بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
21108
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز چرا رهبر معظم انقلاب برخورد قاطع با مفسدان اقتصادی را ترجیح نمی دهند در حالی که امام علی سلام الله علیه این کار را با برخی والیان به صورت علنی و بسیار محکم انجام می دادند. ممنون. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بر روی این نکته فکر کنید که حضرت علی «علیه‌السلام» هم رهبر بودند و هم مجری. ولی مقام معظم رهبری «حفظه‌اللّه» در مقام رهبریِ نظام سعی دارند دولت را وارد وظایفش بکنند تا إن‌شاءاللّه دولت اسلامی که مقدمه‌ی تحقق تمدن اسلامی است، شکل بگیرد و از این جهت نباید رهبری معظم دولت را دور بزنند و خودشان کارها را به دست گیرند. موفق باشید

20717

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: نظرتان درباره این حدیث چیست. آیا واقعا صحیح است؟ هنگامی که رسول خدا «ص»، از «جنگ تبوک» برمی گشت «سعد انصاری»، یکی از «کارگران مدینه» به استقبال آن حضرت آمد. وقتی پیامبر «ص»، با او دست داد «احساس کرد»، که «دستان وی زبر و خشن» است.! نبی مکرّم «ص» سؤال کردند؛ چرا دستان تو، این اندازه «زبر و خشن» است.!؟ عرضه داشت؛ یا رسول اللّه این «خشونت و زبری دستان من» بخاطر، کار کردن» با بیل و طناب است تا «مخارج خانواده ام» را تأمین کنم.! پیامبر«ص»؛ «دستان او را بوسید»، و فرمود: این «دستی است»، که «آتش جهنم» آن را لمس نخواهد کرد.!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا آن روایت درست نباشد؟ مگر جز این است که انسان با تلاش و دست و پنجه‌نرم‌کردن با طبیعت و بدون تخریب آن، استعدادهای خودش و طبیعت شکوفا می‌شود؟ موفق باشید

20583
متن پرسش
سلام علیکم حضور استاد بزرگوار: استاد یک سؤالی ذهن بنده را مشغول کرده، اگر کمک بفرمائید ممنون می شوم: از واقعه غدیر خم تا غصب خلافت 72 روز فاصله است و این اتفاقاتی که بعد از رحلت پیامبر (ص) رخ داده است بسیار عجیب و غریب است و نمی توان گفت تنها دو نفر (ابوبکر و عُمَر) در این ماجرا توانسته اند خط فکری جامعه را این گونه متحول سازند. چگونه ممکن است پس از رحلت پیامبر (ص) جامعه ای 180 درجه تغییر کند و دگرگون شود؟! آیا جریان سازی این حوادث از قبل طراحی نشده بود؟! اگر پاسخ مثبت است، این جریان سازی توسط چه خط فکری و چه کسانی و چگونه انجام شده است؟ ضمنا اگر کتابی در این خصوص می تواند کمک کند راهنمایی بفرمائید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طراحی دقیقی از پیش تعیین‌شده است حتی مسلمان‌شدنِ خلیفه‌ی اول و دوم همراه با ابوعبیده‌ی جراح به تعبییر علامه‌ی طباطبایی روی همین حساب است که متوجه‌اند می‌توانند در آینده کار را دست بگیرند. شما جریان صحیفه را ساده نگیرید . جريان صحيفه‏ يا پيمان‏ نامه در شرح نهج البلاغه ابن ‏ابى‏ الحديد ج 4 ص 454 آمده است كه پس از ماجراى غدير خم گروهى به اين نتيجه رسيدند پس از رحلت رسول‏ خدا (ص) با تمام قدرت بر ضد حكومت على (ع) مبارزه كنند و پيمان نامه ‏اى با امضاء 34 نفر تهيه و آن‏ را به ابوعبيده‏ جرّاح دادند مبنى بر اين‏كه محمد (ص) رسالت خود را انجام داد و كسى را جانشين خود قرار نداد و اختيار حكومت را به عهده ملت گذارد تا رهبرى ملت موروثى نشود ...». همچنين علامه مجلسى در بحارالانوار، ج 28، ص 102 به بعد آورده ‏اند. البته مفصل‌تر از آن را می‌توانید در کتاب «بصیرت فاطمه‌زهرا «سلام‌اللّه‌علیها» دنبال کنید. موفق باشید

