بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
8512
متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده. بنده دختری بیست و چند ساله ام که دچار مشکلات بسیار روحی روانی شدم و علت آن را نیز رفتارهای والدین و به خصوص مادرم می دانم که در طول سالهای زندگی ام تا کنون بر سر کوچکترین چیزها فریاد می کشیدند که همیشه مرا اذیت می کرد و اعتراض می کردم اما فایده نداشت و این باعث شد که الان بعد سالها دچار مشکلات روانی بسیاری شده ام و مثلا دیگر آرامش ندارم مخصوصا وقتی که مادرم در منزل هستند هر لحظه احساس میکنم اتفاقی بدی خواهد افتاد در نتیجه همیشه ناآرام ام. بنده مادرم را مقصر این مشکلاتم میدانم -حتی مشکلات دینی هم بیدا کردم - و حالت نفرتی به ایشان دارم. چه باید بکنم و اصلا چگونه از لحاظ معرفتی به مساله نگاه کنم تا ....؟ بنده تا حدی با مباحث معرفتی از جمله مباحث شما آشنا ام. با توجه به اینکه مادر نقش اصلی در تربیت دارند من احساس می کنم که من که چنین مادر ناآرامی و چنین خانواده متشنجی دارم نمی توانم آدم سالم و خوبی بشوم لطفا مرا راهنمایی کنید که درست فکر کنم.آیا هستند کسانی که مادر خوب و خانواده خوبی نداشتند- مخصوصا مادر- ولی آدمهای مومن خوبی شدند؟ لطفا جواب مختصر ندهید چون فکر میکنم بیشتر مشکلاتم معرفتی است. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: ما در روایت داریم اگر والدین شما هیچ کمکی به شما نکنند همین‌که مسیر ایجاد شما توسط خداوند هستند حقی به گردن شما دارند. از طرفی بسیاری از کسانی که به جایی رسیدند در درون همین مشکلات به جایی رسیدند. راه صعود شما اولاً: محبت به والدین‌تان است. ثانیاً: از تقصیر مادرتان بگذرید زیرا او مستضعف است. ثالثاً: در دل این ناآرامی‌ها گوهر صبر را به‌دست آورید تا راه‌های ناگشوده‌ی نورانی در مقابل‌تان گشوده شود. خوش‌خلقی و گذشت فراموشتان نشود. موفق باشید
5228
متن پرسش
با سلام لطفا متن کتابهایی که تازه چاپ شده من جمله جایگاه حادثه ها را روی سایت قرار دهید. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئول محترم سایت: چقدر خوب است درست همان زمان که کتاب به بازار می‌آید به عنوان یک خبر کتاب روی صفحه‌ی اول سایت قرار گیرد. موفق باشید
3715

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
شما معتقدید که باید درصدد درک روح حاکم بر غرب باشیم، و منظورتان از این «درک» این است که عالم غربی را احساس کنیم. و مسلّماً «احساس» قلبی است. پس آیا شما معتقدید که: «عالم غربی را باید قلباً بشناسیم»؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. موفق باشید
756

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد گرامی با خواندن نظرات شما در مورد نقل قولی خاص ،احساس می کنم که منظور فرد این طوری که شما می فرمایید نیست .یعنی نقل قولی که از شخصی میفرمایید و بعد هم مطرح می کنید که مقصود شخص گوینده اینست از نظر من مناسب نیست و فرد مورد نظر نمی خواسته حرفی رو بزند که شما می فرمایید و گاهی این موضوع ذهن مرا مشغول می کند چون از طرفی نیاز به ادامه ی مباحث رو احساس می کنم و از طرفی نمی تونم خودم را راضی کنم حرفی رو بپذیرم که به نظرم اصلا مقصود گوینده نبوده و در نتیجه نمی توان به نتیجه ای که شما در نظر دارید برسم .خواهشمندم مرا راهنمایی بفرمایید.آیا نظرات شما در مورد این نوع نقل قولها را می توان علی رغم این که با برداشت من مخالف است را بپذیرم؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی، سلام علیکم: همیشه عنایت داشته باشید که «در مثال مناقشه نیست» یعنی ممکن است همین‌طور که خودتان می‌فرمایید آن مثال برای شما قابل قبول نباشد و لذا از آن می‌گذرید و نظر خود را به بحث اصلی معطوف می‌دارید، اگر آن بحث اصلی دلائل قانع‌کننده‌ای داشت می‌پذیرید و از تقسیم مباحث به محکم و متشابه غفلت نکنید، بالاخره محکمات یک سخن باید مورد توجه قرار گیرد و نه متشابهات آن. موفق باشید
25307
متن پرسش
سلام علیکم: خدا قوت. استاد شما جزوه ای را تنظیم کردید برای المیزان و آن را مطالعه کردیم اما دو سالی است که در قم استاد عابدینی المیزان را شروع کردند و درس می فرمایند اولا اینکه می خواستم نظر حضرتعالی را راجع به استاد عابدنی بدانم ثانیا این سبک المیزان خیلی طول می کشد اینگونه بخوانیم یا اینکه خودمان به آن سبک دز جزوه ادامه دهیم. ثالثا استاد یزدان پناه هم به سبک خودشان شروع به المیزان کرده اند که در آن مفصل به مباحث تفسیری می پردازند و بنده دو سالی است که به آنجا می روم ولی اینجا هم بسیاز طولانی در حالی که بعد از دو سال هنوز ابتدای سوره ی حمد هستند می خواستم نظر شما را هم برای جمع بندی بدانیم تا دوستانی هم که پیگیرند مطلع باشند و استفاده کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو استادی که نام بردید از اساتید فاضل و قابل اطمینان هستند. بستگی به ذوق خودتان دارد که با کدام رویکرد، احساس می‌کنید در آغوش قرآن قرار دارید. موفق باشید

