بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
11890
متن پرسش
سلام استاد و خدا قوت: استاد ببخشید با اجازتون میخوام یه مطلبی رو در تایید حرف دوستان به عزیزان منتقد تندرو عرض کنم البته نه منتقدین منصف و دلسوز ... بهشون عرض می کنم که لطفا کتاب انسان دویست و پنجاه ساله مقام معظم رهبری رو با حوصله و از اول تا آخرش مطالعه کنن تا به سیره و روش اهل بیت (ع) در اداره کردن و پیش بردن مکتب تشیع در دل تاریخ و رسوندن اون تا این مرحله اشنا بشن و اینقدر بیقراری نکنند و جلوتر از ولی زمان خودشون حرکت نکنن رفقا مطالعه کنید که جهل بزرگترین دشمن انسان هست و باعث تمام انحرافات و هلاکت آدم میشه این رو گفتم چون که اکثر این آقایون منتقد تند رو که من حداقل اطراف خودم می شناسم اهل تفکر و مطالعه نیستن اگه هم باشن خیلی سطحی در حد همون کتاب های درسی حوزه و دانشگاه اما اصلا مطالعه ریشه ای در مورد غرب شناسی، سیره اهل بیت (ع)، حقیقت انقلاب و این چیزها رو ندارن ... استاد معذرت و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:همان طور که در جواب شماره 11881 عرض شد ما باید در هر زمانی به بهانه‌های مختلف جامعه را به سوی تفکری دعوت کنیم که اقتضای تاریخی است که در آن زندگی می‌کنند و از این طریق می‌توان به شکل حضوری در ذیل اراده‌ی الهی قرار گرفت. آیا در این کار موفق هستیم یا نه؟! موفق باشید

