بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
20567
متن پرسش

سلام بر استاد بزرگوار: جناب استاد بهترین طلب در اربعین چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احساس حضوری که خداوند برای ما در این تاریخ تقدیر کرده است، نیاز اصلی و مهمِّ ما است. ما همان‌طور که در سُنن الهي قرار داريم، اگر از حضور خود در آن سنن آگاه شويم راهِ آينده نسبت به آن سنن در مقابل ما گشوده مي‌شود. به همين معنا ما در تاريخي هستيم که اربعين به صورتي خاص ظهور کرده که اگر از حضور خود در اين رخداد آگاه شويم، راهِ آينده‌ي تاريخ ما در مقابل ما گشوده خواهد شد و ديگر در توهّمات بشرِ غرب‌زده قدم نخواهيم زد.

رخداد تاریخی، یک نوع آشکارشدن است برای جان انسان، مثل فهمیدن‌های معمولی نیست، انسان در آن واقع می‌شود و اگر نسبت به آن خودآگاهی پیدا کند می‌تواند از آن تغذیه کند و با آن هماهنگ گردد، در آن صورت به داخل آن رخداد کشیده می‌شود و در آن حالت امری معنادار، اعتبار خود را بر آن فرد یا ملت‌ حاکم می‌گرداند و به آن ملت خطاب می‌کند و آن ملت آن معنا را از خود می‌کند و حاضر می‌شود با آن زندگی کند و به آن آری بگوید و آن را از خود کند.

ما در اربعینی که این سال‌ها ظهور کرده است، در داخل رخدادِ حقیقت این دوران قرار می‌گیریم قبل از آن‌که فکر کنیم چگونه باید به آن باور داشته باشیم. پیش‌فهمی است در امری معنادار و معنوی که در «سنت» رخ می‌نمایاند و در افق درونی انسان‌ها عالَمی را به آن‌ها عطا می‌کند و انسان‌ها در آن عالَم از خود، فهمی خاص پیدا می‌کنند. وظیفه‌ی ما جهت تفسیر این رخداد، توجه به پشتِ صحنه‌ی آن است تا بیرون از فرهنگ مدرنیته، فهم تازه‌ای از خود پیدا کنیم و وارد تاریخی اثرگذار شویم.

در پشت صحنه‌ی رخداد اربعین، آدمی به ندای بی‌صدای هستی گوش می‌دهد و با زبان، آن را آشکار می‌کند. زیرا حقیقت، صامت نیست و در هر دوران سخنی دارد و باید با گوش‌سپردن به آن، با زبانی مناسب، آن حقیقت را آشکار کرد. در این صورت است که انسان در عین داشتن سخنی اصیل، به معنای خود دست می‌یابد که آن معنا، ارتباط با حقیقت وجود است و پاسخ‌دادن به دعوت و ندای بی‌صدای حقیقت، وگرنه انسان‌ها همچنان در بی‌معنایی به‌سر می‌برند. در یک کلمه، ندایِ بی‌صدایی هست که در پیاده‌رویِ اربعین باید به آن گوش داد تا در برگشتن، زبانی مناسبِ تبیین آن صدا به میان آوریم. موفق باشید

20421
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: ایام تسلیت. خواستم در مورد موضوعی که درگیرش بودم حضوری خدمتتون برسم اما راستش خجالت کشیدم و ترجیح دادم اینجا با شما مطرح کنم. حاج آقا می خواهم خیلی صریح و راحت دردم را به شما بگویم تا مثل همیشه طبیب وار مرهمی بگذارید به دلم که سوخت در این مدت ولی روی حرف زدن نداشت. نمی دانم محسن حججی با شما چه کرد؟ محسن همه ی به هم ریختگی های مرا به هم ریخت، قبل از اینکه حاج حسین یکتا این حرف را بزند خودم به روی خودم نمی آوردم اما راستش منم اولش حس کردم دارم غبطه می خورم بعدش دیدم انگار حسادته، بعدش دیدم از محسن بدم آمده، حس اون پادشاهی را دارم که در عین عریان بودنش فکر می کرد لباس زیبایی بر تن داره اما پسر بچه ای اونو به خودش آورد. محسن همه ی حال بدم را بدتر کرد، به خیال خودم داشتم سلوک می کردم ، این کتاب را بخونم از اون استاد سوال کنم؛ خلاصه محسن آمد و با همه ی سر و صدا و ادعاهایی که داشتم خاموش شدم و یه گوشه خزیدم، از خودم بدم آمده از خودم خجالت می کشم، چند سال انگار خودم را سرکار گذاشتم ؛ داشتم از تشییع محسن برمی گشتم به این فکر می کردم که از سر بگیرم اما نمیدونم چه جوری، از کجا، با چی؟ انگار این راه، راه معرفتی نیست فقط قلبه. قلب، نمیدونم اما اینو بگم که احساس هیچ بودن عمیقی کردم با ظهور محسن. سخنرانی روز تاسوعا و شب عاشورای شما هم شرکت کردم بلکه پیدا کنم گمشده ام را، اما تازه گیج تر شدم، من کجای این ظرفیت قرار دارم، چه جوری پیدا کنم راهی را که محسن رفت؟ عاجز شده قلبم، خیلی خواستم توی ده شب محرم پیدا کنم، خیلی به حضرت اباعبدلله (علیه السلام) متوسل شدم، همه ی اشک هام را با محسن همراه کردم، دیگه نمیدونم باید چکار کنم؟ محتاج دعای خیرتون هستم. یا زهرا.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض همیشگی بنده آن است که انقلاب اسلامی حقیقت دوران ما است کافی است نسبت خود را با انقلاب اسلامی و ولایت فقیه درست شکل دهیم تا مبادیِ میل ما شکل صحیحی به خود بگیرد، بقیه‌اش به دست خدا است که چه پیش می‌آید و چه پیش می‌آورد و ما به مدد او چه انتخابی خواهیم کرد. موفق باشید

