بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15729
متن پرسش
با عرض سلام: انسان وقتی با عقل نظری هست ها و نیست ها را می فهمد با چه دلیلی باید به طور مثال به عبادت بپردازد؟ به عنوان مثال من فقط با عقل خود می فهمم خدا هست اما این که چرا او را باید پرستش کرد را نمی فهمم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای درک قلبی نور حق و اُنس با هستی مطلق، تنها با عبادت و پرستش او می‌توان چنین کرد. گفت: «اول قدم آن است که او را یابی / دوم قدم آن است که با او باشی» با اوبودن، و مأنوس انوار او شدن، با عبادت او ممکن است. و در رکوع و سجود است که می‌توان از خود، فانی و به او، باقی شد. موفق باشید 

15141

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشد ایشالا. اون رفیق طلبه ما گفت از شما بپرسم: ۱. چند روز طول بکشه خوندن کتاب مقالات با صوتهاش؟ یک سال؟ دو سال؟ .... خودمم سوال داشتم استاد: ۲. این مکارم الاخلاق رو من چند روزه کار کنم استاد؟ چند جلسه اس؟ چجوری بخونم؟ بنویسم یا نه؟ ۳. شیوه ای که شما برای خوندن کتابای خودتون مناسب میدونید چیه؟ مخصوصا اونایی که صوت دارن. ۴. من زیاد از زندگی رهبر خبر ندارم. کدوم کتاب معتبره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- هفته‌ای یک جلسه در شرح مقالات با نظر به متن کتاب خوب است 2- هفته‌ای یک جلسه با نظر به متن دعای مکارم همراه با یادداشت مطالب مهم مفید خواهد بود، به‌خصوص اگر بتوانید متن دعا را نیز در حافظه نگه دارید تا از حفظ شوید 3- تنها نکات اصلی در یک دفتر یادداشت کنید 4- کتاب «شرح اسم» نکات خوبی در رابطه با زندگی رهبری دارد. موفق باشید

14214

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: چند تا سوال از خدمتتون داشتم. در تعریف من اینکه علم به علم است و علم اولی علم مطلق و دومی علم مقید است و من خودم را بی واسطه می یایم مثل روشنی نور و در مرتبه ای از من تضادها نیست و آن حضوری که حضورها را حصول کند مرجع ضمیر من چیست؟ لطفا کمی توضیح دهید. فرق اعیان ثابته و علم خدا و عقل اول چیست؟ آیا جوهر در عقل است لطفا کمی توضیح دهید. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مباحث «ده نکته در معرفت نفس» می‌تواند جواب سؤال اول جنابعالی را بدهد زیرا در آن‌جا روشن می‌شود که موضوع را باید با علم حضوری دنبال کرد، نه علم حصولی که مجبور باشیم به مرجع ضمیر نظر کنیم 2- در مورد اعیان ثابته و علم خدا و عقل اول لازم است که کتاب‌های مربوط به این موضوعات را مطالعه نمایید. از سؤال‌تان این‌طور برمی‌آید که از موضوعات مطروحه، خالی‌الذهن هستید در ضمن می توانید به جواب شماره 13488 رجوع فرمائید. موفق باشید

13694

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام: استاد عزیز چند وقتی است سر نماز اطراف سجاده گاهی نقاط نورانی لحظه ای به چشم بنده می آید آیا اینها توهم است؟ خصوصی التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست کاری به این چیزها نداشته باشید. سعی کنید خود را در توحید بپرورانید، کاری که امثال حضرت امام و آیت اللّه طباطبایی«رحمت‌اللّه‌علیهما» انجام دادند. موفق باشید

13436
متن پرسش
با عرض سلام و احترام و تبریک عید سعید غدیر خدمت استاد گرامی: سوال بنده در مورد دایره ولایت ولی فقیه مطابق با نظریه ولایت فقیه خود مرحوم امام هست. یعنی بر طبق نظر مرحوم امام، تا کجا امر و گفته ولی وقیه واجب الاطاعه هست؟ مرز بین اموری که اصطلاحا ارشادی هستند با اموری که مولوی هستند کجاست؟ فی المثل اگر رهبری قبل از انتخابات بگویند که به کاندیدایی ما نیاز داری که فلان ویژگی ها را داشته باشد؛ آیا ما شرعا موظفیم مطابق با نظر و معیار ایشان کاندیدای خود را انتخاب کنیم و یا اینکه این امور جزو حیطه منطقه الفراغ به حساب می آید؟ یا مثلا وقتی که رهبری می گوید مهمترین معروف، نظام سازی است؛ آیا حرف ایشان که قاعدتا تبعات عملی هم دارد؛ پذیرشش برای ما الزامی هست یا نه؟ به طور خلاصه لطفا معیار و شاخصی برای تمییز گفته هایی که از جانب ولی فقیه بیان می شود و اطاعتش بر ما واجب است با گفته هایی که شرعا اطاعت از آنها و پذیرشش بر ما لازم نیست؛ ارائه بفرمایید. ترجیحا مطابق با نظریه ولایت فقیه امام. و یا قانون اساسی. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی که ولیّ فقیه حکم خدا و رسول را می‌گوید، پذیرش حکم او بدون قید و شرط لازم است. ولی همان‌طور که می‌فرمایید بعضاً حکم ایشان ارشادی است، یعنی طوری سخن نمی‌گویند که عدم تبعیت از ایشان به معنای مقابله با حکم ایشان باشد. از این گذشته بعضاً سخنانی دارند که نسبت به افراد مختلف، متفاوت است. مثل همین نظام‌سازی که می‌فرمایید. برای یک صنعت‌گر یک‌نوع تکلیف می‌آورد، و برای یک روحانی، یک نوع دیگر. حتی یک سخن ممکن است برای یک نفر انجامش، واجب باشد ولی برای کس دیگر واجب نباشد. به همین جهت نمی‌توان به طور مشخص روشن کرد کدام سخن واجب‌الاطاعه است و کدام سخن واجب الاطاعه نیست. به اصطلاح گفته می‌شود حوزه‌ی سخن جایگاه سخن را تعیین می‌کند. موفق باشید