11295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
شما در صفحه 130 «خویشتن پنهان» فرمودید حقیقت وجودی انسان نه زن می باشد نه مرد، سوال بنده این است که پس خداوند متعال حوری را برای کدام زن و مرد آفریده است؟ با تشکر از استاد عزیز و گرامی وگرانقدر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث «حوری» که در سوره‌ی واقعه مطرح است صورت اطاعت اهل تقوا است و لطفی است از طرف خدا و برای زن و مرد، مثل صورت یک گُل زیبا. مفصل آن را در عرایضی که در سوره‌ی واقعه داشته‌ام، دنبال بفرمایید. موفق باشید
9014
متن پرسش
صحبت های مقام معظم رهبری در مورد شهید چمران: ((دانشمند بسیجى این است؛ استاد بسیجى یک چنین نمونه‌اى است. این نمونه‌ى کاملش است که ما از نزدیک مشاهده کردیم. در وجود یک چنین آدمى، دیگر تضاد بین سنت و مدرنیته حرف مفت است؛ تضاد بین ایمان و علم خنده‌آور است. این تضادهاى قلابى و تضادهاى دروغین - که به عنوان نظریه مطرح میشود و عده‌اى براى اینکه امتداد عملى آن برایشان مهم است دنبال میکنند - اینها دیگر در وجود یک همچنین آدمى بى‌معنا است. هم علم هست، هم ایمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست، هم عقل.)) به نظر شما منظور مقام معظم رهبری از عبارت مقابل چیه؟ (ین تضادهاى قلابى و تضادهاى دروغین - که به عنوان نظریه مطرح میشود و عده‌اى براى اینکه امتداد عملى آن برایشان مهم است دنبال میکنند)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً منظور مقام معظم رهبری را نفهمیدم، چون از یک طرف خودشان می‌فرمایند فرهنگ غربی گرفتاری‌های خود را دارد و از طرفی می‌فرمایند بین مدرنیته و سنت تضادی نیست. احتمالاً می‌خواهند بفرمایند هم می‌توان انسان دانشمندی بود در حدّ چمران، و هم انسان متدینی بود آن‌طور که چمران آنچنان بود. موفق باشید
8051
متن پرسش
لام علیکم استاد . استاد شما در مراجع تقلید حاضر کدامیک را از لحاظ فقهی اعلم تر میدانید . من به مسائل سیاسی شان و موضع گیری های سیاسی اشان کاری ندارم و فقط وجه فقهی اشان برایم موضوعیت دارد . من این سوال را از تعدادی از اساتید و خبرگان در معارف دینی پرسیده ام و حال میخواهم نظر جنابعالی را هم بدانم
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: بنده از همه جهات حضرت آیت‌اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» را اعلم می‌دانم. خوب است در این مورد صحبت‌های آیت‌اللّه خزعلی در رابطه با جلسات فقهی که فقهای شورای نگهبان در ابتدای رهبری ایشان در خدمت‌شان بوده‌اند و از جمله آیت‌اللّه صافی گلپایگانی ،دنبال کنید. موفق باشید
7890
متن پرسش
سلام دارم پایان نامه ارشد مینویسم درباره توسل به انبیا و صالحین بخش خاصی رو به "توسل از دیدگاه عرفا اختصاص دادیم اما هرچی در نرم افزار عرفان گشتم چیزی پیدا نکردم مخصوصا دنبال نظر ابن عربی هستم که هیچی پیدا نشد اگه ممکنه راهنماییم کنید طلبه درس خارج هستم جزاکم الله خیرا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: مبانی بحث را از کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورهای دینی» بگیرید و بعد فص شیثی را از فصوص‌الحکم دنبال کنید که محی‌الدین معتقد است همه‌ی انبیاء به خاتم الرسل و همه‌ی اولیاء به خاتم ولایت نظر دارند و توسل در این دستگاه به آن معنا است که همه‌ی انبیاء و اولیاء نور خود را از خاتم انبیاء و خاتم اولیاء می‌گیرند و معنای حقیقی توسل این است. شرح جناب استاد یزدان‌پناه در رابطه با فص شیثی کمک می‌کند. در ضمن با خود ایشان موضوع را در میان بگذارید تا راهنمایی‌تان کنند. موفق باشید
5706
متن پرسش
سلام علیکم. نعمت های بهشتی مانند خرما یا موز که در قرآن آورده شده آیا با موز و خرمای این دنیا ارتباطی در حد مثال دارند یا ارتباط واقعی دارند مثلا ظاهر خرمای بهشتی همین خرمای دنیایی است.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: با همان اراده‌ی الهی که شکل موز و خرمای این دنیا شکل گرفته مؤمنین در بهشت به اراده‌ی الهی و با همان تصور متعالی خداوند که منجر به ایجاد موز و خرما شده، آن‌ها در بهشت میوه‌های بهشتی خود را ایجاد می‌کنند منتها با جنس بهشت که سراسر نور است و معنویت. مثل آن‌که شما در خواب صورت و اعمال نیک خود را بعضاً به صورت میوه می‌بینید و معبّر به شما می‌گوید مثلاً آن گلابی که در خواب دیدی صورت دعای کمیل تو بود و آن میوه به همان اندازه آن دعای کمیل جان شما را نورانی می‌کند. موفق باشید
5451
متن پرسش
با سلام در رابطه با سوال و جواب سوال 5327 چند سوال داشتم: 1- شما می فرمایید که ما مغزمان را هم مثل دستمان احساس می کنیم و چون مدرِک غیر از مدرَک است پس مغز نمی تواند عامل ادراک باشد. ولی مسئله این است که ما هرگز مغزمان را احساس نمی کنیم. همانطور که مثلا کلیه و روده مان را احساس نمی کنیم؟ 2- در رابطه با خواب انسان کور مادرزاد سوالم این است که او می تواند مثلا درخت یا میوه یا انسانی را که هرگز ندیده است در خواب ببیند؟ 3- در رابطه با سوال 8 فرموده اید " تدبیر نفس گاهی از راه دور انجام می‌شود، مثل کاری که مرتاض‌ها در نگه‌داشتن قطار می‌کنند"، ولی مگر نفس مجرد و فوق زمان و مکان نیست؟ پس دوری و نزدیکی برای نفس چه معنایی می تواند داشته باشد؟ در رابطه با کار مرتاض هم، بدن مرتاض از قطار فاصله دارد نه نفس او. خودتان فرموده اید که علت اینکه ما نفسمان را در بدنمان احساس می کنیم به دلیل توجه شدید نفس به بدن است و نه نزدیکی نفس به بدن که حالا در خواب بخواهد از آن دور شود. 4- در رابطه با خواب رفتن از طرفی گفته می شود که در خواب چون حجاب بدن کنار میرود ادراک انسان شدید تر می شود و چیزهایی را در زمان آینده یا مکان دور ادراک می کند. ولی از طرف دیگر گفته می شود که وقتی انسان از خواب بیدار می شود متوجه می شود از اتفاقاتی که در اطراف او افتاده بیخبر بوده است. اگر در خواب ادراک شدیدتر است چرا از چیزهایی که در بیداری آنها را ادراک میکرده است غافل می شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ادراک مغز یا کلیه به این معنا است که می‌فهمیم مغز و کلیه داریم 2- بر اساس تصوری که از پدیده‌ها ساخته، خواب آن‌ها را می‌بیند 3- توجه به پدیده‌های دور و نزدیک به وسیله‌ی نفس غیر از حضور نفس است. آنچه لامکان و لازمان است نفس است ولی توجه نفس شما چیز دیگری است 4- ادراک نفس از آن جهت که نفس است غیر از ادراک نفس است از آن جهت است که به کمک ابزاری مثل بدن عمل می‌کند. موفق باشید
5345
متن پرسش
باسلام: چند سؤال راجع به مباحث معاد داشتم البته این بحث را گوش می دهم: 1. آیه‌ی یوم تبدل الارض غیرالارض راجع به برزخ است یا قیامت؟ 2. بنده متوجه نشدم در صحبت های شما که بالاخره آن‌که امروز می‌میرد با آن‌که 500 سال است مرده است قیامت آن 500 ساله زودتر است از این فرد تازه فوت شده است، یا نه به قیامت نسبی می‌رسد؟ برای مثال امام الآن برزخشان اگر تمام شده باشد به چه صورت است با کسی که تازه می میرد؟ 3 . منظور از اینکه در برزخ صبح و شام هست را از لحاظ فلسفی و عرفی معنا بفرمایید این را هم گوش دادم قانع نشدم از آن پاسخ؟ 4. فرمودید ارواح مومنینی که در یک سطح‌اند همدیگر را می‌بینند و مومنین درجه بالا درجه پایین را می بینند ولی درجه پایین بالا را نمی‌بینند، خب اگر درجه‌ی پایین بالا را نبیند چگونه طلب مقام بالاتر را می‌کند؟ 5. آیا انهایی که فطرتاً نامحدود را می خواهند ولی در مصداق اشتباه کرده‌اند آن دنیا سیر نامحدود می‌کنند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فرق نمی‌کند ولی نظر به قیامت دارد 2- در هر حال همه در برزخ می‌مانند تا با نفخه‌ی اول اهل زمین و اهل برزخ همه از آن موقعیت بمیرند و با نفخه‌ی دوم همه به حیات قیامتی زنده شوند و تنها انسان‌های کامل از این امر استثناء هستند چون آن‌ها فوق دنیا و برزخ‌اند 3- عرض شد چون در برزخ هنوز اهل برزخ متوجه صبح و شام دنیا هستند، صبح و شام را می‌فهمند 4- طلب مقام بالاتر و تصور مقام بالاتر غیر از قرارگرفتن در آن مقام است. منظور آن است که نمی‌توانند به ملاقات صاحبان مقام بالاتر بروند مگر در مواردی که مأدون هستند 5- خیر، چون از محدود نمی‌توان نامحدود را به‌دست آورد. این افراد در زندگی به بن‌بست می‌رسند. موفق باشید
3279
متن پرسش
با سلام محضر استاد گرامی. من سوال 3191 مربوط به نوع حکومت امام علی را خواندم و نیز پاسخ حضرتعالی به این سوال را. استاد تا جایی که من برداشت کردم و به گمانم همین هم درست باشد سوال کننده منظورش این نبوده که حکومت امام علی علیه السلام حق است و یا ناحق. به نظر می رسد با پیش فرض حق بودن حکومت امام علی، نوع عملکرد حضرت را خصوصا پس از به حکومت رسیدن با نوع عملکرد جمهوری اسلامی مقایسه کرده است. در واقع پاسخی هم که شما دادید ثابت کرد بله امام علی صرفا از ابزار کلام و نصیحت برای احقاق حقش استفاده می کرد، برعکس جمهوری اسلامی که سریعا حکم محارب با خدا و منافق و تلاش برای براندازی نظام و ... مردم را حبس و زندانی و محروم از حقوق شهروندی می کند. استاد خواهشمندم مجدد سوال این بنده خدا را بخوانید و این بار با رویکرد مقایسه عملکرد امام علی در زمان حاکمیت و جمهوری اسلامی پاسخ دهید. سربلند و بصیر باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر از تذکری که دادید. نظر جنابعالی نسبت به سؤال مذکور اعمال شد. موفق باشید
2090
متن پرسش
با عرض سلام محضر شما عزیز استاد میخواستم بدونم شما دقیقا پس از چه مدت زمانی بعد از ارسال سوال کاربرانجواب را عنایت میفرمایید؟ وبعد از چه مدت زمانی جواب روی سایت گذاشته میشود؟ الآن هفته هاست من منتظر دریافت جوابم هستم! با تشکر از زحمات گرانقدر شما.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: پس از آن‌که سوالات از سایت کپی می‌شوند و پرینت آن‌ها در اختیار بنده قرار می‌گیرد ، بعد از دو الی سه روز جواب می‌دهم و جواب آن تایپ می‌شود و تصحیح می‌گردد و به سایت منتقل می‌شود، حدود یک هفته طول می‌کشد. البته اگر سوال طوری باشد که صلاح نیست در معرض عموم قرارگیرد و آدرس ایمیل هم نداشته باشید، سوال حذف می‌شود. موفق باشید.
1490