17878
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله ۱) اگر مفاهیم دین در قالب نمایش، موسیقی و مدل مو و لباس غربی با هیجان بالا از جانب انقلابیون برای مردم تبیین شود، این مسئله اشکال دارد؟ ۲) به نظر حضرتعالی در عصری که رسانه های غربی توسط هیجانات مردم دنیا را جذب می کنند، انقلابیون چطور می توانند از رسانه استفاده کنند تا مردم را جذب کنند؟ ممنون
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید آموزه‌های دین را در بستری که مخصوص فرهنگ دینی است متذکر شد وگرنه فرهنگ غیر دینی غلبه می‌کند 2- باید برای مردم تبیین کرد که آن نوع هیجانات، آن‌ها را از اُنس با عالم بیکرانه‌ی معنویت محروم می‌کند. به قول مولوی: «مر سفیهان را رُباید هر هوی / زان‌که نَبْوَدشان گرانی قوا». موفق باشید

17754

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت فراوان: به نظرم با خواندن و مطلعه آثار شما مهم ترین و کلیدی ترین مباحث اسفار اربعه و قصوص الحکم و مصباح الانس را متوجه می شویم. آیا شما با این نظرم موافقید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: منظر بنده در مباحثی که عرض می‌کنم، آموزه‌های حِکمی و عرفانیِ اسلامی است و از این جهت وقتی افراد با آن متون یعنی با متون حِکمی مثل «اسفار» و یا «فصوص» ارتباط برقرار می‌کنند، احساس آشنایی می‌نمایند. موفق باشید

16839

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد محترم و همه خادمین گروه المیزان: چند سالی هست که از تفکرات قبلی خودم که بی دینی محض بود برگشتم و الان بعد گذشت این سه سال فکر می کنم به خاطر احساساتی بودنم بدون داشتن برنامه ریزی و اولویت بندی مطالعات فرهنگی و دینی داشتم. الان دچار مشکلات بزرگی شدم و نمیدونم راه درست چیه ؟ در زندگیم دچار سردرگمی و حیرانی شدم، نمیدونم الان تکلیف و وظیفم چیه؟ جنگیدن در سوریه یا موندن و...؟ کار فرهنگی رو نمیدونم چه جوری انجام بدم! چون اولویتی در زندگیم ندارم و اصلا انگار هدفی ندارم. در خودسازی هم نمیدونم چه سلوکی پیش بگیرم! از بین اساتید هم نمیدونم کدوم رو انتخاب کنم و در این بخش اصلا هم واحد ندارم، مدتی درس و بحث های حضرت علامه حسن زاده رو از طریق گوش دادن سخنرانی یکی از شاگردانشون دنبال می کردم بعد توفیق داشتم که با یک شخص حقیقی هم صحبت بشم و چند ماهی با هم مباحثه داشتیم ولی ایشون بنا به درخواست استادشون از ادامه این مباحثه معذور بودن و من رو به خال خودم گذاشتن که در مسیری که انتخاب کردم مصمم تر بشم. انگار میدونستن که به این روز دچار میشم. لطفا کمک کنید، اصلا کسی مثل من باید چه اولویتی داشته باشه؟ راستش راه علوم و معارف رو واقعا نمیخوام از دست بدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از نظر سیر مطالعاتی، سیر مطالعاتی روی سایت کمک می‌کند 2- در ضمن سری به جواب سؤال شماره‌ی 16818 بزنید 3- در مورد سوریه نیز اگر احساس می‌کنید که روح‌تان به چنین حضوری نیاز دارید، خوب است که نسبت به آن فکر کنید. بالاخره حضور در آن جبهه، راهِ گشوده‌ای است که افراد وجود برتر خود را در آن جستجو می‌کنند. موفق باشید

16190

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: یکی از عدم موفقیت کارهای فرهنگی این است که ما درون آن کاری که می خواهیم انجام دهیم نیستیم و در واقع از بیرون به آن کار می نگریم و می خواهیم دیگران را آدم کنیم و مثل یک ابژه به آن می نگریم. لطفا نطرتان را بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن خوبی است. عرایضی در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» شده است. موفق باشید

15241
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: استاد در بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با خبرگان فرازی از مناجات شعبانیه را خواندند و منقلب شدند این فراز جه معنایی دارد که منقلب شدند؟ حقیر متصورم که خودشان را مخاطب این فراز دیدند و در حضور رفتند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن فراز این‌چنین است که: «کَاَنّی بِنَفسی واقِفَةٌ بَینَ یَدیک فَقَد اَظَلَّها حُسنُ تَوَکُّلی عَلَیکَ فَقُلتَ ما اَنتَ اَهلُه‌ُ وَ تَغَمَّدتَنی بِعَفوِک» سالک خود را در محضر حق آن‌چنان حس می‌کند که سایه‌ی توکل بر حضرت حق بر سر او قرار دارد و امیدوار است که حضرت حق آن‌چنان که او اهل رحمت و لطف است، با او برخورد کند و عفو او، سالک را در حالی‌که در محضر حق قرار گرفته و از دنیا به سوی آخرت روی آورده است در برگیرد. موفق

