بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
15904
متن پرسش
با عرض سلام و تشکر از پاسخگویی شما: استاد اینکه بعضی می گویند در هنگام احتضار و عارض شدن سکرات مرگ دیگر توبه پذیرفته نیست آیا صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌گویند. زیرا «توبه» باید در مقابل جذبه‌های نفس امّاره باشد تا با عبور از آن جذبه‌ها و رجوع به حق، «توبه» صورت بگیرد. در سکرات مرگ، دیگر نفس امّاره‌ای در میان نیست تا عبور از آن معنا دهد. موفق باشید

15424

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی با عرض سلام و احترام محضر استاد طاهرزاده: مقدمه: بعد از دانشگاه آمدم حوزه و الان در پایه نهم و سطح 2 فلسفه اسلامی مشغول تحصیلم. و بنابر وظیفه طلبگی و تاکید مقام معظم رهبری در کارهای فرهنگی، می خواهم کاری انجام دهم. البته سیر مطالعاتی شهید مطهری را هم گذراندم و در روستای خودم هم برای جوانان تا حدود 30 کتاب برگزار کردم و کارهای فرهنگی دیگری هم انجام می دهیم. البته پایگاه بسیج هم در قالب طرح صالحین برنامه هایی دارند. احساس می کنم آن طور که باید ثمر بخش نیست. مشکل اصلی و دغدغه اصلی را در قالب سوال مطرح می کنم. 1. برای سطح دانشگاهی و دبیرستان و راهنمایی از چه کتابهایی و چه سیری شروع کنیم؟ 2. چکار کنیم تا دغدغه و احساس نیاز به کتاب خوانی و شناخت مباحث اعتقادی و انقلاب اسلامی در جوان ایجاد شود؟ 3. چه کار کنیم تا مباحث فرسایشی نشود؟ 4. معمولا به مباحث عقلی و تفکری و... خیلی علاقه نشان نمی دهند البته دوست دارند ولی عملا دست به نمی شوند؟ 5. البته یکی از علت های نقص، خودم هستم ولی احساس می کنم باید کاری کرد که هدفمند باشد ولی چطور باشد نمی دانم؟ 6. البته تا حدودی با جوانان ارتباط دارم، رابطه خوبی هم داریم جسته گریخته ایام تابستان مباحث اعتقادی با هم کار می کنیم ولی کافی نیست احساس رضایت ندارم؟ با تشکر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم چند جلسه‌ی اول کتاب «آشتی با خدا» و ده نکته‌ی کتاب «ده نکته از معرفت نفس» به عنوان شروع، خوب باشد. و در مورد انقلاب اسلامی، باید جوانان ما متوجه‌ی عمق حقیقت انقلاب اسلامی بشوند تا احساس کنند در این مورد، زیاد باید بدانند و از اسرارِ این تاریخ آگاه شوند. و در مورد عقاید نیز، به روش عرفانی و معرفت‌النفسی، اگر مباحث معاد را مطرح کنید إن‌شاءاللّه استقبال خواهند کرد. موفق باشید

15095
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: می خواستم در یک زمینه ای ازتون مشاوره بگیرم. می خواستم بدونم عشق مجازی باعث سقوط نفس میشه یا اعتلای نفس؟ میشه توصیه هایی برای رهایی دل از لیلی های مجازی برای بنده بکنید. ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شوق به حقّ از طریق معرفت نفس، عشق مجازی را در مسیر عشق حقیقی قرار می‌دهد و روح را با محبوب حقیقی مرتبط می‌کند. به گفته‌ی مولوی اگر جهت درست باشد: «عاشقی گر زین سر و گر زان سرست / عاقبت ما را بدان سر رهبر است. موفق باشید  