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد فرزانه اینجانب طلبه پایه پنجم هستم و بسیار دوست دارم که فراغت بیشتری برایم حاصل شود تا بهتر و بیشتر به تحصیل علم و خود سازی بپردازم و از آنجاییکه اقوام و خویشاوندانم در اصفهان هستند و به خاطر برخی جلسات که قبل از طلبگی می رفته ام و هم اکنون نیز مجبورم بروم فراغت زیادی ندارم هر چند که سعی کرده ام زیاد سرم شلوغ نباشد ،به همین خاطر بسیار دوست دارم بعد از اتمام پایه ششم به قم یا مشهد هجرت کنم حال چند سئوال دارم 1) زمان مناسب برای هجرت کی است همچنین شرایط آن چیست؟2)رضایت همسر برای هجرت چقدر ملاک است و اگر همسر من به خاطر دوری از خانواده مخالفت کند چقدر باید به نظر ایشان اهمیت بدهم؟3) لطفا منابعی هم برایم معرفی کنید در زمینه هجرت.از خداوند متعال توفیق روز افزون شما استاد عزیز را خواستارم .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: 1- قسمت اول سؤال را از کسانی که تجربه‌ی بیشتری دارند بپرسید. 2- بالاخره سعی کنید همسرتان را قانع کنید که در قم به برکات مخصوصی می‌رسند و با اشخاص ارزشمندی آشنا می‌شوند. 3- چیزی در نظرم نیست. موفق باشید
1215

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام ایاوقتی خداانسان راامتحان میکندبافقریا ثروت ایاوقتی فقیراست یامریض خداخداکنداشکالیدارد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: خیر اشکالی ندارد، زیرا رضا به قضا غیر از راضی به مقضی است. شما در عین آن‌که این بیماری یا فقر را نمی‌خواهید، راضی هستید به آنچه خدا خواسته، حال خدا خواسته‌ شما تلاش کنید برای رفع فقر و بیماری، ولی آنچه پیش آمد پذیرفتنی باشد. موفق باشید
716

