بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11702
متن پرسش
سلام استاد بنده در حرکت جوهری مشکل دارم: شما وقتی حرکت اعراض یک سیب را می گویید آدم چیز هایی می فهمد. ولی یک سنگ تغییری ندارد که! حالا بنده گیر کردم که منظور شما کل عالم ماده یکجا عین حرکت است یا اجزا ... در اینکه حرکت جوهری است حرفی نیست ولی اون حرکت مشکله در ضمن من در حرکت مکانی نمیتونم حرف شمارو بفهمم جسم از یک نقطه به نقطه دیگر می رود حرکت در جوهر عالم است یا جوهر جسم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکت جوهری نظر به جوهر و ذات عالم ماده دارد و دیگر در این نگاه فرقی بین حرکت اعراض یک سیب و یا عدم تغییر ظاهری یک سنگ نیست، زیرا هر دو ماده‌اند و ذات عالم ماده عین حرکت است. سعی بفرمایید صوت شرح بحث حرکت جوهری را دنبال کنید. موفق باشید

10837
متن پرسش
با عرض سلام و ارادت خدمت استاد بزرگوار و عزیز: بنده هر گاه سخنان توهین آمیز و بدون رعایت ادب هم جنس هایم را می خوانم (سوالات شماره 10634و شماره ی10808) به عنوان یک زن شدیدا شرمنده شما می شوم. استاد عزیز ضمن عرض معذرت و شرمندگی باید بگویم با این که این طرز تفکر همه ی زنها نیست ولی تفکر تعدادی از زنانی است که در کمال پاکی و سادگی زندگی می کردند ولی متاسفانه غرب زدگی با حقه ی برابری زن و مرد لذت زن بودن و زندگی کردن را از آنها گرفت. زنانی که قربانی فمنیست شدند بدون اینکه اطلاعی داشته باشند، زنانی که تحت تاثیر مجله زن روز قرار گرفتند به طوری که مطالبش در عمیق ترین لایه های ذهنشان قرار گرفته و بازم هم متاسفانه بی اطلاع هستند. شما همیشه به ما یادآوری می کنید که غرب زدگان زنانگی را از زنهای ما گرفتند و بدون در نظر گرفتن روحیات لطیف یک زن، او را با مرد برابر خواندند؛ او را به بیرون خانه کشید و گفتند مانند مرد کار کن نه آن که یک زن باش. به عنوان یک زن اعلام می دارم زن واقعی و سالم در همه ی لحظات پذیرای همسرش است مگر مدتی در ماه، که خداوند به آن توجه داشته و مرد را از نزدیک شدن بر حذر داشته است. مطمئنم این دوستان کتاب «زن آنگونه که باید باشد» را مطالعه نکرده اند والا به پوچ بودن جمله «زن کنیز مرد است» پی می بردند. در هیچ کجای اسلام نگفته است مردی که نمی تواند از پس یک زن برآید به سراغ زن دیگر برود و 4 تا زن بگیرد، مگر ادامه ی آیه را نخوانده اید که می فرمایند: «وان خفتم الا تعدلوا فواحده» و همچنین اسلام به مرد نگفته است هر وقت و بی وقتی خواستی به سراغ همسرت برو ولی به زن توصیه کرده است که تو همیشه آماده باش در ضمن اگر زنان نه راضی به تمکین شوند نه راضی به زن دوم گناه مرد در این میان چیست؟ غرایز خود را چه کند؟ تکلیف عفت جامعه چه می شود؟ به احتمال زیاد مشکل بعضی دوستان جسمی است و با یک درمان کوتاه مدت برطرف می شود و لازم نیست همه ی احکام و افراد را مقصر بدانند و با آن برخورد کنند. متاسفم که هنوز افراد بسیاری متوجه تاریخی که در آن جلو می رویم نیستند، تاریخی که ما تازه داریم خودمان را دوباره پیدا می کنیم و به هویت خود برمی‌گردیم. دشمنان این را فهمیده اند و می خواهند زنان ما را از تاریخی که با فضای قدسی شروع شده، بیرون بیاندازند. استاد متاسفانه جملاتی همچون من به این خدا کافرم را امروزه به وفور می‌شنویم، چه کنیم؟ به خدایی ایمان دارند که نعوذبالله بنده ی آنها باشد نه اینکه بخواهند بندگی کنند. خدای ظالم را خودشان برای خودشان ساخته اند و بعد امثال شما و علمای دیگر را متهم می کنند! در فهم از اسلام منحرف شده اند و اشکال را نه در فهم خود بلکه در اصل اسلام می بینند، مثل اینکه بچه ی دوساله ای کلمات را اشتباه بگوید و شما برای اصلاح ان به سراغ دستور زبان بروید. با این که فکر می کنم واضح باشد علما بسترجامعه را برای انجام حکم شرعی در نظر دارند و بیش از برخی آن را می فهمند. این مهم است که ما زندگی عاقلانه و عاشقانه را چگونه تعریف کنیم و اساسا چقدر به دنبال تعریف صحیح بوده ایم؟ آیا پیروان دین خود ساخته برخی که تمکین و در موارد لزوم زن دوم نداشته باشد زندگی عاقلانه و عاشقانه ای دارند؟ در آخر من خودم و امثالم را مقصر می دانم که کم کاری های ما باعث چنین تفکراتی و نگاه هایی به دین شده است. برای اصلاح آن باید چه کنیم؟ در ضمن از همه ی خواهران و برادران عاجزانه تقاضامندم که سوال هایتان در کمال احترام مطرح نمایند. اگر استاد ناراحت نمی شوند که نمی شوند، دوستداران استاد ناراحت می شوند. از طولانی شدنش عذر می خواهم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر فهم همدیگر برای رسیدن به افقی برتر، بستری است که آینده‌ی درخشانی که در مقابل ما قرار دارد را می‌سازد. ماه‌ها پیش تحت عنوان «زن؛ هویت گمشده‌ی تاریخ ما» عرایضی داشتم و جنابعالی نیز در سخنان خود متذکر آن هویت گمشده‌ شده‌اید. در جواب‌های اخیر تنها از یک جهت به آن هویت گمشده نظر کردم که چگونه زن می‌تواند امور جنسی را در هسته‌ی توحیدی خانه مدیریت کند و نخواستم در این رابطه بحث مودّتی را که حضرت حق در این هسته‌ی توحیدی می‌افشاند متذکر شوم . چه زیبا است آن زندگی که خداوند در نظام تکوین و تشریعِ خود برای ما تقدیر فرموده. کافی است همان‌طور که در سایر امور شرعی تسلیم حکم خدا می‌شویم تا به حقیقت تکوینی خود که اتصال به حضرت حق است دست یابیم، در امور جنسی نیز تسلیم حکم تشریعی حضرت حق شویم تا حقیقت تکوینی این موضوع نیز برای ما روشن گردد و از ربوبیت حضرت رب‌العالمین حیرت کنیم. موفق باشید
9368
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم محضر استاد طاهرزاده سلام علیکم و رحمة الله با توجه به اینکه در دین شریف اسلام و اخلاق اسلامی به عفو و بخشش و مهرورزی تأکید فراوانی شده که از آن نمونه است آیات و روایات ذیل: وَ جَزاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُها فَمَنْ عَفا وَ أَصْلَحَ فَأجْرُهُ عَلَى اللّه ِ إِنَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ (الشوری :409) إنْ تُبْدُوا خَیْرا أوْ تُخْفُوهُ أوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإنَّ اللّه َ کانَ عَفوَّا قَدِیرا (النساء :149) الَّذِینَ یُنْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْکاظِمِینَ الْغَیْظَ وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللّه ُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ (آل عمران :134) یأَیهُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِنَّ مِنْ أَزْوَاجِکُمْ وَ أَوْلَادِکُمْ عَدُوًّا لَّکُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِن تَعْفُواْ وَ تَصْفَحُواْ وَ تَغْفِرُواْ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ( التغابن : ١٤ ) قل لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ یَغْفِرُواْ لِلَّذِینَ لَا یَرْجُونَ أَیَّامَ اللَّهِ لِیَجْزِىَ قَوْمَا بِمَا کاَنُواْ یَکْسِبُونَ الجاثیة (الجاثیة : ١٤) خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الجْاهِلِینَ (الأعراف : 199) وَ لْیَعْفُواْ وَ لْیَصْفَحُواْ أَ لَا تحُبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَکمُ‏ْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (النور : ٢٢) - رسولُ اللّه ِ صلى الله علیه و آله : أ لا اُخبِرُکُم بِخَیرِ خَلائقِ الدّنیا و الآخِرَةِ ؟ : العَفوُ عَمَّن ظَلَمَکَ ، و تَصِلُ مَن قَطَعَکَ ، و الإحسانُ إلى مَن أساءَ إلَیکَ ، و إعطاءُ مَن حَرَمَکَ (میزان الحمه/ج7/ح13292) - عنه صلى الله علیه و آله : إذا اُوقِفَ العِبادُ نادى مُنادٍ : لِیَقُمْ مَن أجرُهُ عَلَى اللّه ِ و لْیَدخُلِ الجَنَّةَ . قیلَ : مَن ذا الّذی أجرُهُ عَلَى اللّه ِ؟ قالَ : العافُونَ عَنِ النّاسِ (میزان الحمه/ج7/ح132939) ادعیه ی شریفه ای که در آن دشمنان مورد نفرین و بدخواهی قرار گرفته اند مانند: واجعل من أرادنی بسوء من جمیع خلقک تحت قدمی (دعای ابوحمزه) اللهم ومن أرادنی بسوء فارده ومن کادنی فکده (دعای کمیل) "و ترد عنی کید الکیدة و مکر المکرة اللهم من أرادنی فأرده و من کادنی فکده و اصرف عنی کیده و مکره و بأسه و أمانیه و امنعه عنی کیف شئت وانی شئت اللهم اشغله عنی بفقر لا تجبره و ببلاء لاتستره و بفاقة لا تسدها و بسقم لا تعافیه و ذل لا تعزه و بمسکنة لا تجبرها اللهم اضرب باذل نصب عینیه وأدخل علیه الفقر فی منزلیه و العلة و السقم فی بدنه حتی تشغله عنی بشغل شاغل لا فراغ له و أنسه ذکری کما أنسیته ذکرک و خذ عنی بسمعه و بصره ولسانه و یده ورجله وقلبه وجمیع جوارحه و أدخل علیه فی جمیع ذلک السقم و لا تشفه حتی تجعل ذلک له شغلا شاغلا به عنی و عن ذکری "(دعای صفوان معروف به دعای علقمه) چگونه تحلیل و تفسیر می شوند و خصوصا فرازهای دعای صفوان (علقمه). آیا غیر از این است که انسان مؤمن خصوصا انسان کامل برای تمامی آحاد بشر جز خیر و نیکی چیزی آرزو نمی کند آنگونه که مشی عملی او نیز اینگونه است و مظهر رحمت بر همگان مگر بر دشمنان حق (که آنان مغضوب حق اند) چگونه ممکن چنین انسانی هر گونه بدی و بیماری و بلا را برای دیگری خواستار باشد و حال آنکه قرار بود در مقابل بدی خوبی کند. پیشتراز راهنمایی شما متشکرم 26تیر1393 نوزده رمضان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فضای نظام اسلامی همواره توصیه به عفو مطرح است زیرا وقتی افراد در زیر سایه‌ی اسلام قرار دارند ضعف‌هایی که از آن‌ها سر می‌زند آنچنان نیست که قابل گذشت نباشد زیرا مسیر توجه در چنین فضایی به بهترین شکل فراهم است، کافی است ماه رمضانی یا محرمی پیش آید و طرف مقابل ما از نظر اخلاقی تغییر کند. ولی وقتی تقابل تمدنی در میان است موضوع فرق می‌کند، دیگر این‌جا دشمنی با حق و حقیقت در میان است و نه‌تنها هرگز نباید تا وقتی دشمن اسلام از مواضع خود برنگشته با او سازش کرد، بلکه جای هیچ گذشتی نیست و از خدا می‌خواهیم آن‌ها را دفع کند زیرا وجود چنین افرادی با چنین افکاری مانع کمال کل بشریت است. موفق باشید
7370
متن پرسش
سلام علیکم آیا منظور از بال داشتن ملائکه تواناییهای مختلف یک ملک و به عبارت دقیقتر جلوات مختلف یک ملک است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بال فرشتگان ظهور برزخی انوار اسماء الهی است و هرچه فرشته جامع‌تر باشد ظهورات برزخی آن اسماء به صورت بال بیشتر است. موفق باشید
3414
متن پرسش
باسلام -دریک تشکل اسلامی فعالیت میکردم ازبدو ورودبامسائلی همچون دروغ،تهمت،زیرآب زنی،عدم رعایت حقوق مادی ومعنوی افراد،تحقیرو...ازناحیه مسئولان این تشکل مواجه بودم اگرهم اعتراضی میکردیم برچسب منتقدبه مامی زدندبعضی هاگفتندبایدسکوت کنیدوصبرداشته باشیدیااینکه ازاین تشکل خارج شوید به نظرشماآیااین امرصحیح است؟لطفاراهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: اگر محیط نامناسب باشد بنده خارج می‌شدم. موفق باشید
2978
متن پرسش
با سلام اینجانب نزدیک 4 سال است ازدواج کرده ام. معیارهای اصلی من برای ازدواج خوش اخلاقی مذهبی بودن، زرنگ و با هدف بودن و زیبایی بود. روز اول که با همسرم صحبت کردم از اهداف بلند مذهبی اش می گفت و مادرش هم از اخلاق خوب دخترش. ولی بعد از ازدواج به سرعت متوجه شدم ایشان فقط معیار زیبایی و مذهبی بودن را دارد. بینهایت تنبل است. هیچ هدفی در زندگی ندارد. من ادامه تحصیل همسرم برایم مهم بود ولی ایشان بعد از گرفتن لیسانس کلا از درس بدش می آید در صورتی که قبل ازدواج به من گفت می خواهد ادامه تحصیل بدهد. از بس تنبل است و حال درس ندارد. حتی بعد از ازدواج گفت من لیسانسم رو هم به زور بابام گرفتم و اگر فشار ایشان نبود درس نمیخواندم. همین تنبلی باعث شده بداخلاق هم باشد. هم بداخلاق و هم جوشی و عصبی است. و من همیشه باید با احتیاط با او حرف بزنم. به شدت از این امر ناراحتم. و همیشه به ازدواج مجدد با دختری زرنگ و خوش اخلاق فکر می کنم. ولی میدانم او بینهایت من را دوست دارد. و ضربه سختی از ازدواج مجدد من می خورد. ولی هر چه به او میگویم درس بخوان از صبح تا شب نخواب. اینقدر تلویزیون نبین مطلقا گوش نمی کند. چه کنم استاد؟؟؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: چرا از همسرتان انتظاری دارید که با روح او هماهنگی ندارد؟ چرا باید این درس‌های رسمی را دنبال کند؟ چرا از این جهت به او گیر می‌دهید که ناراحت شود و شما تصور کنید بد اخلاق است؟ شوهر کرده است یا در کلاس ادامه‌ی تحصیل وارد شده؟ همسر شما وظایفی نسبت به شما دارد و شما هم همان اندازه از او انتظار داشته باشید. إن‌شاءالله مادر می‌شود و انگیزه‌های رشد و تربیت فرزندش او را از بی‌انگیزگی در می‌آورد. حواستان باشد همسر گرفته‌اید و نه همکار. سخن پیامبر خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» را فراموش نکنید که فرمودند آنچه در زنان دیگر سراغ دارید در همسر خودتان هست. منظور گوهر زن‌بودن است. چرا این را در همسر خود نمی‌بینید؟
2883
متن پرسش
با سلام هوالباطن مفتاحی بر: منطق علم دینی در دوران گذار تطور تاریخ در اعصار و قرون متفاوت، مُظهر مبنای عمل ارادی انسان¬ها درجهت تداوم حیات فردی¬-اجتماعی و تأثیر مادیت و معنویت در آن بوده است. نوع هستی شناسی و بر اساس آن مبنای عمل ارادی انسان¬ها در ساحت تمدنی در ابعاد مختلف ظاهر گشته و نظام¬های متفاوتی از زندگی فردی و اجتماعی را بنیان نهاده است. نظام اجتماعی- ¬فردی غرب "پیشاسقراطی" را در مبنای اسطوره¬مداری، و پساسقراطی را باید بر اساس "کاسموسانتریسم" ارسطویی به تحلیل نشست. امتداد هستی¬شناسی حاکم بر غرب در نگرش¬های "راسیونالیسم" ، "آمپریسم" و "هرمنوتیک" ، ظهور تمدنی خود در نوع پاسخ گویی به نیازهای بشری در این نظام اجتماعی را نشان می¬دهد. بر این اساس نیز علم در ساحت تمدنی معنا شده و بر اساس نوع هستی شناسی غربی به پاسخ نیازهای بشری می¬پردازد. ساحت علم غربی نه در "اشراق" بلکه در عقل خودبنیاد معنا یافته و نیازهای بشر نه در ماوراءالطبیعه بلکه در مادیت ایجاد می¬گردد و پاسخ می¬یابد. از این منظر است که تحلیل بنیاد علوم بالاخص علوم انسانی در تساوق مفهومی با "ساینس" قابل فهم می¬گردد چراکه متدولوژی شناخت "سوبژه" همان روش تجربی است که براین اساس در علوم مختلف ریشه دوانده و با نگاهی فراتر حتی ریشه¬شناسی کلمه علم را هم در خود معنا کرده است. بر این بنیاد، عقل خودبنیاد محور ساخت علوم در عصر خردگرایی می¬گردد و این اندیشه توسط فلاسفه¬ایی چون کانت و هگل به نهایت خود می¬رسد. در مقابل و بر اساس هستی¬شناسی ماوراءالطبیعه محور، نظامات اجتماعی در قرون گذشته به گونه¬های متفاوتی در بنیاد خود با نظام مادی محور ایجاد گردیده است. تمدن کلیسایی در عصر به غلط مرسوم قرون وسطی و تمدن¬های شرقی از ماکاها تا مایاها از قلب اروپای امروزی تا شرق چین در اعصار و قرون مختلف شکل گرفته است؛ تمدن¬هایی که نظام اجتماعی آنها نه بر پایه¬ی عقل خودبنیاد که بر اساس جهان پدیداری اشراقی انتظام یافته و ظهورات دانش تمدنی خود را بر اساس این نوع از هستی شناسی بنیادنهاده بوده است. برای درک عمیق تفاوت ذکر شده دقت نظر در پزشکی غربی در سده¬های اخیر و طب سنتی در چین و ژاپن و ایران می¬تواند محل تأمل بسیار مناسبی باشد. از این روست که باید مبانی اندیشه¬ایی تمدن¬ها را مورد مداقه قرار داد تا از این رهگذر بتوان روش شناسی علم مبتنی بر پایه اندیشه¬ایی آن را تحلیل و به ساحت تولید رساند. بر این اساس اینک باید به گونه¬ایی دیگر سخن به میان آورد. سخن از منطق علم دینی در دوران گذار مجالی است برای "پرداخت تمدنی به انقلاب اسلامی در ساحت علوم برای پاسخ به نیازهای بشری" ، از همین روست که مفاهیم متعددی در این عنوان چنان گردهم آمده که برپایه¬ی "خودآگاهی" ما، به "التقاط تمدنی" و براساس "ناخودآگاهی" ما نسبت به این مفاهیم، به "تضاد تمدنی" خواهیم رسید. آیا از اساس مفهوم علم دینی در دوران گذار معنا دارد؟ مگر ماهیت علم دینی مُتِطَور است که نوعی از آن در دوران گذار و نوع دیگر آن در دوران ظهور معنا داشته باشد؟ اگر مفهوم منبعث از ترکیب علم دینی در دوران گذار با مفهوم منبعث از علم دینی در دوران ظهور متفاوت است بازگشت این تفاوت به چه مبنایی است و چه تأثیری در روش¬شناسی علم دینی در دوران گذار و ظهور خواهد داشت؟ نسبت علم دینی در دوران گذار با تمدن پاسخگو به نیازهای بشری در "اکنونی تاریخ" چیست؟ آیا علم دینی در دوران گذار برای خود نسبتی با علوم غربی تعریف می¬نماید؟ آیا این نسبت بر پایه "مبانی بنیادین" تعریف می¬گردد یا برپایه "مبانی کارکردی" ؟ تعریف این رابطه بر هر یک از این مبانی چه تاثیری در روش¬شناسی علم دینی در دوران گذار خواهد داشت؟ آیا تعریف این نسبت بر اساس مبانی کارکردی به معنای پذیرش "امکان اندیشه¬ایی" علم غربی بی هیچ کم و کاستی است؟ شکست امکان اندیشه¬ایی غربی به چه معناست و از چه طریق حاصل می¬گردد؟ علم دینی در دوران گذار باید پاسخگوی چه ساحتی از نیازهای بشری باشد و بر این اساس در کدام ساحت تمدنی انقلاب اسلامی شکل خواهد گرفت؟ علم دینی در دوران ظهور پاسخگوی چه ساحتی از نیازهای بشری است و بر این اساس در چه ساحتی از تمدن مهدوی شکل خواهد گرفت؟ نسبت علم دینی در دوران گذار و دوران ظهور چیست؟ تفاوت بنیادین علم دین دینی در دوران گذار و علم دینی در دوران ظهور در نسبت خود با علم غربی چیست؟ تمدن مبتنی بر علم دینی در دوران گذار چه تفاوتی با تمدن مبتنی بر علم دینی در دوران ظهور دارد؟ آیا نمی¬توان این تفاوت را اصلی¬ترین تفاوت تمدن انقلاب -اسلامی با تمدن مهدوی دانست؟ و هزاران سوال دیگری از این دست که می¬تواند زمینه ساز فهم ما از چرایی، چیستی و چگونگی علم دینی در دوران گذار و تمدن مهدوی باشد. پرداخت به چنین سوالاتی در گام اول ما را به نگرش¬هایی خواهد رساند که روش شناسی تولید علم در دوران گذار را برای ما به تصویر خواهد کشاند. از علم در مبانی دینی ما تعبیر به نور گشته است و در کلام حکیمان قدیم علم از جنبه¬ی اشراق گونه¬ی آن مورد بحث بوده است. علم ریشه در "حقیقت عالَم" داشته و نه ریشه در "واقعیت آن" ؛ لذا عالِم نیز سعی در وصول به حقیقت عالَم داشته و در "صیرورت" از مقامی به مقام بَعد عالِم تر و عالِم تر می¬گشته است. کشف حقیقت نیز بر اساس "عقل سلیم" فراهم می-گردیده است و حقیقت عالم متصل به منبع لایزال الهی و فهم آن مستلزم صیرورت در این حقیقت شناخته می¬شده است. اوضاع در عصرد خردگرایی در غرب به گونه¬ایی دیگر مقدر شد چراکه علم در عصرخردگرایی به معنای کشف واقعیت "فروکاسته" گردید و روش آن نیز بر اساس عقل خودبنیاد به روش تجربی تقلیل یافت. بر این اساس نیازهای بشری از مختصات تعریفی جدیدی شکل یافت و حوزه¬ی نیازهای بشری نیز به نیازهای مادی مُتعیِّن گشت و علم برای پاسخگویی به این نیازها به خدمت گرفته شد. تحلیل چیستی ادراکات فرامادی نیز به مرور زمان کاشفیت خود را از دست داد لذا در نهایت به اداراکات شخصی که می¬توانست از جایگاه یک تجربه خیال گونه بهره¬مند باشد فراتر نرفت. در عصر خردگرایی دیگر انسان مانده بود و عقل خود بنیاد و نیازهای مادی و سوال از چگونگی پاسخ به این نیازها براساس عقل خود بنیاد خود. اومانیسم در بنیاد تفکری به ثبات رسیده بود و برای ظهور تمدنی خود باید پاسخگوی نیازهای بشری می¬شد؛ لذا روش تجربی متناسب¬ترین و شاید روش حصری ساخت علومی بود که بتواند نیازهای بشری در این مختصات فکری را پاسخ¬گو باشد. شاهدیم که بر این مبنا دستآوردهای انسان خودبنیاد در قرون 18 و 19 چه تفاوت بنیادینی با دستآوردهای تمدن بشری تا آن زمان دارد. در اکنونی تاریخ هرچند که هنوز امتداد سنت فلسفی عصر روشنگری بر ساحت جامعه در حال تلألوء است اما مبانی اندیشه¬ایی حاکم غرب در حال تغییر بنیادین است. این تغییر در درون نظام فلسفی غرب به سمت اضمحلال انسانیت در صیرورت است چرا که ماهیت این صیرورت، حرکت از اومانیسم به سمت سیطنیسم برپایه¬ی "نفس¬گرایی" ، و در خارج از نظام فلسفی غرب با خودآگاهی ایجاد شده توسط انقلاب اسلامی «انقلاب اسلامی انفجار نور بود» ماهیت این صیرورت حرکت از خودبنیادی به سمت "الله بنیادی" است. آیا می¬توان در این صیرورت از خود به الله نیازهای بشری را بی-پاسخ گذاشت؟ علم متناسب برای پاسخ گویی به این نیازها در هر مرتبه¬ی صیرورتی چیست؟ آیا بی¬ساخت این علم مشکک می¬توان ساحت تمدنی تحت "اقتدار" تفکر انقلاب اسلامی را به ساحت تمدنی مظهر تفکر انقلاب اسلامی رساند؟ نوع پاسخ به این سوال است که گام دوم از چگونگی منطق علم دینی در دوران گذار را بر ما مکشوف کرده و ما را در ورطه¬ "التقاط تمدنی" قرار خواهد داد.«هَذاتَمامُ¬مَایقال¬فی¬هَذاالمقام¬فَتمّ¬البَحثُ¬فَتأَمّل¬ایَّهاالعزیز
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همین‌طور که نمی‌توانستیم بگوییم با نظر به مهدویت و ظهور امام معصوم، نمی‌توان ولایت فقیه را به عنوان دوران گذار پذیرفت – همان دام تئوریک که حجتیه‌ای‌ها در آن افتادند- نمی‌توان نسبت به عبور از فرهنگ مدرنیته به فرهنگ مهدویت از نگاه فرایندی غافل بود. عاقلانه‌ترین کار آن بود که در دوران غیبت، با نظر به حاکمیت حضرت صاحب‌الأمر«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» نظام ولایت فقیه را به‌وجود آورد، نمی‌توان گفت چون حقیقت چیز مشخصی است گذار از ظلمات غرب به سوی تمدن اسلامی، یک نوع التقاط تمدنی است، زیرا مقصد مشخص است و در این راستا هیچ وجهی از وجوه فرهنگ خودبنیاد غرب به رسمیت شناخته نمی شود تا التقاط تمدنی پیش آید. دوران گذار چیزی شبیه سلوک یک سالک است که با نظر به حقیقتی که یافته است سعی می‌کند اخلاق و رفتار و اطراف خود را هرچه بیشتر آماده کند تا زمینه‌ی تجلی نور توحید بیش از پیش فراهم گردد. زیرا شناخت حقیقت با تحقق آن در زمین و زمان فرق دارد، به همین جهت موضوع تعلیم و تربیت مطرح است تا با تعلیم، چشم‌ها به سوی حقیقت معطوف گردد و با تربیت شرایط را برای ظهور آن حقیقت در حرکات و سکنات فراهم کنیم. آیا در سیره‌ی رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» در صدر اسلام تدبر ننموده‌اید که چگونه چند سال دعوت خود را علنی نکرد – هرچند از ابتدا نظر به حقیقت داشت – و آیا احکام حرمت شراب و ربا را به مرور در جامعه پیاده ننمود؟ آیا می‌توان گفت چون پیامبر خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» در فرهنگ جاهلیت علناً شراب و ربا را حرام ننمود گرفتار «التقاط تمدنی» بوده و محکوم به «تضاد تمدنی» است؟ عذر می‌خواهم که به جهت محدودیت مجال، مطلب را به صورت مختصر جواب دادم ولی تأمل بفرمایید که در دوران گذاری که ما می‌گوییم هیچ فروکاستنی نسبت به حقیقتی که مدّ نظر داریم پیش نیامده و همواره بر همان اهداف اصلی که انقلاب بر آن تأکید دارد، تأکید می‌کنیم. حکمت در آن است که بدانیم باید از روح غرب‌زدگی عبور کرد و از این جهت می‌توان روش خود را با روش طالبانی متفاوت دانست، زیرا روح طالبانی در عین آن‌که به زعم خود می‌خواهد ولایت الهی را حاکم کند متوجه فرهنگ گذار نیست و لذا صرف نظر از اهداف منحرف آن گروه، روش آن‌ها نیز روشی است انحرافی. پس می‌توان گفت ماهیت علم دینی متطور نیست ولی تحقق آن در زندگی احتیاج به زمان دارد و یک فرایند را می‌طلبد بدون آن‌که لازم باشد علم دینی با علم غربی ترکیب گردد یا مثل بعضی – مثل دولت سازندگی – به تصور آن‌که رسیدن به اهداف عالیه ممکن نیست تسلیم علم کارکردی غربی شویم. موفق باشید
303

