باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خداوند را نفحاتی است که بعضاً بر بندگان خود میوزاند. ۲. به هر حال باید به این سخن شاعر فکر کرد که میفرماید:
چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش
چون رنده ز کارِ خویش، بیگانه مباش
تعلیم ز ارّه گیر در راهِ معاش
گاهی سوی خود میکش و گاهی میپاش
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مبنای آن براهین بر این است که ابتدا متوجه میشویم که کلیهی موجودات عالم ممکنالوجوداند و «علت» میخواهند، پس معنا نمیدهد همچنان ادامه داشته باشند مگر آنکه واجبالوجودی در صحنه باشد که «معلول» نباشد بلکه عینِ وجود باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت: «دوست دارد یار این آشفتگی». اگر با چشم خدا عالَم را نگاه کنیم مییابیم چه حسابها در کار است! راستی، اگر علی«علیهالسلام» با آن جبهه روبهرو نشده بود و کار، همچنان جلو میرفت، در کجا ما با چنین درخششی از آن حضرت روبهرو میشدیم؟! و اگر حسین«علیهالسلام» در تاریخی بدون یزید در صحنه بود، اینهمه سرمایهی عاطفه و حماسه و حکمت، کجا در مقابل چشمِ بشر قرار میگرفت؟!! از این جهت است که باید با چشم الهی و نگاه حضرت ربّ که او هادی بشریت است، به عالَم نگریست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تاریخ چیز دیگری به ما میگوید. به نظرم خوب است مباحث «تاریخ اسلام» جناب حجتالاسلام و المسلمین آقای امیر غنوی را از روی سایتشان بگیرید و آن مباحث را دنبال کنید، خوب باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میبینید که ما مجبوریم راهِ بعد از دفاع مقدس را بازخوانی کنیم، آن راه را ادامه ندادیم. احساس تاریخی که در آن بودیم را با مادهی مخدّرِ دولت سازندگی و با شعار توسعه از دست دادیم. احساس تاریخی عجیب دیر در دسترس است. میگویید که بنده امثال جنابعالی را ببینم! اتفاقاً همیشه در منظر من امثال شما هستند که از یک طرف بنیادِ تاریخی خود را حس میکنند و میفهمند گمگشتهی آنها در عمقِ افق زندگیشان در حالِ سوسوزدن و دعوت به آن دوردستهاست، ولی به درمانِ خود که آزادشدن از تخته سنگی است که پیکر آنها را در بر گرفته است؛ نمیاندیشند. هنرمند مجسمهسازی نیاز است تا از دل این تختهسنگ پیکری را به ظهور آورد و آن پیکر، در این تاریخ با «مداد العلماء» که افضل از دماء شهداست، تراشیده میشود. پیکر سیرهی علمی و عملی شهدایی که ماورای الفاظ کهنه و مرده، کردند آنچه کردند و نگفته گفتند آنچه باید میگفتند. تاریخِ ما از این به بعد، یا تاریخ شهداست که زندگانی هستند بس آرام و یا تاریخ مردههایی هستند پر از ادعا.
مقدمهی کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی» و آن چند جلسه شرح آن مقدمه، انعکاس شخصیت گمشدهی جناب سلمانی است که میداند حالا بدون محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» و با حضور سقیفه چه کند که همهچیز گم نشود. حرفهایی در جواب سؤال 19710 داشتم. باید در جستجوی تاریخی بود که نه گذشته است و نه بهخوبی ظهور کرده است. مثل فرزندی است که هنوز در دورهی جنینی بهسر میبرد. به امید روزی که متولد شود، ولی هیچ تولدی بهراحتی صورت نمیگیرد، بهخصوص تولد تاریخی که در پیش داریم و انقلاب اسلامی بدان اشاره دارد.
