بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17148
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد طاهرزاده: استاد با توجه به این که حضرت مهدی یاران خاصی برای حکومت جهانی خود دارند می خواستم بدونم با داشتن چه ملاک هایی می توان جزء یاران خاص آن حضرت قرار بگیریم و چه طور می توانیم آن حضرت را بهتر بشناسیم چون شناختن آن حضرت در رسیدن به این امر مهم بسیار لازم است اگر می شود مرا راهنمایی کنید چون واقعا نمی دانم چطور می توان به این امر مهم دست یافت. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  نمونه‌ی یاران خاص حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» حضرت آیت اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» می‌باشند با صفاتی مثل تفقه در دین، دغدغه‌ی خدمت به مردم، دلسوزی برای منحرفین، مقابله‌ی جدّی با کفر و استکبار، و زمان‌شناسی بس هوشیار و انسانی سختْ پرحوصله و امیدوار. دست حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» درد نکند که می‌توانند چنین یارانی تربیت کنند. موفق باشید                                                                                                              

16297
متن پرسش
حضرت استاد سلام: بنده اندیشیدم که چرا هاشمی این جمله را بکار برده که «اگر وضع عمومی همین‌گونه باشد و مردم را داشته باشیم، نتیجه انتخابات ۹۶ روشن است ولی اگر دست‌های دیگری دخالت کنند، بحث‌ جداگانه است.» به این رسیدم که او می خواهد باز فتنه به پا کند. حال به نظرم ما باید تدابیر محکمی بیاندیشیم، با آینده پژوهی و برنامه ریزی. شما را به خدا این مسئله حساس را با سیاسیون و علماء در میان بگذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نایب مولایمان حضرت صاحب الأمر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» با تأکید بر فریضه‌ی تبیین، راهی را که ما باید طی کنیم و به نتیجه‌ی حتمی برسیم، برای ما گشوده‌اند. عمده آن است که ماوراء جدال‌ها و حاکم و محکوم‌کردن‌ها، جایگاه هر فکر و نظری را در نسبت با اهداف پذیرفته‌شده‌ی انقلاب اسلامی نشان دهیم. کاری که مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» همیشه و به‌خصوص در سخنان 14 خرداد امسال نشان دادند. موفق باشید

14573

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: در رابطه با سیر مطالعاتی سوالاتی دارم ١. علاوه بر یک جلسه قرآن و یک جلسه نهج البلاغه, بقیه مباحث را به چه ترتیبی دنبال کنم؟ ابتدا همه مطالب را در یک موضوع تمام کنم بعد به سراغ موضوع دیگری بروم، مثلا بعد از مباحث پایه به ترتیب توحید، نبوت، معاد، ...، غرب شناسی و... را به ترتیبی که در سیر آمده دنبال کنم یا اینکه در طول هفته چند موضوع را دنبال کنم؟ ٢. در مورد قرآن و نهج البلاغه و حتی کتب ابتدا به صورت جداگانه ترتیبی را پیشنهاد کرده اید، ولی بعد در مباحثی که به صورت موضوعی مطرح کرده اید، در مباحث توحید، نبوت، معاد و... ترتیب دیگری آمده، طبق کدام پیش بروم؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالب اصلیِ سیر را، به ترتیب دنبال کنید. ولی مباحث اخلاقی و قرآنی و نهج‌البلاغه را در کنار آن‌ها در هر فرصتی که پیدا کردید، دنبال بفرمایید. موفق باشید