14808
متن پرسش
با سلام: استاد متن زیر را در یک سایت از قول اوباما که در مسجدی در آمریکا سخنرانی کرده دیدم. به نظر شما اینگونه اظهار نظر ها با توجه به روحی که ما از عالم غرب می شناسیم، هدف خاصی را دنبال می کند؟ اگر چنین است راه مقابله چیست؟ با تشکر «دفاع تمام قد اوباما از اسلام و مسلمانان در بازدیدش از یک مسجد» باراک حسین اوباما، اولین مسلمان زاده سیاهپوستی که در آمریکا به کاخ سفید راه یافت، امروز در اولین بازدیدش از یک مسجد در آمریکا در جمع مسلمانان به شدت از اسلام هراسی انتقاد کرد. اوباما ضمن تلاوت آیاتی از قرآن، گفت اسلام دین صلح است و برخی از اولین شهروندان آمریکایی مسلمان بوده اند و مسلمانانی در جامعه آمریکا داریم که پزشک، معلم، سرباز و ستاره ورزشی هستند. او با یادآوری دورانی که هیچ سیاهپوستی در آمریکا در تلویزیون نبود، گفت برنامه های تلویزیونی باید شخصیت های مسلمان بیشتری داشته باشند. او گفت هر کسی که ادعا کند آمریکا در جنگ با اسلام است با این کار فقط به گروه های تروریستی ای مانند داعش مشروعیت می دهد. او گفت تنوع مذهبی نقطه ضعف نیست بلکه نقطه قوت آمریکاست. برخی از کاندیداهای تندروی جمهوری خواه از بازدید اوباما از این مسجد در بالتیمور انتقاد کرده اند. ترامپ، یکی از همین کاندیداهای ریاست جمهوری، اخیرا در سخنانی جنجالی خواهان ممنوعیت ورود مسلمانان به خاک آمریکا شده بود. بر اساس یک نظرسجی، 29 درصد آمریکایی ها و 43 درصد جمهوری خواهان گمان می کنند اوباما یک مسلمان است. اوباما با اشاره به تندیس توماس جفرسون، از پدران آمریکا، که در آن به لزوم حفظ دین حضرت محمد در آمریکا تاکید شده، گفت جفرسون هم با چنین شایعاتی از سوی رقبا رو به رو شده بود و او اولین فرد نیست. اوباما گفت: «جفرسون و جان آدامز یک نسخه از قرآن داشتند و دین اسلام ریشه در تعهد به مهربانی، بخشش، عدالت و نیکوکاری دارد» اوباما گفت واژه اسلام از سلام می آید که به معنی صلح است و سلام علیکم به معنی درود و صلح و تهنیت بر شماست. اوباما گفت نبی اسلام محمد یاد داد که: «هر کس که می خواهد به بهشت برود، باید همان طور با مردم رفتار کند که از آنها انتظار دارد که با او رفتار کنند.» اوباما با تشویق مسیحیان به دفاع از مسلمانان، گفت: «حمله به یک دین حمله به کل ادیان است. ما باید در محکوم کردن الفاظ تنفرآمیز ثابت قدم باشیم» اوباما همچنین عناصر افراطی ای را که می خواهند نص و متن اسلام را به یک ایدئولوژی خشونت آمیز تبدیل و تحریف کنند محکوم کرد. او در سال 2009 هم در سخنرانی اش در یک مسجد در قاهره خواهان فصل تازه ای در روابط جهان اسلام و آمریکا شده بود. رئیس سازمان صهیونیست آمریکا با اشاره به سابقه این مسجد در محکومیت تحرکات نظامی اسرائیل، از بازدید اوباما از مسجد بالتیمور انتقاد کرد. کاندیداهای تندروی ریاست جمهوری بارها از اوباما خواسته اند حملات تروریستی را به اسلام رادیکال ارتباط دهد اما او گفته این کار به گروه هایی مثل داعش مشروعیت می دهد و او آنها را مسلمان نمی داند. منبع: نیویورک تایمز)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که آمریکایی‌ها همان خطایی را که با پرورش طالبان مرتکب شدند و بعد طالبان بیخ ریش‌شان مانده است؛ با اسلام‌هراسی مرتکب شدند و حالا می‌بینند چه بلایی بر سرشان آمده است. همه‌ی این حرف‌ها در همان جاده‌ی آمریکایی‌بودنِ اوباما انجام می‌شود. او از بقیه‌ی آمریکایی‌ها جدا نیست، ولی این آمریکا است که باز اشتباه می‌کند و با نگاه ابزاریِ دیگر به اسلام و مسلمین می‌خواهد اشتباه خود را جبران کند. موفق باشید.

13362
متن پرسش
سلام: 1. من قوه بینایی دارم که در چشم ظهور کرده خداوند بصیر است بصیر بودنش در کجا ظهور کرده؟ 2. آیا وجود هم یک نوع ظهور است یعنی بدن من ظهور وجود من است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بصیرت حضرت حق در قوه‌ی بینایی شما حاضر است به همان معنایی که چون او سمیع است، شما به نور سمیع‌بودنِ او شنوایید و این علاوه بر آن است که برای افراد خاص و اولیاء خود بصیرت اخصی قائل است 2- وجود به خودی خود یک مفهوم است. حقیقت وجود همان کمالات اسماء الهی است و همه‌چیز مظهر وجود مطلق است ولی در جلوات کمالاتی که همان اسماء حسنای الهی باشند. موفق باشید