چگونه میتوان نگهبانان انقلاب اسلامی بود وقتی آن را حقیقت وجودی دوران بدانیم، جز با گوشسپردن به آن از طریق وجود خود و به زبانآوردن تعلق خاطری که به آن داریم و باید بار سنگین این مسئولیت را به دوش بگیریم. زیرا همانطور که انسانها واجد ناخودآگاه فردی هستند، ناخودآگاه جمعی هم دارا هستند که در ناخودآگاه جمعی همهی افرادِ قوم شریکاند، این خودآگاهی فراتر از زمان و مکان، انسانها را در بر میگیرد، در حالیکه هنوز نمیدانند به چهچیزی رسیدهاند.[1] حقیقت به صورت رخداد در تاریخ ظهور میکند و معرفتی خاصی را به انسانها متذکر میشود، مثل حضور در مرغزاری خوش منظره، مثل پرتو روشنایی در دل تاریکی. رخداد تاریخی، یک نوع آشکارشدن است و نه مثل فهمیدنهای معمولی. انسان در آن واقع میشود و اگر نسبت به آن خودآگاهی پیدا کند میتواند از آن تغذیه کند و با آن هماهنگ گردد، در آن صورت به داخل آن رخداد کشیده میشود و در آن صورت امری معنادار، اعتبار و مرجعیت خود را بر آن فرد یا ملت حاکم میگرداند و به آن ملت خطاب میکند و آن ملت آن معنا را از خود میکند و حاضر میشود با آن زندگی کند و به آن آری بگوید.
ما در انقلاب اسلامی در داخل رخداد حقیقت این دوران قرار گرفتهایم قبل از آنکه فکر کنیم چگونه باید به آن باور داشته باشیم. پیشفهمهایی است در امری معنادار و معنوی که در سنت رخ مینمایاند و در افق درونی انسانها عالَمی را به آنها عطا میکند و انسانها در آن عالم از خود فهمی پیدا میکنند و وظیفهی ما جهت تفسیر این رخداد توجه به پشت صحنهی آن است تا انسانها بیرون از فرهنگ مدرنیته، فهم تازهای از خود پیدا کنند و وارد تاریخی اثرگذار شوند.
خوب است سری به جواب سؤالهای شمارهی 19725 و 19710 بزنید. موفق باشید
[1] - قرآن در رابطه با آگاهی تاریخی که سپس به خودآگاهی تبدیل میشود، میفرماید: «قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ عَلَيْنا»(آلعمران/84) نمیفرماید «ما اُنْزِلَ عَلیّ» که تنها شامل پیامبر (ص) شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: از شرح حدیث «یابن جندب» و شرح حدیث «جنود عقل و جهل» که إنشاءاللّه موجب صیقل دل خواهد شد، غفلت نفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان رحم نمیتوان به طور کلّی با آنها قطع رابطه کرد. ولی در عین عدم بی احترامی، نباید گرم گرفت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هیچیک از روحانیون، به خودی خودشان تقدسی ندارند. قداست به علمِ توحید و عمل به آن است. باید جامعه به آنچنان کمال و رشدی برسد که بدون دلیل برای کسی قداست قائل نباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان از نظر عقلی متوجه نحوهی دیگری از زندگی در این دنیا شد که با ابعاد روحانی خود میتواند با عوالم روحانی عالم، مأنوس باشد متوجهی جایگاه ارزشمند شریعت الهی میشود و رویکرد او نسبت به دین خدا، رویکرد انسانی است که میخواهد با بنیادیترین مراتب وجود خود، با اصیلترین واقعیت مأنوس گردد و زندگی خود را معنا ببخشد. سیر مطالعاتی روی سایت به لطف الهی میتواند در این راستا کمککار باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مثل نفس ناطقه که مدبّر بدنِ مادی است، فرشتگان مدبّر عالم ماده میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا میشود باید از این امور اجتناب کرد ولی نه آنچنان که کودک شما