بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
17386
متن پرسش
سلام علیکم: مگر عالم قیامت، فوق عالم ماده نیست و مگر این طور نیست که آن عالم محدود به زمان و مکان نیست؟ پس این که در قرآن و روایات به زمان و مکان داشتن قیامت و بعد از اتمام دوره دنیا بودن آن تصریح شده چه می شود ؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در برزخ با توجه به این‌که متوفی آن‌چه در دنیا می‌گذرد را در حدّ کلی می‌فهمد و شب و روز دنیا را روی هم رفته درک می‌کند، به یک معنا زمان مطرح است. در مورد حيات بين زندگى دنيا و عالَم قيامت قرآن مى ‏فرمايد: «وَ حاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُالْعَذابِ، النّارُ يعْرَضُونَ عَلَيها غُدُوّاً وَ عَشِياً وَ يوْمَ تَقُومُ‏السّاعَةُ ادْخِلُوا آلَ فِرْعَونَ اشَدَّ الْعَذابِ»[1] عذاب ناراحت كننده آتش، فرعونيان را احاطه كرد، هر بامداد و شامگاه بر آن آتش عرضه مى‏ شوند و آن‏گاه كه قيامت به‏ پا شود (گفته مى‏ شود) فرعونيان را در شديدترين عذاب داخل نماييد. اين آيه كريمه دو نوع عذاب براى فرعونيان ذكر مى‏ كند، يكى قبل از قيامت كه از آن به «سوءالعذاب» تعبير شده است و آن اين است كه روزى دو بار بر آتش عرضه شوند، بدون آن‏كه وارد آن گردند، دوم عذاب بعد از قيامت كه از آن به «اشدالعذاب» تعبير شده است كه فرمان مى‏ رسد آن‏ها را داخل آتش نماييد. پس معلوم است هم اكنون كه فرعونيان هر بامداد و شامگاه در عذاب قرار مى‏ گيرند، بايد نشئه ‏اى باشد كه اين عذاب هم‏ اكنون واقع مى ‏شود و آن نشئه همان برزخ است. ولی در قیامت که خورشید و زمین از میان می‌رود، دیگر این نوع زمان که از طریق گردش زمین به دور خود و به دور خورشید پیش می‌اید، وجود ندارد هرچند موضوع تقدم و تأخر اعمال و مقامات، باز مطرح است.  موفق باشید

 


[1] ( 3)- سوره مؤمن، آيات 45 و 46.

17090
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: بنده این سئوال را یک بار دیگرحدود چند ماه پیش پرسیدم منتهی پاسخ ندادید اما هم اکنون آن اتفاق مجددا بعد از چند ماه برای من رخ داده که دوباره سئوال را مطرح می کنم. تا ان شاءالله تعالی جواب حضرتعالی را بشنوم. استاد عزیز بنده الحمدالله رب العالمین در طول روز می شود که با خدای عزیز و ائمه هدی سلام الله علیهم نجوا می کنم اما دیشب به یک باره بعد از چند دقیقه نجوا، دیگر آن ارتباط نزدیک حاصل نشد و گویی که با خداوند بزرگ و ائمه هدی سلام الله علیهم «بیگانه» شدم که حتی آثار آن هم بعد از چند ساعت وجود دارد! خواستم علت این حالت را ازحضرتعالی بپرسم و مشخصا فلسفه آن چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علت نمی‌خواهد. این یک قاعده است که انسان بعضاً در «قبض» و بعضاً در «بسط» است. به همین جهت باید مطابق دستورات شریعت با صبرِ بر اطاعت و ترک معصیت، کار را جلو برد تا نتایج اصلی کار در قیامت حاصل آید. موفق باشید

16806

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: کسی شبهه ای مطرح می کرد که مذهبی ها انگار تعهد کرده اند کارهایشان را چه درست و چه غلط به پای خدا بگذارند! کشته می شوند می گویند شهید در راه حق. زندان می روند می گویند چونان یونس برای پروریده شدن. فقیر می شوند می گویند چونان شعب ابیطالب. تبعید می شوند میگویند مهاجر الی الله. از زیبا رویان طرد می شوند می گویند راه و رسم یوسف. قطع عضو می شوند می گویند چونان جانباز دشت کربلا. بیمار می شوند می گویند چونان ایوب باید صبر کرد. آبرویشان در معرض گفتگوی سر بازار قرار می گیرد می گویند چونان رهبر که از آبرو هم دریغ ندارد و..... اما همین اتفاقها برای غیر مذهبی ها پیش می آید می گویند به درک واصل شد و زندان حقش بود و مالش بی برکت بود و اخراج شد و .....جواب چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌ها همه بستگی دارد به رویکرد و نیّت افراد. اگر کسی حقیقتاً در سبیل الهی قدم زد و کشته شد، شهید است. ولی اگر چنین ورودی نداشت، مسلّم شهید نیست. آری! تفاوت در رویکردها است و افراد مذهبی با توجه به رویکردها قضاوت می‌کنند. موفق باشید