12524

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در مورد حدیث شروع شدن امری بدون بسم الله که باعث ابتر شدن کار می شود 1. ابتر یعنی چه؟ 2. چگونه به نوجوانان باید گفت که آن ها متوجه ابتر شدن کارهایشان بدون گفتن بسم الله شوند، چون آن ها مدعی اند که در کاری بسم الله نگفتم ولی کارم را تمام کردم حالا کجای آن ابتر بود؟ و در واقع چه تجربه ای در زندگی می توان مثال زد که به معنای این حدیث کمک کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «ابتر» به معنای بی‌آینده می‌باشد 2- بسیار پیش آمده است که چون افراد در ذیل نور همه‌جانبه‌ی حضرت اللّه کارها را شروع نکرده‌اند، به آن نتیجه‌ی نهایی که می‌خواستند نرسیده‌اند. آیا ثروتمندانی را نمی‌شناسید که چون زیر سایه‌ی حضرت اللّه و شریعت الهی عمل نکرده‌اند، بحران‌های زندگی‌شان چند برابر انسان‌های متدین است؟ موفق باشید

12174
متن پرسش
سلام: متاسفانه علیرغم گذشت 40 سال از عمرم تا کنون نتوانسته ام بر خودم مسلط بوده خودم تعیین کننده اعمال و رفتارم باشم تو رو خدا بگید من چه کار باید بکنم دیگه از دست خودم به ستوه آمده ام من دنبال یه زندگی متعالی هستم اما طبعم منو به طرف روزمرگی می کشونه خواهش می کنم من رو راهنمایی کرده دستم رو بگیرید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک برنامه‌ی مطالعاتی که شامل مباحث معرفتی و اخلاقی است به خودتان بدهید. چهل‌سالگی زمان حساسی است، فرصت آخرین تصمیمات است وگرنه بعد از آن ملکات دوران گذشته به شما غلبه می‌کند. بر روی سیر مطالعاتی روی سایت فکر کنید إن‌شاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید

9764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عزیز: چندی پیش در جواب سوالی از بنده درباره مسئله بیدار بودن و نخوابیدن در شب فرمودید که نخوابیدن قوه وهم را در انسان قوی می کند و ممکن است این کار باعث غلبه بر قوه عقل شود و این جواب شما من را به دانستن بیشتر درباره این قوا علاقه مند نموده است. می خواستم بدونم برای آگاهی درباره مسائل مربوط به حواس باطنی مانند عقل و وهم و ... چه کتابی را پیشنهاد می کنید؟ گاها روی اینترنت این مسائل بطور پراکنده یافت می شوند ولی بطور واضح بیان نمی شوند و همین پراکندگی مطالب بر قابل فهم نبودن آنها می افزاید. با سپاس فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: پنج جزوه‌ای که در شرح کتاب «معرفتِ نفس و حشر» بر روی صفحه‌ی اول سایت هست می‌تواند در این امر مفید باشد. موفق باشید
9496
متن پرسش
سلام: عید سعید فطر را تبریک عرض میکنم. سوالی که از استاد دارم در رابطه با بحث استخاره است. در چه مواردی و تا چه حد استخاره کردن مجاز است؟ در انجام بسیاری از امور ما در دو راهی تردید هستیم آیا میتوان استخاره کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از آن‌که عقل و مشاوره با صاحب‌نظران جواب نداد، می‌توانیم استخاره کنیم. موفق باشید
8776
متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد محترم بنده قریب به 8 سال است که در حوزه معرفت نفس مطالعه دارم (در قالب سی دی های معرفت نفس استاد صمدی) و در دو ماه گذشته نیز با دروس حضرتعالی آشنا شده ام. با توجه به موارد مطالعاتی سوالاتی دارم که ان شا الله با پاسخ مناسب شما افق مبهم روشن گردد. 1- بنده در مورد علم و یادگیری اینگونه فکر می کنم که همه انسانها تمام علوم بشری را در ذات خود دارند و تنها با روی آوری به علم خاصی و جد و جهدی که می کنند درهای آن حوزه از علم به روی آنها باز شده و با آن آشنایی پیدا می کنند. بعنوان تشبیه اینکه علوم مانند بیابانی است که انسان با چراغ قوه ایی که دارد بخشی از بیابان را که جلو روی اوست میبیند و اگر طوری بشود که خورشیدی بر بیابان نور بیفکند انسان به تمام علوم آشنایی پیدا می کند. در اینخصوص اگر می شود توضیح بفرمایید. 2- طی سلسله مباحث استاد صمدی و مباحث ده نکته و معاد شما که تا امروز وفق به شنیدن آنها شده ام این نکته مرا به خود مشغول داشته که پرداختن به امور روزمره (مثل تماشای تلویزیون؛ مطالعه مجله و گپ و گفت طولانی با ذوستان و ...) انسان را در قوه خیال معطل می کند و لذا چند سالی است که به جز یک خبر و در صورت وجود برنامه های مستند تقریبا سریال یا فیلم یا سرگرمی به جز مطالعه در حوزه دینی و رشته فنی خودم (الکترونیک و صنایع) ندارم. یعنی مطالعه را با چیز دیگری عوض نمی کنم و این امر در بعضی اوقات منجر به بهم ریختگی اعصاب می شود و تقریبا بیشتر اوقات در فکر فرو می روم. البته با توجه به مباحث روانشناسی انسانی درونگرا نیز هستم و این مطلب نیز مرا به سیر علمی بیشتر تشویق می کند. به نظر شما سیر مطالعاتی در تقویت قوه عاقله و کم کردن قوه خیال موثر است و یا روشی که بنده در پیش گرفته ام اصلا مناسب می باشد؟ البته لازم است عرض بکنم به قول استاد صمدی بنده اگر هم چیزکی یاد گرفته باشم قطع به یقین در اسم الاسما می باشد و به هیچ وجه در هیچ حوزه نظری و عملی نه تنها ادعایی ندارم بلکه روز به روز به بی لیاقتی خود و برازخی که گرفتار آن هستم بیشتر پی می برم. با تشکر از حسن توجه جنابعالی.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- در این مورد به صفحه‌ی 84 کتاب «معرفتِ نفس و حشر» تحت عنوان «چگونگی ادراک محسوسات» رجوع فرمایید 2- امروز اسماء حسنای حضرت حق در انقلاب اسلامی ظهور کرده و در کنار مطالعاتی که دارید باید نسبت به سخنان رهبری و دنبال‌کردن مسائل انقلاب حساس باشید وگرنه حق را در مظاهرش نشناخته‌اید. موفق باشید
2664
متن پرسش
سلام ورحمت ال...ایا قبل از حضرت ادم روی همین زمین بشر دیگری میزیسته
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: حضرت صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند یک میلیون عالَم قبل از این عالم بوده، به این معنا که این عالم با زمین و آسمانش همه به سوی قیامتی‌شدن پیش می‌روند و عالم و آدم دیگری خلق می‌شوند. موفق باشید
978

