بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
16292

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز این حقیر از نوشته ها و گفته های شما اینگونه فهمیده ام که انسان در هر زمان باید وظیفه خودش را بفهمد و طبق آن عمل کند و نتیجه را به خداوند واگذار کند. حال می خواستم بپرسم به نظر شما در زمان کنونی وظیفه یک دانشجو که وارد رشته مهندسی شده و در حال اتمام تحصیل است و در یک نگاه به خود متوجه می شود که تا به حال متاسفانه نه به خوبی درس خوانده و نه اندوخته ای برای آخرت خود دارد چیست؟ و چگونه می تواند جبران مافات کرده و در مسیر قرار گیرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر دو حوزه که کوتاهی شده است، خوب است در زیر سایه‌ی انقلاب اسلامی و نایب امام عصر«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» بازبینی نمایید، إن‌شاءاللّه به تعادل لازم خواهید رسید. موفق باشید

16066

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: پسر آقای بهجت (ره) توی یه مصاحبه ای با فارس نیوز حرفی از پدرشان نقل کرده اند که حرفهای شما در جزوه دستورات آقای بهجت رد می شود متاسفانه... صحبت ایشان: آیت الله بهجت می‌گفت اگر کسی در معنویات به مرحله‌ای رسید که دیگر نمی‌داند کدام راه را برود، یقینا اگر آنجا برای خدا بایستد و حتی با نود درصد اطمینان نیز حرکت نکند غیر ممکن است که خدا برایش معلمی نفرستد و راه را نشانش ندهد. این هم سندش : http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910228000066 اگر می شود راهنماییم کنید. مثل اینکه مرحوم بهجت هم معتقد به استاد بودند. اما در اوایل کار نه. بلکه اواخر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک موضوع دیگری است و رعایت آن در مقابل هر مسئله‌ای کار درستی است. ولی بحثِ «علمِ تو استاد توست» یک قاعده‌ی کلّی در این تاریخ است که شرح آن در جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» داده شده است. موفق باشید

14150
متن پرسش
با سلام و ادب خدمت شما استاد بزرگوار: استاد لطف می کنید در مورد ضمیر ناخودآگاه برایم توضیحاتی بدهید، آیا حقیقت دارد در متنون اسلامی ضمیر ناخودآگاه گفته شده است؟ اینکه روانشناسان می گویند مثلا اگر خود را در حال موفقیت ببینید بیشتر پیشرفت می کنید به خود بگویید من در حال موفقیتم نگویید در حال شکست. عذر می خواهم سوالم طولانی شد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این واژه‌ها واژه‌های اعتباری است و سخنان مبهمی است که تعریف مشخصی از آن نشده است. آن‌چه در متون اسلامی داریم نفس انسانی و مراتب مثبت و منفی آن است. موفق باشید

13567
متن پرسش
با عرض سلام و عرض تسلیت به مناسبت ایام محرم خدمت حضرتعالی: استاد بنده 2 تا خواب دیده ام که البته خواستم نظرتان را بدانم در این رابطه زیرا به شدت ذهن من را به خود درگیر کرده است: 1. خواب دیدم در قبرستانی هستم و رهبری نیز در آنجا حضور دارند. بنده دیدم سر قبر شهدا هستند و در حال نیایش هستند و سریع رفتم پیش ایشان دست مبارکشان را بوسیدم و بعد عرض کردم آقا نصیحتی بفرمایید. فرمودند مراقب چشم خود باشید. خواب دوم: باز در قبرستانی بودم دیدم قبر مرحوم انصاری همدانی و آقای ملکی تبریزی با اینکه در دو قبرستان هستند کنار هم می باشند به فاصله کمتر از یک متر به شدت به قبر های ساده ناگهان گفتم آبی روی قبر این بزرگان بریزم روی قبر آقای ملکی ریختم ناگهان زیر قبرشان دیدم یک گودال به شدت بزرگ ولی از بس که تاریک بود قابل رویت نبود به یکی از اقوام گفتم پاشو بریم تا نیوفتادیم در اینجا رفتم جلوتر اومدم نیفتم انگار یکی هولم داد و افتادم پایین ولی انگار از بالا پیش مردمی که جمع بودند میگفت تناب دادیم ولی 25 سال طول می کشه بیاد بالا و ناگهان از ترس این 25 سال از خواب پریدم. خواهش می کنم ما را از دعای خود محروم نفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده حقیقتاً علم تعبیر خواب ندارم. موفق باشید