14531
متن پرسش
سلام: اینکه نظر انسان باید در سیر و سلوک با ائمه (انسان کامل) باشد یعنی چه؟ مگر نباید نظر به ذات اقدس احدیت باشد؟ پس تناقض ایجاد نمی شود؟ یا اینکه نظر به معنای الگو است؟ راهنمایی بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ائمه«علیهم‌السلام» مظهر تامّ و تمام انس با حق‌اند و لذا دوگانگی در میان نیست که گمان کنیم یا خدا و یا ائمه. در همين رابطه حضرت باقر«علیه‌السلام»        مى‏ فرمايند: «مَنْ سَرَّهُ أَنْ لَا يَكُونَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ حِجَابٌ حَتَّى يَنْظُرَ إِلَى اللَّهِ وَ يَنْظُرَ اللَّهُ إِلَيْهِ فَلْيَتَوَالَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ يَتَبَرَّأْ مِنْ عَدُوِّهِمْ وَ يَأْتَمَّ بِالْإِمَامِ مِنْهُمْ فَإِنَّهُ إِذَا كَانَ كَذَلِكَ نَظَرَ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ نَظَرَ إِلَى اللَّه»[1] هركس مايل است ‏بين او و خدا حجابى نباشد تا خدا را ببيند و خداوند نيز او را مشاهده كند بايد آل محمّد را دوست بدارد و از دشمنانشان بيزار باشد و پيرو امامى از اين خانواده گردد. اگر چنين بود خدا را مى بيند و خدا نيز او را مى‏ بيند. براى هرچه بيشتر كاربردى‏ شدنِ رجوع به حق بايد پس از نظر به وجود، به مظهر كمالى وجود يعنى اسماء الهى نظر كرد و اسماء الهى را در مظاهر كاملى كه همان سيره‏ ى اهل البيت (عليهم السلام) باشد به تماشا نشست. موفق باشید  

 


[1] ( 1)- بحارالأنوار، ج 23، ص 81.

14197
متن پرسش
سلام علیکم: ضمن عرض تبریک حلول ماه ربیع و میلاد پیامبر (ص): استاد، مدتی است تعدادی از جوانان فامیل که قبلا اهل نماز و زیارت و... بودند. دچار شبهات بسیار خطرناکی شده اند. به طوری که حتی در آیات قرآن شبهه وارد کرده و حقیقت اهل بیت (ع)، زیارت و توسل به ایشان را قبول ندارند. به هر شکلی با ایشان صحبت می کنم و با استناد به آیات و روایات برایشان دلیل می آورم قبول نمی کنند. خواستم از محضر حضرتعالی خواهش کنم که بنده را در خصوص چگونگی اثبات حقیقت اهل بیت (ع) به آنها راهنمایی فرمایید. ضمن اینکه می گویند خدا فرموده که بدون تحقیق چیزی را قبول نکنید و به این بهانه همه چیز را زیر سئوال می برند. سپاسگزارم و ملتمس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال باید آن‌ها را با معارفی آشنا کرد که عقل و قلب‌شان نسبت به باورهای دینی قانع شود. روش معرفت نفسی علامه‌ طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» بسیار جوابگوست و سیر مطالعاتی سایت بر آن مبنا تنظیم شده است. موفق باشید

13947
متن پرسش
باسمه تعالی: به اطلاع کاربران محترم رسانده می‌شود که به مدت دو هفته به جهت زیارت کربلای معلّی امکان پاسخ‌گویی به سؤالات عزیزان فراهم نیست. إن‌شاءالله دعاگو خواهم بود. با آرزوی توفیق برای شما: طاهرزاده
متن پاسخ

باسمه تعالی: به اطلاع کاربران محترم رسانده می‌شود که به مدت دو هفته به جهت زیارت کربلای معلّی امکان پاسخ‌گویی به سؤالات عزیزان فراهم نیست. إن‌شاءالله دعاگو  خواهم بود. با آرزوی توفیق برای شما: طاهرزاده

13937

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده چند روزی است شروع کرده ام فایل ها «ده نکته از معرفت نفس» را گوش می دهم. استاد در جلسه نهم بحث وحدت و کثرت را مطرح کردند و پیرامون آن قدری صحبت کردند. من این بحث کثرت و وحدت را متوجه نشدم. اگر به طور مبسوط و قابل فهم توضیحاتی بفرمایید ممنون می شوم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانیددر ادامه‌ی این مباحث، مباحث برهان صدیقین را دنبال بفرمایید إن‌شاءاللّه تا حدّی موضوع، برایتان روشن می‌شود. موفق باشید

