاد فی سبیل الله است و إن‌شاءالله از این طریق به همان معنویتی که به دنبالش هستید می‌رسید.
2412
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب مجدد خدمت استاد طاهر زاده (حفظة الله) مطالب زیر ادامه سخنان استاد صمدی در شرح معرفت نفس می باشد : هر موجودی به رب مقید خویش موجود است که در غیر اینصورت اصلاً به حد وجود نمی رسید . همه رب مقید دارند و غایت همه موجودات ، متصل شدن به حقیقت لایتناهیه رب مطلق نبی اکرم است . (و اینکه انتهای سیرشان به سوی پروردگار توست - نجم / ۴۲ ) ( مسلماً بازگشت همه به سوی پروردگار توست - علق / ۸ ) آیا با توجه به مطالبی که شما فرموده اید می شود اینطور نتیجه گرفت که : هر موجودی مظهر و جلوه ای از پروردگار عالم است که فقط با این جلوه مخصوص به خودش با پروردگار مرتبط می شود ؟ و چون حضرت ختمی مرتبت (ص) مظهر (الله) هستند لذا همه موجودات با تزکیه و طی مسیر کمال سعی می نمایند به همان (الله) که همان حقیقت لایتنایه رب مطلق نبی اکرم (ص) متصل گردند ؟ اگر راهنمائی بفرمائید ممنون می شوم . با تشکر و تقدیم احترام
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: حرف خوب و درستی است. جهت شرح آن به کتاب « اسماء حسنا، دریچه‌های نظر به حق» رجوع فرمایید. موفق باشید
1541

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . میشه ایمیل آقایی که سوال کد:1502 را پرسیدند را از شما بخواهم. دوست دارم بیشتر باهاش آشنا بشم. با تشکر . طلبه ای از قم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: خودش . ایمیل نداده . معلوم هم نیست اگر ایمیل داده بود راضی باشد
1078

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باعرض سلام لطفا راحترین راه برای اثبات خداوند برای دانشجویان را بیان فرمایید؟البته بدون استفاده از برهان نظم وعلیت.باتشکر
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی مباحث معرفت نفس شرایط را فراهم می‌کند تا انسان خدای فطری خود را تصدیق کند. موفق باشید
683

