بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9360
متن پرسش
به نام خدا با سلام و احترام: با توجه به سوالات 7887 و 6295 می خواستم دلایل شما را در خصوص اینکه پست مدرنیسم بسط مدرنیته است را بدانم. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پست‌مدرنیسم نظر به همان اهدافی دارد که مدرنیته برای بشر مدّ نظر قرار داده، منتها در صدد است با بازخوانی گذشته‌ی خود ناکامی‌های خود را نسبت به آن اهداف بررسی کند و بدین سبب باید گفت پست‌مدرن بسطِ مدرنیته است. موفق باشید
6392

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز اگر مکان مناسبی باشه برای تشکیل کلاس به شما معرفی کنیم؟قبول می کنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: با عرض معذرت امکانش برایم نیست. موفق باشید
4858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام.استاددرجواب سوال4792درباره سیر مطالعاتی عرفان نظری شما جوابی عنایت فرمودید که سیر مطالعاتی سایت مفید است ولی بنده سیر شما را تا حدودی پیش رفته ام وجسارتا یک سیر کلاسیک با کتب مرجع تر می خواهم اگر لطف کنید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله پس از سیر مطالعاتی سایت می‌توانید با تفسیر المیزان و اسفار ملاصدرا و فصوص محی‌الدین مرتبط باشید. موفق باشید
4625
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی سوالی راجع به مفهوم و ترجمه آیه "ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون" داشتم و اینست که شما در تمامی موارد عبارت "لیعبدون" را "تا عبادت کنند" ترجمه کرده اید، لکن به کرات دیده ام که بسیاری از علمای اخلاق این عبارت را " تا به عبودیت برسند" ترجمه می کنند و برخی می گویند ترجمه " تا عبادت کنند" ترجمه غلطی است. زیرا هدف خلقت به مقم خلیفه اللهی رسیدن انسان است که این همان به عبودیت رسیدن است و نه عبادت کردن! هرچند مقداری از عبودیت از طریق عبادت انجام می شود ولی باز به نظرم این دو ترجمه تفاوت عمیقی دارند. لطفا توضیح بفرمایید. تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن است که خداوند در آن آیه می‌فرماید: جن و انس را خلق نکردم مگر برای آن‌که بندگی کنند. و مسلّم در راستای بندگی و عبادت روح عبودیت ظهور می‌کند و انسان تا یقین می‌رسد چون می‌فرماید: «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقین‏». موفق باشید
3494
متن پرسش
با عرض سلام وخسته نباشید نوجوانی 17 ساله هستم بزرگترین مشکلی که دارم نداشتن پشتکار لازم است با اینکه وظیفه خودم را تقریبا به درستی فهمیده ام ومیدانم چه کاری و چگونه باید انجام دهم ولی هنگام عمل به آنها دچار سستی میشوم و پشتکارم را از دست میدهم و به درستی انجام وظیفه نمیکنم که این مشکل بیشتر مرا در زمینه مطالعات درسی و غیر درسی و استفاده درست از زندگی اذیت میکند. خواهشمند هستم چگونگی بر طرف این مشکل را بفرمایید تا در قیامت شرمنده اهل بیت (ع) نشوم و به منتهای کمال که می توانم برسم، برسم. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آفات کار در کثرات است و مشغولیت‌های پراکنده، شاید کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» کمک کند. موفق باشید
1791
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید 1-می خواستم ببینم وظیفه ما در قبال روایتی که می فرمایند " هر کس سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد مسلمان نیست" چیست ؟ چرا که بنده همچنین خانواده هایی را سراغ دارم که شب را گرسنه می خوابند از طرفی تمکن مالی جهت برطرف کردن مشکلات مالی اینان را ندارم . آیا منظور این روایت صرفا این است که باید یک روحیه دردمندی داشته باشیم و این که با آن ها همدردی کنیم اختیاری است و یا از نظر فقهی واجب است شب ها ما هم با شکم سیر نخوابیم ؟ 2-اینکه در روایت حدود همسایه را 40 خانه در 40 خانه معرفی می کند آیا نمادین است و یا دقیقا همین مقدار را مد نظر دارند ؟ آیا اینکه ما یقینا می دانیم در شهری دیگر و یا کشوری دیگر گرسنگانی وجود دارند آیا مشمول روایت مذکور در بالا می شویم ؟(از نظر اخلاقی و از نظر فقهی)
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام مسلّم اگر بدانیم خانواده‌ای در نزدیکی ما گرسنه خوابیده و امکان دسترسی ما به آن‌ها هست و امکان سیرکردن آن‌ها را نیز داریم و بی‌تفاوت باشیم نه‌تنها مسلمان نیستیم بلکه بسیاربسیار از انسانیت دور می باشیم. ولی اگر اطلاع و امکان کافی نداریم موضوع فرق می‌کند. در مورد قسمت دوم سؤال فکر می‌کنم منظور از چهل خانه، آن‌قدری است که می‌توانیم از آن‌ها اطلاع به‌دست آوریم و یا می‌توانیم به آن‌ها دسترسی داشته باشیم. موفق باشید
1378