12586
متن پرسش
سلام استاد یا توجه به سوال شماره 12502 که در جواب فرمودید: «در مباحث معرفت النفس روشن می‌شود که انسان می‌تواند نفس ناطقه‌ی خود را به شکل حضوری و مجرد از هر گونه ابعاد مادی و کمیّت‌پذیر احساس کند و این نشان از آن دارد که شخصیت حقیقی هر انسانی بالاتر از شبکه‌های کمیّت‌پذیر است به‌خصوص که انسان می‌تواند بُعد و عدد را احساس کند و اگر بالاتر از بُعد و عدد نبود، هرگز نمی‌توانست بُعد و عدد را احساس کند.» آیا ایندست نظریه ها نوعی سوبژکتیویته و نومینالیسم است؟ چرا برخی از دانشمندان غربی به دنبال این توهمات می روند و حقیقت به این واضحی را نمی بینند؟ آیا واقعا نمی فهمند یا خود را به نفهمی زده اند؟ چه نفعی می برند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌گویید. بشر گرفتار فرهنگ مدرنیته از خودْ نیز غافل می‌شود و آنچنان جدّی موضوع را دنبال نمی‌کند که معلوم شود تجرد نفس را نمی‌فهمد یا عزمِ فهمیدنش را ندارد و لذا در بدترین تصمیمات گرفتار است چون گوهر قدسی خود را فراموش کرده است. موفق باشید

12338

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام و عرض ادب: بنده سوال کننده 12330 می باشم. می خواستم بدانم توسل به اسم غفاریت حضرت حق چگونه است؟ با تزکیه ؟ عبادت؟ تفکر؟ قلب؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل همه‌ی مؤمنین به امید غفاریت حضرت حق به حق رجوع می‌کنید و «یا غفّار» می‌گویید و امیدوار لطف او خواهید بود. موفق باشید

9385

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در شرح کتاب «شرح حدیث عقل و جهل» گفتید که کسی بد نیست بلکه کار او هست که بد است و باید با رافت برخورد کرد. آیا در بحث برائت، ما با عمل آن ها دشمنی می کنیم اگر با خود او دشمنی می کنیم پس چگونه است؟ تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وقتی از فکر و فرهنگی برائت می‌جوئیم اگر بعضی‌ها مثل ابولهب، عین آن فکر و فرهنگ بودند، مشکل خودشان است. موفق باشید
9250

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: به لطف الهی چند نفر از دوستان با هم حلقه ی مطالعاتی تشکیل داده ایم. سن غالبمان 17 سال و سال چهارم دبیرستان هستیم. از بحث های شما سیر انسان شناسی را به جز کتاب خویشتن پنهان، همه را کار کردیم و کتاب «ادب خیال، قلب و عقل» را هم مطالعه کردیم می خواستیم وارد مباحث تفسیری شما شویم. لطفاً بفرمایید از چه سوره ای شروع کنیم و میزان کار کردن ما در هفته چقدر باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سوره‌های عنکبوت، روم، زمر، انعام و شوری، إن‌شاءاللّه کمک می‌کنند. بیش از دو جلسه در هفته روی سوره‌ها وقت نگذارید تا ذهن‌تان فرصت تأمل بر روی مفاد آن‌ها را داشته باشد. موفق باشید
7697