19623

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت: عرض و سوالی داشتم خدمتتان راجع به عالم طلبگی و متناسب کردن آن با زندگی طلبگی و مبحث رزق و فعالیت هایی که واسطه رزق یک طلبه می شوند. بنده طلبه ای هستم که تازه در حوزه شروع به تحصیل کرده و در همین حین به امر سفارش شده ی ازدواج تن داده ام. لیک این سوال برایم مطرح می شود آیا در این تاریخ واسطه های رزقی که ما برای خود باید راجب آن فکر و تلاش کنیم باید با توجه به سیره حضرات معصومین و امام علی (ع) باشد که هیچگاه دست از فعالیت اقتصادی نمی کشیدند و هم زمان به تبلیغ دین (که برای ما تحصیل هم اضافه می شود) می پرداختند. یا اینکه مانند جو غالب حوزه که به ارتزاق از طریق دین (نماز جماعت و...) روی آوریم؟ (اگر این مباحث در گذشته مطرح گشته، مزاحم اوقات استاد نمی شوم و صرفا منبع معرفی فرمایید) با تشکر. در پناه حق نیرومند برای ادامه راه حق
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بفرمایید اگر ممکن است در چند سال اول طلبگی ممحّض درس و بحث حوزه باشید و بعداً هم در همان مسیر طلبگی، رزق مربوط به زندگی مشترکتان را شکل دهید. ائمه«علیهم‌السلام» علم لدّنی داشتند و نیاز نبود مشغول درس و مطالعه شوند. موفق باشید

18609
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز و فرزانه حفظه الله: جناب استاد در رابطه با سوال 18590 انگار پارادوکسی وجود دارد. از یک طرف می فرمایید: «کسی که برای منافع خودش بیشتر جوش می زند تا دیگران، اصلا در رحمت خدا وارد نشده است» از طرف دیگر در پاسخ به سوالی در این مورد می فرمایید: «اتفاقا اگر کسی بخواهد حقیقتا به فکر خودش باشد باید بیشتر به فکر بقیه باشد» پس باز هم اصل این شد که انسان باید به فکر خودش باشد و برای خودش جوش بزند و دیگران فقط در حد انجام وظیفه است چنانچه در مورد حضرت رسول هم خداوند به او می فرماید جز بلاغ مبین وظیفه ای نداری، چنانچه حضرت علی در نامه 31 نهج البلاغه با عبارات تمام ذکر و فکرم معطوف به خودم باشد، فهمیدم پیش از آنکه مسئول مردمان باشم وظیفه دار خود هستم تصریح می فرمایند. علامه طباطبایی در تفسیر سوره حدید می فرمایند: رهبانیتی که یاران مسیح از پیش خود ساختند خدای تعالی تشریعش نکرده بود ولی مورد رضایت خدای تعالی بود. بنابراین حتی کسانی که به رهبانیت رو آوردند و فقط به فکر نجات خود بودند هم مورد رضایت خدا واقع شده اند. کوتاه سخن آنکه درست است وظایف اجتماعی نقش مهمی در تکامل آدمی دارد ولی آیا می توان پذیرفت کسی که برای مردم به اندازه خودش جوش نمی رند مطلقا از رحمت خدا دور است؟ با کمال تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در وسعت حضور انسان در عوالم وجود است که چه اندازه خود را در راستای رجوع به حق وسعت می‌دهد. یکی تنها نسبتِ خود و خدا را در اصلاح شخصیت فردی‌اش شکل می‌دهد، و یکی در نسبتِ ارتباط خود با خدا، اصلاحِ یک امت را به عهده می‌گیرد. موفق باشید