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز.پوزش بابت مزاحمتها. خداوند در طول تاریخ مهمترین چیزی که از انسان خواسته، تزکیه نفس و تقوا بوده است، و اگر انسانی با شب زنده داری و طاعت و عبادت به آن هدف می رسید غالبا می توانست برای مرگ و جهان ابدی خیالش راحت باشد. در گذشته مشاغل پیچیده نبودند و با کمی آموزش میشد هر حرفه و صنعتی را یاد گرفت، لذا دغدغه انسانها در عرصه کار و اشتغال به مراتب کمتر از الان بوده است، گذشته ها، بیشترین دغدغه کسب روزی حلال بوده است ولی دغدغه انسان متعهد امروز علاوه بر کسب حلال، جلو افتادن از غرب در عرصه علم و فناوری نیز هست. در قرن حاضر شخصیت انسانها پیچیده شده و کار به سادگی گذشته ها نیست. خودم را مثال میزنم. حقیر شخصی فنی بوده و تحصیلات دانشگاهی داشته ام و هم اکنون در عرصه صنعت کشور مشغول به کار و فعالیت هستم. چنین به ذهنم می رسد که حقیر نمی توانم مثل انسان هزار سال پیش فقط به تقوا و تربیت نفس فکر کنم و با توجه به اینکه رهبر عزیز حفظه الله امسال را سال جهاد اقتصادی معرفی کرده اند، وظیفه من این است که در این بعد با توجه به تخصصم نیز کاری انجام دهم. از طرفی توان حقیر نیز ناچیز است و به دلیل سالهای متمادی کار فنی، دیگر تاب و توان کار کردن و تعمق در زمینه علم و فن و کار فنی و نو آوری و کمک به جهاد اقتصادی را به شکل قانع کننده ندارم. با توجه به توان و استعدادی هم که از خود سراغ دارم بعید می دانم بتوان در این عرصه کاری انجام دهم که جهاد به حساب آید. به همین دلایل دغدغه اخیر اینجانب این است که نمی دانم الان به وظیفه عمل کرده ام و اگر الان زمان مرگم فرا برسد، آیا با خشم و غضب پروردگار روبرو میشوم؟ از طرفی دیگر ورود به صنعت و کار و فن به شکلی که جهاد محسوب شود تمام وقت انسان را گرفته و ذهن و فکر را کامل مشغول می کند و خود بخود انسان، خدا و خود را به فراموشی سپرده و گرفتار غفلتی دیگر می شود. کما اینکه خیلی از افراد را سراغ دارم که چنین گرفتار شده اند. لطفا در این زمینه اگر راهنمایی سراغ دارید دریغ نفرمایید. چکار کنم که به سلامت راهی که در پیش گرفته ام مطمئن باشم؟ چه جوری میشه فهمید الان وظیفه چیست؟ و چه جوری میشه فهمید راهی که در پیش گرفته ام منو به صراط مستقیم راهنمایی میکنه؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: ما وقتی خود را در ذیل اسلام و پیامبر خدا و ائمه‌ی هدی«علیهم‌السلام» قرار دادیم و بر این مبنا نظر به ولیّ فقیه نمودیم، دیگر حکم سربازی را پیدا می‌کنیم که هروقت امری پیش آمد کوتاهی نمی‌کنیم. شما فعلاً هرچه پیش آمد و می‌توانید انجام دهید را بپذیرید، بقیه در دست خدا است. موفق باشید
22929
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد گرامی: پیشاپیش از اینکه برای پرسش بنده وقت می گذارید کمال تشکر را دارم. با توجه به اینکه همه موجودات (جند الله) هستند و دست و پا و اعضا ما هم لشکر خداست که بعضی وقتها مثلا جایی حاضر می شویم و طرف می گوید خدا ترا فرستاد. از این جهت که بنده به عنوان مخلوق لشکر خدا هستم که در خدمت مخلوقات دیگر قرار می گیرم. این را بعضی مواقع با تمام وجود حس کردم‌. سوالم این است پس آن موقع که گناه مرتکب می شوم قضیه چیه؟ بین لشکر خدا بودن و گناه نمیتونم ارتباط برقرار کنم. بخصوص با این حدیث که «الخیر فی ما وقع» یعنی انجام گناه که واقع میشه خیر است؟ به چه معنا؟ علی یارتان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد ورود به این مباحث باید بین تکوین و تشریع تفاوت گذاشت. آری! از نظر تکوین همه‌چیز جنداللّه است، حتی شیطان لشکر خداست تا با وسوسه‌ی خود انسان‌ها بتوانند تکلیف خود را نسبت به وسوسه‌ی شیطان تعیین کنند. ولی از نظر تشریع، این انسان‌ها هستند که باید با اختیار خود نبست خود را با مخلوقات شکل دهند که مثلاً ما در رابطه با شیطان چه موضع‌گیری داشته باشیم تا با انتخاب خود شخصیت خود را شکل دهیم. موفق باشید 