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید.اگر مقدور است کتابی در زمینه ی فلسفه ی علم که مورد تایید جنابعالی باشد را معرفی نمایید.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این سؤال را سعی کنید از امثال آقای دکتر سعید زیباکلام بپرسید. موفق باشید
7167
متن پرسش
با سلام استادمان میگفتند پاسخ به سوالات شب اول قبر بستگی دارد به اینکه چقدر در دنیا در مشکلات زندگی یاد خدا بوده ایم،اگر چنین است شخصی که همیشه در مشکلات استرس پیدا میکند در واقع به همان میزان استرسش خدا را فراموش کرده،پس چطور جواب سولات شب اول قبر را بدهد؟اگر چنین است انسانی مثل من که زندگی پرتنش و پرمشکلی داشته و همیشه وقت مشکلات نمیتواند به خدا توکل کند و آرامشش را حفظ کند و حتا گاهی از فشار ناراحتیها مرتکب گناهانی میشود چه کار باید بکند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: استادتان حرف بسیار درستی فرموده‌اند. اگر انسان به مرور در طول زندگی یاد خدا را ملکه‌ی جان خود نکرد در ابتدای برزخ بسیار مضطرب می‌شود و در جواب ملکین به زحمت می‌افتد تا آن‌که به‌خود آید. موفق باشید
6239
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز ضمن عرض تسلیت و معذرت ازشما سوالی داشتم چرا فقط در حوزه میتوانیم حالات روحی خودرا در آن وجوهات نفسمان داشته باشیم؟مگر شهید دکتر مصطفی چمران با حضرت آیت الله بهجت چه فرقی دارد؟نمیتوانم سوال را کاملا بهتون بگم به یک شکلی در ذهنم گنگ است ان شا الله که متوجه شده باشید.باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه جلوتر بروید و روحیه‌ی توحیدی‌تان بیشتر شود غلبه‌ی کثرات بر قلب شما کم‌تر می‌شود. با رعایت حرام و حلال الهی سعی کنید توحید الهی بر جان و قلب شما غالب گردد. موفق باشید
5897
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار . ازاین که وقت گران بهای خود را صرف سوالات گاها وقت گیر ما میکنید تشکر میکنم . استاد من در خواست 5684را از جنابعالی داشتم . سوالاتم را از طریق صندوق پستی به آدرس بالا برای شما ارسال کردم از محضرتان خواهش میکنم نامه من را در صندوق ملاحظه و چنان چه پاسخی داشت هر طور و هر جور صلاح میدانید پاسخ مرحمت بفرمائید . با تشکر .
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: همین طور که در سؤال شماره‌ی 5684 متوجه اید این‌طور نیست که هرکس استعداد دنبال‌کردن مباحث فلسفی را داشته باشد باید رجوع بفرمایید اگر احساس کردید روح شما از آن طریق تغذیه می‌شود ادامه دهید و بقیه‌ی سؤالاتتان چیزی نیست که من بتوانم جواب دهم باید در عمل به آن‌ها برسید. موفق باشید
2789
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار شما در یکی از سخنرانیهایتان قریب به این مضمون فرمودید من اگر به جای اساتید دانشگاه بودم ،تفسیر سوره اسرا را برای پایان نامه دانشجویان رشته علوم اجتماعی پیشنهاد میکردم میخواستم نظرتان را درباره رشته مدیریت بدانم . شما کدام منبع دینی یا کتاب دینی را برای تحقیق و بررسی در این رشته از علوم انسانی پیشنهاد میکنید ؟ ویا چه روشی را برای ارائه یک تلفیق حوزوی دانشگاهی در این رشته پیشنهاد میکنید تا علاوه بر دور بودن از فضای غربی امروز دانشگاه ،هم رسمی باشد و هم کاربردی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: باز هم همان سوره‌ی إسراء را اگر بتوانید به صورت کاربردی ارائه دهید عالی‌ترین نحوه‌ی مدیریت را در جمع امور ناسوتی و ملکوتی در بردارد. موفق باشید
2372
متن پرسش
با سلام.استاد دیشب بخشی از سخنرانی شما را گوش می دادم در فرازی از صحبتهاتان فرمودید: برخی مسلمانان صدر اسلام معتقد بودند قوانین اسلام یک سری قرارداد است که پیامبر آوردند و می شود بخشی را انجام ندادو همینکار را کردند و روشنفکران هم معتقدندن اسلام قراردادهایی است که پیامبر صلی الله علیه و آله آوردند و می شود کامل انجام نداد حالا آنکه این طور نیست و اسلام حقیقت است و ... استاد سوال من اینجاست که برخی قوانین که در خود قرآن ذکر شده حالت قرارداد دارد مثل ماههای حرام، که عرب جاهلی به این امر معتقد بوده و در اسلام هم همین حفظ شد و به نظر می رسد که حالت قرارداد دارد و سه ماه از سال ماه حرام نامیده شده است. و بنظر می رسد اگر دین اسلام در میان قوم فارس ظهور می کرد محتویات قرآن متناسب با قوم فارس فرق می کرد مثلا ماه حرام نداشتیم و یا... و اگر در میان مغولها ظهور می کرد بگونه ای دیگر بود اما حالا که در بین اعراب ظهور کرده خب یکسری قراردادهای اجتماعی که از قبل در آن قوم بوده را برهم نزده و به رسمیت شناخته است. استاد آیا همین طور است؟ و اسلام اگر در ایران ظهور کرده بود با اسلامی که در حجاز ظهور کرده در کوچکترین قوانین هم یکی می بود؟ من میپذیرم بسیاری از آموزه های دین حقیقت محض است اما پاره ای از قوانین مثل ماههای حرام و ...هم حقیقت محض است؟یا متاثر از فضایی است که دین در آن ظهور کرده ؟ یعنی هرچه در قرآن هست حقیقت محض است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: وقتی متوجه باشیم هر اعتباری که از طرف شریعت الهی طرح شود ریشه در نفس الأمر و عالم تکوین دارد دیگر معنا نمی‌دهد که بعضی از اعتبارات دین صرفاً متأثر از فضایی باشد که دین در آن ظهور کرده باشد، مگر این‌که متوجه باشیم آن اعتبارات از سنت پیامبران قبلی بوده و دین جدید آن‌ها را امضاء کرده یعنی به جهت آن‌که ریشه در تکوین دارد تأیید نموده .مثل طوافِ خانه‌ی خدا و یا ماه‌های حرام. موفق باشید
1450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد عزیزم بنده نمی توانم وقتی به عمق بحث طینت و اینکه چرا یکی شد شمر و یکی دیگر شد حبیب یا .... جواب قابل قبولی بیابم می خواستم چنانچه امکان دارد یک کتاب یا مبحث راجع به طینت و ذات معرفی کنید که مشکل بنده حل شود با تشکر التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: فکر می‌کنم اگر جواب سؤال شماره‌ی 1364 را مطالعه بفرمایید شروع خوبی است. فقط عنایت داشته باشید که طینت را به معنی زمینه‌ی مادی مثل گِل و امثال این چیزها معنا نکنید به همان معنی عین ثابته یا امکان ذاتی مخلوقات بگیرید. موفق باشید
973