14980
متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: استاد سوالاتی مبنی بر اینکه رهبری در زمان انتخابشان برای رهبری مجتهد نبودند یا اصلا الان هم مجتهد نیستند مطرح می شود یا می گویند چرا رساله ندارند. اگر می شود با ذکر سند برای بنده شرح دهید که بتوانم دفاع کنم. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک مسئله‌ی روشنی است که حضرت آقا قبل از انقلاب «رسائل و مکاسب» تدریس می‌کردند و درس خارج داشته‌اند و از همان اول انقلاب، همه، درجه‌ی علمی ایشان را اجتهاد ثبت کرده‌اند و این ربطی به رساله‌ی عملیه‌داشتن ندارد!! موفق باشید

8511
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام.خیلی سعی می کنم از دیگران قطع طمع کنم و ازشون توقع نداشته باشم ولی این اکثر اوقات مشکله. آیا اگر طمع در دلم باشد و آن را به زبان نیاورم و از کسی چیزی نخواهم کافیست؟
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: همین کار درست است که طمع خود را کنترل کنید تا إن‌شاءاللّه با تجلی هرچه بیشتر نور توحید، بی‌حاصلی مخلوق نسبت به خالق بیش از پیش ظهور کند. موفق باشید
6143
متن پرسش
چرا خداوند در قرآن کریم هر جا صحبت از خود می کنند کلمه ی ما را می آورند واز من ذکر نمی کنند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی می‌فرماید: خلقنا؛ نظر به نظامی دارد که با مدیریت الهی عمل می‌کند و وقتی می‌فرماید: خلقتُ؛ می‌خواهد نظرها را متوجه نقش اصلی خداوند در عالم بکند. موفق باشید
24825
متن پرسش
سوال: سلام استاد: یک سیر مطالعاتی جداگانه برای فلسفه و عرفان (البته عرفان نظری) می خواستم ممنون میشم به ترتیب مشخص کنید باید چه بخوانم. طلبه هستم. سپاس فراوان جواب:باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید بعد از مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن‌ها و مطالعه‌ی کتاب‌های «بدایة الحکمه» و نهایة الحکمه» و «اسفار» جناب صدرالمتألهین و سپس «فصوص الحکم» ابن عربی بتوان این راهِ بسی با برکت را طی کرد. موفق باشید سوال: منظور از اسفار تمام ۹ جلد اسفار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی بعد از «بدایه» و «نهایه» می‌شود از جلد پنجم اسفار شروع  کرد. موفق باشید

21901
متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به سوال 21887 اینکه فرمودید سایر فقها حق ندارند حکم فقاهتی بدهند این حق را چه کسی تعیین می کند؟ جز اینکه آن فقیه طبق اجتهاد خودش باید به این نتیجه برسد که تبعیت از فقیه حاکم لازمست و الا اگر فقیهی قائل به ولایت آن فقیه حاکم نبود حکم فقیه حاکم چه التزامی برای او می آورد؟ اما اینکه برای مقلدین سایر مراجع حکم ولی فقیه نافذ باشد بنظر می رسد هرکس باید درین مسئله یا مجتهد باشد یا به مرجعش رجوع کند وقتی مرجع مثلا بیان می کند مالیات ندهید ما به نظر او عمل می کنیم و معذوریم. اینکه می فرمایید تعارض پیش می آید اینها ربطی به ما ندارد. اینها مسائلی است که خود ولی فقیه باید با سایر مراجع حل و فصل کند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتی با نظر به عقیده‌ی آیت اللّه خویی که ولایت فقیه را بر مبنایِ امور حسبیّه می‌دانند و آن را واجب کفایی می‌شمارند، اگر فقیهی حاکم باشد سایر فقها نسبت به امر حکومتی، معزول خواهند بود. مثل آن‌که شما با متوفایی روبه‌رو شوید که کسی متکفل کفن و دفن او نیست، در آن لحظه بر شما واجب است که اقدام به کفن و دفن او کنید و اگر شما مشغول این کار شدید نه‌تنها از عهده‌ی سایرین این امر ساقط می‌شود، حتی دخالت هم نباید بدون اذن شما در آن امر داشته باشند. و از این جهت گفته می‌شود وقتی فقیهی بر جامعه حکومت می‌کند دخالت هر فقیه دیگری در امر حکومت بدون اذن فقیه حاکم نحوه‌ای بر بغیِ بر حاکمیت خواهد بود. و اساساً مقلّدین آن فقیه باید بدانند که آن فقیه، حوزه‌ی مقلَدبودنش در چه جایگاهی است. موفق باشید