22337
متن پرسش
بسم الله با عرض سلام و آرزوی سلامتی برای حضرت استاد طاهرزاده عزیز: ۱. حضرت استاد، اگر انسان احساس کند با خداوند غریبه شده است و قلب او دیگر اتصالی به خداوند ندارد و هنگام عبادت و مناجات هرچند خداوند را می خواند اما او را احساس نمی‌کند و انگار نمی‌داند اصلاً مخاطب او کیست و فقط جملاتی را بدون مخاطب بیان می‌کند باید چه کند و چه راهی را برای خروج از این حال عذاب‌آور و درک حضور خداوند و چشیدن محبت او توصیه می‌فرمایید؟ ۲. برای کسی که می خواهد شروع به تهذیب و تزکیه کند و نیاز به منبعی برای تغذیه ذهنی دارد چه کتبی را توصیه می‌فرمایید؟ ۳. برای نیل به اخلاص چه کارهایی باید انجام داد، گاهی انسان احساس می‌کند هیچ عملی از اعمالش خالص نیست، حتی اعمالی که در خلوت خویش انجام می‌دهد را ناخالص می‌پندارد، با این حساب چه کند تا به اخلاص برسد؟ از این که مزاحم اوقات شریف شدم، عذرخواهم. سایه تان مستدام. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- طبیعی است که قلب دارای «ادبار» و «اقبال» است. وظیفه‌ی ما آن است که در موقع ادبار نیز بر وظایف و عبادات خود صبر و پشتکار داشته باشیم تا قلبِ رمیده برگردد 2- فکر می‌کنم سیر مطالعاتی بر روی سایت کارساز باشد 3- مطالعه‌ی سیره‌ی عرفا و شهداء کارساز است. موفق باشید

22068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: طاعات و عبادات شما مورد قبول در گاه حضرت حق، ما را از دعای خیرتان محروم نفرمائید جناب استاد: 1. رهبر معظم انقلاب چندی پیش فرمودند هیچ کس به خاطر عقیده اش مورد تعقیب قرار نمی گیرد، بی تردید منظور عقیده ای است که ابراز نمی شود که نیست، بلکه منظور عقیده ای است که بیان می شود، ولی جناب استاد آنچه ما در جامعه مشاهده می کنیم اینطور نیست و اشخاص زیادی هستند که به خاطر ابراز عقیده به اطلاعات فرا خوانده شده اند. فرض کنید در مسجدی در گوشه ای از شهر بیست سی نفر دور هم جمع شوند و استادی نظریه حکومت اسلامی و ولایت فقیه را با دلایل قرآنی و عقلی رد کند تردید نکنید به جلسه سوم چهارم نمی رسد که آن استاد سر از اطلاعات سپاه سر در خواهد آورد. نمونه های عینی آن در کشور براحتی قابل مشاهده است حال رهبری بر چه اساسی چنین سخنی را می فرمایند؟ 2. رهبری اخیرا فرمودند بعضی از معاریف کشور می گفتند سر مسئله هسته ای با آمریکا کنار بیائیم تا از مشکل سازی آمریکا رها شویم خدا از سر تقصیراتشان بگذرند آیا منظور و مصداق اتم آن هاشمی بود؟ 3. اگر سوال 2 آری است آیا آقای جوادی متنبه می شوند تا دیگر نفرمایند هاشمی چون کوهی بود که نلغزید و جامعه را هم نلغزاند تا این نقص بزرگ اندیشه ای در تاریخ بر دامان ایشان ننشیند و فلسفه و عرفان ایشان از اتهام بی بصیرتی و عدم درک حقایق روز جامعه نجات یابد و بچه های حزب الله و انقلابی محبت از دست رفته ایشان را اندکی دو باره به گوشه دل راه دهند؟ براستی استاد، آقای جوادی با این مطلق گویی ها، بسیاری از سخنان بزرگان که می فرمایند فلسفه و عرفان و فیلسوف و عارف حقایق اجتماع و شخصیت ها را با نور خدا می نگرد و انحرافات و اشتباهات را مثل روز روشن می بیند را به چالش جدی کشید. لطفا جواب سوالات موردی داده شود و در سایت گذاشته شود. خدا به شما جزای خیر بدهد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم بد نیست در این مورد فکر کنید که بین اظهار نظر آزاد با تشویش افکار عمومی باید فرق گذاشت. گاهی بحث آزادی عقیده به این صورت است که مثلاً بنده یا جنابعالی اعتقاد به ولایت فقیه نداشته باشیم. ولی یک وقت تحت عنوان آزادی عقیده، افکار را در مسیر نفی اعتقاد به ولایت فقیه تحریک می‌کنیم 2- بنده هم با شنیدن سخن مقام معظم رهبری، ذهنم رفت بر روی آقای هاشمی، ولی اولاً: نمی‌توان این برداشت را برای همه تکلیف کرد که باید همه این‌طور فکر کنند ثانیاً: چرا ما در مورد آیت اللّه جوادی این رویکرد را نداشته باشیم که از شخصیت علمی ایشان استفاده کنیم و جامعه را از کسی که می‌تواند معارف خوبی را در اختیار مردم بگذارد؛ محروم نماییم؟ موفق باشید