12072
متن پرسش
سلام علیکم: بنده چند وقتی است مباحث معرفت النفس را دنبال می کنم، 1- از طرفی می بینم نفس تدبیر کننده بدن است و بدن ابزار نفس است از طرف دیگر می بینم که برخی مشکلات روانی علت و باعثش اختلالات مغزی و بدنی است، نمی توانم این دو را با هم جمع کنم، چون قاعدتا باید نفس روی بدن تاثیر بگذارد نه بدن روی نفس، لطفا این اشکال را برای بنده روشن کنید. 2- آیا اعمال بد و گناه برخی از افراد روانپریش اجباریست و فرد می تواند بگوید من چون مشکل مغزی و عصبی داشتم این اعمال را جبرا انجام داده ام و دست خودم نیست؟ یا نه به هیچ وجه انجام عمل گناه و بد توجیه پذیر نیست حتی اگر شخص دچار بیماری روانی و مشکل مغزی باشد و هیچگاه و به هیچ دلیل از انسان سلب اختیار نمی شود و در بدترین حالات هم انسان توان مهار نفس خود و گناه نکردن را دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان‌طور که در جواب‌های قبلی به کاربران محترم عرض شد چون بدن علت معدّه برای ادراکات نفس است بعضاً اگر جسم برای تدبیر بدن مناسب نباشد نفس به مشکلاتی دچار می‌شود، مثل همان اختلالات روحی 2- چون قرآن می‌فرماید خداوند نفس انسان را متعادل آفریده و می‌فرماید: «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها» و سوگند به نفس و تعادل آن، و خداوند هم می‌فرماید آنچه به عنوان تکلیف برای انسان تعیین شده چیزی نیست که تحمیل او باشد مگر آن‌که شخصیت او ظرفیت چنین تکالیفی را دارد «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها»؛ پس نمی‌توان گفت علت ارتکاب گناه افراد گناه‌کار، به ساختار روانی یا جسمی آن‌ها ربط دارد. موفق باشید

12047
متن پرسش
با سلام و عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن ایام پر برکت ماه رجب: در صورت امکان می‌خواستم نظر جنابعالی را نسبت به جمله معروف «در غرب اسلام را دیدم ولی مسلمان ندیدم ولی در شرق مسلمان دیدم ولی اسلام ندیدم» که منتسب به جناب سید جمال الدین اسد آبادی است بدانم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم حرف کاملی نیست. سید گمان کرده مسلمانی به نظم آنچنانی و راست‌گفتن‌های دنیایی است.! مسلمانی عزم و رجوع إلی اللّه است در ذیل شریعت الهی برای تقویت عبودیت، و این در فرهنگ غرب نیست. سید می‌خواسته به خودمان انتقاد کند که اسلام را خوب رعایت نمی‌کنیم. ضعف‌های اساسی غرب را نادیده گرفته. این یک نحوه اصالت‌دادن به غرب است و مرعوب‌شدن از آن. موفق باشید

8562

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به آیه‌ی 172 سوره اعراف مبنی بر عالم *ذر* ، آیا ما انسان ها قبل از این عالم کنونی مورد آزمایش عالمی قبل‌تر قرار گرفتیم؟ و اگر گرفتیم چرا چیزی به یاد نداریم؟ خواهشمند است با زبانی ساده فلسفه‌ی عالم ذر را بیان فرمائید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: حضور ما در عهد اَلَست، به علم حضوری بوده که در آن‌جا حافظه و ذهن مطرح نیست. در بحث سوره‌ی اعراف عرایضی در رابطه با این آیه داشته‌ام. بر روی سایت در قسمت مباحث جلسات شنبه بحث سوره‌ی اعراف را دنبال بفرمایید. موفق باشید
7146
متن پرسش
با سلام خدمت استاد در مقابل برخی رفتارهای بقیه دچار حالت درونی بدی می شوم. مثلا وقتی فخر می فروشند. از خودشان تعریف می کنند. از خوبی های زندگی شان تعریف می کنند. نمی دانم حسادت است یا نه. چون بدون این رفتارشان هیچ احساسی درونی بدی نسبت به آنها نداشتم و برایشان دعا می کنم. اما با دیدن این رفتار مغرورانه و فخرفروشی زده می شوم و ازشان فاصله می گیرم. و این دلزدگی و ناراحتی در دلم می ماند گاهی فکرم را مشغول می کند، مگر تغییری در رفتارشان ببینم. و هرچه متواضع تر باشند بیشتر دوستشان می دارم. دوست ندارم درونم به این خاطر به هم بریزد. احساس درست یا غلطی است؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با بدیِ آن‌ها باید بد بود ولی با خود آن‌ها نه. این‌ها در جهت‌گیری کلی به دنبال خوبی هستند از این جهت صمیمانه به آن‌ها بنگرید. إن‌شاءاللّه بحث‌های شرح دعای مکارم‌الأخلاق اگر دنبال کنیدکمک می‌کند،. موفق باشید
6392

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز اگر مکان مناسبی باشه برای تشکیل کلاس به شما معرفی کنیم؟قبول می کنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با عرض معذرت امکانش برایم نیست. موفق باشید
5609

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی می خواستم بدانم روی یک انسان با قلب سالم ، زمان باید تاثیر بیشتری بگذارد یا مکان؟ مثلا انسان باید از کربلا رفتن بیشتر متاثر شود یا در شب عاشورا؟... باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فرق نمی‌کند هرکدام اقتضای خود را دارد و هرکس باید به حال خود نظر داشته باشد و رزقی که برای او مقدر کرده‌اند. باید سعی کرد از سفره‌ای که پهن شده نهایت استفاده را جهت مسیر رجوع إلی اللّه برد. موفق باشید
4619
متن پرسش
خدمت استاد عزیزم عرض سلام دارم زمانی با مطالعه ی اثار غرب شناسی استاد بنده مانند شخص تشنه ای که به چشمه ای زلال رسیده باشد به نشاط امدم اما نمی دانم چرا در برخورد با جامعه و با اینده خودم دچار مشکل شدم و مسئله هضم نشده باقی ماند به طوری که الان احساس می کنم مدتی است ناخواسته ان راه را رها کرده ام فکر می کنم تا حدودی قضیه ان شد که از دنیا مداری مردم اما به نشاط دینی هم نرسیدم و دچار سرگردانی برای چه فعالیت کنم شدم و مثل اینکه دوباره دچار دنیا شدم خواستم ببینم راه درمان چیست
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث غرب‌شناسی موجب می‌شود که ما متوجه باشیم در چه شرایطی از نظر تاریخی هستیم و در این راستا نگاهمان را به افق‌های دور زندگی بیندازیم که چگونه تاریخ خود را در یک فرایند درازمدت از غرب‌زدگی در آوریم و وارد فرهنگ انتظار مهدوی شویم. ولی اگر فکر کردیم از فردا می‌توانیم خود را از غرب‌زدگی آزاد کنیم اول دعوا با این و آن می‌شود و در نهایت از آن رسالت تاریخی باز می‌مانیم. پیشنهاد بنده آن است که مباحث غرب‌شناسی را به مباحث مهدویت وصل کنید تا معلوم شود چه‌چیزی را نمی‌خواهیم و چه‌چیزی را می‌خواهیم و زندگی خود را در راستای این خروج و آن ورود معنا کنیم. موفق باشید
3418
متن پرسش
با سلام در سوال قبل از حضرت عالی پرسیدم معنای ولایت مداری چیست که شما پاسخ را فرمودید.درامتداد این سوال می خواستم بدانم که اگر مسیر انقلاب و گذشت زمان مار را به جایی رساند که در نکته ای وموردی نظرمان با ولی فقیه فرق کرد و ما قطع پیدا کردیم که نظر ما درست است،چه باید بکنیم؟باتشکر .
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آن نظر برای خودمان محترم است و وظیفه داریم شخصاً طبق همان نظر عمل کنیم که به آن رسیده‌ایم ولی نباید آن را به جامعه سرایت داد که موجب اختلاف در جامعه شود. موفق باشید
898

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.برای توسع وبرکت در وقت برای انجام فالیت های علمی چه راهکاری وجود دارد
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: برنامه ریزی که همه جانبه و غیر سخت گیرانه باشد خوب است بخصوص که ورزش کردن نیز در آن لحاظ شود. موفق باشید.
26892
متن پرسش
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: از منظر اندیشه اسلامی آیا روح جدای از بدن و ما قبل بدن خلق شده یا روح از بدن و مقارن با خلق بدن، بوجود آمده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود هرکس قبل از بدن در علم خدا بوده است به همان معنایی که از قول امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» داریم: «إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْأَرْوَاحَ قَبْلَ اَلْأَبْدَانِ بِأَلْفَيْ عَامٍ» خداوند روح‌ها را دو هزارسال قبل از ابدان خلق کرد ولی همان روح، در صورتی برای بدن ظهور می‌کند و به عنوان شخص خاص، شکل می‌گیرد که جسم انسان مطابق حرکتِ جوهری‌اش آماده‌ی پذیرش تجلیات آن روح بشود به معنای «النّفس جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» که در حرکت جوهری مورد بحث قرار می‌گیرد. موفق باشید

