بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
2224

امامتبازدید:

متن پرسش
باسلام. استاد گرامی 4 سوال از محضرتان داشتم: 1. استاد قبل از حضرت ابراهیم نیز انسان الکل و انسان کامل بوده است؟ اگر انسان کامل امام است به نظر می رسد از حضرت ابراهیم به بعد امامت به صحنه آمد لطفا توضیح دهید. میدانم حتما در دنیا باید امام باشد و انسان کامل اما قبل از حضرت ابراهیم چه کسی بوده؟ 2. استاد در سخنرانی شما شنیدم فرمودید «اول در علم، آخر در عین است» و فرمودید حضرت مهدی، از این رو در منظر ائمه بوده و امام صادق با گریه آرزوی دیدار حضرت مهدی را داشتند.استاد سوالم این است که آیا امام زمان از پیامبر هم بالاتر است؟ این آخر در عین بودن نسبت به رسول الله هم می شود؟ 3. استاد شما دائم در سخنرانی هاتان گوشزد می کنید امامت یک مقام است، این را واضح تر توضیح می دهید؟ 4. استاد نظر شما در خصوص «متعه» چیست؟ برخی احادیث از امام صادق و ...نقل می شود که آن را عمل درستی قلمداد نمی کردند و یا گفته می شود چرا امام علی بعد از خلافت آن را رواج نداد، پس شاید زیاد مایل نبودند. با توجه به اینکه احادیث و روایات موافق و مخالف هست، آیا متعه حلال است یا نه؟ من به علامه طباطبایی علاقه زیادی داشتم البته هنوز هم دارم اما در جایی خواندم که گفته بودند: قصد داشتم مخدره ای را متعه یکی شیرازی بود و دیگری اصفهانی و فال حافظ آمد شیرازی بهتر است و ...یه جورایی علامه آن جایگاه نخستینش را در ذهنم از دست داد، لطفا نگوئید شما چه کار داریر علامه چه می کرد، چون مهم است بالاخره ما خودمان را از دنباله روهای علامه میدانیم و مایلیم حقیقت ایشان را بدانیم. با سپاس از عنایت شما
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: 1ـ در روایت داریم « الْحُجَّةُ قَبْلَ الْخَلْقِ وَ مَعَ الْخَلْقِ وَ بَعْدَ الْخَلْق‏» یعنی حجت الهی که همان انسان کامل باشد قبل از خلقت هم هست منتها ظهورش در جمال وجود عینی پیامبران و امامان خواهد بود در حالی که امامت نحوه‌ی مدیریت الهی است که به جهت شرایط تاریخی که در عالم به وجود آمد در حضرت ابراهیم و پیامبران بعد از آن حضرت از طرف خدا جعل شد. 2ـ همان‌طور که در عالم عین، مهدی «عجل‌‌الله‌تعالی‌فرجه» حقایق دین پیامبر«صلی‌الله‌علیه‌وآله» را به ظهور می‌رسانند و همه‌ی امامان تابع نور حضرت محمد«صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله» هستند، در عالم غیب و معنا نیز همین‌طور است که امامان تابع نور حضرت محمد«صلوات‌الله‌علیه‌و‌آله» هستند. 3ـ امام از آن جهت که واسطه‌ی فیض بین حق و خلق است، مقام است یعنی یک عنوان اعتبارای نیست ولی امامت از آن جهت که مأمور است تا دین خدا را تبیین کند یک مأموریت است و خداوند چنین مقامی را به کسانی می‌دهد که از نظر مقام، واسطه‌ی فیض هستند تا تکوین و تشریع متحد باشد. 4ـ بحث متعه یک موضوع فقهی است و باید از فقیه سوال شود ولی در مورد خبری که از علامه نقل می‌کنید بیشتر تحقیق کنید؛ من چنین چیزی نشنیده‌ام. موفق باشید.
314

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
در شب قدر رمضان 39سالگی حضرت محمد (ص) قران دفعن به ایشان نازل شد یا 40سالگی اگر39سالگی بود وقتی به ایشان گفتند قران رادر رسالتشان بخوانند بدنشان می لرزید و اگر در40سالگی به ایشان نازل شده پس رمضان که بعد از رجب است چطور در ماه رجب تدریجی به ایشان نازل میشده است در صورتی که همه قران را نمی دانستند
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام هرچه هست باید حقیقت قران ابتدا به صورت دفعی در شب قدری بر قلب مبارک پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» نازل شده باشد و حضرت حقیقت قرآن نازل‌شده به صورت تدریج را ؛ بشناسند. حال چه اشکال دارد که قبل از آن‌که نزول قرآن به صورت تدریجی شروع شده باشد در زمانی که ماه رمضان هم نباشد به صورت دفعی و اجمالی بر حضرت نازل شده باشد، نمی‌توان نزول دفعی قرآن در غیر ماه رمضان بر پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» را نفی کرد. چنانچه در روایت داریم: در سال آخر عمر پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» دوبار قرآن بر حضرت نازل شد و در سال‌های قبل هر سال یک‌بار بر آن حضرت عرضه می‌شده. موفق باشید
13297
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: نسبت خیال با فضای مجازی چگونه است؟ در تمدن نوین اسلامی فضای مجازی و اینترنت خواهیم داشت؟ نسبت حکمت متعالیه با فضای مجازی چگونه است؟ فضای مجازی با حکمت متعالیه در تناقض نیست؟ در ضمن بخشی از مباحث نشست تخصصی «اسفار مجازی2؛ ارتباطات صدرایی» که دوشنبه 16 شهریور 94 با حضور حجت‌الاسلام دکتر حمید پارسانیا و حجت‌الاسلام دکتر عبدالحسین خسروپناه و جمعی از استادان و پژوهشگران این حوزه، در پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات برگزار شد، تقدیم می گردد. (این جلسه علی رغم عنوان آن بیشتر به نسبت کلی علوم ارتباطات با فلسفه صدرایی می پردازد و نه به طور خاص فضای مجازی و فلسفه صدرایی) دکتر حميد پارسانیا: ابتدا مسئله زیست جهان در تفکر صدرایی را باید مطرح کنیم و ارتباط آن را با ارتباطات ببینیم چیست و علوم ارتباطات چه ربطی به حکمت و فلسفه به صورت کلی و فلسفه صدرایی به صورت خاص دارد و این‌ها چه تعاملی با هم دارند. پارسانیا با طرح این پرسش که علوم به طور کلی و ارتباطات به عنوان یک علم به طور خاص چه نسبتی با فلسفه دارد یا می‌تواند داشته باشد، گفت: متاسفانه در نظام عمومی علم هنوز رویکرد پوزیتویسیتی غالب است و در نظام آموزشی ما هنوز گرفتار این رویکرد از علم هستیم و به دنبال خطا و آزمون می‌رویم. وی افزود: اگر ارتباطات اینگونه تعریفی داشته باشد، یک آسیب جدی است که به این حوزه وارد شده است، اما تعریف علم امروزه این گونه باقی نمانده و دچار تحولات دیگری شده است. علم به این معنا مستقل از حوزه های معرفتی دیگر نیست. پارسانیا با اشاره به اینکه آیا کار علوم اجتماعی فقط تبیین است یا نقادی و تفسیر، گفت: هر علمی می‌تواند به تفسیر و نقادی حوزه‌های دیگر بپردازد و علوم امروزه به صورت مستقل بی‌معنا است. وی در ادامه تصریح کرد: این وابستگی، جدی است و نظریه‌های اجتماعی وامدار موسسان خودشان هستند. رویکردهای آن هم وامدار عقبه‌های فلسفی خودشان هستند. بر این اساس حکمت اسلامی یقیناً تأثیرات فراوانی بر این دانش خواهد داشت. یکی از این مبادی که تأثیرگذار است رویکردی است که حکمت صدرایی به اصل هستی دارد. نگاه توحیدی حکمت صدرایی به عالم و آدم به دو صورت در علوم ارتباطات اثر می‌گذارد. پارسانیا در ادامه بیان کرد: کسی که با نگاه صدرایی می‌نگرد رویکرد انتقادی خواهد داشت. در مباحث انسان‌شناختی، معنایی که صدرا از انسان دارد و ارتباطی که با معانی، خدا، طبیعت ... پیدا می‌کند، سوالات متعددی را برای این حوزه به وجود می‌آورد. آیا چیزی به اسم عقلانیت ارتباطی داریم؟ وی گفت: حوزه دیگری که به هستی‌شناسی باز می‌گردد و محل تأمل است بحث ارتباطات انسانی نیست، بلکه ارتباط انسان با محیط و ... است. ملاصدرا در جهانی که زیست می‌کند مواجه با نحوه انسانی با عالم است. بخش دیگر از اندیشه‌های صدرا که در این علم تاثیر گذار است، معرفت‌شناسی اوست، همانجا که علم را تعریف می‌کند و می‌گوید علم همان دانش‌ آزمون‌پذیر است و بعد می‌گوید علم با عقل شروع می‌شود و حس با حضور عقل. ابزار علم، عقل است. آیا عقل، ابزار است و یا منبع هم هست؟ پارسانیا افزود: اینها بخشی از بحث‌های معرفت‌شناختی صدرا است که می‌تواند تبیین علوم ارتباطات باشد. این نظریه برخی از نظریه‌های دیگر را دور می‌کند. این چارچوب را اگر در نظر بگیریم مسیری را برای ما طراحی می‌کند که آن مسیر علوم ارتباطات است. اما این مسیر روشی را برای خودش تولید می‌کند و البته روش است نه کاربرد نظریه. وی گفت: این ربط که مطرح کردیم یک ربط منطقی است که حکمت صدرایی یک روش برای تولید منطقی ایجاد می‌کند. ما باید عوامل غیرمعرفتی که در حوزه تاریخ و جامعه وجود دارد را بررسی کنیم و باید عوامل غیرمنطقی که نقش دارند را شناسایی کنیم پس مبادی هستی‌شناختی و انسان‌شناختی هم یک روش را پیش رو می‌گذارد که با روش‌های علمی گذشته متفاوت است. یقیناً رویکرد صدرایی روشی ایجاد می‌کند که همه را محدود نخواهد کرد که تنها یک مورد را تجویز کنند. پارسانیا تصریح کرد: دانش‌های ارتباطی، دانش‌های توزیع دانش‌اند، نه تولید دانش. یعنی دانش ارتباطات علم تولید نمی‌کند بلکه توزیع‌کننده علم است؛ به نظرم این رشته به صورت رقیبی برای متافیزیک است و رشته‌ای بسیار چالش‌برانگیز خواهد بود. دکتر عبدالحسین خسروپناه: دکتر عبدالحسین خسروپناه با اشاره به اسفار اربعه ملاصدرا و ارتباط آن با علوم ارتباطات، گفت: اگر بخواهیم علوم ارتباطات صدرایی تولید کنیم باید علوم ارتباطات را با اسفار اربعه تطبیق دهیم؛ یعنی رابطه انسان با خدا، خدا با خلق و همچنین خلق با خلق را در این علوم جستجو کنیم. وی افزود: اگر علوم ارتباطات بخواهد با اسفار اربعه ارتباط داشته باشد باید در مسیر سفر چهارم یعنی رابطه انسان با انسان و غیرانسان قرار گیرد. رئیس موسسه حکمت و فلسفه ضمن بیان ضرورت مطالعه حکمت صدرایی و به ویژه حکمت نوصدرایی و ارتباط آن با علوم ارتباطات، گفت: در حکمت صدرایی مباحث خداشناسی، هستی‌شناسی، معرفت‌شناسی و انسان‌شناسی مطرح می‌شود و ما باید رابطه این مباحث را با علوم ارتباطات کشف کنیم. حکمت صدرایی با توجه به موضوع اسفار و همچنین مباحث چهارگانه‌ای که بیان شد، تاثیر جدی بر علوم ارتباطات دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فضای مجازی از یک جهت و در ذات خود یک میدان بالقوه است برای آن‌که انسان‌ها صورت‌های مورد نظر خود را اعم از افکار و یا اشکال، در آن بنمایاند، مثل عالَم خیال. و لذا می‌توانیم صورت‌های مطلوب خود را در آن إلقاء کنیم. در تمدن اسلامی چون هرچه بیشتر به حقایق عالم نظر می‌شود و اصالت به آن عالم داده می‌شود و کم‌تر به مرتبه‌ی خیال نظر می‌گردد، به همان اندازه به فضای مجازی که محل ظهور خیال است نظر می‌شود. ولی سعی دارد در آن فضا خیالات متعالی را ظاهر کند مثل سالکی که خیالات خود را در ارتباط با عالَم عقل شکل می‌دهد و از عالم وَهم فاصله می‌گیرد. با توجه به امر فوق فکر نمی‌کنم فضای مجازی در ذات خود با حکمت متعالیه در تناقض باشد. همان‌طور که جناب ملاصدرا با طراحی هنرمندانه‌ی مدرسه‌ی خود در شیراز به نام مدرسه‌ی «خان»، صورت‌های عالیه‌ی خیال را به ظهور رساند. کتاب‌های آقای دکتر مهدی امامی‌جمعه، نکات خوبی در این مورد دارد.  موفق باشید  

