سلام بر استاد بزرگوار: جناب استاد بهترین طلب در اربعین چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: احساس حضوری که خداوند برای ما در این تاریخ تقدیر کرده است، نیاز اصلی و مهمِّ ما است. ما همانطور که در سُنن الهي قرار داريم، اگر از حضور خود در آن سنن آگاه شويم راهِ آينده نسبت به آن سنن در مقابل ما گشوده ميشود. به همين معنا ما در تاريخي هستيم که اربعين به صورتي خاص ظهور کرده که اگر از حضور خود در اين رخداد آگاه شويم، راهِ آيندهي تاريخ ما در مقابل ما گشوده خواهد شد و ديگر در توهّمات بشرِ غربزده قدم نخواهيم زد.
رخداد تاریخی، یک نوع آشکارشدن است برای جان انسان، مثل فهمیدنهای معمولی نیست، انسان در آن واقع میشود و اگر نسبت به آن خودآگاهی پیدا کند میتواند از آن تغذیه کند و با آن هماهنگ گردد، در آن صورت به داخل آن رخداد کشیده میشود و در آن حالت امری معنادار، اعتبار خود را بر آن فرد یا ملت حاکم میگرداند و به آن ملت خطاب میکند و آن ملت آن معنا را از خود میکند و حاضر میشود با آن زندگی کند و به آن آری بگوید و آن را از خود کند.
ما در اربعینی که این سالها ظهور کرده است، در داخل رخدادِ حقیقت این دوران قرار میگیریم قبل از آنکه فکر کنیم چگونه باید به آن باور داشته باشیم. پیشفهمی است در امری معنادار و معنوی که در «سنت» رخ مینمایاند و در افق درونی انسانها عالَمی را به آنها عطا میکند و انسانها در آن عالَم از خود، فهمی خاص پیدا میکنند. وظیفهی ما جهت تفسیر این رخداد، توجه به پشتِ صحنهی آن است تا بیرون از فرهنگ مدرنیته، فهم تازهای از خود پیدا کنیم و وارد تاریخی اثرگذار شویم.
در پشت صحنهی رخداد اربعین، آدمی به ندای بیصدای هستی گوش میدهد و با زبان، آن را آشکار میکند. زیرا حقیقت، صامت نیست و در هر دوران سخنی دارد و باید با گوشسپردن به آن، با زبانی مناسب، آن حقیقت را آشکار کرد. در این صورت است که انسان در عین داشتن سخنی اصیل، به معنای خود دست مییابد که آن معنا، ارتباط با حقیقت وجود است و پاسخدادن به دعوت و ندای بیصدای حقیقت، وگرنه انسانها همچنان در بیمعنایی بهسر میبرند. در یک کلمه، ندایِ بیصدایی هست که در پیادهرویِ اربعین باید به آن گوش داد تا در برگشتن، زبانی مناسبِ تبیین آن صدا به میان آوریم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض همیشگی بنده آن است که انقلاب اسلامی حقیقت دوران ما است کافی است نسبت خود را با انقلاب اسلامی و ولایت فقیه درست شکل دهیم تا مبادیِ میل ما شکل صحیحی به خود بگیرد، بقیهاش به دست خدا است که چه پیش میآید و چه پیش میآورد و ما به مدد او چه انتخابی خواهیم کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید آموزههای دین را در بستری که مخصوص فرهنگ دینی است متذکر شد وگرنه فرهنگ غیر دینی غلبه میکند 2- باید برای مردم تبیین کرد که آن نوع هیجانات، آنها را از اُنس با عالم بیکرانهی معنویت محروم میکند. به قول مولوی: «مر سفیهان را رُباید هر هوی / زانکه نَبْوَدشان گرانی قوا». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: منظر بنده در مباحثی که عرض میکنم، آموزههای حِکمی و عرفانیِ اسلامی است و از این جهت وقتی افراد با آن متون یعنی با متون حِکمی مثل «اسفار» و یا «فصوص» ارتباط برقرار میکنند، احساس آشنایی مینمایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- از نظر سیر مطالعاتی، سیر مطالعاتی روی سایت کمک میکند 2- در ضمن سری به جواب سؤال شمارهی 16818 بزنید 3- در مورد سوریه نیز اگر احساس میکنید که روحتان به چنین حضوری نیاز دارید، خوب است که نسبت به آن فکر کنید. بالاخره حضور در آن جبهه، راهِ گشودهای است که افراد وجود برتر خود را در آن جستجو میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن خوبی است. عرایضی در کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن فراز اینچنین است که: «کَاَنّی بِنَفسی واقِفَةٌ بَینَ یَدیک فَقَد اَظَلَّها حُسنُ تَوَکُّلی عَلَیکَ فَقُلتَ ما اَنتَ اَهلُهُ وَ تَغَمَّدتَنی بِعَفوِک» سالک خود را در محضر حق آنچنان حس میکند که سایهی توکل بر حضرت حق بر سر او قرار دارد و امیدوار است که حضرت حق آنچنان که او اهل رحمت و لطف است، با او برخورد کند و عفو او، سالک را در حالیکه در محضر حق قرار گرفته و از دنیا به سوی آخرت روی آورده است در برگیرد. موفق
باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور بنده آن است که آمریکاییها همان خطایی را که با پرورش طالبان مرتکب شدند و بعد طالبان بیخ ریششان مانده است؛ با اسلامهراسی مرتکب شدند و حالا میبینند چه بلایی بر سرشان آمده است. همهی این حرفها در همان جادهی آمریکاییبودنِ اوباما انجام میشود. او از بقیهی آمریکاییها جدا نیست، ولی این آمریکا است که باز اشتباه میکند و با نگاه ابزاریِ دیگر به اسلام و مسلمین میخواهد اشتباه خود را جبران کند. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بصیرت حضرت حق در قوهی بینایی شما حاضر است به همان معنایی که چون او سمیع است، شما به نور سمیعبودنِ او شنوایید و این علاوه بر آن است که برای افراد خاص و اولیاء خود بصیرت اخصی قائل است 2- وجود به خودی خود یک مفهوم است. حقیقت وجود همان کمالات اسماء الهی است و همهچیز مظهر وجود مطلق است ولی در جلوات کمالاتی که همان اسماء حسنای الهی باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همانطور که در جوابهای قبلی به کاربران محترم عرض شد چون بدن علت معدّه برای ادراکات نفس است بعضاً اگر جسم برای تدبیر بدن مناسب نباشد نفس به مشکلاتی دچار میشود، مثل همان اختلالات روحی 2- چون قرآن میفرماید خداوند نفس انسان را متعادل آفریده و میفرماید: «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها» و سوگند به نفس و تعادل آن، و خداوند هم میفرماید آنچه به عنوان تکلیف برای انسان تعیین شده چیزی نیست که تحمیل او باشد مگر آنکه شخصیت او ظرفیت چنین تکالیفی را دارد «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها»؛ پس نمیتوان گفت علت ارتکاب گناه افراد گناهکار، به ساختار روانی یا جسمی آنها ربط دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم حرف کاملی نیست. سید گمان کرده مسلمانی به نظم آنچنانی و راستگفتنهای دنیایی است.! مسلمانی عزم و رجوع إلی اللّه است در ذیل شریعت الهی برای تقویت عبودیت، و این در فرهنگ غرب نیست. سید میخواسته به خودمان انتقاد کند که اسلام را خوب رعایت نمیکنیم. ضعفهای اساسی غرب را نادیده گرفته. این یک نحوه اصالتدادن به غرب است و مرعوبشدن از آن. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود هرکس قبل از بدن در علم خدا بوده است به همان معنایی که از قول امیرالمؤمنین «علیهالسلام» داریم: «إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْأَرْوَاحَ قَبْلَ اَلْأَبْدَانِ بِأَلْفَيْ عَامٍ» خداوند روحها را دو هزارسال قبل از ابدان خلق کرد ولی همان روح، در صورتی برای بدن ظهور میکند و به عنوان شخص خاص، شکل میگیرد که جسم انسان مطابق حرکتِ جوهریاش آمادهی پذیرش تجلیات آن روح بشود به معنای «النّفس جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» که در حرکت جوهری مورد بحث قرار میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شما که تا اینجاها فکر کردهاید خوب است که نسبت به «امکان» که هر موجودی در ذات خود دارد فکر کنید و تحقق آن امکان که به خود انسان مربوط است. خداوند کسی را فرشته یا کبوتر نکرده است، بلکه ذات هرکس امکانِ انسانشدن یا فرشتهشدن یا کبوترشدن است. خداوند به آن امکان، وجود میدهد. پس اگر ما را آنطور که شما میگویید از همان ابتدا به بهشت ببرد، در واقع جواب امکانِ ما را نداده است و ما را به بهشت نبرده. تنها با به فعلیترسیدنِ امکانِ ما، ما به نتیجهای که مربوط به خود ما است میرسیم.
۲. خداوند طلبِ ذاتی مخلوق را به او میدهد و بهشتیشدن و جهنمیشدن به عهدهی خود اوست که چگونه آن امکان و بالقوهگی را جهت دهد.
۳. به این نکته فکر کنید که همهی مظلومان عالم اگر بدانند با این ظلمها که میکشند، عملاً عامل دفع ظالم میگردند؛ آیا خود را سربازی نمییابند که در جنگ به ظالم قرار گرفته باشند؟ آیا کودکانی که توسط فرعون کشته شدند عملاً سربازانی نبودند تا فرعونیت فرعون را نمایان کنند و انگیزهی مبارزهی بنیاسرائیل با او را به میان آورند؟ علی اصغر «علیهالسلام» به همان اندازه برای نهضت کربلا نقش آفرین نبود؟ آیا آن جناب ضرر کردند که در کودکی مظلومانه شهید شدند؟ البته این موضوع، بحثِ مفصلی را میطلبد که جناب ابنعربی در فصّ «موسوی» فصوص الحکم به میان آورده است. ولی همین اندازه هم خوب است که در مورد این نکته فکر کنید.
