بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
1288

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی با توجه به معنی که در مورد نقد حال فرمودید وقتی مولوی در اول داستان شاه و کنیزک می فرماید این داستان در حقیقت نقد حال ماست ایا منظور این است که این داستان ما را به مقام نقد حال می برد یا می خواهد بگوید وصف آن مقام است ؟ در مجموع بفرمایید منظور ایشان چیست؟با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام به نظرم می‌خواهد وصف مقام مذکور را بکند و غم غربت خود را شرح دهد. موفق باشید
24067
متن پرسش
استاد گرامی سلام: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا بَيْعٌ فِيهِ وَ لَا خُلَّةٌ وَ لَا شَفَاعَةٌ وَ الْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿البقرة: ٢٥٤﴾ «ای اهل ایمان! از آنچه به شما روزی کرده ایم انفاق کنید، پیش از آنکه روزی بیاید که در آن نه داد و ستدی است و نه دوستی و نه شفاعتی؛ و تنها کافران ستمکارند.» استاد گرامی مرتبه تازه ای که این آیه را شنیدم واقعا لرزیدم از این انذار خداوند. ۱. اینکه یک آیه با اینکه قبلا بارها شنیده ای ولی ناگهان اعماق وجودت را می لرزاند علتش چیست؟ ۲. در خصوص عبادات که انفاق و صدقه هم یکی از آنهاست برداشت من اینست که اینها از جنس مجرداتند بنابر این تشکیکی هستند و نمی توان حدی برای آن ها مشخص نمود حال سوالم اینست که در مورد مقدار انفاق باید چه کنیم؟ به نظر شما من اگر مثلا ۲ میلیون تومان درآمد ماهانه دارم روزانه چقدر صدقه بدهم؟ ۳. با توجه به آماری که رسانه ها اعلام می کنند که فلان مبلغ خط فقر است و کسانی که زیر آن مبلغ درآمد دارند زیر خط فقر زندگی می کنند آیا این افراد از پرداخت صدقه و انفاق معافند؟ التماس دعا و آرزوی توفیق روز افزون برای جنابعالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خداوند را نفحاتی است که بعضاً بر بندگان خود می‌وزاند. ۲. به هر حال باید به این سخن شاعر فکر کرد که می‌فرماید:

چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش

چون رنده ز کارِ خویش، بیگانه مباش

تعلیم ز ارّه گیر در راهِ معاش

گاهی سوی خود می‌کش و گاهی می‌پاش

موفق باشید

22514
متن پرسش
سلام: خدا قوت. در رابطه با نفی تسلسل در بحث اثبات وجود خدا، بنده دلایل فارابی و ملاصدرا رو خوندم ولی چیزی دستگیرم نشد. مثلا اگه یکی بگه الف از ب بوجود اومده و ب از پ و پ از ت و... واین تسلسل هیچ وقت به پایان نرسه و طرف، ابتدایی برای عالم و انسان قائل نباشه، و بگه همیشه عالم و انسان وجود داشته، میگن این تسلسل ادامه داره تا بی نهایت ... این چطوری رد میشه؟ چون بنده جلسه قرآنی برای دانش آموزان دبیرستانی دارم، خواستم اگه میشه مانند گذشته جوابی کامل و قانع کننده بهم بدید. با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مبنای آن براهین بر این است که ابتدا متوجه می‌شویم که کلیه‌ی موجودات عالم ممکن‌الوجوداند و «علت» می‌خواهند، پس معنا نمی‌دهد همچنان ادامه داشته باشند مگر آن‌که واجب‌الوجودی در صحنه باشد که «معلول» نباشد بلکه عینِ وجود باشد. موفق باشید