جایگاه رزقبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام وخسته نباشید من دانشجوی جوان 23ساله هستم والان درمسئله مهمی گیرکردم که اگرلطف بفرمایید باپاسخ به آن وبیان سندقرآنی وحدیث آن مرااز این مسئله رهایی دهید ممنون میشوم .اینجانب مباحث معرفت النفس وازبرهان تا عرفان و مباحث مدرنیته وتوهم وتمدن زایی شیعه و... راکارنمودم ولی به یک سوال اساسی خوردم .یکی ازمباحثی که در کشور ما درمقابله با جنگ نرم و عبور از فرهنگ مدرنیته به فرهنگ مهدویت وبسترمناسب برای ظهور ولی عصر(عج) باید اعمال شودمباحث فرهنگی است.اما متاسفانه با توجه به این مباحث بنده مانده ام شخص من که اتفقا پیشنهادهای خوب وسازنده ای در این مباحث دارم چگونه می توانم مشکلات شخصی خودم ازقبیل مشکلات مادی وروزی زندگیم راحل نمایم . چون همانطور میدانید مباحث فرهنگی در کشور ما اهمیت مالی به آن نمی دهند.البته بنده این سوالها را به علت فشارهای جامعه وخانواده از شما میپرسم .آیا ایمان به غیب مشکل ماراحل مینماید؟ البته ما به رزاق بودن خداوند متعال ومسبب الاسباب بودن اوشک نداریم.اگرچه واضح است ایمانمان کم است وفعالیت وکار بیشتری را دراین زمینه میطلبداما سوال بنده وشک بنده برای این است بتوانم برای خودم ودیگران توجیه وجواب روایی وقرآنی داشته باشیم تا قلبا به کاری که میکنیم ایمان داشته باشیم ودچار لغزش در بین راه نشویم.ضمن تشکرفراوان ازشماومباحث سازنده تان امیدواریم بتوانیم در آینده ازکسانی باشیم که زمینه ساز ظهور حضرت ولی عصر(عج) هستند وشهدای راه ایشان باشیم .انشاالله
متن پاسخ
بسمه تعالی: علیک السلام: بحمدالله همان دینی که وظایف فکری و فرهنگی را به عهده‌ی ما گذاشته است از زبان قرآن و روایات مسئله‌ی چگونگی برخورد با رزق را روشن فرموده تا انسان با آگاهی تمام و تحلیل درست موضوع را دنبال کند، که سعی شده در کتاب «جایگاه رزق در هستی» مسئله روشن شود. موفق باشید
21024
متن پرسش
استاد گرامی سلام: اخیرا در قسمت پرسش و پاسخ پرسش های زیادی در خصوص رهبری می شود و این بخاطر افزایش فشار و مشکلات فرهنگی و اقتصادی است که برای مردم پیش آمده است. درست است که رهبری قصد دخالت مستقیم در امور قوا را ندارند و سیاست های کلی را گوشزد می کنند ولی مردم به این مقدار قانع نیستند و از ایشان به عنوان نایب ولی عصر (عج) و رهبر نظام اسلامی که این نظام می بایست در همه زمینه ها الگوی جهانیان باشد انتظار بیشتری دارند. وقتی به کسانی که به روحانی رای داده اند و مشکلات اقتصادی آنها بیشتر شده می گویم شما دیگر نباید منتقد دولتی که به آن رای دادید باشید می گویند همه کسانی که در راس هستند مثل هم هستند. به هر کس دیگر هم رای می دادیم همین وضعیت بود. بدترین چیز برای یک نظام بی اعتمادی مردم به مسئولین است و حفظ یک انقلاب هزاران بار سخت تر از وقوع انقلاب است. شایسته است رهبری خود را از شمول این بی اعتمادی عمومی و اجتماعی خارج نمایند و عملا وارد صحنه شوند. بنظر می رسد دشمنان از طریق عوامل داخلی قصد دارند با فشار اقتصادی بر مردم چهره اسلام و رهبری را مخدوش نمایند. یکی از مواردی که مورد انتقاد بنده است عملکرد صدا و سیما در الگوسازی است. در برنامه های زیادی از به اصطلاح هنرمندان تئاتر و تلویزیون به عنوان مهمان برنامه دعوت و از آن ها تجلیل می شود. متاسفانه در تصاویری که از این هنرمندان در فضای مجازی مشاهده می شود بنظر می رسد بویی از مسلمانی نبرده اند چه از نظر حجاب، سگ بازی و ... و نوعی نفاق در رفتار آنها مشاهده می شود. همه می دانیم که سگ نجس است. اخیرا کلیپی از یکی از این هنرمندان که برادر شهید نیز می باشد و در فیلم های دفاع مقدس هم بازی می کند پخش شده که در حال گفتگو با یک سگ خانگی است و سگ در حال لیس زدن صورت وی. متاسفانه این مشاهیر هنری یا به قول خودشان سلبریتی مواظب اعمال و رفتارشان نیستند و به راحتی خون شهدا را پایمال می کنند و بدتر از آنها کسانی که اینگونه افراد را برجسته می نمایند. در روایات آمده که در زمان ظهور مردم تصور می نمایند که حضرت (عج) دین جدیدی آورده اند. بنده با این روند فرهنگی که مشاهده می نمایم در خصوص این روایت به یقین رسیده ام و مشاهده می نمایم که قبح بسیاری از محرمات و مکروهات از بین رفته و یا در حال از بین رفتن است. استاد گرامی چه باید کرد؟ نظر جنابعالی؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌دانید چنین موضوعی نیاز به بحث مفصل دارد. در صدر اسلام هم عده‌ای منکر نبوت نبیّ و وَحیِ الهی نبودند ولی مدیریت پیامبر را نمی‌پذیرفتند و قرآن متذکر چنین امری است. آن‌جا که می‌فرماید: « رَأَيْتَ الْمُنافِقينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً» (61)/نساء) پیامبر ملاحظه می‌کنی که جریان نفاق تلاش دارد نگاه‌ها را از تو برگرداند. یعنی حال که نمی‌توانند اصل وحی را یا اصل انقلاب را منکر شوند، رهبری را نشانه می‌گیرند. آن‌چه مهم است تذکر به این امر می‌باشد که باید آرام‌آرام با تغییر ساختارهای غربی مشکل را حل کرد و رهبری نظام در صدد عبور از ساختارهای غربی است که نمونه‌اش طرح اقتصاد مقاومتی می‌باشد. و البته هنوز متأسفانه مردم و دولتمردان آماده‌ی چنین رویکردی نیستند. موفق باشید