18037
متن پرسش
سلام استاد: اگه میشه این دو تا اصطلاح رو توضیح بدین و فرقشون رو هم بفرمایید. حقیقت، واقعیت
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دو واژه از نظر معنای اولیه عبارت است از چیزی که در خارج از ذهن انسان محقق و واقع باشد. بعضاً حقیقت را به معنایِ وجهِ آرمانی یک موضوع به‌کار می‌برند و واقعیت را به معنای وجهِ فعلی آن. مثل این‌که می‌گویند حقیقت انسان، تشبه به انسان معصوم است ولی واقعیت او همین است که امروز در حال زندگی است. البته همیشه هم این دو واژه به این معنا به‌کار نمی‌روند، بعضاً به جای همدیگر هم مصرف می‌شود. از فضای خود جمله باید متوجه مقصود و مقصد گوینده شد. موفق باشید

17415
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی: لطفا در مورد این مطلب که در شرح غزل 19 حافظ فرمودی توضیح دهید: از آن جایی که شناختن سخن، شناختن هستی است و سخن درست، سخن جهان است، و کسی که سخن را درست بشناسد، جهان و هستی را شناخته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحثی که در آیه‌ی 7 سوره‌ی آل‌عمران شد عرض گردید وقتی انسان با حقیقت، که همان عین هستی است مرتبط شد و روح خود را به خدا سپرد ، سخن او، سخنِ هستی و سخنِ جهان می‌شود. موفق باشید

16655
متن پرسش
سلام: می خواستم بپرسم که آیا فرد می تواند حالتی در خود ایجاد کند که نسبت به انجام عبادت و ترک محرمات که لذت های روحی و معنوی هستند بیشتر از انجام کار های حرام که معمولا لذایذ جسمی و حیوانی هستند بیشتر لذت ببرد؟ و آن حالت ها چگونه ایجاد می شوند؟ (البته من فکر می کنم در افراد معمولی مانند من، لذت محرمات که حیوانی هستند بیشتر است و جاذبه ی بیشتری نیز دارند و به همین دلیل اجتناب از آنها مشکل است.)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً برای انسان وقتی مسیر شریعت الهی را با یقینِ قلبی دنبال کند، این حالت پیش می‌آید که یک لحظه لذّات معنوی برایش قابل مقایسه با تمام لذّات دنیایی نخواهد بود رزقنی اللّه و ایّاکم. آری! «اگر لذّتِ ترک لذّت بدانی / دگر لذّت نفس، لذّت ندانی». عمده صبر و پایداری بر ترک معصیت و انجام عبادات است. موفق باشید

15932
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: برای برگزاری یه یادواره برای شهدای دانشگاهمون می خواستیم ازتون راهنمایی بگیریم. شهدا چه نگاهی به انتظار داشتند فرق نگاه اونها با نگاه ما به انتظار چیه و چه طوری میشه این تفاوت نگاه رو نشون بدیم؟ اگر لازم است کتاب هایی هم معرفی بفرمایید در این زمینه ممنون می شویم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شهداء در نظر به فرهنگ مهدویت متوجه‌ی ظرفیت تاریخی که از طریق اسلام به‌وجود آمده، بودند ودر آن راستا جایگاه انقلاب اسلامی را شناختند و متوجه‌ی ظرفیت این انقلاب که منجر به ظهور حضرت مهدی«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» می‌شود، شدند. و لذا به زیبایی معنایِ خود را در عهد با انقلاب اسلامی شکل دادند، در آن حدّ که تا پای جان برای دفاع از انقلاب و حضور بیشتر آن ودیعه‌ی الهی در دنیای معاصر در میدان ماندند. موفق باشید

12854

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: دانش آموز سوم دبیرستان هستم و سئوالم اینکه اگر خدا با اعمال و نیات انسان کار دارد، آیا می شود انسان خوبی باشیم ولی دین خاصی نداشته باشیم. در ضمن از عرب ها خوشم نمی آید. تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان خوب به طور طبیعی به دنبال دینی است که از طریق اُنس با حضرت حق به کمال لازم برسد. در ضمن ما نمی‌توانیم به صِرف نژاد از کسی بدمان بیاید. ما از «بدیِ» بدان باید متنفر باشیم. موفق باشید