13334
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و ادب: انسانها و اجنه به واسطه اختیاری که دارند نفس (روح) آنها در قالب جسم های مادی، برزخی و قیامتی قرار می گیرد. از آنجایی که ملائک فاقد اختیار هستند دیگر وجود این قالب های جسمی برای آنها معنا ندارد. اگر این پیش فرض بنده صحیح می باشد، اینجانب دارای سوالاتی می باشم 1. پس ملائکه و روح (روح جون خداوند) فاقد هر گونه جسمی هستند و کاملا مجردند؟ 2. مرگ برای ملائکه و روح (روح جون خداوند) چه معنایی دارد؟ علی الخصوص در نفخه دوم که همه می مرند حتی حضرت اسرافیل (ع) با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای فرشتگان نیز امکان ظهور از طریق جسم، هست همچون فرشتگانی که برای حضرت ابراهیم«علیه‌السلام» نازل شدند و مأمورِ هلاکت قوم نوح بودند 2- معنای مرگ فرشتگان، برگشت از ظهور به بطون است. موفق باشید

13253
متن پرسش
سلام علیکم: در مورد سوال ۱۳۲۱۳ پیرامون این جریانی که دارد شکل می گیرد توضیح می دهید؟ آیا ما هم می توانیم بخشی از این جریان باشیم؟ چطور؟ با تشکر التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جریانی که در ذیل انقلاب اسلامی در حال شکل‌گیری است، جریانی است که از یک‌طرف متوجه نقص‌های زندگی غربی است و از طرف دیگر نظر به تحقق زندگی معنوی دارد و همین‌که جنابعالی خود را در اردوگاه انقلاب اسلامی و در ذیل ولایت مقام معظم رهبری قرار دهید و در این فضا عمل کنید، در این تاریخ زندگی کرده‌اید. موفق باشید

12589

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام عليكم: عرض تبريك به مناسبت ماه رمضان و ميلاد امام حسن مجتبي (ع) ، ما در بستر طرح صالحين بسيج مشغول فعاليت هستيم و قصد داريم برأي اعضاي خود كه إز گروه سني سوم دبستان شروع مي شوند تا پايان دبيرستان يك سير مطالعاتي طرح ريزي كنيم لذا نياز به راهنمايي و مشورت با اشخاص با تجربه داريم. سؤالاتمان اين است كه اولا هر دوره و گروه سني چه نيازمندي هايي دارند؟ و ثانيه ما با كدام آثار و كتب و نويسندگان به آنها پاسخ دهيم؟ ثالثابا چه روشي؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم آن سیری که کاربر محترم در سؤال 12592 مطرح فرموده‌اند، خوب باشد. موفق باشید