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی حافظ می فرماید : بصوت چنگ بگوئیم آن حکایتها که از نهفتن آن دیگ سینه می زد جوش جناب استاد ظاهرا از این بیت می توان استفاده کرد که همانطور که عرفایی مانند حافظ علیه رحمه یافته های معنوی خود را از طریق شعر بیان نموده اند عارفی می تواند از طریق موسیقی و آلات ان یافته های خود را بیان کند و به تعبیر دیگر ما می توانیم موسیقی الهی داشته باشیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام عنایت داشته باشید که عرفا از هر حرکتی و صدایی به سوی حقیقتی که قلبشان می‌شناسد منتقل می‌شوند. حتماً جریان شیخ صلاحالدین زرکوب را در بازار شنیده‌اید که در حال کوبیدن زر بر روی مسّ بود که مولوی از صدای منظم چکش او منتقل شد به معانی عالیه‌ی معنوی و از هوش رفت. سیره‌ی عارفان بیشتر نظر به شعر و آیات قرآن است که ظرفیت ارتباط با معانی عالیه را به بهترین نحو دارند. موفق باشید
23111
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد: سوالات و شبهاتم راجع به عدل الهی، تمامی ندارد به طوری که روز به روز محبتم نسبت به خدا کمتر می شود. اگر امکان دارد مرا به جایی ارجاع ندهید و اگر جوابی دارید خودتان مستقیما جواب بدهید؛ البته این درخواست به دلیل تنبلی ام در رجوع نیست بلکه به خاطر این است که آن ارجاعات شما جوابگوی حقیر نیست. صوت های «عدل الهی» و «قضا و قدر» و صوت های «پوچی و اضطراب برای چه؟» و «برای چه خدا ما را خلق کرد؟» را کامل گوش کرده‌ام؛ همچنین جزوه و مباخث جبر و اختیار را هم مطالعه کرده ام ولی قانع نشدم. در تمام کتابها و مقالاتی که راجع به عدل الهی نوشته شده و در تمام صوت هایی که از شما گوش کرده ام، بحث فلسفه‌ی خلقت و ضرورت خلقت مطرح شده؛ در صورتی که شبهاتی که ما جوان را حیران و آشفته کرده، چیزهای دیگری است و آن بحثِ «چگونگی خلقت» است: ۱. شما می فرمایید که خداوند، حکیم است و حکمت، همان رعایت کردن رجحان هاست و حکیمی که می تواند بیافریند و می تواند نیافریند، می آفریند چون آفرینش رجحان دارد و ارزش در وجود است و خلقت، نه در نیستی و عدم. و اینکه نیافریدن برای خدایی که فیاض است، بخل است و خداوند هم بخیل نیست‌. تا این جا درست، ولی: چرا باید بار مسئولیت و سختی ها و رنج های انسانیت را بر دوش من بگذارد؛ او می توانست مرا یک فرشته خلق کند یا یک کبوتر، در این صورت دیگر این بار کمر شکن و این سختی ها بر دوشم نبود و چیزی هم از فیاض بودن و خالق بودن خدا کم نمی شد. خواهشاً بحث کمال را مطرح نکنید که گول زدن ما جوانان بی چاره است! کمالی که باید قبلش هزاران بلا و سختی و مکافات بکشی، دیگر کمال نیست بلکه عین عذاب است! اختیاری که ما را سرگردان و حیران کند و در آخر به عذاب قبر و جهنم بکشاند از صد تا جبر هم بدتر است. ما را جبر هم که شده سر به راه کن خیری ندیده ایم از این اختیار ها اگر خیلی ارحم الراحمین است و خلاصه خیلی ادعایش می شود، پس چرا ما را مستقیم به بهشت نبرد؟ آیا چیزی از خدا بودنش کم می شد؟ چیزی از خالق بودنش کم می شد؟ چیزی از فیاض بودنش کم می شد؟ چیزی از حکیم بودنش کم می شد؟ چرا ما را در این دنیا خلق کرد تا اینهمه سختی و رنج بکشیم؟ من بهشتی را که با سختی ها و رنج ها و بدبختی ها باید به دست آورم، نمی خواهم! همان جهنم برایم بهتر است تا اینکه دلخوش کنم که خدا کریم است در این ‌دنیا سختی و ذلت بکش و آن دنیا برو بهشت و از این حرفها. من این بهشت و این انسانیت خفت بار را نمی خواهم. احساس می کنم که مثل خداوند با خلقت انسان، مثل همان انسانی است که پرنده ای را در قفس می کند و جلویش هم گاهی آب و دانی می ریزد تا از دیدن آن لذت ببرد. ۲. خدایی که می داند این بنده ای که دارد خلقش می کند، عاقبتش جهنم است پس چرا او را خلق می کند اگر ادعا می کند که خیلی رحمن و رحیم است؟ خدا این همه دردسر به بشر داده تا خودش را ثابت کند و الا چرا باید بشری را خلق کند که خودش می داند ظلم ها به یکدیگر می کنند و اینهمه کشت و کشتار و این همه بدبختی و فقر و این همه خون و خون ریزی. ۳. چرا خداوند، عذابش برای ظالمان فقط مختص پیشینیان است؟ فرعون، قوم عاد و ثمود و لوط و... این همه ظلم های بزرگی که دارد صورت می گیرد از کودک کشی در یمن گرفته تا آتش زدن مسلمانان میانمار، آیا برای خدا کافی نیست تا عذابش را بر ظالمان نازل کند؟ می دانم جوابتان چیست! لابد می خواهید مثل همیشه پای انقلاب اسلامی را وسط بکشید و بگویید که عذاب خدا برای ظالمان، همین انقلاب اسلامی است! یا شاید می خواهید بگویید که آن ظالمان و مستکبرین عالم، بیایند و سیر مطالعاتی شما را بخواند و یا تفسیر المیزان بخوانند و معرفت النفس را شروع کنند! ظاهراً در آخرالزمان همه چیز وارونه گشته حتی سنت های الهی که از آن دم می زنید! چرا خدا به جای اینکه عذابش را بر عربستان کودک کش و یا بر نجومی بگیران و دزدان دولتی نازل کند، عذابش را بر مردم کرمانشاه و کپر نشینان سیستان نازل کرده است؟! ۴. در روایت هست که: «اگر شما گناه نمی کردید خداوند قومی را می آفرید تا گناه کنند و او ببخشاید» اگر گناه کردن ما موجب ظاهر شدن اسم غفار و اسم ستار خداست پس دیگر چرا ما گناه نکنیم؟ ۵. اختیار در جایی حکمت است که راه حق از باطل روشن باشد ولی شواهد نشان می دهد که تاریک ترین راه، راه دینداری است که انسان را به حیرت وا می دارد سپس به ناکجاآباد می کشاند. راه حقی که تاریک باشد و پر از شبهه ها، چه به درد من می خورد. لابد باید سیر مطالعاتی سایت را شروع کنیم! روزگار آشفته‌ی جهان نشان می‌دهد دهد که خداوند، جهان را به حال خودش رها کرده است! این همه فقیر و گرسنه در جهان است آن وقت شما کتاب جایگاه رزق انسان در هستی می نویسی! ۶. مگر خدا با انسان دشمنی دارد که می گوید: و لو شئنا لاتینا کل نفس هداها ولکن حق القول منی لاملان جهنم من الجنة و الناس اجمعین! ۷. انسانی که قوه‌ی شهوت و غضب در او هست، چرا خداوند باید قوانین هستی را طوری بچیند که با کوچکترین غفلت، یک عمر پشیمانی به بار آید مثل تصادفات رانندگی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شما که تا این‌جاها فکر کرده‌اید خوب است که نسبت به «امکان» که هر موجودی در ذات خود دارد فکر کنید و تحقق آن امکان که به خود انسان مربوط است. خداوند کسی را فرشته یا کبوتر نکرده است، بلکه ذات هرکس امکانِ انسان‌شدن یا فرشته‌شدن یا کبوترشدن است. خداوند به آن امکان، وجود می‌دهد. پس اگر ما را آن‌طور که شما می‌گویید از همان ابتدا به بهشت ببرد، در واقع جواب امکانِ ما را نداده است و ما را به بهشت نبرده. تنها با به فعلیت‌رسیدنِ امکانِ ما، ما به نتیجه‌ای که مربوط به خود ما است می‌رسیم.