8140
متن پرسش
عرض سلام و خدا قوت استاد من سیر شما را هم حضوری و هم با شنیدن سی دی های خودتون ادامه دادم اما کتاب از برهان تا عرفان برای من ثقیل بود تا جیی که من اصلا حرکت جوهری را نمیفهمم و بشدت علاقه مندم که بفهمم و انشاالله تفکر صحیحی پیدا کنم.چکار باید بکنم؟ من لیساس کامپیوتر دارم.
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: فعلا برهان صدیقین را دنبال کنید إن شاءاللّه با پشت کار مشکل حل می شود ولی برهان حرکت جوهری را فعلا دنبال نکنید. موفق باشید
6579
متن پرسش
سلام علیکم 1-تکامل برزخی داریم؟ اگر بله با چه توجیه فلسفی ای. 2- ماهیت علم و آگاهی چیست؟آیا حضور شی یا صورت آن نزد عالم دلیل لازم است یا کافی؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تکامل در برزخ در حدّ رفع حجاب است ولی این‌که در آن‌جا نیز اراده‌ای باشد که انسان بتواند شخصیت جدیدی برای خود شکل بدهد، نه 2- علم یا آگاهی یک موضوع وجودی است که تعریف‌بردار نیست، خودش در نزد شما خود را معنا می‌کند. حضور شیئ نزد ما همان علم ما است، در واقع صورت علمی شیئ نزد عالم است و نه چیز دیگر. پس همان صورت دلیل کافی علم ما است. موفق باشید
2104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم چندی پیش بنده این سوال را از شما کردم ولی جوابی دریافت نکردم نظر شما در مورد حاج آقا مجتبی موسوی در درچه چیست ایشان را چگونه می بینید و باید چگونه از ایشان استفاده کرد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام :بنده چیزی نمی‌دانم. موفق باشید
893

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بخشی از رساله ارشد حقیر به نقد درون دینی و برون دینی نظریه هایی مربوط است که در حقیقت و ماهیت ایمان و مقولات مرتبط با آن همچون معرفت، تصدیق، کفر، تکذیب، یقین و... ارائه شده؛ خواهشمندم در حیطه هر دو نقد راهی باز کنید تا در راستای آن به نقدهای پرثمر برسم. ممنون از حوصله و عنایت جنابعالی.
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: بنده بر همین اساس کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را نوشته‌ام و در حال شرح آن هستم. موفق باشید
31347

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: نظرتون در باره محبینی که خود را سگ اهل بیت می نامند چیست؟ مواردی که استناد می شود خواجه نصیرالدین طوسی این تمثیل رو داشتند. روي قبر من بنويسيد: وَ كَلبُهُم بَاسِطٌ ذِرَاعَيهِ بِالوَصِيد. آیت الله وحید خراسانی: وحیدم من اگر در جرم و تقصیر سگی بودم شدم در کوی تو پیر آیت الله صافی گلپایگانی: هست سگی صافی صافی ضمیر بر در لطف و کرمت گشته پیر شیخ عباس قمی رحمةالله علیه صاحب كتاب مفاتیح الجنان، در مفاتیح الجنان در آداب زیارت اشعاری را ذکر کرده که شایسته است در آن حال زائر بخواند که یکی از آنها شعر زیر می باشد: شاها چه ترا سگی بیاید گر من بُوَم آن سگ تو شاید هستم سگکی ز حبس جسته بر شاخ گل هوات بسته
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع سگ اصحاب کهف و نسبت آن با اصحاب کهف، جایی برای تحقیر نیست و این‌که بزرگان این نوع صحبت‌هایی که بعضی از مداحان می‌کنند را، خُرده گرفته‌اند به جهت آن بود که نوعی تحقیر در شخص استنباط می‌شد و این غیر از تواضع است. موفق باشید