20847
متن پرسش
با سلام به استاد گرامی‌: من یک مشکلی‌ داشتم، بعضی‌ وقتها خیلی‌ خوب و با پشتکار و علاقه واجبات و مستحبات را به جا می‌آورم، اما بعد از یک مدتی‌ اون علاقه و پشتکار کم رنگ می شود و فقط واجبات را (آن هم نه با حضور قلب مطلوب) به جا می‌آورم. به طور خلاصه در کارم پیوستگی نیست. می‌خواستم ببینم که شما راه خاصی‌ (مثلا دعای خاصی‌، توسلی یا ..) را می توانید به بنده پیشنهاد کنید که به من کمک کند تا به طور پیوسته (حداقل پیوسته تر) در این مسیر حرکت کنم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خاصیت قلب، تبدیل و تحول و تقلیب است و در این رابطه گاهی در «ادبار» قرار می‌گیرد و نسبت به رجوعِ به حقیقت جلو نمی‌رود که در این حالت، انسان باید با صبرِ بر فرائض، بندگی خود را به نمایش بگذارد. و لازم نیست که تصور کنیم حتماً به جهت گناهان ما، قلبْ در ادبار قرار گرفته است. در ضمن خوب است به جواب سؤال‌های شماره‌ی 8144 و 8224 رجوع فرمایید. موفق باشید

20440
متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی سلام علیکم: جناب استاد رنه گنون بر چه مبناهایی می گوید تمدن شرق اشراق مطلق و تمدن غرب حسی مطلق است و این تنها خاورمیانه است که ظرفیت جمع اشراق و حس با هم را دارد؟ بنده نمی توانم بی دلیل و برهان این کلام رنه گنون را بپذیرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید بعضی از معارف در آینه‌ی تاریخ و در آینه‌ی طبیعت در مقابل ما قرار می‌گیرد. مثل آن‌که قرآن در آيه ‏ى 46 سوره ‏ى حج مى‏ فرمايد: «أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ‏ يَعْقِلُونَ‏ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا» آيا منكران حقيقتِ نبوى در زمين سير نكرده‏ اند و سرنوشت منكران نبوت را ملاحظه نكرده ‏اند تا در اثر آن سير، قلب‏هايى پيدا كنند كه به كمك آن قلب، تعقل كنند و گوش‏هايى به‏ دست آورند كه به كمك آن‏ها حق را بشنوند؟ همه ‏جانبه ‏بودن يك فكر به اين معنا است كه آن فكر با خودِ حقيقت مرتبط است و نه با مفهوم آن. گاهى با رفيق خود در مورد موضوعى بحث مى‏ كنيد، از يك طرف قبول داريد مطلبى كه او مى ‏گويد درست است ولى از طرف ديگر احساس مى ‏كنيد نمى ‏توانيد به طور كامل آن مطلب را قبول كنيد. اگر موضوع را درست تحليل كنيد متوجه مى‏ شويد رفيق شما مطلب را از يك زاويه مى‏ نگرد و مطرح مى‏ كند و شما نياز داريد مطلب را به صورت جامع و از جنبه‏ ى وجودى و اشراقى‏ اش بنگريد و لذا با همه ‏ى ابعادتان جواب خود را در رابطه با آن موضوع نمى‏ گيريد. شما وقتى با سخنان اهل البيت (عليهم السلام) روبه‏ رو مى ‏شويد ملاحظه مى ‏كنيد مطلب به شكل جامع بروز مى‏ كند. اهل البيت (عليهم السلام) در عين آن‏كه عقل رياضى و عقل فلسفى دارند ولى با ما از طريق عقل رياضى و يا عقل فلسفى سخن نمى ‏گويند تا با موضوعِ مطرح‏ شده از يك زاويه و يا دو زاويه آشنا شويم، عقل اشراقى آن‏ها ما را با حقيقتِ مطلب آشنا مى‏ كند. عقل اشراقى عقلى است كه از قلب جدا نيست، قرآن در توصيف چنين عقلى پاى قلب را به ميان مى‏ كشد و مى ‏فرمايد: انسان مى ‏تواند به جايى برسد كه قلب او تعقل كند و تعقل او از نور قلبى او جدا نباشد. موفق باشید