20409
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد در عجبم از کار خدا. پیامبری از جنس نور برای هدایت خلق می فرستد بعد از 23 سال فداکاری دینش پا می گیرد یک مرتبه پیامبر رحلت می کند و انحراف شروع می شود و 1400 سال کشتار و ظلم و ستم در اوج آن عاشورا. خوب خدا جان تو که می توانستی بیست سال دیگه به عمر پیامبری اضافه می کردی تا اولی و دومی و اونایی که به خلافت طمع داشتن بمیرن بعدش با خیال راحت امام علی (ع) امامت رو به دست می گرفت و بشریت سرنوشتی غیر از این پیدا می کرد. حالا یه انقلابی بعد از 1400 سال توسط یه مرد آسمونی پا می گیره مردم هم از همه چیز مایه میزان درست بعد از جنگ و موقعی که وقت پایه گذاری اقتصاد و فرهنگ اسلامه امام رو می بره و بعد دوباره انحراف و لیبرالیسم و غرب گرایی و نتیجه فقر و فساد و تبعیض و فاجعه ای که الان می بینیم. خوب خدا جون امام رو نگه می داشتی یا به جای شهید بهشتی، مطهری، یا حداقل رجایی، هاشمی رو می کشتی و یکی اونا رو نگه می داشتی تا با اون نفوذ و قدرتش هر کاری می خواد نکنه تا اینچنین بعد از امام نگه مانور تجمل بدید نگه رشوه ها هدیه است و هزاران انحراف دیگه، که دل آدم از گفتنش ریش می شه مردم بیچاره ام که نمی دونستن اون داره تو اقتصاد و فرهنگ چیکار می کنه درست اومدی همون رو باقی گذاشتی که تفکرات توسعه اون در تضاد با حقیقت انقلاب بود تا جایی که فقیه انقلابی آیت الله خزعلی در اواخر عمرش بگه اگه هاشمی دو باره بیاد رو کار من بمیرم و نباشم ببینم، شما هاشمی رو نمی شناسید!! راستی استاد چرا این‌جوریه چرا؟ قربان شما برم. ایمیلم خرابه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «دوست دارد یار این آشفتگی». اگر با چشم خدا عالَم را نگاه کنیم می‌یابیم چه حساب‌ها در کار است! راستی، اگر علی«علیه‌السلام» با آن جبهه روبه‌رو نشده بود و کار، همچنان جلو می‌رفت، در کجا ما با چنین درخششی  از آن حضرت روبه‌رو می‌شدیم؟! و اگر حسین«علیه‌السلام» در تاریخی بدون یزید در صحنه بود، این‌همه سرمایه‌ی عاطفه و حماسه و حکمت، کجا در مقابل چشمِ بشر قرار می‌گرفت؟!! از این جهت است که باید با چشم الهی و نگاه حضرت ربّ که او هادی بشریت است، به عالَم نگریست. موفق باشید    

19724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در سوال 19703 مطلبی که ارسال شده نظر استاد طائب است که لب آن این است که «هیچ‌کدام از ائمه معصومین (ع) با طواغیت زمان خود بیعت نکردند.» یعنی دقیقا خلاف مطلبی که شما در آن مصاحبه داشته و به بیعت کردن معصومین علیهم السلام با طواغیت زمانشان اشاره داشته اید. شاید نظر ایشون جای تامل داشته باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخ چیز دیگری به ما می‌گوید. به نظرم خوب است مباحث «تاریخ اسلام» جناب حجت‌الاسلام و المسلمین آقای امیر غنوی را از روی سایت‌شان بگیرید و آن مباحث را دنبال کنید، خوب باشد. موفق باشید