21721
متن پرسش
سلام استاد: من جوان ۲۱ ساله‌ای هستم پر از تضاد و نفاق ساختاری. در جامعه فردی مذهبی و انقلابی محسوب می شوم، اما پس از فرار از شلوغی زمانه وقتی با خودحقیقی ام رو به رو میشوم پر از ابهامم، پر از شک و سوالم نسبت به انقلاب و اتفافات زمانه ام. استاد کار به اینجا ختم‌ نمی شود، این تضادها مرا از زندگی نا امید کرده است، تقریبا حوصله هیچ کاری ندارم و به شدت منفعل شده ام. مشکلاتم با مطالعه درست نشده است. بعضی وقتها به لقمه ام شک می کنم که نکند خدایی نکرده این همه حال بد و نفاق ناشی از لقمه حرام باشد. استاد، با زیارت ائمه انرژی می گیرم اما به هفته نمی کشد که روزمرگی مرا با خود می برد، انگار نه انگار از زیارت امام معصوم برگشته ام و دوباره گناه روی گناه. استاد از روزمرگی، روز را شب کردن و شب را روز کردن می ترسم، می ترسم مثل پدرهایم زندگی کنم اما عزم و انگیزه ای برای زندگی متفاوت ندارم. می دانم که تنها راه برون رفت از ظلمت زمانه شهادت طلبی است اما استاد نمی توانم خودم را فریب دهم، در عمق وجودم چنین طلبی ندارم. هنوز ظاهرم برایم اهمیت دارد و در قید و بند ظاهر و زیبایی گرفتارم. چرا به چنین روزی افتاده ام؟ از کجا باید شروع کنم؟ خودم را فریب بدهم و ادا در بیاورم یا به ندای وجودیم گوش دهم؟ استاد عزیز در یک کلام آشفته ام و آشفتگی ام حتی در پرسشم هم هویداست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا نشد که وقتی در راه قرار گرفتیم انتظار داشته باشیم از همان ابتدا به انتها خواهیم رسید. بحمداللّه اولین قدم آن است که متوجه باشیم با آن‌که اصل ذات‌مان آسمانی است، سختْ خاک‌آلود و ناسوتی شده‌ایم و قدم دوم آن است که پای در راه گذاریم و قدم‌قدم با نفس امّاره تکلیف‌مان را روشن کنیم. نه باید مأیوس بود و نه مغرور. مولایمان علی «علیه‌السلام» خطاب به فرزندشان امام حسن «علیه‌السلام» آن را گفتند که مربوط به همه‌ی جوانان است. نامه‌ی آن حضرت به فرزندشان نقشه‌ی راه است، به‌خصوص در این دنیایی که سختْ ظلمانی است. در این رابطه پیشنهادم آن است که کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» را نه‌تنها بخوانید، که در جان خود «یافت» کنید. آفتاب طلوع خواهد کرد و چراغ را خاموش خواهیم نمود. موفق باشید