23111
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد: سوالات و شبهاتم راجع به عدل الهی، تمامی ندارد به طوری که روز به روز محبتم نسبت به خدا کمتر می شود. اگر امکان دارد مرا به جایی ارجاع ندهید و اگر جوابی دارید خودتان مستقیما جواب بدهید؛ البته این درخواست به دلیل تنبلی ام در رجوع نیست بلکه به خاطر این است که آن ارجاعات شما جوابگوی حقیر نیست. صوت های «عدل الهی» و «قضا و قدر» و صوت های «پوچی و اضطراب برای چه؟» و «برای چه خدا ما را خلق کرد؟» را کامل گوش کرده‌ام؛ همچنین جزوه و مباخث جبر و اختیار را هم مطالعه کرده ام ولی قانع نشدم. در تمام کتابها و مقالاتی که راجع به عدل الهی نوشته شده و در تمام صوت هایی که از شما گوش کرده ام، بحث فلسفه‌ی خلقت و ضرورت خلقت مطرح شده؛ در صورتی که شبهاتی که ما جوان را حیران و آشفته کرده، چیزهای دیگری است و آن بحثِ «چگونگی خلقت» است: ۱. شما می فرمایید که خداوند، حکیم است و حکمت، همان رعایت کردن رجحان هاست و حکیمی که می تواند بیافریند و می تواند نیافریند، می آفریند چون آفرینش رجحان دارد و ارزش در وجود است و خلقت، نه در نیستی و عدم. و اینکه نیافریدن برای خدایی که فیاض است، بخل است و خداوند هم بخیل نیست‌. تا این جا درست، ولی: چرا باید بار مسئولیت و سختی ها و رنج های انسانیت را بر دوش من بگذارد؛ او می توانست مرا یک فرشته خلق کند یا یک کبوتر، در این صورت دیگر این بار کمر شکن و این سختی ها بر دوشم نبود و چیزی هم از فیاض بودن و خالق بودن خدا کم نمی شد. خواهشاً بحث کمال را مطرح نکنید که گول زدن ما جوانان بی چاره است! کمالی که باید قبلش هزاران بلا و سختی و مکافات بکشی، دیگر کمال نیست بلکه عین عذاب است! اختیاری که ما را سرگردان و حیران کند و در آخر به عذاب قبر و جهنم بکشاند از صد تا جبر هم بدتر است. ما را جبر هم که شده سر به راه کن خیری ندیده ایم از این اختیار ها اگر خیلی ارحم الراحمین است و خلاصه خیلی ادعایش می شود، پس چرا ما را مستقیم به بهشت نبرد؟ آیا چیزی از خدا بودنش کم می شد؟ چیزی از خالق بودنش کم می شد؟ چیزی از فیاض بودنش کم می شد؟ چیزی از حکیم بودنش کم می شد؟ چرا ما را در این دنیا خلق کرد تا اینهمه سختی و رنج بکشیم؟ من بهشتی را که با سختی ها و رنج ها و بدبختی ها باید به دست آورم، نمی خواهم! همان جهنم برایم بهتر است تا اینکه دلخوش کنم که خدا کریم است در این ‌دنیا سختی و ذلت بکش و آن دنیا برو بهشت و از این حرفها. من این بهشت و این انسانیت خفت بار را نمی خواهم. احساس می کنم که مثل خداوند با خلقت انسان، مثل همان انسانی است که پرنده ای را در قفس می کند و جلویش هم گاهی آب و دانی می ریزد تا از دیدن آن لذت ببرد. ۲. خدایی که می داند این بنده ای که دارد خلقش می کند، عاقبتش جهنم است پس چرا او را خلق می کند اگر ادعا می کند که خیلی رحمن و رحیم است؟ خدا این همه دردسر به بشر داده تا خودش را ثابت کند و الا چرا باید بشری را خلق کند که خودش می داند ظلم ها به یکدیگر می کنند و اینهمه کشت و کشتار و این همه بدبختی و فقر و این همه خون و خون ریزی. ۳. چرا خداوند، عذابش برای ظالمان فقط مختص پیشینیان است؟ فرعون، قوم عاد و ثمود و لوط و... این همه ظلم های بزرگی که دارد صورت می گیرد از کودک کشی در یمن گرفته تا آتش زدن مسلمانان میانمار، آیا برای خدا کافی نیست تا عذابش را بر ظالمان نازل کند؟ می دانم جوابتان چیست! لابد می خواهید مثل همیشه پای انقلاب اسلامی را وسط بکشید و بگویید که عذاب خدا برای ظالمان، همین انقلاب اسلامی است! یا شاید می خواهید بگویید که آن ظالمان و مستکبرین عالم، بیایند و سیر مطالعاتی شما را بخواند و یا تفسیر المیزان بخوانند و معرفت النفس را شروع کنند! ظاهراً در آخرالزمان همه چیز وارونه گشته حتی سنت های الهی که از آن دم می زنید! چرا خدا به جای اینکه عذابش را بر عربستان کودک کش و یا بر نجومی بگیران و دزدان دولتی نازل کند، عذابش را بر مردم کرمانشاه و کپر نشینان سیستان نازل کرده است؟! ۴. در روایت هست که: «اگر شما گناه نمی کردید خداوند قومی را می آفرید تا گناه کنند و او ببخشاید» اگر گناه کردن ما موجب ظاهر شدن اسم غفار و اسم ستار خداست پس دیگر چرا ما گناه نکنیم؟ ۵. اختیار در جایی حکمت است که راه حق از باطل روشن باشد ولی شواهد نشان می دهد که تاریک ترین راه، راه دینداری است که انسان را به حیرت وا می دارد سپس به ناکجاآباد می کشاند. راه حقی که تاریک باشد و پر از شبهه ها، چه به درد من می خورد. لابد باید سیر مطالعاتی سایت را شروع کنیم! روزگار آشفته‌ی جهان نشان می‌دهد دهد که خداوند، جهان را به حال خودش رها کرده است! این همه فقیر و گرسنه در جهان است آن وقت شما کتاب جایگاه رزق انسان در هستی می نویسی! ۶. مگر خدا با انسان دشمنی دارد که می گوید: و لو شئنا لاتینا کل نفس هداها ولکن حق القول منی لاملان جهنم من الجنة و الناس اجمعین! ۷. انسانی که قوه‌ی شهوت و غضب در او هست، چرا خداوند باید قوانین هستی را طوری بچیند که با کوچکترین غفلت، یک عمر پشیمانی به بار آید مثل تصادفات رانندگی؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شما که تا این‌جاها فکر کرده‌اید خوب است که نسبت به «امکان» که هر موجودی در ذات خود دارد فکر کنید و تحقق آن امکان که به خود انسان مربوط است. خداوند کسی را فرشته یا کبوتر نکرده است، بلکه ذات هرکس امکانِ انسان‌شدن یا فرشته‌شدن یا کبوترشدن است. خداوند به آن امکان، وجود می‌دهد. پس اگر ما را آن‌طور که شما می‌گویید از همان ابتدا به بهشت ببرد، در واقع جواب امکانِ ما را نداده است و ما را به بهشت نبرده. تنها با به فعلیت‌رسیدنِ امکانِ ما، ما به نتیجه‌ای که مربوط به خود ما است می‌رسیم.

۲. خداوند طلبِ ذاتی مخلوق را به او می‌دهد و بهشتی‌شدن و جهنمی‌شدن به عهده‌ی خود اوست که چگونه آن امکان و بالقوه‌گی را جهت دهد.

۳. به این نکته فکر کنید که همه‌ی مظلومان عالم اگر بدانند با این ظلم‌ها که می‌کشند، عملاً عامل دفع ظالم می‌گردند؛ آیا خود را سربازی نمی‌یابند که در جنگ به ظالم قرار گرفته باشند؟ آیا کودکانی که توسط فرعون کشته شدند عملاً سربازانی نبودند تا فرعونیت فرعون را نمایان کنند و انگیزه‌ی مبارزه‌ی بنی‌اسرائیل با او را به میان آورند؟ علی اصغر «علیه‌السلام» به همان اندازه برای نهضت کربلا نقش آفرین نبود؟ آیا آن جناب ضرر کردند که در کودکی مظلومانه شهید شدند؟ البته این موضوع، بحثِ مفصلی را می‌طلبد که جناب ابن‌عربی در فصّ «موسوی» فصوص الحکم به میان آورده است. ولی همین اندازه هم خوب است که در مورد این نکته فکر کنید.