20363
متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: آقای ابراهیم فیاض قبلا صحبتی مورد مقایسه شهید مطهری (ره) و شهید بهشتی (ره) داشتن که برام عجیب بود در ضمن گفتن که سروش ادامه دهنده راه شهید مطهری (ره) هستش لطف کنین نظرتون و تحلیلتون رو نسبت به این حرفا برای ما بفرمایین. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید برای قضاوت کامل آن سخن را کامل گوش بدهم. همین اندازه که می‌فرمایید به هیچ وجه قبول ندارم شهید مطهری آن عالمِ بزرگ و همه‌جانبه، سروش‌پرور باشد، هرچند که برای تمدن غربی جایگاهی قائل باشند؛ در هر صورت رویکردِ آن عالمِ بزرگ، تحققِ تمدن اسلامی است. ولی امثال آقای سروش اصالت را به نگاه غرب به همه‌چیز می‌دهند. موفق باشید

19514
متن پرسش
سلام خدمت استاد: چند سال پیش که از ساخت جدید مرقد امام (ره) رونمایی شد، اولین چیزی که به ذهن خطور می کرد این نکته بود که این بارگاه هیچ سنخیتی با خط امام و دیدگاه مستضعف پروری و مخالف رفاه طلبی امام ندارد. اما چیزی که اکنون ذهن حقیر را مشغول ساخته این نکته است که حتی مرقدهای مطهر ائمه معصومین (ع) هم که اکنون شدیدأ دارد به سمت تجمل گرایی می رود هیچ سنخیتی با راه ایشان و برخی روایات ندارد و حتی توجه بیش از حد به این ظواهر ما را شدید از باطن مطلب بازداشته است. (چنان که خصوصا در عامه مردم در توجه بیش از حد به گنبد و گلدسته و ضریح این امر قابل مشاهده است). بماند که تمام ادلّه ای که برای ساخت اینگونه بارگاه ها موجود است برای امامزاده ها، علما، سادات جلیقدر، مومنین و... هم قابل تعمیم است. حال سوالی که برای بنده مطرح است این است که تا کجا باید این بارگاه سازی ها ادامه یابد و اصلا بنابر روایات ما، حدِّ یَقِفِ این موضوع کجا است؟ (خدای نکرده برداشت مخالفت بنده با زیارت قبور ائمه صورت نگیرد)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شکوه برای مکان‌های مقدس خوب است ولی تجمل نه. و عموماً بین این دو خلط می‌شود. دریا، شکوه دارد ولی تجملی نیست. موفق باشید

17886
متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرامی خدا سایه شما را کم نکند. دارم هلاک می شوم کمکم کنید: دیشب قرآن را گشودم و به آیه سوم سوره زمر رسیدم «أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِيَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ» یک مرتبه توجه کردم نکند آنچه وهابیون راجع ما شیعیان می گویند درست است؟سراغ المیزان رفتم سر در نیاوردم. استاد خواهش می کنم پاسخم دهید اینکه خدا می فرماید بعضی اولیایی می گیرند غیر از خدا و می گویند صرفا قصد ما تقرب به خداست مشمول حال شیعه هم می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر قرآن برای این کارها است؟؟! قرآن برای تدبّر است آن‌هم نه در یک آیه، بلکه در مجموعه‌ی یک سوره و سوره‌ها. موفق باشید

نمایش چاپی