19714
متن پرسش
تا کی؟ تا کی دهان بستن؟ تا کی تلقین؟ تا کی توهم؟ تا کی جوابهای کتابی و منبری؟ تا کی فلسفه و عرفان؟ تا کی ندیدن واقعیت؟ لطفا تو بگذار که بگویم ... تا کی متوهمانه در انقلاب زیستن؟ چرا همه فراموش کردند؟ شما که گذشته ی انقلاب را دیده اید دیگر چرا؟ شما که دست رحمت خدا را دیدید که تا کجا رفت ... از هر کوی و برزنی، شهر به شهر، روستا به روستا ... گلچین کرد و بُرد. و آنها که پروانه وار خرامامان خرامان رفتند و ... به ما بی نوایان ِانقلاب حتی نیم نگاهی هم نینداختند ... کاش مایه ی دلسوزی آنها بودیم. کاش حداقل آنها دلشان به رحم می آمد و لقمه ای در این قحطی ِتاریخ زیر سفره ی انقلاب برای ما کنار می گذاشتند. من که به لقمه ای به اندازه ی تشییع شهدای غواص هم راضی بودم ... من که بین قناعت و حرص با دستان ِخالی و بسته، دست و پا می زنم. تا کی این تعلیق ... تا کی این پا در هوا بودن؟ تا کی این عذاب؟ تا کی این چشم به راهی؟ تا کی طعنه ی این بغض های زخمی؟ ما بال بال نزدیم؟ ما به این در نکوبیدیم؟ ما به آتش نزدیم؟ ما تشنه نبودیم؟ ما زشت و بد سیرت بودیم؟ ما پست و حقیر بودیم؟ پس چرا انقلاب آن روزها زورش رسید نوجوانی را از ته ِتهِ لجنی بیرون بکشد و به ته ِته ِ بهترین ِمرگ ها برساند؟ نکند حالا انقلاب پنچر شده که همه اینطور از زیر جواب شانه خالی می کنند؟! چرا باید با وعده ی «ان شاءالله بعدها» خودم را دلخوش کنم؟ چرا باید به خودم صبری از جنس ِنادانی قالب کنم؟! چرا نپرسم؟ چرا طلبکار نباشم؟! چرا گله نکنم؟! چرا از داغ دلم، از زخم ِ وجودم، از ویرانی َم نگویم؟ آوار ِ انقلاب بر دل ِمن یکی سنگینی می کند ... چرا نگویم که از این انقلاب ِانتزاعی خسته َم. چرا نگویم که از این زیبای ِدور که فقط وصف دل آب کن ََش به ما رسید، خسته َم. حال این روزهای من شبیه ِحال ِدختر نه ساله ایست که به گرمترین روزهای سال ِماه رمضان رسید و حالا برای اذان مدام تعلل می کنند و او از شدت ِضعف، بی رمق، گرسنه و تشنه گوشه ای رها شده َست. روزه ی انقلاب طولانی شد. اذان ِانقلاب زیادی دیر کرده َست. روحَ م ضعف کرده ... مدتهاست چیزی به عمق ِوجودم نرسیده است. تو دیگر مرا به صبر و عرفان حواله نکن. انقلاب جز راهپیمایی بیست و دو بهمن، انتخابات، روز قدس و ... حالا چه در آستین دارد؟ به من نگو که تمام افق های پیش روی ِمن در انقلاب همین َست ... پس کی قرار است این انقلاب حالی به دل لامذهب ِما هم بدهد؟ کاش می شد بگویم اگر کسی بگوید به همین ها سیر شده َست دروغ گفته َست اما چه کنم که دروغ را هم از زیر دست َم کشیدند و به نفع فکرهای روشن مصادره کردند. کاش راست هم ژست نبود و همان قدر بکر و اصیل در سینه ی کودکان به امانت می ماند. ببین مرا. من چیزی نقد، جاری و روان در تمام ِلحظاتم می خواستم. خرمای ِ روزه َم را از این انقلاب طلب دارم ... این ثانیه های آخر بدجوری امانم را بریده َست. پس این زمان ِلعنتی چرا نمی گذرد؟ چرا همه انقدر بخیل شده َند؟ چرا هر کسی یک جوری پا در دهان ِما می کند که صدایمان بلند نشود ... که مبادا ته ِدل جماعتی در این سرخوشی خالی نشود! زبان ِطلبکاری ِمن دراز است. به شر خر ها بگو حریف ِمن نمی شوند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌بینید که ما مجبوریم راهِ بعد از دفاع مقدس را بازخوانی کنیم، آن راه را ادامه ندادیم. احساس تاریخی که در آن بودیم را با ماده‌ی مخدّرِ دولت سازندگی و با شعار توسعه از دست دادیم. احساس تاریخی عجیب دیر در دسترس است. می‌گویید که بنده امثال جنابعالی را ببینم! اتفاقاً همیشه در منظر من امثال شما هستند که از یک طرف بنیادِ تاریخی خود را حس می‌کنند و می‌فهمند گمگشته‌ی آن‌ها در عمقِ افق زندگی‌شان در حالِ سوسوزدن و دعوت به آن دوردست‌هاست، ولی به درمانِ خود که آزادشدن از تخته سنگی است که پیکر آن‌ها را در بر گرفته است؛ نمی‌اندیشند. هنرمند مجسمه‌سازی نیاز است تا از دل این تخته‌سنگ پیکری را به ظهور آورد و آن پیکر، در این تاریخ با «مداد العلماء» که افضل از دماء شهداست، تراشیده می‌شود. پیکر سیره‌ی علمی و عملی شهدایی که ماورای الفاظ کهنه و مرده، کردند آن‌چه کردند و نگفته گفتند آن‌چه باید می‌گفتند. تاریخِ ما از این به بعد، یا تاریخ شهداست که زندگانی هستند بس آرام و یا تاریخ مرده‌هایی هستند پر از ادعا.

مقدمه‌ی کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی» و آن چند جلسه شرح آن مقدمه، انعکاس شخصیت گمشده‌ی جناب سلمانی است که می‌داند حالا بدون محمد«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و با حضور سقیفه چه کند که همه‌چیز گم نشود. حرف‌هایی در جواب سؤال 19710 داشتم. باید در جستجوی تاریخی بود که نه گذشته است و نه به‌خوبی ظهور کرده است. مثل فرزندی است که هنوز در دوره‌ی جنینی به‌سر می‌برد. به امید روزی که متولد شود، ولی هیچ تولدی به‌راحتی صورت نمی‌گیرد، به‌خصوص تولد تاریخی که در پیش داریم و انقلاب اسلامی بدان اشاره دارد.

