بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
13884
متن پرسش
با سلام: در یک مراسم شنیدم که حضرت عیسی (ع) در آسمان سوم زندگی می کند ولی طبق نکته دهم معرفت نفس تضاد دارند، چون به عالم بالاتر رفتند و تجرد دارند دیگر در جایی نباید باشد؟ و اینکه عالم ماده از هفت آسمان و کرسی و عرش است، حال در حدیثی داریم باران از عرش نازل می شود چطور می شود، این عرش مادی است یا باطن عرش؟ یعنی عالم عرش و کرسی و ماده که گفته می شود باطن عالم ماده کرسی است و باطن کرسی عرش است و اینکه ملائکه حامل عرش اند این عرش مادیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آسمان سوم یعنی باطنِ باطنِ باطنِ عالَم ارض که شدیداً مجرد است و هویت حضرت عیسی (ع) با تجرد کامل در آن آسمان هستند و وقتی روایت می‌فرماید باران از عرش نازل می‌شود یعنی جنبه‌ی معنوی باران با نور اسماء عرشی به صحنه می‌آید. موفق باشید

12897
متن پرسش
بسم الله با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما: می خواستم مشورتی به این حقیر بدهید در مورد ورود به حوزه! حدود 26 ساله هستم. سوالات در سایت در مورد ورود به حوزه را در سایت شما خواندم تقریباً بردداشت کردم که برای ورود به حوزه باید روحیه و تلاش خاصی داشت! اگر برایتان امکان دارد در این زمینه و موارد (شرایط و روحیه و نوع تلاش و ...) راهنمایی کنید تا تطبیق دهم که خدایی ناکرده عملی انجام ندهم که بعد از مدتی پشیمان شوم! با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب‌های قبلی عرض شده، اگر خداوند علاقه‌ی تعمق در دین را در شما ایجاد کرده است و استعداد لازم را نیز داشته باشید و خانواده هم تا حدّی همراهی کنند؛ نباید از استفاده از چنین فرصتی در این تاریخ کوتاهی کرد. موفق باشید

11235

در موضوع شکبازدید:

متن پرسش
با سلام طبق نظر جناب ملاصدرا: آگاهی انسان از مفهوم «علم»، وجدانی و حضوری است که هر موجود زنده ای از همان ابتدا، بدون هیچ گونه ابهام و اشتباهی آن را درمی یابد و اعتقاد به عالم خارج از ذهن هم که بدیهی و غیر قابل انکار هست، پس چگونه است که برخی به عالم خارج از ذهن شک می کنند و خیال می پندارند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در امور طبیعی مثل غذاخوردن و یا خواب، مزاج بعضی دچار مشکل می‌شود، نظام فکری بعضی‌ها - البته افراد بسیار قلیل- دچار مشکل می‌شود و همان‌طور که با پرهیز، مزاج به تعادل می‌آید، با بی‌توجهی به آن نوع شک که در جواب سؤال شماره‌ی 11232 عرض کردم، روح انسان به تعادلِ خود برمی‌گردد. موفق باشید
5675
متن پرسش
سلام درکتاب "خطر مادی شدن دین" در قسمت سقوط سنت ها طبق سوره نحل آیه 61 گفته شده که هر ملیت و قومی فرصت معینی دارند و خوب بودن و بد بودن هیچ تاثیری در بیشتر ماندن و کمتر ماندن آن تمدن ندارد. این جمله را ربط دادید به مرگ انسان که اجل مشخصی دارد.مثال امام حسین (ع)و عمربن سعد را زدید و گفتید که اعمال خوب و بد هیچ نقشی در زودمردن و یا دیر مردن ندارد. ولی این مسئله با معرفت نفس که در مورد مرگ طبیعی و غیر طبیعی گفته شده،همخوانی ندارد. این مسئله برای من ابهام دارد که اگر اعمال هیچ نقشی در زودمردن یا دیر مردن ندارد و هیچ چیز نمیتواند اجل را به تاخیر بیندازد پس چرا بعضی از افراد به واسطه اعمال به مرگ طبیعی میمیرند و یا مثلا یه مجرمی به خاطر جرمی که مرتکب شده،اعدام میشود!! اگر این جرم را مرتکب نشده بود،شاید بیشتر زنده میماند!! منتظر راهنمایی شما هستم... یا علی مدد
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: در مورد اَجل مسمی که در مورد انسان مطرح است با این فرض است که حدّ مرگ انسان از قبل تعیین شده به این معنا که نمی‌تواند از آن فرار کند ولی می‌تواند اولاً: آن مرگ را به زیباترین شکل از طریق ایمان به خدا و رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» محقق کند و ثانیاً: می‌تواند آن را جلو بیندازد و عمر خود را با انواع معاصی کوتاه کند. و همین امر در معرفت نفس مورد نظر است که اولاً: هر نفسی ظرفیت و تقدیری دارد که مابالقوه‌هایش را به فعلیت برساند چه در بُعد انسانی و چه در بُعد حیوانی ثانیاً: می‌تواند با انواع معصیت‌ها نفس خود را تکویناً به یأس بکشاند تا قبل از بالفعل‌شدن ظرفیت‌هایش، تن را رها کند که این همان مرگ در اثر یأس است که بحث آن شد. موفق باشید
1656