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد،دانشجوی رشته فیزیکم.چطور میشه بین رشته تحصیلیم به خصوص بحث "عدم قطعیت شرودینگر" و "حرکت جوهری" ارتباط برقرار کرد؟به نظرتون لازمه جرقه ای در این مورد زده بشه؟خود شما در این مورد کار کردید؟ استاد بعضی اساتید ما در مورد حرکت جوهری چیزی نمیدونن و درخواست کمک از اونا در این مورد بی فایدس.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی به نظرم با دقت در حرکت ذاتی عالم می‌توان به یک معنی عدم قطعیت شرودینگر را تبیین کرد، بدون آن‌که گرفتار نسبیت فلسفی شویم. چون در حرکت جوهری بحث بر سر آن است که یکی از مراتب وجود یعنی عالم ماده عین حرکت است و عین حرکت یعنی چیزی که هیچ ثباتی ندارد و در عین حال در عین حرکت‌بودن ثابت است. اطلاعی ندارم که کسی از نگاه فلسفه‌ی صدرایی اندیشه‌ی شرودینگر را تبیین کرده باشد، اگر این کار بشود می‌توان جایگاه بحث عدم قطعیت را درست تبیین کرد. موفق باشید
21180
متن پرسش
سلام جناب استاد گرانقدر: وقتتون بخیر. می تونید راجع به تعطیلی عقل در برابر ولایت فقیه توضیح بدهید و دلیل اینکه چرا مکرر شاهد این موضوع هستیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ولیّ فقیه به عنوان زعیم جامعه، عقلِ برتر است و لذا عقل جزئی انسان اگر درست جلو برود، به جایی می‌رسد که در مقایسه با عقل زعیم، خود را هیچ می‌یابد و به عقل زعیم تعقل می‌کند. به همان معنایی که مولوی می‌گوید: «عقلِ عقل‌اند اولیاء و عقل‌ها **** بر مثال اشتران تا انتها». موفق باشید