10507
متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم استاد عزیز: چیزی ماننده خوره افتاده به جانم! داشتم مقدمات سفر اربعین اباعبدالله را آماده می کردم، دل را بریدم از برخی تعلقات، بنا را گذاشتم بر شهادت در اربعین، هر چند عقل سعی می کرد مانعم شود و زندگی تازه شروع شده و شرایط آن را گوشزد کند، اما دیگر وصیت نامه را هم کم کم آماده کرده ام، یک وصیت نامه اربعینی، دلم خوش بود تا در این تجلی ظهور نقشی ایفا کنم و بچشم، اما امروز که با پدر و مادرم صحبت کردم، می بینم قلبا راضی نیستن بنده بروم به سفر، نگرانی از جانم دارند، هر چه اطمینان هم بدهم قلبا راضی نیستند، پدرم متاسفانه دیسک کمر دارد و بعضا کارهای منزلشان را هم بنده انجام می دهم، اگر دو هفته آنها را به حال خودشان رها کنم قطعا به مشکل بر میخورن، حال نمی دانم چه کنم، آیا در این لبیک یا صاحب الزمان نقشی نداشته باشم؟ نکند من در سپاه کوفه ام؟ نکند خانه و منزل و پدر و مادر می خواهند من را از شرکت در این سپاه حسینی محروم کنند؟ چه وظیفه ای دارم؟ همه دارند می روند در پناه اباعبدالله، نکند من بروم جبهه دیگر؟، قولی از آنها گرفتم که اگر جبهه اسلام به نیروی رزمی نیاز داشته باشد، بنده بی اجازه شما خواهم رفت، خداوند نصیب شما نکند این حس را، التماس دعا. موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه‌خیر؛ نه در سپاه کوفه‌اید و نه از زیر سایه‌ی منوّر حضرت صاحب‌الزمان«عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» خارج‌اید، با توجه به نیازی که پدرتان به شما دارند محکم در خدمت پدرتان باشید و امیدوار به نتایج کامل تری باشید. موفق باشید
10053
متن پرسش
با سلام: می شود یک تعریفی در مود تفسیر به رای ارائه کنید؟ تشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انسان یک تفکری را که هیچ ربطی به عقاید توحیدی ندارد و سخن شریعت نیست، بر آیات خدا تحمیل کند و بخواهد از طریق آیات الهی تفکر خود را در جامعه و در مخاطب خود القاء کند، تفسیر به رأی کرده است. ولی اگر با تدبر در آیات الهی سعی کند اشارات آیات را بفهمد و مصداق‌های امروزین آن را تعیین کند تفسیر به رأی محسوب نمی‌شود. موفق باشید
8449
متن پرسش
آیا گناه و توبه پس از ظهور وجود دارد ؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: آری تا انسان در این دنیا است و اختیار دارد امکان گناه و توبه برای او هست منتها در فضایی که نور حضرت ظهور کند و حقایق برای مردم روشن شود ظلمات و کفر بر جامعه‌ی بشری غلبه ندارد. موفق باشید
7958
متن پرسش
سلام علیکم تفاسیر متعددی از قرآن کریم موجود است، به نظر شما کدام تفسیر قرآن روان تر است؟ در کتب حدیث چطور؟ قویترین و مستند ترین کتب حدیث شیعی کدامند؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: تفسیر المیزان خیلی متین و دقیق است و همین ترجمه‌ای که از آقای موسوی همدانی در بازار هست خوب است. اصول کافی و تحف‌العقول برای شروع کار خیلی خوب است. خیلی گیر ترجمه‌ها نباشید با هر ترجمه‌ای شروع کنید نتیجه می‌گیرید. موفق باشید
2627

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استادگرامی من از نظری ذهنی واقعا دچارمشکل هستم نمیتوانم یک سری افکاررا از خودم دور کنم مخصوصا مسائلی را که راجع به شوهرم باشد مثلا مادر ایشان زنگ میزند و واسه زندگی ما تعیین تکلیف میکند که فلان کارو بکنیدو.. من تا چند روز ذهنم درگیره اصلا وجود مادرشوهرم برام عذاب شده باهرزنگی که میزنه ذهنم بهم میریزه و هزار راه میره البته این قضیه با زمینه قبلی است و مادرشوهرم یک بار با اعمال و رفتارش و خط دادن به شوهرم زندگی مارا تا پای طلاق برد الان هم انگار نه انگار من وجود دارم و فقط بی محلی میکنند و تیکه میاندازند واقعاباید چه کنم؟گاهی خیلی خسته میشوم و ارزوی مرگ اورا میکنم خاهش میکنم به هیچ وجه سوال من را در بخش پرسش های عمومی قرار ندهید بازم تاکید میکنم این سوال کاملا خصوصی است باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: (برای خودش) به ما دستور داده‌اند: «إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً» چون با امور لغو و غیر الهی روبه‌رو شدید با بزرگواری از آن بگذرید. پیشنهاد می‌کنم دعای مکارم‌الأخلاق را مطالعه فرمایید. بنده هم شرحی بر آن دارم بد نیست آن را هم مطالعه فرمایید. موفق باشید
1547

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد ،خدا قوت انشاالله به لطف خدا قرار است که سیزدهم ماه بهمن به کربلا مشرف شوم اما نمیدانم چرابرای اینکه تا به حال کربلا نرفته ام یا به دلیل اینکه میترسم بدون معرفت و بدون استفاده از انجا به کربلا بروم و برگردم در درونم احساس می کنم بیشتر رغبت دارم به قم یا مشهد مشرف شده یا از این سفر فرار کنم تا به معرفت برسم اما به گفته اطرافیانم نمیشود منتظر ماند تا به معرفت رسید و بعد سفر کرد و به خاطر این حس احساس گناه میکنم چه کار کارکنم لطفا راهی را جلوی پایم بگذارید یا کتابی را معرفی کنید که خودم با عین رغبت میل به این سفر داشته باشم و هم استفاده کامل را از آنجا ببرم .خیلی ممنون خدا انشالله عاقبتتان را به خیر و رضای خودش ختم کند.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: حرف اطرافیانتان درست است کسی خود را از قراردادن در ذیل نور امامان معصوم محروم نمی‌کند. جزوه‌ی «آداب دعا و زیارت» را مطالعه فرمایید، در قسمت دوم آن عرایضی دارم. موفق باشید
721