23477

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا بنده عصمت و مقام پیامبر و ائمه را در حد خودم اشتباه متوجه شدم؟ مگر نه اینکه یکی از معنای عصمت این است که آنها در هر شرایط بهترین تصمیم را می گیرند و اراده آنها اراده خداست؟ پس چرا مثلا در جنگ تبوک پیامبر اذن داد که آن افراد که بهانه جویی می کردند نیایند؟ که بعد خداوند بگوید این اراده الهی نبود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی که قرآن در رابطه با خارج‌کردن یهود از مدینه و این‌که بعضی از مسلمانان نخل‌های آن‌ها را می‌بریدند و بعضی معتقد بودند آن‌ها رفتنی هستند و نخل‌ها را برای خود نگه‌داریم؛ می‌فرماید: «ما قَطَعْتُمْ مِنْ لينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوها قائِمَةً عَلى‏ أُصُولِها فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِيُخْزِيَ الْفاسِقينَ (5)/ حشر) هر درخت با ارزش نخل را قطع كرديد يا آن را به حال خود واگذاشتيد، همه به فرمان خدا بود؛ و براى اين بود كه فاسقان را خوار و رسوا كند! موفق باشید

20487

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرانقدر: در تفسیر سوره ق آیه 15 فرمودید این آیه یکی از چندین آیاتی است که دارای بار معنوی و معرفت خاصی است. حال سوال بنده این است جسارتا اون چند آیات دیگر کدوم آیات مثل این آیه هست تا پیگیری کنیم و مطالعه نماییم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیاتی هست که علامه طباطبایی به عنوان غرر آیات مطرح می‌کنند مثل آیات 21 سوره‌ی حجر و 50 سوره‌ی طه. زیرا می‌توان با مبانی چنین آیاتی مقصد و جهت و اشاره‌ی بقیه‌ی آیات را فهمید. موفق باشید 

18711

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سوال شما با سلام و احترام خدا قوت لطفاً از جناب استاد بپرسید که آیا استاد اخلاقی در شهر اصفهان سراغ دارند که بصورت هفتگی و منظم درس اخلاق برای عموم داشته باشند؟ تشکر پاسخ: باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه به طور مشخص نمی‌توانم کسی را معرفی کنم؛ خودتان ببینید کدام یک از علمای محترم با ذوق‌تان همراهی می‌کنند. موفق باشید با سلام و احترام: با توجه به پاسخ سوال بنده، لطفاً اسامی علمای حاضر شهر اصفهان را بفرمایید؛ تا بنده یکی از علمای محترم که با ذوقم همراهی می‌کند را انتخاب کنم. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: افرادی را که انسان بتواند با اطمینان مدّ نظر قرار دهند آیت اللّه مظاهری و آیت اللّه ناصری هستند که بیشتر باید از صوتِ گفتارشان و کتاب‌های آیت اللّه مظاهری استفاده کرد. از کتاب «مقالات» آیت اللّه شجاعی و صوت‌های اخلاق ایشان غافل نباشید. موفق باشید

18141
متن پرسش
بنام خدا وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا لَا نَسْأَلُكَ رِزْقًا نَّحْنُ نَرْزُقُكَ وَالْعَاقِبَةُ لِلتَّقْوَىٰ با سلام خدمت استاد گرامی: 1. در ارتباط با موضوع رزق و روزی لطفا مفهوم آیه مبارکه را تبیین بفرمایید. 2. بنده کارمندم و گاهی در مسیر مسافر سوار می کنم از نظر فقها این کار فی نفسه اشکال ندارد و درآمدش حلال است ولی یک احساس درونی می گوید این کار تاثیری در افزایش رزقم ندارد و ظلم به رانندگان تاکسی است (با توجه به قسمت آخر آیه مبارکه و دستور العمل اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَىٰ) نظر جنابعالی را جویا هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تلاش بدون حرص جهت کسب رزق اشکال ندارد و در صورتی کار شما ظلم به راننده‌ی تاکسی است، که تاکسی به اندازه‌ی کافی باشد. در آن صورت از آن کار خودداری کنید. ولی اگر مسافران منتظرند و تاکسی هم نیست، چرا از این خدمت‌کردن شانه خالی کنیم؟ موفق باشید

16974

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
محضر شریف استاد سلام و تحیت: سوالی دارم که دوست دارم از زوایای مختلف به آن پاسخ فرمایید و به جواب مختصر اکتفا نفرمایید با تشکر می دانیم که فقه عزیز ما هر حکمی را بنا بر مصلحت انسانی صادر فرموده است یعنی اگر فقه ما دیدن فیلم های سکسی را حرام نموده است به این علت بوده که این فیلم ها اعتیاد آور است وقت انسان را تباه می کند، انسان را به گناهان دیگر می کشاند. حال سوالم این است چرا این فقه بازی های رایانه ای که بعضا اعتیاد آور تر از فیلم های سکسی هستند و عمر جوانان ما را به شدت تباه و آنها را سطحی بار می آورند و انسان را از مسایل حیاتی و عمیق غافل می کنند را حرام یا حداقل مکروه اعلام نکرده است و انجام این بازی ها از نظر فقهی مباح است واقعا تفاوت ساحت فیلم سکسی و بازی رایانه ای که هر دو انسان را از غیب به دور می اندازد چیست که یکی حرام می شود و یکی مباح.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً اطلاع دارید که چرا مقام معظم رهبری بر فقهِ سیاسی‌اجتماعی تأکید دارند. زیرا همان‌طور که متوجه هستید هنوز متأسفانه این موارد، جزء موضوعات فقه ما قرار نگرفته، تا حکم مناسب آن‌ها اظهار شود. موفق باشید