۲. خداوند طلبِ ذاتی مخلوق را به او می‌دهد و بهشتی‌شدن و جهنمی‌شدن به عهده‌ی خود اوست که چگونه آن امکان و بالقوه‌گی را جهت دهد.

۳. به این نکته فکر کنید که همه‌ی مظلومان عالم اگر بدانند با این ظلم‌ها که می‌کشند، عملاً عامل دفع ظالم می‌گردند؛ آیا خود را سربازی نمی‌یابند که در جنگ به ظالم قرار گرفته باشند؟ آیا کودکانی که توسط فرعون کشته شدند عملاً سربازانی نبودند تا فرعونیت فرعون را نمایان کنند و انگیزه‌ی مبارزه‌ی بنی‌اسرائیل با او را به میان آورند؟ علی اصغر «علیه‌السلام» به همان اندازه برای نهضت کربلا نقش آفرین نبود؟ آیا آن جناب ضرر کردند که در کودکی مظلومانه شهید شدند؟ البته این موضوع، بحثِ مفصلی را می‌طلبد که جناب ابن‌عربی در فصّ «موسوی» فصوص الحکم به میان آورده است. ولی همین اندازه هم خوب است که در مورد این نکته فکر کنید.

۴. شاید با طرح روایت مذکور، خواسته‌اند متذکر این امر باشند که ما با گناه‌کردن مأیوس نشویم و با توبه به اسمِ غفّار حضرت ربّ العالمین رجوع داشته باشیم، وگرنه همه‌ی دین برای دوری از گناه است.

5- با آن‌همه آشفتگی که در این عالم هست، آیا اگر مسیر دینداری طی شود، در این عالم مأواهای متنوعی نیست که ما در آن قرار گیریم؟ امروز صبح بر سر مزار شهید مدافع حرم جناب جواد محمدی در گلزار شهدای دینان به همین فکر می‌کردم که چه اندازه مأواهای متنوعی خداوند در مقابل ما گشوده است. شهید محمدی‌ها در حیات خود همه‌ی تلاششان این بود تا متذکر حقیقتی شوند که در عالم گشوده شده است و به همین مسرور بودند که انسان‌ها را با آن حقیقت آشنا کنند. و عجیب است که با زائرِ مزارِ خود همان کار را می‌کنند که در حیات خود انجام می‌دادند. آیا این شهداء از این‌که چنین مأوایی برای انسان‌ها هستند، مسرور نمی‌باشند؟ و مثل همان زمان که در دنیا با هدایت انسان‌ها دلشاد بودند، با این نوع مأواشدن دلشاد نیستند؟

6- حضرت حق می‌فرماید این‌طور نیست که چیزی بر من حاکم باشد ولکن حقیقی‌ترین سنت آن است که با نظر به ابعاد منفیِ انسان‌ها، جهنم را با چنین انسان‌هایی سرریز کنم زیرا خواست خدا، خواستِ حکیمانه است و در راستای همان حکمت تصمیم می‌گیرد و عمل می‌کند.

7- به نظر بنده این‌طور نیست که خداوند با کوچک‌ترین غفلت همه‌چیز را تمام نماید. در تصادفات هم به این فکر کنید که تقدیر طرف او را به این‌جا کشانده است و زندگی او به انتها رسیده است. موفق باشید 

22808

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: نظر شما در خصوص اینکه مطالعات دینی من فقط شامل حفظ قرآن هفته ای یک صفحه و مطالعه تفسیر المیزان بر اساس الگویی که شما در جزوه مربوطه فرموده اید، باشد، چیست؟ آیا فعلا اینکار کافیست یا توصیه دیگری دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار بسیار خوبی است ولی از مباحث معرفت نفس غافل نشوید. موفق باشید

20567
متن پرسش

سلام بر استاد بزرگوار: جناب استاد بهترین طلب در اربعین چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احساس حضوری که خداوند برای ما در این تاریخ تقدیر کرده است، نیاز اصلی و مهمِّ ما است. ما همان‌طور که در سُنن الهي قرار داريم، اگر از حضور خود در آن سنن آگاه شويم راهِ آينده نسبت به آن سنن در مقابل ما گشوده مي‌شود. به همين معنا ما در تاريخي هستيم که اربعين به صورتي خاص ظهور کرده که اگر از حضور خود در اين رخداد آگاه شويم، راهِ آينده‌ي تاريخ ما در مقابل ما گشوده خواهد شد و ديگر در توهّمات بشرِ غرب‌زده قدم نخواهيم زد.

رخداد تاریخی، یک نوع آشکارشدن است برای جان انسان، مثل فهمیدن‌های معمولی نیست، انسان در آن واقع می‌شود و اگر نسبت به آن خودآگاهی پیدا کند می‌تواند از آن تغذیه کند و با آن هماهنگ گردد، در آن صورت به داخل آن رخداد کشیده می‌شود و در آن حالت امری معنادار، اعتبار خود را بر آن فرد یا ملت‌ حاکم می‌گرداند و به آن ملت خطاب می‌کند و آن ملت آن معنا را از خود می‌کند و حاضر می‌شود با آن زندگی کند و به آن آری بگوید و آن را از خود کند.

ما در اربعینی که این سال‌ها ظهور کرده است، در داخل رخدادِ حقیقت این دوران قرار می‌گیریم قبل از آن‌که فکر کنیم چگونه باید به آن باور داشته باشیم. پیش‌فهمی است در امری معنادار و معنوی که در «سنت» رخ می‌نمایاند و در افق درونی انسان‌ها عالَمی را به آن‌ها عطا می‌کند و انسان‌ها در آن عالَم از خود، فهمی خاص پیدا می‌کنند. وظیفه‌ی ما جهت تفسیر این رخداد، توجه به پشتِ صحنه‌ی آن است تا بیرون از فرهنگ مدرنیته، فهم تازه‌ای از خود پیدا کنیم و وارد تاریخی اثرگذار شویم.