۴. شاید با طرح روایت مذکور، خواستهاند متذکر این امر باشند که ما با گناهکردن مأیوس نشویم و با توبه به اسمِ غفّار حضرت ربّ العالمین رجوع داشته باشیم، وگرنه همهی دین برای دوری از گناه است.
5- با آنهمه آشفتگی که در این عالم هست، آیا اگر مسیر دینداری طی شود، در این عالم مأواهای متنوعی نیست که ما در آن قرار گیریم؟ امروز صبح بر سر مزار شهید مدافع حرم جناب جواد محمدی در گلزار شهدای دینان به همین فکر میکردم که چه اندازه مأواهای متنوعی خداوند در مقابل ما گشوده است. شهید محمدیها در حیات خود همهی تلاششان این بود تا متذکر حقیقتی شوند که در عالم گشوده شده است و به همین مسرور بودند که انسانها را با آن حقیقت آشنا کنند. و عجیب است که با زائرِ مزارِ خود همان کار را میکنند که در حیات خود انجام میدادند. آیا این شهداء از اینکه چنین مأوایی برای انسانها هستند، مسرور نمیباشند؟ و مثل همان زمان که در دنیا با هدایت انسانها دلشاد بودند، با این نوع مأواشدن دلشاد نیستند؟
6- حضرت حق میفرماید اینطور نیست که چیزی بر من حاکم باشد ولکن حقیقیترین سنت آن است که با نظر به ابعاد منفیِ انسانها، جهنم را با چنین انسانهایی سرریز کنم زیرا خواست خدا، خواستِ حکیمانه است و در راستای همان حکمت تصمیم میگیرد و عمل میکند.
7- به نظر بنده اینطور نیست که خداوند با کوچکترین غفلت همهچیز را تمام نماید. در تصادفات هم به این فکر کنید که تقدیر طرف او را به اینجا کشانده است و زندگی او به انتها رسیده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده سعی کردم نظرات متفاوت و بعضاً متضاد کاربران نسبت به آن موضوع را در معرض دید عزیزان قرار دهم تا متوجه باشند موضوع، ابعاد مختلفی دارد و در نهایت آنچه بر آن تأکید میکنم استفادهی علمی از آیت اللّه جوادی است و نباید به جهت تفاوت نگاه ایشان نسبت به آقای هاشمی و از آن مهمتر نسبت به جایگاه علم مدرن، ما از شخصیت علمی ایشان محروم شویم. عمده آن است که مسئلههای خود را بدانیم و مثل رجوع به هر اندیشمندی به ایشان رجوع کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب ملاصدرا میفرماید: «النّفس جسمانیة الحدوث و روحانیة البقاء» یعنی بعد از حیات دنیائی دیگر روح در حالت برزخ و قیامت، چیزی جدای از جسماش نیست، بلکه جسم آن همان ظهور روح است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت زیر جواب داده شده بود:
20049: سلام:
۱) برای رسیدن به یقظه چه کار باید کرد؟
۲) به فرض به یقظه برسیم و برای ابد خود برنامه بریزیم برای اینکه طبق برنامه عمل کنیم و منظم باشیم خلافش عمل نکنیم باید چه کارکرد؟
۳) التماس دعا. یا علی. (سینا)
20049- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید جلد اول کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی در این مورد کمک بکند. موفق باشید
20050- سلام:
رای مردم در نظر شما چه جایگاهی دارد؟ در جواب شما به سوال ۱۹۹۰۹دیدم که می فرمایید مبنای عمل دولت باید کار حق و درست باشد و نه رای عموم مردم. خب این حرف تا حدی درست است و تا حدی غلط. مقداری که درست است اینه که دولت نباید کار خلاف اسلام انجام بده ولو اینکه رای عموم باشد ولی غلطش این حرف این جاست که از میان کار های درست دولت میتوند کار احسن را انتخواب نکند و بنابر رای مردم کار درستی که به خوبی اون کار احسن نیست را انتخاب کند. به نظرتون زیادی بر این آقایون سخت نگرفتید؟ منظورم شخص شما نیست. این فرمایش امام که میزان رای ملت است را قبول دارید یا نه. التماس دعا (سینا)
20050- باسمه تعالی: سلام علیکم: طبق مبنای امام، میزان رأی مردم است ولی در بستر شریعت الهی و حکومت اللّه. حال در این فضا ما نباید یک قرائت از شریعت الهی را ملاک ارزیابیِ فعالیتهای دیگران قرار دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: زنان باید خودشان دست به کار شوند و سایر زنان را نیز متوجهی جایگاهِ امروزینشان بنمایند و در دل این فعالیتها به مردان هم فهمیده شود که تاریخ عوض شده. عرایضی مثل مقالهی «زن؛ گمشدهی تاریخ ما» در آرشیو سایت در قسمت «زن و خانواده» هست که إنشاءاللّه میتواند کمک کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود / رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود. به همسر محترمتان بفرمایید ره چنان رو که رهروان رفتند، مثل امثال امام رعایت خانواده را بکنند و به جای روزههای انچنانی با کنترل غذا و با نشاط همراه با خوردن غذای مناسب چون شمعی به خانه و خانواده روشنی ببخشند. موفق باشید