16764
متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1. اگه ممکنه رابطه ذات حق و جلوه الله رو با مثالی از معرفت النفس توضیح بدید. 2. می شود گفت در برزخ زمانی متناسب با آن عالم باشد؟ اگر نباشد مجرد محض می شود که لا حد است و شکلی ندارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نسبت ذات به صفات، مثل نسبت ذات نفس ناطقه است نسبت به قوای نفس 2- عالم برزخ مجرد است و صور برزخی نیز مجرد می‌باشند و لازم نمی‌آید که موجودِ مجرد، شکل نداشته باشد، بلکه مکان‌مندی و زمان‌مندی به آن صورت که پدیده‌های مادی را شامل می‌شود، در آن‌ها نیست. عرایضی در شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» در این مورد شده است. موفق باشید

15914
متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: در سوره الرحمن آیه «فِیهِمَا مِن کُلِّ فَاکِهَةٍ زَوْجَانِ » ﴿۵۲﴾ منظور از اینکه در آن دو بهشت از هر لذتی (میوه ها) دو نوع است چیست؟ تفسیر این دو نوع لذت چیست؟ آیا می توان گفت مقصود یکی لذت روحانی (حاصل از توحید) و لذت دیگر مربوط به لذت برای تامین قوه خیال انسان می باشد؟ لطفا کمی از اسرار این آیه را بازگو بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی خوبی را از آیه‌ی مذکور را متذکر شده‌اید و عموماً به همین نوع، موضوعات اشاره دارد. مثل فاکهه‌ی تجلی به مقام قلب، و فاکهه‌ی متجلی به مقام روح، که فوق قلب است. موفق باشید

13980
متن پرسش
سلام خسته نباشید: تفاوت انسان و جن در چیست که جن با وجود اختیار و قدرت عقل و هم چنین پاداش و مجازات و پیامبر مشترک با انسان، اشرف مخلوقات نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً حدّ وجودی جنّ، مرتبه‌ی خیال است و به همین جهت که شیطان از جنس جنّ است می‌تواند در خیال انسان‌ها نفوذ کند، ولی نمی‌تواند در عقل انسان‌ها نفوذ نماید. موفق باشید

10246
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم استاد عزیز: سوالی از حقیر پرسیده شده است که جوابش را می دانم اما ترسیدم پاسخ دهم شاید حقش را ادا نکنم: 1- فرق الحمدالله و شکرالله چیست؟ 2- چرا ما الان عالم ذر را بیاد نمی آوریم؟ علت فراموشی چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در ذکر الحمداللّه نظر به کمالات حضرت حق داریم در هر منظری، ولی در شکر نظر به حق داریم نسبت به نعمت‌هایی که در جهت به کمال‌رساندن ما به ما مرحمت کرده 2- علم به عهد اَلست علمی است حضوری و آنچه که در حافظه می‌ماند علم حصولی است. اگر به سلوک لازم مبادرت کردیم آن حضور خود در محضر حضرت ربّ را دوباره احساس می‌کنیم. موفق باشید
10068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: در تکمیل سوال شماره 10056 متن زیر را از کتاب «انسان 250 ساله» صفحه 124 چهار خط آخر پاراگراف دوم (حتی همانهایی که بعد به کربلا آمدند و همراه امام حسین (ع) جنگیدند، در زمان جناب مسلم، کاری که باید می کردند، نکردند. کوتاهی کردند، و الا مسلم آن طور نمی شد. باید قضیه را تمام می کردند که نکردند. خب این نکردنها، موجب شد که حادثه کربلا پیش آید.) در ضمن به نظر رسید که شما در جواب دادن این سوال متوجه نشدید که سوال کننده، این سخن را از قول رهبری نوشته اند. وگرنه نباید می فرمودید «این طور که میفرمایید نیست.» ببخشید حلال کنید. التماس دعا.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض بنده آن بود که آن عزیز درست منظور مقام معظم رهبری را نگرفته‌اند و گمان کرده‌اند آقا می‌فرمایند اصحاب کوفی امام حسین«علیه‌السلام» در دفاع جناب مسلم بن عقیل کوتاهی نمودند. عرض کردم این طور نیست، آری آن‌ها در کوفه با نقشه‌ی عبیداللّه غافلگیر شدند و نفهمیدند باید چه کار کنند و معنای سخن رهبری عزیز که می‌فرمایند: «کاری که باید می‌کردند، نکردند» در این رابطه است. موفق باشید
9116