چگونه می‌توان نگهبانان انقلاب اسلامی بود وقتی آن را حقیقت وجودی دوران بدانیم، جز با گوش‌سپردن به آن از طریق وجود خود و به زبان‌آوردن تعلق خاطری که به آن داریم و باید بار سنگین این مسئولیت را به دوش بگیریم. زیرا همان‌طور که انسان‌ها واجد ناخودآگاه فردی هستند، ناخودآگاه جمعی هم دارا هستند که در ناخودآگاه جمعی همه‌ی افرادِ قوم شریک‌اند، این خودآگاهی فراتر از زمان و مکان، انسان‌ها را در بر می‌گیرد، در حالی‌که هنوز نمی‌دانند به چه‌چیزی رسیده‌اند.[1] حقیقت به صورت رخداد در تاریخ ظهور می‌کند و معرفتی خاصی را به انسان‌ها متذکر می‌شود، مثل حضور در مرغزاری خوش منظره، مثل پرتو روشنایی در دل تاریکی. رخداد تاریخی، یک نوع آشکارشدن است و نه مثل فهمیدن‌های معمولی. انسان در آن واقع می‌شود و اگر نسبت به آن خودآگاهی پیدا کند می‌تواند از آن تغذیه کند و با آن هماهنگ گردد، در آن صورت به داخل آن رخداد کشیده می‌شود و در آن صورت امری معنادار، اعتبار و مرجعیت خود را بر آن فرد یا ملت‌ حاکم می‌گرداند و به آن ملت خطاب می‌کند و آن ملت آن معنا را از خود می‌کند و حاضر می‌شود با آن زندگی کند و به آن آری بگوید.

ما در انقلاب اسلامی در داخل رخداد حقیقت این دوران قرار گرفته‌ایم قبل از آن‌که فکر کنیم چگونه باید به آن باور داشته باشیم. پیش‌فهم‌هایی است در امری معنادار و معنوی که در سنت رخ می‌نمایاند و در افق درونی انسان‌ها عالَمی را به آن‌ها عطا می‌کند و انسان‌ها در آن عالم از خود فهمی پیدا می‌کنند و وظیفه‌ی ما جهت تفسیر این رخداد توجه به پشت صحنه‌ی آن است تا انسان‌ها بیرون از فرهنگ مدرنیته، فهم تازه‌ای از خود پیدا کنند و وارد تاریخی اثرگذار شوند.

خوب است سری به جواب سؤال‌های شماره‌ی 19725 و 19710 بزنید. موفق باشید

 


[1] - قرآن در رابطه با آگاهی تاریخی که سپس به خودآگاهی تبدیل می‌شود، می‌فرماید: «قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ عَلَيْنا»(آل‌عمران/84) نمی‌فرماید «ما اُنْزِلَ عَلیّ» که تنها شامل پیامبر (ص) شود.

18573

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و اردات استاد فاضل و حکیم: 1. از فایلهای صوتی و آثار کتبی شما در مورد اخلاق، کدام یک مهم تر است تا اول آن را گوش دهیم و بخوانیم؟ 2. اگر آثار صوتی و کتبی توحیدی و معرفت نفسی شما را گوش کنیم و بخوانیم ما را از گوش دادن و خواندن آثار اخلاقی شما مستغنی می کند؟ سپاس بیکران
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از شرح حدیث «یابن جندب» و شرح حدیث «جنود عقل و جهل» که إن‌شاءاللّه موجب صیقل دل خواهد شد، غفلت نفرمایید. موفق باشید

17245

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوارم: ببخشید راجع به چگونگی رفتار با کسانی از فامیل که حجاب ندارند وظیفه ما چیست؟ شما در پاسخ سوال 12140 می فرمایید ارتباط خود را با آنها قطع کنید و یا در پاسخی دیگر می فرمایید بی توجهی به هنجار شکنان، ولی در جواب 7572 می فرمایید ارتباط را قطع نکنید و خوش رفتار هم باشید. می خواستم بدانم تفاوت این موارد در چیست؟ متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان رحم نمی‌توان به طور کلّی با آن‌ها قطع رابطه کرد. ولی در عین عدم بی احترامی، نباید گرم گرفت. موفق باشید

16551
متن پرسش
با سلام: میشه لطف بفرمایین در مورد محدوده ی تقدس جایگاه روحانیت صحبت نمایید؟ شما به خوبی خبر دارین که عده ای طلبه ی ناچیز از این جایگاه سوءاستفاده های زیادی کرده اند که باعث ضربه زدن به دین شده. بهتر نیست تقدس زدایی از روحانیت انجام بشه؟ مگه روحانیون معصوم هستند که برای اونها تقدس قائل بشیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچ‌یک از روحانیون، به خودی خودشان تقدسی ندارند. قداست به علمِ توحید و عمل به آن است. باید جامعه به آن‌چنان کمال و رشدی برسد که بدون دلیل برای کسی قداست قائل نباشد. موفق باشید