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی،سلام علیکم؛استادگرامی:جایگاه علم معرفت شناسی(اپیستمولوژِی)در سیر مطالعات دینی و معرفتی چه جایگاهی دارد؟مقدمه است یا خود نیازمند مقدمه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در هر صورت اصل بحث، بحث مهمی است که بدانیم شناختِ ما از محسوسات و معقولات، از چه طریقی است و عامل شناخت ما کجا است و چیست و هرکدام از ابزار های شناخت چقدر از چهره‌های حقیقت را در اختیار ما می‌گذارد. عرفای بزرگ با دقت در مراحل قلبی در این وادی قدم زده‌اند و به چیزهای خوبی رسیده‌اند ولی اپیستمولوژی به روشی که در دکارت و هیوم و کانت شروع شد، یک غفلت بزرگ است و انسان را گرفتار شکاکیت می‌کند. موفق باشید
1446

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی در خصوص ان مطلبی که اقای بهجت علیه رحمه در مورد وحدت حکمیه و کثرت حقیقیه فرموده بود که ندیده ام کسی بیان کرده باشد ظاهرا ان همان است که سعدی در شعر معروفش که می فرماید اشیاء کمتر از ان هستند که با هستی اش نام هستی برند (چون شعر را حفظ نبودم و در دسترس هم نداشتم نیاوردم).
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: برداشت خوبی است ولی اگر عالم کثرات را مظاهر اسماء الهی بنگریم و از این دیدگاه متوجه وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت بشوید به توحید خوبی رسیده‌اید. موفق باشید 1447- بسمه تعالی
1430

