بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7069
متن پرسش
بسمه تعلی.سلام علیکم من خیلی وقته که بحث ""رابطه طولی و عرضی" رو دنبال میکنم اما تو این زمینه خیلی سوالها و مشکلات برام پیش اومده مطالعات زیادی کردم در این مورد اما مثل اینکه با مطالعه زیاد چیزی مشخص نشد!به شما یا استادهای دیگه ای که مد نظرم هست حضوراً دسترسی ندارم.اگه میشه یکم در مورد "رابطه ی طولی " به خصوص این مطلب که"اراده ی ما در طول اراده ی خداست"توضیح بفرمایید که احساس میکنم خوندن کتب مختلف د بحث اختیار و جبر گیج شده ام با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: برهان صدیقین را با شرحی که به صورت صوت عرض کردم در کتاب «از برهان تا عرفان» دنبال کنید إن شاءاللَه مسأله برایتان روشن می شود. و در مورد این که گفته شده «اراده ی ما در طول اراده ی خدا است» در شرح جزوه ی جبر و اختیار مطلب خود را به دست می آورید زیرا باید روشن شود حضرت حق اراده ی ما را اراده کرده است ولی اراده ی ما تنها مسجدرفتن و یا پارک رفتن ما نیست بلکه عین مسجد رفتن و پارک رفتن است و این ما هستیم که از درونِ اراده ی خود مسجد رفتن یا پارک رفتن را انتخاب می کنیم و لذا می گوییم خداوند اراده ی ما را به ما داده ولی مسجد رفتن یا پارک رفتن ما را به ما نداده و مسجد رفتن مربوط به خود ما می شود. بد نیست به شرح جزوه ی جبر و اختیار رجوع فرمایید. موفق باشید
23008
متن پرسش
سلام استاد: این روایت جای دفاع و تامل دارد: «یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علی لما خلقتک و لولا فاطمه لما خلقتکما» (ترجمه: ای احمد اگر تو نبودی افلاک را خلق نمی‌کردم و اگر علی نبود تو را خلق نمی‌کردم و اگر فاطمه نبود شما دو نفر را خلق نمی‌کردم) از نظر معرفتی چگونه باید نگاه کرد؟ از نظر اهل علم الحدیث چگونه باید بررسی کرد تا مانع از فهم آن نشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اين روايت نظر به نبوت حضرت محمّد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و امامت حضرت علي «علیه‌السلام» دارد و به اعتبار نبوت حضرت محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» و امامت حضرت علي «علیه‌السلام» ، هدف از خلقتِ حضرت محمّد و حضرت علي «علیه‌السلام»، حضرت فاطمه”علیها‌السلام»است، به عنوان ظهور بندگي كامل خدا. يعني حال كه هدف خلقت انسان‌ها، بندگي خداست و از طرفي هدف از خلق نبي «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به اعتبار نبوتش، و هدف از خلق امام به اعتبار امامتش، همه ‌و همه، ظهور آن بندگي است كه خداوند هدف خلقت انسان‌ها قرار داده است، و حال كه فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام» مظهر بالفعل آن بندگي است كه نبوت و امامت براي ظهور آن پديد آمده‌اند، پس اگر نظر به فعليت كامل بندگي كه همان فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام»است نبود، اصلاً خداوند نبوّت و امامتي را اراده نمي‌كرد و لذا است كه مي‌توان نتيجه گرفت فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام» مظهر كامل بندگي است. بايد توجّه داشت كه اين روايت نمي‌خواهد مقام عبوديت پيامبر و علي «علیه‌السلام» را نفي كند، چراكه خداوند در توصيف رسول‌الله «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» صفت «عَبْدُهُ» را بر صفت «رَسُولُهُ» مقدم مي‌دارد و در واقع عبوديت محض رسول‌الله «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» را تأييد كرده‌ است، ولي در پيامبرخدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» عبوديت و نبوت و در علي «علیه‌السلام» عبوديت و امامت جمع است و چون خداوند در خلقت انسان‌ نظر به عبوديت او دارد و فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام» نمونة صريح و روشن اين عبوديت است. روايت مي‌فرمايد: مقصدخلقتِ نبوّت و امامت، خلقت فاطمه‌‌زهرا «علیها‌السلام»است و در واقع فاطمه «علیها‌السلام» مظهر همان عبوديت پيامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» است و محبت شديد پيامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» به فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام» در همين راستا است كه در آينه وجود فاطمه «علیها‌السلام» عبوديت خود را مي‌يابد و در عبوديت او مظهري از حقايق را مي‌بيند و لذا پيامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» مي‌فرمايد: «فَاطِمَةُ حَوراءُ اِنْسِيَّةٌ، فَكُلَّما اَشْتَقْتُ اِلي رائِحَةِ‌‌الْجَنَّةِ، شَمَمْتُ رائِحَةَ اِبْنَتي فاطِمَةَ»؛[1] يعني فاطمه حوريه‌اي بشرگونه است، هر زمان مشتاق بوي بهشت مي‌شوم، دخترم فاطمه را مي‌بويم. در حديث ديگري مي‌فرمايند: «فَما قَبَّلْتُها قَطُّ اِلاّ وَجَدْتُ رائِحَةَ شَجَرَةِ طُوبي مِْنها»؛[2] يعني هرگز فاطمه را نمي‌بوسم، مگر اين‌كه بوي درخت طوبي را از او استشمام مي‌كنم. پس فاطمه‌زهرا «علیها‌السلام»مظهر جامعيت بهشت است و حضرت پيامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» وقتي مي‌خواهند به بهشت و شجرة طوبي منتقل شوند و از آن حقايق غيبي بهره گيرند، به فاطمه «علیها‌السلام» نظر مي‌كنند و او را مي‌بويند و ارادت به مقام فاطمه ‌زهرا «علیها‌السلام»و توجّه به مقام آن حضرت، قدرت چنين انتقالي را براي ما نيزدارد، البته در حدّ خودمان. توجه به اين‌گونه مقاماتِ حضرت‌زهرا «علیها‌السلام» مقدمه براي معرفت به آن حضرت خواهد شد و زمينة درك شب قدر مي‌شود. موفق باشید      