21740
متن پرسش
سلام استاد، سلامت باشید ان شا‌لله تا حدی به خاطر دارم در سخنرانی تفسیر آیه ۳۵ و ۳۶ سوره نساء، به طور خلاصه فرمودید که با نظر به توانایی حل مسائل توسط اسلام، آن هم با وجه زیستنی که غرق در قیامِ شدید برای قسط و عدالت است و عدم توجیه کردن ظلم، حتی اگر به زیان خود و نزدیکان باشد. با نظر به این اسلام توانا در ایجاد و حفظ عدالت، انقلابی ها و مومنین بایست دوباره ایمان بیاورند و انقلاب کنند. مثال خوبی هم زدید که خیلی برایم قابل تامل بود، گفتید گروهی جوان به تشخیص خود (به تعبیر من آتش به اختیار) لانه جاسوسی را تسخیر کردند و امام این حرکت ارادی جوانان انجمن اسلامی‌ را انقلاب دوم نامید. نمی خواهم آیات را مصداقی و محدود کنم اما برایم سوال است که شما چگونه منش از عدالت خواهی و چگونه انقلاب دومی را در شرایط فعلی مد نظر دارید و از سنخ «قوّام به قسط» می دانید که ذیل انقلاب باشد. مثلا اعتراض طبقه کشاورز و کارگر در نماز جمعه اصفهان (شعار رو به میهن و پشت به دشمن) را در چه جایگاهی معنا می کنید؟ مگر نه اینکه این اتفاقات نمادی روشن از ظهور اراده‌های کف مردم است که در این مدت اخیر دوباره برای نجات انقلاب از عقب ماندگی در عدالت، خیزی تاریخی برداشته؟ از طرفی حرکت های احمدی نژادی را هم به هر دلیلی انتحار و غیرحکیمانه می دانید (هرچند هنوز تصور شما را از معنای انتحار؛ نه در تاریخ امام حسین (ع) بلکه در شرایط فعلی نمی فهمم). به خاطر دارم در همان سخنرانی فرمودید که به مجلس فعلی امیدی ندارم اما اراده هایی را می بینم که امید وار کننده است. با توجه به این زمینه، خواهش می کنم در خصوص موارد زیر که برایم در تاریخ حاضر بسیار گنگ است توضیح بفرمایید. ۱. «قوّام به قسط زیستن» برای یک جوان عدالت خواه ۲. انتحار مذموم در عدالت خواهی (با توجه به اینکه رهبری عدالت را نسبت به آزادی و مردم سالاری و ...شعاری بدون قید می دانند) ۳. جهت و هدف اراده های فعلی مردم که اشاره کردید. ۴. انقلاب دوم و ایمان دوباره‌ای که انتحار نباشد. ۵. آیا می توان اراده‌ای الهی و مردمی برای تحقق عدالت را در این برهه متصور شد که از کشاورز و کارگر و جنبش عدالت خواه و دانشجو و رحیم پور ازغدی ها و سعید زیباکلام ها و حتی احمدی نژادی ها را حاصل آن اراده دانست و هرکدامشان را از وجه عدالت تائید کرد؟ اکر اینچنین است آیا این اراده موقتی است؟ خواهشمند است در صورت امکان علاوه بر توضیح تفصیلی مصادیق مذکور برای روشن تر شدن نظر جنابعالی؛ قواعد تاریخی و سنت آن را به بحث های موجود در کتب ارجاع دهید. واقعا برای موضع گیری و تشخیص و انتخاب و اقدام دچار سردرگمی شدم؛ کمک حال افکار زمین‌گیرمان شوید. با سپاس؛ یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این‌که پس از مدتی با نظر به اهداف انقلاب باید به خود آییم و از غفلت‌هایی که صورت گرفته است، خود را فاصله دهیم؛ بحثی نیست. بحث بر سر آن است که چگونه خطاهایی که پیش آمده است را جبران کنیم، با عبور از انقلاب اسلامی یا در متن انقلاب اسلامی، که مسلّم با عبور از انقلاب اسلامی در دامِ کسانی می‌افتیم که از داخل و خارج این مشکلات را برای ما پدید آورده‌اند و انتحار به معنای آن است که متوجه نشویم در چه جاده و پازلی می‌خواهیم به احیای حقوق خود و دیگران برسیم. و مسیر صحیح در این تاریخ درست عکس آن است یعنی در بستر و متنِ انقلاب اسلامی و ذیل ولایت فقیه به اهداف خود نظر کنیم چیزی که جناب آقای رحیم‌پور ازغدی اخیراً در سخنرانی خود بدان متذکر شده‌اند و سایت «رجا نیوز» آن را پخش نمود به آدرس