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با عرض ادب و احترام استاد بهترین برنامه برای بچه های 7 تا 14 ساله در ماه رمضان چیه که انجام بدهیم؟ آیا مباحث معرفت نفس را می توان بیان کرد؟ اگر آری، چه منبعی معرفی می کنیم که مناسب این رده سنی باشد که ما طبق آن برنامه بریزیم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید کاری که در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» به‌خصوص در قسمت «من کو؟» شده مفید واقع شود. اگر کتاب «چه نیاز به نبی» را نیز خودتان برایشان شرح دهید إن‌شاءاللّه اثر خود را می‌گذارد. موفق باشید
5727
متن پرسش
«ملت ایران به فضل خدا و هدایت معنوى ولى الله الاعظم خواهد توانست تمدن اسلامى را بار دیگر در عالم سربلند کند. این،آینده قطعى شماست. جوانان،خود را براى این حرکت عظیم آماده کنند. رهبرانقلاب 76.5.29 »استاد این اینده کدام اینده است که رهبری از آن سخن می گویند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: در جواب سؤال 5716 متذکر آن شدم. ما در آینده در تاریخی قرار خواهیم گرفت که با نگاه تفکر مدرنیته به عالم نمی‌نگریم باید از همین امروز در آن افق زندگی خود را شکل دهیم. رهبر عزیز تقدیری را که خداوند مقدر فرموده برای امروز تاریخ ما می‌فهمند. شاید کتاب سلوک متذکر باشد.موفق باشید
4307
متن پرسش
باسلام استاد گرامی چرا سوالات بنده را پاسخ نمی گویید؟، بی صبرانه منتظر آراء جنابتان هستم با تشکر 1392/1/24
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بدون استثناء سؤالات عزیزان را جواب می‌دهم. یا ایمیل شما مشکل دارد یا حوصله‌ی دنبال‌کردن سؤالات را در لیست سؤالات ندارید. تنها سؤالاتی را جواب نمی‌دهم که در آن توهین هست و یا منجر به تأیید سخنی می‌شود که در حقانیت آن شک دارم. موفق باشید
2617
متن پرسش
سلام ایامی توان بچه هایی که ناخواسته از زن وشوهر مشروع متولد می شوند یک نوع روزی خداوند دانست ؟نظردین درباره ی این گونه تولد ها چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: بنده در این موارد نمی‌توانم نظر بدهم. موفق باشید
1520

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد. در آیه 30 سوره محمد آمده است "اگر ما میخواستیم سیمای ایشان(منافقان) را بر تو آشکار میکردیم....آیا پیامبر اسلام نمیدانستند منافقان چه کسانی هستند و علم نداشتند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: خداوند از جهت ستارالعیوب‌بودنش همه‌ی شخصیت منافقان را بر ملأ نمی‌کند ولی در ادامه‌ی آیه به پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرماید: از طریق طبیعی یعنی از طریق گفتارشان می‌توانی آن‌ها را بشناسی که با سخنانشان به کدام سو نظر دارند و در آخر آیه می‌فرماید: خداوند اعمال آن‌ها را و توطئه‌های آن‌ها را می‌داند و نمی‌توانند ما را غافل‌گیر کنند. موفق باشید
865