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام. خسته نباشید.با توجه به مباحث معرفت النفس متوجه وسعت نفس شده ام شما می گویید که جهت اینکه ما این وسعت رادر خودمان محقق کنیم نیاز به شریعت وتزکیه می با شد حال ماچه گونه می توانیم به حقانیت دستورات اسلام ایمان بیاوریم مثلا آیا نمیشود از طریق مکتب بودا به آن نتیجه رسید ؟واگر شما بگوییدخیر ما به شما حق می دهیم شما فرزند دوران امام (ره)هستیدوبه عنوان یک معلم با تجربه در معارف دینی هستید اما ما دستمون جایی بند نیست چه خاکی به سرکنیم؟استاد آیا این گیج شدن هایی که برای من و امثال من هست برای شما هم هست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام وقتی روشن شد که وسعت نفس ناطقه‌ی انسان آنچنان است که در ذات خود در همه‌ی عوالم وجود حاضر است،و وقتی روشن شد که برای به فعلیت‌آوردن وسعت نفس ناطقه در شخصیت خود نیاز به شریعت پروردگار داریم ـ پروردگاری که به همه‌ی ابعاد وجودی انسان عالم است ـ پیداکردن شریعت الهی مشکل نیست، زیرا شریعت باید با معجزه همراه باشد و معجزه به آن معنی است که انجام آن از حدّ بشر بیرون است. بنده فکر می‌کنم با کمی اُنس با قرآن و تدبّر در آیات آن به‌راحتی به لطف الهی این موضوع برای انسان روشن می‌شود که قرآن یک حقیقت بزرگ الهی است برای رساندن انسان به آن مراتبی که نیاز روحی و قلبی انسان است. موفق باشید
11662
متن پرسش
استاد بزرگوار سلام: خواستم نظرتان را در مورد درستی و غلطی خطوط زیر بدانم و راهنمایی بگیرم: خیال بر دو گونه است خیال نورانی که از عالم بالا می‌آید و از طریق عقل به صورت خیال در می‌آید و دوم خیالی که از عالم مادون آن یعنی از دلبستگی‌های مادی به وجود می‌آید. خیال اول مقید به حدود عقل و حقیقت است اما خیال دوم از درون خود عامل مقید کننده‌ای مثل عقل و حقیقت ندارد (آیا ویژگی‌های مادی عالم ماده این خیال را محدود می‌کند؟) به نظر می‌رسد اگر تعبیر فوق در مورد خیال درست باشد بنابر آن همان‌گونه که بعضی از خیال‌ها از عقل نشات می‌گیرند (خیال نورانی) بعضی از عقل‌ها هم از طریق مادون خود یعنی خیال نشات می‌گیرند (شاید عقل تمدن غرب ریشه‌هایی این‌گونه هم داشته باشد.) با کمال تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است که عقل با تجلی در عالم ذهن به صورت خیال ظاهر می‌شود و در این حالت عقل خود را در آینه‌ی خیال می‌یابد و عملاً نظر به تفصیل خود دارد. موفق باشید