16814
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام: استاد نظر شما در مورد این تحلیل چیست؟ با توجه به اینکه رهبر انقلاب هم یکی از خطرات مذاکره با آمریکا را ناامیدی دوستان و امت هایی دانستند که در گوشه و کنار به ما دل بسته اند... تحلیل مورد نظر: منتظر شیعیان انقلابی که روی مان اسلحه خواهند کشید باشید! یکم بن لادن رهبر سابق القاعده زمانی که در سودان زندگی می کرد طبق آنچه در خاطره نویسی های اطرافیانش آمده عکس امام خمینی در اتاقش نصب بوده است. عطوان می گوید بن لادن در سودان امام را الگوی خودش می دانسته است. (عطوان، عبدالباری، کتاب سازمان سری القاعده، ص 56) بخش زیادی از همین القاعده ای و سلفی هایی که روی ما در سوریه و لبنان و عراق اسلحه کشیده اند یک روزی عاشق انقلاب اسلامی بودند. خالد اسلامبولی، قهرمان سلفی ترور طاغوت مصر، که در تهران هم خیابان به نامش داریم چون در دادگاهش رسما اعلام کرد الگویش امام خمینی است در سالهای اول انقلاب بین افکار عمومی ایران خیلی محبوب شد. ایمن الظواهری رهبر کنونی القاعده هم از اعضای همین گروه جهاد مصر و از همراهان شهید اسلامبولی بود که به دلیل دست داشتن در ترور سادات در زندان هم افتاد. دوم به جز جهادی ها خیلی از دموکراتیک ترهای اهل سنت و همین اخوانی هایی که بعد از بیداری اسلامی در تونس و مصر و سایرجاها سرکار آمدند و کردند آنچه را با ما کردند هم از عاشقان و شیفتگان امام و ایران بوده اند. حوصله تفصیلش نیست ولی بعنوان نمونه همین راشد الغنوشی رهبر النهضه که بعد از بیداری اسلامی به محض سرکار آمدن در تونس ارتباطش را به قول خودش با دولت خونریز سوریه قطع کرد و از سیاست های ایران انتقاد کرد همان الغنوشی سی سال پیش است که در مدح امام خمینی کتاب می نوشت با عنوان «حرکت امام خمینی و تجدید حیات اسلام» سوم در این سالها مشخصا بخاطر اقدامات لیبرال ها در وزارت خارجه جمهوری اسلامی در 37 سال گذشته لطمات و خسارات جدی به کشور زده شده است. بعضا بخاطر نزدیک شدن به آمریکا بخشی از این جریانها را معامله کردیم بعضا در قبال کشتار و مظلومیت شان سکوت کردیم مانند چچنی ها یا سایرین که بعد به دامن غیر از ما افتادند. لذا نه تنها تقریبا با خیلی از جریانات انقلابی اهل تسنن خداحافظی کرده ایم بلکه شیعیان انقلابی زیادی هم از ما بریدند نمونه اش صبحی طفیلی اولین دبیر کل حزب الله لبنان که الآن ضد ایران و ضد انقلاب است. نتیجه اینکه در مبانی اندیشه جریانات مجاهد و انقلابی عشق امام خمینی که امروز ضد ایران شده اند چه اتفاقاتی رخ داد که ما بعدها شدیم دشمن درجه یک شان مفصل است ولی دستگاه سیاست خارجی ما در شکل گیری این تغییرات نقش به سزا داشته است. اگر چه که نباید نقش نفوذ آمریکا و انحرافات عقیدیتی فکری خودشان را کم کرد ولی خب. اگر در نیجریه شیخ زاکزاکی را آنجور به خاک و خون کشیدند و در برابر سرنوشت نامعلومش ماهها سکوت کردیم اگر در قبال بحرین کلا دستگاه سیاست خارجی همه چیز را دایورت کرد اگر در مورد بمبماران هر روزه یمن سکوت کرد که یک موقع زمینه تجدید روابط با عربستان بهم نخورد اگر برابر بیشتر از 30 و اندی کشته و قریب 700 زخمی این روزهای بغض آلود کشمیر سکوت کردیم بدانید مستضعف ها و عشاق خمینی در دنیا به ما چک سفید امضا نداده اند و مثل قبلی ها از ماخواهند برید. دل تان را به چند کلیپ کشمیری ها که زیر باران گلوله دارند الله اکبر خامنه ای رهبر می گویند خوش نکنید. قبلی ترها که کتاب در مدح مان نوشته بودند هم وقتی بخاطر آمریکاپرستی یا سکوت و بی تفاوتی مان از ما بریدند روی مان اسلحه کشیدند. تردید نکنید باید منتظر جریان جدید ضد ایرانی هم باشیم که این بار شیعیان یمن و بحرین و نیجریه پرچمدارش خواهند بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده به‌کلّی این تحلیل را نفی نمی‌کنم. ولی اولاً: سیاست کلی نظام، نسبت به مقابله با استکبار و در دفاع از مظلومین عالم بر سر جای خود باقی است و ربطی به این دولت و آن دولت ندارد. و معلوم است دشمنان می‌خواهند بگویند ایران نیز وارد همان اردوگاه جهان استکباری شد، ولی با عملیاتی چون اجرای برنامه‌ی موشکی، پیام اصلی به گوش جهانیان رسید. ثانیاً: در نظر داشته باشید بعضی‌ از جریان‌های انقلابی دنیا مثل همین‌هایی که نام بردید، با نگاه خودشان به انقلاب اسلامی نزدیک شده‌اند. در حالی‌که انقلاب اسلامی رسالت تمدن‌سازی خود را نشانه رفته است نه یک تعارضِ جزئی و موسمی در مقابل وجهی از وجود استکبار. ثالثاً: از نفوذی که در آن تحلیل نیز بدان اشاره شده است نباید غفلت شود. با این‌همه خط اصلی انقلاب اسلامی روز به روز بر پایه‌ی تعریفی که از خود در جهان امروز شکل داده است، جلو می‌رود تا آن‌جایی که کنگره‌ی آمریکا هر روز از این جهت در تلاطم است. و یا آقای اردوغان کارش به تجدید نظر فعالیت‌های پنج‌ساله‌ی اخیرش می‌کشد. موفق باشید

12577

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: اینکه پیامبر عزیز اسلام نور اشراقی کل را دارند ولی مکلف هستند با مردم بر اساس اعمال ظاهری شان برخورد کنند قبول. ولی چرا برخی افرادی که می دانند ذاتشان چیست را تا مقامات بالا در حکومت اسلامی اجازه می دادند رشد کنند؟؟ اینکه مجازات بر اساس علم باطنی خود نمی کنند درست. چرا دیگر پست می دادند؟ چرا اجازه رشد مدیریتی می دادند؟ مسلم وقتی پیامبر (س) رحلت کردند آن نفرات شورای انتخاب خلیفه حتما در جایگاههای بالای حکومتی بودند که حجت خدا را توانستند کنار گذارند. همین قضیه برای حضرت امام خمینی هم صادق است. واقعا چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در هرحال مطابق وظیفه‌ی اسلامی و سنت خداوند تنها می‌توانیم متذکر انسان‌ها باشیم که از طریق دین بهترین را انتخاب کنند، نه آن‌که برای آن‌ها انتخاب کنیم. تنها در این راستا است که رشد تاریخی شکل می‌گیرد. یعنی همین کاری که رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» انجام دادند تا مردم از یک طرف متوجه‌ی شخصیت امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» شوند و از طرفی در بیعت‌کردن با حضرت آزاد باشند. موفق باشید