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب خدمت استاد محترم با توجه به اینکه جنس روح و بدن هم سنخ نیستند ، در حرکت جوهری چگونه روح که مجرد است به بدنی که مادی است ملحق می گردد ؟ ادامه این وضعیت در عالم برزخ چگونه است ؟ با تشکر و با آرزوی سلامتی برای آن استاد عزیز علیرضا مترصد
متن پاسخ
علیکم السلام، باسمه تعالی چون در دنیا نفس انسان به بدن خود تعلق دارد تحت تأثیر حالات بدن از جمله حرکت جوهریِ بدن قرار می‌گیرد ولی بدنِ برزخی و قیامتی جنس روح است و دوگانگی بین جسم و روح نیست تا تحت تأثیر حرکت جوهری بدن باشد. موفق باشید
25752

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: سوالاتی چند از حضرتعالی دارم که قطعا دغدغه شدید لااقل بعضی از جوانان است و لازم است در این مساله اقدامات اساسی انجام شود معلول این شبهات به تحلیل رفتن ما جوانان است یک جدیدا یک سری مناظرات بین افراد ضد فلسفه و عرفان و افراد تابع این دو مکتب هستند و اشکالاتی که در مناظرات انجام می شود وارد است مانند نصیری و استاد غرویان یا میلانی و وکیلی یا میلانی و استاد رمضانی و...ده ها و ده ها مناظره که درصددرصد مناظره ها معمولا اساتید معظم عرفان و فلسفه که بیشتر در قسمت عرفان که به‌نوعی با فلسفه در عارفان گره خورده از جواب در می ماند و ما به حکم بی‌طرفی عقل حقیقتا چه باید کنیم اشکالات و نقدها وارد است برای جزییات و اطلاع حضرتعالی از وضع روز و حال جامعه (که قطعا تاکید حضرتعالی است) لطفا به چند کلیپ مناظره در این موضوع ملاحظه فرمایید اگر ما عارفان مخصوصا عارفان معاصر که عمدتا فیلسوف هم هستند را حذف کنیم اصلا بزرگی برای ما باقی می ماند!؟ انتقادات هم وارد است و تعارفی وجود ندارد آیا کسی از بزرگان عرفا و فلاسفه معاصر قادر بر رد این شبهات نیست؟ سوال دوم شخصی بنام ویکتوری ظاهرا ایرانی هم هست در یک کلیپ در آپارات (سرچ بفرمایید) طبق یافته های دقیق علم فیزیک کوانتوم و یافته های هاوکینگ و مستندات و عکس و قوانین ریاضی که به دقت با قواعد ریاضی توضیح دادند که ماده از هیچ متولد شده (که البته این کاملا اثبات شده و جای تردید نیست نهایتا گفته می شود هیچ مادی نه فلسفی که باز هم برای طبع ما آزار دهنده است) خلاصتا در آنجا تاکید می شود با قوانین ریاضی و یک سری محاسبات ثابت می کند که ماده از هیچ و قبل از هیچ انرژی و قبل از انرژی ماده نخستین بوده که اکنون آماده نخستین خبری نیست و گفت طبق قوانین ریاضی دیگه آن‌طرف از اون خبری نیست و خدا که گفته می شود همین مورد است که تمام شده و رفته و هیچ تاثیری بر بعد هم ندارد و قوانین فیزیک منشا و علتی ندارد و ادیان مربوط به زمانی بود که علم یقینی طبق مستندات الان نبود و مردم باید به ادیان خودشان را وصل کنند مجری پرسید اگر فوت کردید و معلوم شد خدایی بود چه، او می گوید از ریشش می گیرم و می گویم خلق چند صد ویروس که یک مورد آنها ما رو می کشد سر چه حسابی هست و با خنده و طمانینه و وقار از کشف یقین برنامه تمام می شود لطفا پاسخ شبهه را به ما عنایت فرمایید و اینکه پاسخ را در فضای مجازی و آپارات منتشر فرمایید و نسل جوان را نجات دهید لااقل شما فرض کنید ما جوابی بدهیم که هیچ مادی با هیچ فلسفی فرق دارد و الی آخر اما بار و فشار روانی این نوع کلیپ ها بر روح و روان جدا ویران کننده هست و خوب اینها به وفور در اینترنت است و ذهن کنجکاو را که نمی شود دربند کرد. سوال سوم آیت الله طوبایی در آپارات بطور مفصل تمام عارفان متاثر از محی الدین را با موشکافی خط به خط آثار محیی الدین و عارفان معاصر مانند علامه حسن زاده و غیرهم، تناقضات و انحرافات را ذکر نموده و معلوم ساختند که سیر این اشخاص در نهایت به سوی شیطان است نه الله جل و علی، انتقادات هم وارد است چه بر محی الدین چه وحدت وجود به معنایی که خود عارفان اذعان