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی همانطور که جنابعالی معتقدید نظام اموزشی ما بدرد این انقلاب نمی خورد و قادر نیست نیروهای مفید برای این انقلاب تربیت نماید از طرفی اگر نیروهای دلسوز مانند جنابعالی منتظر باشند مسئولین کاری بکنند ممکن است خیلی دیر شود و فرصتها بیش ار پیش از دست رود پیشنهاد بنده این است که بیایید کاری را که مرحوم مغفور حاج شیخ عباسعلی اسلامی در زمان شاه انجام داد و اقدام به راه اندازی مدارس اسلامی نمود را انجام دهید البته با محتوایی دیگر. طرحی را که بنده به نظرم می رسد طرح تربیت انسان جامع است با چهار محور تقویت روحیه علمی تقویت روحیه جهادی حماسی تقویت روحیه معنوی عبادی و تقویت روحیه اجتماعی سیاسی منظور این است که مدارسی دائر شود با چنین طرحی یا انچه جنابعالی مصلحت میدانید که ما این قلیل را از شما یاد گرفته ایم و مدارسی دائر کنید که حداقل نیروهای مذهبی از سرگردانی نجات پیدا کنند و فرزندان خود را راهی این مدارس نمایند و همانطور که مقام معظم رهبری ارزو دارند خروجی غالب انها افرادی با منش شهید چمران باشد. امیدوارم ان پیشنهاد مورد قبول واقع شود و در این زمینه اقدامی نمایید خداوند به شما طول عمر عطا فرماید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: پیشنهاد خوبی است ولی بنده با تجربه‌هایی که نسبت به نظام آموزشی کشور دارم – اعم از دبیرستان و دانشگاه- به این نتیجه رسیدم فعلاً ما مشکل نرم‌افزاری را باید رفع کنیم و بر این اساس کتاب‌ها را می‌نویسم و در جزوه‌ی سلوک در ذیل اندیشه حضرت امام«رضوان‌الله‌علیه». جایگاه موضوعات مختلف را جهت هندسه‌ی فکری نظام اسلام تبیین کرده، إن‌شاءالله مرحله‌ی بعدی کار امثال شما است که بتوانید در ذیل اندیشه‌ی حضرت امام پیشنهاد خود را عملی کنید. موفق باشید
23018
متن پرسش
سلام استاد عزیز: ممنون از اینکه هستید خدا رو صد هزار مرتبه شکر. من خیلی علاقه به مباحث شما داشتم و بعد از انتخاب رشته برق توفیق آشنایی با شما رو پیدا کردم بعد از مطالعه بعضی از مباحث علاقمند به تغییر رشته به روحانیت شدم ولی انگار که حسی می‌گفت که علومی که از شما مطرح می‌شد این نیست که مختص روحانیت باشد و می شود آن را در اعماق قلب با همین مباحث تا بی کران ها اوج گرفت، بعد از مطالعه انسان و انتخاب برتر و معرفت النفس و حقیقت نوری اهل البیت و برهان صدیقین و حرکت جوهری و مباحث ذیل شخصیت امام خمینی و مکارم اخلاق و برخی جزوات و نهج البلاغه که انگار که همه ی عالم و راه هایش نهج البلاغه است، استاد عزیز دچار احساسی شده ام که خیلی از علایقم برای زندگی مثلاً رویاهایی که برای کار و خرید و ماشین و بسیاری چیزها داشتم تاثیر گذاشته، مثلاً مدام فکر می کنم که مرگ با من است ولی نه مرگی که از آن بترسم؛ احساس می کنم اگر این حس زیادتر بشود اطرافیانم رنج می‌برند و ببخشید حتی باعث شده مقایسه ای درون خودم نسبت به حتی دوستان مومنم بکنم که چرا اینگونه عمل می کنند، ببخشید بطوری این خندیدنها و بازی های دنیایی، سینما، پارک و... خییلی از اینها برایم جذابیت ندارد که مثل بعضی از دوستانم سر و جان برایش بشکنم ولی از این احساس نگرانم که نکند باعث دوری از دوستان و قطع رابطه بشود. شبها موقع خواب یک حسی می‌گوید دیگر امشب می میرم و یا موقع نماز، غذا خوردن می‌گویم طوری عمل کن که صحیح باشد و این آخرین زمان های زنده بودنته. ببخشید خیلی پرحرفی کردم حلال کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که انسان وسعتی بیابد و خود را تا ابدیت احساس کند، احساسی بس مبارک و ارزشمند است. ولی با این‌همه باید با دوستان و خانواده رابطه‌ی عادی خود را حفظ کنید. باید آن‌ها را رعایت کرد و انتظار زیاد از آن‌ها نداشت. به این روایت فکر کنید که مولایمان علی «علیه‌السلام» در حکمت ۳۳۳ در تعریف مؤمن فرمودند: الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِی قَلْبِهِ- أَوْسَعُ شَیْ‏ءٍ صَدْراً وَ أَذَلُّ شَیْ‏ءٍ نَفْساً- یَکْرَهُ الرِّفْعَهَ وَ یَشْنَأُ السُّمْعَهَ- طَوِیلٌ غَمُّهُ بَعِیدٌ هَمُّهُ- کَثِیرٌ صَمْتُهُ مَشْغُولٌ وَقْتُهُ- شَکُورٌ صَبُورٌ- مَغْمُورٌ بِفِکْرَتِهِ ضَنِینٌ بِخَلَّتِهِ- سَهْلُ الْخَلِیقَهِ لَیِّنُ الْعَرِیکَهِ- نَفْسُهُ أَصْلَبُ مِنَ الصَّلْدِ- وَ هُوَ أَذَلُّ مِنَ الْعَبْدِ« شادمانى مؤمن در چهره و غم وى در دل است، سعه صدرش از هر چیز بیشتر، و نفسش از هر چیز خوارتر است، از گردنفرازى بیزار است و خودنمایى را دشمن مى ‏دارد. غمش طولانى، همتّش والا، خاموشى ‏اش بسیار، و تمام وقتش مشغول است سپاسگزار، و بسى بردبار و در اندیشه فرو رفته است، در دوستى با دیگران امساک مى‏ ورزد، خلق و خویش نرم و طبعش رام است. اراده ‏اش از سنگ سخت محکمتر است با این که از برده‏ اى متواضع تر است. موفق باشید  