11642
متن پرسش
استاد عزیز سلام: لطفا بفرمایید چرا در اول زیارت حضرت زهرا (س) اینطور خطاب می کنیم که سلام بر کسی که خداوند او را قبل از خلقتش امتحان کرد. مگه نه این است که در عالم تکوین امتحانی نیست و همان چیزی که باید بشود می شود. مثل امتحاتی که برای حضرت آدم بود و در کتاب حیات زمینی آدم توضیح دادید که در واقع شکست و نافرمانی برای حضرت آدم نبوده و هر آنچه باید رخ می داده رخ داده، پس این امتحان چه بوده آیا نوع دیگری از امتحان در عالم تکوین بوده؟ چرا در مورد حضرت زهرا (س) در احادیث این همه شأن و منقبت ذکر شده و ایشان را الانسیة الحوراء نامیدند؟ مگر نه این است که همه ائمه وجه باطنی بالفعل داشتند؟ پس چرا این توصیفات خاص برای ایشان ذکر شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در کتاب «بصیرت فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها» عرض شده که حضرت حق برای مقابله با جریان‌های بعد از رحلت رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» باید کسی را پرورش می‌دادند که ظرفیت تحقق چنان رسالتی را داشته باشد و از این جهت حضرت فاطمه«سلام‌اللّه‌علیها» را جهت این امر صابر و آماده دیدند و بدین معنا گفته می‌شود او را امتحان کرد و دید صابر است 2- همه‌ی ائمه«علیهم‌السلام» نور واحدند ولی با مظهریت متفاوت، حضرت زهرا«سلام‌اللّه‌علیها» از بعضی جهات مظهریت منحصر به فرد دارند، همان‌طور که امام حسین«علیه‌السلام» چنین موقعیتی را دارا می‌باشند. موفق باشید