24204

شب قدربازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام: احتراما در خصوص پرسش و پاسخ شماره ۱۹۶۲۰ به شرح زیر: سلام علیکم: منظور ابن عربی از این عبارات چیست؟ جناب حضرت شیخ اکبر محیی الدین بن عربی در باب هفتاد و یک کتاب مستطاب فتوحات مکیه که در مورد روزه و بیان اسرار آن است می فرمایند: مردمان در لیلة القدر اختلاف دارند - یعنی در زمانش - برخی از آنها قائلند که در تمام سال می‌گردد، و من هم به همین قائلم، زیرا من آن را در شعبان و در ربیع و ماه رمضان دیدم و بیشتر آن را در رمضان و در دهه آخر دیدم و یک‌بار هم در دهه دوم از رمضان در غیر شب وتر و نیز در وتر (شبهای فرد) از آن دیدم، من یقین دارم که آن در سال می گردد یعنی در وتر و شفع (زوج) از ماهی که تو در آن می‌بینی. باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اولاً: شب قدر تشکیکی است و بعضی از شب‌های قدر دارای شدت بیشتری است. ثانیاً: همان‌طور که در روایت شیعه هست آن شب در شب‌های تمامِ سال پنهان شده است. ولی ظاهراً برای شیعیان همان سه شب، تعیّنِ بیشتری دارد. موفق باشید " استاد عزیز اگر امکان دارد توضیح بیشتری بفرماییذ ۱. منظورشیخ از اینکه می گوید من آن را دیدم چیست؟ ۲. در وتر و شفع (زوج) از ماهی که تو در آن می‌بینی یعنی چه؟ ۳. اگر در شب های ماه مبارک موفق به احیای شب های قدر نشدیم مثلا خوابمان برد دستور العمل جبران وجود دارد؟ ۴. اگر مطلب دیگری در این خصوص هست که من نپرسیدم عنایت بفرمایید. با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شب قدری که ابن‌عربی بدان نایل شده، روحِ شب قدر است که در اجسام زمان‌های مختلف به ظهور می‌آید و عارف عموماً به نحوی آن را در زمان‌ها و مکان‌های مختلف احساس می‌کند. آن جوابی که عرض شد شب قدر تشکیکی است؛ نیز در این مورد می‌تواند کمک کند.

دیدن شب قدر، دیدن قلبی و احساس قلبی است می‌فرماید گاهی شب قدر در شبِ روزی است که آن روز، زوج نیست و فرد است و یا برعکس. در مورد غفلت از احیای شب قدر، روزِ قدر را با عبادات پاس بدارید، إن‌شاءاللّه جبران می‌شود. در مورد شب قدر بحث بسیار است، «خودْ راه بگویدت که چون باید کرد». موفق باشید

18104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: دو تا سوال داشتم: بعد از مرگ مجرد محض میشیم؟ و اینکه فرمودین توی خواب روح تدبیر میکنه جسم رو و برای همینه که با یه اشاره کوچیک به جسم بیدار میشیم، خب کسایی که به اصطلاح خوابشون سنگینه چی؟ چرا روح دیر توجه میکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» نکاتی در این مورد گفته شده است. خوب است که به همان‌جا رجوع کنید زیرا جواب مختصر، مشکل را حل نمی‌کند. موفق باشید

18094

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
چه جوری سیرت انسان یا باطن انسان شبیه به حیوان میشه؟ آیه ی قوامون النسا نازل شده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی روحیه‌ی انسان، تجاوزگری باشد عملاً سیرت او گرگ خواهد بود و در «یوم تبلی‌السرائر» که باطن‌ها ظاهر می‌شود، او به شکل گرگ خواهد بود. موفق باشید

16874

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چرا خداوند متعال برای آزادی انسان که پلیدی او مشخص بوده است حد و مرزی قرار نداده است به طوری که مانند تکفیری ها هر کاری دلش می خواهد با دیگر انسانها می کند؟ یک موقع انسان در ظاهر به خودش ظلم می کند ببخشید اما گور پدرش بگذار بکند، اما یک وقت تجاوز به یک دختر بی گناه می کند، به طرز فجیع دیگری را میک شد و خودش کیف می کند... چرا اینگونه آزاد گذاشته شده که حتی برای ظلم به دیگری هم مرزی نداشته باشد؟ دیگران چه کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالي: سلام عليكم: اين‌طور نيست كه اين امور در مقابل اراده‌ي تكويني حضرت حق باشد بلكه در هر صورت مصالح پنهاني در ميان است. و هركس در تجربه‌ي شخصي خود مي‌تواد اين موارد با نظر به مصالح حضرت حق دنبال كند. موفق باشيد