8408
متن پرسش
سلام علیکم . استاد دنبال چند تا دستور دینی میگردم که امروزه در علم هم اثبات شده باشد. مثلا اگر معصوم فرموده است اینگونه رفتار را داشته باشید علم امروز هم این را تایید کرده است . در سخنرانی عنوان بصری اتان شنیده بودم که این کار را نمیپسندید و بند ه هم با شما هم عقید هستم و این جفای به سخن معصوم است ولی متن دقیق حرف اتان یادم رفته است . در ابتدا میشود بفرمایید که چرا این کار را نمی پسندید و دوم اینکه اگر از این احادیثی که علم آن را اثبات کرده است بخواهیم شما میتوانید کمکمان کنید
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: عرض کرده‌ام در رجوع به حکم خدا و سخن معصوم، وجه عبودیت و اطاعت خود را به میان می‌آوریم ولی اگر به جهت آن‌که علم گفته است عمل کنیم وجه مفیدبودن و مضرّبودن در میان می‌آید و نظر به جنبه‌های مادی و روانشناسانه‌ی انسان مدّ نظر قرار می‌گیرد. آری اشکال ندارد برای ابتدای کار یک جوان که متوجه شود سخنان و راه‌کارهای دینی مخالف علم نیست ولی بعداً باید متوجه رویکردی شود که دین مدّ نظر قرار می‌دهد. در مورد قسمت دوم سؤال‌تان باید موردی بحث کرد. موفق باشید
7312

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
دختری هفت ساله دارم که د ر یک سال ودو ماهگی به علت بسته شدن نرمی سر جراحی شد البته تمامی حرکاتش با تاخیر بود از گردن گرفتن تا "راه رفتن حالا صحبت می کند اما تمرکز خوبی ندارد کار درمانی وگفتار درمانی میبر م از دی ماه پارسال تاکنون سه بار تشنج کرده برسیهای پزشکی نشان داده که مشکل مغزی ندارد دکتر هم چیز خاصی نمی گوید می گوید تشنج باید با دارو کنترل شود حالا دارو مصرف میکندکم کاری تیرویید هم داردرنگ صورتش سفید وموهای خرمایی داردلاغر است استخوانهای ضعیفی دارد مرا راهنمایی کنید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: شما در حدّی که به زحمت نیفتید وظیفه‌ی خود را انجام دهید و بقیه را به خدا بسپارید و خیلی ذهن خود را مشغول موضوع نکنید. موفق باشید
7297
متن پرسش
با سلام خدمت استاد یک سوال دارم که چرا در قران حروف مقطعه داریم یعنی ایا اینها مگر رموزی بین خدا و رسول (ص) نیست پس چرا در کتابی اورده شود که برای همه ی انسان هاست یعنی از این حروف مقطعه انسان ها می توانند استفاده کنند و این که اصلا به درد انسان ها می خورد یا نه چون معمولا در تفاسیر هم دیده ایم به این ایات و تفسیرش کاری نمی گیرند پس بنا به این دلیل که خدا کار بی حکمت نمی کند اوردن این ایات در قران چه حکمتی می تواند داشته باشد با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: علامه طباطبایی«رحمه‌اللّه‌علیه» در تفسیر سوره‌ی شوری نکاتی فرموده‌اند که حاکی از آن است که حروف مقطعه یکی از ابعاد معجزه‌ی قرآن است. بد نیست سری به آن‌جا بزنید. موفق باشید
6304
متن پرسش
الکترونیکی کردن امورات ماندد آموزش و اقتصاد الکترونیکی چه مضراتی برای جامعه ما دارد؟ آیا در دوران گذار ما به این چنین توسعه ای نیاز داریم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی هدف مشخص شد و معلوم شد باید روابط انسان‌ها با عقل قدسیِ الهی تنظیم شود مجبوریم با نظر به آن هدف از ابزارهای موجود به‌عنوان اَکلِ میته استفاده کنیم تا آن‌چه باید مطابق اهداف خودمان ساخته شود را بسازیم. روح الکترونیکی‌کردن امورات، انسان را در حدّ ابزار پایین می‌آورد و ابزارها بر او حکومت می‌کنند و نه خدا و اخلاق معنوی. موفق باشید
1510