 


[1] - «بحارالانوار»، ج43، ص4.

[2] - «بحارالانوار»، ج43، ص6.

22368

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد: می خواستم بدونم در بحث آزادی و ...چه کتبی رو پیشنهاد می کنید. کتب شهید مطهری چطوره مطالعه کردنش؟ جوابگوی سوالات و شبهات جوانان هست یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع آزادی موضوع مهمی است. مسلّم کتب شهید مطهری در جای خود در رابطه با این موضوع نکات خوبی دارد. ولی بحث در مورد آزادی بسیار مهم است. بنده نیز عرایضی دارم که إن‌شاءاللّه در جزوه‌ای تحت عنوان «پاس‌داشتِ آزادی در جمهوریت انقلاب اسلامی» خدمت رفقا عرضه خواهد شد. موفق باشید

19985
متن پرسش
به نام خدا. سلام استاد: بازم ببخشید وقتتون رو میگیرم. استاد شما رو معلم خودم میدونم و برای همین هم میخوام باهاتون راحت صحبت کنم چون مطمئنم شما میتونید کمکم کنید. استاد الان در حالی این پیام رو براتون می فرستم که وقعا خودم رو در منجلابِ متعفنِ معاصی و کثافات ، اسیر می بینم و اگر کسی پیدا نشود که دستم رو بگیرد و از این متجلاب بیرون بکشد، معلوم نیست بتوانم عاقبت به خیر شوم و شاید کارم به جایی کشد که خداوند مرا به حکم خالدین فی النار تا ابد در آتش بسوزاند و بسوزاند. ازتون خواهش می کنم که دستم رو بگیرید و از این باتلاق من رو بیرون بکشید. حقیقتش را بخواهید آنقدر که با شما راحت هستم با پدر و مادرم راحت نیستم. و این چیزهایی رو که الان براتون میخوام بنویسم 90 درصدشو خانوادم نمیدونه. استاد قبلا مقداری از سرگذشتمو گفته بودم. اما دوباره تکرار می کنم که وضعیتم را بهتر متوجه شوید. استاد من 18 ساله هستم. چند روز پیش کنکور دادم و فعلا منتظرم نتایج هستم. من از سوم راهنمایی به دلیل جهل و کم اطلاعی گرفتار خودارضایی شدم و پس از اینکه متوجه شدم که این کاری که می کنم چیه و چه عواقبی داره، فی الفور همان روز ترک کردم اینکار رو. و تقریبا دیگه انجام ندادم این کارو تا حدود یکسال پیش. یعنی تقریبا سه چهار سال پاک بودم. اما یک سال پیش بر اثر دیدن عکسی از یک نامحرم که چند ثانیه بیشتر نبود، نفسم چنان طغیان کرد و خودشو نشون داد که ...چه بگم! از اونوقت دوباره اسیر این گناهِ شنیع شدم. البته اینو بگم که تو اون سه چهار سالی که پاک بودم چنان به خدا نزدیک شدم و با کتابهای عرفانی و زندگینامه عرفا و نمازشب و ... مأنوس بودم که طعم حقیقیِ معنویت رو در این مدت چشیدم. اما از یک سال پیش تا الان کارم شده مجادله و درگیری با نفس و شیطان. با اینکه خودم قلبا دوست ندارم این گناه رو کنم اما به محض تحریک شدن مثل برده ای که هیچ اختیاری از خودش ندارد، نفس و شیطان گویا با طنابی ظخیم مرا به سمت انجام این گناه می کشانند و گویا از خودم اراده ای ندارم. و پس از انجام این کار هنوز چند ثانیه نگذشته که کارم غصه خوردن و ناراحتی و پشیمانیست. و توبه می کنم و از خدا میخوام منو ببخشه. اما دوباره هنوز چند روز نگذشته که افکار شیطانی و محرک منو تحریک میکنن و دوباره... روز از نو روزی از نو. استاد این یک سال کارم شده همین. هِی گناهِ هِی توبه و ناراحتی و پشیمانی. وقتی که تحریک می شوم گویا اصلا در وجود من چیزی به نام عقل وجود ندارد و سراپا شهوت و نفس هستم. و هنگام تحریک شدن و رفتن به سراغ انجام این گناه خودم کاملا میدونم که دارم چی می کنم و چه بلایی سر خودم و زندگیم میارم اما عرض کردم عقل و اراده ای در آن زمان ندارم تا این گناه رو نکنم. استاد تو این یک سال گاهی اوقات در یک روز سه بار این کار رو می کردم و گاهی اوقات دو دفعه پشت سر هم. گاهی اوقات با شکم پر (که حالا فهمیدم ائمه گفتند چقدر بده و حتی باعث مرگ میشه). خلاصه تو این