http://www.rajanews.com/news/285270/%D9%85%D9%86%D8%B8%D9%88%D8%B1-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A7%D8%B2-%C2%AB%D8%B9%D8%B0%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%A8-%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%84%D8%AA%C2%BB-%DA%86%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%AF%D8%9F-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%82%D8%A7%DB%8C%D8%B3%D9%87-%D8%A8%D8%A7-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%B1-%D8%AD%DA%A9%D9%88%D9%85%D8%AA

به نظر بنده روش آقای احمدی‌نژاد نه‌تنها روح عدالت‌طلبی را به جامعه‌ی ما برنمی‌گرداند، بلکه شعار عدالت‌طلبی را نیز آلوده می‌کند تا اگر کسِ دیگری نیز این شعار را داد، بگویند این‌هم به خاطر رفیقش داد و بی‌داد می‌کند که در جواب سؤال شماره‌ی 21717 متذکر این امر شدیم. می‌ماند حقوقی که مثلاً از کشاورزان اصفهانی ضایع شده است. همه باید نسبت به آن حساس باشیم و هرکس به هراندازه که به حقوق آن‌ها تجاوز کرده است حتی اگر من و جنابعالی باشیم که حقْ‌آبه‌ی آن‌ها را در اختیار گرفته‌ایم، باید به آن‌ها برگردانیم. موفق باشید 

20860

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در شرایط رئیس قوه قضاییه مدیر و مدبر بودن و آگاهی به امور قضایی است با توجه به اینکه آقای لاریجانی ظاهرا هیچ کدام از این شروط را ندارند چون فرد فاضلی در حوزه ها بودند که گویا تجربه اجرایی یا انجام کار قضایی نداشتند وقتی رهبری چنین فردی را انتخاب می کنند در حالی که افراد با تجربه دیگری چون رئیسی بودند این شائبه پیش می آید که آیا رهبری درین وضع اسفناک قوه قضاییه دخیل نیستند البته این انتخاب شاید هم به قوه قضا ضربه زد و هم به حوزه ها چون اندیشمندی بود که خوب فعالیت می کرد شبهات سروش را جوابگو بود. چرا درین کشور هیچ کس در آنجا که باید باشد نیست نمی دانم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید رئیس قوه‌ی قضائیه باید مجتهد باشد. از طرفی بنده از بعضی وکلا که درگیر قوه‌ی قضائیه بودند وضع قوه را پرسیدم معتقدند آقای لاریجانی رویهمرفته خوب کار کرده‌اند. البته به نظر بنده این بدین معنا نیست که بعضی قضات درست عمل می‌کنند. موفق باشید

