باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میگویند. زیرا «توبه» باید در مقابل جذبههای نفس امّاره باشد تا با عبور از آن جذبهها و رجوع به حق، «توبه» صورت بگیرد. در سکرات مرگ، دیگر نفس امّارهای در میان نیست تا عبور از آن معنا دهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم چند جلسهی اول کتاب «آشتی با خدا» و ده نکتهی کتاب «ده نکته از معرفت نفس» به عنوان شروع، خوب باشد. و در مورد انقلاب اسلامی، باید جوانان ما متوجهی عمق حقیقت انقلاب اسلامی بشوند تا احساس کنند در این مورد، زیاد باید بدانند و از اسرارِ این تاریخ آگاه شوند. و در مورد عقاید نیز، به روش عرفانی و معرفتالنفسی، اگر مباحث معاد را مطرح کنید إنشاءاللّه استقبال خواهند کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شوق به حقّ از طریق معرفت نفس، عشق مجازی را در مسیر عشق حقیقی قرار میدهد و روح را با محبوب حقیقی مرتبط میکند. به گفتهی مولوی اگر جهت درست باشد: «عاشقی گر زین سر و گر زان سرست / عاقبت ما را بدان سر رهبر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک مسئلهی روشنی است که حضرت آقا قبل از انقلاب «رسائل و مکاسب» تدریس میکردند و درس خارج داشتهاند و از همان اول انقلاب، همه، درجهی علمی ایشان را اجتهاد ثبت کردهاند و این ربطی به رسالهی عملیهداشتن ندارد!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی بعد از «بدایه» و «نهایه» میشود از جلد پنجم اسفار شروع کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتی با نظر به عقیدهی آیت اللّه خویی که ولایت فقیه را بر مبنایِ امور حسبیّه میدانند و آن را واجب کفایی میشمارند، اگر فقیهی حاکم باشد سایر فقها نسبت به امر حکومتی، معزول خواهند بود. مثل آنکه شما با متوفایی روبهرو شوید که کسی متکفل کفن و دفن او نیست، در آن لحظه بر شما واجب است که اقدام به کفن و دفن او کنید و اگر شما مشغول این کار شدید نهتنها از عهدهی سایرین این امر ساقط میشود، حتی دخالت هم نباید بدون اذن شما در آن امر داشته باشند. و از این جهت گفته میشود وقتی فقیهی بر جامعه حکومت میکند دخالت هر فقیه دیگری در امر حکومت بدون اذن فقیه حاکم نحوهای بر بغیِ بر حاکمیت خواهد بود. و اساساً مقلّدین آن فقیه باید بدانند که آن فقیه، حوزهی مقلَدبودنش در چه جایگاهی است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه پس از مدتی با نظر به اهداف انقلاب باید به خود آییم و از غفلتهایی که صورت گرفته است، خود را فاصله دهیم؛ بحثی نیست. بحث بر سر آن است که چگونه خطاهایی که پیش آمده است را جبران کنیم، با عبور از انقلاب اسلامی یا در متن انقلاب اسلامی، که مسلّم با عبور از انقلاب اسلامی در دامِ کسانی میافتیم که از داخل و خارج این مشکلات را برای ما پدید آوردهاند و انتحار به معنای آن است که متوجه نشویم در چه جاده و پازلی میخواهیم به احیای حقوق خود و دیگران برسیم. و مسیر صحیح در این تاریخ درست عکس آن است یعنی در بستر و متنِ انقلاب اسلامی و ذیل ولایت فقیه به اهداف خود نظر کنیم چیزی که جناب آقای رحیمپور ازغدی اخیراً در سخنرانی خود بدان متذکر شدهاند و سایت «رجا نیوز» آن را پخش نمود به آدرس
به نظر بنده روش آقای احمدینژاد نهتنها روح عدالتطلبی را به جامعهی ما برنمیگرداند، بلکه شعار عدالتطلبی را نیز آلوده میکند تا اگر کسِ دیگری نیز این شعار را داد، بگویند اینهم به خاطر رفیقش داد و بیداد میکند که در جواب سؤال شمارهی 21717 متذکر این امر شدیم. میماند حقوقی که مثلاً از کشاورزان اصفهانی ضایع شده است. همه باید نسبت به آن حساس باشیم و هرکس به هراندازه که به حقوق آنها تجاوز کرده است حتی اگر من و جنابعالی باشیم که حقْآبهی آنها را در اختیار گرفتهایم، باید به آنها برگردانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید رئیس قوهی قضائیه باید مجتهد باشد. از طرفی بنده از بعضی وکلا که درگیر قوهی قضائیه بودند