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام. من به تازگی با این سایت آشنا شده ام. روند خواب آلود زندگی و رکود حاکم برایم جذاب نیست. از طرفی عافیت طلبی و سکون مانع تحول و تعالی در من می شود.من فوق العاده راحت طلبم .سرشار از افکار بیهوده و یاس و بدبینی به همه چیز و همه کس هستم حتی امور عادی زندگی از دستم در رفته است.نمی تونم در س بخونم.وابستگی شدیدی به نصایح دیگران دارم.تا وقتی درست راه می رم که کسی پیوسته به من گوشزد کند. شیطان را کاملاً بر خودم غالب میدونم و ... اصلا حالم خوب نیست. به این شرایط راضی نیستم
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: همین‌که متوجه‌اید به قول خودتان شیطان بر شما غالب است نشان می‌دهد توانسته‌اید غلبه‌ی او را کم کنید، فکر می‌کنم اگر با حوصله کتاب «آشتی با خدا» را شروع کنید، راه گشوده می‌شود. موفق باشید
714

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام وادب و احترام خدمت استاد گرامی در پاسخ به سوال 702 که در ان مشکل دوست خود را مطرح کرده بودم و شما اشاره کرده بودید به مبارزه با هوای نفس و نرقصیدن به ساز دیده و دل و میل و ... بنده خدا دوستم خود این را می داند هدف من از ارائه این سوال بیان راهکاری عملی از سوی جنابعالی بود اگر من این پاسخ را به بگویم می گوید این را که خود می دانستم .او بدنبال این است چگونه این کار را بکند. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام بنده متوجه هستم که این مشکل هست، ولی حرف همان حرف است که عرض شد. دیگر وظیفه‌ی آن عزیز است که خود را تغییر دهد و بداند تنها راه همین است که دین خدا می‌گوید وگرنه به انواع مشکلات گرفتار می‌شود. موفق باشید
21204
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: بعضی افراد (همکار، فامیل و . . . ) همیشه توقع دارند ما در سلام کردن پیش قدم باشیم یا ما به دیدار ایشان برویم و یا در مراسماتشان شرکت کنیم ولی از طرف آنها اینچنین نیست. تکلیف شخص سالک در این موارد چیست؟ آیا ادامه بدهد یا مثل آنها رفتار نماید (مقابله به مثل نماید)؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر از دعای «مکارم الاخلاق» غفلت کرده‌اید که در این موارد شما باید وظایف خود را انجام دهید و انتظاری هم از جبران آن‌ها هم نداشته باشید. جزوه‌ی «مکارم الاخلاق» بر روی سایت هست. موفق باشید

19560
متن پرسش
سلام: شما در قسمتی از بحث معاد فرمودید کسانی که به توحید قائلند حتی کسانی که برای خدا فرزند قائلند در نهایت هرچند عذاب های زیادی را تحمل کنند ولی عاقبت بهشتی اند. اگر اینگونه باشد که همه انسانها که فطرتا توحید می خواهند و بالاخره باید یک زمانی از آتش خلاص شوند و به بهشت روند. مثلا شمر که ۱۶ بار به حج رفته و آنگونه با خدا مناجات می کرده قائل به توحید نبوده است؟ پس شمر هم باید در نهایت بهشتی باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت داریم: «النّار لا تأكل محلّ‏ الايمان‏». یعنی اگر کسی حقیقتاً به خدا ایمان دارد، آتش به صورت ابدی جان او را که محل ایمان بوده است، نمی‌سوزاند. کسی مثل شمر که کوچک‌ترین اثری از ایمان در جان خود ندارد، هرگز مصداق چنین روایتی نخواهد بود. موفق باشید