20101

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: التماس دعای فراوان. استاد چند روز پیش سوالی از محضرتان پرسیدم در خصوص تفسیر کلمه ماانزل و تنزیل که توسط حاج آقا معمار بیان شده بود شما فرمودید ذوقی است و... استاد جان ذوقی یعنی چه؟ یعنی پایه و اساس ندارد و صرفا به نظر خود فرد رسیده است؟ استاد یکی از دلایلی که به حاج آقا معمار فشار آوردند و ایشون از اصفهان رفت این بوده که علیه اشون اعتراض شد که تفسیر به رأی می کنن و... البته این نوع فشارها درست نیست ولی وقتی دیدم شما هم می فرمایید ذوقی است یه کم ته دلم خالی شد. البته ایشون روایات مربوطه را بیان می کند و با استناد به روایات و خود آیات این موضوعات رو بیان می کند. سوال دیگری دارم استاد: خدائیش جلسات حاج آقا معمار حال و هوای آدم رو عوض می کنه پامنبری هاش هم غالبا ثابت و باصفا و البته فراوانند. من جلسات زیادی رفتم و جز آدمهایی هستم که هر منبری یا هر مداحی به دلم نمی نشیند. مثلا در باب مداحی چون فارغ التحصیل دانشگاه امام صادق علیه السلام هستم فقط مداحی هایی در حد جلسات میثاق با شهدای دانشگاه و سطح اندیشه آقای مطیعی به دلم می شینه. حالا برای من با این روحیه سختگیرانه جالبه که جلسات آقای معمار مثل بهشته وقتی که میام بیرون از جلسه احساس می کنم بسیار بسیار سبک شده ام حال و هوای دیگری دارم نه فقط من انگار بقیه هم سرحال آمدند جالبه ایشون هم مستند حرف میزنه هم عقلانی ولی بعد انسان رو میبره به حالی فراتر از این تعقل و استناد. آدم حضور قلب به معنای واقعی کلمه و نشستن بر سر سفره ثقلین رو با تمام وجود حس می کنه. سالهای سال است که دلهای بیشماری را به در آستان قرآن و اهل بیت پیوند داده اند... استاد سوال من اینه وقتی که به اسم اینکه ایشون ولایتی نیست و ... ایشون رو در واقع از اصفهان تاراندند و ساکن قم شدند آیا ممکن است اگر خطیب دلش با ولایت نباشد اینگونه انسان را به دامن قرآن و اهل بیت (ع) وصل کند؟ اگر انسان را به عالم هپروت و سرخوشی بی اساس می برد شاید باورپذیر بود که ولایت پذیر نیست و ... ولی خداییش انسان وقتی از در مسجد رضوی خارج می شه قشنگ حضور قلبی در محضر قران و اهل بیت (ع) رو حس می کنه. استاد ایشون در آخر منبرها برای رهبری دعا می کنن و البته میگن خدایا رهبر انقلاب رو حفظ بفرما دیگه پسوند و پیشوند نمیذارند. چرا پس انگ ولایت ناپذیری بهشون زدند. ... نظر شما چیست؟ تشکرم از اینکه حوصله به خرج دادید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در هر حال این ذوق انسان است که در فهم روایت و آیات کمک می‌کند ولی نباید آن فهم را تنها فهمْ از آیات و روایات دانست، بلکه ذوق انسان وجهی از حقیقت آیات الهی را که جنبه‌ی وجودی دارند، می‌نمایاند 2- همان‌طور که قبلاً عرض شد بنده ایشان را یکی از سربازان انقلاب اسلامی می‌دانم. موفق باشید

16324

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت خدا بر شما: استاد من تا اكنون در مسائل شرعي مقلد آقاي مكارم بوده ام، براي تغيير مرجع و تقليد از مقام معظم رهبري بايد اعلميت ايشان نسبت به مرجع قبلي براي من اثبات شود، ممكن است بنده را راهنمايي بفرماييد. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون یکی از شرایط اعلمیت، اعلم‌بودن به زمانه است، شاید بتوان گفت حضرت آیت اللّه خامنه‌ای«حفظه‌اللّه» در جمع، شرایط اعلمیت را بهتر دارا می‌باشند. البته این بدان معنا نیست که بقیه‌ی مراجع تقلید محترم مدّ نظر نباشند. موفق باشید

15412

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد گرامی: بنده می خواهم بنده خوبی برای خدا باشم ولی نمی توانم چکار کنم؟! خیلی سخته!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شریعت الهی راه خوب و آسانی است، کافی است ما زندگی را طوری تعریف کنیم که اصل و اساس آن برای ورود به ابدیت باشد و لذا امیال دنیایی را آن‌چنان جدّی نگیریم که اصلْ حساب شود. موفق باشید

13893
متن پرسش
سلام و خدا قوت: استاد ما باید فقه و اصول فقه را تا چه حد بخوانیم؟ باید لزوما اجتهاد داشته باشیم؟ یا صرف دانستن در حد سطح یک و دو کافی است. (در حد رسائل و مکاسب) آخر آنقدر علم هست که لازم است ما طلاب با آنها آشنا شویم که انسان می ترسد به آنها نرسد و وقت نکند. مثلا فلسفه و عرفان و دشمن شناسی و تاریخ و غرب شناسی و ادیان شناسی و.... اگر ما مثل علمای سلف بیشتر به فقه و اصول بپردازیم بقیه علوم می ماند. البته خداوند هم برکت می دهد به علم طلبه اگر نیتش خالص باشد؟ راهنمایی بفرمایید. ممنون التماس دعا
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی بخواهد به عنوان صاحب‌نظر در موضوعات اسلامی به میان آید تا بتواند به متون لازم رجوع درستی داشته باشد، حداقل بایستی چندسالی تا درس خارج جلو رود و در این حالت است که اگر در فلسفه و عرفان و دشمن شناسی وارد شود می‌تواند درست برداشت کند و موضوع را درست ارائه دهد. موفق باشید

13505

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: جناب آقای دکتر صادق خرازی در مصاحبه با آقای رشیدپور فرموده اند که امام موسی صدر و شهید بهشتی با زنان اجنبی دست می دادند. می خواستم بدانم آیا واقعا منع شرعی دارد دست دادن به زن اجنبی و اگر ندارد به چه علت الان عده ای مخالفت می کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً هیچ‌یک از مراجع مخالف امر فوق نیستند. می‌ماند که شرایط خاص آن را روشن می‌کنند. در این مورد می‌توانید به فتاوای آیت اللّه بروجردی مراجعه فرمایید. موفق باشید