20063

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزيز: نظرتان درباره استفاده علمي از استاد ديناني چيست؟ آيا نظرات ايشان تاييد شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده قابل استفاده است. موفق باشید

18724

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در عرفان بین صدور و ظهور فرق هست؟ بین توکل و طلب نصرت در قرآن فرق هست؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: هر صدوری که از طرف خداوند صورت گیرد، ظهوری به همراه دارد ولی ممکن است آن ظهور به عوالم پایین‌تر کشیده نشود. در توکل، انسان خدا را مدیر کارهایش قرار می‌دهد، ولی در طلب نصرت از خداوند می‌خواهد که در این امر یاری‌اش کند. موفق باشید

18605

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: از اینکه مطالبتان و جلسات خوبتان به آسانی در دسترس علاقه مندان گذاشته می شود، تشکر می کنم. سوالی از خدمتتان دارم: از کجا بفهمم تاکنون مال حرام یا شبهه ناک به زندگی من وارد شده است یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نباید در این موارد حساسیت از خود نشان داد. تنها چنان‌چه اراده‌ی استفاده از مال حرام و یا شبهه‌ناک را در مواردی داشته‌ایم، باید آن را جبران کنیم و لا غیر. موفق باشید

17546
متن پرسش
به نام خدا با عرض سلام و احترام: چگونه می توان شفا بودن تربت سید الشدا را با عرفان نظری تبین نمود؟ با تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که نسبتی بین جسم انسان و روح او بر قرار است، نسبتی بین تربت حضرت امام حسین«علیه‌السلام» با وجود قدسی آن حضرت و محل دفن ایشان برقرار است. و در این رابطه خداوند در تربت آن حضرت شفا قرار داده است. موفق باشید

16184
متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرامی حقیر سوالی درباره ی حضرت یونس (ع) دارم و آن این است که چرا حضرت یونس (ع) بعداز مدتی از دعوت قوم خود از هدایت آنها خسته شده و آنها را ترک می کند حال سوال اینجاست که مگر پیامبران خدا از عصمت برخوردار نیستند پس چرا 1. حضرت بدون فرمان خدا قومش را ترک کرد؟ 2. اگر این کار حضرت از روی نافرمانی خدا نبوده می توان آن را به ترک اولی نسبت داد و اگر ترک اولی بوده با عصمت پیامبر در تناقض نیست؟ 3. آیا حضرت با ترک قومش از جانب خدا مجازات شد و توسط نهنگ خورده شد؟ 4. چرا حضرت تعبیر «انی کنت من الظالمین» را بکار می برد آیا این عبارت به معنای خطای حضرت و عدم عصمت ایشان نبوده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: : واژه‏ ى ظلم به معنى «تعدى و تجاوز از حد» است كه همیشه مرادف با گناه نيست، و اين چنين نبود كه خداوند به حضرت يونس (ع) دستورى داده باشند و حضرت خلاف آن را عمل نموده باشند. بلكه خداوند مى‏ فرمايد: «چرا بدون آن‏كه دستور رفتن بگيرى، رفتى» و خداوند همين مسأله را در مورد پيامبرِ خود سخت مى‏ گيرد و حضرت يونس (ع) هم به جهت آن روح لطيفى كه داشتند، در شكم ماهى متوجه اين نكته شدند و عرض كردند: «سُبْحانَكَ انّي كُنْتُ مِنَ الظّالِمين» و خداوند مى‏فرمايد: «فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَ نَجَّيناهُ مِن الغَم» يعنى همين‏كه متوجه شد، آثار اين كار را از او رفع نموديم. پس غفلت نكنيم كه تخلفى صورت نگرفته، بلكه چون بدون دستور خدا قوم خود را ترك كرد خداوند به آن حضرت سخت گرفت. و این موجبِ نفی عصمت نمی‌شود. نفی عصمت با ترک دستور الهی محقق می‌گردد. موفق باشید