18710

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خدا قوت حضرت استاد: در سئوال 13234 می فرمایید: به نظرم در شرایط حاضر لازم نیست که در هر جایی ملبس بود. می تونم بپرسم منظور تفضیلی و دقیق حضرت عالی از این جمله چیست؟ در شرایط حاضر و هر جایی رو متوجه نمی شوم؟ (جون الان ظلبه های زیادی هستند که لباس را برای تبلیغ و تدریس می پوشند صرفا). با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آن‌که لباس روحانیت عزّت اسلام است و نمایش حضور اسلام در جامعه می‌باشد؛ بنا باید بر این باشد که هرجا که ممکن است طلبه‌ای که وقت ملبس‌شنش است، ملبس باشد مگر در جایی که شأن روحانی نیست که در آن‌جا باشد مثل آن‌که بخواهد بچه‌های خود را به پارک ببرد، شاید در منظر بعضی شأن روحانی در آن حالت تقلیل یابد. البته این‌هم کلی نیست. یا هرجا چنین احساسی بشود. موفق باشید

18588

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: من و دوستم یه دوستی خوب چند ساله دو نفره داشتیم تو دانشگاه و هیچ مشکلی هم نداشتیم و حالا یک ساله که به خاطر گروه بندی های لازم با یکی دیگه از بچه های کلاسمون هستیم. اون شخص واقعا دختر خوبیه و من دوسش دارم اما مثلا به خاطر رفت و آمد از خونه تا دانشگاه (خونه هاشون نزدیکه هم) اون شخص با دوستم با هم میرن و میان و این باعث شده من احساس کنم با هم صمیمی تر شدن و من از دوست صمیمیم دور شدم. یک بارم راجع به این قضیه صحبت کردیم با دوستم و من تقریبا قانع شدم که چیزی نیست و ما هنوز مثل قبلیم اما دوباره من احساسات منفی به سراغم اومده و اصلا دلم با دوست خودم صاف نیست در حالی که میدونم حواسش به من هست و شاید فقط حس منه که کمتر اهمیت دارم تازگیا. خواهش می کنم کمکم کنید تا از این افکار دربیام! هی میخوام خودمو بزنم به بی خیالی و ادامه دوستی و درس و .... اما همش اعصابم خورده!! نمیتونم باهاش مثل قبل رفتار کنم ولی خوب اونم مشکلات خودشو داره و دلم نمیاد جفتمون اذیت بشیم ولی احساس می کنم اونم منو درک نمیکنه!! ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بنده صاحب‌نظر نیستم. اگر سؤال معرفتی دارید در خدمت می‌باشم. موفق باشید

17245

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوارم: ببخشید راجع به چگونگی رفتار با کسانی از فامیل که حجاب ندارند وظیفه ما چیست؟ شما در پاسخ سوال 12140 می فرمایید ارتباط خود را با آنها قطع کنید و یا در پاسخی دیگر می فرمایید بی توجهی به هنجار شکنان، ولی در جواب 7572 می فرمایید ارتباط را قطع نکنید و خوش رفتار هم باشید. می خواستم بدانم تفاوت این موارد در چیست؟ متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به عنوان رحم نمی‌توان به طور کلّی با آن‌ها قطع رابطه کرد. ولی در عین عدم بی احترامی، نباید گرم گرفت. موفق باشید

15300
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: بنده تازه با سایت شما آشنا شده ام و از نوع نگاه شما به مسائل خوشحال شدم. بنده دانشجوی دکترای کلام گرایش شیعه شناسی هستم با توجه به اینکه شما نیز در مباحث مختلف مطالعه و تحقیق داشته اید بر آن شدم که از شما طلب درخواست موضوع پایان نامه کنم البته می دانم این درخواست را نباید از شما داشته باشم ولی نوع دیدگاه بنده خیلی شباهت به دیدگاه شما در همه مسائل دارد. با تشکر از شما
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که در جواب سؤال‌های شماره‌ی 10958 و 12594 عرض شده، واقعاً نمی‌توانم که حقایق عالم را به صورت گزینشی و موضوعی بنگرم. زیرا لازمه‌ی این کار، نظر به کثرت است در وحدت، که توان بنده در این حدّ نیست. موفق باشید   