10522
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد محترم: اینکه بارها فرموده اید عشق و محبت ومودت نسبت به والدین و زن و فرزند و خلاصه غیر معصوم معنا ندارد و با بقیه فقط باید در حد وظیفه و از باب صله رحم ارتباط برقرار کنیم پس تکلیف «وجعل بینکم موده و رحمه» چه می شود؟ و آیا این مودت و رحمت از جنس دیگریست؟ و آیا مودت و رحمت نسبت به بقیه فقط در راستای عشق به خدا و اهل بیت (علیهم السلام) معنا می دهد؟ که در این صورت با بقیه هم می شود ارتباط حبی برقرار کرد. و آیا آن اطاعتی که پیرو عشق ورزیدن به معصومین علیهم السلام پیش می آید در بقیه موارد چگونه خواهد بود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید آیه‌ای که اشاره می‌فرمایید، می‌فرماید خداوند بین زن و شوهر مودّت و رحمت قرار می‌دهد و ما وظیفه داریم با رعایت حقوق همدیگر آن مودّت و رحمت را حفظ کنیم و مواظب باشیم شیطان آن را از ما نگیرد، ولی خود ما وظیفه داریم محبت و مودّت را که باید اراده کنیم به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» باشد. پس یک محبت را باید پاس داشت مثل محبت به همسر، و یک محبت را باید ایجاد کرد و آن محبت به اهل‌البیت«علیهم‌السلام» است. به نظرم محبت به فرزندان نیز چیزی است که به صورت طبیعی در ما هست. شاید آیه‌ی 24 سوره‌ی توبه نیز تهدیدش در همین رابطه است که محبت به خدا را که مظاهرش اهل‌البیت«علیهم‌السلام» است، در عرض محبت به همسر و فرزندان و متعلقات دنیایی قرار گیرد. لذا می‌فرماید: «قُلْ إِنْ کانَ آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ وَ إِخْوانُکُمْ وَ أَزْواجُکُمْ وَ عَشیرَتُکُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ کَسادَها وَ مَساکِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فی‏ سَبیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقینَ». موفق باشید
4900
متن پرسش
سلام علیکم .1. دانشگاه ترم 3 فقه وحقوق می خوانم نظر شما درباره این که برای ارشد رشته فلسفه بخوانم چیست؟(باتوجه به این رشته وجایگاه ونیازآن ووضعیت کتب دانشگاهی که اطلاع دارید)در ضمن دروس حوزه هم غیرحضوری درحال خواندن هستم؟(درضمن درسوال ها کسانی روکه علاقه به فلسفه داشتند فقط به سیر مطالعاتی تان توصیه می کنیدنه خواندن خود کتب فلسفه؟!) 2.برای تولید علوم انسانی-اسلامی الان وظیفه ماچیست به عنوان جوان20 ساله باید چه خواند وچکارکرد؟(وآیا مهمترین کارزمین مانده است؟)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مسلّم ما امروز برای تبیین مبانی عقیدتی نظام اسلامی نیاز به تفکر فلسفی داریم و از این جهت با توجه به این‌که زمینه‌های حوزوی را در خود شکل داده‌اید کار بسیار خوبی است که به صورت مبنایی و با مطالعه‌ی بدایه‌الحکمه و نهایه الحکمه و اسفار اربعه کار را شروع کنید. 2- در رابطه با علوم انسانی نیز با تفکر فلسفی و نگاه از منظر اسماء الهی به عالم إن‌شاءالله کار مانده‌ی ما جبران می‌شود و بنده در این مورد نیز در جزوه‌ای با همین عنوان عرایضی داشته‌ام. موفق باشید
2053
متن پرسش
با سلام واحترام دختری.........ساله دانشجوی سال........روانشناسی هستم با دغدغه های بسیار درزمینه غربی بودن این رشته!مدتهاست که در تعارضی سرگردانم.خیلی این در و آن در زده ام...بسیار فکر کرده ام... با دیگران صحبت کرده ام ...ولی به نتیجه ای نرسیده ام.راستش به رشته ام علاقه مندم وخیلی دوست دارم در راستای صحبتهای آقا در زمینه بومی سازی علوم انسانی با کمک خدا قدمی هرچند کوچک بردارم و ادای تکلیف کنم...از طرفی این مسئله نیز رهایم نمی کند که برای ادامه تحصیل وانجام کارعلمی -پژوهشی مجبورم با نامحرم درارتباط باشم. واین باور قلبی راهم دارم که ارتباط با نامحرم هرچقدرهم که حدود را رعایت کنم واز لحاظ شرع پسندیده عمل کنم اثراتش را خواهد گذاشت مسیر سلوک وقرب را برایم سخت تر ودورتر خواهد کرد...حجاب های جانم رابیشتر خواهد کرد...توفیقات را سلب خواهدکرد و... نزدیک 2سال است که دراین تعارض اسیرم.نمی خواهم بیشتر ازاین جونی ام وفرصتهای ناب را در این بلاتکلیفی از دست بدهم. البته هدف اصلی واساسی ام برایم مشخص است: خشنودی خدا و آقا امام زمان(روحی له الفداء).ولی تکلیفم را نمی توانم تشخیص دهم؟! خواهش میکنم لطف کنید مرا راهنمایی بفرمایید.متشکرم
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مقام معظم رهبری«حفظه‌الله» می‌فرمایند: «آن کسانى که سابقه دارند، میدانند که زنان، هم در دوران مبارزه نقش داشتند، هم بخصوص در همان دوران انقلاب - یعنى آن یک سال و نیمى که حرکت انقلابىِ عمومى شروع شد - نقش داشتند. زنان یک نقش مؤثر و بى‌جایگزین داشتند؛ که اگر نبودند زنان توى این اجتماعات، بلاشک این اجتماعات عظیم و این تظاهرات عظیم، آن اثر را نمیبخشید؛ ... و من اقرار کنم، اعتراف کنم؛ اول کسى که این نقش را فهمید، امام بزرگوار ما بود - مثل خیلى چیزهاى دیگرى که اول او فهمید، در حالى که هیچکدام از ماها نمیفهمیدیم - همچنان که امام نقش مردم را فهمید. امام تأثیر حضور مردم را درک کرد، آن وقتى که هیچ کس درک نمیکرد. بزرگانى با یک تعبیرات زشتى به ما میگفتند که شما فکر میکنید با همین مردم میشود کار بزرگى انجام داد؟! آنچنان با تحقیر حرف میزدند، کأنه اصلاً انسان نیست آن کسى که به او اشاره میکنند! امام نه؛ امام قدر مردم را دانست، مردم را شناخت، توانائى‌هاى آنها را درک کرد، کشف کرد، فراخوان داد. امام چون صادق بود، چون سخن از آن دل پاکِ بزرگِ نورانى بیرون مى‌آمد، اثر گذاشت؛ لذا همه آمدند توى میدان. آن روزى که روز تشکیل کمیته بود، از همه‌ى قشرها آمدند توى کمیته؛ دانشجو آمد، استاد آمد، طلبه آمد، عالم طراز بالا آمد، مردم کوچه و بازار آمدند؛ آمدند عضو کمیته شدند. آن روزى که نوبت جنگ شد، همه به دستور امام رفتند داخل میدان جنگ شدند. آن روزى که امام در اواخر عمرش فرمود باید بروید، بسازید، درست کنید - استغناء - آمدند وارد میدان سازندگى شدند. آن راهگشائى‌ها تا امروز هم ادامه دارد. به نظر من الان هم هرچه ما داریم پیش میرویم، ضرب دست امام است. ایشان آنچنان این گوى را محکم پرتاب کرده، که حالا حالاها امثال بنده باید دنبالش بدویم. این مردم حرکت کردند. نسل به نسل هم دارد دست به دست میشود. امام در زمینه‌ى زن هم همین جور بود. امام نقش زنان را فهمید؛ والّا بودند بزرگانى از علما که ما با اینها بگومگو داشتیم، که اصلاً زنها در تظاهرات شرکت بکنند یا نکنند! آنها میگفتند زنها در تظاهرات شرکت نکنند. آن حصار محکمى که انسان به او تکیه میداد، خاطرجمع میشد، تا بتواند در مقابل اینجور نظراتى که از مراکز مهمى هم ارائه میشد، بایستد، حصار رأى امام و فکر امام و عزم امام بود. رحمت خداى متعال تا ابدالآبدین بر این مرد بزرگ باد. به هر حال نقش زنان، یک نقش بى‌بدیلى است. پس خود این نقش، اقتضاء میکند؛ چون آینده دارد. تازه از عمر انقلاب، سى و دو سال گذشته. سى دو سال براى یک انسان هم عمر جوانى است، چه برسد براى یک تاریخ. این نظام الهى باید صدها سال عمر کند. ما هنوز در اول جوانى‌اش هستیم. آینده احتیاج دارد به این حضور زنانه در مجموعه‌ى حضور ملى. پس بایستى ما راجع به مسئله‌ى زن و حفظ این ظرفیت که در جامعه‌ى ما وجود دارد، تلاش کنیم. »(14/10/90‍.) با توجه به سخنان رهبر معظم انقلاب باید در عین حضور در مجامع علمی رعایت دستورات الهی را بکنید. إن‌شاءالله با نظر به هدف مقدسی که دارید حجاب‌ها زودگذر خواهند بود. موفق باشید
442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام. اگر ممکن است اشکالات نظریات آقای دکتر سروش را بیان بفرمایید.با توجه به استقبال گسترده از کتب ایشان در بین نخبگان و دانشجویان لازم است با دلایلی متقن و قوی نظراتشان را رد کنید و بدون تکفیر و فحش دادن بیان دارید که اساساً ایشان مثلاً در بحث صراطهای مستقیم یا قبض ئ بسط به دنبال چه چیزی هستند.از چه رو و با توجه به کدام نظرات فیلسوفان غربی به این نتیجه رسیده اند؟ و آیا میشود برخی از نظراتشان را پذیرفت.مثلاً آیا در اسلام تساهل و تسامح اسلامی آنطور که در زندگی پیامبر اکرم و ائمه وجود داشته است؟ آیا آنها با مخالفین خود با خشونت برخورد میکردند؟پس قضیه مناظراه امام صادق با زنادقه و مناظره امام رضا با اهل کتاب چیست؟ بحث تجربه نبوی آقای سروش دنبال اثبات چه چیزی است؟ با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی فکر می‌کنم اگر مقاله‌ی «الفاظ قران از پیامبر یا از خدا» که بر روی سایت در قسمت یادداشت‌های ویژه هست با دقت مطالعه شود تا حدّی جواب خود را دریافت بفرمایید. عنایت داشته باشید؛ تساهل و تسامحی که در دین هست غیر از تسامح و تساهلی است که تحت عنوان تلورانس آقایان می‌گویند، دین اسلام می‌فرماید در دینداری سخت‌گیری نکنید، مثلاً اگر کسی واجبات را انجام داد نباید در امور مستحب به خود سخت‌گیری کند ولی آن‌ها می‌گویند بین دینداری و بی‌دینی نباید سخت‌گیری کنیم و برای هر دو باید در یک حدّ ارزش قائل شد. آری باید همچون امام صادق«علیه‌السلام» با مخالفین مناظره کرد و آن‌جایی که سخن باطلی دارند آن باطل را نشان داد، ولی نه آن‌که پس از اثبات باطل‌بودن سخن، انتظار داشته باشند با باطل همان‌طور برخورد کرد که با حق برخورد می‌شود. آیا امام صادق«علیه‌السلام» چنین می‌کردند؟ بحث «تجربه‌ی نبوی» را در همان مقاله بخوانید. موفق باشید
8492
متن پرسش
سلام علیکم در رابطه با سوالی که در مورد استاد سلوکی پرسیده بودند. در شرایط بعد از انقلاب، که سلوک قطعا از دامن امام و انقلاب می گذرد آیا نیاز به استاد سلوکی به طور کل منتفی است؟ یا اینکه توصیه ای که در این سوال و جواب داشتید ناظر به عموم جامعه است و برای رشد بیشتر می توان در عین سلوک ذیل شخصیت امام، از اساتید اخلاق به صورت سلوکی استفاده کرد؟ اگر کسی تحت تربیت شاگردان علامه و شاگردان شاگردان آنها برود و در عین حال خود را با شخصیت امام منطبق کند به مشکل بر می خورد.؟ برخی شاگردان بزرگان خصوصا شاگردان آیت الله پهلوانی در گوشه و کنار مشغول تربیت هستند و بنده هم مدتی است که با یکی از اساتید مرتبط شده ام که ایشان مبانی معرفت النفسی و سلوکی و عرفانی را جلساتشان بحث می کنند که به نظرم کاملا در راستای بحثها معرفت النفس شما است و از جهات مباحث عرفان نظری هم غنی است. خودم تا به حال به توصیه شما با همان جلسات اخلاق مرسوم و بر اساس مبانی امام و سایر بزرگان نکاتی را می گرفتم و دنبال می کردم. اما حقیقتش حس می کنم که خلا زیادی دارم که هنوز تامین نشده است. لذا تصمیم گرفتم به لحاظ عملی هم تحت تربیت این بزرگان قرار بگیرم. اما چند تا سوال دارم که هنوز مطمئن نیستم. ارادت این بزرگان به امام و انقلاب کاملا در سخنان ایشان مشهود است اما چون معمولا این بزرگان به تربیت می پردازند بروز اجتماعی ملموسی ندارند(یعنی اگر هم دارند مشاهده نمی شود) لذا مردد بودم که پیش ایشان بروم یا نه؟ به نظرم آمدم در رابطه با تهذیب نفس به ایشان رجوع کنم و مسائل اجتماعی و انقلابی را هم خودم تامین کنم. از آنجایی که دستورات سلوکی بعد از مدتی وقت زیادی را هم انسان میگیرد و با برنامه ریزی که بنده در مسائل اجتماعی و درسی دارم براحتی نمی توانم وقت برای این کارها باز کنم. لذا می خواستم راهنمایی بفرمایید که وارد این راه بشوم یا اینکه همان روش قبلی را ادامه بدهم. البته این راه این مزایا را دارد که اراده انسان برای انجام تهذیب تقویت می شود درحالیکه در روش قبلی هر از گاهی که خودم به نکته ای بر می خوردم کاری می کردم اما استمرار نداشته است یا اینکه در انجام برخی عبادات و دعاها که زیاد هم هستند تقدم و تاخر ها و .. به دستی انجام نمی شود. خلاصه از سر خود کاری را می کردیم یا نمی کردیم. که حس کردم این بزرگان این برنامه ها را اصولیتر ارائه می دهند. به نحوی که در هر منزل و مرحله سلوکی متناسب با شرایط توصیه هایی را دارند که برای انسان راه نرفته براحتی این برداشت صورت نمیگرد. این احساس نیاز خصوصا از توصیه امام در کتاب جهاد اکبر ایجاد شد که ایشان می فرمودند برای فقه و اصول و کلام استاد می گیرید و سالها تحت یک استاد پیش می روید اما برای اخلاق و تهذیب می خواهید خودرو و بدون استاد پیش بروید. خصوصا مباحث عرفان عملی که دیده شده است حس می کنم با دستگیری استاد راه را بهتر و سریعتر می توان رفت(البته منکر این نیستیم که برای برخی افراد به صورت جذبه ای مسیر سریع پیموده می شود اما برای عموم چه باید کرد) همچنین اگر در کنار توجه به سلوک انقلابی که امام برای عموم جامعه ایجاد کرد بخواهیم استاد سلوکی در ذیل امام انتخاب کنیم چه ویژگیهایی را باید این استاد داشته باشد. سوال دیگر اینکه شما مثال به سلوک بسیجیان می کنید که با یک بارقه امام ره ساله را یک شبه پیمودند. حال با این وجود باید راه سلوک قبلی را کلا بست یا اینکه باید انرا در ذیل امام تعریف کرد و تقویت کرد. خودم حس میکنم با توجه به توصیه های خود امام علاوه بر ضرب دست امام که تمام جامعه را تکان داد استفاده از اساتید و مربیان در مراحل بالاتر برای ارتقا در همین دستگاه امام کمک شایانی خواهد نمود. به عبارتی هر چند که سلوک جمعی در دوران بعد از انقلاب را قبول داشته و احساس هم می کنیم اما به نظر می رسد شیوه سلوکی قبل تحت مراقبت اساتید برای خواص نباید از بین برود و خود این روش در تکمیل و ارتقاء روش امام موثر است. مثلا اگر همان بسیجیانی که اینگونه پیشرفت کرده اند اگر علاوه بر این تحت نظر یک مربی هم بودند ایا به مقامات بالاتر از این راه نمی افتند. یکی از اساتید از ایت الله بهجت نقل می کردند که سوال شده بود اگر اقای رجبعلی خیاط به این مقامات رسیده اند و درس هم نخوانده اند پس چه لزومی دارد که درس بخوانیم و ایت الله بهجت فرموده بودند که اگر همان اقای رجبعلی خیاط درس خوانده بود خیلی مقاماتش بالاتر می رفت. حال در این مساله هم همین ملاک را می توان جاری کرد که اگر علاوه بر تحت لوای انقلاب و امام و دستورات عامی که از طریق کتب و فرمایشات این بزرگان بدست می اوریم، دستمان در دست یک استاد سلوکی ذیل انقلاب باشد رشد بیشتری متوقع خواهد بود. البته باید بتوانیم تلفیقی از این دو را برای نسل امروز بدست اوریم و هدیه کنیم. و خودم معتقدم باید این روشها که به گفته خود این بزرگان همه اش برآمده از دین و بر طبق نصوص است را به صورت عملیاتی وارد فضاهای تربیتی جامعه کرد و عموم مردم انقلابی را بر اساس این روشها راهنمایی کرد. اگر شما قبول کردید که می توان با استاد رفت حداقل های این نوع اساتید را هم بیان بفرمایید. چون در سوالی دیگری فرموده بودید که استادی خوب است که علاوه بر اینکه حقایق را می شناسد، جایگاه تاریخی امام و انقلاب را بشناسد. که در این صورت این سوال مطرح است که مگر می شود کسی حقایق را قلبا بشناسد اما جایگاه تاریخی انقلاب را متوجه نباشد. یعنی به نظر می رسد که اگر کسی واقعا وارد سلوک شده باشد محال است متوجه این جایگاه نباشد. در مورد اساتیدی که از شاگردان مرحوم سعادت پرور بوده اند و با یک واسطه به علامه وصل هستند بنده تاحدی این روحیه را مشاهده می کنم. اما فقط یک مشکل هست که بعضا دستورات فردی را مورد توجه قرار می دهد هر چند که توجه به امور اجتماعی هم دارند اما دستور جمعی یا کاری که سلوک جمعی را باعث بشود به درستی مشاهده نکرده ام. البته خودم به این نتیجه رسیدم که سلوک جمعی در ذیل انقلاب تنها از طریق رهبر جامعه محقق می شود و سایر اساتید می توانند با توجه به این اتفاق سلوکهای فردی را کنترل و هدایت کنند. در هر صورت اگر استاد در این زمانه رد نشد، نسبتش را سلوک جمعی جامعه را هم مشخص نمایید. اگر سوالات بعضا تکراری و پراکنده بود معذرت می خواهم غرض این بود که فضای ذهنی ام را نسبت به این مساله منتقل کنم تا راهنمایی بفرمایید. ضمنا اگر توفیق شد به صورت تلفنی نیز مزاحم خواهم شد تا دقیقتر این دغدغه را مطرح کنم. التماس دعا.
متن پاسخ
- باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همان‌طور که مستحضرید و قبلاً عرض کردم خیلی خوب است که انسان در ذیل انقلاب اسلامی و شخصیت اشراقی حضرت امام، استاد سلوکی هم داشته باشد و از آن‌جایی که انقلاب اسلامی بدون عرفان نظری و عملی درست شناخته نمی‌شود تا ما بتوانیم سرباز آن باشیم و از رنج بی‌تاریخی نجات یابیم، نیاز به سلوک عرفانی داریم و سلوک عرفانی در جای خود با استاد ره‌رفته‌ای محقق می‌شود. در جزوه‌ی «دغدغه‌ی اجتمایی عرفای نجف» حضور تاریخی عرفا را جهت ارتباط با اسم زمانه‌ی خود عرض کرده‌ام و از این جهت عرض می‌کنم اگر استاد سلوکی متوجه اسم اعظمی که در این زمان ظهور کرده، نباشد، در حضور حق قرار نمی‌گیرد و ما را با تنزیه منهای تشبیه مشغول می‌کند و هرگز به امام زمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» که هم‌اکنون مظهر اسم جامع الهی است نمی‌رساند. زیرا در وادی تشبیهی که در کنار تنزیه است، شما با خدا از طریق مظهر حقیقی‌اش مرتبط می‌شوید. همین‌طور که می‌فرمایید خوب است انسان جهت رفع حُجب ظلمانی و نورانی برای نظر به وحدت حقه‌ی حقیقیه که تحت عنوان وحدت وجود نام برده می‌شود، با استادی مرتبط باشد و شرط اصلی این سلوک توجه به وحدت وجود است وگرنه یک درس اخلاق است بدون بیرون‌آمدن از کثرت و حضور در عالَم وحدت. موفق باشید
628
متن پرسش
سلام علیکم دو انگیزه اصلی سبب شد تا این نوشته را برایتان بنویسم. اولی حرام علنی است که در جامعه اتفاق می افتد.منظورم بد حجابی است. من به علت اینکه در خوابگاه دانشگاه ساکن هستم چندان به داخل خیابانهای شهر نمی آیم ولی هنگامی که کاری پیش می آید یا قصد شرکت در جلسه تفسیر شما را دارم وارد شهر می شوم، اما با دیدن پوشش بد عده ای از افراد عصبانی و شوکه می شوم.شاید چون خیلی داخل خیابانها رفت و آمدی ندارم این موضوع برایم هنوز عادی نشده است. ولی من دوست ندارم هرگز دیدن چنین صحنه هایی برایم عادی شود. من هم با نظر شما موافقم که کار در زمینه حجاب زور بردار نیست. بلکه باید در این زمینه کار فرهنگی کرد. اما کار فرهنگی بر عهده کیست؟ بخش مهمی از آن بر عهده رسانه ها است و رسانه ها تشکیل شده از رسانه های عمومی مانند صدا و سیما و رسانه های خصوصی که خود ما شهروندان هستیم. تک تک ما یک رسانه هستیم و باید در زمینه حجاب فرهنگ سازی کنیم. مثلا تذکر دادن یکی از فعالیتهای رسانه ما می تواند باشد، عده ای از دوستان من از روش تذکر لسانی استفاده می کنند اما این روش نیازمند مهارت صحیح در برخورد با فرد بد حجاب است تا اثر سوئی نداشته باشد و موجب در گیری لفظی و بالا تر نشود. من به دنبال راه مناسبی برای تذکر دادن می گردم که چندان تنش زا نباشد و تذکر را به طرف مقابل منتقل کند. به این فکر افتادم تا راه تذکر صامت را انتخاب کنم به این صورت که جمله ی " بد حجابی جرم است."(تیتر یکی از روزنامه ها و از قول دادستان کل کشور) ، " بدحجابی گناه است."را بر روی یک تکه کاغذ به گونه ای که از فاصله ده متری هم دیده شود، نوشته ام و قصد دارم آن را درون جیب پیراهنم قرار دهم و با دیدن فرد خاطی در حین عبور و عوض اینکه سر در گریبان بگیرم این کاغذ را به او نشان دهم. انگیزه دوم مشورت کردن با شما استاد عزیز است که در صورت موافق بودن شما با این شیوه تذکر ، آن را تایید بفرمایید و چون شما چهره ی تاثیر گزاری در شهر اصفهان هستید و در طول هفته جلسات سخنرانی دارید این نوع تذکر دادن را که قابلیت گسترش در سطح جامعه را نیز دارد ، تبلیغ بفرمایید. امیدوارم امام زمان(عج) خشنود شوند. با تشکر
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی در این‌که باید هرچه زودتر کارهایی که باید در مورد دفع بدحجابی می‌کردیم را شروع کنیم حرفی نیست وگرنه وضع از این هم بدتر می‌شود. مشکل اصلی آن است که نظام فرهنگی ما عزمی تمام عیار در این مورد نگرفته، وگرنه این دختری که امروز شما با او روبه‌رویید تا دیروز در مدرسه‌ی راهنمایی آمادگی کامل جهت محجوب‌شدن داشته، ولی نه معلمان را در جهت این امر حساس آموزش دادیم و نه برنامه‌های صدا و سیما در راستای این امر کاری اساسی انجام داد. و لذا چون کاری که پیشنهاد می‌کنید دارای زمینه‌ی لازم نیست ممکن است موجب وَهن جنابعالی شود. برداشت من از صحبت آقای احمدی‌نژاد نیز همین بود که همه‌ی دستگاه‌های نظام باید با تمام جدّیت وارد برنامه‌ی دفع بدحجابی شوند. موفق باشید
527