15282
متن پرسش
با سلام استاد گرامي با سلام: جواني 30 ساله، داراي مدرك كارشناسي ارشد و در يكي از ادارات دولتي مشغول به كار هستم. خيلي وقتها به سي سال ديگر فكر مي كنم كه اگر زنده باشم به پشت سر نگاه مي كنم و مي بينم سي سال از بهترين دوران عمرم در اداره اي سپري شده كه بسياري از روزهاي آن كار مشخصي براي انجام دادن نداشته ام. استاد نگرانم از نگاه حسرت بارم به گذشته وقتي در آستانه شصت سالگي قرار دارم و بايد آماده رفتن شوم. چه كنم كه به حس رضايت از خويشتن برسم؟ چگونه زندگي كنم كه احساس كنم خدا از من راضي است؟ اصلا من معني اين جمله را نمي فهمم كه همه كارها را براي رضاي خدا انجام دهيد. انگار بسياري از كارهاي روزمره انسان امروزي ربطي به رضايت پروردگار ندارد. مثلا صبح تا عصر پشت ميز اداره بنشينم براي رضاي خدا؟ فيلم و سريال ببينم، موزيك گوش كنم، رمان بخوانم، عيدها طبق رسم هر سال به ديد و بازديدهاي الكي بروم، اخبار گوش كنم براي رضاي خدا؟ علايق فرديم را دنبال كنم براي رضاي خدا؟ استاد خواهشا بفرماييد اين صبح تا شب هر روزي را چگونه بايد گذراند لحظه لحظه اش را چگونه از رضايت پروردگار سرشار كرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان از نظر عقلی متوجه‌ نحوه‌ی دیگری از زندگی در این دنیا شد که با ابعاد روحانی خود می‌تواند با عوالم روحانی عالم، مأنوس باشد متوجه‌ی جایگاه ارزشمند شریعت الهی می‌شود و رویکرد او نسبت به دین خدا، رویکرد انسانی است که می‌خواهد با بنیادی‌ترین مراتب وجود خود، با اصیل‌ترین واقعیت مأنوس گردد و زندگی خود را معنا ببخشد. سیر مطالعاتی روی سایت به لطف الهی می‌تواند در این راستا کمک‌کار باشد. موفق باشید  

14505
متن پرسش
با عرض سلام و عرض تشکر خدمت استاد گرامی: منظور از ملایکه ی عالم ماده با توجه به اینکه عالم ماده نازل ترین مرتبه ی عالم است آیا همین مخلوقات عالم ماده اند و یا نه این رتبه ی ملایکه هم به صورت غیبی هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل نفس ناطقه که مدبّر بدنِ مادی است، فرشتگان مدبّر عالم ماده می‌باشند. موفق باشید

13954
متن پرسش
سلام علیکم: آیا وجود مجسمه های تزیینی در خانه اثرات منفی در معنویات به دنبال دارد؟ آیا وجود عکس و تصویر در اتاق کودک و یا روی لباس نوزاد و کودک تاثیرات منفی بر روی ملکوت او دارد؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا می‌شود باید از این امور اجتناب کرد ولی نه آن‌چنان که کودک شما از سایر همسالانش جدا باشد. موفق باشید

12897
متن پرسش
بسم الله با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما: می خواستم مشورتی به این حقیر بدهید در مورد ورود به حوزه! حدود 26 ساله هستم. سوالات در سایت در مورد ورود به حوزه را در سایت شما خواندم تقریباً بردداشت کردم که برای ورود به حوزه باید روحیه و تلاش خاصی داشت! اگر برایتان امکان دارد در این زمینه و موارد (شرایط و روحیه و نوع تلاش و ...) راهنمایی کنید تا تطبیق دهم که خدایی ناکرده عملی انجام ندهم که بعد از مدتی پشیمان شوم! با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب‌های قبلی عرض شده، اگر خداوند علاقه‌ی تعمق در دین را در شما ایجاد کرده است و استعداد لازم را نیز داشته باشید و خانواده هم تا حدّی همراهی کنند؛ نباید از استفاده از چنین فرصتی در این تاریخ کوتاهی کرد. موفق باشید

12178
متن پرسش
سلام علیکم: هر چند فرمود: «يَا أَبَاذَرٍّ لَا تَنْظُرْ إِلَى صِغَرِ الْخَطِيئَةِ وَ لَكِنِ انْظُرْ إِلَى مَنْ عَصَيْتَه‏» که اینطور همه گناهان می شوند کبیره! اما بالاخره در آیات و روایات تفکیکی بین صغیره و کبیره هست. کبیره را می دانیم اما میشه چند تا صغیره مثال بزنید!!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صغیره‌بودنِ یک گناه بیشتر در نسبت به خود انسان با آن گناه شکل می‌گیرد. مثل آن کسی که از سر غلوّ خبری را بیش از حدّ بزرگ کند. نباید بگوییم ایشان دروغ گفته و دروغ گناه کبیره است. بسیاری از سهل‌انگاری‌های انسان ها گناه صغیره است مثل سر وقت به وعده نیامدن، نباید بگوییم این یک نوع تضییع حق است و کبیره محسوب می‌شود، باید موضوع را نسبت به طرفی که آن را انجام می‌دهد بررسی کرد که آیا مستقیماً اراده کرده حقِ رفیق خود را تضییع کند یا تنها یک سهل‌انگاری کرده؟! در مورد خودمان باید سخت‌گیری کنیم، ولی در مورد بقیه باید حمل بر صحت کرد. موفق باشید