4980
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید من روزگار خوبی داشتم قبل از اینکه دچار شک بشم هرچند که باعث اصلیش شاید خودم بودم من هم مثل همه شیعه به دنیا اومدم وقبولش داشتم ودارم اما یه روز با کتاب از یقین تا یقین آقای یثربی که مال انتشارات بوستان کتاب(حوزه علمیه) بود آشنا شدم وحقیقتا حرف های درستی داخلش بود اینکه همه ی افراد به دینی که در جامعه خودشون هست اعتقاد دارند وعده کمی به این شک می کنند ویاحداقل درمورد حق بودن دینش تحقیق می کنند من هم به شک افتادم که شاید مذهب من حق نباشه وشاید در اون غلو بشه امیدوارم درک کنید چی میگم همون طور که یک سنی که با هیچ یک از ادیان ومذاهب دیگه آشنا نیست ودر برحق بودن مذهب خودش شک نمی کنه ماهم نمی کنیم وقتی میخوای قضاوت کنی نباید به طرف قضاوت کنی مثلا ما میگیم پیامبر حدیث داره انی تارک ... کتاب الله وعترتی اهل بیتی اهل تسنن می گن و سنتی مامیگیم بر اساس صحاح خودتون ویا کتب دیگرتون اهل بیتی درسته ولی من به صحاح دسترسی ندارم ویااگرداشته باشم عربی آنچنان درستی ندارم ویا چیزهایی شبیه این امیدوارم کمکم کنید باتشکر
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان با عقل خود جلو برود و عقاید خود را با عقل خود ارزیابی کند جای شک نمی‌ماند. پیشنهاد بنده آن است که کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» را به‌عنوان شروع یک تحقیق در این امر مطالعه فرمایید. از طرفی مرحوم امینی در کتاب «الغدیر» در رابطه با دلایل عقاید شیعه تماماً مستندات خود را از کتاب‌های اصلی اهل سنت آورده‌اند، خلاصه‌ی کتاب الغدیر را مطالعه کنید موضوعات برایتان روشن می‌شود. موفق باشید
13801
متن پرسش
سلام: خدا قوت استاد بنده که خودم را شاگرد کوچک شما می دانم وظیفه می دانم یک خبر خوش از تهران به شما بدهم. بحمدلله با خواست حضرت احدیت چند جلسه اخلاق به صورت عمومی توسط اساتید بسیار قوی و تقریبا جامع ابعاد چند سالی است در تهران بیشتر شده است و امروز که بنده این متن را برای شما می فرستم تقریبا می توانم بگویم هر روز هفته جلسه ذکر در تهران موجود است. در راس این جلسات جلسه ی صبح جمعه ی استاد آیت الله تحریری است که یک سخنرانی عمومی است (شرح خطبه غدیریه) و پس از سخنرانی عمومی به صورت تک تک می آیند و از جناب استاد به صورت خصوصی استفاده می برند که حدودا ایشان دو الی سه ساعت خود را وقف آنجا کرده اند. جلسه دیگری هم هست دوشنبه ها بعد از نماز مغرب و عشا در شمال تهران .جناب استاد محمد تقی فیاض بخش. که ایشان هم یک سخنرانی دارند که ظاهرا شرح دعای مکارم الاخلاق بود. ایشان هم پس از سخنرانی مدتی را به صورت خصوصی به شاگردان و نزدیکان اختصاص می دهند. در ضمن جناب استاد فیاض بخش به شاگردان خصوصی خود کتب شما را پیشنهاد می دهند و تاکید بر خواندن کتب شما دارند. جلسه دیگری هم جناب آیت الله مهدی احدی دارند که ظاهرا چهارشنبه ها بود. ایشان هم روششان فرق می کند. و روزی نیست که بی جلسه اخلاق باشد تهران. خلاصه عرض کنم خدمت استاد محترم که: بنده خیلی خوشحال شدم که دیدم جلسه تذکر زیادی در تهران تشکیل شده. و خواستم اولا در این خوشحالی حضرت استاد هم شریک باشند. دوم اینکه از شما خواهش مندم عاجزانه که حتما دعا بفرمایید که این جلسات تاثیر خودشان را بگذارند تا آن تمدن آرمانی تحقق پیدا کند ان شاءالله. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: الحمداللّه تاریخِ رجوع به خدا شروع شده است. تنها باید مواظب بود که ذیل اراده‌ی الهی که در این تاریخ ظهور کرده است، این رجوع انجام گیرد که آن جز انقلاب اسلامی نمی‌باشد. موفق باشید