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر شما.به نظر شما ارتباط علمی.فرهنگی.دو انسان از جنس مخالف تا حد دو دوست و همکار باید جه محدودیت هایی داسته باشد
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: ارتباط دو نامحرم باید در حدّ ما بهِ الإبتلاء باشد. یعنی در آن حدّی که چاره‌ای از آن نیست و نه بیشتر، حتی اگر باید جواب سلام او را بدهیم نباید یک کلمه اضافه کنیم که احوالتان چطور است، وگرنه شیطان به میان می‌آید و عنان را به‌دست می‌گیرد. موفق باشید
11382
متن پرسش
با سلام: یک فکری که چند وقتیست مرا به خود مشغول کرده و مرا آزار می دهد این است که: وقتی به تفاوتهای وجود ذهنی و وجود خارج از ذهن یا خارج از من فکر می کنم به صورت بدیهی تفاوتها ی این دو وجود که شامل اثرات و مشخصاتیست که وجود خارجی دارد که در وجود ذهنی نیست می رسم،اما ناگهان فکری برای بنده پیش می آید که شاید این وجود خارجی با این تفاوتها و مشخصات خود مرتبه ای دیگر از وجود ذهنی باشد، اما متاسفانه برای آن استدلالی ندارم که اینگونه نیست، جناب استاد چه استدلالی بیاورم که از این فکر خلاص شوم؟ لطفا مرا راهنمایی کنید چون بدجور فکرم را مشغول کرده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که در چند جوابی که در مورد موضوع شک عرض کردم ما به طور بدیهی به موجودات خارجی علم پیدا می‌کنیم و صورت آن‌ها را در ذهن خود داریم و نفس ناطقه‌ی ما به طور بدیهی و به جهت تجردی که دارد، به واقعیات خارج عالم می‌شود و دلیلی ندارد که به ادراکات بدیهی خود شک کنیم. هنر ما آن است که به این نوع شک‌ها که بدیهیات ما را مورد تردید قرار می‌دهد توجه نکنیم. موفق باشید