14978
متن پرسش
سلام: 1. یکی از اولیای خدا می فرمود : ذکر و دستورالعمل را ولی خدا با اجازه ی وجودی که دارد باید بدهد تا منشا اثر باشد، و الا این همه ذکر و عمل وجود دارد که اگر شما انجام بدهید به نتیجه نمی رسید. (این حرف تا چه حد درست است ؟) 2. استاد میشه خواهش کنم بر همین اساسی که در نکته ی 1 گفته شد، به بنده دستوری بدهید (با همان اجازه وجودی) در مورد اینکه اهل بیت دست بنده رو بگیرند و به کلی از هوی نفس بیرون بکشند. و ما را به آن هدف اصلی خلقت برسانند. اصلا به کدام معصوم و با چه طریقی متوسل بشیم؟ 3. میشه یک راه توسلی به حضرت رضا (ع) یا امام حسین (ع) و یا حضرت زهرا (س) بفرمایید که ما دائم داشته باشیم تا برای حوایج مادی و معنوی به آن متوسل بشیم. نماز و دعا زیاد وارد شده، اما یک دستوری بفرمایید که به نتیجه برسیم و جوابمان را بدهند. 4. به بعضی از علما خیلی علاقه دارم، می خواستم ببینم چطور میتونم از اینها کمک بگیرم و متوسل بشم. به آنهایی که به قبرشان دسترسی دارم چه کنم و به آنهایی که دسترسی ندارم؟ 5. یک سول دیگر: شنیده ایم که خداوند به هر کسی با توجه به ظرفیت و استعداد آن شخص عنایت می کند و آن را به مقاماتی که در حد اوست می رساند. حال ما چه کنیم که این ظرفیت وجودی و استعداد ما بیشتر شود؟ 6. از کجا بدانیم که تا چه زمانی باید استقامت داشته باشیم در راه سیر و سلوک؟ چون واقعا انسان بعد از یک مدت چون عنایت ویژه ای نمی شود و به چیزی نمی رسیم و هم شیطان و هم جامعه در تلاش دور کردن انسان از انسانیت هستند و هم اینکه دسترسی به ولی خدا نداریم تا مستقیما خدمت ایشان باشیم، حال چه کنیم؟ مثلا حسینقلی همدانی در حرم امام علی علیه السلام وقتی آن کبوتر را دید که 22 مرتبه آمد و آن نان خشک را خورد کرد، فهمید که باید 22 سال استقامت داشته باشد. من از کجا بفهمم که چقدر دیگه تلاش کنم؟ بالاخره زمانه ما با زمانه آنها خیلی متفاوت است و ما هم با آنها خیلی فرق می کنیم. 7. آیت الله شجاعی در چراغ هدایت می فرمود: به این نمازها و اعمال خودتان دل خوش نکنید، با اینها و با این وضعی که در خودمان می بینم به هیج جا نمی رسیم فقط باید عنایتی از سوی اباعبدالله بشود تا نجاتتان دهد. خیلی روی این حرف تاکید داشتند. سوالم این است که چگونه عنایت را دریافت کنیم؟ چه عملی؟ چه مدتی؟ چه قدر؟ و در جایی دیگر فرمودند به هر حیله ای شده در دل صاحب الزمان جا پیدا کنید. یعنی چی کار کنیم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هر حال باید رجوع ما به حقیقت، رجوع وجودی باشد. اگر استادی بتواند در این مورد کمک کند بسیار خوب است 2- بنده برای خودم و جنابعالی شرح حدیث «جنود عقل و جهل» از حضرت امام را توصیه می‌کنم 3- فدای آن عزیزان شوم، زیارت و یاد آن‌ها اگر مدّ نظر قرار گیرد، وظایف عبادی ما تأثیر خود را خواهد داشت. پیشنهاد می‌شود در این مورد کتاب «چگونگی فعلیت‌‌یافتن باورها» را مطالعه فرمایید 4- به یاد آن‌ها عبادت کنید به همان شکل که در آن گتاب عرض شده است 5- راضی به رضای خدا باشید 6- با ارادت به نایب امام زمان یعنی حضرت آیت اللّه العظمی سید علی خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» الهامات لازم، سراغتان خواهد آمد 7- در زیارت حضرت اباعبداللّه«علیه‌السلام» اگر برایتان امکان دارد، سالی یک‌مرتبه کوتاهی نکنید و در روز جمعه زیارت مولایمان حضرت صاحب‌الامر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» را به همان شکل که در مفاتیح هست، عمل کنید. موفق باشید

14324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: در اثر بیماری و فشارهای عصبی وجودم در برابر گناه هیچ مقامتی نمی کند و این باعث شده اشتباهات بزرگی مرتکب بشم با این که می دانم اشتباه است باز نمیتونم جلویش رو بگیرم لطفا راه حلی برای بنده بفرمایید. با کمال تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هراندازه رعایت حرام و حلال الهی را بکنید، بیشتر به آرامش لازم می‌رسید زیرا دستورات دین مطابق فطرت انسان است و عمق جان انسان را آرام می‌کند. موفق باشید

12825
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت: از آنجایی که معرفت نفس انفع المعارف است آیا لازم نیست مثلا بصورت تلویزیونی همه گیر شود؟ به بحث گذاشته شود و با عموم در مورد آن صحبت شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امید است جامعه‌ی ما به چنین آگاهی نایل شود که مطلوب خود را معرفت نفس بیابد در آن صورت به‌جای کسانی‌که با سرگرمی‌ها، جوابِ مطلوب مردمِ طالب سرگرمی‌ها را می‌دهند، به کسانی نظر می‌کنند که آن‌ها را به ابعاد عمیق وجودیشان آگاه می‌نماید. موفق باشید

12307
متن پرسش
با اسلام و احترام خدمت استاد مکرم آقای طاهرزاده (دامت برکاته) می خواستیم نظر آن استاد صاحب بصیرت را در مورد حرم مجللی که برای امام مستضعفین بنا شده است بدانیم. http://www.rajanews.com/news/212911 به نظر بنده مسئله ساخت حرم های مجلل برای اولیاء الهی بحث ذو جوانبی باشد. آن چه که به ذهن حقیر می رسد این است که از یک سو می توان آن ها را مظهر عظمت ملکوتی آن اولیاء در ساحت ملک دانست، اما از سوی دیگر، با خطر بالقوه حجاب شدن همین بنای مجلل اعتباری برای جلال حقیقی اولیاء مجاهد رو به رو هستیم چرا که آثار آخری در زهد و سادگی زندگی دنیایی شان تجلی داشت به طوری که مطمئنیم خود هیچ گاه به بنای چنین مقبره هایی برای خودشان موافق نبوده اند. مسئله نگران کننده دیگر هزینه های هنگفت ساخت این بناها است که بدون اطمینان از صحت منابع مالی و عادلانه بودن سودی که نصیب پیمانکاران شده نمی توان، حتی بر فرض اعتقاد به مظهریت این بناها برای شأن معنوی اولیاء، به بایستگی آن حکم داد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه‌اید شکوه حرم‌های اولیاء که انعکاس شخصیت ملکوتی و با شکوه آن‌ها است، کار پسندیده‌ای است، ولی این غیر از تجملی‌کردنِ آن مکان‌ها است. به نظرم باید در عین سادگی، شکوهِ آن مکان‌های مقدس را حفظ کرد تا مثل دریا با شکوه باشد، نه همچون کاخ پادشاهان. موفق باشید

11994
متن پرسش
به نظر شما لزومی دارد که در مورد سبک زندگی پسوند ایرانی به اسلامی اضافه شود؟ سبک زندگی اسلامی کافی است. سبک زندگی اسلامی - ایرانی به نوعی اشعار دارد به اینکه اسلام کاملا جوابگو نیست. آیا اینطور نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت نگاه و سلیقه‌ی ایرانی به اسلام یک نگاه خاصی است با تمدن و رویکردهای خاص که مخصوص روح ایرانی می‌باشد زیرا از طرف ائمه‌ی اطهار«علیهم‌السلام» به ما توصیه شده: «علینا بإلقاء الاصول و علیکم بالتفریع» بر ما است ارائه‌ی اصول و بر شما است که آن را به صورت خاص شکل دهید و این شکل‌دادن به سلیقه‌ی ایرانی چیز زیبایی است. موفق باشید

11490
متن پرسش
سلام استاد: تغییر کردن خیلی سخته. کتابهاتون رو میخونیم. هیأت میریم. دعا و مناجات میخونیم. به رهبری عشق می ورزیم. با همه اینها وجودمون پر از صفات رذیله است. استاد خیلی رنج میبرم از صفات رذیله. مثلا فلان صفت زشت رو که چند سال پیش داشتم هنوز دارم و بهتر نشدم. چیکار کنیم استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا خود را به‌دست روایاتی مثل توصیه‌ی حضرت صادق«علیه‌السلام» به عبداللّه بن جُنْدب نمی‌دهید. بنده هم در مورد آن روایت عرایضی داشته‌ام. مدتی طولانی خودتان را به دست آن روایت بدهید. گفت: «چون‌که عاشقْ اوست، تو خاموش باش/ او چو گوشَت می‌کشد تو گوش باش». موفق باشید

10709
متن پرسش
سلام: در کتاب مفاتیح الجنان در بخش اعمال شب جمعه روایاتی تحت عنوان روایت صحیح و معتبر (سه روایت) در باب کراهت شدید خواندن شعر در شب و روز جمعه و حرم و.... و اینکه تباه کننده کل اعمال است و اگر شعر حقی باشد جز ثواب آن شعر برای خواننده شعر نمی ماند لطفأ حکم فقهی مسأله را بیان کنید با توجه به شدت عقوبت عنوان شده در روایت
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در فقه تخصصی ندارم. منظور شیخ عباس قمی«رحمة‌اللّه‌علیه» در اشاره به آن روایت اشاره به فرهنگی است که بعضاً شب‌ها جلسات شعرخوانی بوده و این کار در شب جمعه و روز جمعه نهی شده، وگرنه خود مرحوم شیخ عباس در ذیل زیارت حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» در روز جمعه چند بیت شعر آورده‌اند. موفق باشید
10001

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام محضر استاد: در سوره احزاب مسایل مختلفی وجود داره که میشه امروزه اونها رو در عالم مشاهده کرد و با مسایل روز وفق داد از جمله مسئله منافقین، مجرفین یا مشئله حجاب و... ولی در آیاتی مثل آیه ای که به مسلمانان درباره رفت و آمد به خانه پیغمبر (ص) و صحبت با همسران پیغمبر یا آیاتی که خداوند به پیغمبر (ص) دستور خاصی می دهد مانند ازدواج کردن یا نکردن او و... چگونه ما می توانیم استفاده کنیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بحمداللّه عرایضی در رابطه با مواردی که می‌فرمایید در تبیین سوره‌ی مبارک احزاب رویکرد نظام‌سازی آن داشته‌ام. خوب است به آن مباحث رجوع فرمایید. موفق باشید
9422
متن پرسش
سلام استاد: یه سوال ازتون داشتم. من اعتقادم اینه که اون عواطفی که برای خدا باشد باید در اوج خودش باشد. اما در عمل می بینم مثلا وقتی سختی دیگری را می بینم، عواطف من بسیار نمود پیدا می کنه؛ ولی وقتی میخوام این عواطف رو در جهت عمل به وظایف دینی در برابر کسی که در سختی است، قرار بدهم، از غلظت آن کاهش می یابد. به نظر شما منشا این موضوع چیه؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه توحید انسان شدیدتر بشود، موانع اظهار عقاید و عمل به عقاید ضعیف‌تر می‌شوند. باید به مرور از مستقل‌دیدن عوامل موجود در عالم فاصله بگیریم. موفق باشید
9256