16685

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد نازنین: امروز زمانه بداخلاقی انسانهاست و در معاملات غالبا افراد کلاهبرداری می کنند، این مسئله را چگونه می توان هضم کرد و از ضرر جلوگیری نمود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که می‌فرمایید زمانه جنبه‌ی ظلمانی‌اش غلبه دارد ولی اگر ما با سلوک الهی با آن‌ها برخورد کنیم، وجه الهی آن‌ها را تحریک کرده‌ایم. موفق باشید

16404
متن پرسش
سلام استاد: اگر دختر مورد مناسبی بود آیا به عنوان یک پسر، قبول کردن مهریه ای که در توانم نیست، کار درستی است؟ دانشجو هستیم و حتی اگر 110 سکه هم مهریه باشد نمی توانیم بپردازیم وعند المطالبه هم که هست. واقعا چه کنیم؟ مهریه 14 سکه ای هم که حتی در مذهبی ها به راحتی پیدا نمیشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروزه موضوع مهریه جایگاه دیگری دارد یک نوع تضمین برای خانواده‌ی دختر است تا طرف مقابل فردا تصمیم نگیرد با اندک بهانه‌ای مهریه‌ی دخترشان را بدهد و او را رها کند. بنابراین نباید به معنای این‌که پرداخت مهریه باید در وسع و توانِ مرد باشد، مورد توجه قرار گیرد. موفق باشید

16102
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: 1. جناب استاد آیا دعا باعث نمی شود آنچه بدون دعا مقدر نیست مقدر شود؟ 2. آنچه جنابعالی در سوال 16039 فرمودید بیشتر ناظر به تعداد اندکی از اهل معرفت است که در مراحل عشق و عرفان مسیر می پیمایند و به مقام رضا رسیده اند که بعضا اساسا دعا هم نمی کنند. توده های مسلمان از دعا انتظار ایجاد شرایط جدید را دارد. مثلا کسی که رزقش تنگ است می خواهد با دعا رزقش وسیع شود و اساسا عامل و انگیزه او برای دعا همین مقدرات جدید است و اگر بداند با دعا همان است که هست ذوق و شوق اکثری مردم از میان می رود. از طرفی این همه ادعیه که از معصومین علیه السلام رسیده که فلان دعا عامل فلان چیز می شود پس به چه معناست؟ با تشکر از استاد عزیز و التماس دعای فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با دعا آن‌چه مقدّر است به راحتی به ما می‌رسد 2- اگر مردم بدانند با دعا تقدیرات الهی که بهترین تقدیرات است، به راحتی به آن‌ها می‌رسد؛ به زیباترین شکل دعا می‌کنند تا از سرگردانی نسبت به مقدّرات‌شان نجات یابند. موفق باشید 