در پشت صحنه‌ی رخداد اربعین، آدمی به ندای بی‌صدای هستی گوش می‌دهد و با زبان، آن را آشکار می‌کند. زیرا حقیقت، صامت نیست و در هر دوران سخنی دارد و باید با گوش‌سپردن به آن، با زبانی مناسب، آن حقیقت را آشکار کرد. در این صورت است که انسان در عین داشتن سخنی اصیل، به معنای خود دست می‌یابد که آن معنا، ارتباط با حقیقت وجود است و پاسخ‌دادن به دعوت و ندای بی‌صدای حقیقت، وگرنه انسان‌ها همچنان در بی‌معنایی به‌سر می‌برند. در یک کلمه، ندایِ بی‌صدایی هست که در پیاده‌رویِ اربعین باید به آن گوش داد تا در برگشتن، زبانی مناسبِ تبیین آن صدا به میان آوریم. موفق باشید

20163
متن پرسش
سلام علیکم: یک بنده خدایی چند کتاب از آثار شما خوانده بود و گفت که آقای طاهرزاده بعضا مطالب سخت عرفانی ای را بیان می کنند که برای فهم آنها نیاز است که یک مقداری فلسفه و عرفان نظری بلد باشیم، من هم در جواب گفتم که اگر طبق سیر ایشان پله پله جلو برویم مشکلی پیش نخواهد آمد و می توانیم مطالب را بفهمیم. حال خواستم نظر خودتان را بفرمایید. آیا واقعا ما باید اول برویم فلسفه و عرفان بخوانیم؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً رفقا باید با «ده نکته معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن شروع کنند. موفق باشید

19785
متن پرسش
سلام: استاد معيار تشخيص موسيقي حلال از حرام چیست؟ آیا موسیقی می تواند مایه ی نزدیکی و تقرب روح من به عالم ملکوت شود؟ اگر بله ملاکش چیست؟ من وقتی بعضی از موسیقی ها را گوش می دهم حالت معنوی بهتری می گیرم ولی نمی دانم آیا این حالت در اثر قوه ی وهم است یا عقل؟ آیا مانند استعمال مواد مخدر است که عقل را می گیرد و انسال را به خیال می کشاند؟ این هم نظر یکی از دوستان از قول رهبری است اما نمی دانم چقدر صحیح باشد. ما سال‌هاست آدرس حلال و حرام موسیقی را اشتباهی رفته‌ایم. مهم نیست ریتم آهنگی تند باشد یا کند. مهم نیست با گیتار الکترونیک زده باشند یا سه‌تار. مهم نیست ایرانی باشد یا خارجی. مهم نیست سنتی باشد، پاپ، جاز، راک یا هر چیز دیگری باشد. مهم نیست طرب‌انگیز باشد یا نه. مهم نیست نوازنده‌اش زن است یا مرد، مهم این است که این موسیقی با آدم‌ها چه می‌کند. موسیقی مثل هر چیز دیگری، وقتی حرام است که مسیر زندگی انسان را از دین دور کند. همین! این را من نگفته‌ام، نظر رهبر انقلاب درباره حلال و حرام بودن موسیقی این‌طور است. بعضی وقت‌ها یک آهنگ (هر آهنگی که باشد) با شعری همراه می‌شود که انسان را از دین دور می‌کند. مثل خواننده‌ای که شعرش در توصیف لذت شراب‌خواری است، خواننده‌ای که بدن معشوقه‌اش را توصیف می‌کند، شعری که مرگ و معاد را به سُخره گرفته، شعری که پر از پوچ‌انگاری است، یا ترانه‌ای که به شکلی خدا را منکر شده. در همه این موارد البته حرام بودن به خاطر شعر است و اگر آهنگ بی‌کلامش را کسی گوش کند اشکالی ندارد. شاید کم است اما بعضی وقت‌ها آهنگ جوری است که خود به خود تشویق به کار حرامی می‌کند. مثل آهنگی که ناخودآگاه مخاطبش را به رقص دربیاورد یا آهنگی که بی‌اختیار کسی را ترغیب به آسیب‌زدن به بدن خودش بکند. بعضی وقت‌ها هم آن چیزی که سد راه دین‌داری می‌شود آهنگ و ترانه نیست، پای حاشیه‌های دیگری در میان است. آهنگی که خواننده‌اش بد پوشش است یا برهنگی را ترویج می‌کند، خواننده‌ای که نماینده یک جریان فکری ضد دین است یا حتی خواننده‌‌ای که ناهنجاری‌هایی مثل اعتیاد به روان‌گردها دارد یا به فسادی مشهور است هم، آهنگی است که آدم را از مسیر زندگی با دین دور می‌کند. حالا آهنگ‌هایی را که می‌شناسید، گروه‌ها و خواننده‌ها و ترانه‌ها را بریزید توی این غربال و ببینید کدام‌ حرام است و کدام حلال. گرچه من برای تک‌تک مثال‌هایی که در بالا گفتم، آهنگ‌هایی می‌شناسم و هیچ‌کدام را به صورت اتفاقی مثال نزدم اما باز هم با این ملاک‌ها بیشتر موسیقی‌هایی که مردم روی موبایل‌ها و داخل ضبط ماشین‌ها دارند، حلال است. برای تشخیص هم راه ساده است، هر کس، خودش جامعه را نگاه می‌کند و عرف مردم را می‌سنجد و بعد باید تشخیص بدهد که فلان موسیقی برای عرف و عموم مردم مانع مسیر دین‌داری هست یا نه. هر جایی هم دو دل بودیم، شک داشتیم و نفهمیدیم فلان آهنگ حلال است یا حرام، گوش دادنش اشکال ندارد. پ.ن: اگر شک داشتید، رساله رهبر را ببینید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد صاحب‌نظر نیستم. رهبر معظم انقلاب به عنوان یک فقیه صاحب‌نظر در این امر می‌فرمایند حرمت موسیقی به محتوایِ آن است و وقتی حرام است که موجب فتنه و فحشاء گردد و زمانی هم که شک داریم آن مورد حرام است یا نه، حملِ به حلیّت باید کرد. موفق باشید