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام عرض می کنم سوالم از خدمتتون این هست که حقیقت ولایت چیه؟ و در تکوین چه جایگاهی داره؟آیا ارزش فوق تصوری که بر ولایت امیرالمومنین صلوات الله علیه گذاشته شده فقط به خاطر مقام تفصیلی است که دارند و در جلسات سلوک در ذیل اندیشه امام خمینی می فرمایید؟ ولایت چطور جایگاهی است که اگر کسی عابدترین و زاهدترین فرد هم باشه ولی اگر ولایت امیرالمومنین رو نداشته باشه مورد مواخذه قرار خواهد گرفت و اگر کسی لا ابالی ترین فرد باشه و شیعه باشه شاید این چنین نشه؟ سوال دیگرم هم این است که چرا ما باید نگران دیگران باشیم؟ چرا سلامتی و تندرستی و خوشحالی و خوش وقتی اون ها باید برای ما مهم باشه؟چرا باید به سیر بودن یا گرسنه یا خسته بودن نزدیکانمون اهمیت بدیم؟مهر و محبتی که یک مومن نسبت به دیگران باید داشته باشه چطور باید باشه؟ ایا به این اشکال خودش رو نشون می ده؟ آیا می شه گفت که محبتی که یک مادر نسبت به فرزندش داره غریزی هست و درواقع عمل الهی انجام نمی ده و خودش باید این محبت رو جهت دهی بده؟ ممنون موید باشید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام: قرارگرفتن در ذیل ولایت انسان کامل، قرارگرفتن در پرتو شخصیت اوست و تمام ابعاد انسان را متعادل می‌کند و از آن‌جایی که علی«علیه‌السلام» به عنوان انسان معصوم با مقام باطنی قرآن کریم ارتباط دارند در جایگاه تفصیل قرآن می‌باشند و از آن‌جایی که جهت‌گیری انسان باید به سوی کامل‌شدن در مسیر انسانیت باشد اگر در ذیل ولایت انسان کامل قرار نگیرد جهت‌گیری او غلط است. به این جهت نگران دیگران هستیم که انسانیت ما اقتضا می‌کند و شریعت الهی نیز همان را متذکر می‌شود و با این کار از خودخواهی و تنگ‌نظری آزاد می‌شویم. همان‌طور که با بخشش به دیگران از بخل نجات می‌یابیم. در مورد قسمت سوم سؤال‌تان لازم است عنایت داشته باشید درست است شوق مادر به فرزندش و تلاش برای سلامتی او یک شوق الهی است ولی این‌طور نیست که مادران خودگذشتگی‌هایشان نسبت به فرزندانشان جبری باشد. آن‌ها نیز مثل همه مایلند شب را تا صبح استراحت کنند و گریه‌ی فرزندشان مزاحم خواب و استراحت‌شان نشود و از نظر عزیزی مجبور نیستند که از راحتی خود برای فرزندشان بزنند، بلکه مثل سایر کارهای بزرگ که انسان‌ها انجام می‌دهند آن‌ها نیز چنین می‌کنند، همان‌طور که یک مسلمان به حکم فطرت، خود را فدای اسلام می‌کند و از خودخواهی آزاد می‌شود. به جهت همین روحیه فداکارانه مادران است که آن ها درحین شیر دادن به فرزندشان از بسیاری از آلودگی های روحی آزادند.موفق باشید
23702
متن پرسش
خدمت استاد عزیز سلام: می دانیم که امام وظیفه هدایت به امر و باطنی را به عهده دارد و معنا ندارد که امام هدایت و دستگیری کند و خودش از جزئیات این هدایت خبر نداشته باشد. حال سوال این است که چرا حضرت علی علیه السلام که امام برای حضرت فاطمه علیها سلام است و خودشان به دلیل امام بودنشان وظیفه نزول جبرائیل را در آن ۷۵ روز آخر عمر حضرت فاطمه علیها سلام بعهده داشته است طوری عمل می کنند که گویی هیچ اطلاعی از محتوای نزول جبرائیل ندارد و می نشینند و آنچه بر حضرت نازل شده را می نویسند و صحیفه فاطمیه شکل می گیرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعضی مقامات در حوزه‌ی مقام امامت نیست. مثل مقام جناب حضرت خضر، که حضرت موسی «علیه‌السلام» مأمور می‌شوند اسراری را که در حوزه‌ی نبوت و امامت آن حضرت نیست را از جناب خضر بیاموزند و امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» نیز اسراری را از زهرای مرضیه «سلام‌اللّه‌علیها» می‌آموزند که به یک معنا در باطن خود آن حضرت هست، ولی إجمالی است که تفصیل آن در کلام نورانی حضرت زهرا «سلام‌اللّه‌علیها» به ظهور می‌آید و قصه‌ی «المؤمن مرآت المؤمن» محقق می‌گردد از آن جهت که حضرت زهرا «سلام‌اللّه‌علیها» آینه‌ای می‌شوند تا امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» حقیقتی که در سرِّ خودشان هست را به تماشا بنشینند و متذکر شوند. موفق باشید

23146

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض خدا قوت، می خواستم دیدگاه شما رو در رابطه با رویکرد سیاسی آیت الله جوادی آملی بدونم؟ آیا در حوادث سال ۸۸ بسیاری از علمای اعلام، پشت حضرت آقا رو خالی نکردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این مورد در جواب سؤال‌های مکرر شده است. مطلب را می‌توانید در آرشیو سؤالات در قسمت «شخصیت‌ها» در مورد آیت اللّه جوادی دنبال کنید. آدرس آن قسمت در زیر خدمتتان ارسال شد: موفق باشید

 http://lobolmizan.ir/quest/cat/97

22869

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام وقت شما به خیر: استاد گرامی دو سوال دارم که قبلا می خواستم از منابع دیگر جواب آنها را به دست بیاورم و مزاحم اوقات شریفتان نشوم ولی بعضاً تناقضاتی در جوابهای آنها دیدم و بنابراین به آنها اعتماد نکردم. ۱. خانم جوانی می شناسم که گاهی از روی قهوه و گاهی فقط با یک نیت کردن پیشگویی می کند و تا به حال یادم نمی آید اشتباهی از ایشان شنیده باشم و می گوید با چند پری ارتباط دارد که از نسل امام رضا (ع) هستند! و بسیار مومن و دوستدار ائمه هستند و برای مشکلات اغلب انسان را به آیات و اذکار و نمازهای خاصی به تناسب آن مشکل توصیه می کند. و هزینه کمی می گیرد. نظر شما در مورد ارتباط با ایشان چیست؟ ۲. آیا حرزهایی که توسط ائمه (ع) توصیه شده اند را هر کسی می تواند هر زمانی برای خود بنویسد و از آثار آن استفاده کند یا آنطور که بعضی سایتها می گویند زمان خاصی باید نوشته شود و برگه به نحو خاصی تا شود و بسیاری آداب دیگر که می گویند باید رعایت شود که البته در آن حدیث هیچ کدام از آن آداب ذکر نشده؟ خودم شخصا تجربه ای دارم که چند حرز (حدود ۱۵ تا) که آیت الله تبریزیان در یک برگه قرار داده و به همه توصیه نموده بودند را برای خودم تهیه کردم ولی بعد از آن به نحو محسوسی چند روز حالم بد بود و خیلی سینه ام سنگین بود و آنقدر در فشار بودم که حرزها را کنار گذاشتم. بعدا آن خانمی که در سوال یک گفته بودم گفت این حرزها برای شما سنگین است و بندازید در آب جاری و به جایش سوره والعادیات و... پیشنهاد کردند. نظر شما چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر می‌رسد فال قهوه شرایطی است تا ابعادِ پنهانیِ خیال تأثیر خود را بر روی صفحه‌ی قهوه ظاهر کند و آن‌چه هنوز در خیال است و برای ما در عالمِ ماده واقع نشده است، به نحوی ظهور کند. که به نظر می‌آید چیز مهمی نیست و راهی نمی‌گشاید و لذا نباید به آن پرداخت ۲. حرزهایی که بهتر می‌توان از آن‌ها استفاده کرد مثل حرز امام رضا «علیه‌السلام» که در حاشیه‌ی مفاتیح هست، نه‌تنها مشکلی به‌وجود نمی‌اورد، بلکه نتایجی را نیز به همراه دارد. موفق باشید

22402

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: استاد ببخشید من مدتی است که میخوام در مورد منظومه و مبانی فکری امام خامنه ای حفظه الله مطالعه کنم و به گونه ای وارد عالم او بشم ولی مشکلی که دارم اینه که نمی دانم چطور و چگونه و از کجا شروع کنم. لذا خواهشمندم در این زمینه بنده و خیلی افراد دیگه رو که میدونم این سوال و دغدغه رو دارن راهنمایی بفرمایید. با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیزی در این مورد نمی‌دانم شاید اگر با دقت و پشتکار سخنان ایشان را دنبال کنید، اصول تفکر ایشان که به نظر بنده اشاراتِ حضرت صاحب‌الامر «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه» به قلب ایشان است؛ را به‌دست می‌اورید. موفق باشید

22076
متن پرسش
سلام استاد جان: استاد نماز و روزه و طاعات شما قبول درگاه حق شود ان شاءالله . استاد به فضل الهی کتاب «هدف حیات زمینی آدم» را تقریبا تمام کردم «فصل آخر هستم» خیلی کتاب خوبی بود، هم ناراحت شدم که تموم شد، هم خوشحال بودم که دید خیلی عالی به من داد. استاد با نظر به خودم و درک ضعیفم فهمیدم بیشتر امورات و حرکات و گرایش های ما وسوسه شیطان و در جهت نفس اماره است و الهام ملک خیلی کم یا اصلا من متوجه نمیشم. چطور میشه درک الهام ملک را در خودمان قوی کنیم؟ انگار تمام ورودی من وسوسه است یا موقعی که خطایی می کنیم الهام ملک قوی میشه، چطور قبل از گناه الهام ملک رو زیاد کنیم؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بستر شریعت الهی که انسانی مخلَص یعنی پیامبر خدا آن را برای ما آورده است و شیطان بر او دسترسی ندارد، اگر قرار گیریم به مرور الهامات ملکی شروع می‌شود. مگر همین علاقه‌مندی به معارف الهی، الهامات ملکی نیست؟! موفق باشید

21181
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: چند سال پیش در یکی از سخنرانی‌هایتان (در دبیرستان ادب) بحث کوتاهی درباره زبان و صوت و انتقال معنا ارائه کردید. درست در خاطرم نیست؛ ولی با پرس‌وجو به این مضمون رسیدم که آنچه باعث می‌شود دو نفر سخن یکدیگر را متوجه شوند، خود زبان نیست یا شاید خود صوت نیست، بلکه معنایی است که از آن منتقل می‌شود. در این حالت، اگر آن دو نفر زبان‌های مختلف هم داشته باشند و بتوانند به تعبیر یکی از دوستان، «ترجمه وجودی» کنند، معنا منتقل می‌شود؛ خواه یک نفر ایرانی باشد و دیگری چینی و هیچ‌کدام از زبان یکدیگر سردرنیاورند؛ اما می‌توانند به‌طور معنایی حرف یکدیگر را متوجه شوند. در این باره نیاز به مطالعات و فهم عمیق دارم و دقیقاً نمی‌دانم کجا باید دنبال آن بگردم. ممنون می‌شوم در کتب و جزوات خودتان یا هرآنچه منبع مناسبی است، مرا راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع گویش اصیل که بنیاد آن معناهایی است که در زبان به ظهور می‌آیند، امروزه فلسفه‌ی زبان نکته‌ی مهمی است. کتاب «زبان در تفکرهایدگر» از خانم دکتر مرضیه پیراوی در این مورد مطالبی دارد. موفق باشید

20710
متن پرسش
سلام: با توجه سوال 20653 بفرمائید تکلیف جوانان فعلی که آینده شان از بین رفت چه می شود؟ نه شغلی نه زندگی نه خانه ای نه همسری؟ با نبود اولیات و ضرورت ها جوانان چطور به رشد و کمال برسند؟ بیکاری و تحمل فشارهای جنسی و عصبی و عدم رشد و کمال در سایه ازدواج و کسب روزی حلال ولو برای یک جوان این ممکلت ظلم نیست؟ آیا این فشارها و موانع برای کمال حتی یک نفر بخشودنی است؟ دختری که به تنهایی می تواند یک محله را به فساد بکشد وقتی ازدواج نکند و سنش بالا برود چه می شود؟ و یک سوال این همه معتاد و اعتیاد در کشور ما چرا؟ و چرا در عربستان یک قرص استامینفن کدئین مجازات دارد و منع می شود ولی در ایران به راحتی می شود به مواد مخدر از انواع آن دسترسی پیدا کرد؟ آیا این دست شیطان نیست که از آستین جمهوری اسلامی بیرون زده است؟ برای نابودی یک نسل و به تبع آن نسل های بعدی و هم چنین بدنام کردن اسلام و دین زده کردن مردم مسلمان؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انقلاب اسلامی بستری است که اگر کسی بخواهد راه صحیح را برود، با مانع حاکمانِ ظالم روبه‌رو نشود. به همین جهت خداوند در قرآن می‌فرماید: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» ما پیامبران را با دلایل روشن فرستادیم و همراه آن‌ها کتاب و میزان یعنی راه‌کارهای کلی و قواعد کاربردی را برای آن‌ها آوردیم، تا خودِ مردم برای حاکمیت قسط و عدالت قیام کنند. حال اگر مردم کوتاهی کنند، آیا باید اشکال را به پای اسلام گذاشت یا به پای مردم؟! موفق باشید