14879

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: در مورد سوال 14859 که از جنابتان پرسیده شده است، به نظرم می آید پاسختان جامع نبود چرا که حضرت علامه بنا به گفته دکتر احمدی رویکرد قبلی خود را اشتباه دانسته اند. اگر منظور علامه نگاه به فطرت پاک الهی انسان غربی بوده، بی شک این فطرت پاک الهی انسان غربی پیش از این هم برای حضرت علامه مکشوف بوده است و در ضمن دکتر احمدی از نظم و انضباط زندگی غربی از علامه سوال پرسیده اند و پاسخ ایشان ناظر به آن بخش از سوال ایشان بوه است. حال با این تفاسیر ما چند سوال پیش می آید: 1. باید چه رویکردی نسبت به نظرات علامه در مورد غرب داشته باشیم!؟ 2. چگونه می توان به غرب شناسی افرادی که نه غرب را دیده اند و نه آشنایی چندانی با زبان های رایج در آن دارند، اعتماد نمود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که علامه‌ی طباطبایی سال‌ها با امثال کربن ارتباط داشته‌اند و نسبت به غرب بیگانه نبودند و لذا نمی‌توان شخصیت ایشان را این‌چنین دستِ کم گرفت که با برخورد چند نفر خدمتگذارِ هتل در اصل نقدی که به مبانی فکری غرب دارند، تجدید نظر کرده باشند. این یک نوع بی‌انصافی نسبت به علامه است. لذا خاطره‌ی دکتر احمدی را باید در حدّ همان یک خاطره دانست. موفق باشید

14359
متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: با عرض تسلیت به مناسبت شهادت مظلومانه آیت الله شیخ نمر و رحلت آیت الله شجاعی و آرزوی علو درجات برای ایشان. در تفسیر سوره حمد فرمودید که اگر کسی با یکی از اسماء الهی ارتباط پیدا کند از آنجا که هر اسمی همه ی اسما را شامل می شود به همه ی اسامی الهی متصل شده، و قبلا در جایی دیگر فرموده بودید که اگر کسی بتواند ولو ضعیف با اسم جامع الهی مرتبط باشد (ذیل نور اهل بیت علیهم السلام و الا نه ولایت فقیه) به مراتب از کسی که با یکی از اسماء الهی مرتبط است مثلا با اسم شافی و شفا می دهد جلوتر است، وجه تمایز این دو فرمایش شما در کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم رویکرد انسان است. اگر کسی به دنبال حضرت اللّه به‌عنوان جامعِ اسماء باشد ولی نظر به اسم حَیّ بکند، از طریق همان اسم با حضرت اللّه مرتبط می‌شود. پس مهم آن است که انسان بنده‌ی حضرت اللّه باشد، وگرنه اگر رویکردش صرفاً به اسم شافی است از نور جامع اللّه محروم خواهد بود. موفق باشید

12908
متن پرسش
سلام خدمت استاد: فکر می کنم باید بین «غرب زدگی» و «غرب گرایی» تفاوت قایل شد و همین طور شباهت های آنها را دید - استاد آیا می توان گفت غرب زدگی منتهی به بنیاد گرایی و غرب گرایی منتهی به روشنفکری می شود و در آخر چون هر دو  قشری هستند به هم می رسند - لطفا روی تفاوت و شباهت غرب زدگی و غرب گرایی بیشتر توضیح دهید و {اینکه} روشنفکری غرب‌زده‌ی ما با سلفی‌گریِ وهابّی‌صفت، همان حس‌گراییِ غربی خواهد شد و طالبانیسم منتهی به غرب گرایی بشود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نتوانسته‌ام در تفاوت این دو واژه فکر کنم. زیرا در هرصورت غرب‌گرایی یک نحوه اصالت‌دادن به نگاه فرهنگ مدرنیته به عالم و آدم است، از این جهت همان غرب‌زدگی است. ولی این‌که متوجه هستید روشنفکری غرب‌زده‌ی ما با سلفی‌گریِ وهابّی‌صفت، همان حس‌گراییِ غربی خواهد شد، نکته‌ی بسیار دقیقی است. نمونه‌ی روشن دوری از فرهنگ اهل‌البیت«علیهم‌السلام» را چه در روشنفکری و چه در سلفی‌گری به‌خوبی می‌توانید به تماشا بنشینید. موفق باشید

12021

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به جواب سوال ۱۱۹۹۵ که گفتید «باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در این مورد نکاتی گفته شده، کتاب روی سایت هست 2- بهترین ملاک جهت تشخیص حقیقت از توهّم، تدبّر در قرآن و روایات است» فکر کنم متوجه سوال بنده نشدید منظور بنده این بود که مثلا یک شخصی که به اصطلاح روانشناسی دچار توهم بینایی و یا شنوایی یا همان اسکیزوفرنی شده که اشیاء و چیزهایی می بیند و یا صداهایی می شنود که همانند موجودات خارج واقعی به نظر می رسد اما در اصل در خارج وجود ندارد آیا می تواند با ملاک شخصی و درونی خود را متوجه کند به اینکه این شیء که می بینم و یا صدایی که می شنوم چون این مشخصه را دارد و یا این مشخصه را ندارد پس توهم است و یا نه واقعی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد چیزی نمی‌دانم، تنها چیزی که می‌توانستم عرض کنم همان بود که در جواب مذکور عرض کردم. موفق باشید

8917
متن پرسش
با سلام: فردی میگفت غلبه بر طبیعت همیشه بد نیست. مثلا اگر ژاپنیها خانه های با مقاومت بالا نمی ساختند خانه هایشان هر روز در اثر زلزله خراب میشد. نظر شما چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم بشر باید با تعامل با طبیعت زندگی خود را سر و سامان دهد حال چه آن بشر ژاپنی باشد، چه ایرانی. عمده تفاوت در رویکردها است که در فرهنگ غربی به‌جای تعامل با طبیعت، سرکوبی طبیعت را پیشه کرده و انواع بحران‌های زیست‌محیطی را به‌وجود آورده. موفق باشید
6748
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد عزیز معنای این شعر حافظ چیست دلبرا بنده نوازیت که آمو خت بگو که من این ظن به رقیبان تو هرگز نبرم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حافظ در این شعر نظر به روح قدسی انسان کامل دارد که چگونه روح سالک را می‌پروراند و خارج از دستگاه انسان کامل هیچ بُعدی از ابعاد انسان آن‌طور که شایسته است رشد نمی‌یابد. موفق باشید
6723
متن پرسش
سلام.حضرت استاد تمدن اسلامی که در لسان رهبری می باشد ومد نظر دارند همان تمدن مهدوی است یا مقدمه ساز آن ؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: صورت کامل تمدن اسلامی با حاکمیت امام معصوم محقق می‌شود و مقدمه‌ی آن نیز صورتی از تمدن اسلامی است از آن جهت که از تمدن غربی فاصله گرفته و نوع دیگری از زندگی را به میان می‌آورد. موفق باشید
5407
متن پرسش
باسلام و عرض خسته نباشید این سوال را قبلا ارسال کردم ولی به علت تاخیر پاسخ احتمال دادم که ارسال نشده باشد لذا دوباره آنرا ارسال میکنم : همان طور که میدانید قرآن از دوجنبه لفظ و محتوا دارای اعجاز است.و راه اثبات دین هم معجزه است پس راه اثبات الهی بودن اسلام اثبات اعجاز قرآن است.اما در مورد اعجاز لفظی که واضح است باید ادبای عرب زبان تشخیص بدهند و یک سری قواعد و اصول مشخصی دارد(اصول فصاحت و بلاغت) ولی سوال من در مورد اثبات اعجاز محتوایی است به این صورت که مبنای ما برای تشخیص برتری یک متن از متن دیگر از لحاظ محتوا چیست؟ آیا عقل است اگر چنین است در یک سخنرانی آیت الله جوادی آملی در نقد حقوق بشر فرمودند اینان مبنایی برای تنظیم حقوق بشر ندارند ، پس در واقع ما هم مبنایی برای تشخیص برتری قرآن از دیگر متون نداریم. پس به طور خلاصه سوالم را تکرار میکنم : آیا عقل مبنای اثبات اعجاز محتوایی قرآن است؟ آیا عقل می تواند و آنقدر کامل است که بتواند بدون وحی راهی که مناسبتر است را انتخاب کند؟ خوب اگر پاسخ شما به سوالات بالا مثبت است لطفاً به این سوال پاسخ دهید که آیا این جمله درست است: وقتی عقل مبنا باشد و کامل، هر حکم و گزاره ی دینی که خلاف عقل باشد باید کنار کذارده شود و اگر آن حکم قطعی الصدور از آن دین باشد ، باید آن دین کنار گذاشته شود.مثلا اگر به فرض محال اثبات شد که حکم قطع ید سارق که در قرآن ذکر گردیده بنابه دلایلی محکم غیر عقلانی است (و مثلا اگر به جای آن فلان حکم در مورد آنان اجرا شود اثر بهتری دارد )و چون این حکم قطعی الصدور از دین اسلام است(چون در قرآن آمده نه در روایات که بشود گفت شاید جعلی باشد) پس دین اسلام زیر سوال میرود. ضمنا شاید بگویید احکام یک جنبه ی معنوی دارد که ما از آن بی خبریم و حتی احکام غیرعقلانی لازم الاجرایند باید بگویم که اگر چنین توجیهی به کار برده شود آنوقت تثلیث در مسیحیت را هم باید پذیرفت چون شاید ما از جنبه معنوی آن بی خبر باشیم!باتشکر فراوان
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سؤال 5351 جواب داده‌ام.
1836

