باسمه تعالی: سلام علیکم: فضای مجازی از یک جهت و در ذات خود یک میدان بالقوه است برای آنکه انسانها صورتهای مورد نظر خود را اعم از افکار و یا اشکال، در آن بنمایاند، مثل عالَم خیال. و لذا میتوانیم صورتهای مطلوب خود را در آن إلقاء کنیم. در تمدن اسلامی چون هرچه بیشتر به حقایق عالم نظر میشود و اصالت به آن عالم داده میشود و کمتر به مرتبهی خیال نظر میگردد، به همان اندازه به فضای مجازی که محل ظهور خیال است نظر میشود. ولی سعی دارد در آن فضا خیالات متعالی را ظاهر کند مثل سالکی که خیالات خود را در ارتباط با عالَم عقل شکل میدهد و از عالم وَهم فاصله میگیرد. با توجه به امر فوق فکر نمیکنم فضای مجازی در ذات خود با حکمت متعالیه در تناقض باشد. همانطور که جناب ملاصدرا با طراحی هنرمندانهی مدرسهی خود در شیراز به نام مدرسهی «خان»، صورتهای عالیهی خیال را به ظهور رساند. کتابهای آقای دکتر مهدی امامیجمعه، نکات خوبی در این مورد دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در کتاب «بصیرت فاطمه«سلاماللّهعلیها» عرض شده که حضرت حق برای مقابله با جریانهای بعد از رحلت رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» باید کسی را پرورش میدادند که ظرفیت تحقق چنان رسالتی را داشته باشد و از این جهت حضرت فاطمه«سلاماللّهعلیها» را جهت این امر صابر و آماده دیدند و بدین معنا گفته میشود او را امتحان کرد و دید صابر است 2- همهی ائمه«علیهمالسلام» نور واحدند ولی با مظهریت متفاوت، حضرت زهرا«سلاماللّهعلیها» از بعضی جهات مظهریت منحصر به فرد دارند، همانطور که امام حسین«علیهالسلام» چنین موقعیتی را دارا میباشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در چند جوابی که در مورد موضوع شک عرض کردم ما به طور بدیهی به موجودات خارجی علم پیدا میکنیم و صورت آنها را در ذهن خود داریم و نفس ناطقهی ما به طور بدیهی و به جهت تجردی که دارد، به واقعیات خارج عالم میشود و دلیلی ندارد که به ادراکات بدیهی خود شک کنیم. هنر ما آن است که به این نوع شکها که بدیهیات ما را مورد تردید قرار میدهد توجه نکنیم. موفق باشید
با عرض سلام وخدا قوت خدمت استاد عزیز!وبا عرض معذرت به جهت وقتی که از شما می گیرم!سوال این حقیر در مورد نسل امروز است,این حقیر یک طلبه هستم وسخت در گیر مسایل ومشکلات درونی اما از آن بیشتر در گیر وداغون از وضعیت ظاهری جامعه بخصوص نسل جوان.خدا می داند به جهت اصلی انقلاب ونظام ایمان دارم ولی به هر حال ما در مقابل این وضعیت موظفیم خدا می داند که از دیدن وشنیدن این وضعیت حجاب وروابط در جامعه چه فشاری به روح وقلب این حقیر می آید از طرفی شدیدا احساس عجز در مقابل این افراد ونسل می کنم انگار که فرسنگها باهم فاصله داریم که حتی از وضعیت ظاهری ماهم متنفر وگریزانند از آن جایی که گاهی با نوجوانان در ارتباطم حس می کنم از هم بیگانه ایم وهیچ رغبتی به رابطه برقرار کردن با ما وشنیدن حرف های ما را ندارند.وقتی از روابط ناسالم وخودکشی و فرار حرف می زنند گوشی برای شنیدن حر ف دیگری ندارند.من حتی با بچه برادر خودم هم مشکل دارم واز هم دوریم چه برسد به بقیه...!عاجزانه از شما تقاضامندم که بفرمایید واقعا باید چه کرد فقط افسوس خورد وتماشا کرد؟چه وظیفه ای داریم وچگونه باید عملی کرد؟چطور به این نسل به خصوص این افراد نزدیک شویم؟اصلا باید نزدیک شد یا فقط از دور مرتبط شویم؟چطور باید حق راشناخت ومعرفی کرد که جان آنها هم همراه شود؟غصه وفشاری که بر انسان هجوم می آورد خوب است یابد؟چگونه وقتی ناگزیر از رفتن در جامعه هستیم با این وضع برخورد کنیم یا فقط غصه بخوریم و داغون شویم؟با چنین فشاری به نظر شما این حقیر کار تبلیغی انجام بدهم یانه؟
مه تعالی: سلام علیکم: 1- وجه دیگر همین جوانان را در اعتکافها میتوان دید 2- باید با زبان خودشان با آنها رفاقت کرد بدون آنکه کار آنها را تأیید کنید 3- به مرور بعد از رفاقت با آنها صاحب تجربه میشوید که از کجا شروع کنید 4- اگر آمادهی یک بحث علمی بودند روش کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» بد نیست. موفق باشید
- باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: به این راحتی نباید افراد را مقابل رهبری و امام پنداشت، شاید برداشتهای دیگری از سخنان امام و رهبری دارند که واقعاً از نظر خودش آن برداشتها حقّ است. ثانیاً: هنر ما آن است که دقیقاً اینگونه افراد را بفهمیم و به اندازهای که معتقدیم در جایگاه اصلی نیستند با آنها برخورد کنیم و این سختترین مرحلهی انقلاب اسلامی است که باید در آن به بلوغ لازم برسد و در این راستا إنشاءاللّه کشور به مرحلهای میرسد که اندازهی هر جریانی که معتقد است در ذیل ولایت قرار دارد، برای رقیب او که او نیز خود را در چنین شرایطی میداند معلوم میشود و بهخوبی هرکدام میفهمند دیگری چه میگوید و لازمهی گفتار هرکدام چهچیز است. موفق باشید