10923
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: با آرزوی قبولی طاعات و عزاداری های حضرت عالی و تشکر وافر بابت پاسخ گویی به سؤالات. به یاد می آورم که در یکی از مطالبی که از حضرت عالی خواندم، اشاره ای داشتید به نظریه بت های فرانسیس بیکن. منتها هر چه قدر فکر کردم به یاد نیاوردم کجا بود. می خواستم لطفا راهنمایی فرمایید که در کدام یک از آثار یا سخنرانی هایتان بوده. با تشکر فراوان و التماس دعا و آرزوی توفیقات روز افزون برایتان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوات «تاریخ فلسفه‌ی غرب» مطرح شده، در ضمن مطلب را در تاریخ فلسفه‌ی غرب از کاپلستون می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید. بت‏هاى بیکن‏. یکى از معروف‏ترین قسمت‏هاى فلسفه بیکن‏، برشمردن چیزهایى است که خود او آن‏ها را «بُت‏» مى‏نامد و منظورش از آن‏ها عادت‏هاى بدِ فکر است که مردم را به اشتباه مى‏اندازد. او چهار بت، از این بت‏ها را مى‏شمرد: «بت‏هاى قبیله» آن عادت‏هایى است که غریزى بشر است ازآن جمله؛ خصوصاً این عادت را ذکر مى‏کند که «بشر از پدیده‏هاى طبیعى، نظمى بیش از آنچه واقعاً در آن‏ها موجود است انتظار دارد». در حالى‏که برعکسِ بیکن، در یک اعتقادِ دینى جهان، صنعِ قادر حکیمى است که هیچ خللى در آن نیست و اگر چنین تصور مى‏شود که نظم آن مطابق با زندگى ما نیست به این علت است که ما میل‏ها و هوس‏هایى را براى خود گزینش کرده‏ایم که خالق هستى، جهان را براى جوابگویى به آن هوس‏ها نیافریده است. و در این حالت کار حکیمانه آن است که ما خود را با صنعِ حکیمانه خداوند هماهنگ کنیم و نه برآن بر آشوبیم و بخواهیم با تغییرات ممتد، همه زندگى‏مان تغییر جهانْ بشود و تغییر جهان را زندگى بپنداریم و آرام‏آرام هدف اصلى زمینى بودنمان فراموشمان شود و این مسئله‏اى است که از دیدِ بیکن دور مانده است. «بت‏هاى غار» از دیگر بت‏ها که مى‏شمارد «بت‏هاى غار» است. حاصل گرفتارشدن به آن بت، این است که هرکس اشیاء را جز از طریق روزنه شخصى خود نمى‏نگرد و مثل غارنشینان افلاطون است و مى‏گوید: باید متوجه این نقص خود بشویم. تاریخ فلسفه غرب، ص: 118 «بت‏هاى بازارى» این بت با اشتباه از الفاظ و جملات ناشى مى‏شود، با کلمات مبهم زندگى کرده‏ایم بى آن‏که استعداد خود را در روشن‏کردن آن‏ها به‏کار بریم و لذا این کلمات ذهن و فکر ما را مغشوش مى‏کنند، ما از تقوى و از درستى و از زیبایى صحبت مى‏کنیم بدون آن‏که بدانیم این الفاظ داراى جوهر وجودى نمى باشند. «بت‏هاى تئاتر» مى‏گوید: دنیا یک تئاترى است و مردان بزرگ یکى پس از دیگرى وارد آن مى‏شوند و هرکدام نظر و عقیده‏اى دارند و مردم بدون آن‏که در مورد آن‏ها فکر کنند نظرات آن‏ها را تکرار مى‏کنند. مثل این‏همه موهوماتى که فیثاغورث و افلاطون ترویج کرده‏اند. بیکن مى‏گوید: باید مواظب اشتباهاتى شد که از طریق این بت‏ها و یا اشباح ذهنى به ما تحمیل مى‏شود و ما را در تحقیق صحیح مى‏لغزاند. در واقع بیکن اندیشه قدرت بیشتر در طبیعت را در بین مردم غرب رونق بخشید و بشر دوره جدید بر اساس همین فکر به‏وجود آمد لذا غرب از طریق استیلاى بر عالم و آدم به امکاناتى دست یافته که مى‏تواند با یک اشاره تمامى روى زمین را به آتش بکشد اما فلسفه بیکن متوجه نبود و نیست که کمال بشر در این قدرتمندى بر طبیعت نیست بشر مسلم به بمب هیدروژنى نیازمند نیست و ساختن آن هم در آزادى او اثرى ندارد.
9817
متن پرسش
سلام استاد: اینکه می فرمایید کار باید مخلصانه برای خدا باشد؛ آیا صرف کسب رزق حلال کافی نیست؟ با توجه به اینکه خداوند اجر کسی که دنبال رزق حلال است را با مجاهدان فی سبیل الله یکی دانسته؟ صرف اینکه روزی حلال کسب کنم و بارم روی دوش خانواده ام نباشد؟ استاد سوال دومم این است که: طی سوالاتی از حضرتعالی در خصوص اموات و یاد ایشان و گریه برای آنها، شما فرمودید ما یاد خاطرات این دنیای آنها می افتیم حال آنکه ایشان وارد نشئه دیگری شده اند، لذا من زیاد گریه برای پدر متوفای تازه درگذشته ام نمی کردم و هر وقت هم گریه می کردم حس بدی داشتم ولی وقتی برایش دعا می خواندم احساس خوبی داشتم؛ گذشت تا در اصول کافی فکر کنم در باب دعا بود که بحث گریه مطرح شده بود و شخصی از امام صادق علیه السلام پرسیده بود: اگر اشک چشمم خشک بود و نمی آمد با یاد اموات گریه کنم و دعا کنم اشکالی دارد و امام فرمودند نه اشکالی ندارد. استاد از آن موقع هر وقت دلم هوای گریه می کند یاد پدرم می افتم و گریه می کنم با نظر به اجازه امام صادق و دعا می کنم ؛ بسیار حس خوبی دارم. استاد چرا قبلا که گریه می کردم برای پدرم با الان که گریه می کنم فرق دارد؟ فی امان الله
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کسب رزق حلال به خودی خود یک سلوک است زیرا در این رابطه حقوق افراد رعایت شده و این فوق العاده ارزشمند است 2- به هرحال اذن امام برای گریه‌ی وابستگان یک بحث است که حکایت از عاطفه‌ی انسان دارد و دعا برای آن‌ها یک بحث دیگری است و ارزش خود را دارد. موفق باشید
9575