10001

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام محضر استاد: در سوره احزاب مسایل مختلفی وجود داره که میشه امروزه اونها رو در عالم مشاهده کرد و با مسایل روز وفق داد از جمله مسئله منافقین، مجرفین یا مشئله حجاب و... ولی در آیاتی مثل آیه ای که به مسلمانان درباره رفت و آمد به خانه پیغمبر (ص) و صحبت با همسران پیغمبر یا آیاتی که خداوند به پیغمبر (ص) دستور خاصی می دهد مانند ازدواج کردن یا نکردن او و... چگونه ما می توانیم استفاده کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بحمداللّه عرایضی در رابطه با مواردی که می‌فرمایید در تبیین سوره‌ی مبارک احزاب رویکرد نظام‌سازی آن داشته‌ام. خوب است به آن مباحث رجوع فرمایید. موفق باشید
9357
متن پرسش
به نام خدا با سلام و احترام خدمت استاد طاهرزاده: ضمن تشکر از پاسخ سوالات قبلی یکی از عوامل وقوع انقلاب صنعتی و ظهور سازمان عقلایی در غرب و در نتیجه نظریات مدیریتی، پذیرفتن داروینیسم اجتماعی بود. طبق نظریه داروینیسم اجتماعی گفته می‌شود که ‌جوامع انسانی مانند ارگانیسم‌های زیستی با یکدیگر برای بقا منازعه می‌کنند. جوامع امروزی غرب در این منازعه برتر از دیگران بوده‌اند و بنابراین عالی‌ترین مرحله پیشرفت اجتماعی را که تا کنون به دست آمده است، نشان می‌دهند. داروینیسم اجتماعی مفاهیمی را که داروین برای تشریح تکامل ارگانیزم به کار برده بود، برای تفسیر ماهیت و کارکرد جامعه به کار می برد. در واقع جامعه همانند ارگانیزمی فرض می شود که بر آن اصل تنازع بقا حاکم است. سازگارترین فرد، سازمان یا جامعه در موقعیت رقابتی پیروز خواهد شد و باقی خواهد ماند. طبق داروینیسم اجتماعی در فراز و نشیب فرایند تنازع بقا انواع متعدد و متنوعی از سازمانها ظهور می کنند و برای دستیابی به موقعیت بهتر در یک محیط رقابتی، به تکاپو می پردازند و در بین آنها سازمانهایی که بهتر بتوانند خود را با محیط سازگار کنند باقی می مانند و بقیه از بین می روند. در جامعه رقابتی که انسانها برای زنده ماندن و بقا با هم در تنازع اند و معیار موفقیت پول است تحت داروینیسم اجتماعی، تلاش برای بدست آوردن منافع شخصی شدت می گیرد و ایدئولوژی مناسبی برای کارآفرینان و بازرگانان فراهم می شود. در این بین کسانی که قوی ترند باقی می مانند و به طبقات بالا صعود می کنند و آنهایی که نمی توانند خود را به طور مناسب با محیط رقابتی، سازگار کنند به طبقات پایین تر سقوط کرده، در نهایت حذف می شوند. در واقع هر گونه غفلت و اشتباه از طرف یک سازمان به بلعیده شدن توسط سازمانهای دیگر منجر می شود. لذا خواهشمندم نظرتان را در خصوص این عامل در مدیریت غربی بیان فرمایید و آنرا از دیدگاه مدیریت اسلامی تحلیل فرمایید. همچنین عامل جایگزین در مدیریت اسلامی برای داروینیزم اجتماعی را بیان فرمایید.
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌اید مدیریت غربی در فضای تنازع بقاء شکل گرفته است زیرا از رحمت واسعه‌ی خدای کریم غافل است و این‌که خداوند عالمی را خلق کرده است که همه‌ی بشریت در متن آن می‌تواند نسبت به حوائج منطقی خود بهره‌مند گردد و این چیزی است که مدیریت اسلامی مدّ نظر باید قرار بدهد تا رقابت‌ها رقابت‌های حذف همدیگر نباشند بلکه سبقت‌ها برای تعالی هرچه بیشتر فضای مدیریت باشد. موفق باشید‌
7165
متن پرسش
با سلام نظرشما در مورد کتاب راز چیست؟این کتاب بدون اشاره به خداوند میگوید هرچه فکر کنید به سرتان می آید.اگر نتوان همه مطالب این کتاب را تایید کرد پس منظور از احادیثی که میفرماید تفالوا بالخیر تجدوه و البلاء موکل بالنطق چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک نوع تخلیه‌ی روانی است. آری اگر انسان موحدی که رویکردش به سوی حق است – و نه به خیالات خود – انتظار خیر داشته باشد، خداوند مطابق رویکرد او جوابش را می‌دهد و اگر بر زبان خود چیزی را جاری کرد که در آن طلب خیر از خدا نبود طبیعی است که باید منتظر همان باشد ولی داستان کتاب «راز» رجوع به ناکجاآباد است. موفق باشید
4193
متن پرسش
سلام. استاد عزیز، با توجه به اشراف حضرتعالی به مباحث معاد، ایا اهداء اعضای بدن، بعد از مرگ باعث آزار و اذیت روح متوفی می شود؟اصلا بخشیدن اعضاء بدن، پس از مرگ، فایده ای برای روح دارد. جسارت است اما شما حاضرید این کار را انجام دهید(ببخشید حمل بر فضولی ننمایید)ممنون استاد
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر فقهی همان طور که فقهای گرامی نظر داده‌اند، اهداء اعضای بدن جایز است. از جهت معرفت‌النفس این هست که آیا وقتی روح هنوز از بدن منصرف نشده – به دلیل آن‌که به قول پزشکان انسان در آن حالت، حیات گیاهی دارد- قطع اعضاء او یک نوع آزار برای روح به‌حساب نمی‌آید؟ بعید است بنده چنین وصیتی بکنم. موفق باشید
3736
متن پرسش
سلام علیکم! از امام امیرالمؤمنین(ع) روایت شده فرمود: «یستحبّ للرجل أن یأتی أهله أوّل لیلة من شهر رمضان لقول الله عزّوجلّ أحلّ لکم لیلة الصیام الرفث إلی نسائکم؛ مستحب است مرد در شب اول ماه مبارک رمضان با همسرش نزدیکی نماید چرا که خداوند در قرآن فرموده: حلال شد بر شما نزدیکی با زنان‌تان در شب روزه» (الکافی ج4 ص180) حال چطور میشه که یه امر شهوی که مربوط به جنبه حیوانی ماست در کنار انواع ادعیه و مناجات ها اونم تو شب اول همچین ماهی که ماه دعا و معنویت هست به عنوان یه عمل مستحب ذکر میشه؟! این استحباب یعنی اینکه این عمل موجب قرب الی الله میشه یا معنی دیگه ای داره!؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید موجب جامعیت انسان در امور شود و امور دنیائیش را به معنویات متصل کند. موفق باشید
3167
متن پرسش
سلام و آرزوی توفیق روزافزون سایت خبرآنلاین مصاحبه ای با شخصی به نام دکتر مهدی جعفری داشته اند و در آن تلویحا تایید کرده اند که امام حسین علیه السلام در زمان صلح امام حسن علیه السلام به ایشان فرموده اند :« پناه می‌برم به خدا! مبادا با پسر «ابوسفیان» مصالحه نمایی، که در این صورت، از راه پدرت دور شده‌ای!» :َآیا این نظرات و سخنان بطور کلی با اعتقادات شیعه سازگار است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: چون ما در روایات داریم که حضرت امام حسین«علیه‌السلام» فرموده‌اند برادرم حسن«علیه‌السلام» در زمان خود بهترین کار را کرد و چون می‌دانیم امام معصوم جز آن‌چه خدا اراده می‌کند را انجام نمی‌دهد باید چنین روایاتی را جعلی دانست.آری نه امام حسن و نه امام حسین از این صلح راضی نبودند ولی در عین حال همان کاری که مصلحت بود را انجام دادند مثل قبول قطعنامه توسط حضرت امام خمینی .موفق باشید
3166