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باتوجه به مطالبی که در جلسات 4شنبه ها مطرح میکنید رویکرد ما نسبیت به حفظ قران کریم چگونه باید باشد؟ایا نیاز است این کار برای طلبه؟چه منافعی دارد؟
متن پاسخ
باسمه تعالی، علیکم السلام ما در ابتدای امر مأمور به تدبّر در قرآن هستیم تا ساختار معرفتی خود را از قرآن بگیریم، ولی اگر بتوانیم در کنار تدبّر در قرآن آیات را حفظ کنیم مسلّم با قرآن مأنوس‌تر خواهیم بود به شرطی که از مطالعه‌ی دروس خود کم نگذارید و بتوانید درس را ملکه‌ی ذهن خود بنمایید. اری ارائه‌ی معارف قرآنی با طرح آیات تأثیر بیشتری در شنونده دارد. موفق باشید
20816
متن پرسش
درود محضر استاد طاهرزاده: حضرتعالی در جواب سوال 20735 بحث تواتر را مطرح کردید لکن بنظرم چند ایراد وارد است: 1. اگر دقت فرمایید در آن سوال پرسیدم منابع غیر مسلمان که در صدر اسلام نوشته شده باشد و در آن ذکر وجود حضرت محمد شده باشد را معرفی کنید، این بدین خاطر است که در تواتر باید قطع به عدم تبانی صورت پذیرد و صرف کثرت راویان موجب یقین نمی گردد وقتی اثبات وجود حضرت مبتنی باشد فقط بر کتب مسلمانان چون طبری این شبهه تقویت می شود که وجود ایشان ساخته اعراب بوده است از طرفی مستلزم نوعی دور است. همیشه اقوال بی طرفان مقبولست نه ذی نفعان. 2. حضرت استاد جوادی در کتاب شریف تبیین براهین اثبات خدا، فصل هشتم: برهان نظم ذیل بحث برهان نظم و حساب احتمالات می فرمایند: «حساب احتمالات احتمال وقوع تصادفی و اتفاقی یک مجموعه را گرچه به سوی صفر میل می دهد لکن هرگز به صفر نمی رساند به همین دلیل تنها برای اطمینان عرفی و یقین روانشناختی مفید است و هیچگاه یقین علمی را به همراه ندارد.» اگر به کلام دانشمندان دقت شود که برای ساخته شدن یک پروتوئین چقدر احتمال تصادفی بودن پایینست و اگر اشتباه نکنم چند برابر طول عمرزمین زمان لازم است تا تصادفا فقط یک پروتوئین ساخته شود حال این را اضافه کنید به دی ان ای که فوق العاده پیچیده است و مغز و کل بدن آدمی و زمین و آسمان و کل موجودات و نظم فوق العاده ای که دارند باز انسان حکیمی چون جوادی می گوید این میل به صفر است نه صفر. استاد گرامی وقتی برهان نظم افاده یقین نمی کند چگونه نقل چند عرب و طبری و... بر وجود حضرت محمد یقین آورست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که می‌فرمایید برهان نظم به گفته‌ی شهید مطهری یک تذکر است و نه یک برهان. برعکسِ برهان‌هایی مثل برهان «امکان و وجوب» و «برهان صدیقین» که موجب یقین عقلی می‌شود. در مورد حادثه‌های تاریخی، بحث در کتب مسلمانان و غیر مسلمانان نیست، بحث در آن است که آیا عقل می‌پذیرد چنین حادثه‌هایی که سینه به سینه در نسل‌های گسترده که امکان تبانیِ آن‌ها نیست، با تبانیِ عده‌ای به‌وجود آمده باشد؟ موفق باشید

20585

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیزم: توصیه ی شما برای طول مسیر پیاده زوی اربعین چی هست؟ ذکر گفتن، گوش دادن به سخنرانی های خاصی؟ چیز خاصی مد نظرتون هست؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کلیت مسئله که حضور در تاریخی است از جنس انقلاب اسلامی؛ نباید فراموش شود و در کنار آن اذکار توحیدی و یا گوش‌دادن به سخنانی که متذکر معارف الهی است، کار خوبی است. موفق باشید