دارند. خوب چه کنیم سامعه و قوه عاقله را بر این انتقادات ببندیم کسی نیست رفع شبهه کند! عارفان پایگاه قلبی و معرفتی و قوت قلب و روح و روان بودند. در مسأله قبلی که فلاسفه در ذهنمان از خارج کشور به چالش کشیده شد در اینجا هم باید با عارفان خداحافظی کنیم فقهای عزیز هم قاعدتا مسؤل پاسخگویی احکام ما هستند و نه مباحث عقلی و عرفانی، من نمی دانم از این طفل معصوم ذهنم چه باقی می ماند بله اهل بیت و قرآن موجودند لکن این مساله رد عارفان آن هم با دلایل عقلی، بدیهی، دینی مساله کمی نیست. تاکید می شود در این مورد یک کلیپ و دو کلیپ نیست ده و صدها کلیپ هست و جدید هم اضافه می شود و کسی هم نیست رفع شبهه کند !؟ سوال چهارم شبهات بر قانون علیت و براهین خداشناسی فلسفی به‌شدت قوت گرفته و حتی نظریاتی مانند نقدهای هگل، دکارت و غیره، و این مساله باعث می شود که یقینی باقی نمی ماند مخصوصا که نقد کنندگان اهل فن و تخصص هستند اگر ما قانون علیت بهر معنای خود را برای برهان فلسفی باطل بدانیم از طرفی برهان های دین مانند برهان نظم و امثال آن نهایتا ظنی و اجمالی است خوب از عقاید آن‌هم در عظیم ترین موردش یعنی خداشناسی چه چیزی برای ما باقی می ماند؟ این فقط یک درد کوچکی بود که این روزها با آن داریم دست و پنجه نرم می کنیم حالا شاید حقیر با مقداری فلسفه که داشتم کمی مقابله کردم ولی ثمره اش چند روز افسردگی و مات و مبهوتی است و فشارهای روحی که کماکان ادامه دارد تکلیف جوانان پاک این کشور مقدس چیست این مساله را لطفا جدی بگیرید دستمان هم به کسی بند نیست و کسی فریاد ما را هم دراین زمینه جدی نمی گیرد. نسلهای جدید در این طوفان جدید سخت آسیب پذیر هستند. اهل کلام از طرفی و اهل تفکیک ضربات سنگینی بر پیکره عرفان وارد کرده اند و الگوهای ما متزلزل شده و اهل علم و فیزیک هم دارند با قدرت تمام به دین می دارند در اینجاست که برای توصیف این وضع جمله ای برایمان باقی نمی ماند که درد و رنج خود را توصیف کنیم جز اینکه عرض می شود حسبنا الله و نعم الوکیل. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً می‌دانید که جزء جزء این مباحث در «کلام جدید» مورد بحث و دقت قرار گرفته است. از جمله کتاب «علم و دین» آقای ایان‌باربر که استاد فیزیک و رئیس کرسی دین‌شناسیِ دانشگاه سوربن است. جزوه‌ی «کلام جدید» که بر روی سایت هست، خلاصه‌ی همان کتاب است بد نیست به آن جزوه سری بزنید. عنایت داشته باشید وقتی گفته می‌شود عالَم از چیزی خلق نشده است، منظور آن است که خالق عالم چیزی از چیزهای دنیا نیست، نه آن‌که عالَم، معلول نباشد. موفق باشید

22884

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: چند سوال دارم: ۱. احساس می کنم که استعداد ندارم قدرت تجزیه و تحلیل قابل افزایش است؟ چگونه؟ سر کلاس حواسم جمع نیست یا هرچه تلاش می کنم انگار یاد نمی گیرم، گیرایی را چطور باید بالا برد؟ شما در کتاب ادب عقل خیال قلب فرمودید که دانشجو باید شرایط خود را بشناسد و آن ابعاد اش را که می شود رشد دهد، آن ابعاد چیستند و چگونه؟ ۲. چگونه می توان جعلی بودن فلان حدیث را تشخیص داد و کتب احادیث معتبر را نام ببرید و چرا؟ ۳. راه مبارزه با تنبلی و نداشتن اعتماد بنفس چیست؟ ۴. کتب های شما حاصل تفسیرات خودتان از احادیث و قرآن است؟ اصلا کدام تفسیر قرآن کاملتر است؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در سر کلاس با یادداشت‌کردن مطالب مهم، ذهن را متمرکز کنید. ۲. انسان در ابتدا مطالب را به همان اندازه که با آن‌ها روبه‌روست دنبال می‌کند ولی پس از مدتی خودش می‌تواند با مقایسه‌ی مطالب بفهمد کامل کدام است و اکمل کدام. و نیز بفهمد صحیح کدام است و غلط کدام. به همین جهت می‌فرمایند: «تو پای به راه در نِهْ و هیچ مپرس / خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید

22481
متن پرسش
سلام استاد محترم: کسانی که شهید می شوند این مرگ اجل مسمی است یا اجل معلق؟ از آنجا که انسان کامل با اجل مسمی از دنیا می روند شهادت امام حسین علیه السلام چه نوع مرگی محسوب می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌توان گفت که آن مرگ، همان اجل مسمی است که آن را به بهترین نحو شکل داده‌اند. موفق باشید 

19821

بدون عنوان:بازدید:

متن پرسش
سلام: 1. کتابی هست به نام طریقه جدا نمودن روح از بدن نوشته علی رحیم بخش، این کتاب را تایید می کنید؟ 2. در این کتاب روش هایی برای برون فکنی روح هست آیا می توان از آن بهره برد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده امثال این کتاب‌ها را می‌شناسم. به چه درد ما می‌خورد؟! ما باید روح و جان خود را به مراتب عالی‌تر سیر دهیم. موفق باشید

19315

معنای توحیدبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: توحید در تعریف به چه معناست؟ و نقطه قابل توحید چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توحید به معنای یکی‌کردن و یکی‌شدن، نظر به حقیقتِ یگانه‌ی جاری در عالَم دارد و این‌که خود را در مقابل او نفی کنیم. مقابل توحید از جهت مبانی نظری شرک است، و از جهت مبانی عملی، تکبّر است. موفق باشید

19127
متن پرسش
حالا که می نویسم خودم هم نمی دانم مخاطبم کیست ... فقط همین را می دانم که بعد از این چند سال دلم باز هم تایتانیک خواست. می دانم تایتانیک آرامم می کند. تایتانیک لذت نقد به من می دهد، تایتانیک دلم را می بَرَد. خسته شدم از دروغ، از فریب! پنج سال اسم آنچه را بعدها فهمیدم مدرنیته می گویند، بوسیدم و کنار گذاشتم. پنج سال زجر کشیدم، فحش خوردم، کنار گذاشته شدم، فرصت هایم را یکی یکی از دست دادم و به دامان کسانی پناه بردم که گمان کردم راه رهایی مرا بلدند. تاریخ فلسفه خوانده ام، رمان خوانده ام، فیلم مستهجن دیده ام، آواره ی خیابانهای ... بوده ام، صدای قه قه های دخترانه مان پر بود در فضا، در لجنزار خودم کسی بودم! من در سکولارترین ِخودم زندگی کردم! فاکنر، پائولو، آندره ژید و کافکا مونس خلوت هایم بودند، حالا پنج سال گذشته است. پنج سال پشت کردم به تمام شان. حالا فهمیدم من لذت نقد می خواستم، کمی هویت می خواستم. خسته شدم از دروغ و ریا! از نیرینگ و فریب! از سوالهای بی جواب! از این همه تناقض و دورویی ... شاید صداقت برای من کافی بود! برادرم راه دیگری رفت، راه ترقی را در فرنگ جست و رها کرد. سوئد را، ایتالیا و آمریکا را شاید جای بهتری دید. او به آمریکا سفر کرد و من به فکه رفتم! او اکنون در مدرنیته ی خویش مردیست برای خود و من در انقلاب دیگران بی سهم ترین مانده ام! شأن منه گمگشته چه بود؟! کمرم زیر این بار شکست. آوینی چهره ی محبوب من است. او که پاسخ های مرا خوب می دانست چرا که راه طی شده ی مرا طی کرده بود اما چه کنم زمان ما را از هم دور ساخت! من به کدامین سو می روم؟! ظهور موعود؟! مرا بیش از این صبری نیست، بریده ام! به خودم نمی توانم دروغ بگویم. در انقلاب جای زن را ندیدم. گویی مردانگی برای همراهی انقلابی میسرتر است. انقلاب جایی برای دختری همچون من نداشت، صدای ما صدای دیگری ست، نفسهامان نفس های دیگری ست، ما لذت های دیگری چشیده ایم. ما جور دیگری ناجوریم. می گویند شأن ما بی شأنی ست. من ِ لعنتی شأن نمی خواستم اما جسم نحیف دورانم را توان حمل این همه تضاد نیست، خسته ام، خسته همچون بیابان نوردی که به یک کلبه پناه آورده و از شدت تشنگی و بیچارگی حتی رمق در زدن ندارد، امیدم را دیگر امیدی نیست، راه گذشته ام را به باد دادم، در اعتبار گذشته ام بی اعتبارم و اکنون راه پیشرویم بسته است، صادقانه پیش آمدم اما نمی دانستم دروغ ِاین راه سیلی بدی به من می زند و نمی دانستم روزی آنهایی را که انقلابی یافتم دیگر پاسخی برای من ندارند. شاید مدرنیته مرا نمک گیر کرده است، گرسنگی این راه مرا به نمک ِ او حواله داد. با ناامیدی به راهیان نور رفتم و به دل لعنتی ام گفتم آنجا، آنجا همه چیز خوب می شود، تحمل کن! تحمل، اما همه چیز بدتر شد، همه چیز، آنجا دروغ چهره ی دیگرش را به من نشان داد! گناه من چیست که گذشته ام مرا بیشتر می فهمد. من در این غربت ذره ذره جان می دهم و ایکاش کسی را می یافتم مرا از این غربت تلخ و کشنده نجات می داد. گمان بردم انقلاب جواب روح سرگردان من است، در گذشته خود را برده ای می دیدم اما نمی دانستم مسیر امروز روزی خودش با دستهای خودش مرا می فرستد به راه پنج سال قبل، نمی دانستم روزی خواهد رسید که خودم را به حساب بکشم و بگویم: چه غلطی کردی با دست خودت؟! اینجا هم همان بردگی ست، اینجا راه حریت بسته است، حر که باشی چوب می خوری، حر که باشی تو را می گذارند در زمره ی شفیتگان غرب . حال آنکه من از همان جا گریخته ام. انقلاب شما مردانه است، انقلاب شما برای همرنگ های خودتان است، ما بیچاره ها، باید از دور نظاره گر شما باشیم و مدام حسرت بخوریم که چرا این گونه شد عاقبت کار ما. دنیای آباد خویش را رها کردم و حالا دنیا و آخرتی سوخته می بینم که از دور به من پوزخند می زنند. ناجوری ام بدجوری ناجور تر شده، می ترسم برگردم و خرابکاری ام بیشتر از این شود. کباب می گندد اما نان فقط خشک می شود! حالا از گندیدن می ترسم. تشنه ام، آب می خواهم، بی خانمان ِ امروز منم، جای ماندنم دیگر نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر تاریخِ بی‌خبری قصه‌ی کوچکی است که به‌جز امثال حضرت روح اللّه از جهتی و امثال شهید اهل قلم از جهت دیگر آن را توانِ درک‌کردن باشد؟! دوران، سیاهی‌اش را به همه نشان نمی‌دهد و اگر هم نشان دهد، راهِ عبور در چنین ظلماتی سختْ ناپیداست مثل ناپیدایی تشعشع نور در بین انبوه درختان جنگلی سیاه. می‌گویی به راهیان نور حوالتت داده‌اند؛ و عجب جایی است جایی که دروغِ دوران را در مقابل راست‌قامت‌ترین راستانِ این تاریخ در خود مزمزه کرده‌ای، چه قبض و بسطی است حالت رویارویی با عزیزترین عزیزانِ جان ما که بر خاک فرو رفته‌اند، این تنِ علم‌الهدی نیست که در هویزه ابتدا از پای نشست و سپس به زیر خاک رفت، ولی این خاک، خاک نیست، راهِ گشوده‌ای است در جنگل سیاه این دوران. این همان تشعشع نوری است که تمام عمر می‌توان با آن زندگی کرد.