جلسات هفتگیبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و احترام آیا گروه فرهنگی المیزان دارای مراسم مناجات دسته جمعی هفتگی یا روزانه با حضور جناب استاد می باشد که ورود برای عموم آزاد باشد؟ با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: نه؛ فقط جلسات هفتگی شرح حدیث و قران و شرح "تفسیر حمد امام خمینی(ره)" هست. موفق باشید
715

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام آیا خودارضایی با وسائل پلاستیکی یا هرچیز به جز بدن خود انسان ضررهایش مانند خودارضایی با دست است یا خیر؟ وآیا حکم حرمت درهمه اینهاست یا در خودارضایی با دست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام نفس آن کار حرام است حتی اگر پاها را به همدیگر فشار دهند. موفق باشید
21062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: در رابطه با سوال 21038 این را هم اضافه بفرمائید هر چه می کشیم از عالمانی است که از بانیان و متفکران نئولیبرال اینچنین حمایت می کنند. استاد مقاله آقای جوادی را درباره هاشمی می خوانیم فکر می کنیم دارد امیرالمومنین را وصف می کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا رحمت کند آیت اللّه خزعلی را که فرموده بودند: «ای کاش آیت الله خزعلی که دم مرگش همگان را به پرهیز از هاشمی دعوت کرد و فرمود اگر هاشمی دوباره بیاید خدا کند من نباشم» نگران نباشید. عرایضی در جواب سؤالات شماره‌ی 21057 و 21065 در این مورد شده است. بد نیست سری به آن جواب‌ها بزنید. موفق باشید