20544
متن پرسش
با سلام و عرض خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار: چند سوال داشتم.: آیا رسیدن به اولین مشاهده قلبی همان لقاء الله است؟ 2. آیا اگر انسان تمام تلاش خود را کند در یک چله می تواند به اولین شهود دست یابد؟ 3. آیا اگر در حین چله خطایی از او سر بزند با جبران آن تمام آثار گناه از بین می رود و چله سالم می ماند؟ ۴. در اولین چله به غیر از انجام واجبات آیا برنامه خاصی برای مستحبات پیشنهاد می کنید؟ 5. آیا انسان در ابتدا فقط باید سعی در عمیق کردن واجبات کند تا با ایجاد عطش کم کم مستحبات به برنامه خود اضافه کند یا در ابتدا باید حداقلی از مستحبات داشته باشد مانند 3 رکعت نماز شفع و وتر؟ از استاد عزیز خواهش می کنم سوالی بدون جواب باقی نگذارند. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در سیر إلی اللّه خداوند با انوار اسماء الهی نظر به انسان می‌کند و این به یک معنا، لقاء الهی است و هراندازه سیر خود را ادامه دهد، آن اسماء با وسعت و شدت بیشتری متجلی می‌شوند. در هر حال، در هر چلّه‌ای انسان باید سعی کند فقط در محضر حق و با در نظرگرفتن رضایت او عمل کند و اگر خطایی غفلتاً سر زد، سریعاً توبه و جبران کند و به چلّه‌ی خود ادامه دهد. در ضمن بزرگان، در چله‌های خود روزه‌داری و قرائت قرآن و کتب عرفانی و نمازهای مستحب را انجام می‌دهند. موفق باشید  

19420

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب و احترام خدمت استاد گرامی: طبق این آمار که فاصله بین بلوغ و ازدواج بیشتر شده و شکافی ایجاد شده و طبق اینکه الان ازدواج کردن بسیار سخت شده و سرکوب هم که نمی شود کرد، تقوا پیشه کردن هم برای تمام مردم ممکن نیست، حتی جدیدا برای بعض طلاب هم دیگر ممکن نیست و این باعث شده که به سمت و سوی گناه بروند، عده ای قائلند مردان باید در تنگنا از صیغه استفاده کنند. حال دختران باید چه کنند که شرط صیغه آنها اذن پدر معرفی شده؟! دختری که اینگونه است که عرف هم کار او را نمی پذرد. چه باید بکند؟ استاد این سوالی است که از بنده پرسیدند و من واقعا ماندم چه جوابی بدهم. راهنمایی بفرمایید. اوضاع ازدواج جوانان به حدی معضل شده که واقعا از عاقبت اخروی برخی مسئولین مربوط می ترسم.! چگونه می خواهند جوابگو باشند. چگونه به این راحتی مسئولیت گرفتند؟ خدا عاقبت امر همه را بخیر کند. التماس دعا. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معضل بزرگی است. راه صحیح آن است که همه به این مطلب برسند که شرایط ازدواج آسان را فراهم کنند، وگرنه کار به انواع گناهان و فحشاها کشیده می‌شود. موفق باشید

19207

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: بنا بر گفته سخنگوی شورای نگهبان علت رد صلاحیت دکتر احمدی نژآد توصیه رهبری نبوده است. بنا بر این علت رد صلاحیت ایشان چه بوده است؟ (غیر از توصیه رهبری واقعا علتی برای رد ایشان نیست) واقعا متر و ملاک این شورا چیست؟ چراباید غرضی تایید شود و بعد در دوره بعد رد!؟ و چطور جهانگیری و روحانی! و هاشمی طبا و میرسلیم تایید می شوند اما دکتر احمدی نژاد نه! «چرا در قانون برای پاسخگویی شورای نگهبان راهکاری گذاشته نشده است. حتی برای اعتراض هم فرصتی نگذاشته اند.» حقیقتا مردم ناامید شدند و حتی از رای ندادن سخن به میان می آورند. (که البته ناراحت کننده است) حتی نمی توانیم سوال کنیم! با وجود اینکه رای شورای نگهبان را قبول داریم و به آن تمکین می کنیم ولی اجازه سوال هم نمی دهند و مارا ضد ولایت جلوه می دهند. این رد صلاحیت به جهانیان این پیام را ارسال می کند که جمهوری اسلامی از استکبار ستیزی و مبارزه با صهیونیست خسته شده و علاقه به مذاکره و معامله دارد. اصلا تفاوت انتخابات ما با انتخابات آمریکا در چیست؟ آنجا هم دو حزب مردم را طوری احاطه کرده اند که جای هیچ غیری نمانده است و اینجا که به مراتب بدتر است و هزاران سوال ناگفته دیگر...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با این‌که بنده اعضای شورای نگهبان را انسان‌های فرهیخته و دلسوز و آگاه به زمانه می‌دانم، به نظر می‌اید باید تا آن‌جا که ممکن است ملاک‌های تأیید داوطلبان ریاست جمهوری را به مردم ارائه دهند، مگر آن‌جایی که آبروی کاندیداها در میان است. البته در مورد آقای احمدی‌نژاد گفتنی زیاد است. نکاتی در جواب سؤال 19215 عرض خواهد شد. موفق باشید