19292
متن پرسش
بسمه تعالی با سلام خدمت استاد بزرگوار: در پرسش و پاسخ هایی که در باب انتخابات از جناب عالی پرسیده می شود مشاهده می شود که بر قابل اعتماد بودن جمنا تاکید دارید و گویی قضاوت خود را مشروط به جمنا می کنید. حال سوال اینجاست من به عنوان یک جوان انقلابی که تا حدودی با مباحث تمدنی جنابعالی و بیانات رهبری ارتباط دارم به راحتی می توانم مشاهده کنم که افرادی که الان جمنا از آنها حمایت می کند دو روی یک سکه و آن هم سکه ی رایج این روزگار یعنی تکنوکراسی اند. حال چگونه می توان بر این افراد اعتماد کرد چرا که ریل انقلاب رو را در پوشش حزب اللهی گری تعویض می کنند و از طرفی هم نگران هستم که نکند این اعتماد منجر به شروع فرآیند نظری شود تا بتواند هم تکنوکراسی را بپذیرد و به علاوه خود جماعت حزب الله را به جرگه ی تئوری سازان تکنوکراسی البته با نگاه دینی وارد کند و طبقه ای به مراتب دینی تر و پیچیده تر از روشنفکران دینی رایج را تولید نماید. با این اوصاف این اعتماد چگونه است آیا فقط در دست و انگشتان و آن هم در روز 29 اردیبهشت خلاصه می شود و به مثابه ی استخوانی در گلو و خاری در چشم است یا اعتمادی است که از باور قلبی نشئت می گیرد؟ متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حساسیت شما، حساسیت خوبی است، ولی عنایت داشته باشید سخن از شخصیت‌های سیاسی کشور است، نه اساتید سلوکی. افرادی که در «جمنا» کنار هم جمع شده‌اند هرکدام برای خود می‌توانند یک جریان فکری باشند و این‌که حاضر شده‌اند از تفکر جزیره‌ای پا را فراتر گذارند و در تشکلی وسیع‌تر خود را تعریف کنند، یک قدم به جلو است و از این جهت بنده معتقدم افقی از تشکل سیاسی در شأن انقلاب اسلامی پیش آمده است. موفق باشید 

18599
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: ببخشید استاد یک شبهه ای برام پیش اومده که ذهنمو مشغول کرده. و اون اینکه تو یه سایتی چند ماه پیش خوندم که دانشمندان دارن روی این مساله کار می کنند که چه عواملی باعث پیری و سرانجام مرگ انسان می شوند و تلاش می کنند تا بتوانند یک روزی به این موفقیت برسند که با کنترل این عوامل در بدن انسان کاری کنند که او، پیر نشود و برای همیشه جوان بماند و یا حتی به طور کلی بتوانند جلوی مرگ انسان را بگیرند. استاد طاهرزاده وقتی این مطلب رو خوندم این سوال یا در اصطلاح شبهه برام پیش اومد که نکنه این انسان دو پا که همه کاری ازش برمیاد، بتونه یه روزی در برابر مرگ بایستد و یا حداقل عمری بسیار طولانی کند مثلا دو هزار سال. استاد حالا سوالم از شما اینست که بهم بگید که همچنین کاری از انسان بر میاد؟ نه اینکه نعوذ بالله خداوند ناتوان است که روح انسان را بگیرد بلکه چون خداوند بر اساس سبب و مسببات عمل می کند، میگم نکند یه وقت همچین کاری انسان بتونه بکنه!؟ ثانیا سوال دیگری نیز دارم و آن اینکه اگه ممکنه حدیث یا روایتی اگر سراغ دارید که تصریح کرده باشد که نمی توان در جلوی مرگ ایستاد و از آن فرار کرد و همه انسان ها می میرند را بهم بگید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بهترین جواب برای رسیدن به مطلبی که به دنبال آن هستیدع مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن است که هر دو بر روی سایت هست. در آن‌جا روشن می‌شود که قضیه‌ی مرگ از چه قرار است و چرا با علمِ تجربی نمی‌توان آن را فهمید. موفق باشید

17916
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز این مباحث روانشناسی جدید که امروزه در حال رواج بین مردم است و بیشتر دیده می شود که انسان را تشنه ی طلب دنیا و نگاه استقلالی به انسان می شود را چگونه می بینید؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به قول پروفسور «فریتیوف شوان» بعضاً روان‌شناسی به جای دین می‌نشیند و این خطرناک است، زیرا تنها صاحب انسان‌ها یعنی خداوند است که می‌تواند تکلیف انسان‌ها را مشخص کند و حالات انسان را درست تحلیل نماید. موفق باشید

17794

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. محضر مبارک استاد طاهرزاده سلام علیکم: نظر جنابعالی در مورد کتاب نگرشی بر فلسفه و عرفان نوشته آیت ا... صافی گلپایگانی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ایشان در آن کتاب طوری سخن می‌گویند که اهل فن در فلسفه و عرفان متوجه می‌شوند دقت کامل در فهمِ مقصد اصلی فلاسفه و عرفا نشده است و شاید در همین رابطه حضرت امام در نصایحی که به مرحوم احمدآقا دارند توصیه می‌کنند اگر سخن اهل عرفان را متوجه نمی‌شود، لااقل انکار نکند. موفق باشید