20270
متن پرسش
سلام بر استاد عزیز: من دانشجوی اصفهانی دانشگاه شریف هستم که بنا بر دغدغه ای که داشته ام مزاحم استادم برای مشورت گیری شده ام. مسئله این است که بنده بحمدالله چند سال پیش که با بحث ها و کتب جناب عالی آشنا شدم نمی گویم همان مواقع و در شروع کار ولی به تدریج احساس کردم به لطف خدا دریچه های مهمی از معارف به قلب و زندگی ام باز شد. آرام آرام احساس خلأ نسبی بحث های معرفتی به نگاه حضوری و وجودی ای که شما به آن ها دارید، را در جو عمومی مذهبیون احساس کردم و این احساس موقعی شدید شد که وارد دانشگاه شدم و متوجه شدم فارغ از جماعتی که انقطاع از دین را افتخار خود می دانند، جماعت مذهبی و حزب اللهی و بسیجی و جوان جامعه هم به صورت عمومی انگار چنین رجوع حضوری به دین در حالت کلی ندارند. و این خلأیی بوده که فکر می کنم همین باعث شده که بنده آن طور که باید نتوانم با دوستان بسیجی و حزب اللهی اطراف خودم ارتباط برقرار کنم و بسیج دانشگاه را به منزله ی بچه ای تصور کنم که دوستش دارم اما ندانم چرا این بچه را وقتی بغل می کنم انگار لگد می زند و انگار تمایل دارد بعضی مواقع جوان بازی خود را ادامه دهد. (البته این هم بگویم که خدا را شاکر باید بود که بسیج این دانشگاه که بعداً نقش مهمی در تحویل مدیران سطح کلان مملکتی به جامعه دارد، انصافاً بسیج فعال و پیگیر و جریان سازی است ولی خب، این خلأها که وجود دارد به نظرم کار را برای آینده و عبور از موانع سخت می کند و به صرف کار زیاد نمی توان دلخوش بود) این خلأیی که عرض کردم و عدم رجوع حضوری و کاربردی و وجودی به دین، در حالت کلی فکر می کنم گریبان گیر کل جامعه ی ماست و همین موضوع است که به ما اجازه نداده دین داری و انقلابمان برایمان کار بدهد و امر امام زمان در جامعه محجور بماند و ما را به سمتی پیش برده که دلمان خوش باشد ما هم متدینیم. احساسم این است تنها راهی که پیش روی ماست برای نجات جامعه و منحرف نشدن مسیر انقلاب، بازگشت به همین عهد حضوری با دین است. نمی دانم چه بگویم؟ ولی شاید کتب عمده ی معارف اسلامی ما چنین سیر و سلوکی را جلوی مخاطبینشان نگذارند. من البته همه کتب اساتید بزرگ را که نخوانده ام ولی فکر می کنم بین حتی علمای اسلام هم در این مسئله انگار تفاوت وجود دارد. دانشگاه شریف با توجه به نقش مهمی که در راستای آینده کشور دارد اگر از این رجوع تهی باشد، بعید می دانم به زمان ظهور بتوانیم خیلی نزدیک بشویم، چرا که به نظر می آید جو عمومی مدیران فعلی مملکتی هم که بسیاری ایراد و اشکال به فکر و نوع نگاه و عملکردشان وارد می دانیم، در گذشته که خب لا مذهب نبوده اند! اتفاقاً انقلاب کردند، فعالیت کردند، احتمالاً بی خوابی کشیده اند و ... من نمی گویم این ها هیچ نبوده است بلکه اتفاقاً فعالیت برای انقلاب خودش یک سلوک است (نگاهی که بسیج الان هم دارد و ظاهراً آن را کافی هم می داند) اما عدم رجوع حضوری و لحظه به لحظه به دین و امر امام زمان در سلوک شخصی و معرفت نفسشان، باعث می شود که گاهی از انقلاب و دین و ... خواه یا ناخواه (روی این ناخواه هم تأکید دارم. چون ممکن است کسی در دلش مرض نداشته باشد اما سیری هم نداشته باشد و همین، موقعی او را از امر امام معصوم جدا کند و در دل مشهورات جامعه بیندازد) دکان بسازند، حالا هر منصبی هم که می خواهند داشته باشند. و همین دکان سازی ها و مصلحت اندیشی ها انقلاب ما را به این وضع دچار کرده! این کجا و آن کجا که همان طور