بساز وبفروشبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمت الله.در یکی از سخنرانی ها اشاره به شغل بساز وبفروش داشتید.یعنی کسانیکه آپارتمان چند واحده میسازند ومیفروشند .میخواستم ببینم چرا کار طیب و پاکی بحساب نمی آید اشکال کار در کجاست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام آن بساز و بفروشی که در سخنرانی مثال زدم مربوط به فرهنگ خاصی است که عده‌ای بدون آن‌که تعهدی نسبت به خانه‌ای که می‌سازند داشته باشند خانه‌هایی را می‌ساختند و می‌فروختند، ظاهراً امروزه با نظارت هایی که انجام می شود دیگر به آن شکل نیست. موفق باشید
23042

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار پیرو پرسش 22225 مصدع اوقات شریف شدیم. سوال اول: ما پس از مطالعه و مباحثه ی کتب جوان و انتخاب بزرگ، ده نکته از معرفت النفس، خویشتن پنهان و آشتی با خدا قصد کردیم کتاب معرفت نفس و حشر را شروع کنیم ولی متاسفانه کتاب سنگینی هست و گویا روح ما آمادگی دریافت مطالب آن را ندارد. به نظر بزرگوار بعد از مطالعه و مباحثه ی کتاب معاد این آمادگی حاصل می شود؟ یا باید کتاب شرح برهان صدیقین را مطالعه کنیم؟ سوال دوم: برای آشنایی با تمدن غرب و فلسفه ی آن در مقابل تمدن اسلامی چه کتابی را پیشنهادمی کنید؟ پیشاپیش از پاسخگویی تان متشکرم!
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظرم با اُنس با مباحث «برهان صدیقین» و پس از آن، کتاب «معاد» و شرح آن بسیاری از مطالب کتاب «معرفتِ نفس و حشر» را بیابید ۲. خوب است در این مورد سری به کتاب «علل تزلزل تمدن غرب» و کتاب «مدرنیته و توهم» و سپس به جزوات «تاریخ فلسفه‌ی غرب» بزنید. موفق باشید

نمایش چاپی