19716
متن پرسش
«سلام علیکم، ببخشید استاد یکی از اعضای این کلاس های شما هستم و شوهرم هم میاید کلاس ولی از دو ماه قبل از ماه رمضان و الان بعد ماه رمضان تا صبح میشینه پای نماز خوندن و روز ها روزه میگیره. به من میگه شما کاری به کاره من نداشته باش مگه میشه ایجوری زندگی کرد؟ شغلش کابینت سازی است. فقط میگه باید نماز بخونی و قرآن و شب زنده داری کنی؟ وقتی که باهاش صحبت می کنی میگه امامان ما هم همین طور بودن. من را خسته کرده لطفا راهنمای کنید. جلسه تفسر قرآن یعنی میاد کلاسهای شما رو که خوب بشه یا که اگه روزه نگیره نهار نمیخوره و میگه شما بخور و کاری به من نداشته باش این را میگن زندگی؟ خسته شدم! خسته شدم! لطفا تو این جلسات یه گوش زدی بهش بکن، با تشکر فراران»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود. به همسر محترم‌تان بفرمایید ره چنان رو که رهروان رفتند، مثل امثال امام رعایت خانواده را بکنند و به جای روزه‌های ان‌چنانی با کنترل غذا و با نشاط همراه با خوردن غذای مناسب چون شمعی به خانه و خانواده روشنی ببخشند. موفق باشید

19627
متن پرسش
سلام علیکم حضرت استاد: ضمن قبولی طاعات و عبادات سوالی از محضرتان داشتم. با توجه به مطلبی که در کتاب فرزندم اینچنین باید بود در رابطه با برابر بودن حقیقت و مقام زن و مرد بیان کردید خواستم بدانم آیا نظرتان هم در رابطه با تساوی جنسیتی که اخیرا به بحث داغ تبدیل شده (که توسط زنان کابینه دولت آقای روحانی و خود ایشان هم مورد حمایت قرار گرفته) مثبت می باشد؟ استاد عزیز در این ایام ما را از دعای خیرتان فراموش نفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معلوم نیست منظور آنان از تساوی جنسیتی چیست؟ در حالی‌که بوی فمینیستی از آن به مشام می‌رسد. ولی آن‌چه در آن کتاب مطرح شده مبتنی بر آیات قرآن است که می‌فرماید: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ» (97)/نحل) یعنی اگر چه زن و چه مرد در عین این‌که ایمان به خدا دارد عمل صالحی را انجام دهد، او را ما یعنی خدا به حیات طیّب حیات می‌بخشد و در إزای بهترین اعمالش او را پاداش می‌دهد و این نشان می‌دهد که شرط کمال، زن‌بودن و یا مردبودن نیست، بلکه انسان‌بودن است که آیت اللّه جوادی در کتاب «زن؛ آینه‌ی جمال و جلال» بحث آن را گشوده‌اند. موفق باشید

19501
متن پرسش
استاد عزیز سلام: استاد من از عبادت لذت نمی برم مثلا الان حدود 10 ساله نماز اول وقت میخونم. نافله ها رو میخونم (وایل با اداب کامل ولی الان چند ساله نشسته یا در حال راه رفتن). اوایل روزی یه جز قران می خوندم و الان نیم جز میخونم. حدود دو سال زیارت عاشورا با صد لعن و سلام میخوندم. احساس می کنم این مستحبات مناجات با خدا رو در من خیلی کم کرد و من فقط بر اساس عادت همین جوری انجامشون میدم (بی توجه). هر جا سر کار میرم نمیتونم دوام بیارم اصلا نمیتونم این محیط ها و آدما رو تو محیط کار تحمل کنم. تصمیم گرفتم دیگه این مستحبات رو انجام ندم شاید این مستحبات یه غرور پنهانی در من به وجود آورده که من از این عبادات لذت نمی برم و آدما رو نمیتونم تحمل کنم. فکرم مشغول اینه که یه کاری پیدا کنم تا خرج زن و بچه ام رو در بیارم تا دیگران و خانوادم نگن پدرش کار میکنه و من مفت می خورم. نظر شما چیه در مورد اینکه دیگه این مستحبات رو نمیخوام انجام بدم.
متن پاسخ

بباسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال، افراط و تفریط در هر کاری خوب نیست. سعی کنید مثل سایر متدینین عمل نمایید و در عین حال، فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی داشته باشید. مؤمن باید اهل الفت با دیگران باشد. عرایضی در شرح «دعای مکارم» شده است خوب است به آن رجوع فرمایید. – در قسمت صوتِ سایت، و یا در قسمت جلسات هفتگی جلسه‌ی روز دوشنبه آن‌ها را می‌توانید بیابید-. در این تاریخ، ارادت به رهبری به‌عنوان عقلِ ولیّ الهی در این تاریخ، نورِ لازم را به عبادات و حرکات شما می‌دهد. متوجه باشید که آن‌چه دیندار را به نتیجه می‌رساند تنها انجام تکلیف نیست، بلکه زندگی در هوایِ حقیقت است و دغدغه‌ی زندگیِ بقیه‌ را داشتن. موفق باشید

19299

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: یکی از دوستان فرهنگی ام مدت زمانی است که بازنشسته شده است وی در مدت اشتغال بکار حسابی سرگرم امورات مختلف فرهنگی و رتق و فتق کردن امور زندگی خویش بوده است، هم اکنون دچار حالات شدید افسردگی شده و بیان می نماید که از زندگی ناامید شده ام، عمر خود را بر باد رفته می بینم و خلا بزرگی در وجود خود احساس می کنم، خوابهای وحشتناک می بینم و خلاصه آرام و قرار ندارم، دوست دارم فقط بخوابم ولی آشفتگی خاطر مانع از آن هم می شود، خلاصه بصورت عجیب درمانده شده، نه حال عبادت دارم و نه حوصله انجام کاری، استاد عزیز دوست دارم ایشان را با کتابهای شما آشنا کنم راه حل پیشنهادی حضرتعالی در این خصوص چیست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم چند جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» که بحث «پوچی چرا» است را به میان می‌آورد و کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در این موارد کمک بکند. کتاب‌ها بر روی سایت هست. موفق باشید