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: همانگونه که استحضار دارید دانشگاههای ما عموما مختلط هستند. خوب طبیعی هم هست ارتباطات دختران و پسران ممکن است در بیرون از دانشگاه هم ادامه داشته باشد. جالب است در تذکری که اینجانب به پسرم در رعایت حدود شرع در ارتباط با نامحرم می‌دهم همسرم که خود زنی کاملا معتقد است با تندی می‌گوید که اینقدر نباید جوانان را محدود کرد! چون تاثیر منفی آن بسیار زیاد است و باید جوانان را درک کرد. واقعا در شرایط تعارض آمیزی به سر می بریم، وضعیتی که نمی‌دانیم چگونه باید تربیت اسلامی را در رفتار با نزدیکانمان داشته باشیم. نمونه‌اش همسر بنده که علیرغم میل باطنی و اعتقادات عمیق خود و به قول جنابعالی در یکی از سخنرانی‌هایتان (با چنین مضمونی) نه فرزند زمان خود بلکه به شرایط زمانه تن داده اند. آیا واقعا رفتار بنده که در کمال ملایمت و بدون تندی ابراز می‌شود اشتباه است و تبعات منفی دارد؟ با احترام و تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم منظور همسرتان چیست؟ اگر به آن معنا است که فرزندتان از ترس تماس با نامحرم در حدّ معمول هم با هم‌کلاسی‌های دختر هیچ‌گونه ارتباط ضروری هم نداشته باشد، این خوب است، ولی می‌توان گفت محدودیت است. ولی اگر به آن معنا است که رعایت حریم الهی را نسبت به نامحرم نکند که حتماً خطرناک است و شیطان وارد روح و روان او می‌شود. (در ضمن به عرض جنابعالی و سایر کاربران عزیزی که آدرس الکترونیک و یا ایمیل خود را ثبت نمی‌کنند می‌رسانیم که این سایت از آن‌جایی که بنا دارد سؤالاتی را در معرض دید کاربران قرار دهد که بیشتر در رابطه با معارف اسلامی و سلوک اخلاقی و یا مربوط به مبانی انقلاب اسلامی است، چنانچه ایمیل خود را ثبت نفرمایید از جواب‌دادن معذوریم)موفق باشید
5703
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی بنده هیچ حب و بغضی نسبت به شریعتی ندارم هر چند معتقدم کسانی که ابشخور فکریشان فقط شریعتی است تفکرشان نسبت به دین ضررش بیش از نفعش هست حالا کاری هم به سخنان مرحوم سید هاشم حداد نداریم که درباره شریعتی چه فرمود ولی بحث من این است که شرعتی مسلما هیچ تفکر عمیق در متون اصلی دین نداشته است نه در قران نه در احادیث نه در کتب بزرگان نه استاد بزرگی دیده نه متون اصلی را عمیق فرا گرفته است به قول شهید بهشتی که از مدافعان ایشان هست میفرماید اگر کسی بدون داشتن تفکر درستی در معارف اسلامی به سراغ کتب شریعتی برود حتما به ضرر اوست منظورم از این حرفها تعجب زیاد از سخنان شهید بزرگوار چمران در مورد شریعتی است که به شعر سرایی بیشتر میماند تا به حقیقت نمیدانم دلیل این همه ابراز ارادت چیست اخر ای شهید بزرگوار شریعتی خود چقدر از معارف و معنویت بهرمند بود تا تو را سیراب کند ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: مرحوم شهید چمران یا مقام معظم رهبری نظر به شخصیت مرحوم دکتر شریعتی دارند و این به معنای آن نیست که بتوانیم با کتاب‌های دکتر شریعتی اسلام را بشناسیم و وارد سلوک دینی شویم ولی می‌توان گفت نسل روشنفکر غیر مذهبی با مطالعه‌ی کتاب‌های دکتر شریعتی به اسلام علاقمند می‌شوند. موفق باشید
5142
متن پرسش
با سلاممدت مدیدی استدر پی راهنمائئ میگردم چند بار سعی بر ارتباط با ایت اله ناصری داشتم محقق نشد مدتی است گرفتاریهایزندگی زیادشده.در زمان خواب (قبل از خواب )تصاویر نامربوطی میبینم که بعضا تصاویر ترسناکی است .سعی میکنم خیلی سریع از ذهنم بیرون کنم و با ذکر و اعوذ ب..........از حالت ترس خارج شوم لازم به توضیح است اکثر خوابهای شبانه روزی من هم هر موقع از شبانه روز که رویت شود تعبیر و یا عینارویت میگردد. ضمنا دوسال گذشته با کسی آشنا شدم که به زعم برخی دوستان از اولیائ شیطان بوده ضمنا از شیطانهم زیادمیترسم لطفا راهنمایی بفزمائید کتاب ده نکته جنابعالی را هم خوانده ام و سخنرانی های شمارا هم بعضا از طریق اینترنت میشنوم .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هرحال همان‌طور که حضرت آیت‌الله حسن‌زاده«حفظه‌الله» می‌فرمایند: اگر ما ذهن خود را مشغول معارف الهی نکنیم و متخلق به اخلاق فاضله نگردیم، ذهن ما، ما را مشغول وَهمیات می‌کند. سعی بفرمایید با تعمق در معارف الهی و تدبّر در قرآن و رعایت اخلاق و خوش‌بینی به خلق و بدبینی به نفس امّاره‌ی خود ،صراط دنیا را طی کنید و إن‌شاءالله به بهشتی برسید که در روبه‌روی خود خدا را و انوار اسماء الهی را مشاهده کنید. موفق باشید
3834
متن پرسش

با عرض سلام وخدا قوت خدمت استاد عزیز!وبا عرض معذرت به جهت وقتی که از شما می گیرم!سوال این حقیر در مورد نسل امروز است,این حقیر یک طلبه هستم وسخت در گیر مسایل ومشکلات درونی اما از آن بیشتر در گیر وداغون از وضعیت ظاهری جامعه بخصوص نسل جوان.خدا می داند به جهت اصلی انقلاب ونظام ایمان دارم ولی به هر حال ما در مقابل این وضعیت موظفیم خدا می داند که از دیدن وشنیدن این وضعیت حجاب وروابط در جامعه چه فشاری به روح وقلب این حقیر می آید از طرفی شدیدا احساس عجز در مقابل این افراد ونسل می کنم انگار که فرسنگها باهم فاصله داریم که حتی از وضعیت ظاهری ماهم متنفر وگریزانند از آن جایی که گاهی با نوجوانان در ارتباطم حس می کنم از هم بیگانه ایم وهیچ رغبتی به رابطه برقرار کردن با ما وشنیدن حرف های ما را ندارند.وقتی از روابط ناسالم وخودکشی و فرار حرف می زنند گوشی برای شنیدن حر ف دیگری ندارند.من حتی با بچه برادر خودم هم مشکل دارم واز هم دوریم چه برسد به بقیه...!عاجزانه از شما تقاضامندم که بفرمایید واقعا باید چه کرد فقط افسوس خورد وتماشا کرد؟چه وظیفه ای داریم وچگونه باید عملی کرد؟چطور به این نسل به خصوص این افراد نزدیک شویم؟اصلا باید نزدیک شد یا فقط از دور مرتبط شویم؟چطور باید حق راشناخت ومعرفی کرد که جان آنها هم همراه شود؟غصه وفشاری که بر انسان هجوم می آورد خوب است یابد؟چگونه وقتی ناگزیر از رفتن در جامعه هستیم با این وضع برخورد کنیم یا فقط غصه بخوریم و داغون شویم؟با چنین فشاری به نظر شما این حقیر کار تبلیغی انجام بدهم یانه؟

متن پاسخ

مه تعالی: سلام علیکم: 1- وجه دیگر همین جوانان را در اعتکاف‌ها می‌توان دید 2- باید با زبان خودشان با آن‌ها رفاقت کرد بدون آن‌که کار آن‌ها را تأیید کنید 3- به مرور بعد از رفاقت با آن‌ها صاحب تجربه می‌شوید که از کجا شروع کنید 4- اگر آماده‌ی یک بحث علمی بودند روش کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» بد نیست. موفق باشید