از سایر همسالانش جدا باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جوابهای قبلی عرض شده، اگر خداوند علاقهی تعمق در دین را در شما ایجاد کرده است و استعداد لازم را نیز داشته باشید و خانواده هم تا حدّی همراهی کنند؛ نباید از استفاده از چنین فرصتی در این تاریخ کوتاهی کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: صغیرهبودنِ یک گناه بیشتر در نسبت به خود انسان با آن گناه شکل میگیرد. مثل آن کسی که از سر غلوّ خبری را بیش از حدّ بزرگ کند. نباید بگوییم ایشان دروغ گفته و دروغ گناه کبیره است. بسیاری از سهلانگاریهای انسان ها گناه صغیره است مثل سر وقت به وعده نیامدن، نباید بگوییم این یک نوع تضییع حق است و کبیره محسوب میشود، باید موضوع را نسبت به طرفی که آن را انجام میدهد بررسی کرد که آیا مستقیماً اراده کرده حقِ رفیق خود را تضییع کند یا تنها یک سهلانگاری کرده؟! در مورد خودمان باید سختگیری کنیم، ولی در مورد بقیه باید حمل بر صحت کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا رحمت کند آیت اللّه خزعلی را که فرموده بودند: «ای کاش آیت الله خزعلی که دم مرگش همگان را به پرهیز از هاشمی دعوت کرد و فرمود اگر هاشمی دوباره بیاید خدا کند من نباشم» نگران نباشید. عرایضی در جواب سؤالات شمارهی 21057 و 21065 در این مورد شده است. بد نیست سری به آن جوابها بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در امر مطالعه و تحقیق، یک قاعده همیشه در میان است و آن رجوع به متون معتبر است با نظر به سؤال و دغدغهای که هرکس دارد. حتی علامه طباطبایی که به قرآن رجوع می کنند، دغدغهی اصلاحِ امور جامعهی خود در این تاریخ را بر اساس رهنمودهای کتاب خدا دارند. مثلاً اگر شما مطالعهی تفسیر المیزان را شروع کنید و در دل آن در جستجوی جواب دغدغهی خود یعنی «بازخوانیِ هویت دینی و ملی» باشید، جوابهای خوبی دریافت میکنید. آری! در این رابطه است که ممکن میباشد سؤالی برایتان پیش آید، و با امثال بنده در میان بگذارید. ولی اگر بخواهید از همان ابتدا بنده مثلاً در رابطه با آن موضوع که میفرمایید، سخن بگویم، عملاً باید بنده یک یا چند کتاب بنویسم و فضا از گفتمانِ علمی خارج میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع تا حدّی در کتاب «بصیرت حضرت فاطمه «سلاماللّهعلیها» مورد بحث قرار گرفت. به این معنا که میگوییم: سلام بر تو اى بانويى كه خالق تو قبل از اينكه تو را خلق كند، تو را امتحان كرد و تو را نسبت به آن امتحان، صابر و بردبارديد. لذا يا بايد خداوند آن شعور را به حضرت زهرا عليهاالسلام نمى داد تا نفهمد اسلام بزرگ چگونه با حذف على عليه السلام به چنين خطر بزرگى گرفتار مى شود و يا بايد صبر او را قبل از خلقت مى آزمود، چون چنين شعورى، بدون صبرى بزرگ، فاطمه عليهاالسلام را از پا درمى آورد.
سوز فاطمه عليهاالسلام از آن بود كه چگونه اين همه خوبى را ناديده مى گيرند و عملًا به اسلام پشت مى كنند، ولى شكيبايى او نيز بدان جهت بود كه مى دانست آنها به هدفى كه دارند نمى رسند. اگر ديروز خليفه سخنان فاطمه عليهاالسلام را به هيچ گرفت، فاطمه عليهاالسلام خوب مى دانست كه با ايراد اين خطبه، عملًا در آينده تاريخ ايستاده است و به ملّتها نهيب مى زند كه مواظب باشيد ميلهايتان آنچنان سرگردان نگردد كه به حكومتى غير از حكومت حق و عدل قانع شويد. موفق باشید