یک سال خودم رو بیچاره کردم. چنان این گناه تو این یک سال زندگیمو داغون کرد که نتونستم صاف درس بخونم و کنکور هم قبول نمیشم اون رشته ای که میخوام. خلاصه استاد داغون کردم خودمو زندگیمو دنیامو آخرتمو ... و الان چنان در فشارِ روانی قرار دارم که نمیدونم چه کنم. چون فکر می کنم با این زیاده روی هایی که تو این یک سال کردم چنان بلایی بسر خودم اوردم که شاید چند سال دیگه بیشتر عمر نکنم. چون هم زیاده روی در این عمل عمر را کم میکنه و هم با شکم پر خود ارضایی کردن تو روایات اومده باعث مرگ ممکنه بشه. برای همین مطمئن نیستم فردا از خواب بلند شم. چون هر لحظه امکان داره مرگم فرا برسه. استاد خیلی داغونم. انقدر برای خودم برنامه داشتم که بعدا وارد سلوک شوم و به درجات عالی عرفانی مثل فنا و بقا برسم و... اما می بینم با این وضعی که دارم معلوم نیست از جهنم نجات پیدا کنم چه برسه به فنا و بقا. استاد خواهش می کنم کمکم کنید. فکر می کنم زیاد عمر نمی کنم و نمیتونم خوب از عمرم استفاده کنم و به کمال برسم. خوشبحالتون که شما 66 سالتونه. انشاءالله خداوند بهتون عمرِ طولانی عطا کنه. کاش من هم 66 سالگیمو ببینم. آخه استاد با این بلایی که تو این یک سال سر خودم اوردم فکر کنم 40 سال هم عمر نکنم. استاد اگه بدونید چه حس بدیه وقتی آدم بدونه دنیاش فنا شد. آخرتشم فنا. نه از آخرت و مقامات عالی خبریه نه از فنا و بقا. آدم میبینه خدا یه فرصت بهش داد که یه چند سال خودشو بسازه برای آخرت و برای ابد، اما آدم تنها فرصتی رو که داره ضایع کرد و تباه. استاد سال آینده میخوام دوباره برای کنکور بشینم بخونم اما میدونم تا این گناه در وجود من باقی هست، همون اشه همون کاسه. استاد التماستون می کنم که بهم بگید تو این چند سالی که زنده ام چیکار کنم تا نهایتِ استفاده رو بتونم از عمرم ببرم و به جایی برسم که قاضی ها و علامه طباطبایی ها رسیدن؟ آیا میتونم تو چند سالی که از عمرم باقی مونده اون چیزی رو که خدا ازم میخواد انجام بدم و خشنودی خدا رو بدست بیارم؟ استاد بهم بگید چیکار کنم که از این گناه، و افکار و عواملی که باعث میشن من به این گناه بیفتم خلاص شم؟ و چطوری میتونم به اون فنا و بقا و... برسم؟ اصلا آیا ممکنه؟ به نظر شما تو این چند سال که زنده ام مهمترین کارهایی که باید بکنم تا بتونم خوشنودی خدا رو بدست بیارم، و به مراحل بالای کمال برسم چیست؟ خواهشا کمکم کنید. ببخشید استاد رشته سخن طولانی شد. اما جز شما کسی رو ندارم که بتونم این حرفارو بهش بگم. خواهش می کنم مثل همیشه همچون پدری مهربان این فرزندِ جاهلتون رو راهنمایی کنید و از منجلاب کثافات بیرون بکشید. خداوند به شما سلامتی و توفیق روز افزون عنایت بفرماید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن‌چه به عنوان یک نقشه‌ی راه باید برای خود طراحی کنید و زندگی خود را مطابق آن تعریف نمایید؛ ایجاد شرایطی است که تنهاییِ زیادی با خود نداشته باشید حتی اگر بنا است درس بخوانید از صبح زود تا نزدیکی‌های خواب شب در جایی مثل کتاب‌خانه یا کنار دوستان باشید تا قدرتِ این صورت ذهنی آرام‌آرام کم و کم‌تر شود.

وقتی نفس امّاره غالب نیست شرایط زندگی را طوری فراهم کنید که وقتی نفس امّاره غالب شد، میدانِ کار برایش نباشد مثل طرفی که از طریق پنجره‌ی خانه چشم‌چرانی می‌کرد و در حالت عادی پنجره را جوش داد که در حین غلبه‌ی نفس امّاره نتواند پنجره را باز کند. مطمئن باشید اگر مدتی شرایط جواب‌گویی به آن خیالات را  فراهم کنید، نوری سراغ شما می‌اید که اساساً از جواب‌گویی به آن خیالات، متنفر خواهید بود و در این حالت است که امیدوار خواهید شد همه‌ی آن سیئات به حسنات تبدیل می‌شود. موفق باشید