این گناه تو نیست که گذشته‌ات را بیشتر می‌فهمی، این گناه هرکسی است که بخواهد از عهدِ نفس امّاره به سوی عهدِ نفس لوّامه گذر کند. مگر آب گل‌آلودِ دوران گذشته، این پایِ ما را رها می‌کند؟ که گفت:

آب گِل خواهد که بر دریا رود

گِل گرفته پای او را می‌کشد

آیا راهی برای رسیدن به نفس مطمئنه جز جنگ بین نفس امّاره و مطمئنه می‌شناسی؟! نجات از این غربتِ تلخ را جز انقلاب روح‌اللّهی که روحم فدای او باد، نیافتم. ولی این انقلابِ سیاست‌بازان نیست. در این راه است که اگر هزار بار زمین بخوری و هزاران بار پایت بشکند، باز باید لنگان لنگان هم که شده است همین راه را ادامه دهی. فقط باید به خودت بگویی:

 بیا باز امشب ای دل در بکوبیم

بیا این بار محکم‌تر بکوبیم

از کدام بی‌راهه رفته‌ای که می‌گویی امروزت می‌خواهد تو را به پنج‌سالِ قبل برگرداند؟! راه، بی‌راهه بوده است یا در جنگ بین عهدِ قبلی و عهدِ جدید در قبض و بسط در حالِ دست و پا زدنی؟! و این سخن دیگری است که باید در موردش گفت:

اگر دیر آمدم مجروح بودم

اسیر قبض و بسط روح بودم

نه انقلاب محمد «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» انقلابِ مردان بود و نه انقلاب حضرت روح اللّه«روحی فداه» انقلابِ مردان است. اگر فاطمه و زینب «سلام‌اللّه‌علیهما» نداشتیم، آری. و اگر رهبر ما چِگوارا بود، آری. ولی حضور فاطمه «سلام‌اللّه‌علیها» در جبهه‌ها مگر فراموش‌شدنی است؟ مگر پهلوی شکسته‌ی بسیجیان ما در عملیات‌های «یا فاطمه‌ی زهرا» سند حضور آن حضرت نیست؟!! مگر قصه‌ی فرماندهی آن حضرت را از زبان آن سردار بزرگ یعنی شهید برونسی نشنیدی؟!!

من، راه را در این دورانِ فترت و سرگردانی، پیداکردنِ خدایی می‌دانم که در این تاریخ ظهور کرده است که این، خدایِ کتاب‌ها و سخنرانی‌ها نیست. از «هستی و زمانِ» هایدگر متوجه شده‌ام که هستی را در زمان که امروز، همان تاریخِ ما است باید جستجو کرد، هرچند می‌دانم این واژه را یعنی این تاریخ را یعنی این آینه‌ی حضورِ «کلّ یومٍ هو فی شأن» را روحِ مدرنیته می‌بلعد مثل بلعیدنِ جرقه‌ها توسط ظلمات. اما اگر بر این راه ویران، صبر پیشه کنی، صدای «بَشِّرالصابرین» گوش‌هایمان را حتماً می‌نوازد. و اگر آن مرد الهی در «اسفار اربعه‌»ی خود گزارش نداد «المعرفة بذر المشاهده»، یعنی اگر با معارف الهیه به‌سر بردی مسلّم با مصداق‌های آن مفهوم روبه‌رو خواهی شد و این معجزه‌ی صبر است. صبری که باید بین عهدِ قدیمی که می‌شناسیم و می‌خواهیم از آن عبور کنیم، و عهدِ جدیدی که هنوز رُخ ننمایانده است، تجربه نماییم. که گفت:

 پرده‌های دیده را داروی صبر                    هم بسوزد هم بسازد شرح صدر

آینة دل چون شود صافی و پاک               نقش‌ها بینی برون از آب و خاک

هم ببینی نقش و هم نقاش را                     فرش دولت را و هم فراش را

موفق باشید  

16985
متن پرسش
با عرض سلام: 1. حضرت استاد چرا شما به طور جدی به نقد دولت فعلی نمی پردازید خود شما قبلا گفته بودید بنده دولت اقای هاشمی و یرخی نظریات ایشان را نقد می کردم یا حتی شما اگر احساس می کردید نگاه یا رفتار دولت احمدی نژاد قابل نقد است آن را صریح بیان می کردید. اما آنچ که مهم است اکثر نقدهایی که شما به دولت های گذشته کرده اید به نگاه و رویکردهای آنان بوده اما دولت فعلی همان نگاه ها را دارد مضاف بر اینکه در موارد متعددی آنها را اجرایی کرده واقعا این غربزدگی غلیظی که در وزرا و برخی مدیران ارشد کشور موج می زند قابل نقد نیست؟ 2. آیا برجام که نظام را زیر بار تعهداتی سنگین برد قابل نقد نبود ولی ما از شما نقدی در این رابطه ندیدیم. شاید هم من دارم اشتباه می کنم پس از شما درخواست می کنم من را به این جهل خود آگاه کنید. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همان‌طور که رهبری عزیز«حفظه‌اللّه» در ابتدای دولت جدید فرمودند ما کارهای زمین‌مانده‌ی زیادی داریم که باید به آن بپردازیم؛ و از این جهت بنده معتقدم اگر مبانیِ فکری و فرهنگی جامعه مطابق اهدافی که انقلاب اسلامی در نظر دارد، اصلاح نشود باز مردم به همین افراد رجوع خواهند کرد 2- در مورد برجام هم مشکل از همین قرار است که وقتی عده‌ای در راستای توحید الهی قرار ندارند و طاقت تحمل تحریم‌ها برایشان سنگین است، دشمن شروط خود را بر ما تحمیل می‌کند. این جا است که تجربه‌ی اختلافاتی که متأسفانه در دولت گذشته پیش آمد و نیز غفلتی که از جایگاه الهیِ انقلاب اسلامی ظهور کرد، ما را بر آن داشت که باید حقیقتاً کارهای زمین‌مانده‌ی اساسی خود را دنبال کنیم. و با رجوع جدّی به آموزه‌های قرآن، مردم را با سوره‌هایی همچون سوره‌ی احزاب و سوره‌ی آل‌عمران آشنا کنیم. مسلّم آینده‌ای بس متعالی در پیش رو داریم و از این جهت باید سعی کنیم جامعه‌ی ما دوقطبی نشود – مشکلی که در زمان آقای احمدی‌نژاد با وسوسه‌ی صاحبان ثروت و صرّافی‌های ناگهانیِ از زمین روییده، بین نیروهای متعهد پیش آمد- و با طرح افق‌های اصیل  انقلاب اسلامی باید نشان داد این دولتْ از جنسِ اهداف انقلاب اسلامی نیست و این چیزی است که بنده بر عهده‌ی خود می‌دانم. و از این جهت معتقدم انتقادهای جزیی، این مسئله‌ی اصلی را که عبور از این نوع افکار است، در حجاب می‌برد و ما را از حجاب‌بودنِ این افکار نسبت به انقلاب اسلامی باز می‌دارد و جریان مصنوعیِ دعوایِ دو جناح را به میان می‌آورد. موفق باشید  

16096

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به پاسخ سوال 16045 گفته اید: اگر رزق شما و همسرتان و فرزندانتان داشتن خانه است به شما خانه ی غیر اجاره ای خواهد رسید. خب اینکه بسیاری از جوان ها الان بیکار هستند و شغل ندارند، این یعنی رزقشان نبوده؟ یا اینکه ظلم مسئولین باعث شده حق مسلم و رزق آنها که اشتغال است به آن ها نرسد؟ همینطور مسئله خانه و مسکن مردم؟!
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: امکان هر دو قضیه هست. ولی در هر حال رزق انسان‌ها می‌رسد حتی اگر هنوز کاری پیدا نکرده باشند. آن‌چه مسیر رسیدنِ رزق را تنگ می‌کند تکبر و بدخلقی است. موفق باشید