15956
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: در جلسه ای یک روحانی فرمودند که حدیث هست که بیشتر زنان دوزخی هستند. اینقدر که ما مردانی داریم که به مراتب بالای عرفان رسیدند زن نداریم، بنابراین زنان از نظر معنوی هم از مردان ضعیف تر هستند. برای من این سوال مطرح شد که چرا اینقدر باید طی کردن مراحل معنوی برای یک خانوم مشکل باشه اما برای یک مرد اینطور نیست؟ اگر مسائلی مثل مدگرایی، حسادت، چشم و همچشمی که بیشتر در خانم ها هست را کنار بذاریم شما در نظر بگیرید که مثلا با بچه دار شدن دیگه واقعا خانم نمیتونه برای مدت زمان زیادی نماز با حضور قلب بخونه چرا که در نماز هم همواره در این فکر هست که بچه مثلا داره گریه میکنه. یا مثلا روضه ای میره اما نمیتونه اونجور که باید بهره ببرد و مثال های دیگه. میخوام بگم که انگار موانعی که بر سر راه یک خانم هست بیشتر از موانع بر سر راه یک آقاست، بنابراین خیلی سخت تر و دیرتر میتونه درک کنه که ارتباط با غیب یعنی چه. این را چطور با عدالت خداوند میشه جمع کرد؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید قرآن پس از طرح این‌که می‌فرماید زن و مرد از نفس واحدى خلق شده ‏اند و هر دو داراى گوهر واحدى هستند، نکته‌ی دومى را مى‏ توان مطرح كرد كه خداوند مى‏ فرمايد: اگر هر كدام از آن‏ها عمل صالحى را انجام دهند بدون هيچ تبعيضى نتيجه كار خود را مى برند، كه اين نشانه آن است كه در اصلِ شخصيت و فهم حقيقت مساوى‏ اند. به عنوان مثال اگر يك آدم مست و يك آدم هوشيار پول به گدا بدهند هر دو يك ارزش ندارد، زيرا آدم مست اصلًا در حالت انتخاب طبيعى نيست و لذا بخشش او يك بخشش اختيارى به حساب نمى‏ آيد. پس اگر آن دو يك عمل را انجام دهند چون در حين انجام بخشش يك شخصيت و يك انگيزه ندارند عمل آن‏ها ارزش يكسان ندارد. حال اگر دو شخصيت يك عمل را انجام دهند و خداوند بفرمايد ارزشِ عملِ هر دوى آن‏ها مساوى است نتيجه مى‏ گيريم كه اين دو شخصيت در حقيقت و ذات خود، از نظر ارزش مساوى ‏اند. خداوند در قرآن مى ‏فرمايد: «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ»؛[1] هركس از زن و مرد عمل صالحى را انجام دهند، در حالى كه مؤمن باشند، به هر كدام حيات طيب و پاك مى‏ دهيم. حياتى كه آلوده به خيالات دنيايى و اميال حيوانى نباشد. طبق اين آيه خداوند مى‏ فرمايد: زن و مرد هر كدام كه باشند، در صورتى كه مؤمن بوده و عمل صالحى انجام دهند، عملشان براى ما يك اندازه ارزش دارد. نتيجه مى‏ گيريم كه ارزش شخصيتشان نزد خداوند يكسان است و در ادامه مى‏ فرمايد: «وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ»؛[2] و حتماً با مقياس قرار دادن بهترين عمل، بقيه اعمالشان را نيز پاداش مى ‏دهيم. پس با توجه به اين اصل از اين دو آيه اين را فهميديم كه زن و مرد در شخصيت و مقام، از نظر اسلام يك ميليارديم فرق ندارند. البته اگر كسى عكسِ آن را هم بگويد و بخواهد زن را برتر از مرد بداند به همان انحراف دچار است كه كسى بگويد مردان برتر از زنان‏اند. با توجه به آیه‌ی فوق؛ باید روایت مورد بحث را به عنوان زن در مقابل مرد قلمداد نکرد، بلکه به عنوان کسی که نقش فریب‌کاری دارد، مدّ نظر قرار داد. به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنينَ وَ الْقَناطيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ» که «زن» را در عرضِ حبّ الشهوات آورده.

از طرفی وقتی خداوند وظایفی به عهده‌ی زنان گذارده مثل فرزندداری و همسرداری، به همان اندازه که او وظایف خود را انجام دهد مورد رضوان الهی قرار می‌گیرد. چه چیزی از این بهتر! نکته‌ی آخر این‌که فکر نمی‌کنم روحانیتِ زنان کم‌تر از مردان باشد. محی‌الدین‌بن‌عربی در عین آن‌که از یکی از استادانش که زن بوده است، یاد می‌کند، معتقد است زمینه‌ی سلوک عرفانی در زنان بیشتر است. البته اصل این مباحث را می‌توانید در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» می‌توانید دنبال کنید. موفق باشید


[1] ( 1)- سوره نحل، آيه 97.

[2] ( 2)- سوره نحل، آيه 97.