16077

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: لطفا تعین اول و تعین ثانی و احدیت و واحدیت و فیض اقدس و فیض مقدس را با هم تطبیق دهید که هر کدام با کدام یکی مطابق است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خوب است مباحثی را که در شرح کتاب «مصباح الهدایه» شده است دنبال بفرمایید. صوت آن بر روی سایت هست. موفق باشید

14815
متن پرسش
با عرض سلام و آرزوی توفیقات روزافزون برای استاد محترم: ناظر به مقاله ای که امروز و در مراسم رونمایی از کتاب دکتر موسی نجفی به شما دادم (مقاله روایت بودگی قوم ایرانی) دوست دارم در صورت امکان نظرتان را جویا شوم. مخصوصا این که در این مقاله صحبتی از ابن خلدون هم آورده شده بود و یکی از جرقه های اصلی نگارش این مقاله (علاوه بر مقاله گسیختگی تاریخی دکتر داوری) همین چند جمله ای بود که بنده از ابن خلدون ذکر کرده ام. به طور مشخص بنده چند جمله ای را که از ابن خلدون در این مقاله آورده ام، دسته بندی و مرحله بندی سه تایی آقای دکتر نجفی. (نهضت، نظام، تمدن) اين است كه از منظر ایشان گویی ما با تکمیل نظامی به نام دین، لاجرم یک مرحله به تحقق مدینه دینی نزدیک تر شده ایم. در حالی که مطابق همان جملاتی که بنده از ابن خلدون ذکر کردم و بحثی که در ذیل دوگانه «شرط لازم و شرط کافی» آورده ام، به نظرم این تلقی چندان نمی‌تواند درست باشد و ناظر به همان عقلانیت انتزاعی است. بحث آگاهی و شهود هم که در این مقاله آورده شده، به طور مشخص در تقابل با گفته های شما است. چرا که بنده معتقدم اگر بخواهیم نیچه‌وار حقیقت این دوران را شهود کنیم به همان تعبیری می رسیم که مرحوم فردید اواخر عمر به آن رسیده بودند: «روزگار تلاش و تلاشی» و از قضا این آگاهی های ماست که به ما می گوید ما در جامعه ای دینی و ذیل حکومتی دینی و در حال حرکت به سمت جامعه نمونه دینی در حال حرکتیم. و گرنه ما در ساحت شهود همان را می یابیم که شما در یکی از پاسخ هایتان بیان کرده بودید: «در این زمانه که همه چیز رو به بی معنایی می رود» و البته شما به حسب تلقی ای که از انقلاب اسلامی و امکان های نهفته در آن دارید، امیدوارید به وسیله انقلاب اسلامی، در این زمانه تقدیر توحیدی حاکم و غالب باشد. که البته بنده در مقاله ذکر کرده ام که انقلاب اسلامی بیش از آنکه یک «کنش» باشد، یک «واکنش» بود. واکنشی به وضع بحرانی جامعه در آن دوران. در حالی که نهضت پیامبر و یا انقلاب فرانسه، این ها کنش هایی بودند که ناظر به بحران و ضرورت های بیرونی اتفاق نیفتادند؛ بلکه ناظر به داشته های درونی و انباشت آن ها اتفاق افتادند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خودتان مستحضريد كه متن ارسالي، موضوعی را در میان گذارده که اضلاع مختلفی دارد و درک تاریخی آن تا حدّی نیاز به حضور آن در آینده‌ی تاریخ دارد. بنده در رابطه با رازِ پایداری انقلاب اسلامی در متنی که در صفحه‌ی اول سایت هست؛ نسبت به چیستیِ انقلاب عرایضی داشته‌ام، از آن جهت که انقلاب اسلامی به ادله‌ی قرآنی می‌تواند اراده‌ی الهی در این تاریخ باشد و مسلّم مثل اصل اسلام که در صدر اسلام با چالش‌هایی از طرف جاهلیت دوران روبه‌رو شد، انقلاب اسلامی نیز بدون چالش نیست. ولی همچنان در حالِ حضور بیشتر در این تاریخ است. بسیار تعجب می‌کنم که هویت انقلاب اسلامی را بیشتر در وجوه سیاسی آن می‌بینید و نه در وجوهِ فراسیاسیِ آن! در حالی‌که همه می‌دانیم ریشه‌ی انقلاب اسلامی از یک طرف به «غدیر» و از طرف دیگر به حضور آن در دولت صفویه جای دارد و با ادامه‌ی آن فکر و فرهنگ، مشروطه و نهضت ملّی نفت ظهور کرد. و چطور ما ریشه‌ی تاریخی این‌چنین عمیق انقلاب اسلامی را در وجهِ سیاسی آن متوقف کنیم؟ از طرفی این طبیعی است که انقلاب اسلامی در دهه‌ی چهارم خود به یک بلوغ خاصی می‌رسد که باید امثال جواب‌هایی که جنابعالی در این مقاله مطرح کرده‌اید را بدهد و خود را نیز بازخوانی کند و در این بازخوانی، ضعف‌های خود را نادیده نگیرد چیزی که متأسفانه نیروهای مذهبی ما کمتر بدان می‌پردازند. ولی سؤال بنده آن است که مگر یک انقلاب باید در ابتدایِ امر، تمامِ داشته‌هایی که یک تمدن چهارصدساله برای خود شکل داده است، داشته باشد؟