8616
متن پرسش

با سلام 1. علت اینکه ما در خیلی اوقات در هنگام ارتکاب گناه میدانیم خدا و امام زمان (عج ا00) دارند ما را می بینند ولی باز به گناه ادامه می دهیم چیست؟ چه چیزی در دینداری ما کم است؟ 2. شما میگویید انسان بعد از یک ماه روزه داری در ماه رمضان در شب عید فطر بهترین نتیجه را میگیرد اما بارها شده که ما بعد از این و یا بعد از 15 روز روزه داری ماه رجب و اعتکاف و در حضور قلب بودن در همان شب عید یا بعد از اعتکاف با یک گناه کبیره بسیار بسیار بد تمام سرمایه خود را به فنا میدهیم انسان در این حالت به حد یاس هم میرسد چرا اینگونه می شود؟ برای جبران گذشته چه باید کرد؟ اصلا قابل جبران است؟

متن پاسخ

باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- از برکاتی که فاصله‌گرفتن از گناه نصیب ما می‌شود غافل می‌شویم در آن مرحله تنها به خواسته‌های نفس امّاره نظر داریم 2- گفت: «آبِ گِل خواهد که در دریا رود.... گِل گرفته پای آب را می‌کشد». بعد از 15 روز روزه‌داری و اعتکاف، روح می‌خواهد به دریای نور وجود سیر کند، یک‌مرتبه صورت‌های ذهنیِ لذات نفس امّاره ظهور می‌کند و انسان را متوقف می‌کند. این‌که این صورت‌های ذهنی ظهور می‌کند و پای روح را به پایین می‌کشد، نشانه‌ی آن است که آن 15 روز، راه را باز کرده، پس دوباره ادامه دهید تا آرام‌آرام قدرت جذب انوار الهی بر قدرت جذب صورت‌های ذهنی لذات نفسی غلبه کند و إن‌شاءاللّه به جایی برسید که از نفس گذشته، وارد قلب شوید و دیگر حظّ نفس در میدان نباشد. موفق باشید

8435
متن پرسش
عرض سلام و تسلیت شهادت امام هادی علیه السلام استاد شما اقای محمد شجاعی که معمم نیستند و در تهران جلساتی دارند میشناسید؟اگر بله نظرتون در مورد ایشون و سخنرانی هاشون چیه؟ جایی دیدم اقای نجات بخش را در تهران معرفی کردین.جلسات ایشون کجاست و چطوره؟ اگر بخواهم ازیندو یکی را بروم کدام راهگشا تر است؟ ممنون
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: جناب استاد شجاعی از اساتید ارزشمندند و بنده به ایشان ارادت دارم. جناب آقای نجات‌بخش اصفهان تشریف دارند ولی در جریان جلسات تهران هستند. شماره‌شان 09133057948 است. موفق باشید
16483
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله عرض ادب مجدّد خدمت برادر عزیزم آقای طاهرزاده گرامی. خیلی خرسند شدم که شما با صبر و حوصله به سوال حقیر پاسخ فرمودید و این خود نشان دهنده «صبر» شما به معنای حقیقی آن است. حقیر ایمیل شما را به دقّت تمام چندین بار خواندم و متوجه نوع دیدگاه شما شدم. و آنچه به گوشم رسیده بود را کنار زدم (چون می گفتند: شما به کلّ استاد عرفان را قبول ندارید، و به کل می گویید بی استاد باید سالک شد!) ولی خدا عنایتی به حقیر کرد تا از خود شما برادر بزرگوارم این مطلب را بپرسم و معاذالله، دچار زود قضاوت کردن نشوم. و خدا همه ما را از این رذایل دوربدارد ان شاء الله. غرض از مزاحمت دوباره اینکه، گفتم برداشتهای خود را که از ایمیل شما کرده ام بازگو کنم تا شما ببینید نظر شما را به درستی درک کرده ام یا خیر. «خدایی ناکرده دچار پیش داوری دیگر نشویم.» و دیگر اینکه: چند سوال دیگر از شما بپرسم. برداشتهای بنده از صحبت شما: 1. استاد داشتن واجب نیست، ولی اگر باشد خیلی بهتر است و باید دست او را بوسید. 2. نداشتن استاد راه بدین معنا نیست که رابطه ما با عرفا قطع شود، و باید مشورتها را داشته باشیم. 3. ظرفیت تاریخی ای به ظهور رسیده است که می تواند کمک کار سلوک در این تاریخ باشد (همانند ظرفیت یاران حسین علیه السلام در کربلا) 4. صحبت امام (ره) هم مؤیّد همین ظرفیّت و مشیّت است. 5. آیت الله بهجت (ره) هم این ظرفیت را شناختند که اینگونه بیاناتی داشته اند. 6. شهدا نمونه ای از خروجی این اراده الهی هستند. 7. دروس و کتب و منابع عرفانی ای که با اساتید بزرگی همچون جوادی آملی روحی فداه کار شده است، هیچ گاه در عصر پیشین نبوده است. سوالات بنده: اولا: بفرمایید که: مطالب شما را درست استنباط کرده ام یا خیر؟ ثانیاً: اینکه بفرمایید اگر شخصی به نوادر حالات سلوکی دست یافت، آنوقت چه باید بکند؟ اینجا دیگر کتاب و صوت و ... همانطور که مستحضرید کارساز نیست. ثالثاً: بفرمایید آن «باری» که توسّط استاد عرفان روی اذکار لسانیّه و اوراد می نشیند و سالک را جلو می برد و همانطور که اساتید مشترکمان فرموده اند: مانند تجویز دارو از سوی طبیب است چه می شود؟ رابعاً: اصلا در آن مقامی که ذکر لسانيّه در کار است، این اذکار را از کتب که نمی تواند بیابد! پس این موقع باید چه کند؟ بعلاوه اگر برخی کتب اذکاری نقل کرده اند هم، خودتان بهتر می دانید که تشخیص اذکار برای سالک سهل نیست، و دوباره همانطور که شما بهتر از این اقلّ می دانید: بعضی از اذکار به وحدت می برند و برخی به کثرت، اگر این دو نوع ذکر با هم گفته شوند، سالک هیچ بهره ای از ذکر نمی برد! بعلاوه، اگر برخی ذکرها را هم سرخود بگوید، بقول خود مرحوم علامه (ره): آثار سوء روی نفس دارد. باز هم معذرت خواهی می کنم که واقعا وقت شریف را گرفتم، همانطور که ان شاءالله می دانید (قصد بنده نه تخریب است، نه مناظره و نه اسکات، و نه اذیّت شما و نه امثالهم) و واقعا پناه می برم به خدا اگر قصدم جز تفهیم خود گنه کارم باشد، و استغفار می کنم اگر از سر رذیله ای به فرمایشات شما اشکالی کرده باشم، از جنابعالی هم دوباره پوزش می طلبم. بنده تقریبا 80 درصد جواب خود را گرفتم، و برای تتمّه مزاحم شده ام، والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته علی علی تبار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1ـ به نظر بنده همان طور که بنده در رابطه با استاد عرفان اعتقاد دارم جناب‌عالی برداشت فرموده‌اید. 2ـ عنایت داشته‌باشید وقتی آیت‌الله بهجت می‌فرمایند «علم تو استاد تو است»، در شرایطی این سخن را می‌گویند که واردین به این وادی خودشان در مقابل نوارد حالات سلوکی تکلیف خود را می‌شناسند و به نحوی به خود استادی رسیده‌اند به خصوص که کتاب «منازل السائرین» در این مورد می‌تواند کمک کند که جایگاه اذکار لسانی را و حتی اذکار متقابله را سالک بشناسد در آن حد که قلب توحیدی او ظرفیت هر دو را دارد. این را خدمت شما عرض می‌کنم که وقتی حضرت استاد آیت‌ الله حسن زاده قسمت خلاصه‌‌ی منازل السائرین را ـ‌ که مرحوم فناری در ابتدای مصباح الانس ‌آورده‌است‌ ـ  شرح دادند چه افقی بر روی این حقیر گشوده شد و چگونه معرفت النفس در این جا کار خود را کرد. 3ـ بنده کاملا مطمئن‌هستم که حضرت‌عالی از سر مسئولیت و دلسوزی چنین نکاتی را متذکر می‌شوید ولی عرض بنده آن است که اگر طالب حقیقت بتواند از یک طرف با رسالةالولایه از مرحوم علامه مأنوس گردد و از آن طرف در عمل سلوکی کتاب منازل السائرین را در افق کار خود قرار دهد در این زمان از سلوکی که اراده کرده‌است، محروم نخواهد شد البته اگر استاد ره رفته‌ای بیابد که چه بهتر ولی متونی این‌چنین که عرض شد امروز کارساز است و به همین امید اساتیدی مانند استاد حجةالاسلام والمسلمین آقای یزدان پناه به شرح منازل و یا آیت‌ الله جوادی به شرح رسالةالولایه دست می‌زنند. موفق باشید