17609

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد مکرم جناب طاهر زاده عزیز: ببخشید استاد یک سوال داشتم و اون اینکه حقیر گیج شدم که آسمان های هفت گانه مادی اند یا نه؟! در تفسیر منسوب به ابن عربی گفته شده که آسمان اول عالم ماده و آسمان دوم عالم برزخ و... آسمان هفتم عالم خفا می باشد. اما در تفسیر المیزان دیدم که علامه نوشته اند که هفت آسمان مادی اند. (البته نمی دانم نظر خودشان است یا بر اساس نظرات دیگران اینطور نتیجه گیری کرده اند). به هر حال خواستم اگر ممکن است به این چند سوال حقیر پاسخ فرمایید. 1. نظر شما در این موضوع چیست؟ 2. نظر آیت الله جوادی آملی حفظه الله چیست؟ (در صورت اطلاع) 3. آیا امکان دارد این آسمان دنیا که مادی است، و در احادیث به آن آسمان اول می گویند، با توجه به اینکه ماده است، بی نهایت باشد؟ یا نه چون مادی است نمی تواند بی نهایت باشد؟ 4. آسمان های دیگر اگر مجرد باشند، بی نهایت هستند؟ با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم:  عرایضی در این مورد در سوره‌ی «قاف» مبنی بر آن‌که آسمان اول در مقابل کلّ عالمِ ماده، آسمانِ ملائکه است، شده است. غفلت نکنیم که آسمان در مقابل زمینی که ما هستیم، غیر از آسمان در مقابل کلّ عالمِ ماده است. آن‌جایی که بحث آسمان اول است در مقابل کلّ عالم ماده معنا دارد. موفق باشید

17508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: اعظم الله اوجورکم. آیا می شود انسان در تمام کارها از اسماء الحسناء کمک بگیرد؟ چطور بفهمیم که فلان کار را با کدام اسم انجام دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه حضرت حق به نور اسماء الهی در صحنه است و کمک می‌کند، ولی این‌که چه اسمی را باید برای چه کاری به آن رجوع کرد؛ تا حدّی تخصصی است. موفق باشید

17073
متن پرسش
استاد خوبم سلام: هر از گاهی میل شدیییید به ارتباط با نامحرم در من شکل میگیره. گاهی ازش عبور می کنم ولی گاهی هم مغلوبش میشم. حدود ده ساله این حس رو دارم و فکر می کنم بخاطر رابطه ایه که در مجردی با جنس مخالف داشتم. الان من دو تا بچه دارم و از همسرمم راضیم.واقعا درمونده شدم استاد. تموم شدنی نیست. گاهی خوبم و حال خوش معنوی دارم گاهیم مثل یه حیوون میشم و دیگه رو ندارم به درگاهشون باز توبه کنم. الانم چله ترک گناه گرفتم ولی بار اول و دومم نیست که چله می گیرم و ترک می کنم و حس خوب دارم و بعد دوباره فرو می ریزم. میشه راهنماییم بفرمایید مثل همیشه استاد خوبم؟ چکار کنم برای ترک دایم این گناه. می ترسم از پیش رویم. ممنون که هستید و پاسخگویید. خدا بهتون سلامتی و خیر و برکت بده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برکات صبر بر طاعت و ترک معصیت را فراموش نکنید که چگونه پس از مدتی با معجزه‌ی آن روبه‌رو می‌شوید در حدّی که باورتان می‌آید چرا حضرت حق می‌فرماید: «انّ اللّه یحب التّوابین». به همین جهت جناب مولوی در رابطه با «صبر» می‌گوید: «پرده ‏های دیده را داروی صبر ** هم بسوزد هم بسازد شرح صدر . هم ببینی نقش و هم نقاش را ** فرش دولت را و هم فراش را». موفق باشید

14796
متن پرسش
اشکالی که وجود دارد این است که سنخ بحث های استاد طاهرزاده صرفاً به دل می نشیند ولی تطابقی با واقعیات اجتماعی ما ندارد؟ شاید این خاصیت و تمایز رویکردهای فلسفی عرفانی صدرایی و فلسفه غرب است که به همان میزان که انتزاعی و ذهنی است از واقعیات جامعه به دور است (دقیقا برخلاف فلسفه مادی غرب که در بطن سازوکار حیات اجتماعی بشر حضور جدی دارد.) واقعا چه میزان از مردم ما نوع نگاه استاد طاهرزاده به انقلاب اسلامی را می پذیرند؟ چه میزان نظام مسائل ذهنی مردم جامعه ما می تواند با رویکرد اشراقی استاد به انقلاب ارتباط برقرار کند؟ اگر این مباحث صرفاً یک نظریه پردازی نیست و قرار است به عرصه واقعیات جامعه وارد شود باید مدام ارزیابی شود که آیا مردم عادی کوچه و بازار می توانند با این مباحث ارتباط برقرار کنند؟ اگر نمی توانند یعنی ما به دور از مسائل واقعی جامعه حرکت کرده ایم. با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید در هر تاریخی وقتی افقی باز شود و بنا بر آن باشد تمدنی جای تمدنی را بگیرد، در ابتدا به جهت سیطره‌ی تمدنی که حاکم است، ذهن‌های معمولی عموماً در تحقق تمدنی که باید ظهور کند، باور ندارند و آن را دور از واقعیت می‌دانند ولی پایداری و صبرِ مؤمنین است که زمینه‌ی تحقق تمدن توحیدی را فراهم می‌کند و آن‌چه در کوچه و بازار مطابق تمدن حاکم، زرق و برق دارد، از رونق می‌افتد. آیا ما در چنین شرایطی نیستیم؟! موفق باشید    