در عین آن‌که این پرسش‌ها را پرسش‌های جدّی در این دوره از تاریخ انقلاب اسلامی می‌دانم و از طریق همین پرسش‌ها است که تفکر به جامعه‌ی ما باز می‌گردد و به قول شما؛ از آرمان‌گرایی‌های احساساتی عبور می‌کنیم، با این‌همه معتقدم اراده‌ی الهی جهت اصلاح بشر در ظرف انقلاب اسلامی ظهور کرده است. آیا نمی‌بینید چگونه وقتِ غرب و عوامل اصلی آن در منطقه تمام است؟! و این دست و پازدن‌هایی که حکایت از بی‌تعادلیِ آن فکر و فرهنگ هست، راهِ نجات برای آن نمی‌باشد؟! آن چیزی که در سیطره‌ی تکنولوژی و جنگ رسانه‌ای غرب گم شده است؛ نصرت الهی است که نباید از آن غافل بود. و غلیظ‌ترین حجابی که مانع درست‌دیدنِ انقلاب اسلامی خواهد شد؛ واکنشی‌دیدنِ آن است، در حالی‌که حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و رزمندگان ما به عنوان یک رسالت بزرگ تاریخی به صحنه آمدند و با قلب خود نیوشایِ اشارات عالَم قدس گشتند و زندگی را در این تاریخ با تعلق به انقلاب اسلامی در زیر سایه‌ی اراده‌ی الهی برای خود معنا کردند. موفق باشید

14073
متن پرسش
آیا ما اعتراف مربوط به عالم زر نسبت به ربوبیت خدا در عالم زر را به خاطرمی آوریم؟ اگر به یاد می آوریم این چه نوع به یاد آوردنی است که در خاطر ما نیست و اگر به یاد نمی آوریم چرا خداوند گفته نمی توانیم بی خبری خود را بهانه کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن اعتراف به صورت شهودی و با علم حضوری انجام شده است و با تزکیه، احساس می‌شود و نه با فکر و علم حصولی! موفق باشید

13429
متن پرسش
سلام استاد گرامی: درباره نماز خواندن و سبک شمردن آن مطالب زیادی می دانم، اما متاسفانه قادر به انجام درست این فریضه نیستم و وقتی هم تصمیم می گیرم که بهتر بخوانم از قبل از تصمیم گرفتنم کیفیت بدتری پیدا می کند. خمیازه و هر چیزی که قبل از نمازم وجود ندارد دقیقا وقت نماز سر و کله اش پیدا می شود. از طرفی در سن تکلیف به خاطر سخت گیری پدرم در مورد نماز خواندن (حالا به هر کیفیتی که بود) مجبور بودم نمازم را بخوانم حالا اگر شده همه نماز ظهر و عصر دو دقیقه طول بکشد (البته می دانم ایشان از سر دلسوزی مجبورمان می کردند) و برخورد تندی انجام می دادند. این گذشته بد هم مزید بر علت شده و به شدت نماز خواندن برایم سنگین است و برایم یک کار رفع تکلیفی شده است. نمی دانم باید چه کنم؟ از لحاظ دانستن مشکلی ندارم ولی پای عملم می لنگد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از پدرتان گله‌مند نباشید، بالاخره همین عادت به نماز از خدمات ایشان به شما است. سعی کنید با نگاه عرفانی به ابعاد نماز شوق لازم را در خود ایجاد نمایید. کتاب «آداب الصلواة» از امام خمینی کمک می‌کند. موفق باشید

نمایش چاپی