15184
متن پرسش
سلام علیکم: استاد اگر امکان اش هست یک چند تا شاخصه برای انتخاب استاد به ما بدهید. منظورم استاد سلوک و عرفان نیست، منظورم استادی است که انسان بتواند در نزدش درس بگیرد و یا مطالب اخلاقی را کار کند. بنده طلبه هستم و در شهر ما کمتر کسی پیدا می شود که فلسفه و عرفان را به خوبی کار کرده باشد لذا ناچاریم برای استفاده از مطالب حکمی، اخلاقی، عرفانی به صوت بعضی از اساتید روبیاوریم. بطور مثال صوت های استاد عزیز و گرانقدر آیت الله صمدی آملی که الحق و الانصاف مطالب عرشی عرض می کنند، نفس تأثیر گذاری دارند. ما با ایشان ادب و آداب یاد گرفتیم، مبانی طهارت را آموختیم. و یا صوت های خود شما. بنده در زمان تحصیل ام در دانشگاه حدود یک سال و نیم با صوت ها و فضاهای مباحث شما زندگی کردم خصوصا نامه 31 نهج البلاغه که به اراده ی خداوند زندگی ام را به جلو حرکت داد. یا گاها خود صوت های آیت الله جوادی آملی و ... اما گاهی به صوت های بعضی از اساتید برمی خوریم که با اینکه مطالب خوبی هم می گویند و از حیث حکمت و عرفان هم قوی هستند از حرف هایشان و ناخود آگاههای ذهنی شان متوجه می شوی که علم ایشان برای خودشان نافع نبوده است با اینکه شاید مطالبی بگویند که از حیث علمی قوت داشته باشد. امروزه در بعضی نهاد ها و دانشگاه های ما همایش های مفصلی برای بزرگان فلسفه و عرفان برگزار می کنند، و مطالب علمی خوبی هم بیان می شود، ولی هدف از این علوم حصولی این است که انسان توسط این علوم برای سیر و سلوک الهی رفع حُجُب کند. اما به کلیت فضای این همایش ها و جلسات عمومی که نگاه می اندازی می بینی این فضا شاید ایجاد حُجُب هم بکند تا رفع حُجُب. امروزه دیگر فضاهایی نداریم یا شاید خیلی کم داریم که شخصی مثل ملاحسینقلی همدانی بیاید و هم مطلب علمی بگوید و هم نفس ایشان چنان تأثیری داشته باشد که مستمع و حاضرین شوق به حضرت پروردگار پیدا کنند. خواستم یک سری ملاک و شاخص برای انتخاب استاد به ما بدهید. حال چه از زبان بزرگان و چه از زبان روایات، و اگر این ملاک ها رعایت نشود آیا آن علم لاینفع خواهد بود؟ چون در حدیثی دیده ام که مضمون روایت این بود که علم کسی اگر برای خودش نافع نباشد برای دیگری چگونه نافع است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته‌ی مهمی است که اگر علمِ کسی برای خودش نافع نباشد، برای دیگران نیز نافع نیست. ولی اگر مسیر ما برایمان مشخص شده باشد که آن مسیر سیر إلی‌اللّه است. مولایمان علی«علیه‌السلام» به ما فرموده‌‌اند: «خُذِ الْحِكْمَةَ مِمَّنْ أَتَاكَ بِهَا وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ وَ لَا تَنْظُرْهُ إِلَى مَنْ قَال‏» فراگير حكمت را از هر كه بياورد از براى تو آنرا، و نگاه كن به آن چه گفته است نه به آن كه گفته. لذا اساس را باید در حضور تاریخی دانست که در سیر إلی اللّه در متن انقلاب اسلامی محقق می‌شود. پیشنهاد می‌گردد کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» مطالعه شود. موفق باشید‏

15010

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: با توجه به اینکه چند سال پیش مباحث انسان شناسی شما را مطالعه عمیق می نمودم و مبانی علمی بنده ترفیع یافته بود و سخن وری و ابراز علمی بنده زیاد گرفته بود حال پس از گذشت یک دوره دوری از مطالعه بنده به شدت افت نموده و توانایی سخن وری و ابراز علمی را نیز ندارم از طرفی دوباره به مباحث معرفت نفسی رجوع نمودم ولی تاثیری ندارد و در بنده توانایی علمی به شدت ضعیف شده از شما می خواهم بنده را راهنمایی بفرمایید ؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی شود افق دیدتان را بر روی دو کتاب اخیر یعنی کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» و کتاب «امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه» متمرکز کنید تا احساس حضور تاریخی در این دوران به شما برگردد. موفق باشید

نمایش چاپی