12600

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: حضرتعالی در جواب سوال 12566 فرمودید «اُنس با حضرت حق برای هر مؤمنی گشوده است، حال چه اُنسی که موجب ارتباط قلبی با حضرت حق باشد و چه اُنسی که موجب گردد انواری از حضرت حق به عبد منتقل شود و عبد دارای ولایت تکوینی گردد». حضرت امام خمینی(ره) در کتاب ولایت فقیه فرموده اند: «عنوان ولایت در زمان غیبت برای فرد شان و مقام خاصی را پدید نمی آورد، بلکه منظور از ولایت اجرای احکام اسلامی می باشد که نوعی وظیفه است و در اجرای این وظیفه بین پیامبر(ص) امام علی(ع) و ولی فقیه تفاوتی وجود ندارد. در واقع مقام ولی فقیه با ائمه یکی نیست بلکه وظیفه آنها در حکومت و اجرای احکام یکی است. ولایت یک امر اعتباری عقلایی است و اعتباری جز جعل ندارد؛ مانند قیم برای صغار. ولایت تکوینی مقامات معنوی ائمه می باشد که سایر افراد جامعه از آن برخوردار نمی باشند. این مقامات معنوی قبل از بحث تشکیل حکومت برای ائمه وجود دارد و حتی حضرت زهرا (س) که نه قاضی بوده و نه حاکم از این ولایت تکوینی برخوردار می باشند.» چگونه می توان بین این دو مطلب جمع نمود. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دو، دو موضوع است در یک لفظ. یکی به معنای اُنس با حضرت حق است و قرارگرفتن در جایگاه ولایت تکوینی حق. و دیگری به معنای ولایت و حاکمیت است و قرارگرفتن در جایگاه ولایت تشریعی حضرت پروردگار. موفق باشید

11958
متن پرسش
سلام: استاد ممکنه بیشتر در مورد سوال 11694 توضیح دهید. منظورم این است که با مطالعه چه کتاب هایی می توان به این مطلب رسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤال چه بوده؟ موفق باشید

10027

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام خدمت استاد عزیز: از آنجایی که گفته شده بر خدا و رسول پیشی نگیرد و مثلا آن شخص بعد از دعای امام الابصار را هم اضافه کرد و امام فرمود آنچه را من گفتم دقیقا بگو، حال مثلا ما دعایی را می خوانیم فرازی از آن به دلمان می چسبد یا دلمان می خواهد خدا آن فراز را بیشتر اجابت کند، ولی امام یک مرتبه فرموده است آیا اشکال دارد ما آن را هر بار خواستیم تکرار کنیم؟ مثلا یا رب را حضرت در دعای کمیل در هر مرتبه سه بار تکرار نموده اند ولی عموما مداحان هر مرتبه را نه بار تکرار می کنند با تشکر فراوان التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن مورد که امام در مورد عدم اضافه‌کردن «ابصار» فرمودند، برای حوائج خاص است با این‌همه به نظرم بهتر است که در همان شکلی که دعا به ما رسیده، ما عمل کنیم با این‌همه اشکال ندارد که رجائاً بر بعضی فرازها تأکید بیشتر شود. موفق باشید
7814
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز علت تسبیح و تقدیس کردن ملائکه چه می باشد که در خلقت حضرت آدم گفتند نحن نسبح بحمدک و نقدس لک و چرا ذکر آنها تقدیس و تسبیح خداوند است در حالی که خداوند نیازی به این ندارد؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ملائکه‌الله نظر به حضرت حق دارند و عظمت او را می‌یابند و تسبیح می‌کنند و کمالات او را می‌یابند و حمد می‌نمایند و گمان کردند این، برای خلیفه‌ی الهی شدن کافی است و بعد معلومشان شد که خلیفه‌ی الهی باید جامع همه‌ی اسماء باشد و حضرت حق را با همه‌ی اسماء ببیند و بندگی کند. پس بحث، نیاز خداوند به تسیبح و تحمید نیست بلکه بحث شأن خلیفه‌ی الهی بودن در میان است. موفق باشید
4039
متن پرسش
بسمه تعالی سلام خسته نباشید . از این که وقت گذاشتید و پاسخ سوال را دادید بسیار ممنون و متشکر هستم . حالا می خواستم سوال کنم که : چطور باید حجاب‌های ماهیت برطرف شود تا انسان متوجه شود ؟ و چطور باید به هست‏ها رسید ؟ و سوال دیگری در مورد روش مطالعه کردن داشتم که بهترین روش مطالعه از نظر شما چیست ؟ منظورم از روش مطالعه ، چطور خواندن کتاب است ؟ از این که وقت می گذارید و پاسخ می دهید واقعاً تعجب می کنم . زیرا افرادی چون شما مسلماً خیلی باید سرشان شلوغ باشد ولی با این حال به سوالات ما افرادی که کوچک هستیم و شاید وقت شما را می گیریم ، پاسخ می دهید و این باعث تعجب است چون افرادی را که با آن ها در ارتباط بودم می دیدم که با کمی کار دیگر نمی توانستند به موارد دیگر رسیدگی کنند و یا حتی خیلی از کارها را فراموش می کردند . این کار شما باعث می شود انگیزه زیادی حداقل در خود من بوجود بیاید . باز هم تشکر می کنم . انشاالله خداوند خیر عظیمی نصیب تان بفرماید . موفق باشید .
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- سراسر کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» با شرح آن را برای عبور از ماهیت عرض کرده‌ام مگر کار ساده‌ای است ؟ گفت: «تا خون‏ نکنى دیده و دل پنجه سال‏.........از قال تو را ره ننمایند به حال‏» 2 - بحث روش مطالعه که در قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شده إن‌شاءالله جوابگوست. امیدوارم بنده بتوانم از این طریق در این شرایط وظیفه‌ی تاریخی خود را انجانم دهم و تلاش نمایم تا افقی که انقلاب اسلامی در مقابل بشر امروز گشوده است با دسسیه‌ی دشمنان اسلام مکدر و تیره نشود. موفق باشید
1462