۴. شاید با طرح روایت مذکور، خواسته‌اند متذکر این امر باشند که ما با گناه‌کردن مأیوس نشویم و با توبه به اسمِ غفّار حضرت ربّ العالمین رجوع داشته باشیم، وگرنه همه‌ی دین برای دوری از گناه است.

5- با آن‌همه آشفتگی که در این عالم هست، آیا اگر مسیر دینداری طی شود، در این عالم مأواهای متنوعی نیست که ما در آن قرار گیریم؟ امروز صبح بر سر مزار شهید مدافع حرم جناب جواد محمدی در گلزار شهدای دینان به همین فکر می‌کردم که چه اندازه مأواهای متنوعی خداوند در مقابل ما گشوده است. شهید محمدی‌ها در حیات خود همه‌ی تلاششان این بود تا متذکر حقیقتی شوند که در عالم گشوده شده است و به همین مسرور بودند که انسان‌ها را با آن حقیقت آشنا کنند. و عجیب است که با زائرِ مزارِ خود همان کار را می‌کنند که در حیات خود انجام می‌دادند. آیا این شهداء از این‌که چنین مأوایی برای انسان‌ها هستند، مسرور نمی‌باشند؟ و مثل همان زمان که در دنیا با هدایت انسان‌ها دلشاد بودند، با این نوع مأواشدن دلشاد نیستند؟

6- حضرت حق می‌فرماید این‌طور نیست که چیزی بر من حاکم باشد ولکن حقیقی‌ترین سنت آن است که با نظر به ابعاد منفیِ انسان‌ها، جهنم را با چنین انسان‌هایی سرریز کنم زیرا خواست خدا، خواستِ حکیمانه است و در راستای همان حکمت تصمیم می‌گیرد و عمل می‌کند.

7- به نظر بنده این‌طور نیست که خداوند با کوچک‌ترین غفلت همه‌چیز را تمام نماید. در تصادفات هم به این فکر کنید که تقدیر طرف او را به این‌جا کشانده است و زندگی او به انتها رسیده است. موفق باشید 

21139
متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز: جان استاد آیا شما واقعا تحلیل سوال 21124 را می پذیرید؟ به نظر می رسد کاربر محترم غفلتی نموده اند و دیدگاه عرفانی شخصی را با مسئله اجتماعی و تمدنی خلط کرده است. اگر قرار بود بزرگان و عرفای ما با این نگاه درباره اشخاص اظهار نظر می کردند الان کتب عرفانی ما پر بود از مدح و ثنای هر منحرفی، استاد جان، اظهار نظریات آقای جوادی جهت گیری انقلاب را در گذر از تفکر لیبرالیته و گارگزارنی که در آقای هاشمی مصداق پیدا کرد، کند می کند و راه را برای نقد عالمانه و حکیمانه ایشان و حزب کارگزاران و حتی دولت فعلی مسدود می سازد و تمام اشتباهات ایشان چون اشرافیت، اقتصاد لیبرالیف فقر و فساد و تبعیض، تاختن بر شورای نگهبان، به سخره گرفتن قوه قضائیه، سکوت در برابر فتنه خصوصا سخن همسرش که صریحا گفت مردم به خیابان بریزند و هزاران موارد دیگر را توجیه می کند. بهتر است به جای توجیه بپذیریم ممکن است بزرگان اشتباه کنند و به قول استاد مطهری اشتباهات بزرگان بزرگ است. وانگهی تعابیر غلیظ و شدید آقای جوادی که آدم گمان می کند شبه معصوم وصف می شود حکایت در تحلیل غلط دارد. بدون تشبیه یادم آمد به سخن استاد شهید مطهری (ره) که بر غزالی می تازد که ایشان حتی یزید را جایزالغیبه نمی داند. با این تحلیل غزالی هم در این نظر تائید می شود. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده سعی کردم نظرات متفاوت و بعضاً متضاد کاربران نسبت به آن موضوع را در معرض دید عزیزان قرار دهم تا متوجه باشند موضوع، ابعاد مختلفی دارد و در نهایت آن‌چه بر آن تأکید می‌کنم استفاده‌ی علمی از آیت اللّه جوادی است و نباید به جهت تفاوت نگاه ایشان نسبت به آقای هاشمی و از آن مهم‌تر نسبت به جایگاه علم مدرن، ما از شخصیت علمی ایشان محروم شویم. عمده آن است که مسئله‌های خود را بدانیم و مثل رجوع به هر اندیشمندی به ایشان رجوع کنیم. موفق باشید

20280
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: سوالی داشتم خدمتتون: ۱. بر اساس گفته ملاصدرا که النفس الجسمانیه الحدوث است و همانطور که فرمودید بدن مادی علت معده ی روح انسان است ولی یک اشکال وجود دارد چرا که خودتان از طرفی فرمودید که روح انسان با استفاده از غذایی که وارد رحم مادر می شود بدن دنیوی خود را می سازد و علت معده عمده ی آن می شود. (نشان به این نشان که فرمودید تفاوت تشکیل بدن توسط روح در دنیا با تشکیل بدن در آخرت این است که در دنیا روح علت عمده ی بدن است ولی در برزخ روح مستقیما خودش جسم را به وجود می آورد)، اگر اینطور باشد که در دنیا روح علت عمده ی جسم است و نه جسم علت عمده ی روح و قانون ملاصدرا نقض می شود. لطفا توضیح دهید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ملاصدرا می‌فرماید: «النّفس جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» یعنی بعد از حیات دنیائی دیگر روح در حالت برزخ و قیامت، چیزی جدای از جسم‌اش نیست، بلکه جسم آن همان ظهور روح است. موفق باشید

20092

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: سوال های 20050 و 20049 مشکل شرعی داشتند که استاد جواب ندادند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت زیر جواب داده شده بود:

20049: سلام:
۱) برای رسیدن به یقظه چه کار باید کرد؟
۲) به فرض به یقظه برسیم و برای ابد خود برنامه بریزیم برای اینکه طبق برنامه عمل کنیم و منظم باشیم خلافش عمل نکنیم باید چه کارکرد؟
۳) التماس دعا. یا علی. (سینا)

20049- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید جلد اول کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی در این مورد کمک بکند. موفق باشید

20050- سلام:
رای مردم در نظر شما چه جایگاهی دارد؟ در جواب شما به سوال ۱۹۹۰۹دیدم که می فرمایید مبنای عمل دولت باید کار حق و درست باشد و نه رای عموم مردم. خب این حرف تا حدی درست است و تا حدی غلط. مقداری که درست است اینه که دولت نباید کار خلاف اسلام انجام بده ولو اینکه رای عموم باشد ولی غلطش این حرف این جاست که از میان کار های درست دولت میتوند کار احسن را انتخواب نکند و بنابر رای مردم کار درستی که به خوبی اون کار احسن نیست را انتخاب کند. به نظرتون زیادی بر این آقایون سخت نگرفتید؟ منظورم شخص شما نیست. این فرمایش امام که میزان رای ملت است را قبول دارید یا نه. التماس دعا (سینا)

20050- باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق مبنای امام، میزان رأی مردم است ولی در بستر شریعت الهی و حکومت اللّه. حال در این فضا ما نباید یک قرائت از شریعت الهی را ملاک ارزیابیِ فعالیت‌های دیگران قرار دهیم. موفق باشید

19960
متن پرسش
سلام علیکم: .وقت بخیراستاد: بنده به عنوان یک خانمی که در مجموعه فرهنگی - مذهبی در حال فعالیت است با سوالاتی در مورد «مساله زن» مواجه شده ام. با توجه به صحنه تحولات جامعه و دانشگاه و تاکیدات مقام معظم رهبری روی این مسئله و حتی پیشنهاد این موضوع که باید یک نهاد فراقوه ای در این حوزه تشکیل شود و روی این موضوع به صورت متمرکز کار کند، هنوز بعد از چند سال نتیجه ای را شاهد نبوده ایم. در صفحات اول کتاب «"زن آنگونه که باید باشد» از جنابعالی جمله ای را به این مضمون بیان فرمودید که (با توجه به اینکه موضوعات بحث شده بیشتر مربوط به زنان است ولی گویا به همان اندازه که زنان باید در شرایط جدید تعریف درستی از خود داشته باشند تا تعریف فرهنگ مدرنیته از زن بر روح و روان آنها غالب نشود، مردان نیز باید متوجه باشند در شرایط جدید ضروری است موقعیت زنان را درست ارزیابی کنند). حال در شرایط فعلی، اولا، چگونه باید اهمیت بررسی مساله زن را برای مردان جامعه بازگو کرد؟ دوما آنان چه نقشی در رسیدن به افق و آرمان‌های ما در این موضوع دارند؟ و سوما آیا بدون همکاری مردان نمی شود به الگوی سوم زن که حضرت آقا می فرمایند دست پیدا کرد؟ الگویی که نه شرقی باشد و نه غربی. لطفا راهکارهایی را در این موضوع بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زنان باید خودشان دست به کار شوند و سایر زنان را نیز متوجه‌ی جایگاهِ امروزین‌شان بنمایند و در دل این فعالیت‌ها به مردان هم فهمیده شود که تاریخ عوض شده. عرایضی مثل مقاله‌ی «زن؛ گمشده‌ی تاریخ ما» در آرشیو سایت در قسمت «زن و خانواده» هست که إن‌شاءاللّه می‌تواند کمک کند. موفق باشید

19716
متن پرسش
«سلام علیکم، ببخشید استاد یکی از اعضای این کلاس های شما هستم و شوهرم هم میاید کلاس ولی از دو ماه قبل از ماه رمضان و الان بعد ماه رمضان تا صبح میشینه پای نماز خوندن و روز ها روزه میگیره. به من میگه شما کاری به کاره من نداشته باش مگه میشه ایجوری زندگی کرد؟ شغلش کابینت سازی است. فقط میگه باید نماز بخونی و قرآن و شب زنده داری کنی؟ وقتی که باهاش صحبت می کنی میگه امامان ما هم همین طور بودن. من را خسته کرده لطفا راهنمای کنید. جلسه تفسر قرآن یعنی میاد کلاسهای شما رو که خوب بشه یا که اگه روزه نگیره نهار نمیخوره و میگه شما بخور و کاری به من نداشته باش این را میگن زندگی؟ خسته شدم! خسته شدم! لطفا تو این جلسات یه گوش زدی بهش بکن، با تشکر فراران»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود. به همسر محترم‌تان بفرمایید ره چنان رو که رهروان رفتند، مثل امثال امام رعایت خانواده را بکنند و به جای روزه‌های ان‌چنانی با کنترل غذا و با نشاط همراه با خوردن غذای مناسب چون شمعی به خانه و خانواده روشنی ببخشند. موفق باشید

نمایش چاپی