11238
متن پرسش
سلام استاد: مسافرت بهتون ان شاءالله خوش بگذره حالا تایلند! میرید آنتالیا یا ارمنستان یا هر جای دیگه. ولیّ بنده هرجا بره در محضر خداست. استاد چگونه عقلی بپذیریم که هر شب جمعه حضرت مادرمان زهرا سلام خدا بر او میرن کربلا و گریه و از این شعرهایی که مداحان میخونن. اصلا برزخ برای مومن مگه جای ملال است و حضرت زهرا مگه end ایمان نیستند پس این حرفها دیگه چیه؟ یعنی باور کنیم که ایشان همچنان ناراحت و غمزده هستند و گریه می کنند؟ اصلا مگه به اون معنا بدنی دارند و زنده هستند به مثل حیات ماها که اشک داریم؟ اینا سوال مهمی ست که برای هر شیعه ممکنه پیش بیاد منتها ادب اقتضای سکوت می کند اما من کله خرتر از این حرفام. شیعه یعنی عقل گرایی و تمام معارف شیعی را میشه با عقل تبیین کرد. پس یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- جای شما و همه‌ی عزیزان خالی، مشهد مقدس مشرف شده بودم 2- عنایت داشته باشید داستان اشک اولیاء الهی، داستان نظر به انوار متعالی الهی است که مدّ نظرشان قرار می‌گیرد و جانشان در طلب آن حقایق به جذبه‌ای می‌رسد که اشک، صورتِ آن جذبه است و قدم‌هایی است جهت اتصال به آن انوار متعالی. در بحث اشک و گریه برای حضرت امام حسین«علیه‌السلام» در قسمت «یادداشت ویژه» عرض شد که حسین«علیه‌السلام» نمونه‌ای از حقایق قدسی را در جلو بشریت به‌خصوص اولیاء الهی گشود که همه حتی پیامبران خدا با اشک برای آن حضرت به سوی آن حقایق متعالی – که صاحب آن حسین«علیه‌السلام» است - سیر می‌کنند و در شب‌های جمعه حجاب بین انسان‌ها و حقایق حسینی برداشته می‌شود و این ارتباط ظهور بیشتری پیدا می‌کند. پس بحث ملال به آن معنایی که در دنیا هست در برزخ برای اولیاء نیست ولی طلب اُنس با حقایق حسینی چیز دیگری است و اشک برای اُنس با آن حقایق اشکِ سیر به سوی مقصد است. حقیقتاً حسین«علیه‌السلام» سرّ اللّه است. موفق باشید
10122