18670
متن پرسش
سلام: چند سوال پیرامون فصل اول کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره)» ۱. در تعریف فکر از منظر ارسطویی و فلسفه می فرمایید «الفکر حرکه الی المبادی و ...» حرکت از کجا به سمت مبادی؟ بالاخره باید برای حرکت ابتدا و انتهایی متصور بود؟ در پاورقی فرمودید که «از مطلب به مبادی و از مبادی به مطلب» تعریف «مطلب» اولی چیست؟ ۲. آیا بدون مبادی می توان فکر کرد؟ پس چگونه حرکت اول که به سمت مبادی است را فکر می نامیم در صورتی که هنوز به مبادی نرسیده ایم؟ ۳. اگر فکر انسان را به مبادی می رساند و بعد از مبادی به مراد و مطلوب، آیا آن چیزی که غرب داشته را می توان مبادی نامید؟ اگر مبادیست پس غرب فکر را به صحنه آورده که به مبادی رسیده پس چرا به بی فکری متهم می کنیم؟ آیا نمی شود گفت اصلا غرب فکر نکرد و آن چیزی که داشت مبادی نبود بلکه وهم بود؟ ۴. اگر این درست باشد که مبادی غرب وهم است چگونه وهم می تواند عامل هماهنگی در یک تمدن و عالم شود؟ ۵. حضرتعالی که فکر را از منظر فلسفه و عرفان بررسی کردید چرا فکر را از منظر قرآن بررسی نکردید؟ و تفاوت ها و شباهت های «فکر» و «عقل» از نگاه قرآن چیست؟ ۶. مدتیست به شدت درگیر تفاوت دقیق بین واژه ها و مشتقات «فکر» و «عقل» و «علم» از منظر قرآن هستم اگر لطف کنید و جهت بررسی بیشتر منابعی رو با این رویکرد معرفی فرمایید. بسیار متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آن‌چه را در ابتدا داریم. مثل آن‌که می‌دانیم حسن مسلمان است و می‌دانیم مسلمان نماز می‌خواند، پس نتیجه می‌گیریم حسن نماز می‌خواند 2- نه! در علم حصولی هر فکری مبتنی بر مبادی است. در کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» این موضوع بیشتر شرح داده شده است. 3- مبادی غلط، ایشان را به نتیجه‌ی غلط می‌رساند. 4- هماهنگی‌اش مشکل ندارد، هدفی که دنبال می‌کنند توهمی است 5- قرآن بیشتر از منظر فهم حضوری با ما سخن می‌گوید و از این جهت نگاه عرفا به قرآن نزدیک‌تر است 6- تفسیر شریف المیزان هر وقت به هر کدام از این واژه‌ها می‌رسد آن واژه را شرح می‌دهد لذا با نظر به آیاتی که این واژه‌ها را دارد می‌توانید از المیزان استفاده کنید، در ضمن در حین مطالعه‌ی متون، خود به خود این واژه‌ها معنای خود را نشان می‌دهد. موفق باشید

17532
متن پرسش
سلام استاد عزیز: حضرتعالی مکررا فرمودید که برای ایجاد تمدن نوین اسلامی یا دیندار کردن مردم بایستی افقی را در جلوی مردم بگذاریم. فی الحال بفرمایید مقصود از این «افق» چیست؟ چه خصوصیاتی باید داشته باشد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بحث های مفصلی نیاز است مثل آن‌چه در کتاب «تمدن‌زایی شیعه» و کتاب «جايگاه و معني واسطه‌ی فيض» مطرح شده است. باید چنین افق‌هایی را با مردم در میان گذاشت. موفق باشید

نمایش چاپی