19869
متن پرسش
نهاد علم (پاطوق) یا دین (جنوب)، مسئله این است. (دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان) در این یادداشت سعی بر آن است حول واژه هایی چون واقعیت، حقیقت، علم، دین و جامعه گفت و گویی صورت گیرد. سپس سوالاتی پرسیده شود. در جامعه ای که در آن افراد با ایدئولوژی و خرد «بی خردی» با مسائل برخورد می کنند پرداختن به واژه های فوق خالی از لطف نمی باشد. ایدئولوژی جامعه ی امروز بی خردی در سطحی از بلاهت فکریست که از واقعیت ها نیز بسیار به دور است. این بی خردی که در سطحی بسیار دور تر از واقعیات زندگی به سر می برد بستری است برای جدایی روز به روز امر های «رایج» دینی از زندگی مردم. در نخستین مرحله سوال این است که آیا در جامعه ای که با این ایدئولوژی در حال گذران زندگی است، می توان با امر های دینی «مرسوم» به آن پرداخت و آن را از بلاهت فکری به دور کرد و حقیقت را به آن ها تذکر داد؟ افرادی که در بستر واقعیات جامعه قرار می گیرند و به نوعی آزادی، فتوت و جوانمردی و عیاری می رسند زمینه ی ظهور و بروز و تجلیگاه حقیقت را در خود مهیا و آماده می کنند و «مردم جهان توسعه نیافته اگر بتوانند به این سطح از خود آگاهی نسبت به واقعیات جامعه برسند امید است نه تنها از زندان تجدد رها شوند بلکه جهان را دگرگون سازند.» گویا امر های دینی «مرسوم امروزی» در خود جایگاهی برای دیدن و تفکر به واقعیات جامعه جای نداده اند و صحنه و عرصه ی واقعیات در این امر ها بسیار تنگ می نماید. امر های دینی مسخ شده ی «امروزی» که مدعی حقیقت و عدالت هستند با جای ندادن «واقعیات» در خود روز به روز با جامعه فاصله می گیرند. در حالی آنچه که از دین مبین اسلام ناب محمدی (ص) بر می آید در کنار دعوتی که دین به سمت حقیقت دارد، به شدت بر واقعیات تاکید می کند و این گونه است که مدام تاکید به تفکر و دعوت از واقعیات به سمت حقیقت دارد هر چند «اما شاکرا و اما کفورا». خود دین و اسلام نیز گویا برای واقعیات نیز جایگاهی مهم قائل است که در نتیجه ی آن برای آزادی و اختیار (که به معنای حقیقی اش در دین اسلام پیدا می شود) و سپس تفکر و تامل جایگاه قائل است. واقیعت این است که انسان اراده دارد و باید در راستای اراده ی خود و با خواست از خدا به سمت قرب، تکامل و عدالت و مفاهیم والای فطری حرکت کند. حال مادامی که ما با دیدی مبتنی بر کاسه ی داغ تر از آتش، و خداگونه تر از خدا، حقیقت تر از حقیقت! با این جامعه برخورد کنیم و فقط مدعیان فهم حقیقت باشیم که همه باید از ما تبعیت نمایند روز به روز به شکاف این دو امر در مقوله ی دین، یعنی حقیقت و واقعیت دامن زده ایم و حقیقتی که باید در آبستن واقعیات شکل بگیرد را به محاق برده ایم. وظیفه و رسالت ما در مرحله ی اول شخم زدن زمین سفت و ایدئولوگ وجود افراد و به آزادی رساندن آنها از اسارت تمدن مدرن است (این که حضرت آقا از آزادی صحبت می کنند در واقع یک توصیه ی صرفا اخلاقی نیست بلکه گویا با نظر به روح دوران این مسئله را مطرح می کنند) که این امر ثقیل و سنگین و دشوار با دعوت درست و پیچیده ی افراد به تفکر و تامل در فهم واقعیات جامعه حاصل می شود (که این خود نیز بسیار امری سنگین و ثقیل است) و در بُعدی دیگر متذکر شدن حقیقت هستی به وجود چنین انسان های آماده و حق پذیری می باشد. و البته در نهایت (اما شاکرا و اما کفورا). مادامی که تنها از واقعیات جامعه گفته شود و تنها تلاش در راستای دیدن واقعیت های جامعه باشد در واقع بخشی از این تذکر حاصل گردیده است و افراد که تنها نظر به واقعیات جهان عصر تجدد دارند و آن را درک کرده اند لکن دل در گرو حقیقت هستی ندارند قائدتا یا دیوانه می شوند و یا دست به خود کشی می زنند. (چون گوته) به قول استاد طاهر زاده: «ما در تاریخی زندگی می‌کنیم که قصه‌ی انتحار روشنفکران قرن نوزده سخن بزرگی با ما در میان گذاشته است. بنده از کتاب «فرجام نیچه» اثر «هارتموت لانگه» این را فهمیدم که چون هوشیارانی مثل نیچه یا حساسیت‌هایی که گوته‌ی جوان در آثار خود پیش می‌‌آورد، دیگر نمی‌شود آدم‌های هوشیار را دعوت به زندگی کرد که عملاً نفس‌کشیدن است و بس. لذا باید آن حساسیت نورانی را به جایی برد که آن‌جا روشنی‌گاهی است در ظلماتِ دوران. و اگر از آن مأیوس شویم - از آن‌جایی که نظام مدرن چنین انسان‌هایی را از هرگونه زندگی محروم می‌کند - یا باید تصمیم به جنون گرفت چون نیچه و هولدرلین، و یا باید به آن نوع خودکشی‌ها دست زد که عده‌ای با آثار گوته دست زدند. امروز روشنی‌گاهِ ما با فلسفه‌های معمولی در مقابل ما خود را نمی‌گشاید. من هنوز حیران راهی هستم که شهدا در مقابل ما گشودند. خدا کند که این راه، معنیِ تاریخی خود را بنمایاند. آیا امثال شما می‌توانند برای آن‌که از غصه نمیرند، زبانِ راهی باشند که شهداء گشودند؟! می‌دانم که واژه‌ی «راهِ شهداء» کمی حالت متافیزیکی و مُرده پیدا کرده است ولی واقعیتِ قضیه به‌شدت زنده است، به همان معنایی که آن پیر فرزانه فرمود: «خدا می داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست و این ملت ها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود.» چه کسی است که باید نشان دهد راه و رسمِ شهادت، کورشدنی نیست؟ راستی را حکیمانه خون دل خوردن و حجاب‌های این راهِ گشوده را متذکرشدن همان، «مداد العلماء افضلُ من دماء شهداء» نیست؟) پخش دیگری از این تذکر باید دعوت به رجوع به خویش تن و دعوت به خود حقیقی و فطرت خدا جو و پاک انسان باشد. در شکل گرفتن این حالت متافیزیکی که برای شهدا به عنوان رهبران و مقتدایان و پیشوایان جهان پیش آمده دور کردن آن ها از واقعیت نیز بسیار موثر بوده است. این سخن استاد طاهر زاده ما را به این توجه می دهد که در این دوران اولا هوشیارانی چون، نیچه و گوته لازم هستند که واقعیات را درک کرده باشند (تلاش در راستای نشان دادن واقعیت های زندگی با نهاد علم) و در ثانی که این هوشیاران در واقع دعوت به نوعی دیگر از زندگی می خواهند که در آن روشنیگاهی در این تمدن مدرن را به خود ببینند. مادامی که ما این روشنگاه را نتوانیم نشان دهیم و کسی که در جهت شناخت واقعیت های زندگی گام بر می دارد نتواند این روشنی گاه را (انقلاب ،دین و سلام ناب را) مقابل خود متصور شود هیچ اتفاقی نمی افتد بلکه روز به روز سردرگم تر از دیروز می گردد. همچون تمام متفکرینی که احساس نوعی گم شدگی می کنند. حال سوالاتی از این دست برای بنده مطرح است. 1. من به عینه مشاهده کردم وقتی با رویکرد نشان دادن واقعیت با جامعه مواجه می گردیم (کمی از گفتن حقیقت کوتاه بیاییم (حقیقت فعلا در نظر حقیر اسلام ناب محمدی (ص) است و واقعیت آنچه که موجود است)، در این خرد بی خردی بیشتر می توانیم رسوخ کنیم، حداقل می توانیم در فرد یک شک جدی بیاندازیم تا فکر کند. هر چند که این فکر ممکن است به حقیقت نرسد بلکه زد حقیقت هم شود!) (در متون دینی هم داریم که برای یک عالم دو اجر است 1. اجر تفکر هر چند که با حقیقت ملازمت پیدا نکند. 2. اجر رسیدن به حقیقت در صورت رسیدن در نهاد علم مسئله ی ما این نیست که بگوییم غرب خوب است یا بد! مسئله ی ما این است که بگوییم که بیایید به غرب فکر کنیم و به طور مثال ما حتی برای توسعه هم یک خردی نیاز داریم. خردی که نگاه مکانیکی به غرب نداشته باشد! خردی که بداند اگر غرب هم به جایی رسیده است و اکنون دارد از ثمره ی آن استفاده می کند، ما هم به آسانی و بدون دادن هزینه نمی توانیم شریک این ثمره و محصول شویم و ... ما در نهاد علم می توانیم در مورد کارهایی اسنادی از قبیل 2030 از پایگاه منطق و این که این سند فارغ از اسلام و دین اصلا با فرهنگ ما سازگار نیست صحبت می کردیم و می توانیم بگوییم که چون این سند مطابق با آرمان های کشور دیگری نوشته شده است (جدای از خوب و بد) به درد کشور ما و هویت ما نمی خورد. در اینجا گویا باب گفت و گو در مورد توجه دادن افراد به بی فکری و سطحی نگریشان بیشتر است. حال آن که در پروژه ی بزرگی چون راهیان نور سعی ما بر این بود که از نهاد حقیقت و سعی در تذکر حقیقتی که شهدا متذکر آن بودند روشنیگاه عصر ظلمات را متذکر شویم. (اعتقاد ما این است حقیقت چیزی نیست جز اسلام ناب محمدی (ص) به معنای تسلیم شدن) حال سوال این است که این واقعیت و حقیقت و دین چه نسبتی با هم دارند؟ آیا دیدگاه دکتر داوری به عنوان یک فنومنولوژ در دین جایگاهی ندارد؟ اگر این مورد در دین و پایگاه دین نیست پس این دین آیا ناقص نیست؟ به عقیده ی بنده دیدگاه دکتر داوری در واقع علم دینی است! این دین رایج ما که با فطرت ها سر و کار دارد در واقع چرا نمی تواند فطرت های انسان ها را در مقابل گفتمان غرب به خود جذب کند؟ آیا امکان دارد که انسان ایدئولوگ بی خرد امروزی را از این پایگاه دینی رایج به سمت حقیقت دعوت کرد؟ اگر این دین رایج و مسخ شده و بی جان نمی تواند آیا نوزایش دینی ما می تواند؟ در این نوزایش جایگاه واقعیت کجاست؟ اصلا آیا اعتقاد دارید دینی که ما در کشور داریم در واقع اسلام نیست و برخی از مفهاهیم آن مرده است؟ آیا وقت آن نرسیده است که حوزه برود سراغ کسانی امثال داوری هر چند به آن برسند و از آن عبور کنند؟ خلاصه ی بحث آن که ما باید جایگاه این واژه ها را برای خودمان مشخص نماییم. علم، دین، واقعیت و حقیقت و نحوه ی اثر گذاری این واژه ها در افراد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده ابواب ارزشمندی را در مقابل مخاطب خود گشوده‌اید تا از یک طرف نسبت به واقعیات اطراف خود غافل نباشد و متوجه شود در مقابل دید این نسل چه می‌گذرد و از طرف دیگر جایگاه حقیقتی که در منظر تاریخ انقلاب اسلامی گشوده شده است، فراموش نشود. و تفکر جز این نیست که نه ما قرائتی از اسلام را به میان آوریم که نسبت به اطراف خود بیگانه باشیم، و نه آن‌چنان به آرمان‌های قدسی نظر کنیم که از واقعیت‌های اطراف خود غافل گردیم. هرچه هست همان‌طور که متوجه‌اید امثال آقای دکتر داوری می‌خواهد ما نسبت به وضع توسعه‌نیافتگی خود فکر کنیم تا اگر می‌خواهیم اهداف خود را توسعه‌یافتگی بگذاریم، لااقل باید از شرّ خرد توسعه‌نیافتگی آزاد شویم. و یا اگر متوجه باشیم که تاریخ ما، تاریخِ غرب و توسعه‌یافتگی غرب نیست، بلکه زمان ما و مکان ما، زمان و مکان دیگری است و باید در عین شناخت غرب، خود را در جای دیگر جستجو کنیم، لااقل از شرّ خرد توسعه‌نیافتگی که از یک طرف ما را در حسرت توسعه‌یافتگی غرب از بین می‌برد و از طرف دیگر هیچ‌وقت موجب نمی‌شود که ما به خود آئیم و از خود بپرسیم چرا طی 200 سال در آرزوی غربی‌بودن به هیچ‌چیز نرسیده‌ایم. و این تفکری است که از استاد تفکر این دوران یعنی دکتر رضا داوری اردکانی می‌توان آموخت. بنده هم نیز با نظر شما موافقم دوستان حوزوی ما خوب است از این خردمندی نیز بهره‌مند گردند، بدون آن‌که از بستر آموزه‌های قدسیِ کارسازِ شریعت الهی کوچک‌ترین غفلتی داشته باشند. موفق باشید   

نمایش چاپی