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: در جواب اینکه روزه خواری چرا اشکال دارد و مردمی که روزه ندارند به سختی میافتند. فرموده بودید بخاطرحفظ شیونات نظام!!! با وجودی که آیه صریح مبنی بر حرام بودن اینکار داریم و دوم اینکه شعایر الله است و...و... فکر میکنم جواب را خیلی پرت داده اید. اینطور است یا دلیل خاصی برای این جوابتان داشتید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آدم حسابی! بحث حرام و حلال بودن مربوط به مؤمنین است. سؤال‌کننده با این فرض سؤال کرده که وقتی کسی قبول ندارد روزه بگیرد چرا با او برخورد می‌شود؟ در این رابطه است که نظام اسلامی سخن دیگری دارد. موفق باشید.
8421
متن پرسش
با سلام با توجه به تعریفی که در کتاب "حکمت الهی" شادروان "الهی قمشه ای"از مراتب مختلف کرده اند: 1- مرتبه طبع:مرتبه طبع عبارت است از مرتبه قوای نباتی و آثار و افعال آن چون خوردن و آشامیدن و نمو و تناسل است. (هر انسانی در بدو امر در این مرتبه به دنیا می آید) 2- مرتبه نفس:مرتبه نفس مرتبه قوای حیوانی و ادراکات حس و خیال و وهم است که با آن ابداع و اختراع و تهیه وسایل زندگانی و آسایش و خوشیها کند و چون به مخالف خود برخورد کند جنگ و نزاع و شورش در جهان برانگیزد. تا این سر حد احساس و فهم، حیوانیت است و هنوز خورشید کمال او از افق انسانیت طلوع نکرده است. 3- مقام قلب:مقام توجه به عالم غیب است لیکن با نظر به عالم شهود. از جهت حدوث، مقام قلب ابتدای مقام انسانیت است و آن وقتی است که نفس ناطقه را از قفس بدن، روزنه ای به عالم غیب باز باشد. لیکن چون از چنگ قوای نفسانی شهوت و غضب مستخلص نگردیده است گاهی از آن روزنه به عالم غیب نظر کند و گاهی محکوم نفس حیوانی شده، به شهوت دنیوی بپردازد و از این رو این مقام را مقام قلب گویند که پیوسته در تقلب و تحول است. گاهی مقام روح که مقام مافوق آنست متحول می شود و گاهی به مرتبه نفس که مادون آنست باز میگردد. 4- مقام روح:آن را مقام نفس ناطقه نیز می نامند که بالکل از چنگ قوای بدن و آثار طبع و نفس مستخلص شده و به روحانیون عالم قدس پیوسته است. 5- مقام سِر:در این مقام است که عارف به حق و جمال الهی یعنی به معروف، بینا می گردد و اسرار الهی را در همه موجودات مشاهده می کند و به زبان ذات می گوید: " ندیدم چیزی را مگر آنکه دیدم خدا را در آن". 6- مقام خفی:و آن مرتبه ای از نفس انسان است که تنها خدا را مشاهده می کند. دارنده مقام خفی به مقام "فنای فی الله" رسیده و حجاب را از پیش نظر برانداخته و همه حق را ببیند، نه چون صاحب مقام سِر که در همه اشیا خدا را بیند و صاحب سِر کسی است که به اسرار حق پی برده است و آن کس که به اسرار حق پی برد ماهیت اعتباری ممکنات حجاب وی نشوند بلکه آیینه مشاهده خدا در نظر او باشند. 7- مقام اخفی:این مقام همان فنای در حق است. منتهی توجه به فنا هم در این مقام نیست. یعنی عارف ملتفت فنای ذات خود در شهود حق نیز نباشد. سرگرمی به شهود جمال حق، وی را از شهود نیز فارغ ساخته است. این مقام مقام "فنای عن الفنا" و آخرین مقام انبیا و اولیا است و به آن سِر سِر یا سِر سلطان گویند. میتوانم نتیجه بگیرم از مرتبه روح به بعد درواقع مراتب مختلفی است که توسط قلب شهود میشود و همان قلب است که کم کم به عالم قدس می پیوندد و شهودش کاملتر میشود؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: خداوند مرحوم آیت‌اللّه الهی قمشه‌ای را رحمت کند که به‌خوبی حق مطلب را اداء کردند و یکی از بهترین تقسیم‌بندی‌های مربوط به مراتب انسانی را به‌جا گذاردند. آری همان‌طور که آن مرحومِ راه‌رفته می‌فرمایند، سالک در منازلی که طی می‌کند چون به مرحله‌ی روح رسید و به مشاهده‌ی انوار الهی نایل شد و از آن بالاتر مقام او مقام حق‌الیقین گشت با نظر به جنبه‌ی حقانی مخلوقات و یا بگو عین ثابته‌ی آن‌ها، راز و سرّ عالم وجود برایش روشن می‌گردد. درود و سلام ما به محمد و آل محمد که صاحب اصلی این مقامات‌اند و از آن پایگاه ما را هدایت می‌کنند. موفق باشید
8028
متن پرسش
سلام علیکم . استاد در صفحه 45 کتاب انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی فرموده بودید که نفس نباتی و نفس حیوانی پس از مرگ از بین میرود و تنها چیزی که می ماند نفس انسانی است . ولی استاد عده ای از افراد که از این دنیا رحلت میکنند نفس حیوانی آنها یعنی همان غضب و شهوت هم با آنهاست و نتوانستند از این نفوس حیوانی فارغ شوند . پس چگونه با توجه به گفته ی شما پس از مرگ اشان نفس حیوانی اشان از بین میرود .
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: انسان‌ها در هر شرایطی که در دنیا باشند – اعم از آن‌که نفس آن‌ها در نباتی‌بودن متوقف شده باشد یا در حیوانیت و یا انسانیت – چون این نوع شخصیت حاصل اراده‌های آن‌ها است، در قیامت باقی هستند. ولی گیاهان و حیوانات چون اراده‌های خاصی ندارند به صورت خاص در قیامت باقی نیستند، بلکه به صورت کلّی باقی‌اند. موفق باشید
7346
متن پرسش
با سلام و تشکر از استاد گرامی: من دانشجوی ترم 4 مهندسی عمران در دانشگاه اصفهان هستم .حالا دچار تردید شدم که آیا این علمی که من دارم میخوانم به درد آخرتم هم می‌خوره یا نه. و یا برم حوزه بهتره؟ میخواستم نظر شما رو در این مورد جویا شوم. اگر این علم به درد آخرت می‌خوره، چه در هنگام آموختن و چه در هنگام عمل چگونه باید باشد و چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد که باعث نزدیکی به خدا و حرکت در مسیر کمال باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این نوع علم نیت خدمت به مردم است که کارساز است، برعکس علم توحید که خود آن علم موجب نظر انسان به سوی حق می‌شود و لذا در هر صورت باید در یافتن علم توحید و اخلاق تلاش خود را بکنید و در ارتباط با مهندسی عمران به عنوان مسیر امرار معاش قصد خدمت به مردم را نیز در نیت خود زنده نگه دارید. موفق باشید
نمایش چاپی