11498

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بنده نظری دارم که البته چون دستم کوتاه است نمی توانم به مسئولین بالا برسانم و البته ابتدا باید بدانم درسته یا نه و آن این است: اعتقاد بنده ی معلم که بین دانش آموزان و تحت تفکر سبک زندگی اسلامی و ضد مدرنیته ی شما هستم، اینست که درس زبان انگلیسی در مدارس نمی گویم حذف ولی اختیاری شود تا هرکس بنا بر رشته ای که در آینده می خواهد انتخاب کند و آن رشته نیاز به این درس دارد آن را در دوران متوسطه بگذراند تا این معضلی که الان هست و بسیاری از دانش آموزانمان بخاطر کم آوردن مقابل این درس یا به تحصیل بی رغبت می شوند یا ترک آن می کنند دیگر نباشد و مهمتر از همه وقتی که از ما می گیرد و نهایتش هم برای خیلی ها هیچ فایده ای ندارد آنچنان که برای خیلی از ماها جز معنای چند لغت باقی نمانده و الان در کشور ترویج این زبان که فرهنگش رو به افول است مانده و ما هم با این زبانکده هایمان در حسرت رسیدن به آن، تا آنجا که ما در امتحان کنکور ارشد رشته ی علوم قرآنی با 30 سوال زبان انگلیسی و فقط 20 سوال حدیث مواجه می شویم با اینکه رشته حدیث است!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم با شما موافقم و کشورهای پیشرفته فرزندان خود را گرفتار خواندن زبان انگلیسی نمی‌کنند. همین‌طور که می‌فرمایید هرکدام که احساس نیاز کردند خودشان آن را دنبال می‌کنند، نه روسی انگلیسی می‌خواند و نه چینی و نه فرانسوی و نه اسپانیائی و ...... موفق باشید

11464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد برای شروع مطالعه در خصوص جریان های سیاسی و نیز تحلیل تاریخ چه منابعی را پیشنهاد می کنید؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤال را از امثال دکتر موسی نجفی یا آقای دکتر رهدار باید بپرسید. موفق باشید

10800

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: شما در پاسخ به سوالاتتون اشاره به شرح فصوص الحکم توسط استاد یزدان پناه کردید، می تونید ما رو راهنمایی کنید تا این شرح رو استفاده کنیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید از طریق طلبه‌های ایشان در قم موضوع را دنبال کنید. استاد یزدان‌پناه در مؤسسه‌ی امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» تدریس دارند. موفق باشید
20243
متن پرسش
سلام: با توجه به آیه ۲۹ سوره بقره که راجع به خلق آسمان ها و زمین به منظور استفاده انسان در رسیدن به مقصدش است این همه وسعت کهکشان ها و اجرام آسمانی به چه منظوری می باشد در حالی که انسان هیچ ارتباطی با آنها ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نظام عالم طبق آیه‌ی فوق مستقیم و غیر مستقیم، بسترِ حیات انسان است و به همین جهت آن‌هایی که این حقیقت را کشف کرده‌اند به زبان شاعرانه می‌گویند: « اگر یک ذره را برگیری از جای / خلل یابد همه عالم سراپای». موفق باشید