225

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید شمادرسایت نوشته اید :"آنچه در سده اخیر روح جامعه را عموما آزار می دهد این است که روشنفکران ما نه اسلام را درست میشناسندو...." سوال استاد این حرف نشان می دهد که شما اسلام را می شناسید.درسته؟ ما چگونه می توانیم به این حرف شما اعتماد کنیم؟ آیا استاد درحرفهای شما نمی شود نوعی تعصب وتکروی را مشاهده کرد؟خواهشمند است برای ما روشن کنید با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی علیک السلام: اگر بتوانیم اسلام را از علماء بزرگ مثل حضرت امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و یا علامه طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» و یا شاگردان این بزرگواران بگیریم و با اسلام روشنفکران مقایسه کنیم، نه‌تنها متوجه نقص فاحش اسلام روشنفکران می‌شویم حتی می‌فهمیم کدام اسلام است که جان و روح را از درون تغذیه می‌کند و از بیرون جامعه را ماوراء فرهنگ غربی، به سوی سلامت هدایت می‌نماید. موفق باشید
5944
متن پرسش
باسلام خدمت استاد محترم استاد یه مدتی درتابستان بود که من در حال خوندن کتب شمابودم وخیلی باخوندن این کتاب ها تونسته بودم به خدا نزدیک بشم در یکی از کتاب ها شما گفته بودید اگه این معرفت از روی احساسات باشه زود ازبین میرود و فایده ای ندارد . استاد من الان دارم برای کنکور ارشد میخونم و نمیدونم چرا انقدر اون حالات قدیمی رو ندارم انگار دلم کورشده دیگه چیزی رو نمیبینه از همون حرف شما ترسیدم که گفتید از روی احساسات باشه من خیلی میترسم استاد شیطان به هرنحوی زندگی من رو تحت تاثیر قرار داده ازش میترسم جدیدا دختری رو که میخواستم به خاطر دین نداشتنش و باخدا نبودنش ازش گذشتم و یجورایی رابطه ام رو به خاطر احترام خانوم فاطمه زهرا باهاش قطع کرد چون میترسیدم دین من رو ازم بگیره هرموقع از قرآن در موردش سوال میکردم آیه منافقین میومد به هر حال ازش گذشتم اما توی ترم جدید هنوز مجبورم توی بعضی از کلاسها ببینمش اینو میدونم خدا داره من رو امتحان میکنه ولی استاد میترسم توی امتحان الهی موفق نشم . استاد همونطور که گفتم از یطرف شیطان از یک طرف اون کنکور بیخود که فکرم رو مشغول کرده و از یطرف این دختر ،استاد چیکار کنم میترسم دینم رو از دست بدم هرموقع که درس میخونم یهجورایی نمیتونم دیگه زهنم رو روی مسایل دینی متمرکز کنم و این باعث مشوش شدن فکر من میشه ، استاد یه سفر کربلا برا اربعین برام جورشده ولی به علت زیاد بودن زمانش میترسم برم که نکنه کنکورم خراب بشه اگه میشه نظرتون رو در این مورد هم بیان کنید استاد خواهش میکنم من رو راهنمایی کنید وبرام دعا کنید هر روز که میشه از مادرم میخواهم برام دعا کنه ، استاد من خیلی به خانوم توسل دارم ولی نمیدونم چرا جوابی ازشون نمیشنوم شاید از گناه کار بودن من باشه که جوابم رو نمیدن، خواهش میکنم من رو راهنمایی کنید باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: پسر! کسی توفیق توسل به بانوی دو عالم حضرت زهرای مرضیه«سلام‌اللّه‌علیها» را داشته باشد و دلواپس باشد؟! با امنیت کامل درس‌تان را بخوانید، اگر دلواپس عقب‌افتادن درس‌تان هستید سفر زیارتی‌تان را به تعویق بیندازید و با همان نوری که متوجه هستید که آن خانم دین شما را تهدید می‌کند به‌کلّی نظرتان را از آن خانم منصرف کنید و به درس خود ادامه دهید تا به قدرت خود پی ببرید که چگونه می‌توانید بر خیالات و قوه‌ی وَهمیه‌ی خود فرمان‌روایی کنید. موفق باشید
4553
متن پرسش
باسلام: همسری دارم که نزدیک به 8سال است که وسواس زیادی دارد زندگی زناشویی را خیلی تلخ وناگوار کرده خانه برایم زنذان شده ویک روز خوش ندیدم قلبم ازاو پراز کینه ونفرت شده دیگرطاقت زندگی باااو را ندارم ازطرفی بخاطر دوفرزندم نمیتوانم ازاوجداشوم.چگونه باچنین شرایطی به خوبی کنار ایم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره بیمار است که اگر کمکش کنید و با او تندی نکنید در سلامتش مؤثر خواهد بود و از تلخی زندگانی کاسته می‌شود. تشوییقش کنید به مرکز فرهنگی إنشاء رجوع کند. شماره‌ی آن مرکز 6260205 است. طلاب عزیز و متخصص در آن‌جا مشغول خدمت‌اند. موفق باشید
642
متن پرسش
به نام خدا با سلام استاد متاسفانه متوجه نشدم شما از درس و بحث های خود در حوزه سلوک و یا رمضان دنبال چه هستید. یعنی آیا در مباحث عملی دنبال باز شدن چشم های بچه ها( مکاشفه) هستید یا هدف اصلی شما و هدفی که برای دیگران در نظر دارید قرب به خداست. همچنین نمی دانم ما باید برای قرب به خدا تلاش کنیم یا مکاشفه. زیرا شما حرف از مکاشفات در صحبت هایتان دارید و می گویید که همه دوست دارند که چشمشان باز شود. به نظر شما اصلا این هدف درستی است و اگر درست است به نظر شما خدا با چله نشینی و ... این را می دهد؟ والسلام
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیک السلام: خداوند می‌فرماید: «فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا»(سوره‌ی کهف، آیه‌ی 110) هرکس لقاء الهی را طلب می‌کند باید به اعمال صالح مبادرت ورزد و جز برای خدا برای اَحدی در عالم نقش قائل نباشد. چنانچه ملاحظه می‌فرمایید موضوع لقائ الهی وعده‌ای است که خداوند به انسان‌ها داده و معنی قرب الهی و مکاشفه‌ی حقیقی جز این نیست و راه رسیدن به آن جز رعایت حرام و حلال الهی نمی باشد. موفق باشید
12351
متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به مصاحبه اخیر جناب آقای دکتر مصباحی مقدم با روزنامه اعتماد سوال من این است که افرادی خود را انقلابی و اصول گرا و ولایت مدار مطرح می کنند ولی در عمل در بسیاری از جاها مقابل اندیشه های امام و رهبری می ایستند. 1. با این نوع افراد چه رویکردی باید داشت؟ 2. با توجه به این موانع سخت و پر حجاب، آیا ورود بچه های انقلاب را به میدان کارهای اجرایی مفید خواهد بود؟ 3. یکی از مشکلات این است که این نوع افراد واقعا خود را ولایت مدار می دانند و در اظهار ولایت مداری خود صادق اند و حذف چنین افرادی کار صحیحی نیست.
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: به این راحتی نباید افراد را مقابل رهبری و امام پنداشت، شاید برداشت‌های دیگری از سخنان امام و رهبری دارند که واقعاً از نظر خودش آن برداشت‌ها حقّ است. ثانیاً: هنر ما آن است که دقیقاً این‌گونه افراد را بفهمیم و به اندازه‌ای که معتقدیم در جایگاه اصلی نیستند با آن‌ها برخورد کنیم و این سخت‌ترین مرحله‌ی انقلاب اسلامی است که باید در آن به بلوغ لازم برسد و در این راستا إن‌شاءاللّه کشور به مرحله‌ای می‌رسد که اندازه‌ی هر جریانی که معتقد است در ذیل ولایت قرار دارد، برای رقیب او که او نیز خود را در چنین شرایطی می‌داند معلوم می‌شود و به‌خوبی هرکدام می‌فهمند دیگری چه می‌گوید و لازمه‌ی گفتار هرکدام چه‌چیز است. موفق باشید