18065
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز آیا اینکه ما با فرستادن فاتحه ای به روح حافظ و به نیت واسطه بودن ایشان و فقط بخاطر اینکه نزدیک تر از ما به انسان کامل و خداوند هستند کتاب فال را باز کرده و با نیتی مثلا از ایشان بخواهیم که در مورد موضوعی ما را راهنمایی کنند، فقط بخاطر روح بزرگ و فقط با نگاه واسطه بودن ایشان و نه نگاه استقلالی و شرکی. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخنان حافظ از عالم ملکوت است و لذا هرکس به آن رجوع کند، مطابق روح او با آن شخص سخن می‌گوید و اشارات لازم را به او می‌کند. موفق باشید

15539
متن پرسش
استاد در این نوشتاری که خدمتتان دادم قسمتی از بحث های آقای ابوالقاسم فنایی در باب اخلاق، استاد می خواستم ببینم این صحبت های ایشان به چه معناست؟ ایشان در این صحبت ها گویی دم از جدایی اخلاق و دین دارند و بر تقدم اخلاق بر دین اصرار دارد. در اخلاق دینداری، کتاب بعدی شما قرار است از چه موضوعاتی بحث کنید؟ ـ در آن‌جا بحث در مورد ربط و نسبت رفتار دینی و رفتار اخلاقی است، و هر دو این‌ها عرض عریضی دارند. انسانی که هم تعهد دینی دارد و هم تعهد اخلاقی وقتی تصمیم می‌گیرد کاری را انجام دهد یا انجام ندهد،‌ این دو سؤال را باید از خود بپرسد و در صدد یافتن پاسخی برای آن‌ها برآید: یکی این‌که «این رفتاری که می‌خواهم انجام دهم از نظر دینی چه حکمی دارد؟»، و دیگری این‌که «این رفتار از نظر اخلاقی چه حکمی دارد؟». شما می‌بینید که بسیاری از متدیان و متشرعان وقتی با موضوع تازه‌ای روبرو می‌شوند تنها پرسشی که در ذهنشان جوانه می‌زند این است که «این موضوع از نظر شرعی چه حکمی دارد؟». کمتر کسی را پیدا می‌کنید که این پرسش هم به ذهنش خطور کند که «این موضوع از نظر اخلاقی چه حکمی دارد؟». به گمانم این ناشی از تربیت دینی خاصی است که یکی از مفروضات آن این است که دین جایگزین اخلاق است، یا هرچه در اخلاق هست در دین هم هست، و لذا اگر کسی حکم شرعی موضوعات مورد ابتلای خود را بداند و به وظایف شرعی خود عمل کند، به وظایف اخلاقی خود هم عمل کرده است. اخلاق دینداری، چنان‌که از نام آن پیداست، می‌کوشد نشان دهد که اولاً دینداری و دین ورزی، فعلی ارادی و اختیاری است که از آدمیان سر می‌زند و لذا مانند سایر افعال ارادی و اختیاری در معرض ارزیابی و ارزش‌داوری اخلاقی است و از منظر اخلاقی به خوب و بد، درست و نادرست، موجه و ناموجه و روا یا ناورا قابل تقسیم است. و ثانیاً، سه نظریه‌ی وابستگی اخلاق به دین، استقلال اخلاق از دین و تقدم اخلاق بر دین در مقام رفتارهای فردی و جمعی چه اقتضایی دارند، بدین معنا که «در صورت تعارض رفتار دینی با رفتار اخلاقی چه باید کرد؟». این پرسش محوری کتاب اخلاق دینداری است. در این کتاب من می‌کوشم لوازم و پیامدهای منطقی نظریه‌ی تقدم اخلاق بر دین را در قلمرو رفتار فردی و جمعی شرح و بسط دهم. به عنوان مثال، یکی از نتایجی که از این بحث گرفته می‌‌‌شود این است که حکومت دینی نمی‌تواند جایگزین و بدیل حکومت اخلاقی باشد، و آدمیان را از حکومت اخلاقی بی‌نیاز کند. اگر نظریه‌ی تقدم اخلاق بر دین را بپذیریم، ناگزیریم تقدم حکومت اخلاقی بر حکومت دینی را هم بپذیریم. به باور من حکومت اخلاقی چارچوب حکومت دینی است، و مشروعیت اخلاقی مقدم بر مشروعیت دینی. بدین معنا که حکومتی که مشروعیت اخلاقی ندارد، به طریق اولی نمی‌تواند مشروعیت دینی داشته باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌رسد نکته‌ی قابل توجهی را مطرح می‌کنند، به‌خصوص که ایشان مبنای اخلاق را، عقایدِ نفس‌الأمری می‌دانند و مثل کانت، حوزه‌ی اخلاق را از حوزه‌ی عقاید جدا نمی‌کنند بلکه متوجه‌اند ما استعدادِ فهم اخلاق یا حُسن و قبح افعال را به صورت ذاتی داریم. موفق باشید

13737

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: 1. حاج عظیم ابراهیم پور کارشناس سیاسی، برای استفاده سیاسی چگونه است؟ 2. برای تقویت سیاست اسلامی ناب در منظر امام (ره) و آقا حفظه الله چه کتابهایی بخوانیم؟ صحیفه نور را روزی چند صفحه بخوانم خوب است؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هرچه هست، جز خوبی و صفا چیزی دیگر ما در ایشان ندیدیم  2- صحبت‌های مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» و تاریخ اسلام و مطالعه‌ی تاریخ معاصر در این مورد کمک می‌کند. جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» که بر روی سایت هست، نسبت به مطالعه‌ی تاریخ معاصر، شروع خوبی است. در مورد صحیفه‌ی نور بالاخره باید سعی کنید در هر فرصتی که برایتان پیش می‌آید مطالعه فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی