باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید هرگز نمیتوانید جواب این سؤالات خود را با خواندن یک جزوه بهدست آورید و هیچ نویسندهای هم همهی اصول موضوعیهی سخن خود را در یک نوشته مطرح نمیکند و سپس نتیجه بگیرد. بسیاری از مبانی این جزوه در دو کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» و «امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» مطرح است و آنهم تازه در صورتی قابل استفاده خواهد بود که با نگاهِ وجودی به آن متون رجوع شود و نه با نگاه مفهومی و بهدستآوردن علم حصولی. مخاطبان این جزوه طلبههایی بودند که مبانی را میشناختند. از طرفی مگر مطالبی که ملاصدرا و ابن عربی میگویند بر اساس همان آیات و روایاتی نیست که بدان استناد مینمایند؟ و مگر روایات ما نمیگوید قرآن هفتصد بطن دارد؟ علامه طباطبایی در کتاب «رسالة الولایه» با دقت تمام نشان میدهند که این خودِ دین است با ابعاد مختلف، نه آنکه عرفا و حکما چیزی بر دین افزوده باشند. از طرفی بنده معتقدم بهترین کار در رابطه با مطالعهی چنین کتابها و جزوات آن است که تلاش کنید خودتان جواب سؤالاتتان را از فضای متون بهدست آورید نه اینکه با اندک مجهولی که پیدا میکنید سریعاً یک سؤال برای خود ایجاد کنید و متوقف شوید. در این رابطه و در رابطه با این متون مولوی میگوید:
|
چون گهر در بحر گويد بحر كو |
وآن خيالِ چون صدف ديوار او |
|
|
گفتن آن كو، حجابش مىشود |
ابرِ تابِ آفتابش مىشود |
|
با اینهمه اگر احساس کنید نمیتوانید با متن ارتباط پیدا کنید و اشارات متن شما را معطوف به نکتهای نمیکند سعی کنید وقتتان را در مسیر دیگری صرف کنید. بنده در مورد خودم هم اینطور بوده که اگر میخواستم با اندک سؤالی که این نوع متون برایم پیش میآورد سؤال برای خود ایجاد کنم بسیاری از اینگونه کتابها را مطالعه نکرده بود! حتی فکر کنم قرآن هم نمیتوانستم بخوانم. باید تلاش کرد بیش از آنکه به مفاهیم جملات نظر شود به جایگاه و اشارات آنها نظر نمایید مثل اینکه در مورد آیت اللّه شجاعی در رابطه با عرایض بنده در آن جزوه طوری با سؤال روبهرو شدهاید که میفرمایید نتوانستید موضوع را با نظر به حرکات رزمندگان جمع کنید، در حالیکه وقتی ملاحظه کنید آیت اللّه شجاعی متوجه شدند باید برای ادامهی انقلاب زیربنایِ یک کار اخلاقی و سلوکی را شکل دهند تا رسالت خود را در این تاریخ انجام دهند، دیگر جنابعالی نتیجه نمیگیرید که سخن دو پهلویی در کار است بلکه موضوع «مداد العلماء افضل من دماء الشّهداء» پیش میآید. متونی در دست تهیه است که إنشاءاللّه بعد از آن دو کتاب میتواند کمککار باشد. در هر صورت سخت معتقدم تاریخی شروع شده است که ما برای ادامهی حیات دینی در این ظلمات غلیظ دنیای مدرن باید نگاه عرفانی را در سطح عموم به میان آورد و بر قلهی خدمات عرفای گذشته در جادهای که حضرت امام روح اللّه«رضواناللّهتعالیعلیه» گشودهاند، کار را جلو برد و زیرساختهای فکری این نوع ورود را باید فراهم نمود. موفق باشید
با سلام 1. علت اینکه ما در خیلی اوقات در هنگام ارتکاب گناه میدانیم خدا و امام زمان (عج ا00) دارند ما را می بینند ولی باز به گناه ادامه می دهیم چیست؟ چه چیزی در دینداری ما کم است؟ 2. شما میگویید انسان بعد از یک ماه روزه داری در ماه رمضان در شب عید فطر بهترین نتیجه را میگیرد اما بارها شده که ما بعد از این و یا بعد از 15 روز روزه داری ماه رجب و اعتکاف و در حضور قلب بودن در همان شب عید یا بعد از اعتکاف با یک گناه کبیره بسیار بسیار بد تمام سرمایه خود را به فنا میدهیم انسان در این حالت به حد یاس هم میرسد چرا اینگونه می شود؟ برای جبران گذشته چه باید کرد؟ اصلا قابل جبران است؟
باسمهتعالی: سلامعلیکم: 1- از برکاتی که فاصلهگرفتن از گناه نصیب ما میشود غافل میشویم در آن مرحله تنها به خواستههای نفس امّاره نظر داریم 2- گفت: «آبِ گِل خواهد که در دریا رود.... گِل گرفته پای آب را میکشد». بعد از 15 روز روزهداری و اعتکاف، روح میخواهد به دریای نور وجود سیر کند، یکمرتبه صورتهای ذهنیِ لذات نفس امّاره ظهور میکند و انسان را متوقف میکند. اینکه این صورتهای ذهنی ظهور میکند و پای روح را به پایین میکشد، نشانهی آن است که آن 15 روز، راه را باز کرده، پس دوباره ادامه دهید تا آرامآرام قدرت جذب انوار الهی بر قدرت جذب صورتهای ذهنی لذات نفسی غلبه کند و إنشاءاللّه به جایی برسید که از نفس گذشته، وارد قلب شوید و دیگر حظّ نفس در میدان نباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: الحمداللّه تاریخِ رجوع به خدا شروع شده است. تنها باید مواظب بود که ذیل ارادهی الهی که در این تاریخ ظهور کرده است، این رجوع انجام گیرد که آن جز انقلاب اسلامی نمیباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکت جوهری نظر به جوهر و ذات عالم ماده دارد و دیگر در این نگاه فرقی بین حرکت اعراض یک سیب و یا عدم تغییر ظاهری یک سنگ نیست، زیرا هر دو مادهاند و ذات عالم ماده عین حرکت است. سعی بفرمایید صوت شرح بحث حرکت جوهری را دنبال کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» از جمله فرزندان امامان میباشند و مسلّم یکی از امامزادهگانِ بزرگوار هستند و مثل اکثر زیارتنامهی امامزادهها که علماء تدوین نمودهاند، حضرت آیت اللّه جوادی«حفظهاللّه» این عالم بزرگوار، آن زیارتنامهی دقیق و پرمحتوا و حکیمانه را تدوین نمودهاند. خداوند به بنده و جنابعالی و سایر کاربران عزیز توفیق دهد از طریق همین زیارتنامه، حضرت روح اللّه«رضواناللّهتعالیعلیه» را زیارت کنیم و در اُنس تاریخی با این ذریّهی رسولاللّه«صلواتاللّهعلیهوآله» پایدار بمانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هم با شما موافقم و کشورهای پیشرفته فرزندان خود را گرفتار خواندن زبان انگلیسی نمیکنند. همینطور که میفرمایید هرکدام که احساس نیاز کردند خودشان آن را دنبال میکنند، نه روسی انگلیسی میخواند و نه چینی و نه فرانسوی و نه اسپانیائی و ...... موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خدایی را در مقابل خود دیدید که حقیقتاً همهی آمال و آرزوی ما است و او بیقید و مطلق است؛ در خود مییابیم برای نزدیکی به آن آمال حقیقی باید از قیدها و محدودیتها فاصله گرفت و همچنان نزدیک شد و به گفتهی مولوی: «گر تو خواهی حرّی و آزادگی/ بندگی کن، بندگی کن، بندگی». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: یک قاعدهی عقلی است و تمام علوم تجربی نیز بر آن بنیاد شده است تحت عنوان «حکم الامثال فیما یجوز وفیما لایجوز واحد» اشیاء همانند، دارای حکمی همانند خواهند بود، اعم از اینکه آن حکم مثبت باشد یا منفی. به عبارت دیگر حکم هر شی حکم مانند آن نیز هست. بنابراین اگر موجودی به حکمی از احکام محکوم شود، موجود دیگری که مانند موجود اول است، به همان حکم محکوم می گردد. زیرا بین دو موجود همانند، آنچه موجب امتیاز و جدایی آنها از یکدیگر می شود، به ذات و ماهیت آنها وابسته نیست، بلکه صرفا یک امر عرضی است. پس دو موجود متماثل یا موجودات امثال، در ماهیت متحدند. در این هنگام اگر این ماهیت به حکمی محکوم شود که در یک مورد به طور ایجاب است و در مورد دیگر به طور سلب، مستلزم اجتماع نقیضین خواهد بود، و چون اجتماع نقیضین از نظر عقل محال است، آنچه موجب آن می گردد نیز محال است. به این ترتیب، نتیجه آن است که اشیاء همانند، دارای حکم واحد می باشند. اعم از اینکه آن حکم به طور ایجاب باشد یا به طور سلب. این قاعده از جمله قواعدی است که در بسیاری از موارد به آن استناد شده و زیربنای بسیاری از مسائل قرار گرفته است. اگرچه در کتب فلسفی بحثی تحت عنوان این قاعده دیده نمی شود و فلاسفه آن را به طور مستقل مورد بحث قرار نداده اند، ولی امام فخررازی فصلی از کتاب الاربعین فی اصول الدین را به بحث از این قاعده اختصاص داده و برای اثبات آن استدلال کرده است. در خاتمه این کتاب، که در چهل بخش و برای بحث از چهل مسئله تدوین شده است، امام فخررازی فصلی را منعقد کرده و برخی از اصول و قواعد عقلی را که زیربنای مسائل فلسفی قرار می گیرند، برشمرده است. در آغاز، علم را به تصور و تصدیق و هر کدام از آنها را به دو بخش بدیهی و کسبی تقسیم کرده، سپس اکتساب نظریات را از طریق ترکیب بدیهیات دانسته و ابده بدیهیات و نخستین قضایای ضروری را استحاله اجتماع و ارتفاع نقیضین معرفی کرده است. سپس تعدادی از قواعد را بر قضیه استحاله اجتماع و ارتفاع نقیضین مترتب نموده که هر کدام از آنها اساس و زیربنای بسیاری از مسائل فلسفی می باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این سؤال را از امثال دکتر موسی نجفی یا آقای دکتر رهدار باید بپرسید. موفق باشید
خاک عالم بر سر من .امید وارم بتوانم پرتوی از علمی که عالمان واقعی به وجود مقدس مولایمان (ع) دارند نصیب من شود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه ما در حال ورود به مرحلهای از تاریخ خود هستیم که جریانهای متعلق به انقلاب به جای نفی همدیگر، به نقد همدیگر جهت اصلاح بهتر امور بپردازند و جوانهی این نوع حیات تاریخی در شما در حال شکفتن است. آری طرف مقابل قابل نقد است ولی نباید از نکات ارزشمندی که جنابعالی متذکر آن شدید غفلت شود. موفق باشید