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
1.باسلام طریقه دسترسی به جواب سوالم چگونه است؟ 2.من نمی دانم چرا زود عصبانی میشوم به خصوص وقتی با پدر ومادرم صحبت میکنم.وقتی هم با کسی بحث میکنم خیلی از ناراجت کردن آنها ناراحت میشوم و گریه میکنم.به خصوص اگرپدرومادرم باشند.چند سال است که از خداوند میخواهم فرجی کند وراهی پیش روی من گذارد.و به من کمک کندولی دعایم مستجاب نشده است و وضعیتبدتر می شود من که همیشه ازامید و لطف خداوند برای دیگران می گویم حالا به جایی رسیده که به خاطر این مسئله از خداوند درخواست مرگ کردم که باعث رنجش دیگران نشوم چراخداوند دعایم را مستجاب نمی کند.من راضی به ناراحتی کسی نیستم و خیلی هم دلسوزم.بیشتراز بقیه خودم ناراحت میشوم ولی برای من گناه رنجش دیگران مهم است.امیدوارم به من یاری رسانید.اگر با ذکری اخلاقم بهتر میشوم و صبورتر میشوم لطفا بیان کنید.ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: پیشنهاد می‌کنم حدیث «یابن الجندب» که دستورالعمل حضرت صادق«علیه‌السلام» است به عبدالله بن جندب را دنبال کنید. بنده نیز این حدیث را شرح داده‌ام شاید برایتان مفید باشد. اصل را بر آن بگذارید که باید در ذیل دستورالعمل ائمه«علیهم‌السلام» خود را تربیت کنید، به صرف خواستن مشکل حل نمی‌شود. موفق باشید
23044
متن پرسش
باسمه تعالی استاد طاهرزاده سلام علیکم فیلم سخنرانی حجت الاسلام دکتر سید محسن میرباقری در مورد مرحوم مولوی (ره) را خدمتتان ارسال می کنم توسط آقای نظری متاسفانه ایشان گفته کتاب مولوی را کنار قرآن نگذارید و با انبر بگیرید لطفا گوش بدهید و نظرتان را اعلام کنید قبلا از بذل عنایت شما تشکر و قدردانی می نمایم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان فرمایشات ایشان هستم. مقام معظم رهبرى «حفظه ‏الله ‏تعالى» در جلسه ‏اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى مى‏ گويد: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين»[1] و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود.

 


[1] ( 1)- مقام معظم رهبرى« حفظه ‏الله‏ تعالى» در ديدار با شعراء در سال 1387- مولوى در ديباچه‏ ى دفتر اول مى‏ گويد: هذا كِتابُ الْمَثنَوى، وَ هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين، فى كَشْفِ أَسْرارِ الْوصولِ وَ الْيقين

22519
متن پرسش
سلام استاد جان: استاد منظور مرحوم علی صفائی از این متن چیست؟ یکی از شکلهای التقاط، این است که بخواهی با فلسفه و عرفان و علم، به مذهب کمک کنی؛ در حالی که مذهب آمده تا کسری‌های اینها را تامین کند و به مغز و قلب و تجربه انسان، فضا و زاویه ای بدهد، که بتواند هستی را آنگونه که هست، دریابد. (نامه های بلوغ. صفحه ۳۵) خدا خیرتون بده التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان طور است که آن مرحوم می‌فرماید. هیچ‌وقت فلسفه و عرفان و علم توان آن را ندارد که به دین کمک کند ولی بحث عرفا و فلاسفه این نیست، بلکه با دقتِ در دین، نگاه‌های فلسفی و عرفانی به‌دست می‌آید یعنی دین هم سخنان فلسفی و عرفانی دارد. موفق باشید