11265
متن پرسش
استاد گرامی: بنده قبلا ً خدمتتان ایمیل زده بودم که گروهی در تلگرام ایجاد کرده‌ام که نزدیک به 200 نفر عضو دارد و فایل صوتی ده نکته از معرفت نفس را همراه با متن کتاب ارسال می‌کنم تا استفاده کنند. از طریق داماد حضرتعالی و خودتان کسب تکلیف شد و موافقت فرمودید. بنده طبق فرمایش‌تان که احتمال دارد روی اسم بنده حساسیت باشد که واقعاً هم بود لذا کسی از دوستان که در حوزه‌ی علیمه‌ی قم درس می‌خوانند توانست با استاد فقیهی که از شاگردان سی‌ساله‌ی استاد مصباح است در خصوص جنابعالی و کتب و آثارتان استعلام گرفتیم. ایشان گفتند: «کلیه دروس معرفت نفس جناب استاد اصغر طاهرزاده را مطالعه کرده‌ام، نکته‌ی انحرافی در آن نیست، ولی وقتی «دریا»- منظور استاد مصباح هست- چرا به جای دیگر می‌روید؟». حال بنده‌ی حقیر که ذوالفقاری هستم و شماره‌ام را این‌جا می‌نویسم 09125245604 تا کسی خواست با نصب تلگرام به ما بپیوندد، عرض می‌کنم: بنده با سایر روحانیون هم در این زمینه مشورت کردم آن‌ها هم گفتند؛ «قلم استاد مصباح برای ما که دروس مقدمات را گذرانده‌ایم سخت است چه برسد به شما که در این زمینه اطلاعات مقدماتی را نگذرانده‌اید». استاد عزیز! در این گروه ما دکتر و مهندس و خانه‌دار داریم با سطحِ سواد بسیار پایین، ولی همه‌ی سطوح به همه‌ نوع تحصیلات، فرمایش حضرتعالی را متوجه می‌شوند و شور و حرارت دارند، لذا از این بابت خدا را شاکریم. عرضم این‌جاست؛ در هفته‌ی گذشته یعنی اول بهمن ماه 93 خبری به دستمان رسید مبنی بر این‌که استاد طاهرزاده چهل نفر آدم را به جلسه‌ی مشایی و احمدی‌نژاد فرستاده است! این خبر باعث شد که خیلی از دوستان گروه را ترک کنند و تهمت بزنند که استاد طاهرزاده با فرقه‌ی انحرافی در ارتباط است. بنده از طریق تماس با یکی از اساتید حوزه‌ و این‌که ایشان بلافاصله با مرکز تخصصی مهدویت قم، استاد نصوری تلفنی صحبت کرد. جناب استاد نصوری فرمودند؛ «ما کلیه‌ی سخنرانی‌ها را رصد می‌کنیم، استاد طاهرزاده مورد تأیید ما است و با انجمن حجتیه هیچ ارتباطی ندارد.» ضمن این‌که یکی از دوستان بنده هم گفت؛ کتابِ «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» استاد طاهرزاده ایشان را از کلیه‌ی تهمت‌ها مبرا می‌کند. حال استاد عزیز! چون بنده برای دیگران می‌خواهم مدرکی داشته باشم و ارائه بدهم بفرمایید آیا این ملاقات صحیح است یا خیر؟ و تفکرات مشایی را قبول دارید یا خیر؟ فقط بنده را به سایر پرسش‌ها حواله ندهید چون همه را خوانده‌ام. ممنون از وقتی که گذاشتید. یا علی
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: این خبر را بنده از شما می‌شنوم و هیچ اطلاعی در این مورد ندارم، به‌خصوص که در هیچ حالی و هیچ‌وقتی بنده هیچ نسبتی با آقای مشائی نداشته‌ام و اگر هم از آقای احمدی‌نژاد به عنوان رئیس جمهور وقت دفاع کرده‌ام در راستای رهنمودهای مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» بوده است و به همین جهت وقتی آقای احمدی‌نژاد در آن صحنه فرمودند: «من مشائیم و مشائی من است»، خیلی تعجب کردم و در جواب یکی از سؤالات کاربران عزیز عرض کردم که ما هیچ نسبت خاصی با آقای احمدی‌نژاد نداشته‌ایم که حال بخواهیم آن نسبت را با آقای مشائی داشته باشیم، گویا آقای احمدی‌نژاد فراموش کرده بودند که ما بر اساس نسبت ایشان با نظام اسلامی به عنوان رئیس جمهور آن نظام رابطه داشتیم، پس یعنی‌چه که بخواهند آن نسبت را ما با آقای مشائی برقرار کنیم؟!! اما بردار عزیز! مشکل ما در جای دیگر است. مشکلی که شهید بهشتی عزیز«رحمة‌اللّه‌علیه» به‌خوبی می‌شناخت. وقتی که در آن جوّ آلوده‌ی بنی‌صدری و نهضت آزادی که می‌خواستند چهره‌ی او را با انواع تهمت‌ها لکه‌دار نمایند و از او در مورد آن تهمت‌ها سؤال کردند، فرمودند: «برای من در موقعیتی که هستم بسیار آسان است که از خود دفاع کنم، ولی وظیفه‌ی من این نیست، وظیفه‌ی شما است که از آن کسی که این نوع تهمت‌ها را می‌زند دلیل و سند بخواهید، وگرنه این قصّه تا حشر ادامه می‌یابد». برادر عزیز! ما یک مشکل تاریخی داریم که هنوز از آن عبور نکرده‌ایم و آن نفوذِ دشمنانِ مقدس‌مآبی است که از مذهبی‌ها خود را مذهبی‌تر و دلسوزتر نشان می‌دهد و بر روی حساسیت‌های مقدس ما دست می‌گذارد و از این طریق تهمت‌های خود را وارد می‌کند و آن تفرقه‌ای که برای نیروهای مذهبی چون سمّ مهلکی است، در بین ما تزریق می‌کند و ما تا از این مشکل عبور نکنیم قصّه همین است که با آن روبه‌رو می‌شوید. این‌که می‌فرمایید دوستانی از شما آن گروه را ترک کردند؛ بگذار ترک کنند، چون این‌ها اگر امروز ترک نکنند فردا که کار شما جدّی‌تر شد و دشمنان به اهمیت این کار بیشتر پی بردند، چون به‌راحتی از طریق نفوذی‌هایِ مقدس‌مآب بازی می‌خورند، آن جمع را ترک خواهند نمود، باید فکری اساسی کرد. بنده در صفحه‌ی 351 کتاب «امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» تحت عنوان نه در جزیره‌ای به نام ایران. این‌طور نوشته‌ام: « ما هنوز گمان می‌کنیم با تحقق انقلاب اسلامی امری ساده به قوع پیوسته که می‌توانیم در جزیره‌ای به نام ایران با آن به‌سر ببریم و به همین جهت نیازی نمی‌بینیم تا نسبت خود را با اطرافیانی که در یک گروه قرار داریم و با دیگر جریان‌ها بازتعریف کنیم. در این صورت باید بپذیریم ما با خیالات خود در این واقعه‌ی عظیم یعنی انقلاب اسلامی وارد شده‌ایم و هرگز نباید برای خود امید پیروزی داشته باشیم. زیرا نه خود را مجهز به سعه‌ی صدری کرده‌ایم که در آینده سخت به آن نیازمندیم و نه تلاش می‌کنیم جامعه را از دو قطبی‌بودن بین جناح‌هایی که به اهداف انقلاب معتقدند، خارج کنیم، همچنان اسیر جناح‌بندی‌های گذشته هستیم. زیرا معنای حضور در آینده‌ای را که در میان سایر ملت‌ها برای ما رقم خورده است متوجه نمی‌باشیم». مقام معظم رهبری«حفظه‌اللّه» در نامه‌ای که به جوانان اروپا و آمریکای شمالی نوشته‌اند از دروغ‌های تاریخی آن دیار خبر داده‌اند که پس از سال‌ها و دیرهنگام روشن شد و ملت اروپا سرافکنده گشت. بنده فکر می‌کنم این مسئله از جهاتی برای ما نیز پیش خواهد آمد که پس از سال‌ها متوجه خواهیم شد نفوذی‌هایِ مقدس‌مآب چه ضربه‌هایی بر پیکر وحدتِ جامعه‌ی ما زده‌اند. موفق باشید بتوانید در این مورد فکر کنید. موفق باشید
10073

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقت بخیر: نظر حضرتعالی را در خصوص پرسش و پاسخ ذیل که مربوط به نشریه سپیده دانایی از دکتر محمود گلزاری است را می خواستم بدونم: با خیانت همسر چه برخوردی باید کرد؟ پشیمان است، رازداری کنید. پرسش یکی از مخاطبان مجله: «مردی 45 ساله هستم و 2 سال است که در کانادا زندگی می کنم. در سن 20 سالگی به اصرار خانواده با دختری ازدواج کردم و اکنون 3 فرزند دارم. همسرم قبل از مسافرت به کانادا از لحاظ تقوی و نجابت شهره ی فامیل بود ولی پس از مسافرت متوجه ارتباط او با یکی از دوستانم شدم. برای روشن شدن موضوع اقدام به ضبط صدای او در زمانی که در منزل نبودم کردم و متأسفانه شکّم تبدیل به یقین شد. این ارتباط در حد یک تلفن نبود. طبیعی است که مدتی به زد و خورد و جنگ و دعوا گذشت. به مادرش از طریق تلفن خبر دادم ولی او نیز باور نکرد. همچنین دکتر معالج وی، به داشتن افسردگی شدید او بر اثر تنهایی و حس کینه ی شدید از من به خاطر مسافرت و جدایی از خانواده اذعان کرده است. ماه گذشته او به همراه فرزندانم به ایران برگشتند. اکنون فرزندانم برای آشتی دادن ما تلاش می کنند. با توجه به شرایط سنی آنها نمی توانم وخامت اوضاع را بیان کنم و از طرفی مطمئن هستم که این زن به من حلال نمی باشد. نمی دانم چه کنم؟ هم اکنون دختر بزرگم به شدت از من کینه دارد که چرا این قهر و دعوا را تمام نکردی و به شدت عصبی شده است. پسرم هر شب با نیت آشتی من و مادرش دعای توسل می خواند. قبول نکردن خواهش فرزندانم ضربه ای جبران ناپذیر دارد. از طرف دیگر، همسرم نیز به شدت از کرده ی خود پشیمان است. لطفا من را راهنمایی کنید.» ................................................. پاسخ دکتر محمود گلزاری: برادر خوب و بلادیده، سلام. بلا در معارف اسلامی به معنای آزمایش است. «اذابتلی ابراهیم ربه بکلمات» (بقره؛ 124) و نیز دقت کنید در معنای آیه ی 35 سوره ی انبیاء که خداوند می فرماید: «و نبلوکم بالشر و الخیر فتنه؛ ما شما را از طریق شرها و خیرها آزمایش می کنیم.» امیدوارم شما و همسرتان از این آزمایش شری که پیش آمده سربلند بیرون آیید. برای این کار توجه شما را به نکات زیر جلب می کنم: 1- همسرتان با آن که مرتکب گناهی کبیره شده، همچنان بر شما حلال است و عقد شرعی شما با کار خطای او فسخ و باطل نشده است. 2- انسان غیرمعصوم از کوچک و بزرگ به دلیل اختیاری که دارد در معرض انواع اشتباهات و گناهان است. ما هر روز، دانسته و ندانسته، گناهان ریز و درشتی را انجام می دهیم و متأسفانه چون حالت پشیمانی به ما دست نمی دهد، به فکر اصلاح خودمان نمی افتیم! 3- اصل توبه که بازگشت به وضعیت پاک و سالم است، «پشیمانی» است و همسر شما بر خلاف بسیاری از گناهکاران براستی پشیمان است و این خود نشانه ی پذیرفته شدن توبــــه ی او است. قدر این حالت زیبا و معنوی اش را بدانید. 4- دربارهی مشکل پیش آمده رازداری کنیــــد. حتی اگر فرزندانتان چیزی دانسته اند، بگویید اشتباه کرده اند و منکر آن شوید. آبروریزی از بندگان خداوند، از هر گناهی بزرگتر است. 5- از یک روانشناس باتجربه و دین باور برای بازسازی همه ی اعضای خانواده کمک بگیرید و به کمک او نقاط ضعف هر کدام از شما دو نفر، زن و شوهر، و مشکلی را که در ارتباط با هم داشته اید با واقع بینی بررسی کنید. 6- به خداوند و خودتان قول دهید که دیگر در ذهنتان مسئله را مرور نکنید تا چه رسد به اینکه با صراحت و کنایه آن را به همسرتان گوشزد کنید. 7- در پایان این گفته ی مولای موحدان، امام علی(ع) را به خاطر بسپارید: « گناهی که باعث اصلاح و رشد تو شود، بهتر از کار خوبی است که بر خودبینی و غرورت بیفزاید.»
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم جواب خوبی داده‌اند به‌خصوص که آن آقا خودش هم معتقد است همسرش به‌شدت پشیمان شده، یعنی از آن کار کثیف بسیار متنفر است. موفق باشید
نمایش چاپی