6457
متن پرسش
سلام استاد. بنده طلبه هستم و متاسفانه خیلی از نظر تجزیه و ترکیب مشکل دارم. بحث‌های صرف و نحو را تا حد متوسط بلدم اما نمی توانم جملات عربی بدون اعراب را اعراب گذاری کنم و این باعث شده خیلی ناراحت بشم. بنده کتب شهید مطهری-کتب شما-کتب استادصفایی-استادمصباح-سخنان آقا و امام خمینی و خیلی کتب غرب شناسی و... را خوندم و سخنرانی های استاد پناهیان و امثالهم رو هم همیشه گوش میدم. راستش نمیدونم مغرور هستم یا نه ولی وقتی می‌بینم بنده در اقناع جوانان از فلان روحانی که صرف و نحو قوی هم دارد موفق تر هستم احساس می‌کنم اگه کتب فارسی برخی ازعلمای با بصیرت رو دنبال کنم فهم دینی بنده هم قوی خواهد شد درضمن بنده می خواهم بیشتر همّ و غمّ خود را برای تبلیغ دربین نوجوانان و کودکان خرج کنم و این اقشار خیلی با عربی سروکار ندارند. به نظر شما بنده عربی رو در چه حدی کار کنم؟ به نظرتون امام زمان از دست بنده ناراحت هستند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم سعی کنید تا دیر نشده به عنوان طلبه وقت بیشتری روی ادبیات عرب بگذارید حتی اگر با سی‌دی هم شده دروسی را که گذرانده‌اید، برگردید دوباره کار کنید. برای ادامه‌ی کار نیاز به متون عربی دارید. موفق باشید
10072
متن پرسش
با سلام و احترام: بنده ی حقیر با یاری خداوند بزرگ زندگی خوبی با همسر و فرزندم داریم، ولی مشکلی در زندگی من هست که آرامش را از من گرفته است، و آن این است که همسر من به نمازش اهمیت نمی دهد، به قول معروف تفریحی می خواند. البته ناگفته نماند که نماز خواندنش خیلی زیباست. چندین بار تذکر داده ام ولی بی فایده بوده. از شما راه حلی برای مقابله با این مشکل درخواست می کنم. شاید من زیاد از حد حساس شده ام چون می ترسم کلا از زندگیش حذف شود. با تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حدیث قدسی داریم که حضرت حق می‌فرماید «إنّی احبّ أنْ اطاعَ مِن حیثُ ارید» دوست دارم همان‏طور که اراده کرده‏ام اطاعت شوم. نه آن‌طور که افراد خودشان دوست دارند و در این رابطه است که حضرت حق امورات ما را با تدبیر و رحمت خود به بهترین نحو به سر منزل سعادت می‌رساند. موفق باشید
8323
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی : با توجه به مضمون برهان حرکت جوهری مشخص میشود که این برهان کاملا با ماده سروکار دارد به طوریکه میتوان گفت که این یک قاعده فیزیکی است که از طریق فلسفه بدان رسیده ایم . آیا با این تفاسیر میتوان میان حرکت جوهری و نظریه نسبیت انشتین رابطه ای وجود دارد و از نظریه انشتین برای فهم بهتر حرکت جوهری و یا بالعکس کمک گرفت؟ لطفا قدری توضیح دهید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مرحوم حسینعلی راشد کتابی دارند به نام «دو فیلسوف شرق و غرب» که این دو نظریه را با هم مقایسه کرده‌اند. موفق باشید
6227
متن پرسش
باسلام وعرض ادب شخصی کتاب های چهاراثر از فلورانس اسکاول شین و راز را به عنوان کتاب های اثرگذار به من معرفی کرده است. بنده فیلم مستند راز را دیده ام و بخشی ازچهاراثررا خواندم.با توجه به پیشینه ذهنی که ازمباحث شما و دیگر سخنرانان اسلامی درباره دین داشتم، به این نتیجه رسیدم که چنین کتبی با بخشی ازدین که توصیه به مثبت اندیشی وخوش بینی و خوش رفتاری و عدم سوء ظن به خدا و اینگونه مسائل میکند تطبیق دارد وازبخش خوفی دین و جهاد و ظلم ستیزی و خشم دربرابر ناحقی وغیره یا سخنی به میان نمی آورد یا توصیه به خلاف آن می کند. به عبارتی انسان را تبدیل به یک موحد سازشکار یا بدتر از آن یک اومانیست می کند که هیچکدام اسلام نیست. حال سوال من این است که اولاً چنین برداشتی از اینگونه مطالب صحیح است؟ ثانیاً چگونه میتوان با کسانی که به چنین مطالبی پناه آورده اند بحث کرد وچه کتابی مشابه اینها در دین اسلام وجوددارد که به دیگران هم بتوان توصیه کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم درست فهمیده‌اید. ما باید در یک نظام اسلامی متخلق به اخلاق باشیم وگرنه آن خصوصیات فردی در کنار تمدنی به‌شدت غیر الهی بهره‌ای برای ما ندارد. بنده شرح دعای مکارم‌الأخلاق را که چند ماهی است شروع کردم به این قصد شروع کردم تا روشن شود چگونه در متون اسلامی توصیه‌های اخلاق با رویکرد نظام‌سازی مطرح است. موفق باشید
5047
متن پرسش
شما معتقدید که هر حدسی از جنس اشراق و علم حضوری است؛ ظاهراً طبق این فرمایش شما، باید حدس‌زدنِ کروی‌بودنِ زمین از طریق دیدنِ دودکش کشتی را حدس ندانیم؛ چون این مثال تماماً استدلال دارد، الا این که آن شخصی که این حدس را زده، این استدلال‌های من را نداشته (که یا باید نور کج شده‌باشد یا زمین منحنی باشد) و همینجوری به ذهنش رسیده‌باشد. اما این فرمایش شما (که به انسان اشراق می‌شود)، در مورد کشف حلقوی‌بودن مولکول بنزن کاملاً صادق است، خصوصاً که با دیدن یک خواب به این جواب رسید. اما آنچه در این مثال باز هم مشکل است، حضوری‌بودنِ حدس است؛ در این مثال، کروی‌بودن مولکول بنزن، نزد آن دانشمند حاضر نبوده تا علمش به این مسأله حضوری باشد. در این مثالِ حدسِ کروی‌بودنِ مولکول بنزن، «معلوم به علم حضوری» چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بحث حدس در میان باشد حتماً آن موضوع به صورت اشراقی بر نفس انسان تجلی می‌کند ولی یک وقت موضوع حدس حساب نمی‌شود بلکه با تفکر و صغری و کبری به‌دست می‌آید که از حوزه‌ی حدس بیرون است. همچنان که قبلاً عرض شد زمینه‌‌های اشراقی موضوع مورد بحث در آن فرد باید فراهم باشد ولی مستقیماً از آن زمینه‌ها نمی‌توان آن نتیجه را به صورت استدلالی گرفت، هرچند بعد از اشراق آن موضوع آن دانشمند می‌تواند برای ارائه‌ و اثبات آنچه به او اشراق شده دلایلی تنظیم کند. از طرفی وقتی معلوم شد آن حدس بر اساس مقدمات حصولی به‌دست نیامده مگر جایی جز حضوری‌بودن برای آن علم می‌ماند؟ موفق باشید
3646

اذکار نمازبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و خسته نباشید و تشکر فراوان از شما 1-استاد عزیز برای رساندن اذکار نماز به قلب میتوان این اذکار یعنی ذکر سجده و رکوع و ...را خارج از نماز نیز تکرار کرد یا فقط باید در خود نماز کرار شود تا بتوان به ملکوت نماز رسید؟ 2-آیا ذکری یا دعایی هست که بر اثر مداومت بر آن صفت جمال و جلال خدا به قلب برسد؟ 3-نمازهای جماعت چون سریعتر خوانده میشوند فرصتی برای تکرار اذکار نیست و نماز های فرادا را با طمانینه بیشتری میتوان خواند آیا با این دلیل میتوان تمام نماز ها را فرادا بخوانیم و به مسجد نرویم؟ خدا حفظتان کند-خدا خیرتان دهد-دعایم کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- اشکال ندارد إن‌شاءالله مؤثر خواهد بود 2- ذکر «یا حیّ و یا قیّوم» خوب است 3- این مشکل را با نمازهای نافله جبران کنید ولی به این بهانه جماعت را ترک نکنید. موفق باشید
2284
متن پرسش
سلام علیکم.طاعاتتان قبول.دریکی ازکلاسهایی که زیرنظرحوزه دانشجویی دردانشگاه برگزارمیشدشرکت میکردم دراین مدت کم کم به یکی ازاساتیدانجاعلاقه مندشدم باورکنیدبه خاطرمسایل ظاهری و...نبودمن دختری هستم که سعی میکنم همیشه تحت نظرعقلم عمل کنم امامعرفت وعلم وتفکرایشان منوبه خودجذب کردوتمام ملاکهای معنوی وشخصیتی که برای ازدواج درنظردارم درایشان بودبااینکه درابتدادرموردایشان زودقضاوت کردم امابعدازچندجلسه متوجه شدم کاملااشتباه کردم تاحالابااینکه بااساتیدزیادی کلاس داشتم اماایشان باهمه انهاازنظرسطح علم وتقوافرق میکردندوازاونجایی که دل حرم الله هست وجزاونبایددرقلب باشدعذاب وجدان رهایم نمیکردبااینکه سخت بودامابه یمن وجودماه مبارک ویاری خداوندتونستم محبتشوازدل بیرون کنم امامشکلی که هست این کلاسهاروندتحقیقی داره وخیلی هم ازاین کلاسها استفاده کردم وبایدبعدماه مبارک گزارشات خودراتحویل دهم بااینکه ازخداخواستم منوفقط عاشق خودش کنه وتصمیم دارم سرعهدم بایستم به نظرجناب عالی من چه کنم من میتونم باشرکت درکلاس سرعهدم بمونم یانه چه صلاح میدانیدانجام دهم؟.التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام:‌ اگر هنوز قوه‌ی واهمه در صحنه است و شما را مشغول می‌کند از خیر آن تحقیق بگذرید چون طرز نجات انسان از واهمه، میدان ندادن به آن است و از هر شرایطی که موجب میدان دادن به آن می‌شود باید پرهیز کرد. موفق باشید.
نمایش چاپی