وضع قوه را پرسیدم معتقدند آقای لاریجانی رویهمرفته خوب کار کردهاند. البته به نظر بنده این بدین معنا نیست که بعضی قضات درست عمل میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده قابل استفاده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر صدوری که از طرف خداوند صورت گیرد، ظهوری به همراه دارد ولی ممکن است آن ظهور به عوالم پایینتر کشیده نشود. در توکل، انسان خدا را مدیر کارهایش قرار میدهد، ولی در طلب نصرت از خداوند میخواهد که در این امر یاریاش کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید در این موارد حساسیت از خود نشان داد. تنها چنانچه ارادهی استفاده از مال حرام و یا شبههناک را در مواردی داشتهایم، باید آن را جبران کنیم و لا غیر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که نسبتی بین جسم انسان و روح او بر قرار است، نسبتی بین تربت حضرت امام حسین«علیهالسلام» با وجود قدسی آن حضرت و محل دفن ایشان برقرار است. و در این رابطه خداوند در تربت آن حضرت شفا قرار داده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: : واژه ى ظلم به معنى «تعدى و تجاوز از حد» است كه همیشه مرادف با گناه نيست، و اين چنين نبود كه خداوند به حضرت يونس (ع) دستورى داده باشند و حضرت خلاف آن را عمل نموده باشند. بلكه خداوند مى فرمايد: «چرا بدون آنكه دستور رفتن بگيرى، رفتى» و خداوند همين مسأله را در مورد پيامبرِ خود سخت مى گيرد و حضرت يونس (ع) هم به جهت آن روح لطيفى كه داشتند، در شكم ماهى متوجه اين نكته شدند و عرض كردند: «سُبْحانَكَ انّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمين» و خداوند مىفرمايد: «فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيناهُ مِن الغَم» يعنى همينكه متوجه شد، آثار اين كار را از او رفع نموديم. پس غفلت نكنيم كه تخلفى صورت نگرفته، بلكه چون بدون دستور خدا قوم خود را ترك كرد خداوند به آن حضرت سخت گرفت. و این موجبِ نفی عصمت نمیشود. نفی عصمت با ترک دستور الهی محقق میگردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که علامهی طباطبایی سالها با امثال کربن ارتباط داشتهاند و نسبت به غرب بیگانه نبودند و لذا نمیتوان شخصیت ایشان را اینچنین دستِ کم گرفت که با برخورد چند نفر خدمتگذارِ هتل در اصل نقدی که به مبانی فکری غرب دارند، تجدید نظر کرده باشند. این یک نوع بیانصافی نسبت به علامه است. لذا خاطرهی دکتر احمدی را باید در حدّ همان یک خاطره دانست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم رویکرد انسان است. اگر کسی به دنبال حضرت اللّه بهعنوان جامعِ اسماء باشد ولی نظر به اسم حَیّ بکند، از طریق همان اسم با حضرت اللّه مرتبط میشود. پس مهم آن است که انسان بندهی حضرت اللّه باشد، وگرنه اگر رویکردش صرفاً به اسم شافی است از نور جامع اللّه محروم خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نتوانستهام در تفاوت این دو واژه فکر کنم. زیرا در هرصورت غربگرایی یک نحوه اصالتدادن به نگاه فرهنگ مدرنیته به عالم و آدم است، از این جهت همان غربزدگی است. ولی اینکه متوجه هستید روشنفکری غربزدهی ما با سلفیگریِ وهابّیصفت، همان حسگراییِ غربی خواهد شد، نکتهی بسیار دقیقی است. نمونهی روشن دوری از فرهنگ اهلالبیت«علیهمالسلام» را چه در روشنفکری و چه در سلفیگری بهخوبی میتوانید به تماشا بنشینید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد چیزی نمیدانم، تنها چیزی که میتوانستم عرض کنم همان بود که در جواب مذکور عرض کردم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظرم با اُنس با مباحث «برهان صدیقین» و پس از آن، کتاب «معاد» و شرح آن بسیاری از مطالب کتاب «معرفتِ نفس و حشر» را بیابید ۲. خوب است در این مورد سری به کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» و کتاب «مدرنیته و توهم» و سپس به جزوات «تاریخ فلسفهی غرب» بزنید. موفق باشید