21749
متن پرسش
بسم رب المهدی. سلام علیکم استاد: درونیات من. می خواهم خودم باشم. «خود واقعی» ام. خودی که دیگر نمی تواند تقابل و تضاد را بپذیرد. می خواهم آرامشی را در درونم ابدی کنم که نشان از جایگاه واقعی ام باشد. می خواهم بدانم در این جهان جایم کجاست؟ فکر نکنم توقع زیادی داشته باشم. بس است تضاد دیدن از درونم و بیرونم. انگار اعمال و رفتارم پاسخگوی آن چیزهایی نیستند که در درون به دنبال آنها هستم. حتی گاهی اوقات می خواهم خودم نباشم و تمام کنم این بازی سر دو باخت را. خسته شدم از این همه متفاوت بودن. متفاوت بودن را به معنای خاص شدن نمی گویم از این جا که دیگر خیلی از اطرافیانت آن چیزی نیستند که انگار تو به دنبال آنی. افراد انگشت شماری فقط تو را می فهمند. دردی که اکنون شاید در وجودت حس کردی را فقط با تعداد اندکی از افراد می توانی بازگو کنی. تمام زندگی ام شده مواجه شدن با دوگانه هایی که نمی دانم اکنون کدام یک بر دیگری غلبه دارد. همیشه راهی غیر از این دو راه هم برای هر شخصی تصویر می شود که باید به آن سمت گسیل داده شود. کاش زندگی ام مانند همه ی کسانی که بی خیال زندگی می کنند، تداوم داشت. البته این عبارتی است که زمانی که خیلی از همه چیز خسته می شوم به کار می برم. با اینکه می دانم این راه هم نمی تواند مرا جواب دهد. حسم این است که انسان وقتی در عالمی زندگی می کند معنا می شود با آن. وقتی تو در عالمی زندگی می کنی که با عالم غرب و پست مدرن و مذهب و اسلام و سنت و همه و همه درگیر شده است چگونه می خواهی خودت باشی؟ اصلا چگونه می خواهی یک نفر باشی؟ انگار خودم هم به دو نیم تبدیل شده ام نیمه ام غربی و نیمه دیگرم شرقی شده است. باید بتوانی افقی را فرا روی خودت متصور شوی که با آن هم نواشوی ولی افق کجاست؟! من و انقلاب می توانیم حرف مشترکی برای هم داشته باشیم؟ راستی آخر کلام این را هم بگویم که من یک "دختر"م و باتمام ویژگیهای دخترانه ام حس و حالم را بازگو می کنم. راستی خود جدیدم چه شکلی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضور در تاریخی که انسان می‌خواهد در عین قدسی‌بودن از ارتجاع و مدرنیته یعنی از نیهیلیسم عبور کند، ساز و کار خاص خود را می‌خواهد. معارف بلند مطرح‌شده در آثار امام مثل کتاب «آداب الصلواة» مقدمه‌ی کار است. فهم تاریخی انقلاب بر اساس آن‌چه بر روح و روان شهداء می‌گذشت، بسیار کارساز است. حضور در چنین فضایی، خود به خود راهی است که چون نوری در میان جنگلی انبوه، خود را می‌نمایاند. موفق باشید

20561
متن پرسش
با سلام: بنده هر زمان در مسیر الهی قدم برمی دارم بعد از چندی استقامت خود را از دست می دهم. برای اینکه استقامت پیدا کنم راهکارتان چیست؟ ثمره ی استقامت چیست؟ و سوال دیگرم این است که انسان از کجا بفهمد در مسیر الهی هست یا نه؟ خداوند از او راضی هست یا نه؟ و آیا مکروهات در سیر الی الله وقفه‌ای ایجاد می کند؟ از شما عاجزانه التماس دعا دارم که بتوانم در مسیر الهی ثابت قدم باشم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بالاخره شیطان که بیکار نیست، سعی می‌کند در عزم ما که به سوی راهِ صحیح است خلل وارد کند. بنابراین سعی کنید برنامه‌ای که دارید رها ننمایید زیرا صبر در عمل است که عمل را ارزشمند و مفید می‌کند 2- فرموده‌اند: «ره چنان رو که رهروان رفتند»، ملاک عملِ مرضیّ خداوند، علمای دین هستند 3- بالاخره مکروهات، کار را سخت‌تر می‌کند ولی مثل حرام نیست که انسان به‌کلّی به خدا پشت کرده باشد. موفق باشید

18959

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز و تبریک به مناسبت عید نوروز: استاد دو سوال برام پیش اومده: اول اینکه در کتاب «تمدن زایی شیعه» به طور مختصر فرمودید که فارابی موسس فلسفه اسلامی است حال آیا اثرات ایشان هنوز هم قابل استفاده و کاربردی اند؟ و چه کتابی رو برای شناختشون معرفی می کنید؟ آیا اون تز دکتری استاد داوری برای معرفی این اندیشمند مناسب است؟ دوم اینکه چرا وقتی زندگینامه بزرگانی مانند فارابی یا ابن سینا را مطالعه می کنیم متوجه میشم با اینکه سعی در مطالعه و تطبیق آثار الهی متناسب با نیاز جامعه بودند به فراگیری و مطالعه در مورد موسیقی نیز می پرداختند؟ و اساسا این موسیقیی که به آنها نسبت می دهند همین موسیقی امروزی بوده است یا نه؟ با تشکر از زحمات شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- فارابی و ابن‌سینا هنوز قدرت تفکر به انسان می‌دهند. کتاب جناب آقای دکتر داوری نکات خوبی را با خواننده در میان می‌گذارد. به نظر بنده امروز، با صدرا بهتر می‌توان جلو رفت 2- موسیقی فارابی ابداً از نوع موسیقی که امروز مطرح است، نبوده. موفق باشید