20354
متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده پس از تحمل رنج ها برای رسیدن به زلال حقیقت در شرایط فکری و روحی قرار دارم که تنها راه حل خود را بازخوانی هویت دینی و ملی خود می دانم. استدعا دارم در این مسیر یاورم باشید و مرا همچون هانری کربن در جستجوی معنا بدانید که علامه طباطبایی دوران خود را گم کرده ام و به شما پناه آوردم. می خواهم هر هفته چند سوال مبنایی از حضورتان بپرسم و امید دارم شما با جواب های مستدل و مشروح مرا در پیدا کردن گم شده خود یاری کنید. ابتدای سوالاتم عنوان بازخوانی هویت دینی و ملی را درج می کنم و امید دارم شما با بزرگواری پیر طریقت این حقیر باشید، خواهش می کنم منت سر بنده بگذارید و تا جای ممکن جواب های مستدل و مشروح بفرمایید تا اگر این حقیر خواستم نتایج این بحث را در کتابی در آینده منتشر کنم جواب ها کاملا متقن و مطلوب باشد. می دانم جناب شریفتان با محدودیت وقت مواجه هستید ولی بدانید بنده به دلیل اینکه می خواهم جواب های شما را دقیق بررسی کنم نیاز دارم مکتوب جواب شما را داشته باشم. آیا این لطف رو در حق بنده می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در امر مطالعه و تحقیق، یک قاعده همیشه در میان است و آن رجوع به متون معتبر است با نظر به سؤال و دغدغه‌ای که هرکس دارد. حتی علامه طباطبایی که به قرآن رجوع می کنند، دغدغه‌ی اصلاحِ امور جامعه‌ی خود در این تاریخ را بر اساس رهنمودهای کتاب خدا دارند. مثلاً اگر شما مطالعه‌ی تفسیر المیزان را شروع کنید و در دل آن در جستجوی جواب دغدغه‌ی خود یعنی «بازخوانیِ هویت دینی و ملی» باشید، جواب‌های خوبی دریافت می‌کنید. آری! در این رابطه است که ممکن می‌باشد سؤالی برایتان پیش آید، و با امثال بنده در میان بگذارید. ولی اگر بخواهید از همان ابتدا بنده مثلاً در رابطه با آن موضوع که می‌فرمایید، سخن بگویم، عملاً باید بنده یک یا چند کتاب بنویسم و فضا از گفتمانِ علمی خارج می‌شود. موفق باشید

20235
متن پرسش
سلام و وقت بخیر: سوال من در خصوص بند اول از زیارت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها می باشد «يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً» شما قبلا در این خصوص یک یک جا در مورد گسترش اسلام و رسیدن آن به دروازه های ایران و روم و رحلت حضرت نبی اکرم صلی الله علیه توضیحاتی دادید و اینکه بعد از آن گسترش اسلام متوقف گردید. در جای دیگر در خصوص حقیقت نوری حضرت فاطمه (س) احادیثی را بیان و توضیحاتی دادید ولی دو بیان را بهم متصل نکردید. امتحان قبل از خلقت به چه معناست؟ و ارتباط این امتحان و امتحان بیان شده در بند اول زیارت چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع تا حدّی در کتاب «بصیرت حضرت فاطمه «سلام‌اللّه‌علیها» مورد بحث قرار گرفت. به این معنا که می‌گوییم: سلام بر تو اى بانويى كه خالق تو قبل از اين‏كه تو را خلق كند، تو را امتحان كرد و تو را نسبت به آن امتحان، صابر و بردبارديد. لذا يا بايد خداوند آن شعور را به حضرت زهرا عليهاالسلام نمى ‏داد تا نفهمد اسلام بزرگ چگونه با حذف على عليه السلام به چنين خطر بزرگى گرفتار مى ‏شود و يا بايد صبر او را قبل از خلقت مى‏ آزمود، چون چنين شعورى، بدون صبرى بزرگ، فاطمه عليهاالسلام را از پا درمى ‏آورد.

سوز فاطمه عليهاالسلام از آن بود كه چگونه اين‏ همه خوبى را ناديده مى‏ گيرند و عملًا به اسلام پشت مى‏ كنند، ولى شكيبايى او نيز بدان جهت بود كه مى‏ دانست آن‏ها به هدفى كه دارند نمى‏ رسند. اگر ديروز خليفه سخنان فاطمه عليهاالسلام را به هيچ گرفت، فاطمه عليهاالسلام خوب مى‏ دانست كه با ايراد اين خطبه، عملًا در آينده تاريخ ايستاده است و به ملّت‏ها نهيب مى‏ زند كه مواظب باشيد ميل‏هايتان آنچنان سرگردان نگردد كه به حكومتى غير از حكومت حق و عدل قانع شويد. موفق باشید

نمایش چاپی