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ببخشید که با این نوع سوالات وقتتان را می گیرم ولی جز شما شخص مورد اطمینانی پیدا نکردم سوال: یه بنده خدایی مدتی هست که با اجنه ارتباط برقرار کرده ولی به تازگی خواسته های ازش دارن که حاضر به انجام دادنش نیست به گفته خود شخص حالا اجنه از دستش ناراحتن و یه مشکلاتی براش ایجاد کردن؛ دنبال راه فرار و قطع ارتباط می گرده. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءاللّه بعد از مطالعه‌ی کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر»، کتاب «هنر مردن» کمکش می‌کند. موفق باشید
8386
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز تا چه اندازه باید در شب خوابید تا به کمال انسان ضرر نزند ما نیم ساعت زودتر از اذان نمی توانیم بیدار شویم با این صحبت ایت الله قاضی می گوید اگر می توانی شب را نخواب آیا مقدور است ؟ این که انسان را نابود و مریض الحال می کند
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ما فعلا در حد خودمان بایدعمل کنیم تا انشاءالله تجلیات الهی ظهور کند و گستره‌ی عمل را احساس کنیم. موفق باشید
8238
متن پرسش
ﺑﺎﺳﻼﻡ ﺳﻮاﻟﻲ ﺧﺪﻣﺖ ﺷﻤﺎ ﺩاﺷﺘﻢ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﻴﻂﻪ ﺷﺨﺼﻲ اﺳﺖ ﻃﻠﺒﻪ ﺳﺎﻝ 5ﺣﻮﺯﻩ ﻋﻠﻤﻴﻪ ﺷﻴﺮاﺯ ﻫﺴﺘﻢ 4ﺳﺎﻝ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺣﻀﻮﺭﻱ ﺩﺭﺣﻮﺯﻩ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺗﺤﺼﻴﻞ ﺑﻮﺩﻩ ﻭﻫﺮﭼﻨﺪاﺯ ﻧﻆﺮﺣﻮﺯﻩﻃﻠﺒﻪ ﻣﻮﻓﻘﻲ ﻫﺴﺘﻢ اﻣﺎ اﻳﻦ ﻧﻮﻉ ﻣﻂﺎﻟﻌﻪ ﻭﺩﺭﺱ ﺧﻮاﻧﺪﻥ ﺑﺮاﻳﻢ ﺭﺿﺎﻳﺖ ﺑﺨﺶ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﻨﺪ ﻋﻠﺖ ﺩاﺭﺩ: ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺗﺮﻣﻲ ﺣﻮﺯﻩ ﻛﻴﻔﻴﺖ ﺩﺭﺳﻬﺎ ﺑﻪ ﺷﺪﺕ ﭘﺎﻳﻴﻦ اﺳﺖ ﻭﻫﺪﻑ اﻳﻦ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺯﻭﺩﺗﺮ ﺗﺮﻡ ﻭﺩﺭﺱ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﻮﺩ ﻭﺑﻌﺪ اﺯ ﻣﺪﺗﻲ ﻣﺪﺭﻛﻲ ﺩاﺩﻩ ﺷﻮﺩ ﻭﺳﻴﺴﺘﻤﻲ ﻣﺜﻞ ﺩاﻧﺸﮕﺎﻩ ﭼﻮﻥ ﻗﺒﻼ 3ﺳﺎﻝ ﺩﺭﺩاﻧﺸﮕﺎﻩ ﺭﺷﺘﻪ ﺣﺴﺎﺑﺪاﺭﻱ ﺧﻮاﻧﺪﻡ ﻭﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻋﻼﻗﻪ ﺷﺪﻳﺪ ﺑﻪ ﺁﻣﻮﺧﺘﻦ ﻣﻌﺎﺭﻑ ﺩﻳﻦ اﺯ ﺩاﻧﺸﮕﺎﻩ اﻧﺼﺮاﻑ ﺩاﺩﻡ ﻭﻭاﺭﺩ ﺣﻮﺯﻩ ﺷﺪﻡ ﻭﺣﺪﻭﺩ ﻳﻚ ﺳﺎﻟﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﻴﻠﻲ ﺑﻪ ﺩﺭﺳﻬﺎ ﻋﻼﻗﻪ ﺩاﺭﻡ ﭼﻮﻥ ﻓﻜﺮﻭاﻧﺪﺷﻴﺪﻥ ﺻﺤﻴﺢ ﻭﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﺮﺩﻥ ﺭا ﺩﺭ ﺩﻳﻦ ﺩﻳﺪﻡ ﻭﻧﻤﻲ ﺧﻮاﻫﻢ اﺯاﻳﻦ ﻣﺴﻴﺮ ﺧﺎﺭﺝ. ﺷﻮﻡ اﻣﺎ ﺳﻴﺴﺘﻢ ﺣﻮﺯﻩ ﺑﺎ اﻳﻦ ﻧﻮﻉ ﺣﺮﻛﺘﻲ ﻛﻪ ﺩاﺭﺩ ﺧﻴﻠﻲ اﺯ ﻭﻗﺖ ﻭاﻧﺮﮊﻱ ﺭا ﻣﻲ ﮔﻴﺮﺩ و ﻫﻢ ﭼﻨﻴﻦ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺳﻠﻴﻘﻪ ﻫﺎﻱ ﺷﺨﺼﻲ ﺑﺮاﻱ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻛﻤﻜﻲ ﺑﻪ ﺣﻞ ﻣﺴﺎﻳﻞ اﺧﻼﻗﻲ ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﻠﻜﻪ ﺩﺭﮔﻴﺮﻱ ﻫﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺗﻼﺵ ﻛﺮﺩﻡ ﺩﺭ اﻳﻦ ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ ﻣﺴﻴﺮﻫﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺮاﻳﻢ ﺟﺬاﺏ ﻧﺸﻮﺩ ﻭﻭاﻗﻌﺎ ﻋﻼﻗﻪ ﺑﻪ اﻳﻦ ﻣﺴﻴﺮ ﻣﺎﻧﻊ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﭼﻴﺰ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺮﻭﻡ ﻭ
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: با همه‌ی این ضعف‌ها که می‌فرمایید تجربه نشان داده اگر سعی کنید از زیر پوشش برنامه‌های رسمی حوزه خارج نشوید و با جدّیت تمام همان دروس را با همان روش ادامه دهید إن‌شاءاللّه پس از مدتی به حیطه‌ی علمی خوبی دست می‌یابید. بالاخره سلیقه‌های شخصی در حوزه در راستای دلسوزی برای طلاب است نباید با آن مقابل کنید. موفق باشید
6946

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام لطفا به زحمت کشان تایپیست گروه متذکر شوید که حتی المقدور تحیت های بعد از اسامی اهل بیت را در کتب اصلاح کنند چون به این شکل در جزوات و کتب سایت درج شده : مثلا رسول‌خداf و امام صادقu و ... جزاکم الله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون تحیت‌ها با منوی خاصی نوشته می‌شود اگر کامپیوتر کاربران عزیز آن فونت را نداشته باشد به این صورت که ملاحظه می‌کنید ثبت می‌شود. إن‌شاءاللّه مسئول محترم سایت فونت‌های مربوطه را بر روی سایت بگذارند تا کاربران آن‌ها را نصب کنند تا این مشکل ایجاد نشود. موفق باشید
6315
متن پرسش
سلام علیکم.تفاوت تعبیر سجده موجودات با تسبیح موجودات چیست؟هرکدام اشاره به چه مطلبی دارند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: لازمه‌ی تسبیح شعور علم است به خالق هستی و یکی از جلوات تسبیح، سجده است. موفق باشید
1760
متن پرسش
با سلام از نظر فلسفه ماده یا جماد چیست؟ادراک واگاهی چیست؟چرا ماده اگاهی و ادراک ندارد؟ ایا قبل از انفجار بزرگ ماده وجود داشته است؟چرا ماده اولیه جهان نمیتواند بدون خالق باشد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام جنابعالی در این سؤال از بنده خواسته‌اید یک دوره فلسفه برایتان بگویم که حق بدهید چنین امکانی در این‌جا نیست. پیشنهاد می‌کنم ابتدا کتاب «ده نکته از معرفت نفس» با سی‌دی‌های مربوطه را کار کنید تا تصور صحیحی نسبت به ماده و مجرد برایتان پیدا شود. در مورد تئوری انفجار بزرگ نباید جدّی باشید چون صرفاً یک تئوری است، اما این‌که چرا ماده‌ی اولیه نمی‌تواند بدون خالق باشد بحثی است که در برهان صدیقین باید دنبال کنید و این‌که در آن صورت لازم می‌آید ماده‌ی اولیه عین هستی باشد و عین هستی خصوصیاتی دارد که ماده‌ی اولیه به جهت محدودیت‌هایش نمی‌تواند عین هستی باشد. موفق باشید
952

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام: مدتی است خداوند نور رفتن به حوزه و طلبه شدن را به دلم انداخته است و دلایل عقلی محکمی هم در این باب دارم اما مشکل اینجاست که دانشجو هستم و دو سال مانده به پایان کارشناسی واین سبب شده پدر و مادرم تا حدودی با این امر مخالفت کنند اما خودم این مسئله کاملا برایم حل شده و با اطمینان، هم به جهت خودم و هم به جهت نیاز مبرم جامعه ، سعادتم را در طلبگی میبینم اما خانواده مخالفت میکنند میخواستم بدانم رضایت والدین در اینجا چه جایگاهی دارد هم به لحاظ فقهی و هم به لحاظ برکت حرکت در این مسیر؟التماس دعا.
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی اگر این‌طور که می‌فرمایید دلتان در هوای رفتن به حوزه‌ی علمیه است به امید خدا کار را شروع کنید. علماء گرام می‌فرمایند حضور در حوزه‌ی علمیه جهت تبلیغ دین واجب کفایی است و از آن‌جایی که هنوز نیاز به طلبه داریم و تعداد موجود کفایت نمی‌کند اگر کسی بتواند وارد حوزه‌ شود پس برای او واجب عینی می‌شود و در وجوب عینی رضایت والدین شرط نیست و خطری جهت بی‌برکت‌شدن مسیر پیش نمی‌آید به‌خصوص که بعد از مدتی متوجه می‌شوند کار درستی بوده و خداوند قلب آن‌ها را نرم می‌کند، البته تا آن‌جا که ممکن است آن‌ها را توجیه کنید که آیا نمی‌خواهند از خانواده‌ی آن‌ها یک نفر سرباز امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» باشد؟ موفق باشید
21497
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: درباره برائت از کفار سوال داشتم می خواستم لزوم گفتن شعارهای «مرگ بر آمریکا» و امثال آن و همچنین آتش زدن و پا گذاشتن روی پرچم را برای من ریشه یابی کنید چرا که بنده با ایمان کامل به حفط روحیه اسکتبارستیزی هنوز توجیه خوبی برای این کار (یعنی گفتن شعار مرگ بر...) ندارم. لطفا شروع و مبنای آن در ابتدای انقلاب و همپنین در صورت وجود نمونه در دوران ائمه را بیان کنید. با تشکر خدا نگهدار
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم مرگ بر آمریکا به عنوان نمادِ مقابله با استکبار، شبیه آیه‌ی «تَبَّتْ يَدا أَبي‏ لَهَبٍ وَ تَبَّ» و یا آیه‌ی «إِنَّ الَّذينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُونَ» (159)/بقره) باشد که در اولی می‌فرماید: دستِ قدرت ابی‌لهب بریده باد و در دومی می‌گوید: آن‌هایی که حقیقت را پنهان می‌کنند، همان‌هایی هستند که خدا آن‌ها را لعنت می‌کند و لعنت‌کنندگان نیز آن‌ها را لعنت می‌نمایند. موفق باشید   

نمایش چاپی