15245
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: چندین سوال داشتم که در مورد موضوع های مختلف است و خواهش مندم به تمامی آنها کامل جواب دهید. 1. من دانشجوی رشته کامپیوتر هستم می خواستم از شما سوال بپرسم که علم کامپیوتر که روز به روز در حال پیشرفت است و یک مهندس کامپیوتر باید اطلاعاتش به روز باشد آیا اگر من به دنبال این علوم باشم که به طبع وقت زیادی از من می گیرد این کار ممکن است دوباره در من حب مال و شهرت به وجود آورد چاره کار چیست که با یادگیری و دنبال کردن علوم علاقه به اینجور مسائل در من پیدا نشود. 2. دوم اینکه شما چه معیارهایی را از نظر شغلی به من می دهید این سوال خیلی برایم مهم است چون واقعا نسبت به آینده خودم نگرانم و معیارهایی که انسان به کار بپردازد و از نظر معرفت النفس و سلوک عقب نیافتد چیست؟ 3. به تازگی دو کار به من پیشنهاد شده یکیش اینه که در یک گروه برنامه نویسی شروع به کار کنم با اهداف متعالی و کارش هم خیلی خوب است اما به تازگی متوجه شدم یکی از اعضای این گروه یک دختر دانشجو است و این مورد من را واقعا اذیت می کند احساس می کنم با وارد شدن به این گروهی که نامحرم در آن وجود دارد از نظر سلوکی عقب می افتم و خوب اهداف این گروه بلند مدته و خب صد در صد صمیمیت بین گروه ایجاد می شود و من ترس از شوخی با نامحرم و از این موارد دارم نظر شما در این مورد چیست؟ 4. سوالم اینه که با افرادی که خود را روشن فکر میدونن و اونهایی رو تسبیح دست می گیرند و پای دین وایسادن رو معذرت میخوام احمق به حساب میارن باید چه طور رفتار کرد. به عنوان مثال یکی از اعضای فامیل ما به تازگی وارد کارهای بازاریابی شبکه ای شده که مراجع اجازه ورود به این کار رو ندادن زمانی که من بهش گفتم درآمد این کار حرامه و پولت حرامه من رو عقب مونده و احمق فرض میکنه با یک همچین آدماهایی انسان باید چه کار کند؟ آیا به نظر شما باید باهاشون به کل قطع رابطه کرد؟ 5. سوال آخرمم اینکه برای مبحث نفس شناسی مقدماتی و تخصصی کدوم کتاب یا مباحث رو دنبال کنیم که با موضوع به طور کامل آشنا شویم؟ با تشکر فقط سوال 1 و 2 و آخرمم خیلی برام مهمه اگه میشه کامل توضیح بدید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- باید در نسبت خود با معنویت، برنامه داشته باشید وگرنه روحیه‌ی تعمق در برنامه‌های کامپیوتری، ابعادِ روحانی و معنوی شما را به حاشیه می‌برد 2- با نظر به این‌که رزق را مقدّرِ الهی باید بدانیم، کاری را باید پیشه کنیم که در کنار آن از معارف الهی و عبادات معنوی محروم نگردید 3- اگر آن خانم رعایت ظاهر شرع را نمی‌کنند، وارد آن گروه نشوید 4- لازم نیست قطع رابطه کنید، این افراد متوجه‌ی عقل قدسیِ انسان‌های متدین نیستند. قرآن می‌فرماید: به حالِ زندگی سراسر بازی و غفلت‌شان بگذارید باشند 5- همان سیر مطالعاتی که روی سایت هست بعد از دنبال‌کردنِ بحث معاد همراه با صوت، خوب است که بحث «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را همراه با صوت دنبال بفرمایید و از مباحث «حبّ اهل‌البیت» نیز غفلت نکنید. موفق باشید

15018

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: یک سوال از خدمتتان داشتم لطفا راهنمایی فرمایید. امروزه با افرادی برخورد داریم چه از نزدیکان و چه از دوران، که در زندگیشان کار می کنند و نماز هم گاهی اوقات می خوانند و تمام و دیگر هیچ.... وقتی کنار آنها هستی جز غیبت، دروغ، تهمت، فحاشی، گله از خدا و روزگار، تقصیرات خود را گردن دیگران انداختن، بی احترامی به دیگران، چشم چرانی، بی اعتنایی کامل به حقوق دیگران و..... چیز دیگری نمی بینی و با صحبت با آنان برای تغییر در رفتارشان، رفتارشان را متناسب و در خور جامعه امروز می دانند، رفتار غیر این را اصلا قبول ندارند و.... یعنی باور کنید انواع مکتب های الحادی غرب و.... را به راحتی می توان در برخی رفتارها دید. از شما خواهش می کنم بفرمایید که جایگاه این افراد چگونه است؟ فقط نماز هر از چند گاهی و کار چقدر ما را به مقصدمان می رساند؟ هر چند می دانم نماز بالاخره دستگیری و کمک می کند، ایا به نظر شما نماز خواندن بی اعتقاد به ربوبیت خدا و شیعه بودن و نه شناختی، حتی اصول اصلی امامان چه جایگاهی دارد؟ خواهشا راهنمایی فرمایید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این بنده‌های خدا گرفتار لیل و ونهارِ زمانه‌اند. باید با آن‌ها مدارا کرد تا إن‌شاءاللّه در بستر انقلاب اسلامی، جهتِ یمینی آن‌ها بر جنبه‌ی مشئمه‌ی آن‌ها غالب شود. موفق باشید

14147

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. اشعار جناب حافظ و جناب مولوی را محمد علی فروغی تنظیم کرده است بیشترش را. همانطور که مطلع هستید آقای فروغی یک ماسون بوده. با این حساب ما نباید بترسیم که مبادا این اشعار تحریف شده باشند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به منابع اصلی که از قبل در اختیار مجامع علمی بوده است نقش آقای محمدعلی فروغی بیشتر تصحیح متون بوده و نه تصرف در آن‌ها. موفق باشید

13613

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی: چکار کنیم که در امر مطالعه جدی باشیم و مطالعه از امور جاری و واجب زندگی مان باشد؟ در طول روز چقدر مطالعه داشته باشیم؟ با توجه به اینکه هم در حال تعلیم مباحث شما از جمله مصباح و.. و بحثهای خانم در طول محرم و صفر به صورت زنده هستیم و هم مباحث شما را تدریس می کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم قسمت دوم کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» تحت عنوان «ضرورت مطالعه و نحوه‌ی آن» در این مورد کمک کند. موفق باشید

13256
متن پرسش
سلام: چیکار کنم نفس اماره ام جای محبت الهی رو تو دلم نگیره. «لا اکراه فی الدین» یعنی چه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هراندازه به دستورات حضرت حق عمل کنیم آرام‌آرام نور حق در قلب ما تجلی می‌کند و دوست‌داشتنی‌بودنش برای ما روشن می‌شود. می‌فرماید: در دینداری اکراهی نیست، زیرا حضرت حق جان و روان انسان را مطابق همان دستوراتی که داده است خلق کرده و اگر انسان جان و روان خود را خراب نکرده باشد، مطلوب خود را نیز در همان دستورات می‌یابد. موفق باشید

نمایش چاپی