18755

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: 1. آقای طاهرزاده ببخشید بنده هفته پیش سوالی پرسیده بودم اما جواب حضرتعالی را به خاطر خراب بودن ایمیلم دریافت نکردم اگه میشه خیلی ببخشید یه بار دیگه جواب بدین. پارسال فهمیدم ام اس دارم یعنی حداکثر ۲۰ سال دیگه زندم به نظر حضرتعالی فرصت باقی مانده ام را چه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً هم عرض شد که به شما چه ربطی دارد که چه موقع می‌میرید! شما جمله حضرت علی «علیه‌السلام» را مدّ نظر داشته باشید که حضرت فرمودند: «و اعمل لدنياك كأنّك تعيش أبدا و اعمل لآخرتك كأنّك تموت غدا» برای دنیایت طوری عمل کن که گویا همیشه زنده‌ای و برای آخرتت طوری عمل کن که گویا فردا می‌میری. موفق باشید

18663

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام خسته نباشید: ببخشید از شما عاجزانه خواهش می کنم به سوالم جواب بدید. چند وقتیه برای من نوجوان سوالی پیش اومده که چطور ما انسان ها خود واقعی مونا بشناسیم و اینکه من آیه 30 سوره بقره را خواندم و در این آیه خداوند به فرشته ها می فرمایند من در آفرینش بشر اسراری را می دانم که شما نمی دانید این راز چیه؟ از هر کس که سوال می کنم میگه باید خودتو بشناسی، اما نمیگن چجوری خواهش می کنم راهنماییم کنید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» همراه با شرح صوتی آن و سپس به کتاب «هدف حیات زمینی آدم» که هر دو بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

18383

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ارادت: استاد ارجمند بیش از پانزده سال است از طلاب قم هستم. در فضای مجازی قصد انتشار مطالبی در موارد ذیل می باشم: ۱. نمونه های عینی کارآمدی انقلاب اسلامی (حکومت دینی): بیداری دینی و معنوی بشر معاصر ایجاد روحیه مقاومت و خودباوری به چالش کشیدن نگاه سکولاریستی استکبار ستیزی گسترش جنبش های عدالت خواهانه پیوند حکومت و مردم ارتقاء جایگاه ایران در منطقه و جهان و..... ۲. نمونه های عینی کارآمدی ولایت فقیه: در شکل گیری انقلاب دفاع مقدس رشد علمی و سازندگی کشور عبور از بحرانها و شکست توطئه ها حفظ ارزش ها و آرمان های انقلاب ایجاد وحدت نقش ولایت فقیه از زبان دشمنان و... این کار با هماهنگی حوزه علمه هست. صفحه شخصی من در فضای مجازی (گوگل پلاسم) امسال بیش از یک میلیون بازدید گننده داشته است. لطفا از آثارتان منابع معرفی شود، کتاب، جزوه و... سپاس بی نهایت از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1س از کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» که موارد عینیِ مشخصی را می‌توانید از آن استخراج کنید؛ به شرح صوتی مقدمه‌ی کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» بپردازید. فکر می‌کنم نکاتی را بتوانید از آن به‌دست آوردید. موفق باشید

17979

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد. می خواستم بدانم آیا شعائر فقط باید به دست شارع وضع شود و یا چنان که اکنون هم مشهود است عرف هم می تواند شعائری را وضع کند؟ و چنان که عرف قادر به چنین کاری است ملاک اینکه شعائری که عرف وضع کرده به مشعرٌبه اشاره کند و برآن دلالت کند و به عنوان شعائر همگانی پذیرفته شود چیست؟ زیرا در زمان کنونی بسیار مواردی می بینیم که به عنوان شعائر توسط گروهی وضع می شود ولی حتی بین بزرگان نیز در پذیرش آنها اختلاف است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تکلیف‌های اصلی انسان‌ها را خالق انسان‌ها تعیین می‌کند که ابعاد وجودی آن‌ها را می‌شناسد. ولی در امور جزئی انسان‌ها با عقل خودشان، کارها را جلو می‌برند. موفق باشبد

16911

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: یه سوال در مورد مباحث شما داشتم: مباحث معرفت نفس شما مثل کتاب «خویشتن پنهان» تا چه حد فلسفیه؟ یعنی خوندن و فهمیدن فلسفه به فهمیدن کتاب شما کمک میکنه؟ در «خویشتن پنهان» دچار مشکل شدم به این فکر افتادم که فلسفه رو شروع کنم.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر سیر از «ده نکته» و سپس «برهان صدیقین» و سپس «خویشتن پنهان» و در نهایت مباحث «معاد» را همراه با صوت آن دنبال بفرمایید، ابهاماتتان در این مورد برطرف می‌شود. موفق باشید

16586

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: جایی یه روحانی اگه اشتباه نکنم می گفت که تو قیامت کسانی که اسمشون اسم اهل بیت (علیهم السلام) نباشه، اسم ندارن؛ آیا این درسته؟ و اصلا اسم گذاری باید بر چه مبنایی باشه؟ مثلا خود ائمه مگه چگونه اسم گذاری می کردند! مثلا امام حسین (روحی فداه) اسم دخترشونو میذارن سکینه که تو زبان عربی معنی آرامش میده؛ الان یکی اسمش چمیدونم، مثلا "دلآرام" باشه بده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظورشان آن بوده که از اسامی نیکو برای فرزندان‌مان غفلت نکنیم تا به نحوی به امامان معصوم که خودشان ملاک حق و باطل‌اند، منسوب باشند. موفق باشید

نمایش چاپی