بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
7738
متن پرسش
سلام علیکم چه کار کنیم که بتوانیم به جای نظر به غیر حق به حق نظر کنیم؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: وقتی خدا را همه‌کاره بدانید غیر حق جایی ندارد تا به آن به صورت استقلالی توجه شود. موفق باشید
6769
متن پرسش
سلام علیکم ضمن عرض تشکر بابت تبیین جایگاه زن از منظر حضرت رسول ص لطفا در مورد سوال زیر حقیر راراهنمایی فرمایید. با توجه به آیه ی تطهیر و پاک بودن اهل بیت از رجس و با توجه به مصادیق رجس - ازجمله حیض و جنابت- آیا اگر چنانچه حضرت زهرا س از عادت ماهانه زنان مطهر بوده اند ( هر چند که این لازمه ی بقاء نسل است ) می توان گفت همسر و اولاد پاک ایشان نیز ازجنابت - که به قول امام خمینی ( ره ) غفلت از روحانیت و دخول در اسفل السافلین است - مطهر هستند؟ این بنده حقیر به تطهیر 14 معصوم و خارج بودنشان از چرخه ی علت و معلول به حکم آیه ی 117 بقره ایمان ویقین دارم اما لطفا بفرماییدچگونه می توانم آخرین آیه ی سوره ی کهف و آیه ی 6 سوره فصلت را با این یقین جمع کنم. سلامتی و توفیق بیش از پیش از درگاه ایزد منان برایتان مسئلت دارم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که باید تأکید کرد اصل طهارت برای ائمه«علیهم‌السلام» طهارت از نقص فکری و روحی است و شاید بتوانیم آن طهارت را به ابعاد جسمانی ایشان نسبت داد می‌توان گفت آیاتی که خداوند به رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» دستور می‌دهد تا بگوید من بشری هستم مثل شما نظر به این دارد که متوجه باشند وَحی الهی چیزی است ماوراء قدرت بشری آن حضرت و نباید از آن حضرت چیزی ماوراء آن‌که به ایشان وحی شده انتظار داشته باشند. موفق باشید
5736
متن پرسش
اگر در این دنیا و قبل از مرگ چشم باطن ما باز نشود به هیچ دردی نمی خوریم؟راستش را بگویید،به جایی نرسیده ایم؟ کلا همه چیز را باخته ایم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: وقتی انسان توانست خدا را پیدا کند و متوجه آن حقیقت یگانه در عالم شد راه را پیدا کرده و در این راه هرقدر با عبادات شرعی جلو رود به حقیقت نزدیک‌تر می‌شود تا وقتی که مُرد و پرده‌ها عقب رفت و با نور حقیقت مرتبط گشت، با بهشتی زندگی را شروع می‌کند که سراسر تجلیات انوار خاص حضرت رب‌العالمین است و از از این طریق با پروردگار خود زندگی می‌کند. موفق باشید
1707

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم خسته نباشید. می خواستم ببینم نظر شما راجع به سؤال و جوابی که در مجلس بین دولت و نمایندگان صورت گرفت، چیست؟
متن پاسخ
درباره سؤال از رئیس جمهور آقای قاسم کیانی در سایت رجا نیوز می نویسد: طرح سؤال از رئیس جمهور با هر نیت و قصدی که کلید زده شد، بالاخره صبح روز چهارشنبه به مرحله اجرا رسید. در این جلسه چه از طرف سؤال کنندگان و چه از طرف رئیس‌جمهور، مطالبی عنوان شد که مطمئناً در روزهای آینده، مبنای تحلیل و بررسی ها بسیاری خواهد بود. بررسی عکس العمل های مردم ایران از نگاه جامعه شناختی سیاسی، به خوبی روشن ساخته است که در متُد تحلیل‌گری مردم ایران، هر اظهار نظر و عمل‌کردی در فضای سیاسی از سوی مسئولین، ابتدا با خط کش مواضع و مطالبات امام خامنه ای (مدظله) سنجیده می شود؛ هر چند این موضوع بیشتر در مباحث کلان و اصلی کشور جاری است و قاطبه مباحث مطرح شده در مجلس از جنس مسائل فرعی، دسته چندم و گاهی جزیی بوده است. با توجه به این نکته به منظور بصیرت سنجی سؤال کنندگان و شخص رئیس جمهور، توجه به مطالبات و مواضع امام خامنه ای (مدظله) درباره برخی از مطالب مطرح شده در جلسه سؤال از رئیس جمهور می تواند ما را در شناخت صحنه و بازیگران آن یاری دهد. 1- بخشی از سؤالات، در مورد اظهار نظرهای چالشی از سوی دولت، طراحی شده بود. به عنوان مثال طرح مواضعی درباره مسئله حجاب از سوی شخص رئیس جمهور یا مسئله مکتب ایرانی از سوی برخی افراد حاشیه ساز و جریان نفوذی در درون دولت از جمله کلیدی ترین مسائل مورد اشاره سؤال کنندگان از شخص رئیس جمهور بود. حال در این رابطه مباحث و پرسش های متعددی مطرح می شود؛ پرسش هایی مثل اینکه آیا طرح مجدد این مسائل ضروری بوده است یا خیر؟ آیا این پرسش ها با نگاه به مواضع و مطالبات امام خامنه ای (مدظله) طراحی شده است یا چنین ملاحظه ای در طراحی سؤال‌ها، کمرنگ بوده است؟ در ادامه، گزیده ای از سخنان رهبر معظم انقلاب خواهد آمد شاید برای دریافت پاسخ پرسش هایی از این دست، مناسب باشد: رهبر معظم انقلاب (مدظله) آبان‌ماه سال گذشته دیداری با جامعه مدرسین حوزه علمیه قم داشتند. در این جلسه یکی از حضار، سخنانی در مورد موضوع مکتب ایرانی و مسئله حجاب، عنوان می‌کند؛ ایشان در این جلسه می‌فرمایند: «من این مطلب را قبول ندارم؛ مسئولان امروز همه حجاب فقهی را قبول دارند ولی اختلاف سلیقه در تاکتیک‌هاست.» «من با طرح مکتب ایرانی مخالفم و نسبت به این موضوع به آقایان تذکر هم دادم ولی برداشتم این نیست که منظور آنها مقابل قرار دادن ایرانیت در برابر اسلامیت باشد. بنده هم همین اعتقاد را دارم که آقای احمدی‌نژاد واقعا نمی‌خواهد ایران را مقابل اسلام و برتر از آن قرار دهد» البته برخی از این نقل ها از سوی حاضرین به صورت زیر نیز بیان شده است: «من اعتقاد به نصح دارم. ... منتها مراقب باشند که یک جهت گیری عامی برای زمین زدن دولتی که حالا نسبت به شعارهای انقلاب وفادار است، نسبت به رهبری اظهار اطاعت می کند و چه و چه، ایجاد نشود، به آن حرکت کمک نشود. عرض ما این است. یک جوری نصیحت کنید که آن کسانی که قصد ریشه کنی دارند، نتوانند استفاده کنند ولی خوب نصیحت کنید، پیغام بدهید، کاغذ بنویسید، اگر یک جایی واقعا دیدید ضرورت دارد، اعلام هم بشود. اعلام عمومی در مواقع ضروری ایرادی ندارد، اما باید مراقبت بشود، این جور نیست که حالا انسان هر اعتراضی دارد مصلحت باشد که این را علنی و عمومی کند.» «در شرایط کنونی اختلاف نظر هست و من هم برخی مسائل را قبول ندارم اما الان اگر رهبری چیزی بگوید، رئیس جمهور می‌پذیرد و به آن عمل می‌کند» «بنده از همه دولت‌ها حمایت کرده‌ام ولی این دولت با "دولت‌های گذشته" تفاوت دارد و فرق اساسی در این است که تلاش نمی کنند حاکمیت دوگانه درست کند. در گذشته حرف دشمن القای حاکمیت دوگانه بود و در برخی ادوار هم برخی افراد دنبال القای این وضعیت در کشور بودند که دولت و مجلس در مقابل ولایت فقیه که محور نظام است، قرار دارد ولی الان این‌گونه نیست.» رهبر معظم انقلاب (مد ظله) در دیدار با اعضای هیئت دولت نیز در خصوص این مسائل فرمودند: «مسئله‌ى دیگرى هم که باز مطرح می‌شود و من به طور کلى عرض می‌کنم، این است: با این همه کارى که دولت دارد، سعى کنید دچار حاشیه‌سازى‌هاى مسئله‌دار نشوید. دولت دارد کار می‌کند، تلاش می‌کند، میدان هم براى کار بحمدالله هست، نیاز هم به کار هست. خب، یک میدان کارى وجود دارد، نیاز فراوانى هم وجود دارد، دولت هم نشان داده که اهل خطرپذیرى و وارد شدن در میدان‌هاى کار و با همه‌ى وجود کار کردن و وارد میدان شدن است؛ خیلى خوب، با این اوضاع و احوال، واقعاً شایسته و سزاوار نیست که حواشى‌اى به‌وجود بیاید؛ حالا چه حواشى‌اى که خود شما گاهى اوقات بى‌توجه به وجود مى‌آورید، چه آن‌هایى که دیگران به وجود مى‌آورند و شما هم تسلیم آنها می‌شوید؛ از این حواشى باید پرهیز کرد. نگذارید در فضاى کشور، در فضاى بین دولت و مردم، درگیرى‌ها و دل‌هره‌هایى به وجود بیاید که شماها را از کار باز بدارد. مسائل گوناگونى مطرح می‌شود. توصیه‌ى من این است که در زمینه‌ى علاقه‌ى به ایران، علاقه‌ى به کشور و گرایش به ایران، چند نکته را توجه داشته باشید. یکى اینکه مهم‌ترین بخش مربوط به کشور، زبان و ادبیات است. علاقه‌ى به ایران، این‌جورى تحقق پیدا می‌کند. ما در کشور زبان‌هاى مختلفى داریم؛ اما زبان ملى، فارسى است. آن کسانى که زبان‌هاى مختلف دارند، خودشان جزو مروجین درجه‌ى یک زبان فارسى هستند. بهترین مقالات را در زمینه‌ى زبان فارسى، ترک‌زبان‌ها نوشتند؛ این را من از روى اطلاع دارم عرض می‌کنم. ان‌شاءالله کردها هم می‌نویسند؛ حرفى نیست، ما استقبال می‌کنیم. محققین برجسته‌ى ترک‌زبان کشور، در طول دهه‌هاى گذشته، بهترین و قوى‌ترین مقالات را در زمینه‌ى زبان فارسى نوشتند. بنابراین نباید تصور شود که زبان فارسى نماد ملیت ایران نیست؛ چرا، هست. روى این موضوع تکیه شود. یا روى ایرانِ بعد از اسلام تکیه شود. افتخاراتى که ایرانِ دوره‌ى اسلامى دارد، در هیچ دوره‌ى دیگرى از دوره‌هاى تاریخىِ ما این افتخارات وجود ندارد؛ من این را با استدلال به شما عرض می‌کنم و این قابل اثبات است. گسترش کشور، پیروزى‌هاى بزرگ نظامى کشور، پیشرفت‌هاى عظیم علمى کشور در زمینه‌هاى گوناگون، همه‌اش مال دوره‌هاى بعد از اسلام است. نه اینکه قبل از اسلام از این چیزها ندارد؛ چرا، اما نسبت به دوره‌ى اسلامى، آن‌ها ناقص است، کم است. البته یک چیزهایى به عنوان گفته‌ها مطرح می‌شود، اما چیزهایى نیست که مستند باشد و کسى بتواند آنها را اثبات کند؛ اینها قابل اثبات نیست. اما آنچه که در دوره‌ى اسلامى واقع شده، قابل اثبات است؛ روشن است. شما نگاه کنید ببینید پیشرفت نظامى و علمى و فرهنگى ایران در دوره‌ى دیلمى‌ها، در دوره‌ى سلجوقى‌ها، بعدها در دوره‌ى صفویه، و حتى در این وسط، در بخشى از دوره‌ى حاکمیت مغول چگونه است. مغول‌ها به ایران که آمدند، ایرانى شدند و تحت تأثیر فرهنگ ایران قرار گرفتند؛ کمااینکه به هند که رفتند، هندى شدند. چه کارهاى برجسته و عظیم علمى و فرهنگى و هنرى در این دوره انجام گرفته. اگر کسى می‌خواهد از ایران و ایرانى‌گرى حمایت کند، خب، ایران دوران اسلامى، هم مدون‌تر است، هم مستندتر است، هم قابل قبول‌تر است، هم جلوى چشم است؛ کتابش جلوى چشم است، معمارى‌اش جلوى چشم است، نشانه‌هاى علمى‌اش جلوى چشم است؛ تاریخش تدوین‌شده و روشن است.» از آن‌جایی که برخی از این مسائل و انتقادها از سوی امام خامنه ای (مدظله)، به عنوان مسائلی فرعی و جزیی، مطرح شده است، مناسب است، مواضع و مطالبات امام خامنه ای (مدظله) در مورد پافشاری بر طرح چنین مسائلی را ببینیم. لازم به ذکر است این بیانات توسط امام خامنه ای (مدظله) برای پایان دادن به جنجال بر سر موضوع دوستی با مردم اسرائیل از تریبون نماز جمعه مطرح شده است: «یکى از چیزهایى که براى کشور ما حقیقتاً مهم است این است که مردم احساس امنیت سیاسى و روانى بکنند؛ فضاى روانى جامعه دچار التهاب نباشد. سعى می‌کنند التهاب‌آفرینى کنند؛ این هست. این، جزو سیاست‌هاى مخالفان نظام جمهورى اسلامى است. البته خود ما هم گاهى اوقات، نادانسته این التهاب‌ها را افزایش می‌دهیم. من توصیه می‌خواهم بکنم - حالا مردم عزیز ما بحمداللَه از بسیارى از کارهایى که در این زمینه انسان مشاهده می‌کند، برکنارند. مردم نگاه می‌کنند به بعضى از گفت‌وگوها و بگومگوهاى بی‌جا و بی مورد که گاهى در بین نخبگان سیاسى مشاهده می‌شود؛ نگاه مردم نگاه رضایت‌مندانه نیست. این را ما از مراجعات مردم به‌خوبى می‌فهمیم - ...یک نفر پیدا می‌شود درباره‌ى مردمى که در اسرائیل زندگى می‌کنند، اظهار نظرى می‌کند. البته این اظهار نظر، اظهار نظر غلطى است... حالا کسى حرف اشتباهى میزند، عکس‌العمل‌هایى هم در مقابل آن نشان داده می‌شود. خوب، مسئله را باید تمام کرد. این که یک روز یک نفر از این طرف بگوید، یکى از آن طرف بگوید، یکى این‌جور استدلال کند، یکى از آن طرف حرف بزند، درست نیست. این التهاب‌آفرینى است. حرفى بود، گفته شد و اشتباه بود و تمام. موضع دولت جمهورى اسلامى هم این نیست... خوب، این حرف خطایى بود، حرف درستى نبود. این را نباید وسیله‌ى التهاب قرار داد. من خواهش می‌کنم از همه، این‌جور مسائل کوچک و مسائل جزئى را - حرفى که بر زبان کسى جارى می‌شود؛ مطلبى گفته می‌شود - وسیله‌اى قرار ندهند براى اینکه مدتى جریان‌سازى و مسئله‌آفرینى در سرتاسر کشور بشود؛ یک عده مخالف، یک عده موافق، سر قضیه‌اى پوچ. موضع نظام هم معلوم است. تمام شد.» 2- سؤال کنندگان از رئیس جمهور در بخش دیگری از سؤال‌های خود، خواستار پاسخ‌گویی رئیس جمهور در مورد برخی از عمل‌کردهایش شدند. برای مثال مطرح کردن مسائلی مثل عزل وزیر اطلاعات و تأخیر در مورد حکم ابقای وی و همچنین شبهاتی از خانه نشینی رئیس جمهور، از شاخص ترین مسائل مطرح شده در این زمینه از سوی سؤال کنندگان است. در ادامه موضع امام خامنه ای (مدظله) در این مورد را نیز خواهیم دید. رهبر معظم انقلاب (مدظله) طی سخنانی نزدیک به زمان وقوع مسائل مطرح شده بالا بیاناتی داشتند که با فرض شخصی نگارنده، ممکن است به موضوع خانه نشینی رئیس جمهور ارتباط داشته باشد، ایشان در یکی از این بیانات خود می فرمایند: «باید از هر کار و اقدامی که موجب پای‌کوبی و جنجال دشمنان می شود، و دوستان را نیز ناراحت می کند، پرهیز شود.» این ارتباط دهی نگارنده از آن جهت است که پس از این سخنان، شخص رئیس جمهور در جلسه هیئت دولت حاضر شدند و سخنانی بیان داشت که بیشتر دارای مضامین محوریت ولایت، و ولایت پذیری ایشان بود و با این سخنان، تقریباً آبی به آتش دشمنان ریخت. در بخش دیگری از سؤالات، طراح سؤال مسئله تأخیر ابقای وزیر اطلاعات را به نوعی مخالفت رئیس جمهور با حکم رهبری تلقی کرده بودند. امام خامنه ای (مدظله) در مورد مسئله عزل وزیر اطلاعات که رسانه های غربی برای القای حاکمیت دوگانه در کشور تبلیغات بی امانی داشتند، چنین فرمودند: «رهبری هیچ‌گاه بنای دخالت در تصمیم ها و کارهای دولت را ندارد، مگر آن‌جایی که احساس کند مصلحتی مورد غفلت قرار گرفته است... در قضیه اخیر هم که چندان مهم نیست، احساس شد از مصلحت بزرگی غفلت شده است... نظام جمهوری اسلامی، دستگاه مقتدری است و رهبری هم محکم در مواضع صحیح خود ایستاده است... و من می‌خواهم بگویم این حالت صخره‌گون را ملت و دولت عزیز ما حفظ کنند. نگذارید اختلاف به وجود بیاید. نگذارید شکاف به وجود بیاید. نگذارید آنچه را که دشمن در تبلیغات و در خباثت‌هاى سیاسى و تفتین‌هاى سیاسى می‌خواهد در مورد کشور ما انجام بدهد، انجام دهد... شما ببینید در همین پنج شش روز گذشته سر یک قضیه‌اى که آن‌چنان هم از اهمیت بالائى برخوردار نبود - سر مسئله‌ى اطلاعات و امثال اینها - چه جنجالى در دنیا راه انداختند. تحلیل‌ها را بردند به این سمت که بله، در داخل نظام جمهورى اسلامى شکاف ایجاد شده است، حاکمیت دوگانه شده است، رئیس جمهور حرف رهبرى را گوش نکرده است! دستگاه‌هاى تبلیغاتىِ خودشان را از این حرف‌هاى سست و بى‌پایه پر کردند. ببینید چطور منتظر بهانه‌اند. ببینید چطور مثل گرگ در کمین نشسته‌اند که یک بهانه‌اى پیدا کنند، هر جور می‌توانند، حمله کنند.... بنده‌ى حقیر هم طبق اصول بنا ندارم در کارها و تصمیم‌هاى دولت وارد شوم. خب، مسئولیت‌ها در قانون اساسى مشخص است؛ هر کس مسئولیتى دارد؛ مگر آن‌جایى که احساس کنم یک مصلحتى دارد تفویت می‌شود؛ مثل اینکه در همین قضیه‌ى اخیر این‌جورى بود؛ انسان احساس می‌کند یک مصلحت بزرگى دارد مورد غفلت قرار می‌گیرد، تفویت می‌شود؛ خب، انسان وارد می‌شود که جلوى این تفویت مصلحت را بگیرد. این، مسئله‌ى مهمى نیست، نظائرش هم اتفاق مى‌افتد؛ اما مخالفین، دشمنان بیرونى، تریبون‌دارهاى بین‌المللى، بوق‌هاى تبلیغاتى، از همین مسئله استفاده می‌کنند براى اینکه فضاى تبلیغاتى را شلوغ کنند...عرض من به عناصر داخلى، به مردم دل‌سوز، به برادران و خواهرانى که در داخل با مسائل تبلیغاتى سر و کار دارند، این است که سعى کنند به این آشفتگى کمک نکنند. این که تحلیل بگذارند، یکى از آن طرف، یکى از این طرف، این علیه آن، آن علیه این، براى هیچ و پوچ، چه لزومى دارد؟ نه، دستگاه بحمداللَه دستگاه مقتدرى است، مسئولین مشغول کارشان هستند، رهبرى هم که بنده‌ى حقیر هستم با همه‌ى حقارت، خداى متعال کمک کرده، ما در مواضع صحیحِ خودمان محکم ایستاده‌ایم. تا من زنده هستم، تا من مسئولیت دارم، به حول و قوه‌ى الهى نخواهم گذاشت این حرکت عظیم ملت به سوى آرمان‌ها ذره‌اى منحرف شود. » 3- بخش دیگری از سؤالات در مورد مسئله تعامل دولت و مجلس مطرح شد. در این بخش سؤال کننده معتقد بود دولت در مواردی به قانون مجلس کم توجهی نشان داده و یا قانون مجلس را معطل کرده است. در ادامه به بیانات امام خامنه ای (مدظله) اشاره خواهیم کرد که در آن، به مسئله تعامل دولت و مجلس، اشاره شده است. این سخنان در جمع نمایندگان مجلس در تاریخ ۱۳۹۰/۰۳/۰۸ بیان شده است: «مطلب دیگر هم همین توصیه‌اى است که من همیشه دارم و آن، هم‌افزایى با قوه‌ى مجریه است -قوه‌ى مجریه و قوه‌ى قضائیه، لیکن عمدتاً قوه‌ى مجریه؛ چون سر و کار مجلس با قوه‌ى مجریه است- باید هم‌افزایى کرد. نبایستى کار را جورى تنظیم کرد، جورى پیش برد که معنایش دعوا و اختلاف باشد؛ این در بیرون، روى مردم، خیلى تأثیراتش بد است. گاهى دیده می‌شود که مثلاً در مجلس، در یک نطقى، در یک اظهار نظرى، یک حرفى زده می‌شود. خب، حرف که زده شد، پرتاب شد دیگر. اگر خداى نکرده حرفى باشد که کسى را یا جمعى را متهم کند، جبرانش به‌آسانى ممکن نیست؛ مردم را ناامید می‌کند. امروز مسئولین دارند تلاش می‌کنند، کار می‌کنند. نگوئید فلان ضعف و فلان ضعف وجود دارد. بنده به ضعف‌ها آگاهم. شاید بنده بعضى از ضعف‌ها را هم بدانم که خیلى‌هاى دیگر ندانند. با وجود این ضعف‌ها، آن چیزى که امروز در قوه‌ى مجریه وجود دارد، یک شاکله‌ى خوب و مطلوب است. در کشور دارد کار انجام می‌گیرد. خب، بایستى همکارى کرد، باید کمک کرد؛ هم مجلس کمک کند به دولت، هم دولت کمک کند به مجلس؛ هم قانون فصل‌الخطاب است براى عمل دولت، هم گرایش‌هاى دولت و تشخیص‌هاى دولت یک اشاره است به قانون‌گذار براى کیفیت قانون‌گذارى. این مسئله با استقلال مجلس منافات ندارد. من نماینده‌ى مجلس هم بودم، رئیس دولت هم بودم؛ من هر دو جا را تجربه کردم. در طول این سال‌هاى متمادى هم، هم مجالس را دیدم، هم دولت‌ها را دیدم. هیچ اشکالى ندارد که یک مجلسى قانون صحیح و درست و قوى و منطقى را جورى تنظیم کند که براى دولت، رفتار طبق آن قانون، عملى باشد، ممکن باشد، آسان باشد. اگر این شد، معنایش این نیست که مجلس استقلال ندارد. بعضى‌ها که شاید می‌خواهند سر به تن این مجلس هم نباشد، آدم مى‌بیند که شده‌اند دل‌سوز استقلال مجلس: آقا مجلس استقلال داشته باشد! این هیچ منافاتى با استقلال مجلس ندارد. انسان نگاه کند ببیند دولت چه جورى می‌تواند عمل کند، چه جورى بهتر می‌تواند عمل کند، چه جورى آسان‌تر می‌تواند عمل کند، قانون را تنظیم کند و در این مجرا بیندازد؛ این ممکن است، هیچ اشکالى هم ندارد. از آن طرف هم وقتى قانون تهیه شد، منجز شد، دولت موظف است با همه‌ى وجود، با همه‌ى قوا، بدون بهانه‌گیرى، طبق آن قانون عمل کند. دو طرف قضیه، این‌جورى است؛ یعنى هر دو می‌توانند به هم کمک کنند، هم‌افزایى کنند؛ این لازم است، این باید انجام بگیرد. اگر چنانچه از هر دو طرف یک بهانه‌هایى اتفاق افتاد؛ این طرف گفت نه، این قانون را چون دولت این‌جورى می‌خواهد، ما نمی‌کنیم؛ آن طرف هم گفت چون این قانون، این گوشه‌اش کج است، ما هم زیر بار نمی‌رویم؛ خب، این که نمی‌شود؛ اوضاع مملکت نمی‌چرخد. رفق، خوب است... آن که آدم نباید با او سازش کند، دشمن است؛ آدم با دوست باید سازگارى نشان دهد. بالاخره باید تحمل کنند؛ یک چیزى را این از آن تحمل کند، یک چیزى را آن از این تحمل کند.» در بیاناتی دیگر ایشان می فرمایند: «... بى‌دلیل گزارش‌هاى رسمى مسئولان برجسته‌ى نظام را زیر سؤال نبرند. هم در قوه‌ى قضائیه این حرف هست، هم در قوه‌ى مجریه این حرف هست، هم در قوه‌ى مقننه این حرف هست. زیر سؤال بردن فعالیت‌ها، زحمات را ضایع می‌کند. انسان مى‌بیند این ایام در مورد آمارهاى قوه‌ى مجریه خدشه می‌کنند، در مورد اظهارات و آمارهاى قوه‌ى قضائیه خدشه می‌کنند، در مورد اقدام‌هاى مثبت و فعالیت‌هاى خوب قوه‌ى مقننه و مجلس القاء شبهه می‌کنند؛ این، اعتماد مردم را از بین می‌برد... البته در مواردى ممکن است یک آمار دروغ، آمار غلط، آمار اشتباهى هم داده شود؛ این را نباید تعمیم داد و شبهه کرد؛ این، اعتماد مردم را از دستگاه‌هاى نظام، از بدنه‌هاى نظام سلب می‌کند، ضایع می‌کند. مسئولین به این نکته توجه داشته باشند. بنابراین، این اعتماد هم خیلى مهم است.» در پایان باید اشاره کنیم که امام خامنه ای (مدظله) در پیامی به مناسبت آغاز به کار مجلس هشتم در مورد وظیفه نظارتی مجلس که یکی از مصادیقش همین جلسه سؤال از رئیس جمهور است، می فرمایند: «دو عنصر نظارت و همکاری صمیمانه،‌ در تعامل با قوای دیگر، باید دو بخش تفکیک ‌ناپذیر باشند. مسئولیت نظارتی مجلس هرگز نباید به دست اهمال سپرده شود،‌ اما هرگز هم نباید نظارت مجلس به معنای رقابت با دولت و نشنیدن نیازها و ضرورت‌ها و تنگناهای آن شمرده شود. محور کار و عمل در کشور و نماد داخلی و خارجی نظام جمهوری اسلامی، عمدتاً قوه‌ی مجریه است. همه باید به آن کمک کنند و هرگاه دولتی بانشاط بیشتر و همت بالاتر و ارزش‌گرائی قوی‌تر در صحنه است، این کمک باید مضاعف شود. متقابلاً‌ دولت باید مجلس قانون‌گذاری را راهنمای عمل خود بداند و به قوانین مجلس،‌ یک‌سره پایبند باشد و از آن تخلف نکند. بر سر دوراهی‌های اختلاف ‌نظر، کارشناسانی از دوطرف، گره را بگشایند و راه درست را پیش پای هر دو طرف باز کنند.»
1412

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم . استاد در یکی از جلسات اخر تفسیر سوره سبا راجع به ائمه معصوم فرمودید امام را معصوم کردند ولی شهوت و غضب را هم بهش دادند اونا باید انچه که بهشون رسیده حفظ کنند ما باید بریم تا به اونا برسیم در کلاس شیعه شناسی دانشگاه چنین بحثی مطرح شد اما استاد کلاس گفتند اگر چنین چیزی باشد اختیار انسان نفی میشود . لطفااین بحثو بیشتر توضیح بدین . ممنون
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: در جزوه‌ی «کلام دو» در قسمت آیه‌ی تطهیر نکاتی گفته شده و نظر علامه‌طباطبایی«رحمة‌الله‌علیه» نیز در آن‌جا آورده شده است. (متن جزوه در سایت هست). موفق باشید
1354

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام. استاد گرامی نظر شما در خصوص دیدگاههای کی یرکگور چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: بنده از منظر اسلامی که به کی‌یرکگور نگاه می‌کنم در او سوز و شور و شعور و باور به حقایق قدسی می‌بینم. موفق باشید
23146

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خدا قوت، می خواستم دیدگاه شما رو در رابطه با رویکرد سیاسی آیت الله جوادی آملی بدونم؟ آیا در حوادث سال ۸۸ بسیاری از علمای اعلام، پشت حضرت آقا رو خالی نکردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد در جواب سؤال‌های مکرر شده است. مطلب را می‌توانید در آرشیو سؤالات در قسمت «شخصیت‌ها» در مورد آیت اللّه جوادی دنبال کنید. آدرس آن قسمت در زیر خدمتتان ارسال شد: موفق باشید

 http://lobolmizan.ir/quest/cat/97

22362
متن پرسش
با سلام خدمت شما استاد گرامی: در جایی گفتید که این «من» هست که مریض میشه و تن، مریضی من را ظاهر می کند. مریضی نفس انسان به چه معناست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس اگر به عللی مثل گرفتاری به گناه، از تعادل خارج شود و ضعیف گردد نمی‌تواند بدن را آن‌طور که شایسته است تدبیر کند و بدین لحاظ بدن، بیمار می‌شود و این غیر از آن نوع بیماری است که به جهت عوامل بیرونی برای بدن پیش می‌آید. موفق باشید 

21873
متن پرسش
سلام استاد عزیز: بابت پاسخ به سوال ۲۱۸۶۴ کمال تشکر رو از جنابعالی دارم. استاد جان ۱_برخورد ما در مقابل اینطور نگاه های غیرمنصفانهِ امثال آقای غصنفری باید چطور باشه؟ و چطور باید این افراد رو - که غالبشون از بچه مذهبی های خیلی خوب هستند - رو متوجه مساله مهم تر نسبت به جریان آقای روحانی و... کرد!؟ که بجای تخریب های کودکانه و پرداختن به شایعات بی اساس و غلط املایی گرفتن از حرفاشون دنبال شناخت حقیقت این جریان و شناخت چگونگی برخورد این جریان توسط رهنمودهای حضرت آقا (حفظه الله) باشند؟ استاد کار به حدی رسیده که بعصی از دوستان چسبیدند به ظاهر جناب آقای روحانی! و در مقابل کار های سخیفشون توجیه اینکه ایشون دارند برخلاف انقلاب حرکت می کنند رو میارند! و تا حرفی در مقابل چنین رفتارشون میخوایم بزنیم ما رو حامی این آقا تلقی می کنند! یه راهکار جامع بدید استاد جان ۲. استاد عزیز برای خواندن کتاب «معرفتِ نفس و حشر» در مقدمه کتاب فرمودید که با یک استاد کتاب رو بخونیم! ما که استادی سراغ نداریم چاره کار چیه!؟ و آیا صوت حضرتعالی برای شرح این کتاب موجودِ؟ و توصیه ایی برای بهتر خواندن و عمیق درک کردن کتاب بفرمایید لطفا. الله تعالی حفظتون کنه و بهترین جزا رو بهتون عنایت کنند التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- حقیقتاً این مشکل تاریخی را به خوبی متوجه شده‌اید و همه‌ی سعی بنده در کتاب «عقل و ادب ادامه‌ی انقلاب اسلامی در این تاریخ» و شرح آن برای آن است که متذکر این تنگنای تاریخی بشویم که چگونه دیگری را بفهمیم و حتی مخالف خود را همواره «خصم» حساب نکنیم. چاره‌ای نیست بالاخره ما در مسیر بلوغ انقلاب به چنین بصیرت و هوشیاری خواهیم رسید. تأسف آن است که رفقای مذهبی دیر این راه را طی کنند و بعد تأسف می‌خورند که چگونه با این افراط و تفریط‌ها بهره‌های لازمی که می‌توانستیم از انقلاب ببریم را، زدودیم 

2- شرح صوتی کتاب «معرفت نفس و حشر» کیفیتش پایین است ولی در اختیار جناب آقای نظری هست اگر رفقا بتوانند استفاده کنند. در ضمن اگر بعد از بحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و «معاد» کسی به کتاب مذکور رجوع کند مقدار زیادی از مقصد کتاب را متذکر می‌شود. موفق باشید

19631

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: طاعات و عبادات قبول. می خواستم نظر شما را در مورد مساله ای بدونم، با توجه به مباحثی که در کتاب «آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شوند» مطرح کردید اگر شرایطی برای یک خانم پیش بیاد که از طرف یک نهاد انقلابی مثل سپاه پاسداران پیشنهاد استخدام در مجموعه فرهنگی داشته باشه و اون خانوم مبنای فکریش در کارهای فرهنگی بر طبق مبانی کتاب مڌکور باشه و توانمندی اجتماعی هم برای کار فرهنڱی عمیق داشته باشه آیا تکلیف بر قبول این پیشنهاده یا کمال زن در حضور کمتر در اجتماع هست؟ در صورتی که اگر قبول نکنه کسانی این پست را اشغال کنند که تفکر صحیح و دقیقی نسبت به مسایل اسلام و انقلاب ندارن. می خوام بدونم کمال این خانوم و صلاحش و تکلیفش نسبت به امام زمان (عج) و امام خامنه ای چیه؟ لطفا راهنماییم کنید. خدا بر توفیقات شما بیفزاید در شب قدر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» عرض شد بسیاری از فعالیت‌هایی که دیروز در خانه و قبیله انجام می‌شد و معنا نداشت زن وارد کوچه و بازار بشود، امروز اکثر آن فعالیت‌ها به صحنه‌ی جامعه آمده است و در این رابطه چه اشکال دارد که ما به صورت صحیح و برای فعالیت‌های فکری فرهنگی وارد نهاد ارزشمندی مثل سپاه بشویم. موفق باشید

18711

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سوال شما با سلام و احترام خدا قوت لطفاً از جناب استاد بپرسید که آیا استاد اخلاقی در شهر اصفهان سراغ دارند که بصورت هفتگی و منظم درس اخلاق برای عموم داشته باشند؟ تشکر پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه به طور مشخص نمی‌توانم کسی را معرفی کنم؛ خودتان ببینید کدام یک از علمای محترم با ذوق‌تان همراهی می‌کنند. موفق باشید با سلام و احترام: با توجه به پاسخ سوال بنده، لطفاً اسامی علمای حاضر شهر اصفهان را بفرمایید؛ تا بنده یکی از علمای محترم که با ذوقم همراهی می‌کند را انتخاب کنم. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: افرادی را که انسان بتواند با اطمینان مدّ نظر قرار دهند آیت اللّه مظاهری و آیت اللّه ناصری هستند که بیشتر باید از صوتِ گفتارشان و کتاب‌های آیت اللّه مظاهری استفاده کرد. از کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی و صوت‌های اخلاق ایشان غافل نباشید. موفق باشید

18212

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز: جناب استاد آیا درست است نظام اسلام با آن همه رافت و رحمت نسبت به اعتصاب غذای 60 روزه آرش صادقی و حال وخیم او کاری نکند؟ و این همه بهانه بدست دشمنان و تبلیغات آنها بدهد؟ در خبر ها آمده است مادر پیر او در یورش نیروها برای دستگیری او در خانه سکته کرده و جان باخته است. اگر این اخبار راست باشد اینها با اسلام همخوانی دارد؟ با تشکر و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما هم ادعای این شیاطین را قبول کرده‌اید؟!! به قول کارشناس بی‌بی‌سی، 60 روز اعتصاب غذا بیشتر یک شعار سیاسی است و مطمئن باشید نظام اسلامی اگر در مورد این جاسوسان کوتاه نیاید، متأسفانه قاطعیت لازم را به‌کار نمی‌برد. موفق باشید

در این مورد بد نیست گزارشی را که نظام قضائی از جرائم ایشان مطرح کرده است و اخیراً سایت «رجا نیوز» در معرض دید افراد قرار داده است را خدمتتان ارسال کنم:

18104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: دو تا سوال داشتم: بعد از مرگ مجرد محض میشیم؟ و اینکه فرمودین توی خواب روح تدبیر میکنه جسم رو و برای همینه که با یه اشاره کوچیک به جسم بیدار میشیم، خب کسایی که به اصطلاح خوابشون سنگینه چی؟ چرا روح دیر توجه میکنه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «خویشتن پنهان» نکاتی در این مورد گفته شده است. خوب است که به همان‌جا رجوع کنید زیرا جواب مختصر، مشکل را حل نمی‌کند. موفق باشید

17306

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در کتاب از برهان تا عرفان، صفحه ی 48، آخرین خط، (و آن را موجود یا معدوم می کند)، ضمیر آن به وجود برمی گردد یا به خاصیت؟ یعنی آن وجود را موجود یا معدوم می کند یا آن خاصیت را؟ شرح این کتاب قسمت برهان صدیقین گویا بر روی سایت نیست. ممنون. التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چون خاصیت هرچیز مربوط به درجه‌ی وجودیِ آن چیز است، مسلّم برای معدوم‌کردنِ خاصیت آن چیز، وجودِ آن چیز را معدوم می‌کند. موفق باشید

16484

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من می خواهم در مورد یهود و فراماسونری و یهودیّت مخفی و تحریف شده اطلاعاتم زیاد بشه، بخصوص یهود (چون از اول دشمن اسلام بودن و الانم هستن) از شما منبع می خواستم، البته چند تا از دوستان گفتن مطالب آقای رائفی پور خوبه، ولی من طبق معمول از شما اول می پرسم استاد. ممنون یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به صورت منظّم کار نکرده‌ام. بهترین منبع را در این مورد سوره‌ی بقره و تفسیر المیزان می‌دانم در حدّی که دو سوم آن سوره در رابطه با یهود شناسی است. موفق باشید

16451

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد محترم در قرآن شریف آیه ای داریم با این مضمون که: «ولقد یسرنا القران للذکر فهل من مدکر» ولی عملا" (به نظر بنده) قرآن کتاب راحتی که نیست هیچ بلکه خیلی هم سخت و سنگین است چرا که گاهی با مراجعه به تفاسیر می بینیم که یک جمله یا آیه شریف در بر گیرنده کلی معنی و مفهوم است. با توجه به اینکه به سفارش حضرت عالی با جناب آقای مهدی وحدتی نیز در ارتباط هستم، از ایشان نیز سوال کردم و جواب فرمودند ولی به توصیه ایشان نظر شما را هم جویا شدم. در ضمن بنا به گفته آقای وحدتی قسمتی از جواب ایشان را هم در ادامه می آورم تا حضرت عالی ملاحظه و ارشاد بفرمایید. با تشکر. سلام علیکم. همانطور که دقّت فرمودید: اولا این آیه نفرموده: قرآن را آسان کردیم، بلکه فرموده قرآن را برای پند گیری آسان کردیم. نکته بعدی اینکه: آسان بودن مفهومی قرآن کریم، منافاتی با عمیق بودن آن ندارد، مثلا دریا را تصور کنید که کنار آن ایستاده اید، چقدر راحت می توانید یک کاسه آب از آن بردارید؟ به راحتی، ولی آیا عمق دریا کم است؟ ابداً اینطور نیست. در مورد قرآن هم همینطور است، بقول علامه حسن زاده آملی : قرآن به تعداد انسانهای روی زمین قابل تفسیر است و ممکن است همه آنها هم درست باشد. پس بحث عمق و سهل بودن استفاده از آن (برای پند گیری ) دو مساله است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده، برادر‌مان آقای وحدتی نکته‌ی خوبی را در رابطه با آیه‌ی مذکور مطرح کرده‌اند. آری! خداوند می‌فرماید برای کسی که بخواهد متذکر حضور خدا در عالم باشد و بخواهد با خدا مأنوس گردد، خداوند قرآن را در این رابطه برای او آسان نموده، آیا کسی هست که اهل انس با خدا باشد تا متوجه چنین امکانی در قرآن بگردد؟ موفق باشید

16268
متن پرسش
سلام علیکم استاد نازنین: بر اثر تحقیرهای پی در پی از سوی خانواده ام و همکارانم قدرت روحی ام را از دست داده ام. و هر بار می خواهم به خودم القا کنم که نه تو انسان بزرگی هستی، دیری نمی گذرد که باز قدرتم را از دست می دهم. بفرمایید چاره چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امام باقر (ع) به جابر بن ‏يزيد جعفى نصيحت مى‏ كنند كه‏: «يا جابِر! اغْتَنِمْ‏ مِنْ اهْلِ زَمانِكَ خمْساً»؛ پنج چيز را در رابطه با مردم زمانه غنيمت شمار: «إِنْ حَضَرْتَ لَمْ تُعْرَفْ»؛ اگر در مجلسى حاضر بودى و تو را نشناختند. «وَ إِنْ غِبْتَ لَمْ تُفْتَقَدْ»؛ و اگر از جلسه خارج شدى و به دنبالت نبودند. «وَ إِنْ شَهِدْتَ لَمْ تُشاوَر»؛ و اگر در جلسه بودى و از تو نظر نخواستند. «وَ إِنْ قُلْتَ لَمْ يُقْبَلْ قَوْلُكَ»؛ و اگر نظر دادى و نظرت را نپذيرفتند. «وَ إِنْ خَطَبْتَ لَمْ تُزَوَّجْ»؛[1]و اگر خواستگارى كردى و جواب ردّ دادند. اين پنج حالت را غنيمت بشمار، نه اين‏كه از آن‏ها ناراحت شوى، چون امام (ع) مى‏ خواهند كه ارزش‏هاى اهل دنيا براى ما ملاكِ كمال و خوارى قرار نگيرد. مگر تو در اين دنيا نيامده‏ اى كه عبوديت خود را تقويت كنى، سراسر اين دنيا امتحان است براى اظهار عبوديت. اگر گفتند: فلانى فقير است، بگو: الحمدلله، ولى اگر ثروتمند بودى، بايد بدنت بلرزد كه در آن شرايط چطورى مسئوليتم را انجام دهم تا از امتحان الهى سرفراز خارج شوم و خللى در عبوديتم وارد نشود. امام (ع) در قسمت پنجمِ نصيحت خود مى‏ فرمايد: اگر خواستگارى كسى رفتى و دست ردّ به سينه‏ ات زدند اين را غنيمت بشمار، چون مصلحتى در آن است، سرّى پشت قضيه است. حالا ما آزاد و راحت مى‏ شويم از اين تصورات كه اگر ازدواج نكنيم مسائل جنسى‏مان چه مى ‏شود. آيا ارضاى مسائل جنسى در زندگى اصل است و يا فرع؟ مى‏ فرمايند وقتى تو وظيفه‏ ات را انجام دادى و خواستگارى هم كردى ولى تو را ردّ كردند، به چيزى دسترسى پيدا مى‏ كنى كه به نحو ديگرى از مزاحمت مسائل جنسى‏ ات راحت مى‏ شوى و مى‏ توانى به سير روحانى خود ادامه دهى. حال با توجه به چنین توصیه‌ای، دیگر نباید نگران تحقیرهای بی‌جایِ خانواده و همکاران بود! با احترام به آن‌ها از کنار قضیه باید گذشت. موفق باشید

 


[1] ( 1)- تحف‏ العقول، قسمت روايات امام باقر، حديث اوّل.

15958
متن پرسش
سلام استاد عزیز: 1. رابطه ادعیه های ماثوره با قران چیست؟ و چه نیازی به ادعیه می باشد؟ آیا صرف قرآن کفایت نمی کرد؟ 2. دعا بالاتر است یا قران؟ آیا می توان گفت ادعیه تفصیل قرآن مجمل هستند؟ لطفا کمی شرح دهید. با تشکر
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف درستی است. حقیقتاً ادعیه‌ای که از طرف امامان به ظهور آمده، تفصیل قرآن است و به این معنا به گفته‌ی بعضی از بزرگان دعا؛ قرآن صاعد است به همان معنا که قرآن نازل است. موفق باشید

14981

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: لطفا حديث «لو علم ابوذر ما في قلب سلمان لقتله» را مقداری شرح فرماييد. با تشكر. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» در این رابطه داشته‌ام. اگر فرصت بگذارید و کلّ کتاب را همراه با شرح آن در فرصت مناسب مطالعه فرمایید، به لطف الهی در شرایطی قرار می‌گیرید که نه‌تنها جواب سؤالاتِ این‌چنینی خود را خودتان می‌دهید، بلکه در بعضی موارد نیز صاحب‌نظر خواهید شد. موفق باشید

14743
متن پرسش
سلام و ادب: قصد مزاحمت یا پرسیدن سوال بی جهت ندارم اگر در جایی اشاره شده بفرمایید مراجعه می کنم. ضمن عذر خواهی مجدد، منظور حضرت عالی از «روزه صحیح و مرتب» که فرموده بودید در برکنار شدن حجابها بسیار اثر گذار است چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در متن دین روشن است که اولاً: انگیزه‌ی روزه باید قرب الهی باشد و نه چیز دیگر و همین موجب رفع حجاب است تا آن‌جایی که حضرت حق در این فضا است که می‌فرماید: «انّی قریب». ثانیاً: طیِ برنامه‌ای مثل روزه‌های 5شنبه‌ی اول ماه و چهارشنبه‌ی وسط ماه و 5شنبه‌ی آخر ماه قمری و یا هر دوشنبه در هفته برنامه به طور مرتب شکل گیرد. موفق باشید

12577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: اینکه پیامبر عزیز اسلام نور اشراقی کل را دارند ولی مکلف هستند با مردم بر اساس اعمال ظاهری شان برخورد کنند قبول. ولی چرا برخی افرادی که می دانند ذاتشان چیست را تا مقامات بالا در حکومت اسلامی اجازه می دادند رشد کنند؟؟ اینکه مجازات بر اساس علم باطنی خود نمی کنند درست. چرا دیگر پست می دادند؟ چرا اجازه رشد مدیریتی می دادند؟ مسلم وقتی پیامبر (س) رحلت کردند آن نفرات شورای انتخاب خلیفه حتما در جایگاههای بالای حکومتی بودند که حجت خدا را توانستند کنار گذارند. همین قضیه برای حضرت امام خمینی هم صادق است. واقعا چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در هرحال مطابق وظیفه‌ی اسلامی و سنت خداوند تنها می‌توانیم متذکر انسان‌ها باشیم که از طریق دین بهترین را انتخاب کنند، نه آن‌که برای آن‌ها انتخاب کنیم. تنها در این راستا است که رشد تاریخی شکل می‌گیرد. یعنی همین کاری که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» انجام دادند تا مردم از یک طرف متوجه‌ی شخصیت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» شوند و از طرفی در بیعت‌کردن با حضرت آزاد باشند. موفق باشید

8339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلامخدمت استادعزیزوتشکرازرهنمودهای ماه رجب لطفادرموردتقسیمات نفس ناطقه برای هرکدام زیرمجموعه وتوضیحات مختصری بفرماییدجراکه اطلاع ازاینگونه مراتب نفس درمقابل تقسیمات روانشناسی غربی بسیارکاربردی تروسازنده تراست
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: این مباحث در عرفان عملی بحث می‌شود و جناب عبدالرّزاق کاشانی در مقدمه‌ی «منازل‌السائرین» مفصلاً بحث کرده‌اند. عرایض مختصری در این رابطه در روز شنبه تحت عنوان: «ماه رجب؛ ماه سیر از «نفس» به سوی «قلب»» داشتم که صوت آن روی سایت هست. موفق باشید
5502
متن پرسش
باسلام استاد عزیز خداقوت .1یک سالی هست که پرخوری افراطی گرفته ام نمی دانم فیزیکی است یا روحی.2از پدرم دل خوشی ندارم به امر خدای سبحان فقط تحملشان میکنم ایشان بددهان هستند وفحش می دهند وشخصیت مارا له نموده اند از کودکی تا به حال .ازمحبت بویی نبرده اند .3 ولی در کل پدر مادرم ازمن راضی هستند.3اینکه من عمرم را به بطالت میگذرانم تازه کارشناسی ام تمام شده ولی خودم می دانم عبد نیستم درکل میدانم اینها گناهان کوچکی نیست.خودم هم غصه میخورم ودرصدد ترک برمیایم موفق نمیشوم. در 13 سالگی ویا همان سال ها بود که خدامحبتش رابهم چشاند ..من خداخواه شدم..تااکنون که جوان هستم و توبه نموده ام از گذشته ها.در فامیل و آشنایان مرا مومن میپندارند چند وقتی است که من نسبت به وجود خداوند سبحان در حجابم انگار یعنی ایمانم را به خدا باد هوا میبینم یعنی من نعوذ بلله..به خود ذات اقدس اله قسم ،خجالت میکشم این کلمات را تایپ کنم ولی چه کنم اوضاع برایم سخت شده مینویسم،احساس میکنم دچار شک شده ام ایمان ندارم چه خاکی به سر بریزم استاد چه فکری میکردم جه شد من فکر وذکرم لقای خدابود نه حور وپری و قصر وکاخ بهشتی..این جه بلایی است به سرم آمده جه کسی جواب دل بیچاره ی مرا میدهد .در اصول کافی خودم خواندم که کسی خدمت معصوم رسیده بود و از این حالات داشت معصوم علیه السلام فرموده بودند وسوسه ی شیطان است .چرا اینگونه شده استاد ؟!خدای سبحان که میداند اورا نداشته باشم پریشانم بیچاره ام درمانده ومظطرم پس چرا مرا ازخودش در حجاب قرار داده هر آدم معمولی گناهگاری باتمام وجودش خدارا قبول دارد ولی منه مدعی مثل اون گناهکاره نیستم چرا استاد ؟!.منی که خدای سبحان ذات اقدسشون میدونند که عاشق مناجات و حرف زدن با ایشان بودم و هستم پس چرا اینطور شدم این حس چیه استاد ،من ایمانمو میخام استاد لطفا نگید منم دچار همون وسواس ها شدم ..اینا وسواس نیست حال من این حاله که گفتم .یعنی تا این درجه از پستی رسیده م که لایق ایمان به خدای تو کتاب های دانش آموز پنجم ابتدایی هم نیستم؟! یعنی تمام این سال ها که فکر میکردم در مسیر تقرب هستم داشتم خاک روی فطرتم میریختم ؟!!!!!!خدا ی سبحان از من بریده اند استاد؟!با خودم میگم اگه ایمان نداشتی گناه میکردی، درخلوت هم گناه میکردی کسی نفهمه، ولی نه !من سعی دارم گناه نکنم از گناه میترسم من عاشق مسجد وروضه وامام حسین علیه السلام و امام رضا علیه السلام وبقیه معصومین علیهم السلام هستم. من عبد نیستم یعنی هواپرستی ودنیا خواهی در من موج میزند ولی نمیدانم کجای کارم لنگ است که این بلاسرم آمده .خداوند خیرکثیر به شمابدهد ان شاالله.
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم:گفتی نگویم من هم دچار این شک ها شده‌ام پس، اجازه بده از قول جناب حافظ بگویم که می‌گوید: «عقل می‌گفت که دل منزل و مأوای من است .... عشق خندید که یا جای تو یا جای من است». عزیز من فکر کردی اگر از نظر عقل مسائلت حل شد کار تمام است؟ بالاخره تا یک جایی عقل ما را می‌برد ولی بعد از مدّتی به جایی می‌رسید که می‌بینید هیچ چیز ندارید و آن ورود در وادی قلب است و از این‌جا باید چشم قلب را بینا کرد و با گوش قلب شنید و از خدا بخواهید چشم دلتان را باز کند و از مفهوم به حضور آیید. اهل سلوک مى‏فرمایند: یک هجرت «وسطى» داریم و یک هجرت «کبرى»، هجرت وسطى آن است که ما اخلاقمان را عوض کنیم و از صفات رذیله به سوى صفات فاضله‏ هجرت نماییم، و در نتیجه این هجرت انسان دیگر جهنمى نخواهد بود، چون از صفات جهنمیان فاصله مى‏گیرد، ولى در هجرت کبرى نه تنها اخلاق عوض مى‏گردد، بلکه منظرمان نیز عوض مى‏شود و لذا نه تنها جهنمى نخواهیم بود بلکه جهنم را هم مى‏بینیم. خداوند در همین رابطه مى‏فرماید: «کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ. لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ» نه چنین است که خود را گرفتار کثرات کنید، اگر به علم الیقین برسید، جهنم را مى‏بینید و علم به جهنم از حالت مفهومى به حالت عینى و شهودى در مى‏آید. ما براى ارتباط با حقایق عالم، علم یقینى مى‏خواهیم، تا از طریق نور علم‏الیقین به سوى عین الیقین سیرکنیم. قرآن مى فرماید: شما باید نسبت به حقایق عالم و از جمله معاد و بهشت و جهنم علمِ یقینى داشته باشید. یعنى اولًا: علم شما علم به حقایق باشد و نه علم به موضوعات واهى و اعتبارى، ثانیاً: آن علم، علمى باشدکه موجب ارتباط با حقایق گردد و به عبارت دیگر موجب ایجاد عین الیقین باشد که آن عبارت است از اتحاد وجودى با حقایق عالم. لذا بعد از آن که فرمود: «کَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْیَقِینِ. لَتَرَوُنَّ الْجَحِیمَ»اگر علم یقین داشته باشید جهنم را مى بینید در ادامه مى فرماید: «ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَیْنَ الْیَقِینِ»سپس حتماً آن جهنم را به عین‏الیقین مى‏بینید، در این حالت نه تنها آتش جهنم را به عین الیقین مى‏بینید بلکه انجام هر گناهى موجب مى‏شود که خود را در آتش جهنم حس کنید، یک وقت انسان مى بینید که گناه‏کردن چقدر بد است، ولى یک وقت آتش انجام گناه را حس مى‏کند، که این حالت یک مرتبه بالاتر از «علم الیقین» است در همین رابطه مولوى مى گوید: خود هنر دان دیدن آتش عیان نى گپ «دَلّ عَلَى النّار دُخان» یعنى دود را دلیل بر آتش دانستن، هنر نیست، این یک گپ عادى است، هنر آن است که خودِ آتش را ببینى. باید چند قدم جلوتر بیایى و به جاى این که از معلول متوجه علت شوى، خود علت را ببینى، لذا گله مى‏کند که: جز به مصنوعى ندیدى صانعى بر قیاس اقترانى قانعى؟ مى‏فزاید در وسایط فلسفى از دلایل باز بر عکسش صفى‏ اگر فیلسوف با واسطه دلایل مى‏خواهد به حقایق پى برد، آن کس که دل خود را صاف کرد، با خود حقایق مرتبط مى‏شود. گر دخان او را دلیل آتش است بى‏دخان ما را در آن آتش خوش است‏ اگر عقل فلسفى از طریق دود با مفهوم آتش مرتبط مى‏شود، ما بى‏واسطه مفهوم با خود آتش مرتبط هستیم و نور و گرما مى‏گیریم. خود هنر دان دیدن آتش عیان نى گپ «دلّ على النّار دخان» «1» اگر ما برنامه‏هایمان را با حساب تنظیم کنیم و درصدد تربیت قلب برآییم و به هجرت کبرى فکر کنیم و حتى بعد از شصت‏سال هم نتیجه بگیریم، باز برنده این مسیر هستیم. هجرت کبرى همان است که در موردش فرمود: دردى که به افسانه شنیدم همه از خلق از علم به عین آمد و از گوش به آغوش‏ دیگر صِرف شنیدنِ خبرِ حقایق در میان نیست، بلکه در آغوش گرفتن آن‏ها پیش‏آمده است. یکى از رفقا براى کارهاى فرهنگى مى‏فرمود: «آقا یک برنامه آمپى‏سیلینى به ما بدهید که زود نتیجه بگیریم، این توصیه‏هاى شما ممکن است خیلى دراز مدت نتیجه بدهد». بنده به ایشان عرض کردم آیا مى‏خواهید بالأخره نتیجه بگیرید یا هرگز نتیجه نگیرید؟ چرا نگران آن نیستیم که با این برنامه‏هاى غیر اصولى هرگز نتیجه نگیریم؟ هیچ راهى نیست که بدون هجرت کبرى بتوانیم جهنم‏بین شویم. یک وقت است شما بنا دارید اخلاقتان خوب شود، این کار ارزشمندى است ولى آن چنان نیست که براى به‏دست آوردن آن لازم باشد به کلى ساحت و مرتبه خود را تغییر دهید، ولى یک وقت بناست با هجرت کبرى، وجودتان اصلًا خوبى شود و اساساً یک آدم دیگرى باشید با افق دیگر. به گفته مولوى: چون تو شیرین از شکر باشى، بُوَد کان شکر گاهى ز تو غایب شود چون شکر گردى ز بسیارى وفا پس شکر کى از شکر گردد جدا آرى؛ تا کى بخواهیم با شکر، شیرین باشیم و همواره محتاج شکر؟ باید شکر شد و همواره شیرین ماند. باید طورى شویم که در آن حالت عین رؤیت حق شویم. این همان نکته‏اى است که ملاصدرا «رحمةالله‏علیه» گفت باید از سنگى که طلا گرفته‏اند به سنگى تبدیل شویم که دیگر طلا شده است، در این حالت وارد «عین الیقین» مى‏شوید و یک نحوه اتحاد با حقایق عالم پیدا مى‏کنید. آرى؛ براى آن که سنگِ وجود شما طلا شود حوصله و صبر و استمرار نیاز است، و راه دیگرى نیست. در مراحل اولیه، نفس امّاره انسان مى‏خواهد به نامحرم نگاه کند، ولى چون آن را گناه مى‏داند، نگاه نمى‏کند ولى اگر بنا گذاشت سلوک قلبى خود را ادامه دهد به جایى مى‏رسد که اصلًا روحش از این گناه آزار مى‏بیند و سخت از این‏گونه اعمال متنفر است و روحش عین درک حقانیت دستورات دین مى‏شود.شما فکر کردی بیخودی بنده کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» را نوشتم و هفتاد و چند جلسه آن را شرح دادم؟ موفق باشید.
3934

«کلمه»بازدید:

متن پرسش
سلام علیکم. استاد لفظ «کلمه» در متون دینی به چه معناست؟ کلمه الله یا کلمه توحید و ...
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بیشتر به معنای سنت است. موفق باشید
3701
متن پرسش
با سلام و عرض ادب در خدمت استاد محترم: استاد شما فرمودید که خدا فیاص مطلق هست و باید همواره خلق کند سوال این است که خدا قادر بر خلق است که در آن شکی نیست، اما اینکه باید خلق کند همواره لازمه این حرف این است که خدا در خلق مجبور باشد یعنی مجبور است که خلق کند و نمی تواند خلق نکند؟ لطفا راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فلسفه بحثی هست که می گوید: واجب‌الوجودبالذات، از همه‌ی جهات واجب‌الوجود است، یعنی خداوند واجب العلم است و نمی‌شود علم از او جدا باشد چون این برای خدا نقص است، همچنین واجب الْجُود است و نمی‌شود جُود و بخشش نداشته باشد و از این جهت همواره خلقت هر مخلوقی را به آن مخلوق می‌دهد. موفق باشید
نمایش چاپی