که امام خمینی با سلوکی که داشتند بستری شدند که امر امام زمان از طریق ایشان به جامعه برسد، فرد فرد مسئولان کلان ممکلتی (لااقل تعداد خوبیشان، نه اقلیتشان) چنین باب هایی برای اراده ی الهی در زمین به خواست امام حی و حاضر بشوند. و این مسئله خب، هم فکر و شناخت درست از عالم می طلبد و هم کار و مجاهده ی شخصی و اجتماعی با همان نگاه حضوری که عرض کردم نه نگاه حصولی که پس از مدتی انسان را خسته و دل زده از طی طریق می کند. الغرض، چون که بنده خدا را شکر مباحث شما را در همین راستا یافتم و اینکه مباحث بعضاً بزرگ توحیدی از علمای مختلف مثل امام خمینی یا علامه طباطبایی یا آیت الله جوادی یا ... فکر می کنم در دستگاهی که شما به آن نظر دارید خوب می شود شیرین و عامه پسند به جامعه ارائه شود، می خواستم در خواست کنم با نظر خود شما تلاشی بکنیم که ان شاءالله باب این طور بحث ها (که متأسفانه فکر کنم کمی غریب واقع شده. حالا شاید در اصفهان بیشتر کار شده باشد اما فکر می کنم واقعاً شهرهای دیگر پتانسیلش را دارد) در دانشگاه باز بشود و شما اگر از شاگردان خصوصی خودتان کسی را سراغ دارید که هم صبر و حوصله ی سر و کله زدن با جماعت های مختلف دانشجو (تیپ های مختلف) را داشته باشد (با توجه به صبر و حوصله ای که مطالب حضوری شما هم می طلبد) هم قدرت انتقال مطالب حضوری و دلی را مثل خودتان داشته باشد هم بتواند وقت بگذارد (شاید یک روز در هفته برای جلسه یا ... نمی دانم!) در تهران (خودشان تهران باشند یا اینکه رفت و آمد کنند) ممنون می شوم اگر پیشنهاد و هماهنگ کنید. البته خود استاد صاحب نظر هستند اما به نظر می آید اگر شخصی که مطالب را ارائه می دهد کسوت لازم را در ظاهر نداشته باشد، در رابطه با اعتماد کردن افراد به ایشان و پیگیر شدن بحث ها دچار مشکل می شویم و ممکن است آخرش به جلسات خصوصی منجر شود. حتی بعضی (یا بسیاری) از مذهبیون هم به راحتی نمی توانند به کسی که کسوت لازم را ندارد اعتماد کنند و سیر خودشان را بر مبنای راه او تنظیم کنند. امید به اینکه جای خالی آزاد اندیشی و دوره های معرفت دینی در دانشگاه های ما پر شود و ان شاءالله شیطان روشنفکری که در اوایل ورود دانشجویان به دانشگاه بسیار به دست و پای آن ها می پیچد تا اینکه بی قید و فکرشان کند و کشور را بی آینده، آرام آرام به لطف و مدد الهی از بین برود. ممنون از استاد عزیز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نکته‌ی مهمی توجه نموده‌اید و حقیقتاً برای عبور از مفهوم به حقیقت و از ماهیت به وجود، باید بیش از آن‌که فکر شده است فکر کرد به‌خصوص که روح تشیع سراسر روحِ رجوع به حقیقت است. فکر می‌کنم با رجوع به حضرت امام و آثار ایشان بازخوانیِ لازم صورت گیرد و به همین جهت حضرت امام تفسیر سوره‌ی حمد را رسانه‌ای کردند. می‌ماند که آرام‌آرام متذکر شویم رفقای انقلابی اگر بخواهند به نتیجه‌ی لازم برسند و انقلاب را در بنیادی‌ترین نحوه‌ی حضور تاریخی‌اش بنگرند؛ باید خود را به نگاهِ وجودی که در آثار حضرت امام هست، منوّر کنند. در این رابطه بود که مقاله‌ی «انقلاب اسلامی، عبور از تمایز سوبژه و اُبژه» در انتقاد به آقای دکتر عبدالکریمی نوشته شد تا معلوم شود چگونه باید به انقلاب نظر شود تا بتوانیم جواب اشکالاتی که امثال آقای عبدالکریمی پیش می‌آورند را داده باشیم. می‌ماند آیا کسانی هستند که به تهران بیایند و در این رابطه کمک کنند، إن‌شاءاللّه پیش خواهد آمد. موفق باشید  

20104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: بنده پرسشگر سوال 20097 هستم. یک قسمتی از سوالم را فکر کنم جواب ندادید. آن سوال را با عرض معذرت بار دیگر مطرح می کنم «چگونه می توانم در صورتی که از مرجعم تقلید می کنم، مسائلی را که در رساله ها نوشته نشده را بفهمم و به گناه مرتکب نشوم؟ (پرسیدن از دفتر مرجع تقلید در همه موارد و همه زمان ها امکان پذیر نیست و ممکن است برخی مسائل در لحظه پیدا شود که هم انجام دادنش را ندانم حرام باشد و هم احتیاط کردنش حرام باشد و بین دو راهی گیر کنم)» اگر امکانش هست بررسی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد شرایط الهی کلیات را در اختیار ما می‌گذارد تا ما نسبت خودمان را با آن کلیات به صورت جزیی مشخص کنیم و در همین رابطه در روایات داریم که ائمه می‌فرمایند: «علینا بالقاء الاصول و علیکم بالتفریع» یعنی ما اصول را برای شما مطرح می‌کنیم و خودتان آن را به صورت جزیی و فرع شکل دهید. آری! تکالیف جزئیه‌ی شرعیه را مراجع روشن می‌کنند. موفق باشید

19642
متن پرسش
با سلام: پیرامون سخنان رئیس جمهور در ضیافت افطاری در مورد رای مردم مطالبی خوانده شد ولی از این میان بیانات مقام معظم رهبری در مورخ 22 خرداد 66 در خطبه های نمازجمعه بسیار جای تامل دارد اگر مقدور است توضیحی بفرمایید ممنون میشم: در اسلام به نظر مردم اعتبار داده شده؛ رأی مردم در انتخاب حاکم و در کاری که حاکم انجام می دهد، مورد قبول و پذیرش قرار گرفته. لذا شما می بینید که امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) با اینکه خود را از لحاظ واقع منسوب پیغمبر و صاحب حق واقعی برای زمامداری می داند، آن وقتی که کار به رأی مردم و انتخاب مردم می کشد، روی نظر مردم و رأی مردم تکیه می کند. یعنی آن را معتبر می شمارد و بیعت در نظام اسلامی یک شرط برای حقانیت زمامدارىِ زمامدار است. اگر یک زمامداری بود که مردم با او بیعت نکردند، یعنی آن را قبول نکردند، آن زمامدار خانه‌نشین خواهد شد و مشروعیت ولایت و حکومت به بیعت مردم وابسته است یا بگوئیم فعلیت زمامداری و حکومت به بیعت مردم وابسته است. آن وقتی که بعد از قتل عثمان مردم آمدند اطراف خانه‌ی امیرالمؤمنین را گرفتند، امیرالمؤمنین خطاب به مردم نفرمود که شما چه کاره‌اید؟ رأی شما چه تأثیری دارد؟ فرمود: «دعونی و التمسوا غیری»؛(۲) وقتی می خواست استنکاف کند از قبول خلافت و زمامداری، به مردم گفت من را رها کنید، به سراغ دیگری بروید. یعنی اراده‌ی شما، خواست شما، انتخاب شماست که تعیین کننده است؛ پس از من منصرف بشوید، به سراغ دیگری بروید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مسلّم مردم می‌توانند حکومت را به هرکس می‌خواهند بدهند، ولی آیا در آن صورت به وظیفه‌ی خود عمل خواهند کرد یا نه؟ 2- حضرت بعد از قتل عثمان، ملاحظه فرمودند جریان اُموی با انتساب استانداران خود تمام سریان‌های نظام را در اختیار گرفته‌اند و عملاً نمی‌توانند کاری بکنند. به همین جهت پیشنهاد کردند اگر من وزیری باشم بهتر است زیرا در این صورت برای تقویت حاکمی که عملاً مردم در آن فضا انتخاب می‌کردند که حاکم غیر اموی بود، دست‌شان بازتر بود. موفق باشید

18652

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار لطف بفرمایید و کتاب یا صوتی را درباره ی فلسفه و منطق که در سطح مبتدی و مختصر و مفید باشد و برای کسی که علاقه مند باشد برای اولین بار وارد این زمینه شود، مناسب باشد را معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد منطق اطلاع ندارم. ولی شرح «بدایة الحکمه» جناب آقای امینی‌نژاد را شرح خوبی می‌دانم. موفق باشید

17876

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد حضرتعالی برای بیان مطالب خودتان پیرامون موضوعات مختلف که با سلسله جلسات انجام می گیرد و منجر به یک کتاب یا جزوه می شود، اولا بفرمایید قبل از بیان مطالب خودتان اندیشه می کنید و ذهن خودتان را برای هر جلسه معطوف به یک موضوع می کنید یا فی البداحه صحبت می کنید؟ ثانیا برای اثر گذاری در جان مستمع باید از شیوه خاصی و مهارت ویژه برخوردار بود؟ ثالثا اگر عنایت کرده باشید وقتی انسان به یک سخنران توجه خاصی به کیفیت و چگونگی سخنوری اش می کند بعد از مدتی نوع صحبت کردنش مثل آن شخص می گردد، به نظر شما آیا اساسا چنین رویکردی خوب هست؟ و بفرمایید ما چه شخصیتی را مد نظر قرار دهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده عموماً برای صحبت‌های خود از قبل مطالعه و یادداشت‌برداری می‌کنم و بعضاً سرفصلِ یادداشت‌ها به صورت برگه‌ای چاپ‌شده در اختیار حضار قرار می‌دهم و بر اساس آن صحبت می‌شود.  2- فکر نمی‌کنم بد باشد. باید خودتان ببینید با چه شخصیتی روح‌تان هماهنگی دارد. موفق باشید

17306

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در کتاب از برهان تا عرفان، صفحه ی 48، آخرین خط، (و آن را موجود یا معدوم می کند)، ضمیر آن به وجود برمی گردد یا به خاصیت؟ یعنی آن وجود را موجود یا معدوم می کند یا آن خاصیت را؟ شرح این کتاب قسمت برهان صدیقین گویا بر روی سایت نیست. ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون خاصیت هرچیز مربوط به درجه‌ی وجودیِ آن چیز است، مسلّم برای معدوم‌کردنِ خاصیت آن چیز، وجودِ آن چیز را معدوم می‌کند. موفق باشید

17267

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: می خواستم بدونم آیا اجنه می توانند از خانه کسی دزدی کنند چیزهایی مثل طلا یا لوازم خانگی و اگر می توانند جنسیت فردی که از او دزدی می کنند فرق می کند؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بله چنین توانایی را دارند. البته این در صورتی است که خود افراد پای اجنه‌ی منحرف و فاسد را به زندگی خود باز کنند. زیرا این نوع اجنه، به خودی خود ترسو هستند. در کتاب «جایگاه جن و شیطان و جادوگر» نکاتی در این مورد هست. کتاب بر روی سایت قرار دارد و می‌توانید به آن رجوع کنید. موفق باشید

17085

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد: می خواستم بدونم چرا خداوند کارهایی مانند: ارتباط غیر شرعی با جنس مخالف، استفاده از مشروبات الکلی و ... را که لذت زیادی دارند را حرام کرده است؟ اگر این گونه نبود تقریبا بیشتر افراد دنیا دین دار بودند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همه‌ی ملت‌ها و شرایع الهی این موضوع روشن و پذیرفته شده است. انسان دارای ابعادی بس متعالی است که برای به فعلیت و به ظهورآوردنِ آن‌ها باید امیالی که مانع به‌ظهورآوردنِ آن ابعاد است را کنترل نماید و رازِ حرام‌بودنِ آن امیال، چنین است. موفق باشید

17036
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد محترم: ان شاءالله همیشه موفق در کسب فیوضات الهی باشید. اگر کشف حقایق با روش کشف، شهود و وحی و با عنایت به آسیب های پدید آمده از سوی مدرنیته صحیح انگاشته شود، به فلسفه هم نیاز است؟ و به نظر حضرتعالی دیگر چه کمبودهایی وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فلسفه، قدرتِ آن چیزی است که در هر زمان در حال وقوع است و فیلسوف، گزارش‌گرِ روحِ زمانه می‌باشد. موفق باشید

نمایش چاپی